امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


خدایا مشکل از کار منِ مشکل گشا وا کن

بُوَد درمان من زهرا، مرا مهمان زهرا کن

اجل از بعد زهرا منتظر بودم که برگردی

بیا امشب علی را بین شهر کوفه پیدا کن

من از تو یاد دارم فاطمه عجِّل وفاتی را

بیا مرگ مرا از حق به جای من تمنا کن

نشانِ من نمی دادی اگر آن روز رویت را

کنون رخسار سیلی خورده ی خود را هویدا کن

طبیبم را بگو زینب که من دارو نمی خواهم

ز خاک چادر زهرا تو زخمم را مداوا کن

بدان ای کوفه هر چه خواستی بر من جفا کردی

گذشت آب از سرم اما تو با زینب مدارا کن 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


در دم آخر، علیّ مرتضی

گفت با زینب به صد شور و نوا

زینبا، عمرم به پایان آمده

 وعدۀ دیدار جانان آمده

زینبا دارم وصیّت با تو من

گوش دل بگشا و بشنو این سخن

چون حسینم از جفا، بی سر شود

پیکرش صد پاره از خنجر شود

چون در آن صحرا ندارد مادری

 طفل هایش را بکن جمع آوری

با اسیران بلا ای بی پناه

 چون رسیدی در میان قتلگاه

جای من روی نکویش را ببوس

 گر ندارد سر، گلویش را ببوس

از پس مرگ من ای زار حزین

 هستی اندر پردۀ عصمت مکین

لیک اندر کربلا مضطر شوی

 از جفا بی چادر و معجر شوی

گوئیا می بینم از آرام جان

 در همین کوفه ز جور کوفیان

با دف و چنگ و نی و مضمارها

می برندت بر سر بازارها

دیگر از "ذاکر" مگو از شهر شام

 قصّه کوته ختم کن اینجا کلام




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


مرهـم زخـم دلـش تنهـا دم شمشیـر بود

مردم از او سیـر بودنـد او ز مـردم سیر بود

خار در چشم، استخوان در حلق، آتش بر جگر

در کف گردون کمـان، در سینۀ او تیر بود

گنج عالـم زیـر پـا و ثروتش هنگام مـرگ

چند قرص نان جو، یک اسب، یک شمشیر بود

زود زهـر تیـغ قاتـل کـرد بـر جـانش اثـر

مجتبـی بـر او طـبیب آورد امـا دیــر بـود

در حرم آمد به دنیا، گشت در مسجـد شهید

قطره‌قطره خون پاکش را همین تفسیر بود

بی‌گناهی کم گناهی نیست، بـر اهـل گناه

شـدت عـدل علـی بالاتــرین تقصیـر بود

بر زمین افتاده، خون فواره می‌زد از سـرش

در دو چشمش اشک شوق و بر لبش تکبیر بود

گرچه طی گردیده بود از عمر او شصت و سه‌سال

او در ایــام شبـاب از داغ زهــرا پیــر بـود

شیـر، بهـر قاتـل خـود می‌فرستـاد از کـرم

با وجـود آن که خـود تنها غـذایش شیر بود

کار مولا بود «میثم!» لطف و صدق و دوستی

کار دنیـا ظلـم و جـور و حیلـه و تزویـر بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای كوفه چه ساكت و خموشی

خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد كوفه كو امامت

محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض كو طبیبت

ای منبر كوفه كو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا

انداخته گل زخون مولا

امروز كه آبرو گرفتی

از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ

مظلوم ترین امام تاریخ

ای كل وجود تربت تو

شهر تو دیار غربت تو

هر ظلم كه بود با دلت شد

تا تیغ سقیفه قاتلت شد

ای عقل نخست هر كه هستی

تو كشتۀ جهل مرد مستی

با آن همه حسن نیت خویش

دیدی ستم از رعیت خویش

كو مالك اشترت علی جان

سلمان و ابوذرت علی جان

هر جا كه نشانه از غم توست

صد دجلۀ اشك هم كم توست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


وجودم نخل از غم بارور بود

تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران میوه دادم

همانا پاسخم نیش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر

به دیدار اجل مشتاق تر بود

اگر چه شاخه هایم را شكستند

به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باك از تیغ زهرآلود دشمن

علی یك عمر در كام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من

كه بس كاری تر از این زخم سر بود

به جان فاطمه  آن كه مرا كشت

نه تیغ ابن ملجم، میخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگیر

هزاران نیش خارم در بصر بود

به هر آهم هزاران زخم فریاد

به هر زخمم هزاران نیشتر بود

تو ای قاتل مرا كشتی نگفتی

علی یك عمر غمخوار بشر بود

زدی شمشیر بر فرق امامی

كه حتی مهربان تر از پدر بود

به اشك و خون دل بنویس "میثم"

علی از فاطمه مظلوم تر بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


شکسته ابن ملجم فرق مولای دو عالم را

ولی آقا تفقد می‌نماید ابن ملجم را

به محراب عبادت تا رخش چون لاله رنگین شد

ندا برخاست کشتند اولین مظلوم عالم را

شب قدر و فراق شهسوار عدل و آزادی

به پا بنموده امواج غم و شور محرم را

رخ ایتام کوفی را دگر حاجت به شستن نیست

که می‌ریزند از این پس به رخ اشک دمادم را

به رنگ زرد و رخت نیلگون و اشک سرخ امشب

عجب رنگین نمودند این یتیمان سفرۀ هم را

تمام اهل عالم در عزای فاتح خیبر

به بر بگرفته‌اند از فرط غصه زانوی غم را

نجف صبر تو را نازم که با این سینۀ پر غم

چگونه در بغل جا داده‌ای عدل مجسم را

امام المتقین یعسوب دین ای حیدر صفدر

به (سائل) هم کرم کن ذره‌ای از قدر میثم را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


چه غم دارم که چون شمع سحر در حال سوسویم

گهی ای تیغ می بوسم تو را و گاه می بویم

اگر بشکافتی فرق مرا ای تیغ تا ابرو

تبسم بر لبم آمد نیامد خم به ابرویم

آز آن روزی که دستم بسته شد من دل به تو بستم

همان روزی که می برند از این سو به آن سویم

منِ از یاد رفته کی رود زهرایم از یادم

ببین با این سر پرخون هنوزم سر به زانویم

ببین خون جگر خوردم تو می دانی کجا مردم

همان روزی که دیدم پشت می سوخت بانویم

به چشم پر ستاره من خسوف ماه خود دیدم

ز ماه در خسوف خود فقط با چاه می گویم




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-امیرالمومنین(ع)-مصائب


دستِ اسلام را چرا بستید!؟

فاتح بدر و خندق است این مرد

یادتان رفته درب خیبر را

با همین دست ها شكست این مرد

 

 یادتان رفته در حنین و احد

ذوالفقار گره گشایی داشت

یادتان رفته تا همین دیروز

در مدینه برو بیایی داشت

 

 شرم تان باد! ناجوانمردان

نكشیدش چنین غریبانه

اسدالغالب است، می جنگد

پنجه در پنجه، مرد و مردانه

 

 یادتان رفته از لبِ تیغش

جایِ خون، رأفت و كرم می ریخت

یادتان رفته بی زره، تنها

لشگری را علی به هم می ریخت

 

 یادتان رفته ذوالفقارش را

ماجراهای فنِ دستش را

مَرحبُ و عَمروَد دو نیم شدند

یادتان رفته ضربِ شصتش را

 

 یادتان رفته آن رشادت ها

مرد میدان غزوه ها می شد

تا شماها فرار می كردید

سپر جان مصطفی می شد


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/1 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


چون دیده بست داشت زمین و زمان به هم می خورد

گویی دوباره واقعۀ ریسمان رقم می خورد

جبریل، نوحه خوان و دَمش بود قَد قُتل

این نوحۀ خداست که بر لوح و بر قلم می خورد

غم های کوفه بود که یک باره بر سرم می ریخت

یعنی دوباره دست مصیبات بر سرم می خورد

غربت شبیه غربتِ آخر غروبِ مادر بود

انگار دست مرگ دوباره به قدّ خم می خورد

انگار مادر آمده بود از جنان به استقبال

یعنی که چشم مادر و بابایمان به هم می خورد

پهلو شکسته بود که فرق شکسته را می دید

حالا خدا به این همه داغ و بلا قسم می خورد

در مرکز حکومت حیدر قیامتی برپاست

دستان من به شانۀ یک صاحب عَلم می خورد

وقتی حسین خواست علمداری اَم کند انگار

دست حسین بود که بر سینۀ ستم می خورد

بی تاب تر ز هر که اباالفضل با وفایش بود

گویی شروع واقعۀ کربلا رقم می خورد

می گیرد انتقام علی را به زودی از دشمن

با ذوالفقار صبر که بین غلاف، غم می خورد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/21 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچۀ خود را نچیده بود

آن روزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطر پیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را زدیده تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان ز گلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالس ... نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

بعد از این -بی تو- دگر تشنه ی دست تبرند

 نخل هایی كه به دست تو فقط بارورند

 ابرهایی كه به پای تو سخاوت مندند

 امشب از هر شب دیگر همه پُر بارترند

 این چه داغی ست كه نی های نیستان ها را

 آن چنان غم زده كرده كه چنین نوحه گرند

 كوچه هایی كه قدم گاه عدالت بودند

 چون یتیمان عرب چشم به راه پدرند

 كیسه های رطب و نان تو را می طلبند

 تشنه ی بركت آن نانِ اگر مختصرند

 امشب ای ماه مگر واقعه ای رخ داده ست

 كه ملائك همه در خانه ی تو رهگذرند؟!

 كیست در بستر بیماری این خانه مگر؟

 كه یتیمان به عیادت همه در پشت درند

 كار از كار گذشته ست... طبیبان گفتند

 كه قدح های پر از شیر دگر بی اثرند...

×××

با تشکر از خانم عباسیان برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-رباعیات شهادت-شب قدر


شد چاه شبیه مدی از آه، علی

با آه شبانۀ تو همراه، علی

عمق غم تو که چاه دید، آه کشید

مثل تو کشید آه و شد چاه، علی

×××

مشتاق تو ماند آسمان، چشم به راه

مبهوت زمین است و زمان، چشم به راه

این است بهشت، با ملک، حورالعین

وآن: فاطمۀ تو، هم چنان چشم به راه

×××

منشق شده ماه از جبین در شب قدر

خورشید به خون نشسته بین در شب قدر

زخم است به سر گرفته، جای قرآن

تقدیر علی است این چنین در شب قدر...

×××

خم کرد ز غصه، پشت دنیا را تیغ

بر خاک نشاند فرق دنیا را تیغ

جبریل ز غم کوفت به هم دست دریغ

آن دم که شکافت فرق مولا را تیغ

×××

ای صبح به سجدۀ صلاتم برسان

مشتاق لقایم و براتم برسان

خضر رهم و تشنه میان ظلمات

ای تیغ، به چشمۀ حیاتم برسان

×××

شد او همه «هو» فزت و رب الکعبه

گلگون شده رو، فزت و رب الکعبه

با بغض گلوگیر «وفی الحلق شجی»

شد نغمۀ او: فزت و رب الکعبه




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 10:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زینب(س)-بستر شهادت


از تو سر و ز مادر من سینه ای شکست

تا صبح حشر بر سر و بر سینه می زنم

جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست

دارم به جای چند نفر سینه می زنم


من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت

زخمی که شد عمیق مداوا نمی شود

گر چند ضربه هم زده بودند باز هم

پیشانی تو بیش از این وا نمی شود


گفتند گفته ای که مرا کوچه می برند

می خواهم از بیان خودت بشنوم بگو

گفتند گفته ای که تماشام می کنند

می خواهم از زبان خودت بشنوم بگو


بابا خودت بگو سر بازار می روم

بابا خودت بگو که گرفتار می شوم

بابا خودت بگو به سرم سنگ می زنند

بابا بگو بدون علمدار می شوم




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت عباس(ع)-بستر شهادت


چشم های به رنگ خون ات را

بر پرستار خود کمی وا کن

دلِ من شور می زند بابا

گریه های مرا تماشا کن

 

گر چه بستم شکاف زخمت را

خونِ تازه دوباره می ریزد

گر چه بر معجرم گره زده ام

لخته خون، پاره پاره می ریزد

 

بعد لبخند قاتلت بر من

تو چرا خنده می کنی بابا

شب بی مادریِ ما را باز

این چنین زنده می کنی بابا

 

واژه هایی که خاطرات من است

باز تکرار می کنی هر بار

کوچه ی تنگ، خنده و هیزم

میخ در، دود، آتش و دیوار

 

مُردم از روضه خوانی ات امشب

سوختم پایِ هر وصیت تو

سرِ شب از شکاف در دیدم

حال عباس را ز نیت تو  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مظلومیت

 

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله های ردای خلافتت

مولا ز بی نظیری تو حرف می زنم

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

از چاه اشک و آه فراق و حکایتِ

شب های گوشه گیری تو حرف می زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

دیگر نفس به سینهٔ‌ من حبس می شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ یار جوان تو

از ماجرای پیری تو حرف می زنم

دستان حیدریِ تو را صبر بسته بود

آن روز اگر که پهلوی مادر شکسته بود   




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود

باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب

پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا

در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم، مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت "لا یمکن الفرار" از عشق




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


جاده ی وصل علی و فاطمه هموار بود

لحظه ی پرواز روح حیدر کرّار بود

رنگ خون شد دستمال زرد بر پیشانی اش

یعنی این که جوشش زخم سرش بسیار بود

گوشه ی خانه به سر قرآن گرفته زینبش

بر لبش امّن یجیب و ذکر استغفار بود

چند باری از سر شب تا سحر از حال رفت

گوییا آماده ی رفتن به سوی یار بود

بعد زهرا روز خوش هرگز ندیده مرتضی

در گلویش استخوان و بین چشمش خار بود!

یک نگاهش بر حسین و زینب و عبّاس بود

یک نگاه دیگرش هم بر در و دیوار بود

غصّه ی خانه نشینی و غم سی ساله اش

پیش چشمش می گذشت و غرق این افکار بود

ماجرای کوچه و روی کبود فاطمه

مثل یک دیوار خانه بر سرش آوار بود

آن چه که شیر خدا را بر زمین انداخته

ضربه ی تیغ عدو نه... تیزی مسمار بود

... آمد استقبال او با شاخه ی گل، همسرش

روی دستش غنچه ی شش ماهه ی خون بار بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر علی ز بستر خود پا نمی شود

زخمِ سرِ شکسته مداوا می شود

دربی که تا کنون به کسی "نه" نگفته بود

این چند روز روی کسی وا نمی شود

دیگر طبیب زحمتِ بیخود نکش، برو!

دردِ علی که بهتر ازین ها نمی شود

از بس که تب نموده و رنگش پریده است

زردیِ دستمال هویدا نمی شود

رخسار زرد و ریش سفید و حنای سرخ

آخر چنین خضاب که زیبا نمی شود!

زینب به کاسه های پر از شیر دل نبند

این چیزها برای تو بابا نمی شود!

حالِ تو را فقط حسنت درک می کند

دردی حریف ماتم زهرا نمی شود!

سی سالِ پیش جان علی را گرفته اند...

خنجر که مردِ کشتن مولا نمی شود!

قبری در آسمان بکنید ای فرشته ها

ماه شکسته روی زمین جا نمی شود

×××

با تشکر از آقای رحیمی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


شمع مى‏ سوخت ولى نور نداشت

جمع، بى پرتو  او شور نداشت

ماهتابى که به رخ رنگ نداشت

غیر ناله به لب آهنگ نداشت

لاله ‏اى سرخ که پرپر می ‏گشت

مست از بادۀ کوثر می ‏گشت

باغبان و غم مرگ یاسش

دیدن سوختن احساسش

کیست این بحر غم دیرینه

کیست این کشته زخم سینه

مردِ حق باشد و حقّش بردند

همه ی عمر دلش آزردند

مغرب عشق عجب پر شفق است

مردِ حق رَهسپر کوىِ حق است 

نخل ها، زمزمه ی قرآن کو؟

ناله ی هر شب نخلستان کو؟

کیست بر کوفه دل و جان بخشد

نان و خرما به یتیمان بخشد

یاد ویرانه نشینان باشد

خسته از غربت دوران باشد

کیست غم در نگهش اوج زند

خون سر در غم او موج زند

بر فلک هست ز فریاد دلش

خون سر آمده امداد دلش

شهر، پر از غمِ افزونش شد

کوچه ‏ها، گلشنى از خونش شد

سیل ایتام سوى خانۀ او

اوست شمع و همه پروانۀ او

هر یتیمى به لبش ذکر جلی ست

شیر آورده و گریان علی ست

اى نمازى که شکستت دادند

سندِ عشق به دستت دادند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


امشب کتاب عمر علی بسته می شود

مرد خدا ز دام بلا رسته می شود

دستی که بر نوازش ایتام باز بود

افسوس در میان کفن بسته می شود

احساس راحتی کند از تیغ جان گذار

از خلق روزگار ز بس بسته می شود

انکار عدل او نکند تا که هیچ کس

مهر عدالتش سر بشکسته می شود

او را نکشت تیغ جفا، درد و داغ کشت

عمرش به سر ز عقده ی پیوسته می شود

آن آرزوی مرگ که بعد از بتول داشت

امشب اجابت از سر بشکسته می شود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

ای شهید عدل خود در بیت داور یا علی! 

ای غمت از ریگ صحراها فزون‌تر یا علی! 

مرد بدر و مرد خیبر، مرد احزاب و احد

از چه بستی چشم و افتادی به بستر یا علی؟! 

سفره‌ها خالی ز نان و دیده‌ها از اشک پر

بعد تو کی بر یتیمان می‌زند سر یا علی؟! 

تا بشوید روی خونین تو را با اشک خویش

آمده بر دیدنت زهرای اطهر یا علی! 

بدترین زخم تو این باشد که این دنیا تو را

می‌کند با پور بوسفیان برابر، یا علی! 

صبر تو بر حفظ دین در خانۀ آتش‌زده

سخت‌تر باشد بسی از جنگ خیبر، یا علی! 

زخم دل را می‌توان دید و برای آن گریست

دیـدن زخم جگر نبوَد میسر یـا علی! 

بر سرت یک زخم بود و بر دلت آمد مدام

لحظه لحظه زخم، روی زخم دیگر یا علی! 

چشم تو شد بسته، اما چشمشان در راه توست

حمزه و پیغمبر و زهـرا و جعفر یـا علی! 

هم چو خون کز برگ برگ نخل «میثم» می‌چکد 

بـر تـو گریـد دیـده‌ها تا صبح محشر یا علی!




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-بستر شهادت


طبیب! بـاز مکـن زخـم فـرق مولا را

مگـر نمـی‌شنـوی ناله‌هـای زهـرا را؟

طبیب! کـار ز دسـت کسـی نمـی‌آید

که سوی قبله کشیده است شیر حق ما را

طبیب! زهـر بــه قلب علـی اثر کرده

نشـان دهـد رخ زردش یتیمـی مـا را

طبیب! نسخۀ زخم علی فقط کفن است

به حال خویش گـذار این امام تنها را

طبیب رفت و علی چشم‌های خود را بست

بـرای مــردم دنیـا گـذاشت دنیـا را

علی به شوق ملاقات دوست وقت نماز

ز خون زخم جبین شست روی زیبا را

چه شـد امام عزیزی که آبیاری کرد

به گریۀ شب خود نخل های خرما را؟

کشیده سر به فلک نخل‌های کوفه هنوز

کــه بشنـوند صــدای اذان مــولا را

الا تمــام یتیمــان کوفــه! بشتــابید

کـه بنگریــد دم مـرگ، روی بـابـا را

هزار حیف که دنیا شبانه چون زهرا

به خـاک کـرد نهـان آفتـاب دل‌ها را

هزار خار ز هر گل به دیده‌ات "میثم!"

اگـر بـدون علـی در جنـان نهی پا را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


آسمان دل غربت کده ام بارانی است

ابری ام دیدۀ ماتم زده ام بارانی است

مثـل پروانـه پـرم در به در سـوختن اسـت

گریۀ شمع همه زیر سر سوختن است

این چه داغیست که جان همه را سوزانده

در دل قــــبر دل فاطــــمه را ســـوزانده

حسـن از هـیبت نامش جملی را انداخت

باورم نیست که یک ضربه علی را انداخت

باورم نیـست که خیبر شـکن از پا افتاد

حضـرت واژۀ برخـواستن از پا افــتاد

کم نمکدان تو را هر که نمک خورد شکست

باز با زخم سرت  کعبه ترک خورد شکست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن-شب قدر


دلم برای سحر های کوفه تنگ شده

به یاد تو چه قَدَر، قدر من قشنگ شده

 به رستگاری تو صبحدم گواهی داد

 محاسنی که به خون سرِ تو رنگ شده




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

ز هجران من دلی افسرده دارم

دل غم دیده و آزرده دارم

بیا ای تیغ امشب راحتم کن

که داغ  یار سیلی خورده دارم

×××

پرستویم که پر از دست دادم

پر و بال سفر از دست دادم

بیائید ای همه غم های عالم

که من امشب پدر از دست دادم

×××

نمی گویم دلم چون گریه می کرد

که از داغ تو گردون گریه می کرد

خودم دیدم به همراه پیمبر

کنارت فاطمه خون گریه می کرد

×××

الهی خاطرم غم ناک کردند

نهان در خاک جسمی پاک کردند

گریبان دلم را چاک دادند

دل من را به زیر خاک کردند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-ضربت خوردن

 

میان قبلۀ محراب ناله ها کردم

به هر قنوت برای همه دعا کردم

برای این که به وصل حبیبه ام برسم

به قلب سوخته هر شب خدا خدا کردم

گرفته مسجد کوفه شمیم تو زهرا

ببین چه محشری از عاشقی به پا کردم

میان گودی محراب تا زمین خوردم

عجیب یاد تو و داغ کوچه را کردم

 تو گیر کردی و نام مرا صدا کردی

ببین به صورت خونین تو را صدا کردم

عزیز من به تو گفتم که بی تو می میرم

ببین به عهد چهل ساله ام وفا کردم

دلم ز بس نگران نگاه زینب بود

دو شانه حسنین خودم رها کردم

محارمند کنون دور دخترم اما

اشاره جانب گودال کربلا کردم

تمام شاخه گلانش به نیزه چیده شود

به پیش دیده زینب گلو بریده شود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین (ع)-مظلومیت


ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد

پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد

مرد تنهاست، مرد غمگین است کمرش از فراق خم شده است

ساغر شادی اش اگر خالی ست بادۀ غم سبو سبو دارد

ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است

سر تقیسم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد

باز امروز بغض نخلستان تا به سر حد انفجار رسید

باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد

کاهگل های کوچه مرطوبند اشک دیوار را در آورده است

نالۀ خانم جوانی که هر چه دارد علی از او دارد

از دو دستش طناب بگشایید، مبریدش به مسلخ بیعت

دیگر او را کشان کشان مبرید ایّها النّاس! آبرو دارد

گر چه در بند غربت از این شیر، گرگ های مدینه می ترسند

ذوالفقارش هنوز بران است شور "حتّی تُقاتِلوا" دارد

حب مولا نتیجۀ سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد

آن صنوبر دلی که می باید پیش او سرو، سر فرود آرد

... چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد

هم چنان خار بر دو چشمش هست، همچنان تیغ در گلو دارد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

دوش بر فرق تو شمشیر فرود آمده بود

سنگ بر آینۀ اصل وجود آمده بود

شب تودیع تو از جوش ملک غوغا شد

وحی نازل شده و روح فرود آمده بود

به تمنّای حضور تو ز بام ملکوت

پیک قدسی به سلام و به درود آمده بود

آن شب از سرخی خون تو شفق رنگین شد

فجر حیرت زده با روی کبود آمده بود

جان ما بودی و بدرود جهان می گفتی

آن شب قدر که مسجد به سجود آمده بود

به امید کرمی پیک اجل این همه راه

به گدائی به در خانۀ جود آمده بود

ای گره خورده حیات دو جهان با نفَسَت

مرگ آن شب به سراغ تو چه زود آمده بود

غمت این بود که در خانۀ بی فاطمه باز

محشر تازه ای آن شب به وجود آمده بود

می شنید از گل لب های تو الله الله

شاهد غیب که از بزم شهود آمده بود

ای نماد حرم عشق و محبّت، نجفت

از تو شعر «شفق» آن جا به نمود آمده بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


سری که هر دل شب درد سر به بالین داشت

شکاف خورد و همه دردها فرو بگذاشت

میان سجده ی خونین میان سجّاده

شکاف سر به شکاف حرم تبسّم داشت

دل از اصابت خورشید بر دل محراب

دوباره خوردن مه را به کوچه ها پنداشت

اگر چه خانه نشین مدینه بود امّا

به کوفه پرچم پهلو شکسته را افراشت

قدِ خمیده ی هجده بهار کوثر بود

که مرتضی به خم ذوالفقار تکیه نداشت

چو جبرئیل پریشانه قَد قُتِل سر داد

علی سرودِ لقای خدای کعبه نگاشت

رسیدن پسر و روی لاله گون پدر

دوباره داغ دگر گوشه ی جگر انباشت

علی شهید عدالت شد و شهید نماز

نهال مهدویت را به گلشن دین کاشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


مسجد کوفه ببین عزم سفر کرد على

با دلى خون ز تو هم قطع نظر کرد على

مسجد کوفه! مگر مسجد الاقصایى تو

که ز محراب تو تا عرش سفر کرد على

رفت آن شب که به مهمانى امّ کلثوم

دخترش را ز غمى سخت خبر کرد على

خبر از کشتن خود داد به تکبیر و فسوس

هر زمان جانب افلاک نظر کرد على

کس چو او روزه یک ساعته هرگز نگرفت

چون که افطار به هنگام سفر کرد على

گر چه جانش سفر تیر بلا بود، آخر

پیش شمشیر ستم فرق سپر کرد على

ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او

آن چه اندوخته از خون جگر کرد على

گر چه در هر نفسى بود على را معراج

غوطه در خون زد و معراج دگر کرد على




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      ...   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو