حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


و قصه خواست ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از آن گنبد کبودش را

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

یکی نبود که جانی به داستان بدهد

و مثل آینه او را به او نشان بدهد

یکی که مثل خودش تا همیشه نور دهد

یکی که نور خودش را از او عبور دهد

یکی که مَطلع پیدایش ازل بشود

و قصه خواست که این مثنوی غزل بشود

نوشت آینه و خواست برملا باشد

نخواست غیر خودش هیچ کس خدا باشد

نوشت آینه و محو او شد آیینه

نخواست آینه اش از خودش جدا باشد

شکفت آینه با یک نگاه؛ کوثر شد

که انعکاس خداوندی خدا باشد

شکفت آینه و شد دوازده چشمه

و خواست تا که در این چشمه ها فنا باشد

و چشمه ها همه رفتند تا به او برسند

به او که خواست خدا چشمه ی بقا باشد

نگاه کرد، و آیینه را به بند کشید

که اصلاً از همه ی قیدها رها باشد

خدا، خدای جلالت خدای غیرت بود

که خواست، آینه ناموس کبریا باشد

نشست؛ بر رخ آیینه اش نقاب انداخت

و نرم سایه ی خود را بر آفتاب انداخت

در این حجاب، جلال و جمال "او" پیداست

"هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست"

نشاند پیش خودش یاس آفرینش را

و داد دسته ی دستاس آفرینش را

به دست او که دو عالم، غبار معجر او

و داد دست خدا را به دست دیگر او

به قصه گفت ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از این گنبد کبودش را...

**

رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود

زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود

چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش

انار تازه بچیند برای او در عرش

کمی بلندتر از گریه های کودکشان

درخت های جهان در حیاط کوچکشان

کنار باغچه، زن داشت ربنا می کاشت

برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت

و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت

غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت

چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد

فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد

صدای پا که می آمد تو پشت در بودی

به یاد در زدن هر شب پدر بودی

فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود

اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود

صدای پا که می آید... علی ست شاید... نه...

همیشه پشت در اما...کسی که باید... نه...

نسیمی از خم کوچه، بهار می آورد

علی برای حبیبش انار می آورد

خبر دهان به دهان شد انار را بردند

و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند

ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند

انار را همه بردند و نار آوردند

قرار بود نرنجی ز خار هم... اما...

به چادرت ننشیند غبار هم... اما...

قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی

نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی

فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟

رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟

**

صدای گریه ی مردی غریب می آید

تو می روی همه جا بوی سیب می آید

تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه

به عزت و شرف لاإله إلاالله

**

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

و قصه رفت بگرید، یکی نبودش را

سیاه پوش کند گنبد کبودش را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه

پرگرفت از آشیان مرغ روان فاطمه

گر بسوزد عالمى از این مصیبت نى عجب

سوخته یكسر زآتش كین آشیان فاطمه

وامصیبت بعد مرگ احمد ختمى مآب

دادن جان بود هردم آرمان فاطمه

آسمان شد نیلگون چون دید نیلى روى او

خُرد شد از ضربت در استخوان فاطمه

محسن شش ماهه اش در راه داور شد شهید

ریخت خون در ماتمش از دیدگان فاطمه

نیمه ی شب بهر تدفینش مهیّا شد على

عاقبت شد در دل صحرا مكان فاطمه

منع كرد از ناله طفلان را ولى ناگه ز دل

ناله ها زد همسر والانشان فاطمه

اى فلك ترسم شوى وارون كه افكندى شرر

از غم مرگش به جان كودكان فاطمه

نیست «مردانى» نشان از تربت پاكش ولى

مهدى یى آید كند پیدا نشان فاطمه




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


زهرا  همه جا یاور و غمخوار علی است

با پهلوی بشکسته طرفدار علی است

هر دست که حامی ولایت نشود

دستی که نبی بوسه زند یار علی است 

***

گلخانه ی وحی طعمۀ آذر شد

گل رفت ز دست و غنچه اش پرپر شد

شد حرمت صدیقۀ کبری پامال

یک آیه جدا ز سورۀ کوثر شد 

***

از شعلۀ نار گل به احمد دادند

بر بانوی وحی تحفه بی حد دادند

ضرب لگد و غلاف تیغ و سیلی

اجریست که بر آل محمد دادند

***

از هر طرفی که رهسپر می گشتم

پیش ضربات او سپر می گشتم

همراهم اگر نبود در کوچه حسن

تا خانۀ خود چگونه بر می گشتم 

***

کی بود گمان به فتنه دامن بزنند؟

آتش به سرای حی ذوالمن بزنند

ای اهل مدینه از شما می پرسم

کی دیده سه نامرد به یک زن بزنند؟ 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


جگرم خون و دلم سر به گریبان علی است

صبـح هـم در نظرم شام غریبان علی است

گرچـه بــا چـاه کنـد درد دل خــود ابراز

چـاه هـم بی‌خبـر از غصۀ پنهان علی است

سنــد غربـت مــولاست رخ نیلــیِ مــن

سنـد غربـت من، سینۀ سوزان علی است

بارهـا دشمـن اگـر آیـد و دستـم شکنـد

دست بشکستۀ من باز به دامان علی است

کافـران در حــرم وحــی نیــارید هجوم

به خدا قصد شما حمله به قرآن علی است

اهل یثرب ز چه از گریۀ من خسته شدید؟

دو سه روز دگری فاطمه مهمان علی است

درِ آتــش زده و نالــۀ مظلومــی مــن

سنـد مستنـد سوختـن جان علی است

رفتــم امــا جگــرم بهر علی می‌سوزد

به خدا خانۀ بی‌فاطمه زندان علی است

دارم امیـد کـه در حشر پریشان نشـود

حال آن سوخته جانی که پریشان علی است

داده تـاریخ بـه هـر عصـر، گـواهی میثـم

کـز ازل صبـر و رضـا پایـۀ ایمان علی است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا

و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش

چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

نوشتم آن که حبش شد کلید خانه ی رحمت

و بغضش تا همیشه گشته سوزنده تویی زهرا

مُغیثی که به هر نخ از عبا و چادرش حتی

شده هر مُرسلی آخر پناهنده تویی زهرا

قیامت در قیامت یک تنه بر پا کنی بانو

پناه عاصیان هستی و بخشنده تویی زهرا

کسی که حیدر و احمد به دور زینبش گردند

و زینب تحت تعلیمش شد ارزنده تویی زهرا

ره توحید تنها راه فرزندان تو باشد

کسی که با جهادش شرک را کنده تویی زهرا

شبیر و شبر تو زینت ارض و سما هستند

و آنها مادری دارند زیبنده... تویی زهرا

الا ای کوثر قران تویی معیار هر ایمان

که در این عالم امکان فروزنده تویی زهرا

منم فرزند خاطی رو به تو آورده ام مادر

کسی که گشتم از رویش سرافکنده، تویی زهرا

کسی که دست او بشکسته اند و پهلویش اما

فقط بر روی حیدر  میزند خنده تویی زهرا

کسی که دست بوسش گشته ختم المرسلین اما

علی از دستهایش گشته شرمنده تویی زهرا

صدف چون بشکند دُر بر زمین می افتد و حالا

میان آن در و دیوار تابنده تویی زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/20 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


این اشک نیست گشته روان از دو دیده ام

خون است بهر سرخی رنگ پریده ام

ماهم ولی چو صحنۀ شب گشته نیلگون

سروم ولی به سانِ نهالی خمیده ام

سنگینی اش بهم شکند چرخ پیر را

بار غمی که من به جوانی کشیده ام

حتی اجل نکرد عیادت ز حال من

با آنکه دل ز عمر، ز دنیا بریده ام

از دود و آه من شده گردون سیه ولی

با اشک خود ستاره به کهسار چیده ام

تشییع من دل شب و قبرم نهان ز خلق

از این طریق پردۀ دشمن دریده ام

نشنیده ماند ناله و فریاد و شکوه ام

من کز رسول، ام ابیها شنیده ام

رنجی که از تحمل آن عاجز است کوه

بر جان و تن به حفظ امامم خریده ام

شش ماهه ام شهید شد و پهلویم شکست

ز آن صدمه ای که از در و دیوار دیده ام

تاریخ شاهد است که من در ره علی

اول شهید داده و او شهیده ام

بی دست و پای «میثم» ای خاندان وحی

کز ابتدا ثنای شما بوده ایده ام




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است

سوز مرا شرارِ دل زار شاهد است

غم های ناشنیده و ناگفته ی مرا

موی سفید و زردی رخسار شاهد است

شب ها هر آنچه می گذرد بر من و دلم

اشگ دو دیده، دیده ی بیدار شاهد است

من بارها فدایی راه علی شدم

مسمار و سینه و در و دیوار شاهد است

من رو گرفتم از علی امّا هر آنچه شد

روی کبود احمد مختار شاهد است

آتش زدند خانه ی در بسته ی مرا

دود و مدینه و شررِ نار شاهد است

در شهر خود غریب تر از من کسی نبود

دفن جنازه ام به شب تار شاهد است

فریاد آه و ناله ی من بی جواب ماند

تا حشر بی وفایی انصار شاهد است

غسل شبانه و ورم بازوی مرا

اشگ دو چشم حیدر کرّار شاهد است

«میثم» هر آنچه بر علی و فاطمه گذشت

در روز حشر خالق دادار شاهد است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


علی دیده است در زهرا غروب آفتابش را

و زهرا در علی دیده است هرم التهابش را

شهید اول حفظ ولایت ، می شود اما

کسی هرگز نخواهد دید حتی اضطرابش را

کرم ، مبهوت و سرگردان که زهرا چیست ؟ زهرا کیست؟

مگر از راز گردنبند بردارد جوابش را

چه بینا و چه نابینا به نامحرم بگو برگرد

که گل بر خارها هرگز نمی بخشد گلابش را

غمی سنگین تر از داغ جدایی از علی دارد

که از تابوت ، می خواهد نگه دارد حجابش را

فقط محض دل حیدر… وگرنه ضربه سنگین بود

اگر از چهره بر می داشت گاهی هم نقابش را

اگر چه زخم بر بازو… برای شادی همسر

خودش در خانه می چرخاند سنگ آسیابش را

اجابت را علی در لحظه ی عجل وفاتی دید

چه غمگین می کند راهی شهید انقلابش را

***

از وبلاگ شعرشاعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


باریده بر سقف قفس خون کبوترها

آتش گرفت این خانه با فتوای ابترها

هرگز ندارد سابقه در سال های دور

برخورد بی شرمانه با آل پیمبرها

انصاف با جسم رسول الله مدفون گشت

وارونه شد در طرفه عینی تنگ باورها

دستی که آن ساعت رسول الله بالابرد

دستی که می افکند با یک ضربه خیبرها

با ریسمان بستند و  سوی مسجد آوردند

الحق که نامردند... نامردند کافرها

تاریخ می داند همین یک فاطمه کافیست

بهر دفاع راستین از حق حیدرها

مردی ز آب شور چشمانش وضو می ساخت

وقتی که شد آغشته با خونابه، کوثرها

هربار پنهان می کند با زحمتی سرشار

آن گونۀ مجروح را از چشم دخترها

جان ملائک بر لب آمد بس که جان فرساست

پیش نگاه کودکان تدفین مادرها

با یاد جسم سرد مادر گریه می کردند

یکریز در آغوش همدیگر برادرها

لب های مولا مملو از افسوس می خواند

امن یجیبی خاطر تسکین مضطرها

این شهر ارواح است و هجده سال خواهد سوخت

با مویه ی دیوار ها، با ناله ی درها




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-زبان حال امام حسن(ع)


پیر گردیدم من از غمهای مادر سوختم

با نگاه مادرم در بین بستر سوختم

سینه چاک مرتضی جز همسرش زهرا نبود

از غریبی علی بعد از پیمبر سوختم

"لَحْمُكَ لَحْمیِ..." پیغمبر مرا خوشحال کرد

با طنابی دست او بستند بر سر سوختم

با نگاه بستر خونین مادر مرده ام

از صدای گریه ی زهرای اطهر سوختم

قول دادم با کسی چیزی نگویم از هجوم

بغض کردم گوشه ای با دیده ی تر سوختم

بین کوچه مادرم افتاد بر روی زمین

از صدای خنده ی آن مرد کافر  سوختم

آب گشتم با هزاران زحمت از جا شد بلند

تا که دیدم چادر خاکی کوثر سوختم

کاش بین کوچه می مردم نمی دیدم به چشم

گوشوارش بر زمین... در بین معبر...سوختم

تاکه درب سوخته افتاد روی صورتش

مادرم فریاد زد در پشت آن در: "سوختم"

روز آخر گفت با زینب صبوری کن اگر

دلبرت را دیده ای گردیده بی سر، سوختم

خواهرم تا که شنید از کربلا رنگش پرید

از هجوم و غارت خلخال و معجر سوختم

عصر عاشورا صدای دختری آید به گوش:

«دامنم آتش گرفته ، وای مادر! سوختم»

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 02:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-از سقیفه تا شهادت


مدینه غرق ماتم بود و دلها خانه غم بود

فضا تاریک و بر رخسار گردون گَرد مات بود

سکوت آفرینش با قیام حشر توأم بود

سراسر مسلمین را قامت از بار الم خم بود

خلایق با دلی بشکسته می‌گفتند پیوسته

محمد در سرای جاودانی رخت بر بسته

در آن روزی که خون جاری ز چشم هر مسلمان بود

گلوی آفرینش پاره از فریاد و افغان بود

سپهر نیلگون را در درون سینه طوفان بود

علی مشغول غسل آن سفیر پاک یزدان بود

به نقش دوستی دشمن سرکین آفریدن داشت

-ز جسم زنده قرآن هوای خون مکیدن داشت

سقیفه مرز شورای افرادی ستمگر بود

سقیفه پایگاه خصم سرسخت پیمبر بود

جنایت، حق کشی غارت ستم، در حق حیدر بود

نه بلکه جنگ با قرآن و اسلام و پیمبر بود

در آنجا با حضور چند تن اوباش شورا شد

جنایاتی که در او تا قیامت رفته امضاء شد

اگر برپا نمی‌گردید این شورای ننگ آور

نمیگردید ره گم کرده‌ای اسلام را رهبر

نمی‌شد غصب حق بن عم و داماد پیغمبر

نمیزد بر سرای فاطمه دست خسی آذر

یزید و ظلمهایش بود محصول همین شورا

که خون‌ها ریخت از آزادگان لعنت بر این شورا

چه شورایی که باب فتنه از آغاز آن وا شد

چه شورایی که با آن قامت عدل و شرف، تا شد

چه شورایی که با آن رخنه در اسلام پیدا شد

چه شورایی که استحکام آن با خون زهرا شد

نفاق و فتنه و آشوب و طغیان بود این شورا

ستم در حقّ اهل بیت و قرآن بود این شورا

دو روز اسلام را رخت غم و اندوه شد در بر

یکی در روز شورا و یکی در مرگ پیغمبر

به مرگ مصطفی شد عالم اسلام بی رهبر

به شورا گشت کوته دست خلق از دامن حیدر

کسیکه قائل قول سلونی بود تنها شد

خسی که از اقیلونی سخن میگفت، مولا شد

سیه ماری که عمری لانه در آغوش قرآن داشت

به قصد پیکر دین در دهان پر زهر دندان داشت

به باطن کفر و در ظاهر هزاران رنگ ایمان داشت

صمد گوی و صنم‌ها در درون سینه پنهان داشت

پس از مرگ نبی اسلام را پنداشت بی رهبر

به مسجد آمد و زد حلقه در محراب پیغمبر

شده چوپان مردم گرگ خون آشام از یکسو

گشوده چنگ بر نابودی اسلام از یکسو

مسلمانان بسان مردگان آرام از یکسو

امیرالمؤمنین تنها در آن ایّام از یکسو

به چشم نازبیننش بود از رنج و الم خاری

نبود او را بغیر از فاطمه یار وفاداری

همه این رنج‌ها محصول آن شورای ننگین بود

که اصلش جنگ با قرآن و نامش یاری دین بود

علی را جاری از چشم خدا بین اشک خونین بود

عدو مست خلافت بود و کامش سخت شیرین بود

چنان مست ریاست شد که بر احکام دین پزد

شرار افروخت در بیت خدا سیلی به زهرا زد

هنوز از مرگ پیغمبر فغان خلق بر پا بود

سرکش بی کسی بر چهرة اسلام پیدا بود

که در موج فضا آتش بلند از بیت زهرا بود

امیر مؤمنان هم در سکوت خلق تنها بود

کجا یک تن تواند غصب کردن حق مولا را

سکوت خلق و همراهیّ دشمن، کشت زهرا را

برون شد ز آستین حق کشی‌ها دست بیدادی

شرر افروخت در بیت ولایت سست بنیادی

که سرزد شعله‌اش از قلب هر انسان آزادی

تو گویی در درون شعله‌هایش بود فریادی

که آن فریاد از عمق دل دخت پیمبر بود

ولی افسوس گوش امّت از بشنیدنش کر بود

هنوز آن آتش سوزنده در دلها شرر دارد

هنوز از دیده جاری شیعه خوناب جگر دارد

به هر صبح و مسا، فریاد و اشک بیشتر دارد

مگر روزی که فرزندش نقاب از چهره بردارد

نماید همو خورشید فلک رخسار دلجو را

بگیرد انتقام مادر بشکسته پهلو را

امام منتظر ای مهدی موعود ادرکنی

ولی الله اعظم حجّت معبود ادرکنی

فروزان روی حق را شاهد و مشهود ادرکنی

الا ای کعبه دل قبلة مقصود ادرکنی

مپوش از خلق ای پشت حقایق روی زیبا را

اجابت کن دعای «میثم» افتاده از پا را




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/26 | 10:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


گهواره نیست کودکی ات را فلک که هست

فرمانبر تو نیست سما تا سمک که هست

وقتی به خواب می روی ای کوثر کثیر

لالایی خدیجه نباشد، ملک که هست

آن روزه ی سه روزه نیازی به نان نداشت

ای زخمی محبت عالم! نمک که هست

وقتی حضور گریه تو را آب می کند

اشک علی نشسته برای کمک که هست

نقش کبود شانه ات از ضربه های در

بر شانه ی شبان سیه نیست حک؟ که هست

مردیم از فراق تو دل با چه خوش کنیم؟

قبری که نیست از تو به جا؟ یا فدک؟ که هست...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-دفاع از حریم ولایت


ﺍﮔﺮ ﺩﺷﻤﻦ ﮐﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﺯﻣﯿﻨﻢ

ﺭﺳﺪ ﻇﻠﻢ ﺍﺯ ﯾﺴﺎﺭ ﻭ ﺍﺯ ﯾﻤﯿﻨﻢ

ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ

ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻨﻢ

ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﮐﺲ ﻧﮑﺮﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ

ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﺩِﯾﻦْ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﯾﻨﻢ

ﺷﻮﺩ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﻮﯼ ﺍﻣﺎﻣﻢ

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻃﻔﻞ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ

ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﺍﯼ ﺍﺑﺮ ﺳﯿﻠﯽ

ﮐﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ

ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻤﻦ، ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻣﻌﯿﻨﯽ

ﻓﻘﻂ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﺪ ﯾﺎﺭ ﻭ ﻣﻌﯿﻨﻢ

ﺗﻨﻢ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ

ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﺑﺰﻥ ﻗﻨﻔﺬ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ

ﺍﻟﻬﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﺳﺘﺖ ﻣﻐﯿﺮﻩ

ﺑﺰﻥ ﻣﻦ ﺩﺧﺖ ﺧﺘﻢ ﺍﻟﻤﺮﺳﻠﯿﻨﻢ

ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺯ ﺩﺍﻭﺭ ﻣﺮﮒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﻍ ﺁﻣّﯿﻨﻢ

ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺜﻢ ﺍﺯ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﮕﻮﯾﯽ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﻊ ﺗﻮ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺁﻓﺮﯾﻨﻢ




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 09:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


عمری است رهین منت زهراییم

مشهور شده به عزت زهراییم

مردیم اگر به قبر ما بنویسید

ما پیر غلام حضرت زهراییم

***

ما زنده به لطف رحمت زهراییم

مامور برای خدمت زهراییم

روزی که تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهراییم

***

با راز شکسته ی کبوتر چه کنیم

با خاطره ی غریب مادر چه کنیم

دیروز نبودیم فدای تو شویم

امروز بگو بگو که حیدر چه کنیم

***

من بودم و باب هل اتی را بستند

امکان رسیدن به خدا را بستند

ای کاش بمیرم که خجالت زده ام

من بودم دست مرتضی را بستند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر شد؟

ندیدی غنچه ی نشکفته اش یک لحظه پرپر شد؟

شنیدی خانه ی شیر خدا شد طعمه ی آتش؟

ندیدی شعله اش با صورت زهرا برابر شد؟

شنیدی داستان سینه و مسمار را عمری؟

ندیدی دردِ آن پیچیده در قلب پیمبر  شد؟

شنیدی شد مدینه زیر و رو از ناله ی زهرا ؟

ندیدی از فشار در چه با آیات کوثر شد؟

شنیدی مرغ روح فاطمه  آزاد شد از تن؟

ندیدی خانه ی بی فاطمه  زندان حیدر شد؟

شنیدی در کفن پیچید مولا هستی خود را؟

ندیدی جان پاکش بارها بیرون ز پیکر شد؟

شنیدی مادری با روی نیلی رفت از دنیا؟

ندیدی یک شکسته گوشواره ارث دختر شد؟

شنیدی مجتبی را زهر قاتل کُشت در خانه؟

ندیدی قاتل او دست ثانی داغ مادر شد؟

شنیدی بارها و بارها کشتند زهرا را؟

ندیدی سال ها مولا علی بی یار و یاور شد؟

شنیدی شد قَباله پاره و زهرا به خاک افتاد؟

ندیدی زآن ستم گستر چه با خاتون محشر شد؟

شنیدی سوخت «میثم» در پی اشعار جانسوزش؟

ندیدی این که هر مصراع او یک کوه آذر شد؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 10:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

از زبان امیرالمومنین(ع)


بسوز ای دل، بزن شراره

که شعله خیزد زسنگ خاره

بریز ای اشک، به رخ هماره

که تازه گشته غمم دوباره

صدا ندارد ترانه ی من

کسی نزد سر به لانه ی من

غریب و تنها به خانه ی من

غروب کرده مه و ستاره

خزان فتاده به لاله زارم

نه غنچه دارم نه لاله دارم

نه می توان آه زدل برآرم

نه تاب هجران نه راه چاره

غریب کوچه شهید خانه

جدا شد از من به تازیانه

به بازوی او بود نشانه

 به سینه ی من بود شراره

غم خسوف قمر بگویم

حدیث قتل پسر بگویم

زسینه یا میخ در بگویم

کدام غم را کنم اشاره

کسی ندیده کسی ندیده

که سرو بستان شود خمیده

چه ها گذشت به این شهیده

سزد بپرسم زگوشواره

همای بختم کجا پریدی؟

شبانه بی من چرا پریدی؟

زلانه سوی خدا پریدی

تو هم گرفتی زمن کناره

به یاری من به پا ستادی

شهید گشتی شهید دادی

من ایستادم تو اوفتادی

تو را شهادت مرا نظاره

سحر که گفتم حدیث با ماه

روانه بودم به خانه در راه

زکوچه بگذشت مغیره ناگاه

نگاه او کشت مرا دوباره

زسوز سینه روایتی کن

ز درد پنهان حکایتی کن

به (میثم) خود عنایتی کن

که از شما دم زند هماره




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-شهادت


منم شمعی که اشک غم فشانده

شرار غم مرا از پا نشانده

اگر پرسید از پروانه ی من

بجز خاکسترش چیزی نمانده

***

الا ای که امید کائناتی

تو خود سرچشمه آب حیاتی

علی بی تو چگونه زنده ماند

چرا گفتی خدا عجل وفاتی

***

دوچشمان تر تو آتشم زد

غم ویرانگر تو آتشم زد

اگر چه هر نگاهت شعله ای داشت

نگاه آخر تو آتشم زد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


هزار مرحله سائل نشسته بر در تو

مگر که نور بگیرد ز فیض محضر تو

گدا چو من که نه بی بی! شبیه جبرائیل

که مشق شب بنویسد ز روی دفتر تو

ندیده ایم به عالم کسی شبیه علی

که غرق مانده به ژرفای درک باور تو

مسیح و آدم و نوح و کلیم و ابراهیم

نشسته اند دو زانو به پای منبر تو

حیای مریم و سارا و هاجر و حوا

نمی رسد به نخی از حجاب دختر تو

خدا سرشته تو را تا کنیز او باشی

خدا کند که بمانم همیشه قنبر تو

* * *

خبر رسیده که از کوچه ای گذر کردی

نشست خاک کف کوچه روی معجر تو

خبر رسیده که دستت ز کار افتاده

و سخت تر که کسی بسته دست حیدر تو

خبر رسیده که چشمان تو ورم کرده

و سخت تر که مقابل به چشم همسر تو

خبر رسیده نفس میکشیدی اما ... خون

چکید لخته به لخته ز نای و حنجر تو

* * *

چقدر زرد شدی یاس ارغوان علی...!

نمانده غیر کبودی به روی پیکر تو

بمان و رحم کن ای گل! به غنچه هایی که

نشسته اند غریبانه دور بستر تو

برای لحظه‌ی آخر نگاه کن بانو !

ببین شکسته غرور علی برابر تو . . .




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


من علی ام که خدا قبله نما ساخت مرا

جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا

من که یکباره در از قلعه ی خیبر کندم

داغ زهرا بخدا از نفس انداخت مرا

***

چون شفق از چشمه ی چشم سحر خون میچکد

جای اشک از ساغر چشم پدر خون میچکد

گر نمی گویی به من احوال مادر را ، مگو

لااقل برگو چرا از میخ در خون میچکد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


خوردیم زمین و آسمان گم کردیم

در عالم خاک ، بوی جان گم کردیم

قبر تو نه ، می خورم به قرآن سوگند

ما « قدر» تو را در این جهان گم کردیم !

***

افسرده دلیم و نی لبك می خواهیم

در سینه، دلی ترك ترك می خواهیم

از فاطمه ما نه فصلی از بیداری

از فاطمه، فصلی از فدك می خواهیم !

***

دیوار و در و فدک ... ! حکایت این نیست

زهرا زن سرشکسته ی مسکین نیست

او روح حماسه ، مادر عاشوراست

بر چهره ی کوه ، از مصیبت چین نیست

***

زهرا ، زنِ سبزِ آسمان آیین است

آیینه ی روشن حقیقت بین است

نان و نمک و فدک ، غم زهرا نیست

سوگند به نور ، درد زهرا «دین» است

***

ما مدعیان تو را صنم می خوانیم !

بانوی مقیم شهر غم می خوانیم

نامی ز تو بر زبان ما می چرخد

ما از تو چه اندک و چه کم می دانیم !

***

درد تو فدك نه، درد تو ما هستیم

مایی كه برادریم و تنها هستیم

هر روز نمك به زخم تان می پاشیم

ما شیعۀ حضرت تو آیا هستیم ؟!

***

سطری ز کتاب او نخواندی ، شاعر

از خطبه ی ناب او نخواندی ، شاعر

گفتی ز پریشانـــــــــی گیسو ، اما

از فصل حجاب او نخواندی ، شاعر

***

در ذهن و زبان ما زنی مغموم است

افسرده و زرد و مُضطر و مظلوم است

در قاب نگــــــــــاه اهل معنا ، اما

او فاطمه ، یک حماسه ی محتوم است

***

دور از تو ، نشان راه را گم کردیم

شب کور شدیم و ماه را گم کردیم

در مذهب جهل ، بت پرستی کردیم

چون معنی « لا اله ... » را گم کردیم

***

شد فاطمیه ، گِرد شما می گردیم

یک مُشت «غزل - مرثیه» ما آوردیم

ما سیرۀ روشن شما را بانو !

در غفلت جشنواره ها گم کردیم

***

هر روز حکایت فدک ... می دانم

بی پرده به زخم تان نمک ... می دانم

در شعر ز حرمت تو غافل ماندیم

ما مُدعیان ! بدون شک ، می دانم

***

او سورۀ  کوثر است ، زیبا بنگر

از فصل فدک در آ ، به بالا بنگر

از حضرت او نگفته ها بسیار است

از زاویه ای دگر به زهرا بنگر

***

هر چند که ذکر ماست نام زهرا

اندیشه ی ما نمی شناسد او را

در ذهن و زبان ما زنی قدیس است

یک سوره تا ابد مقدس ، اما ... ؟!

***

تو حضرت زهرایی و در فهمت ما ... ؟

تو «اُم ابیها» یی و در فهمت ما ... ؟

پنهان ز تو نیست این که در گِل ماندیم

تو قبله ی معنایی و در فهمت ما ... ؟

***

ای خواهر من ! «حَسَن شدن» را از او ...

آزاد ز بند « تن » شدن را از او ...

از حضرت زهرا  تو بیامـــــوز ، آری

سرمشق بگیر « زن شدن » را از او

***

باید که به لطف عشق گـــویا باشی

مجذوب کرشمه های معنا باشی

با لهجه ی معرفت بگویی از او

تا  شاعر نور پاک « زهرا » باشی




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 12:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدافع امیرالمومنین(ع)


در میزنی که وا بشود وا نمی شود

دردت غریبی است مداوا نمی شود

حالت بد است باز ولی روی مرکبی

پهلو شکسته مثل تو پیدا نمی شود

بیعت گرفتن تو به جایی نمی رسد

اینجا کسی به خاطر تو پا نمی شود

گریه نکن که گوش ندارند بشنوند

گریه نکن که حل معما نمی شود

شکاک ها به حرف تو اِن قُلت میزنند

که پاسخت به جز اگر،اما نمی شود

پس میزنند روی تو را باز رو نزن

دیگر کسی مدافع مولا نمی شود

برگرد خانه بستری خانهء علی

سعیت نتیجه بخش به اینها نمی شود

دیگر گذشته دورهء آن احترام ها

قدی به پای آمدنت پا نمی شود 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بانوی من که دار و ندارم به پای تو

گرمی خانه از برکات هوای تو

یک شب بمان... قنوت شکسته کنارمان!

اینجا نماز تشنه ی لحن دعای تو

ما مدتی است بر سر یک سفره نیستیم

حالا که گریه ها شده آب و غذای تو

زخم کبود آینه ات گفت با دلم

آه ای پسر عموی غریبم فدای تو

زانو زدن نوشتن غربت برای من

هر گریه گریه گریه سرودن برای تو

***

تنها دو تا کفن به امانت گذاشتی

درد حسین روبروی چشمهای تو




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 12:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


هر گه که یاد آرم زین آستانه مادر

گردد زدیده چون سیل اشکم روانه مادر

یاد آرم از صدای یا فِضّةُ خُذینِی

تا می کنم نظاره بر درب خانه مادر

بالله علیست مظلوم از روی توست معلوم

کز غربتش به صورت داری نشانه مادر

هنگام سوگواری در حین اشکبازی

دلجوئیت نمودند با تازیانه مادر

من حال جوجه ای را دارم که چند صیاد

کشتند مادرش را در آشیانه مادر

گوئی زدرد و محنت دستت نداشت قدرت

موی مرا نکردی امروز شانه مادر

لب بسته ای ز یا رب جای تو این دل شب

ریزد زچشم زینب اشک شبانه مادر

این خانه را که جبریل بوسیده در به تجلیل

آتش بر آسمان رفت از آستانه مادر

از گلشنت بماند تا لاله ای به دستم

ای کاش غنچه ی تو می زد جوانه مادر

تا روز حشر شاهد بر بیگناهی توست

خونی که ریخت قاتل ز آن نازدانه مادر

یاد غم تو عالم دارد هماره ماتم

از مرغ طبع (میثم) خیزد ترانه مادر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 12:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


آفرینش شد بنا تنها برای فاطمه

پس هزاران بار جان ما فدای فاطمه

هر که می خواهد فنای حضرتِ دلبر شود

نیست راهی جز شود اول فنای فاطمه

گفت پیغمبر رضایم در رضای کوثر است

پس رضای حق شده جلب رضای فاطمه

هر کسی آخر به دین مالکِ خود می شود

من پرستش می کنم تنها خدای فاطمه

در عبادت یار حیدر بود زهرای بتول...

...یا که حیدر آمد اصلا پا به پای فاطمه؟

احترامش می کند مولا هر آن کس که شود

ذره ای از خاک پایِ پر بهای فاطمه

روز محشر چون همه حیران شوند آسوده است

هر که آمد بر در دولتسرای فاطمه

تا قیامت روزی ما بسته بر دستان اوست

دست های خسته ی مشکل گشای فاطمه

"حق او با گریه ی تنها نمی گردد ادا

پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه"*

بی هوا در را شکستند و به جانش ریختند

مانده رد گرگ ها بر دست و پای فاطمه

ناله زد "فضه خُذینی" آسمان بغضش گرفت‌

سوخت قلب حق تعالی هم برای فاطمه

خانه در هم گشته اما بیشتر مبهم شده

بین خانه حال و روز مجتبای فاطمه

سخت تر از روضه های کوچه و در گشته است

طعنه ی همسایگان بر گریه های فاطمه

 

بیت ستاره دار از غزل آقای محمد حسین رحیمیان




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/11/29 | 12:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مرغ بهشت وحیم و سوخته آشیانه ام

دانه سرشک دیده و ناله شده ترانه ام

منکه دمد ز حجره ام نور به چشم قدسیان

دود به آسمان رود از در آستانه ام

اجر رسالت نبی ثبت شده به صورتم

محفل غربت علی گشته محیط خانه ام

زنده ترین شهود من این بدن کبود من

من به محبّت علی عاشق تازیانه ام

منکه بهشت احمد و باغ و بهار حیدرم

مانده ز سیلی خزان بر گل رو نشانه ام

سر و ز پا نشسته ام طایر پر شکسته ام

قاتل سنگدل مرا کشته کنار لانه ام

من و حمایت از ولی گواه باش یا علی

شهید اوّل تو شد محسن ناز دانه ام

هر چه عدو زند مرا رها نمی کنم تو را

گر چه ز کار اوفتد بازو و دست و شانه ام

درد، مرا کشد ولی نیست به غیر یا علی

زمزمۀ شبانه و گریۀ عاشقانه ام

منم همیشه همدمت تا که بگریم از غمت

گاه به تربت پدر گه به اُحد روانه ام

«میثم» ما ز سوز دل ساز کند غم مرا

سر زده از درون او شعلۀ جاودانه ام




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حضرت محسن(ع)-شهادت


فغان کرد آسیای دستی او

 که: دشمن زد شرر بر هستی او!

دل ستان می‏نالید چون رود

 که دست او همیشه بر سرم بود!

به مژگاه، فضّه‏اش یاقوت می‏سفت

 به دل آهسته می‏نالید و می‏گفت:

چسان در بر رخ دشمن توان بست؟

 که در بر سینه‏ی او میخکوب ست!

چه کرد ای اهل دل! مسمار با او؟!

 فشار آن در و دیوار با او؟!

که: روزش رنگ شام تار بگرفت

 کمک در رفتن از دیوار بگرفت!

ز رفتن بسکه حالش زار می‏شد

 عصای دست او، دیوار می‏شد!

چو زهرا دست بر دیوار می‏برد

 قرار از حیدر کرار می‏برد!

دل دختر چو مادر بس غمین بود

 زبان حال زینب این چنین بود

***

که: مادر! چشم از مسمار بردار!

 خدا را دست از دیوار بردار!

به اشک از محسن خود یاد می‏کرد

 به جان می‏آمد و فریاد می‏کرد

از آن دامان زهرا پر ستاره‏ست

 که چشم او به سوی گاهواره‏ست!

چو آن گل یاد از آن گلبرگ می‏کرد

 دما دم آرزوی مرگ می‏کرد!

علی می‏کرد شرم از روی زهرا

 ز روی و پهلو و بازوی زهرا

ز دشمن بسکه زهرا تنگدل بود

 به جای دشمنش، مولا خجل بود! 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه

جان وجود، بسته به یک موی فاطمه

با آنکــه نیست از حـرم مخفی‌اش نشان

شهر مدینه گم شده در کوی فاطمه

بـوی بـهشت اگـر چـه محمّد از او شنید

بالله قسـم بهشت دهـد بـوی فاطمه

ختم رسل گرفت به پهلو دو دست خویش

از آن لگد که خورد به پهلوی فاطمه

طوبی دمید و سدره فتاد و شجر شکست

وقتـی خمیـد قامـت دلجوی فاطمه

چـون بـاب وحـی سوخت پر و بال جبرییل

نزدیک شد چو شعله به گیسوی فاطمه

انگــار رفـت طاقـت دســت خـدا ز دست

زآن ضربتی که خورد به بازوی فاطمه

آیـات نــور و پــردۀ ظلمـت؟! خدای من!

دسـت پلیــد دیــو کجـا روی فاطمه

از یک طرف خجل شده از فاطمه، علی!

از یک طرف نگاه حسن، سوی فاطمه

«میثـم» اگـر چـه فاطمه رازش نگفته ماند

محسن همیشه هست سخن‌گوی فاطمه




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت پدر


رفت پیغمبر ولی زهرای خود را جا گذاشت

جان به روی آیه نص ذوی القربی گذشت

آتشی افروخت دشمن کز شرارش داغ گل

در دل شوریده حال بلبل شیدا گذاشت

شاخه را بشکست و گل را با لگد از شاخه چید

داغ خون با میخ در بر سینه زهرا گذاشت

محسن شش ماهه را کشت و کتاب عشق را

از برای اصغر شش ماهه بی امضا گذاشت

تازیانه خورد زهرا و ز خود این ارث را

یادگاری از برای زینب کبری گذاشت

در میان کوچه سیلی خورد و از خود این نشان

از برای آن سه ساله بعد عاشورا گذاشت

بار غم برداشت مرگ از دوش زهرا در عوض

چوبه تابوت او بر شانه مولا گذاشت

آنقدر گویم من ژولیده داغ فاطمه

آتشی از خود به جا در خانه دلها گذاشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت حضرت محسن(ع)


اگر کشند در این بیت وحی صدبارم

من از امام خودم دست بر نمی‌دارم

من از برای دفاع علی سپر شده‌ام

بگو که چهره بسوزد ز شعلۀ نارم

هزار شکر که من مادر شهید شدم

چهار کودک دیگر به یاری‌اش دارم

نه بر پسر نه به پهلو نه سینه نه بازو

علی، برای تو اشک از دو دیده می‌بارم

به تازیانه اگر چه مرا کنار زدند

تو را میانۀ دشمن چگونه بگذارم

به قبر گمشده‌ام این حدیث بنویسید

که من به سن جوانی شهیدۀ یارم

دو مه ز قصۀ دیوار و در نرفته هنوز

نفس‌نفس زده شب تا به صبح بیدارم

به دردهای علی گریه می‌کنم بسیار

اگر چه باشد از آن ضربه درد بسیارم

برای آنکه کنم ظلم خصم را ثابت

به حشر محسن خود را به روی دست آرم

شرار آه شما خیزد از دل میثم

خدا کند که شود جاودانه آثارم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/6 | 09:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 36 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو