حضرت رقیه(س)-شهادت


دلم میخواست معراجت ببینم

چه معراجی عجب رنگین کمانی

 

نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم

بیا قولی بده دیگر بمانی

 

تورا با زخم صورت میشناسم

مرا بشناس با قد کمانی

 

نمیدانم چرا این زجر نامرد

بدش می آید از شیرین زبانی

 

عبایت روی دوش نیزه داری

عقیق تو بدست ساربانی

 

چه مویی داشتی بابا زمانی

چه مویی داشتم بابا زمانی

 

اگر مال منی پس پیش من باش

چرا دائم بدست این و آنی؟!

 

نشد غارت پدر جان!چادرم را..

خودم دادم به آن دختر امانی!

 

نفهمد هیچکس بازار رفتم

بماند بین ما راز نهانی

 

رخت را سیر دیدم سیر گشتم

تو بودی آن غذای آسمانی

 

سرت خاکی شده دراین خرابه

شدم شرمنده ازین میزبانی 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات- گودال قتلگاه - شب جمعه


آن دم که دیدنت دُرِ نایاب می شود

تنها نصیب من ز تو یک خواب می شود

 

داری برای من پدری می کنی حسین

قلبم از این محبت تو آب می شود

 

هر کس نسوخت در غم عظمای کربلا

دریا بدون موج چو مرداب می شود

 

فهمیده ام ز خون شهیدان راه تو

نوکر فدای حضرت ارباب می شود

 

وقتی که اشک روضه ی تو ریخت بر دلم

شب های قلب من شب مهتاب می شود

 

شب های جمعه یاد حرم ،یاد کربلا

دل های عاشقان تو بی تاب می شود

 

از اتحاد نیزه و شمشیر و تیر و تیغ

گودال قتلگاه چو گرداب می شود

 

بعد از  تمام گشتن ذبح عجیب تو

غارت نمودنِ بدنت باب می شود...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


عمری است با عنایتتان گریه می کنم

با روضه های مادرتان گریه می کنم

 

وقتی میان روضه به گودال می رسم

با اشک های خواهرتان گریه می کنم

 

گریان برای ساقی لب تشنه،مشک هم

با مشک بر برادرتان گریه می کنم

 

گاهی برای آن سربالای نی،گهی

بر زخم های پیکرتان گریه می کنم

 

هر وقت روضه،روضه‌ی شش ماهه می شود

باروضه خوان هیئتتان گریه می کنم

 

اصلا چگونه اشک نریزم برایتان

من که مدام با غمتان گریه می کنم

 

حس می کنم میان حرم ایستاده ام

هروقت پای بیرقتان گریه می کنم

 

گر دست من رسد به شما می نهم ز درد

سررا به روی دامنتان؛ گریه می کنم

 

من راحسین زائر شش گوشه می کنی؟

من که برای اکبرتان گریه می کنم...

 

یک تکه از بهشت خدا می شود دلم

هر وقت با زیارتتان گریه می کنم

 

عمری است گشته مرغ دلم مبتلایتان

تنها نه در محرمتان گریه می كنم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)


هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی است

می نشینم با ادب! این عادتِ اجدادی است

خسته از کنج قفس پر میکشم تا شهرری

سخت ویران و خرابم؛ حاجتم آبادی است

این حرم جایِ کبوتر دارد عمری یاکریم

چون کرَم داری و کارَت دادنِ آزادی است

حضرتِ عبدالعظیم و سیّدِ اهل کرم

عاشقت هستم! وَ این احساس مادرزادی است

خیره بر صحنت شدم آتش گرفتم! چون بقیع-

بی حرم مانده ست و این غربت چه غیرِعادی است

مرقدت شد کربلای ثانی و جانِ حسین(ع)

سر به راهم کن! ببخش آقا اگر ایرادی است

مُهر تأییدی گرفتی از امام ِ عصر خود

این جوابِ هر سلامی که به دستش دادی است

رفتی و در وصف شأن تو همین کافیست که...

داغدارِ ماتمت مولا امام ِ هادی(ع) است!




✔️ موضوع : عبدالعظیم حسنی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/03/18 | 10:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)


از اُحُد آید ندا واویلتا واحَمْزَتاه

شهر پیغمر شده ماتمسرا واحَمْزَتاه

هم برادر، هم عمو، هم تکیه گاهش کشته شد

خون شد از غم قلب ختم‌الانبیا واحَمْزَتاه

قطعه قطعه پاره پاره اربا اربا چاک چاک

پیکرش افتاده روی خاکها واحَمْزَتاه

دست وحشی بشکند یارب که از راه ستم

نیزه زد بر پهلوی او بی هوا واحَمْزَتاه

تا نیفتد چشم خواهر بر جراحات تنش

بر رویش انداخت پیغمبر عبا واحَمْزَتاه

خواهرش جسم برادر را ندید از حال رفت

شد احد از ناله هایش کربلا واحَمْزَتاه

فاطمه بعد از پدر با پهلوی بشکسته اش

در کنار قبر او میزد صدا واحَمْزَتاه

تو نبودی ای عمو بر صورتم سیلی زدند

پیش چشم شوهرم در کوچه ها واحَمْزَتاه

تو نبودی خانه ام را از جفا آتش زدند

تو نبودی سوختم در شعله ها واحَمْزَتاه

کاش بودی ای عمو تا باز میکردی طناب

بین دشمن از دو دست مرتضی واحَمْزَتاه

در مدینه مادر و ، دختر به دشت کربلا

روی تل میزد صدا واجعفرا واحَمْزَتاه

نیزه ها میرفت بالا زینب از سوز جگر

ناله میزد واعلیا وااَخا واحَمْزَتاه

کاش حمزه بود تا خنجر بگیرد از عدو

یا که زینب را برد در خیمه ها واحَمْزَتاه




✔️ موضوع : حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/03/18 | 10:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)


با حمزه سَرو و سایهء سر داشت احمد

در غزوه ها صد شیر لشگر داشت احمد

گرچه یتیم مکّه بود او با وجودش

مثل پدر یک سایه بر سر داشت احمد

وقتی علی و فاطمه با حمزه بودند

سرو روان ، کوثر ، صنوبر داشت احمد

بهتر بگویم این سه تن وقتی که بودند

بابا، برادر ، مِهر مادر داشت احمد

عشق عمو و این برادر زاده ناب است

این عشق را از لطف داور داشت احمد

وقتی می آمد قلب او آرام میشد

او را شبیه کوه باور داشت احمد

وقتی علی با حمزه می آمد به میدان

در معرکه طوفان محشر داشت احمد

صد حیف شد پشت و پناهش را گرفتند

نامردها جان سپاهش را گرفتند


یک نیزهء نامرد سوی او رها شد

قلب پیمبر سوخت و دارُالعزا شد

میخواستند قلب پیمبر گُر بگیرد

یک خنجر آمد سینه اش بدجور واشد

میخواستند رویش شناسایی نگردد

دیگر نمیگویم سر و رویش چها شد

پیغمبر از غم دست و پای خویش گُم کرد

وقتی صفیّه باخبر زین ماجرا شد

تا چشم خواهر جسم پُر خون را نبیند

آقا متوسّل به سِتر یک عبا شد

آقا کجا بودی که زینب لطمه میزد

وقتی حسین بی سرتو زیر پا شد

قحطی زده ها پیکرش را..........

ته ماندهء سهمش فقط یک بوریا شد

انگشت را با حرص انگشتر بریدند

قانع نبودند و ز سر معجر کشیدند


زهرا پس از حمزه شکایت داشت از غم

مانند شمعی آب شد آرام و کم کم

میرفت بالا قبر حمزه گریه میکرد

آهش پُرآتش بود و چشمش مثل زمزم

میگفت با صد آه و ناله ای عموجان

بعد از تو و بابا شدم مجروح ماتم

دیدند تنهائیم سوزاندند مارا

بستند دستان علی را پیش چشمم

مانند تو برسینه ام زخمی عمیق است

میخ درِآتش گرفته خورده مُحکم

سردرد دارم ای عمو از ضرب سیلی

دور سرم گردید از آن ضربه عالم

زیر در افتادم لگد باران شدم من

از آن زمان دیگر عمو شد قامتم خم

در بیت الاحزان مینشینم بر مزارت

ایکاش زهرا زودتر آید کنارت




✔️ موضوع : حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/03/18 | 10:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)


آن روز که روز غربت حیدر بود

خون بر جگر دختر پیغمبر بود

یارانِ علی به یک دگر می‌گفتند 

ای کاش که زنده حمزه و جعفر بود



امیرالمومنین(ع) فرمودند:

أَمَا وَاللهِ لَوْ أَنَّ حَمْزَةَ وَجَعْفَراً کَانَا بِحَضْرَتِهِمَا مَا وَصَلاَ إِلَی مَا وَصَلاَ إِلَیْهِ،وَ لَو کانا شَاهِدَیهِما لاتَبَقا نَفسَیهِما


آگاه باشید! سوگند به خدا! اگر حمزه و جعفر(ع) زنده وحاضر بودند، آن دو نفر به آن مقام نمی رسیدند، و اگر حمزه و جعفر شاهد و ناظر بودند، آن دو نفر، جان سالمی به در نمی بردند.

الکافی، ج‏8، ص190




✔️ موضوع : حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/03/18 | 10:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


بسم رب الوحی، رب هل اتا

رب احمد، رب خیرالمرسلین

رب عترت، رب مولانا علی

رب سادات نساءالعالمین

 

صحبت از یاران دین کبریاست

یاد باید کرد از اصحابِ حق

درس عبرت از اُحد باید گرفت

تا شود سرلوحۀ احبابِ حق

 

از چه رو دندان پیغمبر شکست

وز چه احمد حمزه را از دست داد

«لحظه ای غفلت» ز فرمان نبی

جبهۀ حق، تنگه را از دست داد

 

هیچکس باور ندارد اینچنین

حیدر و بر تن نَود زخمِ عمیق

کینۀ هندِ جگرخوار عاقبت

حمزه را مُثله کند در زیر تیغ!

 

کیست حمزه، یار احمد یار وحی

حافظ آیات، بعد از هر نزول

کیست حمزه، مرد ایمان و نبرد

عبد صالح شیرِ میدان رسول

 

کیست حمزه، غرّشِ شمشیر عشق

کیست حمزه، عبد فرمان علی

کیست حمزه، مرد میدان اُحد

جان او بسته است بر جان علی

 

هر کجا احمد ز دشمن فتنه دید

بود یارِ حضرتش آن پهلوان

حال افتاده بزیر دست و پا

بی نفَس، بی جان، شکسته استخوان

 

سینه ای که سخت تر از کوه بود

حال از تیزیِ خنجر نرم شد

این همان یکتا عموجان است که

بارها زهرا به او دلگرم شد

 

سالها بگذشت از جنگ اُحد

شهر از بعدِ نبی تاریک بود

بی حیایی راهِ زهرا را گرفت

راهِ بانو، کوچه ای باریک بود

 

روزِ سیلی خوردنِ زهرا رسید

دید دشمن تا که بنچاقِ فدک

مادرِ سادات را آن بی حیا

پیش چشمِ مجتبایش زد کتک

 

گوشواره پخش شد روی زمین

دست مادر بود در دست پسر

راه را گم کرد آن یاسِ کبود

آنکه خود از بهر مولا شد سپر

 

پس کجا بودی ببینی ای عمو!

فاطمه افتاد زیر دست و پا

تو بزیر خاک و زهرا بی پناه

بسته شد در ریسمانی مرتضی

 

بولهب یک حرف بد زد بر نبی

ای عمو! خشمَت امان از او گرفت

ثانی اما سیلی ام زد بی هوا

هیچکس آیا نشان از او گرفت؟

 

راهِ زهرا راهِ یاریِ علیست

تاعلی تنها نماند هیچگاه

درسِ عبرت از اُحد این است و بس

شیعه در غفلت نباشد هیچگاه




✔️ موضوع : حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


شیعه باید نیمه ی شوال را از بر کند

عبرتِ جنگِ اُحد را ذرّه ای نوبر کند

 

با مُروری جِدّی از تاریخِ دوران، خویش را

در کنار مصطفی روحی فِدا، باور کند

 

از غنائم، لحظه ی بُحبوحه باید دست شُست

ورنه کِی دفعِ خطر از جانِ پیغمبر کند

 

الگوی رزمنده ی اسلام، اخلاصِ علی است

حمزه در جنگ اقتدا بر شیوه ی حیدر کند

 

دید مولا میزند تیغ از یمین و از یسار

تا ز ختم الانبیا، دفعِ بلا یکسر کند

 

"لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار"

برترین مدحی است، کز مولای ما، داور کند

 

شد علی شیر خدا و حمزه شد شیر رسول

تا  تهاجم بر سپاهِ مشرک و کافر کند

 

شیر میخواهد، زنَد شیرازه ی دشمن بهم

حمزه یکجا میتواند، دفعِ صد لشکر کند

 

شیعه باید از جناب حمزه گیرد درسها

سینه ی خود را سپر، در یاریِ رهبر کند

 

بولهب ها را نشانَد جای خود، در هر زمان

غیرتِ دینیِ خود را فاش در منظر کند

 

دختِ نامشروعِ بوسفیان، جگرخوار از چه شد؟

زانکه لشکر را تهی از حیدرِ دیگر کند

 

حیف که امرِ نبی را، پشتِ گوش انداختند

فرصتی شد تا جگرخواره، لب از خون تر کند

 

حکمِ پیغمبر زمین ماند و غنیمت اصل شد

خصم باید هم که دستِ خویش را برتر کند

 

وای بر قومی که از تکلیف خود غافل شود

در همین هنگامه، دشمن بر دلش خنجر کند

 

هیچکس باور نمیکرد از سوی یک آکله

خنجری وحشی تواند حمزه را پرپر کند

 

حمزه چون از پا درآمد، مصطفی از پا نشست

کاش فکری از برای حالتِ خواهر کند

 

جسمِ سالارِ سپه را ساخت پنهان در عبا

کاش فکری هم برای زینبِ مضطر کند

 

مُثله شد، اما سرش بر نیزه ی اعدا نرفت

کِی تواند خواهر از محمل سخن با سر کند

□  □  □

کاش حمزه بود و کس، جرات نمیکرد از نفاق

نیّتِ سیلی زدن، بر سوره ی کوثر کند

 

این سخن، حتی شنیدن هم برایش سخت بود

بارها میدید احمد را سخن از در کند... 




✔️ موضوع : حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


اینجا دیار و مرقد مـَردی کـریم است

اینجا مزار حضرت عبدالعظیم است

 

این «آستان» از بسكه والا و رفیع است

هم کربلای عاشقان و هم بقیع است

 

لطف خدا بوده که ری بر ما وطن شد

سهم دل این عاشقان عشق حسن شد

 

روز ازل تقدیر ما شد عشق نامت

تو شاه مُلک دل شدی ما هم غلامت

 

دنیای ما لبریز از فیض دم توست

در دست ما تا روز محشر پرچم توست

 

نامت همیشه عزت این مردمان است

این افتخار مردم ری در جهان است

 

تنها نه رى را داده اى سوداى مستى

پشت و پناه مردم تهران تو هستى

 

هـر کس که زائر شد به تو از غم رها شد

مهمان تو مهمان شاه کربلا شد

 

کرب و بلا گفتم دلم لرزید یارب

گودال یادم آمد و غم‌های زینب

 

آقا اجازه هست تا روضه بخوانم

ای کاش با این روضه ها زنده نمانم

 

آقا شنیدم تشنه لب از حال رفتی

اما شبیه جدتان گودال رفتی ؟

 

کی مثل اربـابـم تنت در خون کشیدند

یا کِـی سـرت را بـا لـب عطشان بریدند

 

روز عزای تو اگر دل پُر محن شد...

کِی تیر باران پیکرت مثل حسن شد

 




✔️ موضوع : عبدالعظیم حسنی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


در سخن روحِ تازه می خواهم

از حسن جان اجازه می خواهم

 

لب گذارم به پنچه هایِ ضریح

صحبت از تو کنم نگارِ ملیح

 

السلام ای امیرِ این وادی

عاشقی را تو یادمان دادی

 

ای بلندای عشق قامت تو

ای سلام خدا به ساحت تو

 

خاک بوس سیادت تو زمین

جایگاهت ولی به عرش برین

 

آسمانی‌ترین مسافر خاک

قدر و شان تو کی شود ادراک

 

ای ذراری حضرت زهرا

بندهٔ با ارادتِ زهرا

 

افتخارت همین بس ای والا

باشی از نسلِ سیدالنُّجبا

 

بس که بودی تو فاطمه سیرت

مصطفایی منش ، علی صولت

 

در سماوات چون ستاره شدی

تو اباالقاسمی دوباره شدی

 

ذکر تحلیل با تکانِ لبت

چشمهٔ نور در نماز شبت

 

ای هدایت گر هدایت‌ها

راویِ صادقِ روایت‌ها

 

بس که در عشق مستدامی تو

دست بوس چهار امامی تو

 

اعتقادت ز بس که بنیادی است

صله‌اش لطفِ حضرت هادی است 

 

بهر تحسین‌تان بگفت آقا

انت انت ولیّنا حقا ...

 

تو صفا بخش دین و آیینی

عزتِ سرزمین باکینی

 

آبرودار خاک مایی تو

صاحب ملک خون بهایی تو

 

ملکِ ری از تو آبرو دارد

پای تو هستِ خویش بگذارد

 

بس که در رتبه ت عظیمی تو

حضرتِ سیدالکریمی تو

 

قبلۀ خاک ما شده حرمت

چشم امید ماست بر کرمت

 

ای قرار دل هوایی من

مرهم زخم کربلایی من

 

ای به دل دادگان تو نورعین

ای نگار همیشه شکل حسین

 

کویِ تو رنگی از خدا دارد

خاک تو بویِ کربلا دارد

 

ای فرستادۀ رسول الله

جانب خون بهای ثارالله

 

تویی آن یار بی قرین دلم

هر شب جمعه همنشین دلم

 

با علی عهد عشق بستی تو

سفره‌دار کمیل هستی




✔️ موضوع : عبدالعظیم حسنی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


رزق ما جرعه ای از این «می» شد

مستی ما چُنین پیاپی شد

شکر حق با تو عمرمان طی شد

قبله‌ی اهل معرفت ری شد

 

تو حسن(ع) زاده‌ای کَـرم داری

به نیابت از او حـرم داری

 

دست لطف تو بر سـرم آقا

خانه زادم در این حـرم آقا

تو غـریبـی و دست کم آقا؛

کاش بودم چو محتشم آقا -

 

- تا که در مِدحت تو بنویسم

از غم و غربت تو بنویسم


درد تهران دوا شده بـا تو

حاجت ما روا شده بـا تو

شهر ما با صفا شده بـا تو

شهرری کربلا شده بـا تو

 

نام تو می دهد به ما مستی

تو حسین(ع) دیار ما هستی

 

جانم آقا فدای نام شما

"جامعه" قبله ی  کلام شما

عقل مانده است در مقام شما

حضرت هادی(ع) آن امام شما -

 

- گفته: " انتَ ولـیُّنـا حَـقّـا "

چون که بودی بـرای او سقّا

 

نـوه ی حضرت کـریـم شدی

در دل شیعیان مقیم شدی

چون به حق راه مستقیم شدی

عـبـد بودی ولی عظیم شدی

 

شاهی و ما گدای این خوانیم

با عنایات تو مسلمانیم

 

نوحه خواندن مقابلت زیباست

محضرت هم تراز کرب و بلاست

حرمت مامن حسینی هاست

شب جمعه چه روضه ای برپاست

 

با نوای پر از غم زهرا(س)

میشود گونه هایمان دریا

 

ملک ری سال‌ها پر از غم بود

در دلش لحظه لحظه ماتم بود

چهره‌ی او همیشه درهم بود

گندمش روضه‌ی مجسم بود

 

بـا عنـایـات حضرت هـادی(ع)

تو بـه این خاک آبـرو دادی

 

بین حجره غریب افتادی

با دلی پُر شکیب افتادی

گفتی: اَمَّن یُجیب ... افتادی

یاد شیب الخضیب افتادی

 

بر زمین جسم تو رها نشده

سرت از پیکرت جدا نشده

 




✔️ موضوع : عبدالعظیم حسنی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


شُکرِ لِلَّه، شهرِ ما را آبرویی دیگر است

قبلۀ تهران، نمادِ کربلای دلبر است

 

حضرت عبدالعظیم از دودمان مجتباست

طاهرِ زین العِباد از خاندان حیدر است

 

وادیِ طور است اینجا، بوی موسی میدهد

حمزةِ بنِ موسیِ جعفر، ز نسل جعفر است

 

چارده معصوم را اینجا زیارت میکنیم

گوشه گوشه مُلک ری، یک بضعه از پیغمبر است

 

آری از قم تا خراسان هست یکسر مُلک ری

از فدک دارد نشان، این خاک خاک کوثر است

 

نهضت موسی بن جعفر این فدک را پس گرفت

زین سبب ایران اسلامی، ولایت گستر است

 

مُلک ری ایران اسلامیست، سلطانش رضاست

بیمۀ سلطان علی موسی الرضا این کشور است

 

طوس، قم، ری، شاچراغ، اینجاست سرتاسر حرم

گلشنِ این خِطّه را صدها شهیدِ بی سر است

 

در دفاعِ از حریمِ اهلبیت مصطفی

هر زمان آمادۀ اعزام، چندین لشگر است

 

ما برای فتح قدس از کربلا صف میکشیم

جملگی آماده ایم و امر، امر رهبر است

 

عالمی در آتش، اینجا در امان فاطمه ست

این دیار اصلاً به یُمنِ روضه هایش برتر است

 

با گناه ماست درهای بلا وا میشود

ورنه در این مملکت، پرچم سرِ هر سردر است

 

خیمۀ اربابِ بی سر، هر طرف باشد بپا

روضۀ گودال در این خیمه ها سرتاسر است

 

اشکها در این ولایت، کار باران میکنند

اشک ما هر روز و شب، همراه اشک مادر است

 

هر شب جمعه ندا آید حسین من چه شد

جای مادر هر شب جمعه کنار پیکر است

 

از پریشانیِ زینب، ذکرِ این یک جمله بس

بر گلوی پاره پاره بوسه های خواهر است

 

لحظۀ سختِ اسیری رفتنِ زینب رسید

دست بر سر، بر لبش أمَّن یُجیبُ المُضطَر است




✔️ موضوع : عبدالعظیم حسنی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/17 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


از ما دل بی قرار را می گیرد

این غصه ی بی شمار را می گیرد

با آمدنش عطر خوش یکرنگی...

سرتاسر روزگار را می گیرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


با دلِ سوخته تر ، در نظرت خوب ترم

سر بزیر آمدم و نزد تو محجوب ترم

 

دردمندانه تر از طولِ تمام عمرم

ناله ات کردم و دیدم که چه محبوب ترم

 

دوری ام میدهی و داد در آری ز دلم

هرچه محروم ترم نزد تو مطلوب ترم

 

دلِ شوریده و احوال پریشان دادی

هجر دادی که کند عشقِ تو آشوب ترم

 

چشم بارانی و مژگان گنه شویْ خوشست

پس عطا کن مژه و چشم گنه روب ترم

 

خاکِ راهم کن و آنگه به سرم پا بگذار

مگر اینگونه کند پای تو منکوب ترم

 

رهرُوی ، پیر رهی ، بر سر راهم برسان

ورنه هر لحظه در این بادیه مغضوب ترم

 

هرچه اشک است ز سوز سحر یار من است

بده ای باد صبا گونۀ مرطوب ترم

 

به غریبی تو سوگند که غربت خوب است

کنج تبعید به بازار تو مرغوب ترم

 

هرچه گویند : برو کعبه ، منا ، مروه ، صفا

میکند کرب و بلا از همه مجذوب ترم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


با خواندنِ یک شعر، شکُفتیم، بیا

ما عاشقِ عشقهای مفتیم، بیا

شش روز، بدون تو #تجارت کردیم

تعطیلی صبحِ #جمعه، گفتیم: بیا

 




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ای ولی عصر و امام زمان

ای سبب خلقت کون و مکان

 

ای به ولای تو، تولّای ما

مهر تو آیینۀ دل‌های ما

 

تا تو ز ما روی نهان کرده‌ای

خون به دل پیر و جوان کرده‌ای

 

خیز و ببین ای شه دنیا و دین

کفر گرفته همه روی زمین

 

عالَم ما عالَم دیگر شده

آینۀ دهر مکدّر شده

 

خیز و بکش تیغ دو سَر از نیام

ای شه منصور پی انتقام

 

خیز و جهان پاک ز ناپاک کن

روی زمین پاک ز خاشاک کن

 

ای به تو امید همه خاکیان

بلکه امید همه افلاکیان

 

شمس و فلک شمسۀ ایوان توست

جنّ و ملک بندۀ دربان توست

 

مطلع وَالشّمس بود روی تو

مظهر وَالّلیل دو گیسوی تو

 

دیدۀ خلقی همه در انتظار

کز پس این پرده شوی آشکار

 

مُحتَجب از خلق جهان تا به کی؟

در پس این پرده نهان تا به کی؟

 

ما که نداریم به غیر از تو کس

ای شه خوبان تو به فریاد رس




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


با نگاه گرم خود آتش به جان انداختی

پرچم آه مرا تا آسمان افراختی

 

مثل خورشیدی دمیدی در کران سینه ام

این مدال مهر را بر گردنم انداختی

 

عشق تو این خرده عقلم را گرفت از دست من

بر من این خرده مگیری که مرا نشناختی

 

زحمت این خام را گردن گرفتی از ازل

تا که من پخته شوم هم سوختی هم ساختی

 

مهربان! از بس هوا خواه منی معلوم نیست

من به تو دلباختم یا تو به من دلباختی




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات

 

ای منتهای اشتیاق و آرزویم

بگذار از دلتنگی ام با تو بگویم

 

بی تو برایم زندگی خسته کننده ست

هر روز بدتر میشود بغض گلویم

 

هر روزِ هفته رنگ و بویِ جمعه دارد

با گنبد فیروزه ای در گفتگویم

 

درکِ حضورت سهم از ما بهتران و

داغِ ظهورت بر دلِ بی آبرویم

 

بر لب دعای عهد اما در عمل هیچ...

بیزارم از خود بسکه در عشقت، دو رویم

 

کاری برایم کن به خود برگردم آقا

بگذار رنگ و رو بگیرد خُلق و خویم

 

عمریست اشکت را درآوردم ولی تو...

بخشیدی و هرگز نیاوردی به رویم

 

علّامۂ بحرالعلومت میشدم کاش

پابوسی ات می آمدم بعد از وضویم

 

یکروز می آیی به سمت جمکرانت

من هم می آیم تا که غم از دل بشویم

 

دور و برم پُر می شود از یاس و نرگس

عطرِ عبایت می نشیند روبرویم!




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/16 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مقام معظم رهبری-ولایت و بصیرت


ولایت است عیار خلوص ایمان ها

مسیرِ وصلِ خداوکمال ِ انسان ها

 

درامتحان ولایت به جلوه می آید

تفاوتیست میانِ زبیر وسلمان ها

 

اگرمطیع علیِ زمان شویم همه

فریبمان ندهد رویِ نیزه قرآن ها

 

به سوی عزت ایران و انقلاب ماست

قیام وجنبش ِ طوفانی مسلمان ها

 

قسم به نامِ خمینی به کوریِ دشمن

تمام منطقه پُر میشود ز ایران ها

 

مقابل نفسِ فاطمیِ رهبرمان

درآمدند به زانو تمام شیطان ها

 

به محضر ولیِ عصر عهد میبندیم

که تا همیشه بمانیم پایِ پیمان ها

 

به صهیونیسم جهانی پیام ما این است

به سررسیده دگر عرصه هایِ جولان ها

 

هزارسال گذشته ز غیبت موسی

به سامری نفروشیم نورِ ایمان ها

 

به رهبریِ علی وبصیرت مردم

شویم الگویِ وحدت میان ِ دوران ها

 

در آن دلی که اثرکرده لقمه هایِ حرام

دگر اثر نپذیرد ز نورِ برهان ها

 

سلام بر شهدائی که بی نشان رفتند

سلام بر تنِ افتاده در بیابان ها

 

خداکند که مطیع ولی شویم همه

امیرِ لشگر سیدعلی شویم همه




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، امام خامنه ای(حفظه الله)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-مدح


دَر حِکمت و فَهم و فِقه، اُستادی تو

بَر قُله‌ی فَضل و عِلم، اِستادی تو

در اوج وِلایت و فِقاهت دیدم

گریه کنِ روضه های اَجدادی تو




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-ارتحال


بعد از تو ادامه یافت ایثار و غرور

با قدرت و قاطعیت و شور و شعور

رفتی و به روی دوش مان خواهد ماند

این بیرقِ انقلاب تا روز ظهور!




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-ارتحال


یک عمر قنوتِ ناب در دستت بود

یک شعبه از آفتاب در دستت بود

 

روح ملکوتی ات پُر از آرامش

ایمان و امیدِ ناب در دستت بود

 

روشنگر راهِ رستگاری بودی

رهبر شدی و حساب در دستت بود

 

از خط به خط صحیفه ات نور وزید

چون جاذبۂ ثواب در دستت بود

 

در بستر بیماری خود هر لحظه

قران و دعا، کتاب در دستت بود

 

از خشم تو دشمن نگران شد! چون که

دینداریِ بی نقاب در دستت بود

 

جمهوری و آزادی و استقلال و

پیروزی انقلاب در دستت بود!




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مقام معظم رهبری


مگذار از دستِ علی پرچم بیفتد

نهضت، مبادا دستِ نامحرم بیفتد

 

آن روز، باید ما جماعت مرده باشیم

کز دیده ی سیدعلی، شبنم بیفتد

 

این مملکت ویرانه می گردد، مبادا

چشمِ اجانب بر وطن، یکدم بیفتد

 

ای عشق! از ما سر طلب کن، تا ببینی

در مقدمت، سرهای ما با هم بیفتد




✔️ موضوع : امام خامنه ای(حفظه الله)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-مدح


دل از دم عارفانه اش می لرزید

جان از نفس ترانه اش می لرزید

آن پیر که چون کوه مقاوم می بود

با یاد حسین شانه اش می لرزید




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-مدح


از نخل بی سر آن قدر سرو و صنوبر ساخت

تا عزت امروزه ی ما را مقدر ساخت

 

آوازه اش در کوچه و پس کوچه پیچیده

از خاک مرده این مسیحا کوهی از زر ساخت

 

دیروز دلها تحت تاثیر کلامش بود

با منبر خود مادرانی "کاوه" پرور ساخت

 

میراث دار او بسیج چند میلیونی ست

با میثم و مقداد و حجر و حمزه لشگر ساخت

 

چشمان او دنبال تقریب مذاهب بود

از شیعه و سنی برای هم برادر ساخت

 

پیر و جوان بر روی لب الله اکبر داشت

این عارف بالله شهری حیرت آور ساخت

 

دنیا مرید مکتب "طیب" سرشت اوست

سربازهایی مثل حر پاک و مطهر ساخت

 

مشکل گشای خط شکن های دو کوهه شد

با هر دعا راهی برای فتح خیبر ساخت

 

دامان او مهد تمامی شهیدان بود

صیاد و زین الدین و چمران و هنرور ساخت

 

در روضه های آتشین کوثری هربار

آهی کشید از دل جماران را معطر ساخت

 

ما نه پدرهامان ولی با چشم خود دیدند

اعجاز روح الله یک ایران دیگر ساخت 




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-مدح


آمد که زنگ انقلابی ناگهان باشد

بایست هم انگشت دنیا بر دهان باشد

 

ابروی او شمشیر بود و غیر ممکن بود

از تیغ ابرویش حریفی در امان باشد

 

مردی که ایمان مجسم بود و ثابت کرد

گهواره گاهی میتواند پادگان باشد

 

مردی که با سوزاندن کاخ ستم فهماند

مظلوم ، آهش میشود آتش فشان باشد

**

دیروز مشق عشق مان داده است تا امروز

نام خدا سربرگ کاغذهایمان باشد

 

این نسل ، امید دل دیروز آن مرد است

حاشا اگر تنها به فکر آب و نان باشد




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-مدح


ای روح ایمان، روح ایران، روح قرآن

روح خدا، روح پیمبر، روح فرقان

 

ای روح هستی بخش، تو آرام روحی

دارای کشتی نجاتی، مثل نوحی

 

ای بت شکن، مانند ابراهیم هستی

الحق که تو فرزند ابراهیم هستی

 

تو ریشه کَن سازِ همه نمرودیانی

موسای دیگر، دشمن فرعونیانی

 

احیاگرِ دین خداوندِ حمیدی

آری مسیحِ تازه در قَرن جدیدی

 

با صوت داودیِ خود جان آفریدی

در نیمهٔ خرداد طوفان آفریدی

 

جانِ زمین را با زمان تزویج دادی

اسلام را در عالمی ترویج دادی

 

اسلامِ تو اسلام رحمانییست؟ هرگز

اسلام آمریکای شیطانیست؟ هرگز

 

اسلام روح الله، اسلام جهاد است

اسلام حزب‌الله، صلحش در نهاد است

 

دین، چارده قرن است که پیکار دارد

یعنی أشِدّاءُ علَی الکفار دارد

 

دینی که میگویند برخی، دینِ نمائیست

دین نیست آن دین، بلکه نوعی دین زدائیست

 

دین را جدا از کربلا دانند، بعضی!

از شورِ عاشورا جدا دانند، بعضی!

 

اسلام، تنها نیست فرهنگِ عبادت

اسلام، با دشمن جهاد است و شهادت

 

یک قوم یارِ صف به صف دارد خمینی

آری که فرزند خلف دارد خمینی

 

تا یکصدا صوتِ جلی هستیم، هستیم

تا پیرو سید علی هستیم، هستیم

 

سید علی، یعنی جوادیِ الحسینی

سید علی یعنی همان راه خمینی

 

کوریِ چشم دشمنش، جان پَروریدند

ما را شهیدان حریمش آفریدند

 

تا کربلا برپاست، قربانیِ ما هست

سربند یا زهرا به پیشانیِ ما هست




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-ارتحال


دوباره آتش غم در دلم زبانه گرفت

دوباره زخم دلم طعم تازیانه گرفت

 

دوباره در سر من طرح عقل مبهم شد

دوباره بید جنون روی شعر من خم شد

 

دوباره در دل من جا گرفت یاد شبی

که روح از می احساس تر نکرد لبی

 

شبی که شیر زمین خورد و بیشه در خون ماند

به روی کتف زمان داغ این شبیخون ماند

 

شبی که خیل شغالان به زوزه خندیدند

ز باغ روشن دین چون حصار را چیدند

 

به عمق تیره مه پشت آسمان خم شد

شبی که سایه خورشید از سرش کم شد

 

خسوف شد رخ تبدار ماه غایب شد

نماز وحشت بر قوم خفته واجب شد

 

زمین ضیافت جوش و دمل گرفت آن شب

ستاره زانوی غم در بغل گرفت آن شب

 

و پلک مخمل جنگل مچاله شد از درد

شبی که ترشی غم هفت ساله شد از درد

 

عقابها ز افقهای دور برگشتند

به سمت شب رژه رفتند کور برگشتند

 

سوار شرقی ما بین سایه ها گم شد

شبانه قریه اشراق غرق کژدم شد

 

ز کوه غم فوران کرد و بر لبان کویر

ز هرم حادثه رویید تاول تقدیر

 

پر از رسوب شد این رود و از خودش جا ماند

صدای آب نیامد و دشت تنها ماند

 

امید سوخت یقین دود شد در آن تردید

و هر چه زخم نمک سود شد در آن تردید

 

خبر رسید ز غم پشت کوه طور شکست

 حریم اسم شب و حرمت عبور شکست

 

خبر رسید از آن سوی دخمه های سیاه

که در تسلسل خفاش حجم نور شکست

 

سحر که پشت شب تیره دست و پا می زد

دمید و قفل در بسته را به زور شکست

 

صدای شیحه اسبان بی سوار آمد

سکوت سربی این صبح سوت و کور شکست

 

گلوی تیره مرداب موج را بلعید

و بغض سنگی سیاره های دور شکست

 

ز خشم صاعقه ها کهکشان ترک برداشت

غرور آبی دریای پرغرور شکست

 

...و رفت آنکه در آن سالهای بی باران

قیام کرد به خونخواهی سیاووشان

 

کسی که لحظه ای از عاشقی عدول نکرد

اگر چه رفت در اندیشه ها افول نکرد

 

کسی که گفت خریدار چوبه دار است

به شوخ چشمی چشمان یار بیمار است

 

به غنچه ها و به آیینه ها ارادت داشت

"و با تمام افقهای باز نسبت داشت"

 

همیشه در حرم لاله ها قدم می زد

و در مجله عشق خدا قلم می زد

 

تمام عمر دلش با فرشته ها خو کرد

شکوه زندگیش دست مرگ را رو کرد

 

امام! بی تن عشق روح کم دارد

سفینه گرچه مهیاست نوح(ع) کم دارد

 

غزل بگو به چه دل خوش کند پس از تو امام؟

و از قلم چه تراوش کند پس از تو امام

 

نهالهای جوان بی تو پا نمی گیرد

امام! روح تو در خاک جا نمی گیرد

 

پس از تو در همه آفاق زیستن ننگ است

به هر کجا برویم آسمان همین رنگ است

 

در آستانه سجاده جای تو خالی است

پس از تو کل جهان سرزمین اشغالی است

 

تو رفتی و جگر تشنه فلسطین سوخت

رواق مسجد القصی و دیر یاسین سوخت

 

چنارهای جماران سیاه پوشیدند

و نخلهای نجف جام زهر نوشیدند

 

سیاه زخم در اعماق سینه اردو زد

و روح زخمی ما پیش درد زانو زد




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-ارتحال


جاری شده‌ست نغمه ی بدرود اما تب سلام نمرده‌ست

رفت آن بزرگوار و پس از او،آن رسم و آن مرام نمرده‌ست

 

آن مـرد بـی نمونه ی دوران، از خاطـر خواص نرفته

لبـخند هـای پیـر جمـاران در سیـنه ی عـوام  نمرده‌ست

 

ما نسل لحظه های حضوریم،در روزگار بی تو صبوریم

چشـم انتظار صبـح ظهوریم، خـون در رگ قیام نمرده‌ست

 

زنده‌ست آن کـه نـام نکـویـش در ذهـن روزگار بـمانـد

آری چنانکه شیخ اجل گفت،آن مرد نیک نام نمرده‌ست

 

ای ابر های بغض!ببارید، خود را به گریه ها بسپارید

ای گریه های تلخ بشورید، باور کنید امام نمرده‌ست




✔️ موضوع : امام خمینی(ره)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/13 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 555 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات