حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1395/10/29

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دوای درد دل خسته ی همه زهراست

هماره بر لب عشّاق؛زمزمه...زهراست

امید شیعه ی بی تاب حضرت حیدر

میان معرکه ی روز محکمه زهراست

اگر دوباره بپرسند: " سرپناه تو کیست؟؟"

جواب آخر من بی مقدّمه "زهراست"

شهیده،صابره،مظلومه،سیّده،کوثر

زکیّه،طاهره،صدّیقه،فاطمه،زهراست

همیشه رزق محرم به دست فاطمیه ست

جواز روضه ی آقای علقمه زهراست

دوباره روضه ی تشییع ه مادر سادات

دوباره بر سر هر شانه پرچم زهراست

سلام ای گل هجده بهار ؛ بانو جان

تویی ستاره ی دنباله دار بانو جان



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


نشد اونروز توو اون کوچه

برای تو سپر باشم

گرفتن محسنو از من

نشد بازم پدر باشم

 

یه حرفی توو دلم هست که

در و دیوار میفهمه

چقد آتیش نامرده

چقد مسمار بی رحمه

 

چی میشد بچه مون محسن

یه لبخندی به ما می زد

گلم ای کاش می موندو

منو بابا صدا می زد

 

آخه چی شد توو اون کوچه

که اینجوری زمینگیری

آخه چی شد که انقد زود

داری از دست من میری



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


مدح زهرا را همین جمله کفایت می کند

چادرش حتی یهودی را هدایت می کند

ظاهرا روی زمین آمد و الا بین عرش

تکیه بر کرسی زده بر ما حکومت می کند

نور زهرا ابتدائا خلق عالم کرده است

عاقبت هم نور او روزی قیامت می کند

انبیا هر یک گروهی را شفاعت می کنند

انبیا را یک به یک زهرا شفاعت می کند

گفت پیغمبر که زهرا پاره‌ی جان من است

این روایت بر همه اتمام حجت می کند

محو نورانیت او می شود هفت آسمان

ساعتی که بین محرابش عبادت می کند

روزه می گیرد سه روز اما طعام خانه را

بین مسکین و یتیم و بنده قسمت می کند

ظاهرا نان می دهد دست گدا و باطنا

سائلش را فاطمه صاحبْ کرامت می کند

چشم هایش نه... همین خاک به روی چادرش

خلقِ صدها مجتهد مانند بهجت می کند

پای حیدر که وسط باشد هزینه می دهد

هرچه دارد فاطمه خرج ولایت می کند

ماجرای کوچه و مادر بیانش مشکل است

بغض پنهانِ حسن آن را روایت می کند

درد زهرا را کمی مقداد می فهمد فقط

رو گرفتن هایش از چیزی حکایت می کند

ضربه ای خورد و سرش بدجور بر دیوار خورد

تنگیِ کوچه بر این صحبت دلالت می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1394/12/22

حضرت زهرا(س)-شهادت


مدینه کاش به جز کوچۀ بنی هاشم

به سمت خانۀ ما راه دیگری هم داشت

که ما ز کوچۀ سیلی گذر نمی کردیم

مدینه کاش گذرگاه بهتری هم داشت

چه زود رفت ز  یادِ مهاجر و انصار

که شهر کوچک یثرب پیمبری هم داشت

پیمبری که غم امت خودش را خورد

ز دیدِ شهر نه انگار دختری هم داشت

شکست و سوخت و خاکستریّ و میخی ماند

که باورت نشود خانه اش دری هم داشت

پرش شکست به ضرب غلاف ،آنگونه

که فکر هم نکنی او مگر پری هم داشت

به جز خمیدگیِ قامتش که حیدر دید

دو جا شکستگی و زخم بستری هم داشت

جفا به تک تکِ این خانواده موروثی است

مگر نه اینکه حسینش به تن سری هم داشت

صدای مادر او را شنید در گودال

ولی نگفت که مقتول ، مادری هم داشت

سری به نیزه بلند است ، حامل نیزه

نگفت این سرِ بر نیزه خواهری هم داشت

به کوفه کرد جسارت نگفت این بانو

دو روزِ قبل علمدار لشگری هم داشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1394/12/22

حضرت زهرا(س)-شهادت-هجوم به بیت ولایت-شب شهادت


ای زمین خوردۀ آسمانی

ای بهارِ اسیرِ خزانی

مادر از حال و روز تو پیداست

چشم پوشیدی از  زندگانی

پشت این خانواده به کوه است

تا تو هستی و آرام جانی

دوست دارم کنارم بمانی

حیدرت آشنایی ندارد

زخم روحش شفایی ندارد

بعد از آن اتفاقی که افتاد

چشم تو روشنایی ندارد

از زمانی که در بستری تو

سفرۀ ما صفایی ندارد

بی تو اصلاَ چه آبی چه نانی

مثل پروانه افروختی تو

صبر را از که آموختی تو

در ز تو شرم دارد ز بس که

دیده بر میخ در دوختی تو

فضه می داند این را که مادر

تا چه حد پشت در سوختی تو

کاین چنین خسته و ناتوانی

مادرم بود و ستر و عفافش

کعبه مشتاق و گرم طوافش

مادرم بود و غم بود و کوچه

قنفذ آمد به عزم مصافش

تیغ خود را کشید از نیام و

زد به بازوی او با غلافش

پیر شد مادرم در جوانی

نیست نامرد الّا مغیره

قاتلِ تک تک ما مغیره

وای بر من که در کوچه ها شد

مادرم روبرو با مغیره

بود چشمم به رخسار مادر

دیدم آن صحنه را تا مغیره ......

ضربه زد چهره شد ارغوانی

از سرِ غیظ و پستی تو را زد

مثل شیشه شکستی تو را زد

راه را بر تو سد کرد و حس کرد

بی کس و یار هستی تو را زد

بین کوچه غرورم لگد شد

تا مغیره دو دستی تو را زد

گفت پاشو اگر می توانی

زیر بار خجالت خمیدم

ناسزا گفت واضح شنیدم

بی هوا زد به روی تو سیلی

دست آن بی حیا را کشیدم

پا شدی از روی خاک کوچه

کاش میمردم آنجا که دیدم

خاک از چادرت می تکانی

مادرم غصه بسیار خوردی

سیلی از دست کفار خوردی

طعنه و نیش دشمن کمت بود

پشت در نیش مسمار خوردی

آنچنان زد لگد روی در که

هم ز در هم ز دیوار خوردی

سوخت خانه به دستور ثانی

زمزمه روی لب داری یارب

مادرم ظاهرا خوبی امشب

خنده آمد به لبهای بابا

خانه با دست تو شد مرتب

علتش چیست امشب فقط که

خیره سمت حسینیّ و زینب

داستان را کجا می کشانی؟

هم شکسته پر و بال رفتی

هم به دل مانده آمال رفتی

تا وصیت کنی چند دفعه

از مدینه به گودال رفتی

با سفارش برای حسینت

لحظۀ آخر از حال رفتی

ظاهرا فکر شمر و سنانی

اشک در چشم تار تو لرزید

روی روی کبود تو غلطید

مادرم حس دلواپسی را

در دو چشم ترت می شود دید

از نگاهت به دست حسینت

می شود نکته را خوب فهمید

فکر انگشتر و ساربانی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شب شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-غربت امیرالمومنین(ع)


اشک من است نم نم باران بی کسی

بغض گلو است آیت پنهان بی کسی

باید که از مدینه به جایی دگر رویم

زهرا ، مدینه هم شده زندان بی کسی

یک عمر میزبان دل بی کسان شدم

حالا ببین علی شده مهمان بی کسی

پرسیدی از چه زانوی خود را بغل کنم ؟

این است چون نشانه دوران بی کسی

این روز ها مغیره شده خار چشم من

جز صبر نیست چاره و درمان بی کسی

لبخند تو برای دل خسته من است

چون آب ، روی آتش سوزان بی کسی

ای کاش اجل سراغ مرا هم گرفته بود

مرگ است، بی تو فاطمه پایان بی کسی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


ای همه عالم امکان بفدایت ، مادر

عالمی ریزه خور خوان عطایت ، مادر

کیستی تو که خداوند جهان آورده

سوره ی کوثر خود را ز برایت ، مادر

تو که هستی که نبی با همه ی قرب مقام

بارها گفته که جانم بفدایت ، مادر

ای که از فهم فراتر بود اوصاف شما

عقل مانده ست به توصیف و ثنایت ، مادر

پایش از عرش فراتر برسد آنکس که

نوکری کرده و افتاده به پایت ، مادر

هر کسی مهر علی داشت و اولاد علی

گشته او شامل آیات دعایت ، مادر

بی حرم خواندن تو ظاهر امر است ولی

هست عالم همه جا صحن و سرایت ، مادر

از نوک میخ در سوخته ی خانه ی وحی

می چکد خون تو در راه ولایت ، مادر

با دعای تو همه خلق حسینی شده اند

جان به قربان غم کرببلایت ، مادر

همه ی ارض و سماوات بهم میریزد

تا ز گودال رسد  سوز صدایت ، مادر

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


برگ گل از صورت حورا خجالت میکشد

باغبان از شاخه طوبا خجالت میکشد

کوچه ای که بارها بوده گذرگاه حسن

دیگر از آن شاهد تنها خجالت میکشد

ماه را در صورت دریا تماشا میکنند

ماه اگر زخمی شود دریا خجالت میکشد

یاس اگر پرپر شود داغی به لاله میرسد

که از این غم لاله صحرا خجالت میکشد

شانه اش طاقت ندارد گردش دستاس را

دسته دستاس از زهرا خجالت میکشد

زحمت این خانه دیگر روی دوش زینب است

بیت وحی از زینب کبری خجالت میکشد

بر دهان شهر یثرب حک شده مهر سکوت

از مرام مردمش حالا خجالت میکشد

لیلة القدر خدا  را مرتضی شب غسل داد

دیگر از حیدر شب احیا خجالت میکشد

شب که تاریک است غسل از روی پیراهن چرا؟

از جوابش میخ در گویا  خجالت میکشد

با امین الله، دشمن، من نمیدانم چه کرد

کز امانت داری اش مولا خجالت میکشد

آسمان بار امانت را به دست خاک داد

شب از آن خورشید بی همتا خجالت میکشد

تا در این دنیا مزار فاطمه پنهان بود

از علی و آل او، دنیا خجالت میکشد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مصائب شهادت


دل به جز فاطمه غمخوار نمی خواهد که

هر که شد والۀ او یار نمی خواهد که

باب حاجات همینجاست لبت را تر کن

حاجتت می دهد، اصرار نمی خواهد که

ما بدهکار تو هستیم ولی می دانیم

این طلبکار ، بدهکار نمی خواهد که

کعبه پوشیده سیاه از غم و یعنی که خدا

به غمت غیر عزادار نمی خواهد که

فدک از یک زن و فرزند گرفتن این قدر

کتک و سیلیِ بسیار نمی خواهد که

می شکافد به نسیمی ز وسط سینۀ گل

این فشار در و مسمار نمی خواهد که

ترس ، تنها ، سبب سقط جنین می گردد

پس لگد یا در و دیوار نمی خواهد که

چوبِ در ، بابت سوزاندنِ زهرا بس بود

هیزمِ بی حد و مقدار نمی خواهد که

تو که یک ضربه زدی مُرد علی در کوچه

نانجیب ، این همه تکرار نمی خواهد که

این جسارت ز نهان بودن قبرش پیداست

سند و مدرک و آمار نمی خواهد که

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، كوچه بنی هاشم، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بچه ها را دور هم عشق به مادر جمع کرد

تک تک ما را خود زهرای اطهر جمع کرد

فاطمه به شیعیان درس ولایت داده است

شیعه را عشق به حیدر پای منبر جمع کرد

افتخارات زیادی با دعای فاطمه

شیر حق در نهروان و بدر و خیبر جمع کرد

هیچ جا شأن و مقامی این چنین پیدا نشد

آبرو و اعتباری را که قنبر جمع کرد

هرکه عمرش را به پای اهل این خانه گذاشت

در مسیر زندگی اش دُرُّ و گوهر جمع کرد

بی گمان از برکت این سفره غافل بوده است

هرکه رزق خویش را از راه دیگر جمع کرد

هرکسی که درهمی را خرج آل الله کرد

شک ندارم بعد از ان چندین برابر جمع کرد

رزق و روزی همه را بین روضه ریخته

خوش به حال هرکسی آمد و بهتر جمع کرد

فاطمه یعنی به تنهایی سپاه مرتضی

پس دلیلی داشت شیطان نیز لشگر جمع کرد

نه غرور طلحه و نه خشم شمشیر زبیر

فتنه را "امر "علی ، "چشم" ابوذر جمع کرد

باغبانِ باغ هم صد بار مرد و زنده شد

یاس خوشبوی خودش را تا که پرپر جمع کرد

از پرستویی که بین کوچه بر دیوار خورد

آخرش یک مشت پر بچه کبوتر جمع کرد

با نفس هایش تمام خانه عطراگین که شد

لاله ها را فضه از دامان بستر جمع کرد

تا نگه دارد برای مرهم بازوی خود

اشک چشم همسری را دست همسر جمع کرد

درد دل میکرد هرشب که حلالم کن علی

سفره ی دل را دگر در روز آخر جمع کرد

دست سنگینی که روی گونه ی خورشید خورد

در غروب کربلا خلخال و معجر جمع کرد 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


خونبار اگر نگاه پرُ ابر علی‌ست

این خاک، بدون فاطمه قبر علی‌ست

در معرکه‌های خندق و خیبر، نه

در کوچه عیان حماسۀ صبر علی‌ست



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح-مصائب


تویی که وصف کمالت جمیع آیاتند

شهود منزلتت جمله ی روایاتند

پیمبران اولوالعزم با تمام وجود

به نوکری درت غرق در مباهاتند

فرشتگان حریم مقدس بالا

به نام توست که همواره در مناجاتند

تو کیستی که غلامان و خادمان تو هم

شبیه فضّه ی تو صاحب کراماتند

به زیر سخت ترین ضربه " یا علی " گفتی

ز عشق حیدری ات اهل آسمان ماتند

قبیله ای که به سمت کبودی تو نشست

به زخم های وجود تو مثل مرآتند

از آن شبی که خسوف رخ تو کامل شد

ملائکه همگی در نماز آیاتند

فقط نه این که دل ما به یاد تو سوزد

به غم نشسته ی رویت تمام ذراتند

به یاد پهلوی بشکسته ات دل دو جهان

حریم سوخته چون قلب های ساداتند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


یاری ز که جوید؟ دلِ من، یار ندارد

یک مَحرم و یک رازنگهدار ندارد!

با دیدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ

با داغ دل لاله، کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیفتد

یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

**

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها

پیداست که دل دارد و، دلدار ندارد

در گلشن آتش‌زدۀ عصمت و ایثار

پرپرشدن غنچه که انکار ندارد

با فضه بگویید بیاید، که در این باغ

نیلوفر بیمار، پرستار ندارد

بر حاشیۀ برگ شقایق بنویسید:

گل، تاب فشار در و دیوار ندارد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مصائب


روی عدم ندید وجودی که داشتی

امکان نما نبود نمودی که داشتی

در خاک هم به دیدن افلاک رفته ای

عین فراز بود فرودی که داشتی

ای از تبار لیلۀ قدر اندکی درنگ

ما را ببر به سمت شهودی که داشتی

ای بانویی که بود مباهات نسل تو

با جبرئیل، گفت و شنودی که داشتی

ققنوس‌وار در پی خورشید پر زدی

از شعله‌های آتش و دودی که داشتی

گفتی و باز منکر شأن شما شدند

نفرین به دشمنان حسودی که داشتی

اما حماسه در تن آفاق پا گرفت

از پشت روزهای کبودی که داشتی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مصائب-هجوم به بیت ولایت


عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است

رونق عشق است در دستانش از بس ساده است

نه فلک در گردش است از گردش دستاس او

اینكه دستش بر سر دنیاست فوق العاده است

بعد پیغمبر چه بیعت ها که نشکستند خلق

نان به نرخ روز خوردن سفره اش آماده است

روی دستانش ورم دارد به پهلو جای زخم 

باز هم با هر مشقت بر  سر سجاده است

هرکسی این روزها حال و هوایش روضه ایست 

خوش بحالش، عشق زهرا کار دستش داده است

**

با غم و اندوه و تب هر روز خلوت می کند

یک دل سیر اشک می ریزد، عبادت می کند

خسته از زخم زبان ها، بیت الاحزان ساخته

از غمش هر روز با پیغمبر شکایت می کند

تا مبادا خدشه ای بر دین کسی وارد کند

جان خود را هم شده، خرج ولایت می کند

یادشان رفته است این نامردها او کوثر است ؟؟

هر كسی از راه می آید جسارت می كند

هرچه باران بر زمین می بارد از اندوه اوست

غربتش را با جهان با اشك قسمت می كند

جان محض است او و حتی روح سربارش شده

لاجرم روح از تن او رفع زحمت می كند

**

روضه اما می رسد با چشم های تر به در

وای از آن وقتی كه زهرا می رسد آخر به در

طاقتش در پشت در هر بار كمتر می شود

دشمنان  هربار می كوبند محکم تر به در

یاس تا پرپر شود آیا لگد كافی نبود؟

كاش می كردند فكر شعله را از سر به در

خواست تا از سینه اش در را جدا سازد ولی

آه، قنفذ با لگد زد ضربه ای  دیگر به در

فاطمه رفت و علی یک عمر حسرت خورد که

كاش می كوبید یك مسمار كوچك تر به در

**

بر مداری گیج می گردد جهان تا روز حشر

در هوای مدفن زهراست دنیا در به در



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


سورۀ نور سورۀ کوثر

السلام علیکِ یا مادر

ای دعاهای مستجاب رسول

شادمانی قلب پیغمبر

نظرت آفتاب بخشایش

 نفست نغمۀ لطیف سحر

نظری مرحمت بفرما تا...

پر شویم از ولایت حیدر

در مسیر محبت مولا

در دل ما بریز شوق سفر

مادرانه بگیر دست مرا

تا نیفتم دگر به دام خطر

از دعاهای صبحگاه شماست

که مرا داده اند دیدۀ تر

نالۀ آتشین هیچ کسی

قدر آه شما نداشت اثر

نفسم را بگیر و سوز بده

سوز آتش گداز، سوز جگر

نیت روضه کرده ام رخصت

ای به راه امام، سینه سپر

باب کعبه کجا و هیزم خشک

درِ جنت کجا و هُرم شرر

خاک دنیا کجا و یاس بهشت

گل ریحان کجا و ضرب تبر

نفست را برید هجمۀ دود

سینه ات را شکست لطمۀ در

خاک بر  فرق من تو و سیلی...

چه شده بر شما در آن معبر

رخ حوری کجا و خار جفا

لاله روئید گوشۀ معجر



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-مدح-هجوم به بیت ولایت


ظهور عصمت پروردگار زهرا بود

جمال حق علی آیینه دار زهرا بود

اگر تجلی اسم هوالکریم علیست

قسم به شاه نجف سفره دار زهرا بود

تبسم لب او غم ز چهره ها میبرد

لطیف تر ز نسیم بهار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود

که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به آن زرهی که همیشه پشت نداشت

میان دست علی ذوالفقار، زهرا بود

اگر که نام علی هم ردیف با نمک است

بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود

همه زمین و زمان در مطاف روی علیست

به این مطاف معظم مدار زهرا بود

حسن کریم   حسین دستگیر عالمیان

همیشه علت این اعتبار زهرا بود

همه به مادرشان افتخار میکردند

تمام عزت ایل و تبار زهرا بود

همیشه حرف شفاعت که در میان آمد

سخن ز بانوی ناقه سوار زهرا بود

شکست حرمت این خانواده پشت در

اسیر درد و غمی بیشمار زهرا بود

به وقت حمله همه ریختند در خانه

به زیر ضربه در آن گیر و دار زهرا بود

گذاشت بی ادبی پا به روی چادر او

میان آتش و گرد و غبار زهرا بود

تمام دلنگرانی او حسین شده

برای کرببلا بیقرار زهرا بود

کسی که در همه راه زیر لب میگفت

تکان مده سر او نیزه دار زهرا بود



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


زهراست دختری که پدر را چو مادرست

زهراست سوره ای که مُسمّا به کوثرست

زهراست بضعه ای که رضایش رضای حق

از خـشم او خدای مدبِّر مکدّرست

پیغمبری مگر به دو تا معجز آوری ست؟!

او نیز فضّه اش به خدا معجز آورست

همتا نداشت فاطمه، یا ایّها الأنام

کُفوَش به عالمین فقط شخص حیدرست

افسـوس در تهاجم طوفان غم شکست

آن سینه ای که مخزن اسرار داورست

دیروز جمع سالم بیت نبوّت و -

امروز جمع سرخ و کبودِ مکسَّرست

دنیا نداشت حوصـله ی فهم شأن او

درک مقام واقعی اش روز محشر ست



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-شهادت


چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت

شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت

جهان و کن فیکونش در اختیار تو بود

عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟

خمید قامت او زیر بار اندوهت

اگر چه دست علی را عصای صبر گرفت

پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد

تو را ز دست علی در میان قبر گرفت

تمام غربت خود را گریست در دل چاه

که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/20

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


ای پرتویِ جلال تو پیداتر از همه

خورشیدِ حُسنِ تو متجلاتر از همه

آئینه هم ندید جمال تو آشکار

ای راز خلقت تو معماتر از همه

تو روح استجابتی و در قنوت بود

دستان بی نیاز تو بالاتر از همه

همسایه از دعای شبت بهره مند بود

ای شیوه ی دعای تو زیباتر از همه

عالم نیافت چون تو مسیح آفرین ترین

ای روح قدسی تو مسیحاتر از همه

باید به لوح دل بنگارم حدیث لوح

ای خطبه ی رسای تو غرّاتر از همه

بعد از نبی که بار سفر بست و رفت، بود-

اسباب رفتن تو مهیاتر از همه

وقتی کسی نبود تو را تسلیت دهد

معلوم شد غریبی و تنهاتر از همه

تو مخفیانه رفتی از این خاک و مانده است

راز غریبی تو هویداتر از همه

در حیرتم چگونه تمنای مرگ داشت؟

آن مادری که بود شکیباتر از همه



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/17

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


از فاطمه از وفا به مولاش... بگو

از راز و نیاز دل شبهاش... بگو

در روضۀ فاطمه...همیشه... اول...

یک ذره از آن خطبۀ غراش...بگو

***

فرقی نکند کدام سو ...بنشینید

 هرجا شده در مجلس او...بنشینید

در روضۀ فاطمه مقید باشید...

با حال خضوع و با وضو بنشینید

***

هرجا شده در مجلس او...بنشینید

پاکیزه و خوشبو و نکو ...بنشینید

در روضۀ فاطمه مقید باشید...

باحال خضوع و با وضو بنشینید

***

سر بسته بگو روضۀ میخ در را

اینقدر مسوزان دل پیغمبر را

زنهار که باغبان نفهمد...یعنی

آهسته بخوان روضۀ نیلوفر را

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/17

حضرت زهرا(س(-شهادت


گل، گرفتارِ خار می بینم

چادرش پرغبار می بینم

ردّ پای کدام داغ اینجاست!؟

کوچه را لاله زار می بینم

آهوی خسته را بدون رمق

گرگ را بی مهار می بینم

راه برگشت آهوان گم شد

گرگ فکر شکار می بینم

زوزه ی گرگ و آهِ آهوها...!

اشک، بی اختیار می بینم

باز در دست کوه های صبور

دامن آبشار می بینم

همه، باغ انار می شنوند!

من، نه! داغ انار می بینم

قطعه قطعه... به زیر پا... در صحن...

کلمات قصار می بینم

این چه کابوس ترسناکی بود

در دل ذوالفقار می بینم

گوشواره نمی شود پیدا

کوچه را بسکه تار می بینم

گوشه ی آسمانِ صورتِ ماه

ردّ ابرِ بهار می بینم

باعث خجلت است در یثرب

هرچه گوشه کنار می بینم

بین هر کوچه ای که باریک است

.............. می بینم

در دلِ معرکه، فرشته ی حق

به مُغیره، دچار می بینم

غربتِ یارش از دلم که گذشت

غربتش در دیار می بینم

حَجَرُالاَسوَدِ شکسته... غلاف...

خوابِ بازویِ یار می بینم

خواب تابوتِ حضرت زهرا...

یاس در رهگذار می بینم

**

من به دنبال نام زهرایم

هرچه سنگِ مزار می بینم...



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س(-مدح و مصائب


دیده آن گاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند

گریه هرکس نکند معرفتش کامل نیست

"گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کند"

روز محشر که همه دیدۀ گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند

می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند

یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم:

برود توبه کند ترک عبادات کند

این چه سری است که در بضعة منّی جاری است

که جهان حیرت از این کشف و کرامات کند

وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند

آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند

زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند

آنکه سیلی به تو زد هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س)-شهادت


ای داغ تو نقش سینه ام یا زهرا

موج تو برد سفینه ام یا زهرا

هرشمع برای محفلی می سوزد

من سوخته ی مدینه ام یا زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


بهشت جلوۀ نور جلالی زهراست

پَر ملائکه در خانه قالی زهراست

دخیل بسته به نخ های چادرش مریم

همین دلیل مقامات عالی زهراست

مقام خادمه اش آرزوی هر ملک است

خدیجه خادمۀ خردسالی زهراست

ملیکه ای که علی نیز سرورش خوانده

علی که شاه حجاز است و والی زهراست

نگاه فاطمه ازخاک فضه می سازد

طلا غبار ظروف سفالی زهراست

دوشنبه می رسد از راه و باز مژگانم

غبار روی ضریح خیالی زهراست

برای جلوۀ مهتاب روز او شب شد

ظهور نور علی در لیالی زهراست

شکست پهلوی زهرا، شکسته شد حیدر

علی که آینۀ لا یزالی زهراست

هنوز شانۀ دیوار می زند فریاد

که داغدیدۀ قدّ هلالی زهراست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س)-شهادت


بانو غم تو بهار را آتش زد

داغت دل بی قرار را آتش زد

با این که هزار و چارصد سال گذشت

فریاد تو روزگار را آتش زد 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/12/12

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید

به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

برای سینه زدن در عزای مادرمان

در این حسینیه‌ها بیشتر زمان بدهید

میان روضه که همسایه ایم بین بهشت

کنار خانه‌ی زهرا به ما مکان بدهید

برای گریه بر آنچه که آمده سرمان

به جای اشک به ما چشم خون فشان بدهید

به آه و زمزمه در روضه‌ها تسلایی

به قلب غم زده‌ی صاحب الزمان بدهید

اگر سوال شد آخر چه شد به مادر ما

فقط به دیده‌ی حسرت سری تکان بدهید

نمی شود که بگوییم بین کوچه چه شد

برای مرثیه خواندن اگر زبان بدهید

به روز حشر زمان حساب ناله زنیم:

فقط به خاطر زهرا به ما امان بدهید

قسم به عصمت آن چادری که خاکی شد

مزار مادرمان را نشانمان بدهید

اگر که روزی ما دیدن مدینه نشد

برات کرب و بلایی به دستمان بدهید



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


گل های عالم را معطر كرده بویت

ای آن كه می گردد زمین در جست و جویت

یادش بخیر آن روزها ریحان به ریحان

می چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت

سیاره ها را در نخی می چیدی آرام

می ساختی تسبیحی از خاک عمویت

برداشتند از سفره ات نان، مردم شهر

جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت

درهای رحمت باز می شد با دعایت

دردا كه می بستند درها را به رویت

تاریخ می داند فدک تنها بهانه است

وقتی بهشت آذین شده در آرزویت

وقتی منزه گشته خاک از سجده هایت

وقتی مطهر می شود آب از وضویت

چادر حمایل می كنی از حق بگویی

حتی اگر یك شهر باشد روبرویت

برخاستی با آن صفت های جلالی

این بار آتش می چكید از خلق و خویت

حتی زمان می ایستد از این تجسم

تو سوی مسجد می روی مسجد به سویت

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

دنیا به آرامش رسید از های و هویت

از بانگ بسم الله رحمن الرحیمت

از آن نهیب الذین آمنویت

تو خطبه می خواندی و می لرزید مسجد

ذرات عالم یک صدا لبیک گویت

خطبه به اوج خود رسید آن جا كه می ریخت

مدح علی حیدر به حیدر از گلویت

گفتم علی... او قطره قطره آب می شد

آن شب كه روشن شد سپیدی های مویت

آن شب كه زخم تو دهان وا كرد آرام

زخم تو آری زخم آن رازِ مگویت

**

هنگام دفن تو علی با خویش می گفت

رفتی ولی پایان نمی یابد شروعت...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


غارتگران گلبرگ گل ها را شکستند

آلاله های سرخ زیبا را شکستند

با آه و حسرت یک شبی اندر مدینه

گنجینه ی عشق و تمنا را شکستند

گویا تمام وسعت... سبز ولایت

یعنی بهار عشق مولا را شکستند

این گوهر یکدانه ی دریای عصمت

آیینه ی پاک مصفا را شکستند

حق علی را بی سببب از او گرفتند

از سوز در پهلوی زهرا را شکستند

تا در صدف از وسعت آن گنج عصمت

آن گوهر پاک مهیا را... شکستند

چشم و چراغ بانوان جمله عالم

بال و پر زیبای عنقا را شکستند

یاس کبود حضرت مولا به حسرت

در شعله ها آن لاله ی زیبا شکستند

خستند..بازوی..... ز گل نازک ترت را

در سینه قلب شیعه را یک جا شکستند

تنها نه قلب زهره ی زهرای اطهر

قلب تمام اهل دنیا را شکست



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


زهرا كه بود بار مصیبت به شانه اش

مهمان قلب ماست غم جاودانه اش

دریاى رحمت ست حریمش، از آن سبب

فُلك نجات تكیه زده بر كرانه اش

شب هاى او به ذكر مناجات شد سحر

اى من فداى راز و نیاز شبانه اش

باللَّه كه با شهادت تاریخ، كس ندید

آن حق كُشى كه فاطمه دید از زمانه اش

مى خواست تا كناره بگیرد ز دیگران

دلگیر بود و كلبۀ احزان، بهانه اش

تا شِكوه ها ز امّت بى مهر سر كند

دیدند سوى قبر پیمبر، روانه اش

طى شد هزار سال و، گذشت زمان نبرد

گَردِ ملال از در و دیوار خانه اش

افروختند آتش بیداد آن چنان

كآمد برون ز سینۀ زهرا زبانه اش

آن خانه اى كه روح الامین بود مَحرمش

یادآور هزار غمست آستانه اش

گلچین روزگار از آن گلبن عفاف

بشكست شاخه اى كه جدا شد جوانه اش!

شرم آیدم ز گفتنش، اى كاش مى شكست

دستى كه ماند بر رخ زهرا نشانه اش!

تنها نشد شكسته دل از ماتمش، على

درهم شكست چرخ وجود استوانه اش 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء