حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام خمینی(ره)-ارتحال


طلوع صبح ،صدای حیاتی* و خبری...

که بود حامل پیغام تلخ خونجگری

نمی رود ز نظر لحظه ای که مادر گفت

سیاه پوش شوید از بلای بی پدری

 

*گوینده خبر ارتحال



موضوع : امام خمینی(ره)، 
شنبه 1396/03/13

امام خمینی(ره)-مدح


تو آمدی که شجاعت در این دیار بماند

حماسه در دلِ تاریخ، ماندگار بماند

تو آمدی که معطّر به عطرِ ناب تو باشم

نسیم صبحدمی از تو یادگار بماند

تو آمدی که به پایت هزار سرو بیفتد

هزار سرو بیفتد، گلِ بهار بماند

تو جبر را به زمین می‌زدی به حکم خدا تا

میان ریشۀ این خاک، اختیار بماند

تو آمدی که به دست علی عَلَم برسانی

که در کشاکش این جنگ، ذوالفقار بماند



موضوع : امام خمینی(ره)، 

امام خمینی(ره)-مدح


ای آفتابی که زمین شد مدفن تو

هفت آسمان راه است تا فهمیدن تو

هفت آسمان راه است تا درک نگاهت

راه است تا مفهوم چشم روشن تو

از تو چه باید گفت ای روح خدایی

از تو چه... وقتی محو شد در "او" "من" تو

قلبی جوان در سینه‌ی تو در تپش بود

حس کرد این را سال‌ها پیراهن تو

دل را به اوج آسمان‌ها برد روحت

روحت نشد هرگز زمین‌گیر تن تو

در راه تو ای آفتاب سبز ماندیم

در سایه‌ی ماهیم بعد از رفتن تو



موضوع : امام خمینی(ره)، 
شنبه 1396/03/13

امام خمینی(ره)-مدح


با آن که آبدیده‌ی دریای طاقتیم

آتش گرفته‌ایم که غرق خجالتیم

امروز اگر به سایه‌ی راحت نشسته‌ایم

مدیون استقامت آن سرو قامیتم

دیری‌ست چشم‌ها همه مبهوت آن لب است

عمری‌ست سرسپرده‌ی آن خال وحدتیم

این دست‌ها ادامه‌ی دست وفای توست

امروز اگر بزرگ‌تر از بی‌نهایتیم

باشد که دست دوست تسلایمان دهد

ما را که تا همیشه قدح‌نوش حسرتیم

رونق‌فزای میکده‌ی عشق بعد از این

تا صبح وصل تشنه‌ی جام ولایتیم



موضوع : امام خمینی(ره)، 

امام خمینی(ره)-ارتحال


تیره شد آینه‌ی صبحِ درخشان بی تو

تار شد مشرق روحانی ایمان بی تو...

جنگل سبز قیام از تو برافراشته بود

می‌رود قوّت زانوی درختان بی تو

ضجّه‌ها می‌زند از داغ جگرسوز فراق

در و دیوار غم‌آلود جماران بی تو

بی جمال تو دل آینه و آب گرفت

آتشین شد نفس باد پریشان بی تو

پاره شد رشته‌ی منظومه‌ی نورانی شوق

گشت آفاق همه کلبه‌ی احزان بی تو

من چه گویم که چه سان آینه‌ی روز گرفت

رنگ دلگیرترین شام غریبان بی تو

کاش پیش از شب اندوه سفر می‌کردیم

تا نبودیم در این باغ غزل‌خوان بی تو



موضوع : امام خمینی(ره)، 

امام خمینی(ره)-ارتحال


در جام دیده اشک عزا موج می‌زند

در صحن سینه شور و نوا موج می‌زند

یک نینوا مصیبت و یک کربلا بلا

در دشت‌های خاطرِ ما موج می‌زند

تا چشم کار می‌کند اندوه و انتظار

با یاد یار در همه جا موج می‌زند

در گوشه و کنار حسینیه‌های شهر

صد‌ها هزار دست دعا موج می‌زند

هنگام اوج گیری «روح خدا» به عرش

فر‌یاد خلق نوحه‌سُرا موج می‌زند

حسرت نگر که در عطرش بوسه‌ی وداع

دریا جدا و دشت جدا موج می‌زند

در صحن غم گرفته‌ی فیضیه تا سحر

شوق حضور «روح‌ خدا» موج می‌زند

در کوچه‌باغ‌های جماران نگر هنوز

انوار سیدالشهدا موج می‌زند

در ماتم حسین زمان هرکجا می‌رویم

حال و هوای کرب‌و‌بلا موج می زند

موج بلند ناله، خروشید وای وای

طوفان گریه آمد و جوشید وای وای 

رفت آن‌که بود، میکده مست و خراب از او

شیرینی پیاله و شور شراب از او

برخاست چون خلیل به پیکار بت، فتاد

در شرق و غرب واهمه و اضطراب از او

لرزید کاخ سرخ و سپید از نهیب وی

یک شب نرفت دیده‌ی دشمن به خواب از او

با پا بر‌هنگان زمین بس که داشت مهر

در آسمان شکفت گل آفتاب از او

در پهندشت پاک هویز‌‌ه گرفته است

گیسوی نخل‌های جوان پیچ وتاب از او

روحی دوباره یافت از او نهضت حسین

جانی دوباره یافته اسلام ناب از او

یک عمر دل به گلشن زهرا سپرده بود

زان رو گرفت چهره‌ی گل رنگ و آ‌ب از او

دستی به ذیل آیه‌ی «أمن یجیب» داشت

پیری که شد «دعای سحر» مستجاب از او

تا واپسین نفس به مناجات میل داشت

عمری مداومت به «دعای کمیل» داشت 

رفتی و سر به سینه‌ی سینا گذاشتی

رو در بهشت حضرت زهرا گذاشتی

گفتی بهار بهمن خونبار شد که باز

رفتی و سر به دامن گل‌ها گذاشتی

از یک چمن شقایق پرپر که بگذریم

یک دشت لاله را به تماشا گذاشتی

با اشک و آه و ناله، ز خاطر نمی‌رود

داغ غمی که بر جگر ما گذاشتی

تا شهپر ملائکه شد فرش راه تو

بر عرش افتخار و شرف پا گذاشتی

صف بسته‌اند امت مظلومت ای امام

از آن شبی که رو به «مصلّی» گذاشتی

ما از تو انتظار ملاقات داشتیم

واحسرتا که وعده‌ی فردا گذاشتی

دیدی که اهل کوفه نبودیم و نیستیم

ما را چرا تو رفتی و تنها گذاشتی؟

داریم مهر روشن و خوب تو را هنوز

باور نمی‌کنیم غروب تو را هنوز 

واحسرتا که بعد تو ماندیم و زنده‌ایم

با هم سرود هجر تو خواندیم و زنده‌ایم

بعد از تو ای امید دل ای آرزوی جان

باور نمی‌کنیم که ماندیم و زنده‌ایم

بر ما رواست سیلی امواج غم، که ما

سیل سرشک از مژه راندیم و زنده‌ایم

دردا که بعد غیبت خورشید انقلاب

یک آسمان ستاره فشاندیم و زنده‌ایم

ترسم که روز وصل خدا نگذرد ز ما

«شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم»

«ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود»

این قدر چشم یاری از این نیمه‌جان نبود



موضوع : امام خمینی(ره)، 

امام خمینی(ره)-ارتحال


تقدیم غمت خونِ جگر لالۀ ما بود

بی مهر رخت سایۀ غم، هالۀ ما بود

هجران تو در دل شرر نالۀ ما بود

هر لحظه فراغت غم صد سالۀ ما بود

ای ماه که دادی همه را مهر خدائی

چون شد که دمیدی به شبستان جدائی 

ای یاد جمال تو چراغ سحر ما

ای داغ تو تا شام ابد بر جگر ما

ای روی نهان از نظرت در نظر ما

حیف است که باشیم و نباشی به بر ما

هر صبح فراق تو به ما شام بلا بود

ایام غمت بر همه ایام بلا بود 

ای ماه جماران که زهجرت چو هلالیم

یکبار برافروز و ببین ما به چه حالیم

سر تا به قدم محنت و اندوه و ملالیم

باید که بسوزیم و بگرییم و بنالیم

عمر است پس از مرگ تو شرمندگی ما

بی تو شده جان کندن ما زندگی ما 

ای همدم یاران خدا جوی جماران

ای کعبۀ دل بیت تو در کوی جماران

ای گرد عزایت به سرو روی جماران

با یاد تو چشم همگان سوی جماران

بازآ که خزان بی تو بهاران دل ماست

بیت الحزن از غصه جماران دل ماست 

ای رفته به دیدار خدا با دل آرام

آرام دل آرام که گیتی است تو را، رام

از نهضت تو مانده به جا نهضت اسلام

با صبح قیامت شب کفر است به اتمام

دیگر به وطن دیو ستم باز نیاید

از طبل ابر قدرتی آواز نیاید 

آرام کز اعدای تو آرام ربودند

یاران همه از دور پیام تو شنودند

از مرکز الحاد بدین راه گشودند

در دامن کفر آیت توحید سرودند

خورشید قیام تو گرفته همه جا را

بخشنده پیامت به جهان نور خدا را 

آرام که پیمان تو هرگز نشکستیم

آرام که پیوند وفا را نگسستیم

با غیر تو ما عهد نبستیم نبستیم

آنیم که بودیم و همینیم که هستیم

کوبیم بت اهرمن اهرمنی را

داریم زتو چون تبر بت شکنی را

آرام که همواره پیامت سخن ماست

آرام که این جامه به پیکر کفن ماست

آرام که در خط تو هر مرد و زن ماست

آرام که بر بال ملایک وطن ماست

آرام که ایمن زبلا کشور ما شد

همسنگر تو خامنه ای رهبر ما شد 

در جنگ شرر بر سر ما ریخت چو باران

گردید وطن آتش و خون هشت بهاران

غلطید بخون از همه سو پیکر یاران

سوگند به سوز دلت ای پیر جماران

داغ تو که چون شعله آتش به درون بود

بر ما شررش از شرر جنگ فزون بود



موضوع : امام خمینی(ره)، 
شنبه 1396/03/13

 امام خمینی(ره)-مدح


مرا هرقدر ذوق رفتن و پرواز شاعر کرد

تو را اندیشه ات مانای تاریخ معاصر کرد

میان آیه ی والفجر یا بعد از لیالٍ عشر

تو را باید کجا خواند و کجا بایست حاضر کرد؟!!

تو را با کشتی نوح و تو را در نیل با موسی

تو را همپای ابراهیم می باید مجاور کرد

پیمبروار در اطراف تو پروانه پروانه

کلامت مردم این شهر را عمار یاسر کرد

جوانها را مرامت کربلا در کربلا قاسم

کهنسالان عاشق را حبیب بن مظاهر کرد

به راه افتادی و با تو بیابانها خیابان شد

جهان را هر خیابان در مسیر نور عابر کرد

سپاه فیل آورده است دنیا و نمی فهمد

ابابیل آنچه را با لشکر بی دین و کافر کرد

به تحریف تو در ذلت نشستند و نمی دانند

که عزت را همین نام خمینی بود صادر کرد

زمان با من سر ناسازگاری داشت انگاری

مرا پابند دنیا و تو را مرغ مهاجر کرد 



موضوع : امام خمینی(ره)، 
شنبه 1396/03/13

راه خمینی ادامه دارد...


با غریبان ای دلا دمساز شو

لحظه ای با عاشقان همراز شو

ایکه راه سرخ از یاد تو رفت

دین سرخ و اصل و بنیاد تو رفت

ای دل امشب جان مولا مرد باش

با قلوب اهل دین همدرد باش

خیز و حزب الله را یاری نما

با ولایت بهر دین کاری نما

طالب ذکر و سلام بَرد باش

چون خمینی آشنا با درد باش

اهل دین درد آشنای حیدرند

آشنا با رنگ و درد کوثرند

حرف ما همدرد بودن با ولی است

درد تنهایی زهرا و علی است

درد ما از درد پهلو می رسد

و ز کبود زخم بازو می رسد

درد ما درد فراق مهدی است

شیعیان این لحظۀ هم عهدی است

کو کسی تا که بداند درد ما؟

درد ما خواند ز روی زرد ما

ما به دنبال هدایت می رویم

با علمدار ولایت می رویم

او چو روح الله فرمان می دهد

پیروان را درس قرآن می دهد

شد هزاران غم نهان در سینه اش

دوست نه از دشمن دیرینه اش

دشمنانی که کنارش می نهند

با تعارف جام زهرش می دهند

ای تبهکاران گناهش چیست چیست؟

جرم او آیا خمینی دوستی است

در مسیر چند ساله یک نفس

راه او راه خمینی بود و بس

راه او راه شهید کربلاست

هم نوایی با حسین سر جداست

هم نوایی با فغان زینب است

درد غربت خودنشان زینب است

دل اگر دم از خمینی می زنی

دم زغمهای حسینی می زنی



موضوع : امام خمینی(ره)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
شنبه 1396/03/13

امام خمینی(ره)-مدح

 

از  نهضت  قاطعانه ی  روح  الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با  دست تهی و  این همه  پیروزی

   لا  حول  و  لا  قوه  الا  بالله



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-ارتحال


مگر که مهر تو سرگرم کیمیاکاری است

که دست یافته بر خرمن طلاست خورشید

به بوی آنکه جمال تو بیند آورده است

هزارها طبق نور رونما خورشید

هنوز چشم به راه تو اند ای همه نور

جدا سپهر و جدا اختر و جدا خورشید

شناخت خورشید عروج کرده به گردون

نماز نور بخوان که رو می‌کند به تو امروز خورشید

عروج کردی و فریاد هر چه اهل دل است

بلند گشته به گردون که ای خدا خورشید

امام نور حریر فروغ خود برچید

دریغ و درد که رفت از میان ما خورشید

در آن غروب غم‌افزا چه لابه‌ها کردیم

که شب نیامده از ره بیا بیا خورشید

هزار شکر که سر زد دوباره از مشرق

به رغم کوردلان گرم و جان فزا خورشید

چنان فروغ وی آفاق را منور کرد

که لب گشود به تفسیر آن خورشید

رسیده‌ایم به محضر به زادروز امام

همان که اوست سپهر کمال را خورشید

جدا نبوده امام از تو و نخواهد بود

کجا به جلوه نشسته است به نظاره خورشید

قسم به نور، به کوثر به مادرت زهرا

که با توایم همانند ذره با خورشید



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-ارتحال


یاد آن مولای نورانی  بخیــر

یاد خــورشید جمارانی بخیـر

کاشکی روح خـــدا معنای نور

داشت این ایّام بین مـا حضور

مهر عالمتاب آزادی کــجاست؟

رهــروان عشق را هادی کجاست؟

ای خمینی آفــــتاب بام دل

ای تو در آیین ما همنام دل

مهربانی های نابت را ســلام

تا قیامت انقلابت را ســـلام

ازتو یاد و یادگاران زنده است

تا ابد نام جماران زنده است

مست از پیمانه ی عشق توایم

تا مقیم خانه ی  عشق توایم

خنده ی گل نذر لبخند شماست

هر چه عاشق آرزومند  شماست

مردی و مردانگــی را آیتـی

لشکر حق را تو نقش رایتــی

یوسف مصر ملاحت جز تو نیسـت

مهر جانبخش هدایت جز تو نیست

نور باران تا به روز محشر است

مضجع پاکت که جنّت منظـر است

یاس از عطر تو گر با خود نداشت

در حریم عشق کی پا می گذاشت

ما نه اهل کوفه ایم ای مقتدا

گر علی تنها بماند وای مــا

با تو بر آن عهد و پیمان نخست

ما وفاداریم با عــزم درست

از تو و از آرمانهایت جداست

با علی هرکو نپوید راه راست

راه تو راهی است روشن کورباد

دیده ای کوبسته بر این نور باد

کاروان عشق را رهبر علی است

از شما امروز یادآور علی است

با تو هرکس داشت قلب منجلـی

می کند امروز اطاعت از علــی

از علی آموختیم اخلاص نـــاب

در مسیـر نــور بــار انقـلاب

دائم از رهبر حمایت می کنیم

پاســداری از ولایت  می کنیم



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-مدح


او آمـد و در کویـــر ، باران گل کرد

در خاک وطن ، نهال ایمــان گل کرد

او آمـــــــد و ریشــۀ زمستان خشکید

گلعطــــر خجستــۀ بهــــاران گل کرد

***

او آمد و با گرسنگان خلوت کـــــــرد

در شهر ، امید و عشق را قسمت کرد

از منبــــر خاک ، مهربان ، بالا رفت

با لهجه ی پا برهنه ها صحبت کــــرد

***

او آمــــــد و مـــا برادری را دیدیـــــم

درعالــــم خاک ، ســروری را دیدیــم

او آمــــــد و سیب عشق را قسمت کرد

در سایــــه ی دیـن ، برابری را دیدیـم

***

او آمـــد و زندگـــــی پر از شادی شد

ویرانـــــــــۀ دل ، دوبــــاره آبادی شد

او آمد و فتنـــــــۀ خـــــــزان پرپر شد

ای دل شدگــــــــــان ! بهار آزادی شد

***

آن مرد ، ز داغ و درد مردم می گفت

از خانۀ لخت و سرد مردم مـــی گفت

او آمـــــده بــــــود تا ورق برگـــــردد

بـــی واهمه از نبــــرد مـردم می گفت

***

او آمـــــــد و مهر و مـــــاه را فهمیدیم

پـــــــایان شب سیـــــــاه را فهمیدیـــــم

او آمــــــد و زیــــر سایـــه ی دستانش

مـــــا معنـــــــی سرپناه را فهمیدیــــــم

***

او آمـــــد و حــــال آسمـــــان بهتـر شد

خــــورشید شکفت ، تیرگــــی پرپر شد

از بنــــــــد گسست ، حضـــرت آزادی

دوران حــــــــکومت ستــــم ، آخـر شد

***

او آمـــــــد و کوچـــه و خیابـان شد سبز

امیـــد شکفت و عشق و ایمــان شد سبز

او آمـــــد و از وطـــن فراری شد دیــو

در فصل فرشتـــه ، بوی انسان شد سبز

***

او آمــــــد و چشم آسمـــــان را وا کرد

در فصــل قفس ، پرنـــــده را افشا کرد

آمـــوخت به ما پرندگـــــــی را با شوق

صیــــــاد قـفس اراده را رســــــوا کرد

***

مــــــردی ز تبار بـــــوذر و سلمان بود

بـــــــر روی لبش تبســـم ایمـــــــان بود

در جامـــــۀ خاک ، روح افلاکی داشت

آمیـــــــــزه ای از فرشتـــه و انسان بود

***

بــــر روی لبش ، تبسمـــــــــی زیبا بود

درهـــــــای دلش به روی مــردم وا بود

از نام و نشان او اگـــــر مــــی پرسی ؟

او ، روح خدا ، امـــــــام خوبـی ها بود

***

بـــــــر روی لبش ، ســـــلام آزادی بود

در سینــــــه ی او ، پیـــــــام آزادی بود

او آمـــــــــد و واژۀ قفـــــس را خط زد

او روح خـــــدا ، امــــــــــام آزادی بود

***

من آمـــــــــــــده ام امیــــــــد را بنویسم

صبحــــــــی که ز ره رسیــد را بنویسم

من آمــــــــــــده ام بــــــه خط عزت نامِ

ایــــــــن ملت رو سپیــــــــــد را بنویسم

***

برخیـــــــز که نـــــور نــاب را بنویسیم

آیینـــــــــه تـــــــرین  کتاب  را بنویسیم

بــــــــرخیـز بــــــــه خط روشن آزادی

منظومــــــــه ی انقـــــــلاب را بنویسیم

***

مـــــــا امت « لا الـــــــــه الا الله » ایم

با قافلــــــــــه ی مُوحــــــــدان همراهیم

هم قبلــــــــه و هـم قبیلــــــــه ی ابراهیم

هم سلسلـــــــه ی امـــــــــام روح اللهیم

***

ای دل شدگـــان ! مُــــــرید وحدت باشید

در چشــــم وطـــن ، امیـــد وحدت باشید

وقتــــــی ز نفاق ، باب وحدت بسته ست

چـــون روح خــدا ، کلیــــد وحدت باشید 



موضوع : امام خمینی(ره)، 

امام خمینی(ره)-مدح


خرقه پوشان به وجود تو مباهات کنند

ذکر خیر تو در آن سوی سماوات کنند

پارسایانِ سفرکرده به آفاق شهود

در نسیم صلوات تو مناجات کنند

پیش آیینه‌ی پیشانی تو هر شب و روز

ماه و خورشید تقاضای ملاقات کنند

پی به یک غمزه‌ی اشراقی چشمت نبرند

گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کنند

بعد از این، حکمتیان نیز به سر فصل حیات

عشق را با نفس سبز تو اثبات کنند

قدسیان چون ز تماشای تو فارغ گردند

عطر انفاس تو را هدیه و سوغات کنند

بعد از این شرط نخستین سلوک این باشد

که خط سیر نگاه تو مراعات کنند



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-ارتحال


راه گم بود، اگر نام و نشان تو نبود

اگر آن دیده‌ی بر ما نگران تو نبود

كوه بیداد ز بنیاد نمی‌‏شد ویران

اگر از خشم، نهیب تو، تكان تو نبود

ریشه آنچه نباید، كه ز جا بر می‏‌كند؟

اگر امید، به بازوی توان تو نبود

چه كسی راه، به دنیای كرامت می‏‌جست

اگر انوار دل فیض‌رسان تو نبود؟

جامه‌ی نو، كه بر این ملك كهن می‏‌پوشید؟

آه... ای پیر، اگر بخت جوان تو نبود

پای تردید به دل‌های كسان وامی‌‏شد

نام محبوب، اگر وردِ زبان تو نبود

مأمنی یافت سخن‌های خوش اهل طریق

كه در اظهار، به جز طرز بیان تو نبود

آنچه گفتی و بر آن زد دل ما، مُهر قبول

حرف حق بود، فقط حرف دهان تو نبود

هستی‏‌ات بود برازنده سیر ملكوت

این جهان گرچه جهان بود، جهان تو نبود



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام زمان(عج)-مناجات نیمه خرداد


امید آمده امیدوار می مانم

به ذوق آمدنش بی قرار می مانم

نوید صبح رسیده ، شبیه دست سحر

برای بدرقۀ شام تار می مانم

چنان به شوق عبورش نشسته ام که اگر

جهان خزان بشود ، من بهار می مانم

کنار می کشم از هرچه غیر اوست ولی

میان معرکه ی انتظار می مانم

خبر رسیده شبیه حسین می آید

شبیه "جون" ، چنان پا به کار می مانم

دهید مژده به یاران ، بهار نزدیک است

به سر رسیدن این انتظار نزدیک است

نگاه فاطمه از چشم های او پیداست

نبی خصال و حسن سیرت و علی سیماست

صدای خون خدا می رسد ز حنجره اش

شکوهمند شبیه شهید کرب و بلاست

اگرچه همنفس ذوالفقار می آید

ولی به رنگ لطافت ، به رنگ مهر و وفاست

درست عین علی رحمتی ست بی پایان

درست عین علی جلوه ای ز خشم خداست

طلوع می کند آن ماه چارده معصوم

ظهور مشرق امروز یا همین فرداست

دوباره قاصدکی روی شانه ی باد است

قرار منتظران نیمه های خرداد است



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-مدح


از پنجره گذشت، فقط یک نسیم بود

طراح خوب حادثه هایی عظیم بود

دریا میان سینهٔ او جزر و مد نداشت

آرامشی که در حرکاتش مقیم بود

او ساده بود، خانهٔ او خانه ای گِلی...

و فرش تخت سلطنتش یک گلیم بود

پرواز ذکر از دو لبش طرح دیگری ست

معمار پر کشیدن هر «یا کریم» بود

دستش پر از نوازش دستان یک پدر

در دست کودکانهٔ طفل یتیم بود

ماه از نگاه روشن او نور می گرفت

خورشید طرح سادهٔ او از قدیم بود



موضوع : امام خمینی(ره)، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام خمینی(ره)-ارتحال


«آن شب که در آغوش مصلّی بودی

خلقی به تو مجنون و تو لیلا بودی»

بر گِرد تو گشتند و طوافت کردند

چون کعبه ی عشق و آرزوها بودی

از روح نماز شب تو پیدا بود

کز بهر عروج خود مهیا بودی

تنها نه همین داغ به دل امت شد

داغ دل هر لاله به صحرا بودی

مردم به جماران همه محو تو و لیک

تو جای دگر محو تماشا بودی

فرماندهی کل قوا، جزئی بود

عبدالله و فرمانده ی دلها بودی



موضوع : امام خمینی(ره)، 
شنبه 1393/03/17

اخلاقی

 

باید از آفــــــــاق و انفس بگذرى تا جـــان شوى

و آنگه از جان بگذرى تا در خور جـــانان  شوى

طُـــــــرّه گیســـــــــوى او، در كف نیاید رایـــگان

باید اندر این طریقت، پاى و سر چوگان شوى

كـــــى توانــــــى خواند در محراب ابرویش نماز؟

قـــــرنها باید در این اندیشه، سرگردان شوى

در ره خــــــال لبش، لبـــــــریز بــــــاید جــام درد

رنج را افـــزون كنى، نى در پى درمان، شوى

در هواى چشم مستش، در صف مستان شهر

پاى كوبى، دست افشانى و هم‏پیمان شوى

این ره عشق است و اندر نیستى حاصل شود

بایدت از شـــــوق، پروانه شوى؛ بریان شوى



موضوع : امام خمینی(ره)، اخلاقی و اندرز، 
پنجشنبه 1392/11/24

امام خمینی(ره)-مدح


آن آینه از آب پیام آور بود

از خیر کثیر و زاده ی کوثر بود

او را همه در خلوص باور کردند

کو در ره داورش، همه باور بود



موضوع : امام خمینی(ره)، 
چهارشنبه 1392/11/23

امام خمینی(ره)-انقلاب


با آن که آبدیده ی دریای طاقتیم

آتش گرفته ایم که غرق خجالتیم

امروز اگر به سایه ی راحت نشسته ایم

مدیون استقامت آن سرو قامیتم

دیری ست چشم ها همه مبهوت آن لب است

عمری ست سر سپرده ی آن خال وحدتیم

این دست ها ادامه ی دست وفای توست

امروز اگر بزرگ تر از بی نهایتیم

ما بی تو چیستیم؟ چه می دانم ای عزیز!

ما هیچ نیستیم ، سراپا حقارتیم

باشد که دست دوست تسلایمان دهد

ما را که تا همیشه قدح نوش حسرتیم

تنها تو بد ندیده ای از واعظان شهر

ما نیز در شمار شهیدان تهمتیم

رونق فزای میکده ی عشق بعد از این

تا صبح وصل تشنه ی جام ولایتیم



موضوع : امام خمینی(ره)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1392/11/22

امام خمینی(ره)-انقلاب


با تو آن عهد كه بستیم خدا می داند

بی تو، پیمان نشكستیم، خدا می داند

با تو، سرلوحه ی انصاف گشودیم به عدل

بی تو، دیباچه نبستیم، خدا می داند

با تو، هر بند گره گیر گشودیم ز دست

بی تو، از پا ننشستیم، خدا می داند

با تو، بستیم به هم سلسله ی صبر و ثبات

بی تو، هرگز نگسستیم، خدا می داند

با تو، در میكده خوردیم می از جام ولا

بی تو، با یاد تو مستیم، خدا می داند

با تو، بودیم و نهادیم به فرمان تو سر

بی تو، در راه تو هستیم، خدا می داند

با تو، از دامگه حادثه جستیم و كنون

بی تو، سر بر سر دستیم، خدا می داند

حالی ای روح خدا، لطف خدا یاور ماست

پرتو روی نبی، پورعلی، رهبر ماست



موضوع : امام خمینی(ره)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
جمعه 1392/11/18

امام خمینی(ره) و انقلاب


آسمان بود و آفتاب نبود

چشمه ای خشک بود و آب نبود

صد سوال بزرگ در دل بود

ولی افسوس، یک جواب نبود

باور حرکتی تازه بود به سر

اشتیاقی به انقلاب نبود

خیزش قلب ها به تنهایی

بستر اتفاق ناب نبود

آمدی، جان انقلاب رسید

از افق آخر آفتاب رسید

آمدی، جان انقلاب شدی

روشنایی بی زوال شدی

در سر هیچکس سوال نماند

تو خودت پاسخ سوال شدی

تو به بال شکسته ی میهن

سال پنجاه و هفت؛ بال شدی

نه به تاریخ کشورم ایران

تو به تاریخ ها مثال شدی

کاش تاریخ بد ورق نخورَد

بی حضور تو دست رد نخورد

دلتان را به درد آوردند

سروها برگ زرد آوردند

اینکه در فصل گرم، باغ و درخت

میوه ی فصل سرد آوردند

اینکه خفّاش ها به خانه ی باز

باز عزم نبرد آوردند

اینکه یک عده نوجوان و جوان

رو به افیون گرد آوردند

همه اَش مال سستی ما بود

کار دنیا پرستی ما بود

ای ابر مرد؛ مرد ایمانی

تو همیشه بیاد می مانی

تو هم آواز مرغ های سحر

ناله سر می کنی و می خوانی:

«جور صیاد، ظلم ظالم ها

خانه بر باد داده می دانی؟»

سه دهه، هر سپیده دم تو هنوز

بر سرم نور خود می افشانی

با تو هستم، حضور ناب؛ بمان

همچنان جای آفتاب، بمان

***

با تشکر از آقای عظیمی برای ارسال این شعر



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، امام خمینی(ره)، 
دوشنبه 1392/11/14

تقدیم به امــــــام روح الله(ره)


هم حـاصل بـــــاغ های دنیـــا شـد سبز

هم غنچه ی جـــان اهــل تقوی شد سبز

آری، پـــدر نهضت ما "روح الله"ست...

از برکـت "زهـــــــرا" نسب ما شد سبز



موضوع : امام خمینی(ره)، 
چهارشنبه 1392/11/9

به مناسبت 12 بهمن، سالروز ورود حضرت امام (ره) به ایران :


امام ، آن كه دلش چشمه سار معنا بود

تمام زندگی اش یك قیام زیبا بود

نگاه شرقی او چلچراغی از رؤیا

به سقف شب زده ی مشرق معما بود

دلش مترجم آواز روشن خورشید

لبش مُفسر لبخند صبح فردا بود

دو چشم روشن او یك دوبیتی زیبا

درون دفتر احساس سرخ گل ها بود

دلش انار ترَك خورده ی پر از آتش

گدازه های دلش دانه دانه پیدا بود

تمام زندگی اش بوی سادگی می داد

كسی به سادگی او نبود ، آیا بود ؟

دوباره آمد و آیینه را تبسم كرد

امام آینه های بهار سیما بود

کسی به پینه ی دستان ما نمی خندید

امام - حامی ما پا برهنگان - تا بود

قسم به چشمه ز چشمان او نشد سیراب

دلم كه عاشق آن بیكرانه دریا بود

شبی تمام دلش جذب نور مطلق شد

غروب او چو طلوعش قشنگ و زیبا بود



موضوع : امام خمینی(ره)، 
دوشنبه 1392/07/1

اخلاقی-عرفانی

 

به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا

جُز تو ای جان جهان، دادرسی نیست مرا

عاشق روی توام، ای گل بی مثل و مثال

به خدا، غیر تو هرگز هوسی نیست مرا

با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولی

چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا

پرده از روی بینداز، به جان تو قسم

غیر دیدار رخت ملتمسی نیست مرا

گر نباشی برم، ای پردگی هر جایی

ارزش قدس چو بال مگسی نیست مرا

مده از جنت و از حور و قصورم خبری

جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا



موضوع : امام خمینی(ره)، اخلاقی و اندرز، 
چهارشنبه 1392/04/12

اخلاقی-عرفانی


دیده‏ای نیست نبیند رخ زیبای تو را

نیست گوشی که همی ‏نشنود آوای تو را

هیچ دستی نشود جز بر خوان تو دراز

کس نجوید به جهان جز اثر پای تو را

رهرو عشقم و از خرقه و مسند بیزار

به دو عالم ندهم روی دل آرای تو را

قامت سرو قدان را به پشیزی نخرد

آنکه در خواب ببیند قد رعنای تو را

به کجا روی نماید که تواش قبله نه‏ای؟

آنکه جوید به حرم، منزل و ماوای تو را

همه جا منزل عشق است؛ که یارم همه جاست

کور دل آنکه نیابد به جهان، جای تو را

با که گویم که ندیده است و نبیند به جهان

جز خم ابرو و جز زلف چلیپای تو را

دکۀ علم و خرد بست، درِ عشق گشود

آنکه می‏داشت به سر علّت سودای تو را

بشکنم این قلم و پاره کنم این دفتر

نتوان شرح کنم جلوه والای تو را



موضوع : امام خمینی(ره)، اخلاقی و اندرز، 

عرفانی-اخلاقی


من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى

که به جان آمدم و شهرۀ بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامۀ زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقۀ پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم

***

غزل مقام معظم رهبری


تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهرۀ بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطۀ پرگار شدی

خرقۀ پیر خراباتی ما سیرۀ توست

امت از گفتۀ در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسای مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی



موضوع : امام خمینی(ره)، امام خامنه ای(حفظه الله)، اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1392/03/13

امام خمینی(ره)-مدح


در آسمان نگاهش بهشت منزل داشت

بهشت روشنی از آن همه فضائل داشت

شکوه و هیبت و حسن و ملاحتش بی مثل

عجب جمال و جلالی در آن شمایل داشت

نگاه روشن او آیه های «والفجر» و

لبش ترنم «یا ایها المزمّل» داشت

رسید صبح سپید نزول «أعطینا»

رسید و کوثری از روشنی حمایل داشت

مسیح بود و دمش جان تازه می بخشید

که زنده از نفحاتش هزارها دل داشت

دمی به ابروی پیوسته خم نمی آورد

اگر که لشکر طاغوت در مقابل داشت

اگر که سیل عداوت، چو کوه پا برجا

اگر که موج ندامت، صفای ساحل داشت

نشد فداش گر این نیمه جان ناقابل

به راهش آن همه جان بر کفان قابل داشت

چه کرد روح خدا در جهاد عشق و عقل

حکیم عاشق و دلدادگان عاقل داشت

گذاشت بر دل ما گرچه داغ هجرش را

مسیر روشن او سالکان واصل داشت

نهاد دست خدا در وجود «سیّد علی»

شکوه و هیمنه ای که «امام راحل» داشت

خدا کند که بفهمیم این سعادت را

حیات طیبه را، نعمت ولایت را



موضوع : امام خمینی(ره)، 
دوشنبه 1392/03/13

امام خمینی(ره)-ارتحال


ز هجر پیر جماران به غم گرفتاریم

ز درد دوری او ناله ها ز دل داریم

به یمن دلبری آن نگار شهر آشوب

مرید ساقی عشقیم مست دلداریم

تمام عزت ایران تصدق سر اوست

ز اقتدار خمینی ست آبرو داریم

هنوز هم به خدا سر در حسینیه ها

میان قاب وفا عکس یار بگذاریم

میان ما همه عهدیست تا ابد باقی

که پای عهد خود از جان خویش بیزاریم

به جان فاطمه سوگند تا قیامت هم

ز حب آل علی دست بر نمی داریم

برای حفظ ولایت شهید باید شد

که همچنان شهدا بی قرار دیداریم

کلام سید علی بر زمین نخواهد نماند

که در رکاب علی از تبار عماریم

الا سقیفه تباران شعار ما این است

برای یاری رهبر همیشه بیداریم

به خاک چادر زهرا قسم که ما شیعه

شهید آن در و دیوار و خون مسماریم

خبر ز صلح حسن نیست حرف کرب و بلاست

که ما بلای زمان را به جان خریداریم



موضوع : امام خمینی(ره)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء