امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


راه این کوجه به محراب گذر خواهد کرد

ماه در گوشه این راه سحر خواهد کرد

میخ در... شال کمربند تو را می گیرد

میخ از خاطره تلخ گذر خواهد کرد

راه این کوچه پر از هیزم و داغ است هنوز

نفس باغچه را داغ تو تر خواهد کرد

دوقدم مانده به محراب اذان می گویند

دوقدم مانده که در شهر خبر خواهد کرد:

بشتابید نماز است که جریان دارد

باز خیر العمل دوست اثر خواهد کرد

*

علی ! این بار دو رکعت به تبسم مانده

علی ! انگار که در عشق نظر خواهد کرد

رو به خورشید قنوت ابدی جان دارد

سجده این بار کنار تو خطر خواهد کرد

یک نفر تیغ به دست آمده تا تکبیرت...

باز هم معجزه در فرق قمر خواهدکرد

کعبه در فزت و رب گویی خود حیران است

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر خواهد کرد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


  حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند

دم زدند از تو ولی یکدم تو را نشناختند

رهبر افلاکی و از خاکیان خاکی تری

هم ملائک هم بنی آدم تو را نشناختند

با تو قومی محرم و قومی دگر نامحرمند

ای عجب نامحرم و محرم تو را نشناختند

هم به تخت جاه، هم ویرانه، هم دامان چاه

هم به شادی هم به موج غم تو را نشناختند

انبیا بودند از آدم همه در سایه ات

لیک جز پیغمبر خاتم تو را نشناختند

با وجود آنکه یک آن با تو نشکستند عهد

بوذر و مقداد و سلمان هم تو را نشناختند

تو حَجَر، تو جانِ کعبه، تو حیات زمزمی

هم حجر هم کعبه هم زمزم تو را نشناختند

عرشیان کز صبح خلقت با تو ساغر می زدند

فاش گفتم فاش می گویم تو را نشناختند

چون کتاب آسمانی حرمتت شد پایمال

ای یگانه آیت محکم تو را نشناختند

با دو دسته بسته می بردند سوی مسجدت

گوئی آنجا بودم و دیدم تو را نشناختند

چون فقیری کو تو را دشنام داد و نان گرفت

ای علی جان مردم عالم تو را نشناختند

در کنار خانه ات بر همسرت سیلی زدند

ای فدای غربتت گردم تو را نشناختند

ای شجاعت از تو تا صبح قیامت سر فراز

ای قدت از هجر زهرا خم تو را نشناختند

بارها در نخل میثم دوستان کردند سیر

حیف کآخر همچنان «میثم» تو را نشناختند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی

از وسعت دستان کریمش چه بگویم

وقتی همه دارند از این سفره نصیبی

هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود

هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...

منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است

جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی

سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست

در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی

او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است

مانده ست دری دست به دامان طبیبی

والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید

والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


بزن ای تیغ دردَم راحتم كن

از این شهر، این جهنم راحتم كن

مگر از دستِ تو كاری برآید

بزن ای ابنِ ملجم راحتم كن

***

ز دلبر ارثیه بردن چگونه است

شبیه عشق خود مُردن چگونه است

بزن طوری بفهمم مثلِ زهرا

كه با صورت زمین خودن چگونه است

***

تو كه در خون نشاندی گیسویم را

شكستی مثلِ زهرا  ابرویم را

مرو ای تیغ كارت ناتمام است

مینداز از قلم این بازویم را

***

دوباره نانجیبی در برِ من

كشیده تیغ بالایِ سرِ من

خدایا باز مسجد باز شمشیر

فقط خالی است جای همسر من

***

خداوندا چه دنیای عجیبی

چه مظلومی چه آقای غریبی

مگر محراب گودال است كوفه؟

كه افتاده زمین شیب الخضیبی

***

مبادا زینبم  بد حال گردد

مبادا واردِ گودال گردد

مبادا دخترم بیند كه با اسب

ته گودی حسینم چال گردد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امیرالمؤمنین حیدر به صورت بر زمین افتاد

شبیه فاطمه بر خاک امیرالمؤمنین افتاد

به کوفه سوز آتش نیست کسی شلاق دستش نیست

مدینه بین آتش بود و بانو دل غمین افتاد

علی افتاد و بر لب هاش "و ربّ الکعبه" را سر داد

ولی زهرا همین را گفت "بیا فضّه خذین" افتاد

علی عمامه اش از سر میان خاک و خون افتاد

ولی باری که زهرا داشت پشت در زمین افتاد

به صورت بر زمین خوردن گمانم رسم این خانه ست

گل یاس آنچنان افتاد علی هم اینچنین افتاد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امام اول و افطار آخرینش بود

که دخترش به دعا دست بر فلک برداشت

اگرچه سفره اش از نان و شیر رنگین بود

«علی به خاطر زخم دلش نمک برداشت»

دو چشمه وقف غم مردم از دو چشمش کرد

چه آب ها که از این چشمهم ردمک برداشت

علی که از جگر خود کباب داشت به عمر

برای دل نمک از سفره ی فدک برداشت

نبود چاه، زمین گرچه سنگ بود دلش

ز یک تلنگرِ آه علی، تَرک برداشت

گذاشت مِهر علی بر نماز، مُهر قبول

خدا عیار عبادت به این محک برداشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-غربت امیرالمومنین(ع)


راضی به هر قضای خدا می روی علی

چون نوح سمتِ موج بلا می روی علی

دارم به فتح خیبر تو فکر می کنم

با دست های بسته کجا می روی علی!؟

ای سرشناس شهر، برای تو خوب نیست!

مسجد چرا بدون عبا می روی علی!؟

آشفته حالِ فاطمه ی پشتِ در نباش

قدر خودت به هول و ولا می روی علی

آیینه ی شکسته ی این کوچه ها منم

ازمن شکسته تر تو چرا می روی علی!؟

بی رحمیِ مغیره عجب شمرگونه است!

داری چه زود کرببلا می روی علی!

این کوچه، آخرش ته گودال می رسد

داری میان حرمله ها می روی علی




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


خانه با رفتنت این بار به هم ریخته است

شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است

پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو

سحر و روزه و افطار به هم ریخته است

هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش:

دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است

بستر خالی تو گوشۀ این خانه پدر

علتی شد که پرستار به هم ریخته است

بودنت مایۀ آرامش و آسایش بود

حال با رفتن تو کار به هم ریخته است

حَسَن غمزده را بیشتر از زخم سرت

قصۀ سینه و مسمار به هم ریخته است

حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین

چون که با گفتنش هر بار به هم ریخته است

صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی

از همان لحظه علمدار به هم ریخته است

گفته ای کوفه میارند مرا طوری که

همه ی کوچه و بازار به هم ریخته است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


در راه نماز جان بیفشاند  علی

 بر خلق نماز را شناساند علی

 با این همه چون شهید شد در محراب

 گفتند مگر نماز می خواند علی

***

 دلت از بی کسی دریای خون بود

 غمت از ریگ صحراها فزون بود

 خودم دیدم که در هنگام دفنت

 کفن از خون فرقت لاله گون بود

 ***

غم طفلی فراموشم نرفته

که بار غصه از دوشم نرفته

گذشته سال ها از کوچه اما

صدای سیلی از گوشم نرفته




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


ای مرغ سحر! صبح شد و یار نیامد

ای شب! چه شد؟ آن شمع شب تار نیامد

ای نخل! غریبی که به دامان سحرگاه

آبت دهد از دیدۀ خونبار نیامد

ای چاه! امامی که ز سوز جگر خویش

می‌گفت به تو راز دل زار نیامد

خورشید ولایت که در اطراف فقیران

پوشید دل شب گل رخسار نیامد

فریاد برآرید ز دل، منبر و محراب!

کای مسجدیان حیدر کرار نیامد

هر شب ز غم فاطمه می‌سوخت و می‌گفت

آمد سحر و قاتل خونخوار نیامد

با اشک نوشته است به رخسار یتیمی

مادر! پدرم از پی دیدار نیامد

مظلوم‌ترین رهبر تاریخ علی بود

بی یارتر از او به جهان یار نیامد

دیدند همه فاطمه‌اش نقش زمین شد

بر یاری او یک تن از انصار نیامد

«میثم»به خدا جامعه خواب است، وگرنه

ماننـد علـی رهبـرِ بیـدار نیـامـد 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


دیشب سحر را باب محنت باز گردید

سوز و گداز مرغ شب آغاز گردید

دیشب درون سفره ی شب زنده داران

غم بود و ماتم بود و رنج و درد و حرمان

دیشب به منبر راز دل محراب می گفت

از صبح خونین گل مهتاب می گفت

دیشب در و دیوار کوفه داد می زد

فریاد از بی رحمی بیداد می زد

دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد

آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد

دیشب فضا را غرق سوز و ساز می کرد

گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد

دیشب قرارش هم عنان درد می شد

رخساره ی با خون خزابش زرد می شد

دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد

بر صورت خونین بابا بوسه می زد

دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت

کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت

دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم

یادآور آن میهمانی بود کلثوم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-تغسیل


که دیده بی کفنی را کفن کند بدنی را

که دیده دست حسینی مدد کند حسنی را

حسین آب بریزد حسن به اشک بشوید

که دیده غسل نهانی به نعش بت شکنی را

شده خموش چه آسان زبان ناطق قرآن

حسن حنوط ببندد عجب لب و دهنی را

سرِ شکسته و خوناب زیر تابشِ مهتاب

که دیده در همه عمرش بخود چنین محنی را

فدای غربت مردی که خود ز غصه و دردی

شبانه غسل و کفن کرد جسم خسته تنی را

قسم به سینه شکسته قسم به فرقِ شکسته

وصالِ حیدر و زهرا سرود، خوش سخنی را

که نیست فاصله باقی میان کوثر و ساقی

خدا نداده از اول به عشق، ما و منی را

فدای دست شکسته که با تن و دل خسته

برای بی کفنِ خود گذاشت پیرهنی را

و آن امام اسیری که در میان حصیری

گذاشت با تن بی سر غریبِ بی کفنی را

به گریه از رگِ پاره گرفت بوسه دوباره

شبیه عمه فنا کرد، کاخ خصمِ دنی را

دعا ز جود و کرم کرد روی خود به حرم کرد

که از قتیلِ قلیلت قبول کن بدنی را

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


نه همین خون علی دامن محراب گرفت

از دل زینب بی مادر خود تاب گرفت

او نشد کشته که عدل و شرف و تقوی مرد

مرگش از دیده ی صاحب نظران خواب گرفت

تازه شد محنت بی مادری اطفالش

که فلک از سرشان سایه ی آن باب گرفت

نوح در نوحه که طوفان مصائب برخاست

خاک را گویی که یک بار دگر آب گرفت

روی قنبر که چو گیسوی حسن بود سیاه

از غم قتل علی گونه ی مهتاب گرفت

حسنش شال عزا کرد به گردن چو حسین

آه کاین منظره جان از تن اصحاب گرفت

خوشدل از خون علی لاله و گل رنگین است

نه همین خون علی دامن محراب گرفت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


به خون شستند بیت ذات پاک حق تعالی را

الا ای اهل عالم عاقبت کشتند مولا را

چه دیدید از علی جز مهربانی مردم دنیا

چرا کشتید آن تنهاترین تنهای دنیا را

شما با کشتن مولا امیرالمؤمنین کشتید

محمّد را علی را انبیا را بلکه زهرا را

بگرد ای ماه از خون جگر اخترفشانی کن

خبرکن زین مصیبت چاه و نخلستان خرما را

الا ای داغداران علی آیید در کوفه

تسلا در غم مولا دهید آن پیر اعما را

ز پا افتاد با رخسار خونین بت‌شکن مردی

که در بیت خدا بگذاشت بر دوش نبی پا را

فلک یک زخم بر فرق امیرالمؤمنین دیدی

ندیدی بر دل مجروح او زخم زبان‌ها را؟

طبیبا جای مرهم اشک ریز از دیدگان خود

علی از دست رفته کن رها دیگر مداوا را

علی روز ولادت بوسه زد بر دست عباسش

شب قتل علی عباس بوسد دست بابا را

اگر آلوده‌ای «میثم» چه غم داری علی داری

خدا بخشد به روی غرقه در خون علی، ما را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


از على بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد

مسجد کوفه پُر از جمعیت و مولا نیامد

نخل هاى کوفه مى گریند و مى گویند با هم

آنکه بود از اشک چشمش ‍ آبیار ما نیامد

پیر نابیناى مسکینى چنین مى گفت امشب

اى خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم

آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد

دامن مادر گرفته گوشه ى ویرانه طفلى

گوید اى مادر بگو امشب چرا بابا نیامد

با صدای پای او لب های مامی گشته خندان

چشم ما گریان شد و از او صدای پا نیامد

چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم

رازدارِ در میان جامعه تنها نیامد

نام مولا گشته میثم شمع جمع درد مندان

گرچه شب بگذشت و آن ماه جهان آرا نیامد

رفته امشب جانب عُقبا که زهرا را ببیند

زین سبب آن شهریار کشور جان ها نیامد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-شام غریبان


شمعی که به هر گوشه هزار انجمنش بود

افسوس که عالم همه بیت‌الحزنش بود

با آن که علی در دل یک خلق، وطن داشت

در جامعه پیوسته غریب وطنش بود

یک زخم به سر داشت، بسی زخم به پیکر

زخم جگرش بیشتر از زخم تنش بود

پیراهن یوسف اثرش از دم مولاست

افسوس که آغشته به خون، پیرهنش بود

از عدل، سخن گفت سخن گفت سخن گفت

افسوس که دشنام، جواب سخنش بود

آن شب که نهادند رویش را به روی خاک

دیدند که خونابه روان از کفنش بود

ای چاه بگو با تو چه می‌گفت دل شب

شمعی که سحر سوختۀ سوختنش بود

با خنده سخن با همه می‌گفت و ندیدند

کو جای سخن، پارۀ دل در دهنش بود

مظلوم، علی بود علی بود که مقتول

شش ماهه و زهرا و حسین و حسنش بود

«میثم!» علـی از دار جهـان رفت دریغا!

کز خون جبین سرخ، گل یاسمنش بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-زبانحال حضرت زینب(س)


سخت است پیش پای مردم با سر افتادن

و سخت تر از آن به پیش دختر افتادن

ما که تو را با لافتایت می شناسیمت

اصلاً نمی آید به تو در بستر افتادن

داری سفارش می کنی ما را به عباست

خیلی خیالم جمع شد از معجر افتادن

گفتی اسیرم می کنند اما نگفتی تو

از خنجر کندی به روی حنجر افتادن

اما نگفتی از روی مرکب زمین خوردن

اما نگفتی از بلندی با سر افتادن

خیلی برای دخترت سخت است هنگام

با نیزه ای بر نیزه های دیگر افتادن

ای وای از پیراهن غارت شده، بعدش

دنبال غارت کردن انگشتر افتادن

×××

فرمود: آب، اما به پهلویش لگد می زد

ای داد بیداد از به جان پیکر افتادن

انصاف نیست این گونه پیش چشم خواهرها

با چکمه روی بوسۀ پیغمبر افتادن

ای وای از شام غریبان و بیابان و...

در زیر پاها چادر یک دختر افتادن

***

از سایت روضه




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 12:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


کیسه های نان و خرما خواب راحت می کنند

دست های پینه دارش استراحت می کنند

نخل ها از غربت و بغض گلو راحت شدند

مردم از دستِ عدالت های او راحت شدند

ای خوارج، بهترین فرصت برای دشمنی ست

شمع بیت المال را روشن کنید، او رفتنی ست

درد را با گریه های بی صدا آزار داد

با لباس نخ نمایش، کوفه را آزار داد

مهربانی نگاهش حیف مشگل ساز بود!

روی مسکین ها درِ دارالخلافه باز بود

...دشمنانش درلباسِ دوست بسیارند و او

...بندگان کیسه های سرخ دینارند و او

ساده گی سفره اش خاری به چشم شهر بود

مرتضی با زرق و برق زندگی شان قهر بود

نیمه شب ها کوچه ها را عطرآگین می کند

درعوض، درحقِ او هر خانه نفرین می کند

حرص اهل مکر، از بنده نوازیِ علی ست

داستان بچه هاشان بی نمازی علی ست

گام در راهِ فلانی و فلان برداشتند

از اذان ها نام او را مغرضان برداشتند

جرم سنگینی ست، بر لب خنده را برجسته کرد

چاه ها دیدند مولا خستگی را خسته کرد


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


با آنکه استقامت تو فرق می کند

این روزها حکایت تو فرق می کند

اینجاست درد، دشمنت آخر غریبه نیست

بعد از رسول، غربت تو فرق می کند

دستان حیدری تو را صبر بسته است

با دیگران اسارت تو فرق می کند

دستی که روی فاطمه ات را نشانه رفت

فهمیده بود غیرت تو فرق می کند

سیلی به روی ام ابیها تو را شکست

آقای من! مصیبت تو فرق می کند

گفتند بعد فاطمه از پا فتاده ای

حق داشتی امانت تو فرق می کند

سی سال پیش! این در و دیوار شاهدند

اصلاً شب شهادت تو فرق می کند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


ای كاش بگیرند از امروز سحر را

ای اهلِ حرم سیر ببینید پدر را

شمشیر پُر از زهر گرفته ز طبیبان

بر نسخه ی تو فرصت اما و اگر را

جز تو چه كسی عفو كند قاتل خود را

آن قاتلِ خوابیده ی عمری دمِ در را

حتی خودِ قاتل پس از آن ضربه به خود گفت

ای كاش كه برداری از این سجده كمر را

باور نكند كوفه كه تو اهلِ نمازی

وامانده دهانش كه شنیده ست خبر را

سخت است ولی باز برای دلِ زینب

یك روز به تأخیر بینداز سفر را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


با خود بگذارید كه نجوا كند امشب

این روح مگر بال و پری واكند امشب

یك لحظه دگر طاقت این هجر ندارد

سخت است تحمل، غم زهرا كند امشب

این فرقِ ترك خورده تسلی شدنی نیست

جز فاطمه اش كیست تسلا كند امشب

اسرار مگوی علی و چاه بماند

با فاطمه خود حلِّ معما كند امشب

مردی كه جدا از دل محراب نمی شد

بایست که بالِشت، مصلی كند امشب

ایكاش بگویند به زینب خبری نیست

بگذار پرستاریِ بابا كند امشب

شد زنده دگر بار شب سخت وصیت

بگذار كمی زمزمه مولا كند امشب

زان بسته كه جبریل سفارش به نبی داشت

باید كفنِ تازه تری واكند امشب

فرمود: حسینم ! حسنم سخت غریب است

بسیار دعا زینب كبری كند امشب

این سنّتِ تشییعِ غریبانه به جا ماند

می خواست علی یاد ز زهرا كند امشب


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


پیش از تو کوفه، سجده ی خونین ندیده بود

داغ بزرگ، ماتم سنگین ندیده بود

پیش از تو در سه فصل غریبانه ی سکوت

جز سور و سات سفره ی سنگین ندیده بود

یعنی تو را چنان که تو بودی نمی شناخت

جز سایه های سرد و دروغین ندیده بود

هر شب صدای پای تو در کوچه می دوید

خواب تو را بهانه ی شیرین ندیده بود

پیش از تو مرگ حادثه ای دلخراش بود

در مرگ، رستگاری و تسکین ندیده بود

خون دل تو بود که محراب را گرفت

جز در دل تو دغدغه ی دین ندیده بود

تاریخ کوفه، سر به سر آشوب و فتنه است

حاشا که سهمناک تر از این ندیده بود!




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت


دلم از شب نشینی های زلفت دیر می آید

مسیرش پیچ در پیچ است و با تأخیر می آید

غزل گل می کند در من اگر آیینه ام باشی

که طوطی در سخن از دیدن تصویر می آید

به بوی آن که جای من ز دامانت در آویزد

برون از تربت من خار دامنگیر می آید

ملول از عقل بی پیرم که سرمستی نمی داند

من و عشقی که از او کار صدها پیر می آید

به دور از نام و از ننگم، جدا از هر چه نیرنگم

مرید پیر یکرنگم که بی تزویر می آید

جنون هنگامه ای در این حوالی عشق می کارد

که از هر سو صدای شیون زنجیر می آید

سکوت تلخ نخلستان غریبی تازه می جوید

که امشب بر ملاقات علی شمشیر می آید

به هر ویرانه ای فانوس اشکی می کند روشن

که بزم با صفایی این چنین کم گیر می آید

به ذهن کوچه های کوفه گرد مرگ می پاشد

طنین گام های او که بس دلگیر می آید

خروشیدم که در این شهر آیا اهل دردی نیست؟

که دیدم کودکی با کاسه ای از شیر می آید

رسد روزی که خواب ناز بت ها را برآشوبد

که ابراهیم ما با نعره ی تکبیر، می آید




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مظلومیت


دلم دریایی از غم های بسیار

غم غربت غم یار و غم یار

من از روز ازل مظلوم بودم

ز حق خویشتن محروم بودم

هم از اهل مدینه ظلم دیدم

هم از این کوفیان طعنه شنیدم

دلم سوزان بسانِ آفتاب است

سلامم بین مردم بی جواب است

از آن روزی که بی زهرا شدم من

در این عالم تک و تنها شدم من

خدا داند که زهرا جان من بود

به درد بی کسی درمان من بود

ولی از او فقط یک شکوه دارم

به سینه غُصه ای نا گفته دارم

تو که تنهائیم را دیده بودی

مرا ای کاش با خود برده بودی

زذدنیا سوی جنت رهسپارم

که تنها با اجل یک حرف دارم

اجل فارغ ز رنج و محنتم کن

ز دیدار مغیره راحتم کن

اگر زینب گذارت کوفه افتاد

به بازار و میان کوچه افتاد

بدان معنای نام کوفه ننگ است

پذیرائیشان با خاک و سنگ است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 04:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-وصیت


درد دلهام برای تو حسین بسیار است

بسته ام بار سفر چشم به راهم یار است

خوشی عمر مرا بود به نه سال فقط

بعدِ زهرا علی از دست فلک بیزار است

ابن ملجم به خیالش که مرا کُشت ولی

قاتل اصلی من ضرب در و مسمار است

حسن از کوچه چه دیدست که لکنت دارد

که هنوزم که هنوز است دلش بیمار است

به ابالفضل سپردم که کنارت باشد

او گرفتار تو و در همه جا غمخوار است

بیشتر از همه دلواپس زینب هستم

که به هر شهر اسیرِ سرِ هر بازار است

زیور آلات به همراه مبر کرب و بلا

اُلفت مردم کوفه به طلا بسیار است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات و شهادت


اگر نگاه کنی پیش پای چشمانت

یتیم پُر شده در کوفه های چشمانت

مگر چه دیده ای از شهر کوفه ی من که

گرفته باز دوباره هوای چشمانت

به غیر اشک خجالت نداشتم آقا

نداشتم که بیارم برای چشمانت

و در قبال تمام جفای چشمانم

ندیده ام به خدا جز وفای چشمانت

نشسته ام که کمیل نگاه تو باشم

که مستجاب شوم با دعای چشمانت

تو مُهر سجدۀ من؛ تو ابوتراب منی

رواست اینکه بیفتم به پای چشمانت

و یطعمون علی حُبّه شما هستید

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

بخوان دو آیه برایم؛ دو آیه از چشمت

سپس مرا بنشان در حرای چشمانت

چه دیده ای که دو چشمت دو کاسۀ خون شد

چه دیده ای به مدینه، فدای چشمانت

به پیش چشم تو یاس تو را چقدر زدند

چقدر صبر نموده خدای چشمانت

و میخ قصۀ تلخی ست در نگاه شما

که سال هاست گرفته عزای چشمانت...




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


کنار من، صدف دیده پر گهر نکنید

به پیش چشم یتیمان، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم در من نیست

نثار خرمن جان علی، شرر نکنید

اگر چه قاتل من کرده سخت بی مهری

به چشم خشم، به مهمان من نظر نکنید

اگر چه بال و پرکودکان کوفه شکست

شما چو مرغ، سر خود به زیر پر نکنید

از آن خرابه که شب ها گذر گه من بود

بدون سفرۀ خرما و نان گذر نکنید

به پیرمرد جذامی سلام من ببرید

ولی ز مرگ من او را شما خبر نکنید




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


در دل محراب خون جای من است

نغمۀ تکبیر آوای من است

روزه ام را در سحر قاتل گشود

زان بخون آغشته لب های من است

بر خدای کعبه گشتم رستگار

با شهادت چون تمنّای من است

خون دل هایی که خوردم سال ها

از سرم جاری به سیمای من است

ای عدالت می شوی دیگر یتیم

کز جفا بگسسته اعضای من است

هر چه می خواهی ببین زینب مرا

کآخرین ساعات دنیای من است

گر چه ضرب تیغ زهر آلود خصم

آتش افکن بر سراپای من است

سرد می آید که بر جانم هنوز

شعله ها از داغ زهرای من است

گر چه زخم سر شهیدم می کند

قاتل من داغ دل های من است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.