امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غربت آنست که لب تشنه سرت را بزنند

بی پرو بال شوی باز پرت را بزنند

غربت آن است که از روی لج و لج بازی

نیزه ها جمع شوند و دهنت را بزنند

غربت آنست که در پیش نگاه پدری

سنگ ها جمع شوند و پسرت را بزنند

غربت آنست که در فاصله ی کوتاهی

تیر ها یک یه یک آیند و تنت را بزنند

غربت آنست که مشک و علم و دستان

ساقی و لشگر و میر قمرت را بزنند

غربت آنست که با نیزه سرسخت کسی

فاتحه خوان بشوند و بدنت را بزنند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


سیاه، چهرۀ خورشید و تیره ملک خداست

چه روی داده مگر روز محشر کبراست؟

چه روی داده که قرآن فتاده در یم خون؟

چه روی داده که خورشید نوک نی پیداست؟

چه روی داده که خلق و خدا عزا دارند؟

چه روی داده که ملک وجود، غرق عزاست؟

چه روی داده که بینم ز خونِ خون خدا

خضاب، موی رسول است و گیسوی زهراست؟

چه روی داده که یک نیم‌روز از دم تیغ

به یک منا سر هفتاد و دو ذبیح، جداست؟

نگه کنید خدا را که روی هر سنگی

نوشته با خط خون: روز، روز عاشوراست

نگه کنید که خون خدا بود جاری

ز حنجری که پر از بوسۀ رسول‌خداست

نگه کنید به قرآن سینۀ احمد

که آیه‌آیه ز شمشیر و تیغ و تیر جفاست

میان قلزم خون سینه‌ای شده پامال

که نقطه‌نقطه بر آن جای نیزۀ اعداست

سری که از سر نی چشم دوخته به حرم

سر مقدس خونین سیدالشهداست

کنار علقمه با خون، به دست و مشک و علم

نوشته: این بدن پاره‌پارۀ سقاست

به زیر کعب نی و تازیانه دخترکی

به دیده اشک و به لب‌هاش بانگ یا ابتاست

گلوگرفته، نفس خسته، زیر لب گوید

عمو کجاست؟ برادرکجاست؟ عمه کجاست؟

به یاد خون گلوی حسین تا صف حشر

نه کربلا که جهان وجود، کرب‌وبلاست

روان به خیمه شده ذوالجناح بی‌صاحب

صدای شیهۀ او واحسین و واویلاست

نه تا قیام قیامت، پس از قیامت هم

همیشه پرچم خونین کربلا برپاست

چهارده صده، «میثم!» گذشته است و هنوز

شرار دامن طفل حسین در دل ماست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غروب بود و غباری وزید در گودال

فلک صدای غریبی شنید در گودال

شتاب ضربه ی نیزه به پیکر خورشید

چنانکه قلب زمین میتپید در گودال

تمام هستی زینب ز صدر زین افتاد

عزیز فاطمه رنگش پرید در گودال

سنان و حرمله و خولی و...همه رفتند

که شمر خیره سر آخر رسید در گودال

به گریه خواهر اوگفت میشود نبری؟

شنید شمر ولیکن برید در گودال

عجیب سم سطوران ز جسم او رد شد

مگر سواره تنش را ندید در گودال

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


عالمی را كل ارض كربلا بر هم زده

عرش را گودال با خون خدا برهم زده

نظم عالم را نفس های بدون نظم او

یا تن پاشیده زیر دست و پا بر هم زده

مادرش،آمد كنارش زود،....اما دشنه ای

بوسه گاه مادرش را از قفا برهم زده

گوشه ی گودال خلوت كرده...وا امٌاه...آه

خلوتش را ازدحام نیزه ها برهم زده

گوشه ی گودال یك كوچه است كه انگار باز

یك نفر دیوار و در را بی هوا برهم زده

جسم او سهم تنورو بوریا و نیزه شد....

سادگی بزم را طشت طلا برهم زده...

***

از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تو را با خشکی لب ذبح کردند

به پیش چشم زینب ذبح کردند

اگر من را مرتب زجر دادند

تو را هم نامرتب ذبح کردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


منم که نام تو را با رگِ جدا خوانم

به حنجر و شَرَیان و جگر دعا خوانم

من از سَرِ جَبَلُ الرَّحمه تا تهِ مقتل

به استخوان و رگ و ریشه ام ترا خوانم

به این نماز نشسته که خواهرم خوانَد

به دنده های شکسته خدا خدا خوانم

به دستهای بریده قنوت می گیرم

به جسم بی سر و پر زخم  ربّنا خوانم

منم که نیمۀ یک سوره را به یک خطبه

و نیمۀ دگرش را به نیزه ها خوانم

به خیمه گاه نوامیس من جفا بردند

هنوز با گلوی پاره ام ترا خوانم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غرق خون وقت صحنه ی آخر

بین گودال داشت جان می داد

با نفس های گرم و بی رمقش

دل حضار را تکان می داد

 

مادری در میان هق هق و اشک

مشت بر سینه می زد و با درد

یک نگاهش به سمت مقتل بود

یک نگاهش به چهره هایی زرد

 

آتش از خیمه ها که بالا رفت

روضه خوان داشت نغمه سر می داد

گفت:او می دوید و من...انگار

از غمی بی امان خبر می داد

 

 

دانه های سفید برف آرام...

مثل یک دسته ی عزا از راه...

آمدند و شدند تسکین...

عطش کودکان ثارالله!

 

 

آتش خیمه ها فروکش کرد

دل ولی همچنان تلاطم داشت

مرد قصه میان خون ،اما

گوشه چشمی به سمت مردم داشت

 

 

بوق شیپور و طبل ماتم را

هرکسی می شنید می لرزید

شمر آمد ...ولی همه دیدند

دست هایش شدید می لرزید

 

 

شمر تعزیه بغض کرد و گریست

گفت : لعنت به من اگر که تورا....

خنجر از دست او زمین افتاد

گفت دستم بریده باد آقا

.

تعزیه ختم شدهمه رفتند

باز اوماند و صحنه ی گودال

بعداز آنکه سکوت جاری شد

ساربان آمد و زبانم لال




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


می آمد و به دست نفس گیرش

یك دشنه در هوای بریدن بود

چشمش میان كاسه ی خون می گشت

می دید و در هوای ندیدن بود

 

بد مست، نعره می زد و می آمد

كفری كه پینه داشت به پیشانی

رذلی كه مُرده بود و نمی دانست

كفری در اتهام مسلمانی

 

آمد، رسید، چكمه ی نحسش را ...

نه من نمی توانم آقاجان

چشمان خسته ی تو ولی خندید

حتی به روی كافر بی ایمان

 

گفتی بیا كه بگذرم از كفرت

برگرد و مثل مرد، مسلمان باش

من نور محضم و دل من دریاست

اینسان نمان، به اذن من انسان باش

 

هرچند او جهنم خود را خواست

می خواستی بهشتی تان باشد

آیا بجز حسین كه قادر بود

فكر نجات دشمن جان باشد

 

آیا چقدر می شود آقا بود؟

آیا چقدر می شود انسان بود

ای كشتی نجات نمی فهمم!

یعنی گذشت اینهمه آسان بود؟

 

آری گذشتن اینهمه آسان است

وقتی كه نور، نور هدی باشد

نومید از فروغ هدایت نیست

تا فكرو ذكر مرد، خدا باشد

 

آه ای امام، نیزه ی معروفت

وقتی به قلب منكر شمر آمد

یعنی كه امتحان دلی سنگی

حتی میان معركه می ارزد

 

آه ای خلاصه ی همه خوبیها

وقتی نظر به دشمن دین داری

ما را كه خانه زاد شما هستیم

كی می شود رهاشده بگذاری

 

چشمت هنوز تشنه ی هر گمراه

دستت همیشه منتظر یاری است

شرمنده همیشگی ات شاعر

درچشم شعر، حسرت بیداری است




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نگرانم بیفتی از مرکب

روی این سنگ ها خدا نکند

به تنت نیزه ها فرو نروند؟!

تیر، خود را به سینه جا نکند؟

 

کاش می شد که من سپر بشوم

سنگ ها بر دهان تو نخورد

کاش می شد که تیغ بردارم

نگذارم سر تو را ببُرد

 

کاش می شد نیاید این ملعون

کاش پیکار با گلو نکند

کاش بوسه نمی زدم هرگز

که تو را شمر پشت و رو نکند

 

تو بگو خواهرت چه کار کند؟

که سر از پیکرت جدا نشود؟

کاش می شد که چاره ای بکنم

پای مادر به گود وا نشود

 

کاش مادر ندیده باشد که

شمر ملعون نشست روی تنت

کاش اصلا دروغ باشد که

نیزه ای گیر کرده در دهنت

 

هرچه داری خودت بده بهِشان

که نخواهند جست و جوت کنند

پیرهن را خودت بکن از تن

که نیایند زیر و روت کنند

 

کاش جسم تو پاره پاره نبود

که کسی فکر بوریا نکند

کاش می شد خودت تکان بخوری

که تو را نیزه جا به جا نکند

 

جان من را بگیرد ای کاش و

روی نیزه سر تورا نبَرد

هرچه دارم برای زجر، بگو -

معجر دختر تو را نبرد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


افتاده ای روی زمین و سر نداری

در این بیابان یک نفر یاور نداری

از بس جراحت بر تنت جا خوش نموده

یک جای سالم در همه پیکر نداری

بگذار تا که جان دهم پیش تن تو

اصلا تصور کن دگر خواهر نداری

در خیمه ها هر کودکی چشم انتظار است

خیز و بگو عباس آب آور نداری

با من بگو پیراهن و عمامه ات کو؟

بگذر از این انگشت و انگشتر نداری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


کمتر بزن سر، ای سینه بر دل

من با حسینم ، منزل به منزل

پیوسته بودم چون موج و ساحل

آن دم بریدم من از حسین دل

کآمد به مقتل شمر سیه دل

شد شام تاریک صبح سپیدم

شور قیامت بی پرده دیدم

ناگه صدای پایی شنیدم

او می دوید و من می دویدم

او رو به مقتل من رو به قاتل

بار سفر چون از خیمه بستم

من خانه بر دوش من دل به دستم

بغض گلو را آخر شکستم

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه من در مقابل

چون شب سیه شد صبح سپیدم

در خاک و خون بود عشق و امیدم

خون گریه کردم از آنچه دیدم

او می کشید و من می کشیدم

او خنجر از کین، من ناله از دل

من کز صبوری شور آفریدم

جام بلا را با جان خریدم

پیراهن صبر بر تن دریدم

او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من از حسین دل




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


چه شده نازنین برادر من

داری ام من یجیب می خوانی

نکند پیش من – زبانم لال-

امشبی را فقط تو مهمانی

 

سنّ و سالی گذشته از زینب

با نگاهت مکن پریشانم

شک ندارم که خوب می دانی

بی تو یک لحظه من نمی مانم

 

همرهانت که یک به یک رفتند

در دلم اضطراب افتاده

از امان نامه صحبتی آمد

نه! گمانم جواب رد داده!

 

خوب بنگر چقدر می آید

گوشواره به گوش دختر تو

کن دعایی که لا اقل آنرا

نربایند در برابر تو

 

کودکت زیر لب به خود میگفت

گر بیابانی از عدو داریم

خم کجا آوریم بر ابرو

باکمان نیست، تا عمو داریم

 

غرق در غصه آنطرف لیلا

در تماشای قامت اکبر

این طرف اشک در نگاه رباب

پای گهواره ی علی اصغر

 

دلخوشم کن بگو که شاید صبح

دست از کشتن تو بردارند

دلخوشم کن بگو برای تو نیست

دشنه هایی که بر کمر دارند

 

در غروب نگاه غمگینت

عصر فردات را نظر دارم

هرچه – خاکم به سر-شود با تو

همه را مو به مو خبر دارم

 

می روی ّ و به همره زینب

زجر و رنج و عذاب می ماند

غیرت الله هستی و افسوس

خیمه ات بی حجاب می ماند

 

بر بلندای سرو مانندت

کاش یک جای بوسه بگذارند

لیک تا آیه آیه ات نکنند

-وای من – دست بر نمی دارند

 

خاک بر فرق من چه میبینم؟

قاتلت جالسٌ علی صدرِک!

پیش چشمان بی سوی زهرا

مولعٌ سیفَهُ علی نَحرِک

 

بوسه گاه پیمبر است آنجا

بی حیا ! دشنه را زمین بگذار

دیدگانش هنوز می بینند

بسملم را به حال خود بسپار

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نفس صبح، شرار است، شرار است، شرار

آسمـان کوه غبار است، غبار است غبار

کوه‌ها سوخته چون سینۀ خورشید، همه

دودشان مانده بـه آیینۀ خورشید، همه

قدسیان سوخته‌بال و پرشان چون دلشان

عرشیـان خیمـۀ انـدوه شده محفلشان

بر دل ختم رسل، بار غمی سنگین است

گیسوی فاطمه از خون خدا رنگین است

عـرش اعلا بـه روی خاک زمین افتاده

یا که جان دو جهان از سر زین افتاده؟

سی‌هزار ابرهـه بـر جنگ خـدا آمده‌اند

در پــی قتــل امـام شهــدا آمــده‌اند

ناخلف‌های سقیفه همه شمشیر به دست

نیزه‌داران همه بی‌رحم‌تر از زنگیِ‌ مست

گشته آمیختـه بـا بغض محمّـد گلشان

کینۀ آل علـی تلخ‌تــرین حـاصلشـان

قصد معراج تماشای خدا کرده حسین

کثرت تیر ببین بال در‌آورده حسین

سنگ‌ها! یک‌سره از سوز درون گریه کنید

بر تن غرقه به خونش همه خون گریه کنید

آب‌ها! در شـرر خجلت خـود آب شوید

باید از داغ لبش در تب و در تاب شوید

هـدف تیـر بـلا سـورۀ رحمـان ای وای

سـم اسـب و ورق پـارۀ قــرآن ای وای

کاش خورشید نمی‌تافت به کوه و صحرا

ره گـودال ببندیــد بـه روی زهرا

مصطفی سوخت سراپا و علی جامه درید

شمـر در محضـر مـادر سرِ فـرزند برید

سر که گردید جدا، قاتل خونخواره گریست

تیغ قاتل هم بـر آن گلوی پاره گریست

خضر، لب‌تشنه فدا گشت بگو یا زهرا

سر به ده ضربه جدا گشت بگو یا زهرا

دوستان! وای من و وای من و وای شما

بـه خـدا آب ندادنــد بــه آقــای شما

به خدا گرگ‌صفت بر بدنش چنگ زدند

بـه خـدا آب ندادنـد ولــی سنگ زدند

حـق پیغمبر اســلام ادا شــد دیـدید؟

سر توحید، لب تشنه جدا شد دیـدید؟

تسلیت فاطمـه! نـور بصـرت را کشتند

بـه خدا اهـل سقیفـه پسرت را کشتند

بــاغ آمــال سکینـه همـه پـرپر گشته

اسـب بی‌صـاحب بابا بـه حـرم برگشته

اشـک بـا یـاد لـب تشنــه‌لبـان آورده

در حـرم خون، عــوض آب روان آورده

با تپش‌هـای دلش روضۀ مقتل خوانده

شیهه‌هـایش جگـر فاطمـه را لــرزانده

باز بیدادگــران آتـش کیـن افشاندند

بـاز بیت‌الحــرم فاطمـه را سـوزاندند

سپـه کفــر بـه ســوی حـرم آل آمد

کعب نـی بـود کـه بر شانۀ اطفال آمد

کـه دهـد فاطمـۀ فاطمـه را دلـداری؟

بشتابید که خون گشته ز گوشش جاری

دو کبوتر به بیابان ز عطش جان دادند

بنویسید که در چنـگ عقـاب افتـادند

بنویسید که سـر در دل خـاری بردند

بنویسید که از تـرس بـه صحرا مردند

دامن هر دو پر از آتش و دود است هنوز

بنویسید تـن هـر دو کبود است هنوز




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تشنه بود و از جگر فریاد داشت

شکوه‌ها از امّت بیداد داشت

پیکرش در تیرها گم گشته بود

در دل شمشیرها گم گشته بود

مثل یک گل در هجوم خار بود

دیدن رخسار او دشوار بود

خون او می‌ریخت بر دامان خاک

شد دل مقتل ز غصّه چاک چاک

چشم او گه باز گاهی بسته بود

هم سر و هم پهلویش بشکسته بود

لعل او خشک و زبان خشکیده‌تر

هرچه اینجا خشک؛ جایش دیده‌تر

تاب دیگر در تن مولا نبود

دست او نه دست، پایش پا نبود

تیغ‌ها بر پیکر او در فرود

نیزه‌ها بر پهلوی او در سجود

سنگ‌ها آواره‌ی پیشانی‌اش

بوسه‌زن بر دیده‌ی بارانی‌اش

سر به خون بنهاد و دیگر بر نداشت

همدمی غیر از دو چشم تر نداشت

لحظه‌ای بعد آسمان دلگیر شد

هرچه گل از داغ این گل پیر شد

برگ گل از شاخه‌ی خود شد جدا

خون گل پاشید بر خاک بلا

آسمان لرزید مقتل داد زد

دست بر پهلو کسی فریاد زد

رنگ از رخسار پیغمبر پرید

هم ملک نالید هم حیدر خمید

شد سرش راهی سوی شام بلا

پیکرش افتاد زیر دست و پا

ماند وقتی بی سر و بی‌پیرهن

زیر سمّ اسب شد آخر کفن

***

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


"هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم"

هرگه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه می‌روی؟

گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو

اما به روی نعش تو من قدکمان شدم

تا اینکه خوب از عطشم باخبر شوی

از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم

با خود نگفته‌ای پدرت خُرد می‌شود

من مثل قطعه‌‌‌های تنت بی‌نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمی‌دهی؟

چیزی بگو علی، ولدی نصفه جان شدم

زینب میان این همه دشمن دویده است

بابا اسیر زخم زبان‌هایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم می‌آورم

من چند بار بر بدنت امتحان شدم

شد سرخی لبان تو در دشت منتشر

من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه‌ی من شد بلندتر

در راه شام بر سر تو سایه‌بان شد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/08/7 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


حرمتش را، خیمه اش را، لشکرش را...بگذریم

کینه ی شمشیر زن ها اکبرش را...بگذریم

قاسمش را ضربه ها هم قامت عباس کرد

تیر بی رحمی گلوی اصغرش را...بگذریم

گوشه گودال بود و سایه ای نزدیک شد

روبرویش ایستاد و خنجرش را...بگذریم

عرش می لرزید حتی اعتنایی هم نکرد

گر چه از هر سو صدای مادرش را... بگذریم

چشمشان پیراهن صدپاره ی او را گرفت

چشم مردی هم گرفت انگشترش را...بگذریم

تا بیامیزند با هم استخوان و خون و خاک

اسبها را تاختند و پیکرش را...بگذریم

باز آتش کار خود را کرد و صحرا تار شد

ناله های دخترانش خواهرش را...بگذریم

کاروان آماده ی فریاد بود و ناگهان

روبروی محمل خواهر سرش را...بگذریم

بگذریم از کوفه و از شام، اما آنچه شد

می سپارم دست قلبم باورش را، بگذریم

عاقبت کنج خرابه، نیمه شب، دختر که دید-

چشم و ابروی پر از خاکسترش را...بگذریم

شاعرت انگشتهایش داغ شد، از تو نوشت

این غزل باروت بود و دفترش را...بگذریم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/08/9 | 09:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


تا گریه بر حسین تمنای خلقت است

بین من و تمام ملائك رقابت است

نزدیك می كند دل ما را به هم حسین

این اشك روضه نیست، كه عقد اخوت است

مقبول اگر شداست نمازی كه خوانده ایم

مهر قبولیش به خدا مهر تربت است

ما از غدیر سینه زن كربلا شدیم

این دست های رو به خدا دست بیعت است

پیدا شدیم هرچه در این راه گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

از دخل آبروی حسین است خرج ما

نوكر برای صاحبش اسباب زحمت است

قران و منبر و دوسه خط روضه ی عطش

ساعات خوب هفته همین چند ساعت است

حالا كه بغض بسته به من راه حرف را

مقتل بخوان كه موقع ذكر مصیبت است

افتاده بود روی زمین زبر دست و پا

شعرم تمام می شود اینجا. روایت است

كه چون تنگ شد بر او میدان"

فتاد از حركت ذوالجناح از جولان

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد

اگر غلط نكنم عرش بر زمین افتاد"




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 08:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود

ابرهای خون¬فشان نینوا، اشک های حضرت امیر بود

نطفه ی ولایت ار چه بسته شد؟ در سقیفه بیعتی شکسته شد

امت رسول دسته دسته شد، او سکوت کرد، ناگزیر بود

بعد از آن فتوّت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت

هرچه دانه کاشتند سنگ شد، پشت هر بهار صد کویر بود

بعد مکّه و مدینه دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد

آفتاب سربلند سینه سوز، در حصار نیزه ها اسیر بود

الأمان ز شام، الأمان ز شام، الامان ز درد و غربت امام

شام بی مروّت غریب کُش کاش کوفه ی بهانه گیر بود

هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه بی پدر شدید

این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود

کربلا به اصل خود رسیدن است، هرچه می روم به خود نمی رسم

چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


( کربلا: کل دین اسلام است )

کربلا: کل دین اسلام است

صورتی از مقـابـله با کفر

نه فقط یک زمین خاکی، که

یک عقیده ست: از خدا تا کفر

 

کربلا: مــرز بـاور توحیــد

انتهای اطاعت محض است

)چشم) بی چون وبی چرا گفتن

جلوه ای از ولایت محض است

 

کربلا:معدن بصیرت ماست

در فراسوی نکته های عیان

شمر جانباز جنگ صفین است!

که شده قاتل امام زمان

 

در عوض که دشمن دین است

می شود اسوه ی مسلمانی

مرحبا بر (وهب) که نصرانی ست

آفرین بر زهیر عثمانی

 

قلب اصحاب کربلا سرشار

از هوای شهادت وایثار

همه با خون پاکشان زده اند

تیشه بر ریشه های استکـبـار

 

کربلا: اجتماع ضـدّیـن است

(گریه و خنده) و (غم و شادی(

منطقش می دهد به انسان ها

درس آزادگــی و آزادی

 

کربلا: یک مسیرهمواراست

تا رسیدن به بهترین مأمن

منبع نور و روشنائی در

راه تشخیص دوست از دشمن

 

گفته بودم، نه یک زمین، بلکه

کربلا: اعتقاد و باور ماست

بهترین سبک زندگی بشر

زندگی در شعاع کرببلاست

 

تا ابد (( کلّ یوم ٍعاشورا))

کربلا در زمان ما جاری ست

مصر و لبنان و سوریه یعنی

خواب تعطیل ، وقت بیداری ست

 

دین اسلام را خلاصه کنی

واژه ی بی نظیر کرببلاست

یاد مرد خدا به خیر که گفت:

(راه قدس ازمسیرکرببلاست ) 




موضوع: کربلای معلی،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک

کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه

زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کنا معک

ای که از دریای خون تا خیمه گه زینب تو را

ناله کرد و زد صدا، یا لیتنا کنا معک

آب، مهر فاطمه، فرزند او را تشنه لب

سر بریدند از قفا، یا لیتنا کنا معک

زیر تیغ از حنجر خشک تو می جوشد خون

کردی امت را دعا، یا لیتنا کنا معک

میهمان اهل کوفه بودی و سنگت زدند

در زمین کربلا، یا لیتنا کنا معک

مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستور

پیکرت شد توتیا، یا لیتنا کنا معک

ای سرت مهمان خولی از چه دیگر ساربان

کرده دستت را جدا، یا لیتنا کنا معک

می رسد از قتلگاهت تا قیامت بر فلک

نالۀ واغربتا، یا لیتنا کنا معک

عترتت در خیمه بود و خیمه را آتش زدند

از ره جور و جفت، یا لیتنا کنا معک

دامن دردانه ات آتش گرفت و می دوید

در بیابان بلا، یا لیتنا کنا معک

دست دشمن در هوای گوشواره پاره کرد

گوش اطفال تو را، یا لیتنا کنا معک

هم تو کعبه هم تو زمزم هم تو مروه هم صفا

هم تو مشعر هم منی، یا لیتنا کنا معک

با دهان تشنه قرآن خواندی و سنگت زدند

بر فراز نیزه ها، یا لیتنا کنا معک

کیست تا محرم شود مثل تو در میقات عشق

حّج خون آرد بجا، یا لیتنا کنا معک

کو سلیمان تا ببیند می کنی در موج خون

دست و انگشتر عطا، یا لیتنا کنا معک

هر کجا یاد تو کردم ای عزیز فاطمه

سوختم سر تا به پا، یا لیتنا کنا معک

می کند با اشک خود (میثم) جهنّم را خموش

چون بگرید بر شما، یا لیتنا کنا معک




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجاتی-شهدا


خانه پیرزن ته کوچه

پشت یک تیر برق چوبی بود

پشت فریاد های گل کوچک

واقعا روزهای خوبی بود

 

پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر

منتظر بود در زدن ها را

دم در می نشست و با لبخند

جفت می کرد آمدن ها را

 

روضه خوان محله می آمد

میرزا  با دوچرخه آهسته

مثل هر هفته باز خیلی دیر

مثل هر هفته سینه اش خسته

 

"ای شه تشنه لب سلام علیک"

ای شه تشنه لب...چه آوازی

زیر و بم های گوشه ء دشتی

شعرهای وصال شیرازی

 

می نشستیم گوشهء مجلس

با همان شور و اشتیاقی که...

چقدر خوب یاد من مانده

در و دیوار آن اتاقی که -

 

یک طرف جملهء"خوش آمده اید

به عزای حسین"بر دیوار

آن طرف عکس کعبه می گردد

دور تا دور این اتاق انگار

 

گوشه گوشه چه محشری برپاست

توی این خانهء چهل متری

گوش کن! دم گرفته با گریه

به سر و سینه می زند کتری

 

عطر پر رنگ چایی روضه

زیر و رو کرده خانهء او را

چقدر ناگهان هوس کردم

طعم آن چای قند پهلو را

 

تا که یک روز در حوالی مهر

روی آن برگ های رنگا رنگ

با تمام وجود راهی کرد

پسری را که برنگشت از جنگ

 

هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز

پستچی نامه از عزیز نداشت

کاشکی آن دوشنبهء آخر

روضهء میرزا گریز نداشت

 

پیرزن قطره قطره باران شد

کمی از خاک کربلا در مشت

السلام و علیک گفت و سپس

روضهء قتلگاه او را کشت

 

تا همیشه نمی برم از یاد

روضهء آن سپید گیسو  را

سالیانی است آرزو دارم

کربلای  نرفتهء او را




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/07/5 | 12:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-روز یازدهم


گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار

رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...

در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم

آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...

شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف

تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-

ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم

از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار

سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم

هر بار به یک علت و هر بار به ناچار

تو نیستی و ماندن من بی تو محال است

هر چند به ناچار به ناچار به ناچار...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/03/15 | 01:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روضه های زمین کربلا


من پاره‌ای از پیکر عرش خدایم

مــن کعبــه اهـل ولایم، کربلایم

خاکم ولی آغشته با خون حسینم

تا صبح روز حشر، مدیون حسینم

از روز اول خون آدم ریخت در من

دریای اشک از چشم عالم ریخت در من

از قلب من باب بلاها گشت مفتوح

می‌خواست در من غرق گردد کشتی نوح

در مـن خلیل الله پایش خورد بر سنگ

از خون پاکش این زمین را کرد گلرنگ

مـن در فـراتم اشـک اسمـاعیل دارم

مـن سایه‌بـان از بـال جبـراییل دارم

مـن انبیـا را شاهــدِ زخـمِ بلایـم

من یک جهان کرب و بلایم: کربلایم

تا بر حسین آغوش خود را باز کردم

از کعبه دل بـردم، بـه جنت ناز کردم

از اول خلقت کـه حـق بخشید بودم

آغوش خود بر یوسف زهـرا گشودم

بـا خاک خـود درمـان درد عـالمیْنم

خـاکم مپنداریـد، مـن شهـر حسینـم

مـن در درون، هجده بهشتِ یاس دارم

مـن در کنــار علقمـه، عبــاس دارم

مـن دور هفتـاد و دو لالـه پر گشودم

آغوش خـود را بـر علی‌اصغر گشودم

در مـن فـروغ حق تعــالی را ببینیــد

خــورشید زهــرا، مــاه لیلا را ببینید

در مـن عـلی‌اکبر ز زخــم بی‌شماره

شد مثل تسبیحی که بندش گشته پاره

مـن روضـۀ گـل‌های بی‌خـار حسینم

تـا صبـح مـحشر میهمــان‌دار حسینم

مهمـان مـن بینِ دو دریا تشنه جان داد

لب‌های خشکش را به هر نسلی نشان داد

مهمـان مـن بـا لـحن شیرین با حلاوت

می‌کـرد نـوک نیـزه‌ها قـرآن تــلاوت

مهمـان مـن چـون بسمل بی‌بال گردید

مانند قـرآن حرمتش پامال گردید

مهمان من در سینه دارد داغ یاران

دردا که شد با داغ یاران سنگ باران

مهمان من جز زخم در پیکر ندارد

مهمان من بـر پیکر خود سر ندارد

مهمـان من بزم عزا را دوست دارد

مهمان من اشک شما را دوست دارد

مهمان مـن بـر امت جدش دعا کرد

خون گلوی خویش را وقف شما کرد

مهمان مـن سـر در ره اسلام داده

از حلق خونین بـر شما پیغام داده

مهمان من زخمش لباسش بود بر تن

پیراهنش را هم به غارت برد دشمن

وقتی ز رگ‌های بریده خون فشانده

اول ســلامِ شیعیــانش را رسانده

فرمود چون نوشید آب سرد، یاران

بر من بریزید اشک چون ابر بهاران

"میثم" اگر چون آب در آتش بجوشد

حاشا کـه بی ذکـرِ حسین، آبی بنوشد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/02/4 | 12:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روضه شب جمعه


شب جمعه دوباره در هیات

روضه حال و هوای دیگر داشت

کوچه‌ای با زبان سینه زنی

خبری از حضور مادر داشت

 

روضه خوان در حوالی گریه

سخنی از وداع خواهر گفت

و گریزش به یک وصیت بود

وقتی از بوسه‌های آخر گفت

 

ناگهان مادری رسید از راه

صورتش قطره قطره در باران

چادرش هم هنوز خاکی بود

همچنان از نگاه‌ها پنهان...

 

بعد تا یک غریب مادر گفت

شانه‌ها گریه گریه لرزیدند

قلب‌ها پر کشید و سینه‌زنان

کربلا را به چشم خود دیدند

 

این شب جمعه باز می‌پیچد

ناله‌ای بین قتلگاه، آنگاه:

- یا بنی قُتلت عطشانا...

- السلام علیکِ یا اماه




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/02/4 | 12:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


آیات، احادیث و اشعار زیبایی بر ششمین ضریح امام حسین(ع) نقش بسته است که از جمله آن‌ها، بخش‌هایی از شعر مشهور «سید رضی» از علمای قرن چهارم و گردآورنده نهج‌البلاغه است:

 

کرْبَلا، لا زِلْتِ کَرْباً وَ بَلا                   ما لقی عندک آل المصطفى

کربلا پیوسته اندوه و بلا بوده‌ای به دلیل مصیبت‌هایی که خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در نزد تو دیدند

کَمْ عَلى تُرْبِکِ لمّا صُرّعُوا                       من دم سال و من دمع جرى

چه بسیار بر خاک تو فرو افتادند و چه خون‌هایی که روان شد و چه اشک‌ها که جاری شد

وضیوف لفلاة قفرة                           نزلوا فیها على غیر قرى

و مهمانانی که در آن بیابان خشک بدون پذیرایی فرود آمدند

لم یذوقوا المآء حتى اجتمعوا                              بحدى السیف على ورد الردى

آب را نچشیدند تا اینکه با دم تیز شمشیر بر چشمه هلاکت گرد آمدند

تکسف الشمس شموساً منهم                                لا تدانیها ضیاءً و علا

خورشید در برابر زیبایی آنها پنهان می‌شود، نمی‌تواند به آن‌ها به دلیل نور و بزرگواری نزدیک شود

وَ وُجُوهاً کَالمَصابیحِ، فَمِنْ                                 قَمَرٍ غابَ، وَنَجْمٍ قَدْ هَوَى

چهره‌هایی چون چراغ تابان بودند که برخی مانند ماه غروب کردند و برخی چون ستاره فرورفتند

و صریعا عالج الموت بلا                                   شد لحیین و لا مد ردی

کشته شده‌ای که با مرگ دیدار کرد بدون این که محاسنش را ببندد و یا لباسش را بر تن کند (منظور آداب غسل و کفن)

مَیّتٌ تَبْکی لَهُ فَاطِمَة                                وابوها وعلى ذو العلى

در خون خفته‌ای که فاطمه و پدر فاطمه و هم علی بزرگوار برای او می‌گریند

یا رسول الله لو عاینتهم                                  وهم ما بین قتلى وسبا

ای رسول خدا، اگر به آنها می‌نگریستی که برخی کشته شده بودند و برخی دیگر اسیر

لَرَأتْ عَیْنَاکَ مِنهُمْ مَنْظَراً                                 للحَشَى شَجْواً، وَللعَینِ قَذَى

چشمانت از آنان منظره‌هایی می‌دید، که اندرون را سرشار از غصه و چشم را پر از خاشاک می‌کند

جزروا جزر الاضاحی نسله                              ثُمّ سَاقُوا أهلَهُ سَوْقَ الإمَا

نسل او را همچون قربانی سربریدند،‌ سپس اهلش را مانند راندن کنیزان راندند

یا قَتیلاً قَوّضَ الدّهْرُ بِهِ                          عُمُدَ الدّینِ وَأعْلامَ الهُدَى

ای کشته شده‌ای که روزگار با کفر ستون و پرچم‌های هدایت را تخریب کرده است

قتلوه بعد علم منهم                                   انه خامس اصحاب الکسا

او را کشتند در حالی که می‌دانستند او پنجمین نفر اصحاب کسا است

لَوْ رَسُولُ اللَّهِ یَحْیَا بَعْدَهُ                               قعد الیوم علیه للعزا

اگر رسول خدا پس از وی زنده بود امروز به عزاداری او می‌نشست

غَسَلُوهُ بِدَمِ الطّعْنِ، وَمَا                                  کَفّنُوهُ غَیرَ بَوْغَاءِ الثّرَى

با خون نیزه او را غسل دادند و او را کفنی نکردند به غیر از خاک‌های نرم

جعل الله الذی نابکم                                      سبب الوجد طویلا والبکا

خداوند آنچه به شما وارد شد را مایه حزن همیشگی و گریه قرار داد

لا أرَى حُزْنَکُمُ یُنسَى، وَلا                              رُزْءَکم یُسلى، وَإنْ طالَ المَدَى

اندوه شما فراموش نشدنی و مصیبت شما تسلی‌پذیر نیست، اگرچه از آن زمان بسیاری گذشته باشد

انتم الشافون من دآ العمى                                وَ غداً ساقُونَ مِنْ حوْضِ الرّوَا

شمایید که کور را شفا می‌دهید و فردای قیامت از حوض کوثر تشنگان را سیراب می‌کنید

نزل الدین علیکم بیتکم                                     وتخطى الناس طرا وطوى

دین خدا در خانه شما نازل شد و مردم همه دنباله رو شما هستند

این عنکم للذی یبغى بکم                                     ظل عدن دونها حر لظى

جایگاه کسی که از شما تخلف کند کجاست؟ سایه بهشتید شما و هرکس از آن خارج شد در آتشی وارد شود که زبانه می‌کشد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/1 | 12:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س(-در مسیر کوفه و شام


ای آفتاب زمین خورده ماهِ نیزه حسین

طلوع كرده سرت در پگاهِ نیزه حسین

پناهگاهِ یتیمانم و بدونِ پناه

خودت بگیر مرا در پناهِ نیزه حسین

ز آهِ تو به زمین ریخت گریۀ شمشیر

زِ اشكِ من به هوا رفت آهِ نیزه حسین

پِیِ سرِ تو در این شهر كوچه گرد شدم

مرا كشانده به بازار راهِ نیزه حسین

چه داغ ها كه به رویِ جگر گذاشته است

بگو به من چه نبوده گناهِ نیزه حسین

امان ز كارِ سنان و امان ز زخمِ زبان

امان ز نیزه و قلبِ سیاهِ نیزه حسین

به پیشِ چشمِ ترم بارها زمین افتاد

سرِ شكسته ات از جایگاهِ نیزه حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/09/23 | 05:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع(-مناجات و شهادت


دل دست ما که نیست، اسیر شما شده

از لحظه ای که با حرمت آشنا شده...

خواب و قرار را دگر از دست داده است

ذکرش مدام کرب و بلا، کربلا شده

یادش به خیر گنبد و ایوان طلای تو

آن جا که هر که دیده به آن مبتلا شده

میدان مشک ساقی و کفین و علقمه

قلبم عجیب راهی این صحنه ها شده

وقتی که پرچم حرمت در تلاطم است

...گویی که روح از بدن من جدا شده

حالا چقدر میل عسل کرده کام من

یعنی که بزم روضه ی قاسم به پا شده

اشکم شبیه پرچم تان سرخ می شود

وقتی که صحبت از بدن و نیزه ها شده

از تل زینبیه کسی داد می زند...

واویلتا که رأس برادر جدا شده

با سم اسب روی تنت زخم می زدند

حالا سه روز رفته و جسمت رها شده

یک نانجبیب پیرهنت را ربوده بود

حتی کفن برای شما، بوریا شده

دارد غروب می رسد و دختری شنید...

حمله کنید، نوبت این خیمه ها شده

***

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/09/23 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


عجیب نیست اگر روی نیزه سر بالاست

جواب مرد به ذلت جواب سر بالاست

سری به نیزه دو لب آیه های شیرین خواند

از آن به بعد دگر قند نیشکر بالاست

چه سفره ای است که هفتاد دل نمک گیرند!؟

چقدر شور در این جمع مختصر بالاست!

مصاف عشق و ریا نابرابر این گونه است

که در مقابل هر تیغ صد سپر بالاست

به شوق آب لب خشک غرق تب کم نیست

شگفت آنکه تب آب بیشتر بالاست

در این طرف عطش عشق می کند غوغا

در آن طرف عطش سکه های زر بالاست

مپرس "هَل مِن ناصِر" که در جواب ای سرو

به جای دست فقط دسته ی تبر بالاست

به هیچ آب فروکش نمی کند عطشم

دمای داغ تو در کوره ی جگر بالاست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/09/23 | 05:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب کربلا


به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هر جا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق

که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن

به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: "من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر"

همان سری که "یحب الجمال" محوش بود

جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پارۀ تن گفت

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید

به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد

میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیۀ کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟

به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/09/14 | 11:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


مثل پیغمبری سر نیزه، وه چه دل می بری سر نیزه

باز هم از نگات می ترسند، تو خود حیدری سر نیزه

همه جا من سر تو را دیدم، گاه دوری و گاه هم نزدیک

گاه پیش علی اکبر و گاه در بر اصغری سر نیزه

چشم از روت بر نمی دارم، از سر زخم خورده ات حتی

هر چه باشد برادرم هستی، از همه برتری سر نیزه

چه نیازم به اینکه در این راه، بنشینی به روی دامانم

گرچه بالانشینی اما باز، در بر خواهری سر نیزه

بعد تو ای برادرم دیدی، کعب نی ها مرا نشان کردند

خواهرت که شبیه محتضر است، تو بگو بهتری سر نیزه؟

تا سر نیزه ماه را دیدم، یاد اشک ستاره افتادم

گفتم عباس جان کجا رفتی؟، رفتی آب آوری سر نیزه؟

اکبر و قاسم و حبیب و زهیر، چقدر دور تو ستاره پُر است

ساقی ات هم که هست، کی گفته که تو بی یاوری سر نیزه

خطبه خوانی به پای من اما، از کنارم تکان نخور باشد؟

تو که باشی دگر نمی ترسم، سایۀ این سری سر نیزه




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در شام،  كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/09/14 | 10:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو