محکومیت آل سعود


تا قابل نوری از سحرگاه شدند

از فلسفه ی عروج آگاه شدند

رفتند به حج، درعرفات و به منا

یکباره مهاجر الی الله شدند




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/7 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


خبر آورده‌اند از مکه

خبری داغ، داغ و طاقت‌سوز

خبر آورده‌اند از مکه

که منا، کربلا شده امروز

 

خبر آورده‌اند از مکه

راه را بسته‌اند بر مردم

خائنان سقیفه‌ی نیرنگ

وارثان قبیله‌ی هیزم

 

لحظه‌ای دل نمی‌شود فارغ

از غم این جنایت خونبار

پشت این پرده باز مشهود است

دست‌های پلید استکبار

 

دست آنان که در جهان امروز

به زَر و زور خویش می‌نازند

در یمن، غزّه، در دمشق و عراق

هردم از کُشته، پُشته می‌سازند

 

خونِ مظلوم سخت دامن‌گیر...

خونِ مظلوم خون‌بها دارد

می‌رسد فاتحی که در درستش

پرچم سرخ کربلا دارد

 

خبر از سمت مکه می‌آید

خبری داغ، داغ و طاقت‌سوز

می‌رسد ذوالفقار خون‌خواهی

می‌رسد روز مرگتان آن روز

 

ای رژیم خبیث کودک‌ کُش!

عمر نحس تو رو به اتمام است

کوری چشم هر چه وهّابی

صبح فردا به نام اسلام است




موضوع: اشعار حج،  محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/7 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم

قلم به خون زده ام تا كه از منا بنویسم

به استخاره نشستم كه ابتدای غزل را

ز مانده ها بسرایم ؟ ز رفته ها بنویسم ؟

نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست

بگو كه داغ دلم را كی و كجا بنویسم ؟

مصیبت «عطش»و «میهمان ‌كشی» و «ستم »را

سه مرثیه‌ست كه باید جدا جدا بنویسم

چگونه آمدنت را به جای سر در خانه

به خط اشك به سردی سنگها بنویسم ؟

چگونه قصه ی مهمان كشی سنگدلان را

به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم ؟

منا كه برف نمی آید این سپیدی مرگ است

چسان ز مرگ رفیقان با صفا بنویسم ؟

خبر زتشنگی حاجیان رسید و دلم گفت :

خوش است یك دو خطی هم ز کربلا بنویسم :

نمانده چاره به جز اینكه از برادر و خواهر

یكی به بند و یكی روی نیزه ها  بنویسم

نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله

چه را ز ناله ی زنجیر و زخم پا بنویسم

به روضه خوان محل گفته ام غروب بیا تا

تو از خرابه بخوانی...من از منا بنویسم ....




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/7 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-محکومیت آل سعود


ای آرزوی آل محمد ظهور کن

این شام تیره را به رخت صبح نور کن

موسای اهلبیت بر افکن زرخ نقاب

این گوی خاک را زکرم کوه طور کن

تا فاطمه به قامت رعنات بنگرد

از کوچه های شهر مدینه عبور کن

این فیل فتنه را که شده خادم الحرم

با یک نهیب حیدری از کعبه دور کن

با قسط و داد و عدل رسول خدا بیا

مثل علی مبارزه باظلم و زور کن

گرگ درنده ریخته در مسجد الرسول

ای وارث پیمر اعظم ظهور کن

غم خانه مانده خانه زهرا پس از رسول

این خانه را دوباره بهشت سرور کن

مارا که بی تو آب گل آلوده گشته ایم

بایک نگاه جام شراب طهور کن

تاخون شود به چشم ترت اشک انتظار

میثم هماره این غزلت را مرور کن




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


یمن و شام و جنگ و خونریزی

دلت آقا گرفته بود امسال

می رسی کی سوار جادهٔ عشق!؟!

نرسیده زمان استهلال!؟!؟

 

 خیمه خیمه‌ به جست و جو بودند

که ببینند روی ماهت را

آرزوی دل همه این بودِ

بوسه باران کنند راهت را

 

روضه خوان خیمه را به وجد آورد

روضهٔ مشک و دست سقا بود

در زلالیِ اشک حاجی ها

جلوات حسین پیدا بود

 

آه حاجیِ حج نیمه تمام...

عید قربان کجا و عاشورا

جبل الرحمه...، خاطرات حسین

درد و دل های سید الشهدا

 

عرفات و دعا و زمزمه ها

جان به قربان کام‌ عطشانت

و فدیناه...، روضه شد جان سوز

بدن چاک چاک و عریانت...

 

عید قربان رسید و تشنه لبان

عید قربان شان قیامت شد

در طلوعی که آرزو کردند

قسمت عده ای شهادت شد

 

لیلهٔ قدرشان چگونه گذشت!؟!

که‌ محبت خرید آنها را

پس رقم زد که حج شان مقبول

و چنین برگزید آنها را

 

چه قدر بغض در گلوشان بود

حاجیانی که تا منا رفتند

آه تقدیر عده ای این شد

از منا سوی کربلا رفتند

 

حرم امن و حرف نا امنی

موسم حج و کاروان در راه

آل فتنه دوباره صف بسته

با یزید زمانه شد همراه... 




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 12:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


به حرمت تو سه روز اعتکاف باید کرد

به خاطر تو حرم را طواف باید کرد

تو اعتبار حجازی وگرنه بار نداشت

حجاز، بی تو در این دهر، اعتبار نداشت

بشر که خانه ی بی صاحب آرزو نکند

کسی به کعبه ی بی مرتضی که رو نکند

علی به غربت شیعه، گواه خواهد شد

رخ سعودی صهیون، سیاه خواهد شد

چه قرن ها که گذشت و امید، پابرجاست

یزید مرده و خون شهید، پابرجاست

دوباره مکر سعودی شکسته خواهد شد

...و قلعه های یهودی شکسته خواهد شد

زمان، زمانه ی آوازه ی محمد شد

یمن، ستاره ی صبح ظهور خواهد شد

یهود، گرچه قوام یزید می طلبد

حیات امت احمد شهید می طلبد

دوباره خون به رگ آسمان به جوش آید

صدای پای ظهور از یمن به گوش آید

گروهکی که گره خورده اند با بت ها

قبیله ای که ندارند جز "تفاوت ها"

عشیره ای که شکستند حرمت شیران

جماعتی که چو بغضند از گلوگیران

کنایه ای که دراسلام، وقف کج تابی ست

بنی امیّه ی عصر جدید، وهّابی ست

صحابه ی عدم از بی وجودی اند همه

سقیفه ای ز تنفّر، یهودی اند همه

سیاه-ملغمه ای از قصور و تقصیرند

صحابه ای ز هیاهوی شرک و تکفیرند

مُوکّلند که راه شریعه می گیرند

تقاص تیغ دو دم را ز «شیعه» می گیرند

زمین، هماره به دنبال می کشد مارا

زمان، به هشتم شوال می کشد مارا

بقیع مانده و این شرطه های بی ادبش

خبر به هشتم شوّال می رسد نسبش

بقیع فاطمه، از حال می برد ما را

خبر به گودی گودال می برد ما را

خبر رسیده که فصل بهار، نزدیک است

بهار...، وعده ی پروردگار، نزدیک است 




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 01:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


داره میاد دوباره کاروونی

صدای زنگش اینبار غصه داره

نمی دونست که وقتی برمیگرده

مسافرهاشو اونجا جا میذاره

 

یه مادر توو منا افتاد و جون داد

یه بابا دور کعبه غرق خون شد

حریم و خونه ی امن الهی

بازم از خون یارا لاله گون شد

 

بجوش ای زمزم از داغی دوباره

بریز ای آسمون! اشک بهاری

منا ! با ما بگو حالا تو قلبت

غم چن تا ذبیح الله و داری؟

 

حریم امنو کردن قتلگاه و

کبوترها رو باز در خون کشیدن

نقاب از روی خادمها که افتاد

یه دنیا، روی خائن ها رو دیدن




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 12:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود

 

یا رب تو بِکَن ریشه ی این ظلم و ستم را

پیش از همه آن خائنِ مُزدورِ حرم را

یک بارِ دگر فتنه ی عـُمّـــــالِ سعودی

انداخته بر دامنِ ما شعله ی غم را

این بوالـهـوسان را تو زِ این خانه برون کن

وا کن بَرِ ما باز تو ابوابِ کرم را

یاران همه عریان ، همه افتاده به صحرا

آتش زده احوالِ عزیزان جگرم را

یک سو پدری مانده و دیگر پسری نیست

آن راحتِ جان کرده روان اشکِ قلم را

میگفت من هرگز نروم از دلِ صحرا

پیدا نکنم تا که دمی گل پسرم را

بر کعبه ی ذی مرتبه آن بیتِ الهی

دلخوش به همینم که زند یار عَلم را*

آقا تو بیا ما همه یارانِ شمائیم

داری به خدا جمله دلیرانِ عجم را

در پیشِ قدم های تو من میکنم آقا

قربانیِ تان جمله ی مادر پدرم را

همواره (بداغی) شده شرمنده ز رویت

آقا ز کرم وا بنما بال و پرم را

 

* الإمامُ المهدیُّ علیه السلام وقد سألَه علیُّ بنُ مهزیارَ :

یا سیّدی ، متى یكونُ هذا الأمرُ ؟ إذا حِیلَ بینَكُم وبینَ سبیلِ الكعبة

امام مهدى علیه السلام در پاسخ به این پرسش على بن مهزیار كه: سرورم! این امر (ظهور) كى خواهد بود؟ ـ

فرمود : هرگاه راه كعبه بر شما بسته شود.

نور الثقلین: 5/461/4




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 12:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


ده ذی الحجه سرزمین منا

گشت از مکر شمر کرببلا

شده دنیا پر از دروغ و نفاق

طاقت مسلمین دنیا طاق

راه هامان طریقی از آتش

کعبه در منجنیقی از آتش

آل مروان و آل ذی الجوشن

مست حمله به سرزمین یمن

در زمین یمن به اسماعیل

تیغ از پشت می زند قابیل

پرده داران درون حله به خواب

گردشان مطربان خراب شراب

دین شان نیست غیر ظلم و فساد

کاخ هاشان بلند چون شداد

" کاخ هاشان بلند و همت پست"

محو نفس اند و رفته اند از دست

نزدشان شد مقام ابراهیم

کاخ سبز و سفید و اورشلیم

آل ظلم اند و آل استبداد

نیست موسایشان بجز موساد

گرم فرمانبری ز کفر و نفاق

تا زنند آتشی به شام و عراق

سنگ بر کعبه می زنند هنوز

منجنیق است جرثقیل امروز

پرده دارند و دزد و تاراجی

تیغ ها می زنند بر حاجی

به همان مردمی که روزی شاد

ره گشودند روی زین العباد

قرنها پیش از این حسین علی

در همین سرزمین حسین علی

حج خود را تمام کرد و گذشت

به شهادت سلام کرد و گذشت

قرنها پیش حضرت سجاد

پای چون در زمین کعبه نهاد

حاجیان راه باز می کردند

عرض راز و نیاز می کردند

این همان مردم وفادارند

باز هم رو به کعبه می آرند

**

ده ذی الحجه سرزمین منا

گشت از مکر شمر کرببلا

ناگهان شاه نابکار حجاز

راه را بست بر جماعت باز

شمر گر آب بست این ره بست

حرمت کعبه و منا بشکست

این همان مردمان دلگیرند

به کدامین گناه می میرند؟

بارها راه عشق اگر شد گم

راه بگشوده اند این مردم

پیش از این بود راضی از این ها

نور چشمان سیدالشهدا

قرن ها رفته است و اینک باز

ظلم دیگر به میهمان حجاز

حاجیان خسته از مصائب شام

ظلم اینان کجا و ظلم هشام؟

با چنین ظلم و جور و نفس و هوی

ابن عبدالملک کجا و شما!

دید او ازدحام اهل حرم

پس کشید از حریم کعبه قدم

گرچه او از هوای نفس شکست

بهر نظاره گوشه ای بنشست

استلام حجر نکرد هشام

چون شما تیغ بر نکرد هشام

هرچه را آن شقی رعایت کرد

نسل عبدالعزیز غارت کرد

در کمال شقاوت این جانی

عید قربان گرفت قربانی

کعبه اما سیاهپوش شماست

پرده ای از پیام عاشوراست

دارد از دولت ولای حسین

کعبه هم بوی کربلای حسین




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/07/6 | 12:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای قربانیان مظلوم حادثه جانسوز منا-محکومیت آل سعود


بعد یك عمر منتظر ماندن

اسم بابا در امده امسال

شادی از چشمهاش معلوم است

همه یِ خانه سر خوش و خوشحال

 

یازده سال ِ منتظر مانده

زائر خانه ی خدا بشود

یازده سالِ گریه میكرده

راهیِ مروه و صفا بشود

 

وقت رفتن برای بدرقه اش

همه تا پای كاروان رفتیم

زیر قرآن كمی تبسم كرد

گفت نامهربان ،گران ،رفتیم

 

هركسی حاجتی به او میگفت

بچه ام را دعا بكن حاجی

مادرم مدتیست بیمار است

جای ماهم صفا بكن حاجی

 

در مدینه بقیع یادم باش

هر كسی داشت خرده حاجاتی

خواهر كوچكم صدایش زد

یك لباس عروس و سوغاتی

 

رفت بابا سوار ماشین شد

بغض مادر كه ناگهان تركید

گفت باگریه و دعایی خواند

به سلامت برید و برگردید

 

تِِلِفن زد پدر به او گفتم

ریسه های حیاط را بستم

كار دارد هنوز كوچه ولی

سخت دلتنگ و منتظر هستم

 

گفت مُحرم شدیم در شجره

حس وحالش شده است معراجی

گفت باید كچل شوم پسرم

بعد ازین ها به من بگو حاجی

 

خواهرت هر چه گفته بود آنجا

همه را یك به یك خریدم من

راستی، ساعتی كه تو گفتی

هر چه گشتم ولی ندیدم من

 

گفت چونكه مدینه اولیٓ است

قبل عید غدیر میآید

كارها را عقب نَیٓندازم

به خیالی كه دیر میآید

 

تِلِفن قطع شد وٓ ما هر روز

از رسانه پی خبر بودیم

گاه مشعر و گاه هم عرفات

چشم گردان، پیِ پدر بودیم

 

روز قربان حدود ساعت ده

خبری زود  حرف مردم شد

كشته های زیاد در عرفات

عید در كام مادرم گم شد

 

زنگ خانه مدام هی میزد

خبر از مكه و منا دارید؟

پدر آیا سلامت و خوب است؟

صدقه هم كنار بُگذارید

 

خواهر كوچكم نمیفهمید

مادرم منحنی و خم شده بود

انتظار و سكوتِ نافرجام

خانه یكسر تمام غم شده بود

 

اسمها را دوباره میخواندیم

دارد آمار میرود بالا

صد و ده _نه  دویست _نه  سیصد

ناگهان اسمی آشنا حالا

 

مادر از حال رفته غش كرده

چند زن دور او به دلداری

خواهرم كوچك است دق نكند

پس كجایی پدر بیا یاری

 

صوت قرآن  صدای الرحمان

راه را طی نكرده  برگشتیم

خواب هستم و یا كه بیدارم

چقدر زود بی پدر گشتیم

 

گفته بودی كه زود میآیی

قول دادی درست قبل غدیر

پای قولت چرا نماندی پس

حق بده پس اگر شدم دلگیر

 

داده بودم برات بنویسند

روی یك پرچم بلندِ سه رنگ

پدرم حجُ وسعی تو مقبول

وٓكنارش دوبیت شعر قشنگ

 

چقدر نقشه بود توی سرم

مثلاً نقل وقت آمدنت

گوسفندی برات سر ببریم

یك عرق چین به رنگ پیروهنت

 

كارتهایی كه نام تو خورده

دعوت دوستان به صرف نهار

چه بگویم به دخترت بابا

نه ، نمانده براش صبر و قرار

 

چه كسی میدهد به او پاسخ

گونه ای كه به او زیان نرسد

كاش ساكی كه پر ز سوغاتی است

هرگز اینجا به دستمان نرسد

 

چِقٓدٓر زود دیر شد بابا

خستگی مانده است تویِ تنم

از سفر قبل امدن باید

ریسه ها را یكی یكی بِكَنَم

 

راستی گوییا اجل نگُذاشت

سر خود را كچل كنی بزنی

گفته بودی بگویمت حاجی

حاج بابای مهربان منی




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/5 | 11:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


جماعتی که ره آفتاب می بندند

هنوز هم به رخ خود نقاب می بندند

به پای محکمۀ عدل با هزاران جرم

لبان خویش به روی جواب می بندند

به پشت سنگراسلام اهل نیرنگند

برای حیله رهی از سراب می بندند

چه غافلند به دنیا تمام طایفه ای

که دل به خانۀ سست حباب می بندند

برای کشتن اولاد او علم شده اند

اگرکه دست علی را طناب می بندند

نخوانده اند زهجده ورق اگر سطری

ولی به دست جهالت کتاب می بندند

به خون محسن زهرا نوشته شد این قوم

به روی غنچۀ ششماهه آب می بندند

به شوق ریختن خون پاک ثارلله

به روی دست شقاوت خضاب می بندند

**

کجاست منتقم  کربلا،که یارانش

کمر به یاری این انقلاب می بندند 




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/5 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


آتش کینه شعله ها دارد

در دل سر سپرده های یهود

لعنت حق به هرچه وهابی

لعنت فاطمه به آل سعود

 

عرضه داریم حجکم مقبول

با شماها منا منا شده است

خونتان نذر کاروانی که

راهی دشت کربلا شده است

 

ای کسانی که دیده بر راهید

مثل ام البنین شدید شما

برنگشتند حاجیان او

همه بی سر شدند کرببلا

 

معرفت را تمام کرده فقط

غرق در شور و شین گریه کنید

چون که مادر ندارد این آقا

همه یاد حسین گریه کنید

 

پیکر کشته هایتان سالم

غسل داده و با کفن آید

چند وقت دگر ولی زینب

همره پاره پیرهن آید

 

ناله زد آه یا رسول الله

از همه هستی ام همین مانده

دیدمش بی سر و بدون کفن

ته گودال بر زمین مانده




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/5 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


کاروان از هفت شهر عشق و عرفان بگذرد

راه بیت الله اگر از هند و ایران بگذرد

مهربانا! یک دو جامی بیشتر از خود برآ

مست تر شو تا غدیر از عید قربان بگذرد

«خون نمی خوابد» چنین گفتند رندان پیش از این

کیست می خواهد که از خون شهیدان بگذرد؟

نغمه اش در عین کثرت، جوش وحدت می زند

هرکه از مجموع آن زلف پریشان بگذرد

پرده ی عشّاق، حاشا بی ترنّم گل کند

شام دلتنگان مبادا در غم نان بگذرد

وای روز ما که در اندوه و حرمان سر شود

حیف عمر ما که در دعوا و بهتان بگذرد

خون سهراب و سیاوش سنگ فرش کوچه هاست

رستمی باید که از این آخرین خوان بگذرد

کاشکی این روز ها بر ما نمی آمد فرود

حسرت این روز ها بر ما فراوان بگذرد

کافر از کافر گذشت و گبر یار گبر شد

کاش می شد تا مسلمان از مسلمان بگذرد

حال و روز عاشقان امروز بارانی تر است

نازنینا! اندکی بنشین که باران بگذرد

از شراب مشرق توحید خواهد مست شد

گر نسیمِ هند، از خاک خراسان بگذرد




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/5 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت آل سعود


یاران ،سبکباران، چه زیبا پر گرفتند

خوش در کف اخلاص جان و سر گرفتند

آنانکه تن را ،همره جان میکشاندند

با پای سر خود را به مسلخ میرساندند

با جان و دل، چون رو به قربانگاه کردند

خود را همه ،قربانیِ الله کردند

مَحرم شدند و مُحرم مقصود ماندند

در حالت سجده بر آن مسجود ماندند

حج را ، چه ابراهیمیان آوازه دادند

حجاج بیت الله، درسی تازه دادند

یاد شهیدان را دوباره زنده کردند

خود را فدای امتی رزمنده کردند

این جان سپردن ها به ما پیغامی آورد

امواجی از بیداری اسلامی آورد

شد مفتضح آل سعود، آماده باشید

تا رفتن قوم یهود، آماده باشید

جرثومه کفار اینک رفتنی شد

تابوی استکبار بی شک مردنی شد

هر جا که هر دولت درافتد با ولایت

ضرب المثل گردد در عالم، بی کفایت

مُشت ابوسفیانِ استکبار وا شد

آمال دُور مشرکین باد هوا شد

ما با بنی مروان و مرهب در ستیزیم

با دشمنان دین و مذهب در ستیزیم

ما بولهب های زمان را میشناسیم

شیطان پرستان جهان را میشناسیم

ما کاخ های شیشه ای را رَد گرفتیم

رَد سران مشرک و مرتد گرفتیم

امروز با دشمن ،مسلمان آشنا شد

سرتاسر جغرافیای دین، منا شد

امروز مسلخ از یمن، تا قلب شام است

از بیت مَقدَس ،تا دل بیت الحرام است

این فتنه ها پرورده قوم یهودند

بازیگر این فتنه ها آل سعودند

اهل بصیرت بعد از این آماده تر شد

این امت آزاده بس آزاده تر شد

نسلی که خود را با شهادت روبرو دید

راه شهید کربلا را پیش رو دید

ما کربلا را کعبه دل میشماریم

شش گوشه را چون قبله دل میشماریم

پشت سر رهبر، نماز آنجا گذاریم

پا در رکاب مهدی زهرا گذاریم

***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: اشعار حج،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/5 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-ماه ذی الحجه


بـه کعبـه روی نهـادم کـه دور یـار بگردم

کجـای خانـه بـه دنبـال آن نگـار بگـردم

میان این همه حاجی کجاست حاجی زهرا

کـه هـر نـفس بـه فدایش هزار بار بگردم

مقام و زمزم و رکن و حطیم را همه گشتم

کنـار حجـر روم، یـا بـه مستجـار بگردم؟

میـان خلـق دویـدم که در کنار تو باشم

بگـو چقـدر بـه هر گوشه و کنار بگردم

دلم گرفته بگـو ای عزیـز فاطمـه تا کی

تو را نبینم و بر گرد ایـن جـدار بگردم؟

به شوق این که فقط زیر سایۀ تو بمیرم

چو آفتاب به هر کوه و کوهسار بگردم

اگر چـه گـرد رهم با نسیم در به درم کن

که در هوات به هر شهر و هر دیار بگردم

خدا گـواست که نـومید نیستم ز وصالت

اگر چـه دور تو تـا دور روزگار بگردم

بـه انتظار قسـم بـا خـود این قرار نهادم

که در هـوای تـو تـا وقت انتظار بگردم

عنـایتی کـه همـه عمـر «میثم» تو بمانم

بسـان میثـم تـو دور چـوب دار بگردم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/07/17 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بیت الله الحرام(مکه)


كرد چون از امر خلاق جلیل

كعبه را برپا به دست خود خلیل

پس به خود بالیده و بنمود افتخار

كاین منم معمار بیت كردگار

بانی فرخنده بیت داورم

هم خلیل الله و هم پیغمبرم

حق پرستان را ولی بر حقم

رهروان را رهنمای مطلقم

تا ابد پاینده بادا این مقام

زانكه باشد قبله گاه خاص و عام

خانه امید مردان خداست

ملجاء درماندگان بینواست

مقصد و مقصود هر آزاده ایست

دستگیر هر ز پا افتاده ایست

باغ رضوان با صفایش بی صفاست

آن صفا تا این صفا را فرق هاست


ادامه این شعر

موضوع: اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/4 | 03:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حاجیان بیت الله الحرام


ای که در کوی وفا ی دوست تنها می روی

مست وحدت در مقام قرب یکتا می روی

می روی تا در حریم کعبه بینی روی دوست

تا کنی آیینۀ دل را مصفا می روی

شسته ای از شوکت و مال و منال خویش دست

فارغ از اندیشۀ امروز و فردا می روی

راز وحدت بین در آن سامان که با شاه و گدا

یکزبان و یکدل و یکسان و یکجا می روی

حالیا تا محرم اندر کوی جانان گشته ای

با صفای دل بر محبوب یکتا می روی

پاک از نور حقیقت لوح دل کن چون کلیم

گر پی دیدار حق در طور سینا می روی

راه بس دشوار و شیطان سد راه است ای رفیق

هان مشو غافل که این ره بی محابا می روی


ادامه این شعر

موضوع: اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/3 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حجاج بیت الله الحرام


از خاک می روم که از آیینه ها شوم

ها می روم از این منِ خاکی جدا شوم

من زاده ی زمینم و تا عرش می روم

پر می کشم، مسافر اُمّ القری شوم

این چند روز، فرصت خوبی است تا که من

از چند سال بندگیِ تن جدا شوم

تا نقطه ی عروج دل خویش پر زنم

از خود جدا شوم، همه محو خدا شوم

با جامه ای سپیدتر از بخت آفتاب

از تیرگی از این همه ظلمت رها شوم

لب را به ذکر قدسی لبیک وا کنم

با اهل آسمان و زمین هم صدا شوم

در لحظه ی طواف بگردم به گرد یار

سرگشته چون تمامیِ پروانه ها شوم

در جستجوی زمزم جوشان عاشقی

از مروه تا صفا بروم با صفا شوم

حرف تمام شعر همین است؛ این که من

در خود فرو بریزم و از نو بنا شوم




موضوع: اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/07/18 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

زیارت بیت الله الحرام


یا رب، امسال بدان رکن و مقامم برسان

کام من دیدن کعبه است و به کامم برسان

دولت وصل تو هر چند که خاص است، دمی

عام گردان و بدان دولت عامم برسان

جز به کام مدد عون تو نتوان آمد

راه عشق تو، بدان قُوت و کامم برسان

صبرم از پای در آمد، تو مرا دست بگیر

به سر تربت این صدر همامم برسان

چون هلال ار بپسندی که بمانم ناقص

به جمال رخ آن بدر تمامم برسان

هندوی آن درم ار خواجه جوازی بدهد

صبح بیرون برو روز است به شامم برسان

گر بدان روضه گذارت بود، ای باد صبا

عرضه کن عجز و زمین بوس و سلامم برسان




موضوع: اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/29 | 03:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حجاج بیت الله الحرام


تو دور می شوی از خویش تا رها باشی

دو روز سر زده همسایه ی خدا باشی

سفر به مرکز ثقل زمین، به چشمه ی وحی

رها از این همه آشوبِ ادّعا باشی

درست مثل تولد، نه مثل لحظه ی مرگ

کفن بپوشی و از زندگی جدا باشی

در آسمانی لبیک، بال و پر بزنی

که با ملائکه با روح همصدا باشی

و هفت بار بچرخی و رو نچرخانی

به پاس حرمت آیینه بی ریا باشی

شکوه دامن هاجر تو را بر انگیزد

نسیم هروله از مروه تا صفا باشی

تبر به دوش بگیری و مثل ابراهیم

به جانِ بتکده ی نفس خود بلا باشی

پرنده باش و رها باش، بال و پر وا کن!

تلاش کن که تو پایان ماجرا باشی




موضوع: اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/07/18 | 04:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو