امام حسین(ع)-شهادت


 نگفتنی ست غم بی شمار انگشتر

چنان عقیق شدم داغ دار انگشتر

به مشک طعنه زده در میان قحطی آب

خوشا به حال لب آبدار انگشتر

برای دست، دلش تنگ شد زمانی که –

رسیده بود به اتمام کار انگشتر

رقیه را نگذارید تا نگاه کند

به گوشواره ی خود در کنار انگشتر

بگو به زائر کرب و بلا که سوغاتی

کسی ندارد از او انتظار انگشتر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/03/7 | 10:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به صبح واقعه در خیل دوست دارانش

به ظهر حادثه در جمع بی قرارانش

غروب بر سر نی باز بین یارانش

"به ذکر و زمزمه چاووش سر به دارانش

امیر لشکر انبوهِ نی سوارانش"

چه باک اگر سر نی زلف او رها مانده است

چه باک اگر که سر از پیکرش جدا مانده است

قرار بود خدا مانَد و خدا مانده است

"سری به شیوه رها از تنی که جا مانده است

کنار پیکر معدودِ بی شمارانش"

کسی که روح قدُس کرده بود تأییدش

همه ملائکه شاگرد درس توحیدش

غروب، زینب از آن سوی دشت می دیدش

"به سعی و هروله در پیش، ماه و خورشیدش

به اشک و آه به دنبال، باد و بارانش"

اگر چه تشنه ولی تشنگان سقّایند

اگر چه خسته ولی سربلند و والایند

که اهل بیت خدا وارثان زهرایند

"به پای تاول و لب های تشنه می آیند

پیاده در غل و زنجیر یادگارانش"

هزار سال گذشته است و آشکار و نهان

هزار سال گذشته است و پیرمرد و جوان

هزار سال گذشته است و کودکان و زنان

"چو روشنای اذان از چهارسوی جهان

به گوش می رسد آوای سوگوارانش"...

حسین کیست که این نغمه زیر و بم زده است

حسین کیست که عشق از حسین دم زده است

حسین کیست که بر نون و والقلم زده است

"قیامتی که به مدحش خدا رقم زده است

قصیده ای به بلندای روزگارانش"




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/25 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)-مدح و شهادت


زنده در هر دو جهان نیست به جز کشته ی دوست

کشته ام کشته ی او را که جهان زنده به اوست

از در دوست در آ، جلوه گه دوست ببین

که رخ دوست نبینی مگر از دیده ی دوست

خضر ما تشنه ی دریا شد و ما تشنه ی وی

وین زلال از دل دریاست که ما را به سبوست

چشمه ها چشم مرا هر سر مو از غم توست

ای که در باغ تنت، چشمه ی خون هر سر موست

پیش ما از همه سو قبله به جز روی تو نیست

وجه اللهی و روی تو عیان از همه سوست

تیر باران چو تنت از همه سو گشت حسین

سوی حق روی دلت از همه و از همه سوست

گشت از خون تنت کرب و بلا دشت ختن

اینک از تربت او صورت من غالیه بوست

سجده بر خاک تو شایسته بُود وقت نماز

ای که از خون جبینت به جبین آب وضوست

هر کریمی نشود کشته بر آزادی خلق

جز تو ای زنده که جود و کرمت عادت و خوست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/19 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


شب هم به حیرت از تو و این خطّ سِیر شد

آمد کسی به خیمه‌ی نورت «زُهیر» شد

مردی میان مسجد خود نرد عشق باخت

شد خطبه‌ی حماسه و نامش «بُریر» شد

مشتِ شریرِ فتنه ز خون تو باز شد

شکر خدا که مسئله ختم به خیر شد

مهمانی‌ات به کوفه  که با سر شتافتی

یک روز بین مسجد و یک شب به دِیر شد

تا عطر اسم اعظم تو در نسیم رفت

انگشتری که بود به تاراج غیر شد

پاداش سجده‌ی شب و روز فرشتگان

دیدار تو، وَ گفتن «صبحت به خیر» شد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/19 | 05:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


ای کسانی که به داغ دل ما می خندید

ما ز جان مونس دردیم و شما می خندید

ملت گریه نگویید به عشاق حسین

خبر از عشق ندارید چرا می خندید

این سیه جامه به تن خلعت آزادی ماست

به چه دینید که بر اهل عزا می خندید

کور باد آن که نگرید به غم ثارالله

به خود آئید که بر خون خدا می خندید

این سفارش بود از حضرت صادق بر ما

به تباکای جماعت نه به جا می خندید

نا به جا گریه عناد است و به جا گریه جهاد

حق نسنجیده بدین زمزمه ها می خندید

روز عاشور که چشمان فلک خون می ریخت

ملک از عرش به روی شهدا می خندید

مرگ چون بود به کامش ز عسل شیرن تر

قاسم آن مست میِ جام ولا می خندید

اکبر آن لحظه که سیراب شد از دست رسول

از فنا رسته و بر آب بقا می خندید

اصغر آن غنچه شش ماهه در آغوش پدر

دست و پا می زد و بر تیر جفا می خندید

مادرش دیده به ره دوخته با آه و افغان

کودک تشنه به میدان بلا می خندید

سر عباس که پیش از همه شد وارد شام

در سر نی لب آن ماه لقا می خندید

گو «کلامی» ز چه محشر نشد آن روزی که

مردم کوفه به حال اسرا می خندید




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/18 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


خونی که شد روان ز تن پُر جراحتش

امروز نافه گشته، ببویید تربتش

این خاک مُشک بو ز جگرهای سوخته است

کز تشنگی گداخت ز اصحاب و عترتش

سیبی که گشته بود نصیبش ز باغ خُلد

از بوی، ره نمای جهان شد به ساحتش

گویند در خُتن ز جگر مُشک می کنند

شد مُشک، آن جگر ز خطاهای اُمتش

دل سوزدم بر آن تن صد چاک ای دریغ!

کآن خاک مُشک بو چه کند با جراحتش؟

زآن دم که شد به خاک، نهان، گوشوار عرش

بر عرش، خاک، فخر کند از شرافتش

از وی تراب ماریه را فخر می رسد

زآن بوتراب، فخر نماید به نسبتش

بی جا پیمبرش "بِاَبی اَنت" می نگفت

می دید فیض ها که رساند به اُمتش

زآن سرنگون لوا که به دشت بلا فتاد

افراخت روز حشر، لوای شفاعتش

بر محضر شهادت او مُهر انبیاست

مقبول حق چگونه نباشد شهادتش؟

هر درد را خرید به تن، زین عجب مدار

امروز اگر شفاست به هر درد تربتش

حیران ز پاک تربت آن پیکرم که چون

هر درد را دوا شده الّا مصیبتش

آه از مصیبتش! که جهان مبتلای اوست

هر خانه کربلا ز غم کربلای اوست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/15 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب


چقدر آیینۀ کربلا شدن سخت است

کنار خیمه‌تان مبتلا شدن سخت است

تپش گرفته دلم، آسمان چرا ابری است؟

پر از غبار شده باز هم هوا ابری است

همیشه هر شب جمعه که می‌رسد غوغاست

صف ملایکه از عرش تا زمین پیداست

شبی که بوی عطش کامی جهان دارد

شبی که روضۀ یک طفل بی زبان دارد

شبی که پیکر خورشید در حرم مانده

کسی درون دلم روضۀ تو را خوانده

شب نزول ملائک شب هبوط زمان

شب گشایش دستان خالی انسان...

شب رسیدن مضمون به بیت‌های غزل

شب چشیدن قاسم ز جام های عسل

شب ترنم فریاد تشنگان وصال

شب تجلی وحی است در جلال و جمال

و قطره قطره‌ی باران عرش در راه است

کسی که می‌رسد از دور حضرت ماه است

تمام صحن تو از روضه چون عطش زار است

و زیر قُبۀ سرخ تو عشق در کار است

و هر که در حرم توست روضه خوان تو شد

دلم اسیر کمی روضه از زبان تو شد

فدای زخم دلت... آه داغدار توأم

میان سینه زنان... باز بی قرار توأم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/24 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


ضریح شیشه عطری ست در زمین مانده

شمیم حنجره‌ی توست بعد از این مانده

شمیم حنجره‌ی توست این حوالی‌ها

که حسرتش به دل جنت برین مانده

فدای حنجره‌ات تا همیشه باید گفت:

ز خون سرخ حسین است این که دین مانده

از آن حروف مقطع بر اوج نیزه بخوان

میان مصحف طف سرِّ حا و سین مانده

چگونه باز کنم روضه های مقتل را

هنوز قصۀ تو تلخ و سهمگین مانده

چگونه داغ تو را شرحه شرحه شرح دهم

که ردِّ سنگ بر آیینۀ جبین مانده

چه اتفاق رفیعی ست خاک این گودال

میان گودی آن پیکر این چنین مانده

فدای حنجره‌ات... شمر می‌رسد از راه....

به جای روضه در این بین نقطه چین مانده

هنوز بهت ز چشمان دخترت پیداست

هنوز این همه پیکر که بر زمین مانده

ربوده است چرا ساربان عقیقت را

هنوز نیزه و شمشیر و خوود و زین مانده

کشانده‌اند به این دشت بیت الاحزان را

و مادری که از این ماجرا حزین مانده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/17 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-مصائب کربلا


نشسته‌ام که بخوانم غزل غزل او را

و مثنوی بسرایم نگاه آهو را

من از تبسم یک گل به شور می‌آیم

و از حوالی آن شهر دور می‌آیم

همان دیار که گل‌های عاشقی دارد

درون سینۀ خود عطر رازقی دارد

همان دیار کبوتر نشان که می‌گویند

و قطعه ای است از آن آسمان که می‌گویند

همان دیار که آکنده از توسل‌هاست

کویر تشنۀ لبریز از گلایل‌هاست

همان زمین که عطش زار  زخم حنجره هاست

همان که بغض گلو گیر بهت پنجره هاست

رسیده است به این لحظه ها غمی جانسوز

غمی سترگ تر از  درد مبهمی جانسوز

کسی به گوش زمین خواند نینوا این جاست

صدا رسید که این دشت، دشت کرببلاست

گذشت کرب و بلا آنچنان که می دانی

کمی برای دل تنگ روضه می خوانی

چه کربلا که در آن داغ بود و آبله بود

و تیرها پر از زهر دست حرمله بود


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/10 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


وحی خداست در سخنش، کیست این حسین؟
ریزد شفاعت از دهنش، کیست این حسین؟
ریحانۀ پیمبر و از سوز تشنگی
آتش فتاده در چمنش کیست این حسین؟
سوزد صدایش از عطش سینه سوز و باز
جاری ست کوثر از دهنش کیست این حسین؟
در خاک و خون فتاده مناجات می کند
با ذوالجلال ذو المنن کیست این حسین؟
زخم هزار و نهصد و پنجاه تیغ و تیر
بنشسته است بر بدنش کیست این حسین؟
تا خلعت شهادت زیبای او شود
زهرا سرشته پیرهنش کیست این حسین؟
دشنه است روی دشنه و تیر است روی تیر
مرهم به زخم های تنش کیست این حسین؟
در عرضه «رضاً بقضائک » فتاده است
پامال اسب ها بدنش کیست این حسین؟
دشمن سرش به نیزه نشانده است و می چکد
آیات وحی از سخنش کیست این حسین؟
از باغبان دفاع کند با گلوی ناز
شش ماهه غنچه ی چمنش کیست این حسین؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/11/5 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


وقت وداع فصل بهاران بگو "حسین"

در لحظه های بارش باران بگو "حسین"

هر جا دلت گرفت کمی محتشم بخوان

هی در میان گریه بگو  جان، بگو "حسین"

کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار

در خاک و خون تپیده به میدان بگو "حسین"

از نام گرم او دل برف آب می رود

در سردسیر سخت زمستان بگو "حسین"

تغییر کرده است لغتنامه هایمان

زین پس به جای واژۀ عطشان بگو "حسین"

روضه بخوان که لحظه ی طغیان چشم ما

هم پای چشمه های خروشان بگو "حسین"

دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب

مانده سه روز بین بیابان بگو "حسین"

دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند

افتاده بین معرکه عریان بگو "حسین"

دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست

از سنگ قوم دشمن قرآن بگو "حسین"




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/11/5 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مصیبت


 شِیعَتِی یا كِرَامْ ......... یا عِظَامَ المَقَام

ای شیعیانم، ای اهل كرم و ای والا مرتبگان

 

فانْدبُوا یا حُسَیْنْ .......... بِفُؤادٍ حَزِیْنْ

نوای "یا حسین " را با دلی اندوهگین سر دهید

«1» 

شِیعَتِی إنّی غَرِیْبٌ بَیْنَ أَقْوَامٍ بُغاةِ

ای شیعیانم، همانا غریبی هستم كه توسط قومی گمراه و ستمگر احاطه شده‌ام

 

وأنّا الظّامِی وأُسْقَى مِنْ كُؤوسِ النّائباتِ

من تشنه‌ای هستم كه از جام‌های مصیبت سیراب می‌شوم

 

قَطعوا رأسیَ ظُلماً بسیوفٍ مُرْهَفاتِ

گردنم را به ناحق با شمشیرهای تیز بریدند

 

رفعوهُ بَعْدَ قتلی فوقَ أطرافِ القناةِ

و سرم را بعد از بریدن در كنار آب بالا بردند

 

ذاكَ رأسی مُشالْ ......... فی رماحٍ طوالْ

و سرم با نیزه‌های طولانی بالا برده شد

 

و قطیعُ الوتینْ ................. بفؤادٍ حزینْ

همانم كه شاهرگ‌ من با دلی غمگین بریده شده

   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/27 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


گذر کردی به قبرستان کم و بیش

کفن بردند دولتمند و درویش

ولی ارباب عالم بی کفن ماند

مدام این غم به قلبم می زند نیش

***

سپاهی را که من دیدم برادر

تو را از دست من می گیرد آخر

عزیزم ساربان نامهربان است

خودت انگشترت را در بیاور

***

تمام شاخه ها را تر بریدند

بدن بی جان، سر از پیکر بریدند

هنوز اما نفس می زد حسینم

گلم را زنده زنده سر بریدند

***

همه چیزِ مرا یک باره بردند

قرار از این دل بیچاره بردند

یتیمانی که حیدر نانشان داد

تلافی کرده و گهواره بردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)


گر بر ستم قرون برآشفت حسین

بیداری ما خواست، به خون خفت حسین

آن جا که زبان محرم اسرار نبود

با لهجه ی خون سِرِّ مگو گفت حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-مصائب شام


لب های خیزرانی تو بند بند بود

از گوشه ی حجاز تو نی بهره مند بود

یک سوره درد از لب تو ریخت بر زمین

آیات سنگ خوره ی تو دردمند بود

می خواست هم جوار تو گردد، ولی نشد

پاهای تازیانه ای اش، مستمند بود

پرسید از او که اشک یتیمانه دیده ای؟

آیا جواب داد؟ بلی: نیشخند بود

آن روز جبرئیل هم از هوش رفته بود

آیات خیزرانی تو، دل پسند بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/10 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شام و مجلس یزید (لعنة الله علیه)

 

زمان به قدمت تکوینی ات صراحت داشت

زمین به یُمن وجود تو استراحت داشت

عمود خیمه ی هفت آسمان تویی امّا

که دیده بود عمودی که صد جراحت داشت

کدام آیه دهان تو را معطّر کرد؟

که خیزران ز لب خشک تو ملاحت داشت

قسم به آیه ی زخمیِ مانده بر لب تو

به شرح زخم تو زینب فقط فصاحت داشت

تمام جسم تو بود و هزار خنجر و تیغ

کدام دشت به اندازه ات مساحت داشت؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/9 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در مسیر کوفه و شام


نگاه دشت خیره سوی نیزه

چه غوغایی شده پهلوی نیزه

فدای چشم های بیقرارت

نگاهی کن به من از روی نیزه

×××

نگاهت دارد اعجاز مسیحا

قیامت می کند صحرا به صحرا

بخوان قرآن به روی نیزه و بعد

ببین تازه مسلمان های خود را

×××

نه فریاد و نه شیون حرف می زد

شبیه روز، روشن حرف می زد

چه از خورشید می فهمد مگر شام؟

نگاهت با دل من حرف می زد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/6 | 07:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


دوش قرص مه روی تو به یادم آمد

طلعت روی نکوی تو به یادم آمد

می گذشت از در مسجد نفس آلوده خسی

گذر خویش به کوی تو به یادم آمد

سائلی دامن خود را به رفویی می دوخت

دامن خود به رفوی تو به یادم آمد

ذکر خیر تو شد و بال ملک گستردند

بوی اشک آمد و بوی تو به یادم آمد

بخت خود دیدم و کارم گرهی محکم خورد

گره های سر موی تو به یادم آمد

بسملی بال و پر خویش به خون می آلود

بین گودال وضوی تو به یادم آمد

می بریدند لب تشنه سر از حیوانی

بر سرم خاک، گلوی تو به یادم آمد

آتشی در دل شب جلوه نمایی می کرد

دختر سوخته موی تو به یادم آمد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/5 | 08:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت(عصر عاشورا)


چهره از خون خدا کردی خضاب ای ذوالجناح!

چون شرار افتاده ای در پیچ و تاب ای ذوالجناح!

صیحه‌هایت الظّلیه، شیهه‌هایت یا حسین

هر نفس داری هزاران التهاب ای ذوالجناح!

ای بُراق تیر باران گشته در معراج خون

از چه بر تن زخم داری بی‌حساب ای ذوالجناح!

فاش بر گو ماه زینب را کجا انداختی

در یم خون یا میان آفتاب ای ذوالجناح!

گوش کن در قَلزم خون از گلوی خشک او

دم به دم آید صدای آب آب ای ذوالجناح!

چهره از خاک و غبار کربلا پوشیده‌ای

یا ز خون صاحبت بستی نقاب ای ذوالجناح!

قلب ما را سوختی این گونه سقایی مکن

کم بریز از چشم گریانت گلاب ای ذوالجناح!

باز شو سوی منای خون خلیلم را بگو

خیمه‌ها زمزم شد از اشک رباب ای ذوالجناح!

من ز سوز سینه خود با تو می‌گویم سخن

تو به اشک دیده می گویی جواب ای ذوالجناح!

با وجود آن که ریزد از دو چشمت سیل اشک

زانویت را خون گرفته تا رکاب ای ذوالجناح!

شیهه‌هایت شعله‌های نظم «میثم» می‌شود

تا جهان را افکند در اضطراب ای ذوالجناح!




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/5 | 08:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مجلس یزید(لعنة الله علیه)


چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید

تیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید

این سر که نیست از زدنش بر تو واهمه

بودی مدام زینت آغوش فاطمه

باشد هنوز لعل لب او چو کَهربا

از بس کشید تشنگی این سر به کربلا

تنها همین نه از تو به این سر عتاب شد

از هر سری به این سر بی کس عذاب شد

از ضرب سنگ کینه ی این قوم پور کین

این سر بسی ز نیزه فتاده است بر زمین

این سر که آفتاب از او کرده کسب نور

خولی نهاده است به خاکستر تنور

این سر که داده بوسه بر او سید اَنام

آویختند بر درِ دروازه های شام

این سر که دیده این همه جور مُعاندین

او را رواست چوب زدن در کدام دین؟!

بنما ز کردگار، تو آزُرمی ای یزید!

از روی جدّ او بنما شرمی ای یزید!

زینب چو دید کِشت امیدش ثمر نکرد

آهش به آن ستمگرِ دل سخت اثر نکرد

آخر به طعنه گفت بزن خوب می زنی

ظالم به بوسه گاه نبی چوب می زنی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/5 | 08:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


از آن زمان که سر راه درد وا شده ام

به فیض زخم عظیم تو مبتلا شده ام

میان این همه آشوب نیزه و شمشیر

مرا ببخش اگر مثل لاله وا شده ام

مرا ز پنجره ی نعل ها نگاه کنید

که زیر مرکب این مردم آسیا شده ام

به خاک خیمه گه آرام پهن سازیدم

مرا که زیر سم اسب نخ نما شده ام

نماز صبح بخوانید بر جناره ی من

که از سپیده دمش دست بر دعا شده ام




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/4 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


چون روز روشن است كه قصدش مصاف نیست

این شاه كم سپاه كه بی‌لشكر آمده

یاران نظر كنید به پهلو گرفتنش

این كشتی نجات كه بی‌لنگر آمده

بانگ «فیا سیوف خذینی» ست بر لبش

خنجر فرو گذاشته با حنجر آمده

آورده با خودش همه از كوچك و بزرگ

اصغر بغل گرفته و با اكبر آمده

ای تشنگان سوخته لب! تشنگی بس است

سر بر كنید ساقی آب آور آمده

این ساقی علم به كف بی‌بدیل كیست؟

عطشان در آب رفته و عطشان‌تر آمده

این ساقی رشید كه در بزم می‌كشان

بی‌دست و بی‌پیاله و بی‌ساغر آمده

آتش به خیمه‌های دل عاشقان زده

این آتشی كه رفته و خاكستر آمده

آبی نمانده روزه بگیرید نخل‌ها

نخل امید رفته ولی بی‌سر آمده

ای دست پر سخاوت روشن! گشوده شو

دریوزه‌ای به نیت انگشتر آمده

جای شریف بوسه پیغمبر خداست

این نیزه‌ای كه از همه بالاتر آمده

آن سر، كه تا همیشه سر از آفتاب بود

امشب به خون نشسته به تشت زر آمده

بوی بهشت دارد و همواره زنده است

این باغ گل به چشمت اگر پرپر آمده

بگذار تا دمی به جمالت نظر كنم

هفتاد و دومین گل از خون بر آمده

لب وا كن از هم ای تن بی‌سر حسین من!

حرفی به لب بیار، ببین خواهر آمده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/4 | 05:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت

 

ای چرخ سفله تیر تو را صید کم نبود

گیرم عزیز فاطمه صید حرم نبود

حلقی که بوسه گاه نبی بود روز و شب

جای سنان و خنجر اهل ستم نبود

انگشت او به خیره بریدی پی نگین

دیوی سزای سلطنت ملک جم نبود

کی هیچ سفله بست به مهمان خوانده آب؟

گیرم تو را سجیّه ی اهل کرم نبود

داغ غمی کزو جگر کوه آب شد

بیمار را تحمل آن داغ غم نبود

پای سریر زاده ی هند و سر حسین؟

در کیش کفر، سفله چنین محترم نبود!

ای زاده ی زیاد که دین از تو شد به باد

آن خیمه های سوخته بیت الصنم نبود

آتش به پرده ی حرم کبریا زدی

دستت بریده باد نشان بر خطا زدی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/3 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اسارت در شام


سنگین دلان شام تو را سنگ می زنند

گاهی تو را و گاه مرا سنگ می زنند

آید صدای نالۀ زهرا به گوش من

از روی بام تا که تو را سنگ می زنند

سنگم اگر زنند ندارم غمی ولی

بر این سر بریده چرا سنگ می زنند؟

گوئی به جاهلیت خود باز گشته اند

بر عترت رسول خدا سنگ می زنند

تصویر خویش را همه انکار می کنند

کینه دلند و آینه را سنگ می زنند

چون قوم ابرهه به سوی کعبه آمدند

بر قبله گاه اهل ولا سنگ می زنند

گاهی به اشک دیدۀ ما خنده می کنند

گاهی به جان خستۀ ما سنگ می زنند

جز جلوۀ خدا چه در این چهره دیده اند

آخر چرا به وجه خدا سنگ می زنند

خون گریه کن «وفائی» که این مردم حقیر

بر کودکان دیده بلا سنگ می زنند

***

با تشکر از آقای وفایی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/27 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-كوفه و شام


این پشت بام ها که تو را سنگ می زنند

دارند روی وجه خدا سنگ می زنند

با قصد خورد کردن عکس صفات حق

سوی تمام آیینه ها سنگ می زنند

تو عین آسمانی و این شهر عین خاک

بنگر که از کجا به کجا سنگ می زنند

پس دستۀ بزرگ ابابیل ها کجاست؟

حالا که روی کعبۀ ما سنگ می زنند

از پشت بام ها نتوان گر سؤال کرد

از دست ها بپرس چرا سنگ می زنند

من خطبۀ شکسته برای تو خوانده ام

یعنی که کوفیان به صدا سنگ می زنند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/25 | 05:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر كوفه و شام


قافله قافله از دشت بلا می گذرد

عشق، ماتم زده از شهر شما می گذرد

آه ای مردم غفلت زده ی خواب آلود:

سَحَر از کوچه ی خالی ز دعا می گذرد

روزهاتان همه شب باد که خورشید زمان

بر سرِ نیزه، سر از جسم جدا می گذرد

چشمتان چشمه ی خون باد که بر ریگ روان

کاروان از برتان آبله پا می گذرد

ننگِ پیمان شکنی تا ابد ارزانی تان

که فرات عطش از خون خدا می گذرد

می شناسیدش و از نام و نسب می پرسید؟

وای از این روز که بر آل عبا می گذرد!




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/22 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر كوفه و شام

 

می برد غریبانه سر نیزه سرش را

می دید به خاكستر و خون بال و پرش را

خورشید ندیده است فلك در همه دوران

این گونه برد پشت سر خود قمرش را

شب بود و ندیدند به سجاده ی آتش

می خواند سری مست، نماز سحرش را

بی غسل و كفن مانده تن آینه بر خاك

از باد بگیرید پس از این خبرش را

با فاطمه ای كاش نگویند كه بردند

انگشتر و انگشت و ردای پسرش را




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/22 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر کوفه و شام


کربلا را می ‌سرود این بار، روی نیزه‌ ها

با دو صد ایهام معنی‌دار، روی نیزه‌ ها

نینوایی شعر او از نای هفتاد و دو نی

مثل یک ترجیع شد تکرار، روی نیزه‌ ها

چوب خشک نی به هفتاد و دو گل آذین شده ست

لاله‌ها را سر به سر بشمار، روی نیزه‌ ها

زخمی داغند این گل‌های پر پر، ای نسیم!

پای خود آرام‌تر بگذار روی نیزه‌ ها

یا بر این نیزار خون امشب متاب ای ماهتاب

یا قدم آهسته ‌تر بردار روی نیزه‌ ها

قافله در رجعت سرخ است و جاده فتنه جوش

چشم میر کاروان، بیدار روی نیزه‌ ها

زنگیان آیینه می‌بندند بر نی، یا خدا-

پرده بر می‌دارد از رخسار روی نیزه‌ ها؟

صوت قرآن است این؟ یا با خدا در گفت‌وگوست

رو به رو، بی‌پرده، در انظار روی نیزه‌ها

یاد داری آسمان!؟ با اختران، خورشید گفت:

وعده ی دیدارمان: این بار روی نیزه‌ ها؟!

با برادر گفت زینب: راه دین هموار شد

گر چه راه توست ناهموار روی نیزه‌ ها

ای دلیل کاروان! لختی بران از کوچه‌ها

بلکه افتد سایه ی دیوار روی نیزه‌ ها

صحنه ی اوج و عروج است و طلوع روشنی

سیر کن سیر تجلّی زار روی نیزه‌ ها

چشم ما آیینه آسا غرق حیرت شد چو دید

آن همه خورشید اختربار روی نیزه‌ ها




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  در مسیر کوفه و شام،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/21 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر کوفه تا شام


گریه کن تا غمت سبک بشود! گریه کن خیمه های ویران را!

می دَوانی کدام سوی زمین، چشم های هنوز حیران را؟

خاک ها را که خون به دل کردند، آب را تا همیشه گِل کردند

آتش کینه هایشان سوزاند، تکه های دلِ بیابان را

آب، در آرزوی لب هایت،"و اِذا البحرُ سُجّرت" *می خواند

آب، حس کرده بود روی سرش، پنجه های سیاه توفان را

طاقتت را زیاد کن بانو! پیش لب های خیزران خورده

چوب ها! لااقل نگه دارید، حرمت آیه های قرآن را

جز تو راز دل مُحرّم را، هیچ کس بر ملا نخواهد کرد

راز پروانه های بی بال و... غنچه های بدون گلدان را

ذوالفقاری که بر لبت داری، سنگ معیار عدل خواهد شد

با ترازوی سکه می سنجند، کوفیان فرق کفر و ایمان را

خواهری مثل کوه می خواهند، رودهای رسیده تا دریا

کوه مانده که ماندگار کند، چشمه های بدون پایان را




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/21 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب


زندگی چیز دیگری شده است، تا به نامت رسیده ایم حسین!

عشق سوغاتِ کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین!

هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سَروری دادند

ما که هر وقت گفته ایم خدا، از خدایت شنیده ایم: حسین!

از خدایت شنیده ایم که گفت: نقش ها ما کشیده ایم اما

اَحسنُ الخالِقین از آن روییم که تو را آفریده ایم حسین!

زینت شانه های پیغمبر! تا شنیدیم ساعت آخر:

دل چگونه بریدی از اکبر، دل از عالم بریده ایم حسین!

این عَلَم ها و این علامت ها این چنین بی دلیل خم نشدند

همه ی ما شریک غم های خواهری قد خمیده ایم حسین!

تن بی دست مانده ی سقا دیده ای، وای از دلت آقا!

در عوض ما کنار هر آبی عکس دستی کشیده ایم حسین!

بین شرم نگاه عباس و آن دل نازک شما چه گذشت؟

از حرم تا حرم نفهمیدیم ما که هر چه دویده ایم حسین!

روضه های مدینه می خوانیم اول کربلا و می دانیم

از دعاهای مادرت بوده که به این جا رسیده ایم حسین!

شاعری با نگاه پاییزی به دو چشم بهاری ام خندید

چه بگویم که اشک ما از چیست؟ چه بگویم چه دیده ایم حسین!




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/18 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.