امیر المومنین(ع)-شهادت


با عدالت باز آب و دانه را تقسیم کرد

قسمت همسایه و بیگانه را تقسیم کرد

بارها بین یتیمان بار روی شانه را

بعد در بازی خمید و شانه را تقسیم کرد

عدل محور بودنش طوری نمایان گشت که

تیغ یکسان فرق سر تا چانه را تقسیم کرد

تا به بستر رفت چون زهرا،علی هم عاقبت

با زن و فرزند کار خانه را تقسیم کرد

آنچه که از داستان کوچه تعریفی نبود

با چه چاهی این غم مردانه را تقسیم کرد

روی پیشانیش تیغ ابن ملجم چون نشست

بین صدها شمع یک پروانه را تقسیم کرد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 03:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


بستی نگاه خستۀ خود را چرا به در

داری به سوی فاطمه بابا مگر نظر

قرآن کنار بستر تو باز کرده ام...

بابا ببین که آمده وَانشَقَّتِ القمر

فهمیدم  از نگاه ترت...  رفتنی شدی

امشب به جان چشم تو می ترسم از سحر

گفتی کفن بیاور و رفتی ز هوش باز

آرامش مرا مبر ای مهربان پدر

قرآن به سرگرفته ام  و زار می زنم

با قلب خسته نالۀ قهار! می زنم

قلب مرا دوباره به آتش مزن پدر

باچشم بسته لب مگشا برسخن پدر

آهسته حرفهای خصوصی خویش را

پنهان ز اهل خانه مگو با حسن پدر

از کربلا و هجمه غمها و تیغ و تیر...

گفتی حکایت تن بی پیرهن پدر

خیره شدی به معجر روی سرم چرا؟!

خون می چکد زچشم تو در پیش من پدر

دارد برای تو حسنم سینه می زند

گریان... حسین بی کفنم سینه می زند

بودم خراب از غم و اکنون خرابتر

از داغ روی تو شده ام دل کباب تر

گویا در آستان خداوند لاشریک...

آن کس مقرب است که دیده پرآبتر

بعد از تو ای سلام بدون جواب نیست-

در کوفه از سلام حسن بی جوابتر

با روی خون گرفته به من گفته ای که نیست

از آن سر بریده محاسن خضابتر

رنگت پریده است پدرجان سکوت کن

دیگر بس است روضه !به قرآن سکوت کن

گاهی نظر به کام حسن می کنی وگاه...

باچشم خیس می کشی از عمق سینه آه

گاهی زهوش می روی و بعد... بی رمق

می افکنی به حلق حسینم فقط نگاه

جانم به لب رسیده پدر بسکه بهر من

گاهی ز کوفه حرف زدی، گاه قتلگاه

گفتی که اهل کوفه مرا سنگ می زنند

پیش سربریده و اطفال بی پناه

آن روز پس دلاور رعنای من کجاست؟!

عباس تکیه گاه حسین و حسن کجاست!؟




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


غمش همواره بی پایان بماند

و سفره غرق بوی نان بماند

علی شد کشته تا در شیعیانش

" یتیمی" درد بی درمان بماند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


آفاق کجا نور جَلی را حس کرد؟

آرامش صبح اَزَلی را حس کرد؟

جز پنج بهار فرصت زود گذر

کی طعم عدالت علی را حس کرد؟




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت


اگرچه زخم سرش را تمام می دیدند

ولی ز زخم عمیق دلش نپرسیدند

كسی نخواست بپرسد چرا سرش بشكافت

اگرچه مردم بی درد كوفه می دیدند

شبی نخفت علی از غم جهالت خلق

ولی تمامی آنان ز جهل خوابیدند

بهار عمر علی شد خزان و گل نشدند

دوباره در ره او خار فتنه پاشیدند

نرفت رنگ سیاهی بُرون از آن دل ها

زداغ سُرخ علی گر سیاه  پوشیدند

بـه غیر اهل ولایت، هنوز هم آنان

اسیر وسوسه و اهل شك و تریدند

علیست چون شب قدر خدا كه این مردم

ز قدر و منزلتش نكته ای نفهمیدند

علی حقیقت عدل است و تا ابد زنده است

ولی تمامی آنان زجهل خوابیدند

خداگواست كه در كربلا همین مردم

گُلان باغ علی را به نیزه ها چیدند

چه روزگار غریبی بُود كه بعد از او

به اشك زینب او اهل كوفه خندیدند

دلم گرفته «وفایی»بیاکه گریه کنیم

به احترام غمی که به شیعه بخشیدند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


تیر محبّت تو را منم نشانه یا علی

گرفته بر زیارتت دلم بهانه یا علی

بار ولایت تو را به دوش دل گذاشتم

کوه معاصیم فتاد از سر شانه یا علی

ای ز دو دیده ام روان خون سر شکسته ات

ای ز دلم گل غمت زده جوانه یا علی

تو کز عطوفت دلت شیر دهی به قاتلت

دست تهی کجا مرا کنی روانه یا علی

تو قهرمان خیبری چرا کنار بستری

هما چگونه سر کند در آشیانه یا علی

ای پدر یتیم ها، دو چشم خود ز هم گشا

طفل یتیمت آمده بر در خانه یا علی

داغ تو کرده آتشم هر نفسی که می کشم

شعلۀ آهت از دلم کشد زبانه یا علی

فدای دیدۀ ترت چه شد که مثل همسرت

شد بدن مطّهرت دفن شبانه یا علی

قسم به خون پاک تو، به قلب چاک چاک تو

که کشته بارها تو را تیغ زمانه یا علی

مرگ تو بود آن زمان که بین خانه دشمنان

زدند همسر تو را به تازیانه یا علی

عمر تو یافت خاتمه در شب دفن فاطمه

بر جگرت ز داغ او مانده نشانه یا علی

طوطی طبع «میثمت» یاد کند چو از غمت

ناله دمد ز سینه اش جای ترانه یا علی




✔️ موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


خانه ویران شده ام غُصه ی بابا سخت است

حرفِ دیگر بزن امشب غمِ فردا سخت است

دیدنِ رویِ تو و لخته یِ خونها سخت است

سوختم از نَفَسَت سوختن اما سخت است

باز هم روضه نخوان روضه یِ زهرا سخت است

شعله هایِ نَفَسِ شعله وَرَت جمع نشد

زهرِ این تیغ چه کرده جگرت جمع نشد

لکه خونهای رویِ بال و پَرَت جمع نشد

بسته ام روسری ام را به سَرَت جمع نشد

زخمِ پیشانیِ تو وقتِ تماشا سخت است

آه ای چشمِ به خون خسته تو بیدار بمان

حرفِ نا گفته بگو پیشِ پرستار بمان

پشتِ در بودم و گُفتی به علمدار بمان

گرچه بی دست ولی آب نگهدار بمان

از سرِ رو به زمین خوردن سقا سخت است

شبِ آخر شده ای کوکبِ اِقبال مَرو

روضه ی باز مخوان این همه از حال مَرو

سَرِ آن پیکر اُفتاده ی پامال مَرو

جانِ بابا جگرم سوخت به گودال مَرو

بینِ گودال مَیا دیدنم آنجا سخت است

کاش میشُد که بگویی بدنش را نکشید

پنجه ها از همه سو پیرهنش را نکشید

تیر در کتف فرو کرده تنش را نکشید

نیزه ها شرم کنید و دهنش را نکشید

پیشِ مادر زدنِ سنگ به لبها سخت است

منم و دیدنِ او لحظه ی اُفتادنِ او

منم و ضربه ی سرنیزه به روی تنِ او

وقت ضربه زدن و خم شدنِ دشمن او

منم و کُندی خنجر به رویِ گردنِ او

زدن ضربه به سینه ولی با پا سخت است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


جاى ناله زدن آماده کنید

تابوتى برا من آماده كنید

فاطمه منتظره باید برم

زود برید یک کفن آماده كنید

 

هنو یادمه نفس نفس میزد

همه رو از دور خونه پس میزد

یادمه شبا تا صبح از زور درد

بالش و به میلۀ قفس میزد

 

یادمه که شالم و گرفته بود

راه اشک و نالم و گرفته بود

یادمه بال خودش شکسته بود

ولى زیر بالم و گرفته بود

 

یادمه به هیچ کسى امون نداد

زخماش و حتا به من نشون نداد

همه زندگیم و مدیونشم

جونم و تا نخرید جون نداد

 

هنو یادمه حرم آتیش گرفت

همه چى در نظرم آتیش گرفت

در خونه رو یه بار آتیش زدند

ولى صد بار جگرم آتیش گرفت

 

یادمه داشتم میفتادم.... نزاشت

حتى تو دلم یه ذره غم نزاشت

روبه قبله شد که روبرا شدم

فاطمه هیچى برا من کم نزاشت

 

حالا اون که دس به دیواره منم

اونکه درد داره و بیداره منم

دستم از خجالتش درنیومد

این وسط اونکه بدهکاره منم

 

هیچ جا اشکم این چنین در نیومد

کارى از دست کسى برنیومد

صداى ناله ش و آخر درآورد

میخ در همین جورى درنیومد

 

کاشکى پشت در من و صدا میکرد

در خونه رو نسوخته وا میکرد

كاشكی قبل از اونکه قنفذ برسه

دستش و از شال من جدا میکرد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


ای نخل آب خورده زچشم تر علی

دیشب تو بودی و نگه آخر علی

امشب بریز اشک که در خانۀ خدا

محراب شسته بخون سر علی

از زهر خند قاتل و نومیدی طبیب

پیداست شرح داغ دل دختر علی

امشب به خنده قاتل مولا گشوده لب

فردا به گریه جمع شود بستر علی

آئینه دار غربت زهراست زان سبب

باید شبانه دفن شود پیکر علی

مولا خموش و مسجد و محراب هم خموش

خیزد صدای یا علی از منبر علی

کو آن یتیم خسته که شب در خرابه بود

چون کودک عزیز علی در بر علی

ای چاه غم گرفته، تو هم بی علی شدی

محروم گشتی از دم جان پرور علی

این بود مزد آن همه مهر و وفا که گشت

گلگون زخون، جمال خدا منظر علی

میثم کسی به فرق علی تیغ زد که زد

سیلی به روی فاطمه در محضر علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


در حریمت  شفا نمی‌خواهم

آتشم زن دوا نمی‌خواهم

لحظه‌ی استجابت روضه

از شما جز شما نمی‌خواهم

خاک پای تو کیمیای من است

جز همین کیمیا نمی‌خواهم

تا اسیر حسین تو هستم

دلی از غم رها نمی‌خواهم

من حسینی و حیدریم ، پس

بی نجف ، کربلا نمی‌خواهم

"مست مست و قلندر استم من

خاک نعلین قنبر استم من"

ابتدا، انتها نداری تو

جز خدا آشنا نداری تو

آیه‌ی اعظم خداوندی

کی، چگونه، کجا نداری تو

همه‌ی سائلان تو شاهند

سائل بینوا نداری تو

فرش این خانه بال جبریل است

قالی نخ‌نما نداری تو

با سرت عرش شکسته ولی

روضه‌ی «بوریا» نداری تو

"شب اسیر سپیده‌ی سحرت"

عالمی مات جلوه‌ی پسرت

آمدم تا در این شب آخر

مثل این کاسه‌های پشت در

مرحمی آورم برای سرت

گرچه این را نمی‌کنم باور

که دوایی برای این سر نیست

که سر تو نمی‌شود بهتر

که امید یتیم‌ها امشب

می‌رود پیش حضرت مادر

که در این شهر بی‌لیاقت‌ها

نیمه شب دفن می‌شود حیدر

شب، غریبی، تلاطم دریا

شب مدینه، نجف، غم زهرا

اسم مادر رسید و غوغا شد

گره از کار بسته‌ام وا شد

اسم مادر دوباره معجزه کرده

نفَس ‌آلوده‌ای مسیحا شد

باید امشب به روضه برگردم :

بی تو حیدر عجیب تنها شد

قدرِ شب‌های قدر ! بعد از تو

خانه قبری برای مولا شد

امشب آغاز بهتری دارد

شب وصل علی و زهرا شد

غم اگر رنگ مادری دارد

گریه هم بوی بهتری دارد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-ضربت-بستر شهادت


هر کس برای توبه مصمم نمی شود

با صد هزار موعظه آدم نمی شود

امروز اگر که فرصت توبه هدر دهیم

فردا همین مجال فراهم نمی شود

طاعات ما و حلقه ی پیوند با خدا

خالص نبوده است که محکم نمی شود

نامردی است بندگی لحظه ای ما

شوق گناه و نافله با هم نمی شود

باید برای خشکی چشم التماس کرد

این چاه خشک یک شبه زمزم نمی شود

ساکت نباش، حرف بزن با خدا، بگو:

من آمدم کنار تو باشم، نمی شود؟

شاید که از نگاه تو افتاده ام دگر

وقتی دلم، شکسته و محرم نمی شود

در بین خوب ها منِ آلوده هم بخر

چیزی که از کریمی تو کم نمی شود

حلوا نخواستم، تو خودت را به من بده

حلوا برای غم زده مرهم نمی شود

جای بهشت کرب و بلا روزی ام کنید

بی کربلا بهشت، مجسم نمی شود

هرکس که آمده قدمی سمت کربلا

شرمنده ی رسول مکرم نمی شود

نان علی و فاطمه را سائلی که خورد

دیگر مقابل احدی خم نمی شود

**

شمشیر زهر خورده به فرق علی زدند

پس مرهمی براش فراهم نمی شود

جوری که آیه های سرش ریخته بهم

هر کار هم کنند منظم نمی شود

این ضربه سخت بود ولی در دل علی

بر دردهای کوچه مقدم نمی شود

زینب... مدینه، کوفه، مدینه، زمین طَف

یک زینب است و این همه ماتم؟! نمی شود

***

با تشکر از شاعر گرامی 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/5 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


در دلم آتشی از داغِ تو بر پا شده است

بیشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لخته خون بسته ببین چادرِ مادر امشب

قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شیرِ تو نوشیده به من میخندد

یعنی ای كوفه نشین نوبتِ بابا شده است

باز یك گوشه حسن گرم زبان میگیرد

باز این خانه پُر از روضه یِ زهرا شده است

دیدم آن روز در آن كوچه یِ باریك چه شد

دیدم آن روز كه یك مُشت مُهَیّا شده است

وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد

آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/5 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


گفتند فرق فاتح خیبر شکسته شد

فرقش نه...رکن دین پیمبر شکسته شد

حالا که نیست فاطمه اش سر، شکسته شد

تا زنده بود کِی سر حیدر شکسته شد؟!

در کوچه فاطمه سپر مرتضاش شد

حالا که نیست اوج غریبیش فاش شد

حیدر اگر به بستر خود گریه می کند

در لحظه های آخر خود گریه می کند

تنها برای همسر خود گریه می کند

بر آیه های کوثر خود گریه می کند

سی سال قلبش از غم زهرا کباب شد

سی سال با نگاه مغیره عذاب شد

فرقش شکست، خانه ولی در خطر نبود

زن پشت درب خانه و آن سو شرر نبود

شکر خدا که دشمن او پشت در نبود

این بار از مغیره و قنفذ خبر نبود

شمشیر گرچه تا وسط گونه اش برید

در روز دفن فاطمه آقا قدش خمید

عمر علی سرآمده و آخرین شب است

مولا میان بستر خود غرق در تب است

حالا که قلبش از غم و غصه لبالب است

دلواپس حسین و پریشان زینب است

عباس تو بمان که نصیحت کند تو را

درباره ی حسین وصیت کند تو را

این کینه ها دو مرتبه تکرار می شود

در کربلا حسین گرفتار می شود

در قتلگه که معرکه دشوار می شود

روباه هم شبیه سگِ هار می شود

از هر طرف به پیکر او حمله می کنند

در پیش چشم مادر او حمله می کنند

تا سعی می کند که به زانوش پا شود

سنگی دوباره سمت جبینش رها شود

با نیزه جسم بی رمقش جا به جا شود

از پشت عاقبت سرش از تن جدا شود

عصر دهم به زخم دل ما نمک زنند

طفلان و دختران حرم را کتک زنند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 10:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-شهادت


اسماء خدا را به صفاتش دادند

از جلوه فاطمه به ذاتش دادند

دلتنگ رخ فاطمه اش بود علی

وقت سحر از غصه نجاتش دادند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 10:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-بستر شهادت


عُمرم به سر رسیده ببینى چه میكُنى

رنگ از رُخم پریده ببینى چه میكُنى

خون ریزد از شكاف سَرم، خونجگرشدى

جسمى بخون طپیده ببینى چه میكُنى

فرقِ مرا توطاقتِ دیدن نداشتى

هِجده سرِ بُریده ببینى چه میكُنى

اینجا همه به گریه ى تو گریه میكنند

در اُوجِ گریه خنده ببینى چه میكُنى

من پیكرم به غیرِ سَرَم لطمه اى ندید

جسمى بخاك، دریده ببینى چه میكُنى

یك ضَربه زدبه فَرقِ سَرَم راحتم نمود

 تو قَتل صبرندیده، ببینى چه میكُنى

تو یكسره به چشمِ پدر بوسه میزنى

 تیرى درونِ دیده ببینى چه میكُنى

هِنگام آمدن زِشَریعه حسین را

 با قامتى خمیده ببینى چه میكُنى

طفلانِ دربِدَر به بیابانِ كربلا

چون آهوىِ رَمیده ببینى چه میكُنى

نَشنیده نامِ قاتلم، از هوش میروى

خنجر به حنجرى رسیده ببینى چه میكُنى 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 09:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمونین(ع)-بستر شهادت


رستگاریِ خودم را زِ سحر میبینم

رویِ فرقم به خدا خونِ جگر میبینم

گرچه از زخم، سرم تا نوکِ پا میسوزد

خویش را در وسطِ شعله در میبینم

خانه ام سوخت، گُلم سوخت، دلم سوخت،فقط

سالها هست که خاکستر و پَر میبینم

همه سرمایهٔ من فاطمه ام بود که رفت

بعدِ او خسته شدم بس که ضرر میبینم

زینبم گفت بمانم ، وَ بمانم چه کنم

من که جامانده خودم را ز سفر میبینم

دخترم گریه نکن دور نمائی داری

من تورا پشتِ سرِ نیزه و سر میبینم




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 09:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات-بستر شهادت


من و بهانه نجف

به لب ترانه نجف

خدا کند سفر کنم

به آستانه نجف

دل از دلم ربوده است

ماه شبانه نجف

دل من و زیارت

شاه یگانه نجف

مست و خرابم از میِ

شرابخانه نجف

کرده دلم چه عادتی

به آب و دانه نجف

از همه کس جدا شدم

گدای مرتضی شدم

من و نگاه مرتضی

جمال ماه مرتضی

منم گدای بی کس و

پر از گناه مرتضی

منِ فقیرِ خسته و

پناهگاه مرتضی

شکسته قلب آسمان

از آه آه مرتضی

به کوفه هیچ کس نزد

سری به چاه مرتضی

کسی نداشت تا شود

رفیق راه مرتضی

زمانه ای عجیب بود

غریب و بی حبیب بود

مونس هر سحر تویی

به ناله ها اثر تویی

نوح کجا علی کجا

گریۀ بیشتر تویی

دلیل مجتبی اگر

شده است خونجگر تویی

تو شاهد جسارتی

مقتل معتبر تویی

شاهد داغدیدۀ

کشتۀ پشت در تویی

همسفر کبوتر

شکسته بال و پر تویی

تویی امام فاطمه

بر تو سلام فاطمه

کنار ما بمان ، مرو

به لب رسیده جان ،مرو

به روی بام خانه ام

بیا بده اذان ، مرو

عمود آسمان من

به سمت آسمان ،مرو

ای پدر یتیم ها

پناه کودکان ،مرو

بمان کنار زینبت

تویی مرا امان ، مرو

اگر چه قامتت پدر

ز غم شده کمان ،مرو

به خواهشم نظر نما

از این سفر حذر نما

اشک مریز دخترم

ناله نزن برابرم

رسیده نوبت علی

وقت سحر مسافرم

نگاه کن عزیز من

به این نگاه آخرم

ببین میان چشم من

جمال ماه همسرم

فاطمه می زند صدا

علی بیا منتظرم

تو دیده ای زینب من

چه آمده است بر سرم

قسم به ذات کبریا

ز غصه می شوم رها

بیا بخاطر خدا

مزن شرر دل مرا

چنین مسوز زینبم

مریز اشک بی صدا

اگر به پیش چشم تو

فرق سرم شده دو تا

وای به لحظه ای که در

میان دشت کربلا

تو شاهدی به روی تل

که می شود سری جدا

تنی فتاده غرق خون

سری به روی نیزه ها

تو می زنی صدا حسین

ذبیح بالقفا حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابای دهر دست منو دامن شما

آقا یتیم می شوم از رفتن شما

با جرم اینکه دوره تان نیستم , نشد

تا سر نهم شبی به سر دامن شما

در روضه کاش جان بدهم از غمت مگر

در یک زمان کفن بشوم با تن شما

عالم نداشت جامه ی در شأنتان علی

جانم فدای وصله پیراهن شما

دربین قبر منتظر دامن توام

افتاده زحمت سر من گردن شما

امشب غمت به دست فلک  ابر می دهد

دارد حسن  به  خواهر خود صبر می دهد

انگار شام عمر تو بابا سحر شده

از غصه تو زینب تو محتضر شده

آنقدر دور بستر تو لطمه میزنم

تا دیده واکنی به من خون جگر شده

بابا دو روزه جسم  تو را زهر آب کرد

مانند فاطمه تن تو مختصر شده

خون روی چشم تو چقدر لخته میشود

انگار زخم فرق سرت باز تر شده

آن پارچه که زخم تو را بسته ام به آن

واکردنش خدا چه قدر دردسر شده

از گریه های دخترت عالم به غم نشست

یک تیغ دشمنت زد و زینب چنین شکست

وای از دمی که روی تل آمد به چشم دید

هر کس رسیده  دشنه  و شمشیر می کشید

برگشت سمت شهر مدینه به گریه  گفت

یا مصطفی  برس تو  به فریاد  نا امید

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست

از جور دشمنت شده اینگونه او شهید

باقی نمانده است دگر پیکری از  او

از بس که  تیغ از تن  او یاس و لاله چید

**

با آنکه شاه بی رمق افتاد روی خاک

دشمن مگرکه از سر او دست می کشید

یک عمر هم که  گریه کنم باز هم کم است

هر روز  و شب برای غلامت محرم است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابا بمان که هستی زینب فدای تو

گویا نوشته اند شهادت برای تو

مانند روز آخر زهرا شدی پدر

قالب تهی مکن که نبینم عزای تو

گویا جواب کرده طبیبت حسین را

مخفی کند ولی ز همه مجتبای تو

دارد عجیب این دل من شور می زند

این کاسه های شیر نباشد دوای تو

انگار اعتماد ندارم به کوفیان

گرچه نشسته اند یتیمان به پای تو

گه گاه می رسد خبری از نگاهشان

عهد تو را وفا نکند بی وفای تو

□□□

این شیر را بنوش ولی یا علی! بدان

کوفه دهد جواب همه خوبیای تو

شبها که آمدی به در خانه های ما

آید تلافی اَش به سر بچه های تو

بسپار خوب چهرۀ ما را بخاطرت

با زینبت حساب شود ماجرای تو

حالا قرار ما سرِ دروازه های شهر

سنگ است و اهل بیت تو و ابتلای تو

***

از وبلاگ شاعر گرامی 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


امشب صدای نالۀ، مولا نیامد

تنهای شهر خویش در صحرا نیامد

امشب تمام نخل های کوفه مردند

آب از سرشک دیدۀ مولا نخوردند

امشب به هر ویران سرا با اشک خونین

طفل یتیمی سفره ای را کرده رنگین

ای نخل ها معشوق صحرا را ندیدید

ای چاه ها آیا صدایش را شنیدید؟

بیمار درد و غم، طبیبت را چه کردی

ای پیر نابینا، حبیبت را چه کردی؟

ای باخبر از درد خاموشان کجائی

ای مشعل بزم فراموشان کجائی

امشب به چاه کوفه دادت را نگفتی

حتی اذان بامدادت را نگفتی

فزت و رب الکعبه ات در گوش مانده

امشب چراغ مسجدت خاموش مانده

افلاکیان ذکر علی با هم گرفتند

مرغابیان هم تا سحر ماتم گرفتند

طفلی که دیشب تا سحرگاهان نخفته

ویرانه را با اشک خونین ترک گفته

از هر کسی جویای احوال تو می گشت

در کوچه های کوفه دنبال تو می گشت

کامش گرسنه جان پاکش از بدن سیر

در دست های خالی اش ظرفی پر از شیر

رنگش چو مهتاب شب از صورت پریده

در ظرف شیرش گشته جاری اشک دیده

او پشت در پیوسته با تو راز میکرد

تو مرغ روحت از بدن پرواز میکرد

دردا که از فرق تو خون بر خاک دادند

پیشانیت را تا به ابرو چاک دادند

اعمال صبح قدر را آغاز کردند

از فرق خونین تو قرآن باز کردند

با آنهمه خوبی که عمری از تو دیدند

سرو قدت را از ستم در خون کشیدند

در سجده حقت را ادا کردند افسوس

فرق منیرت را دو تا کردند افسوس

آهت شرر بر قلب سنگ خاره میزد

خون از سر نورانیت فوّاره میزد

ای کشته در محراب از فرط عدالت

خوش بر شما دادند پاداش رسالت

از تیغ زهر آلوده و از ضرب سیلی

روی تو گلگون، روی زهرا گشت نیلی

روزی که با هم در سقیفه عهد بستند

فرق تو و پهلوی زهرا را شکستند

تشییع تو تشییع زهرا شد شبانه

هم دفن تو هم دفن او شد مخفیانه

این راز در دامان صحرا بود مخفی

هم دفن تو هم دفن زهرا بود مخفی

قبر تو ای تا صبح روز حشر مظلوم

آخر برای دوستانت گشت معلوم

دردا که یاران عقدۀ دل وانکردند

چون قبر زهرای تو را پیدا نکردند

اینک زجا خیز و به جسم شیعه جان ده

آن تربت گم گشته را بر ما نشان ده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


از شرار دل من چشم ترم می سوزد

دل من بیشتر از زخم سرم  می سوزد

مثل نخلی كه فتاده است كنار دریا

دل گرفته شرر و چشم ترم  می سوزد

بر غریبی حسین و حسن و زینب خویش

همچنان شمع دل شعله ورم  می سوزد

تا به رخسارۀ عباس نگاهم افتاد

دیدم از غصه وجود پسرم  می سوزد

چون به زینب نگرم یاد كنم از زهرا

گوئیا فاطمه پیش نظرم  می سوزد

اینقدر اشك نریزید عزیزان دلم

كه من از آتش این غم جگرم می سوزد

قدری از بستر من فاصله گیرید همه

هر یتیمی كه بود دور و برم  می سوزد

بسته ام بار سفر لیك خدا می داند

نگرم چون به شما بال و پرم  می سوزد

ای« وفائی» به خدا تا ابدیت همه شب

همچنان ماه چراغ سحرم  می سوزد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


ای ولی نعمت من، دلبر و دلدار علی

می زند هر نفسم نام تو را جار علی

هیچ کس جز تو مرا نیست خریدار علی

کمکم کن بشوم میثم تمار علی

آمدم کار مرا باز تو راه اندازی

وقت آن است به این بنده نگاه اندازی

از تو یک عمر فقط لطف و محبت دیدم

یا علی گفتم و یک عالمه رحمت دیدم

دم به دم بر سر این سفره عنایت دیدم

از غلامان تو آن قدر کرامت دیدم

معجزه می کند آنکه به تو وابسته شود

به محب تو محال است دری بسته شود

وای از غصه جانسوز جدایی نجف

نرود از دل من میل گدایی نجف

منم آقا همه ایام هوایی نجف

مردم از دوری ایوان ِطلایی نجف

کاش من صحن تو را با مژه جارو بکشم

سحری در حرمت از ته دل هو بکشم

آمدم سوی تو ای شاه به قصد یاری

اشک چشمم شده از بی کسی تو جاری

ای که بوده روی دوش تو غم بسیاری

کمرت تا شده بود از غم بی عمّاری

چون تو مظلوم در این ارض و سما نیست علی

حق تو این همه غربت به خدا نیست علی

از چه بستند ید بت شکنت را ای وای

دیده ای سوختن یاسمنت را ای وای

پیر کردند تو را و حسنت را ای وای

شرم از فاطمه لرزاند تنت را ای وای

بین دیوار و دری زندگی ات ریخت بهم

زخم شد بال و پری زندگی ات ریخت بهم

آسمان ها همه از داغ تو گریان آقا

کوفه آورد به روی لب تو جان آقا

گفت کافر به شما بنده شیطان آقا

وای من کشت تو را حافظ قرآن آقا

عرش لرزید به خود تا که شکستند سرت

شد همین ضربه ولی مرهم زخم جگرت

رفتی و زینب و کلثوم تو دلگیر شدند

حسنین تو علی زخمی تقدیر شدند

"آن یتیمان که سر سفره تو سیر شدند

لب گودال رسیدند، همه شیر شدند"

کوفه این بار غلام طمع گندم شد

زیر نیزه تن زخمی حسینت گم شد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/04/16 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


ای تجلیات ذات کبریایی یا علی

ای یگانه شرح آیات خدایی یا علی

یا ولی الله اعظم آفرینش مست توست

ساقی توحیدی جام ولایی یا علی

اهل بیتی ، خانه زادی ؛ با خدا همخانه ای

محرمی تو ، در حریم کبریایی یا علی

ملک ایمان را امیرالمومنین تنها تویی

ملک هستی را بحق فرمانروایی یا علی

مهر تو از اوجب ارکان ادیان است و بس

مهر تایید جواز انبیایی یا علی

نام تو لرزه به قلب کافران انداخته

ذوالفقار حقّی و خیبر گشایی یا علی

این تویی برتر ز فهم و عقل ابنای بشر

این منم مفتون این ایزد نمایی یا علی

این تویی پای پیاده تا خدا ره برده ای

این منم آورده ام دست گدایی یا علی

مستحق تر از من مسکین نمی یابی شها

سائلم بر لقمه نان هل اتایی یا علی

ساقیا در این عطش آباد گیر افتاده ام

باده خواهم از سبوی لافتایی یا علی

زآستین دستی برآور دستگیری کن مرا

از تباهی گناهم ده رهایی یا علی

در میان ظلمت قبرم سلامت می کنم

نور مطلق ، حضرت مولا کجایی یا علی

ای شهادت پیشه صهبای شهادت طالبم

تا خضاب خون کند رنگم حنایی یا علی

**

آن که با تیغ به زهر آلوده ات از پشت زد

خورد قلبش مهر اشق الاشقیایی، یا علی

بود بیمار و پرستاری از او کردی و  او

خوب جبران کرد با صد بی وفایی یا علی

قاتل بی شرم لبخندی به نامردی زند

که ندارد زخم زهرآگین دوایی یا علی

شیر می بخشی به او ، او مرگ تو دارد طلب

وای زینب مُرد از این بی حیایی یا علی

دست های نحسش از سیلی روایت می کند

ای که بر داغ مدینه مبتلایی یا علی

عقده ی هجران یاس نیلی ات را باز کرد

تیغ ظالم می کند مشکل گشایی یا علی

فاطمه یا فاطمه شد آخرین ذکر دلت

می شوی مهمان بانوی سمایی یا علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/04/14 | 03:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


شود جان، لحظه لحظه از تن مولا جدا امشب

کسی دیگر نیارد شیر بر شیر خدا امشب

طبیبا زخم مولا را گشودی نسخه ننوشتی

چه گفتی مخفی از زینب به گوش مجتبی امشب؟

طبیبا همتی کن بلکه مولا باز برخیزد

برد یک بار دیگر بر یتیمانش غذا امشب

دل خلق جهان گردد به گرد بستر مولا

دل مولا بود در گوشۀ ویرانه ها امشب

مزن این قدر سوسو ای چراغ مسجد کوفه

که مولایت نمی آید به محراب دعا امشب

نسیم ساکت کوفه برو با چاه ها برگو

که مهمان شما افتاده در بستر ز پا امشب

مداوا نیست حاجت اولین مظلوم عالم را

که از شمشیر زهرآلوده می گیرد شفا امشب

زدوران جوانی سیر بود از عمرِ بی زهرا

علی، ای اهل عالم میشود حاجت روا امشب

زاشک دیده شسته دامن ویرانه را طفلی

گرفته بر پدر در دامن مادر عزا امشب

به سوز ناله های خود بسوزانید (میثم) را

که در کوی شکما آورده روی التجا امشب




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


امشب انگار به دل قالب غم ریخته اند

همه آفاق و عوالم چه بهم ریخته اند

هیچ جایی خبری نیست خبرها اینجاست

خانۀ شیر خدا آمد و رفتِ زهراست

گاه مولا به حسن داشت وصیت می کرد

گاه این زخم سرش سخت اذیت می کرد

حسنم ! اصل مداراست به دشمن حتی

گرچه او ضربۀ کاری زده بر من حتی

عمق این زخم زیاد ، است نمک جای خودش

به یتیمان چو پدر لطف و کمک جای خودش

کوفیان شیر بیارند ولی پیش کش است

شیر آورد نشان ، نزد علی ، زجرکُش است

کوفیان هرچه ببینند تلافی بکنند

لیک در کفّۀ خود سنگ ، اضافی بکنند

چه نگویند تشکر – چه تشکر بکنند

شکم از لقمۀ ناپاک ، همه پُر بکنند

بعد من کوفه پریشان تر از اینها بشود

بر علیه تو گِره ها به جبینها بشود

توشه هایی که سر دوش و تنم می بردم

زیر لب نام حسین و حسنم می بردم

نان خرمای مرا عاقبتش پس بدهند

آنچنان فحش ، که انگار به ناکس بدهند

بعد از این جان تو و دختر محرومۀ من

وای بر حال دل زینب مظلومۀ من

روز روشن به حرم تیرگی شب بزنند

سنگها از در و دیوار به زینب بزنند

هیچ حرفی به لبم نیست به غیر از یک آه

نه به این شیر سفید و نه بر آن سنگ سیاه

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها

از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر

از کرب و بلا گفت و حکایات غریبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-شب شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ  شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش  ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را ز چشم ترم در بیاورید

تا خوب و بد حلال کنند این غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

زخم سرم که هم نمیاید،  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

آن معجری که نیمی از آن  سوخت پشت در

آن را برای  بستن این سر بیاورید

چندیست سخت تشنۀ دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت-بستر شهادت


ای کوه درد این دم آخر سخن بگو

امشب به جای چاه، غمت را به من بگو

گر فکر می کنی که تحمل نمیکنم

من می روم ز حجره برون، با حسن بگو

با آنکه فکر بی تو شدن قاتل من است

حتی شده دوباره ز بی تو شدن، بگو

بنگر رسانده ای به کجا کار دل، که من

گویم به التماس، ز غسل و کفن بگو

گر چه سخن ز پر زدنت می کشد مرا

راضی به هر چه گویی ام، از پر زدن بگو

لب باز کن دوباره تو و باز هم به من

|"زینب چنین به سینه و بر سر مزن" بگو

آن را که گفتی از من و عباس تا شنید-

-رنگش پرید و لرزه فتادش به تن بگو

گفتی تو از حسین و اباالفضل زد به سر

گر میشود بریده سرش از بدن، بگو

***

از سایت بی پلاک




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


الهی کوفه را لطف و صفا نیست

نشان از ناله های مرتضی نیست

تمام نخل ها چشم انتظارند

که آبی بهتر از اشک وفا نیست

یتیمان چشم بر در بیقرارند

خبر از نان خرمای خدا نیست

فقیری گوشه ی ویرانه گریان

غم او را کسی مشکل گشا نیست

ولی نامرد ملعون ابن ملجم

شده خندان و در چشمش حیا نیست

نمک نشناس می خندد به زینب

که زینب شد یتیم ای وای امشب

غریبانه ترین تشییع پیکر

شده امشب بپا از بهر حیدر

علی را نیمه ی شب غسل دادند

رود در نیمه شب پیش پیمبر

به استقبال او زهرا بیاید

به همراه گل نشکفته پرپر

علی درد و غمش را برد با خود

که عمرش بود درد و غم سراسر

ز هر زخمی برایش سخت تر بود

که بیند چهره ی نیلی همسر

همان که این جهان نشناخت او را

میان درد و غم انداخت او را

علی نشناخته از این جهان رفت

دل بشکسته با درد نهان رفت

به دیده خالی از تصویر نیلی

به حنجر داشت از غم استخوان رفت

علی شد پیر از این غصه یارب

چرا یارش از این دنیا جوان رفت

همان یاری که بین کوچه افتاد

صدای ناله اش تا آسمان رفت

علی راحت شد از داغ مدینه

به سوی بانوی قامت کمان رفت

امیرالمؤمنین رخت سفر بست

سرش بشکسته بود و چشم تر بست




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 12:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic