سلام بر فضۀ خادمه


فضه ی خادمه ام دست علی یار من است

چه غم از غصه و غم فاطمه غمخوار من است

فضه ی خادمه ام حافظ قرآن مجید

نفس حضرت صدیقه مدد کار من است

فضه ی خادمه ام مورد الطاف رسول

حضرت ختم رسل سید و سالار من است

ذکر شام و سحرم یا علی و یا زهراست

این ولایت نمک سفره ی افطار من است

خدمت پنج تن آل عبا کردم و زآن

صف به صف فوج ملک خادم دربار من است

بسکه پای حسن و روی حسین را شستم

لطف حق شامل حال من و افکار من است

فاطمه ان دم حساس مرا کرد صدا

داغدار از غم او این دل بیمار من است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/13 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مبادا باغبانى در بهاران

 خزانِ نخل بارآور ببیند

مبادا در بهار زندگانى

 که نخلى، چیده برگ و بر ببیند

مبادا عندلیبى لانه خویش

 ز برق فتنه در آذر ببیند

چه حالى دارد آن مرغى که از جفت

 بجا در لانه مشتى پر ببیند

وزآن جانسوزتر احوال مرغى است

 که جاى لانه، خاکستر ببیند

ندارد کودکى طاقت که نیلى

 ز سیلى صورت مادر ببیند

گل سرخ ست مادر، کى تواند

 رخ خود را چو نیلوفر ببیند

هزاران بار اجل بر مرد خوشتر

 که سیلى خوردن همسر ببیند

چه حالى مى کند پیدا خدایا!

 اگر این صحنه را، حیدر ببیند؟

مگو رو کرده پنهان تا مبادا

 رخش را، ساقى کوثر ببیند

تواند آن که مولا بى نگاهى

 رخ محبوبۀ داور ببیند

خسوف مه، کسوف آفتاب ست

 نخواهد خصم بد اختر ببیند

میان شعله، در از درد نالید

 که یا رب قاتلش کیفر ببیند

ولى از روى مولا شرم دارد

 که مسمارش به خون اندر ببیند

چه سان مولا ازین پس خانۀ خویش

 تهى از دخت پیغمبر ببیند؟

نهان کن چادر و سجّاده اش را

 مبادا زینب مضطر ببیند

برو دیوار و در را شستشو کن

 مگر این صحنه را کمتر ببیند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/13 | 12:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-غربت امیرالمومنین(ع)


نگاه حیدری اش خیره خیره بر در بود

و نیمه های وجودش میان بستر بود

نفس نفس زدن فاطمه عذابش داد

که چشم او همه شب تا خود سحر تر بود

زمین نخورده کسی پیش چشم غیرتی اش

یگانه یار غریبان شهر، حیدر بود

علی، علی است میان مدینه تا وقتی...

کنار حضرت مولا، وجود کوثر بود

و  پشت گرمی او در کشاکش سختی

نگاهِ  فاطمیِ دختر پیمبر بود

فدک بهانه شده بود، کینه دیرینه است

تمام نقشه ی شان انتقام خیبر بود

برای قتل علی تیر و نیزه کاری نیست

برای کشتن او راه های بهتر بود...

هجوم و آتش و دود و غلافِ نامردی...

...دو دست بسته و چشمی که سوی دلبر بود

ندای (فضه خُذینی) بلند شد، یعنی...

ز دست رفته...تمامِ امیدِ مادر بود

هنوز فکر و خیالش چقدر آشفته است

به یاد کوچه باریک و حال معجر بود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 02:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


رشیده ام چه شده دست بر کمر داری؟

به جای خنده چرا چشم های تر داری؟

جمیله ام چقدر صورتت عوض شده است

حبیبه ام چه شده حال محتضر داری؟

طبیبه ام که نگاهت مسیح قلب من است

نرو، نرو، تو که از حال من خبر داری

از این نگاه پر از اشک می توان فهمید

چه خاطرات مگویی از آن گذر داری؟

برای وضعیت پهلویت ضرر دارد

اگر ز روی زمین پرِّ کاه برداری

قرارمان که ز یادت نرفته فاطمه جان

شریک غربت من نیت سفر داری؟

میان کوچه خودم با دو چشم خود دیدم

تو بیشتر ز چهل مرد هم جگر داری

چگونه ضربه به تو این همه اثر کرده؟

تویی که از پر جبرییل ها سپر داری

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 02:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-صبر مولا


فریاد داشت در دلش.... اما سکوت کرد

شد ذره ذره آب، علی... تا سکوت کرد

چون روز روشن است علی حق محض بود

در پیش حق او همه دنیا سکوت کرد

دستش اگر چه بسته ولی دست بسته نیست

تنها به امر عالم بالا سکوت کرد

گفتند یک نفر که یهودی است، شیعه شد

وقتی که دید حضرت مولا سکوت کرد

وقتی صدای (فضه خُذینی) بلند شد

صد بار مُرد و زنده شد، اما سکوت کرد

مردی کنار همسرش از شرم گریه کرد

مردی غریب و خسته و تنها، سکوت کرد

با قاتلین فاطمه هر روز روبروست

خون شد دلش اگر چه در آنجا، سکوت کرد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/01/12 | 02:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-زبان حال حضرت زینب(س)


زودتر کاش بمیرم ز غم اما چکنم

مانده ام با تن تبدار توُ با چکنم

خواستم تا که نَگِریَم به کنار بابا

خواستم تا که نَگِریَم به تو اما چه کنم

گریه سخت است به مَردِ تو ولی می گرید

زیر لب زمزمه اش این شده زهرا چکنم

از سر شب که زدی شانه به مویم به لبت

خون به جای نفست آمده حالا چکنم

بسکه خون می چکد از پیرهن تازه ی تو

بارها گفته ام ای وای که بابا چکنم

دیدم آن روز چه آمد به سرت در آتش

مانده بودم که در آن همهمه تنها چکنم

در و دیوار به هم خورد و تو را خُرد نمود

می شنیدم نفست را که خدایا چکنم

من به دنبال تو و ، فکر همه کشتن تو

کَس نمی گفت که در زیر قدم ها چکنم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-پندیات،شهادت


فدائیان ولایت شعارشان این است

" که  : مرگ سرخ ، به از زندگی ننگین است "

نماز و روزه و حج و زکات جای خودش

مرا مودت یاران حضرتش دین است

به فقر خویش بنازد ، گدای دولت دوست

که رزق فقر به از سفره های رنگین است

عنان بندگی ازکف مده به خود خواهی

که پیروی ز هوا شیوه ی سلاطین است

مس وجود به کین و حسد چه آلودن ؟

دلی که وقف امامش نگشته مسکین است

شکایتی مکن از جور این زمانه ی تلخ

دلا به پای ولی ، جام زهر شیرین است

ز آشنا و غریبه ، نصیب ما درد است

شمیم یاد تو بر سوز سینه تسکین است

بترس ، خدعه گر ، از آه سینه ی مظلوم

امام منتظران ، راحم المساکین است

لباس نور به تن کن ، به خیمه اش رو کن

حریم پاک ، چه جای وجود چرکین است ؟

دل عزیز خدا را شکسته کردن چیست ؟

مرید نفس شدن ! این چه رسم و آئین است ؟

قدم نهد به دل عاشقان مخلص خود

اقامتش به حریم قلوب حق بین است

**

دوباره قصه ی قهر از علی و شعله ی در

دوباره یاس ولایت اسیر گلچین است

دوباره کوثر طاها و شعله ای جانسوز

دوباره خون به دل یادگار یاسین است

بدان که فاطمه بر درد سینه گریه نکرد

ولی ز غربت مولای خویش غمگین است

گلی که بوسه به دستان او نبی می زد

چه شد که مستحق ضربه های سنگین است ؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اخلاقی و اندرز، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


من و این گریه ی خواهی نخواهی

سیاهی می رود چشمم سیاهی

برای دلخوشیم،گرچه سخت است

بکش از سینه آهی گاه گاهی

***

وجود کودکانم آب رفته

خوشیم با همه سیلاب رفته

ندارم چاره ای جز اینکه گویم

کمی آرام مادر خواب رفته

***

گمانم بعد از این مهمان نداریم

عزیزانم گمانم نان نداریم

کنیزت گفت گُلها وقت بازیست

به او گفتند فضه جان نداریم

***

محال است از تو این نا مهربانی

اگرچه پوست روی استُخوانی

دوباره سرفه کن یعنی که هستی

تکانی خور تکانی خور تکانی

***

شده غم همدمِ دیرینه ی تو

ترک افتاده بر آئینه ی تو

بلد بودند من را هم شکستند

شبیه دنده های سینه ی تو

***

نفس می زد تو را می زد مغیره

و قنفذ را صدا می زد مغیره

از این اوضاع چادر خوب پیداست

که با پا بی هوا می زد مغیره

***

غمت از سینه زهرا ریخت بیرون

شبیه موج دریا ریخت بیرون

گره از رو سریت باز کردم

کمی از لخته خون ها ریخت بیرون

***

دلت خانم هوای سوختن داشت

و شور زینب و شور حسن داشت

فقط گفتی حسینم وا حسینا

نگفتی کاش محسن هم کفن داشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-تقسیم کفن ها


دخترت گریه می کند حالا

روی دستش سه تا کفن مانده

بین این بقچه ای که وا کرده

سه کفن دو پیرهن مانده

 

با نفسهای آخرت گفتیش

این کفن ها برای خانه ی ماست

پدر و مادر و من اما

پیرهن ها برای کرببلاست

 

اولین پیرهن که میبینی

این که کوچکتر است دخترکم

قسمت محسنم نشد اما

به تنِ اصغر است دخترکم

 

هدیه کن بر رباب و در بغلش

نوه ام را ببوس اصغر را

دوّمین اش برای بی کفن است

به تنش تا که کرد،خنجر را

 

بوسه ای زن به گودی زیرش

قبل تیغ و سنان و سر نیزه

قبل از اینکه خنجرش با زور

می زند نانجیب بر نیزه

 

بعد غارت حرامیان را دید

تبر و دشنه تیز می کردند

با لباسی که از تنش کندند

تیغشان را تمیز می کردند

 

دید حتی لباس اصغر نیست

نخ قنداقه هم به غارت رفت

وای دست رباب را بستند

بین نا محرمان اسارت رفت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


باور نمی کنم که پریدی ز باورم

باور نمی کنم که چه ها آمده سرم

باور نمی کنم که گذشتی ز دخترت

حالا سه ماه رفته ای و از گریه ها ترم

حالا سه ماه می شود افتاده ام زپا

حالا سه ماه می شود اینگونه پرپرم

از شام تا به صبح  تنم تیر می کشد

از صبح تا به شب منم و زخم بسترم

پایی نمانده تا که بیاید به یاری ام

چشمی نمانده تا که از این راه بگذرم

از شانه کردنم حسنم گریه می کند

حتی نشد برای حسین آب آورم

تا سرفه می کنم پر خون می شود تنم

باید لباس تازه ی خود را در آورم

من باردار بودم و محسن صدا زدیش

اما نبود قسمتم او را که بنگرم

آتش گرفت دامنم و در به سینه خورد

همراه آن شکست تمامی پیکرم

شکر خدا که فضه به دادم رسیده بود

فضه اگر نبود که می سوخت دخترم

امروز در جوار توُ و در شبی دگر

کنج خرابه می روم و اشک می برم

کنج خرابه پیش یتیمی که مثل من

گیسو سپید گریه کند در برابرم

با لُکنتش دوباره زبان بازی می کند

بابا خوش آمدی به نفس های آخرم

گیسو بخون و چاک لب و چهره سوخته

یعنی تویی مسافر من نیست باورم

باید ز نیزه شرح گلوی تو بشنوم

باید که از جراحت تو سر در آورم

دستی بکش به روی سرم تا که حس کنم

چون دختران شام پدر آمده برم

دستی بکش به روی سرم تا که حس کُنی

آتش گرفت سوخت تمامی معجرم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ای اذان اشهد انّ علی مولای من

میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من

چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی

نقطه ی پایین "با " ای نقطه ی در "فا" ی من

یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو

حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من

من خودم فکری به حال دردهایم میکنم

جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من

صبح تا حالا نشستم چند تا گل چیده ام

ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من

هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه

چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من

من نمیدان هر وقت خوابم میبرد

استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من

دست تو وا شد خدا را شکر پس من میروم

راستی تابوت را آماده کرد اسمای من

بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا

یک سر مویی اگر کم شد ز مویت پای من

**

پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟

یا خجالت میکشد این زینب کبرای من




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


تا از صمیم دل به علی اقتدا کند

می خواست جان خسته ی خود را فدا کند

دانی چرا به پشت در آمد گل نبی ؟

گلچین مگر ز ساحت قدسش حیا کند

جمعی شکسته عهد به او حمله ور شدند

مردانه ماند تا که به عهدش وفا کند

مادر ، زنی نبود که بی خود فغان کند

پرسش ز در نما ، ز چه این سان نوا کند ؟

فضه سریع جانب در می دوید و ما ...

... حیران ، پدر کجاست ؟ چرا پا به پا کند ؟

شداد شهر خواست دروغین بهشت خود

بر روی خون کوثر قرآن بنا کند

دیگر به خنده لب نگشود آن فرشته خو

دیگر کسی ندید ز رخ پرده وا کند

آنکه دعاش پیش خدا مستجاب بود

از بهر مرگ خویش چرا التجا کند ؟

گیرم نخواست تا که ز جایش شود بلند

گیرم نخواست مسئلت از حق شفا کند

آنکه تمام شب به خودش یک دعا نکرد

دیگر چرا به خصم سیه دل دعا کند ؟

امن یجیب ما ز چه سودی بر او نکرد ؟

مادر چرا هماره اجل را صدا کند ؟

شاید به خاطر دل ما منصرف شود

ترک سفر کند گل حیدر ... خدا کند 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


در کنده شد از جا و سر شعله زدن داشت

از هیزم از آتش و از درد سخن داشت

شد سرخ به جای همه از فرط خجالت

میخی که نگاهی به من و گریۀ من داشت

برخواست کمر بند علی مانده به دستش

انگار نه انگار که صد زخم به تن داشت

وقتی که جماعت به سرش ریخت زمین خورد

وقتی که زمین خورد نگاهی به حسن داشت

جا پای مغیره به روی چادرش افتاد

ازسینۀ خوردش خبری  مطمئنن داشت

در خانه و در کوچه و حتی در مسجد

ای وای که قنفذ همه جا دست بزن داشت

این دست شکستن عرق شهر درآورد

این طور کشیدن به خدا داد زدن داشت

كابوس نمیكرد رها حال حسن را

یک عمر فقط نالۀ نامرد نزن داشت

مانند حسینش شده محسن جگرش سوخت

می گفت علی محسن ما کاش کفن داشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


با لهجه ی بلال ندا ناگهان رسید

حی علی العزا که عزا ناگهان رسید

مثل "حسین" ، "فاطمه" هم گریه آور است

مثل ائمه گریه ی ما ناگهان رسید

جایی نداشتم بشود سیر گریه کرد

تا دعوت امام رضا ناگهان رسید

اصلا بدون صاحب عزا که نمی شود

وقتی صدا زدیم بیا! ناگهان رسید

هر جا که نام حضرت صدیقه برده شد

انبوه "التماس دعا" ناگهان رسید

با ترس و لرز وارد مرثیه ات شدم

اما ببین که رفت و کجا ناگهان رسید!!!!

رد می شدی که در وسط کوچه ای غریب

یک نانجیب بی سر و پا ناگهان رسید...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم-زبان حال امام حسن(ع)


منم که جان به لبم در میان کوچه رسید

ز خاطرات کبودم زمین به خود لرزید

زبانم آمده بند از جنایت آن روز

سیاه شد همه کوچه هلال غم تابید

"خدا به خیر کند" ذکر مادرم شده بود

رسید آنکه ز قهر خدا نمی ترسید

به جرم اینکه به سینه زدیم سنگ علی

شدیم در وسط کوچه ی بلا تهدید

نکرد شرم و حیایی ز مادرم زهرا

قباله را ز دو دستش چه ظالمانه کشید

هنوز در دل او کینه های خیبر بود

گل رسول خدا را به ضرب سیلی چید

ز خاطرم نرود بین کوچه ها نامرد

به اشک های من و حال مادرم خندید

چه ارتباط عجیبی است بین این کلمات

کشیده ، چادر خاکی ، غرور ، موی سفید

قسم به حرمت مادر اگر که اذنش بود

نداشت کار ، قلم کردنِ دو دست پلید

مرا به روز قیامت ، غمی که هست این است

که روی قاتل مادر دوباره باید دید *

 

* مرا به روز قیامت غمی که هست این است / که روی مردم دنیا دوباره باید دید (صائب)

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


ای حضرت روزگـــــار ! قلبــم خون است

ای ابـــــر عزا ! ببــار ، قلبـــــم خون است

پرپر شده چون بهـــــار عصمت ، زهـــــرا

من نیز در این بهـــــار ، قلبـــــم خون است

***

من عاشق روضه ام ، ولــــــی زهرایــــــی

بـــــا لهجه ی عشق ، با دلــــــی شیدایــــــی

یک روضه که رستخیز « حَوّل حال » است

یک روضـه ی سبز و سرخ ، عاشورایـــــی

***

من روضــــه ی نــور از شما مــــــی خواهم

لبیک حضــور از شمــــــــــا مـــــــی خواهم

مــن معرفتــــــــــی زلال و جانـــــــی روشن

تـــــــــا صبح ظهــور از شما مـــــــی خواهم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 03:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


گرفته ماتم داغی توان مردی را

شکسته اند دل مهربان مردی را

صدا صدای غریبی ست سوز می آید

گرفته بغض اقامه اذان مردی را

به درب خانه ی او پیش چشم دخترکش...

گرفته اند از این غصه جان مردی را

مدینه همهمه ای میشود دهان به دهان

رسانده اند به هم داستان مردی را

شنیده اید؟ کجا؟ کی؟ چگونه؟ آری، نه!

زدند همسر تازه جوان مردی را

شنیده اند ز مردم که مرگ او حتمی ست

شکسته اند دل دختران مردی را




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 12:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


دیشب برای حضرت زهرا گریستم

بر بهترین سلالۀ دنیا گریستم

ماه عزای فاطمه ماه غم خداست

بر آن غم و مصیبت عظمی گریستم

او مادر تمام بشر کل عالم است

بر مادر تمامی دنیا گریستم

آسوده ام به روز قیامت چرا که من

بر بهترین شفیعۀ عقبا گریستم

استاد درس عفت و پاکی و عصمت است

بر الگوی تمامی زن ها گریستم

بر روضه های بستر و مسمار میخ در

بر داغ های ام ابیها گریستم

با صد هزار شور و نوا همنوا شدم

بر روضه های همسر مولا گریستم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آتش رسید و غربت حیدر شروع شد

آنجا که کربلای تو با در شروع شد

فصلی پر از تهاجم شلاق و میخ در

با شعله های فتنه ی دیگر شروع شد

بر اهل خانه ای که همه یاس و مریمند

داغی گذاشت و داغ مکرر شروع شد

شش ماه ی نیامده و شعله های داغ

محسن شهید گشته و اصغر شروع شد

شاید دقیق پشت همین بیت نیمه سرخ

در که شکست حس کبوتر شروع شد

بعدش تن تکیده ی مادر به خاک رفت

تنهایی همیشه ی دختر شروع شد

صبری که هیچ گاه به پایان نمی رسید

بی تابی اش برای تو آخر شروع شد

یک روز سبز آیه ی باران نزول کرد

روزی کبود سوره ی کوثر تمام شد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/01/11 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


آنکه از روز ازل حق ز صفایش دم زد

مهر مهرش زتجلی به دل آدم زد

کوثرش خوانده خداوند به قرآن کریم

رشته ی مهر علی را گره ای محکم زد

آنکه شرمنده شد از بخشش او بخشش جود

بوسه بر دست گدای درِ او حاتم زد

هیجده ساله جوانی که در ایام شباب

دفتر عمر ورا باد خزان بر هم زد

چه بگویم که چه ها دید ز شیطان صفتان

گویم آنقدر که آتش به همه عالم زد

رفته بود از پی احقاق حق از خانه برون

سیلی از کینه به رویش طمع آدم زد

پهلویش از اثر ضربت در بشکستند

ناله ای زد که شرر بر دل ابنِ عم زد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 07:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


تا آمدی کمی بنشینی کنارمان

تقدیر اشاره کرد، به کم بودن زمان

از روی خاک با کمی اکراه پا شدی

رفتی وضو گرفتی از اشراق و بعد از آن

هجده نفس کشیدی و رکعت به رکعتش

نزدیک تر شدی به خودت ذات بی نشان

از عصر جاهلیت آنها تو را گرفت

دادت به درک ناقص این آخرالزمان

حالا هزار سال پس از تو رسیده اند

اهل زمین به قسمت جذاب داستان

جایی که آسمان به زمین رزق میدهد

از سفره نگاه تو بانوی مهربان

در کو چه های ساکت و مرطوب شهر ما

حس می شود حضور شما موقع اذان

این شعر را بگیر و برای فرشته ها

با لهجه ی خدا و صدای خودت بخوان




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


کاش کوچه ای نبود، کاش خانه در نداشت

کاش غربت مرا هیچ کس خبر نداشت

کاشکی فدک نبود، حرمت نمک نبود

کاش این زمین شوم از فدک اثر نداشت

کاش هیچ مادری وقت راه رفتنش

دست روی شانه ی خسته ی پسر نداشت

قبل از اینکه کوچه ها راه مادر مرا

سد کنند، مادرم، دست بر کمر نداشت

هرچه ناله می زدم مادر مرا نزن

بی مروّتِ زبون، باز دست بر نداشت

ریشه ی مرا زدند ساقه ام شکسته شد

دشمن پلید ما کاشکی تبر نداشت

وای مادرم شبی سر نهاد بر زمین

چادری به سر کشید سر ز خواب بر نداشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


غربت کوچه ها چه سنگین است

گریه ی بی صدا چه سنگین است

مادری بی دلیل ناله نزد

ضربه ی بی هوا چه سنگین است

زن همسایه سر تکان می داد

دست آن بی حیا چه سنگین است

سایه ات بر سر اهالی شهر

مادر این روزها چه سنگین است

بغض خود بشکن و صدایم کن

بغض بی انتها چه سنگین است

رفتی و آستین به دندانند

گریه ی مرتضی چه سنگین است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مصائب


غزلم فاقد تصویر حرم مانده هنوز

شهر در حسرت شمشیر دو دم مانده هنوز

کوچه در آتش غفلت؛ بدل عاشوراست

داغِ آن حادثه بر دوش علم مانده هنوز

از همان لحظه که در کوچه گرفتار شدی

توی فرهنگ غزل، واژه ی غم مانده هنوز

هر چه می خواست دلم از تو، برآورده شده -

آرزوی به فدایت بشوم مانده هنوز

عشق را در غل و زنجیر به بیعت بردند...

بعد از آن فاجعه ابروی تو خم مانده هنوز

می نویسم غزل و بعد غزل می بینم

طرحی از آتش و خون روی قلم مانده هنوز

از قدم های خودم در دل شب خسته شدم

به ظهور پسرت چند قدم مانده هنوز...؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


صحبت از فاطمه سر فصل غزل خوانی ماست

گریه در روضۀ او مسلک عرفانی ماست

ما پریشان غم مادرمان فاطمه ایم

غربتش علت این گریۀ طولانی ماست

هر کسی در پی دارو و دوا می گردد

نمک روضۀ او نسخۀ درمانی ماست

هرکسی رخت عزا کرده به تن می داند

که چنین پیرهنی علّت سلطانی ماست

لعن بر قاتل صدیقۀ کبری بی شک

مُهر تأیید و قبولی مسلمانی ماست

روضه خوان ، روضۀ دیوار و در و کوچه نخوان

سر شکستن سند غیرت ایرانی ماست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


گرچه كبود ناز نگاهت كشیدنی است

از آفتاب هرچه كه باشد خریدنی است

انگشت لاغرت ز چه در خواب میپرد

شاید اشاره ایست كه روحت پریدنی است

گل در لباس ساده ی تو راه میرود

دنباله دار بودن زخم تو دیدنی است

مویی كه استخوان تو برداشت چاك داشت

این چاك استخوان به گریبان رسیدنی است

بعد از تو این وسایل تو میكشد مرا

با من نگو كه خاطره هایت ندیدنی است

زین پلك بی مژه به دلم التفات كن

اشك تو بر غریبی حیدر چكیدنی است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


ما طایفه ی درد ، شفا را ز تو خواهیم

مجروح دلانیم ، دوا را ز تو خواهیم

افسرده شدیم از اثر کثرت غفلت

ای خاطره ی سبز ، صفا را ز تو خواهیم

از فرط فراموشی مرگ اشک نداریم

ای کوثر جوشنده بکا را ز تو خواهیم

ای خانه ی ذکر تو خرابات محبان

ما باده ی جان بخش بقا را ز تو خواهیم

پا بست کویریم ، عطش هم سخن ماست

باران عنایات خدا را ز تو خواهیم

بال و پر ما سوخته ای یاس شهیده

پرواز به سوی شهدا را ز تو خواهیم

جانباز ترین مادر عالم نظری کن

جان دادن در کرب و بلا را ز تو خواهیم

دنیا چه بها دارد اگر اهل نباشیم ؟

اهلیت و ایمان و ولا را ز تو خواهیم

همراهی سادات یقین فیض عظیمی است

این انس به اولاد شما را ز تو خواهیم

ما منتظر آمدن مصلح کل ایم

دیگر فرج آل عبا را ز تو خواهیم

از جلوه ی آن منتقم چهره ی نیلی

پایان غم و درد و عزا را ز تو خواهیم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


در و دیوار فقط میداند

که چه آمد به سر مادر ما

در و دیوار فقط میداند

که چه شد بال و پر مادر ما

نه زمین بلکه سما گریه کند

آسمان نوحه گر مادر ما

پشت در همهمه ای برپا شد

خون دل شد جگر مادر ما

ضربه پایش چقدر محکم بود

میخ در شد سپر مادر ما

میخِ در کار خودش را کرد و

شد فدا گل پسر مادر ما

بعد از آن که همه جا خلوت شد

فضه آمد به بر مادر ما




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 05:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


نام علی در سینه ما ریشه دارد

آه علی در قلب زهرا ریشه دارد

این ذکر یا زهراست ما را زنده کرده

چونکه در انفاس مسیحا ریشه دارد

این چشم های ما که وقف روضۀ اوست

خشکیده اما بین دریا ریشه دارد

یاس امیرالمؤمنین خشکیدنی نیست

در بهترین گلدان دنیا ریشه دارد

این روضه های فاطمیه مطمئن باش

که در غدیر و بغض مولا ریشه دارد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 04:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


ای کاش سرود معرفت می خواندیم

از دل همه را به غیر حق می راندیم

در مطلع فاطمیه یاری میگفت :

" ای کاش که فاطمیه ای می ماندیم "

***

ما صاحب یک سینه ی غم پروردیم

با فاطمیان الی الابد هم دردیم

سخت است اگر به پشت در جا ماندیم

ای کاش به فاطمیه وارد گردیم

***

ای یاس سپید فاطمیه زهرا

سردار رشید فاطمیه زهرا

ای کاش که در رکاب تو جان بازیم

گردیم شهید فاطمیه زهرا

***

ای وای که آن دل پر احساس شکست

در شهر مدینه قدر الماس شکست

تردید مکن به نا مسلمانی شان

این است سند که شاخه ی یاس شکست

***

صد باغ پر از جوانه تقدیم تو باد

صد دفتر پر ترانه تقدیم تو باد

ای یاس خزان دیده ی مهمانی عشق

این روضه ی نوبرانه تقدیم تو باد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/01/10 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 36 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو