امام رضا(ع)-شهادت


خراسان می دهد بوی مدینه

خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟

چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل ها با رضا داشت

چه شب هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست

مزار زاده ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی

ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند

امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند

چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند

به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می سوخت

سراپا همچو نخل طور می سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده

غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی تاب و گه در تاب می شد

همه چون شمع روشن آب می شد

میان حجره ی در بسته می سوخت

نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش

دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد

جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می گشت قلبش پاره پاره

پسر می کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد

پسر هم مثل او بی تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می بست

پسر می دید و جان می داد از دست

پسر از پرده ی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/11 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


آقایمان آمد عبا روی سرش بود

رنگ کبودی بر تمام پیکرش بود

در کوچه یاد ماجرای کوچه افتاد

یافاطمه یافاطمه ذکر لبش بود

دستی به پهلو دست دیگر روی دیوار

پهلو گرفتن یادگار مادرش بود

او در میان حجره‌ای دربسته اما

صدها فرشته در کنار بسترش بود

او دست و پا می‌زد ولی با کام عطشان

گویا که دیگر لحظه‌های آخرش بود

اما تمام فکر و ذهنش کربلا بود

یاد غریبی‌های جد بی سرش بود

مردم گریز کربلایم اینچنین است

آمد جواد و لحظۀ آخر برش بود

اما به دشت کربلا جور دگر شد

اربابمان بالای نعش اکبرش بود

باید جوانان بنی هاشم بیایند

تا این بدن را بر در خیمه رسانند




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/11 | 10:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


پرچم مشکی عزای حسین

هدیه ای از سوی خراسان است

قطرات طلایی اشک از

برکات حریم سلطان است

 

خود آقا محرم هر سال

خانه اش تکیه ی عزا می شد

سر در خانه اش علم می بست

روضه ی کربلا به پا می شد

 

پرچم یاحسین بر می داشت

بوسه میزد به چشم می مالید

گریه می کرد و روضه ای می خواند

بعد هر پرچمی که می کوبید

 

یک طرف پرچم ابالفضل و

یک طرف یاحسین را میزد

مثل هر روضه خوانی اول کار

صاحب روضه را صدا می زد

 

 بغض می کرد و با غضب می گفت:

کار دست شما نمی ماند

کاش باشم دمی که مهدی من

رجز انتقام می خواند

 

باصدایی گرفته و لرزان

وارد روضه ی گلو می شد

ازگلو حرف می زد و خنجر

از بدن ها که زیر و رو می شد

 

از بدن های بی سر و از نعل

از سری که ز نیزه می افتاد

روضه می خواند از خرابه ی شام

از غم زینب و غم سجاد

 

ماجرای اسارت زینب

گرد ماتم به روضه می پاشید

خود غریب است و خوب می فهمید

عمه اش در خرابه ها چه کشید




موضوع: ورود به ماه محرم،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/11 | 10:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت-خروج از مدینه


آسمان مدینه در سینه

كوهی از بغض و ناله ها دارد

چون شنیده امام آینه ها

قصد ترك مدینه را دارد

 

 كوچه های مدینه می دیدند

لحظه ی تلخِ رفتنِ او را

صحنه ی التماس كاسه ی آب

لرزش دست حضرت زهرا

 

 به زنان قبیله اش فرمود:

مرهمی بهر زخم هجران نیست

من به این شهر بر نمی گردم

احتیاجی به آب و قرآن نیست!

 

توشه راهم به روح پیغمبر

صلوات و سلام هدیه كنید

چند روزی برای غربت من

ای زنان مدینه گریه كنید

 

بین ایتام  با رعایت عدل

همه ی ثروتم شود قسمت

خانه ی ساده و محقر من

تا ابد وقف روضه و هئیت

 

 طبق معمول هرشب جمعه

مجلس روضه باز پابرجاست

همه شركت كنید ای مردم

بانی روضه مادرم زهراست

 

 خوب بر آخرین وصیت من

گوش جان؛ ای قبیله بسپارید

بر مزار غریب اجدادم

در بقیع شمع و لاله بگذارید

 

این سفارش همیشه اشكم را

می برد در خروش و جز و مد

بر سر قبر مادر عباس

حرف مشك و عطش نباید زد!




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/10/8 | 12:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


لب خشک و داغی که در سینه دارم

سبب شد که گودال یادم بیاید

اباصلت! آبی بزن کوچه‌ها را

قرار است امشب جوادم بیاید

 

قرار است امشب شود طوس، مشهد

شود قبله‌گاه غریبان مزارم

اگر چه غریبی شبیه حسینم

ولی خواهری نیست اینجا کنارم

 

به دعبل بگو شعر کامل شد اینجا

«و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایش

بگو این نفس‌های آخر هم اشکم

روان است از بیت کرب و بلایش

 

از آن زهر بی‌رحم پیچیده‌ام من

به خود مثل زهرای پشت در از درد

شفا بخش هر دردم از بس که خواندم

در آن لحظه‌ها روضه‌ی مادر از درد

 

بلا نیست جز عافیت عاشقان را

تسلای دردم نگاه طبیب است

من آن ناخدایم که غرق خدایم

«رضا»یم، رضایم رضای حبیب است

 

شرابش کنم بس که مست خدایم

اگر زهر در این انار است و انگور

کند هر که هر جا هوای ضریحم

دلش را در آغوش می‌گیرم از دور

 

شدم آسمان، پر کشد تا کبوتر

شدم دشت، تا آهو آزاد باشد

شدم آب، تا غصه‌ها را بشویم

میان حرم زائرم شاد باشد

 

اباصلت آبی بزن کوچه‌ها را

به یادِ سواری که با ذوالفقارش

بیاید سحر تا بگردند دورش

خراسان و یاران چشم انتظارش




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/6 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

زهری توان مختصرش را گرفته بود

معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است

یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود

از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین

در انتهای کوچه سرش را گرفته بود

تا رو به روی حجره خمیده خمیده رفت

از درد بی امان، کمرش را گرفته بود

چشم انتظار دیدن روی جواد بود

خیلی بهانه ی پسرش را گرفته بود

بر روی خاک بود که پیچید بر خودش

آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود

افتاد یاد جدّ غریبی که خواهرش ...

... در بین قتلگه خبرش را گرفته بود

دیگر توان دیدن اهل حرم نداشت

از بس که نیزه دور و برش را گرفته بود

وقتی که شمر آمد و کارش تمام شد

خلخال دختری نظرش را گرفته بود




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/5 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا

شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست

هر که در اینجا کند گریه برای رضا

کیست پناه همه جز پسر فاطمه؟

چیست رضای خدا غیر رضای رضا؟

بر سر دستش برند هدیه برای خدا

ریزد اگر دُرّ اشک، دیده به پای رضا

زهر جفا ریخت ریخت، شعله به کانون دل

خونِ جگر بود بود، قوت و غذای رضا

نغمه ی قدّوسیان بود به آمین بلند

حیف که خاموش شد صوت دعای رضا

یاد کند گر دَمی ز آن جگرِ چاک چاک

خون جگر جوشد از خشت طلای رضا

از در باب الجواد می شنوم دم به دم

یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

بوسه به قبرش زدم، تازه ز طوس آمدم

باز دلم در وطن کرده هوای رضا

گر برود در جنان یا برود در جحیم

بر لبِ میثم بُوَد مدح و ثنای رضا




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/27 | 12:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


باز شب آخر ماه عزاست

باز دلم پیش امام رضاست

باز دو چشمان ترم تشنه اند

باز خراسان دلم کربلاست

 

مدینه گریه ها برایت نمود

چقدر معصومه دعایت نمود

دشمنت از خانه غریبانه برد

برد و غریبانه فدایت نمود

 

زهر تو را به پیچ و تابت کشید

آه تو را به التهابت کشید

زهر به تو خوراند و دشنام را

به ساحت ابوترابت کشید

 

قاتل تو که میهمان کشته بود

تو را به دست این و آن کشته بود

ولی به ولله تو را زهر نه!

تو را فقط زخم زبان کشته بود

 

وای که از سوز جگر سوختی

تا در حجره در به در سوختی

صدای یا فاطمه ات تا رسید

گمان کنم که پشت در سوختی



ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/23 | 07:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)- شهادت


لب خشک و داغی که در سینه دارم

سبب شد که گودال یادم بیاید

اباصلت! آبی بزن کوچه‌ها را

قرارست امشب جوادم بیاید

 

قرار است امشب شود طوس، مشهد

شود قبله‌گاه غریبان مزارم

اگر چه غریبی شبیه حسینم

ولی خواهری نیست این جا کنارم

 

به دعبل بگو شعر کامل شد این جا

«و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایش

بگو این نفس‌های آخر هم اشکم

روان است از بیت کرب و بلایش

 

از آن زهر بی‌رحم پیچیده‌ام من

به خود مثل زهرای پشت در از درد

شفا بخش هر دردم از بس که خواندم

در آن لحظه‌ها روضه‌ی مادر از درد

 

بلا نیست جز عافیت عاشقان را

تسلای دردم نگاه طبیب است

من آن ناخدایم که غرق خدایم

«رضا»یم، رضایم رضای حبیب است

 

شرابش کنم بس که مست خدایم

اگر زهر در این انار است و انگور

کند هر که هر جا هوای ضریحم

دلش را در آغوش می‌گیرم از دور

 

شدم آسمان، پر کشد تا کبوتر

شدم دشت، تا آهو آزاد باشد

شدم آب، تا غصه‌ها را بشویم

میان حرم زائرم شاد باشد

 

اباصلت آبی بزن کوچه‌ها را

به یادِ سواری که با ذوالفقارش

بیاید سحر تا بگردند دورش

خراسان و یاران چشم انتظارش




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/22 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


فــراق پــارۀ تــن، میــوۀ دل

کشنده‌تـر بـود از زهــر قاتـل

پسر اشکش به صورت بود جاری

پـدر پـر می‌زنـد ماننـد بسمل

بنـال ای دل که باشـد داغ بابا

بـرای کـودک نه‌ ‌سالـه مشکل

امـام من کجـا و شهـر غـربت؟

گـل زهـرا کجا و خانــۀ گـل؟

بنالم دم به دم ساعت‌ به‌ ساعت

بگیریم کو به کو منزل به منزل

روا باشــد بــه تابـوت امـامم

به جـای گـل فشانم پـارۀ دل

رضا در حجرۀ دربسته می‌سوخت

خراســان از امــامش بـود غافـل

پسـر پروانه‌ســان دور پـدر گشت

پدر می‌سوخت همچون شمع محفل

امامــی داد جــان دور از ولایــت

کـه از فیضش ولایـت بـود کامـل

امــام عصــر گریــد در عــزایش

و گر نـه گریـۀ «میثم» چـه قابـل؟




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/22 | 08:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده

سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگ جوادم که در این شهر غریب

به دلم حسرت یک گفتن بابا مانده

دست و پا می زنم امّا جگرم می سوزد

به لب سوخته ام روضه ی زهرا مانده

جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم

که لب کودکی از فرط عطش وا مانده

مادرش چشم به راه است که آبش بدهند

وای از حرمله آن جا به تماشا مانده

شعله ور می شوم از زهر و حرم می بینم

که در آتش دو سه تا دختر نو پا مانده

دختری می دود و دامن او می سوزد

ردّ یک پنجه ولی بر رخ او جا مانده

این طرف غارت و سیلی نگاه بی شرم

آن طرف بر نوک نیزه سر سقّا مانده

×××

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/22 | 08:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

عرش را منتظر خویش دگر نگذارم

فرش را خسته و پیوسته قدم بردارم

آن چنان قوت زانوی مرا زهر گرفت

که شده روز، چنان شام، به چشم تارم

عرق سرد به پیشانی گرمم بنشست

یاد سجاد کنم با بدن تب دارم

زهر از تشنه لبی حال مرا کرد عوض

یا حسین! از جگر سوخته، آتش بارم

تازه لرزیدن زانوی تو را دانستم

یا حسین! درد غریبی تو شد افطارم

 شهر انگار که اطراف سرم می چرخد

مادرا درد و غم کوچه دهد آزارم

یا علی! وای که عمامه ام از سر افتاد

قوتی نیست که آن را به سرم بگذارم

مثل پیغمبر اعظم ز بیانم جان رفت

قلم و لوح بیارید که بی گفتارم

بس در این حجره ی در بسته به خود می پیچم

خسته شد جانم و پیچید به هم طومارم

باقی عمر مرا از نفسم بشمارید

عمر کوتاه من و دردسر بسیارم

نعل تازه به سم مرکب مامون بزنید

که من از پیکر صد چاک، خجالت دارم

تازیانه بزنید از همه سو بر بدنم

زائر زینب کبراست دل خونبارم

من از این حجره ی در بسته رها می گردم

که تمام است در این لحظه تمام کارم

ای مقیم حرم پاک پیمبر پسرم

زائر روی پدر باش که جان بسپارم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


مسیح می دمد از تربت مطهر من

فضای طوس نه، عالم بود معطر من

فرشتگان همه زوار زائرین منند

بهشت گشته بهشت از بهشت منظر من

منم عزیز دل فاطمه امام رضا

که خلق کرده خدا خلق را به خاطر من

عجیب نیست اگر زائری که قبر مرا

به بر گرفته بگیرد قرار در بر من

هزار موسی عمران به سجده افتادند

در این حریم به خاک مسیح پرور من

دلی که زائر من می شود مزار من است

خوشا دلی که شد این جا مزار دیگر من

شکسته ای که صدا می زند مرا از دور

جواب می شنود بارها ز داور من

ز هر دری که شود زائرم به من وارد

درست چهره به چهره بود برابر من

من آفتاب خدایم جهان در آغوشم

شما حضور من و عالم است محضر من

کتاب منقبتم را تمام نتوان کرد

اگر شوند همه انس و جان ثناگر من


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 08:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات شب شهادت


بیا دلم که همینک به مشهدت ببرم

به شهر حضرت نور و به مقصدت ببرم

دلت هوای حرم دارد و پریشان است

و قول می دهمت تا به مرقدت ببرم

میان صحن مبادا که بی قرار شوی

کبوترم تو بیا تا به گنبدت ببرم

به روضه هم نرسیده کمی نماز بخوان

که خوب نیست تو را با دل بدت ببرم

به چشم تیره و تارت نگاه جایز نیست

به چشم سرمه بکش تا به سرمدت ببرم

شبیه تر به خود مصطفی همین آقاست

تو کفش کن که تو را من به احمدت ببرم

شب شهادت مولا، رضا شده معبود

تو عبد شو دل من تا به معبدت ببرم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 08:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناسبت های آخر ماه صفر

 

آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است

دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!

خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی  

رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند

چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:

 آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی»        

آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع

داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»

لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت

میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس

شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول

زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»

کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا

«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما

سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!

باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود

غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت

 

غریب شهر خراسان عزیز زهرایم

رئوف همچو خدای رحیم و یکتایم

به دستگیری سائل همیشه مشهورم

منم که ضامن آهو میان صحرایم

به هر کجا که صدا می کند مرا مسکین

به غربت دل خونم قسم که می آیم

رضای فاطمه را از من غریب بجو

که من کلید رضای علی و زهرایم

به نام من به در آور لباس احرامت

که من خود عاشق این جامه مصفایم

اگر شرایط احرام تو شکسته شده

مدار غصه به حکم تو خورده امضایم

قبولی زحمات محرم و صفر است

هر آن که ناله زند در عزای عظمایم

منم غریب که جز من کسی غریب نشد

به جز جواد کسی بر دلم حبیب نشد




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


ای بـه تولای تـو کمال ایمان رضا!

مهر تو در جسم دین خوب‌تر از جان رضا!

زائـر قبـرت بَـرَد فخـر بـه بیت‌الحـرام

سائل کویت کند ناز به سلطان، رضا!

مـور اگــر خرمـن بـذل تــو را بنگـرد

دانه نمی‌گیرد از دست سلیمان رضا!

اگــر بخوانـی مــرا و گــر برانــی مـرا

نمی‌روم از درت، قسـم به قرآن رضا!

عـالـم امکـان بــود نگیــن انگشتـری

مـزار تـو خاتـم عالـم امکان رضـا!

مؤمن اگر آورد طاعت سلمان بـه حشر

بدون مهر شما نیست مسلمان رضا!

به عرش کرد افتخار به فرش داد اعتبار

رسید تا پای تو به خاک ایران رضا!

رواسـت روح‌الامیـن فشـاند از آسمــان

به پـای زوار تـو لالـه و ریحان رضا!

عجـب نـدارم اگـر نـاز بـه جنـت کنـد

اگر تو چشم افکنی به روی شیطان رضا!

حـرام دانـم اگــر در حـرم قـدس تــو

به لب برم نامی از روضۀ‌ رضوان رضا!

جمال حق دیدنی، نیست ولی دیدنی‌ست؛

به روی تو طلعت خدای منـان رضا!

بـدون مهـر تـو گـر نـام خــدا را بـرم

قسم به ذات خدا ندارم ایمان رضـا!


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


این لرزه های زانویم از زهر کینه نیست

داغ و فراق مادرمان بی هزینه نیست

روی کبود مادر من قاتل من است

ور نه شرار، این همه در زهر کینه نیست

با این که آب شد جگر و سینه زخم شد

دردی کشنده تر به من از زخم سینه نیست

این دردها که از اثر زهر می کِشم

یک ذره از مصیبت درد مدینه نیست

دیدید اگر که رنگ ز رخسار من پرید

این چهرۀ کبود شده بی زمینه نیست

دیگر رها به حجرۀ در بسته ام کنید

غیر از جواد مرهم این سوز سینه نیست

در غربتم صدای مرا نشنود کسی

کس آشنای غربت صوت الحزینه نیست

حتی صدا به خواهر من هم نمی رسد

یک گریه کن کنار منِ بی قرینه نیست

گویا دگر کسی نگرانم نمی شود

فرقی میان من و غریب مدینه نیست

یک عمر بهر کرب و بلا گریه کرده ام

این پلکِ خسته، زخم به جز این گزینه نیست




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/18 | 05:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

من كه از زهر جفا پاره شده این جگرم

كنج این حجره بیاد غم دیوار و درم

در كجایی ز مدینه تو بیا ای مادر!

تا ببینی كه فتادست بر این دل شررم

تشنه و بی كس و تنها چو به خود می پیچم

گر بیایی بگذارم به قدوم تو سرم

بارها از اثر زهر چو خوردم به زمین

یاد آن كوچه بسوزاند همه برگ و برم

گه به خاك افتم و گه خیزم و گه ناله كنم

گاهی از غصه بگویم كه كجایی پسرم

زهر مأمون به خدا كار مرا ساخته است

گشته راحت دگر آماده ز بهر سفرم

من تأسی كنم از تشنه لبی بر جدم

تشنه لب می دهم این جان به ره دادگرم

گر كه شد حجره ی من قتلگهم یا الله!

دیگر از داغ پسر خم نشده این كمرم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/17 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


از لطف التماسِ صداهایِ آهوان

بی گریه هم گرفت دعاهایِ آهوان

آهو زیاد محضر معشوق می رود

پس وصلمان كنید به پاهایِ آهوان

یك عده ای شدند گدا كلبِ كهف را

ما نیز می شویم گداهایِ آهوان

نانم حرام میل كبوتر شدن كنم

وقتی كه هست حال و هواهایِ آهوان

صورت گذاشتن به كفِ پات واجب است

آن هم در آستانِ خداهای آهوان

صیاد نیز پایِ تو را بوسه می زند

با ذكر یا امام رضاهایِ آهوان

آهو شدیم پس كرمت را نشان بده

مثل همیشه آن حرمت را نشان بده

ما زلف داده ایم پریشان شود همین

دل داده ایم دستِ تو حیران شود همین

آئینه ی مرا سحری تكّه تكّه كن

باشد كه خرج گوشه ی ایوان شود همین

دردِ مرا علاج مكن با طبابتت

با خاكِ زیر پای تو درمان شود همین

حالا كه هم غذای غلامان خانه ایم

خوب است آدمی ز غلامان شود همین

آن كه به مهربانی ات ایمان نیاورد

در ازدحام حشر پشیمان شود همین

لطف تو را به خاطر این آفریده اند

كه آتشِ خلیل، گلستان شود همین

كلِّ زمین بناست اگر كشوری شود

بهتر كه پایتخت خراسان شود همین

از جلوه ات كنار بزن این نقاب را

تا آفتاب، پاره گریبان شود همین

سلمانی ات نیامده ظرفش طلا شود

این جا نشسته است كه سلمان شود همین

حالا كه محمل تو رسیده ست شهر طوس

حرفی بزن كه شهر مسلمان شود همین

این بندگیِ ما به قنوتِ تو كامل است

توحیدِ ما به شرط و شروطِ تو كامل است


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/30 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

در خاک می پیچد تنش را مرد غربت

دارد در این حالت تماشا مرد غربت

باید تماشا کرد و خون از چشم بارید

دریا به دریا همنوا با مرد غربت

هرم نفس هایش پر از تاثیر زهر، است

در آتش افتاده ست گویا مرد غربت

او آب را پس می زند ای وای، ای وای

در فکر عاشوراست آیا مرد غربت؟

یک شهر عاشق دارد و سرگشته اما

تنها تر از تنهاست این جا مرد غربت

دردانه ای بوی مدینه با خود آورد

خوبست دیگر نیست تنها مرد غربت

یک کهکشان راه است تا فهمیدن او

هفت آسمان شد فاصله تا مرد غربت




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش

یعنی امروزست روزِ ناله هایِ آخرش

هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت

می کشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش

رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی

بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش

او زمین می خورد و می خندید بر حالش عدو

این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش

صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد

حجرهٔ در بسته می داند چه آمد بر سرش

بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن

خادمش دید و ولی هرگز نمی شد باورش

یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت

از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش

کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود

قلبِ شاعر آب شد در این دو بیت آخرش

هر چه قدر آغوش خود وا کرد اکبر جا نشد

تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش

تا قیامت هم نمی فهمند اهل معرفت

از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 08:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشتهٔ دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوهٔ دلش

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب

آمد تن امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید

×××

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 08:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


ای ضامن آهو همۀ بود و نبودم

قربان تو و لطف و عطای تو وجودم

جان می دهم آقا! عوضش عشق عطا کن

در معامله ای یک طرفه طالب سودم

در بین محبان تو آلوده ترینم

شرمنده از اینم که مطیع تو نبودم

گه گاه تو را دیدم و نشناختم ای وای

صد حیف که آغوش برایت نگشودم

گاهی به سر سفره کنار تو نشینم

همراه تو ای شاه غذا میل نمودم

یا فاطمه می گویم و این اذن دخول است

راهم بده من سینه زن یاس کبودم

گفتم به شما شیعه اثنی عشرم، نه

از کودکیم گریه کن جدّ تو بودم

در صحن دو چشم من از آن روز که وا شد

با گریه و با اشک حسینیه بنا شد

ای حضرت سلطان بنگر حال گدا را

از من بخر این ناله و این اشک و بکا را

پر باز نکردی و کرم لا اقل آقا

وا کن به روی من یکی از پنجره ها را

ای دست شفا بخشی تو پنجره فولاد

انگار مسیح از تو گرفته است شفا را

این نقطۀ پایان محرم، صفر ماست

امضا بنما تذکرۀ کرب و بلا را

امروز، دو ماه است عزادار شمائیم

سخت است در آریم ز تن رخت عزا را

در روز سیه پوشی مان مادرمان بست...

....با دست خودش دگمۀ پیراهن ما را

امروز ولی نیست توقع که بیاید

باید که کند دفع خطر شیر خدا را

جز اشک ندارم به کفم، شاید همین اشک

خاموش کند دامن ام النّجبا را

امروز که از زهر، ز پا تا سرتان سوخت

انگار دوباره، پسِ در مادرتان سوخت  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت

ای هشتمین عزیز، عزیز خدا نیفت

می ترسم آن که در بریزد به پهلویت

باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت

کوچه به آل فاطمه خیری نداشته

دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت

مردم میان شهر تماشات می کنند

این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت

دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند

حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نیفت

تکه حصیر خویش از این حجره جمع کن

اما به یاد نیمه شب بوریا نیفت

ای وای اگر به کرببلا بوریا نبود

راهی برای دفن شه کربلا نبود




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 08:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


آسمان زیر پرت بود زمین افتادی

یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید

نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی

مادرت در نظرت بود زمین افتادی

«زهر از جان تو آقا جگرت را می خواست»

آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می کرد جوادت به سرش می زد آه

اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مار گزیده به خودت پیچیدی

خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین

نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


زهر جفا نیلی نموده پیکر من

یعنی رسیده لحظه های آخر من

در بین حجره بر خودم می پیچم از درد

این چه بلایی بود آمد بر سر من

چشمم نمی بیند، زمین خوردم دوباره

این ضعف بسیارم شده درد سر من

درد کمر آخر امانم را بریده

تازه شبیه تو شدم ای مادر من

از روضه های «تازیانه»، «میخ»، «سیلی»

آتش زبانه می کشد از باور من

با هر نفس خون جگر می ریزد از لب

آلاله می بارد کنار بستر من

شکر خدا این جا نبوده تا ببیند

این صحنه ی جان کندنم را خواهر من

تصویری از گودال و تلّ زینبیه

افتاده بین قاب چشمان تر من




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

کوثر اشک من از ساغر و پیمانهٔ توست

دل آتش‌زده‌ام، شمع عزاخانه تـوست

جگر سوخته، خاکستر پروانه تـوست

شعله‌های دلم از آه غریبـانه تـوست

ای تـراب قـدم زائـر کویت گُل من

وی خراسان تو تا صبح قیامت دل من

****

درد جان را تو طبیبی تو طبیبی تو طبیب

بزم دل را تو حبیبی تو حبیبی تو حبیب

بی تولّای تو دل را نه قرار و نه شکیب

تو غریب الغربایی و همه خلق، غریب

نه خراسان که سماوات و زمین حائر توست

دور و نزدیک ندارد، دل ما زائر توست

****

ای قبـول غـم تـو گریـه ناقـابل ما

آتش عشق تو در روز جزا حاصل ما

مایـه از خاک خراسان تو دارد گل ما

ما نبودیم که می‌سوخت به یادت دل ما

سال‌ها آتش غم شمع صفت آبت کـرد

زهر در سینه شراری شد و بی تابت کرد

****  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 11:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

جگرش خون شد و چشمش نگران بر در بود

سینه اش سوخته از غربت و چشمش تر بود

وقت تودیع جگر گوشه خود را می خواست

به تمنای رخش دیده ی او بر در بود

سوخت از زهر، كسی كه به حرم خانه ی وحی

عالم علم نبی، بضعهٔ پیغمبر بود

در و دیوار هم از غربت او نالیدند

حجره اش بس كه غم انگیز و ملال آور بود

دل قدسی نفسان غرق غم و محنت شد

كه به بالین نه پسر داشت و نی خواهر بود

سوخت از یاد در سوخته ی گلشن وحی

گوئیا چشم به راه قدم مادر بود

آمد از راه به امید وصالش اما

اول وصل پسر، درنفس آخر بود

رفت او چون ز جهان خیل ملائك دیدند

در سماوات به پا شورشی از محشر بود

خار غم داشت به دل چون كه «وفائی» می دید

هشتمین گل به گلستان نبی پرپر بود




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

ای دل غمزده برخیز و بیا گریه کنیم

وقت آن است که با اهل ولا گریه کنیم

همچو پروانه پر خویش به آتش بزنیم

یا بسوزیم چنان شمعی و، یا گریه کنیم

چون غریبان بنشینیم به بزم غم او

برسر کوی غریب الغربا گریه کنیم

گاه گل بوسه به خاک حرم او بزنیم

گاه در خلوتی از اشک و دعا گریه کنیم

عرشیان در غم او سوک نشینند بیا

همره عرش نشینان خدا گریه کنیم

به غریبی و غم و محنت او ناله زنیم

بر دل شعله ور از زهر جفا گریه کنیم

پارۀ جان نبی پاره جگر شد، برخیز

ز جگر ناله زنیم و همه جا گریه کنیم

به جگر گوشۀ او تسلیتی برگوئیم

همره آن گل ماتم زده ما گریه کنیم

ای «وفائی» چو یتیمانِ پدر مُرده بیا

در شب شام غریبان رضا گریه کنیم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 10:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.