امام علی(ع)-مدح-شب قدر


اصلِ لذّت از مناجاتِ سحرهایم علیست

برترین مضمونِ احیا مدح مولایم علیست

بهترین سوگندِ پیغمبر به درگاه خدا

هر سحر، نامِ شَهَنشاهِ دو دنیایم علیست

حَیِّ سرمد بارها فرمود با ختم رُسل

قالعِ کفر و نفاق و شرکِ اعدایم علیست

از شب معراج چون برگشت احمد، فاش کرد

از ازل نوری که شد هم قدّ و بالایم علیست

لیلةُ القدرِ خدا زهراست، اما فاطمه

گفت: آری لیلةُ القدرم، که همتایم علیست

از حسن پرسید سلمان، سِرّی از مولا بگو

مجتبی فرمود: سِرُّالله بابایم علیست

گفت اربابِ شهیدم وصفِ ثارُالله را

خون‌بهای قطره قطره، خونِ رگهایم علیست

قائم آل محمد اینچنین فرموده است:

ذوالفقارم، یادگارِ جدِّ والایم علیست

یل یلِ اُم البنین، هِیبت ز حیدر برده است

هیبةُ اللّهیِ سالارِ دل آرایم علیست

چون حجاب از چشم ما یک لحظه بَردارد خدا

دیده خواهد دید جَنبُ الله، آقایم علیست

با کسی کاری ندارم، من غلامِ قنبرم

زانکه قنبر بندۀ درگاه مولایم علیست

فاتح بدر و حنین و خیبر و خندق علی

صاحب قلبِ پُر از حُبِّ تَولّایم علیست

زاهدِ شب، مَرد میدان، شیرِ حق، عبدِ خدا

معنیِ زُهد و وَرع، طاعات و تقوایم علیست

در طواف کعبه میگردم به گِردِ روی او

آبروی بیتِ حق، مولای یکتایم علیست

صحن ایوان نجف، دربارِ سلطان من است

کلب این درگاهم و هردَم تمنایم علیست

نام او نقشِ نگین خاتم پیغمبران

قبلۀ راز و نیاز و درد دلهایم علیست

شیر مادر، لقمۀ بابا، حلالم تا ابد

در حقیقت مادرم زهرا و بابایم علیست

سائلم من، سائلم من، سائل روی علی

صاحب دنیا و دین، امروز و فردایم علیست

از علی دم میزنم تا زنده ام، سِرّ و عَلن

گر گنهکارم ولی پنهان و پیدایم علیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


این مرد كه در گوشه بستر نگران است

واللهِ كه مظلومترین مرد جهان است

از زندگى پرغم خود سیر شد امشب

خیبر شكن از غصه زمینگیر شد امشب

خورشید دلش خون شده و ماه زمین خورد

سخت است بگویم اسدالله زمین خورد

در بستر مظلومیت آقاى حنین است

این مرد جگر سوخته باباى حسین است

طفلان همه با اشك سرازیر رسیدند

واى از دل زینب همه با شیر رسیدند

 واى از دل زینب چه كند زخم سرش را

این پارچه ء خونى و چشمان ترش را

با زحمت علی امر به خیرالعملش كرد

هرطور كه شد زینب خود را بغلش كرد

بعض وسط حنجره ها زنده شد امشب

با گریه همه خاطره ها زنده شد امشب

دور و بر بستر همگى مرثیه خواندند

با روضه مادر همگى مرثیه خواندند

از آن در ودیوار علی خاطره دارد

از تیزی مسمار علی خاطره دارد

زردى رخش یاد همان روى كبود است

روى لب او روضه بازوى كبود است

سى سال غمش را اسدالله نگفته

میگفت از آن درد كه با چاه نگفته

سخت است كه زن با لگد مرد بیفتد

در پیش نگاه همه با درد بیفتد

سخت است به ناموس كسى راه ببندند

سخت است كه بر گریه مظلوم بخندند

من مانده به یادم زد و آیینه و ترك خورد

زهرا سر من بود كه در كوچه كتك خورد

***

میخواست كه در روضه احساس بماند

رفتند همه، گفت كه عباس بماند

هم آینه هم آب سپردم به تو عباس

من زینب بی تاب سپردم به تو عباس

مِن بعد نگاه تو و چشمان عقیله

ساقى حرم جان تو و جان عقیله

در كوفه مبادا بى علمدار بیاید

بى تو نكند بر سر بازار بیاید

سوگند به این خون سر و روى خضابم

دلواپس ناموسم و آن بزم شرابم




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت-روضه عاشورا


عاقبت جان به لبِ صبر رساندند علی

پایِ آن قول که دادند، نماندند علی!

واقعاً مردم این شهر نمک نشناس اند!

جایِ جبران به دلت داغ نشاندند علی

اُجرت آن همه چاهی که تو کندی این بود!

قطره ای آب به اصغر نرساندند علی

پسرت را تهِ گودال کشیدند به زور

دخترت را سرِبازار کشاندند علی

تازه با اینکه حسینت سرِ نی قرآن خواند

بهتر از خارجی اش کوفه نخواندند علی

کودکانی که عسل خورده ی دستت بودند

بر تنِ بی کفنش اسب دواندند علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


علی گلی است که جز خون دل گلاب نداشت

غمش به گلبن تاریخ هم حساب نداشت

جواب گوی ستمدیدگان عالم بود

اگر چه نالۀ مظلومیش جواب نداشت

خزانه دار خدا بود و ثروتی دم مرگ

به غیر چهرۀ از خون سر خضاب نداشت

علی که سلسله بر پای آفتاب انداخت

به پیش اشک یتیمی توان و تاب نداشت

به مرگ بود زکودک به شیر عاشق تر

که تیغ دور سرش بود و التهاب نداشت

علی کسی ست که از روز بدر تا به شب قدر

به کام مرگ فرو رفت و اضطراب نداشت

گشوده گشت کتاب خدا رفرق علی

پیمبری به جهان اینچنین کتاب نداشت

نماز صبح شب قدر بر ستمکاران

بقدر ریختن خون او ثواب نداشت

بغیر خون سر آن شهید دست عدو

برای شستن محراب کوفه آب نداشت

طلوع فجر، شهادت بده که شست و سه سال

تو سر زدی و علی با تو بود و خواب نداشت

بخاک (میثم) از آن رو نهاد روی که دید

تراب هم پدری غیر بوتراب نداشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


قامت گردون به عزایت خم است     یا علی

زخم تو زخم جگر عالم است         یا علی

بر تو و بر زخم جبینت سلام           صبح و شام

با غم تو شادی عالم غم است         یا علی

رفت تن پاک تو ای جان پاک            زیر خاک

بی تو جهان خیمه‌ای از ماتم است     یا علی

بی تو رود بر فلک از قعر چاه            آه آه

چاه به غم‌های دلت محرم است        یا علی

سوخت ز داغت دل سوزان ما        جانِ ما

گریه به داغ دل ما مرهم است        یا علی

کعبۀ اسلام نهان در گل است         مشکل است

دیده یاران ز غمت زمزم است        یا علی

خون تو اشک بصر انبیاست            اولیاست

هر چه بگریند ز داغت کم است       یا علی

بهر نجات همه افروختی                سوختی

پاسخ تو ظلم بنی‌آدم است             یا علی

حق تو ای فرق تو از هم جدا          شد ادا

زخم جبینت سندی محکم است        یا علی

اینکه به شعرش شرر افروخته         سوخته

زخم سرت بر جگر «میثم» است      یا علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 04:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


بر هر کسی که ساقی کوثر امام نیست

عالم به نام او بشود هم، به کام نیست

در پیشگاه حضرت حیدر برای ما

بالاتر از مقام گدایی مقام نیست

بعد از فراق فاطمه اش روز خوش ندید

جز چاه با علی احدی هم کلام نیست

گیرم که زخم فرق علی التیام یافت

هجران یاسِ سوخته را التیام نیست

از کوچه های کوفه پدر را به خانه برد

دل خون تر از امام حسن هیچ امام نیست

با هم برای غربت زینب گریستند

از کوچه رد شدند، کسی پشت بام نیست

خاکستر و نگاه حرامی و کعب نی

جای عقیله که وسط ازدحام نیست

همراه یوسفش سر بازار می رود

کوفه به هیچ وجه به سختی شام نیست 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


پدرِ پیرِ من انگار که شیدا شده ای

بینِ این بستر افتاده،معلّا شده ای

بالِ پرواز نزن می شکنم از رفتن

ضربه ای خورده ای انگار مداوا شده ای

اینقَدر شوقِ پریدن ز چه داری پدرم؟

بارِ خود بسته ای و خوب مهیّا شده ای

بعد از این زینِ ابت، زینِ ابی نیست دگر

باعثِ خستگیِ زینب کبرا شده ای

عطر یاس است که پیچیده در این صحن وسرا

چه شده،گریه شدی پهنه ی دریا شده ای

زیرِ لب زمزمه داری که سلام ای بانو

نکند مستِ حضورِ گلِ طاها شده ای

میلِ ماندن که نداری برو ای شیرخدا

عازمِ دیدنِ صدیقه ی کبرا شده ای

چه کند بعدِ تو این خیلِ یتیمانِ عرب

آن گروهی که بر آن طایفه بابا شده ای




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


امشب این خانه باز پُر شده از

گریه و سوز و آه دلشوره

حال اُم‌البنین تماشایی است

گاه اشک است و گاه دلشوره

 

مادری بود سر به زیر و علی

که تَرَک خورده بود احساسش

همه بودند دور بسترش اما

دَمِ در ایستاده عباسش

 

تا بُریده نَفَس نَفَس میزد

گریه در‌ بینِ خانه می‌اُفتاد

مردِ خیبر مقابلِ زینب

هِی سَرش رویِ شانه می‌اُفتاد

 

گفت آقا شب وصال است و

دلخوشم با صدایِ زهرایم

همه از دورِ بسترم بروند

همه جز بچه‌های زهرایم

 

* * *

 

سر ‌به زیرِ رشیدِ این خانه

سمتِ در داشت جان به لب می‌رفت

دست بر سینه داشت آهسته

رو به بابا عقب عقب می‌رفت

 

ناگهان گفت جانِ بابا باش

پیشِ من پیشِ خواهرانِ حسین

ای تمامِ وصیتم عباس

جانِ تو جانِ دخترانِ حسین

 

همه را تا سپرد بر عباس

گفت راحت خیالت ای مادر

در جوابش به گریه اُم‌ِبنین

گفت شیرم حلالت ای مادر

 

علقمه دید خم شده بر مَشک

آنقدر تیر خورد تا اُفتاد

همه در پشتِ نخلها بودند

همه گفتند مرتضی اُفتاد....




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه‌ی خرما می‌بُرد

روز می‌آمد و از سینه نفسها می‌بُرد

كیست این مَرد كه تا تیغ به بالا می‌بُرد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می‌بُرد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

 

 

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

کار او بود که اسلام ثمر در آورد

یاعلی روز و شب و شمس و قمر می‌گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می‌گویند

 

 

آه همسفره‌ی کوری دل ویرانه کجاست

نان پز خانه‌ی این جمع یتیمانه کجاست 

مرکب بازیِ این طفل در این خانه کجاست

شانه‌ی بارکش و دستِ کریمانه کجاست

پیرزن پیش تنور است که آقایم کو

کودکی چشم به راه است که بابایم کو

 

 

گرچه از ضربه‌ی شمشیر سرش ریخت بهم

زهر کاری شد و با سر جگرش ریخت بهم

تا علی ریخت بهم دور و برش ریخت بهم

دید چشمان طبیب و  پسرش ریخت بهم

آه در آتش غم حاصل زینب را ریخت

سر تکان داد طبیب و دل زینب را ریخت

 

 

سوخت از حرف طبیب از خبرش عباسَش

می‌زند روی سرش هِی به سرش عباسَش

روضه خوانش حَسنش نوحه گرش عباسَش

قلبِ او هست حسین و جگرش عباسَش

وقت روضه شد و عباس به زانو اُفتاد

رفت از حال علی  درد به پهلو اُفتاد

 

 

وای از امروز حسن گوشه‌ی بستر اُفتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر اُفتاد

خواهر اُفتاد زمین تا كه برادر اُفتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر اُفتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بد دردی است

 

 

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد میزد

تازه می‌كرد نفس را و مجدد میزد

وای از دستِ مغیره چقدر بد میزد

جای هركس كه در آن روز نمیزد میزد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می‌كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می‌كرد

 

 

زینم آه ببینی غمِ حنجرها را

می‌کشی روی جگر داغ برادرها را

بعد از آن جمع کنی پاره‌ی پیكرها را

میزنی چند گره معجرِ دخترها را

میزنی داد به گودال حرامی نزنید

تبر كوفی و سر نیزه‌ی شامی نزنید




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت- زبان حال حضرت زینب(س)


در دلم آتشی از داغِ تو برپا شده است

بیشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لَخته‌خون بسته ببین چادرِ مادر امشب

قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شیرِ تو نوشیده به من میخندد

یعنی ای كوفه نشین نوبتِ بابا شده است

باز یک گوشه حسن گرم زبان میگیرد

باز این خانه پُر از روضه‌یِ زهرا شده است

دیدم آن روز در آن كوچه‌یِ باریک چه شد

دیدم آن روز كه یک مُشت مُهَیّا شده است

وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد

آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت-روضه حضرت عباس(ع)


چشم‌هایِ به رنگِ خونَت را

بر پرستارِ خود کمی وا کُن

دلِ من شور میزند بابا

گریه‌های مرا تماشا کُن

 

گرچه بستم شکافِ زخمت را

خونِ تازه دوباره میریزد

گرچه بر معجرم گره زده‌ام

لَخته‌خون ، پاره پاره میریزد

 

بعدِ لبخندِ قاتلت بر من

تو چرا خنده میکنی بابا؟

شبِ بی مادریِ ما را باز

این چنین زنده میکنی بابا

 

واژه‌هایی که خاطرات من است

باز تکرار میکنی هر بار

کوچه‌یِ تنگ ، خنده و هیزم

میخ در ، دود ، آتش و دیوار

 

مُردم از روضه‌خوانی‌ات امشب

سوختم پایِ هر وصیتِ تو

سرِ شب از شکافِ در دیدم

حالِ عباس را زِ نیَتِ تو 

 

دستِ او را گرفتی و گفتی

رو سپیدم کُن ای رشیدِ علی

پیشِ زهرا کُن آبرو داری

آبرویم بخر ، امیدِ علی

 

جانِ تو ، جانِ خواهرت زینب

ای علمدارِ کاروانِ حسین

حیدرِ بی مثالِ عاشورا

جانِ تو ، جانِ دخترانِ حسین

 

نکند کودکی شود تشنه

نکند دختری زمین بخورد

نشود با تو خیمه‌ای بی تاب

نکند مادری زمین بخورد

 

دستهایت اگر زمین اُفتاد

نامِ زهرا به لب بِبر ، جان گیر

بدنت را سپر کُن و بشتاب

خم شو و مشک را به دندان گیر

 

تشنه لب ، مشکِ آب را به لبِ

کودکِ بی زبان بگیر عباس

تیر وقتی به چشمهایت خورد

مدد از زانوان بگیر عباس

 

دست وقتی که نیست با صورت

از سرِ زین به خاک می‌اُفتی

غرق در تیر ، ای کمان اَبرو

به زمین چاک چاک می‌اُفتی

 

مادری میرسد به بالینت

دست دارد به رویِ پهلویش

کاش چشمت نبیندش وقتی

جای یک دست مانده بر رویش




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


مردم کوفه خوابشان برده

مسجد اما هنوز بیدار است

از شبی که علی زمین افتاد

چشمِ محرابِ کوفه خونبار است

 

تازه فهمیده کوفه ، بی روح است

هم اذان هم نماز بی حیدر

مأذنه تشنۀ اذانِ علیست

نه صدای موذنی دیگر

 

اینکه با خود نسیم آورده

صوت جانسوزِ گریه های علیست

کوفه در قسمتِ فقیرنشین

همه اش پُر زِ ردِّ پای علیست

 

روی دیوارهای کاهگلی

جای یک سر ، زیاد دیده شده

اشک در چشمِ چاه حلقه زده

قامت نخلها خمیده شده

 

نیمۀ شب کُلون در باز است

پس کجایی یتیمِ تو تنهاست

یک کم از نانِ خالی اش مانده

چشم در راهِ چند تا خرماست

 

پس کجایی که تا خرابۀ شهر

ظاهراً یک دو فرسخی مانده

کودکانی گرسنه خوابیدند

سرد و تاریک ، مطبخی مانده

 

مرد بودیّ و رفتی و دنیا

تا قیامت سیاهپوشِ تو شد

فاتحِ خیبر و اُحُد بودی

که یتیمی سوارِ دوش تو شدِ

 

بیش از چند قرن می گذرد

چشمِ دنیا هنوز سمت شماست

مرقد با صلابتی داری

که پناهِ تمام انسانهاست

 

زیر گلدسته ها و ایوانت

گوشۀ دنجِ عالم است علی

چه بگویم ز بارگاه شما

واژه در دست من کم است علی

 

من به یاد شما و نام شما

هر شب و روز عادتی کردم

یک دو باری که آمدم به نجف

با تو احساس راحتی کردم

 

خوب فهمیده ام در آن دنیا

با امامم طرف شوم کافیست

یا که بهتر بگویم این دنیا

کوچه گردِ نجف شوم کافیست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 02:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت – زبان حال حضرت زینب(س)


هر بار بر محاسن خود دست میکشی

موی سپید مادرم آید به یاد من

حرفی نمی زنی فقط گریه میکنی

امشب برس عزیز دل من به داد من

 

مانند موی خویش دلم را به هم نریز

خون شستن از سرت چقدر کار میبرد

آن شب بگو چرا وسط غسل مادرم

دیدم که فضه پارچه بسیار میبرد

 

پا بر زمین مکوب دلم شور میزند

ماندم که زهر با جگر تو چه کرده است

مرهم برای زخم تو درمان نمیشود

شمشیر با شکاف سر تو چه کرده است

 

شمشیر با غلاف که فرقی نمیکند

هر دو برای زخم زدن ساخته شدند

در کوچه دست مادر و در کوفه فرق تو

اینها برای کشتن من ساخته شدند

 

اما میان این همه ابزارهای جنگ

برخنجری که کُند شده اکتفا کنند

آداب ذبح را که رعایت نمیکنند

آنقدر میزنند که سر را جدا کنند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 02:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


باز هم خانه و یک بستر خون آلوده

زنده شد خاطره‌ مادر خون آلوده

شیر مرد اُحد افتاده کجایی زهرا

تا ببندی سر این حیدر خون آلوده

این سروصورت خونین شده هم ارثی شد

بعد از آن کوچه و نیلوفر خون آلوده

ریشۀ هرچه بلا آن در و دیوار شده

سینۀ مادر و میخ در خون آلوده

مثل پهلو سر پاشیده زهم خوب نشد

چه کند زینب و این پیکر خون آلوده

دور زینب همه هستند همه مَحرم ها

وای از کرببلا و پر خون آلوده

با لبانی که ترک خورده به گودال آمد

بوسه زد با قد خم حنجر خون آلوده

درسرازیری تل روبروی شمر رسید

چشمش افتاد به موی سرخون آلوده

خوب شد خورد به تاریکی شب غارت ها

جمع شد قافله ای دختر خون آلوده

می فروشند در این کوفه سر بازارش

گوشوار و سپر و معجر خون آلوده




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 02:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


از ابتدا تا انتها دعوا سر علی بود

از کوچه تا کرببلا دعوا سر علی بود

آنجا که ناموس خدا ، پرده نشین ِ عصمت

افتاد زیر دست و پا دعوا سر علی بود

آنجا که جای بوسه احمد غلاف می خورد

در زیر ضرب بی هوا دعوا سر علی بود

آنجا که پشت در تنی شش ماهه دفن می شد

در کشتن شش ماهه ها دعوا سر علی بود

آنجا که بر دست پدر با پنجه سه شعبه

میشد سری از تن جدا دعوا سر علی بود

آنجا که از شرمندگی آقای ما بدن را

می بُرد در زیر عبا دعوا سر علی بود

آنجا که وقت دفن او آمد رباب از راه

بوسید رگ‌را بی صدا دعوا سر علی بود

آنجا که دنبال سرش آمد رباب بازار

از کوفه تا شام بلا دعوا سر علی بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/02/29 | 06:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات و مصائب


در کوفه معنای هدایت را نمی فهمند

آن بی محبت ها محبت را نمی فهمند

عدل است نام دیگرت ای حیدر کرار

اصلا برو وقتی عدالت را نمی فهمند

از فرط سجده پینه ها بسته جبین شهر

اما چرا روح عبادت را نمی فهمند ؟؟

گفتی سَلونی... ساده لوح از ریش خود پرسید

افسوس فحوای کلامت را نمی فهمند

بر جان معصومی نچسبد وصله ی دزدی

لعنت به کوفه اصل عصمت را نمی فهمند

از سوز " الدهر انزلنی..." های تو پیداست

این طایفه فرق اصالت را نمی فهمند

فخرالقضاتی و گواهم نیز بیت الطشت

قدر تو قاضی ها قضاوت را نمی فهمند

از نان جو خوردی بفهمی حال مسکین را

اهل تجمل حال رعیت را نمی فهمند

بالاتر از زهد تو زهدی نیست پس زهاد

توصیف دریای قناعت را نمی فهمند

 لَیسَ عَنِ الـمَوْتِ مَحیدٌ...  را به گوش خلق

هر بار میخوانی روایت را نمی فهمند

اَکثَرُهُم لایَعلَموُن ای هادِیَ الاُمَّه

زحمت نکش دیگر نصیحت را نمی فهمند

امروز همراه تو فردا را علیه تو

 عهد و وفاداری و بیعت را نمی فهمند

فردا بلنگد پای توحید کسانی که

امروز فرمان امامت را نمی فهمند

هستی امیرالمومنین ما به کوری

چشم کسانی که ولایت را نمی فهمند

قومی که با خویشان تو در رفت و آمد نیست

شیرینی طعم رفاقت را نمی فهمند

دیوارهایی که نشد نام تو بر آن قاب

زر را نمی فهمند زینت را نمی فهمند

آن ها که محروم اند از دیدار ایوانت

وارد شدن در باغ جنت را نمی فهمند

جز فاطمه که پابرهنه تا نجف آمد

زوار تو اجر زیارت را نمی فهمند

سی سال و اندی داغ دار فاطمه هستی

نسل سقیفه این مصیبت را نمی فهمند

آن ها که نه مسمار دیدند و نه شمشیری

پس مطمئنا درد ضربت را نمی فهمند

بچه یتیمانی که نزدت حرمتی دارند

در وادی طف هتک حرمت را نمی فهمند

آشفتگی زینبت را مردم کوفه

وقتی نباشد گیسوانی شانه می فهمند

با روضه خلخال و معجر خوب فهمیدیم

بی چشم و رویان اجر خدمت را نمی فهمند

 

مزد پدر را به پسر در کربلا دادند

با چکمه و سرنیزه و تیر و عصا دادند

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/03/17 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


یا علی چشم تو نازم که بهشت دگر است

گرد و خاک ره تو اختر و شمس و قمر است

تو که جای خودت  ای شیر خدا  در مردی

قنبرت از همه دهر به والله سر است

بیشتر شک به خدایی  تو مولا بکند

هرکه  از شان حقیقی شما با خبر است

لشگری دید تو را  و سپر انداخت زمین

صف مژگان تو لشگر شکنی بس قَدَر است

تیغ ابرو که چنین آخته ای یعنی که

جان عشاق علی در همه جا در خطر است

روسپید است اگر دُر نجف در حرمت

هر عقیقی ز غم دوری تو خونجگر است

«پله پله به ملاقات خدا می آید»

قدمی که طرف  شهر نجف در سفر است

بس که  ازعشق به تو دل شده سرریز ببین

صدف دیده چطور از غم تو پر گوهر است

هر زمین خورده علی گفت  و علی بالش داد

دستگیری که خودش خسته و  بی  بال و پر است

داغ سنگین چه کس آه شکسته است تو را

سالها دست تو از بار غمت بر کمر  است

**

رفتی و از لحدت می رسد آه تو هنوز

یاد آن آتش و هیزم کفنت شعله ور است

این ملجم زد و اما همه می دانستند

قاتل اصلی تو  ضربه ی دیوار در است

گیرافتاد عزیز تو میان آتش

پر پروانه و آتش به خدا دردسر است

گرچه می سوخت ولی باز مقاوم استاد

گفت جانم به خدا بهر امام سپر است

تا  در خانه شکست و نفسش بند آمد

همه گفتند دگر فاطمه عمرش به سر است

ناگهان ناله ای از پشت در آمد  ای وای

شام عمر پسرم فضه بیا بی سحر است

هر که در آل علی آینه فاطمه شد

بیشتر از همه کس  چشم ترش خون جگر است

مثل آن دختر ویرانه که بر پیکر او

یادگاراز سر هر بام  و سر هر  گذر است

بس که در راه زمینش زده شلاق ستم

بند بند تن او زخمی از این همسفر است

سر بابا که در آغوش گرفت او، گفتند

این سه ساله چقدر از پدرش پیرتر  است

خواست تا خستگی اش همره جان در بشود

همه دیدند لبش روی لبان پدر است




موضوع: بعد از شهادت امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی 

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی 

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی 

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی 

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر-روضه امیرالمومنین(ع)


دست من خالی است و چشمانی

پُرِ اشک و گناه آوردم

از خودم هم فراری ام، امشب

من به اینجا پناه آوردم

 

چیز بهتر نداشتم، با خود

غیر ازین چشم های گریانم

گریه ام قاطی ریا شده است

اشک خالص که نیست، میدانم

 

باخودم فکر می کنم گاهی

" بی حیا این هزارمین بار است"

در دلم وحی می شود انگار

که دوباره بیا که غفار است

 

سال ها بنده ی خودم بودم

هی خودم را فریب می دادم

همه چیزم به پای نفسم رفت

جان مولا برس به فریادم

 

قسمت می دهم تورا حقِ

خانه ای که درش در آتش سوخت

قسمت می دهم به آن مردی

که پَر همسرش در آتش سوخت

 

به همان ذوالفقار تنها که

سپرش را مقابلش کشتند

به علی که دو دست او بستند

همسرش را مقابلش کشتند

 

یا الهی به حق آن اشک و

گریه های درون چاه علی

آهِ مرد غریب می گیرد

قسمت می دهم به آه علی

 

روسیاهم خدا و حقِ من است

به رویم درب بسته مانده اگر

روضه میخوانم و یقین دارم

گره ام باز می شود آخر

 

می روم با دوچشم گریانم

 

به در خانه ی علی امشب

آن علی که حدود سی سال است

کم کَمَک جانش آمده بر لب

 

خاطرات گذشته می کشد و

فکر فردا عذاب می دهدش

تب مولا که می رود بالا

دست عباس، آب می دهدش

 

به حسن خیره می شود گاهی

یاد کوچه ... و می رود از حال

به حسینش نگاه می کند و

روضه می خواند از تهِ گودال

 

حسنم پس چرا از آن سیلی

هیچ حرفی به من نمی گفتی؟

نگرانم حسین جان! روزی

زیر پاهای اسب می افتی

 

چقدر حرف های ناگفته

از وصایای همسرش دارد

به حسینش نگاه می کند و

گوشه چشمی به دخترش دارد

 

همه ی ماجرای فردا را

از دوچشم حسین خود می خواند

یاد آن نیزه ها و خنجر ها...

خیره بر حنجر پسر می ماند

 

همه ی روضه های کرب و بلا

باهم از پیش چشم او رد شد

آه این قامت رشید حسین

قسمت سم اسب خواهد شد

 

لحظه های وداع آخر تا

خواست زیر گلوش بوسه زند

یادش آمد که هیچ شمشیری

جای این بوسه را نمی بُرد

 

تا به زینب نکاه می کرد...آه

صورتش غرق حسِ غربت بود

آخر این ناز دانه ی بابا

سرنوشتش غم و اسارت بود؟




موضوع: مناجات با خـدا،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 05:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


رویت هماره در نظر ماست یا علی

زخمت جراحت جگر ماست یا علی

خونی که ریخت بر روی سجّاده ات زخاک

اشک همیشه در بصر ماست یا علی

ما امّتیم و تو پدرِ کلّ امّتی

داغ تو ماتم پدر ماست یا علی

ما را زطینت تو خدا آفریده است

زخم سر تو زخم سر ماست یا علی

چون نخل قد خمیده کشیدیم سر به جیب

خرما نه، خون دل، ثمر ماست یا علی

این اشگها که در دل شب بر تو ریختیم

تنها ستارۀ سحر ماست یا علی

حتّی اگر به وادی جنّت سفر کنیم

زخم دل تو همسفر ماست یا علی

چاهی که ناله های تو را ضبط کرده است

این سینه های پر شرر ماست یا علی

تابوت تو است تا صف محشر به دوش ما

دریای اشک، چشم ترِ ماست یا علی

این افتخار بس که بگویند اهلبیت

"میثم" مقیم خاک در ماست یا علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


مرغ جان پر زند از پیکر روحانی مولا

عرق مرگ نشسته است به پیشانی مولا

گر چه آزاد شد از حبس بدن، جان عزیزش

نشد از سینه رها نالۀ زندانی مولا

مسجد و منبر و محراب، بنالید خدا را

که زخون شسته شده صورت نورانی مولا

نخل خرما دل شب آمده سیراب زاشکش

چاه دارد خبر از نالۀ پنهانی مولا

مسجد و منبر و سجّاده و محراب پر از خون

بزم عشقی است که نازد به گل افشانی مولا

سفره های تهی و گریۀ اطفال و خرابه

همه هستند گواه شب مهمانی مولا

شیر بر قاتل خود بخشد و شمشیر به دشمن

بخدا مثل خدا نیست کسی ثانی مولا

مرغ شب پای مناجات علی گرید و گوید

معجز نوح کجا و دل طوفانی مولا

گو بدوزند لب از (میثم) و گیرند زبانش

همه اعضاش بود گرم ثناخوانی مولا




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


گشته به ماه رخ عیان اشگ دو دیدۀ علی

بوی جدائی آید از رنگ پریدۀ علی

دل شده چاه کوفه و گشته به دیده ام عیان

صورت خون گرفته و قدّ خمیدۀ علی

یاد ز تربتش کنم گریه به غربتش کنم

می چکد از دو دیده ام خونِ چکیدۀ علی

اشک و سکوت زینبش حمل جنازه در شبش

خاطره ای ز غربت یار شهیدۀ علی

ناله به چاه می زند شعله به ماه می زند

نیمه شب از درون دل آه کشیدۀ علی

وجه خداست لاله گون چشم حسین پر ز خون

اشک حسن چکیده بر فرق دریدۀ علی

شدّت قهر را ببین پستی دهر را ببین

فاطمه را عدو زند پیش دو دیدۀ علی

زهر رسیده بر دلش شیر دهد به قاتلش

بوده به خصم، دوستی مکتب و ایدۀ علی

فاطمۀ شهیده کو تا نگرد که همچو او

خم شده سرو قامت دخت رشیدۀ علی

سوز کلام «میثمش» بوده ز آتش غمش

نالۀ اوست از دل درد کشیدۀ علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


مرغ شب، عاشق دعای من است

چاه مشتاق ناله های من است

دامن بی گناه نخلستان

خجل از اشک بی صدای من است

دفتر خاطرات غربت من

فرقِ از یکدگر جدای من است

من طبیب و دوا نمی خواهم

دیدن فاطمه دوای من است

لب فرو بستم و نفس به نفس

فاطمه فاطمه نوای من است

شیر را بهر قاتلم ببرید

گر چه این آخرین غذای من است

هر که خوبی کند جزا گیرد

صورت غرق خون جزای من است

من غریبم ولی خدا داند

هر دلی محفل عزای من است

اشک من قصۀ غریبی من

مرگ من حاصل دعای من است

گه گهی کز خرابه می گذرید

پیری آنجاست آشنای من است

احترامش کنید کان بیمار

همدم و یار با وفای من است

(میثم) از ماتمم نوا سر کن

عالم از گریه نینوای من است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


بر چشمهای مضطر من رحم کن مرو

منت گذار بر سر من رحم کن مرو

هرگز قسم به فاطمه بابا نخورده ام

اینبار جان مادر من رحم کن مرو

خون سرت  عزای من اما حنای توست

بر روضه های پرپر من رحم کن مرو

دست دعا گرفتی و بی تاب رفتنی

امن یجیب مضطر من رحم کن مرو

میترسم از جدایی و از سال شصت و یک

بر آن  شهید بی سر من رحم کن مرو 

 ای وای من ز خنجر کُند و گلوی سرخ

برحنجر برادر من رحم کن مرو

می ترسم از غروب  دهم دشت کربلا

بابای من  به معجر من رحم کن مرو




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


صبرم تمام شد کفنم را بیاورید

رخت رهایی از بدنم را بیاورید 

روحم میان این قفس تنگ خسته است

از عرش نور پیرهنم را بیاورید 

هر جا که هست فاطمه آنجاست خانه ام

من را برید یا وطنم را بیاورید 

با یاد چادرش نفسم تنگ می شود

آن یادگاری کهنم را بیاورید 

دنیا جهنمی شد از آتش فراق

تابوت من، بهشت تنم را بیاورید 

باید حسین را به علمدار بسپرم

عباس کاشف محنم را بیاورید 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


در کوفه نبود مرد الّا حیدر

یار همه بود و بود تنها حیدر

تا بود نشد ولی پس از کرببلا

از کوفه گرفت مزد خود را حیدر




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


علی را غربتی سیال سوزاند

حدیث آن در و خلخال سوزاند

عدالت فکر هر روز و شبش بود

علی را شمع بیت المال سوزاند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 03:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و مصیبت


غم علی غصه علی ناله علی درد علی

دم علی  آه علی خسته ترین مرد علی

گرمی جنگ به شمشیر علی بود ولی

پیش هر اشک یتیمی عرق سرد علی

گردو خاکی به ره انداخت که گم شد خیبر

همه دیدند که برخاست از آن گرد علی

گره ای کار علی خورد که افتاد از پا

گر چه  از کار  دو عالم گره واکرد علی

غیر یک داغ  میان همه آماج بلا

خم به ابروی خودش آه  نیاورد علی

هیچکس محرم رازش نشد و تنها ماند

بعداز  آن زوج جوانش همه جا  فرد علی 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/03/15 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم-بستر شهادت


دوباره سهم زینب کرده غم، بیمار داری را

دل خون را، نگاه مضطرب را، بی قراری را

کسی از خانه بیرون رفته، گویا دیر هم کرده

دوباره خانه دارد می چشد چشم انتظاری را 

صدایی می رسد از سجده گاه مسجد کوفه

که "نوشیدم به رب کعبه جام رستگاری را"

پدر می آید و در دست یاران دستهای او

کجا سد می کند لبخند او خون های جاری را؟!

پدر پوشانده با عمامه و دست و عبا سر را

مبادا دخترش یک دم ببیند زخم کاری را

مگو با گریه ی فرزندها: آهسته...آهسته...

که می دانند اهل خانه رسم سوگواری را

...

شب قدر است، با من ذکر یا الله و یا حیدر...

ببین آورده ام با خود هر آنچه دوست داری را




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/03/14 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


دشمنان این روزها حرف دو پهلو می زنند

دوستانت یک به یک دارند زانو می زنند

از نگاه انداختن در چهره ات شرمنده اند

علتش اینست کمتر خنجر از رو می زنند

تو پی تقسیم نانی، عده ای در خوابشان

خاک بیت المال را دارند جارو می زنند

یک نفر باید بگوید زخمت از شمشیر نیست

بر سر تو بی جهت دارند دارو می زنند 

خوب شد رفتی ندیدی شرطه ها دور بقیع

روبرومان دست هاشان را به پهلو می زنند! 




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/03/14 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.