امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


گفتند فرق فاتح خیبر شکسته شد

فرقش نه...رکن دین پیمبر شکسته شد

حالا که نیست فاطمه اش سر، شکسته شد

تا زنده بود کِی سر حیدر شکسته شد؟!

در کوچه فاطمه سپر مرتضاش شد

حالا که نیست اوج غریبیش فاش شد

حیدر اگر به بستر خود گریه می کند

در لحظه های آخر خود گریه می کند

تنها برای همسر خود گریه می کند

بر آیه های کوثر خود گریه می کند

سی سال قلبش از غم زهرا کباب شد

سی سال با نگاه مغیره عذاب شد

فرقش شکست، خانه ولی در خطر نبود

زن پشت درب خانه و آن سو شرر نبود

شکر خدا که دشمن او پشت در نبود

این بار از مغیره و قنفذ خبر نبود

شمشیر گرچه تا وسط گونه اش برید

در روز دفن فاطمه آقا قدش خمید

عمر علی سرآمده و آخرین شب است

مولا میان بستر خود غرق در تب است

حالا که قلبش از غم و غصه لبالب است

دلواپس حسین و پریشان زینب است

عباس تو بمان که نصیحت کند تو را

درباره ی حسین وصیت کند تو را

این کینه ها دو مرتبه تکرار می شود

در کربلا حسین گرفتار می شود

در قتلگه که معرکه دشوار می شود

روباه هم شبیه سگِ هار می شود

از هر طرف به پیکر او حمله می کنند

در پیش چشم مادر او حمله می کنند

تا سعی می کند که به زانوش پا شود

سنگی دوباره سمت جبینش رها شود

با نیزه جسم بی رمقش جا به جا شود

از پشت عاقبت سرش از تن جدا شود

عصر دهم به زخم دل ما نمک زنند

طفلان و دختران حرم را کتک زنند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 10:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-شهادت


اسماء خدا را به صفاتش دادند

از جلوه فاطمه به ذاتش دادند

دلتنگ رخ فاطمه اش بود علی

وقت سحر از غصه نجاتش دادند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 10:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-بستر شهادت


عُمرم به سر رسیده ببینى چه میكُنى

رنگ از رُخم پریده ببینى چه میكُنى

خون ریزد از شكاف سَرم، خونجگرشدى

جسمى بخون طپیده ببینى چه میكُنى

فرقِ مرا توطاقتِ دیدن نداشتى

هِجده سرِ بُریده ببینى چه میكُنى

اینجا همه به گریه ى تو گریه میكنند

در اُوجِ گریه خنده ببینى چه میكُنى

من پیكرم به غیرِ سَرَم لطمه اى ندید

جسمى بخاك، دریده ببینى چه میكُنى

یك ضَربه زدبه فَرقِ سَرَم راحتم نمود

 تو قَتل صبرندیده، ببینى چه میكُنى

تو یكسره به چشمِ پدر بوسه میزنى

 تیرى درونِ دیده ببینى چه میكُنى

هِنگام آمدن زِشَریعه حسین را

 با قامتى خمیده ببینى چه میكُنى

طفلانِ دربِدَر به بیابانِ كربلا

چون آهوىِ رَمیده ببینى چه میكُنى

نَشنیده نامِ قاتلم، از هوش میروى

خنجر به حنجرى رسیده ببینى چه میكُنى 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 09:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-بستر شهادت


رستگاریِ خودم را زِ سحر میبینم

رویِ فرقم به خدا خونِ جگر میبینم

گرچه از زخم، سرم تا نوکِ پا میسوزد

خویش را در وسطِ شعله در میبینم

خانه ام سوخت، گُلم سوخت، دلم سوخت،فقط

سالها هست که خاکستر و پَر میبینم

همه سرمایهٔ من فاطمه ام بود که رفت

بعدِ او خسته شدم بس که ضرر میبینم

زینبم گفت بمانم ، وَ بمانم چه کنم

من که جامانده خودم را ز سفر میبینم

دخترم گریه نکن دور نمائی داری

من تورا پشتِ سرِ نیزه و سر میبینم




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 09:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات-بستر شهادت


من و بهانه نجف

به لب ترانه نجف

خدا کند سفر کنم

به آستانه نجف

دل از دلم ربوده است

ماه شبانه نجف

دل من و زیارت

شاه یگانه نجف

مست و خرابم از میِ

شرابخانه نجف

کرده دلم چه عادتی

به آب و دانه نجف

از همه کس جدا شدم

گدای مرتضی شدم

من و نگاه مرتضی

جمال ماه مرتضی

منم گدای بی کس و

پر از گناه مرتضی

منِ فقیرِ خسته و

پناهگاه مرتضی

شکسته قلب آسمان

از آه آه مرتضی

به کوفه هیچ کس نزد

سری به چاه مرتضی

کسی نداشت تا شود

رفیق راه مرتضی

زمانه ای عجیب بود

غریب و بی حبیب بود

مونس هر سحر تویی

به ناله ها اثر تویی

نوح کجا علی کجا

گریۀ بیشتر تویی

دلیل مجتبی اگر

شده است خونجگر تویی

تو شاهد جسارتی

مقتل معتبر تویی

شاهد داغدیدۀ

کشتۀ پشت در تویی

همسفر کبوتر

شکسته بال و پر تویی

تویی امام فاطمه

بر تو سلام فاطمه

کنار ما بمان ، مرو

به لب رسیده جان ،مرو

به روی بام خانه ام

بیا بده اذان ، مرو

عمود آسمان من

به سمت آسمان ،مرو

ای پدر یتیم ها

پناه کودکان ،مرو

بمان کنار زینبت

تویی مرا امان ، مرو

اگر چه قامتت پدر

ز غم شده کمان ،مرو

به خواهشم نظر نما

از این سفر حذر نما

اشک مریز دخترم

ناله نزن برابرم

رسیده نوبت علی

وقت سحر مسافرم

نگاه کن عزیز من

به این نگاه آخرم

ببین میان چشم من

جمال ماه همسرم

فاطمه می زند صدا

علی بیا منتظرم

تو دیده ای زینب من

چه آمده است بر سرم

قسم به ذات کبریا

ز غصه می شوم رها

بیا بخاطر خدا

مزن شرر دل مرا

چنین مسوز زینبم

مریز اشک بی صدا

اگر به پیش چشم تو

فرق سرم شده دو تا

وای به لحظه ای که در

میان دشت کربلا

تو شاهدی به روی تل

که می شود سری جدا

تنی فتاده غرق خون

سری به روی نیزه ها

تو می زنی صدا حسین

ذبیح بالقفا حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابای دهر دست منو دامن شما

آقا یتیم می شوم از رفتن شما

با جرم اینکه دوره تان نیستم , نشد

تا سر نهم شبی به سر دامن شما

در روضه کاش جان بدهم از غمت مگر

در یک زمان کفن بشوم با تن شما

عالم نداشت جامه ی در شأنتان علی

جانم فدای وصله پیراهن شما

دربین قبر منتظر دامن توام

افتاده زحمت سر من گردن شما

امشب غمت به دست فلک  ابر می دهد

دارد حسن  به  خواهر خود صبر می دهد

انگار شام عمر تو بابا سحر شده

از غصه تو زینب تو محتضر شده

آنقدر دور بستر تو لطمه میزنم

تا دیده واکنی به من خون جگر شده

بابا دو روزه جسم  تو را زهر آب کرد

مانند فاطمه تن تو مختصر شده

خون روی چشم تو چقدر لخته میشود

انگار زخم فرق سرت باز تر شده

آن پارچه که زخم تو را بسته ام به آن

واکردنش خدا چه قدر دردسر شده

از گریه های دخترت عالم به غم نشست

یک تیغ دشمنت زد و زینب چنین شکست

وای از دمی که روی تل آمد به چشم دید

هر کس رسیده  دشنه  و شمشیر می کشید

برگشت سمت شهر مدینه به گریه  گفت

یا مصطفی  برس تو  به فریاد  نا امید

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست

از جور دشمنت شده اینگونه او شهید

باقی نمانده است دگر پیکری از  او

از بس که  تیغ از تن  او یاس و لاله چید

**

با آنکه شاه بی رمق افتاد روی خاک

دشمن مگرکه از سر او دست می کشید

یک عمر هم که  گریه کنم باز هم کم است

هر روز  و شب برای غلامت محرم است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابا بمان که هستی زینب فدای تو

گویا نوشته اند شهادت برای تو

مانند روز آخر زهرا شدی پدر

قالب تهی مکن که نبینم عزای تو

گویا جواب کرده طبیبت حسین را

مخفی کند ولی ز همه مجتبای تو

دارد عجیب این دل من شور می زند

این کاسه های شیر نباشد دوای تو

انگار اعتماد ندارم به کوفیان

گرچه نشسته اند یتیمان به پای تو

گه گاه می رسد خبری از نگاهشان

عهد تو را وفا نکند بی وفای تو

□□□

این شیر را بنوش ولی یا علی! بدان

کوفه دهد جواب همه خوبیای تو

شبها که آمدی به در خانه های ما

آید تلافی اَش به سر بچه های تو

بسپار خوب چهرۀ ما را بخاطرت

با زینبت حساب شود ماجرای تو

حالا قرار ما سرِ دروازه های شهر

سنگ است و اهل بیت تو و ابتلای تو

***

از وبلاگ شاعر گرامی 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


امشب صدای نالۀ، مولا نیامد

تنهای شهر خویش در صحرا نیامد

امشب تمام نخل های کوفه مردند

آب از سرشک دیدۀ مولا نخوردند

امشب به هر ویران سرا با اشک خونین

طفل یتیمی سفره ای را کرده رنگین

ای نخل ها معشوق صحرا را ندیدید

ای چاه ها آیا صدایش را شنیدید؟

بیمار درد و غم، طبیبت را چه کردی

ای پیر نابینا، حبیبت را چه کردی؟

ای باخبر از درد خاموشان کجائی

ای مشعل بزم فراموشان کجائی

امشب به چاه کوفه دادت را نگفتی

حتی اذان بامدادت را نگفتی

فزت و رب الکعبه ات در گوش مانده

امشب چراغ مسجدت خاموش مانده

افلاکیان ذکر علی با هم گرفتند

مرغابیان هم تا سحر ماتم گرفتند

طفلی که دیشب تا سحرگاهان نخفته

ویرانه را با اشک خونین ترک گفته

از هر کسی جویای احوال تو می گشت

در کوچه های کوفه دنبال تو می گشت

کامش گرسنه جان پاکش از بدن سیر

در دست های خالی اش ظرفی پر از شیر

رنگش چو مهتاب شب از صورت پریده

در ظرف شیرش گشته جاری اشک دیده

او پشت در پیوسته با تو راز میکرد

تو مرغ روحت از بدن پرواز میکرد

دردا که از فرق تو خون بر خاک دادند

پیشانیت را تا به ابرو چاک دادند

اعمال صبح قدر را آغاز کردند

از فرق خونین تو قرآن باز کردند

با آنهمه خوبی که عمری از تو دیدند

سرو قدت را از ستم در خون کشیدند

در سجده حقت را ادا کردند افسوس

فرق منیرت را دو تا کردند افسوس

آهت شرر بر قلب سنگ خاره میزد

خون از سر نورانیت فوّاره میزد

ای کشته در محراب از فرط عدالت

خوش بر شما دادند پاداش رسالت

از تیغ زهر آلوده و از ضرب سیلی

روی تو گلگون، روی زهرا گشت نیلی

روزی که با هم در سقیفه عهد بستند

فرق تو و پهلوی زهرا را شکستند

تشییع تو تشییع زهرا شد شبانه

هم دفن تو هم دفن او شد مخفیانه

این راز در دامان صحرا بود مخفی

هم دفن تو هم دفن زهرا بود مخفی

قبر تو ای تا صبح روز حشر مظلوم

آخر برای دوستانت گشت معلوم

دردا که یاران عقدۀ دل وانکردند

چون قبر زهرای تو را پیدا نکردند

اینک زجا خیز و به جسم شیعه جان ده

آن تربت گم گشته را بر ما نشان ده




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


از شرار دل من چشم ترم می سوزد

دل من بیشتر از زخم سرم  می سوزد

مثل نخلی كه فتاده است كنار دریا

دل گرفته شرر و چشم ترم  می سوزد

بر غریبی حسین و حسن و زینب خویش

همچنان شمع دل شعله ورم  می سوزد

تا به رخسارۀ عباس نگاهم افتاد

دیدم از غصه وجود پسرم  می سوزد

چون به زینب نگرم یاد كنم از زهرا

گوئیا فاطمه پیش نظرم  می سوزد

اینقدر اشك نریزید عزیزان دلم

كه من از آتش این غم جگرم می سوزد

قدری از بستر من فاصله گیرید همه

هر یتیمی كه بود دور و برم  می سوزد

بسته ام بار سفر لیك خدا می داند

نگرم چون به شما بال و پرم  می سوزد

ای« وفائی» به خدا تا ابدیت همه شب

همچنان ماه چراغ سحرم  می سوزد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


ای ولی نعمت من، دلبر و دلدار علی

می زند هر نفسم نام تو را جار علی

هیچ کس جز تو مرا نیست خریدار علی

کمکم کن بشوم میثم تمار علی

آمدم کار مرا باز تو راه اندازی

وقت آن است به این بنده نگاه اندازی

از تو یک عمر فقط لطف و محبت دیدم

یا علی گفتم و یک عالمه رحمت دیدم

دم به دم بر سر این سفره عنایت دیدم

از غلامان تو آن قدر کرامت دیدم

معجزه می کند آنکه به تو وابسته شود

به محب تو محال است دری بسته شود

وای از غصه جانسوز جدایی نجف

نرود از دل من میل گدایی نجف

منم آقا همه ایام هوایی نجف

مردم از دوری ایوان ِطلایی نجف

کاش من صحن تو را با مژه جارو بکشم

سحری در حرمت از ته دل هو بکشم

آمدم سوی تو ای شاه به قصد یاری

اشک چشمم شده از بی کسی تو جاری

ای که بوده روی دوش تو غم بسیاری

کمرت تا شده بود از غم بی عمّاری

چون تو مظلوم در این ارض و سما نیست علی

حق تو این همه غربت به خدا نیست علی

از چه بستند ید بت شکنت را ای وای

دیده ای سوختن یاسمنت را ای وای

پیر کردند تو را و حسنت را ای وای

شرم از فاطمه لرزاند تنت را ای وای

بین دیوار و دری زندگی ات ریخت بهم

زخم شد بال و پری زندگی ات ریخت بهم

آسمان ها همه از داغ تو گریان آقا

کوفه آورد به روی لب تو جان آقا

گفت کافر به شما بنده شیطان آقا

وای من کشت تو را حافظ قرآن آقا

عرش لرزید به خود تا که شکستند سرت

شد همین ضربه ولی مرهم زخم جگرت

رفتی و زینب و کلثوم تو دلگیر شدند

حسنین تو علی زخمی تقدیر شدند

"آن یتیمان که سر سفره تو سیر شدند

لب گودال رسیدند، همه شیر شدند"

کوفه این بار غلام طمع گندم شد

زیر نیزه تن زخمی حسینت گم شد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


ای تجلیات ذات کبریایی یا علی

ای یگانه شرح آیات خدایی یا علی

یا ولی الله اعظم آفرینش مست توست

ساقی توحیدی جام ولایی یا علی

اهل بیتی ، خانه زادی ؛ با خدا همخانه ای

محرمی تو ، در حریم کبریایی یا علی

ملک ایمان را امیرالمومنین تنها تویی

ملک هستی را بحق فرمانروایی یا علی

مهر تو از اوجب ارکان ادیان است و بس

مهر تایید جواز انبیایی یا علی

نام تو لرزه به قلب کافران انداخته

ذوالفقار حقّی و خیبر گشایی یا علی

این تویی برتر ز فهم و عقل ابنای بشر

این منم مفتون این ایزد نمایی یا علی

این تویی پای پیاده تا خدا ره برده ای

این منم آورده ام دست گدایی یا علی

مستحق تر از من مسکین نمی یابی شها

سائلم بر لقمه نان هل اتایی یا علی

ساقیا در این عطش آباد گیر افتاده ام

باده خواهم از سبوی لافتایی یا علی

زآستین دستی برآور دستگیری کن مرا

از تباهی گناهم ده رهایی یا علی

در میان ظلمت قبرم سلامت می کنم

نور مطلق ، حضرت مولا کجایی یا علی

ای شهادت پیشه صهبای شهادت طالبم

تا خضاب خون کند رنگم حنایی یا علی

**

آن که با تیغ به زهر آلوده ات از پشت زد

خورد قلبش مهر اشق الاشقیایی، یا علی

بود بیمار و پرستاری از او کردی و  او

خوب جبران کرد با صد بی وفایی یا علی

قاتل بی شرم لبخندی به نامردی زند

که ندارد زخم زهرآگین دوایی یا علی

شیر می بخشی به او ، او مرگ تو دارد طلب

وای زینب مُرد از این بی حیایی یا علی

دست های نحسش از سیلی روایت می کند

ای که بر داغ مدینه مبتلایی یا علی

عقده ی هجران یاس نیلی ات را باز کرد

تیغ ظالم می کند مشکل گشایی یا علی

فاطمه یا فاطمه شد آخرین ذکر دلت

می شوی مهمان بانوی سمایی یا علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/04/14 | 03:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


شود جان، لحظه لحظه از تن مولا جدا امشب

کسی دیگر نیارد شیر بر شیر خدا امشب

طبیبا زخم مولا را گشودی نسخه ننوشتی

چه گفتی مخفی از زینب به گوش مجتبی امشب؟

طبیبا همتی کن بلکه مولا باز برخیزد

برد یک بار دیگر بر یتیمانش غذا امشب

دل خلق جهان گردد به گرد بستر مولا

دل مولا بود در گوشۀ ویرانه ها امشب

مزن این قدر سوسو ای چراغ مسجد کوفه

که مولایت نمی آید به محراب دعا امشب

نسیم ساکت کوفه برو با چاه ها برگو

که مهمان شما افتاده در بستر ز پا امشب

مداوا نیست حاجت اولین مظلوم عالم را

که از شمشیر زهرآلوده می گیرد شفا امشب

زدوران جوانی سیر بود از عمرِ بی زهرا

علی، ای اهل عالم میشود حاجت روا امشب

زاشک دیده شسته دامن ویرانه را طفلی

گرفته بر پدر در دامن مادر عزا امشب

به سوز ناله های خود بسوزانید (میثم) را

که در کوی شکما آورده روی التجا امشب




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


امشب انگار به دل قالب غم ریخته اند

همه آفاق و عوالم چه بهم ریخته اند

هیچ جایی خبری نیست خبرها اینجاست

خانۀ شیر خدا آمد و رفتِ زهراست

گاه مولا به حسن داشت وصیت می کرد

گاه این زخم سرش سخت اذیت می کرد

حسنم ! اصل مداراست به دشمن حتی

گرچه او ضربۀ کاری زده بر من حتی

عمق این زخم زیاد ، است نمک جای خودش

به یتیمان چو پدر لطف و کمک جای خودش

کوفیان شیر بیارند ولی پیش کش است

شیر آورد نشان ، نزد علی ، زجرکُش است

کوفیان هرچه ببینند تلافی بکنند

لیک در کفّۀ خود سنگ ، اضافی بکنند

چه نگویند تشکر – چه تشکر بکنند

شکم از لقمۀ ناپاک ، همه پُر بکنند

بعد من کوفه پریشان تر از اینها بشود

بر علیه تو گِره ها به جبینها بشود

توشه هایی که سر دوش و تنم می بردم

زیر لب نام حسین و حسنم می بردم

نان خرمای مرا عاقبتش پس بدهند

آنچنان فحش ، که انگار به ناکس بدهند

بعد از این جان تو و دختر محرومۀ من

وای بر حال دل زینب مظلومۀ من

روز روشن به حرم تیرگی شب بزنند

سنگها از در و دیوار به زینب بزنند

هیچ حرفی به لبم نیست به غیر از یک آه

نه به این شیر سفید و نه بر آن سنگ سیاه

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها

از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر

از کرب و بلا گفت و حکایات غریبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-شب شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ  شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش  ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را ز چشم ترم در بیاورید

تا خوب و بد حلال کنند این غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

زخم سرم که هم نمیاید،  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

آن معجری که نیمی از آن  سوخت پشت در

آن را برای  بستن این سر بیاورید

چندیست سخت تشنۀ دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت-بستر شهادت


ای کوه درد این دم آخر سخن بگو

امشب به جای چاه، غمت را به من بگو

گر فکر می کنی که تحمل نمیکنم

من می روم ز حجره برون، با حسن بگو

با آنکه فکر بی تو شدن قاتل من است

حتی شده دوباره ز بی تو شدن، بگو

بنگر رسانده ای به کجا کار دل، که من

گویم به التماس، ز غسل و کفن بگو

گر چه سخن ز پر زدنت می کشد مرا

راضی به هر چه گویی ام، از پر زدن بگو

لب باز کن دوباره تو و باز هم به من

|"زینب چنین به سینه و بر سر مزن" بگو

آن را که گفتی از من و عباس تا شنید-

-رنگش پرید و لرزه فتادش به تن بگو

گفتی تو از حسین و اباالفضل زد به سر

گر میشود بریده سرش از بدن، بگو

***

از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


الهی کوفه را لطف و صفا نیست

نشان از ناله های مرتضی نیست

تمام نخل ها چشم انتظارند

که آبی بهتر از اشک وفا نیست

یتیمان چشم بر در بیقرارند

خبر از نان خرمای خدا نیست

فقیری گوشه ی ویرانه گریان

غم او را کسی مشکل گشا نیست

ولی نامرد ملعون ابن ملجم

شده خندان و در چشمش حیا نیست

نمک نشناس می خندد به زینب

که زینب شد یتیم ای وای امشب

غریبانه ترین تشییع پیکر

شده امشب بپا از بهر حیدر

علی را نیمه ی شب غسل دادند

رود در نیمه شب پیش پیمبر

به استقبال او زهرا بیاید

به همراه گل نشکفته پرپر

علی درد و غمش را برد با خود

که عمرش بود درد و غم سراسر

ز هر زخمی برایش سخت تر بود

که بیند چهره ی نیلی همسر

همان که این جهان نشناخت او را

میان درد و غم انداخت او را

علی نشناخته از این جهان رفت

دل بشکسته با درد نهان رفت

به دیده خالی از تصویر نیلی

به حنجر داشت از غم استخوان رفت

علی شد پیر از این غصه یارب

چرا یارش از این دنیا جوان رفت

همان یاری که بین کوچه افتاد

صدای ناله اش تا آسمان رفت

علی راحت شد از داغ مدینه

به سوی بانوی قامت کمان رفت

امیرالمؤمنین رخت سفر بست

سرش بشکسته بود و چشم تر بست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد

روضه ی فاطمیه روضه ی معمولی نیست

شرح دوران غریبی‌ست که مولا دارد

شرح قومی‌ست که در موعد یاری امام

جای لبیک، فقط شاید و اما دارد

قصه ی مردم بیعت شکن است این روضه

خون اگر گریه کند چشم زمان، جا دارد

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟

آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد

بعد یک عمر غم خانه نشینی، حالا

غم بد عهدی دنیا طلبان را دارد

این یکی در طلب بردن بیت المال است

آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است

این طرف فتنه ی‌ جهل است که غوغا دارد

بی وفایی کمر کوه وفا را خم کرد

داغ ها بر جگر از مردم دنیا دارد

می‌رود با غم سی سال غریبی اما

جگری شعله ور از قصه ی‌ فردا دارد

آه کوفه ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه

نیزه ای در وسط شهر تماشا دارد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا وا مکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته

که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید

اجل بر چیند امشب بسترم را

ببیند آنگونه فرقم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

در و دیوار مسجد بود شاهد

که من گفتم اذان آخرم را

من آن یارم که شستم در دل شب

تن خونین تنها یاورم را

درود زندگی را گفتم آنروز

که زد در کوچه قنفذ همسرم را

شکاف زخم و ضعف تن به من داد

نوید وصل حی داورم را

از آن سوزم که امشب گوید آن پیر

کجا برده فلک نان آورم را

به (میثم) داده ام سوزی که گوید

سخن های دل غم پرورم را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا زخم مولا را دوا کن

طبیبا زخم او آهسته وا کن

مدارا کن به این فرق شکسته

که شمشیرش به پیشانی نشسته

طبیبا قلب زینب را شکستی

تکلم کن چرا ساکت نشستی

سکوتت قلب زینب را زند نیش

مسوزانم سینه ما را از این بیش

مگر در زخم بیمارت چه خواندی

که لب بستی و از گفتار ماندی

به پیشانی بیمارت چه دیدی

چرا دل از حیات او بریدی

طبیبا کودکان چشم انتظارند

بجز بابای ما بابا ندارند

طبیبا مستمندان بی غذایند

همه چشم انتظار مرتضایند

چرا گردیدی از گفتار خاموش

مگر خواهد شود زینب سیه پوش

تکلّم کن زبیمارت سخن گو

ولی آهسته برگوش حسن گو

طبیب از دیدن زخم علی سوخت

نگه بر چشم گریان حسن دوخت

بگفت ای مصطفی را میوۀ دل

مرا از نسخه بنوشتن چه حاصل

زمام چاره دیگر دست من نیست

دوائی بر علی غیر از کفن نیست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


تا صبح گرد بسترت آرام می پرم

شاید دوباره بال بگیری کبوترم

شد قسمتم دوباره پرستاری ات کنم

بابا بگویم و تو بگویی که دخترم...

از بس که قطره قطره ی خونت گرفته ام

خون لخته بسته است تمامی معجرم

شکر خدا که خون سرت بند آمده

دیدی چه کرد چادر خاکی مادرم




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-شب بیستم


بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد

از اَجَل یك خبری شد، خبری از تو نشد

هر كه را می نگرم سهمی از این سفره گرفت

سهمِ ما خونجگری شد، خبری از تو نشد

غالباً پشتِ درِ بسته خبرهائی هست

كارمان دربه دری شد، خبری از تو نشد

نشد آخر كه دلم را به كسی نسپارم

خانه مال دگری شد، خبری از تو نشد

فالِ فرخنده شبِ قدرِ مرا حافظ خواند

چه مبارك سحری شد، خبری از تو نشد




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


این روزها تمام تنم درد می کند

مانند فاطمه بدنم درد می کند

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

در دست بی کفن کفنم درد می کند

زین خجلتی که می کشم از شیر خوردنم

در پیش زینبم دهنم درد می کند

من اهل یثربم دلم آنجاست زیر خاک

بیچاره دل که در وطنم درد می کند

زهرای سوخته به تن من حلول کرد

باور کنید پیروهنم درد می کند

یا زینبی که می کشم از دست کوفیان

چون سنگ خورده ها دهنم درد می کند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


اَمَّن یُّجیبُ دور و برش فایده نداشت

امّید واری پسرش فایده نداشت

با استخوانِ در گلو و خارِ چَشم سوخت

دریا بر آتشِ جگرش فایده نداشت

از بس شكافِ ضربتِ تیغش عمیق بود

مرحم برای زخمِ سرش فایده نداشت

رخساره زرد بود و ورم داشت پیكرش

افتاده بود بال و پرش فایده نداشت

از تابِ درد پا به زمین می كشید آه

دارو به حالِ محتضرش فایده نداشت

آمد طبیب و گفت كه فكرِ كفن كنید

حتی امید در نظرش فایده نداشت

از سوزِ زهر كمتر و كمتر به هوش بود

نه كاسه های دور و برش فایده نداشت

خون قطره قطره بند نمی آمد از سرش

بستند هر چه سخترش فایده نداشت

می خواست التماسِ دعا زینب  از حسین

الغوث های چشم ترش فایده نداشت

می داد هر چه شانه­ی بابا تكان چه سود

می زد صدا هرانقدرش فایده نداشت

عباس  هر چه زد به سر از غصه ای كه دید

خون بر محاسنِ پدرش فایده نداشت

در پای در به گریه یتیمی به خواب رفت

هر قدر ماند منتظرش فایده نداشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن

برخیز و حرف رفتن و غسل و کفن مزن

در بین نوحه خواندنت از مادرم، پدر!

حرف از وصال خویش و جدایی ز من مزن

می لرزم از شنیدن از مرگ گفتنت

حرفی کز آن به لرزه در آید بدن مزن

با من ز ماندن و ز نرفتن دمی بگو

دم این همه ز رفتن و راهی شدن مزن

صف بسته جمع جان به لبی، دیده باز کن

پلکی بزن، شرر به دل انجمن مزن

بسته ره نفس به من این روضه های باز

پیش حسین حرف کفن با حسن مزن

***

از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


افتاده بین بستری آتش گرفته

با آتش غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه كوفه

راز قدیمی پری آتش گرفته

باور نمی كردند مردم تا به امشب

افتادن نام آوری آتش گرفته

زینب كنار بستر او هل كرده

افتاده یاد مادری آتش گرفته

دیدند در چشمان حیدر حلقه می زد

اشك وصال همسری آتش گرفته

پایان قصه می رسد با فرق خونی

ساقی كنار كوثری آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او ، جز چادری كه

خاكی شده پشت دری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاكی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی كه در آن یك خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای كربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته

با جیغ یك كودك سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

هی بوسه بر میداشت لبهای كبودی

از پاره های هنجری آتش گرفته




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ماه جمال قبله ی ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آئینه ی کرامت انسان به خون نشست

بر سینه ی نماز گذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبه ی ایمان به خون نشست

حور و ملک ، فرشته و جن ، نوحه گر شدند

دریا و کوه و دشت و بیابان به خون نشست

توحید جوی دهر ، یدالله بت شکن

از مکر و کینه توزی شیطان به خون نشست

کعبه بیا ، زیارت مولود خود نما

کن سجده ای، که جلوه ی یزدان به خون نشست

صبح وصال او چو دمید آسمان سرخ

گفتا : سحرگه شب هجران به خون نشست

رخساره اش چو ماه شفق گونه ای شده

مهتاب پیر گوشه ی ویران به خون نشست

با سائلان غمزده ، این  ماجرا بگو

مرد غریب صاحب همیان به خون نشست

شیر آورید و شیر خدا را دعا کنید

آن مهربان جمع یتیمان به خون نشست

می خواست روی پای خودش ره رود ، نشد

پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

کوفه ، مدینه گشته و محراب ، کوچه اش

یاس کبود بین گلستان به خون نشست

روزی که حرمتش به مدینه شکسته شد

خورد او زمین و دید که قرآن به خون نشست

با خاطرات چادر خاکی همسرش

تنها ترین مسافر دوران به خون نشست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کوفه ، مدینه بود مگر ؟ التهاب داشت

محراب ، کوچه بود مگر ؟ اضطراب داشت

تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !

دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

این فتنه ها ز گور خوارج بلند شد

دینی که بی علی است ، اساسی خراب داشت

بار دگر ز پشت به نامردی اش زدند

غربت به نام نامی او انتساب داشت

در سر ، هوای ماندن در کوفه را نداشت

او که دلی به یاد مدینه کباب داشت

تنهاترین غریب ، هوایی یار بود

با یاد فاطمه ، نه خوراک و نه خواب داشت

قلبش به یاد فاطمه می زد ، که مرگ خواست

آن شب علی لبی به دعا مستجاب داشت

دیگر حساب روز و شب از دست داده بود

در تنگنای سینه ، غمی بی حساب داشت

موی سپید او که ز رویی کبود بود

از خون سرخ سر ز چه قصد خضاب داشت

جان در تنش چه شد که چنین بیقرار بود ؟

مثل مسافری که به رفتن شتاب داشت

میلی به شیر و نان و رطب هم نداشت او

تنها نمک که زخم دلش التهاب داشت

از سهم شیر خویش به قاتل دهد که او

روحی پر عاطفه به زلالی آب داشت

زینب ز نیشخنده ی قاتل تمام عمر

روحی اسیر پنجه ی رنج و عذاب داشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای مرد، فرشته بی حضورت می مُرد

نام تو رسول بی وضو کی می بُرد

آن تیغ که پیشانی ماه تو شکافت

ای کاش به فرق شیعیانت می خورد

***

از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.