امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-زبانحال حضرت زینب(س)


سخت است پیش پای مردم با سر افتادن

و سخت تر از آن به پیش دختر افتادن

ما که تو را با لافتایت می شناسیمت

اصلاً نمی آید به تو در بستر افتادن

داری سفارش می کنی ما را به عباست

خیلی خیالم جمع شد از معجر افتادن

گفتی اسیرم می کنند اما نگفتی تو

از خنجر کندی به روی حنجر افتادن

اما نگفتی از روی مرکب زمین خوردن

اما نگفتی از بلندی با سر افتادن

خیلی برای دخترت سخت است هنگام

با نیزه ای بر نیزه های دیگر افتادن

ای وای از پیراهن غارت شده، بعدش

دنبال غارت کردن انگشتر افتادن

×××

فرمود: آب، اما به پهلویش لگد می زد

ای داد بیداد از به جان پیکر افتادن

انصاف نیست این گونه پیش چشم خواهرها

با چکمه روی بوسۀ پیغمبر افتادن

ای وای از شام غریبان و بیابان و...

در زیر پاها چادر یک دختر افتادن

***

از سایت روضه




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 12:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


کیسه های نان و خرما خواب راحت می کنند

دست های پینه دارش استراحت می کنند

نخل ها از غربت و بغض گلو راحت شدند

مردم از دستِ عدالت های او راحت شدند

ای خوارج، بهترین فرصت برای دشمنی ست

شمع بیت المال را روشن کنید، او رفتنی ست

درد را با گریه های بی صدا آزار داد

با لباس نخ نمایش، کوفه را آزار داد

مهربانی نگاهش حیف مشگل ساز بود!

روی مسکین ها درِ دارالخلافه باز بود

...دشمنانش درلباسِ دوست بسیارند و او

...بندگان کیسه های سرخ دینارند و او

ساده گی سفره اش خاری به چشم شهر بود

مرتضی با زرق و برق زندگی شان قهر بود

نیمه شب ها کوچه ها را عطرآگین می کند

درعوض، درحقِ او هر خانه نفرین می کند

حرص اهل مکر، از بنده نوازیِ علی ست

داستان بچه هاشان بی نمازی علی ست

گام در راهِ فلانی و فلان برداشتند

از اذان ها نام او را مغرضان برداشتند

جرم سنگینی ست، بر لب خنده را برجسته کرد

چاه ها دیدند مولا خستگی را خسته کرد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


با آنکه استقامت تو فرق می کند

این روزها حکایت تو فرق می کند

اینجاست درد، دشمنت آخر غریبه نیست

بعد از رسول، غربت تو فرق می کند

دستان حیدری تو را صبر بسته است

با دیگران اسارت تو فرق می کند

دستی که روی فاطمه ات را نشانه رفت

فهمیده بود غیرت تو فرق می کند

سیلی به روی ام ابیها تو را شکست

آقای من! مصیبت تو فرق می کند

گفتند بعد فاطمه از پا فتاده ای

حق داشتی امانت تو فرق می کند

سی سال پیش! این در و دیوار شاهدند

اصلاً شب شهادت تو فرق می کند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


ای كاش بگیرند از امروز سحر را

ای اهلِ حرم سیر ببینید پدر را

شمشیر پُر از زهر گرفته ز طبیبان

بر نسخه ی تو فرصت اما و اگر را

جز تو چه كسی عفو كند قاتل خود را

آن قاتلِ خوابیده ی عمری دمِ در را

حتی خودِ قاتل پس از آن ضربه به خود گفت

ای كاش كه برداری از این سجده كمر را

باور نكند كوفه كه تو اهلِ نمازی

وامانده دهانش كه شنیده ست خبر را

سخت است ولی باز برای دلِ زینب

یك روز به تأخیر بینداز سفر را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


با خود بگذارید كه نجوا كند امشب

این روح مگر بال و پری واكند امشب

یك لحظه دگر طاقت این هجر ندارد

سخت است تحمل، غم زهرا كند امشب

این فرقِ ترك خورده تسلی شدنی نیست

جز فاطمه اش كیست تسلا كند امشب

اسرار مگوی علی و چاه بماند

با فاطمه خود حلِّ معما كند امشب

مردی كه جدا از دل محراب نمی شد

بایست که بالِشت، مصلی كند امشب

ایكاش بگویند به زینب خبری نیست

بگذار پرستاریِ بابا كند امشب

شد زنده دگر بار شب سخت وصیت

بگذار كمی زمزمه مولا كند امشب

زان بسته كه جبریل سفارش به نبی داشت

باید كفنِ تازه تری واكند امشب

فرمود: حسینم ! حسنم سخت غریب است

بسیار دعا زینب كبری كند امشب

این سنّتِ تشییعِ غریبانه به جا ماند

می خواست علی یاد ز زهرا كند امشب


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


پیش از تو کوفه، سجده ی خونین ندیده بود

داغ بزرگ، ماتم سنگین ندیده بود

پیش از تو در سه فصل غریبانه ی سکوت

جز سور و سات سفره ی سنگین ندیده بود

یعنی تو را چنان که تو بودی نمی شناخت

جز سایه های سرد و دروغین ندیده بود

هر شب صدای پای تو در کوچه می دوید

خواب تو را بهانه ی شیرین ندیده بود

پیش از تو مرگ حادثه ای دلخراش بود

در مرگ، رستگاری و تسکین ندیده بود

خون دل تو بود که محراب را گرفت

جز در دل تو دغدغه ی دین ندیده بود

تاریخ کوفه، سر به سر آشوب و فتنه است

حاشا که سهمناک تر از این ندیده بود!




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت


دلم از شب نشینی های زلفت دیر می آید

مسیرش پیچ در پیچ است و با تأخیر می آید

غزل گل می کند در من اگر آیینه ام باشی

که طوطی در سخن از دیدن تصویر می آید

به بوی آن که جای من ز دامانت در آویزد

برون از تربت من خار دامنگیر می آید

ملول از عقل بی پیرم که سرمستی نمی داند

من و عشقی که از او کار صدها پیر می آید

به دور از نام و از ننگم، جدا از هر چه نیرنگم

مرید پیر یکرنگم که بی تزویر می آید

جنون هنگامه ای در این حوالی عشق می کارد

که از هر سو صدای شیون زنجیر می آید

سکوت تلخ نخلستان غریبی تازه می جوید

که امشب بر ملاقات علی شمشیر می آید

به هر ویرانه ای فانوس اشکی می کند روشن

که بزم با صفایی این چنین کم گیر می آید

به ذهن کوچه های کوفه گرد مرگ می پاشد

طنین گام های او که بس دلگیر می آید

خروشیدم که در این شهر آیا اهل دردی نیست؟

که دیدم کودکی با کاسه ای از شیر می آید

رسد روزی که خواب ناز بت ها را برآشوبد

که ابراهیم ما با نعره ی تکبیر، می آید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مظلومیت


دلم دریایی از غم های بسیار

غم غربت غم یار و غم یار

من از روز ازل مظلوم بودم

ز حق خویشتن محروم بودم

هم از اهل مدینه ظلم دیدم

هم از این کوفیان طعنه شنیدم

دلم سوزان بسانِ آفتاب است

سلامم بین مردم بی جواب است

از آن روزی که بی زهرا شدم من

در این عالم تک و تنها شدم من

خدا داند که زهرا جان من بود

به درد بی کسی درمان من بود

ولی از او فقط یک شکوه دارم

به سینه غُصه ای نا گفته دارم

تو که تنهائیم را دیده بودی

مرا ای کاش با خود برده بودی

زذدنیا سوی جنت رهسپارم

که تنها با اجل یک حرف دارم

اجل فارغ ز رنج و محنتم کن

ز دیدار مغیره راحتم کن

اگر زینب گذارت کوفه افتاد

به بازار و میان کوچه افتاد

بدان معنای نام کوفه ننگ است

پذیرائیشان با خاک و سنگ است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 04:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-وصیت


درد دلهام برای تو حسین بسیار است

بسته ام بار سفر چشم به راهم یار است

خوشی عمر مرا بود به نه سال فقط

بعدِ زهرا علی از دست فلک بیزار است

ابن ملجم به خیالش که مرا کُشت ولی

قاتل اصلی من ضرب در و مسمار است

حسن از کوچه چه دیدست که لکنت دارد

که هنوزم که هنوز است دلش بیمار است

به ابالفضل سپردم که کنارت باشد

او گرفتار تو و در همه جا غمخوار است

بیشتر از همه دلواپس زینب هستم

که به هر شهر اسیرِ سرِ هر بازار است

زیور آلات به همراه مبر کرب و بلا

اُلفت مردم کوفه به طلا بسیار است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات و شهادت


اگر نگاه کنی پیش پای چشمانت

یتیم پُر شده در کوفه های چشمانت

مگر چه دیده ای از شهر کوفه ی من که

گرفته باز دوباره هوای چشمانت

به غیر اشک خجالت نداشتم آقا

نداشتم که بیارم برای چشمانت

و در قبال تمام جفای چشمانم

ندیده ام به خدا جز وفای چشمانت

نشسته ام که کمیل نگاه تو باشم

که مستجاب شوم با دعای چشمانت

تو مُهر سجدۀ من؛ تو ابوتراب منی

رواست اینکه بیفتم به پای چشمانت

و یطعمون علی حُبّه شما هستید

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

بخوان دو آیه برایم؛ دو آیه از چشمت

سپس مرا بنشان در حرای چشمانت

چه دیده ای که دو چشمت دو کاسۀ خون شد

چه دیده ای به مدینه، فدای چشمانت

به پیش چشم تو یاس تو را چقدر زدند

چقدر صبر نموده خدای چشمانت

و میخ قصۀ تلخی ست در نگاه شما

که سال هاست گرفته عزای چشمانت...




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


کنار من، صدف دیده پر گهر نکنید

به پیش چشم یتیمان، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم در من نیست

نثار خرمن جان علی، شرر نکنید

اگر چه قاتل من کرده سخت بی مهری

به چشم خشم، به مهمان من نظر نکنید

اگر چه بال و پرکودکان کوفه شکست

شما چو مرغ، سر خود به زیر پر نکنید

از آن خرابه که شب ها گذر گه من بود

بدون سفرۀ خرما و نان گذر نکنید

به پیرمرد جذامی سلام من ببرید

ولی ز مرگ من او را شما خبر نکنید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


در دل محراب خون جای من است

نغمۀ تکبیر آوای من است

روزه ام را در سحر قاتل گشود

زان بخون آغشته لب های من است

بر خدای کعبه گشتم رستگار

با شهادت چون تمنّای من است

خون دل هایی که خوردم سال ها

از سرم جاری به سیمای من است

ای عدالت می شوی دیگر یتیم

کز جفا بگسسته اعضای من است

هر چه می خواهی ببین زینب مرا

کآخرین ساعات دنیای من است

گر چه ضرب تیغ زهر آلود خصم

آتش افکن بر سراپای من است

سرد می آید که بر جانم هنوز

شعله ها از داغ زهرای من است

گر چه زخم سر شهیدم می کند

قاتل من داغ دل های من است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


خدایا مشکل از کار منِ مشکل گشا وا کن

بُوَد درمان من زهرا، مرا مهمان زهرا کن

اجل از بعد زهرا منتظر بودم که برگردی

بیا امشب علی را بین شهر کوفه پیدا کن

من از تو یاد دارم فاطمه عجِّل وفاتی را

بیا مرگ مرا از حق به جای من تمنا کن

نشانِ من نمی دادی اگر آن روز رویت را

کنون رخسار سیلی خورده ی خود را هویدا کن

طبیبم را بگو زینب که من دارو نمی خواهم

ز خاک چادر زهرا تو زخمم را مداوا کن

بدان ای کوفه هر چه خواستی بر من جفا کردی

گذشت آب از سرم اما تو با زینب مدارا کن 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


در دم آخر، علیّ مرتضی

گفت با زینب به صد شور و نوا

زینبا، عمرم به پایان آمده

 وعدۀ دیدار جانان آمده

زینبا دارم وصیّت با تو من

گوش دل بگشا و بشنو این سخن

چون حسینم از جفا، بی سر شود

پیکرش صد پاره از خنجر شود

چون در آن صحرا ندارد مادری

 طفل هایش را بکن جمع آوری

با اسیران بلا ای بی پناه

 چون رسیدی در میان قتلگاه

جای من روی نکویش را ببوس

 گر ندارد سر، گلویش را ببوس

از پس مرگ من ای زار حزین

 هستی اندر پردۀ عصمت مکین

لیک اندر کربلا مضطر شوی

 از جفا بی چادر و معجر شوی

گوئیا می بینم از آرام جان

 در همین کوفه ز جور کوفیان

با دف و چنگ و نی و مضمارها

می برندت بر سر بازارها

دیگر از "ذاکر" مگو از شهر شام

 قصّه کوته ختم کن اینجا کلام




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


مرهـم زخـم دلـش تنهـا دم شمشیـر بود

مردم از او سیـر بودنـد او ز مـردم سیر بود

خار در چشم، استخوان در حلق، آتش بر جگر

در کف گردون کمـان، در سینۀ او تیر بود

گنج عالـم زیـر پـا و ثروتش هنگام مـرگ

چند قرص نان جو، یک اسب، یک شمشیر بود

زود زهـر تیـغ قاتـل کـرد بـر جـانش اثـر

مجتبـی بـر او طـبیب آورد امـا دیــر بـود

در حرم آمد به دنیا، گشت در مسجـد شهید

قطره‌قطره خون پاکش را همین تفسیر بود

بی‌گناهی کم گناهی نیست، بـر اهـل گناه

شـدت عـدل علـی بالاتــرین تقصیـر بود

بر زمین افتاده، خون فواره می‌زد از سـرش

در دو چشمش اشک شوق و بر لبش تکبیر بود

گرچه طی گردیده بود از عمر او شصت و سه‌سال

او در ایــام شبـاب از داغ زهــرا پیــر بـود

شیـر، بهـر قاتـل خـود می‌فرستـاد از کـرم

با وجـود آن که خـود تنها غـذایش شیر بود

کار مولا بود «میثم!» لطف و صدق و دوستی

کار دنیـا ظلـم و جـور و حیلـه و تزویـر بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای كوفه چه ساكت و خموشی

خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد كوفه كو امامت

محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض كو طبیبت

ای منبر كوفه كو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا

انداخته گل زخون مولا

امروز كه آبرو گرفتی

از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ

مظلوم ترین امام تاریخ

ای كل وجود تربت تو

شهر تو دیار غربت تو

هر ظلم كه بود با دلت شد

تا تیغ سقیفه قاتلت شد

ای عقل نخست هر كه هستی

تو كشتۀ جهل مرد مستی

با آن همه حسن نیت خویش

دیدی ستم از رعیت خویش

كو مالك اشترت علی جان

سلمان و ابوذرت علی جان

هر جا كه نشانه از غم توست

صد دجلۀ اشك هم كم توست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


وجودم نخل از غم بارور بود

تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران میوه دادم

همانا پاسخم نیش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر

به دیدار اجل مشتاق تر بود

اگر چه شاخه هایم را شكستند

به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باك از تیغ زهرآلود دشمن

علی یك عمر در كام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من

كه بس كاری تر از این زخم سر بود

به جان فاطمه  آن كه مرا كشت

نه تیغ ابن ملجم، میخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگیر

هزاران نیش خارم در بصر بود

به هر آهم هزاران زخم فریاد

به هر زخمم هزاران نیشتر بود

تو ای قاتل مرا كشتی نگفتی

علی یك عمر غمخوار بشر بود

زدی شمشیر بر فرق امامی

كه حتی مهربان تر از پدر بود

به اشك و خون دل بنویس "میثم"

علی از فاطمه مظلوم تر بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


شکسته ابن ملجم فرق مولای دو عالم را

ولی آقا تفقد می‌نماید ابن ملجم را

به محراب عبادت تا رخش چون لاله رنگین شد

ندا برخاست کشتند اولین مظلوم عالم را

شب قدر و فراق شهسوار عدل و آزادی

به پا بنموده امواج غم و شور محرم را

رخ ایتام کوفی را دگر حاجت به شستن نیست

که می‌ریزند از این پس به رخ اشک دمادم را

به رنگ زرد و رخت نیلگون و اشک سرخ امشب

عجب رنگین نمودند این یتیمان سفرۀ هم را

تمام اهل عالم در عزای فاتح خیبر

به بر بگرفته‌اند از فرط غصه زانوی غم را

نجف صبر تو را نازم که با این سینۀ پر غم

چگونه در بغل جا داده‌ای عدل مجسم را

امام المتقین یعسوب دین ای حیدر صفدر

به (سائل) هم کرم کن ذره‌ای از قدر میثم را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


چه غم دارم که چون شمع سحر در حال سوسویم

گهی ای تیغ می بوسم تو را و گاه می بویم

اگر بشکافتی فرق مرا ای تیغ تا ابرو

تبسم بر لبم آمد نیامد خم به ابرویم

آز آن روزی که دستم بسته شد من دل به تو بستم

همان روزی که می برند از این سو به آن سویم

منِ از یاد رفته کی رود زهرایم از یادم

ببین با این سر پرخون هنوزم سر به زانویم

ببین خون جگر خوردم تو می دانی کجا مردم

همان روزی که دیدم پشت می سوخت بانویم

به چشم پر ستاره من خسوف ماه خود دیدم

ز ماه در خسوف خود فقط با چاه می گویم




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-امیرالمومنین(ع)-مصائب


دستِ اسلام را چرا بستید!؟

فاتح بدر و خندق است این مرد

یادتان رفته درب خیبر را

با همین دست ها شكست این مرد

 

 یادتان رفته در حنین و احد

ذوالفقار گره گشایی داشت

یادتان رفته تا همین دیروز

در مدینه برو بیایی داشت

 

 شرم تان باد! ناجوانمردان

نكشیدش چنین غریبانه

اسدالغالب است، می جنگد

پنجه در پنجه، مرد و مردانه

 

 یادتان رفته از لبِ تیغش

جایِ خون، رأفت و كرم می ریخت

یادتان رفته بی زره، تنها

لشگری را علی به هم می ریخت

 

 یادتان رفته ذوالفقارش را

ماجراهای فنِ دستش را

مَرحبُ و عَمروَد دو نیم شدند

یادتان رفته ضربِ شصتش را

 

 یادتان رفته آن رشادت ها

مرد میدان غزوه ها می شد

تا شماها فرار می كردید

سپر جان مصطفی می شد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/1 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


چون دیده بست داشت زمین و زمان به هم می خورد

گویی دوباره واقعۀ ریسمان رقم می خورد

جبریل، نوحه خوان و دَمش بود قَد قُتل

این نوحۀ خداست که بر لوح و بر قلم می خورد

غم های کوفه بود که یک باره بر سرم می ریخت

یعنی دوباره دست مصیبات بر سرم می خورد

غربت شبیه غربتِ آخر غروبِ مادر بود

انگار دست مرگ دوباره به قدّ خم می خورد

انگار مادر آمده بود از جنان به استقبال

یعنی که چشم مادر و بابایمان به هم می خورد

پهلو شکسته بود که فرق شکسته را می دید

حالا خدا به این همه داغ و بلا قسم می خورد

در مرکز حکومت حیدر قیامتی برپاست

دستان من به شانۀ یک صاحب عَلم می خورد

وقتی حسین خواست علمداری اَم کند انگار

دست حسین بود که بر سینۀ ستم می خورد

بی تاب تر ز هر که اباالفضل با وفایش بود

گویی شروع واقعۀ کربلا رقم می خورد

می گیرد انتقام علی را به زودی از دشمن

با ذوالفقار صبر که بین غلاف، غم می خورد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/21 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچۀ خود را نچیده بود

آن روزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطر پیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را زدیده تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان ز گلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالس ... نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

بعد از این -بی تو- دگر تشنه ی دست تبرند

 نخل هایی كه به دست تو فقط بارورند

 ابرهایی كه به پای تو سخاوت مندند

 امشب از هر شب دیگر همه پُر بارترند

 این چه داغی ست كه نی های نیستان ها را

 آن چنان غم زده كرده كه چنین نوحه گرند

 كوچه هایی كه قدم گاه عدالت بودند

 چون یتیمان عرب چشم به راه پدرند

 كیسه های رطب و نان تو را می طلبند

 تشنه ی بركت آن نانِ اگر مختصرند

 امشب ای ماه مگر واقعه ای رخ داده ست

 كه ملائك همه در خانه ی تو رهگذرند؟!

 كیست در بستر بیماری این خانه مگر؟

 كه یتیمان به عیادت همه در پشت درند

 كار از كار گذشته ست... طبیبان گفتند

 كه قدح های پر از شیر دگر بی اثرند...

×××

با تشکر از خانم عباسیان برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-رباعیات شهادت-شب قدر


شد چاه شبیه مدی از آه، علی

با آه شبانۀ تو همراه، علی

عمق غم تو که چاه دید، آه کشید

مثل تو کشید آه و شد چاه، علی

×××

مشتاق تو ماند آسمان، چشم به راه

مبهوت زمین است و زمان، چشم به راه

این است بهشت، با ملک، حورالعین

وآن: فاطمۀ تو، هم چنان چشم به راه

×××

منشق شده ماه از جبین در شب قدر

خورشید به خون نشسته بین در شب قدر

زخم است به سر گرفته، جای قرآن

تقدیر علی است این چنین در شب قدر...

×××

خم کرد ز غصه، پشت دنیا را تیغ

بر خاک نشاند فرق دنیا را تیغ

جبریل ز غم کوفت به هم دست دریغ

آن دم که شکافت فرق مولا را تیغ

×××

ای صبح به سجدۀ صلاتم برسان

مشتاق لقایم و براتم برسان

خضر رهم و تشنه میان ظلمات

ای تیغ، به چشمۀ حیاتم برسان

×××

شد او همه «هو» فزت و رب الکعبه

گلگون شده رو، فزت و رب الکعبه

با بغض گلوگیر «وفی الحلق شجی»

شد نغمۀ او: فزت و رب الکعبه




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 10:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زینب(س)-بستر شهادت


از تو سر و ز مادر من سینه ای شکست

تا صبح حشر بر سر و بر سینه می زنم

جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست

دارم به جای چند نفر سینه می زنم


من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت

زخمی که شد عمیق مداوا نمی شود

گر چند ضربه هم زده بودند باز هم

پیشانی تو بیش از این وا نمی شود


گفتند گفته ای که مرا کوچه می برند

می خواهم از بیان خودت بشنوم بگو

گفتند گفته ای که تماشام می کنند

می خواهم از زبان خودت بشنوم بگو


بابا خودت بگو سر بازار می روم

بابا خودت بگو که گرفتار می شوم

بابا خودت بگو به سرم سنگ می زنند

بابا بگو بدون علمدار می شوم




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت عباس(ع)-بستر شهادت


چشم های به رنگ خون ات را

بر پرستار خود کمی وا کن

دلِ من شور می زند بابا

گریه های مرا تماشا کن

 

گر چه بستم شکاف زخمت را

خونِ تازه دوباره می ریزد

گر چه بر معجرم گره زده ام

لخته خون، پاره پاره می ریزد

 

بعد لبخند قاتلت بر من

تو چرا خنده می کنی بابا

شب بی مادریِ ما را باز

این چنین زنده می کنی بابا

 

واژه هایی که خاطرات من است

باز تکرار می کنی هر بار

کوچه ی تنگ، خنده و هیزم

میخ در، دود، آتش و دیوار

 

مُردم از روضه خوانی ات امشب

سوختم پایِ هر وصیت تو

سرِ شب از شکاف در دیدم

حال عباس را ز نیت تو  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مظلومیت

 

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله های ردای خلافتت

مولا ز بی نظیری تو حرف می زنم

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

از چاه اشک و آه فراق و حکایتِ

شب های گوشه گیری تو حرف می زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

دیگر نفس به سینهٔ‌ من حبس می شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ یار جوان تو

از ماجرای پیری تو حرف می زنم

دستان حیدریِ تو را صبر بسته بود

آن روز اگر که پهلوی مادر شکسته بود   




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود

باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب

پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا

در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم، مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت "لا یمکن الفرار" از عشق




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


جاده ی وصل علی و فاطمه هموار بود

لحظه ی پرواز روح حیدر کرّار بود

رنگ خون شد دستمال زرد بر پیشانی اش

یعنی این که جوشش زخم سرش بسیار بود

گوشه ی خانه به سر قرآن گرفته زینبش

بر لبش امّن یجیب و ذکر استغفار بود

چند باری از سر شب تا سحر از حال رفت

گوییا آماده ی رفتن به سوی یار بود

بعد زهرا روز خوش هرگز ندیده مرتضی

در گلویش استخوان و بین چشمش خار بود!

یک نگاهش بر حسین و زینب و عبّاس بود

یک نگاه دیگرش هم بر در و دیوار بود

غصّه ی خانه نشینی و غم سی ساله اش

پیش چشمش می گذشت و غرق این افکار بود

ماجرای کوچه و روی کبود فاطمه

مثل یک دیوار خانه بر سرش آوار بود

آن چه که شیر خدا را بر زمین انداخته

ضربه ی تیغ عدو نه... تیزی مسمار بود

... آمد استقبال او با شاخه ی گل، همسرش

روی دستش غنچه ی شش ماهه ی خون بار بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر علی ز بستر خود پا نمی شود

زخمِ سرِ شکسته مداوا می شود

دربی که تا کنون به کسی "نه" نگفته بود

این چند روز روی کسی وا نمی شود

دیگر طبیب زحمتِ بیخود نکش، برو!

دردِ علی که بهتر ازین ها نمی شود

از بس که تب نموده و رنگش پریده است

زردیِ دستمال هویدا نمی شود

رخسار زرد و ریش سفید و حنای سرخ

آخر چنین خضاب که زیبا نمی شود!

زینب به کاسه های پر از شیر دل نبند

این چیزها برای تو بابا نمی شود!

حالِ تو را فقط حسنت درک می کند

دردی حریف ماتم زهرا نمی شود!

سی سالِ پیش جان علی را گرفته اند...

خنجر که مردِ کشتن مولا نمی شود!

قبری در آسمان بکنید ای فرشته ها

ماه شکسته روی زمین جا نمی شود

×××

با تشکر از آقای رحیمی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: ... 2 3 4 5 6 7 8
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic