حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-شهادت


جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد

آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد

گریه ها می کرد تا امت شود بیدار... حیف

از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد

پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود

ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد

تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت

به گواه شعله ها این کار بی آداب شد

بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند

باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد

حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه

از طناب دور دستان علی بیتاب شد

ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا

«مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد

کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر

با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد

بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان

آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد

 

 

 

* نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند.




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


خدا گواست خدایی است روی فاطمه ام

مثال شخص رسول است خوی فاطمه ام

نه اینکه سینه ی او عطری از جنان دارد

بهشت هست شمیمش ز بوی فاطمه ام

تمام خلقت کون و مکان به خاطر اوست

فقط به خاطر یک تار موی فاطمه ام

ولیک حیف کسی حرمتش نداشت نگه

زدند لطمه به روی نکوی فاطمه ام

لگد به پهلوی او خورد و بر زمین افتاد

در آن میانه دویدم به سوی فاطمه ام

برای آنکه نیفتد نگاه نامحرم

عبای خویش کشیدم به روی فاطمه ام

تمام آرزوی شائق است در همه عمر

ز راه لطف شود خاک کوی فاطمه ام




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


به نام خالق نور و قسم به خالق نور

که شان فاطمه اش تا ابد بود مستور

بگو کسی پی درک مقام او نرود

که سیر درک ملک هم از آن نکرده عبور

که بود فاطمه نوری که زهره اش خوانند

که بود فاطمه انسان ؟ که بود آیا حور ؟

که بود آنکه به برهان آیه ی تطهیر

شده ست از همه ی رجس و از پلیدی دور

که بود فاطمه آن کس که اوج حجب و حیاست

همان که پشت در خانه رو گرفت از کور

چه بانویی که ز نورش جهان منور شد

چه بانویی که بود مادر قبیله ی نور

عجب حدیث عجیبی که در روایات است

ز خلق احمد و حیدر ورا بود منظور

نبود در خور زهرا به غیر شیر خدا

که هست در خور منصوره حضرت منصور

خموش می شود آتش به صبح روز جزا

اگر که فضه ی درگاه او دهد دستور

مزار فاطمه خواهی برو به صحن نجف

علی ست آینه ی آن یگانه سنگ صبور

تمام غصه و غم از دل علی می رفت

هر آن زمان که رسیده ست نزد او به حضور

دلش خوش است به لبخند فاطمه هر روز

ولی چه شد که شد از خنده های او مهجور

رسید لحظه ی تلخی که پیش چشم علی

شکست سینه ی زهرا به ضرب یک مزدور

شکست سینه و با آن شکستن سینه

شکست از یل خیبر شکن ز سینه غرور

مدینه سینه ی زهرا شکست و کربلا

شکست سینه ی خون خدا به سم ستور

شکست سینه و تن ماند و سر کجاها رفت

گهی به نیزه و گاهی به تشت و گاه تنور

بدون شک که خدا انتقام می گیرد

به دست یوسف زهرا پس از قیام و ظهور

 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/10/28 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


داغی به قلب عالم امکان نشاند و رفت

عالم در التماس : بمان ... او نماند و رفت

دنیای خاک , چادر او را گرفته بود

دستی کشید و چادر خود را تکاند و رفت




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


دردهای ما کجاو دردهای فاطمه

پرسش ما پاسخش، سوز صدای فاطمه

استخوانهای شکسته میدهد پاسخ به ما

ضربه های بی هوا بر دست و پای فاطمه

وای از بی رحمیِ آن فرد نامرد لعین

آه از سقط جنینِ بی هوای فاطمه

گریه هم جایی ندارد باید از این غصه مُرد

چاره ای هیهات، جز فضه بیای فاطمه

مرتضی میدید اما بر نمی آمد از او

چاره ای جز دیدن آه و نوای فاطمه

پشت در تا کوچه تا مسجد به ذکر یاعلی

بود در چشمان زینب کربلای فاطمه

سیلی و روی کبود و چادر خاکی او

شد بدون شرح، شرح ماجرای فاطمه

این مهم بود، از تمام درد و رنج این قیام

خوب یاری شد به غربت مقتدای فاطمه

روز تنهای که حتی یک نفر یارش نبود

با چهل نامرد، جنگیده ولای فاطمه

قدرت بازوی حیدر فاطمه بود و شکست

تا غلاف تیغِ قنفذ شد، بلای فاطمه

یاری رهبر به هر قیمت، می اَرزد، بی گمان

درس عبرت میدهد مارا وفای فاطمه

گریه هایش نهضتی دیگر شد و شد ماندگار

تا قیامت نهضت صوتِ رسای فاطمه

شیعه زهرا چو زهرا کشته راه علیست

بر علی سهل است، میمیریم برای فاطمه

ما قلیلیم و کثیر از خیر کوثر گشته ایم

این هم ای دنیاست، از لطف و عطای فاطمه

ره ز شیخ نیجریه هست تا شیخ قطیف

تا یمن تا قدس پر شد از ثنای فاطمه

جانم از سربند یازهرا که عالم گیر شد

فتح مکه میکند، نام و ندای فاطمه




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 03:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ماه پیش روی ماهش رخصت تابش نداشت

ابر بی لطف قنوتش برکت بارش نداشت

ظاهراً گردانده زهرا دسته ی دستاس را

باطناً دور فلک بی اذن او گردش نداشت

نیمِ عمرش با نبی بوده ست، نیمی با وصی

از ازل عمر کسی اینقدر گنجایش نداشت

بی نشانی خود نشان اعتراض فاطمه ست

مدفنش مخفی نمی مانده اگر رنجش نداشت

رنج او را روز اگر می دید می شد شام تار

لحظه ای بعد از پدر ریحانه آرامش نداشت

هر کجا که کوچه ی باریک دیدم گفته ام

کاش که شهر مدینه یاغی سرکش نداشت

شانه بر گیسوی طفلان پریشان می کشید

دست اگر بالا می آمد، دست اگر لرزش نداشت

رفت یکبار از علی خواهش کند، تابوت خواست

در تمام عمر کوتاهش جز این خواهش نداشت




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شرط پیغمبر شدن وقتی ولای فاطمه‌است

کیمیای‌ِقرب، خاک زیر پای فاطمه‌است

سائل درگاه اویند انبیاء و اولیاء

خوش‌به‌حال هرکه در دنیا گدای فاطمه‌است

من خدا را با ولای مرتضی دریافتم

مرتضی‌خود نیز همتایی برای فاطمه‌است

گردش دستاس او رزق بشر را می‌دهد

نان عفت، لقمه‌ی عزت غذای فاطمه‌است

رشته‌های چادر او در دو دنیا دستِ‌ما

عُروةالوثقای معروف خدای فاطمه‌است

تار و پود چادرش را با شفاعت دوختند

چادری پُر‌وصله و خاکی کسای فاطمه‌است

«مرتضی می‌ایستد، زهرا شفاعت می‌کند‌»

شک نکن روز جزا، روز جزای فاطمه‌است

این‌قدر فهمیدم از امّ ابیهایی او

سرپناه حضرت خاتم سرای فاطمه‌است

شیعیان مرتضی رخت عزا بر تن کنید

خانه‌ی شیر خدا غرق عزای فاطمه‌است

بادی آمد بی‌اجازه شمع را خاموش کرد

خانه خاموش‌از صدای دلربای فاطمه‌است

در اگر لب وا کند، مسمار رسوا می‌شود

فضه تنها رازدار ماجرای فاطمه‌است

تیزی‌مسمار بین استخوانش گیر کرد

مرتضی را ناله‌ی وامحسنایش پیر کرد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


تویی تو رایحهٔ سیبِ ماندگارِ دلم

به عطر نانِ تو در خانه عود لازم نیست

زمینِ خانه ات حتی فراتر از عرش است

برای حاملِ وحی ات فرود لازم نیست

خراب گشته دو عالم ز غصه بر سر من

به خانه ایی که نباشی عمود لازم نیست

برای کشتن جانم تبِ تو کافی بود

مرا به سیلی و روی کبود لازم نیست

هوای شهر مدینه غبارِ غم دارد

که بر جماعتِ این خانه دود لازم نیست

به سقط و سیلی و پهلو و ضربهٔ بازو

شهیده گشتی و بر تو شهود لازم نیست

به آنکسی که به دین فتنه کرد لعنت باد

که با سقیفه و اهلش یهود لازم نیست




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


نبض صبح بهار با زهراست

گردش روزگار با زهراست

دو جهان خالقش خداست ولی

همهء اختیار با زهراست

خلق هستی به یُمن بودن اوست

این همه اعتبار با زهراست

به کریم کریم ها سوگند

کرم بی شمار با زهراست

در نجف میهمان فاطمه ای

برکت آن دیار با زهراست

به علی می خورم قسم در جنگ

قدرت ذوالفقار با زهراست

در صراط ولایت حیدر

قدم استوار با زهراست

مرتضی بود و یک دل شیدا

و آن دل بی قرار با زهراست

روز محشر سقیفه ها خجل و

پرچم افتخار با زهراست

ماجرای فدک گذشت اما

بعد از آن چشم تار با زهراست

پشت در ناله زد که: یا مهدی...

علم انتظار با زهراست

روز آخر به فضه گفت امروز

بین این خانه کار با زهراست

گر چه از زخم و درد لبریزم

کمکم کن فقط که برخیزم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 01:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


بنده ای که فراتر از بنده است

دختری که چو ماهِ تابنده است

همسری مثل او نبوده و نیست

مادری که پناه فرزند است

ما همه ریزه خوار فاطمه ایم

شاهد حرف من خداوند است

فاطمه ، فاطمه ست پیش خدا

او شفیعه ست ، آبرومند است

هر که با فاطمه ست پیروز است

هر که بی فاطمه ست بازنده ست

فاطمه دختر پیمبر ماست

فاطمه مادر پیمبر ماست

غزل عاشقانه ی حیدر

شعر ناب ترانه ی حیدر

آفتاب نگاه پر مهرش

روشنی بخش خانه ی حیدر

ماهِ تکیه به آسمان زده ، چیست؟

سر زهرا و شانه ی حیدر

نام زهراست دُرِّ بین صدف

در قنوت شبانه ی حیدر

یا الهی به حق زهرا بود

قسم عارفانه ی حیدر

فاطمه در بلا سپر دارد

تا به سر سایه ی پدر دارد

شهر در سیل رفت و آمد بود

همه جا صحبت از محمد بود

همه جا پر شده حدیث غدیر

شرح حال علی زبانزد بود

به سرش شور رهبری دارد

پیر بیچاره ای که مرتد بود

مرتضی فکر کفن و دفن رسول

او پی تاج و تخت و مسند بود

او نفهمید که ولیِّ خدا

مرتضی بود و هست و خواهد بود

مرتضی کیست؟ نفْس پیغمبر

السلام علیک یا حیدر

یادشان رفته لطف حیدر را

یادشان رفته شأن کوثر را

چه قَدَر زود یادشان رفته

حرمت دختر پیمبر را

شاهد حرف من امام حسن

بین کوچه زدند مادر را

آیه ی صبر را تلاوت کرد

تا علی دید شعله ی در را

دست بسته کشان کشان بردند

این علیِ بدون یاور را

آه بانوی خانه را زده اند

ماه بانوی خانه را زده اند

چشم یک شهر در تماشا بود

بدترین لحظه های دنیا بود

مادر خانواده غرق به خون

پدر خانواده تنها بود

ذکر لبهای فاطمه ، حیدر

مرتضی گرم ذکر زهرا بود

بس که حبل المتین حاجت هاست

ریسمان هم دخیل مولا بود

پیش رویش کویر بود و کویر

پشت راهش دو چشم دریا بود

این مدینه به سینه آتش زد

سینه اش را مدینه آتش زد

چه بگویم که خون به راه افتاد

مادرم بین کوچه ، آه افتاد

مادری که پناه عالم بود

پر شکسته چه بی پناه افتاد

چه بگویم که روضه بسیار است

گذر شاه سمت چاه افتاد

عاقبت چشم باغبان در غسل

به همان لاله ی سیاه افتاد

مجتبی تکیه گاه طفلان بود

وسط کار تکیه گاه افتاد

یک علی مانده و یتیمانش

آیه های کبود قرآنش

نیمه ی شب زبان گرفته حسن

منصب روضه خوان گرفته حسن

زانویش را بغل گرفته حسین

آستین در دهان گرفته حسن

بین آغوش ، مادر خود را

با تمام توان گرفته حسن

سر خود را به زخم پهلوی

مادر مهربان گرفته حسن

داشت در بین روضه جان میداد

با همین گریه جان گرفته حسن

بانی روضه های ما حسن است

صاحب مجلس عزا حسن است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای ذکر مناجات شب و خلوت حیدر

ای شیر ِ زنان ، بانوی با هیبت حیدر

جز حیدر کرار ، که قدر تو شناسد ؟

غیر از تو که داند به جهان قیمت حیدر

یا فاطمه یا فاطمه یا حضرت زهرا

شد اذن دخول حرم حضرت حیدر

مهمان تو گردید شب اول قبرش

هر کس به جهان کرد فقط خدمت حیدر

من باورم این است که حتما تو می آیی

هر جای ز عالم که شود صحبت حیدر

قنفذ عددی نیست که جان تو بگیرد

از پای در آورده تو را غربت حیدر

مثل تو در آن کوچه زمین خورد و زمین خورد

برده خبر رفتن تو طاقت حیدر 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شب دراز است ، تو گویی که فقط شب مانده

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده

گفته بودی که خدا جام بلا می دهدش

هر کسی را که در این بزم مقرب مانده

در مدینه همه از مرگ خدا می گویند

فقط از کعبه ی این شهر مکعب مانده

کینه ی بیعت خم بوده و سرریز شده

جام خشمی که از آن روز لبالب مانده

سوز داغ تو چنان است که تا این لحظه

شعله ی داغ تو در حافظه ی تب مانده

جوهر خون تو با ظرف تنت خورد زمین

روی دیوار کمی رد مرکب مانده

شدت ضربه ی شلاق از آنجا پیداست

که روی در اثر «خط مورب» مانده

شاهکار است که تا لحظه ی آخر حتی

گیسوی دخترکان تو مرتب مانده

روز و شب آنقدر از صبر به دختر گفتی

که خودِ «صبر» از این صبر معذب مانده

صبر ارثیه ی زهراست ، به دخترهایش

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/11/29 | 05:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


اول

باغست و شکوفه ی خزانش مانده

بر شانه فقط بار گرانش مانده

در آینه تصویر ندارد مادر

جسمش که نه! آه نیمه جانش مانده

 

دوم

از باغ نشسته در خزان آقا جان

حرفی بزن و کمی بخوان آقا جان

زهرا به زمین خورد و علی را بردند

این جمعه خودت را برسان آقا جان

 

سوم

دیر است تو را خدا کمی زود بیا

اصلا به دستت آب اگر بود بیا

دیوار شنید...مادری در آتش

از پشت در شکسته فرمود بیا

 

چهارم

از بام ظهور تا خدا پر بکشد

ته مانده ی انتظار را سر بکشد

یک روز به انتقام زخم دستاس

تیغ دوسر از غلاف حیدر بکشد

 

پنجم

دستان کسی نشسته یادت بکند

اهل کرمی! خدا زیادت بکند

ای کاش به حرمت در نیمه کبود

با جمعه ای از ظهور شادت بکند

 

ششم

مخفی ز نگاه آسمان بالا رفت

با بال شکسته پر زد و تنها رفت

جاری و زلال پیش من آمده بود

زخمی و کبود و خاکی از دنیا رفت

 

هفتم

در سوخت و زیر پای مسمار افتاد

گل در وسط هیمه ای از خار افتاد

وقتی که درخت را تکان می دادند

از دست کبود شاخه ای، بار افتاد

 

هشتم

از چشم همه، زمین نامحرم هم

مخفی شده قبرتان ولی مریم هم

رفتی و کسی ندید و پیدات نکرد

برگ و بر و خاک و میوه ات، این هم هم

 

نهم

شب بود و چه بی سر و صدا رفت که رفت

آرام در آغوش خدا رفت که رفت

روی تن او نشانه ها ماند که ماند

زخمی و کبود کوچه ها رفت که رفت

 

دهم

همسایه هم از صدای او راحت شد

از کوچه و جای پای او راحت شد

پاهای ورم کرده و دست مجروح

از نیمه شب دعای او راحت شد

 

یازدهم

گفتیم که یا فاطمه تطهیر شدیم

با نان تنور خانه اش سیر شدیم

از درد و بلای او شنیدیم کمی 

خیلی به پای روضه اش پیر شدیم

 

دوازدهم

زهرا که قتیل زخم مسمارم بود

در فتنه کوچه یکتنه یارم بود

با دست شکسته ذوالفقاری می کرد

سینه زن هیات و علمدارم بود

 

سیزدهم

بگذاریدش به حال تنهایی خود 

سر برده به زیر بال تنهایی خود

هرشب سر خاک، آبیاری دارد

در مزرعه محال تنهایی خود

 

چهاردهم

ای مرد بخوان که بیش از این گریه کنیم

بر زخم دل خانه نشین گریه کنیم

پشت سر تابوت کسی در کوچه

با خون چکیده بر زمین گریه کنیم

 

پانزدهم

آمد که بشوید آب از سر خم شد

قد کفن از قامت مادر خم شد

غسال تو ناگهان چرا دست کشید

از زانو کوه صبر حیدر خم شد

 

شانزدهم

او رفت ولی چقدر لاغر شده بود

در قالب خود، جمع مکسر شده بود

چشمان به گود رفته مادر ما

سویی هم اگر داشته کمتر شده بود

 

هفدهم

یک شانه خم به زیر داغم امشب

مشغول کفن کردن باغم امشب

ای ساقه ی مجروح دعا کن تا مرگ

بعد از تو بیاید به سراغم امشب

 

هجدهم

پاییز به جان باغ تاک افتاده

بر پیرهن عمر تو چاک افتاده

انگار که گوشواره عرش خدا

کنده شده و به روی خاک افتاده

 

نوزدهم

آن روز که چای خطبه را دم آورد

از سنت و از کتاب دین هم آورد

کور و کر و لال ها تعجب کردند

از بس خانم دلیل محکم آورد

 

بیستم

ابلیس دوباره ناگهان پیدا شد

حرفی نزده لب جهنم وا شد

طوفان آمد قباله را با خود برد

کشتی شکسته راهی دریا شد

 




✔️ موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، شام غریبان حضرت زهرا(س)، كوچه بنی هاشم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل كه میگوییم پس دلدار یعنی فاطمه

نُه فلك را نقطهء پرگار یعنی فاطمه

یار پیغمر شدن ، رفتن شبی در غار نیست

ما كه میگوییم یار غار یعنی فاطمه

در کرم هرکس به مقداری توانش میرسد 

هرکجا گفتند بی مقدار , یعنی فاطمه

آنکه بخشیدست از انگشتر دستش علیست

آنکه بخشیدست از افطار یعنی فاطمه

"تنفقوا ممّا تحبّون" است مصداقش علی

معنی "الجّار ثُمَّ الدّار" یعنی فاطمه

هرچه گفتیم و شنیدیم از کرامات خدا

جلوه اش در عالم اظهار یعنی فاطمه

شیخ را دیدم پس از هفتاد سال اینگونه گفت

نحو و صرف و منطق و اسفار یعنی فاطمه

پِی اگرچه احمد و  هر خشت آن گرچه علی

خانه ی اسلام را معمار یعنی فاطمه

یار گفتم درب خیبر گفت یعنی حیدر و

در مدینه "در" صدا زد یار یعنی فاطمه

بین روضه نام چاه آمد اگر ، یعنی علی

هرکجا نام در و دیوار یعنی فاطمه

هرکجا گفتند دشتی لاله گون یعنی حسین

هرکجا پیراهنی گلدار یعنی فاطمه 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای نگاهت تمامِ خوبی‌ها

به دو چشمت بهشت محتاج است

نگهی سوی من اگر نکنی

همه سرمایه‌ام به تاراج است

 

با طلوعِ وجودِ پرنورت

رونق آفتاب می‌افتد

و اگر ذره‌ای اراده کنی

از جهانی عذاب می‌افتد

 

پیش دریای او نمی‌دانی

از کراماتِ او چه بنْویسی

بشکنی ای قلم، اگر یک‌بار

از زد و خوردِ کوچه بنْویسی

 

بنویسید: آسمانِ شعر

بعدِ زهرا همیشه بارانی‌ست

بنویسید: بعدِ او یک مرد

در سکوتی عمیق، زندانی‌ست

 

گریه‌های بلند در دل چاه

چه کسی گفته است آسان است

بگذارید بازتر نشود

تازه این اول زمستان است

 

از همین‌جای شعر جا دارد

دلِ من یک مدینه درد کند

چه غم‌انگیز می‌شود وقتی

جای در روی سینه درد کند

 

کاش وقتی که داشت رد می‌شد

کوچه‌های مدینه تنگ نبود

کاش وقتی که حقِ خود را خواست

آینه در کنار سنگ نبود

 

عده‌ای نانجیب بی‌احساس

حرمتِ ماه را نفهمیدند

زیرِ پا شاخه یاس را کشتند

طفلِ در راه را نفهمیدند

 

کوچه‌های مدینه بی‌زهرا

چه غم‌انگیز و سرد و سنگین است

وای بر همسرش علی، وقتی

این که فضه‌ست، حالتش این است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، كوچه بنی هاشم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


زیرِ بارانِ ستم چهره‌ی مهتاب شکست

آخرین تکه از این آینه‌ی ناب شکست

پس چه شد اجرِ مشقاتِ پیمبر مردم؟

ظاهرا بعد نبی حرمت و آداب شکست

طعنه و زخم زبان، غصب فدک، کوچه‌ی تنگ

بعد از آن در نگه مضطربش خواب شکست

برتر از بندگیِ جن و بشر ضرب علی‌ست 1

ولی این‌بار یلِ غزوه‌ی احزاب شکست

پشتِ در مظهر ناموس خدا را کشتند

دلِ بی تابِ علی پشتِ همان باب شکست

شیشه‌ی عمرِ علی بسته به عمر زهراست

چه کسی گفته علی گوشه‌ی محراب شکست؟

نام زهرا سببِ متصلِ ارض و سماست 2

رفت و با رفتن او رشته اسباب شکست

 

پی‌نوشت:

1- رسول خدا(صلى الله علیه و آله) می‌ْفرمایند: "ضَربَةُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین" (مستدرك حاكم، ج 3، ص 32 )

 2- در دعای ندبه می‌گوییم: "أین السبب المتصل بین الارض و السماء"




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


این اشک که خود گوشه ای از رحمت زهراست

عرض ادب کوچک ما ساحت زهراست

آن کس که پیمبر به دو دستش زده بوسه

او اُم ابیهای نبی حضرت زهراست

فضه که خودش محرم اسرار الهی است

فخرش شده این رتبه که در خدمت زهراست

پاهای ورم کرده و چشمان پر از اشک

در وقت عبادات و دعا خصلت زهراست

نان پختن زهرا دل ما را علوی کرد

بنده شدن ما اثر برکت زهراست

فردا که خلایق همه در حال فرارند

امید دل ما، نظر رحمت زهراست

نگذاشت علی بی کس و بی یار بماند

آرامش حیدر، نفس راحت زهراست

بستند درِ خانه به رویش همه ی شهر

این گوشه ای از درد و غم غربت زهراست

خورشید پُر از نور علی از چه گرفته؟!

این سایه دگر چیست که بر صورت زهراست؟!




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/11/12 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شبیه باد وقتی یاس پرپر را نمی فهمد

تبر افتادن سرو و صنوبر را نمی فهمد

چه فرقی می کند شمشیر باشد یا غلاف اصلا

که ظالم حرمت دخت پیمبر را نمی فهمد

مرا مانند آتش نه ، تصور کن مرا چون دود

که فرق چوبهای خشک با تر را نمی فهمد

مرا مانند تابوتی تصور کن که شب هنگام

دلیل شانه ی لرزان حیدر را نمی فهمد

کسی که پشت در حتی نفهمیده است محسن را

یقینا بین صحرا حال اصغر را نمی فهمد

شبیه سینه ای زخمی که وقتی میخ می بیند....

سری بر نیزه می بینم که خنجر را نمی فهمد

قنوتم گرم آمین است در الجار ثم الدار

ولی عجل وفاتی های مادر را نمی فهمد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


در نمی آید جلو

فاطمه می آید و ‌حیدر نمی آید جلو

در مرام شیعیان

تا ولی باشد که پیغمبر نمی آید جلو

دست بالا می رود

هرچه زحمت می کشد معجر نمی آید جلو

درد مادر این شده

شانه بالا می رود دختر نمی آید جلو

درد دختر این شده

وقت بازی کردنم مادر نمی آید جلو

درد زهرا و علی ست

که حسن از چارچوب در نمی آید جلو

درد اهل خانه شد

اینکه مادر دیگر از بستر نمی آید جلو

 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


اول هر چیز را حیدر مشخص می کند

آخرش تکلیف را کوثر مشخص می کند

حیدری نیمه ابری یا حسینی شدید

پس هوای خانه را مادر مشخص می کند

چشم می بندم صدای پای مادر درسرم

راه باقیمانده را تا در مشخص می کند

اولش آهسته بعدش با قدم های سریع

روضه را اینگونه تا آخر مشخص می کند

باصدا کردم تجسم صحنه را، ازچشم هم؛

گوش گاهی صحنه را بهتر مشخص می کند

در میان بسترش تکلیف کل شیعه را

فاطمه بایک تکان سر مشخص می کند

درمیان بچه‌های فاطمه ازاین به بعد

سهم غربت را فقط خواهر مشخص می کند

بین آقا زاده هایش هم مسیر روضه را

غالبا فرزند کوچکتر مشخص می کند

سرنوشت عالمی را میخ در معلوم کرد

بعد از این تکلیف را خنجر مشخص می کند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


جهان آموخت از تو درس غیرت را

شجاعت را عنایت را کرامت را

مسلمان میشود درسایه سارتو

یهودی دارد از تو این هدایت را

قیامت میکند چادر نمازِ تو

نشان دادی به این عالم اصالت را

پیمبر با تو دلگرم و علی آرام

و دارد هرکه از تو این محبت را ...

شکوفه با نسیمی زود می افتد

گرفت ازباغبان این داغ طاقت را

نه تنها در میان کوچه ها بلکه

نشان دادی تو عمری استقامت را

علی را جور دیگر امتحان کن چون

ندارد لحظه ای او تاب داغت را

نمیدانم چه حالی داشت آن لحظه

که برگرداند مولا آن امانت را

اگر دنیا بهم میریخت معنا داشت

جهان در خود ندید اینگونه غربت را

دلش خون است از این شهر بی انصاف

از آن دستی که گلگون کرد صورت را

بماند روضه ها... داغیست تا محشر

علی برسینه دارد این شکایت را

نمی ماند زمان آن روز می آید

قیامت میکند زهرا قیامت را

فقط آنروز مادر ! از تو میخواهم

شفاعت را شفاعت را شفاعت را

 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


با ما چه کرده داغ پیمبر نداشتن

در سوگ یار بودن و یاور نداشتن

دنیا عوض شده ست ، وگرنه پس از نبی

قرآن کجا و سوره ی کوثر نداشتن؟

عادت شده ، پس از شب تشییع مصطفی

باری ز شانه های علی برنداشتن

ظلمی کجا بزرگتر از این که در غدیر

حق را به چشم دیدن و باور نداشتن

باید به داغ فاطمه این را اضافه کرد

درد امیر بودن و لشکر نداشتن

دنیا بدون عطر دعاهای فاطمه

محکوم شد به یاس معطر نداشتن

اشک حسین و داغ جگرپاره ی حسن

با ما چه کرده غصه ی مادر نداشتن

عادت نمی کنیم به این بغض و گریه ها

این روضه شهره است به آخر نداشتن




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت - زبان حال امیرالمومنین(ع)


دلگیرم از قرار تو و بیقراری ات

غرق خزان شده ست هوای بهاری ات

خون گریه می کند دل دیوار و چشم در

تا خیره می شود به تو و بردباری ات

آتش گرفته بود و چه می شد از آسمان

باران نزول کرده می آمد به یاری ات

خورشید در عزای تو مات و سیاهپوش

باید که مخفیانه شود سوگواری ات

قرانِ ناطق است که می خواند اینچنین

شد کوثرانه لحن غم انگیزِ قاری ات

مولا نشسته بود کنار نبودنت

چشمش به کودکانِ تو و یادگاری ات

جاریست زنده در دل تاریخ تا ابد

فرزند داری و هنر خانه داری ات

رفتی و عاشقانه برایش سپر شدی

جانم فدای سبک ولایت مداری ات!

 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


یک عمر هست دست خداوند یاورش

هر بنده ای که حضرت زهراست مادرش

هر کس که خواست عزت دنیا و آخرت

زهرا شده است دلخوشی اول آخرش

زهراست آن که خادمه اش آسمانی است

زهراست آن که معجزه کرده است نوکرش

زهرا چراغ راه حسین است و مجتبی

زهراست آنکه زینب کبراست دخترش

زور مغیره ها که به زهرا نمی رسد

پس قاتلش شده است غریبی رهبرش

پهلو شکسته ، پیر ، زمین گیر شد ولی

یک ذره کم نگشت ارادت به حیدرش

شب تا سحر سه ماه فقط درد می کشید

دیوار و در چه ها که نیاورد بر سرش




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-فاطمیه


عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت

کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت

در ، کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد

فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت

خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود

تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت

هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت

شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت

روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن

حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت

شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است

فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل فاطمه است دلبر و دلدار ،  فاطمه است

مشکل گشای هر چه گرفتار ، فاطمه است

مرهون لطف حضرت زهراست کائنات

کانونِ مهربانیِ بسیار ، فاطمه است

تنها نه بوتراب که کل وجود را

خورشیدِ روز و ماه شب تار ، فاطمه است

باید که پای درس مقاماتِ او نشست

بخشش ، وفا ، نجابت و ایثار ، فاطمه است

گوهر شناس تر ز علی باز هم علیست

مولا شناخت دُرِّ گهربار ، فاطمه است

در مشکلات  ، آنکه گرفته است دست ما

یک بار نه ، دو بار نه ، صد بار ، فاطمه است

یک روح در دو تن ، .... تو بگو فاطمه علیست

یا نه ،  بگو که حیدر کرار ، فاطمه است

تحکیم ساختار امامت ازین دو تاست

بانی ابالحسن شد و معمار،  فاطمه است

اینکه بهشت یا که جهنم نصیب کیست

محشر یقین بدان تو که مختار ، فاطمه است

روزی که خلق ، مضطر و حیران و بی کسند

شافع خدای فاطمه ، ابزار ، فاطمه است

ما را به دیدِ لطف خودش می کند نگاه

محشر امیدِ هر چه گنهکار ، فاطمه است

ذکرش شفاست ، یک تنه حل المسائل است

حلّال ، در مواقع دشوار ، فاطمه است

روز ظهور ، شرق و شمال و جنوب و غرب

هم شرح ، هم گزیدهء اخبار ، فاطمه است

جان داده است پای ولایت بدون شرح

در حفظ این مقوله علمدار ، فاطمه است

در فاطمیه خلق ، عزادارِ مادرند

اما برای حیدر عزادار ، فاطمه است

وای از دل امام حسن بین کوچه ها

مجروحِ ضربِ سیلیِ کفار ، فاطمه است

باید خدا به دادِ دلِ مرتضی رسد

حائل میانۀ در و دیوار ، فاطمه است

طوری لگد زدند بر آن در که شک کنی

در پشت دربِ خانه نه انگار ، فاطمه است

سنگینیِ در و غمِ دیوار یکطرف

نزدیک تر از آن  دو به مسمار ، فاطمه است

در عرصۀ ادب همه از او نوشته اند

مضمونِ نابِ اکثرِ اشعار ، فاطمه است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خیبر شکن و خانه نشستن هیهات

در برزخ آفتاب بستن،هیهات

 ( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی

سیلی زدن و سینه شکستن هیهات

***

پاییز دلان به یکدگر پیوستند

دیدند که در باده ی غفلت مستند

تا ترجمه موده فی القربی

کامل بشود دست علی را بستند

***

ای جان جهان لحظه پرواز شده است

درهای بهشت جاودان باز شده است

تا دفتر زندگانی ات پایان یافت

غمهای بنی فاطمه آغاز شده است

***

در چشم علی، جهان شب است از امروز

از غصه دلش لبالب است از امروز

با حسرت و اندوه به خود می گوید:

کدبانوی خانه زینب است از امروز

**

مرهم به روی جراحتم بگذارید

حرمت به همین صراحتم بگذارید

من خونجگر از خاطره ی زهرایم

مردم بروید راحتم بگذارید




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را

که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را

بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است

مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را

اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است

از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را

غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر

خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را

اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او

ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را

دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد

بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را

نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش

درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را

ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد

برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را

الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر

نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بصیرت فاطمی


گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود

یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم

بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه

از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم

حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است

باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است

با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند

تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم

یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه

در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای

از سوریه حمایت مان کم نمی شود

خط مدافعان حرم خط فاطمه است

از این مسیر صحبت مان کم نمی شود

چادر، سلاح فاطمی دختران ماست

با این سلاح هیبت مان کم نمی شود

خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست

در راه عشق خدمت مان کم نمی شود

در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت

یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود

آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت:

از فاطمه خجالت مان کم نمی شود

ای کاش می کشید پرش را کمی عقب

صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود

اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟!

سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند

مستی که نیت داشت ساغر را بسوزاند

رقصاند روی کاغذش خودکار را،شاعر

میخواست با هر بیت جوهر را بسوزاند

خودکار پای داغ او ماند و غزل این شد:

اخم علی کافیست خیبر را بسوزاند

حرف بعیدی نیست: حیدر بی سپر باشد-

هرم تنش شمشیر و خنجر را بسوزاند

پایش به میدان وا شود با برق شمشیرش

یکباره سرتا پای لشکر را بسوزاند

حیدر چنان سوزاند شیطان را به ایمانش-

شیطان به فکر افتاد حیدر را بسوزاند

در بین گمراهان عالم گشت و می دانست

باید کسی پیدا شود در را بسوزاند

در را بسوزاند که عالم شعله ور باشد

در را بسوزاند که مادر را بسوزاند

**

تب کرده مادر، چشم من با اشک خود نگذار

این زخمهای داغ بستر را بسوزاند

**

خودکار رفت از حال و شاعر دفترش را برد

تا مثل خود یک جمع دیگر را بسوزاند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic