حضرت زینب(س(-در مسیر کوفه و شام


ای آفتاب زمین خورده ماهِ نیزه حسین

طلوع كرده سرت در پگاهِ نیزه حسین

پناهگاهِ یتیمانم و بدونِ پناه

خودت بگیر مرا در پناهِ نیزه حسین

ز آهِ تو به زمین ریخت گریۀ شمشیر

زِ اشكِ من به هوا رفت آهِ نیزه حسین

پِیِ سرِ تو در این شهر كوچه گرد شدم

مرا كشانده به بازار راهِ نیزه حسین

چه داغ ها كه به رویِ جگر گذاشته است

بگو به من چه نبوده گناهِ نیزه حسین

امان ز كارِ سنان و امان ز زخمِ زبان

امان ز نیزه و قلبِ سیاهِ نیزه حسین

به پیشِ چشمِ ترم بارها زمین افتاد

سرِ شكسته ات از جایگاهِ نیزه حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در شام،  كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/09/13 | 04:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر كوفه و شام


زلفش رها بر شانه ی لرزان باد است

بر نیزه ی تنهایی خود تکیه داده است

هر چند پیچیده است در عالم شکوهش

معراج او بر روی خاک آن قدر ساده است

آن قدر آزاد است از هر قید و بندی...

حتی به کهنه پیرهن هم تن نداده است

یک روز روی شانه ی پیغمبر... اکنون

بالای نیزه باز در اوج ایستاده است

دارد همین که سایه اش را از سر نی

باور کن این هم از سر عالم زیاد است!




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/09/13 | 04:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اسارت در شام

 زبان حال سیدالشهدا (علیه السلام) با خواهر(سلام الله علیها):


ضربت چوب و گل چیده کجا

بزم عیش و سر ببریده کجا

طعنه و زینب غمدیده کجا

خیزران و لب خشکیده کجا

گل بی خار کجا خار کجا

زینب و مجلس اغیار کجا

اهل بیت نبی و شام خراب!

دختر فاطمه و بزم شراب!

جگر شیعه کباب است کباب

ای فلک شرم کن از روز حساب

غم به دندان جگر خویش گزید

بوسه گاه نبی و چوب یزید

سعی من طیّ ره از کرببلا

مروه: گودال، صفا: طشت طلا

می زنم با سر ببریده صلا

که الا ای همة اهل ولا

در ره ذات خداوند جلیل

هر چه دیدیم جمیل است جمیل

زینب ای خواهر غم پرور من

خجل از اشک تو چشم تر من

زخم قلب تو عیان بر سر من

طاقت از دست مده خواهر من

گوش بر زمزمة قرآنم

صبر کن تا شکند دندانم

تو که فرق علی اکبر دیدی

تو که حلق علی اصغر دیدی

به جگر داغ مکرر دیدی

تن صد چاک برادر دیدی

چه شد این لحظه که بی تاب شدی

شمع سان سوختی و آب شدی

 

پاسخ حضرت زینب (سلام الله علیها(:

 

ای شریک غم تو خواهر تو

پاسدار سر تو مادر تو

برده صبر از کف من دختر تو

چه کنم بزم شراب و سر تو

کاش می خورد به جای لب تو

چوب دشمن به لب زینب تو

طشت و چوب و سر تو از یک سو

نگه مادر تو از یک سو

گریۀ دختر تو از یک سو

خجلت خواهر تو از یک سو

باید این جا غم دل چاره کنم

پیرهن نه، دل خود پاره کنم

تن ما را همه جا لرزاندند

دلم از زخم زبان سوزاندند

خاک ها بر سر ما افشاندند

دخترت را به کنیزی خواندند

گریه بایست که چون ابر کنم

پسر فاطمه چون صبر کنم

من که در ملک خدا بانویم

من که نادیده ملک هم مویم

آستین گشته نقاب رویم

گشته هم رنگ سرت گیسویم

صورتم همچو لبت گشته کبود

این همان معنی یک رنگی بود

تا ابد در دل عالم غم توست

لحظه ها سوختۀ ماتم توست

به خدا هر چه بگریم کم توست

سوز ما در سخن "میثم" توست

همگان ذاکر ما خوانندش

کی گذارم که بسوزانندش




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/09/12 | 04:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)شام- مجلس یزید(لعنت الله علیه)


یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من

یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من

یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم

یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من

من پی ترویج قرآن آمدم این جا که گشت

چوب خزران تو مزد خواندن قرآن من

ای ستمگر هر چه می خواهی بزن اما بدان

بوسه گاه مصطفی باشد لب عطشان من

در احد جد تو دندان پیمبر را شکست

باید از چوب تو اکنون بشکند دندان من

بارها و بارها پیوسته دید آزارها

هم سر خونین من، هم پیکر عریان من

سخت تر از چوب تو بر من نگاه زینب است

چوب تو نه، اشک او آتش زند بر جان من

خواندن آیات قرآن زیر چوب خیزران

با خدا این بوده از روز ازل پیمان من

من شدم در زیر چوب خیزران مهمان تو

مادرم در پای طشت زر بود مهمان من

دست "میثم" را از آن گیرم که پیش از بودنش

همچنان دست توسل داشت بر دامان من




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/09/10 | 03:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


چقدر خاطره مانده به روی پیرهنت

فضای دشت شده پر ز بوی پیرهنت

چقدر جاذبه دارد حوالی گودال

چقدر نیزه شده خیره سوی پیرهنت

نبوده نیزه و تیری در آن میانه مگر

چشیده بود شراب از سبوی پیرهنت

به سینه کسی انگار دست رد نزده

کریم، مثل خودت، خلق و خوی پیرهنت

به غیر مادرمان هیچ کس نفهمیده...

چرا یکی شده پس پشت و روی پیرهنت

دلم نمی شود آرام بی تو یک لحظه

اگر چه بوسه زدم مو به موی پیرهنت

رسیده وقت نماز و میان این همه زخم

جبیره ای شده حالا وضوی پیرهنت

همیشه پیرهن یوسفان شفابخش است

شفای زخم دلم گفتگوی پیرهنت

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-قتلگاه


 تا گره باز شد از ابرویش

نیزه ای بوسه زد به پهلویش

دست بر جای زخم نیزه گرفت

ناگهان دید زخم بازویش

کاش این قدر تشنه کام نبود

آه از آن لبان نیکویش

رو به سمت عقب نگاهی کرد

تار می دید چشم جادویش

رو به سمت حرم تمایل کرد

خیمه ها پر شد از هیاهویش

گفت: این تشنگی مرا گشته است

سله بسته است لعل دلجویش

لب به لب های آفتاب گذاشت

در هم آمیخت عشق با بویش

در منا کربلا مکرر شد

او ذبیح و عطش چو چاقویش

ذره ای داغ آفتاب چشید

لب فرو بست از فراسویش

باز بر هجم شب خط خون زد

پخش شد در زمانه هوهویش

نیزه در نیزه تیغ در تیغ است

اربا اربا شده است گیسویش

دشت در بهت خود عزادار است

بنویسید کو اذان گویش؟

این ورق پاره های قرآن است

می گذارد به روی زانویش؟

یا تن چاک چاک یک مرد است

که نمانده است هیچ از رویش

خواستم تا غزل کنم او را

یک قصیده شده است هر مویش




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-عصر عاشورا


ذوالجناح آمده پا تا به سرش خونین است

اشک می ریزد و چشمان ترش خونین است

ذوالجناح آمده سر را به زمین می کوبد

همه ی دشت میان نظرش خونین است

ذوالجناح آمده از شاه خبر آورده

به نظر می رسد اما خبرش خونین است

ذوالجناحا پدرم کو؟ تو چرا تنهایی؟

چه خبر بوده؟ چرا پس سپرش خونین است؟

(ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای؟)

نکند شاه تو افتاده، سرش خونین است

با نگاهی که پدر لحظه آخر می کرد

عمه ام گفت که دیگر سفرش خونین است

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-عصر عاشورا

 

دیگر چه زینبی؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟!

وقتی نمانده است برایش برادری

تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت  

با تو چه کرده اند در این روز آخری؟!

از صبح یکسره به همین فکر می کنم  

وقت غروب می شود این جا چه محشری

این جا همه به فکر غنیمت گرفتن اند  

از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری

اصلاً کجا نوشته اند که در روز معرکه  

در قتلگاه باز شود پای مادری؟!

اصلاً کجا نوشته اند که هنگامه غروب  

در خیمه گاه باز شود پای لشکری؟!

اصلاً کجا نوشته اند که در پیش خواهری  

باید جدا کنند گلوی برادری؟!

من مانده ام چطور تو را غسل می دهند  

اصلاً چه غسل دادنی؟ اصلاً چه پیکری؟!

در زیر سم اسب چه می کردی ای حسین؟  

از تو نمانده است برایم به جز سری

از روی نیزه سایه ات افتاده بر سرم  

ممنونم ای حسین که در فکر خواهری

....

در کوفه، زینب از تو چه پنهان، تمام کرد

ای کاش رفته بود سرت جای دیگری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(س)-شهادت


داغ تو آب کرد دل سنگ خاره را

 اشکت گرفت نور نگاه ستاره را

در ازدحام نیزه و شمشیر و سنگ و چوب

 گم کرد خواهرت به خدا راه چاره را

بعد از علی اصغر تو مادرش رباب

 با گریه بوسه می زند آن گاهواره را

راس تو و تمام سپاهت به جای خود

 حتی به نی زدند سر شیرخواره را

زهرا خراش داد رخش را دمی که اسب

 انداخت بر زمین بدن پاره پاره را

زینب به چشم گوهر خونین اشک سفت

 رو کرد سمت شهر مدینه به ناله گفت:

«این کشته فتاده به هامون حسین توست

 وین صید دست و پا زده در خون حسن توست»




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


اینک حسین است و شب راز و نیازش

روح تمــام انبیــاء محــو نمــازش

آوای قــرآنش ز قــرآن می‌بَـرد دل

بگذشته از جان و زجانان می‌بـرد دل

بی‌واسطه جایش در آغوش خـدا بود

تنها نه از خلقت که از خود هم جدا بود

می‌گفت:یارب! این من و این بود و هستم

بـود و نبــودم را گــرفتم روی دستم

در عـالم زر بـا تـو بـوده ایـن قـرارم

اینک تو هر چه دوست داری،دوست دارم

ز آن سرفرازم که سرم را دوست داری

گل زخم‌هـای پیكـرم را دوست داری

صد لالۀ پرپر نثارت کردم ای دوست

خون علی‌اصغر نثارت کردم ای دوست

ایثـار جـان و سـر مبـارک باد بر من

داغ عـلی‌اکبر مبــارک بــاد بـر من

فریــاد یــارانم بــه از آوای بــلبل

سم ستوران خوب‌تــر از شاخة گل

سوز عطش از سردی دریاست بهتر

سنگ جبین از لالــة حمراست بهتر

بــوسم به زخم سینه نوک تیرها را

شویم به خوناب جگر، شمشیرها را

زخم زبان‌ها مـرهم زخمند بـر من

این زخم تیغ دوست، این دشنام دشمن

گودال خون بر من گلستان بهشت است

نام بهشت اینجا که جای توست،زشت است

بگذار خون جوشد ز رگ‌های گلویم

بگـذار زیـر تیـغ هـم ذکر تـو گویم

بگـذار طـفلم دامنــش آتش بگیرد

از ترس دشمن در دل صحـرا بمیرد

بگذار تا مهمان شـود سـر در تنورم

بگـذار از مطبخ رود تـا عرش، نورم

چوب جفا و لب چه شیرین است با تو

زخم سر زینب چه شیرین است با تو

روز ازل گفتم بــلا را دوســت دارم

تـا صبح محشر کربلا را دوست دارم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا


خواهم نشست آینه سان در برابرت

 تا بنگرم به چشم علی رزم آخرت

ای آفتاب بر سر سرنیزه ها بتاب

 قرآن بخوان برای تسلای خواهرت

 دشمن که حمله کرد به خیمه به خنده گفت:

 زینب کجاست سید و سالار و سرورت؟

 اینک به سوی خیمه ما می کنند رو

 آن اسب های رد شده از روی پیکرت

 با شعله های آتش و با تازیانه ها

 تا تسلیت دهند به غم های دخترت

 گویا نشسته مادرم اندر بهشت خلد

 آغوش خود گشوده بر آن جسم بی سرت

 بابا به اشک بر سر کوثر نشسته است

 سیراب کرده حنجر خونین اصغرت

 در قتلگاه بر سر دامن گرفته بود

 آن جسم زخم خورده و مظلوم، مادرت

 می خواستم بیایم و از زیر نیزه ها

 پیدا کنم تو را و دهم جان برابرت

 ناگه سه ساله دخترکی گریه کرد و گفت

 عمه بیا که سوخت دلم سوخت دخترت

...

 دشمن به سویم آمده با تازیانه اش

 من می روم به شام به همراهی سرت

 ...

 قرآن بخوان که وقت سفر یاری ام کنی

 جانم فدای صوت خوش و خون حنجرت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا


باغ سر سبز تو را خشک و خزانی کردند

نا کسانی که مرا خرد و کمانی کردند

پیکرت روی زمین بود و همه خندیدند

بعد از آن بر بدنت اسب دوانی کردند

بر سر قبر علی اصغر تو جمع شدند

با سر نیزه ولی فاتحه خوانی کردند

این طرف چادر طفلان تو در آتش سوخت

آن طرف با سر تو دست فشانی کردند

آتش و پنجه و لبخند و نگاهی بی شرم

در پی غارت ما خوب تبانی کردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-وداع-قتلگاه

 

صبح تا عصر پیکر آورده

چه قدر جسم بی سر آورده

لیک با آن که اصغر آورده

خستگی را ز پا درآورده

کوه غم روی دوش و چون کوهی

عزم میدان نمود نستوهی

با همه تشنگی بی حدش

بست بر سر عمامه جدش

شد قیامت چو راست شد قدش

سیلی از اشک و آه شد سدش

می کند با هزار افسوسش

غیرت الله ترک ناموسش

می خورد بوسه بر سر و روها

دست ها در نوازش موها

کس نداند چه گفت زان سوها

که درآورده شد النگوها

او چه گفته که می شود با هم

گره معجر همه محکم؟

حرف تاراج را زدن سخت است

گریه مرد پیش زن سخت است

رفتن روح از بدن سخت است

از یتیمی خبر شدن سخت است


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شعر گودال قتلگاه-وداع-مسیر کوفه و شام

 

افتاد شامگه به کنار افق نگون

خور، چون سر بریده ازین تشت واژگون

افکند چرخ، مغفر زرین و از شفق

در خون کشید دامن خفتان نیلگون

اجزای روزگار ز بس دید انقلاب

گردید چرخ بی حرکت، خاک بی سکون

کند امهات اربعه ز آبای سبعه دل

گفتی خلل فتاد به ترکیب کاف و نون

آماده قیامت موعود، هر کسی

کایزد وفا به وعده مگر می کند کنون!

گفتم محرم است و نمود از شفق هلال

چون ناخنی که غمزده آلایدش به خون

یا گوشواره ای که سپهرش ز گوش عرش

هر ساله در عزای شه دین کند برون

یا ساغری است پیش لب آورده آفتاب

بر یاد شاه تشنه لبان کرده سرنگون

جان امیر بدر و روان شه حنین

سالار سروران سر از تن جدا، حسین

افتاد رایت صف پیکار کربلا

لب تشنه صید وادی خونخوار کربلا

آن روز، روز آل نبی تیره شد که تافت

چون مهر، از سنان سر سردار کربلا

پژمرده غنچه لب گلگونش از عطش

وز خونش آب خورده خس و خار کربلا

لخت جگر، نواله طفلان بی پدر

وز آب دیده شربت بیمار کربلا

ماتم فکند رحل اقامت ، دمی که خاست

بانگ رحیل قافله سالار کربلا

شد کار این جهان ز وی آشفته تا دگر

در کار آن جهان چه کند کار کربلا

گویم چه گذشت سرگذشت شهیدان که دست چرخ

از خون نوشته بر در و دیوار کربلا

افسانه ای که کس نتواند شنیدنش

یا رب بر اهل بیت چه آمد ز دیدنش؟


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


از بس که خورد بر بدنش نیزه و خدنگ

شد پیکرش شکفته چو گل های سرخ رنگ

از تیر غم چو ابر بهار آسمان گرفت

باران خون به گلشن او داد آب و رنگ

مردم به یک طرف بدنش داشت گردشی

تا چرخ بر نشانه زند تیر بی درنگ

می جست راه ترک قفس مرغ جان او

تیر بلا ز بس که نمود آشیانه تنگ

لبریز شد چو از بدنش چشمه های خون

برگرد او بچید فلک ظالمانه سنگ

پوشیده شد عذار حسین از غبار خون

آئینه جمال خدائی گرفت زنگ

قرآنیان به پیکر قرآن کشیده تیغ

اسلامیان گرفته عجب شیوه ی فرنگ

دشمن در انتظار و مهیای غارت است

تا گوشوار و معجری آرد مگر به چنگ

بر شد حرم ز غلغله وا محمدا

شد هم صدا به زینب غمدیده طبل جنگ

طبع «حسان» چگونه دهد شرح ماجرا

این جا که پای فکر سبک سیر گشته لنگ




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


عطش افتاده به جانم جگرم می سوزد

هستی ام ز آتش غم ها به برم می سوزد

در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نیست

دهنم خشك و دلم خون، جگرم می سوزد

عطش و داغ دل و تابش خورشید و سلاح

آتشی هست كه پا تا به سرم می سوزد

باغبانم من و افسوس كه از بی آبی

هر گل و غنچه به پیش نظرم می سوزد

باغ آتش زده را مانم كز هر طرفی

هم گلم، هم شجرم، هم ثمرم می سوزد

جگر از داغ جگر گوشه من خونین است

بصرم از غم نور بصرم می سوزد

گریه دختركم بر جگرم آتش زد

ناله ی اصغر من بیشترم می سوزد

نخله عصمتم و برگ و برم را زده اند

طایر قدسی ام و بال و پرم می سوزد

اكبرم آب ز من خواهد و میسورم نیست

جگر سوخته ام بر پسرم می سوزد

خصم گفتا كه مرا می كشد از بغض علی

دل در این حال به حال پدرم می سوزد

ای "موید" اگر این گونه پریشانم من

عطش افتاده به جانم جگرم می سوزد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

تا ابد كوثر توحید ز پیمانه ی اوست

سینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوست

شعله های عطشش در نفس خسته ی ما

كوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوست

حرم اوست حریمی كه بود كعبه ی جان

دل بشكسته بهشتی است كه ویرانه ی اوست

دل آتش زده ی ما كه جهانی را سوخت

شعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوست

گوهری را كه خدا قیمت آن داند و بس

دُرّ اشكیست كه تقدیم به دُردانه ی اوست

طُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنش

یك جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست

«این حسین كیست كه عالم همه پروانه ی اوست

این چه شمعی است كه جانها همه پروانه ی اوست»

تا از این نُه فلك و هفت رواقش اثر است

سر نورانی او بر سر نی جلوه گر است

سندی را كه به خون گلوی خویش نوشت

تا خداییِّ خدا پیش خدا معتبر است

این شهیدی است كه با آتش هفتاد و دو داغ

داغ او تا ابدالدّهر به قلب بشر است

در صف حشر پیمبر به رویش خنده زند

هر كه را دیده بر آن حنجر خشكیده، تر است

سر ما خاكِ در خاك نشینان درش

دل ما با سر نورانی او همسفر است

نه فقط سینه سپر كرد به هنگام نماز

تا ابد سینه ی او تیر بلا را سپر است

همه مُردند ، چرا هر چه زمان میگذرد

مكتب سرخ حسین ابن علی زنده تر است

این حسین كیست كه عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی است كه جانها همه پروانه ی اوست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 06:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


آسمان یک ذرّه ی نور است در چشم ترت

پس زمین قدری ندارد پیش مویی از سرت

جان خود دادی و حتی دادی از جان بهترت

اصغرت، تنها علمدارت، علی اکبرت

تا بنوشانی به عالم ذرّه ای از باورت

ایستادی مثل کوهی روبروی کاه ها

ماهی و افتاده ای در انزوای چاه ها

گر چه دشمن بست بر آل پیمبر راه ها

باز فریاد تو می آید سوی آگاه ها

بس که والایند هم پیغام و هم پیغمبرت

یوسفانه پیکرت را بین چاه انداختی

در میان گرگ ها در قتلگاه انداختی

سینه ات سنگین شد و یک دم نگاه انداختی

به نگاهت بینشان دعوا به راه انداختی

تا نبیند حال و روز پیکرت را مادرت

در سکوت دشت می آمد صدای اسب ها

آهویی ترسیده بود از شیهه های اسب ها

بانویی لرزید و دید از لابلای اسب ها

نرم کردی سینه ات را زیر پای اسب ها

تا که جای راحتی باشد برای اصغرت

بادها از پیکر تو بوی سیبی برده اند

های خود آورده و هوی غریبی برده اند

از غریبی ناله ای سوی حبیبی برده اند

دشمنانت هر کدام از تو نصیبی برده اند

می شود انفاق بعد از قتل تو انگشترت

ای وجود بی بدیلت آبروی کربلا

خون سرخت تا قیامت رنگ و روی کربلا

(( بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ))

تشنه ی آب فراتم، تشنه ی آب آورت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 06:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب


مهربونه حسین، عشقمونه حسین

بال و پر وا کنیین آسمونه حسین

جمع بشین عاشقا، دور اربابمون

با همه مثل حر مهربونه حسین

دیگه اسمی بهش، مزه هرگز نده

هرکی گفته یه بار عاشقونه: حسین

می‌شه اهل بهشت هر کسی رو سرش

میندازه سایه ای سایه بون حسین

آب کم جو به جاش تشنِه شو تشنِه شو

تشنَه رو کربلا می‌رسونه حسین

ظهر روز دهم برده دل از خدا

اشهد بی نظیر اذون حسین

در دلش غصه‌ی رفتن اکبره

بد جوری عاشقِ این جوونه حسین

روضه خوندن براش هردو عالم ولی

پیش جسم علی روضه خونه حسین

از تن اکبرش  چی مگه دیده که

برمی‌داره عبا از رو شونه حسین

کاشکی می‌شد خدا! تا نشن روبرو

زینب و پیکر غرق خون حسین

بی لباس و سری، ای بی انگشتری!

تو گل خواهری کو نشونه؟ حسین!

ای امانت حالا چی به زهرا بگم

گفته مادر که جون تو جون حسین

مهربونه حسین، عشقمونه حسین

بال و پر وا کنیین آسمونه حسین

یعنی میشه یه بار شاعرت وقتی مُرد

پیش زهرا برات شعر بخونه حسین؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/14 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-شام غریبان

 

دستان باد موی تو را شانه می کند

خون بر دل پیاله و پیمانه می کند

از داغ جانگداز جبین شکسته ات

زخمی عمیق بر جگرم خانه می کند

رگهای حنجر تو به گودال گوییا

با دوست، گفتگوی صمیمانه می کند

ذبحت عظیم بود و زبان مرا برید

حالا ببین چه با دلِ دردانه می کند

از آتش خیام حرم دشت روشن است

این شعله ها چه با گل و پروانه می کند

باور نمی كنم به خدا باغ لاله را

دست عدو شبیهِ به ویرانه می کند

بادِ خزان چه حمله ی نامردمانه ای

بر ساقه ی شقایق و ریحانه می کند

زینب که گیسویش ز مصیبت سفید شد

گیسوی دختران تورا شانه می کند

حالا كه نام دخت علی بر لبم نشست

غم های عالمی به دلم لانه می کند

هر روز و هر كجا كه به بن بست می رسم

دل را نصیب رزق كریمانه می کند

گاهی دلم برای حرم تنگ می شود

گاهی هوای مستی میخانه می کند

باران چه با زمین عطشناك کرده است

عشق حسین با من دیوانه می کند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/08/11 | 05:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط

گل کرد در قنوت شما، ربّنا فقط

باریده بود عشق به صحرا و می وزید

عطر زلال نافله از خیمه ها، فقط

وقتی نسیم گلنفسی های او وزید

پر شد فضای خیمه ز بوی خدا فقط

پرسید می روید اگر، وقت رفتن است

کوتاه بود پاسخ تان: ها! کجا؟ فقط

کامل عیار سنگ محک خورده ایم ما

آغوش مان گشوده به روی بلا فقط

آن روح غیرتیم، که ما را توان گداخت

از التهاب حسرت «یا لیتنا» فقط

بی رنگ می شدید  از آن آزمون سرخ

من های تان گرفت ازو رنگ ما، فقط

باور نداشتید اگر عشق را چرا

بر داشتند پرده ز چشم شما فقط؟

روزی که آه شیونیان طعم خاک داشت

زد خیمه گلخروش شما در فضا فقط

منظومه ی بلند شهادت سرودنی است

با حنجر بریده سر نیزه ها فقط

یک کاروان دلید ولی روی نیزه هاست

سر های تان درین سفر از هم جدا فقط

ای از زمان همیشه فراتر که مانده است

از تو به یاد خاطره ی کربلا فقط


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به روح تازه گذشته مرحوم عبدالحمید حدادیان، پدر حاج سعید حدادیان

امام حسین(ع)-شهادت


جز صبر راه چاره اگر یافتی بگو

آبی بر این شراره اگر یافتی بگو

لرزید از تموّج آه تو كاینات

آرامشی دوباره اگر یافتی بگو

زینب! زمان زمانۀ قحط مروّت است

رحمی در این هزاره اگر یافتی بگو

در دور دست مشرق این دشت لاله‌خیز

تصویر یك سواره اگر یافتی بگو

جز چشم خون گرفته و مبهوت آفتاب

چشمی پیِ نظاره اگر یافتی بگو

گل‌های ناز پرورِ دامان وحی را

در زیر خار و خاره اگر یافتی بگو

جز اشك آسمانیِ این دل‌شكستگان

روی زمین ستاره اگر یافتی بگو

واكن به ناز گوشۀ چشمی در این كویر

آثار گوشواره اگر یافتی بگو

در زیر ابر خنجر و شمشیر و تیر و تیغ

خورشید و ماه‌پاره اگر یافتی بگو

این پیكر شریف شهید محبّت است

بر زخم او شماره اگر یافتی بگو

انگشتر و نگین سلیمان ز دست رفت

انگشتی از اشاره اگر یافتی بگو

جز بوسه بر گلوی گل ارغوان به باغ

روز وداع چاره اگر یافتی بگو

در انعكاس سرخی خون خدا،"شفق"!

تشبیه و استعاره اگر یافتی بگو




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


نایِ نی تر شد از فغان افتاد

گوشه ای جام شوكران افتاد

روضه ات را جگر نمی فهمد

ردِ اشكم به استخوان افتاد

چقدر گرمِ ذكر و تسبیحی !؟

تشنه لب، نیزه از دهان افتاد

گیسوانت ضریح حاجات است

سرتان دستِ این و آن افتاد

یاد انگشتر تو افتادم

تا نگاهم به ساربان افتاد

عاقبت شهر سایه اش را دید

نام زینب سرِ زبان افتاد

روی نی هم قمركنارت بود!

پابه پای تو هم زمان افتاد

لبِ یحیایی ات، كلیم شهید

سر و كارش به خیزران افتاد

سیل اشك آمد و غزل را بُرد

قلم شاعر از توان افتاد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/3 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-روضه کربلا


ممنونتم یه بار دیگه درِ خونت زانو زدم

واسه قبولی دعام بازم پیش تو رو زدم

من می دونم چه كاره ام، من می دونم كه روسیام

امّا خودت گفتی اگه حاجت دارم پیشت بیام

حاجت اوّلم اینه: خدا آقامو برسون

دیگه بسه خسته شدم از دوری صاحب زمون

یعنی بدا دل ندارن؟ مگه آقا برا خوباس؟

توی همین آدم بدا، حسابِ عاشقا جداس

آره درسته آخدا، عاشق گُنا نمی كنه

اما آقام مهربونه، منو رها نمی كنه

با اینكه من گنهكارم، می دونه كه دوسش دارم

آقای من خوب می دونه كسی رو جز اون ندارم

بدونِ یار مهربون، زندگیمون حروم می شه

می دونم آخرش میاد، غصه هامون تموم می شه

حاجت دوّمم چیه؟ منو ببر به كربلا

یا كه براتمو بده، بازم برم امام رضا

شب های جمعه همیشه زودی دلم پر می گیره

با ذكر یا كرب و بلا زندگی از سر می گیره

یاد اباالفضل می كنه، كنار نهر علقمه

یاد همون سرداری كه گرفته بوی فاطمه

یاد خیام بی عمو، اشك چشای بچه ها

كه نا امیدن و می گن: عمو بیا عمو بیا


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/04/29 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذَرّ ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

اُم لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر به راه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی آب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت از در دربار جانان

حظّ آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/04/17 | 09:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


درود بر تن عریان سید الشهدا

سلام بر لب عطشان سید الشهدا

ز نوک نیزه شده ملک بی حدود خدا

پر از تلاوت قرآن سیدالشهدا

زیارت شب آدینه اش گرامی باد

که هست فاطمه مهمان سید الشهدا

عجب نه کز نفسش معجز مسیح دمد

کسی که هست ثنا خوان سید الشهدا

به چشم خویش کنید التماس و گریه کنید

که هست فاطمه گریان سید الشهدا

سلام خلق و سلام خدای عزوجل

به زخم های فراوان سید الشهدا

به گیسوان پریشان فاطمه سوگند

که عالم است پریشان سید الشهدا

نشان نیزه و شمشیر و تیر و خنجر و سنگ

بهشت لاله و ریحان سید الشهدا

یقین کنید همان چوب خیزران می گفت

سلام بر لب و دندان سید الشهدا

زهی کرم که ز آغاز، نخل میثم را

رقم زدند به دیوان سید الشهدا




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/13 | 08:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع قتلگاه

 

تو سر نداری، من سرِ رفتن ندارم

ماندی به رویِ خاك و عالم كربلا شد

بندِ دلم بودی و هر بندِ تن تو

انگار جایِ گندم ری آسیا شد

بی دردسر سرگرم سر بود و نشست و

آن قدر دست و پا زدی تا اینكه پا شد

یكبار بوسیدم گلویت را چگونه...

...جایِ همان بوسه دوازده ضربه جا شد

زینب زمین خورده ولی تو سنگ خوردی

این زخم ها از ضربه های بی هوا شد

آتش میان خیمه ی عباس افتاد

دستی كنار معجر من بی حیا شد

تو سر نداری دخترت معجر ندارد

یعنی بریدند و كشیدند و جدا شد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


پیكر قرآن، نشان تیرهاست

آیه آیه، طعمه ی شمشیرهاست

جسم پاك یوسفی در خون و خاك

مثل قلب پیر كنعان، چاك چاك

یك گل خونین و هفتاد و دو داغ

تشنه كام افتاده در دامان باغ

برگ های خشكش از خون، تر شده

غنچه روی سینه اش پرپر شده

سنگ دشمن، درّ نایاب من است

تشنگی، شیرین ترین آب من است

كاش تا بازم فدایی آورم

بود هفتاد و دو یار دیگرم

كاش صدها عون و جعفر داشتم

قاسم و عباس و اكبر داشتم

كاش می دادی مرا، صد طفل شیر

تا سپر می شد گلوشان پیش تیر

این من و این شعله ی تاب و تبم

این بیابان گرد كویت، زینبم

عهد بستم با تو تا پای سرم

رخ كند تقدیم سیلی، دخترم

حكم كن؛ فرمان تو، نور است نور

تا گذارم چهره بر خاك تنور

دوست دارم پیش چشم زینبم

چوب دشمن بوسه گیرد از لبم

ای ملائک، رو در این هامون کنید

شمر را از قتلگه بیرون کنید

ای عزیز فاطمه دادی بزن

آخر ای مظلوم ، فریادی بزن


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


مصیبت، طاقتش را سر می آورد

که با خود یک دل پرپر می آورد

از آن تن های غرق خون! بمیرم

هزاران تیر باید در می آورد

×××

تنت خورشیدِ دشت کربلا بود

نه غسل و نه کفن در خون رها بود

بگو ای زینت دوش پیمبر

کجا شایسته ی تو بوریا بود؟

×××

چه باید کرد با این خون جاری

تن خورشید و صدها زخم کاری

به روی خاک گفتم صورتت را ...

الهی من بمیرم سر نداری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت رقیه(س)

 

شبیهِ هر چه که عاشق، سَرَت جدا شده است

تمامِ هستیِ پهناورت جدا شده است

غزل چگونه بگویم ز قطعه های تنت؟!

که بیت بیتِ تو از پیکـرت جدا شده است

چه سرگذشتِ غریبی گذشت از سَرِ تو!

چگونه تاخت که سرتا سرت جدا شده است؟!

کبوتران حرم، بال و پر نمی خواهند

که از حریمِ تو بال و پرت جدا شده است

فدای قامت انگشتِ تو که رفت از دست

به این بهانه که انگشترت جدا شده است

طلوع کرده سَرَت...کاروان به دنبالش

میانِ راه ولی دخترت جدا شده است

که نیست در تنِ او جان، که بی امان بدَوَد

چگونه از پیِ این سَر، دوان دوان بدود؟

نشسته داغِ تو بر قلبِ پاره پاره ی او

شده کبود در این آسمان ستاره ی او

کمی گذشت که یک سایه ای رسید از راه

که تازیانه به دستش گرفته و ناگاه

به ضرب می زند آن را به پهلویش که بیا

کِشیده است کمان دار، گیسویش که بیا

دوباره خاطره ی کوچه تازه شد در دشت

خمیده قامت و بی جان به کاروان برگشت

رسیده اند به شام و خرابه منزلشان

سَری به دامن و سِرّی نهفته در دلشان

وصالِ دختر و بابا رسیده است امشب

به غیرِ اشک،چه کَس حل نموده مشکلشان؟

*"نماز شامِ غریبان..."که گفته اند،اینجاست!

وضو ،ز خونِ سَر و قبله بود مایلشان

میانِ عاشق و معشوق،جانِ دختر بود

که ذرّه ذرّه به پایان رسید حائلشان

هزار نکته ی باریک تر ز مو این جاست

در این سکوت که پیچید دورِ محملشان

وزیده است صدایی...شبیهِ لالایی ست

بغل گرفته پدر را! عجیب بابایی ست

به روی پای کبودش،نشسته خوابیده

شبیهِ مادرِ پهلو شکسته خوابیده

خرابه ساکت و آرام، اشک می ریزد

شکسته بغض و سرانجام اشک می ریزد

رسیده است سحرگاهِ شستنِ بدنش

رسیده است سحر...یا شبِ کبودِ تنش؟!

خمیده تر شده زینب در این سحر انگار

خرابه از غمِ او شد خرابتر انگار!




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.