تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت حضرت زهرا(س)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1395/12/8

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


این صفای سینه هامان از صفای فاطمه است

هر چه داریم و نداریم از عطای فاطمه است

چادر خاکی او بر قلب ما هم نور داد

باز هم در جان ما حال و هوای فاطمه است

باز هم این سفره های هئیتی رونق گرفت

رونق این روضه ها از اعتنای فاطمه است

باز هم مهدی ما شال عزا انداخته

باز دلخون از غم و سوزِ عزای فاطمه است

بوی زهرا را گرفته باز شهر مصطفی

کوچه های شهر مست ربنای فاطمه است

آبرومان رفته اما بازهم ما را خرید

آنچه آورده است ما را هم، وفای فاطمه است

حاجت یک ساله می خواهیم این شب ها از او

دستِ رحمت، بازوی مشکل گشای فاطمه است

مریم و آسیه و حوا و آدم جای خود

خوب می دانیم ما، عالم گدای فاطمه است

من نمی دانم چه سری هست در خلقت ولی

خلق مجنون علی، او مبتلای فاطمه است

از همان اول خدا در شأن زهرا گفته بود

او برای حیدر و حیدر برای فاطمه است

کی فروشیم عزتِ خود از برای آب و نان

بشنوید، این مملکت تحت لوای فاطمه است

مادری کرده برای بی پلاکان شهید

قبر این گمنام ها پائین پای فاطمه است

گرچه پنهان ماند، قبر مادر آلاله ها

سینه ی سینه زنان تا هست، جای فاطمه است

علت این گریه های ماست، اشک فاطمه

گریه های ما همه از گریه های فاطمه است

گوش کن، از کوچه ها دارد صدایی می رسد

یا صدای مجتبی، یا نه... صدای فاطمه است

علت چشمان تارش بعد ها معلوم شد

جای دست گرگ روی پلک های فاطمه است



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1395/12/8

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


حزنی عجیب شادی ما را خراب کرد

ما را برای غصه و غم انتخاب کرد

ما شیعه ایم، مست دو چشمان حیدریم

حب علی است غوره ی ما را شراب کرد

رحمت بر آن کسی که از آغاز زندگی

ما را غلام حضرت زهرا خطاب کرد

در فاطمیه ها که خدا غرق ماتم است

زهرا به روی گریه کنانش حساب کرد

غوغا نموده ذکر شریفش میان شهر

پرچم سیاه مادرمان انقلاب کرد

ما با دعای  فاطمه عزت گرفته ایم

رحمت بر او که عزت ما بی حساب کرد

راه نجات در همه جا دست فاطمه است

 باید ز هر چه معصیتش اجتناب کرد

آرامش علی است به لبخند فاطمه

با خنده اش دعای علی مستجاب کرد

قاتل عجیب پیش دو چشمان مجتبی

بهر شکستن گل حیدر شتاب کرد

دستی پلیدصورت گل را نشانه رفت

ردی کبود خون به دل بوتراب کرد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، كوچه بنی هاشم، 

زبان حال حضرت زهرا(س)-مرثیه


ای اذانِ اشهد انُّ علی مولای من

میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من

چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی

نقطه ی پایین “با ” ، ای نقطه ی در “فا” ی من

یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو

حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من

من خودم فکری به حال دردهایم میکنم

جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من

صبح تا حالا نشستم چند تا گل چیده ام

ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من

هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه

چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من

من نمیدانم چرا هر وقت خوابم میبرد

استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من

دست تو وا شد خدا را شکر پس من میروم

راستی تابوت را آماده کرد اسمای من

بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا

یک سر مویی اگر کم شد ز مویت پای من

پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟

یا خجالت میکشد این زینب کبرای من



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/11/22

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


تا زنده ام برای شما گریه میکنم

در ماتم و عزای شما گریه میکنم

سرشار از تنفس امید میشوم

وقتی که در هوای شما گریه میکنم

هر فاطمیه محرم اشک و غم علی

از داغ روضه های شما گریه میکنم

یاد جوانی ات که به تاراج شعله رفت

آتش گرفته پای شما گریه میکنم

با اسم کوچه موی سرم میشود سفید

هم درد مجتبای شما گریه میکنم

با واژه های سیلی و دیوار و در مدام

لطمه زنان برای شما گریه میکنم

هر بار با شنیدن "فضه خذینی" ات

از صبر مرتضای شما گریه میکنم

یاد قنوت نافله های نشسته ات

از سوز ربنای شما گریه میکنم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


می نشینم وسط روضه ی روح افزایت

تا کمی یاد کنم از محن عظمایت

اولین آرزویم هست بمیرم زیر

پرچم مشکی یا فاطمة الزهرایت

می رود فکر بهشت از سر آن عاشق که

گریه ها کرده و دارد به سرش سودایت

تو همان دختر پیغمبر رحمت هستی

که به نفرین کسی وا نشده لب هایت

مهر تو فیض عظیمی است که روی منبر

سال ها کرد سفارش به همه بابایت

اهل یثرب همه دیدند که هر روز سه بار

بر علی نورفشانی بکند سیمایت

بارها دید علی حال تو را بین نماز

بارها دید ورم کرده سراسر پایت

حاضری جان بدهی زیر لگدها اما

دست بسته، سوی مسجد نرود مولایت

بعد تو، هم سخن چاه شود در دل شب

شوهر خسته دل غم زده و تنهایت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای مقام تو فراتر ز همه باورها

مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر

سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت

نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو

احترامی که گرفتند همه مادرها

برِکت داد به نسل تو خدای عالم

تا شود کور دو چشم همه ی ابترها

قبله ی ام بنینی و رباب و زینب

الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها

خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان

به تو دارند ارادت همه پیغمبرها

من ازین سوختنت پای علی فهمیدم

فاطمه هست فقط یاور بی یاورها

پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی

محسنت شد سپرت جای همه لشکرها

آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند

آب شد تا به ابد قلب علی محورها

نا خود آگاه شود نالۀ ما وا اماه

تا که مسمار ببینیم به روی درها

حرف مسمار شد و باز نفس بند آمد

باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها

آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید

الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها

روضۀ چادر خاکی تو را زینب خواند

کربلا ، نیمۀ شب غارت آن معجرها



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


وقتی مرا در روضه دعوت میکند زهرا

یعنی کریمانه کرامت میکند زهرا

بیش از پدر ، مادر محبت میکند زهرا

از نان شب خرج رعیت میکند زهرا

 

تفسیر ناب آیه های هل اتی یعنی...

لطف بدون منت و بی انتها یعنی...

پیراهنش در دست خالی گدا یعنی ...

شام زفافش هم عنایت میکند زهرا

 

غم می زداید از دل سائل به یک لبخند

با دست و دل بازی گدا را میکند خرسند

یک روز نان سفره و یک روز گردن بند

همواره لطف بی نهایت میکند زهرا

 

هرکس مقیم خانه اش شد اهل ایمان شد

مقداد شد میثم شد و عمار و سلمان شد

از برکتش حتی یهودی هم مسلمان شد

چادر نمازش هم هدایت میکند زهرا

 

زهرا تر از زهرا ندارد عالم ایجاد

 آیات قرآن از مقاماتش خبر میداد

جانم به این عفت که نزد کور مادرزاد

حجب و حجابش را رعایت میکند زهرا

 

توحید دارد میچکد از سقف ایوانش

اعجاز بیرون میزند از مطبخ نانش

زهرا که جای خود بگویم از کنیزانش ...

فضه ش پیمبر گونه صحبت میکند زهرا

 

چیزی نمیخواهد در این دنیا برای خود

فیضی دهد همسایه را با ربنای خود

پهلویش آزرده ست اما با خدای خود

هرشب سر سجاده خلوت میکند زهرا

 

یک عمر در کنج دلش یاد علی دارد

تصمیم بر یاری و امداد علی دارد

لحظه به لحظه بر لبش ناد علی دارد

با ذکر مولایش عبادت میکند زهرا

 

با اینکه خلقت را برای او بنا کردند

از عالم هستی حسابش را جدا کردند

هر سیزده معصوم بر او اقتدا کردند

پس بر امامان هم امامت میکند زهرا

 

از خون که رنگین شد زمین دیگر زمان فهمید

از شور و شوق فاطمیون بی گمان فهمید

از حلقه ی دار "نمر" ها میتوان فهمید

دارد که بر دلها حکومت میکند زهرا

 

دنیا اسیر عشق پاکش بیشتر ایران

محبوب زهرا میشود از هر نظر ایران

دیروز در شهر نبی امروز در ایران

سید علی ها را حمایت میکند زهرا

 

یا قهر و آتش یا دگر تسلیم یعنی چه ؟

در پای طاغوت زمان تعظیم یعنی چه؟

در ریسمان ذلت و تحریم یعنی چه ؟

تفسیر صبر و استقامت میکند زهرا

 

از هرم آتش صورت پروانه میسوزد

در پیش چشم کودکان کاشانه میسوزد

چون شمع ذره ذره مرد خانه میسوزد

اما صبوری در مصیبت میکند زهرا

 

وقتی که دل را میدهد در دست دلبر هم...

در پای عهدش میگذارد تا ابد سر هم...

با صاحب و مولای خود یکبار دیگر هم...

بین در و دیوار بیعت میکند زهرا

 

پا را که داخل میگذارد از در مسجد

از ترس میلرزد به خود سرتاسر مسجد

محو کلام آتشین اش منبر مسجد

با خطبه ای غرا قیامت میکند زهرا

 

بوی شهادت میرسد از لحن سوگندش

"لبیک یا حیدر" نوشته روی سربندش

جان علی را میخرد با جان فرزندش

از هستی اش خرج ولایت میکند زهرا

 

با صورت نیلی و با چشمان کم سویش

با سینه ی آزرده و با زخم بازویش

با لاله های بسترش با درد پهلویش

از غربت مولا روایت میکند زهرا

 

هرشب سراغ از مهبط مسمار میگیرد

از پا می افتد , پهلویش هر بار میگیرد

وقتی کمک از شانه ی دیوار میگیرد

یعنی که به سختی حرکت میکند زهرا

 

از تندی شلاق بی احساس بی دین نه

از بی حیایی غلاف تیغ بدبین نه

از چشم شور و پای شوم و دست سنگین نه

از درد تنهایی شکایت میکند زهرا

 

اشک مرا پای شب مهتاب بگذارید

تابوت را در گوشه ی سرداب بگذارید

نزد حسینم نیمه شبها آب بگذارید

این روزها دارد وصیت میکند زهرا

 

همچون پرستویی که بالش گشته آزرده

مانند سرو سیلی از باد خزان خورده

مثل گلی پرپر شبیه یاس پژمرده

در عرش بابا را زیارت میکند زهرا

 

 فردای محشر باز محشر میشود قطعا

مادر می آید دیدنی تر میشود قطعا

با لطف او یک طور دیگر میشود قطعا

از ما گنهکاران شفاعت میکند زهرا

 

خسران زده در کوله بارش در ندارد که

در روز رستاخیز دست پُر ندارد که

هرچه بگوید فاطمه رد خور ندارد که

نزد خدا از ما ضمانت میکند زهرا

 

 هم سینه زن هم گریه کن هم روضه خوانش را

هم چای ریز بی ریا و بی نشانش را

تا دوستان دوستان دوستانش را

با دست خود راهی جنت میکند زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-شهادت-تمثیل مجازات ابولهب


نقل زَمَخشَری ست كه روزی ابولهب

یك سنگریزه جانب احمد روانه كرد

ریگی - به طول و عرض نخود- در كَفَش گرفت

از روی كین، نبی خدا را نشانه كرد

تبّت یدا أبی لهب از آسمان رسید

فوراً لهیب خشم الهی زبانه كرد

فرمود: هر دو دست وی از تن بریده باد

نفرین بر آنكه این عمل ظالمانه كرد

یك دست او فقط به كمین نبی نشست

خشم خدا به دست دگر هم كمانه كرد

با این حساب، كیفر اهل سقیفه چیست؟؟

حق كسی كه حمله بر این آستانه كرد؟

قرآن اگر هنوز می آمد چه می نوشت؟

در وصف آنكه خون به دل " اهل خانه" كرد

با مصطفى نكرد در آنجا ابولهب

با فاطمه هرآنچه كه اهل زمانه كرد

دشمن ، تقاص لات و هبل را ازو گرفت

كار علی و باغ فدك را بهانه كرد

با هر دو دست، بست و شكست و كشید و كشت

جان بتول را هدف تازیانه كرد

. "آتش به آشیانه ی مرغی نمی زنند"

نفرین بر آن كه شعله در این آشیانه كرد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


هر چه بود از در و دیوار خودم فهمیدم

حاجتی نیست به انکار خودم فهمیدم

راز حبس نَفَس و علت جوشیدن خون

از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ

از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

همه گویند دگر رفتنی است این بیمار

به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم

این که دیگر نزنی شانه به موی زینب

از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟

حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


صاحب نفسان خاک در حضرت زهرا

محتاج دعای سحر حضرت زهرا

چون فضه و اسما همه شب گرم طواف است

جبریل امین دور سر حضرت زهرا

من معتقدم شعبه ای از عرش الهی است

آنجا که بیفتد نظر حضرت زهرا

ای کاش که باشیم فقط یک شب جمعه

در کرببلا همسفر حضرت زهرا

دارد به دلش هول و ولا ضد ولایت

تا چادر خاکی است سر حضرت زهرا

در پیش دو چشمان علی و حسنینش

خون کرد مغیره جگر حضرت زهرا

هستند چهل بی سر و پا متهمانِ

آتش زدن بال و پر حضرت زهرا

غم بیشتر از این ؟ که علی خانه نشین شد

تا شد ، ز خجالت کمر حضرت زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-شهادت


سر می زنم به خانۀ آتش گرفته ای

پاکیزه آستانۀ آتش گرفته ای

اینجا بهشت سوختۀ حضرت خداست

عرشی ترین نشانۀ آتش گرفته ای

بعد از نماز برلب خود مشق می کنم

تسبیح عارفانۀ آتش گرفته ای

ثقلین مصطفی که امانت سپرده بود!!!

افتاد در میانۀ آتش گرفته ای

خون می چکید در دل شعله به روی خاک

از ساقۀ جوانۀ آتش گرفته ای

دیگر برای شانه زدن قوتی نداشت

از دست درد... شانۀ آتش گرفته ای

مادر! برای محفل پر شور عاشقی

سوزان ترین ترانۀ آتش گرفته ای

اشکم ز دیده می چکد و شعله ور شدم

در... روضه شبانه آتش گرفته ای

بهر رها شدن ز عذاب الیم حق

تو بهترین بهانۀ آتش گرفته ای

محبوبۀ خدائی و قدیسۀ علی

زهرای بی نشانۀ آتش گرفته ای

با یاد دست تو به دلم دست می دهد

احساس شاعرانۀ آتش گرفته ای

باید برای گریه به صحرا سفر کنی

ای وای عجب زمانۀ آتش گرفته ای

آتش گرفته ام ز تب داغ تو ببین

همپای نازدانۀ آتش گرفته ای



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


زهرا برای حضرت حق آفریده شد

پیش از وجودِ خلقِ خداوند دیده شد

سیب بهشت، آمدنش را بهانه بود

روحش به احمد از نفس حق دمیده شد

زهرا که بود؟ نور جلالیِ تحت عرش

فوق تصوّر است آنچه که از قدس چیده شد

احمد که گفت اُمِّ ابیهاست فاطمه

یعنی فضائلش چو محمّد حمیده شد

چندی گذشت تا که نسیم وصال او

سمت علیِ عالیِ اعلا وزیده شد

طوبای فاطمه که ثمر داد ناگهان

باد خزان گرفت و وجودش تکیده شد

گل بود و حیف ساقه ی او را لگد زدند

سیلی که خورد حوریه، رنگش پریده شد

وقتی هجوم برد سقیفه به خانه اش

در را شکست روی سرش، قد خمیده شد

شش ماهه داشت، میخ در او را شهید کرد

شش ماهه ای شهید برای شهیده شد

هر جا رسید روضه به محسن، بگو حسین

با تیر حرمله سر اصغر بریده شد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1395/10/29

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دوای درد دل خسته ی همه زهراست

هماره بر لب عشّاق؛زمزمه...زهراست

امید شیعه ی بی تاب حضرت حیدر

میان معرکه ی روز محکمه زهراست

اگر دوباره بپرسند: " سرپناه تو کیست؟؟"

جواب آخر من بی مقدّمه "زهراست"

شهیده،صابره،مظلومه،سیّده،کوثر

زکیّه،طاهره،صدّیقه،فاطمه،زهراست

همیشه رزق محرم به دست فاطمیه ست

جواز روضه ی آقای علقمه زهراست

دوباره روضه ی تشییع ه مادر سادات

دوباره بر سر هر شانه پرچم زهراست

سلام ای گل هجده بهار ؛ بانو جان

تویی ستاره ی دنباله دار بانو جان



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


نشد اونروز توو اون کوچه

برای تو سپر باشم

گرفتن محسنو از من

نشد بازم پدر باشم

 

یه حرفی توو دلم هست که

در و دیوار میفهمه

چقد آتیش نامرده

چقد مسمار بی رحمه

 

چی میشد بچه مون محسن

یه لبخندی به ما می زد

گلم ای کاش می موندو

منو بابا صدا می زد

 

آخه چی شد توو اون کوچه

که اینجوری زمینگیری

آخه چی شد که انقد زود

داری از دست من میری



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


مدح زهرا را همین جمله کفایت می کند

چادرش حتی یهودی را هدایت می کند

ظاهرا روی زمین آمد و الا بین عرش

تکیه بر کرسی زده بر ما حکومت می کند

نور زهرا ابتدائا خلق عالم کرده است

عاقبت هم نور او روزی قیامت می کند

انبیا هر یک گروهی را شفاعت می کنند

انبیا را یک به یک زهرا شفاعت می کند

گفت پیغمبر که زهرا پاره‌ی جان من است

این روایت بر همه اتمام حجت می کند

محو نورانیت او می شود هفت آسمان

ساعتی که بین محرابش عبادت می کند

روزه می گیرد سه روز اما طعام خانه را

بین مسکین و یتیم و بنده قسمت می کند

ظاهرا نان می دهد دست گدا و باطنا

سائلش را فاطمه صاحبْ کرامت می کند

چشم هایش نه... همین خاک به روی چادرش

خلقِ صدها مجتهد مانند بهجت می کند

پای حیدر که وسط باشد هزینه می دهد

هرچه دارد فاطمه خرج ولایت می کند

ماجرای کوچه و مادر بیانش مشکل است

بغض پنهانِ حسن آن را روایت می کند

درد زهرا را کمی مقداد می فهمد فقط

رو گرفتن هایش از چیزی حکایت می کند

ضربه ای خورد و سرش بدجور بر دیوار خورد

تنگیِ کوچه بر این صحبت دلالت می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1394/12/22

حضرت زهرا(س)-شهادت


مدینه کاش به جز کوچۀ بنی هاشم

به سمت خانۀ ما راه دیگری هم داشت

که ما ز کوچۀ سیلی گذر نمی کردیم

مدینه کاش گذرگاه بهتری هم داشت

چه زود رفت ز  یادِ مهاجر و انصار

که شهر کوچک یثرب پیمبری هم داشت

پیمبری که غم امت خودش را خورد

ز دیدِ شهر نه انگار دختری هم داشت

شکست و سوخت و خاکستریّ و میخی ماند

که باورت نشود خانه اش دری هم داشت

پرش شکست به ضرب غلاف ،آنگونه

که فکر هم نکنی او مگر پری هم داشت

به جز خمیدگیِ قامتش که حیدر دید

دو جا شکستگی و زخم بستری هم داشت

جفا به تک تکِ این خانواده موروثی است

مگر نه اینکه حسینش به تن سری هم داشت

صدای مادر او را شنید در گودال

ولی نگفت که مقتول ، مادری هم داشت

سری به نیزه بلند است ، حامل نیزه

نگفت این سرِ بر نیزه خواهری هم داشت

به کوفه کرد جسارت نگفت این بانو

دو روزِ قبل علمدار لشگری هم داشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1394/12/22

حضرت زهرا(س)-شهادت-هجوم به بیت ولایت-شب شهادت


ای زمین خوردۀ آسمانی

ای بهارِ اسیرِ خزانی

مادر از حال و روز تو پیداست

چشم پوشیدی از  زندگانی

پشت این خانواده به کوه است

تا تو هستی و آرام جانی

دوست دارم کنارم بمانی

حیدرت آشنایی ندارد

زخم روحش شفایی ندارد

بعد از آن اتفاقی که افتاد

چشم تو روشنایی ندارد

از زمانی که در بستری تو

سفرۀ ما صفایی ندارد

بی تو اصلاَ چه آبی چه نانی

مثل پروانه افروختی تو

صبر را از که آموختی تو

در ز تو شرم دارد ز بس که

دیده بر میخ در دوختی تو

فضه می داند این را که مادر

تا چه حد پشت در سوختی تو

کاین چنین خسته و ناتوانی

مادرم بود و ستر و عفافش

کعبه مشتاق و گرم طوافش

مادرم بود و غم بود و کوچه

قنفذ آمد به عزم مصافش

تیغ خود را کشید از نیام و

زد به بازوی او با غلافش

پیر شد مادرم در جوانی

نیست نامرد الّا مغیره

قاتلِ تک تک ما مغیره

وای بر من که در کوچه ها شد

مادرم روبرو با مغیره

بود چشمم به رخسار مادر

دیدم آن صحنه را تا مغیره ......

ضربه زد چهره شد ارغوانی

از سرِ غیظ و پستی تو را زد

مثل شیشه شکستی تو را زد

راه را بر تو سد کرد و حس کرد

بی کس و یار هستی تو را زد

بین کوچه غرورم لگد شد

تا مغیره دو دستی تو را زد

گفت پاشو اگر می توانی

زیر بار خجالت خمیدم

ناسزا گفت واضح شنیدم

بی هوا زد به روی تو سیلی

دست آن بی حیا را کشیدم

پا شدی از روی خاک کوچه

کاش میمردم آنجا که دیدم

خاک از چادرت می تکانی

مادرم غصه بسیار خوردی

سیلی از دست کفار خوردی

طعنه و نیش دشمن کمت بود

پشت در نیش مسمار خوردی

آنچنان زد لگد روی در که

هم ز در هم ز دیوار خوردی

سوخت خانه به دستور ثانی

زمزمه روی لب داری یارب

مادرم ظاهرا خوبی امشب

خنده آمد به لبهای بابا

خانه با دست تو شد مرتب

علتش چیست امشب فقط که

خیره سمت حسینیّ و زینب

داستان را کجا می کشانی؟

هم شکسته پر و بال رفتی

هم به دل مانده آمال رفتی

تا وصیت کنی چند دفعه

از مدینه به گودال رفتی

با سفارش برای حسینت

لحظۀ آخر از حال رفتی

ظاهرا فکر شمر و سنانی

اشک در چشم تار تو لرزید

روی روی کبود تو غلطید

مادرم حس دلواپسی را

در دو چشم ترت می شود دید

از نگاهت به دست حسینت

می شود نکته را خوب فهمید

فکر انگشتر و ساربانی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شب شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-غربت امیرالمومنین(ع)


اشک من است نم نم باران بی کسی

بغض گلو است آیت پنهان بی کسی

باید که از مدینه به جایی دگر رویم

زهرا ، مدینه هم شده زندان بی کسی

یک عمر میزبان دل بی کسان شدم

حالا ببین علی شده مهمان بی کسی

پرسیدی از چه زانوی خود را بغل کنم ؟

این است چون نشانه دوران بی کسی

این روز ها مغیره شده خار چشم من

جز صبر نیست چاره و درمان بی کسی

لبخند تو برای دل خسته من است

چون آب ، روی آتش سوزان بی کسی

ای کاش اجل سراغ مرا هم گرفته بود

مرگ است، بی تو فاطمه پایان بی کسی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


ای همه عالم امکان بفدایت ، مادر

عالمی ریزه خور خوان عطایت ، مادر

کیستی تو که خداوند جهان آورده

سوره ی کوثر خود را ز برایت ، مادر

تو که هستی که نبی با همه ی قرب مقام

بارها گفته که جانم بفدایت ، مادر

ای که از فهم فراتر بود اوصاف شما

عقل مانده ست به توصیف و ثنایت ، مادر

پایش از عرش فراتر برسد آنکس که

نوکری کرده و افتاده به پایت ، مادر

هر کسی مهر علی داشت و اولاد علی

گشته او شامل آیات دعایت ، مادر

بی حرم خواندن تو ظاهر امر است ولی

هست عالم همه جا صحن و سرایت ، مادر

از نوک میخ در سوخته ی خانه ی وحی

می چکد خون تو در راه ولایت ، مادر

با دعای تو همه خلق حسینی شده اند

جان به قربان غم کرببلایت ، مادر

همه ی ارض و سماوات بهم میریزد

تا ز گودال رسد  سوز صدایت ، مادر

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


برگ گل از صورت حورا خجالت میکشد

باغبان از شاخه طوبا خجالت میکشد

کوچه ای که بارها بوده گذرگاه حسن

دیگر از آن شاهد تنها خجالت میکشد

ماه را در صورت دریا تماشا میکنند

ماه اگر زخمی شود دریا خجالت میکشد

یاس اگر پرپر شود داغی به لاله میرسد

که از این غم لاله صحرا خجالت میکشد

شانه اش طاقت ندارد گردش دستاس را

دسته دستاس از زهرا خجالت میکشد

زحمت این خانه دیگر روی دوش زینب است

بیت وحی از زینب کبری خجالت میکشد

بر دهان شهر یثرب حک شده مهر سکوت

از مرام مردمش حالا خجالت میکشد

لیلة القدر خدا  را مرتضی شب غسل داد

دیگر از حیدر شب احیا خجالت میکشد

شب که تاریک است غسل از روی پیراهن چرا؟

از جوابش میخ در گویا  خجالت میکشد

با امین الله، دشمن، من نمیدانم چه کرد

کز امانت داری اش مولا خجالت میکشد

آسمان بار امانت را به دست خاک داد

شب از آن خورشید بی همتا خجالت میکشد

تا در این دنیا مزار فاطمه پنهان بود

از علی و آل او، دنیا خجالت میکشد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مصائب شهادت


دل به جز فاطمه غمخوار نمی خواهد که

هر که شد والۀ او یار نمی خواهد که

باب حاجات همینجاست لبت را تر کن

حاجتت می دهد، اصرار نمی خواهد که

ما بدهکار تو هستیم ولی می دانیم

این طلبکار ، بدهکار نمی خواهد که

کعبه پوشیده سیاه از غم و یعنی که خدا

به غمت غیر عزادار نمی خواهد که

فدک از یک زن و فرزند گرفتن این قدر

کتک و سیلیِ بسیار نمی خواهد که

می شکافد به نسیمی ز وسط سینۀ گل

این فشار در و مسمار نمی خواهد که

ترس ، تنها ، سبب سقط جنین می گردد

پس لگد یا در و دیوار نمی خواهد که

چوبِ در ، بابت سوزاندنِ زهرا بس بود

هیزمِ بی حد و مقدار نمی خواهد که

تو که یک ضربه زدی مُرد علی در کوچه

نانجیب ، این همه تکرار نمی خواهد که

این جسارت ز نهان بودن قبرش پیداست

سند و مدرک و آمار نمی خواهد که

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، كوچه بنی هاشم، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بچه ها را دور هم عشق به مادر جمع کرد

تک تک ما را خود زهرای اطهر جمع کرد

فاطمه به شیعیان درس ولایت داده است

شیعه را عشق به حیدر پای منبر جمع کرد

افتخارات زیادی با دعای فاطمه

شیر حق در نهروان و بدر و خیبر جمع کرد

هیچ جا شأن و مقامی این چنین پیدا نشد

آبرو و اعتباری را که قنبر جمع کرد

هرکه عمرش را به پای اهل این خانه گذاشت

در مسیر زندگی اش دُرُّ و گوهر جمع کرد

بی گمان از برکت این سفره غافل بوده است

هرکه رزق خویش را از راه دیگر جمع کرد

هرکسی که درهمی را خرج آل الله کرد

شک ندارم بعد از ان چندین برابر جمع کرد

رزق و روزی همه را بین روضه ریخته

خوش به حال هرکسی آمد و بهتر جمع کرد

فاطمه یعنی به تنهایی سپاه مرتضی

پس دلیلی داشت شیطان نیز لشگر جمع کرد

نه غرور طلحه و نه خشم شمشیر زبیر

فتنه را "امر "علی ، "چشم" ابوذر جمع کرد

باغبانِ باغ هم صد بار مرد و زنده شد

یاس خوشبوی خودش را تا که پرپر جمع کرد

از پرستویی که بین کوچه بر دیوار خورد

آخرش یک مشت پر بچه کبوتر جمع کرد

با نفس هایش تمام خانه عطراگین که شد

لاله ها را فضه از دامان بستر جمع کرد

تا نگه دارد برای مرهم بازوی خود

اشک چشم همسری را دست همسر جمع کرد

درد دل میکرد هرشب که حلالم کن علی

سفره ی دل را دگر در روز آخر جمع کرد

دست سنگینی که روی گونه ی خورشید خورد

در غروب کربلا خلخال و معجر جمع کرد 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


خونبار اگر نگاه پرُ ابر علی‌ست

این خاک، بدون فاطمه قبر علی‌ست

در معرکه‌های خندق و خیبر، نه

در کوچه عیان حماسۀ صبر علی‌ست



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح-مصائب


تویی که وصف کمالت جمیع آیاتند

شهود منزلتت جمله ی روایاتند

پیمبران اولوالعزم با تمام وجود

به نوکری درت غرق در مباهاتند

فرشتگان حریم مقدس بالا

به نام توست که همواره در مناجاتند

تو کیستی که غلامان و خادمان تو هم

شبیه فضّه ی تو صاحب کراماتند

به زیر سخت ترین ضربه " یا علی " گفتی

ز عشق حیدری ات اهل آسمان ماتند

قبیله ای که به سمت کبودی تو نشست

به زخم های وجود تو مثل مرآتند

از آن شبی که خسوف رخ تو کامل شد

ملائکه همگی در نماز آیاتند

فقط نه این که دل ما به یاد تو سوزد

به غم نشسته ی رویت تمام ذراتند

به یاد پهلوی بشکسته ات دل دو جهان

حریم سوخته چون قلب های ساداتند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


یاری ز که جوید؟ دلِ من، یار ندارد

یک مَحرم و یک رازنگهدار ندارد!

با دیدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ

با داغ دل لاله، کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیفتد

یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

**

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها

پیداست که دل دارد و، دلدار ندارد

در گلشن آتش‌زدۀ عصمت و ایثار

پرپرشدن غنچه که انکار ندارد

با فضه بگویید بیاید، که در این باغ

نیلوفر بیمار، پرستار ندارد

بر حاشیۀ برگ شقایق بنویسید:

گل، تاب فشار در و دیوار ندارد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مصائب


روی عدم ندید وجودی که داشتی

امکان نما نبود نمودی که داشتی

در خاک هم به دیدن افلاک رفته ای

عین فراز بود فرودی که داشتی

ای از تبار لیلۀ قدر اندکی درنگ

ما را ببر به سمت شهودی که داشتی

ای بانویی که بود مباهات نسل تو

با جبرئیل، گفت و شنودی که داشتی

ققنوس‌وار در پی خورشید پر زدی

از شعله‌های آتش و دودی که داشتی

گفتی و باز منکر شأن شما شدند

نفرین به دشمنان حسودی که داشتی

اما حماسه در تن آفاق پا گرفت

از پشت روزهای کبودی که داشتی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مصائب-هجوم به بیت ولایت


عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است

رونق عشق است در دستانش از بس ساده است

نه فلک در گردش است از گردش دستاس او

اینكه دستش بر سر دنیاست فوق العاده است

بعد پیغمبر چه بیعت ها که نشکستند خلق

نان به نرخ روز خوردن سفره اش آماده است

روی دستانش ورم دارد به پهلو جای زخم 

باز هم با هر مشقت بر  سر سجاده است

هرکسی این روزها حال و هوایش روضه ایست 

خوش بحالش، عشق زهرا کار دستش داده است

**

با غم و اندوه و تب هر روز خلوت می کند

یک دل سیر اشک می ریزد، عبادت می کند

خسته از زخم زبان ها، بیت الاحزان ساخته

از غمش هر روز با پیغمبر شکایت می کند

تا مبادا خدشه ای بر دین کسی وارد کند

جان خود را هم شده، خرج ولایت می کند

یادشان رفته است این نامردها او کوثر است ؟؟

هر كسی از راه می آید جسارت می كند

هرچه باران بر زمین می بارد از اندوه اوست

غربتش را با جهان با اشك قسمت می كند

جان محض است او و حتی روح سربارش شده

لاجرم روح از تن او رفع زحمت می كند

**

روضه اما می رسد با چشم های تر به در

وای از آن وقتی كه زهرا می رسد آخر به در

طاقتش در پشت در هر بار كمتر می شود

دشمنان  هربار می كوبند محکم تر به در

یاس تا پرپر شود آیا لگد كافی نبود؟

كاش می كردند فكر شعله را از سر به در

خواست تا از سینه اش در را جدا سازد ولی

آه، قنفذ با لگد زد ضربه ای  دیگر به در

فاطمه رفت و علی یک عمر حسرت خورد که

كاش می كوبید یك مسمار كوچك تر به در

**

بر مداری گیج می گردد جهان تا روز حشر

در هوای مدفن زهراست دنیا در به در



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


سورۀ نور سورۀ کوثر

السلام علیکِ یا مادر

ای دعاهای مستجاب رسول

شادمانی قلب پیغمبر

نظرت آفتاب بخشایش

 نفست نغمۀ لطیف سحر

نظری مرحمت بفرما تا...

پر شویم از ولایت حیدر

در مسیر محبت مولا

در دل ما بریز شوق سفر

مادرانه بگیر دست مرا

تا نیفتم دگر به دام خطر

از دعاهای صبحگاه شماست

که مرا داده اند دیدۀ تر

نالۀ آتشین هیچ کسی

قدر آه شما نداشت اثر

نفسم را بگیر و سوز بده

سوز آتش گداز، سوز جگر

نیت روضه کرده ام رخصت

ای به راه امام، سینه سپر

باب کعبه کجا و هیزم خشک

درِ جنت کجا و هُرم شرر

خاک دنیا کجا و یاس بهشت

گل ریحان کجا و ضرب تبر

نفست را برید هجمۀ دود

سینه ات را شکست لطمۀ در

خاک بر  فرق من تو و سیلی...

چه شده بر شما در آن معبر

رخ حوری کجا و خار جفا

لاله روئید گوشۀ معجر



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-مدح-هجوم به بیت ولایت


ظهور عصمت پروردگار زهرا بود

جمال حق علی آیینه دار زهرا بود

اگر تجلی اسم هوالکریم علیست

قسم به شاه نجف سفره دار زهرا بود

تبسم لب او غم ز چهره ها میبرد

لطیف تر ز نسیم بهار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود

که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به آن زرهی که همیشه پشت نداشت

میان دست علی ذوالفقار، زهرا بود

اگر که نام علی هم ردیف با نمک است

بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود

همه زمین و زمان در مطاف روی علیست

به این مطاف معظم مدار زهرا بود

حسن کریم   حسین دستگیر عالمیان

همیشه علت این اعتبار زهرا بود

همه به مادرشان افتخار میکردند

تمام عزت ایل و تبار زهرا بود

همیشه حرف شفاعت که در میان آمد

سخن ز بانوی ناقه سوار زهرا بود

شکست حرمت این خانواده پشت در

اسیر درد و غمی بیشمار زهرا بود

به وقت حمله همه ریختند در خانه

به زیر ضربه در آن گیر و دار زهرا بود

گذاشت بی ادبی پا به روی چادر او

میان آتش و گرد و غبار زهرا بود

تمام دلنگرانی او حسین شده

برای کرببلا بیقرار زهرا بود

کسی که در همه راه زیر لب میگفت

تکان مده سر او نیزه دار زهرا بود



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


زهراست دختری که پدر را چو مادرست

زهراست سوره ای که مُسمّا به کوثرست

زهراست بضعه ای که رضایش رضای حق

از خـشم او خدای مدبِّر مکدّرست

پیغمبری مگر به دو تا معجز آوری ست؟!

او نیز فضّه اش به خدا معجز آورست

همتا نداشت فاطمه، یا ایّها الأنام

کُفوَش به عالمین فقط شخص حیدرست

افسـوس در تهاجم طوفان غم شکست

آن سینه ای که مخزن اسرار داورست

دیروز جمع سالم بیت نبوّت و -

امروز جمع سرخ و کبودِ مکسَّرست

دنیا نداشت حوصـله ی فهم شأن او

درک مقام واقعی اش روز محشر ست



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء