امام حسین(ع)-شهادت


شب جمعه به دل هوا دارم

در سرم شور کربلا دارم

 

شب جمعه دوباره پر بزنم

در خیالم به دوست سر بزنم

 

گوشه ی قتلگاه می آیم

با دم آه آه می آیم

 

مادرش آمده است می دانم

روضه ی  "یابُنَیَّ" می خوانم

 

دو سه خط روضه، هر که هر جا رفت

دل من پا به پای زهرا رفت

 

(تا كه او بیشتر نفس میزد

بیشتر میزدند زینب را)

 

(تیغشان مانده بود در گودال

با سپر میزدند زینب را)

 

شب جمعه است روضه خوان  زهراست

مجلسی گوشه ی حرم بر پاست

 

یکی از گودی زمین می خواند

یک نفر روضه اینچنین می خواند

 

(لب گودال خواهر افتاده

ته گودال مادر افتاده)

 

(آن طرف تر برادری تنها

بین یک مشت خنجر افتاده)

 

(عزت آب و آبروی حرم

زیر یک چکمه بی سر افتاده)

 

شب جمعه است مبتلا شده ایم

باز مهمان کربلا شده ایم

 

رو به سمت حرم بایست به او

السلام علی الحسین بگو

 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند

«تا خامه لب گشود سخن گریه می‌کند»

پای غمش به داغ جوان دیده ها قسم

«بیچاره است مرد چو زن گریه می‌کند»

باران غاضریه نشان سرور نیست

«صبحی‌ست کز وداع چمن گریه می‌کند»

معمار قبر پر شده از آب واقف است

«تعمیر بر بنای کهن گریه می‌کند»

آه ای حجاز زاده عراق آمدی چرا؟

«از درد غربت تو وطن گریه می‌کند»

باور نمی‌کنی؟ خودت از خیزران بپرس

«دندان دمی که ریخت دهن گریه می‌کند»

گفتم مرو برادر من خواهش مرا

«چون طفل بر زمین مفکن، گریه می‌کند»

میل به باغ کی کنم آخر که مثل ابر

«گُل نیز بی تو بر سر من گریه می‌کند»

«بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند

بر ماتم حسین و حسن گریه می‌کند»




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


با صدای روضه‌خوان رفتم به جایی سوخته

روضه‌خوان می‌خواند اما با صدایی سوخته

باز هم شرمنده؛ در دستم ندارم بیشتر

واژه‌هایی آتشین، زلفِ رهایی سوخته 

حرف سنگین است، سنگین؛ روضه‌خوان سربسته گفت:

کاش کوچکتر نبود از تیر نایی سوخته... 

گفت: «می‌بینم یکی افتاده عریان» بعد گفت:

«کودکانی مانده‌اند و خیمه‌هایی سوخته... 

کودکان در انتظار ذوالجناح، از دورها

ذوالجناج آمد ولی با یال‌هایی سوخته...» 

هر چه تابیدی به دنیا، باز هم تاریک ماند

باید از این کوهسار از سر برآیی سوخته 

آخر کار است و باید ذکر «یا زهرا(س)» گرفت

عطر زهرا(س) می‌وزد از کربلایی سوخته...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تو در عین غریبی برتمام خلق سلطانی

تو دراوج عطش آبی تو دریای خروشانی

اگرچه اهرمن انگشترت رابرد می بینم

تو درملک خدا تا عرصه محشرسلیمانی

تو هم خون خدا هم زاده خون خداوندی

تومجروحی تومذبوحی توعریانی توعطشانی

نیازی نیست تا قرآن بخوانی برفراز نی

تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی

به تن داری هزاران زخم تیرو نیزه و خنجر

نباید سنگ بارانت کنند آخر تو مهمانی

نصیحت می کنی در زیر خنجر قاتل خودرا

زبس دارای لطف و رحمت و عفوی و احسانی

به زخم پیکرت ای جان جان عالم هستی

چرا خورشید می تابد تو خود خورشید تابانی

برای گوشواره گشت گوش دخترت پاره

ندانستند تو خود گوشوار عرش رحمانی

جرا بین دو نهر آب لب تشنه تورا کشتند

نگفتند ای همه اسلام آخر تو مسلمانی

تو که چشم خداوندی به میثم باز کن چشمی

قبولش کن بگو میثم تو ما را مرثیه خوانی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی

غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی

بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...

ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف

نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا

قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا

اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر

بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


شرار و زلزله بر عرش داور افتاده

به فرش شورش وغوغای محشر افتاده

محیط کرببلا پرشده ست ازصیاد

زتیر حرمله هرسو کبوتر افتاده

به هرطرف که نظر می کنی گلی خونین

چوگوهری ست که ازدیدۀ تر افتاده

به یک طرف تن قاسم فتاده بر صحرا

به یک طرف تن صدچاک اکبر افتاده

دودست برسر خود زد چو زینب از غم دید

به روی خاک دو دست برادر افتاده

کنار علقمه سقای کربلا می دید

به روی آب روان عکس اصغر افتاده

به موج خیز ستم، کشتی هدایت و عشق

میان لُجه ای از خون شناور افتاده

صفای گلشن سرسبز باغ فردوس است

گل همیشه بهاری که پرپر افتاده

سزاست گرکه جهان خاک غم به سرریزد

که سرفرازترین سرو بی سرافتاده

زناله های غم انگیز عترت یاسین

شرار غم به وجود پیمبر افتاده

شمیم فاطمه آید مگر زخاک حسین

که باز زینب او یاد مادر افتاده

گه اسیری دخت علی وفائی گفت

طناب ظلم به بازوی حیدر افتاده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


جایی برای گفتن اما نمی زارند

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند

چشم حسودان سپاه شمر بی تردید

قد اباالفضل تو را رعنا نمی زارند

آنان که بر پیراهنت بردند سوء قصد

انگشترت را در دل صحرا نمی زارند

با این هجوم تیغ و نیزه بر تنت قطعا

جایی برای بوسه ی زهرا نمی زارند

آنان برای رأس تو پاداش می گیرند

پس بی جهت سر به سر سرها نمی زارند

فکری به حال زار زینب کن میان راه

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


اهل خِرد، بدون امان روضه خوانده اند

دیوانه های سود و زیان روضه خوانده اند

اعجاز عیسوی ست که از داغ اصغرت

نوزادهای بسته زبان روضه خوانده اند 

افتاد بارِ داغ تو بر گردنِ زنان

زنجیر های زِبر و گران روضه خوانده اند 

اهل هنر به هرنفسی که که فرو رود...

مثل غروب فرشچیان روضه خوانده اند 

از کودکی، نماز مرا اشک، شُسته است

در گوش من به جای اذان روضه خوانده اند

**

 «خاموش محتشم که دل سنگ آب شد»

«جن و ملک بر آدمیان...» روضه خوانده اند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب

برای پیرهنت گریه می کنم هر شب

شبیهِ سرخیِ خورشیدِ آسمانِ غروب

به دست و پا زدنت گریه می کنم هر شب

به خشکی لب مثل کویرت آقا جان

به خشکی دهنت گریه می کنم هر شب

به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند

به جسم بی کفنت گریه می کنم هر شب

به لحظه ای که تنت را گذاشت بین حصیر

به بوریا شدنت گریه می کنم هر شب

اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری

به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به لطف مهر خزان،ساعتى زمان برگشت

ویا به قهربهار از زمین،خزان برگشت

گرفت،بغض گلوگیرى،آسمان را سخت

صداى خنده ى بى وقفه بر دهان برگشت

بساط گریه براى جهان فراهم شد

دوباره اشك،به هر گونه اى روان برگشت

چه رفت؟بر چه كسى؟دركجا؟كه بعد دو عید

هلال غصه به دامان آسمان برگشت

كدام قافله درسمت كوفه در راه است

كه از پى اش همه جا،اشك جاودان برگشت

كسى به وسعت تاریخ در همین راه است

كسى كه واژه ز وصفش مدیحه خوان برگشت

كسى چنان كه زمان از وقوعش عاجز شد

كسى كه حد و حدودش به لامكان برگشت

به نسبت پدرى طفل حضرت شیر است

ونسل مادرى اش تا پیمبران برگشت

كدام شیر؟همانى كه در نبرد احد

ز امتحان خداوند قهرمان برگشت

یلى كه تا سخن از زور بازوش آمد

دوباره لرزه به جان یهودیان برگشت

کسی كه در شب معراج،حضرت احمد

ز خاك با كمك او به آسمان برگشت

و برسریر حصیر حكومتش چو نشست

به سفره هاى فقیرانه رنگ نان برگشت

امیر بى زر وتاجى كه چون ته لقبش

امیرى دل وجانش به مومنان برگشت

ز مدح مادر او عرض جمله اى كافى ست

به لطف فاطمه بر جسم عشق،جان برگشت

صلاح نیست كه یك ذره مدح،نور كند

بنابراین سخنم باز بر زبان برگشت

قلم گریست وشعرم به روضه عادت كرد

به این قصیده زمانى كه كاروان برگشت

به وعده گاه جنون منزل از پى منزل

عزیز فاطمه همراه خاندان برگشت

به پیشواز خداوند،ریخت گل ها را

ومثل سرو به آغوش بوستان برگشت

براى دفعه آخر،به سمت باغ حرم

براى بردن یك غنچه،باغبان برگشت

امان ز لحظه بى تابى على اصغر

و لحظه اى كه به آغوش كودكان برگشت

نه آب مانده نه تابى،نه اشكى وآهى

نه از شریعه علمدار مهربان برگشت

نه هیچ قطره اشكى ز رفتنش ماند و

نه هیچ حرمله با تیر در كمان برگشت

به سمت معركه مانند نرگسى رفت و

به سوى خمیه ولى مثل ارغوان برگشت

مقابل همه با خنده سمت میدان رفت

اگرچه زیر عباى پدر نهان برگشت

چه ناامید،نگاه امیدوار رباب

به بند خونى گهواره بى امان برگشت

پدر براى چه شرمنده از پسر شده است

حسین سمت خیامش،چه ناتوان برگشت

و ظهر آمد و خورشید در دل صحرا

پس از غروب اهالى كهكشان برگشت

رسیده وقت خداحافظى و خیلى زود

دوباره زینب كبرى به داستان برگشت

چقدر سمت حسینش دوان دوان رفت و

چقدر سمت حسینش كشان كشان برگشت

میان اهل حرم شد قیامتى برپا

همین كه سمت حرم اسب بى عنان برگشت

كنار عمه،رقیه به خاك افتاد و

به سمت عمه سكینه،به سرزنان برگشت

اگر چه رفت به گودال دست  خالى  شمر

به لطف صاحب سر،دست پر سنان برگشت

سه روز بر تن او،آفتاب پى در پى

طلوع كرد و به عنوان سایه بان برگشت

نشسته بود به تل خواهرى غریبانه

چو دید آتش در خیمه ها دوان برگشت

حكایت من و انگشتر عالمى دارد

دوباره از چه،به گودال ساربان برگشت؟!

شهید صحنه ى آن لحظه ام كه خواهر تو

پس از زیارت یك نعش بى نشان برگشت

به شهركوفه و در شام،سنگ بسیار است

بماند آنچه به اذهان نكته دان برگشت

به كوفه،معجر وگهواره و لباس وكفن

چه چیزها كه به عنوان ارمغان برگشت

چه بى ملاحظه از روى نیزه افتادى

چو نیزه دار تو هر بار ناگهان برگشت

هرآنچه روضه سرودم براى تو به كنار

دلیل اصلى اشكم به خیزران برگشت

به لطف خون حسین و پیام زینب بود

به هر مناره،دوباره اگر اذان برگشت

همیشه بر سر خوان تو هرگدا كه نشست

نمك نخورده از این سفره مثل خان برگشت

دلى كه بهر تو دادیم،پس نمیگیریم

كه بى بهاست،متاعى كه بر دكان برگشت

غرض به راه نو جان دادن است ننگش باد

هرآن كسى كه سلامت از امتحان برگشت

ز هر كه رفته به كرب و بلات میپرسم

مگر ز كوى شما،زنده میتوان برگشت؟!

بگیر دست مرا،اى خداى خوب حسین....




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


قسم به تیغ حیدرت به بوسۀ پیمبرت

به گریه های مادرت به غربت برادرت

قسم به یار و یاورت به زینبت به خواهرت

"به جای شیر، تیر نوش کرده بود اصغرت

و بعد تیر و تیغ و نیزه می زدند بر سرت"

 

جنون به فرق عقل آنچنان زدم که سر شکست

زمانه فهم عشق را نداشت، بی ثمر شکست

دریغ کاسه کوزه ها به روی کوزه گر شکست

"کنار درک غربت تو کوه از کمر شکست

چقدر زخم تشنه مانده است روی پیکرت"

 

هنوز مشک تیر خورده روی خاک ها رهاست

هنوز العطش نوای اهل بیت مصطفی است

هنوز کلُّ یوم، یار ما سر از تنش جداست

"سر حسین ِ تشنه لب هنوز روی نیزه هاست

زمانه خاک بر سرم زمانه خاک بر سرت"

 

حسین! ای که مرز بین کوثر و تکاثری

بگو پس از هزار سال دل کند تدبّری!

عمو چرا به آب زد؟ تو که از آب ها پُری

"هزار سال رفت و تو هنوز زخم می خوری

هزار سال رفت و تازه است زخم حنجرت"

 

هزار سال رفت و عاقلان و فیلسوفیان

هزار سال رفت و واقفیّه و وقوفیان

هزار سال رفت و خانقاهیان وصوفیان

"هزار سال رفت و دسته دسته قوم کوفیان

گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت"

 

حسین، عاشقی است جاودانگی است سرمدی است

حسین ماورای هرچه باید و نبایدی است

"چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی" است!

"سرِ به روی نیزه ات حقیقت محمّدی است

چرا زمانه پی نمی برد به اصل جوهرت؟"

 

برادرم به آتش ابولهب نگاه کن

به کربلای خستگان وجب وجب نگاه کن

به مصر و قاهره به غزّه و حلب نگاه کن

"بیا کنار خیمه های تشنه لب نگاه کن

ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت"

 

غروب شد غروب شد نه اسبی و نه فارِسی

نه جعفری نه قاسمی نه حُرّی و نه عابسی

دلم فدای زینبت نه یاری و نه مونسی

"شب وداع آمد و سری زدم به مجلسی

که شعله اش اگرچه بود نام پاک مادرت"

 

خدا گواه، خسته سینه می زدم برای تو

ز خستگی نشسته سینه می زدم برای تو

گهی عنان گسسته سینه می زدم برای تو

"تمام شب شکسته سینه می زدم برای تو

و لشکری که اسب می دواند روی پیکرت..."

 

پدربزرگ، کنج خانه با تمام کوچکی

چه روضه ها که می گرفت بی نبات و پولکی!

چه اشک ها که می گرفت روضه خوان گیلکی!

"نشسته ام به یاد روزهای دور کودکی

شکسته دم گرفته ام به یاد دیدۀ ترت"

 

اگر اطالۀ کلام می کنم به زخم تو

چه زخم ها که التیام می کنم به زخم تو

ته پیاله را تمام می کنم به زخم تو

"سلام می کنم سلام می کنم به زخم تو

سلام می کنم به عطر جمله های آخرت"

 

سلام ما سلام ما به رازهای برملا

سلام ما سلام ما به البلاءُ للوَلا

سلام ما سلام ما به راز لستَ مُرسلا

"سلام ما سلام ما به کشتگان کربلا

سلام ما سلام ما به اکبر و به اصغرت"




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این کیست تنهای تنها مانده ست بین سواران

محکم تر از کوهساران جاری تر از جویباران

بااینکه تنهای تنهاست بااینکه در موج غمهاست

روشن تر از آفتاب است سرسبزتر از بهاران

آه از غم واژه هایش از غربت آشنایش

مانده طنین صدایش در خاطر روزگاران:

"ای مسلم! ای هانی! ای حر! تنهایی ام را ببینید

آیا مرا یاوری نیست؟ پاسخ بگویید یاران!

ای یکه تازان میدان ای شیرمردان خالص*

رفتید و ماتم گرفتند در خیمه ها بیقراران"

فریاد تنهایی او پیچید و برخاک جنبید

لب های لبیک گویان تن های چابک سواران

گرد و غباری به پا خاست آن مرد را دوره کردند

شمشیرزن ها از این سو، از آن طرف نیزه داران

در خیمه ها چشم هایی مانده به راه سواری

نومید یارب مبادا امید امیدواران

 

 

*یا ابطال الصفا و یافرسان الهیجا




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-شب جمعه


دوباره یک شب جمعه! دوباره آه حسین!

رسیده تا همه جا بوی قتلگاه! حسین!

دوباره فاطمه دارد بُنَیّ میخواند

گرفته زمزمه دارد بُنَیّ میخواند

لباس دوخته بودم کجاست پیرهنت؟!

گرفت‌ پهلوی من وقت دست و پا زدنت!

هرآنچه نیزه که آمد درآمد از پشتت!

عقیق رفته که رفته!کجاست‌ انگشتت؟؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این قصه ی درد است پس آخر ندارد

این شعله سوزان است خاکستر ندارد

از کربلا تا عرش تنها یک قدم بود

غیر از حسین (ع) این یک قدم را بر ندارد

وقتی که آمد کربلا اصحاب بودند

وقتی به میدان می رود یاور ندارد

وقتی عمود خمیه را انداخت یعنی

روزی برادر داشت و دیگر ندارد

شش ماه کافی بود تا عالم بفهمند

اصغر تفاوت با علی اکبر ندارد

با اربن اربا تازه فهمیدند مردم

اکبر تفاوت با علی اصغر ندارد

ما از شنیدن بیخودیم از خویش ، ای وای

زینب که میبیند ولی باور ندارد

زینب که میبیند تن بی پیرهن را

زینب که میبیند که انگشتر ندارد

از من چه میخواهی عزیزم پای این شعر

"روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد"

روضه نمیخواهد تنی که چاک چاک است

جز زخم روی زخم بر پیکر ندارد

سر را جدا کردند اما نکته این است

خنجر در اینجا کار با حنجر ندارد

این کشته ی افتاده بر طف زاده ی کیست؟

این تشنه ی بی کس مگر مادر ندارد؟

بر نیزه خورشید است حق دارد رقیه

یک لحظه چشم از روی ماهش بر ندارد

این قصه از سر قصه ی سر بود یعنی

تا روز آخر غصه ام آخر ندارد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


زسوز سینه برای تو باز می خوانم

به نغمه های حزین حجاز می خوانم

نوای اکبر ناظم ندارم اما باز

نوازشم بکنی دلنواز می خوانم

برای مرثیه ها زخمه را نیازی نیست

به لطف زخم لبت جانگداز می خوانم

ویا زیارت ناحیه ی مقدسه را

میان مرثیه یک دو فراز می خوانم

من از تبار غزل های ابن مکفوفم

ببخش محضرتو روضه باز می خوانم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/27 | 04:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


رکاب آهسته آهسته ترک خورد و نگین افتاد

پر از یاقوت شد عالم، سوار از روی زین افتاد

دگرگون شد جهان، لرزید دنیا، زیر و رو شد خاک

دمی که زینت دوش نبی روی زمین افتاد

پس از بی مهری دریا، قسی القلب شد آتش

به جان دودمان رحمة للعالمین افتاد

خدایا هیچ زخمی بد تر از دلواپسی ها نیست

که چشمش سوی خیمه لحظه های واپسین افتاد

شکستن با غلاف تیغ را سر بسته میگویم

زبانم لال...النگوی زنان از آستین افتاد

برای من نگه دار و بیاور زخمهایت را

اگر خواهر مسیرت سوی من در اربعین افتاد

نفهمیدند طه را....نفهمیند یاسین را....

به چوب خیزران دندانه ای از حرف سین افتاد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/27 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


ﭼﺸﻢ ﻣﺎ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﺪﻧﺖ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺍﺷﮏ ﻣﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺭﺧﺸﺎﻥ ﯾﻢ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﯾﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻧﯿﺰﻩ ﻗﺴﻢ

ﺧﻮﻥ ﭘﺎﮎ ﺗﻮ، ﺣﯿﺎﺕ ﺩﮔﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ

ﺩﯾﻦ ﺯ ﺧﻮﻥ ﺑﺪﻧﺖ ﺟﺎﻣﻪ ﮔﻠﮕﻮﻥ ﭘﻮﺷﯿﺪ

ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺪﻧﺖ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺣﻮﺽ ﮐﻮﺛﺮ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺗﻮ ﭘﺮ

ﺳﺎﻗﯽ ﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﯼ ﺍَﺣﺪ ﻣﻨّﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﻫﺮﮐﻪ ﺭﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﻍ ﺗﻮ، ﺩﺍﻏﺶ ﺑﻪ ﺟﮕﺮ

ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﺍﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ

ﮐﻔﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ، ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﯽ ﺍﺳﺖ

ﺧﺎﮎ ﺯﻧﺠﯿﺮﺯﻧﺖ، ﺩﺭﺩ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺁﺏ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺟﮕﺮﺵ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺩ

ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺧﻀﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﻟﺒﺖ ﻋﻄﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﻭﺿﻪ ﺟﺎﻧﺴﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺧﺪﺍ

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ ﺗﻮ ﭘﺪﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ

ﺣَﯿَﻮﺍﻥ ﺑﻬﺮ ﺗﻮ ﮔﺮﯾﻨﺪ، ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ

ﻣﻨﮑﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ

ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺒﺮﻧﺪﺵ، ﭼﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺑﻬﺸﺖ

ﭼﺸﻢ "ﻣﯿﺜﻢ" ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺣﺎﺕ ﺗﻨﺖ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/27 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


فلک گدای عنایات خاص و عامه ی تو

سروده شد به روی نیزه ها اقامه ی تو

تو بی نهایتی و روی نیزه زلفت گفت

که نقطه چین بگذارد در ادامه ی تو

من الغریب به ما نیز نامه ای بده چون

حبیب ها بکند خلق ؛فیض نامه ی تو

فقط تو امر بفرما چگونه جان بدهیم

شبیه جون تو یا که ابوثمامه ی تو

و یا امر بفرما شبیه ابربهار

همیشه اشک بریزیم بر چکامه ی تو

برای مرثیه خوانی آب بر عطشت

میان روضه ی زهرا برای جامه ی تو

برای روضه ی غصب فدک که زینب خواند

برای غارت انگشتر و عمامه ی تو




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 10:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


ای کاش تو را به دشت غربت نکُشند

لب تشنه پس از بیعت و دعوت نکُشند

لب تشنه اگر کُشند و تنها و غریب

ای کاش تو را به قصد قربت نکُشند...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 10:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


ای سخن از داغ تو مقتل شده

بین سر و تیغ معطّل شده

ای نفست رونق سنگ‌آوران

داعیه‌ی نیزه‌‌به‌جنگ‌آوران

شرحه‌ی تفصیل تو کتمان محض

پیش تو دل دست به دامان محض

از تو قفا روضه‌ی صدر آورد

ظهر دهم لیله‌ی قدر آورد

سینه‌ی سنگین تو سینای صبر

خواسته‌ی توست به دیبای جبر

مرکب زانوی تو لا حول چیست؟

واژه‌ی این مرثیه از قول کیست؟

ای عطش از غالیه‌بندان تو

گریه جنون‌واره‌ی خندان تو

ای نگهت قصّه‌ی سنگ و سبو

یک مژه از خیمه نگردانده رو

ناله‌ای از رشحه‌ی هل من مزید

سوی خیام از نفحاتت وزید

ناله‌ مگو آه مسیحاست این

معجزه را روی کن از آستین

گوش بشر هرچه مُصِر می‌شود

ناله‌ی جانسوز تو سر می‌شود

یک دو نفس شفع شو وتر آفرین

رمزگشایی کن و ستر آفرین

سوره‌ی والفجر سلامٌ علیک

هدیه‌ده زجر سلامٌ علیک

ای هبه‌بخشی که نشد مشت تو

بسته‌ی انگشتر و انگشت تو

آنقدر از خویش فنا بوده‌ای

لم یلد از حیث ثنا بوده‌ای

آنقدر آنگونه که بی‌شائبه

جود تو ناقص نشود با هبه

بیرق و پیراهن و انگشترت

چند هجا از کلمات سرت

آنچه که در کفّه‌ی میزان توست

خلعتی دلق عزیزان توست

بافته از تار وفا پود جان

بر تن این سلسله تا بوده جان

پیرهنی حلّه‌ای از عاطفه

نگسلد از قامت این طائفه

جود تو سرجوش معانی شده

آنچه ندانستم و دانی شده

ای مثل‌آباد خرابات نی

ساغر لاجرعه‌ی بالذّات می

مستی هفتاد و دو تن دست تو

دست و سر و پا و بدن مست تو

در دل گودال تپیدن بگیر

آینه‌‌ای رو به ندیدن بگیر

قابل دیدار خدا نیستیم

آینه بردار که ما کیستیم؟




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 10:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


بر فرض از دلیل و از اثبات بگذریم

قرآن تویی چگونه از آیات بگذریم؟

روشن ترین دلیل همین اشک جاری است

گیرم که از متون و عبارات بگذریم

ما را نبود تاب تماشا، عجیب نیست

از صفحه های مقتل اگر مات بگذریم

تفصیل بند بند مصیبت نمیکنیم

انگشترت... ، ز شرح اشارات بگذریم

یک خط برای روضه ی گودال کافی است:

زینب چه دید وقت ملاقات؟ بگذریم

ما تیغ غیرتیم که از هرچه بگذریم

از انتقام خون تو هیهات بگذریم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین

لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین

نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین

از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین

تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین

خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


در قتلگاه چشم تو سمت خیام بود

دعوا برای غارت رأس امام بود

ای کاش مانده بود لباسی که داشتی

شاید برای مادر تو التیام بود

می گفت شمر بعد علی اصغرش حسین

دیگر توان نداشت و کارش تمام بود

آقا ببخش ،زینب اگر دیر آمده

در قتلگاه دور و برت ازدحام بود

فرمود  تا امام  علیکن  بالفرار

 بهر  مخدرات  فرار  التزام  بود

عدل علی به کینه ی این قوم علتی ست

این قوم پست در صدد انتقام بود

رأسی که چوب خورد به دندان وبرلبش

آیه به آیه صوت رسایش پیام بود

گیسوی او به قامت نی ناله می سرود

بر اهلبیت سایه ی او مستدام بود 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


گودال میبرند که قربانی ات کنند

در تیر های حرمله زندانی ات کنند

لب تشنه جان سپردی و این ابرهای تار

حسرت به دل شدند که بارانی ات کنند

صحرای کربلای تو آباد تر شود

محکوم هر چقدر به ویرانی ات کنند

اسلامِ این قبیله یزیدیست , یا حسین

بهتر همانکه شک به مسلمانی ات کنند

باید پس از گرفتن نور نگاه تو

فکری به حال لهجه ی قرآنی ات کنند

در معبد "مسیح" گران میشود سرت

گر "مسلمین" به نیزه ای ارزانی ات کنند 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


فکر کن ظهر شود روز به آخر برسد

لحظه ها بگذرد و ساعت خنجر برسد

لحظه ی آخر گودال به کندی برود

خنجر شمر سراسیمه به حنجر برسد

فکر کن بین اجانب به چه وضعی به چه حال؟

زینب از تل به تماشای برادر برسد

هرچه بوده است به غارت برود ، در گودال

بوسه ای از رگ خشکیده به خواهر برسد

ازدحام است و در این معرکه زینب مانده

به برادر برسد یا که به معجر برسد

قد خم دارد از این غم چه کسی می دانست؟

ارث مادر وسط دشت به دختر برسد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


هیچ حالی شبیهِ حالت نیست

هیچ روزی شبیه روزت نیست..!!

آبهایِ تمام عالم هم

مرهم زخمِ سینه سوزت نیست

 

جگرت زخم شد زمانی که

داشت از انگشترت نگین میریخت

داغ یعنی به چشم خود دیدید

قطعه قطعه علی زمین میریخت

 

داغ یعنی جوان رعنایت

تشنه لب  روی خاک جان میداد

نیزه ای بین سینه اش بود و

"نا نجیبی "تکان تکان میداد

 

داغ یعنی نبودن عباس

بزدلان را جسور خواهد کرد

حرمله پیش چشم غیرتی ات

سمت خیمه عبور خواهد کرد

 

داغ یعنی که غنچه ای را با

سم ِمَرکب گُلاب می گیرند ..

داغ یعنی:عموی خیمه که رفت

دختران اضطراب میگیرند

 

داغ یعنی که شیرخوارت را

جای گهواره بینِ  گور کنی...

بند قنداقه اش به دستانت

از کنار ِ رباب عبور کنی

 

بی پناهی پناه ِاهلِ زمین

هانی و مسلم و زهیرت کو؟

کو علمدار لشکرت آقا؟

شُوذَب و عابس و بُرِیرت کو؟

 

تکیه دادی به نیزه ی غربت

آسمان رنگ ِ دود میدیدی

روی ِ تل خواهر ِ غریبت را

مثل ِ مادر کبود میدیدی..

 

کشتیِ رحمت ِخداوندی..!

گیر کردی میان آن گودال

چشم رحمت به قاتلت داری

کم کمک گرچه میروی از حال

 

 غربت و درد و داغ یعنی که

دشمنت میکشد سرت فریاد

من بمیرم برای گیسویت

که به چنگال قاتلت افتاد

 

"نگران" کشتنت عزیز دلم

 "نگرانی" که حال ِ خوبی نیست

پیش چشمان داغ دیده ی تان ...

موقع ِ رقص و پایکوبی نیست

 

هیچ داغی شبیه داغت نیست

همه بر غربت تو خندیدند!

هیچ دردی از این فراتر نیست

که به تل، خواهر ِتو را دیدند

 

وای از ضربه ی دوازدهم

آه از ضَجّه های مادرتان

قتلگاهِ شماست :گودال و ..

تَلّ شده قتلگاه خواهرتان

 

تشنه بودی و جای آب اما

نیزه ای در گلو فرو کردند!

پیکر ِ زخمی و نحیفت را

با سم اسب زیر و رو کردند

 

از تنت چشمه چشمه خون دارد-

روی خاک ِ کویر میریزد

آنقدر قطعه قطعه ات کردند

که تنت از حصیر میریزد

 

شد غروب و به زیر نور ماه

برقِ انگشترت نمایان شد

بعدِ غارت نمودن خیمه

تازه  نوبت به آن شتربان شد

 

پیکرت روی خاک ماند و سرت

سایه ی بان ِ تمام طفلان شد

ماجرای نگاه و ناموس است

که سرت ناگهان غزلخوان شد

 

سرت از بسکه سنگ خورد افتاد

من بمیرم که دردِ سر داری

ای که از حال و روز خواهرها

بر سر نیزه هم  خبر داری

 

هیچ حالی شبیهِ حالت نیست

هیچ روزی شبیه روزت نیست..!!

آبهایِ تمامِ عالم  هم

مرهم زخمِ سینه سوز ت نیست




موضوع: روز عاشورا،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


از نفاق بی فضیلت ها، فضیلت کشته شد

خاک عالم بر سرم دریای رحمت کشته شد

بی بصیرت ها به قصد قُرب سنگش می زدند

زینت دوش نبی از جهل امت کشته شد

چند عضو حضرتش از تشنگی حسی نداشت

عاقبت هم با لبان تشنه حضرت کشته شد

هرچه تیر و نیزه مانده بود رویش ریختند

با هزار و نهصد و چندین جراحت کشته شد

آه از آن حرفی که فرموده است مولانا الرضا

روز عاشورا عزیز ما به ذلت کشته شد 

گفته مقتل خنجری کُند از قفا با ضربه ها...

نصّ مقتل گفته آقا با مشقت کشته شد

دختری که معجرش آتش گرفته ناگهان

زیر سم اسب، در هنگام غارت کشته شد

خواهری با دست بسته در کناره ناقه گفت:

ساقی لشگر کجایی، شرم و غیرت کشته شد

قاسم و عباس و جعفر، اکبر و عون و حسین

هرچه مَحرم داشتم، در چند ساعت کشته شد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/07/6 | 01:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


قطره ای ام که زدم بر لب دریا لب را

باز کردم به ثنا گوییتان تا لب را

مردگان زنده نگردند تعجب دارد

چونکه تر کرده به نام تو مسیحا لب را

روی دستان علی ع بودی و آرام گذاشت

روی پیشانی تو ام ابیها لب را

با رفیقان خودش مانده چه گوید فطرس

چشم و ابروی تو را شرح دهد یا لب را

هر چه در جام نبی بود به جان تو چکید

تا به انگشت رساندی به تقلا لب را

شاعر از مدح رسیده به سری که بر نی

آیه میخواند و مردم به تماشا لب را

"اَم حَسِبتَ . . . عَجَباً" کهف کجا ؟کرببلا؟

تشنگی کرده چنین پر ترک آیا لب را

آب را روی تو بستند ولی در واقع

بست بر آب روان حضرت سقا لب را

این که دندان تو را سنگ شکسته یعنی

بعد پیشانی و ابروی تو حتی لب را

تکه های بدن اکبر خود را جُستی؟

کرده ای در وسط معرکه پیدا لب را؟

گوش تا گوش علی پاسخ "هل من ناصر"

حنجرش کرده به لبیک ز لب وا لب را

چه کند در تهِ گودال اگر نگذارد

روی رگهای گلو زینب کبری لب را

خیزران شد قلم شاعر "كَأ ساً ناوِل"

تا به املاء جدیدی کند انشا لب را

ای سه سالست که با غصه نوازش میکرد

گیسوی سوخته را ، چشم ترت را ، لب را

عده ای آمده از غارت معجر گفتند

بهتر آنست بدوزند در اینجا لب را

آرزوی شب و روزم به خدا این شده است

برسانم به کف صحن تو آقا لب را




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/07/6 | 01:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


برای روضه نشستیم و روضه خوان آمد

صدا گرفته و غمگین و ناتوان آمد

نشست و گفت سلامٌ علیکَ یا عطشان

سلام حضرت لب تشنه روضه خوان آمد

سلام حضرت شیب الخضیب، مقتلها

نوشته اند چه بر روزگارتان آمد

نوشته اند مقاتل که ظهر روز دهم

چه روضه ها که از این داغ بر زبان آمد

سه سیب را سه هدف را سه تیر کافی بود

سه بار حرمله هربار با کمان آمد

نوشته اند که شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش در فغان  آمد

نوشته اند مقاتل که عصر عاشورا

بلند مرتبه ای خسته ، نیمه جان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

بریده باد زبانم ولی سنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

به قصد حنجره ات شمر همچنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

میان هروله زینب دوان دوان آمد

یکی به دشنه تو را زد یکی به نیزه ولی

یکی به قصد تبرک عصازنان آمد

هنوز داخل گودالی و تنت بر خاک

رسید خولی و در دشت بوی نان آمد

برای بردن انگشتر غنیمتی ات

همین که غائله خوابید ساربان آمد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/27 | 11:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات روز عاشورا


دل من اگه نخونه، برا تو غزل ترونه

خودش اینو خوب میدونه، نباید دیگه بمونه

از خدا همیشه می خوام، که تو رو ازم نگیره

بکشه همیشه از دل، آتیش غمت زبونه

من یقین دارم که هر کس، برا تو روضه میگیره

دست مهر مادر تو، زده رو دلش نشونه

هرکسی میون روضه ت زمزمه داره دمش گرم

دعا خونه مادر تو برا هر کی نوحه خونه

هوا سرد سرده امّا، دل به یاد تو بهاره

تو رگای سینه زن هات، خون حنجرت روونه

هرکسی آتیش بگیره، میون روضه ی داغت

اونو آتیش جهنّم، نمیتونه بسوزونه

دل اهل آسمونا، همه روزه بی قرارت

شاهدم تنگ غروب و... رنگ سرخ آسمونه

ملکوتیا میمیرن، برای لبای خشکت

گل زخم و ذکر یا رب... زده از لبت جوونه

گرگا دورتو گرفتن... مادر تو ناله می زد

یوسف تشنه لب من! توی چاه پُرِ خونه

تنتو طواف کردن، نیزه دارای سواره

بگم آخرش رو یا نه... باقی روضه بمونه

زینب و با دست بسته، بعد تو اسیری بردن

دختر شیرخدا رو تا کجا برده زمونه!

با کبودی نگاهش، دخترت ازت میپرسید

چی شده لبت کبوده، جای چوبه خیزرونه؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/21 | 12:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو