حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حمله کردند سمت خانه ی وحی

غاصبانی که خیره سر بودند

تک و تنهاست پشت در مادر

ولی آن سو «چهل نفر» بودند

 

نا  نجیبی به شعله دامن زد

سَخت سرگرمِ هَتکِ حُرمَت شد

بی حیا با لَگَد به دَر می زد

میخِ دَر سُرخ از خجالت شد

 

روضه را باز تر نباید خواند

 «دست بسته ست» حیدر کرار

تلخیِ خاطراتِ آتش را

هر "نفس" تازه می کند مسمار

 

تاوَلِ دست های او می سوخت

دردِ پهلو زیاد تر شده بود

 زینب از حال رفت…وقتی دید

مادرش دست بَر کَمر شده بود

 

شانه می زد به موی سوخته اش

ولی انگار نا امید شده

باورش هم نمی‌شود زینب

گیسوی مادرش "سفید" شده

 

بازویش باز هم وَرَم کرده

مرهم درد پهلوی او چیست!؟

 حرف های علی نشان می داد

دلخور از «رو گرفتن» او نیست

 

 تار می دید خانه را می گفت:

 نکند! باز! آتش آوردند!؟

 اشک می ریخت در غم محسن

آخر آن ها چقدر نامردند..




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 07:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شب شهادت-هجوم به بیت ولایت


دم میدم موقع سینه زنیه

روضه ی فاطمه ناگفتنیه

بچه ها بلند بلند گریه کنید

به خدا مادرمون رفتنیه

 

مرد میدونیم ولی گریه کنیم

همه بی معطلی گریه کنیم

بیشتر از فاطمه این روزا باید

به حال و روز علی گریه کنیم

 

مردم مدینه اکثرا بدن

دست رد به سینه ی علی زدن

بسکه بُردن علی دیدنی بود

خیلیا برا تماشا اومدن

 

من خودم فدای اشک چشماتون

خدا پشت و پناه مادراتون

بچه سیدا منو حلال کنین

روضه ناموسی میخونم براتون

 

اومدن به هر دلیلی بزنن

گل یاسو رنگ نیلی بزنن

فکرشو بکن چهل تا بی حیا

توو کوچه زنت رو سیلی بزنن

 

تو برو بیا میزد فاطمه رو

خیلی بی هوا میزد فاطمه رو

علی حق داره بمیره به خدا

یه غلام سیاه میزد فاطمه رو

 

خیلی بی عاطفه هستن به خدا

راهشو توو کوچه بستن به خدا

توی لفافه میگم غیرتیا

بار شیشه شو شکستن به خدا




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شب شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آیا "در" و "دیوار" …حقیقت دارد؟

برخورد "گل" و "خار"…حقیقت دارد؟

ای صاحب عزای فاطمیه …آیا

این روضه "مسمار"…حقیقت دارد؟




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت- زبانحال امیرالمومنین(ع)


میخ داغ و سینه زهرای من ای وای من

سیلی و انسیه الحورای من ای وای من

 

خانه و کاشانه و  شمع و گل و پروانه نه

سوخت در آتش همه دنیای من ای وای من

 

آیه های کوثرم افتاده زیر دست و پا

لرزه افتاده به دست و پای من ای وای من

 

ابر سیلی هر دو روی روی یارم را گرفت

تار شد خورشید مه‌سیمای من ای وای من

 

در شکست و پشت در این غصه پشتم را شکست

خورد با صورت زمین طوبای(زهرای) من ای وای من

 

کشتن یک زن ، چهل نامرد میخواهد مگر؟!

داد از بی رحمی اعدای من ای وای من

 

کینه از من داشتند و همسرم را میزدند

فاطمه افتاد از پا ، پای من ای وای من

 

بشکند دست مغیره دست یارم را شکست

پیش چشم زینب کبرای من ای وای من

 

میکشد این غم مرا آخر که شد کاشانه ام

قتلگاه همسر تنهای من ای وای من

 

فاطمه با دیدن تابوت وقتی خنده زد

رفت دیگر خنده از لبهای من ای وای من

 

بعد زهرا این من و این میخ و این دیوار و در

وای من ای وای من ای وای من ای وای من




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


شبیه ربنایی که دم افطار می پیچد

صدای فاطمه در کوچه و بازار می پیچد

 

مگر زهرا نبود انگیزه ی ایجاد این عالم

چرا دور سر او گنبد دوار می پیچد

 

چه غوغایی به راه افتاده از زهرا در این خانه

صدایی که به در خورده است، از دیوار می پیچد

 

سرش خورده به دیوار و کمی با مکث می افتد

کنار استخوان پهلویش مسمار می پیچد

 

برای محسنش کاری نمی شد کرد اما او

به سمت مرتضی با حالتی غمبار می پیچد

 

علی رفته، در افتاده، زبانه می کشد آتش

وجود مادرم در شعله ها انگار می پیچد

 

همین آتش زبانه می کشد تا خیمه ی اطفال

صدای نازدانه دختری این بار می پیچد

 

تنم، پیراهنم آتش گرفت ای عمه کاری کن

زمین که می خورم، موهام لای خار می پیچد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هیچ شوقی جز پریدن در سر مشتاق ها نیست

هیچ صدقی جز صداقت در دل مصداق ها نیست

 

« لَن تَنالُوا الْبِرَّ حتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون »

همچو زهرا هیچکس مصداق این انفاق ها نیست

 

مادری در حد اعلا، همسری از جان گذشته

در میان خلق، والاتر از این اخلاق ها نیست

 

حق خود را خواست تا یاری کند دین خدا را

گرنه او محتاج یک خرما هم از این باغ ها نیست

 

باغبان از حال گل بهتر خبر دارد همیشه

ساقه ی گل را توان خوردن شلاق ها نیست

 

غنچه را با مادرش کشتند، بین دود و آتش

هیچ داغی در جهان بالاتر از این داغ ها نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت محسن بن علی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


نام علی را هر نفس تکرار می کرد

افلاک را از نور خود سرشار می کرد

 

بر عهده رزق عالم لاهوت را داشت

روح الامین در منزل او کار می کرد

 

هر روز مانند نبی معراج می رفت

تا خویش را در آینه  دیدار می کرد

 

آیینه بود و در تجلی کمالش

نور حسین خویش را اظهار می کرد

 

درگاه قدس از مقدم او نور می خواست

پس به غبار راه او اصرار می کرد

 

درکش برای خاطر خورشید سخت است

آتش چرا با چادرش پیکار می کرد

 

بی اذن آتش در رواق خانه آمد

ترغیب بی شرمانه ی مسمار می کرد

 

تا میخ در راه دگر را پیش گیرد

از او تمنا حیدر کرار می کرد

 

دستار زهرا در تب او سخت می سوخت

خیلی گلایه از در ودیوار می کرد

 

ای کاش قدری تازیانه نرم خو بود

با دست زهرا مهربان رفتار می کرد

 

با چارچوب در غمش را قاب کردند

رنگ کبودی، جلوه اش را تار می کرد

 

باغ فدک گلزار گلهای بنفشه است

یاد از رخ نیلی او بسیار می کرد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


وقتی خدا دو لوح و قلم را درست کرد

نوری میان عرش معلی درست کرد

با نور فاطمه به جهان جان دمید و بعد

مارا گدای "اُم اَبیها" درست کرد

ما را شبیه خلقت بی انتهای خود

از خاک پای حضرت زهرا درست کرد

از اشک های مادر ما آب آفرید

با گریه های فاطمه دریا درست کرد

از تار و پود چادر مادر نخی گرفت

حَبلُ المَتین برای گداها درست کرد

اصلاً دلیل خلقت دنیاست ، فاطمه

نور خدا و زهره ی زهراست ، فاطمه

 

بانوی آب و آینه ، بانوی آفتاب

ای قطره های اشکِ نمازِ شبت گلاب

لبخند میزنی و نبی فکر میکند

این خنده ی خداست نشسته میان قاب

هم کوثر خدایی و هم بَضعَةُ الرَّسول

هم ذوالفقار و ذکر قیام ابوتراب

رزق تمام عالم از این خانه می رسد

حاجات اهل عالم از این خانه مستجاب

من هر نفس که بی تو کشیدم گناه بود

هر لحظه که به یاد تو بودم شده ثواب

ای چادر تو ، سایه ی روی سر همه

یا فاطمه ، فقط تو شدی مادر همه

 

حق را کنار سفره ی مولا شناختیم

از وصله های چادر زهرا شناختیم

با قطره های اشک به کوثر رسیده ایم

مادر تورا شبیه به دریا شناختیم

در روضه ی تو ، "مَنْ عَرَفَ نَفْسَه" دیده ایم

خود را شناختیم ، تورا تا شناختیم

ما بنده ی "فَقَدْ عَرَفَ رَبَه" نیستیم

با مهرِ مادریِ تو اما شناختیم

زهرا چقدر زحمت مارا کشیده است

تا اینکه بین روضه خدا را شناختیم

مارا نوشته اند مسلمان فاطمه

ایمان ماست ، بسته به ایمان فاطمه

 

حق را علم علیست ، علمدار فاطمه ست

بانوی استقامت و ایثار فاطمه ست

در خانه ای که واژه ی برخواستن علیست

ذکر قیام حیدر کرار فاطمه ست

تسبیح فاطمه صد و ده بار یا علی ست

تسبیح مرتضی صد و ده بار فاطمه ست

اصلاً علی ست فاطمه و فاطمه علی ست

در پشت در علی ست ، نه! انگار فاطمه است

آن بانوی رشیده که از حال می رود

در سجده هاش ، با تن تب دار فاطمه ست

مقتل نوشته بود تورا بی هوا زدند

مقتل بگو که مادر ما را چرا زدند؟

 

آتش به روی قامت در بود و یک نفر

آری هجوم چند نفر بود و یك نفر

قرآن به روی نیزه که نه ، زیر دست و پاست

کوچه پر از اراذلِ شر بود و یک نفر

سینه سپر نموده فدای ولی شود

این هجمه ها به سمت سپر بود و یک نفر

فرصت نکرده است علی را صدا کند

موج بلا و اوج خطر بود و یک نفر

زهرا نشسته بود به دامان خویشتن

فضه گواه داغ پسر بود و یک نفر

پروانه سوخت و وسط شعله ها نشست

آیینه ی تمام نمای خدا شکست




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


نام تو را آیینه حَورا میگذارد

یعنی که گل بر صورتت جا میگذارد

 

ثابت شده حتی نسیم صبحگاهی

تاثیر بر گلبرگ طوبی میگذارد

 

یا فاطرُ یا فاطمه یعنی که سجده

بر نام تو اسما حسنی میگذارد

 

ای آنکه بعد نام پاکت هر امامی

ذکر "سلام الله علیها" میگذارد

 

افتاده ای روی زمین، ای آنکه هر روز

سر بر قدومت عرش اعلی میگذارد

 

ای آیه ی تطهیر، شرحش سخت باشد

نامحرمی بر چادرت پا میگذارد

 

یک سایه نامحترم در زیر چشمت

داغ تو را بر قلب دنیا میگذارد

 

ذکر نفس های تو هر دم "یا علی" بود

این بار را مسمار آیا میگذارد

 

افتاد بار شیشه ات در خانه، اما

بر شانه ی ما بار غم را میگذارد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


یاس حساس است از گل های دیگر بیشتر

پس همیشه می شود در باد پرپر بیشتر

 

هر چه هیزم پشت در می سوخت با بادی شدید

کوچه از بوی گلی می شد معطر بیشتر

 

در سقیفه بود یا نه حتم دارم بعد از آن

داده شد در کوچه ها مزد پیمبر بیشتر

 

میخ و آتش هر دو بر در بود، پس با این حساب

هر چه از دیوار بد دیدیم از در بیشتر

 

با سه آیه خوب تا کردند تا ثابت کنند

حکمتی دارد نشد آیات کوثر بیشتر

 

کاش می دانست آن بادی که در کوچه وزید

یاس حساس است از گل های دیگر بیشتر




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کوه غمی بی حساب روی سر افتاده بود

خانه ی وحی خدا،در شرر افتاده بود

 

دومی بی حیا لگد به در می زدو

مرغ زمین خورده بی  بال و پر افتاده بود

 

به سینه ی همسرم رفت فرو میخ در

فاطمه در موج خون،غوطه ور افتاده بود

 

بس که در خانه را فشار داده،شکست

امید من یار من زیر در افتاده بود

 

با که بگویم همه از روی در رد شدن

جان عیال علی در خطر افتاده بود

 

پشت در سوخته شد سپر من ولی

خود وسط کوچه ها بی سپر افتاده بود

 

مگر به کوچه زن حامله را می زنند

آه که از نخل دین،برگ و بر افتاده بود

 

برگ و بر این درخت محسن ششماهه بود

که له شده روی خاک،از شجر افتاده بود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم-هجوم به بیت ولایت


دانی ز چه رو سرشک، مأنوس علی است؟

یا آه چرا به سینه، محبوس علی است؟

یک مرد نبود تا بگوید: نامرد!

این زن که تو می‌زنیش ناموس علی است




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خواست خاموش کُنَد دور و بَرَش را که نشد

پشتِ در جمع کُنَد بال و پَرَش را که نشد

 

در آتش زده شد ضربدرِ ضربه‌ی پا

خواست تا دفع کُنَد ضربِ دَرَش را که نشد

 

تاکه در خورد به او دادِ علی در آمد

هرچه او کرد نفهمد اثرش را که نشد

 

آتش ، جمعیت ، داد ، در ، دود ، علی

خواست از اینهمه گیرد خبرش را که نشد

 

خم شده تا نرسد بر پسرش زخمی تیز

تا به گهواره ببیند پسرش را که نشد

***

تاکه فهمید کشیدند علی را بُردند

رفت با دست بگیرد کمرش را که نشد

 

تا به مسجد برسد آنقدری راه نبود

رفت... بستند مسیرِ گذرش را که نشد

 

قنفذ آمد نگذارد برسد تا مسجد

تا مغیره شکند بال و پَرَش را - که نشد

 

گرچه او رد شد و تا خانه علی را آورد...

خواست پنهان بکند زخمّ سرش را که نشد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-دودمه


تا تو سر بالا بگیری با سر اُفتادم زمین

یا امیرالمؤمنین

 

یک تنه هستم سپاهت تا وداع آخرین

یا امیرالمؤمنین




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه تاریک شد و بر در خانه شرر است

جلوی یک زن مظلومه هزاران نفر است!

 

کاش لولای در از سمت دگر باز شود!

در اگر باز به داخل بشود دردسر است..

 

 

اتش! از در نرو بالا!دم در فاطمه است...

حرمتش را تو نگه دار!ببین خون جگر است..

 

دخت پیغمبرتان است!مراعات کنید

میزند فاطمه را هرکه در این دورو بر است..

 

آه مسمار حیا کن!سوی پهلوش مرو!

صبر کن صبر !علی چشم براه پسر است

 

فضه چادر برسان فاطمه افتاد زمین

کمکش کن!همه هستی من در خطر است

 

قنفذ اینقدر نخند!این که زدی یک زن بود

تو نگفتی بخودت سوخته و بی سپر  است؟!

 

باز برخواسته و پشت علی می آید

هرچه او را بزنی پای علی بی اثر است




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-کوچه بنی هاشم


گیر كرد و به خانه راه نداشت

وسط كوچه ها پناه نداشت

 

او سر جنگ با مدینه نداشت

بین نامحرمان پناه نداشت

 

بر روی خاك بی صدا افتاد

مادر ما مجال آه نداشت

 

غیر دیوار كوچه ها آن روز

فاطمه هیچ تكیه گاه نداشت

 

به چه جرمی ؟ چرا كتك خورده

بخدا مادرم گناه نداشت

 

كاشكی به مغیره میگفتند

كه زمین خوردنش نگاه نداشت

 

كاش میشد قلاف كاری با

زنِ تنهای پا به ماه نداشت 




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


زخمی شود وقتی بگیرد پر به دیوار

افتاده نقش لاله ای پرپر به دیوار

 

زبری آجرهایش اشکم را در آورد

زُل میزنم با چشم های تر به دیوار

 

مادر نباشد بچه ها خانه خراب اند

من که ندارم بعد از این باور به دیوار

 

وقتی به کوچه دست بابا بسته باشد

از غصه تکیه میکند مادر به دیوار

 

اندازه ی یک بار شیشه فاصله داشت

اما رسید از ضربه ی پا در به دیوار

 

همسایه ها دیدند که خونابه میریخت

از پهلوی صدیقه ی اطهر به دیوار

 

من قبل مسجد رفتن مان خواب دیدم

در کوچه مادر می خورد با سر به دیوار

 

گل بود با سیلی گلابش را گرفتند

مانده ست از عطر خوش کوثر به دیوار

 

وقتی رسد دستش به بازوی شکسته

سر می گذارد لاجرم حیدر به دیوار

 

فردای بعد از مادرم دیدم که بابا

دارد سیاهی میزند دیگر به دیوار




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد

به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

 

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه

ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

 

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه

خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

 

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت

زنی مقابل نامردها زمین نخورد

 

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر

که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

 

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت

که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

 

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن

خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

 

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند

خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

 

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر

سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

 

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد

رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

 

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد

علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد

 

 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کاش اصلا نبود هشدار و

کاش اصلا نبود آزاری

کاش مادر زمین نمیخورد و

کاش اصلا نبود مسماری

 

کاش آتش نمیگرفت اصلا

هیزمِ پشتِ خانه ی مولا

یا که این گونه لج نمیکردند

سیلی و تازیانه با زهرا

 

کاش پاهایشان قلم می شد

کاش دستانشان فلج می شد

میخِ بی معرفت چی می شد اگر

در مسیرش نبود،کج می شد؟

 

کاش اصلا زمین کمک‌ میکرد

یا که در، تابِ ایستادن داشت

کاش  بارانِ  بی وفا  قصدِ

آتشی را فرو نشاندن داشت

 

کاش بعد از هجومْ،این گونه

جای  زخمی  نبود  بر  پهلو

کاش بی جان شده نمی افتاد

وقتِ شانه به مو زدن،بازو

 

کاش مادر بدون درد و رنج

ساعتی را دوباره می خوابید

کاش بارانِ گریه سر می شد

از ته دل دوباره می خندید

 

کاش با هر نفس نفس زدنش

روی  بستر  گلی  نمی رویید

کاش این روزها کسی با خشم

درب این خانه را نمی کوبید...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت و هجوم به بیت ولایت


ذکر تسبیح ملائک ذکر نام فاطمه

او امام مرتضی ، حیدر امام فاطمه

ذکر یا حیدر دمادم شد کلام فاطمه

هست تا آخر - غدیر خم - پیام فاطمه

 

می دهد با چادری خاکی پیامی این چنین

نیست جز حیدر در این عالم امیرالمومنین

 

کیست او آنکس که ظلمت را چراغان می کند

سائل بی آب و نان را صاحب نان می کند

نه یهودی عالمی را او مسلمان می کند

تار و پود چادرش هم کار قرآن می کند

 

مِهر او مُهر قبولی عبادات همه ست

حجت حق بر امامان دو عالم فاطمه است

 

فاطمه آیه به آیه ، آیه های داور است

حُسن اسماء خدا ، آیات نور و کوثر است

هم نبی را دختر است و هم نبی را مادر است

چادرش در یاری دین ذوالفقار حیدر است

 

دیده ی دنیا ندیده تا ابد مانند او

می برد غم از دل حیدر گل لبخند او

 

غصه او نه غم دست و نه بازو بود نه

غصه ی او نه در و نه درد پهلو بود نه

غصه ی زهرا گرفتن از علی رو بود؟ نه

ضرب سیلی و جراحتهای ابرو بود؟ نه

 

غصه اش شب تا سحرها غصه ی پیغمبر است

غصه ی او غصه ی بی یاوری حیدر است

 

نیست چون زهرا به عشق مرتضی دلداده ای

پای مولا با شکسته دست و بازو ، مانده ای

نیست جز او در ره مولا ، ز پا افتاده ای

در غم مولای خود ، عجل وفاتی خوانده ای

 

 پشت در آمد ، نمانَد رهبرش بی یار و کس

از نفس افتاد تا مولا نیفتد از نفس

 

دست بر پهلو به پیش دیده طفلان خود

ریسمان تا دید بر دست و سر قرآن خود

سوی مسجد شد روانه در پی جانان خود

آورد تا از دل اهل سقیفه جان خود

 

می زدند او را میان کوچه ها با هر چه بود

می زدند او را به پیش مرتضا با هر چه بود

 

دختر پیغمبر است بر دست و بازویش نزن

پیش چشم شوهرش سیلی تو بر رویش نزن

با غلاف تیغ بر بازوی بانویش نزن

پا به ماه است او لگد را سمت پهلویش نزن

 

مغرب روز دوشنبه فاطمه از حال رفت

از دوشنبه روضه ها تا جمعه ی گودال رفت

 

از دل گودال می آید صدای مادری

می زند بوسه به رگهای بریده خواهری

روی خاک افتاده بی سر غرق در خون پیکری

رفته از دست حسین انگشت با انگشتری

 

فتنه ای که پشت در پهلوی زهرا را شکست

کربلا هم آمد و پهلوی مولا را شکست

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ذکر شریف فاطمه را هر که دم گرفت

سمت خدای خویش به سرعت قدم گرفت

 

"یافاطمه" عزیزترین اسم اعظم است

این ذکر را امان زمان دم‌به‌دم گرفت

 

 روز جزا عجیب زیانکار می‌شود

هر کس دعای فاطمه را دست‌کم گرفت

 

دستش شکست دست علی را رها نکرد

او یک تنه برای ولایت علم گرفت

 

سیلی که خورد صورت حیدر کبود شد

مادر که گفت "فضّه" پدر باز غم گرفت

 

آتش گرفت درب و لگد خورد و ناگهان

مسمار کج شد و به پر مادرم گرفت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


در شلوغی گذرها غالبا

سخت خواهد بود تنها رد شدن

وای اگر دعوا نباشد تن به تن

مانده باشد بین سیصد مرد!زن..

 

جنگ جنگ عصمت و بی عصمتی ست

فاطمه بر اسم حیدر غیرتی ست

 

شعله بالا رفت زهرا جا نزد

حرفی از سازش به کافرها نزد

پشت پا بر غربت مولا نزد

جز به خون این حکم را امضا نزد

 

حکم صادر کرد با خون اینچنین

هست علی تنها امیرالمومنین

 

اهرمن هیزم بدست آمد اگر

فاطمه بسته است چادر بر کمر

گر گرفته بین آتش میخ در

باز اما میکند سینه سپر

 

 صدهزاران میخ پیش او کم است

فاطمه در راه حیدر محکم است

 

تا که دود شعله شد از در بلند

گشت دیگر ناله ی کوثر بلند

از زمین دیگر نشد پیکر بلند

زیر پا افتاده اما سربلند

 

نیمه جان هم باز او صاحب لواست

چادر خاکی او مشکل گشاست

 

گرچه هرروضه مکرر میرسد

روضه روضه حرف دیگر میرسد

این حماسه کی به آخر میرسد

ارث مادر تا به دختر میرسد

 

کربلا زهرای خیمه زینب است

روز دشمن از وقار او شب است

 

گوشه گودال تنها میشود

گرچه می افتد زمین پا میشود

زینب کرار دنیا میشود

دین  زصبرش باز احیا میشود

 

در اسیری سرفرازی میکند

صبر او با مرگ بازی میکند




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


 به آتش طعنه زد هیزم که غوغا کردنش با تو

دم در می‌نشینم  فتنه بر پا کردنش با تو

 

زنی می آید و در سینه اش مهر علی دارد

پس آن را با نوک مسمار امضا کردنش با تو

 

جوابش را چنین داد آتش : این در کنده خواهد شد

تحمل کرد اگر زهرا تقلا کردنش با تو

 

در و دیوار را بر هم بزن با ضربه های پا

که خون تازه جاری روی لولا کردنش با تو

 

به لولا گفت میخ در کمی من را تحمل کن

بیا و صبر را این بار معنا کردنش با تو

 

در آن‌سو‌ هم غلافی با غلافی زمزمه کردند

حمایل را ز دست فاطمه وا کردنش با تو

 

بزن طوری که با صورت بیافتد بر زمین زهرا

علی را پیش چشم مرد و زن تا کردنش با تو

 

شنیدم تیغها بین غلاف اینطور میگفتند

سر جسم حسینش نیزدعوا کردنش با تو




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


با ضرب پا افتاد گل، گلزار خونی شد

در بی هوا پرتاب شد، دیوار خونی شد

 

خیلی نمی دانم چه پیش آمد ولی ناگاه

گل غرقِ خون شد، تیزیِ مسمار خونی شد

 

وقتی دو دستش بسته شد با ریسمان صبر

چشم پر آب حیدر کرار خونی شد

 

از بس فشار آمد به بار شیشه ی آن گل

روی سپید غنچه اش انگار خونی شد

 

بالقوه محسن یک حسین و یک حسن بوده

بالفعل در راه علی، آن یار خونی شد

 

تا سِرّ مُستودع فدا شد فضه راهی شد

بال و پر آن مَحرم اسرار خونی شد

 

در کربلا جسم حسین آن قدر زخمی بود

هم پیرهن، هم شال، هم دستار خونی شد

 

از بس که با کینه به جسمش نیزه را جا کرد

حتی لباس و دستِ نیزه دار خونی شد

 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


جوری زدند آینه  از چند جا شکست

در بین خلق حرمت شیر خدا شکست

 

ای کاش می شکست...نه ...آیینه خورد شد

در پیش چشم های علی سینه خورد شد

 

تا دست های حیدر کرار بسته شد

گویی که ذوالفقار غرورش شکسته شد

 

می سوخت بی صدا پر پروانه ی علی

آتش گرفته بود در خانه ی علی

 

سخت است باورش که چهل مرد، هم زمان

در کوچه می بَرَند علی را کشان کشان

 

افسوس ...غیرِ فاطمه ی در میانِ دود

یک شهر روبه روی علی ایستاده بود

 

از ذوالفقار حیدر کرار کینه داشت

آن کس که روی چادر زهرا قدم گذاشت

 

یاس علی! بریده بریده نفس نکش

با قامتی که سخت خمیده نفس نکش

 

بودی به دور حیدر کرار در طواف

شد ناتمام حج تو با ضربه ی غلاف

 

در شعله دیدنی شده راز و نیاز تو

آتش دخیل بسته به چادر نماز تو




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


مردی یگانه بود و بانویی یگانه

آهسته می‌رفتند از خانه شبانه

 

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو، پا به پا، شانه به شانه

 

سر می‌زدند انصار را کوچه به کوچه

در می‌زدند انصار را خانه به خانه

 

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

وای از زمانه، وای از دست زمانه

 

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

 

وقتی عزادار رسول الله بودند

از درب خانه می‌کشید آتش زبانه

 

آتش زدند این لانه را حتی نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

 

در باز شد وقتی که زهرا پشت در بود

دخت نبی افتاد بین آستانه

 

دستی ورم کرده ست و دستی هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

 

حتی نگاهی هم به پهلویش نینداخت

محو علی بود عاشقانه، عارفانه

 

دامان در می‌سوخت، اما داشت می‌سوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

 

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

 

شب‌های جمعه فاطمه بالای گودال

با ناله، آنهم ناله‌های مادرانه...

 

...گوید حسینم کشته شد ای داد بیداد

نور دو عینم کشته شد ای داد بیداد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


غرور حیدر کرار در مدینه شکست

و درب بیت امامت به پای کینه شکست

سه روز بعد نبی یاس مرتضی پژمرد

سه روز بعد نبی استخوان سینه شکست




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


سر می زنم به خانۀ آتش گرفته ای

پاکیزه آستانۀ آتش گرفته ای

 

اینجا بهشت سوختۀ حضرت خداست

عرشی ترین نشانۀ آتش گرفته ای

 

بعد از نماز برلب خود مشق می کنم

تسبیح عارفانۀ آتش گرفته ای

 

ثقلین مصطفی که امانت سپرده بود!!!

افتاد در میانۀ آتش گرفته ای

 

خون می چکید در دل شعله به روی خاک

از ساقۀ جوانۀ آتش گرفته ای

 

دیگر برای شانه زدن قوتی نداشت

از دست درد شانۀ آتش گرفته ای

 

مادر! برای محفل پر شور عاشقی

سوزان ترین ترانۀ آتش گرفته ای

 

اشکم ز دیده می چکد و شعله ور شدم

در... روضه شبانه آتش گرفته ای

 

بهر رها شدن ز عذاب الیم حق

تو بهترین بهانۀ آتش گرفته ای

 

محبوبۀ خدائی و قدیسۀ علی

زهرای بی نشانۀ آتش گرفته ای

 

با یاد دست تو به دلم دست می دهد

احساس شاعرانۀ آتش گرفته ای

 

باید برای گریه به صحرا سفر کنی

ای وای عجب زمانۀ آتش گرفته ای

 

آتش گرفته ام ز تب داغ تو ببین

سوزم برای نازدانۀ آتش گرفته ای

 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


هیزم رسید و آتشی از در بلند شد

ای وایِ من که ناله‌ی مادر بلند شد

 

مامور شد به صبر علی ، از سکوت او

سو استفاده کرد ستمگر بلند شد

 

با جمعی از ارازل و اوباش ریخت و

پایش برایِ کُشتنِ مادر بلند شد

 

در را شکست او ، کمرِ شیعه را شکست

طوری که وای وایِ پیمبر بلند شد

 

طوری زدند خاطرشان جمع جمع شد

طوری زدند ناله‌ی حیدر بلند شد

 

با این همه همینکه علی بین کوچه رفت

دیوار را گرفت از آن در بلند شد

 

دستش رسید دامن مولا ولی شکست

از بس غلاف تیغ مکرر بلند شد

 

زینب شنید گریه‌ی در آه میخ را

زینب گریست دادِ برادر بلند شد

 

کُنج خرابه هم چقدر یاد مادر است

وقتی دوباره گریه‌ی دختر بلند شد

* * *

این راه فاطمه است که سر بر ولی دهیم

 اینگونه بود شیعه اگر سر بلند شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کسی شبیه تو در عرصه وجود نبود

به جز تو مادر بابا نبود، بود؟ نبود

 

چراغ خانه، تو صد سال عمر میکردی

اگر که دور و برت اینهمه حسود نبود

 

تو باغ یاس تو ریحانه بودی و حقت

نبرد با چهل آتش زن عنود نبود

 

نبود حق تو آنگونه پشت در ماندن

نبود حق تو آن خاک و خون و دود نبود

 

ز جای جای تنت بوی دود می آید

تویی که عطر تنت جز گلاب و عود نبود

 

بدان که فاتح خیبر ز پا نمی افتاد

اگر که وقت کفن بازویت کبود نبود

 

به سوی خیمه عمو مشک آب می آورد

اگر که دست عدو نیزه  و عمود نبود

 

برای زینب کبری مصیبتی مثل

گذشتن از وسط کوچه یهود نبود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic