امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد

روضه ی فاطمیه روضه ی معمولی نیست

شرح دوران غریبی‌ست که مولا دارد

شرح قومی‌ست که در موعد یاری امام

جای لبیک، فقط شاید و اما دارد

قصه ی مردم بیعت شکن است این روضه

خون اگر گریه کند چشم زمان، جا دارد

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟

آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد

بعد یک عمر غم خانه نشینی، حالا

غم بد عهدی دنیا طلبان را دارد

این یکی در طلب بردن بیت المال است

آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است

این طرف فتنه ی‌ جهل است که غوغا دارد

بی وفایی کمر کوه وفا را خم کرد

داغ ها بر جگر از مردم دنیا دارد

می‌رود با غم سی سال غریبی اما

جگری شعله ور از قصه ی‌ فردا دارد

آه کوفه ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه

نیزه ای در وسط شهر تماشا دارد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا وا مکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته

که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید

اجل بر چیند امشب بسترم را

ببیند آنگونه فرقم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

در و دیوار مسجد بود شاهد

که من گفتم اذان آخرم را

من آن یارم که شستم در دل شب

تن خونین تنها یاورم را

درود زندگی را گفتم آنروز

که زد در کوچه قنفذ همسرم را

شکاف زخم و ضعف تن به من داد

نوید وصل حی داورم را

از آن سوزم که امشب گوید آن پیر

کجا برده فلک نان آورم را

به (میثم) داده ام سوزی که گوید

سخن های دل غم پرورم را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا زخم مولا را دوا کن

طبیبا زخم او آهسته وا کن

مدارا کن به این فرق شکسته

که شمشیرش به پیشانی نشسته

طبیبا قلب زینب را شکستی

تکلم کن چرا ساکت نشستی

سکوتت قلب زینب را زند نیش

مسوزانم سینه ما را از این بیش

مگر در زخم بیمارت چه خواندی

که لب بستی و از گفتار ماندی

به پیشانی بیمارت چه دیدی

چرا دل از حیات او بریدی

طبیبا کودکان چشم انتظارند

بجز بابای ما بابا ندارند

طبیبا مستمندان بی غذایند

همه چشم انتظار مرتضایند

چرا گردیدی از گفتار خاموش

مگر خواهد شود زینب سیه پوش

تکلّم کن زبیمارت سخن گو

ولی آهسته برگوش حسن گو

طبیب از دیدن زخم علی سوخت

نگه بر چشم گریان حسن دوخت

بگفت ای مصطفی را میوۀ دل

مرا از نسخه بنوشتن چه حاصل

زمام چاره دیگر دست من نیست

دوائی بر علی غیر از کفن نیست




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


تا صبح گرد بسترت آرام می پرم

شاید دوباره بال بگیری کبوترم

شد قسمتم دوباره پرستاری ات کنم

بابا بگویم و تو بگویی که دخترم...

از بس که قطره قطره ی خونت گرفته ام

خون لخته بسته است تمامی معجرم

شکر خدا که خون سرت بند آمده

دیدی چه کرد چادر خاکی مادرم




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-شب بیستم


بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد

از اَجَل یك خبری شد، خبری از تو نشد

هر كه را می نگرم سهمی از این سفره گرفت

سهمِ ما خونجگری شد، خبری از تو نشد

غالباً پشتِ درِ بسته خبرهائی هست

كارمان دربه دری شد، خبری از تو نشد

نشد آخر كه دلم را به كسی نسپارم

خانه مال دگری شد، خبری از تو نشد

فالِ فرخنده شبِ قدرِ مرا حافظ خواند

چه مبارك سحری شد، خبری از تو نشد




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


این روزها تمام تنم درد می کند

مانند فاطمه بدنم درد می کند

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

در دست بی کفن کفنم درد می کند

زین خجلتی که می کشم از شیر خوردنم

در پیش زینبم دهنم درد می کند

من اهل یثربم دلم آنجاست زیر خاک

بیچاره دل که در وطنم درد می کند

زهرای سوخته به تن من حلول کرد

باور کنید پیروهنم درد می کند

یا زینبی که می کشم از دست کوفیان

چون سنگ خورده ها دهنم درد می کند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


اَمَّن یُّجیبُ دور و برش فایده نداشت

امّید واری پسرش فایده نداشت

با استخوانِ در گلو و خارِ چَشم سوخت

دریا بر آتشِ جگرش فایده نداشت

از بس شكافِ ضربتِ تیغش عمیق بود

مرحم برای زخمِ سرش فایده نداشت

رخساره زرد بود و ورم داشت پیكرش

افتاده بود بال و پرش فایده نداشت

از تابِ درد پا به زمین می كشید آه

دارو به حالِ محتضرش فایده نداشت

آمد طبیب و گفت كه فكرِ كفن كنید

حتی امید در نظرش فایده نداشت

از سوزِ زهر كمتر و كمتر به هوش بود

نه كاسه های دور و برش فایده نداشت

خون قطره قطره بند نمی آمد از سرش

بستند هر چه سخترش فایده نداشت

می خواست التماسِ دعا زینب  از حسین

الغوث های چشم ترش فایده نداشت

می داد هر چه شانه­ی بابا تكان چه سود

می زد صدا هرانقدرش فایده نداشت

عباس  هر چه زد به سر از غصه ای كه دید

خون بر محاسنِ پدرش فایده نداشت

در پای در به گریه یتیمی به خواب رفت

هر قدر ماند منتظرش فایده نداشت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن

برخیز و حرف رفتن و غسل و کفن مزن

در بین نوحه خواندنت از مادرم، پدر!

حرف از وصال خویش و جدایی ز من مزن

می لرزم از شنیدن از مرگ گفتنت

حرفی کز آن به لرزه در آید بدن مزن

با من ز ماندن و ز نرفتن دمی بگو

دم این همه ز رفتن و راهی شدن مزن

صف بسته جمع جان به لبی، دیده باز کن

پلکی بزن، شرر به دل انجمن مزن

بسته ره نفس به من این روضه های باز

پیش حسین حرف کفن با حسن مزن

***

از سایت بی پلاک




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


افتاده بین بستری آتش گرفته

با آتش غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه كوفه

راز قدیمی پری آتش گرفته

باور نمی كردند مردم تا به امشب

افتادن نام آوری آتش گرفته

زینب كنار بستر او هل كرده

افتاده یاد مادری آتش گرفته

دیدند در چشمان حیدر حلقه می زد

اشك وصال همسری آتش گرفته

پایان قصه می رسد با فرق خونی

ساقی كنار كوثری آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او ، جز چادری كه

خاكی شده پشت دری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاكی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی كه در آن یك خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای كربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته

با جیغ یك كودك سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

هی بوسه بر میداشت لبهای كبودی

از پاره های هنجری آتش گرفته




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 08:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ماه جمال قبله ی ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آئینه ی کرامت انسان به خون نشست

بر سینه ی نماز گذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبه ی ایمان به خون نشست

حور و ملک ، فرشته و جن ، نوحه گر شدند

دریا و کوه و دشت و بیابان به خون نشست

توحید جوی دهر ، یدالله بت شکن

از مکر و کینه توزی شیطان به خون نشست

کعبه بیا ، زیارت مولود خود نما

کن سجده ای، که جلوه ی یزدان به خون نشست

صبح وصال او چو دمید آسمان سرخ

گفتا : سحرگه شب هجران به خون نشست

رخساره اش چو ماه شفق گونه ای شده

مهتاب پیر گوشه ی ویران به خون نشست

با سائلان غمزده ، این  ماجرا بگو

مرد غریب صاحب همیان به خون نشست

شیر آورید و شیر خدا را دعا کنید

آن مهربان جمع یتیمان به خون نشست

می خواست روی پای خودش ره رود ، نشد

پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

کوفه ، مدینه گشته و محراب ، کوچه اش

یاس کبود بین گلستان به خون نشست

روزی که حرمتش به مدینه شکسته شد

خورد او زمین و دید که قرآن به خون نشست

با خاطرات چادر خاکی همسرش

تنها ترین مسافر دوران به خون نشست




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کوفه ، مدینه بود مگر ؟ التهاب داشت

محراب ، کوچه بود مگر ؟ اضطراب داشت

تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !

دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

این فتنه ها ز گور خوارج بلند شد

دینی که بی علی است ، اساسی خراب داشت

بار دگر ز پشت به نامردی اش زدند

غربت به نام نامی او انتساب داشت

در سر ، هوای ماندن در کوفه را نداشت

او که دلی به یاد مدینه کباب داشت

تنهاترین غریب ، هوایی یار بود

با یاد فاطمه ، نه خوراک و نه خواب داشت

قلبش به یاد فاطمه می زد ، که مرگ خواست

آن شب علی لبی به دعا مستجاب داشت

دیگر حساب روز و شب از دست داده بود

در تنگنای سینه ، غمی بی حساب داشت

موی سپید او که ز رویی کبود بود

از خون سرخ سر ز چه قصد خضاب داشت

جان در تنش چه شد که چنین بیقرار بود ؟

مثل مسافری که به رفتن شتاب داشت

میلی به شیر و نان و رطب هم نداشت او

تنها نمک که زخم دلش التهاب داشت

از سهم شیر خویش به قاتل دهد که او

روحی پر عاطفه به زلالی آب داشت

زینب ز نیشخنده ی قاتل تمام عمر

روحی اسیر پنجه ی رنج و عذاب داشت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای مرد، فرشته بی حضورت می مُرد

نام تو رسول بی وضو کی می بُرد

آن تیغ که پیشانی ماه تو شکافت

ای کاش به فرق شیعیانت می خورد

***

از سایت بی پلاک




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


راه این کوجه به محراب گذر خواهد کرد

ماه در گوشه این راه سحر خواهد کرد

میخ در... شال کمربند تو را می گیرد

میخ از خاطره تلخ گذر خواهد کرد

راه این کوچه پر از هیزم و داغ است هنوز

نفس باغچه را داغ تو تر خواهد کرد

دوقدم مانده به محراب اذان می گویند

دوقدم مانده که در شهر خبر خواهد کرد:

بشتابید نماز است که جریان دارد

باز خیر العمل دوست اثر خواهد کرد

*

علی ! این بار دو رکعت به تبسم مانده

علی ! انگار که در عشق نظر خواهد کرد

رو به خورشید قنوت ابدی جان دارد

سجده این بار کنار تو خطر خواهد کرد

یک نفر تیغ به دست آمده تا تکبیرت...

باز هم معجزه در فرق قمر خواهدکرد

کعبه در فزت و رب گویی خود حیران است

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر خواهد کرد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


  حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند

دم زدند از تو ولی یکدم تو را نشناختند

رهبر افلاکی و از خاکیان خاکی تری

هم ملائک هم بنی آدم تو را نشناختند

با تو قومی محرم و قومی دگر نامحرمند

ای عجب نامحرم و محرم تو را نشناختند

هم به تخت جاه، هم ویرانه، هم دامان چاه

هم به شادی هم به موج غم تو را نشناختند

انبیا بودند از آدم همه در سایه ات

لیک جز پیغمبر خاتم تو را نشناختند

با وجود آنکه یک آن با تو نشکستند عهد

بوذر و مقداد و سلمان هم تو را نشناختند

تو حَجَر، تو جانِ کعبه، تو حیات زمزمی

هم حجر هم کعبه هم زمزم تو را نشناختند

عرشیان کز صبح خلقت با تو ساغر می زدند

فاش گفتم فاش می گویم تو را نشناختند

چون کتاب آسمانی حرمتت شد پایمال

ای یگانه آیت محکم تو را نشناختند

با دو دسته بسته می بردند سوی مسجدت

گوئی آنجا بودم و دیدم تو را نشناختند

چون فقیری کو تو را دشنام داد و نان گرفت

ای علی جان مردم عالم تو را نشناختند

در کنار خانه ات بر همسرت سیلی زدند

ای فدای غربتت گردم تو را نشناختند

ای شجاعت از تو تا صبح قیامت سر فراز

ای قدت از هجر زهرا خم تو را نشناختند

بارها در نخل میثم دوستان کردند سیر

حیف کآخر همچنان «میثم» تو را نشناختند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی

از وسعت دستان کریمش چه بگویم

وقتی همه دارند از این سفره نصیبی

هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود

هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...

منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است

جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی

سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست

در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی

او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است

مانده ست دری دست به دامان طبیبی

والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید

والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


بزن ای تیغ دردَم راحتم كن

از این شهر، این جهنم راحتم كن

مگر از دستِ تو كاری برآید

بزن ای ابنِ ملجم راحتم كن

***

ز دلبر ارثیه بردن چگونه است

شبیه عشق خود مُردن چگونه است

بزن طوری بفهمم مثلِ زهرا

كه با صورت زمین خودن چگونه است

***

تو كه در خون نشاندی گیسویم را

شكستی مثلِ زهرا  ابرویم را

مرو ای تیغ كارت ناتمام است

مینداز از قلم این بازویم را

***

دوباره نانجیبی در برِ من

كشیده تیغ بالایِ سرِ من

خدایا باز مسجد باز شمشیر

فقط خالی است جای همسر من

***

خداوندا چه دنیای عجیبی

چه مظلومی چه آقای غریبی

مگر محراب گودال است كوفه؟

كه افتاده زمین شیب الخضیبی

***

مبادا زینبم  بد حال گردد

مبادا واردِ گودال گردد

مبادا دخترم بیند كه با اسب

ته گودی حسینم چال گردد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امیرالمؤمنین حیدر به صورت بر زمین افتاد

شبیه فاطمه بر خاک امیرالمؤمنین افتاد

به کوفه سوز آتش نیست کسی شلاق دستش نیست

مدینه بین آتش بود و بانو دل غمین افتاد

علی افتاد و بر لب هاش "و ربّ الکعبه" را سر داد

ولی زهرا همین را گفت "بیا فضّه خذین" افتاد

علی عمامه اش از سر میان خاک و خون افتاد

ولی باری که زهرا داشت پشت در زمین افتاد

به صورت بر زمین خوردن گمانم رسم این خانه ست

گل یاس آنچنان افتاد علی هم اینچنین افتاد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امام اول و افطار آخرینش بود

که دخترش به دعا دست بر فلک برداشت

اگرچه سفره اش از نان و شیر رنگین بود

«علی به خاطر زخم دلش نمک برداشت»

دو چشمه وقف غم مردم از دو چشمش کرد

چه آب ها که از این چشمهم ردمک برداشت

علی که از جگر خود کباب داشت به عمر

برای دل نمک از سفره ی فدک برداشت

نبود چاه، زمین گرچه سنگ بود دلش

ز یک تلنگرِ آه علی، تَرک برداشت

گذاشت مِهر علی بر نماز، مُهر قبول

خدا عیار عبادت به این محک برداشت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-غربت امیرالمومنین(ع)


راضی به هر قضای خدا می روی علی

چون نوح سمتِ موج بلا می روی علی

دارم به فتح خیبر تو فکر می کنم

با دست های بسته کجا می روی علی!؟

ای سرشناس شهر، برای تو خوب نیست!

مسجد چرا بدون عبا می روی علی!؟

آشفته حالِ فاطمه ی پشتِ در نباش

قدر خودت به هول و ولا می روی علی

آیینه ی شکسته ی این کوچه ها منم

ازمن شکسته تر تو چرا می روی علی!؟

بی رحمیِ مغیره عجب شمرگونه است!

داری چه زود کرببلا می روی علی!

این کوچه، آخرش ته گودال می رسد

داری میان حرمله ها می روی علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


خانه با رفتنت این بار به هم ریخته است

شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است

پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو

سحر و روزه و افطار به هم ریخته است

هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش:

دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است

بستر خالی تو گوشۀ این خانه پدر

علتی شد که پرستار به هم ریخته است

بودنت مایۀ آرامش و آسایش بود

حال با رفتن تو کار به هم ریخته است

حَسَن غمزده را بیشتر از زخم سرت

قصۀ سینه و مسمار به هم ریخته است

حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین

چون که با گفتنش هر بار به هم ریخته است

صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی

از همان لحظه علمدار به هم ریخته است

گفته ای کوفه میارند مرا طوری که

همه ی کوچه و بازار به هم ریخته است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


در راه نماز جان بیفشاند  علی

 بر خلق نماز را شناساند علی

 با این همه چون شهید شد در محراب

 گفتند مگر نماز می خواند علی

***

 دلت از بی کسی دریای خون بود

 غمت از ریگ صحراها فزون بود

 خودم دیدم که در هنگام دفنت

 کفن از خون فرقت لاله گون بود

 ***

غم طفلی فراموشم نرفته

که بار غصه از دوشم نرفته

گذشته سال ها از کوچه اما

صدای سیلی از گوشم نرفته




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


ای مرغ سحر! صبح شد و یار نیامد

ای شب! چه شد؟ آن شمع شب تار نیامد

ای نخل! غریبی که به دامان سحرگاه

آبت دهد از دیدۀ خونبار نیامد

ای چاه! امامی که ز سوز جگر خویش

می‌گفت به تو راز دل زار نیامد

خورشید ولایت که در اطراف فقیران

پوشید دل شب گل رخسار نیامد

فریاد برآرید ز دل، منبر و محراب!

کای مسجدیان حیدر کرار نیامد

هر شب ز غم فاطمه می‌سوخت و می‌گفت

آمد سحر و قاتل خونخوار نیامد

با اشک نوشته است به رخسار یتیمی

مادر! پدرم از پی دیدار نیامد

مظلوم‌ترین رهبر تاریخ علی بود

بی یارتر از او به جهان یار نیامد

دیدند همه فاطمه‌اش نقش زمین شد

بر یاری او یک تن از انصار نیامد

«میثم»به خدا جامعه خواب است، وگرنه

ماننـد علـی رهبـرِ بیـدار نیـامـد 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


دیشب سحر را باب محنت باز گردید

سوز و گداز مرغ شب آغاز گردید

دیشب درون سفره ی شب زنده داران

غم بود و ماتم بود و رنج و درد و حرمان

دیشب به منبر راز دل محراب می گفت

از صبح خونین گل مهتاب می گفت

دیشب در و دیوار کوفه داد می زد

فریاد از بی رحمی بیداد می زد

دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد

آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد

دیشب فضا را غرق سوز و ساز می کرد

گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد

دیشب قرارش هم عنان درد می شد

رخساره ی با خون خزابش زرد می شد

دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد

بر صورت خونین بابا بوسه می زد

دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت

کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت

دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم

یادآور آن میهمانی بود کلثوم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-تغسیل


که دیده بی کفنی را کفن کند بدنی را

که دیده دست حسینی مدد کند حسنی را

حسین آب بریزد حسن به اشک بشوید

که دیده غسل نهانی به نعش بت شکنی را

شده خموش چه آسان زبان ناطق قرآن

حسن حنوط ببندد عجب لب و دهنی را

سرِ شکسته و خوناب زیر تابشِ مهتاب

که دیده در همه عمرش بخود چنین محنی را

فدای غربت مردی که خود ز غصه و دردی

شبانه غسل و کفن کرد جسم خسته تنی را

قسم به سینه شکسته قسم به فرقِ شکسته

وصالِ حیدر و زهرا سرود، خوش سخنی را

که نیست فاصله باقی میان کوثر و ساقی

خدا نداده از اول به عشق، ما و منی را

فدای دست شکسته که با تن و دل خسته

برای بی کفنِ خود گذاشت پیرهنی را

و آن امام اسیری که در میان حصیری

گذاشت با تن بی سر غریبِ بی کفنی را

به گریه از رگِ پاره گرفت بوسه دوباره

شبیه عمه فنا کرد، کاخ خصمِ دنی را

دعا ز جود و کرم کرد روی خود به حرم کرد

که از قتیلِ قلیلت قبول کن بدنی را

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


نه همین خون علی دامن محراب گرفت

از دل زینب بی مادر خود تاب گرفت

او نشد کشته که عدل و شرف و تقوی مرد

مرگش از دیده ی صاحب نظران خواب گرفت

تازه شد محنت بی مادری اطفالش

که فلک از سرشان سایه ی آن باب گرفت

نوح در نوحه که طوفان مصائب برخاست

خاک را گویی که یک بار دگر آب گرفت

روی قنبر که چو گیسوی حسن بود سیاه

از غم قتل علی گونه ی مهتاب گرفت

حسنش شال عزا کرد به گردن چو حسین

آه کاین منظره جان از تن اصحاب گرفت

خوشدل از خون علی لاله و گل رنگین است

نه همین خون علی دامن محراب گرفت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


به خون شستند بیت ذات پاک حق تعالی را

الا ای اهل عالم عاقبت کشتند مولا را

چه دیدید از علی جز مهربانی مردم دنیا

چرا کشتید آن تنهاترین تنهای دنیا را

شما با کشتن مولا امیرالمؤمنین کشتید

محمّد را علی را انبیا را بلکه زهرا را

بگرد ای ماه از خون جگر اخترفشانی کن

خبرکن زین مصیبت چاه و نخلستان خرما را

الا ای داغداران علی آیید در کوفه

تسلا در غم مولا دهید آن پیر اعما را

ز پا افتاد با رخسار خونین بت‌شکن مردی

که در بیت خدا بگذاشت بر دوش نبی پا را

فلک یک زخم بر فرق امیرالمؤمنین دیدی

ندیدی بر دل مجروح او زخم زبان‌ها را؟

طبیبا جای مرهم اشک ریز از دیدگان خود

علی از دست رفته کن رها دیگر مداوا را

علی روز ولادت بوسه زد بر دست عباسش

شب قتل علی عباس بوسد دست بابا را

اگر آلوده‌ای «میثم» چه غم داری علی داری

خدا بخشد به روی غرقه در خون علی، ما را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


از على بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد

مسجد کوفه پُر از جمعیت و مولا نیامد

نخل هاى کوفه مى گریند و مى گویند با هم

آنکه بود از اشک چشمش ‍ آبیار ما نیامد

پیر نابیناى مسکینى چنین مى گفت امشب

اى خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم

آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد

دامن مادر گرفته گوشه ى ویرانه طفلى

گوید اى مادر بگو امشب چرا بابا نیامد

با صدای پای او لب های مامی گشته خندان

چشم ما گریان شد و از او صدای پا نیامد

چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم

رازدارِ در میان جامعه تنها نیامد

نام مولا گشته میثم شمع جمع درد مندان

گرچه شب بگذشت و آن ماه جهان آرا نیامد

رفته امشب جانب عُقبا که زهرا را ببیند

زین سبب آن شهریار کشور جان ها نیامد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-شام غریبان


شمعی که به هر گوشه هزار انجمنش بود

افسوس که عالم همه بیت‌الحزنش بود

با آن که علی در دل یک خلق، وطن داشت

در جامعه پیوسته غریب وطنش بود

یک زخم به سر داشت، بسی زخم به پیکر

زخم جگرش بیشتر از زخم تنش بود

پیراهن یوسف اثرش از دم مولاست

افسوس که آغشته به خون، پیرهنش بود

از عدل، سخن گفت سخن گفت سخن گفت

افسوس که دشنام، جواب سخنش بود

آن شب که نهادند رویش را به روی خاک

دیدند که خونابه روان از کفنش بود

ای چاه بگو با تو چه می‌گفت دل شب

شمعی که سحر سوختۀ سوختنش بود

با خنده سخن با همه می‌گفت و ندیدند

کو جای سخن، پارۀ دل در دهنش بود

مظلوم، علی بود علی بود که مقتول

شش ماهه و زهرا و حسین و حسنش بود

«میثم!» علـی از دار جهـان رفت دریغا!

کز خون جبین سرخ، گل یاسمنش بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/8 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات