حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


در مقامی كه عقیق سرخ از زر بهتر است

اشك هایم بال معراج است از پر بهتر است

بیشتر از بهترین وجه عبادت از نماز

در قیامت اشك هایت را بیاور بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد كبوتر بهتر است

از سر اخلاص حمدش را به جا می آورم

آنكه از آغاز یادم داده كوثر بهتر است

گرچه فرقی نیست بین ساقی و كوثر ولی

بارها فرموده پیغمبر كه مادر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینۀ معصوم نیست

سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در، حرز نام فاطمه

از دو لشگر هم برای مرد خیبر بهتر است

هر كسی بو برده از غیرت شهادت می دهد

در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است

از زمانی كه شنیدم در به پهلویت گرفت

حس من این است اصلاً خانه بی در بهتر است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مادر صدای دل شكنت آتشم زده

اندوه و غصه و محنت آتشم زده

تنها نرو ز پیش پدر، رحم كن، بمان

این گریه های هم سخنت... آتشم زده

مادر شنیده ام كه به مسجد چه كرده ای

لحن كلام بت شكنت آتشم زده

من زینبم، صبورترین دخترم ولی

خون به روی پیرهنت آتشم زده

هربار آمدم به ملاقات محضرت

گل زخم های روی تنت آتشم زده

ماندم كه بر كدام غمت ناله سردهم

حال پدر، فدك، بدنت آتشم زده

وقتی پدر برای تو تابوت ساخته

یعنی خزان شده چمنت آتشم زده

حالا من و دوتا كفن و غصه ها ولی

داغ حسین بی كفنت آتشم زده

گر چه در این جهان شده ام عاشق حسین

اما غریبی حسنت آتشم زده

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/2 | 06:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بی تو انیس گریه ی من قلب چاه شد

كارم فغان و ناله و اندوه و آه شد

رفتی و رفت با تو پناهی كه داشتم

یا فاطمه بدون تو عشقم تباه شد

بعد از تو ای سپاه علی بین كوچه ها...

حیدر میان شهر بدون سپاه شد

روی سرم تمامی دنیا خراب گشت...

وقتی كه قامت تو هلالی چو ماه شد

(حد می زدند جسم تو را تازیانه ها)...

از آن زمان كه پیروی از من گناه شد

آن شب كه جامه و كفن تو سفید شد...

گویا تمام زندگی من سیاه شد

زهرا دعا نما به تو ملحق شوم دگر

آخر پس از تو شیر خدا بی پناه شد

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/1 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رباعی عید نوروز - ایام فاطمیه


عمری است که ما سائل این در هستیم

از روز ازل بیمه ی حیدر هستیم

در سال جدید و لحظه های تحویل

صد شکر سر سفره مادر هستیم

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/1 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خرمن آسودگی شرار بگیرد

چادر مادر اگر غبار بگیرد

وای  از آن لحظه ی بدی که ببینی

گوشه ای از دامنش به خار بگیرد

فصل خزانش،  بهار خوشه ی اشک است

فاطمیه باغ گریه بار بگیرد

شام عروسی به فکر سائل خویش است

جامه ی نو داده، وصله دار بگیرد

حُرمت میلش ببین که تا به کجاهاست

رفته برایش خدا انار بگیرد

دست علی گرچه بسته در اُحد امروز

دست ورم کرده ذوالفقار بگیرد

بد لگدی بود...محسن از نفس افتاد

خواست که طفلی ز در فشار بگیرد

گریه ی زهرا به اختیار خودش نیست

از در و همسایه اختیار بگیرد

ماندم از آن بازوی شکسته، چگونه

آمده پای تنور کار بگیرد؟

گودی چشمش مرا کشانده به گودال

تا مژه ام زخم بیشمار بگیرد

با دلِ خون رفت از مدینه، علی هم

مانده برایش کجا مزار بگیرد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/12/26 | 12:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از  شهادت-نبش قبر مبارک


نام زهرا شنید و طوفان شد

رنگ پیشانی اش نمایان شد

اینکه دستار حیدری بسته است

ذوالفقار دلاوری بسته است

به چه کاری آمده چه سر دارد

اینکه شمشیر بر کمر دارد

کس جلودار او نمی گردد

هیچ کس روبرو نمی گردد

غرش حیدر است طوفان است

عرق غیرت است باران نیست

در ظهور آمده وقار علی

قد علم کرده ذوالفقار علی

از ردیف عجائب است این مرد

اسد الله غالب است این مرد

همه در اضطراب و سر درگم

شیر شوریده بود، بر مردم

بیشه درمانده از هیاهویش

فاتح خیبر است ، بازویش

نفس از سینه ها نمی آید

غیرضجه، صدا نمی آید

داد می زد سر تمامی شهر

یر سر بغض بر مرامی شهر

خاک اینجاست قبله گاه خدا

کعبه مخفی من است اینجا

به خداوند بی مثال واحد

آهنی گر بر این زمین برسد

لب تیغ من و دمار شما

وای بر حال و روزگار شما

آنقدر می کشم در اینجا تا

خون بگیرد تمام صحرا را

از من خونجگر چه می خواهید

داغ از این بیشتر چه می خواهید

یار نه سالۀ مرا کشتید

حضرت لالۀ مرا کشتید

فاطمه از شما که خیر ندید

نود و پنج روز درد کشید

تازه از این مدینه راحت شد

تازه از زخم سینه راحت شد

این بقیع است باغ و گلشن من

حق زهراست روی گردن من




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-فاطمیه(س)


شکر خدا تمامی ما سینه زن شدیم

با روضه های آل عبا سینه زن شدیم

اصلاً خدا برای همین آفریدمان

قبل از وجود ارض و سما سینه زن شدیم

با عشق کربلا به حسینیه آمدیم

در فاطمیه های خدا سینه زن شدیم

رفتیم تا کبوتر گنبد طلا شویم

امّا درون صحن رضا سینه زن شدیم

دارالولایه های سماوات مال ماست

از آن زمان که ما رفقا! سینه زن شدیم

از گوشه های سنگر این فاطمیه ها

برخاستیم و با شهدا سینه زن شدیم

گاه از نجف، مدینه گهی سامرا و گاه -

تا خیمه گاه کرُب و بلا سینه زن شدیم

یا صاحب الزمان به تسلّای قلب توست

گر در عزای جد شما سینه زن شدیم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شکوه خلقت تو عرش را تکان داده است

و اشتیاق شگفتی به کهکشان داده است

در ازدحام ملائک، مسیح انفاست

نشاط تازه به روح فرشتگان داده است

چقدر واژه ی زهرا به تو برازنده است

طلوع نور تو جلوه به آسمان داده است

بهشت حُسن! به سیب گلاب می مانی

نسیم ، رایحه ات را به بوستان داده است

بهار سبز کرامت ، فدای دستانت

صله چقدر به دستان این و آن داده است

پدر به شوق تو صدها کبوتر بوسه

به گونه های بهاریت آشیان داده است

شکسته باد تبرها ، هزار نفرین باد

به باغ یاس تنت وعده ی خزان داده است

به احترام تو آتش بگو گلستان شد!

بگو که شعله به پیراهنت امان داده است!

غروب می چکد از آسمان پهلویت

شفق به چادر تو نقش ارغوان داده است

چه ساده جان علی در مقابلش می سوخت

چگونه صبر کند؟ سخت امتحان داده است

شکست مثل همیشه چه بی صدا در خویش

تمام حرف دلش را به ریسمان داده است

نشسته خار به چشمان دل پریشانش

گلوی زخمی او دل به استخوان داده است

بس است زخم زبان ، طعنه های پی در پی

به حال خود بگذاریدش او جوان داده است

هزار بار خدا را سپاس می گویم

توان از تو سرودن به ناتوان داده است

خدا کند که بگویند شاعری یک شب

به پای یک غزل فاطمیش جان داده است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شنیدم که بعد از وفات بتول

گل بوستان بهشت رسول

علی چون چراغ شب غربتش

چه شب ها که می سوخت بر تربتش

شب تیره با دیده ی اشکبار

علی بود و خاموشی و قبر یار

لبش مانده خاموش از زمزمه

دلش پر ز فریاد یا فاطمه

شبی گفت با آن شه عالمین

چراغ دل و دیدۀ او حسین

پدر من فروغ دو عین توام

گل باغ زهرا  حسین  توام

خدا را، کرم کن شبی ای پدر

مرا هم سر قبر مادر ببر

علی سوخت با لاله ی حاصلش

تو گویی که شد تازه داغ دلش

چنان جان او در تب و تاب شد

که شمعی شد و سوخت و آب شد

چو شب بر زمین و زمان چیره شد

جهان همچو بیت علی تیره شد

علی آن که می سوخت چون آفتاب

مه کوچکش را صدا زد ز خواب

که ای شمع جمع شب تار من

چراغ دل و چشم بیدار من

نه قلب تو از غصّه افروخته

که مادر هم از هجر تو سوخته

زجا خیز ای خفته با حال زار

که مادر بود بر تو چشم انتظار

زجا جست آن طایر خسته دل

که جوید گُل خویش را زیر گِل

به آرامی آن مرغ افسرده حال

به دیدار مادر زدی بال بال

چو افتاد از دور چشمش به قبر

زکف داد یکباره آرام و صبر

چو اشکی که از دیده افتد به خاک

بخاک اوفتاد آن بهین جان پاک

سرود از سویدای دل این کلام

غریب وطن جان مادر سلام

حسین تو هستم جوابم بده

سر از خاک بردار و آبم بده


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


با تو پیمان از ازل بستیم ، یا زهرا مدد

عهد خود یک لحظه نشکستیم ، یا زهرا مدد

آیه ی نام تو را هر دم قرائت می کنیم

دل به ختم ذکر تو بستیم ، یا زهرا مدد

گوهر عشقیم ، آنجایی که از یادت پریم

بی تو ما بی ارزش و پستیم ، یا زهرا مدد

آن زمانی که به وصل روضه ات دل می دهیم

از جهان پیوند بگسستیم ، یا زهرا مدد

بانوی مهر آفرین با قدرت امداد تو

بارها از دام ها جستیم ، یا زهرا مدد

تا به دست خسته ی تو دست یاری می دهیم

دل پریشان همان دستیم ، یا زهرا مدد

پا برون از حیطه ی مهرت چسان بگذاشتن

ما به کوی عشق پا بستیم ، یا زهرا مدد

مادرانه بر سر طفلان خود دستی بکش

خوب یا بد ، هر کسی هستیم ، یا زهرا مدد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


زهراست چراغ شب ظلمانی حیدر

زهراست طبیب دل طوفانی حیدر

زهراست پریشان پریشانی حیدر

زهراست به هر معرکه قربانی حیدر

یک جمله بود ذکر لب حضرت زهرا

من مات علی حب علی مات شهیدا

در بین زنان هیچ کسی همقدمش نیست

در هر دو جهان سروتر از، قدّ خمش نیست

در بیت علی صحبتی از بیش و کمش نیست

در راه علی سوزد و انگار... غمش نیست

سر تا سر ذرات وجودش شده گویا

من مات علی حب علی مات شهیدا

گوید به علی نور تو را ماه ندارد

دل جز تو دگر دلبر دلخواه ندارد

بی تو دو جهان ارزش یک کاه ندارد

من بی تو بمانم ...! به خدا راه ندارد

هر جا که تویی فاطمه هم هست در آنجا

من مات علی حب علی مات شهیدا

یک عمر شده باعث خوشحالی مولا

می ساخت به نان و نمک خالی مولا

دیدند همه زندگی عالی مولا

کردند حسودی به خوش اقبالی مولا

دشمن همه جا لرزد از این جمله غرّا

من مات علی حب علی مات شهیدا

می گفت همیشه به همان حالت مضطر

مردم همه کاره است علی بعد پیمبر

والله که من گفته ام این جمله مکرّر

حیدر همه دین من و دین همه حیدر

این است تمام سخن ربّی الأعلی

من مات علی حب علی مات شهیدا

ای وای که در پشت در خانه تنش سوخت

ای وای ز  غصه دل خون حسنش سوخت

می دید غریبی ... که مه انجمنش سوخت

یک چشم به هم زد که گل یاسمنش سوخت

با خون شده حک روی در خانه مولا

من مات علی حب علی مات شهیدا

من محو علی گشته ندانم که خطر چیست

دلسوخته کی حس کند این آتش در چیست

حالا که علی هست دگر داغ پسر چیست؟

سر گشته ی عشقش شده ام ضربه به سر چیست

در پشت در این است کلام من شیدا

من مات علی حب علی مات شهیدا

جانم به فدای علی و قلب صبورش

بر عهد خودش بود و ننازید به زورش

دادند از آن کوچه غریبانه عبورش

در کوچه شکستند تمامی غرورش

جانم به لب آمد ، علی و... خنده اعدا

من مات علی حب علی مات شهیدا

برخاستم و خواستم از غصه بمیرم

دیدم که طنابی است به دستان امیرم

افتاد غریبانه در آن کوچه مسیرم

باید ز یدالله کنون دست بگیرم

هر چند که از دست دهم دست خودم را

من مات علی حب علی مات شهیدا

دلسوخته تر از من دلسوخته کس نیست

غیر از غم عشق تو مرا هیچ هوس نیست

خواهم که صدایت کنم اینجا و نفس نیست

یکبار فدا گشتن در پای تو بس نیست

باید که فنای تو شود امّ ابیها

من مات علی حب علی مات شهیدا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 05:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای ذکر آشنا ریحانة النبی

ای نغمه ی ولا ریحانة النبی

شرح عطوفتی روح محبتی

آئینه ی وفا ریحانة النبی

شمس کرامتی ماه عنایتی

بانوی ذوالعطا ریحانة النبی

بنت الهدی تویی ام الحیا تویی

محبوبه ی خدا ریحانة النبی

خورشید زندگی مهتاب بندگی

ای نور حق نما ریحانة النبی

بی تو فلک نبود ذکر ملک نبود

ای باعث بقا ریحانة النبی

عشقت نیاز دل ذکرت نماز دل

یا سامع الدعا ریحانة النبی

رکن شجاعتی فریاد غربتی

طراح کربلا ریحانة النبی

با این همه مقام بانوی ذوالکرام

گشتی چرا فدا ؟ ریحانة النبی

عمر تو کم چرا ؟ قد تو خم چرا ؟

دلخون شدی چرا ؟ ریحانة النبی

دشمن حیا نکرد شرم از خدا نکرد

از کینه زد تو را ریحانة النبی

ای یاور علی نیلوفر علی

دلدار مرتضی ریحانة النبی

گفتی تو در سجود با صورتی کبود

ای منتقم بیا ریحانة النبی




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 01:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بعد عمری خون دل حقّت ادا شد یا محمّد

آیه های کوثرت از هم جدا شد یا محمّد

داغ محسن خانۀ بی فاطمه دفن شبانه

سهم میراث علیّ مرتضی  شد یا محمّد

آستانی را که بودی زائر هر صبح و شامش

قتلگاه همسر شیر خدا شد یا محمّد

گر چه در حقّ علی ظلم و ستم پایان ندارد

این جنایت از سقیفه ابتدا شد یا محمّد

بر بهشت وحی از اهل جهنّم شد جسارت

پشت در انسیّة الحورا فدا شد یا محمّد

مادر سادات را کشتند در سنّ جوانی

چار ساله دخترش صاحب عزا شد یا محمّد

بازوی زهرا  ز کار افتاد زیر تازیانه

دامن مولا ز دست او رها شد یا محمّد

فاتح خیبر امیرالمؤمنین خانه نشین شد

قاتل زهرا به امّت مقتدا شد یا محمّد

از صدای ناله ی زهرا مدینه زیر و رو شد

من ندانم با دل مولا چه ها شد یا محمّد

ناله های فاطمه آن دم که می پیچید در دل

شعله اش بر سینۀ «میثم» عطا شد یا محمّد 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 01:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-تغسیل


آن شب میان خانه مراسم گرفته بود

پیوند اشک های علی بود و خونِ رود

بودند زینب و حسنین و زنی که داشت

می ریخت آب و غیر همین ها کسی نبود

محرم نداشتند به جز آستین شان

گریه کنان روضه ی دستی که شد کبود

آن قدر غسل او به نوازش شبیه بود

انگار که فاطمه در خواب رفته بود

تا این که دست کوه به بازوی رود خورد

لرزید زانوانش و آتشفشان نمود

پروانه ها دویده به بالین شمع و بعد

می سوختند و باز به بالا رسید دود

دودی که پلک های خدا را به هم کشید

یک قطره هم چکید به آن خانه در فرود

فرمود سجده های به تن را قیام کن

دارد قیام عرش خدا می شود سجود




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-تغسیل


می شویمت كه آب شوم در عزای تو

یا خویش را به خاك سپارم به جای تو

قسمت نبود نیت گهواره ساختن

تابوت شد تمامی چوبش برای تو

گر وا نمی شدند گره های این كفن

دق مرگ می شدند ز غم بچه های تو

خون جای آب می چكد از سنگ غسل تو

خون می چكد كه زنده كند ماجرای تو

در بود و شعله بود و در افتاد روی تو

گم شد میان خنده ی مردم صدای تو

در بود و شعله بود و از آن در عبور كرد

هر كس كه بود نیمه شبی در دعای تو

حالا زمان غسل تو فهمیده ام چرا

روی تو را ندید كسی تا شفای تو

تنها نه جای دست كبودی به چهره ات

آتش اثر گذاشته بر چشم های تو




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-رباعیات فاطمی


ایام ، سخن ز جان ما می گوید

نوروز هم از زبان ما می گوید

امسال بهارِ روضه فاطمیه است

دیوار و در از نهان ما می گوید

***

در سینه اگر ولای مولا داریم

گنجی است كه از عطای زهرا داریم

امروز ولایتش به دنیا ، فردا

امضای شفاعتش به عقبا داریم

***

امروز اگر ولی والا داریم

این فیض عظیم را ز زهرا داریم

لبیك اگر بر این علی می گوئیم

لبیك بر آن علیِ اعلا داریم

***

فریاد اگر بر سر اعدا داریم

درسی است كه از قیام زهرا داریم

امروز حمایت از ولی تكلیف است

در پیش ، حماسه های زیبا داریم

***

ای شیعه مهیای اَنا المهدی كیست؟

با آل رسول(بتول) ، مرد هم عهدی كیست؟

آمادۀ یاریِ علی باید شد

دلدادۀ جان نثاری مهدی كیست؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 01:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


سکوت می وزد از چشم های من بی تو

و نیست آینه ای هم صدای من بی تو

تو بال های عروج دعای من بودی

که مستجاب نمی شد دعای من بی تو

چگونه خواب کنم غصه های تلخ تو را

که طعم گریه دهد لالای من بی تو

سراغ حال دلم را کسی نمی گیرد

کسی نمانده ـ دریغ ـ آشنای من بی تو

مپرس حال مرا از پدر بگو ـ آری

که مثل او شده حال و هوای من بی تو

هزار و یک شب تنهایی و سکوت، و من

بگو که چیست پس از این دوای من بی تو




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


رفته است و مانده است جهان در غمش هنوز

آیینه‌ای که نیست کسی محرمش هنوز

آن لالۀ کبود نبوت که آفتاب

هر صبح سرخ می‌شود از ماتمش هنوز

دانای علم اوّل و آخر کز ابتدا

نشناخته است اهل همه عالم‌اش هنوز

ماهی که تا دوباره بیاید، شبانه، ماه

با گریه سرگذاشته در مقدمش هنوز

او اسم اعظم است و ندانسته هیچکس

از بعد حیدر و نبی اعظم‌اش هنوز




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/12/24 | 12:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شب شهادت


به وقت مرگ پر کردم زخون چشم تر خود را

که تنها می گذارم بین دشمن شوهر خود را

فتادم سخت در بستر الهی برندارم سر

که سر بنهاده بر دیوار بینم همسر خود را

خدایا اولین مظلوم عالم را تو یاری کن

که امشب می دهد از دست تنها یاور خود را

دلم خواهد که برخیزم سرشک از دیده اش گیرم

دل شب چون نهد بر قبر پنهانم سر خود را

الهی تا جهان باشد نبیند دیدۀ طفلی

کنار خانه زیر تازیانه مادر خود را

اجل ای کاش در آن ماجرا می بست چشمم را

نمی دیدم نگاه دردناک دختر خود را

علی جان  گریه کن تا عقده ای از سینه بگشائی

مکن حبس این قدر آه دل غم پرور خود را

از آن ترسم تو را فردا فلک از پا دراندازد

که امشب می دهی از دست رکن دیگر خود را

حلالم کن حلالم کن حلالم کن حلالم کن

خداحافظ که گفتم با تو حرف آخر خود را

گرفتم شاخه های نخل عشقت، دار شد میثم

نریزی جز به خاک حیدر و زهرا بر خود را




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


عالمی سوخته از آتش آهِ من و توست

این در سوخته تا حشر گواهِ من و توست

غربتم را همه دیدند و تماشا کردند

بی پناهی فقط انگار پناهِ من و توست

کوچه آن روز پر از دیده ی نامحرم بود

همه ی روضه نهان بین نگاهِ من و توست

صورت نیلی تو از نفس انداخت مرا

گرچه زهرای من این اول راهِ من و توست

آه از این شعله که خاموش نگردد دیگر

آه از آن روز که بر نی سر ماهِ من و توست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


تو راه می روی و خون می چکد ز پیرهنت

تو آه می کشی و سرخ می شود حَسَنَت

تو نان نمیپزی و سفره ی شبم خالی است

نه آب میخوری و... آب میشود بدنت

ز گیسوان پریشان زینبم پیداست

كه مانده زخم قلافی به دست شانه زنت

چگونه در به رُخم باز كرده ای تنها

كه غرق خون شده امشب مسیر آمدنت

مگیر پرده ببینم چه آمده به سرت

بلندتر شده این روزها نفس زدنت

تو گریه میكنی و من به سینه می كوبم

برای زخم نگاهت برای زخم تنت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


مادر دلم گرفته، بگو راه چاره چیست؟

مفهوم سرخ بودن ابر بهاره چیست؟

کابوس هر شبِ حسنت می کشد مرا!

این ماجرای گم شدن گوشواره چیست؟

لعنت به هرکه گفته تو شاهد بیاوری!

آخر گناه این سندِ پاره پاره چیست؟

بعد از پدربزرگ، محل سوت و کور شد

مادر دلیل قهر بلال از مناره چیست؟

جای رکوع و سجده چرا پلک می زنی!؟

حُکم وجوب نافله ی با اشاره چیست؟

زحمت نده به دستِ ورم کرده، جانِ من!

راز حسین و پیرهن نیمه کاره چیست؟

هرشب خودم به گُل پسرت آب می دهم

آسوده باش! علت آه دوباره چیست؟

از خورجین برای پدر حرف می زدی

منظورت از شلوغی دارالعماره چیست؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ماهی که بی او آسمان معنا ندارد

عقل بشر ظرفیّت او را ندارد

حقّی که در آن شاید و امّا ندارد

روی زمین جز مرتضی همتا ندارد

حالا برای پاشدن هم نا ندارد

او که به غم های دلش غم گریه می کرد

با زخم او هر بار مرهم گریه می کرد

بر آه هایش چشم خاتم گریه می کرد

از بی کسی او خدا هم گریه می کرد

دیگر برای گریه کردن جا ندارد

نُه سال زهرا خانه داری علی کرد

در هر کجا، هر لحظه یاری علی کرد

بر پیکرش آیینه کاری علی کرد

تنهایِ تنها آه و زاری علی کرد

حالا توان یاری مولا ندارد

با اینکه شمع عمر او می کرد سوسو

با اینکه در شد با تنش پهلو به پهلو

با اینکه در بستر گرفت از مرتضی رو

می گفت با صوتی حزین این ماه بانو

این شاه سربازی به جز زهرا ندارد

در خانه چون مادر شود بیمار سخت است

با دست و بازوی شکسته کار سخت است

دستِ توسل بر در و دیوار سخت است

پوشاندن صورت زِ چشم یار سخت است

این خانه ی بی فاطمه گرما ندارد

جان علی، حالا که دیگر نیمه جان شد

از داغ مولا قامت سروش کمان شد

با اینکه بال و پّرِ مادر ناتوان شد

این یک، دو، سه ماهه خجل از کودکان شد

جز پَر کشیدن در سرش رویا ندارد

وای از کبودی های پا و استخوان درد

از جسم بیمار و وجودی خسته و زرد

وقتی بیفتی دست یک جانیِّ نامرد...

عمّه صدا زد نازدانه زود برگرد

زجر آمده از کشتنت پروا ندارد

***

با تشکر از آقای عظیمی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 10:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


آن غنچه که پژمرد شکوفا شدنی نیست

آن سینه که بشکست مداوا شدنی نیست

زخمی که نمک خورد تحمل نتوان کرد

درد دل بی تاب شکیبا شدنی نیست

مشکل که دو چندان بشود حل شدنی نیست

وقتی گره ای کور شود وا شدنی نیست

آبی که ز جو رفته دگر باز نگردد

این خون زمین خورده حاشا شدنی نیست

حرمت شکنی سخت ترین غصه و درد است

حرفی که زمین خورد دگر پا شدنی نیست

تا روز قیامت فدکش رفت ز دستش

وقتی سندی پاره شد امضا شدنی نیست

ای وای از آن غصه که عنوان شدنی نیست

ای وای از آن رخ که هویدا شدنی نیست

گیرم پس از این هیچ کس از یاس نگوید

این داغ جگر سوز که امحا شدنی نیست

از روزنه ی چشم کبودش به علی گفت

زهرای تو ای دل شده زهرا شدنی نیست

تا آنکه به تو خرده نگیرند ز اشکم

خواهم که روم در دل صحرا شدنی نیست

از خویش گذشتم که ز غربت به در آیی

این خواسته ی قلبی ام اما شدنی نیست

در چهره ی زردم گل لبخند مجویید

این گم شده ای هست که پیدا شدنی نیست

هر کس که مرا دید چنین زخم زبان زد

احیای تو حتی به مسیحا شدنی نیست

ای رهبر مظلوم دگر یار نداری

من رفتنی ام ، ماندنم آقا شدنی نیست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 09:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بیمار من گرچه به رنگ ماهتابی

هم زهرة الزهرائی و هم آفتابی

ای انعکاس سورۀ قدر شب قدر

آئینه ای ،نوری، زلالی، مثل آبی

در آسمان غربتم خورشید مهری

بر شب پرستان همچنان تیر شهابی

روز مرا با سوختن گرمی ببخشی

شام غریبی مرا شمع مذابی

یک شب به چشمت خواب راحت من ندیدم

ماندم کنون بیدار شاید  تو بخوابی

انسیة الحورای من از بس کبودی

گوئی که پوشیده است رویت را نقابی

دیشب چه گفتی با خدا وقت نیایش

کامشب تو همرنگ دعای مستجابی

داری وصیت میکنی شب دفن گردی

امّا برای غربتم در انقلابی

امروز دیگر بسترت را جمع کردی

از چه برای رفتنت بی صبر و تابی

از بیم هجران تو ای شمع امیدم

یک آسمان غم دارم و قلب کبابی

یا فاطمه جانِ حسین و زینبینت

در روز محشر از «وفائی »رخ نتابی




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/12/23 | 05:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


گل، بی تو رخصت چمن آرا شدن نداشت

گل نه كه غنچه نیز دل وا شدن نداشت

بی مهرِ ماهِ روی تو، هرگز ستاره‌ای

ای زُهره روی! زَهره‌ی زهرا شدن نداشت

خیر كثیر! قدر تو این بس كه غیر تو

كس افتخارِ كوثرِ طاها شدن نداشت

تطهیر، بی طهارت تو، لفظ بود و بس

لفظی كه هیچ مایه‌ی معنا شدن نداشت

غیر از تو هیچ دختری، ای مادر پدر!

شایستـگیّ «امّ بیهـا» شدن نداشت

نخلی كه بود سایه نشینِ سرشكِ تو

در ریشه هیچ، حسرتِ طوبی شدن نداشت

دانم چرا ز خاك تو لاله نمی‌دمید

سرّ مگوی تو، سرِ گویا شدن نداشت

از چهره تربت تو اگر پرده می‌گشود

تا حشر، كعبه، فرصت پیدا شدن نداشت

تنهاست چاه، همدم تنهایی علی

او بی تو، میلِ همدمِ تن‌ها شدن نداشت

تابوت تو، علی، غم هجران، چهار طفل

«شب، مانده بود و جرأتِ فردا شدن نداشت» 1

 

1. سلمان هراتی




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/22 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


ای رشته ای از حبل خدا ، چادر زهرا

ای بافته ی اهل سما ، چادر زهرا

ای گوشه ای از ، جلوه ای از ، ظلّ الهی

ای تکّه ای از عرش خدا ، چادر زهرا

ای جوشش رحمت به طفیل حرکاتت

ای کوشش امّ النّجبا ، چادر زهرا

رضوان و جنان ، خلد برین ، جنّت و طوبی

در نزد تو دارد چه بها ؟ ، چادر زهرا

الیاف تو را دست خدا بافته در هم

تا عشق شود جلوه نما ، چادر زهرا

در روز جزا رشته ای از تو برهاند

یک سر همه ی اهل ولا ، چادر زهرا

اسباب شفاعت به قیامت به تو باشد

چشمان تمام صلحا ، چادر زهرا

سجاده نشین همره آن طاهره هر شب

بودی به مناجات و دعا ، چادر زهرا

انوار تجلّی شده در رنگ سیاهی

ای فخر و مباهات نسا  ، چادر زهرا

افسوس شکستند تو را حرمت و ، پامال

گشتی به صف اهل جفا ، چادر زهرا

تنها سپر فاطمه در حمله ی اعدا

ای اسلحه ی بنت هدی ، چادر زهرا

در  کشمکش کوچه تو یک لحظه نگشتی

از بانوی اسلام جدا ، چادر زهرا

چون حکم فدک پاره شدی ؟ وای ندانم

اسرار مگو را بنما ، چادر زهرا

گلرنگ ز خونابه ی آن سینه ی مجروح

گشتی تو شبیه شهدا ، چادر زهرا

در روز جزا خلق بمیرند ، چو بینند

بر تو اثر ضربه ی پا ، چادر زهرا

با فاطمه شلّاق تو خوردی و کشیدی

پرده به همان دست چرا ؟ ، چادر زهرا

ای همدم رنجوری بانوی مدینه

ای شاهد هر رنج و بلا ، چادر زهرا

تا بر سر زینب تو شدی ، دید علی گفت :

شد همسر من زود فدا ، چادر زهرا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/22 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود

خورشید هم ز شرم به مغرب خمیده بود

رد می شدند مادر و طفلی سیاه موی

از کوچه ای که وقت غروبش رسیده بود

مثل همیشه بر سر این راه جبرئیل

از رد پای خاکی شان بوسه چیده بود

آئینه ای که طاقت آهی نداشت آه

این چند روز زخم ترک را چشیده بود

حالا غریبه ها سر راه عبور او

یک دست را به نیت سیلی، کشیده بود

نامحرمی که کینه ی این خانواده داشت

حالا دوباره نام علی را شنیده بود

کودک دوید تا نگذارد ولی چه سود

دستی حرام بر رخ مادر رسیده بود

دیوارهای سنگی این کوچه شاهدند

افتاده بود مادر ، دیگر بریده بود

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد

در هر دو گونه جای کبودی کشیده بود

برخواست روی پا و زمین خورد و ناله کرد

خطی ز خون ز گوشه ی چشمش چکیده بود

رد می شدند مادری و طفلی سفید موی

از کوچه ای که قامتشان را خمیده بود




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/22 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


افتادی و از دست من کاری نمی آمد

حتی کسی هم در پی یاری نمی آمد

آن روز اگر تو حامی مولا نمی بودی

بعد از شما قطعا علمداری نمی آمد

زهرا اگر بودی و من هم در کنار تو

با نور تو بانو شب تاری نمی آمد

بعد از تو زانویم دگر طاقت نمی آرد

بر دوش من با بودنت باری نمی آمد

ای کاش می شد پشت در هرگز نمی رفتی

تا سوی پهلوی تو مسماری نمی آمد

آنروز اگر دستان من را باز می کردند

هرگز سراغ تو که بیماری نمی آمد

سنگینی داغت به روی شانۀ من گفت

روی سرت او بود آواری نمی آمد

زهرا خداحافظ ولی اینجا اگر بودی

هرگز سراغ من گرفتاری نمی آمد

این ظلم را با تو اگر اینسان نمی کردند

تا آخر دنیا عزاداری نمی آمد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/22 | 05:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


منم شمعی که اشک غم فشانده

شرار غم مرا از پا نشانده

اگر پرسید از پروانۀ من

به جز خاکسترش چیزی نمانده

***

دوچشمان تر تو آتشم زد

غم ویرانگر تو آتشم زد

اگرچه هر نگاهت شعله ای داشت

نگاه آخر تو آتشم زد

***

چون شعله ور از شرار دشمن در شد

پروانۀ شمع عشق خاکستر شد

گلچین چونهاد پا به گلخانۀ وحی

گل ناله زد و غنچۀ او پرپر شد

***

گُل اشک از دو چشمم چیدم اینجا

صدای مادرم بشنیدم اینجا

به من از کــربــلا دیگر نگوئید

که من کرببلا را دیدم اینجا




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/12/22 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 36 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.