حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


فهمید عالم رحمت سرشار را؟ نه

راز دل گنجینة الاسرار را؟ نه

 

او نیمه ی شب درد را از یاد برده

اما دم "الجار ثم الدار" را نه

 

در آستان "ادخلوها بسلامٍ" 

گل را پذیرا می شوند و خار را نه

 

روح الامین را می شناسد خانه ی او

اما هیاهو و هجوم نار را نه

 

جانم فدای آن کسی که بین کوچه

جان می دهد، یک تار موی یار را نه

 

از ضربه سیلی نوشته "بیت الاحزان"

اما کنایه، حرف معنادار را، نه

 

شاید ببخشد زهر را مظلوم کوچه

اما یقینا آن در و دیوار را نه


داغ شهیده خلق را از پای انداخت

اما نمی دانم چرا مسمار را نه

 

گفته لهوف از روضه گودال، آری

اما عبور از کوچه و بازار را نه




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کسی که درد سوزانده دلش را

غریبه ریخت برهم منزلش را

بیا ای دل برای گریه امشب

بخوانیم‌ اعتراف قاتلش را

 

معاویه نبودی چه خبر بود!

سر بیعت حکومت در خطر بود!

ازین سو کوه هیزم جمع میشد

ازان سو فاطمه در پشت در بود..

 

اراذل این شرایط را که دیدند

به سمت خانه ی حیدر دویدند

نصیحت کردن زهرا به هم خورد

میان صحبتش هو میکشیدند!

 

نفس میزد صدایش را شنیدم

علی را در احد یکباره دیدم

هزاران کینه در دل داشتم من

زدم با پا به در! نعره کشیدم

 

غرور چشم حیدر را شکستم

چنان محکم زدم در را شکستم

در خانه‌ ز لولا تا جدا شد

زدم‌ پهلوی کوثر را شکستم

 

در افتادو زمین افتاد زهرا

علی میزد فقط فریاد زهرا

همینکه ناله زد فضه خذینی

همه گفتند که جان‌ داد زهرا

 

یکی آتش به کل باغ میزد

یکی بر قلب زینب داغ میزد

میان آن شلوغی ها مغیره

به دست فاطمه شلاق میزد...

 

کشیدم هر طرف شیرخدارا

زدم درآن میانه بچه هارا

تن زهرا به زیر دست و پا بود

علی انداخت بررویش عبا را




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


با خود تصور کن که حیدر خانه باشد

زهرای هجده ساله هم در خانه باشد

 

غم را بیاور در دو سوی روضه ، بگذار

این سر اگر کوچه است آن سر خانه باشد

 

با بال زخمی پر زدن سخت است وقتی

آتش در اطراف کبوتر خانه باشد

 

باور ندارم در بسوزد بین آتش

تا بضعه ی جان پیمبر خانه باشد

 

فهمیدن این روضه مشکل نیست وقتی

یک مادر بیمار در هر خانه باشد

 

باران نمی بارد ، چگونه فکر کردی

جز دود ، ابرِ دیگری بر خانه باشد

 

دق می کند حیدر پس از زهرا در این بیت

حق می دهم مِن بعد کمتر خانه باشد 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ذکر مصیبت خواندم و غم دور برداشت

اشکم میان سوز و ماتم دور برداشت

 

باخط به خط بیت الاحزان سوختم، بعد

با آه شیخ عباس، آهم دور برداشت

 

چیدند هیزم روی هیزم، بعد از آن دود

با سرکشیِ شعله کم کم دور برداشت

 

بین در و دیوار مادر ناله می زد

وقتی که مسمارِ مصمّم دور برداشت

 

قنفذ که دست مرتضی را بسته می دید

تا اینکه فرصت شد فراهم، دور برداشت

 

آن روز دور افتاد در دست غلاف و

در قتلگاهی دشنه ای هم دور برداشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


جسارت کرد شعله، مشت زد بر روی در آتش

 حیا را زیر پا بگذاشت و شد شعله ور آتش

 

 همیشه آب بر آتش اثر دارد ولی این بار

ندارد رحم بر چشمان بارانی و تر آتش

 

به یمن فاطمه آتش گلستان شد بر ابراهیم

ولایت داشت یعنی حضرت حوریه بر آتش

 

میان آتش کینه پر ققنوس می سوزد

 ولی خاکسترش خاموش خواهد کرد هر آتش

 

 مغیره، خالد و قنفذ همه لبریز از کینه

 همه هم دست با شیطان؛ ولیکن بیشتر آتش ...

 

 نشسته بر دل عالم عجب داغ جگر سوزی

غم سیلی، قلاف و تازیانه، ضرب در، آتش

 

تنور فتنه را شیطان همیشه می‌کند روشن

بخوان مرثیه خوان! از روضه ی خولی و سر؛ آتش




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


پیش چشم باغبان وقتی که گل پرپر شود

باید از خون دل او لب به لب ساغر شود

 

تا که در شد باز قرآن محمد بسته شد

حق نبود این که چنین با سوره ی کوثر شود

 

یاس بود و در دو ماه آخر عمر کمش

قسمتش این بود که مانند نیلوفر شود

 

فاطمه یعنی مجیب دعوه المضطر شدن

بالاخص وقتی علی مرتضی مضطر شود

 

از همین رو رفت بین کوچه با حال نزار

تا گشوده دست های فاتح خیبر شود

 

شمع و پروانه به هم پیوند دارند از الست

شمع می سوزد اگر پروانه خاکستر شود

 

سخت زد قنفذ به روی بازوی بی بی ما

نیتش این بود زینب زود بی مادر شود

 

آه که دور زمانه کوچه را گودال کرد

پس طبیعی بود که مسمار هم خنجر شود 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/3 | 12:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


سخت آزرده شد و وقتِ سفر درد کشید

بسکه از دست قضا، دستِ قدَر درد کشید

 

تار میدید و شنیدم که حدودِ دو سه ماه

با همان چشم ِ ورم کرده و «تر» درد کشید

 

از همان لحظه که، گستاخیِ آتش گل کرد

جگرش سوخت و از داغِ پدر درد کشید

 

میخ با آتش و دیوار تبانی می کرد

بیهوا تا که لگد خورد به «در»! درد کشید

 

جانش آمد به لب و آنچه نباید می شد

تا که شش ماهه پسر گشت سپر درد کشید

 

پشتِ در آیه ای از سورۂ کوثر جان داد

گفت «یافضّه خذینی» و کمردرد کشید

 

با همان دست که با آه می آمد بالا

دستمالی به سرش بست و چه سردرد کشید

 

در خودش ریخت غمش را همۂ روز، ولی...

شب چه بیتاب شد و تا به سحر درد کشید

 

به علی(ع) گفت عزیزم به خدا رفتنی ام

خودش از گفتنِ این حرف و خبر درد کشید

 

بارها دست به زانو زد و برخواست علی(ع)...

تا که تابوت بسازد چقدَر درد کشید!




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 05:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آن لحظه ای که حرمت آل عبا شکست

ارکان عرش وفرش و زمین و سما شکست

 

میخانه شعله ور شد و پیمانه غرق خون

گویا سبوی میکده ی کبریا شکست

 

آیینه ی پُر از تَرَک خانه ی علی

باضرب تازیانه و در زیر پا شکست

 

بازو کبود و سینه گرفتار میخ شد

بعد از فشار ، پهلوی خیر النسا شکست

 

پروانه بین شعله فقط بال و پر زده

ای وای از اینکه بال و پرش بی صدا شکست

 

سقط جنین و زخم زبان شد نصیب او

کوثر به خون نشست و دل هل اتی شکست

 

با ناله ای که فاطمه زد یا ابا الحسن

رکن و مقام و کعبه و سعی و صفا شکست

 

جام بلا به دست علی بود و آن میان

حتما غرور و غیرت شاه ولا شکست

 

بغض علی به سینه ی اهل سقیفه بود

بعد از نبی تمامی حجب و حیا شکست

**

این کینه ها قضا و قدر را به خون کشید

وقتی حریم خیمه ی خون خدا شکست

 

وقت غروب و غارت اهل حرم که شد

عیسی به سینه میزد و موسی عصا شکست

 

یک عده بی حیا به تنی سنگ میزدند

دندان و استخوان  شَهِ نینوا شکست

 

با نیزه ای که رفته میان گلوی او

پشت و پناه زینب مشکل گشا شکست

 

ازبس که تیرو نیزه به رخسار او زدند

روی عزیز اهل کسا بی هوا شکست




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 05:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از میخ خون جاری شد و دیوار لرزید

عرشِ خدا در کوچه‌ها انگار لرزید

 

روزی که ناموسِ خدا نقشِ زمین شد

در اوجِ غربت مخزنِ اسرار لرزید

 

از ناله‌ی پشتِ درِ یک قد خمیده

چشمِ بشر با حالتی خون‌بار لرزید

 

یک‌بار سیلی خورد زهرا، در ازایش

هِی شانه‌های حیدرِ کرار لرزید

 

هم روز گریان بود، هم شب، در مصیبت

آن چشم‌های دائما بیدار لرزید

 

دیدند مردم موقعِ غوغای کوچه

شیرِ دلیرِ عرصه‌ی پیکار لرزید

 

جریانِ آن قامت‌کمان، واژه به واژه

در آسمانِ ابریِ اشعار لرزید

 

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)-کوچه بنی هاشم و هجوم به بیت ولایت


ظلم و کینه به حق فاطمه ام بی حد شد

راه او در وسط کوچه ی تنگی سد شد

 

پیش چشمان حسن دست عدو بالا رفت

صورت کعبه ی حیدر،حجرالاسود شد

 

ضربه ی سیلی آن دست به گوشم آمد

همسرم خورد به دیوار،برایم بد شد

 

نه فقط بین گذر،بلکه به خانه دیدم

لگد خصم به پهلوی گلم ممتد شد

 

زیر در ماندن یارم چقدر طول کشید

در روی فاطمه و دشمن از آن در،رد شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به خانه ی علی و فاطمه،شرر افتاد

به عرش،شور عظیمی از این خبر افتاد

 

به جان فاطمه،ای فضه لااقل تو بگو

چه شد مدافع حیدر،به پشت در افتاد

 

به روی مادر ما داد می زد آن ظالم

چه غصه ها و چه غم ها که بر جگر افتاد

 

لگد به در زد و افتاد در روی زهرا

سخن درست بگویم روی پدر افتاد

 

چهل نفر به روی در قدم زدند ای وای

که جان محسن ششماهه در خطر افتاد

 

فقط نه پشت در و کوچه،بلکه کرب و بلا

رسید نیزه و از صدر زین،پسر افتاد

 

چه شد به گوشه ی گودال،لب فرو بندم

همین بس است که از دست شمر،سر افتاد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقع سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پای کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم ز خیر فاطمه ست

خیرهای عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

 چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشه ی یاس پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرت صدیقه را از بغض، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرسادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


گل یاسی که بر خاشاک هم جود و تفضل داشت

به دامانش گل نرگس، گل مریم، توسل داشت

 

همان که سوره ی کوثر به شان او شده نازل

که هنگام نزولش عرش هم حال تغزل داشت

 

دخیل ریشه های چادرش شد پرده ی کعبه

حجر بر استلام سنگ دستاسش تمایل داشت

 

کسی که حوریه از خاک پایش سرمه بردارد

به خشت خانه ی او آسمان حس تذلل داشت

 

همان بانو که از القاب او "ام ابیها" بود

نبوت در کنار نام او قطعا تکامل داشت

 

همان فانوس که آیات نور از او تلالو کرد

همان آیینه که نور علی در او تمثل داشت

 

هجوم آورد ابر تیره بر خورشید عالم تاب

میان کوچه ای که نور با ظلمت تقابل داشت

 

پر حوریه سهم شعله های سرخ آتش شد

بگو ای عرش که: زهرا در این عالم تنازل داشت

 

میان حادثه مادر زمین خورد و علی افتاد

میان شعله ها ای کاش قدری در تحمل داشت ...

 

کسی جز فضه، ما بین در و دیوار محرم نیست

فقط فضه خبر از حال و روز غنچه گل داشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود

دیگر توان ز زانوی او را گرفته بود

در ازدحام پشت در و دود و شعله ها

آتش سراغ گیسوی اورا گرفته بود

می خواست تا جدا شود از پشت در ولی

تیزی میخ ، پهلوی او را گرفته بود

تحتِ فشار لنگه ی در گیر کرده بود

بی خود نبود در ، بوی او را گرفته بود

مولا چه می کشید چو می دید لشگری

در کوچه دور بانوی او را گرفته بود

باید به وضع خانه کسی می رسید پس

زینب به دست جاروی او را گرفته بود

فرصت نکرده بود که چادر به سر کند

شکر خدا که در روی او را گرفته بود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر کسی عبد خدا شد بی قرار فاطمه است

خلق عالم در حقیقت شاهکار فاطمه است

مرگ و حشر ما ، حساب ما همه در دست اوست

انتهای کار ما در اختیار فاطمه است

خلقت عالم طفیلیِ رخ زهرایئش

چرخش هستی تماماً بر مدار فاطمه است

او پیمبر زاده و رب تمام انبیاست

خاتم پیغمبران خود بی قرار فاطمه است

شکر حق قبرش اگر مخفی است نورش ظاهر است

روشنایی دو عالم از مزار فاطمه است

کاش میمردیم در راهش بداند عالمی

شیعه ی حیدر همیشه جان نثار فاطمه است

بعد مرگم کاش بنویسند این جا قبر یک-

نوکری از نوکران مستجار فاطمه است

***

محسنش بر او فدا شد او فدای مرتضی

مرگ در راه ولایت افتخار فاطمه است

با چهل تن در کشاکش دامن مولا به دست

این حمایت، گوشه ای از اقتدار فاطمه است

عشق حیدر داشت با این جرم، بد او را زدند

قلب هامان تا قیامت غصه دار فاطمه است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


با سوختن شام وصالش را سحر كرد

مارا غم پروانه خیلی خونجگر كرد

مشتاق شمعى ، عاشقى را هم بیاموز

باید كه گاهى مثل پروانه خطر كرد

عمدا مرا پیش رقیبان كم محل كرد

دیدار او خون دلم را بیشتر كرد

صدبار گفتم دوستت دارم ولى او

هر دفعه من را به طریقى دست بسر كرد

دیروز جا افتادم از ذكر قنوتش

آخر چه شد از بردن نامم حذر كرد

دیشب بنا بود از خودش با من بگوید

دید از خودم نگذشته ام صرف نظر كرد

گفتم چه میخواهى ز جانم گفت جانت

هركس فداى من نشد خیلى ضرر كرد

من كه نمیدانستم او دارد می آید

خیرش قبول آنكس كه من را هم خبر كرد

یا سنگ خورده یا سرش بر سنگ خورده

هر كه شبى از كوچه ی لیلى گذر كرد

مثل زلیخا هیچكس تاوان نداده

كفاره اش را داد كارى هم اگر كرد

نازى بكش ، كارى بكن ، چیزى بیاور

حالا چه دیدی شاید ایندفعه اثر كرد

راهم كه كج شد عاقبت راهى نشان داد

قربان آنكس كه مرا از ره  بِدر كرد

مدیون آن رندم كه اشكم را درآورد

دلسوز تر بود آن كه من را دیده تر كرد

اشكم در آمد گریه كردم او دلش سوخت

خاكى كه دادم را خودش تبدیل زر كرد

میل مدینه داشتم  كربُبلا داد

مادر مرا نذر حسینش دربدر كرد

از فاطمه جز مادرى كردن ندیدم

من را خرید و وقف غمهاى پسر كرد

چه مادرى ، هم پهلویش ، هم بازویش را

پاى على او محسنش را هم سپر كرد

تنها همینقدر از غمش فهمیده ام كه

با مادر ما هرچه كرد آن میخ در كرد

نه ، نه ، نه تنها فاطمه افتاد نه ، نه

خیبرشكن را میخ در ، زیر و زبر كرد 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم-هجوم به بیت ولایت


آیینه خبر از نَفَس ساحل داشت

در سینه ی چاه تا سحر منزل داشت

كى مى رود از خاطره اش، نه ، هرگز!

داغى كه از آن كوچه فقط در دل داشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد

غم به جان دخت پیغمبر نمی دانم چه کرد

شعله ی آتش چو از بیت خدا بالا گرفت

باغبان با غنچه ی پرپر نمی دانم چه کرد

از صدای ناله ی زهرا مدینه گفت آه

این صدا با ساقی کوثر نمی دانم چه کرد

سینه ی دخت نبی آیینه ی وحی خداست

با چنین آیینه میخ در نمی دانم چه کرد

بر سر یک بانوی تنها، چهل نامرد ریخت

این ستم با فاتح خیبر نمی دانم چه کرد

فاطمه دنبال حیدر  زینب  از دنبال وی

مادر افتاد از نفس دختر نمی دانم چه کرد

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست

دست های بسته ی حیدر نمی دانم چه کرد

با نگاه دو کبوتر بچّه ی بی بال و پر

در میان دشمنان ، آذر نمی دانم چه کرد

سالها «میثم» ، علی در خانه ی بی فاطمه

بی کس و تنها و بی یاور نمی دانم چه کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


تیشه به نخل باغ امیدم دگر زدند

در عرش شعله بر دل و جان پدر زدند

دیگر خوشی زخانه ی ما پا کشید و رفت

غمها فقط به خانه رسیدند و سر زدند

با بودن تو زندگیم روبراه بود

آخر تمام زندگیم ام را نظر زدند

بردار سر زخاک و ببین کودکان تو

ناله ز ماتمت همه شب تا سحر زدند

دیدند ناکسان که همه لشگرم تویی

ازمن تو را گرفته به جانم شرر زدند

از ره رسید قنفذ و من آه میکشم

کو با مغیره بر تن تو بیشتر زدند

گیرم تو را زدند در آن کوچه ها ولی

دیگر چرا مقابل چشم پسر زدند

یارب چگونه زنده بمانم که دیده ام

تا حد مرگ فاطمه را پشت در زدند




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ز سوز سینه و از گریه‌ی شبانه بگو

بخوان ز فصل خزانی که در بهار شده

و باز دم بزن از روضه‌های جان‌فرسا

غرور زخمی مردی که لکه‌دار شده

 

نگو که حرفی از آن سینه‌ی شکسته بزن

همیشه گفته‌ام، این‌بار ... نه نمی‌گویم

اگر اجازه دهی در روایت یک یاس

کلامی از در و دیوار ... نه نمی‌گویم

 

نخواستم که برای تو روضه بنْویسم

من از بهار نوشتم، ولی خزان آمد

مپرس واقعاً اصلاً خودم نمی‌دانم

چطور پشت در خانه یک جوان آمد

 

از این به بعد خودت روضه را مجسم کن

همین که فاطمه افتاد، دست من لرزید

رسید کار به جایی که یاس پرپر شد

قلم فتاد و حرفم به آخرش نرسید

 

اگر به وسعت دریا ز چشم خون بارم

هنوز هم همه‌ی درد را نمی‌فهمم

گذاشته سر خود را به شانه‌ی دیوار

سکوت نیلی این مرد را نمی‌فهمم




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


قلب پیمبر سوخت آن وقتی که در سوخت

باید که پای این مصیبت از جگر سوخت

ریحانه ی احمد پس از او تا نوَد روز

شب ها درون بستر خود تا سحر سوخت

خورشید حیدر آتشی بر جانش افتاد

از سوز آن آتش ستاره با قمر سوخت

ذکر لبش در پشت در یا مرتضی بود

با عشق حیدر فاطمه در پشت در سوخت

مادر درون آتش نمرودیان رفت

آری ولی در گوشه ی خانه پدر سوخت

با یک لگد افتاد در بر روی زهرا

آتش به جانش شعله زد تا موی سر سوخت

دیگر نباید زد به بالش تازیانه

پروانه بی جان است در آتش اگر سوخت

این شاخه ی طوبای پیغمبر ثمر داشت

فضه فقط دیده که پشت در ثمر سوخت

اجر رسالت را ادا کرده است امت

مادر درون خانه در پیش پسر سوخت

آن روز کل اهل بیت آتش گرفتند

قطعا غلط گفته کسی که: یک نفر سوخت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/11/18 | 12:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است

هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است

اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است

هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است

هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها

سرمایه‌ی هستی فقط زهراست، زهرا

 

زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای

زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای

انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای

حورا کجا و ضربه ی مسمار، ای وای

بین در و دیوار و آتش بود زهرا

با دشمنان هم در کشاکش بود زهرا

 

افسوس مشتی دیو و دد از او گذشتند

با ضربه ی مشت و لگد از او گذشتند

بر دست او شلاق زد، از او گذشتند

فریاد زد: "بابا مدد!" از او گذشتند

یک لحظه یاد محسنش افتاد و افتاد

یک صیحه از عمق جگر سر داد و افتاد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/11/16 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


قنوت اوست تجلی جار ثم الدار

زنی که می کند ایثار لحظه ی افطار

شمیم و شبنم و شمشاد هر سحر دارند

برای بوسه به چادر نماز او اصرار

خدا بخیر کند جنگ نور و ظلمت را

به سمت خانۀ ابرار می روند اشرار

رسیده شعله ی نمرودیان به خانه ی وحی

چرا نمی شود آتش برای او گلزار ؟

تمام سوختگان غمش خبر دارند

هنوز ناله بلند است از در و دیوار

دلیل خلقت عالم نهفته در زهراست

میان شعله ی در سوخت مخزن الاسرار

اگر قبول ندارید؟ شعله ی این در

اگر گواه بخواهید تیزی مسمار

اگر چه بود خودش اختیار دار جهان

ولی به خانه ی او آمدند با اجبار

طناب بسته به دستان دست گیر علی

کسی که دست گرفته از او علی بسیار

برای مادر ما کار خانه آسان بود

عجیب نیست تکان خوردنش شده دشوار؟

کسی که روز به او پشت در جسارت کرد

دلیل غربت تدفین اوست در شب تار

**

گذشت واقعه اما دوباره آتش ظلم

کنار خیمه ی مظلوم می شود تکرار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/11/16 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


دیدم وسط باغچه پرپر شدنت را

پامال لگدهای مکرر شدنت را

بین در و دیوار گلاب از تو گرفتند

زهرا ، همه دیدند معطر شدنت را

با کشتن یک سوم سادات ، گرفتند

از چهره ی تو لذت مادر شدنت را

یا مُنْهَدَةَ الرُکْنْ من از فضّه شنیدم

تنها ، سپر غربت حیدر شدنت را

یا ناحِلَةَ الْجِسْم چه آمد به سر تو؟

آهسته بخوان روضه ی لاغر شدنت را

زهرای رشیده به چه تشبیه کنم من

با پیکر یک طفل برابر شدنت را؟

یا باکِیَةَ الْعَیْن ز چشمان تو دیدم

چون آینه ای تار و مکدر شدنت را

دستار به سر بسته ای و بین نمازت

زهرا همه دیدیم پیمبر شدنت را

من حاجت خود گفته ام و هیچ نگفتی!

وقتی دل من خواسته بهتر شدنت را

ای چشم صبوری نکن و فکر شفا باش

تقدیم به پهلوش کن این تر شدنت را




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/11/13 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-شهادت


جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد

آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد

گریه ها می کرد تا امت شود بیدار... حیف

از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد

پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود

ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد

تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت

به گواه شعله ها این کار بی آداب شد

بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند

باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد

حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه

از طناب دور دستان علی بیتاب شد

ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا

«مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد

کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر

با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد

بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان

آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد

 

 

 

* نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند.




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام ِ تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

دلشوره دارم! بیقرارم! کاش تقدیر...

فوراً رقم میخورد طبقِ دلبخواهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در...محکم لگد زد! با وقاحت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در...شد قتلگاهت!




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/10/28 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتیش کشیدن خونمونو

بستند دودست پهلوونو

چهل نفر پشت سر هم

هی میزدن مادرمونو

***

نامردونه درُ سوزوندند

اون یاس پرپرُ سوزوندند

چادر و معجرو بمیرم

تموم مادرو سوزوندند

***

بابامونو رها نکردند

مودبانه تا نکردند

مادرمون دستش شکست و

دست بابامو وا نکردند

***

اول باپا درو شکستند

غرور حیدر و شکستند

پهلو رو با در،با غلافم

بازوی مادرو شکستند

***

تو کوچه ی ما چه خبر بود

در دوسه ساعت شعله ور بود

رو چادر سیاه مادر

ردپای چهل نفر بود

***

اشکای بچه ها روون بود

چه دودی توی کوچمون بود

از درخونه تا به مسجد

قطره به قطره جای خون بود

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد

چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند

میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود

به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند

رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش

کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد

لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او

آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید

هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش

برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 05:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت

پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید

ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

آتشی را به در خانه ی آب آورد و

بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت

ضربه ی پای در و بی ادبی های غلاف

بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت

گره انداخت به کار همه دنیا؛ آن که

ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت

در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد

آنکه در کوچه تو را بین تماشا انداخت

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ناگهان در واشد و مسمار پهلو را گرفت

دست شعله بی محابا پای گیسو را گرفت

پهلوی زخمی جدا و صورت نیلی جدا

یک غلاف بی مروت جان بانو را گرفت

با همان حالش به مسجد رفت دنبال علی

انتقام دستهای بستۀ او را گرفت

دست نامحرم چنان زد، بند دلها پاره شد

وای از دستی که از چشمان او سو را گرفت

آفتاب خانۀ حیدر غروبی تلخ داشت

فاطمه از اهل خانه ماه ها رو را گرفت

در سیاهیِ مدینه چشم او که تار شد

نیمۀ یک شب سپیدی آمد و مو را گرفت

دور از چشم علی هر شب که بانو ناله زد

زینب آمد خون روی زخم بازو را گرفت

با همان حالش برای  قوت قلب علی

پاشد و از دستهای فضه جارو را گرفت

بعد از آن حیدر دگر آن حیدر سابق نشد

موقع برخاستن پهلو و زانو را گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو