امیر المومنین(ع)-قبل از شهادت

 

گم می شود در غربت شب های کوفه

در لابلای نخل ها، تنهای کوفه

کوه است کوه اما دگر از پا نشسته

سر می کند در چاه غم دریای کوفه

خسته شده از سُستی این قوم صد رنگ

خسته شده از شاید و امای کوفه

با نان و خرما می رود کوچه به کوچه

اما چرا نفرین؟ مگر مولای کوفه ...

جز جود و رحمت از امام ما چه دیدند؟

ای وای از نامردمان ای وای کوفه!

یارب بگیر از قدر نشناسان علی را

سر آمده صبر از ملالت های کوفه

مانند چشمانش دل عالم گرفته

آماده‌ی رفتن شده آقای کوفه

اما نگاهش بی کران بی کسی هاست

دل شوره دارد از غم فردای کوفه

روزی که می آید به شهر نانجیبان

با دست بسته، جان به لب، زهرای کوفه

روزی که خون می بارد از چشمان غیرت

از طعنه های تلخ و جان فرسای کوفه

بر روی نی سوی لب غرق به خونی

سنگ بلا می بارد از هر جای کوفه

می میرد از اندوه گوش و گوشواره

دارد خبر از بغض بی پروای کوفه

می پرسد از راه نجف طفل یتیمی

ذکر لبش: بابای من! بابای کوفه!




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/1 | 11:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

من منتظر نشسته ام اما نیامدی

تنهاترین مسافر دنیا! نیامدی

انبان به دوش هر شبه ی کوچه های شهر

دیگر چرا به دیدن ماها نیامدی

اصلاً قرار بود که بابای من شوی

این چندمین شب است که بابا نیامدی!

من روی دوش تو چه قدر تاب خورده ام!

رفتم ز شانه های تو بالا…! نیامدی

بی دست های گرم تو بد خواب می شوم

کابوس دیده ام همه شب ها نیامدی

دیدم شکسته است ستون های آسمان

مسجد، نماز صبح، خدایا!… نیامدی

رفتی به سجده، بارقه ی تیغ و… بعد از آن

محراب غرق خون شد و بالا نیامدی

کابوس بود… من به خدا باورم نشد!

حتماً دلیل داشت که این جا نیامدی

شب تا به صبح، خیره به در… منتظر شدم

چشمم به در سفید شد اما نیامدی

خاکم به سر، خدا نکند، خواب من مگر

تعبیر می شود که تو بابا نیامدی؟!

از اشک های گوشه ی چشمان مادرم

پی برده ام به حادثه ای تا نیامدی

آری درست بود… گمانم درست بود

ای وای از این مصیبت عظمی نیامدی

×××

از وبلاگ شعر شاعر




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/1 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س)-مصیبت ها

 

من که مظلوم ترین رهبر دنیا هستم

بعد سی سال پی دیدن زهرا هستم

من که مشهور به فتاحی خیبر هستم

من که در ارض و سما شهره به حیدر هستم

هر چه دیدم در و دیوار، به یادش بودم

چشمم افتاد به مسمار، به یادش بودم

من که سی سال ز هجران رخش خون خوردم

تازیانه به کف هر که، که دیدم مُردم

شعله می دیدم و با خاطره ی گیسویش

ناله کردم که چرا سوخت ز کینه رویش

من همانم که کشیدند مرا در کوچه

حرمتم را بدریدند خدا! در کوچه

من همانم که خجالت زده از زهرایم

او زمین خورد و نشد من به کنارش آیم

نرود از نظرم  ناله ی یا فضه ی او

دگر از غنچه ی نشکفته ی شش ماهه نگو

نرود از نظرم پشت سرم می آمد

تا در آن معرکه باشد سپرم می آمد

من چه گویم که چه ها بر سر او آوردند

دست او را ز من غم زده کوته کردند

حق بود شاهد من قلب حزینم چه کشید

سوی زهرای جوانم ببرم موی سفید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/31 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

ز روی زرد علی انتظار می ریزد

ز چشم مانده به راهش قرار می ریزد

دلش به فاطمه و دیده بر اجل بسته

ز چشم دیده و دل احتضار می ریزد

دوباره ضربه ی سنگین، دوباره بستر و زخم

دوباره درد، به خاک مزار می ریزد

وصیتش به حسن آخر جوان مردی ست

هنوز از لب حیدر وقار می ریزد

به جان زهرا با قاتلم مدارا کن

ز صبر توست اگر اقتدار می ریزد

ز خوب خلقی تو دشمنم شکست خورد

اگر چه از سخنش انزجار می ریزد

به اشک های پرستار خویش می گریم

که چشم ابری زینب بهار می ریزد

اگر چه غربت من می شود نصیب حسن

به غربت تو حسینم شرار می ریزد

من از مصیبت سخت تو در عجب ماندم

که روی نعش تو چندین سوار می ریزد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/31 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت

 

هر چند زخم کاری روی سرم شدی

اما علاج این دل زخمی ترم شدی

ای تیغ... حاجتم که روا شد... ولی بدان

تیری به قلب غم زدهٔ دخترم شدی

یک تن در این دیار وفای تو را نداشت

در دست دشمن آمدی و یاورم شدی

اما نه... ضربه ای که زدی رنگ کوچه داشت

آیا تو در مدینه وبال پرم شدی؟

یادت که هست... حائل در بود و با قلاف

شلاق برگ های گل پرپرم شدی

یاری قنفذ آمدی و بین کوچه ها

زخم کبود بازوی نیلوفرم شدی

***

می بینم آن زمان که به دستان حرمله

تیری سه شعبه در گلوی اصغرم شدی

می بینم آن زمان که تو در هیبت عمود

روزی خراب بر سر آب آورم شدی




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع) و زینب کبری(س)-شهادت

 

نیست مادر تا ببیند اشک های جاری ام

نیست تا این که دهد آن مهربان دلداری ام

می رود از حال و خواب از چشم هایم می رود

خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی

غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام

میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت

تا ابد شرمنده ام کرده است "مهمانداری ام"

من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ

سخت باشد در چنین وضعی امانتداری ام

بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند

نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام

بیست سال بعد هم باشد سرم را بشکنم

تا بیاید باز بوی تو ز خون جاری ام

دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم

تو بگو: آیا سزاوار چنین آزاری ام؟

خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما

آن زمانی که بیایم پا به پای قاری ام

گر اباالفضلت برم باشد خیالم راحت است

کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام

من خودم معجر رسان دختران حیدرم

کور خواهد شد نخواهد دید دشمن خواری ام




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-شهادت

 

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود

 چشمِ بیدار را نفهمیدند

مرد شب‌گریه‌های نخلستان

 مرد پیكار را نفهمیدند

**

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش

 و یتیمانْ مست آغوش‌اش

راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش

 در شب تار را نفهمیدند

**

مردمِ دل‌بریده از بعثت

 كه فقط فكر آب و نان بودند

مثل اشراف عهد دقیانوس

 قصه غار را نفهمیدند

**

با تبر باغ را درو كردند

 حالی از باغبان نپرسیدند

خم به ابروی‌شان نیاوردند

 در و دیوار را نفهمیدند

**

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام

 كوچه را خیس اشك می‌كردند

گفت مولا كه زود برگردیم

 تا غم یار را نفهمیدند

**

لات‌هایی كه عبدود بودند

 ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم كه یا علی گفتند

 «أین عمّار» را نفهمیدند

**

آخر قصه‌اش بهاری بود

 سوره انفطار جاری بود

عالمان قرائت و تفسیر

 شوق دیدار را نفهمیدند

**

كودكانی كه با خبر بودند

 از همه روزه‌دارتر بودند

بس كه لب‌تشنه سحر بودند

 وقت افطار را نفهمیدند...




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

این کوفه به ابلیس ارادت دارد

با مکر و فریب و حیله بیعت دارد 

یک روز علی و روزگاری زینب

این شهر به سر شکستن عادت دارد

×××

جای من مظلوم در این دنیا نیست

دور و بر من به جز اجل پیدا نیست

رنگ رخم از شال سرم زرد تر است

صد شکر میان خانه ام زهرا نیست 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

این چشم ها به راه تو بیدار مانده است

چشم انتظارت از دم افطار مانده است

برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر

سرهای بی نوازش بسیار مانده است

با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهر دار

مانند فاطمه تنت از کار مانده است

آن قدر زخم ضربه دشمن عمیق هست

زینب برای بستن آن زار مانده است

آرام تر نفس بکش آرام تر بگو

چندین نفس به لحظه دیدار مانده است

از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد

چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است

سی سال رفته است ولی جای آن طناب

بر روی دست و گردنت انگار مانده است

می دانی ای شکسته سر آل هاشمی

تاریخِ زنده در پی تکرار مانده است

از بغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست

باقی آن برای علمدار مانده است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/30 | 07:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

فرق شكسته بین بستر مانده بابا

 در بین بستر یاد كوثر مانده بابا

 در فكر رو در رویی با زهراست اینك

 چشم انتظارِ روی دلبر مانده بابا

 بگذار با هم غصه اش را باز خوانیم

 گویا كه یاس اش پشت آن در مانده بابا

 اما چرا در لحظه های آخرینش

 ذكر حسین دارد وَ مضطر مانده بابا

 ما بین حرف هایش مدام از هوش می رفت

 با گریه گفتم حرف دیگر مانده بابا؟

 گفتا كه عباس و حسینم را صدا كن

 كرببلا – حرف برادر مانده بابا

 ***

 روزی رسید كه دختری فریاد می زد

 روی زمین ای وای بی سر مانده بابا...




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

در شهر كوفه غصه ی مرد غریب را

 مرهم نهاده تیغ دل بی شكیب را

مردم دوای درد علی دست فاطمه است

 از پیشِ بسترش ببرید این طبیب را

 بشكسته پر، دیدن بشكسته پر رود

 این گونه بهتر است ببیند حبیب را

 میخ در و گذر و مادر و پسر

 اذكار روضه اند دل بی شكیب را

 انا الیه راجعون علی می رسد به گوش

 دیگر نیاز نیست ناله ی امن یجیب را

 خیلی سفارش ایتام را نمود

 حتی شفارش آن نانجیب را

 این روز آخری همه ی خانه را گرفت

 ذكر حسین حسینِ ویُ و بوی سیب را

 وقتی حسین را به ابوفاضل اش سپرد

 ماندم كه چیست حكمت كار عجیب را؟

 در علقمه كه علمدارمان فتاد

 برنی زدند حضرت شیب الخضیب را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

دور شمع پیکرت، گردیده ام خاکسترت

ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت

از نفس های بلندت میل رفتن می چکد

حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت

تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را

مهلتی تا که ببندم دستمالی بر سرت

حیف شد، از آن همه دلواپسی کودکان

کاسه های شیر مانده روی دست دخترت

کاش می مردم نمیدیدم به خاک افتاده است

هیبت طوفانی دُلدل سوار خیبرت

خلوت شب های سوت و کور نخلستان شکست

با صدای وا علی و وای حیدر حیدرت

شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را

دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت

با شمایی که امیر کوفه اید این گونه کرد

الامان از کاروان دختر بی معجرت

می روی اما برای صد هزاران سال بعد

میل احسان می نماید غیرت انگشترت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت

(گفتگوی ذوالفقار با امیرالمومنین(ع))

 

دل گرمی ام از دست های توست، دل گرمی ات از دست های من

دیگر زبان سرخ من بسته است، حرفی بزن ای مقتدای من!

آری زیادی بودم از اول، این را خودم هم خوب می دانم

وقتی تو عدل کاملی ، دیگر جایی نمی ماند برای من

هرچند من تندیسی از خشمم -تاریخی از سرکش ترین سرها-

شاعر شدم مثل تو می بینی؟ زیبا شده حال و هوای من

یادت می آید؟ روزهای جنگ...ما دستمان در دست یکدیگر...

من زخم می خوردم به جای تو... تو زخم می خوردی به جای من...

تقویم ها یاد غدیرت را از ذهن دنیا پاک می کردند

ای وای بر من...وای بر من...وای...بیرون نمی آمد صدای من

یک روز ما هم رزم هم بودیم امروز ما همدرد هم هستیم

فرق دوتای تو سخن دارد از حکمت فرق دوتای من!

تو رستگار لحظه هایی سرخ...من سوگوار لحظه هایی که

دل گرمی ام از دست هایت بود  دل گرمی ات از دست های من




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 12:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

تسبیح زخم های تو تصویر می شود

تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود

اندوه کعبه بود، ترک خورد از غمت

دارد به شکل قلب تو تصویر می شود

آیینه در برابر منشور گریه هات

در غربت نگاه تو تکثیر می شود

از سیر تا پیاز غمت سیر گریه کرد

آن دختری که از همه کس سیر می شود

آن قدر خون گریست که افتاد بر زبان

دارد به پای غصهٔ تو پیر می شود

دنیا بدون فاطمه یک جور دیگری ست

خیلی برات سرد و نفس گیر می شود

تا دست های حیدریت بسته می شوند

روباه هم به یک دو نفس شیر می شود

این سفره های نان و نمک بعد رفتنت

لبریز شیر و گندم و تزویر می شود

یعنی علی نماز نمی خواند؟.....وای من

روح اذان به مأذنه تکفیر می شود

شب های قدر وقت نزول کبود تو

فزت و رب....به خون تو تفسیر می شود

این قلب های سنگیمان خیبری شدند

تنها به دست مهر تو تسخیر می شود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت

 

قتل علی ست خاک مصیبت به سر کنید 

هم چون یتیم گریه برای پدر کنید 

ای نخل‌‌های کوفه ببارید خون دل

شب را به یاد غربت مولا سحر کنید

ای خاندان وحی خدا صبرتان دهد

امشب به جای خالی مولا نظر کنید

اکنون که زخم فرق علی را طبیب بست

بر زخم سر نه، گریه به زخم جگر کنید

هر چند اشک مرهم زخم سر علی ست 

خواهد که یاد فاطمه‌اش بیشتر کنید

آید صدای نالۀ «العفوِ» او به گوش

شب کز کنار نخلۀ خرما گذر کنید

ای اهل کوفه هر چه علی از شما کشید

جبران آن به عترت خیرالبشر کنید

فردا اگر رسد ز در و بام، سنگشان

خود را برای یاری زینب سپر کنید

فردا بر اهل‌بیت تصدّق نیاورید

شرم و حیا ز عترت پیغامبر کنید

خوانید شعر «میثم» و ریزید خون ز چشم

جان را میان آتش دل شعله‌ور کنید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت

 

آئینه ای و سهم دلت آه می شود

وقتی که هم نوای غمت چاه می شود

غرق عزای فاطمه هستی هنوز که

این قدر ناله های تو جان کاه می شود

در چشم هات طاقت ماندن نمانده است

شب رفتنی شده ست و سحرگاه می شود

خون سرت دهد به زمین باز آبرو

وقت ظهور سرّ فدیناه می شود

تو می روی و دست یتیمان تو چه زود

از آستان لطف تو کوتاه می شود

امروز اگر که فرق شما را شکسته اند

در کربلا چه با سر آن ماه می شود

در ازدحام نیزه و شمشیرها سرش

آماده‌ی سلوک الی الله می شود

از اشک خیز علقمه تا شامِ هلهله

با بی کسی قافله همراه می شود




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 11:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)،حضرت عباس(س)- شهادت

 

 هر یتیمی نشسته چشم به راه

دختری غرق گریه و آه است

پدرم رفتنی است واویلا

چه قدر این فِراق جان كاه است

 

پدرم روی بستر افتاده

 بستری با تمام خاطره ها

بستری كه به روی آن مادر

رفت و راحت شد از غم دنیا

 

بعدِ مادر هنوز بابا بود

 تا انیس عزای ما باشد

ولی این بار غصّه كامل شد

 و كسی نیست آشنا باشد

 

حالِ بابا رسیده جایی كه

شیر هم فایده ندارد، وای

با غمِ دیگری از آلِ رسول

آسمان باز هم ببارد، وای  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

نشان آمدنت، روی کعبه حک شده بود

و صبر کعبه که لبریز از ترک شده بود

دوباره کعبه ترک خورد؟! یا سر تو شکافت؟!

از این پدیده ، زمان هم دچار شک شده بود

شکاف کعبه ، فدای سرت ، چه سرّی داشت؟!

نشان مرگ و تولد، که مشترک شده بود !

در شکسته، لـگـد، گـریـه های در کـوچـه،

غمی بــــــزرگ،به اندازه ی فـــــدک شده بود !




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) - شهادت

 

درد ها حبس شده در چشمت

نفس سوخته ات پر آه است

این همه مرد كنارت اما

همنشین تو فقط یك چاه است

 

دست تو سایه یك شهر ولی

سفره ات نانِ جو و گندم بود

وسعت دست كریمت تا عرش

جیب تو جیب همه مردم بود

 

یكی یك دانه حق بودی و

آسمان غیر تو دلدار نداشت

در زمین حیف ولی انگاری

حرف های تو خریدار نداشت

 

بعد سی سال از آن روز تلخ

به در و كوچه هنوز حسّاسی

روضه ات فرق سر منشق نیست

كشتهٔ صورت سرخ یاسی

 

ناگهان فزت و رب الكعبه

بر لب سجدهٔ سرخت گل كرد

بعد طوفان شد و محراب افتاد

خون پیشانیتان غل غل كرد




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

خدا در آینه انداخت عكس روی تو را

 و خواست من بكشم مستی سبوی تو را

 تلاش من همه ترسیم صورتی ز تو بود

 ولی نشد بكشم حلقه های موی تو را

 هنوز غصهٔ آن چاه در گلویم بود

 كه تازه پیرهن من گرفت بوی تو را

 و كاشكی شب آخر در آسمان بودم

 و می شنیدم از آن دور گفتگوی تو را

 تمام بچه یتیمان این حوالی ها

 زمن سراغ گرفتند راه كوی تو را

 دوباره پرسه بزن سفره های خالی را

كه سایه ها به كمینند جستجوی تو را

 و بعد رفتن تو كی جواب خواهد داد

سؤال های پر از اشك رو به سوی تو را

 بـگو و اشهـد و ان لا اله الا الله

 كـه بشنـوم فـقـط ایـن بـار وحـدهوی تـو را

 نه استخوان شكسته، نه ریسمان گسسته

 كه باز هم بفشارد تو را، گلوی تو را

 همیشه شیر خدا، ذو الفقار را بردار

كه مصلحت به غلاف است های و هوی تورا

 بكُش مرا كه نباشم خدای ناكرده

كم و زیاد كنم روزی آبروی تو را

 به خون ابن ملجم نامرد تشنه ام امشب

 مگر كه گیر نیارم فقط عدوی تو را

 نگو كه وعده امسال ما شب قدر است

 چه قدر من بکشم باز آرزوی تو را




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) - شهادت

 

خاك محراب شده سرخ ز خون سر تو

لاله گون گشت به محراب دعا بستر تو

مصحف غربت تو باز شد از زخم سرت

كه فرود آمده شمشیر به  زخم سر تو

تا كه فریاد زدی فزت و رب الكعبه

مژده ارجعی آمد به تو از داور تو

لرزه افتاد به اركان هدایت ز غمت

سوخت جان همه از غربت غم پرور تو

مسجد و منبر و محراب عزادار شدند

تا كه دیدند به خون شسته شده پیكر تو

كه به فریاد دل زینب كبری برسد

گر كه بر زخم تو افتد نگه دختر تو

ای شهید شرف و عدل، خدا می داند

كه پُر از ناله و افغان شده دور و برتو

عطر توحید پراكند به گلزار جهان

نفس اول تو تا نفس آخر تو

باز در خانه بی فاطمه غوغا بشود

گر كه بسته بشود دیده روشنگر تو

سر سجاده اشك است «وفائی» و سرود

كاش می شد كه شوم خاك ره قنبر تو




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شهادت


سحر است و سحر عمر علی پایان است

این سحر مژدهٔ پایان شب هجران است

این سحرگاه سحرگاه وصال یار است

تا سحر دیده حق بین علی بیدار است

تا سحر زیر لبش زمزمه دارد مولا

زیر لب ناله یا فاطمه دارد مولا

ای سفرکرده ببین همسفرت می آید

یار و همسنگر خونین جگرت می آید

خون دل خوردن و صبر است پس از تو کارم

فاطمه جان هوس روی پیمبر دارم

بی فروغ رخ تو لیل و نهارم تار است

قاتل همسر تو میخ و در و دیوار است

یاد داری که چه سان دست علی را بستند

پیش چشمان ترم پهلوی تو بشکستند

تو الف بودی از جور و ستم دال شدی

بهر یاری من از کینه تو پامال شدی

کاش آن جا وسط کوچه علی جان می داد

یا خدا عمر مرا بعد تو پایان  می داد

گویی ایام فراغ من و تو سر گشته

وقت دیدار تو و همسرت حیدر گشته




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

به زخم فرق تو نازد خدای داد گرت

كه گشت آب وضوی نماز خون سرت

نشست تیغ به فرق سرت چهار انگشت

درست وقت دعا جای سجده شد سپرت

ستارگان همه تا صبح گریه می كردند

به لحظه های مناجات و گریه سحرت

به فرق پاك تو یك زخم را همه دیدند

چه زخم ها كه ندیدند و بود بر جگرت

چه سال ها كه عزادار همسرت بودی

به دیده اشك عزا بود و بر جگر شررت

ز دشمنان چه بگویم كه با تو چون كردند

شكست روز و شب از جهل دوستان كمرت

خبر نداشت كسی از غم دلت، یك عمر

سكوت كردی و می سوخت پای تا به سرت

تو آن همای همیشه بلند پروازی

كه با شهادت زهرا شكست بال و پرت

ستاده اند ملایك به پیشواز، ولی

نشسته اند یتیمان كوفه منتظرت

ز هوش رفتی و افتادی و همه دیدند

كه شسته شد سرت از اشك دیدهٔ پسرت

تمام عمر ز وصف تو دم زند "میثم"

به این امید كه فردا نیفتد از نظرت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و زینب کبری(س)-شهادت

 

باز امشب منادی کوفه، از امامی غریب می خواند

گوشه ی خانه دختری تنها، دارد اَمن یجیب می خواند

مثل این که دوباره مثل قدیم، چشم اَز خون دل تری دارد

این پرستار نازنین گویا، باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را، سر سجاده بر سرش کرده

بین سر درد امشب بابا، یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه، چشمه در چشمه، متعجب زبان گرفته! پدر

خار درچشم، اُستخوان به گلو، در گلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم و درد و وَرم نمی آید

چه کنم من شکاف زخم سرت، هر چه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری و حالا، علت درد پیکرم شده ای

ماه «اَبرو شکسته» باباجان، چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم، جامهٔ تازه تنت بابا

مو به مو هم به مادرم رفته، نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه، آن که خرما به دوش می بردی

زود در شهر کوفه می پیچد، که شما باز هم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا، خواب دیدم وَ گریه ها کردم

اَز همان بُغچه ای که مادر داد، کَفنی باز دست و پا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم، مثل این که مسافری این بار

گر شما می روی برو اما، بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی، روزگاری بزرگ می گردند

می نویسند نامه اَما بعد، بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز، همه افراد خیزران کارند

یا که آهنگری شده آن جا، تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس، دردهای بدون اندازه

وای اَز آن سوارکاران و، نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم، آتش و دود و چادر و دامان

وای اَز کوچه ی یهودی ها، سنگ باران قاری قرآن...




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

به نسخه نیست نیازی طبیب را ببرید

برای مرگ علی دست بر دعا ببرید

نیاز نیست مداوا کنید زخم مرا

بر آن مریض خرابه نشین دوا ببرید

اگر بناست تسلی دهید بر دل من

برای قاتل سنگین دلم غذا ببرید

دلم برای یتیمان کوفه تنگ شده

کمک کنید مرا در خرابه ها ببرید

جنازه ی من مظلوم را چو مادرتان

شبانه، مخفی و آرام و بی صدا ببرید

سلام گرم مرا در خرابه ها دل شب

بر آن یتیم که خوابیده بی غذا ببرید

به ملک خویش ز بیگانگان غریب ترم

مرا به دیدن یاران آشنا ببرید

سلام من به شما ای فرشتگان خدا

به نزد فاطمه با خود مرا شما ببرید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت

 

حالا که نیست مادر من هست دخترت

حتی حسین هم به فدای تو و سرت

از مسجد مدینه که خیری ندیده ای

یادت که هست کوچه و پهلوی یاورت

دل شوره ام شبیه هراس مدینه است

رنگ کبود پر شده در دیده ی ترت

آیا زمان رفتن تو سوی مادر است؟

خیلی به یاد فاطمه ای روز آخرت

من قصد کرده ام که اگر رفتنی شدی

گیسوی خویش پهن کنم در برابرت

چه ضربه ای زدند که ای کاش می زدند

آن ضربه را به جای تو بر فرق دخترت

چه ضربه ای زدند که ابرو شکاف خورد

چه ضربه ای زدند که افتاد پیکرت

خون از بدن کنار زدن عادت من است

آن روز خون سینه و حالا سحر سرت




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین (ع)-شهادت

 

 چون مـــــاه که در چـــاه  به پایان نرسیده

در ســـینۀ او آه  بــــــه پـــایـــان نرسیده

هرچند که در پنجــــــــــره منشق شده اما

زیبـــــایی این مــــــــاه بــه پایان نرسیده

تا خواند بزرگ است خدا تیغ به پا خاست

والله که الله... بـــــه پـــــایـــــان نرسیده

تا تیغ به پـا خاست یکی گفت که  فزت...

این آیـــۀ کوتـــــــاه بــه  پــایـان نرسیده

این سجده پر از لذت وصل است درنگی!

چــــــــون لحظۀ دلخواه به پایان نرسیده

سر در قــــــدم دوست اگــر رفت بدانید !

بعد از ســـر او راه بـــه پـایـان نرسـیده




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) - شهادت

 

پلک های نیمه بازش، آیه های درد بود

آخرین ساعات عمر حیدرِ شب گرد بود

چادر خاکی زهرا، بالش زیر سرش

عکس دربی سوخته در قاب چشمان ترش

زخم فرقش، ترجمان عمق زخم سینه بود

کوفه هم مثل مدینه دشمن آئینه بود

آتش آه حزینش بر جگر افتاده است

این دم آخر، به یاد میخ در افتاده است

در نگاه زینبِ دل خسته زخمش آشناست

زخم فرقش، شکل زخم پهلوی خیرالنساست

زخم های کهنه بر رفتن مجابش کرده اند

نا امیدانه طبیبان هم جوابش کرده اند

معنی "فزت و رب الکعبه"ی او روشن است

حیدر مظلوم، سی سال است فکر رفتن است

کوفه شب ها آشنا با اشک فانوسش شده

ماجرای کوچه سی سال است کابوسش شده

غصه ی آن کوچه سی سال است پیرش کرده است

کم محلی های مردم گوشه گیرش کرده است

اضطراب زینب او را برده در هول و ولا

زیر لب با گریه می گوید که وای از کربلا

گریه های مرتضی دنیای رمز و راز بود

معجر زینب برایش روضه های باز بود

دانه های اشک او می گفت با صد شور و شین

کربلا، عباس من! جان تو و جان حسین




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-شهادت

 

بس‌که خون گشت ز نامردی مردم جگرش

بود زخم جگرش سخت‌تر از زخم سرش

اوست مظلوم که تا لحظۀ جان دادن بود

استخوان در گلو و خار به چشمان ترش

نخل‌ها اشک فشاندند به اشک شب او

چاه‌ها ناله کشیدند به آه سحرش

از شبی که گُل نیلوفری‌اش خفت به گِل

نه مدینه، همه جا بود سیه در نظرش

خود شهید و پدر هشت شهید است علی

عجبا یک پدر و این همه داغ پسرش

گاه، چون شمع برای بشریت شد آب

گاه، پروانه‌صفت سوخته شد بال و پرش

اوست مظلوم‌ترین رهبر و می‌باید خواند

از حسین و حسن و فاطمه مظلوم‌ترش

به خداوند قسم، سخت‌تر از زخم جبین

داغ زهراست که تا حشر بود بر جگرش

عمر بی‌فاطمه جان دادن او بود که بود

فاطمه هم سپهش هم زرهش هم سپرش

نخل «میثم» همه دم سبز که تا سبزه بود

رویـد از اشـک علـی بر همه خرمای تَرش




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س)-شهادت

 

با تو ای فاطمه جان وقت ملاقات من است

رویت ای یار علی قبله ی حاجات من است

بر لب خونی من زمزمه ی یا زهراست

نامت آرام دل و رمز فتوحات من است

وقت تنهایی من یاور و یارم بودی

بر تو ای دخت نبی فخر و مباهات من است

استخوان از گلویم، خار ز چشمم بردار

گه نگاه و سخنت اوج مناجات من است

عاقبت شان نزول من و تو شد تاویل

سیلی، آیات تو، زخم سر، آیات من است

تو و آن سینه ی مجروح، من و فرق دو تا

آن مدال تو، این طرح موالات من است

من و این چهره ی خونین تو آن روی کبود

یعنی ای یاس علی روی تو مرآت من است

سر و پهلوی شکسته دل و این دیده ی خون

آن علامات تو این هم علامات من است

سجده گاه من و تو، هر دو به خون آغشتند

چه شبیه همه حالات تو حالات من است

تو به دیوار و در افتادی و من در محراب

این هم امضای قبولی عبادات من است

گر به فریاد علی عشق تو صد جا برسد

برزخی نیست در این جا که خرابات من است




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: ... 4 5 6 7 8
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات