امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


شمع مى‏ سوخت ولى نور نداشت

جمع، بى پرتو  او شور نداشت

ماهتابى که به رخ رنگ نداشت

غیر ناله به لب آهنگ نداشت

لاله ‏اى سرخ که پرپر می ‏گشت

مست از بادۀ کوثر می ‏گشت

باغبان و غم مرگ یاسش

دیدن سوختن احساسش

کیست این بحر غم دیرینه

کیست این کشته زخم سینه

مردِ حق باشد و حقّش بردند

همه ی عمر دلش آزردند

مغرب عشق عجب پر شفق است

مردِ حق رَهسپر کوىِ حق است 

نخل ها، زمزمه ی قرآن کو؟

ناله ی هر شب نخلستان کو؟

کیست بر کوفه دل و جان بخشد

نان و خرما به یتیمان بخشد

یاد ویرانه نشینان باشد

خسته از غربت دوران باشد

کیست غم در نگهش اوج زند

خون سر در غم او موج زند

بر فلک هست ز فریاد دلش

خون سر آمده امداد دلش

شهر، پر از غمِ افزونش شد

کوچه ‏ها، گلشنى از خونش شد

سیل ایتام سوى خانۀ او

اوست شمع و همه پروانۀ او

هر یتیمى به لبش ذکر جلی ست

شیر آورده و گریان علی ست

اى نمازى که شکستت دادند

سندِ عشق به دستت دادند  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


امشب کتاب عمر علی بسته می شود

مرد خدا ز دام بلا رسته می شود

دستی که بر نوازش ایتام باز بود

افسوس در میان کفن بسته می شود

احساس راحتی کند از تیغ جان گذار

از خلق روزگار ز بس بسته می شود

انکار عدل او نکند تا که هیچ کس

مهر عدالتش سر بشکسته می شود

او را نکشت تیغ جفا، درد و داغ کشت

عمرش به سر ز عقده ی پیوسته می شود

آن آرزوی مرگ که بعد از بتول داشت

امشب اجابت از سر بشکسته می شود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

ای شهید عدل خود در بیت داور یا علی! 

ای غمت از ریگ صحراها فزون‌تر یا علی! 

مرد بدر و مرد خیبر، مرد احزاب و احد

از چه بستی چشم و افتادی به بستر یا علی؟! 

سفره‌ها خالی ز نان و دیده‌ها از اشک پر

بعد تو کی بر یتیمان می‌زند سر یا علی؟! 

تا بشوید روی خونین تو را با اشک خویش

آمده بر دیدنت زهرای اطهر یا علی! 

بدترین زخم تو این باشد که این دنیا تو را

می‌کند با پور بوسفیان برابر، یا علی! 

صبر تو بر حفظ دین در خانۀ آتش‌زده

سخت‌تر باشد بسی از جنگ خیبر، یا علی! 

زخم دل را می‌توان دید و برای آن گریست

دیـدن زخم جگر نبوَد میسر یـا علی! 

بر سرت یک زخم بود و بر دلت آمد مدام

لحظه لحظه زخم، روی زخم دیگر یا علی! 

چشم تو شد بسته، اما چشمشان در راه توست

حمزه و پیغمبر و زهـرا و جعفر یـا علی! 

هم چو خون کز برگ برگ نخل «میثم» می‌چکد 

بـر تـو گریـد دیـده‌ها تا صبح محشر یا علی!




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-بستر شهادت


طبیب! بـاز مکـن زخـم فـرق مولا را

مگـر نمـی‌شنـوی ناله‌هـای زهـرا را؟

طبیب! کـار ز دسـت کسـی نمـی‌آید

که سوی قبله کشیده است شیر حق ما را

طبیب! زهـر بــه قلب علـی اثر کرده

نشـان دهـد رخ زردش یتیمـی مـا را

طبیب! نسخۀ زخم علی فقط کفن است

به حال خویش گـذار این امام تنها را

طبیب رفت و علی چشم‌های خود را بست

بـرای مــردم دنیـا گـذاشت دنیـا را

علی به شوق ملاقات دوست وقت نماز

ز خون زخم جبین شست روی زیبا را

چه شـد امام عزیزی که آبیاری کرد

به گریۀ شب خود نخل های خرما را؟

کشیده سر به فلک نخل‌های کوفه هنوز

کــه بشنـوند صــدای اذان مــولا را

الا تمــام یتیمــان کوفــه! بشتــابید

کـه بنگریــد دم مـرگ، روی بـابـا را

هزار حیف که دنیا شبانه چون زهرا

به خـاک کـرد نهـان آفتـاب دل‌ها را

هزار خار ز هر گل به دیده‌ات "میثم!"

اگـر بـدون علـی در جنـان نهی پا را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


آسمان دل غربت کده ام بارانی است

ابری ام دیدۀ ماتم زده ام بارانی است

مثـل پروانـه پـرم در به در سـوختن اسـت

گریۀ شمع همه زیر سر سوختن است

این چه داغیست که جان همه را سوزانده

در دل قــــبر دل فاطــــمه را ســـوزانده

حسـن از هـیبت نامش جملی را انداخت

باورم نیست که یک ضربه علی را انداخت

باورم نیـست که خیبر شـکن از پا افتاد

حضـرت واژۀ برخـواستن از پا افــتاد

کم نمکدان تو را هر که نمک خورد شکست

باز با زخم سرت  کعبه ترک خورد شکست




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن-شب قدر


دلم برای سحر های کوفه تنگ شده

به یاد تو چه قَدَر، قدر من قشنگ شده

 به رستگاری تو صبحدم گواهی داد

 محاسنی که به خون سرِ تو رنگ شده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

ز هجران من دلی افسرده دارم

دل غم دیده و آزرده دارم

بیا ای تیغ امشب راحتم کن

که داغ  یار سیلی خورده دارم

×××

پرستویم که پر از دست دادم

پر و بال سفر از دست دادم

بیائید ای همه غم های عالم

که من امشب پدر از دست دادم

×××

نمی گویم دلم چون گریه می کرد

که از داغ تو گردون گریه می کرد

خودم دیدم به همراه پیمبر

کنارت فاطمه خون گریه می کرد

×××

الهی خاطرم غم ناک کردند

نهان در خاک جسمی پاک کردند

گریبان دلم را چاک دادند

دل من را به زیر خاک کردند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-ضربت خوردن

 

میان قبلۀ محراب ناله ها کردم

به هر قنوت برای همه دعا کردم

برای این که به وصل حبیبه ام برسم

به قلب سوخته هر شب خدا خدا کردم

گرفته مسجد کوفه شمیم تو زهرا

ببین چه محشری از عاشقی به پا کردم

میان گودی محراب تا زمین خوردم

عجیب یاد تو و داغ کوچه را کردم

 تو گیر کردی و نام مرا صدا کردی

ببین به صورت خونین تو را صدا کردم

عزیز من به تو گفتم که بی تو می میرم

ببین به عهد چهل ساله ام وفا کردم

دلم ز بس نگران نگاه زینب بود

دو شانه حسنین خودم رها کردم

محارمند کنون دور دخترم اما

اشاره جانب گودال کربلا کردم

تمام شاخه گلانش به نیزه چیده شود

به پیش دیده زینب گلو بریده شود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین (ع)-مظلومیت


ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد

پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد

مرد تنهاست، مرد غمگین است کمرش از فراق خم شده است

ساغر شادی اش اگر خالی ست بادۀ غم سبو سبو دارد

ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است

سر تقیسم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد

باز امروز بغض نخلستان تا به سر حد انفجار رسید

باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد

کاهگل های کوچه مرطوبند اشک دیوار را در آورده است

نالۀ خانم جوانی که هر چه دارد علی از او دارد

از دو دستش طناب بگشایید، مبریدش به مسلخ بیعت

دیگر او را کشان کشان مبرید ایّها النّاس! آبرو دارد

گر چه در بند غربت از این شیر، گرگ های مدینه می ترسند

ذوالفقارش هنوز بران است شور "حتّی تُقاتِلوا" دارد

حب مولا نتیجۀ سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد

آن صنوبر دلی که می باید پیش او سرو، سر فرود آرد

... چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد

هم چنان خار بر دو چشمش هست، همچنان تیغ در گلو دارد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

دوش بر فرق تو شمشیر فرود آمده بود

سنگ بر آینۀ اصل وجود آمده بود

شب تودیع تو از جوش ملک غوغا شد

وحی نازل شده و روح فرود آمده بود

به تمنّای حضور تو ز بام ملکوت

پیک قدسی به سلام و به درود آمده بود

آن شب از سرخی خون تو شفق رنگین شد

فجر حیرت زده با روی کبود آمده بود

جان ما بودی و بدرود جهان می گفتی

آن شب قدر که مسجد به سجود آمده بود

به امید کرمی پیک اجل این همه راه

به گدائی به در خانۀ جود آمده بود

ای گره خورده حیات دو جهان با نفَسَت

مرگ آن شب به سراغ تو چه زود آمده بود

غمت این بود که در خانۀ بی فاطمه باز

محشر تازه ای آن شب به وجود آمده بود

می شنید از گل لب های تو الله الله

شاهد غیب که از بزم شهود آمده بود

ای نماد حرم عشق و محبّت، نجفت

از تو شعر «شفق» آن جا به نمود آمده بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


سری که هر دل شب درد سر به بالین داشت

شکاف خورد و همه دردها فرو بگذاشت

میان سجده ی خونین میان سجّاده

شکاف سر به شکاف حرم تبسّم داشت

دل از اصابت خورشید بر دل محراب

دوباره خوردن مه را به کوچه ها پنداشت

اگر چه خانه نشین مدینه بود امّا

به کوفه پرچم پهلو شکسته را افراشت

قدِ خمیده ی هجده بهار کوثر بود

که مرتضی به خم ذوالفقار تکیه نداشت

چو جبرئیل پریشانه قَد قُتِل سر داد

علی سرودِ لقای خدای کعبه نگاشت

رسیدن پسر و روی لاله گون پدر

دوباره داغ دگر گوشه ی جگر انباشت

علی شهید عدالت شد و شهید نماز

نهال مهدویت را به گلشن دین کاشت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


مسجد کوفه ببین عزم سفر کرد على

با دلى خون ز تو هم قطع نظر کرد على

مسجد کوفه! مگر مسجد الاقصایى تو

که ز محراب تو تا عرش سفر کرد على

رفت آن شب که به مهمانى امّ کلثوم

دخترش را ز غمى سخت خبر کرد على

خبر از کشتن خود داد به تکبیر و فسوس

هر زمان جانب افلاک نظر کرد على

کس چو او روزه یک ساعته هرگز نگرفت

چون که افطار به هنگام سفر کرد على

گر چه جانش سفر تیر بلا بود، آخر

پیش شمشیر ستم فرق سپر کرد على

ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او

آن چه اندوخته از خون جگر کرد على

گر چه در هر نفسى بود على را معراج

غوطه در خون زد و معراج دگر کرد على




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

سلام ما به علی و نماز آخر او

به حال راز و نیاز و به دیدۀ تر او

سلام ما به علی و به عدل و ایمانش

سلام ما به رخ غرق خون و منبر او

سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد

سلام ما به رخ غرق خون اطهر او

سلام ما به پریشانی حسین و حسن

سلام ما به دل پُر ز آه دختر او

سلام ما به نفس های نفس پیغمبر

سلام ما به فروغ نگاه آخر او

سلام ما به غمی کز مدینه دارد او

سلام ما به ملاقات او و همسر او

چو خاک اوست سزای ابوذر و مقداد

فتاده است «وفائی» به خاک قنبر او




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

ناله كن اى دل به عزاى على

گریه كن اى دیده براى على

كعبه ز كف داده چو مولود خویش

گشته سیه پوش عزاى على

عمر على عمرۀ مقبوله بود

هر قدمش سعى و صفاى على

دیدۀ زمزم كه پر از اشگ شد

یاد كند، زمزمه‏هاى على

تیغ شهادت سر او را شكافت

كوفه بُوَد، كوه مناى على

عالم امكان شده پر غلغله

چون شده خاموش صداى على

نیست هم آغوش صبا بعد از این

پیك ظفر بخش لواى على

منبر و محراب كشد انتظار

تا كه زند بوسه به پاى على

ماه دگر در دل شب نشنود

صوت مناجات و دعاى على

آه كه محروم شد امشب دگر

چشم یتمیان ز لقاى على

مانده تهى سفرۀ بیچارگان

منتظر نان و غذاى على

واى امیر دو سرا كشته شد

خانۀ غم گشته، سراى على

پیش حسین و حسن و زینبین

خون چكد از فرق هماى على

خواهم اگر ملك دو عالم «حسان»

از دل و جان باش گداى على




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-ضربت خوردن

 

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

فریاد بی‌ صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفید هم‌ چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

عدلش به چشم بی ‌نگهان اشتباه بود

هم ‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد

زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون

رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

نه این كه بالا برده دست تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دو تا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود و الا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود: لا فتی الا...

كه تا حسابِ تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


آزرده طعم دورى، از یار را چشیده

روى سحر قدم زد با کسوت سپیده

روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت

از ابرها بپرسید از گفته و شنیده

مى‏رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب

چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده

تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره

بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده

برخاست از رکوع و آرام رفت سجده

اشک خداست این که روى زمین چکیده

تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح

محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده

او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر

سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده

کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد

نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت

آسمان تیره شد از بس که دل ماه گرفت 

بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت

یک نفس گفت؛ ولی آینه را آه گرفت

راه افتاد مسیحا که نفس تازه کند 

زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت

خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد

اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت

سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد

و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت

درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت

روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت

باز هم روضۀ دیوار و در و یک مادر...

باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه" گرفت 

لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد

"اشکِ بر فاطمه" را توشۀ  این راه گرفت

وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود

پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت

رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش

رفت و وقتی که تنش حالت دل خواه گرفت 

بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد

آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت

مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد

آن چنان که دل محراب  و دل ماه گرفت

آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت

خم شد و  دست به پهلوش به ناگاه گرفت

پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت

عاقبت حاجت خود را اسد الله گرفت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن، سیاسی و اجتماعی


سلمان! تو نیستی و ابوذر نمانده است

عمار نیست ،مالک اشتر نمانده است

قرآن به نیزه می رودراینجا هزار بار

جز خطبه ی دریغ به منبر نمانده است

یادت که هست شیر خدا، دست بسته بود

جز آه، سهم فاتح خیبر نمانده است!

در کوچه های هاشمی آتش هنوز هست

باور مکن که حادثه دیگر نمانده است!

دشمن خیال کرد کتاب غدیر سوخت

یا جزر و مد سوره ی کوثر نمانده است!

چاه انعکاس غربت پهناور علی ست

وقتی به کوفه، رد برادر نمانده است

دلواپس کدام یتیم است او که در

آشوب هیچ معرکه ای درنمانده است!

شور شراب های ازل با شما چه کرد؟!

دوری گذشت و چشم به ساغر نمانده است

تکفیر می کنند پیاپی امام را

ایمانشان به مصحف و دفتر نمانده است  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بحر طویل–ضربت خوردن


 شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا،

 خانه سیه‌پوش،

تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش،

نه مانده شبحی پیش دو چشمی،

نه صدایی رسد از کوچۀ خلوت زده بر گوش،

 چرا، می‌شنوم تک تک پا و،

 شبحی را نگرم می‌رسد از دور،

 یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور،

 به هر کوچه تاریک دهد نور،

گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد

 آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظوره

 چه آرام و خموش است،

دلش بحر خروش است،

ببینید که انبان پر از نان و پر از دانه خرماش به دوش است

 به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست

که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی؟!


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-ضربت خوردن

 

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


در خموشی نیمه شب فریاد داشت

زخم هایی در گلوی باد داشت

چاه ها آبستن او بوده اند

از نگاه اش آب می نوشیده اند

نیمه شب ها ناله هایش می شکفت

ناله هایش را فقط خود می شنفت

می دمید از چشم او آئینه گی

می چکید از دست هایش زندگی

سینۀ شب بود از آه اش کباب

غربت اش مهتاب را می کرد آب

هیچ کس نشناخت شب ها کیست او

در غریبی همچنان می زیست او

سال ها جز نانِ جو چیزی نخورد

کاسه شیری به لبریزی نخورد

پادشاهی بود اما در حجاب

بوسه می زد شب به پایش ماهتاب

زندگی در چشم او رنگی نداشت

ناله اش جز آه آهنگی نداشت

آنقدر با بی کسان خو می گرفت

عاقبت از آه شان بو می گرفت

دست هایش از نوازش می شکفت

حرفی از جنس یتیمان می شنفت

کودکی از او سواری می گرفت

رنگ یک روز بهاری می گرفت

پیرمردی زیر سقف آسمان

می گرفت از دست هایش سایه بان

سایه اش می داد بوی زندگی

حرف هایش عطری از شرمندگی

نان و خرما بود روی شانه اش

دخمه های شهر کنج خانه اش  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است

محراب، همچو لاله در خون نشسته است

فلک نجات و قائمۀ عرش کردگار

از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است

آزاد مرد صف شکن خیبر و اُحد

چشم از جهان و هر چه در او هست، بسته است

مولا چو شمع ز آتش بیداد آب شد

تار حیات و رشته عمرش گسسته است

"تائب" کسى که درد دل خود به چاه گفت

از قید این جهان تبه کار رسته است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع(-بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت


سحر بود و غم و درد

سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد

که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد

غریب و تک و تنها

در آن شهر، در آن وادی غم ها

دلی خسته و پر از غم و شیدا

دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا

شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا

عجب شام عجیبی ست

روان بود سوی مسجد کوفه

قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب

و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا

دلِ حضرت زینب

غریب و تک و تنها

نه دیگر رمقی مانده در آن پا

نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا

به چشمان پر از اشک و قدی تا

پُر از وصله، عبایش

پُر از پینه دو دستان عطایش

رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش

علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش

گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان

ساکت خاموش، زمین

رام، زمان

محو تماشا، همه ذرات جهان

باز در آن بذمِ اذان

ناله ی آهسته ی یک مادرِ محزونِ کمان

گفت عجب شام غریبی شده امشب

امان از دل زینب 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین (ع)-ضربت خوردن


دردی تمام بال و پرم را گرفته است

آهم فضای هر سحرم را گرفته است

عزمم به رفتن است و دلم تنگ فاطمه

گر چه کلونِ در کمرم را گرفته است

دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود

از آن زمان که همسفرم را گرفته است

از آن زمان که پهلوی او تیر می کشید

دردی تمامی جگرم را گرفته است

از من گرفت فاطمه را دشمنم، از او

در بین کوچه ها پسرم را گرفته است

تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد

از من توان مختصرم را گرفته است

دیگر صدای شکستن شنیده شد

مسجد عزای پشت درم را گرفته است

دور از نگاه دختر من بال جبرئیل

زخم عمیق فرق سرم را گرفته است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


لبخند به چهره ام نشاندی ای تیغ!

خاک غمش از دلم تکاندی ای تیغ!

با ضربت خود  به فرق سر، آه...چه زود

من را تو، به فاطمه رساندی ای تیغ!




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

بـاز شـد قـرآن، شـب احیـا ز فـرق نازنینش

زخم عتـرت را همـه دیدند در زخم جبینش

دست شیطان ناگهان از آستین گردید بیرون

کشت مردی را که بودی دست حق در آستینش

صبح دم در دامن محراب خون نقش زمین شد

آن امامی که زمین‌بوس آمدی روح‌الامینش

مـرغ آمینش بـه پرواز آمـد و با روی خونین

خوانـد در آغـوش خود ذات خداونـد مبینش

سال‌ها بود استخوان در حلق و خار غم به چشمش

آن امامی که نبودی در محبت کس قرینش

او که بر خـاک زمیـن افکند گُردان زمان را

آسمـان یکبـاره زد بـا داغ زهـرا بر زمینش

کـو پیمبـر تـا ببینـد در دل محـراب کوفه

بعد عمری خون دل آخر چه شد با جانشینش؟

دیده‌ای سوی حسن چشم دگر سوی حسینش

اشک بر رخسار و خون، جاری ز فرق نازنینش

تیغ: بران، زهر: سوزان، زخم:کاری، چهره: خونین

لحظه‌ لحظه بـود بـر لـب ذکـر رب‌العالمینش

یا علی سوزی به «میثم» ده که تا دارد حیاتی

از تـو گویـد از تـو خوانـد بـا نوای آتشینش




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

کسی که نان بیار سفرۀ فقیر می شود...

 چه زودتر همیشه از بقیه سیر می شود...!

کسی که دست شسته از تمام نام و کام ها...

 امیر سیر سفرۀ بخور نمیر می شود...

غریبه... پشت آن زنان که آرد می کنند و لعن...

 ز اشک آن غریبه آردها خمیر می شود

صدای ذق ذق اش... به هر تنور... شعله می شود...

 و پا به پای مادران بیوه پیر می شود...

برای رزق بیوگان چو چاه وقف می کند...

 به رایگان به آب آوری اجیر می شود

به اشتهای روزه اش... به وصله های موزه اش..

 یکی فقیر می شود... یکی اسیر می شود...

و هرکه به بهانه ای... مگر نماز خواند او...

 به پاش بوسه می زند... شبیه تیر می شود...

حصیر کهنه... مرد... هم غبار از زمین بلند...

 به احترام حاکمی که بر سریر می شود..


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س)-شهادت


باد در گوش نخل ها می گفت

کوفه این روزها چه بد شده است

غنچه ای در مسیر روئیدن

باورت می شود لگد شده است؟

 

نخل در گوش باد زمزمه کرد:

که رطب هام اگر چه شیرین است

آه!  اما سیاه پیرهنش

مثل داغ امام غمگین است

 

نخل با باد درد دل می کرد

که صدایی به گوششان آمد

یک نفر برخلاف باد وزید

هیس! آن کس که گفته ام آمد

 

سر فرو برد توی چاه و سپس

دردها را دوباره آه کشید

چاه در حلقه های موج و اشک

در خودش باز عکس ماه کشید

 

چاه در موج های خود می دید

ماه را دست بسته آوردند

یاس را پشت درب های جهان

زار و پهلو شکسته آوردند

 

فصل غم نامه های آن بانو

هر کسی میوۀ فدک می خورد

دیگران ارث و نان قرآن را

او ولی غصه و کتک می خورد

 

کوچه های مدینه تنگ شدند

میخ و پهلو به یکدگر خوردند

فوج فوج کبوتران بقیع

هی پریدند و هی به در خوردند  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مصیبت حضرت زهرا(س)


با آن که استقامت تو فرق می کند

این روزها حکایت تو فرق می کند

این جاست درد، دشمنت آخر غریبه نیست

بعد از رسول، غربت تو فرق می کند

دستان حیدریِ تو را صبر بسته است

با دیگران اسارت تو فرق می کند

دستی که روی فاطمه ات را نشانه رفت

فهمیده بود غیرت تو فرق می کند

سیلی به روی ام ابیها تو را شکست

آقای من! مصیبت تو فرق می کند

گفتند بعد فاطمه از پا فتاده ای

حق داشتی امانت تو فرق می کند

***

سی سال پیش! این در و دیوار شاهدند

اصلاً شب شهادت تو فرق می کند




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/21 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: ... 3 4 5 6 7 8
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic