حضرت زهرا(س)-شهادت-زبانحال امام حسین(ع)


تا چند دسته گل شود امشب نثار تو

خون گریه می کنم سر خاک مزار تو

برخیز و موج چشم ترم را نگاه کن

شمعی نداشتم جگرم را نگاه کن

مادر ز جای خیز که مهمانت آمده

مهمان دلشکسته و گریانت آمده

اینکه نشسته است کنارت حسین توست

این بی قرار گرم زیارت حسین توست

برخیز و حالی از پسر کوچکت بپرس

حال بقیه را هم از این کودکت بپرس

رفتی و نیستی که ببینی برادرم

هر روز آب می شود از غصه در برم

بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را

گوید مدام زیر لب ای وای مادرم

ار لحظه ای که رفتی از این خانه تاکنون

شانه نخورده است به گیسوی خواهرم   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/8 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)–شهادت


اگر که باد مخالف کمی امان بدهد

به نیزه دار بگویم سری تکان بدهد

به نیزه دار بگویم که با تکانی نرم

به ابرهای سر زلف تو دهان بدهد

وَ ماه آمده تا با هلال انگشتش

نشانه های سرت را به این و آن بدهد

نشانه های سری که اگر نگاهش را

به قدر یک سر سوزن به کهکشان بدهد -

ستاره دست به گوش از همیشه بالاتر

به روی مأذنۀ آسمان اذان بدهد

ستون نیزۀ تو ریسمان باریکی ست

که دست های زمین را به آسمان بدهد

به روی نیزه پریشان نموده ای شب را

چو آن شهاب که گاهی خودی نشان بدهد




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/01/10 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مقبل (شاعر اصفهانی ) در جوانی در نهایت ظرافت و لطافت بود ، در ایام محرم به جمعی رسید كه در عزای سید الشهدا (ع) به سینه زنی مشغول بودند ، وی از روی استهزاء چیزی خواند كه عزاداران ناراحت شدند . مقبل پس از چندی به بیماری جذام مبتلا شد ، بطوری كه مردم از او متنفر شدند و وی در آتشخانه حمام سکونت گرفت .

سال دیگر ، روزی با دلی شكسته در كنار خرابه ای نشسته بود ، جمعی از سینه زنان این شعر را می خواندند:

چه كربلاست امروز چه پر بلاست امروز

ســــرحسین مظلوم از تن جداست امروز

آتش در نهاد مقبل افتاد و با نظر حسرت به آنها نگاه كرد و گفت :

روز عزاست امــروز جان در بلاست امروز

فغان و شـــور محشر در كربلاست امــــروز

مقبل همان شب پیامبر اكرم (ص) را درخواب دید ، ایشان وی را نوازش كردند و از تقصیرش گذشتند. گویند نام او محمد شیخا بود و آن جناب اورا مقبل لقب دادند.

لذا شروع به سرودن قضایای حضرت سید الشهدا(ع) كرد .

مقبل گوید: چون واقعه شهادت را تمام كردم ، شب جمعه بود .چندان خواندم و گریستم تا آنكه در بستر به خواب رفتم . در عالم خواب ، خود را در حرم منور حضرت سید الشهدا(ع) دیدم كه منبری گذارده و جناب خاتم الانبیا (ص) تشریف داشتند، در آن اثنا محتشم را حاضر كردند.

پیامبر (ص) فرمودند: امشب شب جمعه است ، بر منبر برو و درمصیبت فرزندم چیزی بخوان . محتشم به امر آن حضرت بر منبر رفت . خواست در پله اول بنشیند، ولی حضرت فرمودند: بالا برو، چون به پله دوم رفت ، باز فرمودند: بالا برو، و همچنان به او فرمود، تا اینكه بر پله آخر(پله نهم) منبر نشست و اشعاری خواند تا به این بند معروف رسید :

پس با زبان پــــرگله آن بضعه بتـــــول

رو در مــــــــدینـه كــرد كـه یا ایهـا الــــرسـول

این كشته فتاده به هامون حســــین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون كه هست

زخـم از ستـاره بر تنش افـزون حسین توست

یک وقت ملائکه گفتند: محتشم بس است. پیغمبر غش کرده است. پیغمبر را به هوش آوردند. پیغمبر عبایش را برداشت با دست خودش بر دوش محتشم انداخت.

مقبل گوید :من دلم شکست و با خود گفتم : البته اشعار من مورد قبول آن حضرت قرار نگرفته است، زیرا به من دستور خواندن ندادند.

ناگاه حوریه ای به خدمت حضرت آمد و عرض كرد : حضرت فاطمه الزهرا (س) می گویند : دستور بفرمائید كه مقبل واقعه ای در مرثیه سید الشهدا(ع) بخواند .

پس آن حضرت به من امر فرمودند و بر منبر رفتم و در پله اول ایستادم و چنین خواندم :

روایت است كه چون تنگ شد بر او میدان

فتاده از حركت ذوالجناح و ز جــــولان

نه سیــد الشهــــدا بر جــدال طاقـت داشت

نه ذوالجنـاح دگر تاب استقامــت داشت

كشید پــا ز ركـــاب آن خلاصۀ  ایجـاد

به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد

هوا ز جور مخـالف، چو  قیرگــون گردید

عــزیز فاطمه از اسب سرنگون گـردید

بلنــد مرتبــه شاهــی ز صــدر زین افــتاد

اگــر غلط نكـنم، عـرش بر زمین افتاد

ناگاه كسی اشاره كرد كه فرود آی .دختر پیامبر (ص) بیهوش گشته است . من از منبر فرود آمدم و منتظر عطای حضرت خیرالبریا بودم. ناگاه دیدم ضریح مطهر حضرت سید الشهدا (ص) باز شد و شخص جلیل القدری از آن بیرون آمد. اما زخم سینه اش از ستاره افزون و جراحات بدنش از شمار بیرون است. ایشان خلعت فاخری به من عطا فرمودند. عرض كردم فدایت گردم ، شما چه كسی هستید ؟ فرمودند: من حسین (ع) هستم .

×××

منبع :

كتاب آثار و بركات حضرت امام حسین (ع) نوشته محمد رضا باقی اصفهانی و سحاب رحمت ص 90 و وقایع الایام ج 1، ص 58.




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/12/4 | 06:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

خنجر شمر به خون شه خوبان تشنه!

حنجر شه به دم خنجر بُرّان تشنه!

من چو خِضرَم و فُراتست اگر آب حیات

خِضر کی مانده به سرچشمه حَیوان تشنه؟!

آه از آن لحظه که اصغر به سر دوش پدر

داد حنجر به دَمِ غنچهٔ پیکان، تشنه!

کودکانم که همه شهد و شکر می خوردند

حال، طوطی صفت، اندر شکرستان، تشنه!

گفت شاه شهدا با پسر سعد لعین:

آب در کوزه روا داری و مهمان تشنه؟!

مَهرِ زهرا بُوَد این آب و همه اولادش

کشته گشتند و فُتادَند به میدان تشنه!

دیو و دَد جمله از این آب همه سیرابند!

کس ندیده است لب آب، سُلَیمان تشنه!

گبر و ترسا و نَصارٰی همه زین آب خورَند!

به لب نهر، جگر گوشهِ عِمران تشنه!

اکبرم کشته شد از تیغ شما در میدان

رفت در خُلدِ بَرین شاه جوانان تشنه!

دست ها از تن عباس فِکَندَند به خاک!

کس ندیده است که سَقّا سپُرَد جان تشنه!

(ناصر) ار آب خوری یاد کن از شاه شهید

زان که شد کشته شهنشاهِ شهیدان، تشنه!




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجاتی،آخر صفر

 

بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم؟

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

 آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم

یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت

رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم

وقتی به تن کردم لباس مشکیم را

گفتم دگر وقف شهید نینوایم

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم؟

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

هر ساله مُزد نوکریم را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

آقا به حقّ مادر پهلو شکسته

امضا نما امشب برات کربلایم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، وداع با محرم و صفر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


حدیث غربتی در شب نهادند

تنی در زیر ده مرکب نهادند

کنار خیمه ای باگریه میگفت

که داغت بر دل زینب نهادند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)-شهادت

 

دل پر از زخم، نفس زخم، رگ حنجر زخم

گوشه ای در ته گودال لب حنجر زخم

آسمان پر شده از سر، سر بر نیزه شده

پیکری روی زمین بی سر و، سر تا سر زخم

نیزه و تیر و سنان ها همه هم دست شدند

پس تنی ماند اگر، ماند ز یک لشگر زخم

فقط از اسب زمین خوردن او کافی بود

پس چه آورده به روز جگر مادر زخم؟

خواهرش معجر اگر داشت به زخمش می بست

این همه خاک نمی ریخت به سر، بر هر زخم

زخم طفلان همه اش زیر سر آتش بود

خیمه می سوخت و شد همدم خاکستر زخم

خونِ بر چوبه ی محمل چقَدَر معنا داشت

سر که بی سایه ی سر ماند، همان بهتر زخم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تا مصون ماند، ز غارت، پیکر پاک حسین

در وداعش، زینب او را داد، پاره پیرهن

یا علی، ای آنکه سلمان را کفن کردی، بیا

 این حسین توست آخر، مانده بی غسل و کفن...




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

روی دست تو اگر تقدیر در هم ریخته

حال دنیا را فقط یک تیر در هم ریخته

تیر از شرم گلویی می شود سرخ و سپید

آه رنگ خون و رنگ شیر در هم ریخته

تیغ وقتی شانه باشد مو پریشان می شود

مو به مو این شعر را شمشیر در هم ریخته

باز آیات لبانت را نمی فهمد کسی

با هجوم خیزران تفسیر در هم ریخته

ماه من الله اکبر این چه قامت بستن است

در نماز نیزه ها تکبیر در هم ریخته

سن و سال لشگرت را تیغ پنهان کرده است

بی سرند این جا جوان و پیر در هم ریخته

غم نلرزانده ست دست خواهرت را در نماز

این قنوت خسته را زنجیر در هم ریخته

دختر و زانوی بابا، نه سر و زانوی او

عشق می داند که این تصویر در هم ریخته




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)-شهادت


دوباره ضربۀ سیلی نشست بر رویی

به تازیانه کشیدند باز، بازویی

اگر چه هیچ دری وا نشد، ولی آن روز

به جای میخ به نیزه زدند، پهلویی

شنیده ایم که یک عصر پای یک خیمه

به دست باد پریشان شده است، گیسویی

شنیده ایم که یک ظهر روی یک نیزه

بدون آب جوانه زده است، شب بویی

و ماجرا که به این جای کار ختم نشد

چقدر زخم زبان ها شنید، بانویی

تمام دغدغۀ من ز ماجرا این است

که خم نگشت در آن روز هیچ ابرویی




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/20 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)-شهادت


نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم

به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم

تو را در مثنوی، در نی، تو را در‌ های و هو، در هی

تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی

تو را شکل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم

دوباره لیلة القدر آمد و شوریدگی ‌هایم

تب شعر و غزل گل کرد و شور نینوا دیدم

شب موییدن شب آمد و موییدن شاعر

شکستم در خودم از بس که بارانِ بلا دیدم

صدایت کردم و آیینه‌ها تابید در چشمم

نگاهم را به دالان بهشتی تازه وا دیدم

نگاهم کردی و باران یک ریز غزل آمد

نگاهت کردم و رنگین کمانی از خدا دیدم

تو را در شمع‌ها، قندیل‌ها، در عود، در اسپند

دلم را پَر زنان در حلقۀ پروانه‌ها دیدم

تو را پیچیده در خون، در حریر ظهر عاشورا

تو را در واژه‌های سبز رنگ ربنا دیدم

تو را در آبشار وحی جبرائیل و میکائیل

تو را یک ظهر زخمی در زمین کربلا دیدم

تو را دیدم که می‌چرخید گردت خانۀ کعبه

خدا را در حرم گم کرده بودم، در شما دیدم

شبیه سایۀ تو کعبه دنبالت به راه افتاد

تو حج بودی، تو را هم مروه دیدم، هم صفا دیدم

شب تنهای عاشورا و اشباحی که گم گشتند

تو را در آن شب تاریک، «مصباح الهدی» دیدم   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/18 | 06:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


منم آنکه ذرۀ ذره ام، شده ام به عشق مقیم تو

تو پناه کل وجودی و، منم اهل کهف و رقیم تو

ز خرابه های دلم زنم، در آستان عظیم تو

به جهان نیامده سائلم، به عطای دست کریم تو

شب و روز من شده آرزو، به خیال تو به حریم تو

شده است روضۀ جنتم، شرر شنیدن روضه ها

رسد از فرا سوی آسمان:

قتل الحسین بکربلا

تویی آنکه ریشۀ شک زده، تبر قیام و یقین تو

به نفاق گفته ای با دمت، من و دین من، تو و دین تو

دل من شکار شد از ازل، ز کمان چشم و کمین تو

تو امیر صدره نشینی و منم عبد خاک نشین تو

ز وضوی خون شده مستتر، اثر سجود و  جبین تو

تو چراغ خلق مخلدی، تو کجا و خاک زمین کجا؟

به که گویم این غم و درد را:

قتل الحسین بکربلا

به خدای عز و جل قسم، نشوم جدا دمی از درت

ز مدیح اصغرت عاجزم، چه رسد به رتبۀ اکبرت

به تمام عمر گرفته ام، همه حاجتم ز برادرت

سر من فدای سری که شد، روی نیزه در بر خواهرت

رسدم هنوز ز کربلا، شب جمعه نوحۀ مادرت

که بمیرم از غم حنجرت، که سرت شد از بدنت جدا

شده روضه ی لب دخترت:

قتل الحسین بکربلا

پدرم شود به فدای آن، بدن به خاک تپیده ات

که سه روز ماند و کفن نشد، تن تا به عرش رسیده ات

ز خوشی عمر بریده ام، به عزای حلق بریده ات

گل گریه هام شکفته از، گل روی خار دویده ات

دلِ دیده داغ برادر و  کمرِ ز غصه خمیده ات

لب شیر خواره ترک ترک، نرسید ساقی تشنه ها

چو عمو فتاد به خاک و خون:

قتل الحسین بکربلا




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/17 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به بام بر شده ام از سپیدۀ تو بگویم

اذان به وقت گلوی بریدۀ تو بگویم

اذان به وقت گلویی که قطعه قطعه غزل شد

غزل غزل شده ام تا قصیدۀ تو بگویم

غزل غزل شده ام ای شهید عشق که چون گل

ز عاشقان گریبان دریدۀ تو بگویم

هزار مرتبه آتش شدم نشد که غروبی

ز خیمه های به آتش کشیدۀ تو بگویم...

به بام بر شده ام با عقیق، آینه، سبزه

مگر ز دیدن ماه ندیدۀ تو بگویم

به بام بر شده ام تشنه، با صدای بریده

اذان به وقت گلوی بریدۀ تو بگویم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/17 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


آن کشته که بردند به یغما کفنش را

تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را

خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش

آن نیزه که می برد سر بی بدنش را

پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد

با خار عوض کرد گل پیرهنش را

زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد

شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را

***

آغوش گشاید به تسلای عزیزان

یا خاک کند یوسف دور از وطنش را

خورشید فروزان شده در تیرگی شام

تا باز به دنیا برساند سخنش را




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/15 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


زمین برای قدم هات آسمان شده بود

وَ ماه، روی سرت مثل سایه بان شده بود

دوباره کشتی نوح از پس زمان برخواست

وَ باز دست خدا بود، بادبان شده بود

تمام داغ تو را روی نیزه ها بردند

برای بردن تو نیزه ناتوان شده بود

بهار از سر نی عاشق نگاهت شد

از آن زمان همۀ روزها خزان شده بود

جدال آینه و سنگ بود، می دیدم

که مشت سنگ به پیشانیت نشان شده بود

تمام بغض سقیفه که جمع شد یک جا

به سرخی لب تو چوب خیزران شده بود

***

برای درک تو هر روزمان محرّم شد

محرّمی که به پا در دل جهان شده بود

شبیه سرخ ترین فصل سال می رفتی

زمین برای قدم هات آسمان شده بود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/12 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


با سر پاک تو آنان که تجارت کردند

در دو دنیا به تو سوگند خسارت کردند

اُف بر آن مردم بی رحم که در کرببلا

خنده کردند و به قتل تو نظارت کردند

آسمان تیره ز آه دل طفلان تو شد

تا سرت را به روی نیزه زیارت کردند

ما نبودیم اسیران عدو در ره شام

بلکه آنان همه اعلام اسارت کردند

گاه در شام به اشک غم ما خندیدند

گاه با چوب ستم بر تو جسارت کردند

من گرفتم ز عدو عاقبت آن پیرهنی

کز تنت ای گل پرپر شده غارت کردند

کو زبانی که «وفائی» کند این قصه بیان

هر چه گفتند از این غُصه اشارت کردند

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای وفایی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/12 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


در طواف بدنت هر چه که عریان خوشتر

بال بریان شده و سینه سوزان خوشتر

گر به گودال ملاقات بیاید بوسه

پاره رگ تر شدن و حنجر گریان خوشتر

بدهد قابض الارواح چو جانانش جان

جان گران ست ولی هر نفس ارزان خوشتر

قفس سینه به تنگ آمده بر خواهر باز

چاک افزون زده تزیین گریبان خوشتر

" زلف بر باد بده " تا بوزد بوی.. که موی

در خلاف جهت باد پریشان خوشتر

چادر عشق به اندام حرم می آید...

آب و خون چون گذرد از سر دیوان خوشتر

گذر مشک به دباغی ساقی افتاد...

چرم بی آب ندوزند به قرآن خوشتر

آن پسر رفت که سهراب کشی باب شود...

بعد هفتاد و دو خوان.. کشتن دستان خوشتر

چادر دخترکان داغتر از شعله پای..

پایکوبی به سر خار مغیلان خوشتر

!…خواب دیدند خواتین خیام.. ابراهیم

رقص آتش شده تعبیر گلستان خوشتر

خواهر خویش به یک پاره پوسیده بپوش...

بدود مهلاً و مهلا و خرامان خوشتر

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای علوی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/11 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

زبان حال نیزه خطاب به اباعبدالله(ع)


سرت به روی سرم آمد و حسابم كرد

نسیم زلف پریشان تو خطابم كرد

تمام قافله ات روضه خوان شدند اما

نگاه خواهر تو از خجالت آبم كرد

اگرچه یك سری اما تمام، خورشیدی

طلوع تو به سرم آمد آفتابم كرد

عزیز فاطمه شیب الخضیب بوده ای و

رگ بریده ات آقا به خون خضابم كرد

به خاطر دل زینب به شمر می گفتم

سرت به نیزه نیاید ولی جوابم كرد

تمام طول سفر سایبان من بودی

گناه بودم و لطف شما ثوابم كرد

لگد به پهلوی كودك زدن عذابم داد

و اشك چشم تو بر دخترت عذابم كرد

اسیر عشق شدی، نیزه هم اسیر تو شد

سرت به روی سرم آمد و حسابم كرد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای رمی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/8 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسرا در مجلس یزید


مبهوتم از نظارۀ تشت طلای تو

این جا چرا کشیده شده ماجرای تو

تا این که جای بهتر از این جا مکان کنی

دامن گرفته اند یتیمان برای تو

اندازۀ تقرب این چوب هم نبود؟

لب های خشک دخترک با وفای تو

تفسیر آیه های نخستین مریمم

از کاف و ها گذشته ، رسیده یه “یای” تو

تو سعی می کنی که لبت خوب خوب ادا کند

حق حروف حلقی خود را، به جای تو...

...من سعی می کنم وسط جمعیت به من

با لهجه ی خودت برسد آیه های تو




✔️ موضوع : كاروان اسرا در شام، اشعار برگزیده حسینیه، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/6 | 06:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

از سـر شـاخـۀ تاریـخ افتـاد، بـر دل خاطـره هـا بـرگی سـرخ

بـرگزیـد شـاهِ  وفـا پیشـۀ عشـق، بهـر دیـدار خـدا مـرگی سـرخ

عطش و آتش و خون بود و جنون، چهـره پردازِ قیـامی خون رنـگ

خـونِ هفتـاد و دو آلالۀ عشـق، کـرده برپا به جنـان ارگی سـرخ

×××

زد ورق بـارِ دگــر عــاشــورا، قـصــّـۀ تـلــخِ کـتــابِ تـاریـخ

زورِ زر تـوشـۀ ابـلیـسِ زمـان، شـده هـمـسـایـۀ خـواب تـاریـخ

در رِهِ یاری حق شـاهِ عطـش، داده جان و سـر و فرزنـد و منـال

تـا بـه امـداد دلـیــرانِ تـراب، پـرده گـیــرد ز نـقــابِ تـاریـخ

×××

سایۀ شـوم شقـاوت همـه سـو، خیمـه افکنـده به گلخانـهٔ عشـق

بـر دل پیـر و جـوان افتـاده، شـوقِ مِی نـوشـیِ پیمـانـهٔ عشـق

نـاوک تـیــرِ شـرر بـاره تـریـن، چـلـّۀ تـیــر و کمــان دنـیــا

شد رهـا از کفِ ملعـون و بِزد، بوسـه بر حنجــرِ ریحـانـۀ عشـق

×××

خواهـری خستـه ز دنیـای جـفـا، سـر به گـودال جنـون بنهـاده

تا زنـد بوسـه بر آن حنجـرِ شـاه، چـون ستـاره به زمیـن افتـاده

آن طـرف لشکـر پُـر کیـنـۀ دون، با کمـک از شـررِ آتـشِ کیـن

بهـرِ غـارتـگـری و ددمنـشی، همچـو گـرگـان شـده انـد آمـاده

×××

زین جنـایـت زده آدم به جبیـن، جرعـۀ خجلـت و از بـادۀ شـرم

سـوزشِ پرتوِ خورشیـد به دشـت، زده بر چهـرۀ گـُل خنـدۀ گـرم

داده دلـداده بـه تـقـدیـر و قضـا، دلِ صـد پـارۀ غمـدیـدۀ خـود

با امیـدی که دلِ سنـگِ عـدو، سـازد از خـطبـۀ غـرّا شـده نـرم

××× 

صفـحــة سـرخ بـیـابـان بـلا، شـده مـنـزلـگـهِ عشّـاقِ شهــود

خاطـراتی همه آکنـده به عشـق، پرتو افشـان به سـرا پایِ وجـود

(ســروری) بـایـد از ایـن دارِ عـدم، تـوشــۀ بـاقـیِ آخـر گـیـری

یُمنِ ایـن واقعـۀ عـالمگیـر، دل رهـا سـازی از ایـن بـنـدِ رکـود

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای سـروری برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/6 | 06:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر کوفه وشام

 

بر نیزه تکیه دادی تنهاتر از همیشه

با چهره خماری زیباتر از همیشه

بذر ترانه بارید از ابر خطبه هایش

اما زمین دل ها صحراتر از همیشه

سر نیزه ها شنیدند لحن تلاوتش را

امّا محل ندادند، امّا تر از همیشه

سنگی ز جاهلیّت پرتاب شد به سویت

این بار پر گرفتی بالاتر از همیشه

پیشانی ات ترک خورد آیینه موج برداشت

تو قطره قطره گشتی دریاتر از همیشه

انگار حیدری تو مظلوم تر ز دیروز

انگار زینب است او زهراتر از همیشه

معراجِ جمع اضداد، این جاست این که افتاد

مجنون تر از همه وقت لیلاتر از همیشه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/5 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)-شهادت


یك بار دگر زمانه حیــران شده است

اركان سما یکسره  ویران شده است

در كـــــــرب و بــلا مثال جنگ صفّین

سرنیزه دو باره رحل قرآن شده است




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/4 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این بار بی مقدمه از سر شروع کرد

این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد

مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را

از جای بوسه های پیمبر شروع کرد

از تل دوید مرثیه قتلگاه را

از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد

از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و

با گریه از اسیری خواهر شروع کرد

این جا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!

طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد

بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد

از روضۀ ربودن معجر شروع کرد

برگشت ، روضه را به تمامی دشت برد

از ارباً ارباً تن اکبر شروع کرد

لب تشنه بود خیره به لیوان نگاه کرد

از التهاب مشک برادر شروع کرد

هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد

از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد

تیر از گلوی کودک من در بیاورید!

هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد

غش کرد روضه خوان نفسش در شماره رفت

مدّاحی از کناره منبر شروع کرد:

ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!

دم را برای روضه مادر شروع کرد

یک کوچه باز کنید که زهرا رسیده است

مداح بی مقدمه از  در شروع کرد

- هیزم می آورند حرم را خبر کنید-

این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد

این شعر هم که قافیه هایش تمام شد

شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/3 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


دیده بر کرب و بلاییم که پر از خاطره هاست

مثل گلخانهٔ عکسی به دو چشم تر ماست

هر نگاهی که به این پرده ز دل اندازیم

گوشه ای از غم مظلومیت خون خداست

یک طرف شاخهٔ شمشاد حسن غرق به خون

پایمال سُم اسبان ملاعین به جفاست

گوشه ای شبه جمال نبوی روی زمین

پیکرش از دم شمشیر، چو ارباً ارباست

آمده ساقی عطشان به دل آب روان

او که سرچشمهٔ مهر است و سرآمد به وفاست

ساحل علقمه یادآور رزمایش اوست

شاهد غیرت و مشک و علم و دست جداست

سوی دیگر لب خشک گل طناز حرم

تیر نَحسی که به حلقوم گل تشنه رهاست

طفل شش ماهه به آغوش پدر پر پر شد

مادری بهر گل تشنهٔ خود نوحه سراست

لحظه ای را که حسین عازم میدان گردید

دیده ای تر شده از خون به کنار باباست

نه تواند که رها سازد و رخ برگیرد

پای مرکب به کف دخترکی غرق دعاست

تا وصایای برادر شنود وقت وداع

زینب غم زده با دیدهٔ خونین به نواست

گر رَوی من چه کنم با غمِ طفلان یتیم

گفت و گوییست پر از غصه که آن لحظه بپاست

وآن طرف قتلگهی سرخ بیاور به نظر

خواهری بر سر تلّی که سراسر به عزاست

آمده مَحوِ تماشای برادر به فغان

دلهره در رخ این غمزده خواهر پیداست

گوشه ای خون خدا خفته به گودال جنون

بر سرش خنجر بُرّا به کف شمر دغاست

دیده تر مانده سکینه رهِ برگشت پدر

کس نداند که فراسوی نگاهش به کجاست

ذوالجناح آمده تا خیمه ولی بی صاحب

نالهٔ دختر محزون حسین تا به هواست

گریه گردیده انیس دل طفلان حرم

دست تاراج سپاه اموی در همه جاست

یک طرف شعلهٔ کین در دل هر خیمه ببین

یک طرف هلهله در لشکر بی مایه به پاست

عاشق کرب و بلاییم و هوادار حسین

لطف او بر غم دل های بلا دیده دواست

«سروری» شرح جگر سوز غریبی گفتی

خون به دل ها ز غم بی کسی آل عباست

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای سروری برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/3 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)- شهادت


سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی

دنیا شده مجنون تو امّا به سر نی

از مشرق چشمان تو هفتاد و دو خورشید

تابیده شد از روی زمین تا به سر نی

حس می کنم اینجا شده بعد از تو قیامت

این گونه که محشر شده بر پا به سر نی

گیسو مفشان می رود از دست دل شهر

روییده شد همراه تو دل ها به سر نی

خشکیده لبان غزلم مثل لبانت

شک نیست که جاری شده دریا به سر نی

هر جای زمین سر زده ام کرب و بلایی ست

چشمان زمین حک شده آیا به سر نی؟

هر سال محرّم وسط ظهر دهم ها

سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/2 | 06:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا-مناجاتی

 

آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بود

شورش روز قیامت به جهان بر پا بود 

خصم چون دایره گرد حرم شاه شهید

در دل دایره چون نقطه ی پا بر جا بود

جان به قربان ذبیحی که به قربان گه دوست

با لب تشنه روان می شد و خود دریا بود

تو مپندار که شاهنشه این درگه رزم

در بیابان بلا بی مدد و تنها بود

انبیا و رُسُل و جن و ملایک هر یک

جان به کف در بَرِ شه منتظر ایما بود

پرده پوشان نهان خانۀ ملک و ملکوت

همه پروانۀ آن شمع جهان آرا بود

در همه مُلک بلا نیست به جز ذکر حسین

قاف تا قاف جهان، صوت همین عنقا بود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/1 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب یلدا


بار دگر دل را حسین آباد کردیم

از کربلا و از مدینه یاد کردیم

شکر خدا خرج شب یلدای خود را

نذر عزای حضرت سجاد کردیم

×××

شکر خدا امشب دل ما پر شرر شد

بین بقیع و کربلا آسیمه سر شد

شام غریبان که شب یلداست، یعنی

فرصت برای گریه یک کم بیشتر شد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای مربوبی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/30 | 11:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


خون از محاسن و رخ مهتاب می چکید

 از جبهه ی گره زده اش آب می چکید

 هر طور بود خیمه ز غارت نگاه داشت

 از خستگی ز کاسه ی خون، خواب می چکید

 می رفت تکه تکه شود پیش چشم ها

 عشق خدای، از دل ارباب می چکید

 وز چشم خواهری نگران پشت پرده ای

 صدها هزار واژه ی بی تاب می چکید

 تصویری از هزار و دو صد نامه و سلام

 نامردی از کناره ی این قاب می چکید

 یک تن هزار زخم و به هر زخم هزار تن

 از چهار گوش فاجعه اعجاب می چکید

 صیاد بود و نیزه و ماهی و زخم و خون

 از گوشه های سمی قلاب می چکید

 دم، بازدم، تنفس او تنگ می شود 

 وز ناودان حنجره سیلاب می چکید

 از آب هم مضایقه کردند عجیب نیست

 سربسته: پوست از ید قصاب می چکید

 یک سوی مادری به دلش زخمه می زند

 خون های سینه از سر مضراب می چکید

 وی آن شقایق است که ز یک عمر زندگی

 این معنی از کنایه ی سهراب می چکید

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای (شاکر) برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/30 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دوبیتی در خصوص تقارن شب یلدا با ماه محرم 

 

شده یلدا مقارن با محرم

بساط فال ما اشکیست نم نم

خدا را شکر امشب یک دقیقه

ز کل سال افزون می خورم غم

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای زارع برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/28 | 06:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


«بر نیامد از تمنای لبش كامم هنوز»

او به روی نیزه رفت و من به دنبالش هنوز

زینت دوش نبیِ مصطفی حقش نبود

بر زمین كربلا ماند  پر و بالش هنوز

گرچه دور افتاده ام  فرسنگ ها از باغ گل

می رسد بوی گلاب از جسم پامالش هنوز

حال با غارتگری هاشان چه سازم بعد او

خنجر و انگشتری باقیست جنجالش هنوز

دخترك هم سهم خود را برد از این ماجرا

مانده جای تازیانه بر پر و بالش هنوز

دید در بازار طفلی آنچه غارت رفته بود

در حراج افتاده بود معجر و خلخالش هنوز

***

مصرع اول از حافظ شیرازی است كه قافیه را در آن تغییر ندادم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/28 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 :: ... 7 8 9 10 11 12 13 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic