تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب هجوم و آتش زدن در و دیوار

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود

دیگر توان ز زانوی او را گرفته بود

در ازدحام پشت در و دود و شعله ها

آتش سراغ گیسوی اورا گرفته بود

می خواست تا جدا شود از پشت در ولی

تیزی میخ ، پهلوی او را گرفته بود

تحتِ فشار لنگه ی در گیر کرده بود

بی خود نبود در ، بوی او را گرفته بود

مولا چه می کشید چو می دید لشگری

در کوچه دور بانوی او را گرفته بود

باید به وضع خانه کسی می رسید پس

زینب به دست جاروی او را گرفته بود

فرصت نکرده بود که چادر به سر کند

شکر خدا که در روی او را گرفته بود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر کسی عبد خدا شد بی قرار فاطمه است

خلق عالم در حقیقت شاهکار فاطمه است

مرگ و حشر ما ، حساب ما همه در دست اوست

انتهای کار ما در اختیار فاطمه است

خلقت عالم طفیلیِ رخ زهرایئش

چرخش هستی تماماً بر مدار فاطمه است

او پیمبر زاده و رب تمام انبیاست

خاتم پیغمبران خود بی قرار فاطمه است

شکر حق قبرش اگر مخفی است نورش ظاهر است

روشنایی دو عالم از مزار فاطمه است

کاش میمردیم در راهش بداند عالمی

شیعه ی حیدر همیشه جان نثار فاطمه است

بعد مرگم کاش بنویسند این جا قبر یک-

نوکری از نوکران مستجار فاطمه است

***

محسنش بر او فدا شد او فدای مرتضی

مرگ در راه ولایت افتخار فاطمه است

با چهل تن در کشاکش دامن مولا به دست

این حمایت، گوشه ای از اقتدار فاطمه است

عشق حیدر داشت با این جرم، بد او را زدند

قلب هامان تا قیامت غصه دار فاطمه است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


با سوختن شام وصالش را سحر كرد

مارا غم پروانه خیلی خونجگر كرد

مشتاق شمعى ، عاشقى را هم بیاموز

باید كه گاهى مثل پروانه خطر كرد

عمدا مرا پیش رقیبان كم محل كرد

دیدار او خون دلم را بیشتر كرد

صدبار گفتم دوستت دارم ولى او

هر دفعه من را به طریقى دست بسر كرد

دیروز جا افتادم از ذكر قنوتش

آخر چه شد از بردن نامم حذر كرد

دیشب بنا بود از خودش با من بگوید

دید از خودم نگذشته ام صرف نظر كرد

گفتم چه میخواهى ز جانم گفت جانت

هركس فداى من نشد خیلى ضرر كرد

من كه نمیدانستم او دارد می آید

خیرش قبول آنكس كه من را هم خبر كرد

یا سنگ خورده یا سرش بر سنگ خورده

هر كه شبى از كوچه ی لیلى گذر كرد

مثل زلیخا هیچكس تاوان نداده

كفاره اش را داد كارى هم اگر كرد

نازى بكش ، كارى بكن ، چیزى بیاور

حالا چه دیدی شاید ایندفعه اثر كرد

راهم كه كج شد عاقبت راهى نشان داد

قربان آنكس كه مرا از ره  بِدر كرد

مدیون آن رندم كه اشكم را درآورد

دلسوز تر بود آن كه من را دیده تر كرد

اشكم در آمد گریه كردم او دلش سوخت

خاكى كه دادم را خودش تبدیل زر كرد

میل مدینه داشتم  كربُبلا داد

مادر مرا نذر حسینش دربدر كرد

از فاطمه جز مادرى كردن ندیدم

من را خرید و وقف غمهاى پسر كرد

چه مادرى ، هم پهلویش ، هم بازویش را

پاى على او محسنش را هم سپر كرد

تنها همینقدر از غمش فهمیده ام كه

با مادر ما هرچه كرد آن میخ در كرد

نه ، نه ، نه تنها فاطمه افتاد نه ، نه

خیبرشكن را میخ در ، زیر و زبر كرد 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم-هجوم به بیت ولایت


آیینه خبر از نَفَس ساحل داشت

در سینه ی چاه تا سحر منزل داشت

كى مى رود از خاطره اش، نه ، هرگز!

داغى كه از آن كوچه فقط در دل داشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد

غم به جان دخت پیغمبر نمی دانم چه کرد

شعله ی آتش چو از بیت خدا بالا گرفت

باغبان با غنچه ی پرپر نمی دانم چه کرد

از صدای ناله ی زهرا مدینه گفت آه

این صدا با ساقی کوثر نمی دانم چه کرد

سینه ی دخت نبی آیینه ی وحی خداست

با چنین آیینه میخ در نمی دانم چه کرد

بر سر یک بانوی تنها، چهل نامرد ریخت

این ستم با فاتح خیبر نمی دانم چه کرد

فاطمه دنبال حیدر  زینب  از دنبال وی

مادر افتاد از نفس دختر نمی دانم چه کرد

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست

دست های بسته ی حیدر نمی دانم چه کرد

با نگاه دو کبوتر بچّه ی بی بال و پر

در میان دشمنان ، آذر نمی دانم چه کرد

سالها «میثم» ، علی در خانه ی بی فاطمه

بی کس و تنها و بی یاور نمی دانم چه کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


تیشه به نخل باغ امیدم دگر زدند

در عرش شعله بر دل و جان پدر زدند

دیگر خوشی زخانه ی ما پا کشید و رفت

غمها فقط به خانه رسیدند و سر زدند

با بودن تو زندگیم روبراه بود

آخر تمام زندگیم ام را نظر زدند

بردار سر زخاک و ببین کودکان تو

ناله ز ماتمت همه شب تا سحر زدند

دیدند ناکسان که همه لشگرم تویی

ازمن تو را گرفته به جانم شرر زدند

از ره رسید قنفذ و من آه میکشم

کو با مغیره بر تن تو بیشتر زدند

گیرم تو را زدند در آن کوچه ها ولی

دیگر چرا مقابل چشم پسر زدند

یارب چگونه زنده بمانم که دیده ام

تا حد مرگ فاطمه را پشت در زدند




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ز سوز سینه و از گریه‌ی شبانه بگو

بخوان ز فصل خزانی که در بهار شده

و باز دم بزن از روضه‌های جان‌فرسا

غرور زخمی مردی که لکه‌دار شده

 

نگو که حرفی از آن سینه‌ی شکسته بزن

همیشه گفته‌ام، این‌بار ... نه نمی‌گویم

اگر اجازه دهی در روایت یک یاس

کلامی از در و دیوار ... نه نمی‌گویم

 

نخواستم که برای تو روضه بنْویسم

من از بهار نوشتم، ولی خزان آمد

مپرس واقعاً اصلاً خودم نمی‌دانم

چطور پشت در خانه یک جوان آمد

 

از این به بعد خودت روضه را مجسم کن

همین که فاطمه افتاد، دست من لرزید

رسید کار به جایی که یاس پرپر شد

قلم فتاد و حرفم به آخرش نرسید

 

اگر به وسعت دریا ز چشم خون بارم

هنوز هم همه‌ی درد را نمی‌فهمم

گذاشته سر خود را به شانه‌ی دیوار

سکوت نیلی این مرد را نمی‌فهمم




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


قلب پیمبر سوخت آن وقتی که در سوخت

باید که پای این مصیبت از جگر سوخت

ریحانه ی احمد پس از او تا نوَد روز

شب ها درون بستر خود تا سحر سوخت

خورشید حیدر آتشی بر جانش افتاد

از سوز آن آتش ستاره با قمر سوخت

ذکر لبش در پشت در یا مرتضی بود

با عشق حیدر فاطمه در پشت در سوخت

مادر درون آتش نمرودیان رفت

آری ولی در گوشه ی خانه پدر سوخت

با یک لگد افتاد در بر روی زهرا

آتش به جانش شعله زد تا موی سر سوخت

دیگر نباید زد به بالش تازیانه

پروانه بی جان است در آتش اگر سوخت

این شاخه ی طوبای پیغمبر ثمر داشت

فضه فقط دیده که پشت در ثمر سوخت

اجر رسالت را ادا کرده است امت

مادر درون خانه در پیش پسر سوخت

آن روز کل اهل بیت آتش گرفتند

قطعا غلط گفته کسی که: یک نفر سوخت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 12:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است

هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است

اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است

هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است

هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها

سرمایه‌ی هستی فقط زهراست، زهرا

 

زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای

زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای

انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای

حورا کجا و ضربه ی مسمار، ای وای

بین در و دیوار و آتش بود زهرا

با دشمنان هم در کشاکش بود زهرا

 

افسوس مشتی دیو و دد از او گذشتند

با ضربه ی مشت و لگد از او گذشتند

بر دست او شلاق زد، از او گذشتند

فریاد زد: "بابا مدد!" از او گذشتند

یک لحظه یاد محسنش افتاد و افتاد

یک صیحه از عمق جگر سر داد و افتاد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/11/16 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


قنوت اوست تجلی جار ثم الدار

زنی که می کند ایثار لحظه ی افطار

شمیم و شبنم و شمشاد هر سحر دارند

برای بوسه به چادر نماز او اصرار

خدا بخیر کند جنگ نور و ظلمت را

به سمت خانۀ ابرار می روند اشرار

رسیده شعله ی نمرودیان به خانه ی وحی

چرا نمی شود آتش برای او گلزار ؟

تمام سوختگان غمش خبر دارند

هنوز ناله بلند است از در و دیوار

دلیل خلقت عالم نهفته در زهراست

میان شعله ی در سوخت مخزن الاسرار

اگر قبول ندارید؟ شعله ی این در

اگر گواه بخواهید تیزی مسمار

اگر چه بود خودش اختیار دار جهان

ولی به خانه ی او آمدند با اجبار

طناب بسته به دستان دست گیر علی

کسی که دست گرفته از او علی بسیار

برای مادر ما کار خانه آسان بود

عجیب نیست تکان خوردنش شده دشوار؟

کسی که روز به او پشت در جسارت کرد

دلیل غربت تدفین اوست در شب تار

**

گذشت واقعه اما دوباره آتش ظلم

کنار خیمه ی مظلوم می شود تکرار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/11/16 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


دیدم وسط باغچه پرپر شدنت را

پامال لگدهای مکرر شدنت را

بین در و دیوار گلاب از تو گرفتند

زهرا ، همه دیدند معطر شدنت را

با کشتن یک سوم سادات ، گرفتند

از چهره ی تو لذت مادر شدنت را

یا مُنْهَدَةَ الرُکْنْ من از فضّه شنیدم

تنها ، سپر غربت حیدر شدنت را

یا ناحِلَةَ الْجِسْم چه آمد به سر تو؟

آهسته بخوان روضه ی لاغر شدنت را

زهرای رشیده به چه تشبیه کنم من

با پیکر یک طفل برابر شدنت را؟

یا باکِیَةَ الْعَیْن ز چشمان تو دیدم

چون آینه ای تار و مکدر شدنت را

دستار به سر بسته ای و بین نمازت

زهرا همه دیدیم پیمبر شدنت را

من حاجت خود گفته ام و هیچ نگفتی!

وقتی دل من خواسته بهتر شدنت را

ای چشم صبوری نکن و فکر شفا باش

تقدیم به پهلوش کن این تر شدنت را




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/11/13 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-شهادت


جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد

آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد

گریه ها می کرد تا امت شود بیدار... حیف

از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد

پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود

ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد

تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت

به گواه شعله ها این کار بی آداب شد

بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند

باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد

حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه

از طناب دور دستان علی بیتاب شد

ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا

«مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد

کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر

با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد

بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان

آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد

 

 

 

* نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند.




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام ِ تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

دلشوره دارم! بیقرارم! کاش تقدیر...

فوراً رقم میخورد طبقِ دلبخواهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در...محکم لگد زد! با وقاحت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در...شد قتلگاهت!




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/10/28 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتیش کشیدن خونمونو

بستند دودست پهلوونو

چهل نفر پشت سر هم

هی میزدن مادرمونو

***

نامردونه درُ سوزوندند

اون یاس پرپرُ سوزوندند

چادر و معجرو بمیرم

تموم مادرو سوزوندند

***

بابامونو رها نکردند

مودبانه تا نکردند

مادرمون دستش شکست و

دست بابامو وا نکردند

***

اول باپا درو شکستند

غرور حیدر و شکستند

پهلو رو با در،با غلافم

بازوی مادرو شکستند

***

تو کوچه ی ما چه خبر بود

در دوسه ساعت شعله ور بود

رو چادر سیاه مادر

ردپای چهل نفر بود

***

اشکای بچه ها روون بود

چه دودی توی کوچمون بود

از درخونه تا به مسجد

قطره به قطره جای خون بود

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد

چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند

میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود

به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند

رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش

کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد

لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او

آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید

هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش

برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 05:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت

پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید

ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

آتشی را به در خانه ی آب آورد و

بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت

ضربه ی پای در و بی ادبی های غلاف

بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت

گره انداخت به کار همه دنیا؛ آن که

ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت

در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد

آنکه در کوچه تو را بین تماشا انداخت

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ناگهان در واشد و مسمار پهلو را گرفت

دست شعله بی محابا پای گیسو را گرفت

پهلوی زخمی جدا و صورت نیلی جدا

یک غلاف بی مروت جان بانو را گرفت

با همان حالش به مسجد رفت دنبال علی

انتقام دستهای بستۀ او را گرفت

دست نامحرم چنان زد، بند دلها پاره شد

وای از دستی که از چشمان او سو را گرفت

آفتاب خانۀ حیدر غروبی تلخ داشت

فاطمه از اهل خانه ماه ها رو را گرفت

در سیاهیِ مدینه چشم او که تار شد

نیمۀ یک شب سپیدی آمد و مو را گرفت

دور از چشم علی هر شب که بانو ناله زد

زینب آمد خون روی زخم بازو را گرفت

با همان حالش برای  قوت قلب علی

پاشد و از دستهای فضه جارو را گرفت

بعد از آن حیدر دگر آن حیدر سابق نشد

موقع برخاستن پهلو و زانو را گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت و گریز کربلا


زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است

آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول

زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

هرگز کسی به مرتبه اش پی نمی برد

از ظرف عقل قدر مقامش فراتر است

با وحی و با حدیث و روایات یا به شعر

مدحش به هر زبان بشود نامکرر است

توحید بی ولایت او غیر شرک نیست

اصلاً ولای فاطمه توحید آور است

سِّرُالصّلات، حضرت صدّیقه هست و پس

ذات نماز مشتقِ انوار حیدر است

زهرا که انبیاء متوسّل به او شوند

حتماً مقامش از همه ی انبیا سر است

احمد برای دیدن او اذن می گرفت

جبرییل وحی بر در او حلقه بر در است

مثل قیامت است قیامش کنار در

این ابتدای قائله ی روز محشر است

از آتشی که بر در او شعله ور شده

در خون و اشک مردم دیده شناور است

در را شکست دشمن و رویش خراب کرد

از ضرب درب، تیزی مسمار بدتر است

تقصیر میخ بود که جان از تنش گرفت

از بس که ردّ ضربه ی آن، زخم پرور است

از داغ فاطمه دل سنگ آب می شود

اما حسین جنس غمش جور دیگر است

در قتلگاه تیزی مسمار دشنه شد

آن دشنه ای که روی سپیدی حنجر است

صورت به خاک خورده و در پنجه های شمر

موی حسین روبروی چشم خواهر است

زینب بیا و مادر ما را کمک بده

در قتلگاه این که فتاده است مادر است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


فصل باران شد و ازگریه سرم درد گرفت

سیل غم ضربه زد و چشم ترم درد گرفت

آسمان خواهش پرواز مرا زخمی کرد

قفس افتاد زمین بال وپرم درد گرفت

چوبی آتش به درخانه ی پهلو می زد

دل درسوخت و بازوی حرم درد گرفت

میخ ها سمت اذان دست درازی کردند

ربناهای قنوت سحرم درد گرفت

جان گهواره به زیر قدم سنگ افتاد

شیشه ای خوردشد و دور و برم درد گرفت

ریسمان ها همگی مرد مرا می بردند

جبرئیل آه کشید و جگرم درد گرفت

با زمین خوردن من آل عبا خورد زمین

تا ابد طایفه ی پشت سرم درد گرفت

شاخ و برگ نبوی پشت در از بار افتاد

سیبی از باغ شریف پدرم درد گرفت

سر به مهر است و نفهمید کسی جز مسمار

وسط شعله کجای پسرم درد گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در... محکم لگد زد! با وقاهت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در شد قتلگاهت!




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


یک درِ چوبی که میسوزد میان شعله ها

میخ های داغِ آن در از خودش سوزان تر است

پشتِ آن در فرض کن حالا که باشد مادری

از تمام دردها این درد بی درمان تر است

فکر کن با ضربه ای حالا همین در وا شود

کشتنِ بانوی خانه بعد از آن آسان تر است

از نوکِ مسمار خون میریخت بر روی زمین

دیدهء مسمار انگار از همه گریان تر است

فضه دستم را بگیر اما خودت تنها بیا

تو بیایی دردم از چشم علی پنهان تر است

کربلا وقتی اضافه بر مدینه می شود

روضه ها سوزان تر و دلهای ما ویران تر است

چشم تارش بین میدان کرد ثابت بر همه

از همه اهل حرم ارباب من عطشان تر است

شمر ، برخیز این گلو را خواهرش بوسیده است

پس بَرَش گردان که تیغ از پشت سر بُرّان تر است

گفت بالای سرش زینب ، چه شد پیراهنت ؟

پیکرت از آنچه میپنداشتم عریان تر است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-فاطمیه


عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت

کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت

در ، کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد

فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت

خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود

تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت

هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت

شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت

روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن

حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت

شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است

فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت




موضوع: طلیعه فاطمیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتشی در خانۀ اهل کسا انداختند

ریسمان بر گردن شیر خدا انداختند

بدتر از آن ریسمان این بود که ، در پشت در

یاس هجده سالۀ او را ز پا انداختند

با لگد گیرم چنان انداختندش بر زمین

پیش چشم دخترش زینب چرا انداختند

فرصتِ آنکه سرش را خم کند پیدا نکرد

دست ، سمت صورت او بی هوا انداختند

دور از چشم علی فضه بیا امداد کن

با لگد هم طفل من را هم مرا انداختند

از علی شد هتک حرمت وقت مسجد بردنش

از سرش عمّامه از دوشش عبا انداختند

دیدنِ این چادر خاکی علی را می کشد

روی چادر چند تایی ردِّ پا انداختند

آتشی را کز درِ این خانه شعله می کشید

بعدها در خیمه های کربلا انداختند

دیدهء عباس روی نیزه ها پُر آب شد

دختری را بی هوا از ناقه تا انداختند

جان فدای آن سری که شامیان با سنگها

شرط بستند و ز رویِ نیزه ها انداختند

گشت آقایی میان خاکها با گریه گفت : ...

خاتمت بردند ، انگشتت کجا انداختند

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


یاس مان را تبر آزرده خدایا چه کنم؟

بین معبر شده پژمرده خدایا چه کنم؟

دست خود را روی ریحانه ی ما کرد بلند

آن حرامی سیه چرده، خدایا چه کنم؟

تا به امروز کسی مادر ما را اصلا

آه، کوچک شده نشمرده خدایا چه کنم؟

مادرم... ام ابیها، جلوی چشمانم

وسط کوچه زمین خورده، خدایا چه کنم؟

نظرم بر رخش افتاد، دلم ریخت به هم

با رخی که شده خون مرده خدایا چه کنم؟

حس بینایی چشمان خدابینش را

دست سنگین کسی برده، خدایا چه کنم؟

علتش اشک من است این همه تکثیر شده؟

یا نه آیینه ترک خورده، خدایا چه کنم؟




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت وحی


هزار سال گذشت و هزار بار دگر

تو ایستاده ای آن جا  در آستانه ی در

تو ایستاده ای آن جا و در نگاه ترت

هزار شاپرک است و هزار جاده ی تر

هزار شاپرک گرد شمع حلقه زده

هزار جاده ی مشتاق قله های خطر

تن کبودت ، نیلوفری ز باغ " فدک"

دل بلندت شعری به اقتفای پدر

ربوده نیمه شبان عطر گیسوان تو را

هزار باد صبا با هزار شانه به سر

تو می روی و علی از علی غریب تر است

شبیه نام تو که از همیشه فاطمه تر

پس از غروب تو بی چشم تر نخواهد دید

یکی از این دو پسر را یکی از این دو پسر

کدام چشمه ی خورشید و آشیانه ی ماه

به جای روی تو می جوشد از خیال بشر؟

کدام حادثه جز کوچ تو حریف علی ست ؟

بگو کدامین غربت؟ بگو کدام خبر ؟

بگو که زنده ای و سوی ما نظاره گری

دل مرا به بقیعت نه ...تا خود "تو" ببر

هنوز هم که هنوز است این قد خم توست

که ایستاده همان جا ... در آستانه ی در...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


من و این داغِ در تکرار مانده

من و این آتشِ بیدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بینِ در و دیوار مانده




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


درس کرامت پیش او حاتم ببیند

درس حیا و مادری مریم ببیند

إنسیة الحوراست و قطعا محال است

کُنه کمالش را بنی آدم ببیند

تا پای جان پای امامش ماند زهرا

حیدر سپر دارد همه عالم ببیند

آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت

حالا هجوم چند نامحرم ببیند

با میخ و آتش داده شد اجر رسالت

باید بیاید حضرت خاتم ببیند

در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه

از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند

دیگر حسن در خواب مادر را همیشه

با صورتی نیلی و قدی خم ببیند

از غربت کوچه غم گودال پیداست

**

جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند

بین حرامی ها سر عمامه دعواست

حالا تصور کن که مادر هم ببیند

ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟

زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟

 




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


غم های من از ضربت میخ است به دیوار

آن میخ که پرهای تو را بست به دیوار

این کوچه درِ باغ بهشت است و به ظاهر

خورده است چنان کوچه ی بن بست به دیوار

هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست

اما اثر سیلیِ در هست به دیوار

از کوچه به خانه دو قدم بوده و‌مادر

صدبار در این فاصله خورده است به دیوار

با قد خمیده کسی از دور می آید

یک دست به پهلو زده یک دست به دیوار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


بگذار نیاید به دهانِ در و دیوار

در پرده بماند جریانِ در و دیوار

تا اینکه نبیند پسرش٬میخ دری را

صد بار قسم داده به جانِ در و دیوار

شرمنده ولی آه چه مانده است از این یاس

بین لگد و میخ و تکانِ در و دیوار

در پاسخ اینکه چه گذشته است به زهرا

بند آمده یک عمر زبانِ در و دیوار

این بوی بهشت است که در کوچه می آید

از سینهٴ یک غنچه میانِ در و دیوار

باید بنویسد پس از این واقعه٬ تاریخ

غم های علی را به توانِ در و دیوار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت-هجوم به بیت ولایت-به یاد شهدای دفاع مقدس


دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت

هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت

دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد

محراب می نالید؛منبر داشت می سوخت

جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود

جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت

آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد

باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت

یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست

ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت

آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد

عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت

سربند یازهرای محسن غرق خون بود

سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت

باید به یاران شهیدم می رسیدم

خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت

برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست

در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت

دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند

گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت

شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه

دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت

ما عشق را پشت در این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 10:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.