حضرت محسن(ع)-شهادت-هجوم به بیت ولایت


غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود

پشت در جان علی مرتضی افتاده بود

دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته

آیه‌ای از سورۀ کوثر جدا افتاده بود

گوش ناموس خدا شد پاره همچون برگ گل

گوشواره من نمی‌دانم کجا افتاده بود

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست

پای دشمن باز شد زهرا ز پا افتاده بود

مجتبی در آن میانه رنگ خود را باخته

لرزه بر جان شهید کربلا افتاده بود

فاتح خیبر برای حفظ قرآن در سکوت

کل قرآن در میان کوچه‌ها افتاده بود

کاش ای آتش بسوزی در شرار قهر حق

هرم تو بر صورت زهرا چرا افتاده بود

مادر مظلومه می‌پیچید پشت در به خود

دختر معصومه زیر دست و پا افتاده بود

غیر زهرا غیر محسن غیر آتش غیر در

کس نمی‌داند که پشت در چه‌ها افتاده بود

فاطمه نقش زمین گردید میثم آه آه

فاطمه نه بلکه ختم‌الانبیا افتاده بود 




✔️ موضوع : شهادت محسن بن علی، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-بعد از شهادت- سقیفۀ بنی ساعده


چون که شد موسی مقیم طور عشق

در پی اجرای امر نور عشق

امر امت را به هارون وا نهاد

در مقام رهبری او را نهاد

یک دو روزی چون ز امت دور شد

چشمها از دیدن حق کور شد

سست شد دلها به آیین خدا

سامری شد رهزن دین خدا

گفت مردم بعد موسی چون کنید

بیعت آخر از چه با هارون کنید

گرد من آیید همچون هاله ای

تا بسازم از طلا گوساله ای

الغرض دلها همه گمراه شد

فتنه در قوم کلیم الله شد

جای آئین خدا بدعت نشست

جای پیمان خدا بیعت نشست

مردمان راندند یاس و لاله را

جای حق خواندند آن گوساله را

گفتم از هارون و موسی بر ملا

یادم آمد گفته ی خیرالوری

بارها گفتا بدین مضمون جلی

من چو موسی باشم و هارون علی

شیعیان عمق عزا را بنگرید

شاهد این مدعا را بنگرید

چون که احمد سوی طور عشق رفت

از دل یثرب چو نور عشق رفت

سامری در شهر حق گوساله ساخت

یک شبه امر امامت رنگ باخت

قوم موسی بانی بدعت شدند

قوم احمد دشمن عترت شدند

قوم موسی بت پرستی ساز کرد

قوم احمد مشرکی آغاز کرد

قوم موسی فتنه ای احساس کرد

قوم احمد طرح قتل یاس کرد

سامریان مدینه کیستند ؟

مجریان طرح کینه کیستند ؟

نیل خون شد جاری از کوثر چرا ؟

می زند ناموس حق پرپر چرا ؟

ازدحام کوی آل الله چیست ؟

این که در خون غوطه ور گردیده کیست ؟

کی شرر بر باب بیت الله زد ؟

شعله بر جان کلیم الله زد ؟

دست هارون مدینه بسته شد

فاطمه از دست مردم خسته شد

لرزه بر ارض و سما افتاده است

یاس احمد زیر پا افتاده است !

صدق با دست مکذب کشته شد

حامی هارون یثرب کشته شد




✔️ موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/09/28 | 12:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


شعله بالا گرفت اما ... میخ

با خجالت نشست از پا ...میخ

ناگهان ضربه ای به در خورد و...

سربرون کرد بی هوا تا میخ...

صاعقه بود و بر چمن می خورد

خورد می کرد استخوان را میخ

علت قتل مادر ما چیست..؟

ضربه های غلاف ها یا ... میخ

**

دختری گیسویش پریشان شد

گفت : بابا! ...شراره  بابا!...میخ




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/14 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


نخلی که شکسته ثمرش را نزنید

مرغی که زمین خورد پرش را نزنید

دیدید  اگر که دست مردی بسته

دیگر در خانه همسرش را نزنید




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/13 | 12:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آنکه ناموس علی را زده ، ناموس نداشت

ذرّه ای از زدن فاطمه افسوس نداشت

یاسِ پژمرده چرا ضربۀ تکراری خورد

در و دیوار مگر ضربۀ معکوس نداشت

می زد و با عَصبیّت به علی می خندید

ناجوانمرد مگر رحم به قاموس نداشت

فضه را خواند در آن معرکۀ سخت که هیچ ...

مادر و خواهر و یک محرم و مأنوس نداشت

غنچۀ لِه شده را گرچه علی خاک کند

از در سوخته خون را چه کسی پاک کند




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/13 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


درست لحظه ی برخورد داس با ساقه

صدای مرگ به گوش درخت می آید

به گوش داس صدایی نمی رسد ، امّا

به گوش باغ خروش درخت می آید

 

درست مثل همان ساقه ی غیور و رشید

به کوچه مادر سادات تا هویدا شد

به ضربه های چهل دیو داس بدست

چنان درخت وجود شکسته اش تا شد

 

همین که در وسط کوچه برگریزان شد

صدای پای شیاطین به آسمان پیچید

طنین خش خش برگی که زیر پا افتاد

طناب غم شد و بر دست باغبان پیچید

 

و دست بسته که بوده، بجز امامی که

کنار هیبت او قدّ کوه خم می شد

و ذوالفقار علی تا برقص می آمد

وجود دور و بر او پر از عدم می شد

 

نبست دست علی را کسی بجز دنیا

که جلوه اش بخدا اولّی و دوّمی اند

تبر بدوش کنار سکوت و صبر علی

پی شکست غرور نجیب فاطمی اند

 

غرور فاطمه را دست کم نگیر، ببین

چگونه پای علی شاخ و بال می ریزد

علی که بسته دودستش، فقط ز دیده ی خود

برای فاطمه اشکی زلال می ریزد

 

غم بزرگ پیمبر دوباره اوج گرفت

دوباره آب جری شد، دوباره از سر رفت

همینکه فاطمه افتاد توی کوچه، علی

به خویش گفت دوباره زِ ما پیمبر رفت

 

همیشه آخر این قصه های بغض آلود

شبیه اولشان سختِ سخت می گردد

بقای باغ بهایی نداشت جز اینکه

دوباره باغ علی بی درخت می گردد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 01:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


سخت است در آتش کسی با سر بیافتد

یا شعله ای با یاس وقتی در بیافتد

سخت است وقتی سینه یک در لگد خورد

با آنهمه سنگینی یکجا در بیافتد

سخت است جای دست شلاقی مه آلود

برگونه یاسی که شد پرپر بیافتد

سخت است که این اتفاق آنهم مدینه

با یادگار باغ پیغمبر بیافتد

سخت است وقتی بین خانه یک طنابی

بر دست های فاتح خیبر بیافتد

سخت است وقتی دست حیدر در طناب است

لشکر به جان بازوی مادر بیافتد

جای تعجب نیست بعد از اینهمه درد

صد مرتبه روی زمین دختر بیافتد

حالا بگو با دیدن اینقدر ماتم

جا دارد از پا ساقی کوثر بیافتد

**

بعد از گذشت چند سال از این مصیبت

جاداشت از فرزند زهرا سر بیافتد

بعد از علی اکبر و عباس و قاسم

وقتش رسید از نیزه ای اصغر بیافتد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 03:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


نه تنها زد عدو از کین در آن خانه را اتش

که زد با درب خانه قلب صاحب خانه را آتش

همان پستی که پیمان بست در خم غدیر آن روز

به قصد انتقام از کینه زد پیمانه را آتش

صدای دخت طه را شنید از پشت در دشمن

که جای قدر دانی زد درِ کاشانه را آتش

به پیش چشم بلبل چید گلچین غنچه و گل را

که از غم سوخت شمع و زد پر پروانه را آتش

چنان زد با لگد کز ضرب در بشکست پهلویش

که سوز آشنایی زد دل بیگانه را آتش

به گاه بردن ساقی سپر دیدند کوثر را

که زد از تازیانه هم خم خمخانه را آتش

چنان زد بر رخش سیلی که بعد قرن ها یا رب

زند درسینه یاد آن دل دیوانه را آتش




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 11:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


دود سرکش شد و با رنگ سحر برخورد کرد

باز هم دیدند خیری که به شر برخورد کرد

طبق عادت جبرئیل از آسمان آمد ولی

ناگهان با اتفاقی شعله ور برخورد کرد

اتفاقی که غرور همسری را خرد کرد

اتفاقی که در آن مادر به در برخورد کرد

گردش لولای در سمت حیاط خانه بود

سمت مادر چرخ خورد و با پسر برخورد کرد

او حواسش به علی و بچه هایش بود که

میخ با پهلوی زهرا بی خبر برخورد کرد

تازیانه جرأت برخورد با او را نداشت

بازویش با تازیانه بیشتر برخورد کرد

از هجوم ناگهانی در خانه است که

صورتی با سینه ی دیوار اگر برخورد کرد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 03:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


شعله دل کوچه پر از غم می شد

کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد

"باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را...."

روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد

بین دیوار و در انگار زنی جان می داد

جان به لب از غم او عالم و آدم می شد

لااقل کاش دل ابر برایش می سوخت

بلکه از آتش پیراهن او کم می شد

زن در این برزخ پر زخم چه رنجی دیده است؟

بیست سالش نشده داشت قدش خم می شد

تا زمین خورد صدا کرد "علی چیزی نیست"

شیشه ای بود که صد قسمت مبهم می شد

آن طرف مرد سکوتش چقدر فریاد است

روضه جان سوز تر از غربت او هم می شد؟

"میخ کوتاه بیا همسرم از پا افتاد"

میخ هر لحظه در این عزم مصمم می شد

غنچه دارد گل من تیغ نزن بی انصاف

حیف،بابا شدنم داشت مسلم می شد"

ناگهان چشم قلم تار شد و بعد از آن

کربلا بود که در ذهن مجسم می شد

کوچه در هیأت گودال در آمد آن گاه

بارش نیزه و شمشیر دمادم می شد

اشک خواهر وسط هلهله طوفانی بود

اشک و لبخند در این فاجعه توأم می شد

سیب سرخی به سر شاخه ی نیزه گل کرد

داشت اوضاع جهان یکسره درهم می شد

که قلم از نفس افتاد،نگاهش خون شد

دفتر شعر پر از واژه ی شبنم می شد

کاش همراه غزل محفل اشکی هم بود

روضه خوان، مقتل خونین مقرم می شد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 03:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


یک نفر از شاخه هایم کار میگیرد علی

از درخت "باردارت" بار میگیرد علی

هر چه هم با  احتیاط از پیش در رد میشوم

باز رخت من به این مسمار میگیرد علی

زودتر از کشتن گل باغبان را میکشد

به گلی در باغ وقتی خار میگیرد علی

کار من دیگر گذشته از مراقب بودنم

در نگیرد به سرم دیوار میگیرد علی

فضه زیر بازوی افتاده حالم را، نگیر

از رویم در را فقط بردار، میگیرد علی

کعبۀ من! با همین وضعی که دارد دست من

دامنت را باز چندین بار میگیرد علی

چهل نفر دارند در را سمت من هل میدهند

یک نفر از شاخه هایم کار میگیرد علی




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 06:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


باران شروع شد و زمین پر حباب شد

صحن امام زاده پر از اضطراب شد

بی اختیار، خاطره‌ای در دلم دمید

انگار در فضای دلم انقلاب شد

بیش از هزار سال گذشته چنین شبی

غم نامه‌ای سروده شد و یک کتاب شد

کوچه، دوشنبه عصر، هوا گرگ و میش بود

دستی بلند شد، رخ زردی کباب شد

یک باغبان نظاره‌گر و پیش چشم او

در زیر دست و پا گل سرخش گلاب شد

عمامه ای که جنبه ای از اعتبار داشت

پیچیده شد به دستی و مثل طناب شد ...

دستی که در غدیر خودش را امام کرد

این نفس مصطفی است، در این چهره قاب شد

آتش و سنگ پشت در خانه ای و باز

بانوی آب ها سپر بوتراب شد

ای کاش این قضیه همین جا تمام بود!

تازه خبر رسید: سبو پر شراب شد!

خوردند باده و همه شان مست کرده اند

چل دیو مست بر سر یک زن خراب شد!

رسم بدی گذاشت در آن کوچه "دومی"

دختر زدن نداشت؛ از آن کوچه باب شد

باران تمام گشت ولی تازه شعر من

از خاطرات کوچه پر از التهاب شد ...




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-شهادت-مدح امیرالمومنین(ع)


مدینــه آبستـن بیــداد بـود

نقطــۀ انفجــار فریــاد بـود

در شـرر فتنـه فـلک سوخته

بـال و پـر خیل ملک سوخته

فتنه عظیم است و بلا بس عجیب

قرآن، تنهـا شده، عترت غریب

گشته ز همگامـی اهـل ضلال

آیــۀ «اکمَـلْتُ لکم» پایمـال

رفته فقط دو ماه و نیم از غدیر

دین شده در چشم حقیران حقیر

باز بـه شیطان شده آغوششان

قـول نبـی گشتـه فراموششان

کفــر شــده زیــور آیینشان

دیـن شده پیراهن چرکینشان

غدیـر تعطیل شد ای وای من!

سقیفه تشکیل شـده ای وای من!

دشمن مأیـوس شـده از غدیر

کز نفس ختم رسل خورده تیر

امیـر مسلمیـنِ عالـم شــده

آه که قـرآن کمرش خـم شده

سینه پر از ناله و دل پر ز درد

آی محمّـد بـه جهان بـاز گرد

علی که حق بود و به حق نصب شد

ببین چگونه حق او غصب شد

حـق شـده پایمـال پیکارهـا

بـاز شـده مـشت ستمکارهـا

آن که نهان داشت به دل کینه‌ها

فـاش زنـد سنگ بـه آیینه‌ها

تیـر رهـا کرده بـه سوی علی

تیغ کشیده است به روی علی

خون زده در سینه توحید جوش

بولهبـی آمده هیزم بـه دوش


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
شهادت حضرت زهرا(س)


یه روز و یه روزگاری، مادرم خیلی جوون بود

مایه فخر ملائک ، تو زمین و آسمون بود

آسمونی ها همیشه، مادرو نشون می دادن

که درخشش نمازش، تا شعاع کهکشون بود

نیمه شبها تو نمازش، دستشو بالا می آورد

تک تک همسایه هارو، یاد می کرد و یادشون بود

همه منت گدایی، درخونمونو داشتن

خاطر اونو می خواستن، بسکه خوب و مهربون بود

افتخار مادر ما ،تو بهار زندگانیش

پاکی و صفا به پیش، دشمنان بد زبون بود

تا یه روز یه عده نامرد آتیش و هیزم آوردن

خونشو آتیش کشیدن، تا دیدن تو آشیون بود

یه طرف صدای ناله، یه طرف صدای ضجه

خودمونو تا رسوندیم، مادرم غرقه ی خون بود

با تن مجروح و خونی، خودشو سپر قرار داد

تا که دید امام عصرش، با طناب و ریسمون بود

دشمنا امون ندادن، راهشو یک باره بستن

شلاق مغیره ای وای، سد راه تو اون میون بود

اشکای چشمای بابا، گریه هامو در میاره

آخه چشمای پر آبش ،نشون مظلومی مون بود

گلای باغ نبوت ، با دو چشمای پر از اشک

نگاشون تو این میونه، به نگاه باغبون بود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/01/13 | 12:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: ... 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات