امام رضا(ع)-شهادت

 

یا آن که بخوانید به بالین پسرم را

یا بر سر زانو بگذارید سرم را

شب تا به سحر چشم به راهم که نسیمی

از من ببرد سوی مدینه خبرم را

کی باور من بود که از آن حرم پاک

یک روز جدا گردم و بندم نظرم را

مجبور به تودیع حرم بودم و ناچار

در سایهٔ اندوه نشاندم پسرم را

هنگام خداحافظی از شهر، عزیزان

شستند به خوناب جگر رهگذرم را

گفتم همه در بدرقه ام اشک ببارند

شاید که نبینند از آن پس اثرم را

دامانم از این منظره پر اشک شد اما

گفتم که نبیند پسرم چشم ترم را

با کس نتوان گفت ولیعهدی مأمون

خون کرده دلم را و شکسته کمرم را

من سر به ولیعهدی دونان نسپارم

بگذارم اگر بر سر این کار سرم را

تهمت ز چه بندید به انگور، که خون کرد

هم صحبتی دشمن دیرین جگرم را

آفاق همه زیر پر رأفت من بود

افسوس بدین جرم شکستند پرم را

آن قوم که در سایه ام آرام گرفتند

دادند به تاراج خزان برگ و برم را

بشتاب به دیدار من ای گل که به بویت

تسکین دهم آلام دل در به درم را

روزم سپری شد به غم، اما گذراندم

با یاد تو ای خوب، شبم را سحرم را




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام رضا(ع)- شهادت (زبان حال حضرت)


در کوچه افتادم به روی خاک اما

طفلم نکرد این صحنه را هرگز تماشا

 افتادم اما دست هایم را نبستند

 یارم نشد از من جدا با ضرب اعدا

 آن جا امیرالمومنین را یاوری بود

 این جا منم، در حجره ام تنهای تنها

 بر خاک افتادم نه خاشاک بیابان

 جسمم نَماند عریان و بی سر بین صحرا

 با زهر کینه سوختم اما ندیدم

 در شعله های آتش فتنه حرم را

پیری نبودم پا برهنه در پی اسب

 سجاده از زیر دو پایم رفت؟ حاشا!!!

 در حجره ام جان می دهم نه کنج زندان

 هرگز نمی ماند به جا بر نعش غل ها

 راضی به آن چه حق رضایت داشت هستم

 اما بیا دردانه حالا پیش بابا

 سلطان تویی و شد غلام، این عاشق اما

 این نوکری آقایی دنیاست آقا

×××

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 12:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مصیبت

 

قبلۀ جان من امام‌رضاست

 دین و ایمان من امام‌رضاست

بی‌ولایش ز مرده مرده‌ترم

جان و جانان من امام‌رضاست

هرچه کردم تلاوت قرآن

روح قرآن من امام‌رضاست

چارصحنش بهشت هشت بهشت

خلد و رضوان من امام‌رضاست

نسخه و دارو و طبیبم اوست

درد و درمان من امام‌رضاست

خجلم از عنـایت و کرمش

که مرا راه داده در حرمش

****

او سیه‌رویی مرا دیده

به سیاهیم پرده پوشیده

به کسی چه که من گنهکارم

هرچه هستم رضا پسندیده

بوده اشک خجالتم بر رخ

او به اشکم ز لطف خندیده

دست او بر روی سرم بوده

مهر او در دلم درخشیده

گرچـه باشـد گناهِ بسیارم

هر که‌ام ثامن‌الحجج دارم

****  


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 12:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای!

آقا چرا عبا به سر خود کشیده ای !؟

 با درد کهنه ای به نظر راه می روی!؟

 مانند مادرت چقدر راه می روی!

 خونِ جگر به سینه به اجبار می دهی

 راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی

داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند

 خواهر نداشتی که برایت به سر زند

 این جا مدینه نیست، چرا دل خوری شما!؟

 در کوچه های طوس زمین می خوری چرا؟

 با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده

 خاک لباس های خودت را تکان بده

 مقداری از عبای شما پاره شد، ولی...

 نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی

 این جا کسی به پیرهن تو نظر نداشت

 فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت

 این جا کسی به غارت انگشترت نرفت

چشمی به سمت مقنعه ی خواهرت نرفت




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 11:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

انگور می دهند که قربانی ات کنند

لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند

صدها رواق در جگرت زهر باز کرد

می خواستند آینه بندانی ات کنند

هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی

مردم اگر چه سجده ی سلطانی ات کنند

تو نو به نو برای خودت گریه می کنی

در صحن کهنه گر چه چراغانی ات کنند

وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد

فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

زن های طوس مثل زنان بنی اسد

جمعند تا عزای پریشانی ات کنند

معصومه را به همرهی خود کشانده ای

تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند

×××

از وبلاگ تیشه های اشک





موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

شب هم به قدر دیدۀ تو، پر ستاره نیست

دریای غصه های دلت را، کناره نیست

گفتی به خادمت که درِ حجره را ببند

یعنی برای تشنگیت، راه چاره نیست

 آقا شبیه مار گزیده، به خود مپیچ

آهسته تر، مگر جگرت، پاره پاره نیست؟

 بهتر که خواهرت دم آخر نیامده

این صحنه ها که قابل درک و نظاره نیست

 داری به یاد جدّ خودت گریه می کنی

روضه بخوان که جای گریز و اشاره نیست

تو روی خاکِ حجره ای و خاک بر سرم

اما تنت اسیر هجوم سواره نیست




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

خادمت پشت در قصر خبر می خواهد

از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد

کاش آن خوشه ی مسموم زبانش می گفت :

لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟

تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین

رفتنت تا به در حجره هنر می خواهد

ای جگر گوشه که در حجره ی غم تنهایی

زهر از جان تو انگار جگر می خواهد

جگرت سوخته از درد به خود می پیچی

لب خشکیده ی تو دیده ی تر می خواهد

خوب شد این که جوادت به کنارت آمد

پدر از نفس افتاده پسر می خواهد

لحظه ی رفتن خود در نظرت می آمد

روضه ی مرد غریبی که نفر می خواهد

یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم

یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/26 | 12:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

نگاه خیس قلم روی دفترم افتاد

كنار حجره امامی رئوف جان می داد

تمام حجره پر از التهاب بود و سكوت

نوای تشنۀ آب آب بود و سكوت

جواد از سوی باب الجواد می آید

و مادری شده محزون كنار او شاید

نَفَس نَفَس زده در كوچه های بارانی

و همنوا شده با نالۀ خراسانی

خدا نكرده اگر ناگهان زمین می خورد

تمام كوچه پر از گرد وخاكِ طوفانی

نگاه و صورت او سرخ، من نمی دانم

كه جام زهر، و یا دست سنگی ثانی؟

عبا به روی سرش آسمانی از اندوه

و حجره محفل روضه مكانی از اندوه

چه قدر لحظۀ آخر گریزی از تب بود

به فكر مقتل و خَدُّ التریب و زینب بود

دوباره بی تب و تاب حضور دعبل شد

دوباره روضۀ گودال مَحرم دل شد

دلش به خاكِ كف حجره یادی از غم كرد

تمام صحن حسینیه را محرَّم كرد

رئوف عشق و محبت حدیث سلسله را

به نقل از خود جبریل، وقف عالم كرد

دلم نشسته به پای نماز بارانت

تمام شهر دلم را شبیه زمزم كرد

غروب چشم پُر ابرش، غروب عاشورا

حسین بر كفِ گودال خسته و تنها

به روی پیكر او جایِ تیر و سر نیزه

سلام قاری قرآن، سر تو بر نیزه!؟




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/25 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت

 

مه برج ایمان، علی ابن موسی

دُر دُرج امکان، علی ابن موسی

سپهر امامت، محیط کرامت

یم جود و احسان، علی ابن موسی

به آدم دهی دَم، به موسی دهی یَد

به عیسی دهی جان، علی ابن موسی

ولای تو باشد کمال ولایت

میان امامان، علی ابن موسی

تویی قدر و کوثر، تویی نور و فرقان

تویی آل عمران، علی ابن موسی

وجود تو ای جانِ جان، جانِ جان است

در آغوش ایران علی ابن موسی

به چشم تو نازم کز آن شیرِ پرده

شود شیرِ غرّان، علی ابن موسی

عجب نیست ناز ار کند مور راهت

به تخت سلیمان، علی ابن موسی

سُم آهویی را که ضامن شدی تو

زند بوسه رضوان، علی ابن موسی

بُوَد شیعه را در کمالِ تشیّع

ولای تو میزان علی ابن موسی

سزد جن و انس و ملک بر تو گرید

چو دعبل ثنا خوان، علی ابن موسی

عجب نیست کز رأفت و رحمت تو

بَرَد بهره شیطان، علی ابن موسی

دل مرده گردد به خاک تو زنده

چو باغ از بهاران، علی ابن موسی  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/07/10 | 05:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح

 

هر چند که از مدینه این جا دوری

پرپر شده ی دسیسه انگوری

از خاک قدم های تو اما مستند

فیروزه تراش های نیشابوری‏




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/07/9 | 05:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مصیبت


نام تو را بردم زمستانم بهاری شد

در خشکسالی دلم صد چشمه جاری شد

بعد از زمانی که گدایی تو را کردم

دار و ندار من عجب دار و نداری شد

گفتند جای توست دل را شست و شو کردم

پس می شود از خادمان افتخاری شد

می خواستند از هر طرف تو جلوه گر باشی

این گونه شد دور حرم آیینه کاری شد

گاهی اسیری لذت آهو شدن دارد

بیچاره آن که از نگاه تو فراری شد

گرد ضریحت با من و گرد دلم با تو

بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد

من سائل بی چیز اطراف حرم هستم

من سال های سال دنبال کرم هستم

انگور سرخی سبز کرده دست و پایت را

تغییر داده حالت حال و هوایت را

  ای خاک عالم بر سرم، حالا که می آیی

از چه کشیدی بر سر و رویت عبایت را

تو سعی خود را می کنی و باز می افتی

این زهر خیلی ناتوان کرده است پایت را

وقت زمین خوردن صدا در کوچه می پیچد

آری شنیدند آسمانی ها صدایت را

وقتی لبت خشکید و چشمت ناتوان تر شد

در حجره ی در بسته دیدی کربلایت را

در حجره ای افتاده ای و تشنگی داری

تو کربلای دیگر در حال تکراری


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است

هواى گریه پایین پایتان کرده است

وَ گیوه‏هاى مرا رد پاى غمگینت

مسافر سحر کوچه هایتان کرده است

خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا

کبوتر حرم باصفایتان کرده است

چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که

کنار پنجره هایت صدایتان کرده است ؟

چگونه از تو نگیرم نجات فردا را؟

خدا براى همین‏ها سوایتان کرده است

چرا امید ندارى مدینه برگردى؟

مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است ؟

میان شهر مدینه یگانه خواهرتان

چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است

تو آن نماز غریب همیشه‏ها هستى

که کوچه‏هاى خراسان قضایتان کرده است

سپیده‏اى و به رنگ شفق در آمده‏اى

کدام زهر ستم جابجایتان کرده است

***

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود

معلوم بود امروز روز آخرش بود

معلوم بود آقای ما را زهر دادند

وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود

دستی به پهلوی پر از درد خویش داشت

بر شانه دیوار دست دیگرش بود

دختر ندارد تا که دستش را بگیرد

پس لااقل ای کاش آنجا خواهرش بود

پا شد خودش را جمع کرد اما زمین خورد

این ضعف خیلی مایه درد سرش بود

اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی است

از بس که دنبال صدای مادرش بود

در حجره بی فرش خود افتاده بود و

تصویری از گودال در چشم ترش بود

می گفت یا جدا "چرا خاکت نکردند "

حتی "کفن بر جسم صد چاکت نکردند "




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

مدینه! بی تو شب من سحر نمی گردد

شب فراق از این تیره تر نمی گردد

مدینه! شب همه شب با ستاره های صبور

بگو که شام غریبان سحر نمی گردد

مدینه! تشنه وصل توأم، ولی چه کنم

نهال آرزویم، بارور نمی گردد

مدینه! از همه نخل های تشنه بپرس

مگر کسی که سفر رفت برنمی گردد؟

مدینه! سکه به نامم زدند و نیست شبی

که دست و دامنم از اشک تر نمی گردد

مدینه! سینه من تنگ شد در این غربت

چرا مدار فلک تند تر نمی گردد؟

مدینه! گوشه غربت چه عالمی دارد

کسی ز راز دلم با خبر نمی گردد

مدینه! در عجبم من که خوشه انگور

چرا ز سوز دلم شعله ور نمی گردد؟




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت

 

گل می کند بهار تو در باغ سینه ها

پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها

نقاره می زنند به بامت فرشتگان

حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها

دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین

تایید می کند سخنم را قرینه ها

اول همین که سمت حریم تو آمدند

صدها هزار مرد غریب از مدینه ها

دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند

در سینه های عاشق وصل تو کینه ها

تجدید کن حکومت خود را به قلبها

اینجا فراهم است برایت زمینه ها

گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم

آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها

دارد حکایت ازدل عشاق گنبدت

یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)- شهادت

 

کار تو همه مهر و وفا بود رضا جان

پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان

آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی

معصومه ی مظلومه، کجا بود رضا جان

بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه

سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان

تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب

کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان

تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا

بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان

یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت

چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان

جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها

این زهر، برای تو شفا بود رضا جان

از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت

اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان

روزی که نبودیم در این عالم خاکی

در سینه ی ما، سوز شما بود رضا جان

از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را

عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

شنیده ام که خودت در زمان پر زدنت

بروی خاک رها گشت پیکر و بدنت

هزار لاله روان شد ز گوشه دهنت

غریب بودی و خون شد تمام پیرهنت

ز سوز زهر اگرچه به خویش پیچیدی

ولی زمان غروبت جواد را دیدی

اگرچه جز پسرت کس نبود در بر تو؟

ولی ندید تنت را به خاک خواهر تو

به زیر سم ستوران نرفت پیکر تو

اسیر پنجه سرنیزه ها نشد سرتو

حسین گفتم و قلبت شکست آقا جان

به دل غبار محرم نشست آقا جان




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مصیبت

 

دوباره پای من و آستان حضرت تو

سر ارادت و خاک سرای جنت تو

وباز سفره لطف تو و عنایت تو

کویر دست من و بارش کرامت تو

امـــــــــام مشـــــــرقی عالم وجود رضا

سحاب رحمت حق آسمان جود رضا

دوباره مثل همیشه رساندیم آقا

میان این همه دلداده خواندیم آقا

خودم نیامده ام . . . تو کشاندیم آفا

سلام داده نداده . . . تکاندیم آفا

شکستم و به نگاه تو سلسبیل شدم

و پشت پنجره فولادتان دخیل شدم

میان صحن تو برگ برات می دادند

مداد عفو گنه را دوات می دادند

به زائران شکسته ثبات می دادند

شراب کوثر و آب حیات می دادند

من آمدم که مریض مرا شفا بدهی

من آمدم که به من اذن کربلا بدهی

همینکه میرسم . . . از چشم های بارانی

هزار حاجت ناگفته را تو میخوانی

در انتظار تو هستم . . . خودت که میدانی

درست مثل همان پیرمرد سلمانی

نشسته ام به تمنای چشم هایت من

بیا که سربگذارم به زیر پایت من

شنیده ام که خودت در زمان پر زدنت

بروی خاک رها گشت پیکر و بدنت

هزار لاله روان شد ز گوشه دهنت

غریب بودی و خون شد تمام پیرهنت

ز سوز زهر اگرچه به خویش پیچیدی

ولی زمان غــــــــروبت جواد را دیدی

اگرچه جز پسرت کس نبود در بر تو

ولی ندید تنت را به خاک خواهر تو

به زیر سم ستوران نرفت پیکر تو

اسیر پنجه سرنیزه ها نشد سر تو

حسین گفتم و قلبت شکست آفا جان

به دل غبار محرم نشست آقا جان




موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)- شهادت و مناجات

 

دلم برای تو پر می کشد امام غریب

غمت ز سینه شرر می کشد امام غریب

زیارت تو که فوق همه زیارت هاست

دل مرا به سفر می کشد امام غریب

نگاه حسرت زائر به دیده منت

ز خاک پات اثر می کشد امام غریب

غبار جلوه نورانی قدمگاهت

چه سرمه ای به بصر می کشد امام غریب

چه نعمتی است که شوق زیارت حرمت

مرا به دیده تر می کشد امام غریب

چه با صفاست که آغوش مهربانی تو

مرا همیشه به بر می کشد امام غریب

فدای خوی رئوف تو ای گل زهرا

که دست مهر به سر می کشد امام غریب  


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

در اوج غربت و غم زهر کینه یارش بود

میان حجره دلش تنگ گلعذارش بود

در آرزوى جوادش دمى قرار نداشت

به آخرین نفسش چشم انتظارش بود

شکوفه‏هاى لبش روى دامنش مى‏ریخت

هزار غنچه به لبهاى لاله بارش بود

شبیه مار گزیده به خویش مى‏پیچید

نشان از آمدن موسم بهارش بود

میان حجره‏ى غربت غریب مى‏میرد

و کاش حداقل خواهرش کنارش بود

گهى حسین و گهى مادر و گهى پسرم

ز ناله‏هاى جگرسوز قلب زارش بود

به خشکى دولب خویش روضه خوان شده بود

براى مرد غریبى که داغدارش بود

به یاد مرد غریبى که بین یک گودال

هجوم نیزه و شمشیر غمگسارش بود

به یاد خواهر مظلومه ای که هر منزل

سر برادرش از نیزه سایه سارش بود

به یاد طفل یتیمى که در خرابه شبى

سر پدر جلوى چشمهاى تارش بود

به یاد دخترکى که هزار لاله زخم

میان موى پریشان پر غبارش بود 




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

بیت در بیت واژه در واژه

می کشم آه و می خورم افسوس

تو غریب مدینه هستی آه

پدرت هم غریب وادی طوس

دم به دم همیشه قلب پدر

با نفس های تو هماهنگ است

روز و شب قاصدک خبر می داد

دل بابا برای تو تنگ است

تو تمام وجود بابایی

او ولی از وجود تو دور است

قطره در قطره در هوای فراق

اشک او دانه های انگور است


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)- شهادت

 

بوی باران و بوی دلتنگی

می وزد از حوالی چشمت

چه شده که شقایق و لاله

می چکد از زلالی چشمت

 

 آسمان هم به گریه افتاده

هم نفس با نگاه بارانیت

ناله ناله فرات می ریزد

زمزم اشک های پنهانیت

 

بغض های دلت ترک می خورد

در همان شام بیقرای که ...

لاله لاله دل پریشانت

خون شد از خون آن اناری که ... 


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 01:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)- شهادت


با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین

آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط كوچه همینكه بدنت لرزه گرفت

ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است كه داری به خودت می پیچی

گاه پشت كمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاك افتاد

از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا كه ز جا برخیزی

ای كه با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت كه چندین دفعه

دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است

پهلویت سوخت كه زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به كنار تو رسید

طاقتش كم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاكی شدنت موروثی است

جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

***

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهادت امام رضا(ع)-نوحه

 

آشنای همۀ غریبه‌هایین آقاجون

واسۀ غریبه‌ها هم آشنایین آقاجون

از تو دورم که باشم عطر شما را دوس دارم

حرم طلایی امام رضا رو دوس دارم

توی ذهن آسمون یه گنبد طلاییه

حرمی که وسعت زلال آشناییه

جاده‌ها می‌دَوَن و خسته و بی‌همنفسن

تا به درواز‌ۀ روشن خراسون برسن

دستۀ پروانه‌ها سر می‌رسن از آسمون

دخیل رنگی‌ می‌شن روی ضریح سبزتون

آسمون دامنشو پر می‌کنه از ستاره

وا‌سۀ کبوتراش دونۀ نذری میاره

همۀ فرشته‌ها به گنبدش رو می‌کنن

صحنو با گریه‌هاشون هی آب و جارو می‌کنن

نسیما می‌رسن و با نوحه همزبون می‌شن

ابرا گریه می‌کنن، چشمه‌ها روضه‌خون می‌شن

شعرا با اسم شما همیشه آسمونین

واژه‌ها آهوای تشنۀ مهربونین

آشنای همۀ غریبه‌هایین آقاجون

واسۀ غریبه‌ها هم آشنایین آقاجون

از تو دورم که باشم عطر شما را دوس دارم

حرم طلایی امام رضا رو دوس دارم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


ای همه دل‌ها، حرمت یا رضا

خلق خدا و کرمت یا رضا

جنّ و بشر، حور و ملک می‌برند

سجده به خاک حرمت یا رضا

بر سر این مملکت از بام طوس

سایه فکنده، عَلَمَت، یا رضا

نیست عجب گر که طواف آورد

کعبه به دور حرمت یا رضا

زادۀ موسایی و عیسا کند

زندگی از فیض دمت، یا رضا

بس‌که بوَد، لطف و عطایت زیاد

ظرف وجود است کَمَت، یا رضا

گر تو قبولم نکنی، می‌دهم

به جان زهرا قسمت یا رضا

ضــامن آهــو بــه فـدایت شوم

جود و کرم کن، که گدایت شوم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت

 

انگور می خرند پذیرایی ات کنند

مهمان جشن شوم یهودایی ات کنند

شکر خدا که بر بدنت دشنه ای نخورد

قسمت نبود حضرت یحیایی ات کنند

این اشک شوق ماست که شکر خدا نشد

نیزه سوار زخمی صحرایی ات کنند

گل ریختند روی تنت ای غریب طوس

تا در نگاه شهر تماشایی ات کنند

بخشیده اند مهریه شان را زنان شهر

تا گریه بر غریبی و تنهایی ات کنند




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/11/11 | 11:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.