حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند

اینگونه مقدّر شده سادات ببخشند

این روضۀ ناموسی و این قصۀ کوچه

تکرار مکرر شده سادات ببخشند

دیوار که تقصیر ندارد به گمانم

هر چه شده از در شده سادات ببخشند

مادر که زمین خورده و بابا که شکسته

ششماهه که پرپر شده سادات ببخشند

مظلومۀ دنیاست ولی قاتل زهرا

مظلومیِ حیدر شده سادات ببخشند

دل سوخت ازین غصه که بین همه تقسیم

ارثیّۀ مادر شده سادات ببخشند

ارثیّۀ پهلوی لگد خوردهء مادر

سهم علی اکبر شده سادات ببخشند

گهوارهء ششماهۀ زهرا به گمانم

وقف علی اصغر شده سادات ببخشند

سهمیّۀ  رخسار کبودش به خرابه

تقدیم به دختر شده سادات ببخشند

البتّه رسیده است به او ارث ، اضافه

چشمی که مکدر شده شده سادات ببخشند

ظلمی که به زهرا شده ، تکرار به نوعی

با زینب مضطر شده سادات ببخشند

در شام خدا داند و زینب که به نیزه

با سنگ چه با سر شده سادات ببخشند

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب شهادت


دل به جز فاطمه غمخوار نمی خواهد که

هر که شد والۀ او یار نمی خواهد که

باب حاجات همینجاست لبت را تر کن

حاجتت می دهد، اصرار نمی خواهد که

ما بدهکار تو هستیم ولی می دانیم

این طلبکار ، بدهکار نمی خواهد که

کعبه پوشیده سیاه از غم و یعنی که خدا

به غمت غیر عزادار نمی خواهد که

فدک از یک زن و فرزند گرفتن این قدر

کتک و سیلیِ بسیار نمی خواهد که

می شکافد به نسیمی ز وسط سینۀ گل

این فشار در و مسمار نمی خواهد که

ترس ، تنها ، سبب سقط جنین می گردد

پس لگد یا در و دیوار نمی خواهد که

چوبِ در ، بابت سوزاندنِ زهرا بس بود

هیزمِ بی حد و مقدار نمی خواهد که

تو که یک ضربه زدی مُرد علی در کوچه

نانجیب ، این همه تکرار نمی خواهد که

این جسارت ز نهان بودن قبرش پیداست

سند و مدرک و آمار نمی خواهد که

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 01:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


چشم در راه مانده ام ، مادر!

اشک را بی اراده می داند

غصه ی ما زداغ مرگت را

مادر از دست داده می داند

 

مادر از دست داده یعنی ما

-ما که قربان نام یار رویم-

مثل هر داغدیده ای، یارب!

"کاش" می شد سرِ مزار رویم...!

 

کاش می شد سر مزار بتول

با هیاهو می آمدیم، خدا...!

کاش چون کودکان بی مادر

به سر و سینه می زدیم، خدا ...!

 

اینک اما تفاوتی نکند!

بسته ایم عهد عشق با زهرا

از همین راه دور ، می خوانیم:

«السلام علیک یا زهرا»

 

السلام علیک یا امّاه

ازچه پاسخ نمی دهی؟ مادر!

گله دارم -به اذن تو- با «میخ»

شِکوِه دارم -به اذن تو- با «در»

 

آه... ای میخ در! بتول است این...!

از چه این قدر شعله ور شده ای!؟

آه... ای در! به این فشار عجیب،

قاتل مادر و پسر شده ای !!

 

آه... ای در! چگونه رویت شد!؟

چه کسی گفته خون به پای تو نیست!؟

میخ در! شرم کن ز اطفالش ...

"سینه ی حوریه" که جای تو نیست!

 

سینه ی حوریه ست جای حسن

سینه ی حوریه ست جای «حسین»

... نامِ «ارباب» آمده! برویم،

از همین جا به «کربلای حسین»

 

دست نامرد پای مرکب ها

نعل نو تا که بست، یازهرا

زیرپای ستور... در گودال...

استخوانها...شکست... یازهرا...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 12:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خونبار اگر نگاه پرُ ابر علی‌ست

این خاک، بدون فاطمه قبر علی‌ست

در معرکه‌های خندق و خیبر، نه

در کوچه عیان حماسۀ صبر علی‌ست




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 12:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


همین که شعله به پای تو بی امان پیچید

صدای ناله ی تو بین آسمان پیچید

نفس نفس زدنت پشت در عذابم داد

نسیم سوختنت سمت بی کران پیچید

به روی صورت تو شعله چنگ می انداخت

بهار بودی و در ناله ات خزان پیچید

بنا نبود که در، سمت پهلویت آید

ولی بسوی تو با یک لگد چنان پیچید ...

میان سینه ی تو میخ ، فاصله انداخت

میان پهلوی تو دردِ استخوان پیچید

چنان زدند که از روی شاخه بار افتاد

و در به روی سرت خورد و ناگهان پیچید

همین که زیر در خانه گیر افتادی

بسوی خانه ی من پای دشمنان پیچید

تو آن وقار نبودی که بر زمین بخوری

گمان کنم وسط کوچه پایتان پیچید

نشد برای تو کاری کنم فقط سلمان

تو را میان عبایم در آن میان پیچید




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


یاری ز که جوید؟ دلِ من، یار ندارد

یک مَحرم و یک رازنگهدار ندارد!

با دیدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ

با داغ دل لاله، کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیفتد

یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

**

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها

پیداست که دل دارد و، دلدار ندارد

در گلشن آتش‌زدۀ عصمت و ایثار

پرپرشدن غنچه که انکار ندارد

با فضه بگویید بیاید، که در این باغ

نیلوفر بیمار، پرستار ندارد

بر حاشیۀ برگ شقایق بنویسید:

گل، تاب فشار در و دیوار ندارد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-هجوم به بیت ولایت


منظومه ی عشق و مستی از کار افتاد

گردونه ی حق پرستی از کار افتاد

از بوسه ی تازیانه بر دست بتول

یک لحظه تمام هستی از کار افتاد

***

از  داغ  تو  من  تمام  دردم  زهرا

ای کاش به  خانه بر  نگردم  زهرا

کردی تو نود زخم  مرا  چاره ولی

یک زخم  تو  را  چاره نکردم  زهرا




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب-هجوم به بیت ولایت


عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است

رونق عشق است در دستانش از بس ساده است

نه فلک در گردش است از گردش دستاس او

اینكه دستش بر سر دنیاست فوق العاده است

بعد پیغمبر چه بیعت ها که نشکستند خلق

نان به نرخ روز خوردن سفره اش آماده است

روی دستانش ورم دارد به پهلو جای زخم 

باز هم با هر مشقت بر  سر سجاده است

هرکسی این روزها حال و هوایش روضه ایست 

خوش بحالش، عشق زهرا کار دستش داده است

**

با غم و اندوه و تب هر روز خلوت می کند

یک دل سیر اشک می ریزد، عبادت می کند

خسته از زخم زبان ها، بیت الاحزان ساخته

از غمش هر روز با پیغمبر شکایت می کند

تا مبادا خدشه ای بر دین کسی وارد کند

جان خود را هم شده، خرج ولایت می کند

یادشان رفته است این نامردها او کوثر است ؟؟

هر كسی از راه می آید جسارت می كند

هرچه باران بر زمین می بارد از اندوه اوست

غربتش را با جهان با اشك قسمت می كند

جان محض است او و حتی روح سربارش شده

لاجرم روح از تن او رفع زحمت می كند

**

روضه اما می رسد با چشم های تر به در

وای از آن وقتی كه زهرا می رسد آخر به در

طاقتش در پشت در هر بار كمتر می شود

دشمنان  هربار می كوبند محکم تر به در

یاس تا پرپر شود آیا لگد كافی نبود؟

كاش می كردند فكر شعله را از سر به در

خواست تا از سینه اش در را جدا سازد ولی

آه، قنفذ با لگد زد ضربه ای  دیگر به در

فاطمه رفت و علی یک عمر حسرت خورد که

كاش می كوبید یك مسمار كوچك تر به در

**

بر مداری گیج می گردد جهان تا روز حشر

در هوای مدفن زهراست دنیا در به در




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


شیطان به بیت حی تعالی چه می کند ؟

آتش به گرد خانۀ مولا چه می کند ؟

از باغ خلد دود چرا می شود بلند ؟ 

بر روی حور ، سیلی اعدا چه می کند ؟

رویش سیاه گردد و دستش شکسته باد

قنفذ کنار خانۀ مولا چه می کند ؟

دارالزیارۀ نبی و آستان وحی

ای وای من ، مغیره در آن جا چه می کند ؟

گیرم رواست سوختن خانه ، میخ در

در سینۀ شکستۀ زهرا چه می کند ؟

باید ز تازیانه بپرسم که در بهشت

آثار خون به قامت  طوبی چه می کند ؟

زن در میان خانه و مرد غریب او

با دست بسته و تن تنها چه می کند ؟

در بیت وحی ، حرمت یاسین به زیر پا

یک لحظه بنگرید که طاها چه می کند ؟

گل ها ز غم  فسرده و پروانه منتظر

شمع ز پا فتاده به صحرا چه می کند ؟

با بودن دو داغ بر او گریه گشته منع

 (میثم) ببین به فاطمه دنیا چه می کند




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-هجوم به بیت ولایت


ز بس كه از بدن خوناب رفته

همه گویند جسمش آب رفته

بریزد اشك راحت تر زمانی

كه بیند زینبش در خواب رفته

***

از پس در صدای زهرا شنید

فكر خبیصانه به ذهنش رسید

با لگدی كه به در خانه زد

مادر سادات شد اُم الشهید




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-هجوم به بیت ولایت


ظهور عصمت پروردگار زهرا بود

جمال حق علی آیینه دار زهرا بود

اگر تجلی اسم هوالکریم علیست

قسم به شاه نجف سفره دار زهرا بود

تبسم لب او غم ز چهره ها میبرد

لطیف تر ز نسیم بهار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود

که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به آن زرهی که همیشه پشت نداشت

میان دست علی ذوالفقار، زهرا بود

اگر که نام علی هم ردیف با نمک است

بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود

همه زمین و زمان در مطاف روی علیست

به این مطاف معظم مدار زهرا بود

حسن کریم   حسین دستگیر عالمیان

همیشه علت این اعتبار زهرا بود

همه به مادرشان افتخار میکردند

تمام عزت ایل و تبار زهرا بود

همیشه حرف شفاعت که در میان آمد

سخن ز بانوی ناقه سوار زهرا بود

شکست حرمت این خانواده پشت در

اسیر درد و غمی بیشمار زهرا بود

به وقت حمله همه ریختند در خانه

به زیر ضربه در آن گیر و دار زهرا بود

گذاشت بی ادبی پا به روی چادر او

میان آتش و گرد و غبار زهرا بود

تمام دلنگرانی او حسین شده

برای کرببلا بیقرار زهرا بود

کسی که در همه راه زیر لب میگفت

تکان مده سر او نیزه دار زهرا بود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خاک تو سرشته از سرشتی که علی ست

تو کوثر جوشان بهشتی که علی ست

پرسید در خانه: که مولای شماست؟

با میخ به پهلوت نوشتی که علی ست

***

در حنجره اش صدای تو می شکند

مردی که فقط برای تو می شکند

در خورده به پهلوی تو اما بی بی

پهلوی علی به جای تو می شکند




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدافع حرم


زهرا سپر معرکه ی مولا بود

وقتی که علی مرتضی تنها بود

یک مو ز سر ولی نشد هرگز کم

جایی که مدافع حرم زهرا بود

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


ﺗﺎ ﮐﻪ ﺧﻭﺍﻧﺪﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﭘﺪﺭﺕ ﺟﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺳﺨﻨﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻋﻈﻢ ﺑﻮﺩﻩ ست

ﻓﻀﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﻭﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺕ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﭼﺎﺩﺭﺕ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻔﺮ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ

ﺁﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺩﺭ و ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺷﺒﯿﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺒﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﺤﺴﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻮﭼﻪ ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﻧﺒﯽ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﻧﺎ ﺍﻣﻨﯽ ﺷﺪ...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-زبانحال امام زمان(عجل الله فرجه(


عرش را اوجی اگر باشد مقام فاطمه است

نه فلک، فرشی مرصع زیر گام فاطمه است

حرمت دین خدا در احترام فاطمه است

راه و رسم مادری، الحق مرام فاطمه است

اشک ما، در فاطمیه خود دلالت داشته

لفظ "مادر" گفتن شیعه اصالت داشته

ذکر صدیقه، دهان ها را معطر می کند

خطبه اش را شیعه ی بیدار از بر می کند

نور او قبر و قیامت را منور می کند

رنج هایش دیده ی ایوب را تر می کند

ناله ی کروبیان از غصه های مادر است

گریه ی صاحب زمان امشب برای مادر است

مادرم از داغ حیدر در جوانی پیر شد

بعد هجده سال از این زندگانی سیر شد

در دفاعِ، از علی، با چل نفر درگیر شد

حرف حق زد، پاسخ او قبضه ی شمشیر شد

ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا، آه ای خدا

مادرم را زد مغیره پیش چشم مرتضا

داغ مظلومیت حیدر مرا آتش زده

گریه های زینب مضطر مرا آتش زده

آتشِ افتاده پشت در مرا آتش زده

ناله ی وامحسنت؛ مادر، مرا آتش زده

در تکانی خورد و از جسمت توان از دست رفت

با لگد، یک سوم ساداتمان از دست رفت

مادرم! یک روز آن مسمار را می آورم

هیزم جامانده ی کفار را می آورم

گوشوار و چادر گلدار را می آورم

ذوالفقار حیدر کرار را می آورم

آن دو را از قبر بیرون می کشانم عاقبت

انتقام سیلی ات را می ستانم عاقبت

فاطمه! رفتی و شد روز علی چون شب سیاه

می کشد آه فراق و می گذارد سر به چاه

تا تو را کشتند شد خون عزیزانت مباح

روز عاشورا، همین که آمدی در قتلگاه

دیدی آنجا، روی صحرا دست و پا می زد حسین

از حرم تا قتلگه، زینب صدا می زد حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/12/18 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دید دشمن فاطمه جان علی است

بلکه با جانش نگهبان علی است

گفت باید جان حیدر را گرفت

از علی دخت پیمبـر را گرفت

دیـد جـان مرتضی پشت در است

از امام خویش هم تنهـا تر است

پای تا سر بغض و خشم و کینه بود

کینه هایش کینۀ دیرینه بود

بغض حیدر شعله ور در سینه داشت

سنگ بود و جنگ با آئینه داشت

سنگ و آئینه نمیدانم چه شد!؟

آهن و سینه نمیـدانم چـه شد

آنقدر گـویـم که در بیت الـولا

قـل هــو الله گشت از قرآن جدا

آرزوی حیدر آنجا کشته شد

هم پسر هـم مادر آنجا کشتـه شد

بـر گلستـان ولایت تاختنـد

غنچه را با لاله پرپر ساختنـد

لاله زیر خار و خس افتاده بود

باغبان هـم از نفس افتـاده بود

ظلـم و طغیان تا قیامت زاده شد

این چنیـن مـزد رسالت داده شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 10:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


منم که گردش شام و سحر به دستم بود

ظهور و غیبت شمس و قمر به دستم بود

منم حبیبه ی حق بضعة النبی ، زهرا

کسی که ملک قضا و قدر به دستم بود

به من رسید جفایی که هستی ام را سوخت

از آن جفا سندی معتبر به دستم بود

فدک مگوی که از دادن و گرفتن آن

دلی شکسته و خون جگر به دستم بود

در آن زمان که به سیلی نوازشم دادند

 هنوز  جای  لبان  پدر  به دستم بود

نگاه مات حسن کشت و زنده کرد مرا

که وقت حادثه دست پسر به دستم بود

مغیره بازویم از ضرب تازیانه شکست

که وقت مرگ هنوز آن اثر به دستم بود

نظر به دست علی دوختند خلق ولی

در آن میانه علی را نظر به دستم بود

تن ضعیف کجا و چهل نفر ای کاش

توان و قدرت از این بیشتر به دستم بود

نمی گذاشتم او را کشان کشان ببرند

دوباره دامن مولا اگر به دستم بود

کشیدم آه به نفرین ولی علی نگذاشت

از آنکه امر حیات بشر به دستم بود

شکسته دست من افتاد دیگر از دستاس

اگر چه امر قضا و قدر به دستم بود

شبی که زینب من پیش بسترم خوابید

نگاه دختر من تا سحر به دستم بود

همیشه دست 'موید' گرفته ام از لطف

که مادرم من و چشم پسر به دستم بود 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


یک بار نه ، شدی تو گرفتار بارها

برخورد کرد سینه و مسمار بارها

دشمن مگر نَفَس نَفَست را شنیده بود

بد زد به استخوان تو انگار بارها

پهلو شکسته ، سینۀ ..... ، جای خود

سر ، ماند بین آن در و دیوار بارها

ممتد لگد به درب که زد سقطِ غنچه شد

اینگونه بود محنت و آزار بارها

یک بار نالۀ ابتایت بلند شد

گفتی کجاست حیدر کرار بارها

وقتی که استغاثۀ تو بی جواب ماند

پیچید ذکر مهدی اَت اینبار بارها

ماندی به زیر درب و ز روی تو رد شدند

آمد به خانه دشمن قدّار بارها

دیدی که دست حیدر کرار بسته است

دیدند ((یا علی)) ز تو بسیار بارها

دستت فتاد چون به کمربند مرتضی

بازو نشانه رفت ، ز کفّار بارها

شخصیت پیمبریِ تو به کوچه ها

تحقیر شد مقابل انظار بارها




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


داغش به دل مادرش آنکس که تو را زد

آتش به دل سوختۀ شیر خدا زد

نفرین خداوند برآن دست که ناگه

برصورت چون برگ گل مادر ما زد

خاموش شده خانه ما خیر نبیند

آنکس که لگد بر در این بیت ولا زد

بی مادرمان کرد میان در و دیوار

آنقدر که بر پهلویت از روی جفا زد

تا مادرم افتاد زمین ،رحم نکردو

یک ضربه به مادر زد و یک ضربه به ما زد

بدجور غرور پدرم خرد شد آنروز

تا دید که یک مرد به تو ضربۀ پا زد

حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن

داغی شد و آتش به دل آل عبا زد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد

چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد

چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را

گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد

اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود

دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد

به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش

ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد

هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز

ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد

نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار

ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد

مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود

قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


با فاطمه و علی کسی یار نشد

کس منتقد آن همه آزار نشد

در سوخت همه شعله ی آن را دیدند

دل سوخت ولی کسی خبردار نشد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-کوچه بنی هاشم-تشییع


از آنچه در دوجهان هست بیشتر دارد

فقط خدا ست که از کار او خبر دارد

یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود

اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای

کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته

میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد

محبت ولی الله درد سر دارد

کسی که شهر سر سفرۀ قنوتش بود

چگونه دست به نفرین قوم بردارد؟!

صدا زد: "اشهد ان علی ولی الله"

ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

زمان خوردن حق علی و اولادش

سقیفه است و احادیث معتبر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود

سیاستی که برایش علی ضرر دارد

کنیزِ بیت علی خاک را طلا می کرد

سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت

ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی

در آن محله که بسیار رهگذر دارد

بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست

زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

کشید و برد، زد و رفت، من نمی دانم

حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود؟

هنوز چادر او کار با بشر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن

غلاف کاش از این کار دست بر دارد

دهان تیغ دودم را عجیب می بندد

وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد

سپر ندارد اگر مادرم، پسر دارد

به شعله سوخت پرو بال مادر، اما نه

حسین هست، حسن هست، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است

در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع

که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود

که آه سوختگان بیشتر اثر دارد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم،  شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح - فاطمیه


نور با آینه وقتی متقابل باشد

ذره کوچکتر از آن است که حائل باشد

نور، زهراست و آئینه علی، ذره کجاست

که در این بین فقط عاطل و باطل باشد

برترین خلقت دنیاست،‌عجب نیست اگر

که علی نیز به زهرا متوسل باشد

رو به قبله ست همه عمر، خدایا! غلط است

قبله بایست به سمتش متمایل باشد

اگر این طرز نماز است که او می‌خواند

ترس دارم که نماز همه باطل باشد

دل محال است ولی عقل دلش می‌خواهد

بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد

یک نفر آمده در را به لگد می‌کوبد

پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد

نیمرخ می‌شود، انگار علی آمده است

ماه ، دیگر به دلش نیست که کامل باشد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از میِ بغض امیر المؤمنین ساغر زدند

با جسارت تازیانه بر تن کوثر زدند

شاهدم قول من آذاها فقد آذانی است

آن جنایت پیشگان سیلی به پیغمبر زند

مصطفی در باغ جنت دست بر پهلو گرفت

تا لگد بر پهلوی صدیقه ی اطهر زدند

قامت انسیة الحورا چو شد نقش زمین

طایران وحی بسمل وار دورش پر زدند

سینه ی محسن که از ضرب لگد آسیب دید

راست گفتم تیر بر حلق علی اصغر زدند

منبر پیغمبر اسلام وقتی غصب شد

گردن سادات را تا دامن محشر زدند

بود جرم او حمایت از علی آخر چرا

دیگر آن مظلومه را پیش روی حیدر زدند

خواست قلب سخت تر از سنگشان آید به رحم

بغض حیدر یادشان افتاد محکم تر زدند

فاطمه دنبال حیدر بود و دنبال سرش

چار کودک دست خود بر سینه و بر سر زدند

دست ناپاک سقیفه بر جنایت باز شد

تا قیامت کشتن آل علی آغاز شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/12 | 10:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


این گریز اول روضه است، در آتش گرفت

آنقدر هیزم فراهم شد گُذر آتش گرفت

در مقاتل مینویسد شعله از در هم گذشت

آنچنان که متنهای معتبر آتش گرفت

واژه ها دارند میسوزند پس حق می دهم

برگهای دفتر شاعر اگر آتش گرفت

دود از این ماجرا در چشمهای خلق رفت

تا ابد از این مصیبت خشک و تر آتش گرفت

این که میخ داغ با پهلو چه کرده جای خود

وای معجر بود ، اما موی سر آتش گرفت

گوش مادر سرخ شد از ضربت سیلی ولی

در روایت آمده آنجا پسر آتش گرفت

این خبر تا آسمان ها رفت شاید هم کسی

گفت با فطرس نبودی بال و پر آتش گرفت

آه  مادر را علی با اشکهای گرم شست

ریخت اسما آب را اما پدر آتش گرفت

ام کلثوم سه ساله سمت مادر می دوید

این گریز آخر روضه است ، در آتش گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/12 | 09:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه ای که شُده خاکِ سه امامش جبریل

خانه ای که نرسد بر سرِ بامش جبریل

خانه ای که به سویش بود قیامش جبریل

خانه ای که به درش بود سلامش جبریل

از درِ کهنه در بسته که خواهش می کرد

اهل آن را به در خانه سفارش میکرد

گفت با در نَفَسِ خانه مریض احوال است

چند روزی ست که از گریه کمی بی حال است

پدرش رفته و سهمش غم و آه و ناله است

گفت با در ولی افسوس که بداقبال است

ناگهان دید در،آن روز که غربت پر بود

سمت جبریل سر کوچه جماعت پر بود

تازه فهمید همان روز سفارشها را

تازه دانست دلیل همه خواهش ها را

دید در یک طرفش هیزم و آتش ها را

بعد از آن دید در آن بین کِشاکشِ ها را

خواست تا نشکند آتش چقدر غوغا کرد

خواست تا وا نشود ضربه ای آن را واکرد

چند ضربه که به در خورد زِ جایش اُفتاد

مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد

پدری آب شد از شانه عبایش اُفتاد

در آتش زده روی سر و پایش اُفتاد

رحم بر آن تنِ بی تاب نیاورد کسی

چادرش شعله ور و آب نیاورد کسی

رفت در کوچه کمر بندِ علی در دستش

تا جدایش بکند گفت بزن بر دستش

دخترش داد زد ای وای برادر دستش

خُرد شد قامت او از همه بدتر دستش

تا که آیینه ترک خورد علی را بردند

پیش دختر که کتک خورد علی را بردند

در آتش زده شد... خیمه و طفلان ماندند

وقتِ غارت شد و این جمع پریشان ماندند

دختران در وسطِ حلقه یِ دزدان ماندند

بی عمو بی سپر و بی سَر و سامان ماندند

خیمه های حرم از آتش شامی پُر شد

دورِ طفلان چقدر جمعِ حرامی پُر شد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


لاله ها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود

هیچ کس در باغ ، مثل باغبان تنها نبود

یک مدینه دشمن و یک خانه بی فاطمه

بانوی آن خانه کس بجز زینب کبری نبود

روی سیلی خورده زهرا شهادت میدهد

از علی مظلوم تر مردی در این دنیا نبود

نیست جایز خانۀ کفار را آتش زدن

ای مسلمانان مسلمان بود زهرا، یا نبود ؟

ای جنایت کار ، ای بیدادگر ، رویت سیاه

اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود

مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی

بی حیا سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود

ریخت دشمن بر سر زهرا ، ولایت را ببین

بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود

من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی

سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد

جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود

آنچه برآل علی در کربلا یکسر گذشت

در سقیفه اتفاق افتاد ، عاشورا نبود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 05:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دستم به دامان کسی که بین کوچه

دستش جدا از دامن مولا نمیشد

جان علی مرتضی در مشت او بود

او را زدند و باز مشتش وا نمیشد

 

او آیه ی تطهیر بود و،دست ناپاک

دلخوش از اینکه زد به رویش رنگ نیلی

یک سنگریزه پیش اقیانوس هیچ است

هرچند قطعا درد دارد جای سیلی

 

او رازدند و نبض عالم تند میزد

نظم جهان با نبض او در ارتباط است

قنفذ خراج خویش را در کوچه پرداخت

با ضربه اش دیگر معاف از مالیات است

 

پیراهن پیغمبرش را برسر انداخت

با ناله هایش کوچه ها را زیر و رو کرد

هرچند بر رویش،خسوفی سرخ دارد

مهتاب ابر تیره را بی آبرو کرد

 

آیینه بود و باترکهای وجودش

در چهره اش تصویر نور مرتضی بود

بی اعتنا بر زخمهای پیکرخویش

او بیشتر فکر غرور مرتضی بود

 

یک مو نشد کم از سر مولای عالم

مولای ما را او به خانه باز گرداند

میخواست تا پیش علی باشد همیشه

اما ورق را تازیانه بازگرداند...

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


رعد و برقی زد و باران ستم غوغا کرد

جهل حاکم شد و آنروز خیانت ها کرد

گلّه ای آمده بودند علی را ببرند

در عوض بازی تقدیر چه با زهرا کرد

پشت در خواست که مانع شود و نگذارد

پای ظلم آمد و محکم زد و در را وا کرد

در، عقب آمد و تا اینکه به پهلوش رسید

میخ بی رحم زد و شاخه ی گل را تا کرد

بعد از آن مرد، نه... نامرد چنان زد که همان

لحظه دستش به روی صورت بانو جا کرد

صبر مظلومه ی تاریخ سرآمد انگار

ناله ای زد که در افلاک عزا برپا کرد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


چشمه در چشمه آتش آمده بود ، تا بجوشد به هرم  كوثر تو

چه غم از تازیانه های كبود ، آب و آتش گذشته از سر تو

مشت كردی صدای حیدر را، گریه ی بی صدای حیدر را

روی دیوار سینه می كوبید ، ذوالفقارش به جای حیدر تو

می كشیدی و می كشید زمین ، می كشیدی و می كشید زمان

نقشی از چادری زمین خورده، نقشی از دستهای آخر تو

كوه هم بود خرد می گردید، در طوافی كه دستهای تو داشت

می شدی دور و دورتر می شد، حجرالاسود مطهر تو

زخم ها می نشست و بر می خاست  ، چشمهای تو روی خاك افتاد

توی قاب نگاه زاویه دار ، تار شد عكس سایه ی سر تو

كوچه، سیلی، شكستگی، تحقیر ، ضربه ، دیوار ، گوشواره ، حسن

خاطراتی كه رفت بی نوبت ، از تماشای دیده ی تر تو

زخم می ریخت از سرا پایت ، شعله شد چشمهای دریایت

آمدی با خود آتش آوردی ، سر می انداخت تیغ باور تو

مسجد از پا نشست ، زانو زد ، كوچه دیوارهاش دل دادند

نور از راه آمد و شیطان ، تیغ انداخت در برابر تو

دست افتاده باز بالا برد، دست توحید را شبیه غدیر

باز دور سر تو می گردید ، مثل پروانه یارو یاور تو

مادر شعر های سرخ و كبود ، زخمی تیغ و بغض و آتش و دود

كاش از راه آسمان برسد، پسر خاكی دلاور تو




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو