حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

خروج کاروان سیدالشهدا(ع) از مکه به سوی کربلا


دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود

چه بهره از دل دیوانه یار اگر برود

حجاز، بر قدِ سروِ که تکیه خواهد کرد؟

به سوی دشت طف آن کوهسار اگر برود

مگر به معجزه، زمزم نخشکد از گریه

مُراد این همه چشم انتظار اگر برود

چگونه ماه به گِرد زمین طواف کند

دلیل گردش لیل و نهار اگر برود

بعید نیست شغالان به شهر پای نهند

امیر و شیرِ عرب، زین حصار اگر برود

به زیر تیغ ستم کار کاهلان زار است

حسین یکّه به آن کارزار اگر برود

ز غم دو چشم پیمبر به خون شود غرقه

به پای طفلی از این زمره خار اگر برود

شب جماعت کوفی سحر نخواهد شد

سرش به نیزه سوی شام تار اگر برود

پس از حسین، به خون، شیعه مشق خواهد کرد

به ظلم سر نسپارد به دار اگر برود



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
شنبه 1395/06/20

خروج کاروان سیدالشهدا(ع) از مکه به سوی کربلا


حج نیمه تمام را بگذارد در مسیری جدید راه افتاد

همه گفتند حاجی احرامش را رها كردو در گناه افتاد

حاجی اما نه آنكه عاشق بود روی معشوق را به یاد آورد...

كعبه یك لحظه رفت از ذهنش تا نگاهش به آن نگاه افتاد

پشت پایش كسی نپاشد آب قصد ترك دیار دارد وای...

مكه از عمق قصه آگاه است كعبه در پرده ای سیاه افتاد

آنطرف عده ای به استقبال، حاجی از حج به كربلا آمد

قصه اما به شكل دیگر بود شاعر اینجا به اشتباه افتاد

كربلا بود و رسم خود شاعر غزلی تكه تكه می خواهد

مثلا از كنار الا لله، قطعه ای مثل لا اله... افتاد

صحبت از یك تن و هزاران تیر، صحبت از یك گلو و یك شمشیر...

لا اقل كاش قاصدی می گفت، یوسف اینبار هم به چاه افتاد

حاجی اما هنوز عاشق بود در طوافی كه عشق می فرمود...

حج خود را تمام و كامل كرد، بر سر نیزه ها به راه افتاد...



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
جمعه 1394/11/2

امام زمان(عج)-مناجات


چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را؟!

چه علتی بیاورم ندیدن مدام را؟!

شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی

ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

منم که از تو دورم و صدای تو نمی رسد

وگرنه که تو می‌دهی جواب هر سلام را

نشانه‌های آخرالزمان رسیده پشت هم

وکرده است جابجا حلال را، حرام را

کم از جهاد نیست انتظار تو در این زمان

نه ساده نیست، هر کسی ندارد این مقام را

به این یقین رسیده‌ام که دیدنت ملاک نیست

جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟!

تو روزی عدل و داد را اقامه می‌کنی و من

ز نام قائمت فقط بلد شدم قیام را

بعید نیست عاقبت فقط بخاطر حسین

تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را

بیا بخواه خون آن ذبیح را که ذبح او

به کربلا تمام کرد حج ناتمام را



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، روز عرفه، خروج از مکه به کربلا، 

در مسیر کربلا


قافله نورکجا می رود

مروه پی سعی صفا می رود

ذبح عظیمی که خدا گفته است

با همه هستی به منا می رود

ماه بنی هاشمیان بی بدیل

درپی خورشید ولا می رود

شبه نبی اکبر نیکو لقا

بهرشهادت به رضا می رود

طفل رضیعی که به تاب وتب است

تشنه پی آب بقا می رود

زینب کبری پی تعظیم عشق

روح قدر بهر قضا می رود

زینت سجاده وروح نماز

بهرتجلای دعا می رود

همره این قافله تا شهر عشق

دست اجل پای به پا می رود

گفت چنین طاهره شوریده حال

خون خدا سوی خدا می رود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : خروج از مکه به کربلا، ورود کاروان به کربلا، 

به مناسبت ٢٧ شهریور روز بزرگداشت زنده یاد استاد شهریار

حرکت کاروان از مکه به کربلا


شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما،یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
سه شنبه 1392/07/23

خروج امام حسین (ع) از مکه به سمت کربلا


از مکه خبر آمده داغ است خبرها

باید برسانند پدرها به پسرها

از مکه خبر آمده از رکن یمانی

نزدیک اذان ناله بلند است سحرها

داغ است خبرها نکند باد مخالف

در شهر بپیچد بزند شعله به درها

نزدیک سحر قافله ای رد شد از اینجا

ماندیم دوباره من و اما و اگرها

باید بروم زود خودم را برسانم

حتی شده حتی شده از کوه و کمرها

از مکه خبر رفته رسیده ست به کوفه

حالا همه با خیره سری خیره به سرها

بر خاک عزیزی ست ولی پیرهنش را

سربسته بگویند پسرها به پدرها

برخاک عزیزی ست و در راه عزیزی ست

خود را برسانید که داغ است خبرها



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 

خروج امام حسین (ع) از مکه به سمت کربلا


حسین قافله ات نیّتِ سفر دارد

تو می روی و خدا از دلت خبر دارد

برای بدرقه اُمّ البنین هم آمده است

به جای مادرتان دست بر كمر دارد

مسیرتان، زیاد است و دخترت كوچك

برای دختر تو این سفر خطر دارد

برای قاسم از اینجا زره ببر آقا

برای پیكر او سنگ ها شرر دارد

میان قافله ات جا كه هست با زینب

بگو كه چادر و معجر اضافه بر دارد

بیا حسین عوض كن تو ساربانت را

گمان كنم كه به انگشترت نظر دارد

بیا برای خودت هم كفن بخر آقا

ثواب دارد عزیزم كجا ضرر دارد

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
یکشنبه 1391/08/14

کاروان در مسیر کربلا


 من کیم یک بینوای ناشکیب

بیقرار روضه‌های پر نشیب

می‌رود تا کربلای عاشقی

کاروانی خسته آرام و غریب

در میان قافله خوبان عشق

کاروان سالار آقائی نجیب

هر کسی مشغول با ذکری جمیل

بر لب بانو نوای یا مُجیب

با پریشانی میان محملش

زمزمه دارد که یا نعم ‌الحبیب

دست بالا می‌برد بنت‌الهُدیٰ

وه که دارد واقعاً حالی عجیب

با دل تبدارِ بی‌بی می‌کند

یک نگاه دلبرش کار طبیب

بغض می‌گیرد گلویش را ولی

باز می‌گوید که یا نعم‌الحبیب



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 

خروج کاروان از مکه به سمت کربلا

 

کعبه محروم شد ز دیدارت

یـابـن زهـرا خدا نگهدارت

کربـلا مـی‌روی و یـا کوفه؟

یا به شام اوفتد سر و کارت؟

چه شود ای امام جود و کرم

یک نگاه دگـر کنـی به حرم

ای ز جــام بـلا شــده سـرمست

دست و دل شسته از هر آن چه‌ که ‌هست

چه شتابان روی به دیدنِ دوست

جای گل سر گرفته‌ای سر دست

از حریمت برون شدی مولا

عازم حج خـون شدی مولا

هشتِ ذیحجه مردم عالم

همه رو آورند سوی حرم

تو دل شب ز بیت امـن خدا

سر به صحرا نهی قدم به قدم

کعبه تا صبح ناله سر می‌کرد

پســر فاطمــه مــرو برگرد

کعبه با سوز و اشک و ناله و آه

بـر نمـی‌دارد از تـو چشم نگاه

سفر تیر و نیـزه و عطـش است

طفل شش ماهـه را مبـر همراه

از سفیدی حنجرش پیداست

این پسر ذبح سیدالشهداست

نظری کن به غنچه یاست

ثمـر سرخ بـاغ احسـاست

اصغـرت را بگیـر از مـادر

بسپارش به دست عباست

چون صدایت زند جوابش ده

از سـرشک دو دیده آبش ده

نالـه‌ای بـر لـب سـلاله تـوست

کـه شبیـه صـدای نالـه توست  



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، خروج از مکه به کربلا، 
پنجشنبه 1391/08/4

خروج کاروان از مکه به سمت کربلا


حج از حجاز عازم دشت بلا شده

حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده

این حاجیان سلاله ی زهرای اطهرند

یک کاروان نور، سفیر خدا شده

اینها فدائیان تولّای حیدرند

ذبح عظیم، راهی دشت منا شده

پنهان کنید از عرفه خیمه گاه را

این خیمه گاه بازدِهش نینوا شده

نور خدا به ظلمت شب بار بسته است

یعنی که وقت هدیه ی خون خدا شده

ای مَحرمان رکاب بگیرید عمّـه را

زینب پیمبـر سفـر کربـلا شـده

رؤیت شده ستاره ی دنباله دار عشق

از آسمان به سوی زمین راه وا شده

اطفالِ خردسالِ زبان بسته را ببین

حالا زبانشان به عمو آب وا شده



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
پنجشنبه 1391/08/4

خروج کاروان از مکه به سوی کربلا


حاجیان حج خون، دست الهی یارتان

حیف! آخر مکه شد محروم از دیدارتان

سعی‌تان از مکه تا صحرای خونین بلا

طوف‌تان در خون تپیدن حجتان ایثارتان

حج‌تان مقبول بادا سعی‌تان مشکور باد

وعدۀ دیدارتان با خالق دادارتان

حلۀ احرامتان خـون گلوتــان می‌شود

خونتان تا صبح محشر آبروتان می‌شود

در مسیر حجِ خون چون یاد پیغمبر کنید

اشک ریزید و تماشای علی‌اکبر کنید

آبرو دارید اما باز کسب آبرو

در حضور یار از خون علی‌اصغر کنید

حاجیان خود در منا سر می‌تراشند و شما

موی خود رنگین زخون سازید و ترک سر کنید

پای بفشارید ای اصحاب و انصار حسین

بوسـه برداریـد از دست علمدار حسین

ای همای بخت، حسرت برده بر اقبال‌تان

خوش برون رفتید از مکه خوشا بر حال‌تان

زخم شمشیر است فردا مرحم زخم شما

مقتل خون است تنها کعبۀ آمال‌تان

اشک ختم الانبیا سازد شماره بدرقه

فاطمه در کربلا آید به استقبال‌تان

خـاک گـردد خلعت انـدام عریان شما

بحر نوشد آب از لب‌های عطشان شما



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
چهارشنبه 1391/08/3

خروج کاروان از مکه به سمت کربلا-در مسیر کربلا


آقا چه شد كه حج شما نیمه كاره ماند

شب های شهر مكه چرا بی ستاره ماند

  بار سفر مبند، دلم شور می زند

گویا قیامت است، مَلك صور می زند

  من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند

گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِی زدند

  دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند

مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند

  دیدم تو را به نیزه شه مِی گسارها

هو می كشند دور و برت نی سوارها

  آقای من، شما كه مسیح عشیره ای

در كوفه متهم به گناهی كبیره ای

  اینجا بمان كه حرمت كعبه تویی حسین

آقا مرو، كه عزت كعبه تویی حسین

  دیدم كه حاجیان منا لنگ می زدند

شیطان پرست ها به خدا سنگ می زدند

حالا كه می روی سفری پر خطر حسین

پس لااقل سه ساله ی خود را مبر حسین

  پاشیدم آب پشت سر محمل رباب

با ظرف اشك دیده ی خونین جگر حسین



موضوع : خروج از مکه به کربلا، 
شنبه 1390/09/5

حرکت از مکه به سمت کربلا-ورود به کربلا


مپرس از من چه مظلومانه رفتند

کبوترها به شب از لانه رفتند

حرامی ها چه با این زمره کردند؟

که حج خود بدل بر عمره کردند

صفا و مروه آن شب بی صفا شد

که روح کعبه از کعبه جدا شد

به شب از خانه، صاحب خانه می رفت

پی یک شمع صد پروانه می رفت

حرم شد از حرم یک باره خالی

شده آواره مولا با موالی

نگویم می رود مهمان کعبه

رود از جسم کعبه جان کعبه

نه بیت و حِجر و زمزم گریه می کرد

که سنگین دلْ حَجَر هم گریه می کرد

مقام از هجر، سوزی در جگر داشت

که مولایش ز چشمش پای بر داشت

به سوی حج اکبر رو گذارد

که مُحرم اصغری شش ماهه دارد  



موضوع : ورود کاروان به کربلا، خروج از مکه به کربلا، 
یکشنبه 1390/08/15

تقدیم به همه حاجی های بیت الله الحرام

امام حسین(ع)-حرکت از مکه به سمت کربلا


سینه مشعر، دل حرم، میدان دید ما مناست

گر ببندی لب ز حرف غیر، هر حرفت دعاست

غم مخور گر گم شدی یا خیمه را گم کرده‌ای

سیر کن تا بنگری گم‌گشتۀ زهرا کجاست

لحظه‌ای آرام منشین هر که را دیدی بپرس

یار سوی مکه رفته، یا به صحرای مناست؟

حیف یاران در منی رفتم ندیدم روی او

عیب از آن رخسار زیبا نیست، عیب از چشم ماست

حاجیان جمعند دور هم به صحرای منا

حاجی ما در بیابان در مسیر کربلاست

حاجیان کردند دل را خوش به ذبح گوسفند

حاجی ما ذبح طفلش پیش پیکان بلاست

حاجیان سر می‌تراشند از پی تقصیرشان

حاجی ما هم چهل منزل سرش برنیزه‌هاست

حاجیان دست دعاشان بر سما گردد بلند

حاجی ما از بدن دست علمدارش جداست

حاجیان را هست یک قربانی آن هم گوسفند

حاجی ما هم ذبیحش جمله تقدیم خداست

حاجیان را از هجوم زائرین بر تن فشار

حاجی ما سینه‌اش از سم اسبان توتیاست

خوش بود «میثم» همیشه سوگواری بر حسین

حاجی آن باشد که اشکش هست جاری برحسین



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، خروج از مکه به کربلا، 
سه شنبه 1389/09/2

حرکت کاروان از مکه به سمت کربلا


گفت ای گروه هرکه ندارد هوای ما

سر گیرد و برون رود از کربلای ما

ناداده تن به خواری ناکرده ترک سر

نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما

تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس

راه طواف بر حرم کبریای ما

هم راز بزم ما نبود طالبان جاه

بیگانه باید از دو جهان آشنای ما

برگردد آنکه با هوس کشور آمدست

سر ناورد به افسر شاهی گدای ما

ما را هوای سلطنت ملک دیگری است

کین عرصه نیست در خور فر همای ما

یزدان ذوالجلال به خلوت سرای قدس

آراسته است بزم ضیافت برای ما

برگشت هر که طاقت تیر و سنان نداشت

چون شاه تشنه به شمر و سنان نداشت



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، خروج از مکه به کربلا، 
سه شنبه 1389/08/25

حرکت کاروان از مکه به سمت کربلا


شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی‌داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی‌حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران،‌پروانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه‌پیمای عراق

می‌نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین

دشمنانش بی‌امان و دوستانش بی‌وفا

با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می‌کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می‌بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی‌حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه‌ها و پرده‌ها اشکست و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه‌ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی‌ریا دارد حسین



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، خروج از مکه به کربلا، 
سه شنبه 1389/08/25

حرکت از مکه-در مسیر كربلا

سجاده به دوش ها همه آمده اند
آن حلقه به گوش ها همه آمده اند

ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک
شمشیر فروش ها همه آمده اند

×××

انگار تمام شهر تسخیر شده
بنگاه فروش غل و زنجیر شده

از چار طرف حرمله ها آمده اند
بازار پر از نیزه و شمشیر شده

×××

از مکه به سمت کربلا راه افتاد
از ملک اله سوی لا راه افتاد

توحید نشد تمام الا به حسین
  دنبال حسین هم خدا راه افتاد



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، خروج از مکه به کربلا، 





درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء