حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


ﺗﺎ ﮐﻪ ﺧﻭﺍﻧﺪﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﭘﺪﺭﺕ ﺟﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺳﺨﻨﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻋﻈﻢ ﺑﻮﺩﻩ ست

ﻓﻀﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﻭﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺕ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﭼﺎﺩﺭﺕ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻔﺮ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ

ﺁﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺩﺭ و ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺷﺒﯿﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺒﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﺤﺴﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻮﭼﻪ ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﻧﺒﯽ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﻧﺎ ﺍﻣﻨﯽ ﺷﺪ...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-زبانحال امام زمان(عجل الله فرجه(


عرش را اوجی اگر باشد مقام فاطمه است

نه فلک، فرشی مرصع زیر گام فاطمه است

حرمت دین خدا در احترام فاطمه است

راه و رسم مادری، الحق مرام فاطمه است

اشک ما، در فاطمیه خود دلالت داشته

لفظ "مادر" گفتن شیعه اصالت داشته

ذکر صدیقه، دهان ها را معطر می کند

خطبه اش را شیعه ی بیدار از بر می کند

نور او قبر و قیامت را منور می کند

رنج هایش دیده ی ایوب را تر می کند

ناله ی کروبیان از غصه های مادر است

گریه ی صاحب زمان امشب برای مادر است

مادرم از داغ حیدر در جوانی پیر شد

بعد هجده سال از این زندگانی سیر شد

در دفاعِ، از علی، با چل نفر درگیر شد

حرف حق زد، پاسخ او قبضه ی شمشیر شد

ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا

مادرم را زد مغیره پیش چشم مرتضا

داغ مظلومیت حیدر مرا آتش زده

گریه های زینب مضطر مرا آتش زده

آتشِ افتاده پشت در مرا آتش زده

ناله ی وامحسنت؛ مادر، مرا آتش زده

در تکانی خورد و از جسمت توان از دست رفت

با لگد، یک سوم ساداتمان از دست رفت

مادرم! یک روز آن مسمار را می آورم

هیزم جامانده ی کفار را می آورم

گوشوار و چادر گلدار را می آورم

ذوالفقار حیدر کرار را می آورم

آن دو را از قبر بیرون می کشانم عاقبت

انتقام سیلی ات را می ستانم عاقبت

فاطمه! رفتی و شد روز علی چون شب سیاه

می کشد آه فراق و می گذارد سر به چاه

تا تو را کشتند شد خون عزیزانت مباح

روز عاشورا، همین که آمدی در قتلگاه

دیدی آنجا، روی صحرا دست و پا می زد حسین

از حرم تا قتلگه، زینب صدا می زد حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/12/18 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دید دشمن فاطمه جان علی است

بلکه با جانش نگهبان علی است

گفت باید جان حیدر را گرفت

از علی دخت پیمبـر را گرفت

دیـد جـان مرتضی پشت در است

از امام خویش هم تنهـا تر است

پای تا سر بغض و خشم و کینه بود

کینه هایش کینۀ دیرینه بود

بغض حیدر شعله ور در سینه داشت

سنگ بود و جنگ با آئینه داشت

سنگ و آئینه نمیدانم چه شد!؟

آهن و سینه نمیـدانم چـه شد

آنقدر گـویـم که در بیت الـولا

قـل هــو الله گشت از قرآن جدا

آرزوی حیدر آنجا کشته شد

هم پسر هـم مادر آنجا کشتـه شد

بـر گلستـان ولایت تاختنـد

غنچه را با لاله پرپر ساختنـد

لاله زیر خار و خس افتاده بود

باغبان هـم از نفس افتـاده بود

ظلـم و طغیان تا قیامت زاده شد

این چنیـن مـزد رسالت داده شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 10:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


منم که گردش شام و سحر به دستم بود

ظهور و غیبت شمس و قمر به دستم بود

منم حبیبه ی حق بضعة النبی ، زهرا

کسی که ملک قضا و قدر به دستم بود

به من رسید جفایی که هستی ام را سوخت

از آن جفا سندی معتبر به دستم بود

فدک مگوی که از دادن و گرفتن آن

دلی شکسته و خون جگر به دستم بود

در آن زمان که به سیلی نوازشم دادند

 هنوز  جای  لبان  پدر  به دستم بود

نگاه مات حسن کشت و زنده کرد مرا

که وقت حادثه دست پسر به دستم بود

مغیره بازویم از ضرب تازیانه شکست

که وقت مرگ هنوز آن اثر به دستم بود

نظر به دست علی دوختند خلق ولی

در آن میانه علی را نظر به دستم بود

تن ضعیف کجا و چهل نفر ای کاش

توان و قدرت از این بیشتر به دستم بود

نمی گذاشتم او را کشان کشان ببرند

دوباره دامن مولا اگر به دستم بود

کشیدم آه به نفرین ولی علی نگذاشت

از آنکه امر حیات بشر به دستم بود

شکسته دست من افتاد دیگر از دستاس

اگر چه امر قضا و قدر به دستم بود

شبی که زینب من پیش بسترم خوابید

نگاه دختر من تا سحر به دستم بود

همیشه دست 'موید' گرفته ام از لطف

که مادرم من و چشم پسر به دستم بود 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


یک بار نه ، شدی تو گرفتار بارها

برخورد کرد سینه و مسمار بارها

دشمن مگر نَفَس نَفَست را شنیده بود

بد زد به استخوان تو انگار بارها

پهلو شکسته ، سینۀ ..... ، جای خود

سر ، ماند بین آن در و دیوار بارها

ممتد لگد به درب که زد سقطِ غنچه شد

اینگونه بود محنت و آزار بارها

یک بار نالۀ ابتایت بلند شد

گفتی کجاست حیدر کرار بارها

وقتی که استغاثۀ تو بی جواب ماند

پیچید ذکر مهدی اَت اینبار بارها

ماندی به زیر درب و ز روی تو رد شدند

آمد به خانه دشمن قدّار بارها

دیدی که دست حیدر کرار بسته است

دیدند ((یا علی)) ز تو بسیار بارها

دستت فتاد چون به کمربند مرتضی

بازو نشانه رفت ، ز کفّار بارها

شخصیت پیمبریِ تو به کوچه ها

تحقیر شد مقابل انظار بارها




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


داغش به دل مادرش آنکس که تو را زد

آتش به دل سوختۀ شیر خدا زد

نفرین خداوند برآن دست که ناگه

برصورت چون برگ گل مادر ما زد

خاموش شده خانه ما خیر نبیند

آنکس که لگد بر در این بیت ولا زد

بی مادرمان کرد میان در و دیوار

آنقدر که بر پهلویت از روی جفا زد

تا مادرم افتاد زمین ،رحم نکردو

یک ضربه به مادر زد و یک ضربه به ما زد

بدجور غرور پدرم خرد شد آنروز

تا دید که یک مرد به تو ضربۀ پا زد

حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن

داغی شد و آتش به دل آل عبا زد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد

چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد

چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را

گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد

اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود

دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد

به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش

ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد

هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز

ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد

نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار

ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد

مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود

قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


با فاطمه و علی کسی یار نشد

کس منتقد آن همه آزار نشد

در سوخت همه شعله ی آن را دیدند

دل سوخت ولی کسی خبردار نشد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-کوچه بنی هاشم-تشییع


از آنچه در دوجهان هست بیشتر دارد

فقط خدا ست که از کار او خبر دارد

یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود

اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای

کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته

میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد

محبت ولی الله درد سر دارد

کسی که شهر سر سفرۀ قنوتش بود

چگونه دست به نفرین قوم بردارد؟!

صدا زد: "اشهد ان علی ولی الله"

ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

زمان خوردن حق علی و اولادش

سقیفه است و احادیث معتبر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود

سیاستی که برایش علی ضرر دارد

کنیزِ بیت علی خاک را طلا می کرد

سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت

ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی

در آن محله که بسیار رهگذر دارد

بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست

زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

کشید و برد، زد و رفت، من نمی دانم

حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود؟

هنوز چادر او کار با بشر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن

غلاف کاش از این کار دست بر دارد

دهان تیغ دودم را عجیب می بندد

وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد

سپر ندارد اگر مادرم، پسر دارد

به شعله سوخت پرو بال مادر، اما نه

حسین هست، حسن هست، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است

در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع

که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود

که آه سوختگان بیشتر اثر دارد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم،  شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح - فاطمیه


نور با آینه وقتی متقابل باشد

ذره کوچکتر از آن است که حائل باشد

نور، زهراست و آئینه علی، ذره کجاست

که در این بین فقط عاطل و باطل باشد

برترین خلقت دنیاست،‌عجب نیست اگر

که علی نیز به زهرا متوسل باشد

رو به قبله ست همه عمر، خدایا! غلط است

قبله بایست به سمتش متمایل باشد

اگر این طرز نماز است که او می‌خواند

ترس دارم که نماز همه باطل باشد

دل محال است ولی عقل دلش می‌خواهد

بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد

یک نفر آمده در را به لگد می‌کوبد

پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد

نیمرخ می‌شود، انگار علی آمده است

ماه ، دیگر به دلش نیست که کامل باشد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از میِ بغض امیر المؤمنین ساغر زدند

با جسارت تازیانه بر تن کوثر زدند

شاهدم قول من آذاها فقد آذانی است

آن جنایت پیشگان سیلی به پیغمبر زند

مصطفی در باغ جنت دست بر پهلو گرفت

تا لگد بر پهلوی صدیقه ی اطهر زدند

قامت انسیة الحورا چو شد نقش زمین

طایران وحی بسمل وار دورش پر زدند

سینه ی محسن که از ضرب لگد آسیب دید

راست گفتم تیر بر حلق علی اصغر زدند

منبر پیغمبر اسلام وقتی غصب شد

گردن سادات را تا دامن محشر زدند

بود جرم او حمایت از علی آخر چرا

دیگر آن مظلومه را پیش روی حیدر زدند

خواست قلب سخت تر از سنگشان آید به رحم

بغض حیدر یادشان افتاد محکم تر زدند

فاطمه دنبال حیدر بود و دنبال سرش

چار کودک دست خود بر سینه و بر سر زدند

دست ناپاک سقیفه بر جنایت باز شد

تا قیامت کشتن آل علی آغاز شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/12 | 10:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


این گریز اول روضه است، در آتش گرفت

آنقدر هیزم فراهم شد گُذر آتش گرفت

در مقاتل مینویسد شعله از در هم گذشت

آنچنان که متنهای معتبر آتش گرفت

واژه ها دارند میسوزند پس حق می دهم

برگهای دفتر شاعر اگر آتش گرفت

دود از این ماجرا در چشمهای خلق رفت

تا ابد از این مصیبت خشک و تر آتش گرفت

این که میخ داغ با پهلو چه کرده جای خود

وای معجر بود ، اما موی سر آتش گرفت

گوش مادر سرخ شد از ضربت سیلی ولی

در روایت آمده آنجا پسر آتش گرفت

این خبر تا آسمان ها رفت شاید هم کسی

گفت با فطرس نبودی بال و پر آتش گرفت

آه  مادر را علی با اشکهای گرم شست

ریخت اسما آب را اما پدر آتش گرفت

ام کلثوم سه ساله سمت مادر می دوید

این گریز آخر روضه است ، در آتش گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/12 | 09:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه ای که شُده خاکِ سه امامش جبریل

خانه ای که نرسد بر سرِ بامش جبریل

خانه ای که به سویش بود قیامش جبریل

خانه ای که به درش بود سلامش جبریل

از درِ کهنه در بسته که خواهش می کرد

اهل آن را به در خانه سفارش میکرد

گفت با در نَفَسِ خانه مریض احوال است

چند روزی ست که از گریه کمی بی حال است

پدرش رفته و سهمش غم و آه و ناله است

گفت با در ولی افسوس که بداقبال است

ناگهان دید در،آن روز که غربت پر بود

سمت جبریل سر کوچه جماعت پر بود

تازه فهمید همان روز سفارشها را

تازه دانست دلیل همه خواهش ها را

دید در یک طرفش هیزم و آتش ها را

بعد از آن دید در آن بین کِشاکشِ ها را

خواست تا نشکند آتش چقدر غوغا کرد

خواست تا وا نشود ضربه ای آن را واکرد

چند ضربه که به در خورد زِ جایش اُفتاد

مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد

پدری آب شد از شانه عبایش اُفتاد

در آتش زده روی سر و پایش اُفتاد

رحم بر آن تنِ بی تاب نیاورد کسی

چادرش شعله ور و آب نیاورد کسی

رفت در کوچه کمر بندِ علی در دستش

تا جدایش بکند گفت بزن بر دستش

دخترش داد زد ای وای برادر دستش

خُرد شد قامت او از همه بدتر دستش

تا که آیینه ترک خورد علی را بردند

پیش دختر که کتک خورد علی را بردند

در آتش زده شد... خیمه و طفلان ماندند

وقتِ غارت شد و این جمع پریشان ماندند

دختران در وسطِ حلقه یِ دزدان ماندند

بی عمو بی سپر و بی سَر و سامان ماندند

خیمه های حرم از آتش شامی پُر شد

دورِ طفلان چقدر جمعِ حرامی پُر شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


لاله ها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود

هیچ کس در باغ ، مثل باغبان تنها نبود

یک مدینه دشمن و یک خانه بی فاطمه

بانوی آن خانه کس بجز زینب کبری نبود

روی سیلی خورده زهرا شهادت میدهد

از علی مظلوم تر مردی در این دنیا نبود

نیست جایز خانۀ کفار را آتش زدن

ای مسلمانان مسلمان بود زهرا، یا نبود ؟

ای جنایت کار ، ای بیدادگر ، رویت سیاه

اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود

مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی

بی حیا سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود

ریخت دشمن بر سر زهرا ، ولایت را ببین

بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود

من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی

سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد

جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود

آنچه برآل علی در کربلا یکسر گذشت

در سقیفه اتفاق افتاد ، عاشورا نبود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 05:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دستم به دامان کسی که بین کوچه

دستش جدا از دامن مولا نمیشد

جان علی مرتضی در مشت او بود

او را زدند و باز مشتش وا نمیشد

 

او آیه ی تطهیر بود و،دست ناپاک

دلخوش از اینکه زد به رویش رنگ نیلی

یک سنگریزه پیش اقیانوس هیچ است

هرچند قطعا درد دارد جای سیلی

 

او رازدند و نبض عالم تند میزد

نظم جهان با نبض او در ارتباط است

قنفذ خراج خویش را در کوچه پرداخت

با ضربه اش دیگر معاف از مالیات است

 

پیراهن پیغمبرش را برسر انداخت

با ناله هایش کوچه ها را زیر و رو کرد

هرچند بر رویش،خسوفی سرخ دارد

مهتاب ابر تیره را بی آبرو کرد

 

آیینه بود و باترکهای وجودش

در چهره اش تصویر نور مرتضی بود

بی اعتنا بر زخمهای پیکرخویش

او بیشتر فکر غرور مرتضی بود

 

یک مو نشد کم از سر مولای عالم

مولای ما را او به خانه باز گرداند

میخواست تا پیش علی باشد همیشه

اما ورق را تازیانه بازگرداند...

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


رعد و برقی زد و باران ستم غوغا کرد

جهل حاکم شد و آنروز خیانت ها کرد

گلّه ای آمده بودند علی را ببرند

در عوض بازی تقدیر چه با زهرا کرد

پشت در خواست که مانع شود و نگذارد

پای ظلم آمد و محکم زد و در را وا کرد

در، عقب آمد و تا اینکه به پهلوش رسید

میخ بی رحم زد و شاخه ی گل را تا کرد

بعد از آن مرد، نه... نامرد چنان زد که همان

لحظه دستش به روی صورت بانو جا کرد

صبر مظلومه ی تاریخ سرآمد انگار

ناله ای زد که در افلاک عزا برپا کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


چشمه در چشمه آتش آمده بود ، تا بجوشد به هرم  كوثر تو

چه غم از تازیانه های كبود ، آب و آتش گذشته از سر تو

مشت كردی صدای حیدر را، گریه ی بی صدای حیدر را

روی دیوار سینه می كوبید ، ذوالفقارش به جای حیدر تو

می كشیدی و می كشید زمین ، می كشیدی و می كشید زمان

نقشی از چادری زمین خورده، نقشی از دستهای آخر تو

كوه هم بود خرد می گردید، در طوافی كه دستهای تو داشت

می شدی دور و دورتر می شد، حجرالاسود مطهر تو

زخم ها می نشست و بر می خاست  ، چشمهای تو روی خاك افتاد

توی قاب نگاه زاویه دار ، تار شد عكس سایه ی سر تو

كوچه، سیلی، شكستگی، تحقیر ، ضربه ، دیوار ، گوشواره ، حسن

خاطراتی كه رفت بی نوبت ، از تماشای دیده ی تر تو

زخم می ریخت از سرا پایت ، شعله شد چشمهای دریایت

آمدی با خود آتش آوردی ، سر می انداخت تیغ باور تو

مسجد از پا نشست ، زانو زد ، كوچه دیوارهاش دل دادند

نور از راه آمد و شیطان ، تیغ انداخت در برابر تو

دست افتاده باز بالا برد، دست توحید را شبیه غدیر

باز دور سر تو می گردید ، مثل پروانه یارو یاور تو

مادر شعر های سرخ و كبود ، زخمی تیغ و بغض و آتش و دود

كاش از راه آسمان برسد، پسر خاكی دلاور تو




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


شیخ عباس روضه میخواند، روضه از خانه ای که در دارد

بیت احزان شعر را گفتم، پدری چاه در نظر دارد

در صدا خورد لحظه ای بعدش پسری سمت در روان میشد

مادرش گفت با هزاران غم:پسرم  صبر کن خطر دارد

بعد مادر به سمت در میرفت و در انگار داشت می لرزید

در ، تمامی غصه ام از اوست بگو دست از تو بردارد

پیش خود گفت دشمنی ظالم که علی مانده است و تنهایی

پشت در ماند مادری غمگین که بگوید علی سپر دارد

داد میزد پسر که تنها است به خدا مادرم در این کوچه

فکر میکرد داد و بیدادش ثمری میدهد , اثر دارد

بیعتی پشت ابر میماند و سیاهی به جای خورشیدی...

...مینشیند ولی نمیداند شب تاریک هم سحر دارد

**

آدمی را بگرد و پیدا کن که تنش پر ز زخم ها باشد

چون فقط اوست آنکه میفهمد چقدر زخم دردسر دارد

**

بعد از این شهر با تو ساکت شد و تو انگار گریه میکردی

مادرم,گریه را کمی بس کن که برای شما ضرر دارد

حال با اینکه از جراحت ها و نفس های سرد من گفتی

آه,این را بگو که از دردم پدرت تا کجا خبر دارد!؟




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روضه


نیازی نیست روضه سر بیاید

نباید روضه خوان دیگر بیاید

برای گریه، این ایّام کافیست

فقط گاهی صدای "در" بیاید




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر وقت حرف دیدن یارست لن هم هست

دل کندن از دلبستگیها، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

"در باغ اگر گل هست, پهلویش چمن هم هست"

وقتى که در باز است حرف باز کردن نیست

وقت گدایى که مجال ناز کردن نیست

پروانه بودن به همین پرواز کردن نیست

"گر خواستى پروانه باشى سوختن هم هست"

لازم نکرده هیچکس ما را نگه دارد

ما را دو عالم بس اگر مولا نگه دارد

سرمایه اى دارى بده زهرا نگه دارد

"زیرا که در این راه حتما راهزن هم هست"

هر وقت دردى هست , یا هر وقت آهى هست

از جانب معشوق ما حتما نگاهى هست

در کوله بار ما اگر بار گناهى هست

" اما خوشم, زیرا دعاى پنج تن هم هست"

داریم ما از دو برادر, هر چه را داریم

پس کربلا را از حسین و مجتبا داریم

گیرم مدینه بسته گردد,کربلا داریم

قبرحسین بن على قبر حسن هم هست

نامى که هر شب با توسل میبرم زهراست

مهر على را دارم و بالاسرم زهراست

من بچه این خانه ام,پس مادرم زهراست

" آرى به فکرم هست زهرا, دائما هم هست"

آتش گرفته گلشنى در پیش همسایه

خاکى شده چه دامنى در پیش همسایه

این را که دارى میزنى در پیش همسایه

" تازه پدر از دست داده, تازه زن هم هست"




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-درب خانه


 علی خبر درست کرد

برای خانه ی خودش دوباره در درست کرد

مدینه بود و کینه بود

در جدید را ز چوب های بیشتر درست کرد

به درد کوچه ها نخورد

اگرچه ذوالفقار را علی دو سر درست کرد

واین تمام فاجعه ست

سه ماه بعد رحلت نبی سپر درست کرد

ورفت کوفه خانه را

به کوچه ای ولی بدون رهگذر درست کرد

سپس برای احتیاط

برای خانه ی خودش علی دو در درست کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


نشسته ام که به دست آورم نگاهت را

به آسمان بزنم تا غبار راهت را

ز رو سیاهی من شب به شرم می افتد

سپید کن شب تاریک رو سیاهت را

چقدر گریه برایم نموده ای مادر

بمیرم این که نبینم من اشک و آهت را

کدام روضه بخوانیم و باز گریه کنیم

کدام روضه ی محبوب و دل بخواهت را

چقدر غیرت خورشیدیَت شکست آن روز

که ریسمان زده بودند دست ماهت را

میان کوچه تو را می زدند ای مادر

بمیرم اینکه علی دید قتلگاهت را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/18 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خانه ات را پیش مردم حرمتی دیگر نبود

اینچنین رفتار با تو امر پیغمبر نبود

در تمام قرن های قبل و بعد تو علی

کاری از رفتار آنها شرم آورتر نبود

گر مسلمان غریبی تو شد مرد یهود

صبر تو با دست بسته کمتر از خیبر نبود

صبر تو وقتی که دیدی همسرت را می زنند

انبیا را هم خدایی در خور باور نبود

در میان شعله ها می سوختی سر تا به پا

گر بلاگردان تو صدّیقه ی اطهر نبود

گشت مستثنای امر «لا فتی الّا علی»

بی تلاش فاطمه نامی ز تو حیدر نبود

گفت تا هستم، امیرالمؤمنین تنها علی است

نی که شوهر بلکه مولای من زهرا علی است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


نخواستم بنویسم که در خطر بوده ست

گلی که زیرلگدهای حمله ور بوده ست

به هر "در"ی که زدم باز ، باز شد روضه

دلم همیشه در این غصه"در"به "در" بوده ست!

چه شد که جوهرشعرم به رنگ نیلی شد

و سرخ شد رخش از این که بی خبر بوده ست!

قلم رها شد و اول نوشت اینگونه:

گلی که پاره ی جسم پیامبر بوده ست

پس از تمام سپس ها رسید آنجا که

هم او که جان نبی بوده پشت در بوده ست

نوشتم "آتش" و شعرم نسوخت ، این آتش

به لطف واژه ی "زهرا"ست  بی اثر بوده ست

برای کشتن محسن  بهانه ها این بود

همین که فاطمه مادر، علی پدر بوده ست !

دری توان علی را  گرفت و پرسیدم

مگر که از در خیبر بزرگتر بوده ست؟!

علی که قدرت یک  دست او میان نبرد

به قدر قدرت و زورچهل نفر بوده ست!

چگونه شد که سپر شدبرای او زهرا

علی همان که به هر جنگ بی سپر بوده ست

امیرتیغ دوسر طعنه  هافراوان خورد

ز مارها که زبان هایشان دوسر بوده ست!

و بیت بیت غزل شد شبیه یک کوچه

دلم گرفت و نوشتم علی اگر بوده ست...

**

قلم به دست من آمد دوباره ساکت شد

قلم نخواست بگوید که درخطر بوده ست

و نام قاتل او را میان قافیه ها

نشد بیاورد و گفت میخ در بوده ست!!!




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-درب خانه


در به او یا نه! که تکیه می کند مادر به در

رازهای سر به مهری گفته او آخر به در

زخم های بر تنش بسیار و با هر قطره اشک

آیه ای نازل شده از سوره ی کوثر به در

در جهان پیچیده عطرش،  نام او را خوانده اند

غنچه ای پرپر به دست بادهای دربه در

فاصله بین گل و دیوار کمتر می شود

اعتمادی نیست با یک ضربه ی دیگر به در

چشم های خانه گریان است ای خواهر کمی

پاک کن این اشک ها را زل بزن کمتر به در!

گرچه از پهلوی خونینش خجالت میکشد

شرم دارد از علی هربار با هر ضربه ، در




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


هنگام دردسر که گذر میشود شلوغ

درخانه بیشتر دم در میشود شلوغ

مادر جلوست دور پدر میشود شلوغ

این کوچه ها چقدر مگر میشود شلوغ؟

چندین نفر به زور دراین کوچه جا شدند

نمرودها مزاحم پروانه ها شدند

دریا خروش کرد تلاطم شروع شد

دوران جاهلیت مردم شروع شد

وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد

انگار کار آتش و هیزم شروع شد

در پشت در زبانه ی آتش که پا گرفت

دودش بلند شد همه جارا فرا گرفت

دربسته بود درشکنی ایستاده بود

در جنگ نور اهرمنی ایستاده بود

در بین خانه ممتحنی ایستاده بود

نامرد رو بروی زنی ایستاده بود

فریاد میکشید ولایت گرفتنی ست

با زور هم اگر شده بیعت گرفتنی ست

مشغول حرف بود که با پا به در زدو

صدیقه را مقابل مولا به در زد و

فهمید مانده پشت در اما به در زد و

همراه مادری پسرش را به در زد و

گل را گلاب کرد و بدستان خار داد

مسمار را به پهلوی زهرا فشار داد

فضه اگر نبود به دادش که میرسید؟

چادر به روی پیکر زهرا که میکشید؟

در بین شعله بانوی این خانه را که دید

محکم بصورتش زد و به سمت در دوید

این پاسخ سفارش عمر رسول بود

مولا به فکر حفظ حجاب بتول بود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/26 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم و بستر شهادت


آه، ای واژه ها بپا خیزید

شده وقت عزا بپا خیزید

رستخیز حماسه و درد است

هر که ساکت بماند نامرد است

مثل افلاک، مثل این عالم

بسرایید از غم و ماتم

ابرها پاره پیرهن شده اند

موج ها باز سینه زن شده اند

بادها گرم نوحه و زاری

شاخه ها دسته ی عزاداری

باغ ها لاله پوش، در گریه

جن و انس و وحوش در گریه

همه مشغول سوگ و زمزمه اند

روضه خوان عزای فاطمه اند

فاطمه کیست، زهره ی زهرا

فاطمه کیست، انسیه، حورا

فاطمه کیست، شهپر احمد

سوره ی قدر و کوثر احمد

فاطمه کیست، جان سادات است

مادر مهربان سادات است

کیست زهرا، یگانه ی عالم

مادر بی نشانه ی عالم

کیست زهرا، حبیبه الحیدر

روح مولا، غریبه الحیدر

فاطمه، زن، نه، مرد میدان است

ذوالفقار نبرد میدان است

فاطمه روی پای خود بوده

سِپَر مرتضای خود بوده

او که همتای شوهرش علی است

در خطر، جای شوهرش علی است

پای در آمد و به غم رو زد

نور حیدر به نار پهلو زد

پای در، روزگار آزردش

میخ ناسازگار آزردش

سر مستودع وجودش مرد

محسنش، لاله ی کبودش مرد

فاطمه پهلویش شکست، ولی

روی آستان در نشست، ولی

گفت: "حیدر مدد" ز جا برخواست

تکیه برخویش زد، ز جا برخواست

دید حیدر طناب پیچ شده

زحمات رسول هیچ شده

غیرت حضرتش به جوش آمد

شیر شد، باز در خروش آمد

گفت هر چند زخمی و زارم

از علی دست بر نمی دارم

دشمن بی حیای آلُ الله

خصم کفرآشنای آلُ الله

دید با اینکه مرتضا تنهاست

باز در کوچه حامی اش زهراست

دید او لشگری است تنهایی

فاطمه، حیدریست تنهایی

گفت قنفذ بیا و کاری کن

به امام سقیفه یاری کن

فاطمه در تنش توانی نیست

در وجودش ببین که جانی نیست

دست او را بیا نشانه بگیر

زیر آماج تازیانه بگیر

دل زهرا شکسته است، نترس

شوهرش دست بسته است، نترس

ترک رحم و مرام کن امروز

کار او را تمام کن امروز

دست قنفذ به سمت زهرا رفت

سمت بازو، غلاف بالا رفت

فاطمه نور دیده ی سادات

مادر غم چشیده ی سادات

بس که از آن غلاف دید گزند

بازویش شد شبیه بازوبند

دو سه ماهی حبیبه ی حیدر

با همین زخم خفت در بستر

مثل شمعی مذاب شد بی بی

از درون، زود آب شد بی بی

دو سه ماهی شده که این بانو

می رود راه با سر زانو

دو سه ماه است مادر زینب

سینه اش تیر می کشد هر شب

دو سه ماه است حضرت زهرا

روی خود را گرفته از مولا

دو سه ماهی حسین در خانه

گیسویش مانده است بی شانه

چشم هایش ز غصه می جوشد

آب با اضطراب می نوشد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/25 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


ﺍﺟــﺮ ﻭ ﭘــــﺎﺩﺍﺵ ﺭﺳـــﺎﻟﺖ، ﺷﻌﻠــﮥ ﺁﺫﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﯾـﻦ ﻫﻤـــﻪ ﺁﺯﺍﺭ، ﺣـــﻖ ﺩﺧــﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒـــﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﭼﻬـــﺮﮤ ﺍﻧﺴﯿــﻪ ﺍﻟﺤـــﻮﺭﺍ ﻭ ﺿــﺮﺏ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﻮ

ﻓـﺎﻃﻤــﻪ ﺁﺧـــــﺮ ﻣﮕــــﺮ ﻣﺤﺒـﻮﺑـــﮥ ﺩﺍﻭﺭ ﻧﺒﻮﺩ؟

ﻓﺎﻃﻤـﻪ ﻧﻘـﺶ ﺯﻣﯿـﻦ ﮔــﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﻣﻮﻻ‌ ﮔﻔﺖ ﺁﻩ!

ﺣﯿـﻒ! ﺣﯿـﻒ! ﺁﻧﺠـﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺣﻤﺰﻩ ﻭ ﺟﻌﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻤـﻪ ﺍﻋﻀـﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﺭﻫﻢ ﺷﮑﺴﺖ

ﻓﻀـﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﺪﻭ  ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳـﺮﺵ ﻣـﺎﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺸﮑﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺖ ﻣﻮﻻ‌ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩ

ﻏﯿـــﺮ ﺍﻭ ﮐــﺲ ﺭﺍ ﺗــﻮﺍﻥ ﯾـــﺎﺭﯼ ﺣﯿـــــﺪﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﻓـﺎﻃﻤــﻪ ﺗﻨﻬـــﺎﯼ ﺗﻨﻬـــــﺎ ﺩﺭ ﭘــﺲ ﺩﺭ ﺍﻭﻓﺘﺎﺩ

ﻫﯿـﭻ‌ﮐﺲ ﺟـﺰ ﻓﻀـﻪ ﺁﻥ ﻣﻈﻠـﻮﻣﻪ ﺭﺍ ﯾـﺎﻭﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﺭ ﻣﯿــﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﻤـﻪ ﺩﺷﻤـﻦ ﮐــﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ ﺯﺩﻧﺪ

ﺳﻨـﮓ‌ﺩﻝ‌ﺗــﺮ ﻫﯿــﭻ‌ﮐﺲ ﺍﺯ ﻗﻨﻔــﺬ ﮐــﺎﻓـﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﻗـــﺎﺗﻞ ﺑﯿــﺪﺍﺩﮔﺮ ﺑﺎ ﭘـﺎ ﺻـﺪﻑ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺷﮑﺴﺖ

ﺩﺭ ﻣﯿـــﺎﻥ ﺁﻥ ﺻــــﺪﻑ ﺁﺧــــﺮ ﻣﮕـﺮ ﮔﻮﻫﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﺑـــﺮ ﺗﺴــﻼ‌ﯼ ﺩﻝ ﺻـــﺎﺣﺐ‌ﻋــﺰﺍ ﮔُﻞ ﻣـﯽ‌ﺑﺮﻧﺪ

ﮔــﻮﯾﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠـــﺎ ﺯ ﻫﯿــﺰﻡ ﺩﺳﺘـﻪ‌ﮔـﻞ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩ!

مﯿﺜﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺼﺮﺍﻉ ﺭﺍ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﮐﻦ ﺑﺮ ﺑﯿﺖ ﻭﺣﯽ

ﺗـــﺎﺯﯾﺎﻧـﻪ ﺍﺣﺘـﺮﺍﻡ ﺳـﻮﺭﮤ ﮐـﻮﺛــﺮ ﻧﺒـﻮﺩ




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/25 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-دفاع از حریم ولایت


ﺍﮔﺮ ﺩﺷﻤﻦ ﮐﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﺯﻣﯿﻨﻢ

ﺭﺳﺪ ﻇﻠﻢ ﺍﺯ ﯾﺴﺎﺭ ﻭ ﺍﺯ ﯾﻤﯿﻨﻢ

ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ

ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻨﻢ

ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﮐﺲ ﻧﮑﺮﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ

ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﺩِﯾﻦْ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﯾﻨﻢ

ﺷﻮﺩ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﻮﯼ ﺍﻣﺎﻣﻢ

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻃﻔﻞ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ

ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﺍﯼ ﺍﺑﺮ ﺳﯿﻠﯽ

ﮐﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ

ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻤﻦ، ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻣﻌﯿﻨﯽ

ﻓﻘﻂ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﺪ ﯾﺎﺭ ﻭ ﻣﻌﯿﻨﻢ

ﺗﻨﻢ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ

ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ

ﺍﻟﻬﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﺳﺘﺖ ﻣﻐﯿﺮﻩ

ﺑﺰﻥ ﻣﻦ ﺩﺧﺖ ﺧﺘﻢ ﺍﻟﻤﺮﺳﻠﯿﻨﻢ

ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺯ ﺩﺍﻭﺭ ﻣﺮﮒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﻍ ﺁﻣّﯿﻨﻢ

ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺜﻢ ﺍﺯ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﮕﻮﯾﯽ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﻊ ﺗﻮ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺁﻓﺮﯾﻨﻢ




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 09:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.