امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

سلام ما به علی و نماز آخر او

به حال راز و نیاز و به دیدۀ تر او

سلام ما به علی و به عدل و ایمانش

سلام ما به رخ غرق خون و منبر او

سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد

سلام ما به رخ غرق خون اطهر او

سلام ما به پریشانی حسین و حسن

سلام ما به دل پُر ز آه دختر او

سلام ما به نفس های نفس پیغمبر

سلام ما به فروغ نگاه آخر او

سلام ما به غمی کز مدینه دارد او

سلام ما به ملاقات او و همسر او

چو خاک اوست سزای ابوذر و مقداد

فتاده است «وفائی» به خاک قنبر او




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

ناله كن اى دل به عزاى على

گریه كن اى دیده براى على

كعبه ز كف داده چو مولود خویش

گشته سیه پوش عزاى على

عمر على عمرۀ مقبوله بود

هر قدمش سعى و صفاى على

دیدۀ زمزم كه پر از اشگ شد

یاد كند، زمزمه‏هاى على

تیغ شهادت سر او را شكافت

كوفه بُوَد، كوه مناى على

عالم امكان شده پر غلغله

چون شده خاموش صداى على

نیست هم آغوش صبا بعد از این

پیك ظفر بخش لواى على

منبر و محراب كشد انتظار

تا كه زند بوسه به پاى على

ماه دگر در دل شب نشنود

صوت مناجات و دعاى على

آه كه محروم شد امشب دگر

چشم یتمیان ز لقاى على

مانده تهى سفرۀ بیچارگان

منتظر نان و غذاى على

واى امیر دو سرا كشته شد

خانۀ غم گشته، سراى على

پیش حسین و حسن و زینبین

خون چكد از فرق هماى على

خواهم اگر ملك دو عالم «حسان»

از دل و جان باش گداى على




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-ضربت خوردن

 

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

فریاد بی‌ صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفید هم‌ چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

عدلش به چشم بی ‌نگهان اشتباه بود

هم ‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد

زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون

رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

نه این كه بالا برده دست تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دو تا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود و الا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود: لا فتی الا...

كه تا حسابِ تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


آزرده طعم دورى، از یار را چشیده

روى سحر قدم زد با کسوت سپیده

روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت

از ابرها بپرسید از گفته و شنیده

مى‏رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب

چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده

تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره

بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده

برخاست از رکوع و آرام رفت سجده

اشک خداست این که روى زمین چکیده

تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح

محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده

او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر

سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده

کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد

نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت

آسمان تیره شد از بس که دل ماه گرفت 

بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت

یک نفس گفت؛ ولی آینه را آه گرفت

راه افتاد مسیحا که نفس تازه کند 

زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت

خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد

اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت

سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد

و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت

درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت

روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت

باز هم روضۀ دیوار و در و یک مادر...

باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه" گرفت 

لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد

"اشکِ بر فاطمه" را توشۀ  این راه گرفت

وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود

پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت

رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش

رفت و وقتی که تنش حالت دل خواه گرفت 

بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد

آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت

مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد

آن چنان که دل محراب  و دل ماه گرفت

آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت

خم شد و  دست به پهلوش به ناگاه گرفت

پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت

عاقبت حاجت خود را اسد الله گرفت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن، سیاسی و اجتماعی


سلمان! تو نیستی و ابوذر نمانده است

عمار نیست ،مالک اشتر نمانده است

قرآن به نیزه می رودراینجا هزار بار

جز خطبه ی دریغ به منبر نمانده است

یادت که هست شیر خدا، دست بسته بود

جز آه، سهم فاتح خیبر نمانده است!

در کوچه های هاشمی آتش هنوز هست

باور مکن که حادثه دیگر نمانده است!

دشمن خیال کرد کتاب غدیر سوخت

یا جزر و مد سوره ی کوثر نمانده است!

چاه انعکاس غربت پهناور علی ست

وقتی به کوفه، رد برادر نمانده است

دلواپس کدام یتیم است او که در

آشوب هیچ معرکه ای درنمانده است!

شور شراب های ازل با شما چه کرد؟!

دوری گذشت و چشم به ساغر نمانده است

تکفیر می کنند پیاپی امام را

ایمانشان به مصحف و دفتر نمانده است  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بحر طویل–ضربت خوردن


 شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا،

 خانه سیه‌پوش،

تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش،

نه مانده شبحی پیش دو چشمی،

نه صدایی رسد از کوچۀ خلوت زده بر گوش،

 چرا، می‌شنوم تک تک پا و،

 شبحی را نگرم می‌رسد از دور،

 یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور،

 به هر کوچه تاریک دهد نور،

گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد

 آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظوره

 چه آرام و خموش است،

دلش بحر خروش است،

ببینید که انبان پر از نان و پر از دانه خرماش به دوش است

 به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست

که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی؟!


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-ضربت خوردن

 

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


در خموشی نیمه شب فریاد داشت

زخم هایی در گلوی باد داشت

چاه ها آبستن او بوده اند

از نگاه اش آب می نوشیده اند

نیمه شب ها ناله هایش می شکفت

ناله هایش را فقط خود می شنفت

می دمید از چشم او آئینه گی

می چکید از دست هایش زندگی

سینۀ شب بود از آه اش کباب

غربت اش مهتاب را می کرد آب

هیچ کس نشناخت شب ها کیست او

در غریبی همچنان می زیست او

سال ها جز نانِ جو چیزی نخورد

کاسه شیری به لبریزی نخورد

پادشاهی بود اما در حجاب

بوسه می زد شب به پایش ماهتاب

زندگی در چشم او رنگی نداشت

ناله اش جز آه آهنگی نداشت

آنقدر با بی کسان خو می گرفت

عاقبت از آه شان بو می گرفت

دست هایش از نوازش می شکفت

حرفی از جنس یتیمان می شنفت

کودکی از او سواری می گرفت

رنگ یک روز بهاری می گرفت

پیرمردی زیر سقف آسمان

می گرفت از دست هایش سایه بان

سایه اش می داد بوی زندگی

حرف هایش عطری از شرمندگی

نان و خرما بود روی شانه اش

دخمه های شهر کنج خانه اش  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است

محراب، همچو لاله در خون نشسته است

فلک نجات و قائمۀ عرش کردگار

از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است

آزاد مرد صف شکن خیبر و اُحد

چشم از جهان و هر چه در او هست، بسته است

مولا چو شمع ز آتش بیداد آب شد

تار حیات و رشته عمرش گسسته است

"تائب" کسى که درد دل خود به چاه گفت

از قید این جهان تبه کار رسته است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع(-بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت


سحر بود و غم و درد

سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد

که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد

غریب و تک و تنها

در آن شهر، در آن وادی غم ها

دلی خسته و پر از غم و شیدا

دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا

شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا

عجب شام عجیبی ست

روان بود سوی مسجد کوفه

قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب

و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا

دلِ حضرت زینب

غریب و تک و تنها

نه دیگر رمقی مانده در آن پا

نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا

به چشمان پر از اشک و قدی تا

پُر از وصله، عبایش

پُر از پینه دو دستان عطایش

رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش

علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش

گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان

ساکت خاموش، زمین

رام، زمان

محو تماشا، همه ذرات جهان

باز در آن بذمِ اذان

ناله ی آهسته ی یک مادرِ محزونِ کمان

گفت عجب شام غریبی شده امشب

امان از دل زینب 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین (ع)-ضربت خوردن


دردی تمام بال و پرم را گرفته است

آهم فضای هر سحرم را گرفته است

عزمم به رفتن است و دلم تنگ فاطمه

گر چه کلونِ در کمرم را گرفته است

دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود

از آن زمان که همسفرم را گرفته است

از آن زمان که پهلوی او تیر می کشید

دردی تمامی جگرم را گرفته است

از من گرفت فاطمه را دشمنم، از او

در بین کوچه ها پسرم را گرفته است

تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد

از من توان مختصرم را گرفته است

دیگر صدای شکستن شنیده شد

مسجد عزای پشت درم را گرفته است

دور از نگاه دختر من بال جبرئیل

زخم عمیق فرق سرم را گرفته است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


لبخند به چهره ام نشاندی ای تیغ!

خاک غمش از دلم تکاندی ای تیغ!

با ضربت خود  به فرق سر، آه...چه زود

من را تو، به فاطمه رساندی ای تیغ!




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

بـاز شـد قـرآن، شـب احیـا ز فـرق نازنینش

زخم عتـرت را همـه دیدند در زخم جبینش

دست شیطان ناگهان از آستین گردید بیرون

کشت مردی را که بودی دست حق در آستینش

صبح دم در دامن محراب خون نقش زمین شد

آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش

مـرغ آمینش بـه پرواز آمـد و با روی خونین

خوانـد در آغـوش خود ذات خداونـد مبینش

سال‌ها بود استخوان در حلق و خار غم به چشمش

آن امامی که نبودی در محبت کس قرینش

او که بر خـاک زمیـن افکند گُردان زمان را

آسمـان یکبـاره زد بـا داغ زهـرا بر زمینش

کـو پیمبـر تـا ببینـد در دل محـراب کوفه

بعد عمری خون دل آخر چه شد با جانشینش؟

دیده‌ای سوی حسن چشم دگر سوی حسینش

اشک بر رخسار و خون، جاری ز فرق نازنینش

تیغ: بران، زهر: سوزان، زخم:کاری، چهره: خونین

لحظه‌ لحظه بـود بـر لـب ذکـر رب‌العالمینش

یا علی سوزی به «میثم» ده که تا دارد حیاتی

از تـو گویـد از تـو خوانـد بـا نوای آتشینش




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

کسی که نان بیار سفرۀ فقیر می شود...

 چه زودتر همیشه از بقیه سیر می شود...!

کسی که دست شسته از تمام نام و کام ها...

 امیر سیر سفرۀ بخور نمیر می شود...

غریبه... پشت آن زنان که آرد می کنند و لعن...

 ز اشک آن غریبه آردها خمیر می شود

صدای ذق ذق اش... به هر تنور... شعله می شود...

 و پا به پای مادران بیوه پیر می شود...

برای رزق بیوگان چو چاه وقف می کند...

 به رایگان به آب آوری اجیر می شود

به اشتهای روزه اش... به وصله های موزه اش..

 یکی فقیر می شود... یکی اسیر می شود...

و هرکه به بهانه ای... مگر نماز خواند او...

 به پاش بوسه می زند... شبیه تیر می شود...

حصیر کهنه... مرد... هم غبار از زمین بلند...

 به احترام حاکمی که بر سریر می شود..


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س)-شهادت


باد در گوش نخل ها می گفت

کوفه این روزها چه بد شده است

غنچه ای در مسیر روئیدن

باورت می شود لگد شده است؟

 

نخل در گوش باد زمزمه کرد:

که رطب هام اگر چه شیرین است

آه!  اما سیاه پیرهنش

مثل داغ امام غمگین است

 

نخل با باد درد دل می کرد

که صدایی به گوششان آمد

یک نفر برخلاف باد وزید

هیس! آن کس که گفته ام آمد

 

سر فرو برد توی چاه و سپس

دردها را دوباره آه کشید

چاه در حلقه های موج و اشک

در خودش باز عکس ماه کشید

 

چاه در موج های خود می دید

ماه را دست بسته آوردند

یاس را پشت درب های جهان

زار و پهلو شکسته آوردند

 

فصل غم نامه های آن بانو

هر کسی میوۀ فدک می خورد

دیگران ارث و نان قرآن را

او ولی غصه و کتک می خورد

 

کوچه های مدینه تنگ شدند

میخ و پهلو به یکدگر خوردند

فوج فوج کبوتران بقیع

هی پریدند و هی به در خوردند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام علی(ع)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مصیبت حضرت زهرا(س)


با آن که استقامت تو فرق می کند

این روزها حکایت تو فرق می کند

این جاست درد، دشمنت آخر غریبه نیست

بعد از رسول، غربت تو فرق می کند

دستان حیدریِ تو را صبر بسته است

با دیگران اسارت تو فرق می کند

دستی که روی فاطمه ات را نشانه رفت

فهمیده بود غیرت تو فرق می کند

سیلی به روی ام ابیها تو را شکست

آقای من! مصیبت تو فرق می کند

گفتند بعد فاطمه از پا فتاده ای

حق داشتی امانت تو فرق می کند

***

سی سال پیش! این در و دیوار شاهدند

اصلاً شب شهادت تو فرق می کند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/21 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-قبل از شهادت

 

گم می شود در غربت شب های کوفه

در لابلای نخل ها، تنهای کوفه

کوه است کوه اما دگر از پا نشسته

سر می کند در چاه غم دریای کوفه

خسته شده از سُستی این قوم صد رنگ

خسته شده از شاید و امای کوفه

با نان و خرما می رود کوچه به کوچه

اما چرا نفرین؟ مگر مولای کوفه ...

جز جود و رحمت از امام ما چه دیدند؟

ای وای از نامردمان ای وای کوفه!

یارب بگیر از قدر نشناسان علی را

سر آمده صبر از ملالت های کوفه

مانند چشمانش دل عالم گرفته

آماده‌ی رفتن شده آقای کوفه

اما نگاهش بی کران بی کسی هاست

دل شوره دارد از غم فردای کوفه

روزی که می آید به شهر نانجیبان

با دست بسته، جان به لب، زهرای کوفه

روزی که خون می بارد از چشمان غیرت

از طعنه های تلخ و جان فرسای کوفه

بر روی نی سوی لب غرق به خونی

سنگ بلا می بارد از هر جای کوفه

می میرد از اندوه گوش و گوشواره

دارد خبر از بغض بی پروای کوفه

می پرسد از راه نجف طفل یتیمی

ذکر لبش: بابای من! بابای کوفه!




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/1 | 11:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

من منتظر نشسته ام اما نیامدی

تنهاترین مسافر دنیا! نیامدی

انبان به دوش هر شبه ی کوچه های شهر

دیگر چرا به دیدن ماها نیامدی

اصلاً قرار بود که بابای من شوی

این چندمین شب است که بابا نیامدی!

من روی دوش تو چه قدر تاب خورده ام!

رفتم ز شانه های تو بالا…! نیامدی

بی دست های گرم تو بد خواب می شوم

کابوس دیده ام همه شب ها نیامدی

دیدم شکسته است ستون های آسمان

مسجد، نماز صبح، خدایا!… نیامدی

رفتی به سجده، بارقه ی تیغ و… بعد از آن

محراب غرق خون شد و بالا نیامدی

کابوس بود… من به خدا باورم نشد!

حتماً دلیل داشت که این جا نیامدی

شب تا به صبح، خیره به در… منتظر شدم

چشمم به در سفید شد اما نیامدی

خاکم به سر، خدا نکند، خواب من مگر

تعبیر می شود که تو بابا نیامدی؟!

از اشک های گوشه ی چشمان مادرم

پی برده ام به حادثه ای تا نیامدی

آری درست بود… گمانم درست بود

ای وای از این مصیبت عظمی نیامدی

×××

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/1 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س)-مصیبت ها

 

من که مظلوم ترین رهبر دنیا هستم

بعد سی سال پی دیدن زهرا هستم

من که مشهور به فتاحی خیبر هستم

من که در ارض و سما شهره به حیدر هستم

هر چه دیدم در و دیوار، به یادش بودم

چشمم افتاد به مسمار، به یادش بودم

من که سی سال ز هجران رخش خون خوردم

تازیانه به کف هر که، که دیدم مُردم

شعله می دیدم و با خاطره ی گیسویش

ناله کردم که چرا سوخت ز کینه رویش

من همانم که کشیدند مرا در کوچه

حرمتم را بدریدند خدا! در کوچه

من همانم که خجالت زده از زهرایم

او زمین خورد و نشد من به کنارش آیم

نرود از نظرم  ناله ی یا فضه ی او

دگر از غنچه ی نشکفته ی شش ماهه نگو

نرود از نظرم پشت سرم می آمد

تا در آن معرکه باشد سپرم می آمد

من چه گویم که چه ها بر سر او آوردند

دست او را ز من غم زده کوته کردند

حق بود شاهد من قلب حزینم چه کشید

سوی زهرای جوانم ببرم موی سفید




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/31 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

ز روی زرد علی انتظار می ریزد

ز چشم مانده به راهش قرار می ریزد

دلش به فاطمه و دیده بر اجل بسته

ز چشم دیده و دل احتضار می ریزد

دوباره ضربه ی سنگین، دوباره بستر و زخم

دوباره درد، به خاک مزار می ریزد

وصیتش به حسن آخر جوان مردی ست

هنوز از لب حیدر وقار می ریزد

به جان زهرا با قاتلم مدارا کن

ز صبر توست اگر اقتدار می ریزد

ز خوب خلقی تو دشمنم شکست خورد

اگر چه از سخنش انزجار می ریزد

به اشک های پرستار خویش می گریم

که چشم ابری زینب بهار می ریزد

اگر چه غربت من می شود نصیب حسن

به غربت تو حسینم شرار می ریزد

من از مصیبت سخت تو در عجب ماندم

که روی نعش تو چندین سوار می ریزد




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/31 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت

 

هر چند زخم کاری روی سرم شدی

اما علاج این دل زخمی ترم شدی

ای تیغ... حاجتم که روا شد... ولی بدان

تیری به قلب غم زدهٔ دخترم شدی

یک تن در این دیار وفای تو را نداشت

در دست دشمن آمدی و یاورم شدی

اما نه... ضربه ای که زدی رنگ کوچه داشت

آیا تو در مدینه وبال پرم شدی؟

یادت که هست... حائل در بود و با قلاف

شلاق برگ های گل پرپرم شدی

یاری قنفذ آمدی و بین کوچه ها

زخم کبود بازوی نیلوفرم شدی

***

می بینم آن زمان که به دستان حرمله

تیری سه شعبه در گلوی اصغرم شدی

می بینم آن زمان که تو در هیبت عمود

روزی خراب بر سر آب آورم شدی




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع) و زینب کبری(س)-شهادت

 

نیست مادر تا ببیند اشک های جاری ام

نیست تا این که دهد آن مهربان دلداری ام

می رود از حال و خواب از چشم هایم می رود

خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی

غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام

میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت

تا ابد شرمنده ام کرده است "مهمانداری ام"

من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ

سخت باشد در چنین وضعی امانتداری ام

بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند

نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام

بیست سال بعد هم باشد سرم را بشکنم

تا بیاید باز بوی تو ز خون جاری ام

دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم

تو بگو: آیا سزاوار چنین آزاری ام؟

خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما

آن زمانی که بیایم پا به پای قاری ام

گر اباالفضلت برم باشد خیالم راحت است

کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام

من خودم معجر رسان دختران حیدرم

کور خواهد شد نخواهد دید دشمن خواری ام




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-شهادت

 

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود

 چشمِ بیدار را نفهمیدند

مرد شب‌گریه‌های نخلستان

 مرد پیكار را نفهمیدند

**

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش

 و یتیمانْ مست آغوش‌اش

راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش

 در شب تار را نفهمیدند

**

مردمِ دل‌بریده از بعثت

 كه فقط فكر آب و نان بودند

مثل اشراف عهد دقیانوس

 قصه غار را نفهمیدند

**

با تبر باغ را درو كردند

 حالی از باغبان نپرسیدند

خم به ابروی‌شان نیاوردند

 در و دیوار را نفهمیدند

**

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام

 كوچه را خیس اشك می‌كردند

گفت مولا كه زود برگردیم

 تا غم یار را نفهمیدند

**

لات‌هایی كه عبدود بودند

 ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم كه یا علی گفتند

 «أین عمّار» را نفهمیدند

**

آخر قصه‌اش بهاری بود

 سوره انفطار جاری بود

عالمان قرائت و تفسیر

 شوق دیدار را نفهمیدند

**

كودكانی كه با خبر بودند

 از همه روزه‌دارتر بودند

بس كه لب‌تشنه سحر بودند

 وقت افطار را نفهمیدند...




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

این کوفه به ابلیس ارادت دارد

با مکر و فریب و حیله بیعت دارد 

یک روز علی و روزگاری زینب

این شهر به سر شکستن عادت دارد

×××

جای من مظلوم در این دنیا نیست

دور و بر من به جز اجل پیدا نیست

رنگ رخم از شال سرم زرد تر است

صد شکر میان خانه ام زهرا نیست 




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

این چشم ها به راه تو بیدار مانده است

چشم انتظارت از دم افطار مانده است

برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر

سرهای بی نوازش بسیار مانده است

با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهر دار

مانند فاطمه تنت از کار مانده است

آن قدر زخم ضربه دشمن عمیق هست

زینب برای بستن آن زار مانده است

آرام تر نفس بکش آرام تر بگو

چندین نفس به لحظه دیدار مانده است

از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد

چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است

سی سال رفته است ولی جای آن طناب

بر روی دست و گردنت انگار مانده است

می دانی ای شکسته سر آل هاشمی

تاریخِ زنده در پی تکرار مانده است

از بغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست

باقی آن برای علمدار مانده است




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

فرق شكسته بین بستر مانده بابا

 در بین بستر یاد كوثر مانده بابا

 در فكر رو در رویی با زهراست اینك

 چشم انتظارِ روی دلبر مانده بابا

 بگذار با هم غصه اش را باز خوانیم

 گویا كه یاس اش پشت آن در مانده بابا

 اما چرا در لحظه های آخرینش

 ذكر حسین دارد وَ مضطر مانده بابا

 ما بین حرف هایش مدام از هوش می رفت

 با گریه گفتم حرف دیگر مانده بابا؟

 گفتا كه عباس و حسینم را صدا كن

 كرببلا – حرف برادر مانده بابا

 ***

 روزی رسید كه دختری فریاد می زد

 روی زمین ای وای بی سر مانده بابا...




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

در شهر كوفه غصه ی مرد غریب را

 مرهم نهاده تیغ دل بی شكیب را

مردم دوای درد علی دست فاطمه است

 از پیشِ بسترش ببرید این طبیب را

 بشكسته پر، دیدن بشكسته پر رود

 این گونه بهتر است ببیند حبیب را

 میخ در و گذر و مادر و پسر

 اذكار روضه اند دل بی شكیب را

 انا الیه راجعون علی می رسد به گوش

 دیگر نیاز نیست ناله ی امن یجیب را

 خیلی سفارش ایتام را نمود

 حتی شفارش آن نانجیب را

 این روز آخری همه ی خانه را گرفت

 ذكر حسین حسینِ ویُ و بوی سیب را

 وقتی حسین را به ابوفاضل اش سپرد

 ماندم كه چیست حكمت كار عجیب را؟

 در علقمه كه علمدارمان فتاد

 برنی زدند حضرت شیب الخضیب را




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

دور شمع پیکرت، گردیده ام خاکسترت

ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت

از نفس های بلندت میل رفتن می چکد

حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت

تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را

مهلتی تا که ببندم دستمالی بر سرت

حیف شد، از آن همه دلواپسی کودکان

کاسه های شیر مانده روی دست دخترت

کاش می مردم نمیدیدم به خاک افتاده است

هیبت طوفانی دُلدل سوار خیبرت

خلوت شب های سوت و کور نخلستان شکست

با صدای وا علی و وای حیدر حیدرت

شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را

دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت

با شمایی که امیر کوفه اید این گونه کرد

الامان از کاروان دختر بی معجرت

می روی اما برای صد هزاران سال بعد

میل احسان می نماید غیرت انگشترت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      ...   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو