حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه


با تَضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد

با خدای خویش از راز مگویش حرف زد

دست بر زیر محاسن برد و گفتا: پیشکش

از خطوط صورت و زیر گلویش حرف زد

هربلایی بود را روز ازل با جان خرید

جان چه قابل، جان به کف از آبرویش حرف زد

از گلستانش ،جوانش از هر آنچه داشت گفت

از گل ششماههء خوش رنگ و بویش حرف زد

هق هق مولای ما آن دشت را شرمنده کرد

از علی اکبر و از خلق وخویش حرف زد

در مناجاتش گریزی زد میان قتلگاه

از همان سینه که می آیند رویش حرف زد

سینه ی خود را برای سم مركب ها گذاشت

لحظه ای كه از جنایات عدویش حرف زد

ماجرا را دید تا آنجا که بین راه شام

دختر آمد پای نیزه با عمویش حرف زد:

با عمو میگفت اینجا هستی و ما را زدند؟

از لبس از گونه اش از تار مویش حرف زد

یاد ضرب سنگ ها و خون پیشانیش بود

وقتی از نوع نماز و از وضویش حرف زد

شرح داد و شرح داد و شرح داد و شرح داد

از تمام ماجرا و مو به مویش حرف زد

ناگهان آمد ندایی از خدا محبوب ما

مست شو طوری كه نتوان از سبویش حرف زد...



موضوع : روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

مناجات روز عرفه-حضرت مسلم بن عقیل(ع)


هواى وصل تو ما را کشانده تا اینجا

کریم شهر گدا را کشیده تا اینجا

ز بسکه دست گرفتى همین بزرگى تو

گداى بى سر و پا را کشیده تا اینجا

همینکه گفت گنهکار یا کریم العفو

دل شکسته خدا را کشیده تا اینجا

شمیم پیرهن یوسف اید از عرفات

صداى روضه شما را کشیده تا اینجا

یقین کنم که تا دسته ها به راه افتاد

نواى ما شهدا را کشیده تا اینجا

حسین گفتن ما مسلمیه هر سال

نسیم کرب و بلا را کشید تا اینجا

صداى پاى محرم به گوش مى آید

حسین قافله ها را کشیده تا اینجا

بنى گفتن یک مادرى شب جمعه

چقدر اهل بکا را کشیده تا اینجا

سخن ز موى پریشان زینب کبرى

امام صاحب عزا را کشیده تا اینجا

به یار نیزه سوارش به گریه زینب گفت

کمند زلف تو ما را کشیده تا اینجا

ز روى بام کسى ناله زد حسین ببخش

که نامه هام شما را کشیده تا اینجا

عزیز من نگرانم دلم چه بى تاب است

دگر زمانۀ آوارگى ارباب است



موضوع : مسلم ابن عقیل، روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

امام زمان(عج) مناجات روزعرفه-زمزمه


هر سال عرفه دلم می‌گیره

از هجر تو دم به دم می‌گیره

آشفته و بی‌قرار و خسته

بازم دلامونو غم می‌گیره

 

توی شب غم سحر نیومد

امید چشای تر نیومد

بازم منم و چشم انتظاری

خورشید من از سفر نیومد

 

دلتنگی‌مو جمعه‌ها میارم

تو محراب جمکران می‌بارم

اما همه آرزومه آقا

آخر رو پای تو سر بذارم

 

لب تشنه ولی تشنه‌ی نورم

احساس می‌کنم که از تو دورم

باشه دل من شبیه سنگه

اما برا تو سنگ صبورم

 

دلخسته‌ام از فراق و غربت

کاشکی دعاهام بشه اجابت

کاشکی یه شب جمعه بیائی

در سایه‌ی تو بریم زیارت

 

وقتی تو حرم قیامتیه

وقتی که شب زیارتیه

آتیش می‌گیره دل از فراقش

سهم دل من بی‌طاقتیه

 

بی‌تاب بهشت عالمینم

در حسرت بین‌الحرمینم

دلتنگ طواف کربلا و

دلتنگ زیارت حسینم

 

روضه می‌گیره بوی گل یاس

قلبم می‌شه غرق شور و احساس

وقتی می‌شه حرف لب تشنه

دل پر می‌زنه تا کف‌العباس



موضوع : روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه


ای امیر عرفه دست من و دامانت

جان به قربان تو و گردش آن چشمانت

ای امیر عرفه ذكر لبت را قربان

حال پر سوز و غم نیمه شبت را قربان

ای امیر عرفه روح مناجات توئی

مشعر و سعی و صفا مروه و میقات توئی

ای امیر عرفه حالِ مناجات بده

بر گدای حرمت وقت ملاقات بده

ای امیر عرفه گرچه سراپا دردم

گر بیائی به خدا دور سرت می گردم

ای امیر عرفه دیدۀ پر آب بده

دل بیتاب مرا با نگهی تاب بده

ای امیر عرفه فیض دمت را قربان

دل دریایی لبریز غمت را قربان

ای امیر عرفه تنگ غروب است بیا

سر زدن بر فقرا سرزده خوب است بیا

ای امیر عرفه حاجی زهرا برگرد

جان زهرا دگر از خیمۀ صحرا برگرد

ای امیر عرفه خنده بزن بر رخ من

جان زینب بده روز عرفه پاسخ من

ای امیر عرفه! ذكر مدام است بیا

كار این عاشق دلخسته تمام است بیا

ای امیر عرفه دیدن رویت عشق است

مردن امشب به خدا بر سر كویت عشق است

ای امیر عرفه جان گل یاس بیا

آخر مجلس ما روضۀ عباس بیا

ای امیر عرفه در عرفاتی امروز

یا كه در علقمه ی شاه فراتی امروز

ای امیر عرفه شرح بده خود بر من

سر عباس كجا ضرب عمود آهن!!



موضوع : روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه


ای یوسف غریب به کنعان نیامدی

تنهاترین مسافر دوران نیامدی

گویند بوی پیرهنت میرسد ولی

ما مانداه ایم و وعدۀ خوبان نیامدی

دارد هنوز نسل جوان پیر میشوند

طولانی است قصۀ هجران نیامدی

خضر انتظار لحظۀ دیدار میکشد

یعقوب دهر بهر تو گریان نیامدی

ایمان چو شعله ایست کف دست مومنین

شد سخت آزمایش ایمان نیامدی

گاهی شکست حرمت والای اهلبیت

گاهی شکست حرمت قرآن نیامدی

قوم یهود،قوم نجس،قوم بچه کش

در قدس و کعبه اند به جولان نیامدی

آتش به جان امت اسلام میزنند

هر جا که هست جمع مسلمان نیامدی

دارند عاشقان شما کشته میشوند

ای پاسدار خون شهیدان نیامدی

خون حسین منتظر انتقام توست

زینب تو را صدا کند از جان نیامدی

ای زائر غریب حرمهای اهلبیت

محصور شد حریم تو جانان نیامدی

اینک اهانتی به مقام خلیل شد

کعبه اسیر فتنۀ طوفان نیامدی

ما را برای لشگر خود انتخاب کن

آماده ایم پای تو هر آن نیامدی

با اهل روضه در عرفه وعده کرده ای

اینجا کسی نگفت پریشان نیامدی

میگفت با عموی تو سالار کربلا

رفتی ولی به خیمه ز میدان نیامدی



موضوع : روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه


ای دعای حسین در عرفات

هم صدای حسین در عرفات

لابه لای دعا تو را می خواند...

آشنای حسین! در عرفات

عرفات تو دیدنی باشد

مبتلای حسین در عرفات

ندبه های ظهور می خوانی

پابه پای حسین در عرفات

آن دعا را همیشه می خوانی

با نوای حسین در عرفات

می کنم زمزمه اباصالح

حاجی فاطمه اباصالح

ای شعاع حسین در عرفات

انتظار حسین در عرفات

خیمۀ تو بهشت آن صحرا

ای بهار حسین در عرفات

تو بیا تا که عالمی بیند

اقتدار حسین در عرفات

حاجیان میهمان تو هستند

سفره دار حسین در عرفات

دل دریائی ات همیشه بود

بیقرار حسین در عرفات

بین مهدش تو را صدا می زد

شیرخوار حسین در عرفات

جان آن کودک گلو پاره

برغم فاطمه نما چاره



موضوع : روز عرفه، 
یکشنبه 1395/06/21

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه


به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم

باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم

بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی

که شدی "ساحل امن من و کشتی نجاتم"

باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری

تشنه ام؛تشنه ی لبهای عطش ناک فراتم

باید احرام ببندم به طواف حرم تو

من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم

با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری

مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم

با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم

باز گریان تماشای قتیل العبراتم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : روز عرفه، 

امام زمان(عج)-مناجات


کنار بیت خدایی به یاد ماهم باش

به مروه یا به صفایی به یاد ماهم باش

در استلام حجر نیز یادی از ما کن

همین که گرم دعایی به یاد ماهم باش

چو دور کعبه طواف آوری به کعبه قسم

تو کعبۀ دل مایی به یاد ماهم باش

به ما که رو نگشودی ، به ما نگاهی کن

ز ما اگر که جدایی به یاد ما هم باش

کنار زمزم اگر یاد کام خشک حسین

نظر به آب نمایی به یاد ماهم باش

کنار حجر همان لحظه ای که اشک فشان

به سید الشهدایی به یاد ماهم باش

دمی که از در باب السلام اشک فشان

به سوی بیت می آیی به یاد ماهم باش

کنار قبر رسول خدا کنار بقیع

مقیم کرب و بلایی به یاد ماهم باش

مقیم شهر نجف کاظمین سامرا

کنار قبر رضایی به یاد ماهم باش

چنان که گرم دعایی به ما دعایی کن

همین که یاد خدایی به یاد ماهم باش



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، اشعار حج، روز عرفه، 
جمعه 1394/11/2

امام زمان(عج)-مناجات


چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را؟!

چه علتی بیاورم ندیدن مدام را؟!

شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی

ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

منم که از تو دورم و صدای تو نمی رسد

وگرنه که تو می‌دهی جواب هر سلام را

نشانه‌های آخرالزمان رسیده پشت هم

وکرده است جابجا حلال را، حرام را

کم از جهاد نیست انتظار تو در این زمان

نه ساده نیست، هر کسی ندارد این مقام را

به این یقین رسیده‌ام که دیدنت ملاک نیست

جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟!

تو روزی عدل و داد را اقامه می‌کنی و من

ز نام قائمت فقط بلد شدم قیام را

بعید نیست عاقبت فقط بخاطر حسین

تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را

بیا بخواه خون آن ذبیح را که ذبح او

به کربلا تمام کرد حج ناتمام را



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، روز عرفه، خروج از مکه به کربلا، 
چهارشنبه 1394/07/1

مناجات با خدا-عرفه


عاشقان مدارج عالى

در عروجند با سبکبالى

از خداوند پر شدم دیشب

تا مرا کرد از خودم خالی

دل دنیا گریز باید داشت

معرفت نیست جنس بقالی

ذبح کردم تعلقاتم را

جای آن گوسفند هر سالی

تا که یکبار هم شده راحت

بزنم دور تو پر و بالی

بار اگر بار عشق معشوق است

راضیم من به شغل حمالى

خاک پاى تو را به من دادند

نیست مانند من خوش اقبالى

پوزه ام را به پات می مالم

دست خود را سرم که می مالى

جبرییل تو می شویم اگر

برسد از تو غوره کالى

ما فقیران اگر غذا نرسد

بیشتر می کنیم خوشحالى

گریه های جوانیم حتماً

می دهد بار در کهنسالی

عرفه آمد و همه رفتند

سمت گودال "جاى ما خالى"

***

همه رفتند ساربان هم رفت

تو هنوزم میان گودالى

به تو دستم نمیرسد، اصلاً...

تو برایم همیشه آمالى



موضوع : مناجات با خـدا، روز عرفه، 
چهارشنبه 1394/07/1

امام زمان(عج )-مناجات روز عرفه


عرفاتیان عالم خبر از سپیده دارم

گل شبنمی پی گل ز سرشک دیده دارم

به طلوع محشر حق ز جمال دلبر حق

مه پرتو افکنی در افق سپیده دارم

پی جلوه ای خدایی پی یار کربلایی

ز فضای خودستایی دل و جان رمیده دارم

برود دلم اسیری پی مرکب امیری

که به شوق او وجودی به جنون رسیده دارم

پی خیمه ی نگارم پی یار گلعذارم

شده ام کبوتر غم دل پر کشیده دارم

ز حیات جاودانه ز بهار عاشقانه

سخن از نسیم عشقی که به دل وزیده دارم

ز چفیه های پر خون ز بسیجیان مجنون

سخن از کبوتران ز قفس رهیده دارم

تب معرفت ندارم سر عافیت ندارم

به جهاد انتظار علوی عقیده دارم

نه ز دلبر دل آرا که ز جاهلان دنیا

ز معاندان غافل گله ها عدیده دارم

عرفات سینه خون شد حرم از حرم برون شد

عرفات بی ولایت ؟! غم این پدیده دارم

عرفات سینه ی من حرم و مدینه ی من

طلب ظهورت ای جان ز گل شهیده دارم



موضوع : روز عرفه، 
چهارشنبه 1394/07/1

امام زمان(عج )-مناجات روز عرفه


آخر نشد شبیه شهیدان دعا کنم

با ناله های خویش دلت را رضا کنم

احرام بسته اَت نشدم مثل حاجیان

دل را چگونه با عرفه آشنا کنم

ای کاش مَحرم جَبَل الرحمه اَت شوم

تا در رکاب آیم و در خون شنا کنم

تَرویه چیست روز گرفتاری شماست

کاش ای غریب درد شما را دوا کنم

یک عمر از عطای تو حاجت روا شدم

روزی رسد که حاجتتان را روا کنم

آخر گدای سامره مَرد خدا شود

یعنی به جای غیر ، شما را صدا کنم

آقا منم غلام سیاه سپاه تو

ناقابل است جان من ، اما فدا کنم

آنانکه بر علیه تو شمشیر بسته اَند

با اذن تو سر از تن آنها جدا کنم

هرگاه تو اجازه دهی می زنم به خط

کز مشرکین برائت خود بر ملا کنم

عمری است ، من که گریه کنِ بی کفن شدم

حیف است بهر خود کفنی دست و پا کنم

با روضه های قافله دل های خسته را

ارباب اگر اراده کند ، کربلا کنم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، روز عرفه، 
جمعه 1393/07/11

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه


دلم  از  غیر شما  میل جدایی دارد

پر و بالی بدهی شوق رهایی دارد

لحظه ای رخ بنما ، در عوضش جان بستان...

عالم عشق، عجب حال و هوایی دارد!

سر کوی تو ، گدا هر که شد ، آقایی کرد

هر که شد بی سر و پایت ،سر و پایی دارد!!

روز  محشر  همه ی  مدعیان  می بینند...

که  غلام  در این  خانه ، چه جایی دارد!!

دست بر سر مکن  اینقدر  مرا  با مرهم

طالب زخم  چه حاجت  به  دوایی  دارد!

اجلم  را   نرساند  گنهم ... دل  با تو...

وعده ی یک   سفر کرب و بلایی دارد!

ای خوشا روزی هر کس عرفه پیش شماست

صحن بین الحرمینت چه صفایی دارد

دل  اگر  دل بشود ؛ هر قدمش با آقا...

روضه ی دست و علم شور و نوایی دارد!

سر از  کاسه  شکسته  شده  دیگر آخر...

بین این پارچه ، بر نیزه چه جایی دارد؟؟!!!

آنطرف جسم به همراه  زره  غارت  شد...

این طرف خواهرش انگار دعایی دارد...

ای خدا بر گره معجر من  رحمی کن

حرمله دیده ی  تیز و  بی حیایی دارد!!

***

با تشکر از مداح و شاعر اهل بیت (ع) حاج حبیب نیازی



موضوع : روز عرفه، 
سه شنبه 1392/07/23

امام زمان(عج)-مناجات عرفه


تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره

دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره

این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم

با گریه یاد غربت عزیز نرگس می كنم

تا كه بیای تو از سفر تا كه ببینی حالمو

نذر نگاهت می كنم این اشكای زلالمو

میون طوفان غمت شكسته بال و پر من

كاشكی بیای پا بذاری به روی چشم تر من

كوچه رو صبح جمعه ها هم نفس بوی گلاب

با مژه جارو می زنیم با اشكامون می پاشیم آب

كاشكی بیای و سوغاتی برام بیاری بوی سیب

یا كه یه مهر و تسبیح از تربت ارباب غریب

كاشكی بیای برامون از تشنگی و آب بخونی

بیای رو منبر بشینی روضۀ ارباب بخونی

مسلمیه دم بگیری با گریه و شور و نوا

بیای و با هم بخونیم "حسین من كوفه نیا"

كوفه نیا كه اینجاها قحطی آبه به خدا

حرمله چشم انتظار طفل ربابه به خدا

اینجا تموم مردمش تشنۀ خون لاله اند

با كعب نی منتظر رقیۀ سه ساله اند

همه با فكر انتقام روز می كنن شباشونو

نعلای تازه می زنن تموم مركباشونو

رو خاك گرم كربلا سه روز می مونه پیكرت

خورشید نیزه ها می شه اینجا سر مطهرت



موضوع : روز عرفه، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1392/07/23

امام زمان(عج)-مناجات عرفه


قربان چشم یار که مانده به راه من

از دور هم به سوی تو باشد نگاه من

من از قرارگاه شب قدر آمدم

یعنی غروب مُزدلفه شد پناه من

بیچاره می شوم اگر از تو جدا شوم

دستم بگیر ای غم تو تکیه گاه من

دارم امید یک عرفه مَحرمَم کنی

با من بگو بیا که تویی از سپاه من

عمری است روزگار من آباد بود و هست

یک آن مباد از تو جدا سال و ماه من

از سروِ قامت تو چو قدها خمیده شد

بنگر چه آمده است به روز سیاه من

هر قدر طی کنم به تو جانا نمی رسم

آخر بگو  بگو که چه باشد گناه من

من هرچه می کشم  ز دل خویش می کشم

وز سوز آه توست همه سوز و آه من

این دیده خیمه گاه علمدار کربلاست

آقا بزن قدم تو در این خیمه گاه من

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده 



موضوع : روز عرفه، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1392/07/23

امام زمان(عج)-مناجات عرفه


ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم

به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟

تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من ‌کند رو؟

من اگر به تو نگویم به که درد خود بگویم؟

اگرم ز در برانی دگر آبرو ندارم

به خدا نمی‌گذاری که بریزد آبرویم

به گناه بی‌شمارم، ز تو سخت شرمسارم

خجلم از این که حتی نمی‌آوری به رویم

من اگر تو را ندیدم تو به من گشای چشمی

چه شود به یک نگاهت بدهند شستشویم؟

تو کنار من نشستی و من از تو دور ماندم

قدمت به روی چشمم قدمی بیا به سویم

من اگر سیاه رویم تو تمام چشم لطفی

به سیاهی‌ام نبینی که سفید گشته مویم

ز هوا پرم درونم چو درون طبل خالی است

تو بیا و اکتفا کن ز کرم به های و هویم

تو به من تبسمی کن تو ز من بپرس حالی

که تمام عرض حالم شده عقده در گلویم

نگهی به «میثمت» کن که بوَد چو جام خالی

چه شود اگر بریزی تو شراب در سبویم



موضوع : روز عرفه، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1394/07/1

عرفه


عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی

میهمـان حـرمِ  جود و سخـایم کردی

فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی

تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی

دل ما را بسوی خویش کشیدی یا رب

بـاز از پنجـۀ این نفس  رهایم کردی

تا نیارم به سوی هیچ کسی روی نیـاز

بـر در رحمت و امیـد گــدایم کردی

کرمت هیچ مرا فـرصت گفتـار نـداد

هرچه می خواستم ای دوست  عطایم کردی

حـالم ازحال دعـای عـرفه بخشیدی

بـا چنین حـال تو راهی منـایم کردی

گفتی اوّل نظرت هست به زوار حسین

عـاشق و شیفتــۀ کـرببـلایم کردی

چـون سبکبـال شـدم تا حرم  کرببلا

همـره و  همسفـر پیک  صبایم کردی

کـربـلا گفتم و فریاد ز جانم  برخاست

شکـرلله کـه چنین غرق  نوایم کردی

همره زمـزم اشکی که مرا بخشیـدی

حاجی کعبــه ایمــان و  وفایم کردی

چون «وفائی» تو مرا عشق و سعادت دادی

تا که مشغـول مناجات و دعایم کردی



موضوع : روز عرفه، 
دوشنبه 1392/07/22

عرفه


کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات

دست ما را برساند به دعای عرفات

موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟

گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات

خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز

که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات

دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی

تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات

نیست جز از جگر خونی شان این همه گل

نیست جز از نفس زخمی شان این برکات

یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست

عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات

پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم

به منا با سر رفتی پی رمی جمرات

به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست

تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات

تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع

تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات

ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق

که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات

مرحبا آجرک الله بزرگا مردا

نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات

شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود

جان ناقابل من چیست که گویم به فدات

تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟

از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات؟

جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی

پای این سفره که نور است و سلام و صلوات



موضوع : روز عرفه، 
دوشنبه 1392/07/22

عرفه


ظهر زیبای وقوفه یه وقوف آفتابی

یه وقوف عاشقونه زیر آسمون آبی

عرفات چشش به راهه تا وقوفتو ببینه

تا که یک لحظه کنار صاحب خودش بشینه

ظهر زیبای وقوفه کاش منم وقف شما شم

تا یه صبح عید قربون نذر آقای منا شم

من نشستم اینجا مثل یه گدای سرراهی

بین این همه سفید پوش با لباس روسیاهی

میگن امروز عرفاته گدایی فعل حرومه

آخه بخشیدن تو این روز از قدیم رسم و رسومه

بزار یک کم خودمونی درد دل کنم دوباره

بزار تو شبای تارم بریزم یه کم ستاره

گناهام بسکه زیاده کی میتونه بشماره؟

چاره ای برام بساز تا هی بهم نگن بیچاره!

خاک عالم تو سر من که بیچاره ی گناهم

جوونیم هزینه شد، رفت، تو اجاره ی گناهم

کمک کن که دوباره سر سجاده بشینم

تا زیر این آسمونا یک کم افتاده بشینم

دست بکش به روی چشمام هوس نگاتو کردم

یه پر و بالی بده که دوباره هواتو کردم

دستمو بگیر بلند شم قصد کربلاتو کردم

هوس بارون گریه توی روضه هاتو کردم

اجازه می دید که قبل از اینکه ما دعا بخونیم

یک کمی از عرفات کربلایی ها بخونیم



موضوع : روز عرفه، 
دوشنبه 1392/07/22

عرفه


لبیک که در دل عرفات است و منایم

لبیک که از خویش نمودند جدایم

لبیک که سر تا به قدم محو خدایم

لبیک که امروز ندانم به کجایم

پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم

گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم

آن وادی سوزنده که دل راهسپارش

پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش

دارند همه رنگ خدائی زعبارش

هر کس به زبانی شده همصحبت یارش

قومی به مناجات و گروهی به دعایند

از خویش سفر کرده در آغوش خدایند

این جا عرفات است و یا روح من آن جاست

هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست

پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست

این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست

این سوز حسین است که خود بحر نجات است

می سوزد و مشغول دعای عرفات است

دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بود

ما غافل و در وادی مشعر خبری بود

در محفل حجاج صفای دگری بود

اشک شب و حال خوش و سوز جگری بود

هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت

اما نتوان گفت که مهدی چه شبی داشت

ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید

آیا اثر از گمشدهۀ شیعه ندیدید؟

آیاد دل شب نالۀ مهدی نشنیدید

آیا زگلستان رخش لاله نچیدید؟

آن گمشده مه تا به سحر شمع شما بود

دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود

امروز به هر خیمه بگردید و بجوئید

گرد گنه از آینۀ دیده بشوئید

در داخل هر خیمه بگردید و بجوئید

یابن الحسن از سوز دل خسته بگوئید

شاید به منی چهرۀ دلدار ببینید

از یار بخواهید رخ یار ببینید

امروز که حجاج به صحرای منایند

از خویش جدایند و در آغوش خدایند

لب بسته سراپا همه سرگرم دعایند

در ذکر خدا با نفس روح فزایند

کردند پر از زمزمه و ناله منی را

یک قافله بگرفته ره کرب و بلا را



موضوع : روز عرفه، 
دوشنبه 1392/07/22

امام زمان(عج)-مناجات روز عرفه


کیست از این بی نوا بیچاره تر

کیست در کویت ز من آواره تر

کیست در آوارگی صاحب مکان

هر کجا باشم کنار لا مکان

کیست این درمانده را گردد مجیب

غیر تو ای بهترین یار و حبیب

من بذکر نامت عادت کرده ام

مستی از جام سعادت کرده ام

وای اگر رویت بگردانی ز من

مستیِ کویت بگردانی ز من

من بدرگاه تو رو آورده ام

دیده ای در جستجو آورده ام

هرکه از درگاه خود می رانَدَم

نازنین ارباب من می خوانَدَم

من غبار کاروان را دیده ام

سوز زنگ قافله بشنیده ام

من هم آخر کربلایی می شوم

با دعایی نینوایی می شوم

با حسین و زینب و عباس او

می شوم همراه باغ یاس او

بر دعای اصغرش دل بسته ام

بر سه ساله دخترش دل بسته ام

با علی اکبر من و هم عهدی ام

تا ابد پای رکاب مهدی ام

خرّم آنروزی که عبدت می شوم

با سر و جان خرج عهدت می شوم

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده 



موضوع : روز عرفه، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1394/07/1

عرفه


تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه

شكسته كشتی دلم، به ناله های عرفه

بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما

ای گل سجاده نشین، به یك دعای عرفه

به روی خاك بسته‌ام، تیمم نیایشی

تو را قسم اشارتی، بر این گدای عرفه

دخیلِ بندِ خیمه‌ی عزیزِ آل كوثرم

شفا بده مریض را، تو ای شفای عرفه

قسم به جد اطهرت، قسم به اشك مادرت

به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌های عرفه

رها نمی‌كنم تو را، غریب دشتِ زمزمه

من و غروبِ قسم و تو و خدای عرفه

چه كرده‌ای تو با دلم، در این نسیمِ واپسین

به روضه‌ای مهار كن! تو عقده های عرفه



موضوع : روز عرفه، 
پنجشنبه 1391/08/4

به مناسبت روز عرفه


چه خوب شد عرفه، دلبرم صدایم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایم کرد

به دامن جبل الرّحمه، پا به پای حبیب

بـه آستان رفیــع دعــا رهــایم کرد

چه فرصتی که به همراه کاروان حسین

مســافر سفر دشـت نینوایم کــرد

ز سعی مروه و سعی صفا عبورم داد

به طُوف حجّ حقیقی، دل آشنایم کرد

بشارت ای همه جاماندگان ز لیله ی قدر

به عصر مزدلفه دلـبرم عطایم کرد

چه منّتی که در این روز معرفت، ارباب

به خوان نعمت العفوِ خود گـدایم کرد

منی که هیچ نبودم به شیء مذکوری

به حبّ فاطمه شایسته ی ثنایم کرد

به افتخار علی ره به بار عامم داد

که همنشین تمام فرشته هایم کرد

ز گریه، حوله ی احرام دلبرم خیس است

صدای ناله ی ارباب مبتلایم کرد

همه به حال دعای حسین می گریند

نوای یارب زینب پر از نوایم کرد

به دیده، اشک مناجات کودکان زیباست

ز گاهواره ی خود کودکی ندایم کرد



موضوع : روز عرفه، 
چهارشنبه 1394/07/1

روز عرفه


چون خدا طالب گدا شد باز

در رحمت به روی ما شد باز

بنده شرمنده ی  خدا شد باز

او خریدار اشک ما شد باز

خبر آمد گناه می بخشد

کوه عصیان به کاه می بخشد

روز الطاف کبریا، عرفه

مژده ی بخشش و عطا، عرفه

روز مهمانی خدا عرفه

السّلام علیک یا عرفه

من از ماه توبه جا مانده

بنده ای دور از خدا مانده

به سرم آمده بلا چه کنم؟

گشته ام سخت مبتلا چه کنم؟

به خودم کرده ام جفا چه کنم؟

نپذیری اگر مرا چه کنم؟

هیچ کس همچو من نمی خواهد

عبد توبه شکن نمی خواهد

من زمین خورده ام مرا نزنی

عبد افسرده ام مرا نزنی

در گنه مرده ام مرا نزنی

پی به خود برده ام مرا نزنی

تو ببین عذر اشتباه مرا

به روی من نزن گناه مرا



موضوع : روز عرفه، 





درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء