امام حسین(ع)-شهادت

 

به روی نی سری دیدن چه سخت است

 و بی سر پیکری دیدن چه سخت است

 نمی دانی اسیر شعله کین

 گل نیلوفری دیدن چه سخت است

 نمی دانی که با یک شیر خواره

 وداع مادری دیدن چه سخت است

 نمی دانی که دنبال برادر

 پریشان خواهری دیدن چه سخت است

 نمی دانی که زیر مشت ظالم

 سه ساله دختری دیدن چه سخت است

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای شجاع  برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/27 | 06:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این پنج کفن سهم تو آقا نشود

فیض همه گیر در کفن جا نشود

هرچند بهشتی ست ولی هیچ کدام

پیراهن دست دوز زهرا نشود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/27 | 06:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسین(ع)-شهادت


"بشنو از نی" در شب معراج نی

آن لب و دندان که شد آماج نی

"بشنو از نی چون حکایت می کند"...

سنگ شبلی می زند حلاج نی

سوره سوره... آیه آیه... واج واج

چون مصوت های صامت... واج نی

دف هماهنگ است با ترتیل خون

رقص سنگ کینه و قیقاج نی

"آتش عشق است کاندر نی فتاد"

نی به لب مشتاق و لب محتاج نی

از طواف کعبه گویا آمده ند...

از حرم با هروله... حُجاج نی

حاج خانوم سه ساله بوسه گفت

توی گوش قاصدک... بر حاج نی

حاجی شش ماهه تقصیرش چه بود(1)

آن سفیدی را ببین بر تاج نی

می دهد خون دهانی بوی شیر...

مادری مانده ست... هاج و واج نی

بی غنیمت نی نوا هر کس که ماند

آمده آن بی نوا تاراج نی

نی زنی... غرید در ابر حیا

صخره می کوبید بر امواج نی

نی بدون پرده نطقش کور باد

هفت جلباب است بر ازواج نی

تار و پود لب به دندان دوخته ست

در تلاوت خنده زد نساج نی

...

1.تقصیر: از اعمال حج 

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای علوی  برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/27 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسرا در شام-مجلس یزید

 

شگفتا! صوت قرآنت به پا کرده است غوغایی

زهی لب‌های جان‌ بخشت، چه دندان‌های زیبایی

چرا لب هات مانند دو چوب خشک، خشکیده

تو که جاریست از چشمت میان تشت، دریایی؟

تلاوت می‌کنی در زیر چوب خیزران قرآن

 میان تشت زر می‌بینمت؛ انگار یحیایی

که دیده صورتی خاکستری این قدر نورانی؟

تو با رخسارِ خونینت، چراغ و چشم دل‌‌هایی

مگر آن سنگ‌ها کم بود بر آیینۀ رویت

که زیر چوب هم، سرگرم شکرِ حق‌ تعالایی

شکست از چوب، دندان تو را پور ابوسفیان

 به جرم اینکه نَجل حیدر و فرزند زهرایی

 نیازی نیست زیر چوب، قرآن خواندنت دیگر

 تو خود یاسینی و فرقانی و نوری و طاهایی

چه از دیر و چه از مطبخ چه نوک نی چه تشت زر

 تو از هر جا بتابی آفتاب عالم ‌آرایی

 تو در بالای نی هم آفتاب آسمان استی

 تو زیر خیزران هم بر دو عالم حکم‌فرمایی

به بام آسمان‌ها سرفرازی می‌کند "میثم"

اگر بر دیده‌اش هنگام جان دادن نهی پایی




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، كاروان اسرا در شام، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/26 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تنهاترین سردار، دیگر لشگرت نیست

تکیه بده بر نیزه ات، پیغمبرت نیست

یک گله گرگ تشنه آماده ست، اما

دیگر اباالفضلت، علیِ اکبرت نیست

آن قدر بوسیده تو را شمشیرهاشان

یک جای سالم مانده روی پیکرت نیست

گشتم تمام کربلا را… آه… اما

پیراهنی که داده بوده مادرت نیست

از کربلا تا کوچه قلبم ناگهان رفت

وقتی که دیدم گوشوارِ دخترت نیست

مهمان نوازی می کند الشام، الشام

گاهی سرت بر نیزه و گاهی سرت نیست




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/26 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسرا در شام


پیشانی و سنگ لب‌ بام است این جا

رقص و کف و تبریک و دشنام است این جا

شهر اسارت، شهر سرهای بریده

روزش چو شب بادا سیه؛ شام است این جا

یک سو دف و چنگ و نی و ساز و رباب است

یک سو به نوک نیزه هجده آفتاب است

×××

خیزد ز نوک نیزه‌ها آوای قرآن

ای وای من! خاکستر و سیمای قرآن

ای کاش چشمم کور گردد تا نبینم

بالای نی خون ریزد از سیمای قرآن

لب‌ها خورد بر هم به سان چوبۀ خشک

از زلف خونینش نسیم آرد بوی مشک

×××

این سر چراغ و چشم خیرالمرسلین است

آیینۀ روی امیرالمؤمنین است

بر جای ‌جایش جای لب‌های محمّد

در حرف‌ حرفش ذکر رب‌العالمین است

مهر جهان‌ افروز عاشوراست این سر

قـرآنِ روی دامن زهراست این سر




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/25 | 01:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اسرا در شام- مجلس یزید


بر تخت غرور اگر نشستی

بالله قسم! ای یزید پستی

چوبی که به دست توست گوید

دندان حسین را شکستی؟

زهرا نگهش بود به دستت

دستت شکند بدار دستی

چوب تو و بوسه‌ گاه احمد

باید بزنی بزن! که مستی

 هم نخل امید ما بُریدی

 هم رشتۀ جان ما گسستی   

با این همه شعر کفر آمیز

معلوم شده که مِی ‌پرستی

 تو قاتل کل انبیایی

 بشنو که بگویمت که هستی

ای سر، نگهت به زینب افتاد

چون شد که دو چشم خویش بستی؟

 هر چند سرت میان تشت است

در تشت نه! در دلم نشستی

با سوز درون بسوز "میثم"

مرثی ه‌سرای این سر استی




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/25 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسین(ع)-شهادت


بین دو نهر آب، تشنه

غرقه به خون، بی تاب، تشنه

واجب جدایی سر از تن

از باب استحباب، تشنه

گهواره ها! دیگر نجنبید

امکان ندارد خواب، تشنه

تیری نگاهش سمت مشک است

آماده پرتاب، تشنه

چشم اولی الابصار، خونین

کام اولی الالباب، تشنه

حیّ علی حیّ علی خون

گودال تا محراب، تشنه

"اِنّا عَرَضنا " روی نیزه است

تفسیر شد احزاب، تشنه

یا لیتنی کنت معک، آه!

جا ماندم از اصحاب، تشنه

×××

با تشکر از شاعر گرامی خانم بشری موحد برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 06:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کوفه و شام


اینان كه سنگ سوی تو پرتاب می كنند

بی حرمتی به آینه را باب می كنند

در قتلگاه، آن جگر تشنه ی تو را

با مشك های آب خنك، آب می كنند

لب های خشك نیزه ی خود را حرامیان

از خون سرخ توست كه سیراب می كنند

عكس سر بریده ی عباس را به نی

در چشم های اهل حرم قاب می كنند

با نوحه ی رباب و تكان دادن سنان

شش ماهه ی تو را سر نی خواب می كنند

این آسمان شب زده را ای هلال عشق

هفده ستاره گرد تو جذاب می كنند

هفده ستاره معتكف چشم هایتان

سجده به سمت قبله ی مهتاب می كنند

هفده ستاره با كلماتی ز جنس اشك

تفسیر سرخ سوره ی احزاب می كنند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کوفه و شام


جماعتی که به سر نیزه ها نظر دارند

نشسته اند زمین تا که سنگ بردارند

خدا به خیر کند -سنگ های بی احساس-

برای کـودک مـان روی نی خطـر دارند

**

بخوان دو آیه نگویند خارجی هستیم

ز ایل و طایفه مان کوفیان خبر دارند؟!

درست لعل لبت را نشانه می گیرند

چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند

**

دلم شکست، خدا لعنتت کند ای شمر

نـگاه کـن هـمه ی دختـران پـدر دارند

بس است گریه برای جراحت چشمت

نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کوفه و شام


لب های تو مگر چه قدر سنگ خورده است

قاری من چقدر صدایت عوض شده

تشریف تو به دست همه سنگ داده است

اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده

تو آن حسین لحظه ی گودال نیستی

بالای نیزه حال و هوایت عوض شده

وقتی ز رو به رو به سرت می کنم نگاه

احساس می کنم که نمایت عوض شده

جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها

در روز چند مرتبه جایت عوض شده

طرز نشستن مژه هایت به روی چشم

ای نور چشم من به فدایت عوض شده

ما بعد از این سپاه تو هستیم "یا حسین"

جنگی دگر شده شهدایت عوض شده

تو باز هم پیمبر در حال خدمتی

با فرق این که شکل هدایت عوض شده




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در کوفه، اشعار برگزیده حسینیه، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 01:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)- کوفه و شام


قرآن بخوان از روی نیزه دلبرانه

یاسین و الرحمان بخوان پیغمبرانه

قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگیرد

هم چون درخت روشنی در هر کرانه

باید بلرزانی وجود کوفیان را

قرآن بخوان با آن شکوه حیدرانه

خورشید زینب شام را هم زیر و رو کن

قرآن بخوان با لهجه ای روشنگرانه

کوثر بخوان تا رود رود این جا ببارم

در حسرت پلک کبودت خواهرانه

قرآن بخوان شاید که این چشمان هرزه

خیره نگردد سوی ما خیره سرانه

اما چه تکریمی شد از لب های قاری

تشت طلا و بوسه های خیزرانه

گل داده از اعجاز لب های تو امشب

این چوب خشک اما چرا نیلوفرانه

در حسرت لب های خشکت آب می‌شد

ریحانه ات با التماسی دخترانه

آن شب که می‌بوسید چشمت را سه ساله

خم شد ز داغت نیزه هم ناباورانه

از داغ تو قلب تنور آتش گرفته

تا صبح با غمناله هایی مادرانه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 01:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسرا در کوفه


تا می دهم به ساحت قدسیتان درود

از کوهسار نیزه روان می کنی دو رود

با این هزار و نهصد و پنجاه آیه درد

من می شوم پیمبرت ای مصحف کبود

من را نگاه می کنی از روی نی چه دیر

می بندی از نگاه من آن چشم را چه زود

موی رهای خویش چرا جمع کرده ای؟

خاکستر است روی لبت یا غبار دود

دیشب به خانه ی چه کسی روضه رفته ای؟

این بوی نان ز روضه ی ماهانه ی که بود؟

سرهای قدسیان همه بر طاق عرش خورد

وقتی قیام نیزه تان رفت در سجود

حک شد به چوب محمل من مهر داغ تو

سر بسته ماند نامه در این بزم پُر شهود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در کوفه، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 01:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مسیر کوفه تا شام


آن شب دلم به شوق رخت پر گرفته بود

جانم ز هجر روی تو آذر گرفته بود

در دشت می وزید نسیم صدای تو

و باز هم دل من و مادر گرفته بود

من دور از تو بودم و افسوس جای من

نیزه سر تو را به روی سر گرفته بود

ای كشته ی فتاده به هامون عزیز تو...

...آن شب دوباره ماتم معجر گرفته بود

در این سفر رباب عجب دل شكسته بود

قنداقه را چه غمزده در بر گرفته بود

در حسرتم هنوز ولی حیف بوسه ها

از پیكر تو نیزه و خنجر گرفته بود

شعری سروده ام به  بلندای  نیزه ها

اما چه آتشی دل دفتر گرفته بود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مسیر کوفه تا شام


به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم

بخند تا که منم خنده ای دوباره کنم

اگر اجازه دهی لا اقل برای تنت

کمی ز چادر خود را کفن قواره کنم

رسیده وقت نماز و برای قبله نما

به زلف های رهای تو من اشاره کنم

ز ترس دشمن جانی هراس دارم که

به گوش های زخمی طفل تو گوشواره کنم

**

از وبلاگ شعر شاعر




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 12:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب (س)-مسیر كوفه و شام


سوره ی مستور روی نیزه ها می بینمت

  آیه ی  والطور  روی  نیزه ها می بینمت

 منبر و رحلت چه شد؟ ای زاده ی ختم رسل

 قاری مشهور! روی نیزه ها می بینمت

 چشم کور شهر را مبهوت نورت کرده ای

 نور رب الـنور روی نیزه ها می بینمت

 نیزه از خون گلویت جرعه ای زد، مست شد

 خوشه یِ انگور روی نیزه ها می بینمت

 زینـبم، مـوسیِ شـبگرد  بـیابـان غمت

 شمس کوه طور روی نیزه ها می بینمت




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/24 | 12:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اسارت


پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات

دنیای دیگری شده دنیای نیزه ات

جانی بده دوباره... به من نه به دخترت

تا جان نیامده به لبش پای نیزه ات

ترسانده است فاطمه کوچک تو را

خون های جاری از قد و بالای نیزه ات

یک بوسه بود سهم من از آن گلوی خشک

باقیش گشته قسمت لب های نیزه ات

با دست خطِ نیزه و خونِ گلوی تو

افتاده است هر قدم امضای نیزه ات

لج کرده است تیزی سر نیزه با سرت

چیزی نمانده از تو و دعوای نیزه ات

چرخیده است دیده ناپاکشان به ما

این قوم پست بعد تماشای نیزه ات




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/23 | 06:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

تمام کربلا در خون نشسته

نگاه خیمه ها در خون نشسته

زمین و آسمان از ناله پر شد

تن خون خدا در خون نشسته

**

امان از ماجرای پیکر او

امان از سرگذشت حنجر او

تنی ماند و سری بر نیزه ها رفت

بماند قصه ی انگشتر او

**

امان از ماجرای پیکری که...

امان از سرگذشت حنجری که ...

امان ای دل، امان ای دل، امان ای ...

امان از قصه ی انگشتری که ...




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/23 | 06:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مصیبت


خون می رود هنوز ز چشم تر شما

خیمه زده است ماه به گرد سر شما

آن  زخم های شعله  فشان هفت اخترند

یا زخم های جسم علی اکبر شما؟

آن کهکشان شعله ور راه شیری است

یا روشنان خون علی اصغر شما؟

دیوان کوفه از پی تاراج آمدند

گم شد نگین آبی انگشتر شما

از مکه و مدینه نشان داشت کربلا

گل کرد نور واقعه در خنجر شما

با زخم خویش بوسه به محراب می زدید

زآن پیش تر که نیزه شود منبر شما

گاهی به غمزه یاد ز اصحاب می کنی

بر نیزه، شرح سوره احزاب می کنی




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/23 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-الفبای کربلا


خال لب تو نقطه ی آغاز درسمان

اول "الف" مثال "ابالفضل "، " آسمان "

"با" مثل بانوان حرم مثل بی کفن

"تا" مثل تاولی که زده پای کودکان

"ث " ثار  الله است و ثریای عاشقی

"جیم "  جای پای اسب عدو ،جسم نیمه جان

"ح" مثل حجمه ،حمله و حیرانی و حسین

"خ" مثل خون و خستگی و خصم و خیزران

"د" مثل درد و داغ و دل و دست بی علم

"ذ" مثل ذوالجناح که شد ذوب از فغان

"ر" مثل راه شام ،رقیه که آب شد

"ز" مثل زردی رخ گل های بوستان

"س" مثل سایه ی سر و سر نیزه و سنین 

"ش" مثل شاخه ای که شده خشک از خزان

"ص" مثل صبر و صدمه و صهبا و صاعقه

"ض" مثل ضجه  ناله و فریاد عرشیان

"طا" مثل طوف دور سر و طیف نور سرخ

"ظا" مثل ظالمی که زده سر روی سنان

"ع" عشق، عاطفه، علم و علم و عالمه

"غ" غارت و غم و غضب و سنگ کوفیان

"ف" فاطمه، فدایی و فریاد و فاجعه

"قاف" مثل قصه  قافله  ققنوس کاروان

"کاف " کربلا، کبودی، یا کاشف الکروب

"لام" لاله ای که له شده زیر مهاجمان

"میم " مثل مشک، موی سفید و منای عشق 

"ن" ناله ندبه نعره و نامردی ددان

"و" مثل وای از دل زینب ،ولای دوست

"ه" مثل هروله پی سرهای بر سنان

" ی" مثا یاس، یاور، یاران کربلا

این بود درس ما ز الفبای نینوا




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/22 | 06:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تابی نداشت بر تن و استاده بود مَرد

تنهاترین مسافر این جاده بود مرد

هستی به راستای قدش تكیه داده بود

حتی سنان كه بر آن تكیه داده بود مرد

با چشم خون به پای وی افتاده بود زخم

از پا ولی هنوز نیافتاده بود مرد

آرام در تلاطم امواج تیغ ماند

انگار در میانه سجاده بود مرد

در آخرین دقایق قبل از عروج سرخ

چون لحظه های اولش آزاده بود مرد

زیباترین ترانه تاریخ عشق شد

آواز عاشقانه كه سر داده بود‍ مرد

این نام جاودانه كه از خود به جا گذاشت

یك واژه غریب ولی ساده بود-مرد




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/22 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

به این دلیل که می زد پیامبر بوسه

گرفت تیغ از این جا شدیدتر بوسه

برای این که نبرّند ظهر روز دهم

گرفته است از این حنجر این قدر بوسه

همیشه بوسه نشان خوشی ست این دفعه

از اتفاق بدی می دهد خبر بوسه

از اتفاق بدی مثل ظهر در گودال

از اتفاق بدی مثل تیغ، سر، بوسه

از اتفاق بد خیزران ، لب و دندان

که داده اند به هم بین تشت زر بوسه

به کربلاست که رویانده از لب شمشیر

به شانه های ابالفضل بال و پر بوسه

به کربلاست که حتی در اوج جنگ و گریز

گرفته است پدر از لب پسر بوسه

به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد

همیشه فاجعه ای هست پشت هر بوسه

به کربلاست که تیغِ وضو گرفته به خون

تمام جسم تو را غرق کرد در بوسه

و هر کسی که به این خاک پا گذاشته است

می آورد به تبرّک از این سفر بوسه




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/21 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مصیبت


باز این چه شورش است مگر محشر آمده

خورشید سر برهنه به صحرا در آمده

آتش به کام و زلف پریشان و سرخ روی

این آفتاب از افقی دیگر آمده

چون روز روشن است که قصدش مصاف نیست

این شاه کم سپاه که بی لشکر آمده

یاران نظر کنید به پهلو گرفتنش

این کشتی نجات که بی لنگر آمده

"شاعر شکست خورده ی توفان واژه هاست *"

یا این غزل بهانه ی چشم تر آمده؟

بانگ فیا سُیوف خُذینی است بر لبش

خنجر فرو گذاشته با حنجر آمده

آورده با خودش همه از کوچک و بزرگ

اصغر بغل گرفته و با اکبر آمده

ای تشنگان سوخته لب تشنگی بس است

سر بر کنید ساقی آب آور آمده

این ساقی علم به کف بی بدیل کیست؟

عطشان در آب رفته و عطشان تر آمده

این ساقی رشید که در بزم می کشان

بی دست و بی پیاله و بی ساغر آمده

آتش به خیمه های دل عاشقان زده

این آتشی که رفته و خاکستر آمده

آبی نمانده روزه بگیرید نخل ها

نخل امید رفته ولی بی سر آمده

جای شریف بوسه ی پیغمبر خداست

این نیزه ای که از همه بالاتر آمده

آن سر که تا همیشه سر از آفتاب بود

امشب به خون نشسته به تشت زر آمده

ای دست پر سخاوت روشن گشوده شو

دریوزه ای به نیت انگشتر آمده

بوی بهشت دارد و همواره زنده است

این باغ گل به چشمت اگر پرپر آمده

بگذار تا دمی به جمالت نظر کنم

هفتاد و دومین گل از خون بر آمده

لب وا کن از هم ای تن بی سر حسین من !

حرفی به لب بیار ببین خواهر آمده ... 

×××

*مصرع از سید حمید برقعی است .




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/21 | 04:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-شب هفتم

 

هفت روز است اسیر سفرم

غصه‌ی جانسوز تو و قاسم و عباس و علی‌اكبر و جعفر شده داغ جگرم

سایه‌ٔ سنگین سرت روی سرم

خم شده دیگر كمرم

بعد تو بی بال و پرم

درد و بلایت به سرم ، كاش كه چشمی بگشایی و ببینی كه در این داغ جدایی چه به روز من و اطفال حرم آمده ای ماه خدایی

آن قدر سخت گرفتند به ما بعد تو در راه

كه از ما نرسیده است به كوفه

به جز سایه‌ی آهی .

هفت روز است به جای تو و عباس شدم همسفر سایه‌ی خولی و سنان

هر طرفی چشم من افتاد، غمی روی دل افتاد

كه نا گاه در آن كوچه‌ی تنگ از همه جا بارش سنگ آمد و یك پیرزن از جنس جهنم به كسی قول طلا داد كه با نیزه به نزدیكی بامش برود

لحظه‌ای آمد و دنیا به سرم ریخت كه سنگی به سر زخمی تو بوسه زد و سر ز روی نیزه‌ات افتاد

رقیه به سویت خم شد و تا خواست كه نامت ببرد شانه‌ی زنجیر ، حصاری به پرش شد ، پُرِ سرباز همه دور و برش شد،

نیش تلخ دو سه شلاق عجب درد سرش شد

تنش انگار حصیری است پر از تار سیاهی.

هفت روز است پرستار حرم زینب كبراست

سپر و حامی و غم خوار حرم زینب كبراست

پدر و مادر و دلدار حرم زینب كبراست

و وقتی همه خوابند نگهبانی بیدار حرم زینب كبراست

چه گویم كه ابالفضل علمدار حرم زینب كبراست

به خداوند قسم حیدر كرار حرم زینب كبراست

پس از حضرت حق و پسر خون خداوند، نگهدار حرم زینب كبراست

ولی چشم به نیزه ست كه از چشم تو بر خسته‌ی این راه رسد نیم نگاهی..




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین-مرثیه و مناجاتی

  

تا که خون در رگ است و جان به تنم

به عزیزت قسم که سینه زنم

آن که از گاهواره تا مردن

دیده اش از غمت تر است، منم

شیر مادر نخورده، بابایم

تربتت را نهاد در دهنم

عاقبت بین روضه می میرم

جامه ی نوکری شود کفنم

یا کریمِ کریم می باشم

من حسینی ز دولت حسنم

در جوانی ز ماتمت پیرم

گر بگویی بمیر می میرم

من که این گونه در هیاهویم

تا نفس هست از تو می گویم

جان زهرا همیشه وقت نماز

مُهری از تربت تو می جویم

کُنج هیئت دل کِدِر شده را

زود با اشک و آه می شویم

عطر سیب حضور سرخت را

دائماً بین روضه می بویم

روضه خوان قتلگاه رفته و من

زائر ناله های بانویم

مادرت بود بیقرارم کرد

درِ این خانه ماندگارم کرد 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 06:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین-شهادت


ای حسین ای از ازل پا بست ما

ای به دستت اختیار هست ما

در غریبی آشنای عالمی

عبد مایی و خدای عالمی

زخم، روی زخم از ما خواستی

تا شهادت را به خون آراستی

روز پیمان تو و پیوند ماست

چاک هر زخمت گل لبخند ماست

ما تو را با زخم تن آراستیم

از تو در دریای خون، سر خواستیم

ای تو را الله، شاءَ اَن یُراک

با لب عطشان و جسم چاک‌چاک

پیشتر زین چار مام و هفت باب

کربلا را بر تو کردیم انتخاب

آسمانِ اوفتاده بر زمین

مقتلت آغوش رب ‌العالمین

ما شراب از خم لایت داده ‌ایم

جام لبریز از بلایت داده‌ایم

ما تو را در کربلا آورده ‌ایم

ما تو را در خویش، فانی کرده‌ ایم

زخم ما گردیده بر تن جوشنت

خون ما جاری‌ است از پیراهنت

ما پسندیدیم انصار تو را

ما خریداریم ایثار تو را

در منای ما فدایی گشته ‌ای

ما حسینی، تو خدایی گشته‌ ای

بال جان را باز کردی یاحسین

تا خدا پرواز کردی یاحسین  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 12:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


خدایا پیکرم آتش گرفته

دل غم پرورم آتش گرفته

 شهادت نامه را با خون نوشتم

 ولیکن دفترم آتش گرفته

 خودم دیدم کنار قتلگاهم

 که قلب مادرم آتش گرفته

 خودم دیدم کنار نهر علقم

 لب آب آورم آتش گرفته

 خودم دیدم که از تیر سه شعبه

 گلوی اصغرم آتش گرفته

 خودم دیدم سکینه داد می زند

 که عمه چادرم آتش گرفته

 الا ای خواهرم زینب کجایی

 لباس دخترم آتش گرفته

 ز هرم ناله هل من معینم

 صدایم، حنجرم آتش گرفته

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای شجاع برای ارسال این شعر  




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 12:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

خدا صدای خودش را شنید از دهنت

دوید داخل گودال و دید از دهنت...

تلفظ لغت یا غیاث مشگل بود

به گریه نیزه ای بیرون كشید از دهنت

به سمت پهلوی تان راه تیغ ها كج شد

همین كه نام مدینه پرید از دهنت

تو تشنه و جگر نیزه ها خنك می شد!

نسیم باغ فدك می وزید از دهنت

خدا برای بهشت خودش،شقایق را

غروب روز دهم آفرید از دهنت




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 12:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسرا در کوفه

 

ای هلال من به بالای سنان قرآن بخوان

قاری قرآن و قرآن را زبان! قرآن بخوان

با صدای خود مسخّر کن تمام کوفه را

کوفه را هم کربلا کن؛ هم چنان قرآن بخوان

گر چه بشکسته جبینت بر سر نی، سجده کن

گر چه گشته از دهانت خون روان، قرآن بخوان

تا مگر آوای قرآن تو آرامم کند

بر فراز نیزه، ای آرام جان قرآن بخوان

تا که اسلام تو را اهل زمین باور کنند

ای امام کلّ اهل آسمان قرآن بخوان

زادۀ مرجانه دارد قصد آزار تو را

تا نرفتی زیر چوب خیزران قرآن بخوان

صوت قرآن سر تو، سر بلندم می‌کند

تا نگشته قامت زینب کمان قرآن بخوان

یاد قرآن پدر کن؛ روی دست جدّمان

وارث حیدر! تو هم نوکِ سنان قرآن بخوان

آن چه دیدم مادرم زهرا برایم گفته بود

این مصیبت را نمی‌کردم گمان؛ قرآن بخوان

هر که هر چه دارد از این خاندان دارد حسین

تا به «میثم» هم دهی سوز نهان قرآن بخوان




✔️ موضوع : كاروان اسرا در کوفه، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/19 | 02:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-شام


طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب

خاکستر و غبار ره و خون و آفتاب

در حیرتم که از چه نرفتی زمین فرو

ای وای من چگونه نشد آسمان خراب

در پای طشت، دختر زهرا نریز اشک

هرگز کسی نریخته در بزم می گلاب

لب‌ها، ترک‌ ترک ز عطش، روی هر لبی

انگار نقطه نقطه نوشته است، آب ‌آب

آوای وحی و حنجر خشک و لب کبود

دیگر به او کنند، چرا خارجی خطاب؟

با آن گلوی غرقه به خون، طشت گریه کرد

بر آن لب و دهن، جگرِ چوب شد کباب

بر چرخ رفت شیون هشتاد و چار زن

انگار بود دیده ی آن سنگ دل به خواب

ای آسمان سؤال من این است، دیوها

بازوی حور را، ز چه بستند در طناب؟

با لطف بی حساب پیمبر، به امّتش

و الله شد به عترت او ظلم بی‌حساب

«میثم»! یزید چوب زند بر لب حسین

این صحنه را چگونه تماشا کند رباب؟




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/18 | 08:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 :: ... 8 9 10 11 12 13 14 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic