حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت و گریز کربلا


زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است

آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول

زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

هرگز کسی به مرتبه اش پی نمی برد

از ظرف عقل قدر مقامش فراتر است

با وحی و با حدیث و روایات یا به شعر

مدحش به هر زبان بشود نامکرر است

توحید بی ولایت او غیر شرک نیست

اصلاً ولای فاطمه توحید آور است

سِّرُالصّلات، حضرت صدّیقه هست و پس

ذات نماز مشتقِ انوار حیدر است

زهرا که انبیاء متوسّل به او شوند

حتماً مقامش از همه ی انبیا سر است

احمد برای دیدن او اذن می گرفت

جبرییل وحی بر در او حلقه بر در است

مثل قیامت است قیامش کنار در

این ابتدای قائله ی روز محشر است

از آتشی که بر در او شعله ور شده

در خون و اشک مردم دیده شناور است

در را شکست دشمن و رویش خراب کرد

از ضرب درب، تیزی مسمار بدتر است

تقصیر میخ بود که جان از تنش گرفت

از بس که ردّ ضربه ی آن، زخم پرور است

از داغ فاطمه دل سنگ آب می شود

اما حسین جنس غمش جور دیگر است

در قتلگاه تیزی مسمار دشنه شد

آن دشنه ای که روی سپیدی حنجر است

صورت به خاک خورده و در پنجه های شمر

موی حسین روبروی چشم خواهر است

زینب بیا و مادر ما را کمک بده

در قتلگاه این که فتاده است مادر است




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


فصل باران شد و ازگریه سرم درد گرفت

سیل غم ضربه زد و چشم ترم درد گرفت

آسمان خواهش پرواز مرا زخمی کرد

قفس افتاد زمین بال وپرم درد گرفت

چوبی آتش به درخانه ی پهلو می زد

دل درسوخت و بازوی حرم درد گرفت

میخ ها سمت اذان دست درازی کردند

ربناهای قنوت سحرم درد گرفت

جان گهواره به زیر قدم سنگ افتاد

شیشه ای خوردشد و دور و برم درد گرفت

ریسمان ها همگی مرد مرا می بردند

جبرئیل آه کشید و جگرم درد گرفت

با زمین خوردن من آل عبا خورد زمین

تا ابد طایفه ی پشت سرم درد گرفت

شاخ و برگ نبوی پشت در از بار افتاد

سیبی از باغ شریف پدرم درد گرفت

سر به مهر است و نفهمید کسی جز مسمار

وسط شعله کجای پسرم درد گرفت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در... محکم لگد زد! با وقاهت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در شد قتلگاهت!




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


یک درِ چوبی که میسوزد میان شعله ها

میخ های داغِ آن در از خودش سوزان تر است

پشتِ آن در فرض کن حالا که باشد مادری

از تمام دردها این درد بی درمان تر است

فکر کن با ضربه ای حالا همین در وا شود

کشتنِ بانوی خانه بعد از آن آسان تر است

از نوکِ مسمار خون میریخت بر روی زمین

دیدهء مسمار انگار از همه گریان تر است

فضه دستم را بگیر اما خودت تنها بیا

تو بیایی دردم از چشم علی پنهان تر است

کربلا وقتی اضافه بر مدینه می شود

روضه ها سوزان تر و دلهای ما ویران تر است

چشم تارش بین میدان کرد ثابت بر همه

از همه اهل حرم ارباب من عطشان تر است

شمر ، برخیز این گلو را خواهرش بوسیده است

پس بَرَش گردان که تیغ از پشت سر بُرّان تر است

گفت بالای سرش زینب ، چه شد پیراهنت ؟

پیکرت از آنچه میپنداشتم عریان تر است




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-فاطمیه


عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت

کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت

در ، کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد

فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت

خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود

تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت

هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت

شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت

روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن

حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت

شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است

فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتشی در خانۀ اهل کسا انداختند

ریسمان بر گردن شیر خدا انداختند

بدتر از آن ریسمان این بود که ، در پشت در

یاس هجده سالۀ او را ز پا انداختند

با لگد گیرم چنان انداختندش بر زمین

پیش چشم دخترش زینب چرا انداختند

فرصتِ آنکه سرش را خم کند پیدا نکرد

دست ، سمت صورت او بی هوا انداختند

دور از چشم علی فضه بیا امداد کن

با لگد هم طفل من را هم مرا انداختند

از علی شد هتک حرمت وقت مسجد بردنش

از سرش عمّامه از دوشش عبا انداختند

دیدنِ این چادر خاکی علی را می کشد

روی چادر چند تایی ردِّ پا انداختند

آتشی را کز درِ این خانه شعله می کشید

بعدها در خیمه های کربلا انداختند

دیدهء عباس روی نیزه ها پُر آب شد

دختری را بی هوا از ناقه تا انداختند

جان فدای آن سری که شامیان با سنگها

شرط بستند و ز رویِ نیزه ها انداختند

گشت آقایی میان خاکها با گریه گفت : ...

خاتمت بردند ، انگشتت کجا انداختند

 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


یاس مان را تبر آزرده خدایا چه کنم؟

بین معبر شده پژمرده خدایا چه کنم؟

دست خود را روی ریحانه ی ما کرد بلند

آن حرامی سیه چرده، خدایا چه کنم؟

تا به امروز کسی مادر ما را اصلا

آه، کوچک شده نشمرده خدایا چه کنم؟

مادرم... ام ابیها، جلوی چشمانم

وسط کوچه زمین خورده، خدایا چه کنم؟

نظرم بر رخش افتاد، دلم ریخت به هم

با رخی که شده خون مرده خدایا چه کنم؟

حس بینایی چشمان خدابینش را

دست سنگین کسی برده، خدایا چه کنم؟

علتش اشک من است این همه تکثیر شده؟

یا نه آیینه ترک خورده، خدایا چه کنم؟




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت وحی


هزار سال گذشت و هزار بار دگر

تو ایستاده ای آن جا  در آستانه ی در

تو ایستاده ای آن جا و در نگاه ترت

هزار شاپرک است و هزار جاده ی تر

هزار شاپرک گرد شمع حلقه زده

هزار جاده ی مشتاق قله های خطر

تن کبودت ، نیلوفری ز باغ " فدک"

دل بلندت شعری به اقتفای پدر

ربوده نیمه شبان عطر گیسوان تو را

هزار باد صبا با هزار شانه به سر

تو می روی و علی از علی غریب تر است

شبیه نام تو که از همیشه فاطمه تر

پس از غروب تو بی چشم تر نخواهد دید

یکی از این دو پسر را یکی از این دو پسر

کدام چشمه ی خورشید و آشیانه ی ماه

به جای روی تو می جوشد از خیال بشر؟

کدام حادثه جز کوچ تو حریف علی ست ؟

بگو کدامین غربت؟ بگو کدام خبر ؟

بگو که زنده ای و سوی ما نظاره گری

دل مرا به بقیعت نه ...تا خود "تو" ببر

هنوز هم که هنوز است این قد خم توست

که ایستاده همان جا ... در آستانه ی در...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


من و این داغِ در تکرار مانده

من و این آتشِ بیدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بینِ در و دیوار مانده




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


درس کرامت پیش او حاتم ببیند

درس حیا و مادری مریم ببیند

إنسیة الحوراست و قطعا محال است

کُنه کمالش را بنی آدم ببیند

تا پای جان پای امامش ماند زهرا

حیدر سپر دارد همه عالم ببیند

آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت

حالا هجوم چند نامحرم ببیند

با میخ و آتش داده شد اجر رسالت

باید بیاید حضرت خاتم ببیند

در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه

از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند

دیگر حسن در خواب مادر را همیشه

با صورتی نیلی و قدی خم ببیند

از غربت کوچه غم گودال پیداست

**

جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند

بین حرامی ها سر عمامه دعواست

حالا تصور کن که مادر هم ببیند

ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟

زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟

 




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


غم های من از ضربت میخ است به دیوار

آن میخ که پرهای تو را بست به دیوار

این کوچه درِ باغ بهشت است و به ظاهر

خورده است چنان کوچه ی بن بست به دیوار

هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست

اما اثر سیلیِ در هست به دیوار

از کوچه به خانه دو قدم بوده و‌مادر

صدبار در این فاصله خورده است به دیوار

با قد خمیده کسی از دور می آید

یک دست به پهلو زده یک دست به دیوار




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


بگذار نیاید به دهانِ در و دیوار

در پرده بماند جریانِ در و دیوار

تا اینکه نبیند پسرش٬میخ دری را

صد بار قسم داده به جانِ در و دیوار

شرمنده ولی آه چه مانده است از این یاس

بین لگد و میخ و تکانِ در و دیوار

در پاسخ اینکه چه گذشته است به زهرا

بند آمده یک عمر زبانِ در و دیوار

این بوی بهشت است که در کوچه می آید

از سینهٴ یک غنچه میانِ در و دیوار

باید بنویسد پس از این واقعه٬ تاریخ

غم های علی را به توانِ در و دیوار




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت-هجوم به بیت ولایت-به یاد شهدای دفاع مقدس


دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت

هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت

دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد

محراب می نالید؛منبر داشت می سوخت

جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود

جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت

آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد

باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت

یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست

ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت

آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد

عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت

سربند یازهرای محسن غرق خون بود

سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت

باید به یاران شهیدم می رسیدم

خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت

برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست

در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت

دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند

گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت

شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه

دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت

ما عشق را پشت در این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 10:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت-هجوم به بیت ولایت


بی سرپناه آمده ام یاوری کنی

حال و هوایِ شعر مرا کوثری کنی

لطف تو هست شامل حالم... ببین که باز

محتاج آمدم که گدا پروری کنی

زهرا(س)‌ شدی که نور٬ تو را بندگی کند

اصلا قرار بود که روشنگری کنی

میدانِ رزمگاهِ تو شد بینِ شعله ها

چون ذوٱلفقار٬ رفته که جنگاوری کنی

ترسی نداشتی ز غلاف و در و هجوم

وقتش رسیده بود که پیغمبری کنی

شش ماهه پر کشید... بیا فضه! زودتر...

باید برای مادرمان مادری کنی

طرزِ دفاعِ تو چقدر عاشقانه بود

باید که بر زنانِ جهان سروری کنی

وقتش رسیده روضه بخوانی و غرقِ اشک

فکری به حالِ پیرهن و معجری کنی!




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 10:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت-هجوم به بیت ولایت-گریز ششماهه کربلا


زهرا برای حضرت حق آفریده شد

پیش از وجودِ خلقِ خداوند دیده شد

سیب بهشت، آمدنش را بهانه بود

روحش به احمد از نفس حق دمیده شد

زهرا که بود؟ نور جلالیِ تحت عرش

از شاخسار قدس ثمر داد و چیده شد

احمد که گفت اُمِّ ابیهاست فاطمه

یعنی فضائلش چو محمّد حمیده شد

چندی گذشت تا که نسیم وصال او

سمت علیِ عالیِ اعلا وزیده شد

طوبای فاطمه که ثمر داد ناگهان

باد خزان گرفت و وجودش تکیده شد

گل بود و حیف ساقه ی او را لگد زدند

سیلی که خورد حوریه، رنگش پریده شد

وقتی هجوم برد سقیفه به خانه اش

در را شکست روی سرش، قد خمیده شد

شش ماهه داشت، میخ در او را شهید کرد

شش ماهه ای شهید برای شهیده شد

هر جا رسید روضه به محسن، بگو حسین

با تیر حرمله سر اصغر بریده شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت محسن بن علی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/7 | 04:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-روضه حضرت زهرا س


پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه

شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه

حمد شفا برام بخوانید نیمه شب

دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه

آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین

وضعیت خراب دلم را نگاه! آه

عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ

فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه

بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار

بگذار تا که ناله زنم باز، آه... آه...

لا یمکن الفرار...، شدم خسته سَیّدی

بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه

من را ببخش تا که علی شادمان شود

دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه

از غربت علی و غم حضرت بتول

باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه

نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند

وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه

طوری زدند که همه دیدند فاطمه

پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه

با چکمه هایشان چقدر این حرامیان

رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/10/22 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه ی صدیقه ی اطهر پناه اولیاست

چشم امید تمام انبیاء بر این سراست

بر در این خانه رفتن کار ختم الانبیاست

فاطمه دلبستگیِ شیر مردان بود... حیف!

خانه ی زهرا پناه بی پناهان بود... حیف!

 

آتش دنیاپرستان شد از این در شعله ور

در میان قبر شد قلب پیمبر شعله ور

شد دل شیر خدا از داغ همسر شعله ور

هتک حرمت شد به قرآن، کوثری در شعله رفت

پیش چشم اهل خانه مادری در شعله رفت

 

خصم پای درب خانه پافشاری می کند

مادر ما داغ دیده بی قراری می کند

این وسط مسمار در هم کج مداری می کند

با لگد در جابجا شد، پهلوی زهرا شکست

بار شیشه داشت مادر، دشمنش آن را شکست

 

داغ روی داغ، پیوسته شده، فضه بیا

دست های مرتضی بسته شده، فضه بیا

بازوان فاطمه خسته شده، فضه بیا

از فشار درب زهرا هستی اش را باخته

گل میان دود و آتش غنچه را انداخته

 

سینه ها آتش گرفت از رفتن شش ماهه ای

وای از بی تابی و آشفتن شش ماهه ای

کربلا، در قلب بابا خفتن شش ماهه ای

در حقیقت هر چه شد بین در و دیوار شد

ریشه ی تیر سه شعبه، تیزی مسمار شد 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/6 | 11:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


نادیده گرفت ، حرمت باران را

در بند کشید ، غیرت طوفان را

آن سنگ دلی که باغ را آتش زد

هم پنجره را شکست هم گلدان را




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/12/3 | 07:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


 جـایِ سیلی بـر رُخ مـاهت نشست

بشکـنـد دستی که بـازویت شکست

تـا قیامت مورد لـعـن خـداست

آن که راهـت را میـان کوچه بـست

 




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/12/2 | 12:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ای روزگار چند صباحی به کام باش

 بر زخم ما به جای نمک التیام باش

جمعیتی رسید ز دارالنّفاق شهر

 روح الامین مراقب دارالسّلام باش

فریاد بی طهارت نامحترم خموش

 پشت در است طاهره با احترام باش

این هیزم از کدام جهنم رسیده است

 ای در مسوز مثل دلم، با دوام باش

اینجا "خلیله" در وسط شعله مانده است

 یا نار بهر فاطمه "برداً سلام" باش

ای آهنی که کوره ی هیزم چشیده ای 

 دور از محل بوسه ی خیرالانام باش

حالا که داستان فدک ناتمام ماند

ای شعر پس تو هم غزلی ناتمام باش




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/22 | 08:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


سخت است پیش چشم تو مادر بیفتد

مادر بیفتد ، سوره ی کوثر بیفتد

لنگ است کار خانه وقتی که نود روز

خانومِ خانه گوشه ی بستر بیفتد

از هُرم آتش هم اگر پلکی بسوزد

سخت است اشک از چشم های تر بیفتد

شیر خدا باشی و بند غم به دستت

شرمنده خواهی شد اگر همسر بیفتد

اصلا تصوّر کن خودت را جایِ مولا

پیشّ نگاهت یاسِ پیغمبر بیفتد

یا نه تصوّر کن خودت را جایِ بی بی

روی زمین افتاده باشی، ... دَر بیفتد

پائین گرفته صورتش را که مبادا

چشمش به چشمانِ تَرِ حیدر بیفتد

**

دختر به مادر می رود، پس این طبیعی است

یک روز هم در کوچه ای دختر بیفتد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/22 | 06:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


داده ست نام فاطمه ، داور به زهرا

داده لقب صدیقه ى اطهر به زهرا

جنت همان توصیف اجمالى زهراست

جنت به کوثر وصف شد کوثر به زهرا

ام ابیهایی اش ام الانبیایى ست

باید بگویند انبیا مادر به زهرا

او سربلند امتحان هاى خدا بود

اینگونه شد بخشید تاج سر به زهرا

صبرش زبانزد بود حتى قبل خلقت

صبرى که داده جلوه اى دیگر به زهرا

به رشته هاى چادرش امید دارند

آنانکه محتاجند در محشر به زهرا

ماندم بگویم رفته زهرا به پیمبر

یا که بگویم رفته پیغمبر به زهرا؟!

در سیر معراجى خود در آخر راه

زهرا به حیدر میرسد حیدر به زهرا

خدمت به مولا هم همان خدمت به زهراست

در اصل خدمت میکند قنبر به زهرا

یعنى همه محتاج زهراى بتولیم

وقتى توسل میکند رهبر به زهرا

زهرا براى ما همیشه مادرى کرد

خیلى بدهکار است این کشور به زهرا

تا فیض از دامان معراجش بچیند

سر میزند هر صبح پیغمبر به زهرا

وقتى پیمبر بود در شهر مدینه

عرض ادب میکرد حتى در ، به زهرا

تازه رسول الله را از دست داده

اما چو کوهى روى پایش ایستاده 

زهرا ستاره ، ماه ، زهرا آفتاب است

یک مصطفاى دیگرى زیر نقاب است

جبریل نازل میشود با وحى بر او

او نیست پیغمبر ولى صاحب کتاب است

مهریه اش آب است آب زندگانى

دنیاى لب تشنه فقط دنبال آب است

زهرا حکیمانه ست جنس اعتراضش

زهراى مرضیه سوالش هم جواب است

زهرا به ما آموخته پاى ولایت

از آبروى خود گذشتیم آن حساب است

چه آبرویى!!! گر به کار دین نیاید؟!

این آبروها بیشتر نوعى حجاب است

خانه به خانه در زدم پاسخ ندادند

بیگانه بیدار است اما دوست خواب است

در راه قرآن کندرو بودن چه حاصل

به نص قرآن راه قرآن با شتاب است

نه حرف من ، نه حرف تو ، نه حرف مردم

در دین ما حرف "على" فصل الخطاب است

تضعیف حزب الله جائز نیست , زیرا

هر جا که حزب الله باشد فتح باب است

در سینه اطفال ما عکس خمینى ست

این رویش نسل جدید انقلاب است

ایران ، یمن ، لبنان، فلسطین... در همه جا

پرچم به دست بچه هاى بوتراب است

ما را دعا کن باز با دست شکسته

ما را دعا کن که دعایت مستجاب است

هر که در این خیمه نشسته کار دارد

با مادر پهلو شکسته کار دارد

باید طریقت  هم ابوذر وار باشد

هم بینش مقداد یک مقدار باشد

ما این طرف یا آن طرف در دین نداریم

باید فقط "معیارِ حق" معیار باشد

باید به روى ماذنه حق را بیان کرد

باید بلال شهر هم عمار باشد

فرقى ندارد نخل یا منبر، على دوست

باید زبان میثم تمار باشد

دم میزند هر لحظه از حق و حقیقت

حتى اگر منصور روى دار باشد

انصار بودن یا نبودن اسم و رسم است

آنکس ز انصار است که بیدار باشد

دنیاطلب دین را به دنیا میفروشد

اى واى اگر دیندار دنیادار باشد

گنجش به فردى میرسد رنجش به جمعى

هر وقت اشرافى گرى در کار باشد

دیگر نمیخوابد گرسنه طفل مردم

گر سلک ما " الجار ثم الدار " باشد

از حرف حق خسته نخواهد گشت زهرا

حتى اگر بین در و دیوار باشد

کتمان نخواهد کرد حق مرتضى را

هر چند بین سینه اش مسمار باشد

مردم ! همیشه گل گل است و خار خار است

گیرم دوروزى گل کنار خار باشد

این قافله ترسى ز گمراهى ندارد

وقتى ولایت قافله سالار باشد

مرد و زن ما یک به یک سردار جنگند

دشمن غلط کرده پى سردار باشد

از یاوه گویى هاى دشمن بیم !! هرگز

وقتى شهادت هست پس تسلیم!! هرگز 

مردى یگانه بود و بانویى یگانه

آهسته میرفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو ، پا به پا ، شانه به شانه

سر میزدند انصار را کوچه به کوچه

در میزدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

واى از زمانه ،واى از دست زمانه

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

وقتى عزادار رسول الله بودند

از درب خانه میکشید آتش زبانه

آتش زدند این لانه را حتى نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

در باز شد وقتى که زهرا پشت در بود

دخت نبى افتاد بین آستانه

دستى ورم کرده ست و دستى هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتى نگاهى هم به پهلویش نینداخت

محو على بود عاشقانه ، عارفانه

دامان در میسوخت ، اما داشت میسوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب هاى جمعه فاطمه بالاى گودال

با ناله ، آنهم ناله هاى مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد اى داد بیداد

نور دو عینم کشته شد اى داد بیداد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


علی بهانه شد و ضربه خورد بازویت

دری شکست در آن دم، فتاد بر رویت

شرار آتش ظلم زمان زبانه کشید

رسید آتش نمرودیان به گیسویت

جراحتی است به روی پرت از آن ایام

نشانه ای ز ملاقات میخ و پهلویت

"هوا ز جور مخاف چو قیرگون گردید"

نشست سایه ی دستی سیاه بر رویت

سه ماه روی گرفتی درون خانه ی خود

ندید دیده ی مولا جمال دلجویت ...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد

فاطمه مادر دلسوز محمد می شد

گاه با تیغ زبان یک تنه حیدر بود و

گاه در خواندن خطبه خود احمد می شد

برساند به نبی، یا به علی، یا زهرا؟

حامل وحی در این بیت مردد می شد

چه یتیم و چه اسیر و چه فقیر و مسکین

بهره مند از کرمش هر که می آمد می شد

چادر فاطمه از گبر مسلمان می ساخت

لاابالی درِ این خانه مقید می شد

پشت این در ملک الموت سه بار اذن گرفت

آتش و دود به اذن چه کسی رد می شد؟

چه گذشته است مگر در پس این در؟ که علی -

حرف در می شد اگر، حال دلش بد می شد

پاره ی جان نبی داشت به همراه پسر

روزی از کوچه ی شهر پدرش رد می شد

ناگهان شیشه ی عمر پسر افتاد و شکست

وسط کوچه همان شد که نباید می شد

مانده ام! دشمنش آخر چه گره داشت مگر؟

وا نمی شد اگر اینگونه نمی زد؟... می شد!

کاش می آمد و با کندن بنیان ستم

بانی ساختن مرقد و گنبد می شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از در نمی گویم که تقصیری ندارد

جز سوختن این چوب تقدیری ندارد

در بشکند نجار از نو می تراشد

دل بشکند انگار تعمیری ندارد

گاهی لگد آنقدر محکم می شود که

در تا شروع روضه تاخیری ندارد

قانون در، پهلوی مادر، قدّ حیدر

غیر از شکستن فعل تعبیری ندارد

جنگ است و در مرز میان خیر و شر است

اما علی اینبار شمشیری ندارد

باید کسی خود را سپر می کرد و زهرا

جز آیه ی بازوش تفسیری ندارد

دشمن اگر یاغی است پس  باید ادب کرد

دیوانه را وقتی که زنجیری ندارد

از کربلا شش ماهه ای اینجاست، دشمن

جز میخ در زهدان خود تیری ندارد

شاعر ندارد واژه ای این درد را و

این پرده را نقاش تصویری ندارد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


گیرم آتش به جفا، در که نباید می سوخت

آشیان سوخت ، کبوتر که نباید می سوخت

آتش اینبار گلستان نشد انگار ولی

باغ و بستان پبمبر که نباید می سوخت

کینه دارند اگر مردم شهر از پدرم

وسط حادثه مادر که نباید می سوخت

آتش افتاد در این مزرعه، گندمها سوخت

همه ی حاصل حیدر که نباید می سوخت

زیر خاکستر در شعله گرفت آتش باز

خیمه ها سوخته ،معجر که نباید می سوخت

ظهر اگر سوخت برادر وسط معرکه ، عصر

چادر خاکی خواهر که نباید می سوخت

از تنور آمده بابا وسط تشت ، ولی

اینقدر هم دل دختر که نباید می سوخت

نه فقط شمع نه پروانه که در این آتش

سوخت از غصه دل هرکه نباید می سوخت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/11/20 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-تیغ شمشیر-مسمار در--تیر سه پر


اى تیغ همیشه بى خبر مى آیى

یك روز به شكل میخ در مى آیى

امروز تو شمشیرى و فردا قطعا

درقالب یك تیر سه پر مى آیى

***

یك مرتبه كم شتاب باشى خوب است

با قاعده با حساب باشى خوب است

فكر دل فاطمه نبودى اما

فكر جگر رباب باشى خوب است

***

اى تیغ همین قَدَر نمى فهمى نه

فرق پدر و پسر نمى فهمى نه

آن روز چه قدر گریه كردم گفتم

زن آمده پشت در،نمى فهمى نه؟

***

ماندم كه چرا تو با غضب مى رفتى

این گونه سوى شاه عرب مى رفتى

آن روز كه میخ  بودى اما اى كاش

از پشت در خانه عقب مى رفتى




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، حضرت علی اصغر(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/5 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


روضه خوان پایش زمانی که به منبر باز شد

گفت وای از لحظه ای که ناگهان در  باز شد

روضه را می خواست سر بسته بخواند هر چه کرد

تا که حرف از ضرب سیلی آمد آخر باز شد

گفت دستان علی را مردمی بستند که

صد گره از کارشان با دست حیدر باز شد

ما در و دیوار را تنها شنیدیم و حسن

دید در را با چه شدت سوی مادر باز شد

کاش می بستند در کوچه حساب کینه را

آن چه از من کنت مولای پیمبر باز شد

روضه خوان از دود کوچه سرفه کرد و آب خواست

راه گودال اینچنین از روی منبر باز شد 




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1394/12/22 | 02:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت-هجوم به بیت ولایت-شب شهادت


ای زمین خوردۀ آسمانی

ای بهارِ اسیرِ خزانی

مادر از حال و روز تو پیداست

چشم پوشیدی از  زندگانی

پشت این خانواده به کوه است

تا تو هستی و آرام جانی

دوست دارم کنارم بمانی

حیدرت آشنایی ندارد

زخم روحش شفایی ندارد

بعد از آن اتفاقی که افتاد

چشم تو روشنایی ندارد

از زمانی که در بستری تو

سفرۀ ما صفایی ندارد

بی تو اصلاَ چه آبی چه نانی

مثل پروانه افروختی تو

صبر را از که آموختی تو

در ز تو شرم دارد ز بس که

دیده بر میخ در دوختی تو

فضه می داند این را که مادر

تا چه حد پشت در سوختی تو

کاین چنین خسته و ناتوانی

مادرم بود و ستر و عفافش

کعبه مشتاق و گرم طوافش

مادرم بود و غم بود و کوچه

قنفذ آمد به عزم مصافش

تیغ خود را کشید از نیام و

زد به بازوی او با غلافش

پیر شد مادرم در جوانی

نیست نامرد الّا مغیره

قاتلِ تک تک ما مغیره

وای بر من که در کوچه ها شد

مادرم روبرو با مغیره

بود چشمم به رخسار مادر

دیدم آن صحنه را تا مغیره ......

ضربه زد چهره شد ارغوانی

از سرِ غیظ و پستی تو را زد

مثل شیشه شکستی تو را زد

راه را بر تو سد کرد و حس کرد

بی کس و یار هستی تو را زد

بین کوچه غرورم لگد شد

تا مغیره دو دستی تو را زد

گفت پاشو اگر می توانی

زیر بار خجالت خمیدم

ناسزا گفت واضح شنیدم

بی هوا زد به روی تو سیلی

دست آن بی حیا را کشیدم

پا شدی از روی خاک کوچه

کاش میمردم آنجا که دیدم

خاک از چادرت می تکانی

مادرم غصه بسیار خوردی

سیلی از دست کفار خوردی

طعنه و نیش دشمن کمت بود

پشت در نیش مسمار خوردی

آنچنان زد لگد روی در که

هم ز در هم ز دیوار خوردی

سوخت خانه به دستور ثانی

زمزمه روی لب داری یارب

مادرم ظاهرا خوبی امشب

خنده آمد به لبهای بابا

خانه با دست تو شد مرتب

علتش چیست امشب فقط که

خیره سمت حسینیّ و زینب

داستان را کجا می کشانی؟

هم شکسته پر و بال رفتی

هم به دل مانده آمال رفتی

تا وصیت کنی چند دفعه

از مدینه به گودال رفتی

با سفارش برای حسینت

لحظۀ آخر از حال رفتی

ظاهرا فکر شمر و سنانی

اشک در چشم تار تو لرزید

روی روی کبود تو غلطید

مادرم حس دلواپسی را

در دو چشم ترت می شود دید

از نگاهت به دست حسینت

می شود نکته را خوب فهمید

فکر انگشتر و ساربانی

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شب شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : شنبه 1394/12/22 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بیداری اسلامی-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


منبر توحید ذاتا وامدار فاطمه است

حامل وحی است و وحی از آبشار فاطمه است

هم نبوت هم امامت در مدار فاطمه است

بهترین اوصاف رب در انحصار فاطمه است

لافتی تصدیق الا ذوالفقار فاطمه است

تا نوشتیم از خدا آیات كوثر جلوه كرد

نام زهـــرا آمد و الله اکبــر جلـوه کرد

عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد

گاه دختر جلوه کرد و گاه مادر جلوه کرد

نور خاتم جلوه ای از شاهکار فاطمه است

شهپر جبریل با رخصت از این در ، شد بلند

خاکبوسی کرد فضه ، عاقبت  زر ، شد بلند

تا به پای حضرت صدیقه با سر شد بلند ...

رتبۀ ایمان سلمان صد برابر شد بلند

این مقام ویژۀ خدمتگذار فاطمه است

هست  زهرا "قاب قوسینِ " مصلای علی

جانماز فاطمه است عرش معلای علی

این علیِ فاطمه است و اوست ، زهرای علی

روی گردنبند زهرا نام زیبای علی

... روی سربند علی نقش و نگار فاطمه است

دین ، بدون فاطمه نوعی لطیفه سازی است

از تن سرزندۀ اسلام "جیفه سازی " است

ننگ بر فکری که دنبال خلیفه سازی است

رهبری با شیوۀ شورا سقیفه سازی است

رهبر زهرایی ما افتخار فاطمه است

درد ما این است دین بازیچه تزویر شد

واژۀ تکلیف ، ذبحِ واژۀ تدبیر شد

دیدی آخر غفلت بسیار دامن گیر شد

آی حزب الله برخیزید ، آقا پیر شد

تحت فرمان ولی بودن شعار فاطمه است

خسته ایم از زُهد تو خالیِ دنیا دوست ها

خسته ایم از طرز اسلام اروپا دوست ها

وای از لبخند استکبار دون ، با دوست ها

از خطاب تندرو گفتن ، به آقا دوست ها

این میانه رو  شدن ها انکسار فاطمه است

لشکر اسلام در خیبر ، توکُـل بایدت

سوریه ، لبنان ، یمن ، دست توسُل بایدت

اربعینی در ریاضت ها تکامُل  بایدت

تا چهل ساله شدن قدری تحمـُل بایدت

اربعین انقلاب ما بهار فاطمه است

رفت زهرا پشت در ، در با شتاب آتش گرفت

در هجوم تیرگی ها آفتاب آتش گرفت

شعله ها بالا که میرفتند آب آتش گرفت

فاطمه می سوخت اما بوتراب آتش گرفت

این وسط مسمار خونی اشکبار فاطمه است

آتش افروزان پر پروانه را انداختند

عده ای با پا در کاشانه را انداختند

پیش دختر مادری ریحانه را انداختند

پیش مادر نیز مرد خانه را انداختند

مرتضی با دست بسته بی قرار فاطمه است

عاقبت تابوت تشییع بدن آماده شد

فاطمه کم کم برای پر زدن آماده شد

زینبش با دیدن آن سه کفن آماده شد

عاقبت هرطور بود این پیرهن آماده شد

کربلا دعوا سر این یادگار فاطمه است

می رسد بالای گودال و زمان می ایستد

مادرش می آید و نبض جهان می ایستد

خواهرش بالای تل سینه زنان می استد

شمر بر روى جسمی نیمه جان می ایستد

ناله ای می آید آه غصه دار فاطمه است




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، امام خامنه ای(حفظه الله)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات