حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


جهان آموخت از تو درس غیرت را

شجاعت را عنایت را کرامت را

مسلمان میشود درسایه سارتو

یهودی دارد از تو این هدایت را

قیامت میکند چادر نمازِ تو

نشان دادی به این عالم اصالت را

پیمبر با تو دلگرم و علی آرام

و دارد هرکه از تو این محبت را ...

شکوفه با نسیمی زود می افتد

گرفت ازباغبان این داغ طاقت را

نه تنها در میان کوچه ها بلکه

نشان دادی تو عمری استقامت را

علی را جور دیگر امتحان کن چون

ندارد لحظه ای او تاب داغت را

نمیدانم چه حالی داشت آن لحظه

که برگرداند مولا آن امانت را

اگر دنیا بهم میریخت معنا داشت

جهان در خود ندید اینگونه غربت را

دلش خون است از این شهر بی انصاف

از آن دستی که گلگون کرد صورت را

بماند روضه ها... داغیست تا محشر

علی برسینه دارد این شکایت را

نمی ماند زمان آن روز می آید

قیامت میکند زهرا قیامت را

فقط آنروز مادر ! از تو میخواهم

شفاعت را شفاعت را شفاعت را

 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


با ما چه کرده داغ پیمبر نداشتن

در سوگ یار بودن و یاور نداشتن

دنیا عوض شده ست ، وگرنه پس از نبی

قرآن کجا و سوره ی کوثر نداشتن؟

عادت شده ، پس از شب تشییع مصطفی

باری ز شانه های علی برنداشتن

ظلمی کجا بزرگتر از این که در غدیر

حق را به چشم دیدن و باور نداشتن

باید به داغ فاطمه این را اضافه کرد

درد امیر بودن و لشکر نداشتن

دنیا بدون عطر دعاهای فاطمه

محکوم شد به یاس معطر نداشتن

اشک حسین و داغ جگرپاره ی حسن

با ما چه کرده غصه ی مادر نداشتن

عادت نمی کنیم به این بغض و گریه ها

این روضه شهره است به آخر نداشتن




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت - زبان حال امیرالمومنین(ع)


دلگیرم از قرار تو و بیقراری ات

غرق خزان شده ست هوای بهاری ات

خون گریه می کند دل دیوار و چشم در

تا خیره می شود به تو و بردباری ات

آتش گرفته بود و چه می شد از آسمان

باران نزول کرده می آمد به یاری ات

خورشید در عزای تو مات و سیاهپوش

باید که مخفیانه شود سوگواری ات

قرانِ ناطق است که می خواند اینچنین

شد کوثرانه لحن غم انگیزِ قاری ات

مولا نشسته بود کنار نبودنت

چشمش به کودکانِ تو و یادگاری ات

جاریست زنده در دل تاریخ تا ابد

فرزند داری و هنر خانه داری ات

رفتی و عاشقانه برایش سپر شدی

جانم فدای سبک ولایت مداری ات!

 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


یک عمر هست دست خداوند یاورش

هر بنده ای که حضرت زهراست مادرش

هر کس که خواست عزت دنیا و آخرت

زهرا شده است دلخوشی اول آخرش

زهراست آن که خادمه اش آسمانی است

زهراست آن که معجزه کرده است نوکرش

زهرا چراغ راه حسین است و مجتبی

زهراست آنکه زینب کبراست دخترش

زور مغیره ها که به زهرا نمی رسد

پس قاتلش شده است غریبی رهبرش

پهلو شکسته ، پیر ، زمین گیر شد ولی

یک ذره کم نگشت ارادت به حیدرش

شب تا سحر سه ماه فقط درد می کشید

دیوار و در چه ها که نیاورد بر سرش




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-فاطمیه


عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت

کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت

در ، کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد

فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت

خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود

تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت

هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت

شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت

روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن

حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت

شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است

فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت




موضوع: طلیعه فاطمیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل فاطمه است دلبر و دلدار ،  فاطمه است

مشکل گشای هر چه گرفتار ، فاطمه است

مرهون لطف حضرت زهراست کائنات

کانونِ مهربانیِ بسیار ، فاطمه است

تنها نه بوتراب که کل وجود را

خورشیدِ روز و ماه شب تار ، فاطمه است

باید که پای درس مقاماتِ او نشست

بخشش ، وفا ، نجابت و ایثار ، فاطمه است

گوهر شناس تر ز علی باز هم علیست

مولا شناخت دُرِّ گهربار ، فاطمه است

در مشکلات  ، آنکه گرفته است دست ما

یک بار نه ، دو بار نه ، صد بار ، فاطمه است

یک روح در دو تن ، .... تو بگو فاطمه علیست

یا نه ،  بگو که حیدر کرار ، فاطمه است

تحکیم ساختار امامت ازین دو تاست

بانی ابالحسن شد و معمار،  فاطمه است

اینکه بهشت یا که جهنم نصیب کیست

محشر یقین بدان تو که مختار ، فاطمه است

روزی که خلق ، مضطر و حیران و بی کسند

شافع خدای فاطمه ، ابزار ، فاطمه است

ما را به دیدِ لطف خودش می کند نگاه

محشر امیدِ هر چه گنهکار ، فاطمه است

ذکرش شفاست ، یک تنه حل المسائل است

حلّال ، در مواقع دشوار ، فاطمه است

روز ظهور ، شرق و شمال و جنوب و غرب

هم شرح ، هم گزیدهء اخبار ، فاطمه است

جان داده است پای ولایت بدون شرح

در حفظ این مقوله علمدار ، فاطمه است

در فاطمیه خلق ، عزادارِ مادرند

اما برای حیدر عزادار ، فاطمه است

وای از دل امام حسن بین کوچه ها

مجروحِ ضربِ سیلیِ کفار ، فاطمه است

باید خدا به دادِ دلِ مرتضی رسد

حائل میانۀ در و دیوار ، فاطمه است

طوری لگد زدند بر آن در که شک کنی

در پشت دربِ خانه نه انگار ، فاطمه است

سنگینیِ در و غمِ دیوار یکطرف

نزدیک تر از آن  دو به مسمار ، فاطمه است

در عرصۀ ادب همه از او نوشته اند

مضمونِ نابِ اکثرِ اشعار ، فاطمه است

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خیبر شکن و خانه نشستن هیهات

در برزخ آفتاب بستن،هیهات

 ( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی

سیلی زدن و سینه شکستن هیهات

***

پاییز دلان به یکدگر پیوستند

دیدند که در باده ی غفلت مستند

تا ترجمه موده فی القربی

کامل بشود دست علی را بستند

***

ای جان جهان لحظه پرواز شده است

درهای بهشت جاودان باز شده است

تا دفتر زندگانی ات پایان یافت

غمهای بنی فاطمه آغاز شده است

***

در چشم علی، جهان شب است از امروز

از غصه دلش لبالب است از امروز

با حسرت و اندوه به خود می گوید:

کدبانوی خانه زینب است از امروز

**

مرهم به روی جراحتم بگذارید

حرمت به همین صراحتم بگذارید

من خونجگر از خاطره ی زهرایم

مردم بروید راحتم بگذارید




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را

که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را

بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است

مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را

اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است

از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را

غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر

خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را

اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او

ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را

دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد

بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را

نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش

درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را

ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد

برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را

الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر

نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بصیرت فاطمی


گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود

یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم

بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه

از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم

حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است

باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است

با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند

تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم

یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه

در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای

از سوریه حمایت مان کم نمی شود

خط مدافعان حرم خط فاطمه است

از این مسیر صحبت مان کم نمی شود

چادر، سلاح فاطمی دختران ماست

با این سلاح هیبت مان کم نمی شود

خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست

در راه عشق خدمت مان کم نمی شود

در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت

یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود

آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت:

از فاطمه خجالت مان کم نمی شود

ای کاش می کشید پرش را کمی عقب

صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود

اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟!

سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود




موضوع: طلیعه فاطمیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند

مستی که نیت داشت ساغر را بسوزاند

رقصاند روی کاغذش خودکار را،شاعر

میخواست با هر بیت جوهر را بسوزاند

خودکار پای داغ او ماند و غزل این شد:

اخم علی کافیست خیبر را بسوزاند

حرف بعیدی نیست: حیدر بی سپر باشد-

هرم تنش شمشیر و خنجر را بسوزاند

پایش به میدان وا شود با برق شمشیرش

یکباره سرتا پای لشکر را بسوزاند

حیدر چنان سوزاند شیطان را به ایمانش-

شیطان به فکر افتاد حیدر را بسوزاند

در بین گمراهان عالم گشت و می دانست

باید کسی پیدا شود در را بسوزاند

در را بسوزاند که عالم شعله ور باشد

در را بسوزاند که مادر را بسوزاند

**

تب کرده مادر، چشم من با اشک خود نگذار

این زخمهای داغ بستر را بسوزاند

**

خودکار رفت از حال و شاعر دفترش را برد

تا مثل خود یک جمع دیگر را بسوزاند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست

تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس

افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست

در کوچۀ مسجد تو زمین خوردی و در ما

جز پینۀ چون زانوی اشتر به جبین نیست

انصار هم از خطبۀ تو شرم نکردند

کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد

پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده کو دامن مولا

تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست معاویه چه کاره است

قرآنِ سر نیزه که قرآن مبین نیست

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش

زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست

المنّة للّاه که این است و جز این نیست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


سحر دمیده و سجاده ماهتاب ندارد

بساط شاعر شبگرد شعر ناب ندارد

چگونه اشک بریزد زمان درد دو پهلو؟!

گلی که می شکند ساقه اش، گلاب ندارد!

چه فایده که به رویش هزار پنجره وا شد؟!

گلی که سوخت نیازی به آفتاب ندارد!

فقط به مرگ خود امید بسته بعد پیمبر

چه زندگی ست که هر لحظه جز عذاب ندارد

به پیش غیض, نگاه چهل حرامی بد مست

نجیب زاده زنی را زدن ، ثواب ندارد!!

قسم به پینه ی دستش، شبیه او خود, گندم

هزار خاطره با سنگ آسیاب ندارد

تمام  غصه ی تنها نگین خانه همین است

اگر بمیرم علی یار پارکاب ندارد

چه جمله ای شده کابوس او که می پرد از خواب!!!

‘'برای بستن حیدر کسی طناب ندارد؟’'

چگونه مقبره سازد برای او که در این شهر

علی برای خودش حق انتخاب ندارد!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


دری که بین  تو و دشمن است خیبر نیست

وگرنه مثل علی هیچ کس دلاور نیست

بگو به آن که به قصد تو با تبر آمد

درخت عمر من این قدرها تناور نیست

برای بغض علی وقت دیدنت چیزی

به قدر خنده ی تو تلخ و گریه آور نیست

چه زخم ها که پس از زخم ها نخواهی خورد

که نیست بار نخستین و بار آخر نیست

هنوز درد تو را روضه خوان نفهمیده ست

تویی که فاطمه ای، اوج روضه ات در نیست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست

آهسته از غم تو زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین...

گفتم که فاطمه، کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و در سوگ تو دلم

بعد از هزار و سیصد و چندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن تا باورت شود

حتما دری که سوخته را می توان شکست

بانوی نور در دلتان رنگی از خداست

زیباتر است بر قد رنگین کمان شکست

با هر دری که بعد نگاه تو باز شد

انگار در گلوی علی استخوان شکست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چرا این خطوط، این حروف الفبا شکسته؟

چرا «ز»، چرا «ه»، چرا «ر»، چرا «آ»، شکسته؟

چرا حرف در حرف هر واژه می پیچید از درد؟

مگر ضربه ای سخت پهلویشان را شکسته؟

در این شعر، آیینه ای بوده قبل از سرودن

که افتاده و زیر پاهای دنیا شکسته

بگو ناخدایان بر این موج کشتی نرانند

که صد کشتی نوح هر شب در این جا شکسته

به لیلای عاشق کش قصه ها هم بگویید

که در راه مجنون، در این کوچه لیلا شکسته

نماز مسافر شکسته ست و در خانه ی خود

کسی بسته قامت به محراب، اما شکسته

در آیینه ی خانه، مادر مهیای پرواز

در آیینه، آیینه ی عمر بابا شکسته

نه تنها در این سوگ محراب مسجد خمیده

ستون های معبد، کنیسه، کلیسا شکسته

تو را دست شوم جهالت شکست و ندانست

که زیبا اگر هم شکسته ست زیبا شکسته

زمین لرزه، تو فان و آتشفشان، این سه یعنی:

پس از تو دل کوه و خشکی و دریا شکسته

اگر بارگاهی بسازند روزی برایت

ببینی که از حجم غم پشت بنّا شکسته

کشیده ست استاد نقاش تصویری از تو

ولی روی بومش تمامی خط ها شکسته

به نامت رسیده ست خطاط و حیران نشسته ست

که نام تو در ثلث و نسخ و معلا شکسته

به جای سرودن، تو را خواند و نالید شاعر:

چرا واژه ای نیست در شعرم الا شکسته؟!

چرا این نقوش، این خطوط، این حروف الفبا

چرا «ز»، چرا «ه»، چرا«ر»، چرا«آ» شکسته؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خودت را در میان صحنه محشر تصور کن

خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن

خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش

خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن

تصور کن خودت را در میان کوچه ی تنگی

و در آن کودکی را پیش یک مادر تصور کن

و بعدش مادری را که گرفته دست کودک را

و آنها را میان خیل یک لشکر تصور کن

و در ذهنت تجسم کن 40 نامرد جنگی را

که صف بستند پشت خانه حیدر، تصور کن-

40 نامرد جنگی و رخ ناموس پیغمبر

خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن

بیا و بعد از این مثل علی فردای زینب را

تو از امروز با ساقی بی کوثر تصور کن

و این یعنی به یاد آور دوباره بیت اول را

خودت را در میان صحنه محشر تصور کن

بیا یک بار در عمرت فقط یک بار در عمرت

تمام نخل ها را در سرت بی سر تصور کن

تصور کن تو هم در گودی مقتل زمین خوردی

و حالا شمر را با چکمه اش بهتر تصور کن

بیا من بعد قاسم را علی اکبر تصور کن

بیا من بعد اکبر را علی اصغر تصور کن

**

بماند داستان شام و مهمانی و بزم می

خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


درس کرامت پیش او حاتم ببیند

درس حیا و مادری مریم ببیند

إنسیة الحوراست و قطعا محال است

کُنه کمالش را بنی آدم ببیند

تا پای جان پای امامش ماند زهرا

حیدر سپر دارد همه عالم ببیند

آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت

حالا هجوم چند نامحرم ببیند

با میخ و آتش داده شد اجر رسالت

باید بیاید حضرت خاتم ببیند

در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه

از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند

دیگر حسن در خواب مادر را همیشه

با صورتی نیلی و قدی خم ببیند

از غربت کوچه غم گودال پیداست

**

جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند

بین حرامی ها سر عمامه دعواست

حالا تصور کن که مادر هم ببیند

ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟

زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟

 




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/8 | 11:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


این صفای سینه هامان از صفای فاطمه است

هر چه داریم و نداریم از عطای فاطمه است

چادر خاکی او بر قلب ما هم نور داد

باز هم در جان ما حال و هوای فاطمه است

باز هم این سفره های هئیتی رونق گرفت

رونق این روضه ها از اعتنای فاطمه است

باز هم مهدی ما شال عزا انداخته

باز دلخون از غم و سوزِ عزای فاطمه است

بوی زهرا را گرفته باز شهر مصطفی

کوچه های شهر مست ربنای فاطمه است

آبرومان رفته اما بازهم ما را خرید

آنچه آورده است ما را هم، وفای فاطمه است

حاجت یک ساله می خواهیم این شب ها از او

دستِ رحمت، بازوی مشکل گشای فاطمه است

مریم و آسیه و حوا و آدم جای خود

خوب می دانیم ما، عالم گدای فاطمه است

من نمی دانم چه سری هست در خلقت ولی

خلق مجنون علی، او مبتلای فاطمه است

از همان اول خدا در شأن زهرا گفته بود

او برای حیدر و حیدر برای فاطمه است

کی فروشیم عزتِ خود از برای آب و نان

بشنوید، این مملکت تحت لوای فاطمه است

مادری کرده برای بی پلاکان شهید

قبر این گمنام ها پائین پای فاطمه است

گرچه پنهان ماند، قبر مادر آلاله ها

سینه ی سینه زنان تا هست، جای فاطمه است

علت این گریه های ماست، اشک فاطمه

گریه های ما همه از گریه های فاطمه است

گوش کن، از کوچه ها دارد صدایی می رسد

یا صدای مجتبی، یا نه... صدای فاطمه است

علت چشمان تارش بعد ها معلوم شد

جای دست گرگ روی پلک های فاطمه است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


حزنی عجیب شادی ما را خراب کرد

ما را برای غصه و غم انتخاب کرد

ما شیعه ایم، مست دو چشمان حیدریم

حب علی است غوره ی ما را شراب کرد

رحمت بر آن کسی که از آغاز زندگی

ما را غلام حضرت زهرا خطاب کرد

در فاطمیه ها که خدا غرق ماتم است

زهرا به روی گریه کنانش حساب کرد

غوغا نموده ذکر شریفش میان شهر

پرچم سیاه مادرمان انقلاب کرد

ما با دعای  فاطمه عزت گرفته ایم

رحمت بر او که عزت ما بی حساب کرد

راه نجات در همه جا دست فاطمه است

 باید ز هر چه معصیتش اجتناب کرد

آرامش علی است به لبخند فاطمه

با خنده اش دعای علی مستجاب کرد

قاتل عجیب پیش دو چشمان مجتبی

بهر شکستن گل حیدر شتاب کرد

دستی پلیدصورت گل را نشانه رفت

ردی کبود خون به دل بوتراب کرد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

زبان حال حضرت زهرا(س)-مرثیه


ای اذانِ اشهد انُّ علی مولای من

میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من

چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی

نقطه ی پایین “با ” ، ای نقطه ی در “فا” ی من

یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو

حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من

من خودم فکری به حال دردهایم میکنم

جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من

صبح تا حالا نشستم چند تا گل چیده ام

ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من

هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه

چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من

من نمیدانم چرا هر وقت خوابم میبرد

استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من

دست تو وا شد خدا را شکر پس من میروم

راستی تابوت را آماده کرد اسمای من

بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا

یک سر مویی اگر کم شد ز مویت پای من

پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟

یا خجالت میکشد این زینب کبرای من




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/6 | 11:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


تا زنده ام برای شما گریه میکنم

در ماتم و عزای شما گریه میکنم

سرشار از تنفس امید میشوم

وقتی که در هوای شما گریه میکنم

هر فاطمیه محرم اشک و غم علی

از داغ روضه های شما گریه میکنم

یاد جوانی ات که به تاراج شعله رفت

آتش گرفته پای شما گریه میکنم

با اسم کوچه موی سرم میشود سفید

هم درد مجتبای شما گریه میکنم

با واژه های سیلی و دیوار و در مدام

لطمه زنان برای شما گریه میکنم

هر بار با شنیدن "فضه خذینی" ات

از صبر مرتضای شما گریه میکنم

یاد قنوت نافله های نشسته ات

از سوز ربنای شما گریه میکنم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/22 | 08:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


می نشینم وسط روضه ی روح افزایت

تا کمی یاد کنم از محن عظمایت

اولین آرزویم هست بمیرم زیر

پرچم مشکی یا فاطمة الزهرایت

می رود فکر بهشت از سر آن عاشق که

گریه ها کرده و دارد به سرش سودایت

تو همان دختر پیغمبر رحمت هستی

که به نفرین کسی وا نشده لب هایت

مهر تو فیض عظیمی است که روی منبر

سال ها کرد سفارش به همه بابایت

اهل یثرب همه دیدند که هر روز سه بار

بر علی نورفشانی بکند سیمایت

بارها دید علی حال تو را بین نماز

بارها دید ورم کرده سراسر پایت

حاضری جان بدهی زیر لگدها اما

دست بسته، سوی مسجد نرود مولایت

بعد تو، هم سخن چاه شود در دل شب

شوهر خسته دل غم زده و تنهایت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/22 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای مقام تو فراتر ز همه باورها

مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر

سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت

نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو

احترامی که گرفتند همه مادرها

برِکت داد به نسل تو خدای عالم

تا شود کور دو چشم همه ی ابترها

قبله ی ام بنینی و رباب و زینب

الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها

خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان

به تو دارند ارادت همه پیغمبرها

من ازین سوختنت پای علی فهمیدم

فاطمه هست فقط یاور بی یاورها

پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی

محسنت شد سپرت جای همه لشکرها

آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند

آب شد تا به ابد قلب علی محورها

نا خود آگاه شود نالۀ ما وا اماه

تا که مسمار ببینیم به روی درها

حرف مسمار شد و باز نفس بند آمد

باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها

آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید

الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها

روضۀ چادر خاکی تو را زینب خواند

کربلا ، نیمۀ شب غارت آن معجرها




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


وقتی مرا در روضه دعوت میکند زهرا

یعنی کریمانه کرامت میکند زهرا

بیش از پدر ، مادر محبت میکند زهرا

از نان شب خرج رعیت میکند زهرا

 

تفسیر ناب آیه های هل اتی یعنی...

لطف بدون منت و بی انتها یعنی...

پیراهنش در دست خالی گدا یعنی ...

شام زفافش هم عنایت میکند زهرا

 

غم می زداید از دل سائل به یک لبخند

با دست و دل بازی گدا را میکند خرسند

یک روز نان سفره و یک روز گردن بند

همواره لطف بی نهایت میکند زهرا

 

هرکس مقیم خانه اش شد اهل ایمان شد

مقداد شد میثم شد و عمار و سلمان شد

از برکتش حتی یهودی هم مسلمان شد

چادر نمازش هم هدایت میکند زهرا

 

زهرا تر از زهرا ندارد عالم ایجاد

 آیات قرآن از مقاماتش خبر میداد

جانم به این عفت که نزد کور مادرزاد

حجب و حجابش را رعایت میکند زهرا

 

توحید دارد میچکد از سقف ایوانش

اعجاز بیرون میزند از مطبخ نانش

زهرا که جای خود بگویم از کنیزانش ...

فضه ش پیمبر گونه صحبت میکند زهرا

 

چیزی نمیخواهد در این دنیا برای خود

فیضی دهد همسایه را با ربنای خود

پهلویش آزرده ست اما با خدای خود

هرشب سر سجاده خلوت میکند زهرا

 

یک عمر در کنج دلش یاد علی دارد

تصمیم بر یاری و امداد علی دارد

لحظه به لحظه بر لبش ناد علی دارد

با ذکر مولایش عبادت میکند زهرا

 

با اینکه خلقت را برای او بنا کردند

از عالم هستی حسابش را جدا کردند

هر سیزده معصوم بر او اقتدا کردند

پس بر امامان هم امامت میکند زهرا

 

از خون که رنگین شد زمین دیگر زمان فهمید

از شور و شوق فاطمیون بی گمان فهمید

از حلقه ی دار "نمر" ها میتوان فهمید

دارد که بر دلها حکومت میکند زهرا

 

دنیا اسیر عشق پاکش بیشتر ایران

محبوب زهرا میشود از هر نظر ایران

دیروز در شهر نبی امروز در ایران

سید علی ها را حمایت میکند زهرا

 

یا قهر و آتش یا دگر تسلیم یعنی چه ؟

در پای طاغوت زمان تعظیم یعنی چه؟

در ریسمان ذلت و تحریم یعنی چه ؟

تفسیر صبر و استقامت میکند زهرا

 

از هرم آتش صورت پروانه میسوزد

در پیش چشم کودکان کاشانه میسوزد

چون شمع ذره ذره مرد خانه میسوزد

اما صبوری در مصیبت میکند زهرا

 

وقتی که دل را میدهد در دست دلبر هم...

در پای عهدش میگذارد تا ابد سر هم...

با صاحب و مولای خود یکبار دیگر هم...

بین در و دیوار بیعت میکند زهرا

 

پا را که داخل میگذارد از در مسجد

از ترس میلرزد به خود سرتاسر مسجد

محو کلام آتشین اش منبر مسجد

با خطبه ای غرا قیامت میکند زهرا

 

بوی شهادت میرسد از لحن سوگندش

"لبیک یا حیدر" نوشته روی سربندش

جان علی را میخرد با جان فرزندش

از هستی اش خرج ولایت میکند زهرا

 

با صورت نیلی و با چشمان کم سویش

با سینه ی آزرده و با زخم بازویش

با لاله های بسترش با درد پهلویش

از غربت مولا روایت میکند زهرا

 

هرشب سراغ از مهبط مسمار میگیرد

از پا می افتد , پهلویش هر بار میگیرد

وقتی کمک از شانه ی دیوار میگیرد

یعنی که به سختی حرکت میکند زهرا

 

از تندی شلاق بی احساس بی دین نه

از بی حیایی غلاف تیغ بدبین نه

از چشم شور و پای شوم و دست سنگین نه

از درد تنهایی شکایت میکند زهرا

 

اشک مرا پای شب مهتاب بگذارید

تابوت را در گوشه ی سرداب بگذارید

نزد حسینم نیمه شبها آب بگذارید

این روزها دارد وصیت میکند زهرا

 

همچون پرستویی که بالش گشته آزرده

مانند سرو سیلی از باد خزان خورده

مثل گلی پرپر شبیه یاس پژمرده

در عرش بابا را زیارت میکند زهرا

 

 فردای محشر باز محشر میشود قطعا

مادر می آید دیدنی تر میشود قطعا

با لطف او یک طور دیگر میشود قطعا

از ما گنهکاران شفاعت میکند زهرا

 

خسران زده در کوله بارش در ندارد که

در روز رستاخیز دست پُر ندارد که

هرچه بگوید فاطمه رد خور ندارد که

نزد خدا از ما ضمانت میکند زهرا

 

 هم سینه زن هم گریه کن هم روضه خوانش را

هم چای ریز بی ریا و بی نشانش را

تا دوستان دوستان دوستانش را

با دست خود راهی جنت میکند زهرا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت-تمثیل مجازات ابولهب


نقل زَمَخشَری ست كه روزی ابولهب

یك سنگریزه جانب احمد روانه كرد

ریگی - به طول و عرض نخود- در كَفَش گرفت

از روی كین، نبی خدا را نشانه كرد

تبّت یدا أبی لهب از آسمان رسید

فوراً لهیب خشم الهی زبانه كرد

فرمود: هر دو دست وی از تن بریده باد

نفرین بر آنكه این عمل ظالمانه كرد

یك دست او فقط به كمین نبی نشست

خشم خدا به دست دگر هم كمانه كرد

با این حساب، كیفر اهل سقیفه چیست؟؟

حق كسی كه حمله بر این آستانه كرد؟

قرآن اگر هنوز می آمد چه می نوشت؟

در وصف آنكه خون به دل " اهل خانه" كرد

با مصطفى نكرد در آنجا ابولهب

با فاطمه هرآنچه كه اهل زمانه كرد

دشمن ، تقاص لات و هبل را ازو گرفت

كار علی و باغ فدك را بهانه كرد

با هر دو دست، بست و شكست و كشید و كشت

جان بتول را هدف تازیانه كرد

. "آتش به آشیانه ی مرغی نمی زنند"

نفرین بر آن كه شعله در این آشیانه كرد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


هر چه بود از در و دیوار خودم فهمیدم

حاجتی نیست به انکار خودم فهمیدم

راز حبس نَفَس و علت جوشیدن خون

از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ

از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

همه گویند دگر رفتنی است این بیمار

به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم

این که دیگر نزنی شانه به موی زینب

از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟

حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


صاحب نفسان خاک در حضرت زهرا

محتاج دعای سحر حضرت زهرا

چون فضه و اسما همه شب گرم طواف است

جبریل امین دور سر حضرت زهرا

من معتقدم شعبه ای از عرش الهی است

آنجا که بیفتد نظر حضرت زهرا

ای کاش که باشیم فقط یک شب جمعه

در کرببلا همسفر حضرت زهرا

دارد به دلش هول و ولا ضد ولایت

تا چادر خاکی است سر حضرت زهرا

در پیش دو چشمان علی و حسنینش

خون کرد مغیره جگر حضرت زهرا

هستند چهل بی سر و پا متهمانِ

آتش زدن بال و پر حضرت زهرا

غم بیشتر از این ؟ که علی خانه نشین شد

تا شد ، ز خجالت کمر حضرت زهرا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


سر می زنم به خانۀ آتش گرفته ای

پاکیزه آستانۀ آتش گرفته ای

اینجا بهشت سوختۀ حضرت خداست

عرشی ترین نشانۀ آتش گرفته ای

بعد از نماز برلب خود مشق می کنم

تسبیح عارفانۀ آتش گرفته ای

ثقلین مصطفی که امانت سپرده بود!!!

افتاد در میانۀ آتش گرفته ای

خون می چکید در دل شعله به روی خاک

از ساقۀ جوانۀ آتش گرفته ای

دیگر برای شانه زدن قوتی نداشت

از دست درد... شانۀ آتش گرفته ای

مادر! برای محفل پر شور عاشقی

سوزان ترین ترانۀ آتش گرفته ای

اشکم ز دیده می چکد و شعله ور شدم

در... روضه شبانه آتش گرفته ای

بهر رها شدن ز عذاب الیم حق

تو بهترین بهانۀ آتش گرفته ای

محبوبۀ خدائی و قدیسۀ علی

زهرای بی نشانۀ آتش گرفته ای

با یاد دست تو به دلم دست می دهد

احساس شاعرانۀ آتش گرفته ای

باید برای گریه به صحرا سفر کنی

ای وای عجب زمانۀ آتش گرفته ای

آتش گرفته ام ز تب داغ تو ببین

همپای نازدانۀ آتش گرفته ای




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/11/20 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


زهرا برای حضرت حق آفریده شد

پیش از وجودِ خلقِ خداوند دیده شد

سیب بهشت، آمدنش را بهانه بود

روحش به احمد از نفس حق دمیده شد

زهرا که بود؟ نور جلالیِ تحت عرش

فوق تصوّر است آنچه که از قدس چیده شد

احمد که گفت اُمِّ ابیهاست فاطمه

یعنی فضائلش چو محمّد حمیده شد

چندی گذشت تا که نسیم وصال او

سمت علیِ عالیِ اعلا وزیده شد

طوبای فاطمه که ثمر داد ناگهان

باد خزان گرفت و وجودش تکیده شد

گل بود و حیف ساقه ی او را لگد زدند

سیلی که خورد حوریه، رنگش پریده شد

وقتی هجوم برد سقیفه به خانه اش

در را شکست روی سرش، قد خمیده شد

شش ماهه داشت، میخ در او را شهید کرد

شش ماهه ای شهید برای شهیده شد

هر جا رسید روضه به محسن، بگو حسین

با تیر حرمله سر اصغر بریده شد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/11/20 | 10:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دوای درد دل خسته ی همه زهراست

هماره بر لب عشّاق؛زمزمه...زهراست

امید شیعه ی بی تاب حضرت حیدر

میان معرکه ی روز محکمه زهراست

اگر دوباره بپرسند: " سرپناه تو کیست؟؟"

جواب آخر من بی مقدّمه "زهراست"

شهیده،صابره،مظلومه،سیّده،کوثر

زکیّه،طاهره،صدّیقه،فاطمه،زهراست

همیشه رزق محرم به دست فاطمیه ست

جواز روضه ی آقای علقمه زهراست

دوباره روضه ی تشییع ه مادر سادات

دوباره بر سر هر شانه پرچم زهراست

سلام ای گل هجده بهار ؛ بانو جان

تویی ستاره ی دنباله دار بانو جان




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/10/29 | 12:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 36 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.