حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


شیخ عباس روضه میخواند، روضه از خانه ای که در دارد

بیت احزان شعر را گفتم، پدری چاه در نظر دارد

در صدا خورد لحظه ای بعدش پسری سمت در روان میشد

مادرش گفت با هزاران غم:پسرم  صبر کن خطر دارد

بعد مادر به سمت در میرفت و در انگار داشت می لرزید

در ، تمامی غصه ام از اوست بگو دست از تو بردارد

پیش خود گفت دشمنی ظالم که علی مانده است و تنهایی

پشت در ماند مادری غمگین که بگوید علی سپر دارد

داد میزد پسر که تنها است به خدا مادرم در این کوچه

فکر میکرد داد و بیدادش ثمری میدهد , اثر دارد

بیعتی پشت ابر میماند و سیاهی به جای خورشیدی...

...مینشیند ولی نمیداند شب تاریک هم سحر دارد

**

آدمی را بگرد و پیدا کن که تنش پر ز زخم ها باشد

چون فقط اوست آنکه میفهمد چقدر زخم دردسر دارد

**

بعد از این شهر با تو ساکت شد و تو انگار گریه میکردی

مادرم,گریه را کمی بس کن که برای شما ضرر دارد

حال با اینکه از جراحت ها و نفس های سرد من گفتی

آه,این را بگو که از دردم پدرت تا کجا خبر دارد!؟




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روضه


نیازی نیست روضه سر بیاید

نباید روضه خوان دیگر بیاید

برای گریه، این ایّام کافیست

فقط گاهی صدای "در" بیاید




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر وقت حرف دیدن یارست لن هم هست

دل کندن از دلبستگیها، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

"در باغ اگر گل هست, پهلویش چمن هم هست"

وقتى که در باز است حرف باز کردن نیست

وقت گدایى که مجال ناز کردن نیست

پروانه بودن به همین پرواز کردن نیست

"گر خواستى پروانه باشى سوختن هم هست"

لازم نکرده هیچکس ما را نگه دارد

ما را دو عالم بس اگر مولا نگه دارد

سرمایه اى دارى بده زهرا نگه دارد

"زیرا که در این راه حتما راهزن هم هست"

هر وقت دردى هست , یا هر وقت آهى هست

از جانب معشوق ما حتما نگاهى هست

در کوله بار ما اگر بار گناهى هست

" اما خوشم, زیرا دعاى پنج تن هم هست"

داریم ما از دو برادر, هر چه را داریم

پس کربلا را از حسین و مجتبا داریم

گیرم مدینه بسته گردد,کربلا داریم

قبرحسین بن على قبر حسن هم هست

نامى که هر شب با توسل میبرم زهراست

مهر على را دارم و بالاسرم زهراست

من بچه این خانه ام,پس مادرم زهراست

" آرى به فکرم هست زهرا, دائما هم هست"

آتش گرفته گلشنى در پیش همسایه

خاکى شده چه دامنى در پیش همسایه

این را که دارى میزنى در پیش همسایه

" تازه پدر از دست داده, تازه زن هم هست"




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-درب خانه


 علی خبر درست کرد

برای خانه ی خودش دوباره در درست کرد

مدینه بود و کینه بود

در جدید را ز چوب های بیشتر درست کرد

به درد کوچه ها نخورد

اگرچه ذوالفقار را علی دو سر درست کرد

واین تمام فاجعه ست

سه ماه بعد رحلت نبی سپر درست کرد

ورفت کوفه خانه را

به کوچه ای ولی بدون رهگذر درست کرد

سپس برای احتیاط

برای خانه ی خودش علی دو در درست کرد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


نشسته ام که به دست آورم نگاهت را

به آسمان بزنم تا غبار راهت را

ز رو سیاهی من شب به شرم می افتد

سپید کن شب تاریک رو سیاهت را

چقدر گریه برایم نموده ای مادر

بمیرم این که نبینم من اشک و آهت را

کدام روضه بخوانیم و باز گریه کنیم

کدام روضه ی محبوب و دل بخواهت را

چقدر غیرت خورشیدیَت شکست آن روز

که ریسمان زده بودند دست ماهت را

میان کوچه تو را می زدند ای مادر

بمیرم اینکه علی دید قتلگاهت را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/18 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خانه ات را پیش مردم حرمتی دیگر نبود

اینچنین رفتار با تو امر پیغمبر نبود

در تمام قرن های قبل و بعد تو علی

کاری از رفتار آنها شرم آورتر نبود

گر مسلمان غریبی تو شد مرد یهود

صبر تو با دست بسته کمتر از خیبر نبود

صبر تو وقتی که دیدی همسرت را می زنند

انبیا را هم خدایی در خور باور نبود

در میان شعله ها می سوختی سر تا به پا

گر بلاگردان تو صدّیقه ی اطهر نبود

گشت مستثنای امر «لا فتی الّا علی»

بی تلاش فاطمه نامی ز تو حیدر نبود

گفت تا هستم، امیرالمؤمنین تنها علی است

نی که شوهر بلکه مولای من زهرا علی است




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


نخواستم بنویسم که در خطر بوده ست

گلی که زیرلگدهای حمله ور بوده ست

به هر "در"ی که زدم باز ، باز شد روضه

دلم همیشه در این غصه"در"به "در" بوده ست!

چه شد که جوهرشعرم به رنگ نیلی شد

و سرخ شد رخش از این که بی خبر بوده ست!

قلم رها شد و اول نوشت اینگونه:

گلی که پاره ی جسم پیامبر بوده ست

پس از تمام سپس ها رسید آنجا که

هم او که جان نبی بوده پشت در بوده ست

نوشتم "آتش" و شعرم نسوخت ، این آتش

به لطف واژه ی "زهرا"ست  بی اثر بوده ست

برای کشتن محسن  بهانه ها این بود

همین که فاطمه مادر، علی پدر بوده ست !

دری توان علی را  گرفت و پرسیدم

مگر که از در خیبر بزرگتر بوده ست؟!

علی که قدرت یک  دست او میان نبرد

به قدر قدرت و زورچهل نفر بوده ست!

چگونه شد که سپر شدبرای او زهرا

علی همان که به هر جنگ بی سپر بوده ست

امیرتیغ دوسر طعنه  هافراوان خورد

ز مارها که زبان هایشان دوسر بوده ست!

و بیت بیت غزل شد شبیه یک کوچه

دلم گرفت و نوشتم علی اگر بوده ست...

**

قلم به دست من آمد دوباره ساکت شد

قلم نخواست بگوید که درخطر بوده ست

و نام قاتل او را میان قافیه ها

نشد بیاورد و گفت میخ در بوده ست!!!




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-درب خانه


در به او یا نه! که تکیه می کند مادر به در

رازهای سر به مهری گفته او آخر به در

زخم های بر تنش بسیار و با هر قطره اشک

آیه ای نازل شده از سوره ی کوثر به در

در جهان پیچیده عطرش،  نام او را خوانده اند

غنچه ای پرپر به دست بادهای دربه در

فاصله بین گل و دیوار کمتر می شود

اعتمادی نیست با یک ضربه ی دیگر به در

چشم های خانه گریان است ای خواهر کمی

پاک کن این اشک ها را زل بزن کمتر به در!

گرچه از پهلوی خونینش خجالت میکشد

شرم دارد از علی هربار با هر ضربه ، در




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


هنگام دردسر که گذر میشود شلوغ

درخانه بیشتر دم در میشود شلوغ

مادر جلوست دور پدر میشود شلوغ

این کوچه ها چقدر مگر میشود شلوغ؟

چندین نفر به زور دراین کوچه جا شدند

نمرودها مزاحم پروانه ها شدند

دریا خروش کرد تلاطم شروع شد

دوران جاهلیت مردم شروع شد

وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد

انگار کار آتش و هیزم شروع شد

در پشت در زبانه ی آتش که پا گرفت

دودش بلند شد همه جارا فرا گرفت

دربسته بود درشکنی ایستاده بود

در جنگ نور اهرمنی ایستاده بود

در بین خانه ممتحنی ایستاده بود

نامرد رو بروی زنی ایستاده بود

فریاد میکشید ولایت گرفتنی ست

با زور هم اگر شده بیعت گرفتنی ست

مشغول حرف بود که با پا به در زدو

صدیقه را مقابل مولا به در زد و

فهمید مانده پشت در اما به در زد و

همراه مادری پسرش را به در زد و

گل را گلاب کرد و بدستان خار داد

مسمار را به پهلوی زهرا فشار داد

فضه اگر نبود به دادش که میرسید؟

چادر به روی پیکر زهرا که میکشید؟

در بین شعله بانوی این خانه را که دید

محکم بصورتش زد و به سمت در دوید

این پاسخ سفارش عمر رسول بود

مولا به فکر حفظ حجاب بتول بود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/26 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم و بستر شهادت


آه، ای واژه ها بپا خیزید

شده وقت عزا بپا خیزید

رستخیز حماسه و درد است

هر که ساکت بماند نامرد است

مثل افلاک، مثل این عالم

بسرایید از غم و ماتم

ابرها پاره پیرهن شده اند

موج ها باز سینه زن شده اند

بادها گرم نوحه و زاری

شاخه ها دسته ی عزاداری

باغ ها لاله پوش، در گریه

جن و انس و وحوش در گریه

همه مشغول سوگ و زمزمه اند

روضه خوان عزای فاطمه اند

فاطمه کیست، زهره ی زهرا

فاطمه کیست، انسیه، حورا

فاطمه کیست، شهپر احمد

سوره ی قدر و کوثر احمد

فاطمه کیست، جان سادات است

مادر مهربان سادات است

کیست زهرا، یگانه ی عالم

مادر بی نشانه ی عالم

کیست زهرا، حبیبه الحیدر

روح مولا، غریبه الحیدر

فاطمه، زن، نه، مرد میدان است

ذوالفقار نبرد میدان است

فاطمه روی پای خود بوده

سِپَر مرتضای خود بوده

او که همتای شوهرش علی است

در خطر، جای شوهرش علی است

پای در آمد و به غم رو زد

نور حیدر به نار پهلو زد

پای در، روزگار آزردش

میخ ناسازگار آزردش

سر مستودع وجودش مرد

محسنش، لاله ی کبودش مرد

فاطمه پهلویش شکست، ولی

روی آستان در نشست، ولی

گفت: "حیدر مدد" ز جا برخواست

تکیه برخویش زد، ز جا برخواست

دید حیدر طناب پیچ شده

زحمات رسول هیچ شده

غیرت حضرتش به جوش آمد

شیر شد، باز در خروش آمد

گفت هر چند زخمی و زارم

از علی دست بر نمی دارم

دشمن بی حیای آلُ الله

خصم کفرآشنای آلُ الله

دید با اینکه مرتضا تنهاست

باز در کوچه حامی اش زهراست

دید او لشگری است تنهایی

فاطمه، حیدریست تنهایی

گفت قنفذ بیا و کاری کن

به امام سقیفه یاری کن

فاطمه در تنش توانی نیست

در وجودش ببین که جانی نیست

دست او را بیا نشانه بگیر

زیر آماج تازیانه بگیر

دل زهرا شکسته است، نترس

شوهرش دست بسته است، نترس

ترک رحم و مرام کن امروز

کار او را تمام کن امروز

دست قنفذ به سمت زهرا رفت

سمت بازو، غلاف بالا رفت

فاطمه نور دیده ی سادات

مادر غم چشیده ی سادات

بس که از آن غلاف دید گزند

بازویش شد شبیه بازوبند

دو سه ماهی حبیبه ی حیدر

با همین زخم خفت در بستر

مثل شمعی مذاب شد بی بی

از درون، زود آب شد بی بی

دو سه ماهی شده که این بانو

می رود راه با سر زانو

دو سه ماه است مادر زینب

سینه اش تیر می کشد هر شب

دو سه ماه است حضرت زهرا

روی خود را گرفته از مولا

دو سه ماهی حسین در خانه

گیسویش مانده است بی شانه

چشم هایش ز غصه می جوشد

آب با اضطراب می نوشد

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/25 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


ﺍﺟــﺮ ﻭ ﭘــــﺎﺩﺍﺵ ﺭﺳـــﺎﻟﺖ، ﺷﻌﻠــﮥ ﺁﺫﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﯾـﻦ ﻫﻤـــﻪ ﺁﺯﺍﺭ، ﺣـــﻖ ﺩﺧــﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒـــﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﭼﻬـــﺮﮤ ﺍﻧﺴﯿــﻪ ﺍﻟﺤـــﻮﺭﺍ ﻭ ﺿــﺮﺏ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﻮ

ﻓـﺎﻃﻤــﻪ ﺁﺧـــــﺮ ﻣﮕــــﺮ ﻣﺤﺒـﻮﺑـــﮥ ﺩﺍﻭﺭ ﻧﺒﻮﺩ؟

ﻓﺎﻃﻤـﻪ ﻧﻘـﺶ ﺯﻣﯿـﻦ ﮔــﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﻣﻮﻻ‌ ﮔﻔﺖ ﺁﻩ!

ﺣﯿـﻒ! ﺣﯿـﻒ! ﺁﻧﺠـﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺣﻤﺰﻩ ﻭ ﺟﻌﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻤـﻪ ﺍﻋﻀـﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﺭﻫﻢ ﺷﮑﺴﺖ

ﻓﻀـﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﺪﻭ  ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳـﺮﺵ ﻣـﺎﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺸﮑﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺖ ﻣﻮﻻ‌ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩ

ﻏﯿـــﺮ ﺍﻭ ﮐــﺲ ﺭﺍ ﺗــﻮﺍﻥ ﯾـــﺎﺭﯼ ﺣﯿـــــﺪﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﻓـﺎﻃﻤــﻪ ﺗﻨﻬـــﺎﯼ ﺗﻨﻬـــــﺎ ﺩﺭ ﭘــﺲ ﺩﺭ ﺍﻭﻓﺘﺎﺩ

ﻫﯿـﭻ‌ﮐﺲ ﺟـﺰ ﻓﻀـﻪ ﺁﻥ ﻣﻈﻠـﻮﻣﻪ ﺭﺍ ﯾـﺎﻭﺭ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﺭ ﻣﯿــﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﻤـﻪ ﺩﺷﻤـﻦ ﮐــﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ ﺯﺩﻧﺪ

ﺳﻨـﮓ‌ﺩﻝ‌ﺗــﺮ ﻫﯿــﭻ‌ﮐﺲ ﺍﺯ ﻗﻨﻔــﺬ ﮐــﺎﻓـﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﻗـــﺎﺗﻞ ﺑﯿــﺪﺍﺩﮔﺮ ﺑﺎ ﭘـﺎ ﺻـﺪﻑ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺷﮑﺴﺖ

ﺩﺭ ﻣﯿـــﺎﻥ ﺁﻥ ﺻــــﺪﻑ ﺁﺧــــﺮ ﻣﮕـﺮ ﮔﻮﻫﺮ ﻧﺒﻮﺩ

ﺑـــﺮ ﺗﺴــﻼ‌ﯼ ﺩﻝ ﺻـــﺎﺣﺐ‌ﻋــﺰﺍ ﮔُﻞ ﻣـﯽ‌ﺑﺮﻧﺪ

ﮔــﻮﯾﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠـــﺎ ﺯ ﻫﯿــﺰﻡ ﺩﺳﺘـﻪ‌ﮔـﻞ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩ!

مﯿﺜﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺼﺮﺍﻉ ﺭﺍ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﮐﻦ ﺑﺮ ﺑﯿﺖ ﻭﺣﯽ

ﺗـــﺎﺯﯾﺎﻧـﻪ ﺍﺣﺘـﺮﺍﻡ ﺳـﻮﺭﮤ ﮐـﻮﺛــﺮ ﻧﺒـﻮﺩ




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/25 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-دفاع از حریم ولایت


ﺍﮔﺮ ﺩﺷﻤﻦ ﮐﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﺯﻣﯿﻨﻢ

ﺭﺳﺪ ﻇﻠﻢ ﺍﺯ ﯾﺴﺎﺭ ﻭ ﺍﺯ ﯾﻤﯿﻨﻢ

ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ

ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻨﻢ

ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﮐﺲ ﻧﮑﺮﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ

ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﺩِﯾﻦْ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﯾﻨﻢ

ﺷﻮﺩ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﻮﯼ ﺍﻣﺎﻣﻢ

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻃﻔﻞ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ

ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﺍﯼ ﺍﺑﺮ ﺳﯿﻠﯽ

ﮐﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ

ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻤﻦ، ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻣﻌﯿﻨﯽ

ﻓﻘﻂ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﺪ ﯾﺎﺭ ﻭ ﻣﻌﯿﻨﻢ

ﺗﻨﻢ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ

ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ

ﺍﻟﻬﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﺳﺘﺖ ﻣﻐﯿﺮﻩ

ﺑﺰﻥ ﻣﻦ ﺩﺧﺖ ﺧﺘﻢ ﺍﻟﻤﺮﺳﻠﯿﻨﻢ

ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺯ ﺩﺍﻭﺭ ﻣﺮﮒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﻍ ﺁﻣّﯿﻨﻢ

ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺜﻢ ﺍﺯ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﮕﻮﯾﯽ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﻊ ﺗﻮ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺁﻓﺮﯾﻨﻢ




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 09:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خدا کند دگر این خانه در نداشته باشد..

درش برای کسی دردسر نداشته باشد

خدا کند که به سرعت ز چارچوب بیفتد

میان شعله نسوزد خطر نداشته باشد

اگر بناست حسن رد شود ز کوچه ی باریک

چه بهتر اینکه مغیره گذر نداشته باشد

همیشه بین غم و حیرت است حال غریبی

که گاهواره بسازد پسر نداشته باشد

برای پلک ورم کرده روز هم شب تار است

عجیب نیست که زهرا سحر نداشته باشد..

چقدر فضه دعا کرد تا که دنده ی مادر

ازین شکستگی بیشتر نداشته باشد

که دیده است جوانی که پیرزن شده باشد؟

که دیده غیر تنی محتضر نداشته باشد؟

نمیشود بدنی بین در بماند و دیوار ..

شکاف سینه و درد کمر نداشته باشد

قنوت نافله اش با دو دست نیست میسر

کسی که سوخته و بال و پر نداشته باشد....




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س-(حمله به بیت ولایت


مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم

همه ی زندگیِ شیر خدا ریخت بهم

داغی و تیزیِ مسمار اذیّت میكرد

تا كه برخاست ز جا عرش خدا ریخت بهم

بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود

تا که زد سلسله ی آل عبا ریخت بهم

ثلث سادات میان در و دیوار افتاد

نسل سادات به یك ضربه ی پا ریخت بهم

گُر گرفته بدنِ فاطمه ، ای در بس كن

وسط شعله ببین زمزمه ها ریخت بهم

رویِ او ریخت بهم پهلویِ او ریخت بهم

دهنش غرقِ به خون گشت و صدا ریخت بهم

شدتِ ضربه چنان بود كه سر خورد به در

رویِ آشفته یِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم

پشتِ در سینه یِ سنگین شده هم ارثی شد

گیسوانِ پسرش كرب و بلا ریخت بهم

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش

استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم

با ترك های لبش با نوك پا بازی كرد

همه ی صورت او با كف پا ریخت بهم...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 08:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


در نگو دیوار می افتد به خاک

مثل یک آوار می افتد به خاک

دل نگو دلدار می ریزد بهم

غم نگو غمخوار می افتد به خاک

با به یاد آوردن دیوار و در

حیدر کرّار می افتد به خاک

تا که بابایی نیفتد بر زمین

مادری صدبار می افتد به خاک

آه...یاس ارغوانی علی

در هجوم خار می افتد به خاک

وای از آن روزی که در اوج عطش

خیمه ی سردار می افتد به خاک

خواهری می بیند از بالای تلّ

حنجری تبدار می افتد به خاک

پای آتش در مدینه باز شد

کربلا از کوچه ها آغاز شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/23 | 09:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


فتنه هایی که جدیدند خدا رحم کند

سمت یک خانه دویدند خدارحم کند

سخن از قنفذ ملعون به میان آمده است

نقشه ی حمله کشیدند خدارحم کند

پای آتش به گلستان ولایت وا شد

حرمت عشق دریدند خدارحم کند

لاله ای در وسط شعله ی غم می سوزد

ناله اش را نشنیدند خدارحم کند

خیره بر دست یداللهی مولا مانده ست

ریسمانی که خریدند...خدارحم کند

مادری خورد زمین تا پدری پا بشود

دل از انصاف بریدند...خدارحم کند

"سیلی"و"ساحت پروانه"و"سقط غنچه"

"سیب سرخی"که ندیدند خدارحم کند

"سایه ی شوم تبر""سوختن""ساقه ی یاس"

هفت سینی ست که چیدند خدارحم کند

مبدٱ روضه ی ما کوچه ی غم هاست...ولی

مقصد مرثیه گودال حسین بن علی....




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/23 | 12:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


صدای در زدن هیزم است کاری کن

همایش ستم مردم است کاری کن

برای بیعت دستت طناب آورده

حسود روز غدیر خم است کاری کن

ز داغ دیدن زهرا دو روز نگذشته

هنوز خانه نشین، سوّم است کاری کن

کسی که خانه به آتش کشید نامرد است

بیا که سوخته اش خانم است کاری کن

شکسته شیشه ی عطر بهشت پیغمبر

و در هجوم جهنّم گم است کاری کن

ز تازیانه تن آسمان صبح امید

به خاک چون شب پر انجم است کاری کن




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 11:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


زودتر از شمع ها پروانه پرپر می شود

آینه در باد ها وقتی مکدّر می شود

جام آتش روی دست باد مستی می کند

حالیا از مستی اش احساس پرپر می شود

دود و آتش، بوی میخک، یاس، ریحان، کوچه ها

بیشتر از پیش تر دارد معطّر می شود

یک گلستان آتش و باد و در و دیوار ها

یک پرستو این میان، دیگر چه محشر می شود

میخ کرده بال های این پرستو را به در

هجمه ای از باد تا راهی این در می شود

بیشتر مادر که افتاده است پشت درب، یا

بیشتر پرپر، پدر از داغ مادر می شود

تازه اینجا اوّل قصه است با پروانه ها

آتش این قوم از این پس مکرر می شود...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 10:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-هجوم به بیت ولایت


مردمِ شهر رسیدند ولی با آتش

آمده لشکرِ ابلیس سراپا آتش

داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید

داد زد کوبه ی در  وای خدایا آتش

درِ این خانه و آتش!؟چه خیالی دارند؟

جمع کردند درِ خانه ی دریا آتش

در خودش شعله زد و سوخت و خاکستر شد

با خودش گفت چرا خانهء زهرا آتش!؟ . .

باز تکرارِ همین قصه کمی آنسوتر

کربلا،روز دهم،خیمه و غوغا آتش




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/17 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خزان رسید و به گلزار من شرار انداخت

رسید هیزم و آتش به شاخسار انداخت

دَری که ساختم آخر به من خیانت کرد

گرفت آتش خود را به روی یار انداخت

میان معرکه سلمان خداش خیر دهد

دوید و زود عبا را رویِ نگار انداخت

خودم ز سینه ی او میخ را در آوردم

ببین مرا به چه کاری که روزگار انداخت

عقب کشید و به دیوار خورد و در پیچید

شیار در به روی پهلویش شیار انداخت

زن جوان مرا می زدند نامردها

مدینه فاطمه ام را در احتضار انداخت

و یک غلاف که دست چهل نفر چرخید

و دست فاطمه را عاقبت ز کار انداخت

چقدر چادر زهرا به پاش می پیچید

زن مرا وسط کوچه چند بار انداخت

همین که دست به معجر گرفت طوفان شد

صدا که زد همه را یاد ذوالفقار انداخت

از آن به بعد که برگشت فاطمه ، زینب

دو گوشواره ی خود را دگر کنار انداخت

تو را غلاف که انداخت حسینت هم

ز روی اسب نیفتاد ؛ نیزه دار انداخت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/12/14 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


مردم ِ شهر رسیدند ولی با آتش

آمده لشکر ِ ابلیس سراپا آتش

داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید

داد زد کوبه ی در  وای خدایا آتش

درِ این خانه و آتش!؟چه خیالی دارند؟

جمع کردند در خانه ی دریا آتش

در خودش شعله زد و سوخت و خاکستر شد

با خودش گفت چرا خانۀ زهرا آتش!؟ . .

باز تکرارِ همین قصه کمی آنسوتر

کربلا، روز دهم،خیمه و غوغا آتش




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/12/14 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


حوریه علی بدنت راعقب بكش

درسوخته است زود تنت را عقب بكش

امروز كه ز دنده چپ پاشده ست میخ

بااحتیاط پیرهنت را عقب بكش

بو میبرند كوله ی بارت شكستنی ست

از در نفس نفس زدنت را عقب بكش

سینه سپركن و جلوی نعره ها بایست

ای شیر زن اباالحسنت را عقب بكش

فضه برای وضعیت حال تو بس است

دیگر حسین را....حسنت را...عقب بكش

***

از سایت روضه




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/12 | 09:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


مِهر زهرا چیست مِهر مادری

باده ما چیست جامِ کوثری

هرکه را مهر ذَوِی القُربا رسد

روزی اش از شاخه طوبا رسد

زندگی خواهم ولی با مادرم

بندگی خواهم که عبدِ کوثرم

بندگی باید بر آن پر سوخته

زانکه ما را بندگی آموخته

او به ما آزادگی تعلیم داد

در بلا آمادگی تعلیم داد

او ز مِهر مادری گنجینه داشت

پشت در اسراری اندر سینه داشت

ای شگفتا از غلاف تیز دست

بازوی یارِ ولایت را شکست

مادر و اسراری از دیوار و در

مادر  و  اسراری از داغِ پسر

□□□

اقتباس از آتش در می کنم

یاد از گیسوی مادر می کنم

بانویی در دود و آتش گم شده

مادری راه نجاتش گم شده

شعله کم کم تا به گیسو می رسد

ضرب پایی تا به پهلو می رسد

غم ، شَرَر بر آشیانه می زند

مادرم را تازیانه می زند

پشت در کوثر به خون آغشته شد

یا رسول الله!  زهرا کشته شد

این شتابِ سیلی است ، یا مُشتِ در

واعلیّا  پُر شده در پشتِ در

آستان در شده تالابِ خون

میرود این زخم تا محرابِ خون

آسمان اینجا زمینی می شود

صحبت از "فضّه خُذینی" می شود

اولین رزمندۀ جنگ و جهاد

بی ولادت رفت تا صبحِ معاد

اولین  قربانیِ  راهِ   ولی

چارمین فرزندِ زهرا و علی

میزبان دادگاه عدل ، اوست

میزبان صبحگاه عدل ، اوست

چون به محشر ناله ، زهرا می کند

محسنِ شش ماهه غوغا می کند

من که اول کشتۀ مولایی ام

من شفیع امتِ زهرایی ام

با همه جام بلایی که چشید

یک تنه جورِ همه خلقت کشید

گر شود عمر جهان روزی تمام

می شود آنروز ، روزِ انتقام

***

از وبلاگ شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 01:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتش و این همه اَسرار نمی دانستیم

پشت در ماندن و دیوار نمی دانستیم

مادری در وسط شعله اگر گیر کند

نتوان گشت بر او یار نمی دانستیم

کمک بانوی مظلومه به مظلوم چه سود

چون رسد شعله به رخسار نمی دانستیم

دود و آتش چو در اُفتند نفسگیر شوند

بعد از آن داغیِ مسمار نمی دانستیم

دور یک یاس در آتش همه هم جمع شوند

کار او بگذرد از کار نمی دانستیم

نقشة سقط جنین را همه می دانستند

که روی خاک نهد بار نمی دانستیم

هیچکس یاریِ مظلومه و مظلوم نکرد

نه مهاجر و نه انصار نمی دانستیم

با وجودی که زمین خوردَنِشان را دیدند

هیچ انگار نه انگار نمی دانستیم

تا چهل شب علی و فاطمه یاری جستند

ای دریغا ز یکی یار نمی دانستیم

اهل این شهر جفاکارتر از سامری اَند

غم موسی شده تکرار نمی دانستیم

کار انصار و مهاجر بخدا عبرتِ ماست

نتوان گفت دگر بار نمی دانستیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چون رسد لحظه با زور علی را بُردن

باید آماده شود شیعه برای مُردن

روز تنهایی مولا که کسی جز من نیست

چاره ای نیست به جز رفتن و سیلی خوردن

گر بنا نیست همیشه برسد غنچه به بار

بهتر آن است همان سوختن و پژمردن

بهتر آن است که مظلومه سفارش نشود

ورنه حساس شود دشمنش از آزردن

هتکِ ناموس خدا پیش امامش سخت است

سخت تر اینکه علی را به ولی نشمردن

چون ز یک شهر وفایی نرسد چاره کجاست

جز به دیوار ، تن فاطمه را بسپردن

آن همه توصیه فرمود پیمبر ،  این شد

چاره ای نیست به جز غیر خدا نسپردن

باید افتاد ز پا تا علی از جا خیزد

ورنه بی فایده می بود فقط غم خوردن

آری امروز علی را به طنابی بردند

می رسد نوبت بی سر شدن و سر بُردن

یک تنه باید از این راه چو زهرا برویم

که مرام شهدا نیست ز غم افسردن

***

از وبلاگ شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


آن خیره سر که نعره ز هر سو کشید و رفت

از دست فاطمه سَنَدِ او کشید و رفت

در کوچه ای که جای طلوع و غروب نیست

خورشید را به کُندة زانو کشید و رفت

وقتی که دید سیلی او هم اثر نکرد

انگار تازه نقشه بازو کشید و رفت

انگار پشت در ثمر مصطفی نبود

ضرب لگد به سینه و پهلو کشید و رفت

از دور عده ای به تماشای آن پلید

دیدند هُرم شعله به گیسو کشید و رفت

افتاده بود مادرمان زیر دست و پا

گرگی رسید و پنجه به ابرو کشید و رفت

می گفت زیر لب به علی، روز بیعت است

او را به ریسمان و هیاهو کشید و رفت

آن غنچه ، گل نداده ، ز دنیای پر ز درد

تنها ز دود و آتش و خون بو کشید و رفت

می گفت دختری ز چه رو مادری جوان

این روزها ز همسر خود رو کشید و رفت

جبریل گوشه ای به تمنّای انتقام

با سوز و آه ، ناله یا هو کشید و رفت

***

از وبلاگ شاعر گرامی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از خانه ات تا عرش راهی نیست زهرا

دیگر مجال سوز آهی نیست زهرا

از تنگ نای این در و دیوار برخیز

بهتر از اینجا تکیه گاهی نیست زهرا

پیچیده در گوشم صدای ضرب سیلی

سنگین تر از این ماه ماهی نیست زهرا

سردسته ی این قوم سنگین است دستش

بر ضربه های او پناهی نیست زهرا

یا که رها کن دامنش را زود برگرد

یا مثل اینجا قتلگاهی نیست زهرا




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از پدر-حضرت محسن(ع)


مدینه صحنه ی غوغای روز محشر بود

مدینه زخمی یک داغ درد پرور بود

مدینه بر سر هر بام، گرد غربت داشت

مدینه اشگ فشان در غم پیمبر بود

مدینه حادثه ی دور جاهلیت داشت

مدینه مرکز یک جنگ نابرابر بود

الا که حمله به بیداد خصم شوم برید

به کافران مسلمان نما هجوم برید

به گلبن نبوی زاغ ها هزار شدند

زپرده، توطئه ها باز آشکار شدند

منادیان الهی به خانه بنشستند

حرامیان قدیمی زمامدار شدند

غدیریان مدینه سقیفه ای گشتند

مجاهدین بهشتی اسیر نار شدند

تمام شهر به یک خانه حمله ور گشتند

دو روزه از ره عمر رفته برگشتند

چه سخت حقّ علی برده، راحت آسودند

تو گویی آنکه ز آغاز در کمین بودند

دری که ختم رسل بود زائرش بستند

رهی که بود سراسر نفاق بگشودند

دو ماه و نیم هنوز از غدیر نگذشته

به خون محسن ششماهه دامن آلودند

مگو که خصم به ضرب لگد تنی را کشت

بگو تمامی سادات محسنی را کشت

قسم به صاحب قرآن و خصلت و خویش

به آن علی که بود ذات حق ثنا گویش

به خون محسن و خون شهیده مادر او

که در دفاع علی ضربه دید بازویش

به یاسِ نیلی احمد که نام او زهراست

به آن نشان کبودی که مانده بر رویش

که قتل محسن و حمله به خانه ی حیدر

شروع کشتن آل علی  است تا محشر

نچیده میوه ی باغ امید، محسن بود

زآل فاطمه س اوّل شهید، محسن بود

اگر چه پشت در خانه داشت قاتل ها

کسی که قاتل خود را ندید، محسن بود

شکوفه ای که نگردید باز و پرپر شد

جوانه ای که نهالش خمید، محسن بود

شد از شهادت پیش از ولادتش معلوم

که تا چه حد علی  و فاطمه  بود مظلوم

سقیفه حادثه ی سخت غربت مولاست

سقیفه خاطره ی تلخ کشتن زهراست

سقیفه آتش صفّین و نهروان و جمل

سقیفه قتل حسن قتل سیّد الشّهداست

سقیفه زاد گه شمرهاست تا صف حشر

سقیفه روز اسیریّ زینب کبراست

سقیفه مرکز خشم خدای لم یزلی است

سقیفه حامله ی کلّ دشمنان علی  است

سقیفه ریشه ی زقّوم و هیزم نار است

سقیفه قاتل حُجر و رشید و وعمّار است

زهی به شیعه کز اوّل ره امیر گرفت

سقیفه ای نشد و دامن غدیر گرفت

غدیر خاطره ای متّصل به غار حرا ست

غدیر مرکز تبلیغ خواجه ی دو سراست

غدیر بعثت شیعه است در کنار علی

غدیر صفحه ی تدوین والِ من والاست

غدیر دایره ی یأس دشمنان علی

غدیر واسطه ی فیض دوستان خداست

شناسنامه ی شیعه به حکم حیّ قدیر

به دست خواجه ی لولاک خورده مُهر غدیر

محمّد است و علی چون دو مشعل روشن

دو مشعلند زیک نور خالق ذوالمن

دو جان هم که جدایی میان آنان نیست

به نصّ اَنفُسنا از خدای حیّ زمن

فراز منبر پیغمبر  است جای علی

اگر چه جای سه تن مستقر شود سی تن

کجا بود حرم یار جای بیگانه

به غصب خانه کسی نیست صاحب خانه

به جرم پیروی از خطّ چارده معصوم

علیّ  و عترت و شیعه است تا ابد مظلوم

قسم به جان پیمبر کسی نشد چو علی

میان دوست  و دشمن زحقّ خود محروم

سلاله های علی  یک به یک شدند بسی

به تیغ قهر شهید و به زهرکین مسموم

هماره باش پی یاری علی  میثم

بگو، بخوان به طرفداری علی  «میثم»




✔️ موضوع : شهادت محسن بن علی، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


قرن ها بر عترت و قرآن ستم بسیار شد

قرن ها بر شیعه مانند علی  آزار شد

قرن ها تن قطعه قطعه قرن ها سرها جدا

از سعید و عَمرو و حُجر و میثم تمار شد

گه جمل، گه نهروان، گه فتنه صفین بود

جنگ ها با نفس احمد حیدرکرار شد

بس محمدها و مالک ها و بوذرها شهید

کُشتۀ راه ولایت، همچنان عمّار شد

از عبیدالله و حجّاج و یزید و عَمرعاص

ظلم ها تکرار شد، تکرار شد، تکرار شد

ای بسا کشتند از آل علی عباسیان

دست ها سرها جدا از عترت اطهار شد

کس نمی پرسد چرا در چارده قرن تمام

اینقدر در شیعۀ آل علی کشتار شد؟

روز محشر پیش پیغمبر  شهادت می دهم

آنچه شد با شیعه بین آن در و دیوار شد

تا کند دست ستم امضای قتل شیعه را

صفحه آمد سینۀ زهرا ، قلم مسمار شد

در حقیقت خون پاک محسن ششماهه بود

اولین خونی که در راه علی ایثار شد

شاخه بشکست و درخت افتاد بر روی زمین

غنچه پیش از لاله پرپر در هجوم خار شد

بر رخ انسیة الحورا جسارت شد اگر

نیلگون، ماه جمال احمد مختار شد

من نمی گویم چه شد در کوچه با زهرا ولی

آنقدر گویم جهان در چشم زهرا تار شد

قادر بی چون به خشم آمد، بهشت آتش گرفت

نخل طوبای امیرالمؤمنین بی بار شد

میثم از این نامسلمانان که زهرا را زدند

هم مسلمانی خجل، هم ذات حق بیزار شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: ... 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic