حضرت زهرا(س)-مدح-مصائب


تویی که وصف کمالت جمیع آیاتند

شهود منزلتت جمله ی روایاتند

پیمبران اولوالعزم با تمام وجود

به نوکری درت غرق در مباهاتند

فرشتگان حریم مقدس بالا

به نام توست که همواره در مناجاتند

تو کیستی که غلامان و خادمان تو هم

شبیه فضّه ی تو صاحب کراماتند

به زیر سخت ترین ضربه " یا علی " گفتی

ز عشق حیدری ات اهل آسمان ماتند

قبیله ای که به سمت کبودی تو نشست

به زخم های وجود تو مثل مرآتند

از آن شبی که خسوف رخ تو کامل شد

ملائکه همگی در نماز آیاتند

فقط نه این که دل ما به یاد تو سوزد

به غم نشسته ی رویت تمام ذراتند

به یاد پهلوی بشکسته ات دل دو جهان

حریم سوخته چون قلب های ساداتند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


یاری ز که جوید؟ دلِ من، یار ندارد

یک مَحرم و یک رازنگهدار ندارد!

با دیدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ

با داغ دل لاله، کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیفتد

یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

**

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها

پیداست که دل دارد و، دلدار ندارد

در گلشن آتش‌زدۀ عصمت و ایثار

پرپرشدن غنچه که انکار ندارد

با فضه بگویید بیاید، که در این باغ

نیلوفر بیمار، پرستار ندارد

بر حاشیۀ برگ شقایق بنویسید:

گل، تاب فشار در و دیوار ندارد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


روی عدم ندید وجودی که داشتی

امکان نما نبود نمودی که داشتی

در خاک هم به دیدن افلاک رفته ای

عین فراز بود فرودی که داشتی

ای از تبار لیلۀ قدر اندکی درنگ

ما را ببر به سمت شهودی که داشتی

ای بانویی که بود مباهات نسل تو

با جبرئیل، گفت و شنودی که داشتی

ققنوس‌وار در پی خورشید پر زدی

از شعله‌های آتش و دودی که داشتی

گفتی و باز منکر شأن شما شدند

نفرین به دشمنان حسودی که داشتی

اما حماسه در تن آفاق پا گرفت

از پشت روزهای کبودی که داشتی




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب-هجوم به بیت ولایت


عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است

رونق عشق است در دستانش از بس ساده است

نه فلک در گردش است از گردش دستاس او

اینكه دستش بر سر دنیاست فوق العاده است

بعد پیغمبر چه بیعت ها که نشکستند خلق

نان به نرخ روز خوردن سفره اش آماده است

روی دستانش ورم دارد به پهلو جای زخم 

باز هم با هر مشقت بر  سر سجاده است

هرکسی این روزها حال و هوایش روضه ایست 

خوش بحالش، عشق زهرا کار دستش داده است

**

با غم و اندوه و تب هر روز خلوت می کند

یک دل سیر اشک می ریزد، عبادت می کند

خسته از زخم زبان ها، بیت الاحزان ساخته

از غمش هر روز با پیغمبر شکایت می کند

تا مبادا خدشه ای بر دین کسی وارد کند

جان خود را هم شده، خرج ولایت می کند

یادشان رفته است این نامردها او کوثر است ؟؟

هر كسی از راه می آید جسارت می كند

هرچه باران بر زمین می بارد از اندوه اوست

غربتش را با جهان با اشك قسمت می كند

جان محض است او و حتی روح سربارش شده

لاجرم روح از تن او رفع زحمت می كند

**

روضه اما می رسد با چشم های تر به در

وای از آن وقتی كه زهرا می رسد آخر به در

طاقتش در پشت در هر بار كمتر می شود

دشمنان  هربار می كوبند محکم تر به در

یاس تا پرپر شود آیا لگد كافی نبود؟

كاش می كردند فكر شعله را از سر به در

خواست تا از سینه اش در را جدا سازد ولی

آه، قنفذ با لگد زد ضربه ای  دیگر به در

فاطمه رفت و علی یک عمر حسرت خورد که

كاش می كوبید یك مسمار كوچك تر به در

**

بر مداری گیج می گردد جهان تا روز حشر

در هوای مدفن زهراست دنیا در به در




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


سورۀ نور سورۀ کوثر

السلام علیکِ یا مادر

ای دعاهای مستجاب رسول

شادمانی قلب پیغمبر

نظرت آفتاب بخشایش

 نفست نغمۀ لطیف سحر

نظری مرحمت بفرما تا...

پر شویم از ولایت حیدر

در مسیر محبت مولا

در دل ما بریز شوق سفر

مادرانه بگیر دست مرا

تا نیفتم دگر به دام خطر

از دعاهای صبحگاه شماست

که مرا داده اند دیدۀ تر

نالۀ آتشین هیچ کسی

قدر آه شما نداشت اثر

نفسم را بگیر و سوز بده

سوز آتش گداز، سوز جگر

نیت روضه کرده ام رخصت

ای به راه امام، سینه سپر

باب کعبه کجا و هیزم خشک

درِ جنت کجا و هُرم شرر

خاک دنیا کجا و یاس بهشت

گل ریحان کجا و ضرب تبر

نفست را برید هجمۀ دود

سینه ات را شکست لطمۀ در

خاک بر  فرق من تو و سیلی...

چه شده بر شما در آن معبر

رخ حوری کجا و خار جفا

لاله روئید گوشۀ معجر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-هجوم به بیت ولایت


ظهور عصمت پروردگار زهرا بود

جمال حق علی آیینه دار زهرا بود

اگر تجلی اسم هوالکریم علیست

قسم به شاه نجف سفره دار زهرا بود

تبسم لب او غم ز چهره ها میبرد

لطیف تر ز نسیم بهار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود

که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به آن زرهی که همیشه پشت نداشت

میان دست علی ذوالفقار، زهرا بود

اگر که نام علی هم ردیف با نمک است

بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود

همه زمین و زمان در مطاف روی علیست

به این مطاف معظم مدار زهرا بود

حسن کریم   حسین دستگیر عالمیان

همیشه علت این اعتبار زهرا بود

همه به مادرشان افتخار میکردند

تمام عزت ایل و تبار زهرا بود

همیشه حرف شفاعت که در میان آمد

سخن ز بانوی ناقه سوار زهرا بود

شکست حرمت این خانواده پشت در

اسیر درد و غمی بیشمار زهرا بود

به وقت حمله همه ریختند در خانه

به زیر ضربه در آن گیر و دار زهرا بود

گذاشت بی ادبی پا به روی چادر او

میان آتش و گرد و غبار زهرا بود

تمام دلنگرانی او حسین شده

برای کرببلا بیقرار زهرا بود

کسی که در همه راه زیر لب میگفت

تکان مده سر او نیزه دار زهرا بود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


زهراست دختری که پدر را چو مادرست

زهراست سوره ای که مُسمّا به کوثرست

زهراست بضعه ای که رضایش رضای حق

از خـشم او خدای مدبِّر مکدّرست

پیغمبری مگر به دو تا معجز آوری ست؟!

او نیز فضّه اش به خدا معجز آورست

همتا نداشت فاطمه، یا ایّها الأنام

کُفوَش به عالمین فقط شخص حیدرست

افسـوس در تهاجم طوفان غم شکست

آن سینه ای که مخزن اسرار داورست

دیروز جمع سالم بیت نبوّت و -

امروز جمع سرخ و کبودِ مکسَّرست

دنیا نداشت حوصـله ی فهم شأن او

درک مقام واقعی اش روز محشر ست




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت

شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت

جهان و کن فیکونش در اختیار تو بود

عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟

خمید قامت او زیر بار اندوهت

اگر چه دست علی را عصای صبر گرفت

پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد

تو را ز دست علی در میان قبر گرفت

تمام غربت خود را گریست در دل چاه

که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


ای پرتویِ جلال تو پیداتر از همه

خورشیدِ حُسنِ تو متجلاتر از همه

آئینه هم ندید جمال تو آشکار

ای راز خلقت تو معماتر از همه

تو روح استجابتی و در قنوت بود

دستان بی نیاز تو بالاتر از همه

همسایه از دعای شبت بهره مند بود

ای شیوه ی دعای تو زیباتر از همه

عالم نیافت چون تو مسیح آفرین ترین

ای روح قدسی تو مسیحاتر از همه

باید به لوح دل بنگارم حدیث لوح

ای خطبه ی رسای تو غرّاتر از همه

بعد از نبی که بار سفر بست و رفت، بود-

اسباب رفتن تو مهیاتر از همه

وقتی کسی نبود تو را تسلیت دهد

معلوم شد غریبی و تنهاتر از همه

تو مخفیانه رفتی از این خاک و مانده است

راز غریبی تو هویداتر از همه

در حیرتم چگونه تمنای مرگ داشت؟

آن مادری که بود شکیباتر از همه




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


از فاطمه از وفا به مولاش... بگو

از راز و نیاز دل شبهاش... بگو

در روضۀ فاطمه...همیشه... اول...

یک ذره از آن خطبۀ غراش...بگو

***

فرقی نکند کدام سو ...بنشینید

 هرجا شده در مجلس او...بنشینید

در روضۀ فاطمه مقید باشید...

با حال خضوع و با وضو بنشینید

***

هرجا شده در مجلس او...بنشینید

پاکیزه و خوشبو و نکو ...بنشینید

در روضۀ فاطمه مقید باشید...

باحال خضوع و با وضو بنشینید

***

سر بسته بگو روضۀ میخ در را

اینقدر مسوزان دل پیغمبر را

زنهار که باغبان نفهمد...یعنی

آهسته بخوان روضۀ نیلوفر را

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/17 | 02:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-شهادت


گل، گرفتارِ خار می بینم

چادرش پرغبار می بینم

ردّ پای کدام داغ اینجاست!؟

کوچه را لاله زار می بینم

آهوی خسته را بدون رمق

گرگ را بی مهار می بینم

راه برگشت آهوان گم شد

گرگ فکر شکار می بینم

زوزه ی گرگ و آهِ آهوها...!

اشک، بی اختیار می بینم

باز در دست کوه های صبور

دامن آبشار می بینم

همه، باغ انار می شنوند!

من، نه! داغ انار می بینم

قطعه قطعه... به زیر پا... در صحن...

کلمات قصار می بینم

این چه کابوس ترسناکی بود

در دل ذوالفقار می بینم

گوشواره نمی شود پیدا

کوچه را بسکه تار می بینم

گوشه ی آسمانِ صورتِ ماه

ردّ ابرِ بهار می بینم

باعث خجلت است در یثرب

هرچه گوشه کنار می بینم

بین هر کوچه ای که باریک است

.............. می بینم

در دلِ معرکه، فرشته ی حق

به مُغیره، دچار می بینم

غربتِ یارش از دلم که گذشت

غربتش در دیار می بینم

حَجَرُالاَسوَدِ شکسته... غلاف...

خوابِ بازویِ یار می بینم

خواب تابوتِ حضرت زهرا...

یاس در رهگذار می بینم

**

من به دنبال نام زهرایم

هرچه سنگِ مزار می بینم...




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/17 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-مدح و مصائب


دیده آن گاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند

گریه هرکس نکند معرفتش کامل نیست

"گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کند"

روز محشر که همه دیدۀ گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند

می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند

یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم:

برود توبه کند ترک عبادات کند

این چه سری است که در بضعة منّی جاری است

که جهان حیرت از این کشف و کرامات کند

وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند

آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند

زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند

آنکه سیلی به تو زد هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


ای داغ تو نقش سینه ام یا زهرا

موج تو برد سفینه ام یا زهرا

هرشمع برای محفلی می سوزد

من سوخته ی مدینه ام یا زهرا




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


بهشت جلوۀ نور جلالی زهراست

پَر ملائکه در خانه قالی زهراست

دخیل بسته به نخ های چادرش مریم

همین دلیل مقامات عالی زهراست

مقام خادمه اش آرزوی هر ملک است

خدیجه خادمۀ خردسالی زهراست

ملیکه ای که علی نیز سرورش خوانده

علی که شاه حجاز است و والی زهراست

نگاه فاطمه ازخاک فضه می سازد

طلا غبار ظروف سفالی زهراست

دوشنبه می رسد از راه و باز مژگانم

غبار روی ضریح خیالی زهراست

برای جلوۀ مهتاب روز او شب شد

ظهور نور علی در لیالی زهراست

شکست پهلوی زهرا، شکسته شد حیدر

علی که آینۀ لا یزالی زهراست

هنوز شانۀ دیوار می زند فریاد

که داغدیدۀ قدّ هلالی زهراست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 07:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


بانو غم تو بهار را آتش زد

داغت دل بی قرار را آتش زد

با این که هزار و چارصد سال گذشت

فریاد تو روزگار را آتش زد 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید

به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

برای سینه زدن در عزای مادرمان

در این حسینیه‌ها بیشتر زمان بدهید

میان روضه که همسایه ایم بین بهشت

کنار خانه‌ی زهرا به ما مکان بدهید

برای گریه بر آنچه که آمده سرمان

به جای اشک به ما چشم خون فشان بدهید

به آه و زمزمه در روضه‌ها تسلایی

به قلب غم زده‌ی صاحب الزمان بدهید

اگر سوال شد آخر چه شد به مادر ما

فقط به دیده‌ی حسرت سری تکان بدهید

نمی شود که بگوییم بین کوچه چه شد

برای مرثیه خواندن اگر زبان بدهید

به روز حشر زمان حساب ناله زنیم:

فقط به خاطر زهرا به ما امان بدهید

قسم به عصمت آن چادری که خاکی شد

مزار مادرمان را نشانمان بدهید

اگر که روزی ما دیدن مدینه نشد

برات کرب و بلایی به دستمان بدهید




✔️ موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/12 | 09:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


گل های عالم را معطر كرده بویت

ای آن كه می گردد زمین در جست و جویت

یادش بخیر آن روزها ریحان به ریحان

می چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت

سیاره ها را در نخی می چیدی آرام

می ساختی تسبیحی از خاک عمویت

برداشتند از سفره ات نان، مردم شهر

جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت

درهای رحمت باز می شد با دعایت

دردا كه می بستند درها را به رویت

تاریخ می داند فدک تنها بهانه است

وقتی بهشت آذین شده در آرزویت

وقتی منزه گشته خاک از سجده هایت

وقتی مطهر می شود آب از وضویت

چادر حمایل می كنی از حق بگویی

حتی اگر یك شهر باشد روبرویت

برخاستی با آن صفت های جلالی

این بار آتش می چكید از خلق و خویت

حتی زمان می ایستد از این تجسم

تو سوی مسجد می روی مسجد به سویت

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

دنیا به آرامش رسید از های و هویت

از بانگ بسم الله رحمن الرحیمت

از آن نهیب الذین آمنویت

تو خطبه می خواندی و می لرزید مسجد

ذرات عالم یک صدا لبیک گویت

خطبه به اوج خود رسید آن جا كه می ریخت

مدح علی حیدر به حیدر از گلویت

گفتم علی... او قطره قطره آب می شد

آن شب كه روشن شد سپیدی های مویت

آن شب كه زخم تو دهان وا كرد آرام

زخم تو آری زخم آن رازِ مگویت

**

هنگام دفن تو علی با خویش می گفت

رفتی ولی پایان نمی یابد شروعت...




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


غارتگران گلبرگ گل ها را شکستند

آلاله های سرخ زیبا را شکستند

با آه و حسرت یک شبی اندر مدینه

گنجینه ی عشق و تمنا را شکستند

گویا تمام وسعت... سبز ولایت

یعنی بهار عشق مولا را شکستند

این گوهر یکدانه ی دریای عصمت

آیینه ی پاک مصفا را شکستند

حق علی را بی سببب از او گرفتند

از سوز در پهلوی زهرا را شکستند

تا در صدف از وسعت آن گنج عصمت

آن گوهر پاک مهیا را... شکستند

چشم و چراغ بانوان جمله عالم

بال و پر زیبای عنقا را شکستند

یاس کبود حضرت مولا به حسرت

در شعله ها آن لاله ی زیبا شکستند

خستند..بازوی..... ز گل نازک ترت را

در سینه قلب شیعه را یک جا شکستند

تنها نه قلب زهره ی زهرای اطهر

قلب تمام اهل دنیا را شکست




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


زهرا كه بود بار مصیبت به شانه اش

مهمان قلب ماست غم جاودانه اش

دریاى رحمت ست حریمش، از آن سبب

فُلك نجات تكیه زده بر كرانه اش

شب هاى او به ذكر مناجات شد سحر

اى من فداى راز و نیاز شبانه اش

باللَّه كه با شهادت تاریخ، كس ندید

آن حق كُشى كه فاطمه دید از زمانه اش

مى خواست تا كناره بگیرد ز دیگران

دلگیر بود و كلبۀ احزان، بهانه اش

تا شِكوه ها ز امّت بى مهر سر كند

دیدند سوى قبر پیمبر، روانه اش

طى شد هزار سال و، گذشت زمان نبرد

گَردِ ملال از در و دیوار خانه اش

افروختند آتش بیداد آن چنان

كآمد برون ز سینۀ زهرا زبانه اش

آن خانه اى كه روح الامین بود مَحرمش

یادآور هزار غمست آستانه اش

گلچین روزگار از آن گلبن عفاف

بشكست شاخه اى كه جدا شد جوانه اش!

شرم آیدم ز گفتنش، اى كاش مى شكست

دستى كه ماند بر رخ زهرا نشانه اش!

تنها نشد شكسته دل از ماتمش، على

درهم شكست چرخ وجود استوانه اش 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


تو لطمه میخوری و خدا صبر می کند

اینجا فقط نه ، او همه جا صبر می کند

روزی به احنرام شما می کند عذاب

حالا به احترام شما صبر می کند

تو راه می روی و زمین می خوری و من

در فکر می روم که چرا صبر می کند؟

سر می روی ز حوصله ی بی شعور شهر

یعنی که شهر تا به کجا صبر می کند ؟

**

نوری کنارت آمد و گفت اینچنین نباش

دلواپس علی ، تو بیا ، صبر می کند

وقتی سئوال میکنی از او چه میشود؟

نبض تو را گرفته و تا صبر میکند

فورا تو آه می کشی و فکر می کنی

آیا تمام این همه را صبر می کند؟

**

دنبال پاسخ کلمات سئوالی ام

آیا چرا چگونه کجا صبر می کند؟؟




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


و قصه خواست ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از آن گنبد کبودش را

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

یکی نبود که جانی به داستان بدهد

و مثل آینه او را به او نشان بدهد

یکی که مثل خودش تا همیشه نور دهد

یکی که نور خودش را از او عبور دهد

یکی که مَطلع پیدایش ازل بشود

و قصه خواست که این مثنوی غزل بشود

نوشت آینه و خواست برملا باشد

نخواست غیر خودش هیچ کس خدا باشد

نوشت آینه و محو او شد آیینه

نخواست آینه اش از خودش جدا باشد

شکفت آینه با یک نگاه؛ کوثر شد

که انعکاس خداوندی خدا باشد

شکفت آینه و شد دوازده چشمه

و خواست تا که در این چشمه ها فنا باشد

و چشمه ها همه رفتند تا به او برسند

به او که خواست خدا چشمه ی بقا باشد

نگاه کرد، و آیینه را به بند کشید

که اصلاً از همه ی قیدها رها باشد

خدا، خدای جلالت خدای غیرت بود

که خواست، آینه ناموس کبریا باشد

نشست؛ بر رخ آیینه اش نقاب انداخت

و نرم سایه ی خود را بر آفتاب انداخت

در این حجاب، جلال و جمال "او" پیداست

"هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست"

نشاند پیش خودش یاس آفرینش را

و داد دسته ی دستاس آفرینش را

به دست او که دو عالم، غبار معجر او

و داد دست خدا را به دست دیگر او

به قصه گفت ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از این گنبد کبودش را...

**

رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود

زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود

چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش

انار تازه بچیند برای او در عرش

کمی بلندتر از گریه های کودکشان

درخت های جهان در حیاط کوچکشان

کنار باغچه، زن داشت ربنا می کاشت

برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت

و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت

غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت

چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد

فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد

صدای پا که می آمد تو پشت در بودی

به یاد در زدن هر شب پدر بودی

فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود

اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود

صدای پا که می آید... علی ست شاید... نه...

همیشه پشت در اما...کسی که باید... نه...

نسیمی از خم کوچه، بهار می آورد

علی برای حبیبش انار می آورد

خبر دهان به دهان شد انار را بردند

و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند

ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند

انار را همه بردند و نار آوردند

قرار بود نرنجی ز خار هم... اما...

به چادرت ننشیند غبار هم... اما...

قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی

نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی

فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟

رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟

**

صدای گریه ی مردی غریب می آید

تو می روی همه جا بوی سیب می آید

تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه

به عزت و شرف لاإله إلاالله

**

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

و قصه رفت بگرید، یکی نبودش را

سیاه پوش کند گنبد کبودش را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه

پرگرفت از آشیان مرغ روان فاطمه

گر بسوزد عالمى از این مصیبت نى عجب

سوخته یكسر زآتش كین آشیان فاطمه

وامصیبت بعد مرگ احمد ختمى مآب

دادن جان بود هردم آرمان فاطمه

آسمان شد نیلگون چون دید نیلى روى او

خُرد شد از ضربت در استخوان فاطمه

محسن شش ماهه اش در راه داور شد شهید

ریخت خون در ماتمش از دیدگان فاطمه

نیمه ی شب بهر تدفینش مهیّا شد على

عاقبت شد در دل صحرا مكان فاطمه

منع كرد از ناله طفلان را ولى ناگه ز دل

ناله ها زد همسر والانشان فاطمه

اى فلك ترسم شوى وارون كه افكندى شرر

از غم مرگش به جان كودكان فاطمه

نیست «مردانى» نشان از تربت پاكش ولى

مهدى یى آید كند پیدا نشان فاطمه




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


زهرا  همه جا یاور و غمخوار علی است

با پهلوی بشکسته طرفدار علی است

هر دست که حامی ولایت نشود

دستی که نبی بوسه زند یار علی است 

***

گلخانه ی وحی طعمۀ آذر شد

گل رفت ز دست و غنچه اش پرپر شد

شد حرمت صدیقۀ کبری پامال

یک آیه جدا ز سورۀ کوثر شد 

***

از شعلۀ نار گل به احمد دادند

بر بانوی وحی تحفه بی حد دادند

ضرب لگد و غلاف تیغ و سیلی

اجریست که بر آل محمد دادند

***

از هر طرفی که رهسپر می گشتم

پیش ضربات او سپر می گشتم

همراهم اگر نبود در کوچه حسن

تا خانۀ خود چگونه بر می گشتم 

***

کی بود گمان به فتنه دامن بزنند؟

آتش به سرای حی ذوالمن بزنند

ای اهل مدینه از شما می پرسم

کی دیده سه نامرد به یک زن بزنند؟ 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


جگرم خون و دلم سر به گریبان علی است

صبـح هـم در نظرم شام غریبان علی است

گرچـه بــا چـاه کنـد درد دل خــود ابراز

چـاه هـم بی‌خبـر از غصۀ پنهان علی است

سنــد غربـت مــولاست رخ نیلــیِ مــن

سنـد غربـت من، سینۀ سوزان علی است

بارهـا دشمـن اگـر آیـد و دستـم شکنـد

دست بشکستۀ من باز به دامان علی است

کافـران در حــرم وحــی نیــارید هجوم

به خدا قصد شما حمله به قرآن علی است

اهل یثرب ز چه از گریۀ من خسته شدید؟

دو سه روز دگری فاطمه مهمان علی است

درِ آتــش زده و نالــۀ مظلومــی مــن

سنـد مستنـد سوختـن جان علی است

رفتــم امــا جگــرم بهر علی می‌سوزد

به خدا خانۀ بی‌فاطمه زندان علی است

دارم امیـد کـه در حشر پریشان نشـود

حال آن سوخته جانی که پریشان علی است

داده تـاریخ بـه هـر عصـر، گـواهی میثـم

کـز ازل صبـر و رضـا پایـۀ ایمان علی است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا

و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش

چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

نوشتم آن که حبش شد کلید خانه ی رحمت

و بغضش تا همیشه گشته سوزنده تویی زهرا

مُغیثی که به هر نخ از عبا و چادرش حتی

شده هر مُرسلی آخر پناهنده تویی زهرا

قیامت در قیامت یک تنه بر پا کنی بانو

پناه عاصیان هستی و بخشنده تویی زهرا

کسی که حیدر و احمد به دور زینبش گردند

و زینب تحت تعلیمش شد ارزنده تویی زهرا

ره توحید تنها راه فرزندان تو باشد

کسی که با جهادش شرک را کنده تویی زهرا

شبیر و شبر تو زینت ارض و سما هستند

و آنها مادری دارند زیبنده... تویی زهرا

الا ای کوثر قران تویی معیار هر ایمان

که در این عالم امکان فروزنده تویی زهرا

منم فرزند خاطی رو به تو آورده ام مادر

کسی که گشتم از رویش سرافکنده، تویی زهرا

کسی که دست او بشکسته اند و پهلویش اما

فقط بر روی حیدر  میزند خنده تویی زهرا

کسی که دست بوسش گشته ختم المرسلین اما

علی از دستهایش گشته شرمنده تویی زهرا

صدف چون بشکند دُر بر زمین می افتد و حالا

میان آن در و دیوار تابنده تویی زهرا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/20 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


این اشک نیست گشته روان از دو دیده ام

خون است بهر سرخی رنگ پریده ام

ماهم ولی چو صحنۀ شب گشته نیلگون

سروم ولی به سانِ نهالی خمیده ام

سنگینی اش بهم شکند چرخ پیر را

بار غمی که من به جوانی کشیده ام

حتی اجل نکرد عیادت ز حال من

با آنکه دل ز عمر، ز دنیا بریده ام

از دود و آه من شده گردون سیه ولی

با اشک خود ستاره به کهسار چیده ام

تشییع من دل شب و قبرم نهان ز خلق

از این طریق پردۀ دشمن دریده ام

نشنیده ماند ناله و فریاد و شکوه ام

من کز رسول، ام ابیها شنیده ام

رنجی که از تحمل آن عاجز است کوه

بر جان و تن به حفظ امامم خریده ام

شش ماهه ام شهید شد و پهلویم شکست

ز آن صدمه ای که از در و دیوار دیده ام

تاریخ شاهد است که من در ره علی

اول شهید داده و او شهیده ام

بی دست و پای «میثم» ای خاندان وحی

کز ابتدا ثنای شما بوده ایده ام




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است

سوز مرا شرارِ دل زار شاهد است

غم های ناشنیده و ناگفته ی مرا

موی سفید و زردی رخسار شاهد است

شب ها هر آنچه می گذرد بر من و دلم

اشگ دو دیده، دیده ی بیدار شاهد است

من بارها فدایی راه علی شدم

مسمار و سینه و در و دیوار شاهد است

من رو گرفتم از علی امّا هر آنچه شد

روی کبود احمد مختار شاهد است

آتش زدند خانه ی در بسته ی مرا

دود و مدینه و شررِ نار شاهد است

در شهر خود غریب تر از من کسی نبود

دفن جنازه ام به شب تار شاهد است

فریاد آه و ناله ی من بی جواب ماند

تا حشر بی وفایی انصار شاهد است

غسل شبانه و ورم بازوی مرا

اشگ دو چشم حیدر کرّار شاهد است

«میثم» هر آنچه بر علی و فاطمه گذشت

در روز حشر خالق دادار شاهد است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


علی دیده است در زهرا غروب آفتابش را

و زهرا در علی دیده است هرم التهابش را

شهید اول حفظ ولایت ، می شود اما

کسی هرگز نخواهد دید حتی اضطرابش را

کرم ، مبهوت و سرگردان که زهرا چیست ؟ زهرا کیست؟

مگر از راز گردنبند بردارد جوابش را

چه بینا و چه نابینا به نامحرم بگو برگرد

که گل بر خارها هرگز نمی بخشد گلابش را

غمی سنگین تر از داغ جدایی از علی دارد

که از تابوت ، می خواهد نگه دارد حجابش را

فقط محض دل حیدر… وگرنه ضربه سنگین بود

اگر از چهره بر می داشت گاهی هم نقابش را

اگر چه زخم بر بازو… برای شادی همسر

خودش در خانه می چرخاند سنگ آسیابش را

اجابت را علی در لحظه ی عجل وفاتی دید

چه غمگین می کند راهی شهید انقلابش را

***

از وبلاگ شعرشاعر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


باریده بر سقف قفس خون کبوترها

آتش گرفت این خانه با فتوای ابترها

هرگز ندارد سابقه در سال های دور

برخورد بی شرمانه با آل پیمبرها

انصاف با جسم رسول الله مدفون گشت

وارونه شد در طرفه عینی تنگ باورها

دستی که آن ساعت رسول الله بالابرد

دستی که می افکند با یک ضربه خیبرها

با ریسمان بستند و  سوی مسجد آوردند

الحق که نامردند... نامردند کافرها

تاریخ می داند همین یک فاطمه کافیست

بهر دفاع راستین از حق حیدرها

مردی ز آب شور چشمانش وضو می ساخت

وقتی که شد آغشته با خونابه، کوثرها

هربار پنهان می کند با زحمتی سرشار

آن گونۀ مجروح را از چشم دخترها

جان ملائک بر لب آمد بس که جان فرساست

پیش نگاه کودکان تدفین مادرها

با یاد جسم سرد مادر گریه می کردند

یکریز در آغوش همدیگر برادرها

لب های مولا مملو از افسوس می خواند

امن یجیبی خاطر تسکین مضطرها

این شهر ارواح است و هجده سال خواهد سوخت

با مویه ی دیوار ها، با ناله ی درها




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic