تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام رضا(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام رضا(ع)-مدح-روضه سیدالشهدا(ع)


وقتی به جان شاخه ی طوبی خزان افتاد

اشک خدا باران شد و از آسمان افتاد

خون دلت ریشه دوانده بین خاک طوس

خون لبت بعدش به جان زعفران افتاد

در سینه قلب پنجره فولاد هم شد آب

بر خاک حجره پیکرت تا نیمه جان افتاد

اشک کبوتر در مراثی تو کافی نیست

این قرعه بر چشم سیاه آهوان افتاد

ازچشمهای خشک ، سقاخانه میسازد

از تو دو خط روضه که دست روضه خوان افتاد

آهو نبوده کربلا پس کار جد تو

از گرگ ها بدتر ، به خولی و سنان افتاد

مثل تنوری در دلت آتش نهان داری

آری سر جدت به دست این و آن افتاد

با خون ، لبت مثل عقیقت سرخ شد ، اما

هرگز به دست ساربان یا خیزران افتاد ؟؟؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام زمان(عج)-مناجات آخر صفر


دستی بگشایید به امداد گداتان

رحمی بنمایید به این بی سر و پاتان

اشکی بفشانید بر این مرده ی احساس

تا زنده شود از اثر فیض دعاتان

دیگر رمقی نیست در این پای شکسته

مانده دل من منتظر دست عطاتان

لطفی، کرمی، گوشه ی چشمی بنمایید

بر گوشه نشینانِ قدیمی سراتان

یک بار بیایید به دیدار کسی که...

یک عمر غریبانه نموده ست صداتان

هر چند شبیه شهدا نیست لیاقت!

تا اینکه دل و دیده نماییم فداتان...

امّا بگذارید که از روی تفضّل

ما را بنشانند کنار رفقاتان

شرمنده! ببخشید که در بازی دنیا

افتاد شبی از لب ما سوزِ نواتان

با سینه زنان حسنی سخت نگیرید

نادیده بگیرید خطای فقراتان

« ما خانه به دوشان، غم سیلاب نداریم»

تا تکیه نمودیم به دستان وفاتان

« ما تجربه کردیم در این دیر کهنسال»

روشنگر دل هاست سیاهی عزاتان

ما روضه گرفتیم به امید عبوری...

یک جلوه نمایید به قربان صفاتان

ما را برسانید شبی مشهد دلدار

داریم به دل عشق غریب الغرباتان

ای کاش که محشور شوم در صف محشر

با سینه زن خالصِ بی رنگ و ریاتان

منّت بگذارید که گردد به نگاهی

دل های خراباتی ما کرببلاتان



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، وداع با محرم و صفر، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


چون جام زهر... غریبانه سر کشید

فریاد زد خدا و... عبا را به سر کشید

پنجاه و چند ساله ی موسی به کوچه ها

پنجاه و چند مرتبه آه از جگر کشید

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

وقت سحر به جانب دادار پر کشید

در انتظار آمدن میوه ی دلش...

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان، دریده گریبان، پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

**

آه از دمی که زینب کبرای غم نصیب

« آمد تن امام زمان را به بر کشید»

با دست زخم خورده ی خود دختر علی

تیر شکسته از تن مولا به  در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه ی یاسش تبر کشید

از خاک زیر حنجر خونین دلبرش

با نیّت شفا روی چشمان تر کشید



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


آمدی در خاک ایران، خاک ایران سبز شد

از جنوب کشور من تا خراسان سبز شد

ردِّ پایت شد مسیر رودهای بی قرار

هر کجا که آمدی حتی بیابان سبز شد

می شود ردِّ تو را در نقشه ها ترسیم کرد

چون به هرجایی که باریده ست باران، سبز شد

خواستم دورت بگردم در خیابان رضا

تا که گفتم السلام از دوور میدان سبز شد

در خیابانِ رضا پشت چراغِ قرمزش

بارها تا هشت خواندیم و خیابان سبز شد

بارها دیدم که مادر از زیارت آمد و

تاک پیر خانه ی ما در زمستان سبز شد

گندم پس مانده های کفترانت را شبی

ریختم در سفره دیدم صبح از آن نان سبز شد

روضه ی انگور می آمد به گوشم من خودم

در شب سی صفر دیدم که ایوان سبز شد

***

دست در انگور بردی رنگ مشهد سرخ شد

بعد از آن خورشید هر صبحی که سر زد سرخ شد

گشت جدش رو سپید آن جا که با یک خوشه زهر

هشتمین پیغمبر آل محمد سرخ شد

مثل جدّش منتقم می خواست پس با این دلیل

تا همیشه پرچم بالای گنبد سرخ شد

مثل زهرا مادرش در اتفاق کوچه ها

رنگ رفتن شد کبود و رنگ آمد سرخ شد

**

در میان کوچه ها دستار بر سر زرد شد

دست بر در زد به سرعت چهره ی در زرد شد

زهر از بس که قوی بود و امام از بس لطیف

زهر چون رد شد همه دیدند حنجر زرد شد

در غلاف و در مصاف، این گشت روضه، هرکجا؛

راویان گفتند حنجر، روی خنجر زرد شد

***

سرخ بود و زرد بود و مرد کم کم شد کبود

گفت یا زهرا رضا و بعد از آن دم شد کبود

با نبی و با حسن با یاعلی موسی الرضا

پیش غم های صفر ماه محرم شد کبود

گوییا رنگین کمانی می رود زیرا به زهر؛

هم سپید و سرخ و زرد این مرد شد هم شد کبود

***

از خراسان روضه خیلی دور شد یابن الشبیب

زهر وقتی قاطی انگور شد یابن الشبیب

اشک در چشمان آقا حلقه زد آنجا که گفت

حال و روز جدِّ ما ناجور شد یابن الشبیب

در هجوم تیر ها و نیزه ها گم شد تنش

در میان سنگ ها محصور شد یابن الشبیب

در میان علقمه عباس از بس تیر خورد

پیکرش چون کندوی زنبور شد یابن الشبیب

حرف حرفِ جنگ بود اما پس از عباس ما

حرف دشمن نیز حرف زور شد یابن الشبیب

آه زجرآورترین جای سفر آنجاست که

زجر، شب بر جستجو مٲمور شد یابن الشبیب

عمه هرجایی به دشمن رو نمی زد پیش زجر؛

در بیابان عاقبت مجبور شد یابن الشبیب



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته

درد دل با تو سخنها بر زبانم ریخته

بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم

گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته

جنس من جور است کوهی از گناه آورده ام

آبرویم پای اجناس دکانم ریخته

دوره گردم آبرویم میفروشم میخری

پیش سلطان ترسم از سود و زیانم ریخته

پهن کردم سفره ای از عرش کنج خانه ات

روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته

مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا

دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته

من نمیبینم تو هر دفعه بقل کردی مرا

عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته

صحن گوهرشاد چیزی کم ندارد از بهشت

بوی سیب از هر کجایی می تکانم ریخته

در میان صحنهایت عشق من باب الجواد

صد هزاران بوسه اینجا از دهانم ریخته

هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست

این حکایت در میان دوستانم ریخته

آخر ماهی جواب ناله هایم را بده

جان بابای غریبت کربلایم را بده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


چون کارگر آن جا که کند کار به وقتش

من آمده ام سوی تو این بار به وقتش

در صحن اتاقم غزلی گفتم و دیدم

انگار میسر شده دیدار به وقتش

سهمم بشود گندم گنبد چو کبوتر

گر باز کنم پیش تو منقار به وقتش

هر وقت به مشهد بروی خلق بگویند

در نزد طبیب آمده بیمار به وقتش

تا دیده شود عاقبت و چیده شود گل

دل کنده ز هم صحبتی خار به وقتش

سلطان که رضا شد به گداهاش بگویید

صدبار نه، سویش برو یک بار به وقتش_

_مانند شب سیِّ صفر که لب انگور؛

یک بوسه گرفت از دهن یار به وقتش

چون مادری است این پسرش نیز برایش؛

هی قصه ی کوچه شده تکرار به وقتش

هی رفته به این سو و سپس رفته به آن سو

گشته است سپس دیده ی او تار به وقتش

چون کرب و بلا نه، که پسر سرزده این بار

بر جسم پدر آمده انگار به وقتش

از روضه ی درحجره که گفتیم، بگوییم

از روضه ی باز در و دیوار به وقتش

وقتی که به پهلو همه پهلو زده بودند

دیوار و در و آتش و مسمار به وقتش

مخصوصا اگر شیشه ای و ضربه پذیر است

ای کاش که نازل بشود بار به وقتش

ترتیب ندارد چه بخواهی چه نخواهی

روضه برود برسر بازار به وقتش

بعدش برود کوچه ی لبریز یهودی

از روضه ی بازار به آزار به وقتش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


زهر کاری شده و شعله به پیکر اُفتاد

لاله ای خشک شد و سوخت و پرپر اُفتاد

چقدر سخت شده تا که به حُجره برسد

تا درِ خانه یِ خود رفت و مکرر اُفتاد

بسکه از فرط عطش لب به لبِ خود می زد

شعله بر بال و پرِ هرچه کبوتر اُفتاد

ناله می کرد خدایا جگرم می سوزد

نوحه می خواند ولی از نفس آخر اُفتاد

گریه می کرد به حالش در و دیوار که باز

یادِ لبهایِ تَرک خورده ی اصغر اُفتاد

یادِ آن خنجر خُشکیده که بر نیزه نشست

به رُخِ سوخته اش دیده ی مادر اُفتاد

یادِ طفلان یتیمی که به شام آوردند

یادِ آن شعله که از بام به معجر اُفتاد

خیزران،کعبِ نِی و خنده تبانی کردند

تا که خاکستر و آتش سرِ دختر اُفتاد

نیزه داران و اسیران همه دیدند زِ بام

سنگباران شد و پشت سَرِ هم سَر اُفتاد



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


قطره بودیم و هم مسیر شدیم

با ولای علی کثیر شدیم

دست ما نه... نگاه زهرا بود

پای این عشق اگر اسیر شدیم

یا علی گفت و هو کشیدیم و

راوی خطبه ی غدیر شدیم

ذره بودیم و بی نوا بودیم

دم باب الجواد امیر شدیم

سائل وادی خراسانیم

رعیت زیر دِین سلطانیم

شکر، گاهی به سینه آهی هست

ذوق خشکیده از گناهی هست

آخر کار عشق بازی ما

راه باز است و بارگاهی هست

صوت نقاره خانه می گوید:

بی پناهی؟ بیا پناهی هست

سر این سفره ی کرم حتی

جام کوثر اگر بخواهی هست

از سرم شوق و بیم افتاده

گذرم بر کریم افتاده

با نگاهش دوباره خواند مرا

سوی دارالشفاء کشاند مرا

دید تنها و بی کس افتادم

در رواق حرم نشاند مرا

هر کجا گیرِ دام افتادم

ضامنم شد خودش، رهاند مرا

بیشتر از قدیم ها امسال

حرم کربلا رساند مرا

همه جا در پناه او بودم

نائب روی ماه او بودم

ازدحام صفوف یعنی این

بار عام عطوف یعنی این

بین باب الجواد و گنبد شاه...

....ماندن ما، خسوف یعنی این

بیشتر از خودم به فکرم هست

"یا امامَ الرئوف" یعنی این

دم گرفتم هزار و یک دفعه

عاشقیِ حروف یعنی این

می روم پشت پنجره فولاد

بعد از آن هر چه باد، بادا باد

با رضای دل امام رضا

می رسم محفل امام رضا

موج دل را کشید سوی خودش

جذبه ی ساحل امام رضا

بین آب و گل تمامی ما

ریختند از گل امام رضا

چه مقامی رفیع تر از این؟

شده ام سائل امام رضا

بی بهانه، بهانه می گیرم

روضه ای عاشقانه می گیرم

رنگ، از روی باغ افتاده

گیر دام نفاق افتاده

ترسم از خدعه های مأمون بود

گوییا اتفاق افتاده

از عبایش بخوان که چندین بار

در مسیر رواق افتاده

دست و پا می کشد به روی زمین

گوشه ای از اتاق افتاده

لخته های جگر سرازیر است

اشک های پسر سرازیر است

کربلا عطر جان فزا پیچید

خبری بین خیمه ها پیچید

چقدر یاس خوش بوی لیلا

به خودش زیر دست و پا پیچید

پدرش قطعه های اکبر را

وسط سطح یک عبا پیچید

گریه ها کرد و نسخه ی خود را

با دم "...بَعْدَکَ الْعَفٰا" پیچید

آهِ زینب فقط حیاتش داد

قسم خواهرش نجاتش داد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


نم نم کنار حجره دربسته میرسید

کم کم به قتلگاه خودش خسته میرسید

مانند شخص مار گزیده به پیچ و تاب

فریاد یا جواد چه پیوسته میرسید

پهلو به خاک حجره که از درد میگذاشت

آهی به یاد پهلوی بشکسته میرسید

از کام تشنه و جگر پاره پاره اش

انگار حرف روضۀ سر بسته میرسید

این جسم خسته زیر سم اسبها نرفت

اما صدای حملۀ یک دسته میرسید

خواهر نبود یار برادر شود ولی

یک خواهری به مقتلی آهسته میرسید

اینجا جواب زمزمۀ یابنیی از...

یک نوجوان ز پشت درِ بسته میرسید

اما صدای یا ولدی بی جواب ماند

هرچند صوت یک پدر خسته میرسید



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


هر دلی تا بری از لذت عصیان نشود

منزل آخرتش روضه ی رضوان نشود

به حریم رضوی تا به ابد ره نبرد

آنکه سر گشته چو آهوی خراسان نشود

مدعی را تو بگو هیچ کسی مثل رضا

مالک ملک دل ملت ایران نشود

مهر تآیید ندارد ز رضا روز جزا

مثل رهبر چو کسی خادم قرآن نشود

آن غریب الغربایی که به غربت می گفت

ماه هم همسفر شام غریبان نشود

جز به زهری که به اعماق جگر شعله زند

درد غربت زدگان آه که درمان نشود

با لب تشنه زنم پرپر و جان می بازم

بعد از این محتضری کاش که عطشان نشود



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


چون مرغ پرشکسته که زخمیست بال او

آشفته بود از اثرِ زهر حال او

آمد برون ز مجلس مأمون عبا به سر

گویی دگر رسیده زمان وصال او

بر خاکِ حُجره ذکر لبانش حسین بود

یادی ز دشت کربُبَلا در خیال او

ابن الرضا رسید و سرش را به برگرفت

آمد جواد.. دلبر نیکو خصال او

وای از حسین که ته گودال قتلگاه

یک لشگر است در پی جنگ و قتال او

کس را نبود زَهْره،که گیرد سر از تنش

از بس که بود هیبتِ حقّ در جلال او

آمد ز ره جوان نصارا به قتل و دید

دل می بَرَد ز خلق جهانی جمال او

با رأفت او نظر به سوی قاتلش نمود

خاموش کی شود نظرِ بی زوال او

با یک نگاه شامل لطف اله شد

نام شهید هم روی او شد کمال او



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


گفتی بساط گریه برایت بپا کنند

با گریه، یاریِ دل خون شما کنند

گفتی که در وداع برادر نوا کنند

گاهی میان گریه برایت دعا کنند

طاقت نداشت خواهرت انگار بیش از این

از تو شنیده بود غم یار پیش از این

با اینکه هیچ لشگری از دشمنان نبود

با اینکه هیچ نیزه و تیر و سنان نبود

با اینکه هیچ تیر سه شعبه میان نبود

با اینکه هیچ نامه ای از کوفیان نبود

طاقت نداشت خواهرت از تو جدا شود

طاقت نداشت بر غم تو مبتلا شود

میکرد التماس تمام برادران

گاهی سفارشی ز برادر به خواهران

گاهی که داشت ناز و نوازش به دختران

میگفت کربلا چه گذشته به مادران

انگار ماجرای حسین است و زینب است

عالم به پیش  دیدۀ معصومه چون شب است

با اینکه نور دیدۀ او بی سپاه نیست

با اینکه در محاصرۀ یک خیمه گاه نیست

با اینکه پیش روی رضا قتلگاه نیست

با اینکه بر حرم ز حرامی نگاه نیست

طاقت نداشت خواهرت ای قبله گاه طوس

یک ذره دور از تو بماند به راه طوس

طاقت نداشت، قافله را رو براه کرد

یکسال صبر کرد ولی عزم راه کرد

جمع برادران خودش را سپاه کرد

آخر عبور از وسط قتلگاه کرد

شد داغدار ماتم هجده برادرش

در خون تپیده دید سپاهی برابرش

هر داغ را که دید سخن جز رضا نگفت

هرگز کسی به خواهر تو ناسزا نگفت

او را کسی کنیز در این ماجرا نگفت

وقتی به قم رسید به جز از خدا نگفت

شکر خدا که معجر او دست کین نخورد

شکر خدا که کعب نی از مشرکین نخورد

اما امان ز خواهر مظلومۀ حسین

وای از حجاب دختر معصومۀ حسین

آه از نگاه همسر مغمومۀ حسین

داد از فغان مادر مصدومۀ حسین

پهلو شکسته کرب و بلا را که دید و رفت

دشمن به زور زینب او را کشید و رفت

آقا تو را به حجرۀ در بسته کشته اند

کی با سر بریدۀ دل خسته کشته اند

جد تو را به سینۀ بشکسته کشته اند

بر روی سینه اش همه بنشسته،کشته اند

زهر جفا کجا و سر نیزه ها کجا

دشت بلا کجا و دیار رضا کجا

آمد جواد تا که به زانو نهد سرت

بوسید روی ماه تو را تا به حنجرت

دستی کشید بر همه اعضای اطهرت

خونین ندید در وسط حجره پیکرت

اینجا اگر پسر به کنار پدر رسید

در کربلا پدر به کنار پسر رسید

با زانو آمده به کنار پسر پدر

خود را کشانده تا به جوار پسر پدر

گویی که آمده به مزار پسر پدر

صورت گذاشت روی عذار پسر پدر

خون را گرفت از گلویش تا نفس کشد

با جسم پاره پاره پری از قفس کشد



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1394/09/21

امام رضا(ع)-شهادت


چون سرو که بر زمین فتاد افتادی

دلتنگ شدی یاد جواد افتادی

مانند علی که سمت زهرا می رفت

بر روی زمین تو هم زیاد افتادی

***

مامون  چه نمود و تو چه دیدی ای وای

کاین گونه به حجره ات رسیدی ای وای

فهمید اباصلت چه آمد به سرت

تا دید عبا به سر کشیدی ای وای

***

از بس که به حجره تو غریب آمده ای

گردید بدل حجره به ماتمکده ای

تا جان بدهی به خاک مانند حسین

فرش کف حجره را کناری زده ای

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام  زمان(عج)-مناجات شب آخر صفر


ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ

ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ،ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ “ﺣﺮﻡ” ﺗﺎ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻧﺖ” ﺑﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﭘﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ “ﻗﻢ” ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ”

ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ

ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ

ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ “ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ” ﻣﯽ ﺷﻮﺩ



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-شهادت


با کار و دل و پای فلج رو کردیم

از بهر گشایش و فرج رو کردیم

اینجا همه با دست تهی، چشم پُر اشک

بر روضۀ ثامن الحجج رو کردیم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-شهادت


از دل کفر تا که بیرون زد

همه دیدند عبا به سر دارد

گاه بر خاک کوچه می افتد

زیر لب ناله از جگر دارد

 

کوچه ها را یکی یکی طی کرد

عرق سرد از جبین می ریخت

عطر زهرا به کوچه می پیچید

گل اشکش که بر زمین می ریخت

 

راه خانه نداشت فاصله ای

راه کوتاه، شد چه طولانی

خسته بود و نفس نفس میزد

رفت تا خانه با پریشانی

 

با چه زحمت به خانه اش آمد

همگی آمدند استقبال

خم به ابرو نداشت با اینکه...

در دل کوچه رفته بود از حال

 

خادمی گفت با پریشانی

زردی چهره شما از چیست؟

با نگاهی به خادمش فرمود

نگرانم نباش چیزی نیست

 

از درون سوخت و صبوری کرد

تا غلامان همه غذا خوردند

تا طعام همه تمام شود

منتظر ماند و سفره را بردند

 

همهء عمر این چنین زهری

دل تاریخ هم ندارد یاد

تا که از حجره اش همه رفتند

ناله کرد و بر زمین افتاد

 

نتوانست بهر آتش دل

از زمین ظرف آب بردارد

هیچ کس درد او نمی فهمد

از دلش مجتبی خبر دارد

 

بسکه در حجره اش به خود پیچید

کمرش مثل مادرش تا شد

ناله ای زد کجایی ای پسرم

چشم بر هم زد و دری وا شد

 

آمد از راه کودکی گریان

سر او را گرفت بر دامن

گفت بابا منم جواد شما

جان مادر سخن بگو با من

 

پسرم! هست آرزوی پدر

که بیاید پسر به بالینش

گریه کن بر غم علی اکبر

که نشسته پدر به بالینش

 

جد ما را میان کرب و بلا

دشمن بی حیا مکرر کشت

در دل علقمه شهیدش کرد

در کنار علی اکبر کشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-شهادت


زِ درد بال و پری زد ولی پرش اُفتاد

 میان کوچه عبایِ مطهرش اُفتاد

دوباره کوچه ی باریک و سنگهایِ زمین

مواظب است نیافتد که آخرش اُفتاد

نهاده است به دیوار شانه هایش را

اگر چه تکیه زده باز پیکرش اُفتاد

بلند شد به سرِ زانویَش،زمین نخورَد

چه کرده زَهر که اینبار با سرش اُفتاد

نشد صدا بزند یک نَفَس جوادش را

که کارِ او به نَفَسهایِ آخرش اُفتاد

رسید یک طرفِ حجره و زمین غلطید

دُرست مادرِ او سمتِ دیگرش اُفتاد

نبود طَشت به پیشش ولی یقین دارم

که تِکه هایِ جگر در برابرش اُفتاد

گِریست دامنش از پاره ی جگر پُر شد

 که یادِ خاطره ی گریه آورش اُفتاد

تمامِ حجره پُر از روضه های محسن بود

همینکه خانه پُر از شعله شد دَرَش اُفتاد

شکسته شد در و یک ضربه میخ را هول داد

همینکه محسنش اُفتاد مادرش اُفتاد

**

رسید کاسه یِ آبی حسین گفت حسین

دوباره لرزه به لبهای مضطرش اُفتاد

حرامزاده ای آمد به سینه اش پا زد

در آن طرف سرِ گودال خواهرش اُفتاد

چه سخت شد،اثر بوسه از گلو نگذاشت

 که شمر از نَفَس افتاد،خنجرش اُفتاد

یکی دو تا... نه خدایا دوازده ضربه

میان پنجه سری ماند و حنجرش اُفتاد 



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-شهادت


دعا كنید شب گریه آورش نرسد

و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم كه جوادش نیامده از راه

دعا كنید نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه ی خونین جگر نمی ریزد

دعا كنید كه زخمی به حنجرش نرسد

هزار شكر كه معصومه با برادر نیست

وگرنه داشت دعایی كه خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمین می خورَد قدم به قدم

گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت تر شده ای داد

خداكند كه صدایش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد ...گریز روضه رسید

پسر رسید كه روضه به آخرش نرسد....

***

حسین بر سرِ زانو،جوانش اُفتاده

نمی شود نزند داد،بر سرش نرسد

بغل كشیده تنش را ولی زمین می ریخت

به خیمه گاه گمانم كه اكبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه

دعا كنید كه ای كاش خواهرش نرسد

علی كه رفت عمو رفت دختری ترسید

دوید آتشِ خیمه به پیكرش نرسد

دوید عمه كه پیش از سنان به او برسد

كه دستهایِ حرامی به معجرش نرسد



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-شهادت


افتاده ای بر روی خاك و پر نداری

جز دیده ی تر مونسی دیگر نداری

آنقدر غربت می چكد از جسمت آقا

ناخواسته می گویمت مادر نداری

مانند شمعی سوختی در آتش زهر

در آنچنان هرمی كه خاكستر نداری

وقتی كه بال و پر زدی بر خاك گفتم

صد شكر اینجا در برت خواهر نداری

در زیر گلها پیكرت مدفون شد آقا

گویا به جز گل پیكری دیگر نداری

اینجا همه هستیِ شان مال تو آقاست

ثروت تویی ،سرمایه ای بر هر نداری

یعنی نباشند اهل غارت مردم طوس

برتن كفن داری و غارتگر نداری



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


سلام و درود خدا، ای رئوف

به روح بلند شما ای رئوف

شهنشاه ایران ما، ای رئوف

علیّ بن موسی الرّضا، ای رئوف

بده تو عطای زیادی به من

بگو« فَادخُلی فی عِبادی» به من

من آن آهوی خسته جان توأم

که از گرگ ها در امان توأم

پناهم بده، میهمان توأم

ببین در حرم نوحه خوان توأم

مرا چشم های تو مجذوب کرد

مرض هام را ناگهان خوب کرد

تو با نوکرت همنشین هستی و

شهنشاه و شاه آفرین هستی و

به انگشتر دین، نگین هستی و

جواز قبولی دین هستی و

در اینجا پر زائرت می شوی

سه جا یاور زائرت می شوی

من آن زائرم که پرم سوخته

دلم مثل شمع حرم سوخته

به تو فکر کردم، سرم سوخته

برای تو شاه کرم سوخته

تو را از مدینه کجا می برند؟

بدون جوادت چرا می برند؟

اگرچه تو در عرش نامت رضاست

شه ارتضایی، مقامت رضاست

قعودت رضا و قیامت رضاست

سکوتت رضا و کلامت رضاست

رضایت نده زهر آبت کند

شرارش به قلبت اصابت کند

وجود تو  لبریز از سم که شد

دلت گر گرفت و پر از غم که شد

توان تنت ناگهان کم که شد

و در کوچه ها قامتت خم که شد

میفتی بیاد همان مادری

که در کوچه شد یاس نیلوفری

به حجره رسیدی، جوادت رسید

علی اکبر تو بدادت رسید

برای وداع و عیادت رسید

در آن لحضه آقا بیادت رسید

حسینی که بالاسرش شمر بود

بجای علی اکبرش شمر بود

نکش خنجر ای شمر بالاسرش

نَبَر دشنه ات را روی حنجرش

ببین می دود سمت تو خواهرش

تو نشنیده ای ناله ی مادرش؟

حسین مرا تشنه ذبحش نکن

چو قصّاب با دشنه ذبحش نکن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-شهادت


هنوز ایران به ایران بودنش قدری تفاخر داشت

هنوز انگشتر مرسوم فیروزه نبود، انگشت دور گردنش انگشتر دُر داشت

هوای ابری مشهد از این خاک بدون معرفت هرشب دلی پُر داشت

خراسان چون پذیرفت از وجود خود ولایت را

به او دادند دربین تمام خاکها طعم امامت را

نبات خاکها، باطعم سرخ و زعفرانی شهادت را

به او دادند فیض رتبه ی خاک کف پای علی موسی الرضا بودن،تمام این سعادت را

پس از خواهر برادرهای خود مکه،مدینه با نجف با کربلا و کاظمین این خاک

شده آغوش پرمهر علی موسی الرضا و مضجع ایرانی و نورانی عشق حسین این خاک

همین خاک...آه...روزی دیده درآغوش خود یک آسمان دارد

در آغوشش علی موسی الرضا صاحب مکان و حضرت صاحب زمان دارد

برای بوسه بر نعلین او صدها دهان دارد

نمی دانست اما خاک مشهد ازچه میل مادری بر بوته زار زعفران دارد

مرور خاطرات خاک مشهد رفت تا روزی که آقایم عبا برداشت

دوباره کوچه ای در خاطراتش ردپا برداشت

اگرچه رفت در برگشت کم کم قامتی درکوچه تا برداشت

به قدری که برای راه رفتن هم عصا برداشت

از اینجا روضه را انگور با چشمان سبز خویش می گوید

به سینه زهر دارد زهر، اگر با اندکی تشویش می گوید:

مرا در ظرف مأمون چید بادقت

عقب رفت و جلو آمد مرا از هرطرف پائید بادقت

اگر از این طرف...یا آن طرف...آری جوانب را چنین سنجید بادقت

سپس با سوزنی درسینه ی من زهر را پاشید بادقت

کنار خوشه های دیگر انگور من می آمدم اما دلم خون بود

خودم را هی کشیدم تا مبادا که مرا بردارد اما بخت یار دست ملعون بود

بمیرم، وای از آن لحظه ای که دست من در دست مأمون بود

تعارف کرد آری لعنتی من را تعارف کرد

بماند اینکه آقا خوب می دانست من مسموم هستم چونکه در عالم تصرف کرد

گرفت ازدست مأمون خوشه را آقا زمان یک لحظه در جایش توقف کرد؛

همینکه سبزی لبهای من با سرخی لبهای آقایم تصادف کرد

منی که آرزویم بوسه بر خاک کف پای امامم بود

از اینجای روایت روضه ات را کوچه می گوید

نشسته در مدینه کوچه پای کوچه ای در طوس تا اینکه ببیند او چه می گوید

عبا بر دوش چون کشتی بی لنگر به دریا زد

همینکه زهر دراعماق قلبش آستینش را به بالا زد

شبیه مادرش در کوچه آقا می نشست و باز بر می خاست

به همراه امامش نیز دنیا می نشست و باز بر می خاست

بدین سان در درونش زهر از پا می نشست و باز بر می خاست

من کوچه برایش می شدم یک راه طولانی

من کوچه برایش می شدم مانند آن کوچه که می دانی

وآخر کوچه ی تنگ مدینه ضرب شد در کوچه ی تنگ خراسانی

نمی دیدند مردم من چهل تا مرد را دور امام از دور می دیدم

چهل تا مرد را با تازیانه دور او مسرور می دیدم

گذشته از رگش زهر و به دور قلب آقا شعله ی انگور می دیدم

کشاندم من زمین را زیر پایش تا رسید آخر دم خانه

عبا برسر غریب طوس توی حجره جان می داد مظلوم و غریبانه

رضا ماند و جواد آمد، رسید آخر سرشمعی به روی پای پروانه



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-شهادت


وقتی عبا را بر سر خود می کشیدی

بند امید عالمی را می بریدی

خوردی زمین دیگر نشد برخیزی از جا

دیدم سوی دیوار خود را می کشیدی

هربار می افتادی و میگفتی ای کاش

آه ای عصای پیر ی من می رسیدی

وقتی میسر نیست تا باشد جوادت

ای کاش میشد تا عصایی می خریدی

با جمله ی ای وای مادر بین کوچه

آه از نهاد هر گزاره می شنیدی

از درد میپیچی به خود تنهای تنها

چشم تو مانده سوی در با نا امیدی

خاکی شده سر تا به پایت بین حجره

حالا شدی مانند آن راس شهیدی...

ابن شبیبت  را صدا کن روضه ای خوان

آن روضه ای را که گریبان می دریدی

بر روی نی خورشید و پای نی ستاره

روضه بخوان از دختر بی گوشواره

از آن تن بی سر به روی خاک صحرا

روضه بخوان از ناله ی گودال زهرا

روضه بخوان از تیغ و از نیزه شکسته

از آنکه روی صفحه قرآن نشسته

روضه بخوان از زخم های پیکر او

از ساربان و تنگی انگشتر او



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-شهادت


مرد مردان مرد امام رضا

هم دوا هم که درد امام رضا

در تمام وقایع ایران

فاتح هر نبرد امام رضا

کاش اذن دخول می دادی

به منِ صحنْ گرد امام رضا

بیش از پیش در صفر انگار

گنبدت گشته زرد امام رضا

به جوادش سپرده در ظاهر

هرکه را کرده طرد امام رضا

دور تا دور من پُر از صحن است

آه... دورم نگرد امام رضا

روضه ی سرد و گرم امام حسین

روضه ی گرم و سرد امام رضا

سفره را پهن کرد امام حسین

سفره را جمع کرد امام رضا



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-شهادت


عبا کشیده به سر غربتی نهان دارد

نگاه زار به این حالش آسمان دارد

به یک قدم نرسیده دوباره می افتد

مشخص است تنی زار و ناتوان دارد

به سوز زهر پذیرایی از غریبی شد

چه یادگاری تلخی ز میزبان دارد

نباید اصلا از او انتظار حرفی داشت

نفس بریده کجا قدرت بیان دارد؟

کمک گرفت ز دیوار کم زمین بخورد

چه آمده به سرش قامتی کمان دارد

تلاش کرد که بیرون نریزد این غم را

چقدر لخته ی خون داخل دهان دارد

اگر که بسته در حجره را دلیلی داشت

نخواست تا که ببینند نیمه جان دارد

هزارشکر سرش روی دامن پسر است

در این دقایق جانسوز روضه خوان دارد

هزارشکر تنش زیر آفتاب نرفت

هزارشکر که در حجره سایبان دارد

نه اهل بیت رضا را کسی اسارت برد

 نه اینکه قاتل او چوب خیزران دارد



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
جمعه 1394/09/20

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


با دل خویش گفتم اگر بیقراری

یا اگر حالِ پرواز تا طوس داری

لحظه ای هم مکن شک و تردید ، آری

دیده واکن ببین تا حرم رهسپاری

سر به دیوار باب الجوادش گذاری

تا دهد راه ، سلطان ، به کویش گدا را

گاه اگر دل کشد پر به سوی خراسان

این همان جذبۀ اوست از شهر رضوان

زائرِ خویش را او صدا کرده هر آن

هم خودش زائرش را دهد جان ز جانان

هم به دادش رسد لحظۀ دادنِ جان

تا دهد پاسخ هر سلام شما را

هیچ فرقی ندارد جنان با حریمش

کو دخیلی که افتد به دست کریمش

دیده را شستشو کن به خوان نعیمش

لحظه ای گفتگو می سزد در صمیمش

چون رئوفیست جزو صفات قدیمش

زود راضی کن امشب ز دستت رضا را

نیست بهتر از اینجا در عالم ، خدایی

نیست بِینِ گدایان و سلطان جدایی

چیست کار بزرگان در اینجا ، گدایی

ما چه کردیم در راه این آشنایی

بی نوا   با نوا می شود با  نوایی

همنوایی چه خوب است این بی نوا را

چون شدی همدم و همنشین با دلِ او

می شود آدم و عالمی با تو همسو

گفتن یا رضا نیست جز ، ذکر یا هو

آنکه شد ضامن اُشتر و کَلب و آهو

خود ز غربت فتاد عاقبت روی زانو

می کشید از سرِ دوش بر سر عبا را

ظلم و بیداد بار دگر بر ملا شد

کوچه انگار باز از جفا کربلا شد

زهرِ انگور اینبار جام بلا شد

روح زهرا دوباره به غم مبتلا شد

این بجای بقیع است گنبد طلا شد

در حریم رضا یاد کن مجتبا را

یار ، اینبار دل خسته تر از همیشه

راز ، اینبار سر بسته تر از همیشه

ناله ، اینبار پیوسته تر از همیشه

گریه ، اینبار آهسته تر از همیشه

حجره ، اینبار در بسته تر از همیشه

پس قسم می دهد بر جوادش خدا را

گرچه آقا ز سوز جگر ناله دارد

از مصیبات جدّش دلی واله دارد

کِی ز تیر و سنان گِردِ خود هاله دارد

کِی به دور تَنَش رقصِ رجّاله دارد

کِی یتیم سه ساله و نُه ساله دارد

آنکه یک عمر گریَد غم عمّه ها را

گفت : یاران غریبم ببینید امّا

گرچه بی جان ، جوادم مرا دید امّا

گرچه این جسم بر خویش پیچید امّا

گرچه از تشنگی کام ، خشکید امّا

گرچه گودال را دیده گریید امّا

من سفارش کنم گریۀ کربلا را

من سفارش کننده به اِبنُ الشَّبیبم

روضۀ کربلا هست تنها حبیبم

گریه تنهاست بر جدِّ شَیبُ الخضیبم

من که عمری است گریان خَدُّ التَّریبم

هست تنها دعای دلِ بی شکیبم

مهدی آید بگیرد همه حقّ ما را

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-شهادت


آهسته می آمد ولی بی بال و پر بود

یک دست بر پهلو و دستی برجگر بود

زیر سر مهمانی اجباری اش بود

وقتی که می آمد عبایش روی سر بود

از بس میان کوچه ها افتاد بر خاک

روی لباسش ردپای هر گذر بود

با آه می افتاد و بر می خواست اما

آهش زمان راه رفتن بیشتر بود

وقتی عصای پیری آدم نباشد

باید به زیر منت دیوار و در بود

آری شبیه قصه آن کوچه تنگ

فرسنگها انگار خانه دورتر بود

بال پرش زخمی شد از بس دست و پا زد

هر جای حجره  رد و پاهای جگر بود

سختی کشید اما چقدر آرام جان داد

آخر سرش بر رو پاهای پسر بود

باید که اهل کشف باشی بین روضه

باید میان روضه ها اهل نظر بود

وای از حسین از آن دمی که چشم وا کرد

پا روی زخم سینه اش پر دردسر بود

وای از دمی که رفت بالا خنجری کُند

وای از کسی که شاهدش  با چشم تر بود



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه‌بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده‌ایم از راه دور

نیّت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی‌بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره‌ی ما صفر شد از بیست؛ اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه‌ی ما تشنه‌ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سرآمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من‌یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه ناامیدان؛ مأمن مأیوس‌ها

ایستگاه آخرِ ای کاش‌ها، افسوس‌ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته‌هاست

زائر دلخسته و بی‌خواب از کابوس‌ها

نور گیرد ماه، تا شب‌های جمعه در حرم

می‌طراود نغمۀ یا نور و یا قدّوس‌ها

می‌رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه‌پر طاووس‌ها

در ازای قطره‌هایی اشک با خود می‌برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس‌ها

هرکه صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گِلِ ایرانیان خاکی به غیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته‌ی صیّاد باشم بهتر است

زاده‌ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالیِ رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده‌ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده‌ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست‌های بسته‌ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می‌شوم

یا شهید جاده‌ی مشهد به تهران می‌شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می‌شوم

در زیارت‌ها سرم پایین‌تر از قبل است و من

پشت ابر گریه‌ها از شرم پنهان می‌شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می‌دهی

و من از کم آمدن‌هایم پشیمان می‌شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می‌کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می‌شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم با تو آن هم کربلاست

اشک در چشمت به شوق آشنایت جمع شد

بغض دیدار جوادت در صدایت جمع شد

از فشار زهر گاهی غلط خوردی بر زمین

گاه مانند جنینی دست و پایت جمع شد

روی خاک افتاده‌ای اما نه با اصرار خود

دست و پا از بس زدی فرش سرایت جمع شد

با لبان تشنه زیر لب صدا کردی حسین

در گلویت بغض‌های کربلایت جمع شد

روضه می‌خواندی که یا جدّاه! بعد از کشتنت

در حصیری پیکر از هم جدایت جمع شد

آه... یا جدّاه! ناموست پس از تو زار شد

وای از آن روزی که زینب راهی بازار شد

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات-وداع با محرم و صفر


عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است

شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است

به چشم‌هم‌زدنی این دو ماه هم رفت و

بهار گریه هم امروز رو به پایان است

از این لباس جدا گشتن آنقدر سخت است

که در برابر این هجر، مرگ آسان است

مرا حلال کن آقا که باز زنده‌ام و

هنوز در تن من بین روضه‌ها جان است

محرم و صفر ما تمام می‌شود و

همیشه ابر نگاه تو غرق باران است

تو فاطمیه‌ات این روزها شروع شده

دلت شبیه دل مادرت پریشان است

 **

همیشه کرب و بلاییم ما ولی امشب

کبوتر دلمان مقصدش خراسان است

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : وداع با محرم و صفر، شهادت امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/10/1

امام رضا(ع)-شهادت


آسمان است و خسوف قمرش معلوم است

غربت بی حد او از سفرش معلوم است

کوله بار سفر آخرتش را بسته

از مناجات و نماز سحرش معلوم است

موی آشفته و اوضاع به هم ریخته اش

با عبایی که کشیده به سرش معلوم است

دو قدم راه نرفته چقدر می افتد

ناتوان بودنش از زخم پرش معلوم است

به زمین خوردن او ارثیه ی مادری است

درد پیچیده به پهلوش اثرش معلوم است

وسط حجره ی در بسته به خود می پیچد

اثر زهر به روی جگرش معلوم است

خواهرش نیست ببیند چه سرش آمده است

ولی از حالت بغض پسرش معلوم است

لب او سرخ شد اما به خدا چوب نخورد

مجلس شام به چشمان ترش معلوم است

روی خاک است ولی زیر سم اسب نرفت

روضه ی عصر دهم در نظرش معلوم است

نعل ها بود که محکم روی پیکر می رفت

یک نفر در طلب جایزه با سر می رفت



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


ای گل گلزار زهرا یا رضا

ای عزیز جان طاها یا رضا

هشتمین شمس درخشان ولا

پور زهرا نجل موسی یا رضا

هر دلی شد جای گنج عشق تو

می شود آن دل مصفا یا رضا

ای طبیب دردمندان کن دگر

درد ما را هم مداوا یا رضا

ضامن آهو ضمانت کن ز ما

هم به دنیا هم به عقبی یا رضا

هر دلی در آرزوی کوی تو

از فراقت گشته شیدا یا رضا

دوری و هجران یاران شهید

زد شراره بر دل ما یا رضا

جبهه ها کی می رود از یاد ما ؟

در حقیقت بودی آنجا یا رضا

جبهه میخانه ، تو بودی می فروش

عاشقان مجنون ، تو لیلا ، یا رضا

ساقیا بر ما تو می کم داده ای

مستی از سر رفت ما را یا رضا

تا شدم هشیار دیدم دیر شد

ریخت می ، بشکست صهبا یا رضا

در عزایت تا که گیرم دامنت

می کنم هر لحظه آوا یا رضا

آه از آن دم که پر خون شد دلت

شد فدا جان تو مولا یا رضا

زهر کین بر جسم و جانت زد شرر

در دلت شد شعله بر پا یا رضا

گوشه ی حجره تو غلطیدی به خاک

بی کس و محزون و تنها یا رضا

از عطش بی تاب گشتی آن زمان

ناله ات شد وا حسینا یا رضا

درد غربت ، زهر کین شد قاتلت

خونجگر رفتی ز دنیا یا رضا

آنکه روزی مادرت را زد کتک

او تو را هم کشت حالا یا رضا

عاقبت با آن همه آوارگی

میهمان گشتی به زهرا یا رضا



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء