حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


سخت است که این خانه به هم ریخته بـاشد

بر چـــــــــادر تو جـــــای قدم ریخته بـاشد

سخت است که از چادر تو غنچه ی سرخی

با ضربه ی شــــــــلاق ستم ریخته بــــاشد

بســـــــــــتند اگر دست علی را ز کلامـــت

با هـــــــــر نفســـــی تیغ دو دم ریخته باشد

عمــــــــریست که با هر نفس سوخته مادر!

بـــــــــــر سینه ی ما داغ حرم ریخته باشد

ای کاش کــــه بــــــــر آتش پشت در خانه

رودی شــــــــده بـــاشد بـدنم ... ریخته باشد

یک مشــــت پــــــــــر سوخته از بال کبوتر

بر چــــــــــادر تو جـــــــای قدم ریخته باشد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


چه سبب گشته خدایا كه چنین

 خانه وحی امین می لرزد

 گوئیا از غم فقدان نبی

 همه اركان زمین می لرزد

 یا كه آتش بگرفته حرمش

 كه چنین محور دین می لرزد

 از فشار لگد و ضربه ی در

 قلب زهرای حزین می لرزد

 فاطمه دخت نبی ركن علی

 دلش از سقط جنین می لرزد

 حنجر و سینه ناموس خدا

 تا صف حشر، یقین می لرزد

 آه از آن صدمه سیلی عدو

 پیكر و چشم و جبین می لرزد

 بهر مظلومی زهرای جوان

 به خدا عرش برین می لرزد

 آری آرام دل از این ماتم

 بهر اسلام مبین می لرزد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است

گلخنده ات صفای مناجات حیدر است

مادر، تو گفته ای که فدائی حق شدن

راه رسیدن به ملاقات حیدر است

ای ذوالفقار شیر خدا ، قدرت علی

نام تو رمز هر عملیّات حیدر است

صبر علی... به پای غمی... چون فراق تو

یک ذره از تمام کمالات حیدر است

از این غریب خسته چه دیدی که هر سحر

چشم کبود و زخمی تو مات حیدر است

در اوج گریه ات به علی خنده می زنی

این خنده هم برای مراعات حیدر است

در عشق ورزی به علی بی بهانه ای

این مایه ی غرور و مباهات حیدر است

هم سینه ات شکسته و هم دست و هم دلت

گویا وجود تو همه خیرات حیدر است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مقصود خصم کشتن بانوی خانه بود

از آن به باب وحی لگد زد عدو که دید

جان رسول پشت در آستانه بود

با آن همه سفارش پیغمبر  خدا

پاداش دوستیّ علی تازیانه بود

آن کس که داد نسبت هذیان به مصطفی

از کینه اش به صورت زهرا نشانه بود

در حیرتم چگونه به زهرا  مغیره زد

کز جای تازیانۀ او خون روانه بود

ضرب غلاف تیغ به دستش نشان گذاشت

آن بانویی که عصمت حیّ یگانه بود

حق دارد ار کنندۀ خیبر ز پا فتد

زهرا پس از رسول بر او استوانه بود

آن شب قوی ترین سند غربت علی

تشییع مخفیانه و دفن شبانه بود

ای باغبان بسوز در این باغ سوخته

با طایری که قتلگهش آشیانه بود

«میثم» قسم به فاطمه تا بود فاطمه

بار غم امام زمانش به شانه بود




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد

من آن شمعم كه از شب تا سحر پا تا سرم سوزد

همان بهتر نگردد هیچ كس نزدیك این بستر

كه دانم هر كسى آید كنار بسترم، سوزد

گذارد دست خود بر سینه سوزان من زینب

ولى من بیم آن دارم كه دست دخترم سوزد

مگیر اى رهبر مظلوم! زانو در بغل دیگر

كه این دیدار طاقت سوز، جان و پیكرم سوزد

نه تنها چشم عین اللَّه، سراپاى على گرید

چو از من مى كند پنهان، به نوع دیگرم سوزد

چنان چیدند امّت نارسیده میوه دل را

كه هرگه مى كنم یادش، ز غم برگ و برم سوزد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


همین که روح زخمی ات، سبک شد از لباس ها

زدند روی دستشان مکاشفه شناس ها

چه سایه های مبهمی نشسته زیر پلک تو

چه کرده با ظرافتت غرور ناسپاس ها

به وقت غسل همچنان، گوش تو زنگ می زند

تو را رها نمی کند هنوز این تماس ها

جان سه تا امام را به لب رسانده ای، مرو!

توجهی نمی کنی چرا به التماس ها؟!

جز پر قو چه بستری مطابق است با تنت

بیم خراش دارم از خواب تو روی یاس ها

برو ولی حلال کن، جهان مزاحم تو شد

به درک تو نمی رسد شعور آس و پاس ها

خدا درِ بهشت را محو کند نبینی اش

مباد باز در دلت زنده شود هراس ها

به یاد قبر مخفی ات چو ابر گریه می کنم

گاه که می روم سر مزار ناشناس ها

تو درد و روضه نیستی، تو راز آفرینشی

تو را زدند کافران پرت شود حواس ها




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


قلب غریب همسفرت درد می کند

این روزها که بال و پرت درد می کند

 ریحانه پیش پای علی کم بلند شو

پهلوی مانده بین درت درد می کند

اصلا تکان نخور که به یک جا به جایی ات

جسم نحیف و مختصرت درد می کند

این دستمال بسته به پیشانی تو چیست؟

معلوم می شود که سرت درد می کند

دیدم خودم به چشم خودم بارهای بار

جارو که می کشی کمرت درد می کند

بس است درد بازو پهلو و سینه ات

گریه نکن که چشم ترت درد می کند

...

سیلی زدند بر تو ولی بس که غیرتی است

انگار صورت پسرت درد می کند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


زن از شوهر چه سخته رو بگیره

چه سخته شمعشون سوسو بگیره

نمیشه بدتر از این واسه شوهر

که زن هی دست بر پهلو بگیره

***

2) نبینم توی سینه ش داغ باشه

نبینم باغبون بی باغ باشه

گُلش با میخ پرپر شه ، چه سخته

بمیرم تازه میخم داغ باشه

***

اگه مردی تو خونه ش یاس داره

مواظب باشه ! کوچه داس داره

قلم شد دست زهرا تا بدونن

همیشه مرتضی عباس داره

***

لگد زد ، آخ ! زهرا پشت در بود

اومد تو کوچه دستِش بر کمر بود

گمونم میشه فهمید از ورمهاش

غلاف از تازیونه سخت تر بود

***

حسن حق داره که بی خواب باشه

برای مادرِش بی تاب باشه

شبونه میره مادر کاش از امشب

حسینِش تشنه میشه ، آب باشه...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 06:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


تو فاطمه ای جلوه ی انوار الهی

تو فاطمه ای بی بدل و لا یتناهی

تو قبله و دلها همه تا کوی تو راهی

عالم شده با نور تو روشن، به نگاهی

زهرایی و دنیا شده در کار تو مبهوت

دنیا نه فقط، عرش، سما، عالم لاهوت

از درک بشر منزلت توست فراتر

تفسیر کند قدر تو را سوره ی کوثر

تو فاطمه ای روح و دل و جان پیمبر

بسته ست به جانِ تو، همه هستی حیدر

جان تو شده بسته به جان علی آری

در یاری او از همگان افضلی آری

حالا شده این شهر عزاخانه ی‌ مولا

آتش زده نمرود به کاشانه ی مولا

در شعله شدی آه تو پروانه ی‌ مولا

ای وای از این حال غریبانه ی‌ مولا

جان تو و جان علی آرام نداری

پهلوت شکسته ولی آرام نداری

مانع شده ای یک تنه از بُردن حیدر

تو در وسط کوچه شدی جوشن حیدر

کی گشت جدا دست تو از دامن حیدر؟

حیران شده از غیرت تو دشمن حیدر

پس دید که با تو نبرَد راه به جایی

وقتی که تو این گونه به سوی علی آیی

بستند کمر آن همه بر کشتنت این بار

در کوچه چهل تن همه آماده ی پیکار

طوفان بلا بود و تو دلخسته و بی یار

شد غرق به خون از غم تو دیده ی مسمار

گفتند که با کشتن تو کار تمام است

گفتی که نه این مرحله آغاز قیام است

با قامت خم دست به دیوار گرفتی

ناگه مدد از حیدر کرار گرفتی

در دست که سر رشته ی‌ پیکار گرفتی

آرامش از آن خصم ستمکار گرفتی

در سینه ی‌ تو آه جگر سوز، علی گفت

چشمان پر از خون تو آن روز علی گفت

برپای نمودی وسط کوچه قیامت

جان دادی و جان ولی ات ماند سلامت

ای خون تو احیاگر اسلام و امامت

آخر به سرانجام رسد اشک مدامت

یک جمعه سحر منتقمت می رسد از راه

بر پرچم او نقش "علیً ولی الله"




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


هرچند که به قصد شهادت مرا زدند

تا گُم شود مسیر سعادت مرا زدند

از کوچه های کینه ی دیرینه آمدند

با عقده از مقام سیادت مرا زدند

جا ماندگان قافله عصر جاهلی

دیوانه وار ، از سر عادت مرا زدند

با علم اینکه کعبه آمال من علیست

در طوف کعبه وقت عبادت مرا زدند

با اینکه خسته بودم و بیمار و داغدار

همسایه ها به جای عیادت مرا زدند

بعضی برای دلخوشی دخترانشان

با تازیانه های حسادت مرا زدند

من بار شیشه داشتم امّا شکسته شد

از بسکه بی امان و به شدت مرا زدند

**

میمانم عاشقانه در این روزهای سخت

باشی کنار من اگر این روزهای سخت

حالا فقط به پیش تو بودن دلم خوش است

در غربتم پس از پدر این روزهای سخت

 

اجر رسالت است که دیگر برای ما

حتی نمانده یک نفر این روزهای سخت

زانو بغل نگیر عزیزم دلم گرفت

ماتم نگیر اینقدر این روزهای سخت

بیرون که میروی دل من شور میزند

این روزهای پر خطر این روزهای سخت

داری تو هم شبیه به من پیر میشوی

نفرین روزگار بر این روزهای سخت

دستم شکسته حیف به دردت نمیخورد

بی فایده است این سپر این روزهای سخت

فردا غروب میروم ، آماده شو علی

کم کم برای سخت ترین روزهای سخت

***

از وبلاگ شعر شاعر 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


جز مشت پر، ز بال کبوتر نمانده است

یعنی برای پر زدنش پر نمانده است

در پشت میله های قفس می رود ز دست

چندی دگر ز عمر کبوتر نمانده است

این مادر است نه ، نه همان مادر قدیم

غیر از کبودی از تن مادر نمانده است

زانوی خود گرفته بغل خوب روشن است

چیزی دگر به مردن حیدر نمانده است

صورت کبود و بازو و پهلو شکسته است

یک عضو سالم از همه پیکر نمانده است

یارب چه آمده سر پهلوی مادرم

جایی که جای سالمی از در نمانده است

آخر دعای اهل محل مستجاب شد

دیگر دلی به کوچه مکدر نمانده است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


دارد غریبی تو نفس گیر می شود

باید به پشت در بروم، دیر می شود

در باغ خرم من و تو، یا علی ببین

باد خزان چگونه سرازیر می شود

این دشمن حرامی و روبه صفت، چرا

اینجا برای شیر خدا، شیر می شود

در بین شعله، سوره ی تکویر خواندنی ست

این سوره پیش چشم تو تفسیر می شود

در پشت در، به راه تو می جنگم و ببین

این میخ ها، به سینه ی من، تیر می شود

این در شکست و دختر من هول کرده است

او را به حجره ای ببرش، پیر می شود

اجر رسالت پدرم را گرفته ام

با ضرب در، ز فاطمه تقدیر می شود

زین پس دگر نیاز به امَّن یجیب نیست

دارد دعای فاطمه درگیر می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


عید امسال پر از بوی گل یاس شده است

و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده است

همه ی دشت گواهند که با بوی بهار

عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده است

چینش سفره امسال تفاوت دارد

سین هر سفره ، سلامی است که بر یاس شده است

روضه ی چادر خاکی همه جا پیچیده

سیب ها عطر خوش کوثر و اخلاص شده است

ابر ، در هیات یک مستمِع مداحی است

بس که می گرید و دل نازک و حساس شده است

....

جان گل های جهان پیشکش یاسی که

زخمی سیلی باد و ستم داس شده است...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


در هر نفس نسیم، بوی آه است

در شبنم ـ اشک گل ـ تبی جانکاه است

چون بی تو چمن صفا ندارد ای گل

عمر همه گل های جهان کوتاه است

***

گفتم؛ که مگر مردی، شاید، یاری...

از خویش برون آید و آخر کاری...

گفتم: بخدا امامتان پشت در است...

به در گفتم، که بشنود دیواری!

***

دیروز مدینه و غمی جان کاه و...

باران باران، اشک علی در چاه و...

شب های پر از راز و هزاران آه و...

مردی مانده که می رسد از راه و...

***

با یاد غریب آشنا گریه کنیم

چون ماه میان چاه ها گریه کنیم

اسلام غریب شد علی خانه نشین

با گریه فاطمه بیا گریه کنیم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت

هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت

دیوار دم می داد و در بر سینه می زد

محراب می نالید و منبر داشت می سوخت

جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود

جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت

آتش سرایت داشت؛ هیئت کربلا شد

باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت

یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست

ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت

آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد

عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت

سریند یازهرای محسن غرق خون بود

سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت

باید به یاران شهیدم می رسیدم

خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت

برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست

در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت

دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند

گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت

شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه

دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت

ما عشق را پشت در این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


عشق شعله بکشد بال و پرت می سوزد

بی پرو بال که باشی جگرت می سوزد

شعله و بادِ مخالف به هوا چون برخواست

پشت در هم بروی، موی سرت می سوزد

تو قرار است پسردار شوی، می دانی؟

در به روی تو بیفتد، پسرت می سوزد

حور از جنس گُل و بیشترش گلبرگ است

بین آتش بروی بیشترت می سوزد

علی و دست رسن پیچ شده، این یعنی

دارد ای فاطمه چشمانِ ترت می سوزد

لااقل فکر قمر های خودت باش کمی

پاشو ای ماه، ببین دور و برت می سوزد

فکر کن شعله ی این فتنه به زینب برسد

وسط شعله، دلِ شعله ورت می سوزد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-عیادت


تیره روزان ازچه در بیت ولایت آمدند

این ستمکاران دراین جا با چه جرأت آمدند

درخفا بر زخم جان من نمک پاشیده اند

با فریب و حیلۀ اشک ندامت آمدند

پیکرم را غرق زخم کینۀ خود کرده اند

سوی صید زخمی خود بر عیادت آمدند

خنجر خود را فرو بُردند در قلبم ولی

باز بهر پرسش از زخم و جراحت آمدند

دشمنی کردند با قرآن پاک و عترتش

بهر صحبت با من از اجر رسالت آمدند

دست و پهلوی مرا درهم شکستند و هنوز

در کنار بسترم با آه حسرت آمدند

مُهری از ارث فدک را گوشۀ چشمم زدند

با چه رویی بهر اظهار ندامت آمدند

این سیه روزان چه می خواهند اینجا یاعلی

دوزخی طبعان چرا در باغ جنّت آمدند

بی«وفائی» شیوۀ این شب پرستان گشته است

گرچه در ظاهر پی عرض ارادت آمدند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


آخرین نافله های سحرت کشت مرا

درد دل کردن تو با پدرت کشت مرا

ای قیامت قد و بالات ، قیامت کردی

این چه حالی است ؟ هلال کمرت کشت مرا

نبض من با تپش قلب تو همسو گشته

غصه داری دل پر شررت کشت مرا

فاطمه ، عمق نگاه تو ز غم لبریز است

غربت مخفی چشمان ترت کشت مرا

همسفر ، لحظه ی معراج تو نزدیک شده

دردمندانه وداع سفرت کشت مرا

ای پرستوی بهشتی مدینه ، زهرا

این که سوزانده عدو بال و پرت کشت مرا

فاتح خیبرم و صاحب تیغ دو سرم

غصه ی کوچه و اشک پسرت کشت مرا

یاس نیلی شده ی گلشن توحیدی من !

گل زخمی که نشاندی به برت کشت مرا

اولین دادرسی صف محشر از توست

دادخواهی تو از دادگرت کشت مرا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چنان در آتش كین سوخت گلچین، خرمن گل ر ا

 كه از بلبل ربود آرام و، از دل ها تحمّل را

مدینه! باغبان را گو به باغ گل چه مى آیى

 كه مى بندند پیش دیده ى گل، بال بلبل را

در آغوش محبت غنچه ى نشكفته یى دارد

 خدا را رحم كن گلچین و، مشكن شاخه ى گل را

مدینه! گو به بلبل آشیان از باغ بیرون بر

 كه مى سوزند اینجا در كنار غنچه، سنبل را

مگر بلبل چه فیضى مى برد از صحبت این گل

 كه یكدم برنمى دارد از او چشم توسل را؟

مدینه! غنچه ى پرپر، گل خزان، گلزار در آتش

 ببین بیرحمى گلچین و میزان تطاول را

چرا امشب به سوى باغ گل، بلبل نمى آید؟

 مگر از یاد خود برده ست گلهاى قرنفل را؟ 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


تمام شد...همه رفتند... باز تنهایی

و خسته تر ز همیشه کنار زهرایی

چه گریه دار شده ، خیره گشتنت بر خاک

ببین زمین شده در  زیر پای تو نمناک

چقدر قاری من  ، سوزناک میخوانی

بریده  " انّا... اع ...طـی.....ناک " میخوانی

بلند شو که نبینند...زود می فهمند

کجا محل وداع تو بود...می فهمند...

بلند شو..شب بی مادریست در خانه

و دختری که نخوردست موی او شانه

حسن هنوز نگفته است رازهایش را

حسین در دل خود ریخت  گریه هایش را

به زیر چادر مادر پناه  آورده

که نشنوند از این طفل ، های هایش را

حسن نشسته و انگار او قسم خورده

که هرگز  او نگذارد به کوچه پایش را

نشد نگاه کند جای دیگری فضه

که دوخته ست به آن گوشه چشمهایش را

بلند شو قسمت می دهم به آن معصوم

به محسنی که ندادند خون بهایش را

بلند شو..تو علی گشته ای که صبر کنی

که با دو دست خودت جان خویش قبر کنی

عبث نبود به دست تو فتح شد خیبر

عبث نبود تو مولا شدی ، تو ای حیدر

...

بلند شو که ببیند صبر بابا را

و معجزات دگر باره ی مسیحا را

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار طشت پر از خون کنار خواهر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار نیزه و شمشیر و نازنین سر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار  " تیر سه شعبه -گلوی اصغر"  ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

کنار علقمه ماه به خون شناور ماند

بلا بلای عظیمی یست، روز دیگر ماند

هنوز قصه ی تلخ علیّ  اکبر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

هنوز قصه صحرا و خار و معجر ماند

هنوز دختر تو ، نازنین پدر دارد

هنوز زینبتان  چادرش به سر دارد

...

بلند شو که ببینند صبر بابا را

و معجزات دگر باره ی مسیحا را

بلا بلای عظیمی یست بر سرت آمد

ولی بخند که زینب ... که دخترت آمد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


نقطه ی ثقل عنایات فقط مادر ماست

باب احسان و کرامات فقط مادر ماست

امة الله ولی سیده ی عالمیان

مادر شیعه و سادات فقط مادر ماست

همه شب پای ورم دار شهادت بدهد

روح طاعات و عبادات فقط مادر ماست

وصف آن زینت گوش و سر گردن این بود

برتر از هرچه مقامات فقط مادر ماست

گر خدا نور سماوات و زمین است به حق

جلوه ی کامل مشکات فقط مادر ماست

مرد اگر بود به والله که پیغمبر بود

وجه رب در همه حالات فقط مادر ماست

امتحان گشته ی حق صابره در هرچه بلا

منشاء سر موالات فقط مادر ماست

کربلا وسعت آن ضربه ی سیلی باشد

صاحب کل بلیات فقط مادر ماست

خون مسمار نشان سر نیزه دارد

قبله ی درد و مصیبات فقط مادر ماست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


نور را با نار یاری می کنند

بهر مرگت پافشاری می کنند

تا ز دست گریه ات راحت شوند

روز و شب لحظه شماری می کنند

بعد پیغمبر چه شد تنها شدی؟

خوب از غمدیده یاری می کنند!

مزد رحمت های او را داده اند

این چنین خدمت گزاری می كنند

تا تسلّی بخش غم هایت شوند

در سقیفه سوگواری می كنند

جای گل با هیزم این اقوام پست

روز روشن غمگساری می كنند

تا نبینم جلوه ای از ماه تو

چهره ات را زرنگاری می كنند

بت پرستان مدینه با غلاف

خون ز پهلوی تو جاری می كنند

با طناب و سیلی و مسمار در -

كارهای ابتكاری می كنند

خوب شد چشم نبی دیگر ندید

كه چگونه نابكاری می كنند

بعد آن بی حرمتی بر اهل بیت

در عیادت شرمساری می كنند

جان من از روی حیدر رو مگیر

مردمانم بی قراری می كنند

بغض های در گلویم بین چاه

با علی شب زنده داری می كنند

با تو حتی بین بستر، زخم ها -

نیمه شب ناسازگاری می كنند

خنده های زخم های پهلویت

جامه ات را لاله كاری می كنند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


اومدن توی خونم قدم زدن

توی کوچه بچه هامو هم زدن

شبا دیگه دور هم جمع نمیشیم

بدجوری زندگیمو بهم زدن

***

من میخوام مثل بهار گریه کنم

بشینم با ذوالفقار گریه کنم

تودلت پره منم دلم پره

پس کمی بخواب بذار گریه کنم

***

من میخوام به پات تمنا بیارم

اشکم و برا مداوا بیارم

پیش دست تو خجالت میکشم

تو خونه دستمو بالا بیارم

***

فاطمه حرف جدایی کم بزن

خودت این تابوتت و بهم بزن

بچه ها دارن تموشات میکنن

هر طوری شده پاشو قدم بزن




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


خمیده تر شده ای بسکه درد بسیار است

نرو بمان که امامت غریب و بی یار است

دوباره دور و بر خانه دیدمش امروز

هنوز قنفذ بی شرم فکر آزار است

میان کوچه تو را پیش من کتک می زد

یکی نگفت نزن، فاطمه عزادار است!

ز بسکه پلک پر از گریه ات ورم کرده

مرددم که به خواب است یا نه بیدار است

سه چارمرتبه امروز بر زمین خوردی

عزیز جان علی چشم تو مگر تار است؟

بیا به جان حسینت زیاد گریه نکن

که خوب نیست برای کسی که بیمار است

ز حال رفته حسن در حیاط افتاده

هنوز لکه خونت به روی دیوار است

دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم

بدون شک همه اش کار نیش مسمار است

بهار خانۀ حیدر چرا چنین شده ای

خودت خزانی و پیراهن تو گلزار است

برو که محسن درخون نشسته آنطرف است

برو که رفتنت انگار بهترین کار است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


ما گریه کنان غم صدیقه هستیم

سینه زنان ماتم صدیقه هستیم

در فاطمیه ذکر وا اُما بگیریم

ما بی قرار این دم صدیقه هستیم

ما سینه زنها از ازل تا روز محشر

زیر لوای پرچم صدیقه هستیم

در لا به لای گریه ما را هم دعا کرد

مدیون چشم پر نم صدیقه هستیم

این اشک ما بهر تسلی دادن اوست

با گریه هامان همدم صدیقه هستیم

ام ابیها بودنش اعجاز کرده

ما جرعه نوش زمزم صدیقه هستیم

بی بی همیشه سن و سالی دارد اما

ناراحت عمر کم صدیقه هستیم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 10:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


گرد علی ضریح تو اندر طواف شد

راه میان خانه و مسجد مطاف شد

دست چهل نفر همه در جنگ با علی

دست تو با تمامی‌شان در مصاف شد

تنها امید دست خدا بود دست تو

دستت شکست و دست علی در کلاف شد

از ذوالفقار نام علی کینه داشتند

اما حساب کینه‌شان با تو صاف شد

‌‌دستت محال بود علی را رها کند

وای از غلاف، هرچه که شد با غلاف شد

تو دست خیر داری و از خیر دست تو

از مالیات - قنفذ ملعون معاف شد

دستی که بوسه‌گاه نبی بود گوئیا

در بازویش دچار کمی انحراف شد

مویی که استخوان تو برداشت پشت در

خوردی زمین به کوچه و دیگر شکاف شد

خانه به خانه در زدی و گفتی از غدیر

اما جواب تو سخنان گزاف شد

بعد از تو ای ستاره‌ی خوشبختی علی

در کنج خانه کار علی اعتکاف شد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


بهارش قامتی خم دارد امسال

گلستان، یاس را کم دارد امسال

چه عیدی و چه جشنی بچه شیعه؟!

حسین فاطمه غم دارد امسال

***

در فصل بهار، یاس پرپر هرگز

عید است ولی بدون مادر هرگز

بابای من و شما پیِ تابوت است

شادی وسط عزای حیدر؟ هرگز




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


یکباره آسمان در، جوش و خروش آمد

با نالۀ ملائک، بانگ سروش آمد

دشمن هجوم آورد، بر گلشن ولایت

از پشت در صدای زهرا به گوش آمد

در بین آتش و دود ، یک غنچه گشت مفقود

با ناله در برِ گل ، تا گلفروش آمد

وقتی که محسن او، در خون خویش غلطید

با پهلوی شکسته زهرا به هوش آمد

آنجا که دید دشمن، بسته امام او را

با باری از رسالت ، بر روی دوش آمد

در کوچه های غربت، بگرفت دامنش را

خون در رگان عصمت، ناگه به جوش آمد

بازوی او شکسته، شد از غلاف شمشیر

امّا چو موج و توفان، او درخروش آمد

تا که برد به خانه ، تنها امام خود را

از خانه تا به مسجد ، او سخت کوش آمد

جان امام خود را، زهرا نجات بخشید

امّا به بستر بیماری خموش آمد

زینب ز مادر خود ،آموخته «وفائی»

در نهضت حسینی ، گر لاله پوش آمد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


ما هم سر سال فاطمیه داریم

هم آخر سال فاطمیه داریم

از این سر سال و آخرش معلوم است

سرتا سر سال فاطمیه داریم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شنیدم من حدیثی آسمانی

ز ابن فهد حلی ، پر معانی

که زهرا در دم راز و نیازش

برفتی چون به معراج نمازش

شد آن سان حال آن حق را عصاره

نفس هایش فتادی در شماره

جهان بر روح او حقا قفس بود

تجلی خدا در هر نفس بود

ز بصری جای دیگر این شنیدم :

که من عابدتر از زهرا ندیدم

ز بس در طاعت آن ام الکرم بود

دو پای نازنینش پر ورم بود

گرفتم یک نتیجه زین دو مطلب

که در اوج بلا یا ام زینب

همان روزی که آتش شعله افروخت

همان روزی که باب الله می سوخت

ادا می کرد در دهلیز آن در

نماز عشق ، آن هم عشق حیدر

نفس هایش شمار افتاده بود او

چو گل در رهگذار افتاده بود او

نماز عشق زهرا دیدنی بود

مصلی و مصلی دیدنی بود

علی محو نماز ساده ی او

نمی از خون دل سجاده ی او

نماز عشق را نوری جلی بود

تمام نیت او یا علی بود

چو او در پشت در تکبیر می زد

عدو با قبضه ی شمشیر می زد

عجب ذکری ! عجب خونین سجودی !

شرار و بوستان ، یاس کبودی

قنوتی بر ولایت متهم داشت

سبب این بود بازویش ورم داشت

شنو از خون و دود و شعله تسبیح

کند دشمن خودش این گونه تصریح :

به بیت فاطمیان چون رسیدم

بجز بغض علی دیگر ندیدم

دلم لبریز از نا حق خود بود

درون من به پا بدر و احد بود

شنیدم تا زدم بر درب بسته

صدای استخوان های شکسته




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 36 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو