امام حسین(ع)-مناجات، شهادت-بحر طویل

 

مانده از روضه وُ از هیأت وُ از مجلس وُ از سینه زنی،

 آمده ام کنج اتاقم،

به دلم پرچم مشکی زده وُ شال عزایم به کف وُ دست به دامان تو گشتم

که تو اربابی و من بنده ی هر جاییِ جامانده ازین جا و از آن جایم و امروز دلم گشته هوایی و نشستم به امید کرمی از طرف شاه عزایم که شمایی!

بگو از عطشُ و از جگر سوخته و از رخ افروخته و از طف صحرا و بگو از "علی" و از "علی" وُ از غم لیلا و بگو از ید سقا و بگو با من دل خسته از اندوه دل زینب کبرا و امان از دل زهرا و امان از دل زهرا ...

بگو با من مجنون، به خدا حسرت داغی به دلم مانده که از داغ شما بشکنم امروزُ و بسوزم که دگر نشنوم این روضه ی جان سوز که: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...

و دگر نشنوم امروز که خم گشته قد کوهیُ و رودی به لب آورده رشیدی... چه رشیدی! همان راز رشیدی که لبِ رود رسیدُ و نرسید آب به لب هاش...

همان راز رشیدی که عمودی...

بگو ! روضه بخوان شاه غریبم تو بخوان بر من جامانده ازین قافله ی اشک، که با نام تو آمیخته این اشک و خوشا اشک!

خوشا اشک! خوشا گریه بر این داغ، خوشا گریه بر این درد

خوشا گریه، نه این گریه! خوشا گریه ی یعقوب که نور بصرش رفت چو روزی پسرش رفت...

خوشا قصه ی یعقوب! که گرگان بیابانی و پیراهن خونین عزیزش همه کذب است...

خوشا چاه! همان چاه که یوسف به سلامت ز درش باز درآمد و نه یک قطره ی خون ریخت در آن جا و نه انگشت کسی گم شده آن جا و کنارش نه تلی بود نه تپه! وَ یعقوب ندیده است دمی یوسفِ در چاه!

خوشا قصه ی یعقوب! که گودال ندارد وَ آه از دل آن خواهر غم دیده که از روی تلی دیده که «الشّمر ...»

عجب مجلس گرمی شده این جا، همین کنج اتاقم که به جز من و به جز روضه ی ارباب، کسی نیست وَ انگار که عالم همه جمعند همین جا! و انگار که این پنجره و فرش و در و ساعت و دیوار، گرفتند دمِ حضرت ارباب: حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/14 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-کوفه و شام


خورشید دلم از افق نیزه بر آمد

خورشید مگو، روی نی از من جگر آمد

رو راست بگو، دوش تو مهمان که بودی؟

تا صبح دلم شور زد و اشک تر آمد

من خطبه به لب بودم و طفلی به تماشا

فریاد زنان گفت که عمه! پدر آمد

این زخم جدید است به دعوای که بودی؟

یا این که به روبوسی یارم شرر آمد

بر باد مده زلف که زینب جگرش سوخت

بس کن که دگر حوصلۀ صبر سر آمد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در کوفه،  شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/11 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-کوفه


می سوزم و نمانده مرا راه دیگری

آری فرشته ام که ندارم دگر پری

سنگین شده عبور نفس های خسته ام

انگار بین سینه ی من رفته خنجری

من می چشم مقابل ابروی زخم تو

بی رحمی و جسارت دست ستمگری

ما را به نام خارجیان سنگ می زنن

حتّی اگر که آیه ی قرآن بیاوری

قرمز طلوع کرده ای از مشرق تنور

این جا نبوده است مگر جای بهتری؟

***

دلتنگ عطر زخمی پیراهن توام

خورشید آسمان من ای عشق مادری!




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در کوفه،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/11 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-بسیج


بسیجیان همه در راه حق قیام كنید

 به جسم بی‌سر مولای خود سلام كنید

 همه به جانب گودال قتلگاه روید

 به آیه‌های به‌ خون ‌شسته احترام كنید

به سینه‌ی همه امروز سوز عاشوراست

 الا كه روز بسیج است و روز عاشوراست

بسیج، ذكرش باشد به صبح و شام: حسین

 به وقت صلح حسن، موقع قیام: حسین

 بسیج یعنی شاگرد مكتب شهدا

 بسیج یعنی دلداده‌ی امام حسین

بسیج در نفسش انتقام خون خداست

 بسیج سینه‌زن خط سیدالشهداست

بسیجیان شهادت‌طلب! زبانم لال

 عزیز فاطمه در موج خون زند پر و بال

 شما سپاه حسینید، وای می‌بینم

 كه شمر روی نهاده به جانب گودال

همه ز دیده‌ی خود خون دل بیفشانید

 مگر كه از كف او تیغ بازبستانید


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/9 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر كوفه و شام


بهار تب زده قربانی خزان شده است

زمین بهانه ی نفرین آسمان شده است

سر مفسر قرآن به رحل نیزه نشست

و خاک غم به سر خیل قاریان شده است

بگو ز سنگ زنان، نی نشین مراقب باش

حسین! طاق دو ابروی تو نشان شده است

شبی درون تنور و دمی به روی درخت

گهی به صندوق دشمن سرت نهان شده است

دوباره یوسف تشنه تو معجزه کردی؟

برای سنگ زدن پیرزن جوان شده است!

درون طشت که رفتی نترس عزیز دلم

سفارش لب خشکت به خیزران شده است

بس است با لب زخمی دگر نخوان قرآن

ببین چه ولوله ای بین کاروان شده است




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/8 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-در مسیر کوفه و شام


تو آفتاب منی با چنین جمال حسین

مرا ببخش که خواندم تو را هلال، حسین

گرفته روی تو را گر چه خون و خاکستر

تو آفتاب وجودی و بی زوال، حسین

سرت به نیزه و قرآن به لب، جلالی نیست

به جز جلال خدا فوق این جلال، حسین

ز شور نغمۀ قرآنت ای عزیز دلم

ز حال رفتم و باز آمدم به حال، حسین

به راه عشق تو ای تشنه کام، زینب را

سرِ شکسته بود بهترین مدال، حسین

سر شکستۀ من با سر بریدۀ تو

ز پاره پارۀ دل دارد اتصال، حسین

قسم به پیکر پامال تو که نگذارم

کنند خون شریف تو پایمال، حسین

یزید اگر به اسارت کشانده اهلت را

کشم حکومت او را به ابتذال، حسین

کنم حرام بر او شهد زندگانی را

که او حرامِ خدا را کند حلال، حسین

ز کودکان ز پا اوفتاده گیرم دست

اگر که سیلیِ دشمن دهد مجال حسین

به هر یکی ز صغیران به گریه می نگرم

تو را ز من طلبد با زبان حال، حسین

زبان حال "مؤید"، غلام تو، این است

من و جدایی از تو بُود محال، حسین




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/7 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده

در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم

از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین

امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز

مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند

در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع

از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست

دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت

مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی

سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد (حسان)

آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع-شهادت


آرام تر بـرو که توانی نمانده است

تا آخرین نگاه زمانی نمانده است

بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!

یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است

می‌خواستم فدای تو گردم  ولی نشد

بعد از شهید علقمه جانی نمانده است

تو می روی ... پس که ؟ عنان گیر من شود

وقتی که هیچ مرد جوانی نمانده است

این گله های گرگ نشستند در کمین

تا با خبر شوند شبانی نمانده است

او رفت و بعد شیهه اسبی غریب، ...ماند

شاخه شکست، رایحۀ عطر سیب ماند

یک تن به جای حضرت یوسف به چاه خفت

اما سری؛ دریغ...به روی صلیب ماند

از آن همه جمال جمیل خدا؛ فقط

تصویر مات و خاکی شیب الخضیب ماند

دیگر برای بوسۀ شمشیر جا نبود

حتی لبان دخترکش بی نصیب ماند

در لابلای آن همه فریاد و هلهله

تنها صدای مادری آنجا غریب ماند

صحرا میان شعلۀ صد تازیانه سوخت

پروانه های کوچکِ در این میانه سوخت

تنها نه بال نازک پروانه های دشت

گل های سرخ روسری دخترانه سوخت

یکباره کربلا و مدینه یکی شدند

پهلو و دست و صورت و بازو و شانه سوخت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع-شهادت


نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم
زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من
این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود
تازه با رفتنت آغاز شده مشکل من

شوق دیدار، تو را می‌کِشد اینسان، اما
ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو
تو قرار است به میدان بروی ... آه ! ولی
جان من آمده بر لب، کمی آهسته برو

خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟
گرگ‌های سر راه تو چه دینی دارند؟
این جماعت سرشان گرم کدام اسلام است؟
که از آیینۀ پیغمبرشان بیزارند

تو که از روز تولد شدی آرامِ دلم
نرو اینگونه شتابان و نکن حیرانم
بوسه‌ای زیر گلویت زده‌ام اما باز
بروی، می‌روم از حال، خودم می‌دانم

با تو آمد دم میدان دل آواره‌ی من
پر زد انگار در این فاصله روح از بدم
من که بی عطرت از اول نکشیدم نفسی
می‌شود از تو مگر جان و دلم! دل بِکَنم؟

روی تل بودم و دیدم که چه تنها شده‌ای
نیزه دیدم که به دستان غریبت مانده
همه رفتند، همه ... قاسم و عباس و علی
نه برای تو زهیرت، نه حبیبت مانده


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


باد ها عطر خوش پیرهنش را بردند

سوختند و خبر سوختنش را بردند

نیزه ها بر عطشش قهقهه سر می دادند

زخم ها لاله ی باغ بدنش را بردند

دشنه ها دور و بر پیکر او حلقه زدند

حلقه ها نقش عقیق یمنش را بردند

این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است

که روی نیزه بوی پیرهنش را بردند

تا که معلوم نگردد به کدام آئین است

اهل صحرای تجرّد کفنش را بردند

باد ها سینه زنان زود تر از خواهر او

تا مدینه خبر آمدنش را بردند

یوسف آهسته بگویی که نمیرد یعقوب

گرگ ها یوسف گل پیرهنش را بردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

تیر از بس كه خورده بود حسین

بر تنش مثل پیرهن شده بود

نیزه هاشان تمام شد كم كم

موقع سنگ ریختن شده بود

نفسش بین راه بر می گشت

موقع دست و پا زدن شده بود

هرچه كردند رو به قبله نشد

یعنی آنقدر پاره تن شده بود

زیر انداز خانه های دهات

كفن شاه بی كفن شده بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


كمتر بر این غریب بدون كفن بزن

این ضربه ی دوازدهم را به من بزن

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن

اینقدر این شهید مرا زیر و رو نكن

مگر نبود مسلمان كه اینچنین زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

قبول كن كه شبیه حصیر افتادی

قبول كن ته گودال گیر افتادی

مخواه تا كه سر من به گریه بند شود

بگو چكار كنم از تنت بلند شود

بگو چه كار كنم آب را صدا نزنی

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزنی

بگو چكار كنم از تو دست بردارند

برای پیكر تو یك لباس بگذارند

میان گریه ی من این سنان چه می خندد

دهان باز تو را نیزه دار می بندد

آهای شمر عبا را كسی ربود برو

بیا النگوی من را بگیر و زود برو

برای غارت پیراهنت بمیرم من

چرا لباس ندارد تنت بمیرم من

قرار نبود بیفتی و من نگاه كنم

و یا كه گریه به كوپال ذوالجناح كنم

مگر نبود مسلمان که اینچنین زده اند

بلند مرتبه شاه مرا زمین زده اند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

خبری نیست از تو و کفنت

یوسف من کجاست پیرُهنت

یادگاری ز جنگ حک شده است

مُهری از سمِّ اسب روی تنت

تا خود حشر بر سنان لعنت

که فرو کرده نیزه در دهنت

پیرمردان ناتوان حتّی

با عصا می زدند بر بدنت

همه را سیاه می دیدی

به فدای نفس نفس زدنت

استخوان های سینه ی تو شکست

شمر وقتی که روی سینه نشست

آینه بودی و ترک خوردی

از همه بی هوا کتک خوردی

قتلگاهت نگو که غوغا بود

سر پیراهن تو دعوا بود

کاش مادر نبود در گودال

از بد روزگار امّا بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


هر نی فغان نای تو را در می آورد

آوای ربنای تو را در می آورد

با اینکه زنده ای! چه حریصانه نیزه دار

دارد لباس های تو را در می آورد

پا بر زمین مکش، که کمان دارِ سنگ دل

می خندد و ادای تو را در می آورد

دارد نگاه مات من از متن تیغ ها

تفسیر بوریای تو را در می آورد

در حیرتم که سنگ به من می خورد ولی

بالای نی صدای تو را در می آورد

زخم لبت هم اشک مرا در می آورد

هم گریه ی خدای تو را در می آورد

وقت نماز افسری از خورجین خویش

عمامه و عبای تو را در می آورد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای لاله، پیش مرگ چمن می شوی چرا !؟

راضی به حُکم چیده شدن می شوی چرا !؟

این چشم خیس و چادرخاکیِ من که هست...

آشفته حالِ غسل و کفن می شوی چرا !؟

یحیی بس است، غصه ی این قوم را نخور!

با نیزه ها دهن به دهن می شوی چرا !؟

با این نگاه بی رمق از فرط تشنگی

خیره به سمت معجر من می شوی چرا !؟

اینجا که کوچه های غریب مدینه نیست!

مظلوم من، شبیه حسن می شوی چرا !؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

این ها برای قتل من آهنگ می زنند

"یا این كه طبل خاتمه ی جنگ می زنند"

این قوم پر گناهِ ریاكارِ رو سیاه

با خون من به چهرۀ خود رنگ می زنند

خونخوار های گرگ صفت سینۀ مرا

با پنجه های خونی شان چنگ می زنند

بغض علی به صورتشان موج می زند

حتی به جسم بی سر من سنگ می زنند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

پیش پای خودش به خاك افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تكیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

 

جگرش پاره پاره بود اما

یك تنه رفت تا دل لشگر

سینه ی خویش را سپر كرد و

سپرش را شكست تیر سه پر

 

تا زمین خورد دوره اش كردند

هر كه با هرچه داشت زخمی زد

جنگ مغلوبه شد همه گفتند

دیگر از خاك بر نمی خیزد

 

خوب نزدیك می شدند به او

ضربه ها تا دقیق تر بشود

نیزه در زخم تیغ می كردند

تا شكافش عمیق تر بشود

 

این علف های هرز با این گل

چقدر دشمنی مگر دارند

وای بر من چه می كنند این ها

عده ای دستشان تبر دارند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

چون روی تو، چو روی به صحرا گذاشتند

داغ لب تو بر دل دریا گذاشتند

فطرس كجاست حق پرش را ادا كند

اینان تو را به معرض گرما گذاشتند

پایی كه بر دهان شریفت نهاده اند

اول به روی چادر زهرا گذاشتند

زاویه ای ز مسجد كوفه است سینه ات

این نیزه را به خلوت مولا گذاشتند

خاك فلك به معجر زینب كه در سپاه

پیراهن تو را به تماشا گذاشتند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


رسید وقت رسیدن به ضربه های کسی

شکست حنجره اما به زیر پای کسی

آهـــای خنجـــــر کهنه! نمی شود نبری؟

نمی شود که بمیرد کسی به جای کسی؟

کمی گذشت و هجوم دوباره ای آمد

ردا بـرای کسی شد، زره بـرای کسی

به روی نیزه نشستی و عرش مال تو شد

به پای نیـزه نشسته غم صدای کسی

فرشته هـا همه با هم به گریه افتادنـد

به مادرانه تــرین سوزه های های کسی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در غمت پیرهن صبر دریدن دارد

نفس ناله و فریاد بریدن دارد

زیر بار غم تو عرش به هم می ریزد

پس قدِ عمه ی سادات خمیدن دارد

دیدن دشنه ی بی رحم و سر خونینت

از دم خیمه به گودال دویدن دارد

سیب سرخ است سرت، چشم جهان حیرانش

قاتلت مست شد و گفت: بریدن دارد

جرعه جرعه می سرخ از بدنت جاری شد

نیزه ای گفت به شمشیر چشیدن دارد

خاتم شاهی تو نرخ طلا می شکند

ساربان خیره شد و دید خریدن دارد

این تن زخمیِ صد چاکِ به خاک افتاده

با سم اسب روی خاک کشیدن دارد؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ته گودال تمام بدنش می سوزد

خواهری دید عقیق یمنش می سوزد

نیزه ها زیر حرارت همگی ذوب شدند

بی سبب نیست جراحات تنش می سوزد

کربلا ملک خودش بود، غریبی این جاست

چه غریبانه کسی در وطنش می سوزد

بی هوا نیزه ای آمد، همه مبهوت شدند

بعد آن نیزه گمانم دهنش می سوزد

ماجرای ته گودال مرا خواهد کشت

دل من بیشتر از لب زدنش می سوزد

گیرم اصلاً کفنی بر تن او پوشیدید

قطعاً از داغی صحرا کفنش می سوزد

عصر شد، کرب و بلا مثل مدینه شده بود

بانویی گوشه ای از پیرهنش می سوزد

پشت در یا ته گودال چه فرقی دارد؟

هر کسی ذوب علی گشت (من)ش می سوزد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود

انگار امواج صدا بالا و پایین می رود

ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرمله

در تُنگ دست ربنا بالا و پایین می رود

می بینمش بی صاحبش لبریز تیر و تیغ ها

سمت حرم اسبی رها بالا و پایین می رود

از دور می بینم فقط در هاله ی گرد و غبار

شمشیر ها و دست ها بالا و پایین می رود

یا بر فراز نیزه ها یا بر فرود طشت زر

آنک سر خون خدا بالا و پایین می رود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال-اسارت


کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش

مرده است احترام ... بماند بقیه اش

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام ... بماند بقیه اش

شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام

شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش

گویا هنوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیه اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام....بماند بقیه اش

رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول

یافاطمه! سلام ... بماند بقیه اش

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش

خون علی الدوام ... بماند بقیه اش  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

رفته صبر از کَفَم این حال نمی‌فهمم چیست

عمق این فاجعه صد سال نمی‌فهمم چیست

در سرم هست از او طرح سری خون‌آلود

من که نقاشی و تمثال نمی‌فهمم چیست

درکَم از اوست همین قدر که شد ذبحِ عظیم

باقی روضۀ گودال نمی‌فهمم چیست

کشتن تشنۀ زخمی عمل سختی نیست

بر سرش این همه جنجال نمی‌فهمم چیست!

سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟

بسمل کَنده پر و بال نمی‌فهمم چیست

نحر این سر که خودش جایزه دارد، دیگر

غارتِ خیمه و اموال نمی‌فهمم چیست

زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد

غارتِ چادر اطفال نمی‌فهمم چیست!!!

بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده

نعل آوردن و پامال نمی‌فهمم چیست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای مصحف ورق ورق! ای روح پیکرم!

آیا تویی برادر من؟ نیست باورم

با آنکه در جوار تو یک عمر بوده ام

نشناسمت کنون که تو هستی برادرم

پامال جور و دست خوش کینه ام ببین

ای کشتی نجات، گذشت آب از سرم

عمرمنی که از کف من رفته ای و من

بی تو، گمان بودن خود را نمی برم

ای خشک لب، کنار فرات از غمت ببین

دریاست در کنار من از دیدۀ ترم

با کعب نی کنند جدا از توأم و لیک

از جان خویش بگذرم و از تو نگذرم

دیشب کنار پیکر پاکت چها گذشت

کاین خاک ها هنوز دهد بوی مادرم؟

دیدم که دست، ظلم تو را سنگ می زند

بگذاشتم دو دست خود آنگاه برسرم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تا اینكه نیزه ای بدنش را به خون كشید

گرگی رسید و پیرهنش را به خون كشید

از یك طرف عمامه و از یك طرف عبا

هر كس به یك طریق تنش را به خون كشید

سر نیزه های كُند، فرو رفته در تنش

اوضاع دست و پا زدنش را به خون كشید

آهسته گفت تشنه ام اما شنید شمر

با چكمه لعنتی دهنش را به خون كشید

با "نفس مطمئنّه"به حالِ عروج بود

نامرد "نفس مطمئنش "را به خون كشید

بر سینه اش نشست و سری ماند و خنجری

قبل از بریدن سرش افتاد خواهری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


لشگر آن دم كه بر سرش می ریخت

همه اعضای پیكرش می ریخت

سنگ از بس به صورتش می خورد

لب و دندان اطهرش می ریخت

از هجوم همه سویِ گودال

ناگهان قلب خواهرش می ریخت

مادرش تا كه دید شمر آمد

چادر خاكی از سرش می ریخت

سر كه شد از تنش جدا، دیدند

چند دندان ز حنجرش می ریخت

معجر از كودكان كه می بردند

آبروی برادرش می ریخت

از روی نیزه بس كه كوچك بود

بارها رأس اصغرش می ریخت

***

با تشکر از آقای فراهانی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

رنگ غربت به سرِ موی سپیدم افتاد

ناله ی فاطمه را تا كه شنیدم افتاد

مثل زن های حرم آه كشیدم افتاد

من خودم شاهدِ او بودم و دیدم افتاد

سهم خود را به تمام تن او بُرد زمین

وای بر اهل حرم عرش خدا خورد زمین

تا كه افتاد به گودال سر و كار تنش

گرگ ها زوزه كشیدند كنار بدنش

همه با نیزه و شمشیر جراحت زدنش

چكمه ها بود كه می خورد به روی دهنش

در سراپای تنش نیزه فرود آمده بود

اصلاً از نیزه حسینی بوجود آمده بود

تیزی سنگ به پیشانی آقا نكشد

سرِ پیراهن او كار به دعوا نكشد

چكمه ات بر سر آن گونه بگو پا نكشد

چه كنم پنجه ی تو موی سرش را نكشد

با سر نیزه به این سو و به آن سو نَبَرش

برنگردان بدنش را  ننشین بر كمرش

من كه گفتم نرو رفتی سر خود را دادی

پایِ این سر نفس آخر خود را دادی

هر كه آمد كمی از پیكر خود را دادی

ساربان آمد و انگشتر خود را دادی

غارت یك نفر ای وای هزاران نفرید

یادگاریست فقط پیرهنش را نبرید




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


این همه راه دویدم ز پی دلدارم

 به امیدی که در این دشت برادر دارم

تو دعا کن به کنار بدنت جان بدهم

فکر همراهی با شمر دهد آزارم

اسب ها پای خود از سینه ی او بردارید

من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم

خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند

من که از راهی بازار شدن بیزارم

یک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد

با چه از روی زمین جسم تو را بردارم

به وداع من و تو خیره بُوَد چشم رباب

خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از درد تو تمام تنم تیر می کشد

وقتی کسی به روی تو شمشیر می کشد

طاقت ندارم این همه تنها ببینمت

وقتی که چلّه چلّه کمان، تیر می کشد

این بغض جان ستان که تو بی کس ترین شدی

پای مرا به بازی تقدیر می کشد

ای قاری همیشه ی قرآن آسمان

کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد

این که ز هر طرف نفست را گرفته اند

آن کوچه را به مسلخ تصویر می کشد

برخیز ای امام نماز فرشته ها

لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو