حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


جز مشت پر، ز بال کبوتر نمانده است

یعنی برای پر زدنش پر نمانده است

در پشت میله های قفس می رود ز دست

چندی دگر ز عمر کبوتر نمانده است

این مادر است نه ، نه همان مادر قدیم

غیر از کبودی از تن مادر نمانده است

زانوی خود گرفته بغل خوب روشن است

چیزی دگر به مردن حیدر نمانده است

صورت کبود و بازو و پهلو شکسته است

یک عضو سالم از همه پیکر نمانده است

یارب چه آمده سر پهلوی مادرم

جایی که جای سالمی از در نمانده است

آخر دعای اهل محل مستجاب شد

دیگر دلی به کوچه مکدر نمانده است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


دارد غریبی تو نفس گیر می شود

باید به پشت در بروم، دیر می شود

در باغ خرم من و تو، یا علی ببین

باد خزان چگونه سرازیر می شود

این دشمن حرامی و روبه صفت، چرا

اینجا برای شیر خدا، شیر می شود

در بین شعله، سوره ی تکویر خواندنی ست

این سوره پیش چشم تو تفسیر می شود

در پشت در، به راه تو می جنگم و ببین

این میخ ها، به سینه ی من، تیر می شود

این در شکست و دختر من هول کرده است

او را به حجره ای ببرش، پیر می شود

اجر رسالت پدرم را گرفته ام

با ضرب در، ز فاطمه تقدیر می شود

زین پس دگر نیاز به امَّن یجیب نیست

دارد دعای فاطمه درگیر می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


عید امسال پر از بوی گل یاس شده است

و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده است

همه ی دشت گواهند که با بوی بهار

عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده است

چینش سفره امسال تفاوت دارد

سین هر سفره ، سلامی است که بر یاس شده است

روضه ی چادر خاکی همه جا پیچیده

سیب ها عطر خوش کوثر و اخلاص شده است

ابر ، در هیات یک مستمِع مداحی است

بس که می گرید و دل نازک و حساس شده است

....

جان گل های جهان پیشکش یاسی که

زخمی سیلی باد و ستم داس شده است...




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


در هر نفس نسیم، بوی آه است

در شبنم ـ اشک گل ـ تبی جانکاه است

چون بی تو چمن صفا ندارد ای گل

عمر همه گل های جهان کوتاه است

***

گفتم؛ که مگر مردی، شاید، یاری...

از خویش برون آید و آخر کاری...

گفتم: بخدا امامتان پشت در است...

به در گفتم، که بشنود دیواری!

***

دیروز مدینه و غمی جان کاه و...

باران باران، اشک علی در چاه و...

شب های پر از راز و هزاران آه و...

مردی مانده که می رسد از راه و...

***

با یاد غریب آشنا گریه کنیم

چون ماه میان چاه ها گریه کنیم

اسلام غریب شد علی خانه نشین

با گریه فاطمه بیا گریه کنیم




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت

هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت

دیوار دم می داد و در بر سینه می زد

محراب می نالید و منبر داشت می سوخت

جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود

جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت

آتش سرایت داشت؛ هیئت کربلا شد

باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت

یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست

ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت

آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد

عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت

سریند یازهرای محسن غرق خون بود

سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت

باید به یاران شهیدم می رسیدم

خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت

برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست

در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت

دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند

گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت

شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه

دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت

ما عشق را پشت در این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


عشق شعله بکشد بال و پرت می سوزد

بی پرو بال که باشی جگرت می سوزد

شعله و بادِ مخالف به هوا چون برخواست

پشت در هم بروی، موی سرت می سوزد

تو قرار است پسردار شوی، می دانی؟

در به روی تو بیفتد، پسرت می سوزد

حور از جنس گُل و بیشترش گلبرگ است

بین آتش بروی بیشترت می سوزد

علی و دست رسن پیچ شده، این یعنی

دارد ای فاطمه چشمانِ ترت می سوزد

لااقل فکر قمر های خودت باش کمی

پاشو ای ماه، ببین دور و برت می سوزد

فکر کن شعله ی این فتنه به زینب برسد

وسط شعله، دلِ شعله ورت می سوزد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-عیادت


تیره روزان ازچه در بیت ولایت آمدند

این ستمکاران دراین جا با چه جرأت آمدند

درخفا بر زخم جان من نمک پاشیده اند

با فریب و حیلۀ اشک ندامت آمدند

پیکرم را غرق زخم کینۀ خود کرده اند

سوی صید زخمی خود بر عیادت آمدند

خنجر خود را فرو بُردند در قلبم ولی

باز بهر پرسش از زخم و جراحت آمدند

دشمنی کردند با قرآن پاک و عترتش

بهر صحبت با من از اجر رسالت آمدند

دست و پهلوی مرا درهم شکستند و هنوز

در کنار بسترم با آه حسرت آمدند

مُهری از ارث فدک را گوشۀ چشمم زدند

با چه رویی بهر اظهار ندامت آمدند

این سیه روزان چه می خواهند اینجا یاعلی

دوزخی طبعان چرا در باغ جنّت آمدند

بی«وفائی» شیوۀ این شب پرستان گشته است

گرچه در ظاهر پی عرض ارادت آمدند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


آخرین نافله های سحرت کشت مرا

درد دل کردن تو با پدرت کشت مرا

ای قیامت قد و بالات ، قیامت کردی

این چه حالی است ؟ هلال کمرت کشت مرا

نبض من با تپش قلب تو همسو گشته

غصه داری دل پر شررت کشت مرا

فاطمه ، عمق نگاه تو ز غم لبریز است

غربت مخفی چشمان ترت کشت مرا

همسفر ، لحظه ی معراج تو نزدیک شده

دردمندانه وداع سفرت کشت مرا

ای پرستوی بهشتی مدینه ، زهرا

این که سوزانده عدو بال و پرت کشت مرا

فاتح خیبرم و صاحب تیغ دو سرم

غصه ی کوچه و اشک پسرت کشت مرا

یاس نیلی شده ی گلشن توحیدی من !

گل زخمی که نشاندی به برت کشت مرا

اولین دادرسی صف محشر از توست

دادخواهی تو از دادگرت کشت مرا




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چنان در آتش كین سوخت گلچین، خرمن گل ر ا

 كه از بلبل ربود آرام و، از دل ها تحمّل را

مدینه! باغبان را گو به باغ گل چه مى آیى

 كه مى بندند پیش دیده ى گل، بال بلبل را

در آغوش محبت غنچه ى نشكفته یى دارد

 خدا را رحم كن گلچین و، مشكن شاخه ى گل را

مدینه! گو به بلبل آشیان از باغ بیرون بر

 كه مى سوزند اینجا در كنار غنچه، سنبل را

مگر بلبل چه فیضى مى برد از صحبت این گل

 كه یكدم برنمى دارد از او چشم توسل را؟

مدینه! غنچه ى پرپر، گل خزان، گلزار در آتش

 ببین بیرحمى گلچین و میزان تطاول را

چرا امشب به سوى باغ گل، بلبل نمى آید؟

 مگر از یاد خود برده ست گلهاى قرنفل را؟ 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


تمام شد...همه رفتند... باز تنهایی

و خسته تر ز همیشه کنار زهرایی

چه گریه دار شده ، خیره گشتنت بر خاک

ببین زمین شده در  زیر پای تو نمناک

چقدر قاری من  ، سوزناک میخوانی

بریده  " انّا... اع ...طـی.....ناک " میخوانی

بلند شو که نبینند...زود می فهمند

کجا محل وداع تو بود...می فهمند...

بلند شو..شب بی مادریست در خانه

و دختری که نخوردست موی او شانه

حسن هنوز نگفته است رازهایش را

حسین در دل خود ریخت  گریه هایش را

به زیر چادر مادر پناه  آورده

که نشنوند از این طفل ، های هایش را

حسن نشسته و انگار او قسم خورده

که هرگز  او نگذارد به کوچه پایش را

نشد نگاه کند جای دیگری فضه

که دوخته ست به آن گوشه چشمهایش را

بلند شو قسمت می دهم به آن معصوم

به محسنی که ندادند خون بهایش را

بلند شو..تو علی گشته ای که صبر کنی

که با دو دست خودت جان خویش قبر کنی

عبث نبود به دست تو فتح شد خیبر

عبث نبود تو مولا شدی ، تو ای حیدر

...

بلند شو که ببیند صبر بابا را

و معجزات دگر باره ی مسیحا را

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار طشت پر از خون کنار خواهر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار نیزه و شمشیر و نازنین سر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

قرار  " تیر سه شعبه -گلوی اصغر"  ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

کنار علقمه ماه به خون شناور ماند

بلا بلای عظیمی یست، روز دیگر ماند

هنوز قصه ی تلخ علیّ  اکبر ماند

بلا بلای عظیمی یست ، روز دیگر ماند

هنوز قصه صحرا و خار و معجر ماند

هنوز دختر تو ، نازنین پدر دارد

هنوز زینبتان  چادرش به سر دارد

...

بلند شو که ببینند صبر بابا را

و معجزات دگر باره ی مسیحا را

بلا بلای عظیمی یست بر سرت آمد

ولی بخند که زینب ... که دخترت آمد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


نقطه ی ثقل عنایات فقط مادر ماست

باب احسان و کرامات فقط مادر ماست

امة الله ولی سیده ی عالمیان

مادر شیعه و سادات فقط مادر ماست

همه شب پای ورم دار شهادت بدهد

روح طاعات و عبادات فقط مادر ماست

وصف آن زینت گوش و سر گردن این بود

برتر از هرچه مقامات فقط مادر ماست

گر خدا نور سماوات و زمین است به حق

جلوه ی کامل مشکات فقط مادر ماست

مرد اگر بود به والله که پیغمبر بود

وجه رب در همه حالات فقط مادر ماست

امتحان گشته ی حق صابره در هرچه بلا

منشاء سر موالات فقط مادر ماست

کربلا وسعت آن ضربه ی سیلی باشد

صاحب کل بلیات فقط مادر ماست

خون مسمار نشان سر نیزه دارد

قبله ی درد و مصیبات فقط مادر ماست




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


نور را با نار یاری می کنند

بهر مرگت پافشاری می کنند

تا ز دست گریه ات راحت شوند

روز و شب لحظه شماری می کنند

بعد پیغمبر چه شد تنها شدی؟

خوب از غمدیده یاری می کنند!

مزد رحمت های او را داده اند

این چنین خدمت گزاری می كنند

تا تسلّی بخش غم هایت شوند

در سقیفه سوگواری می كنند

جای گل با هیزم این اقوام پست

روز روشن غمگساری می كنند

تا نبینم جلوه ای از ماه تو

چهره ات را زرنگاری می كنند

بت پرستان مدینه با غلاف

خون ز پهلوی تو جاری می كنند

با طناب و سیلی و مسمار در -

كارهای ابتكاری می كنند

خوب شد چشم نبی دیگر ندید

كه چگونه نابكاری می كنند

بعد آن بی حرمتی بر اهل بیت

در عیادت شرمساری می كنند

جان من از روی حیدر رو مگیر

مردمانم بی قراری می كنند

بغض های در گلویم بین چاه

با علی شب زنده داری می كنند

با تو حتی بین بستر، زخم ها -

نیمه شب ناسازگاری می كنند

خنده های زخم های پهلویت

جامه ات را لاله كاری می كنند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


اومدن توی خونم قدم زدن

توی کوچه بچه هامو هم زدن

شبا دیگه دور هم جمع نمیشیم

بدجوری زندگیمو بهم زدن

***

من میخوام مثل بهار گریه کنم

بشینم با ذوالفقار گریه کنم

تودلت پره منم دلم پره

پس کمی بخواب بذار گریه کنم

***

من میخوام به پات تمنا بیارم

اشکم و برا مداوا بیارم

پیش دست تو خجالت میکشم

تو خونه دستمو بالا بیارم

***

فاطمه حرف جدایی کم بزن

خودت این تابوتت و بهم بزن

بچه ها دارن تموشات میکنن

هر طوری شده پاشو قدم بزن




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 05:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


خمیده تر شده ای بسکه درد بسیار است

نرو بمان که امامت غریب و بی یار است

دوباره دور و بر خانه دیدمش امروز

هنوز قنفذ بی شرم فکر آزار است

میان کوچه تو را پیش من کتک می زد

یکی نگفت نزن، فاطمه عزادار است!

ز بسکه پلک پر از گریه ات ورم کرده

مرددم که به خواب است یا نه بیدار است

سه چارمرتبه امروز بر زمین خوردی

عزیز جان علی چشم تو مگر تار است؟

بیا به جان حسینت زیاد گریه نکن

که خوب نیست برای کسی که بیمار است

ز حال رفته حسن در حیاط افتاده

هنوز لکه خونت به روی دیوار است

دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم

بدون شک همه اش کار نیش مسمار است

بهار خانۀ حیدر چرا چنین شده ای

خودت خزانی و پیراهن تو گلزار است

برو که محسن درخون نشسته آنطرف است

برو که رفتنت انگار بهترین کار است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


ما گریه کنان غم صدیقه هستیم

سینه زنان ماتم صدیقه هستیم

در فاطمیه ذکر وا اُما بگیریم

ما بی قرار این دم صدیقه هستیم

ما سینه زنها از ازل تا روز محشر

زیر لوای پرچم صدیقه هستیم

در لا به لای گریه ما را هم دعا کرد

مدیون چشم پر نم صدیقه هستیم

این اشک ما بهر تسلی دادن اوست

با گریه هامان همدم صدیقه هستیم

ام ابیها بودنش اعجاز کرده

ما جرعه نوش زمزم صدیقه هستیم

بی بی همیشه سن و سالی دارد اما

ناراحت عمر کم صدیقه هستیم




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/7 | 10:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


گرد علی ضریح تو اندر طواف شد

راه میان خانه و مسجد مطاف شد

دست چهل نفر همه در جنگ با علی

دست تو با تمامی‌شان در مصاف شد

تنها امید دست خدا بود دست تو

دستت شکست و دست علی در کلاف شد

از ذوالفقار نام علی کینه داشتند

اما حساب کینه‌شان با تو صاف شد

‌‌دستت محال بود علی را رها کند

وای از غلاف، هرچه که شد با غلاف شد

تو دست خیر داری و از خیر دست تو

از مالیات - قنفذ ملعون معاف شد

دستی که بوسه‌گاه نبی بود گوئیا

در بازویش دچار کمی انحراف شد

مویی که استخوان تو برداشت پشت در

خوردی زمین به کوچه و دیگر شکاف شد

خانه به خانه در زدی و گفتی از غدیر

اما جواب تو سخنان گزاف شد

بعد از تو ای ستاره‌ی خوشبختی علی

در کنج خانه کار علی اعتکاف شد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


بهارش قامتی خم دارد امسال

گلستان، یاس را کم دارد امسال

چه عیدی و چه جشنی بچه شیعه؟!

حسین فاطمه غم دارد امسال

***

در فصل بهار، یاس پرپر هرگز

عید است ولی بدون مادر هرگز

بابای من و شما پیِ تابوت است

شادی وسط عزای حیدر؟ هرگز




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


یکباره آسمان در، جوش و خروش آمد

با نالۀ ملائک، بانگ سروش آمد

دشمن هجوم آورد، بر گلشن ولایت

از پشت در صدای زهرا به گوش آمد

در بین آتش و دود ، یک غنچه گشت مفقود

با ناله در برِ گل ، تا گلفروش آمد

وقتی که محسن او، در خون خویش غلطید

با پهلوی شکسته زهرا به هوش آمد

آنجا که دید دشمن، بسته امام او را

با باری از رسالت ، بر روی دوش آمد

در کوچه های غربت، بگرفت دامنش را

خون در رگان عصمت، ناگه به جوش آمد

بازوی او شکسته، شد از غلاف شمشیر

امّا چو موج و توفان، او درخروش آمد

تا که برد به خانه ، تنها امام خود را

از خانه تا به مسجد ، او سخت کوش آمد

جان امام خود را، زهرا نجات بخشید

امّا به بستر بیماری خموش آمد

زینب ز مادر خود ،آموخته «وفائی»

در نهضت حسینی ، گر لاله پوش آمد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه و نوروز


ما هم سر سال فاطمیه داریم

هم آخر سال فاطمیه داریم

از این سر سال و آخرش معلوم است

سرتا سر سال فاطمیه داریم




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شنیدم من حدیثی آسمانی

ز ابن فهد حلی ، پر معانی

که زهرا در دم راز و نیازش

برفتی چون به معراج نمازش

شد آن سان حال آن حق را عصاره

نفس هایش فتادی در شماره

جهان بر روح او حقا قفس بود

تجلی خدا در هر نفس بود

ز بصری جای دیگر این شنیدم :

که من عابدتر از زهرا ندیدم

ز بس در طاعت آن ام الکرم بود

دو پای نازنینش پر ورم بود

گرفتم یک نتیجه زین دو مطلب

که در اوج بلا یا ام زینب

همان روزی که آتش شعله افروخت

همان روزی که باب الله می سوخت

ادا می کرد در دهلیز آن در

نماز عشق ، آن هم عشق حیدر

نفس هایش شمار افتاده بود او

چو گل در رهگذار افتاده بود او

نماز عشق زهرا دیدنی بود

مصلی و مصلی دیدنی بود

علی محو نماز ساده ی او

نمی از خون دل سجاده ی او

نماز عشق را نوری جلی بود

تمام نیت او یا علی بود

چو او در پشت در تکبیر می زد

عدو با قبضه ی شمشیر می زد

عجب ذکری ! عجب خونین سجودی !

شرار و بوستان ، یاس کبودی

قنوتی بر ولایت متهم داشت

سبب این بود بازویش ورم داشت

شنو از خون و دود و شعله تسبیح

کند دشمن خودش این گونه تصریح :

به بیت فاطمیان چون رسیدم

بجز بغض علی دیگر ندیدم

دلم لبریز از نا حق خود بود

درون من به پا بدر و احد بود

شنیدم تا زدم بر درب بسته

صدای استخوان های شکسته




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


در مقامی كه عقیق سرخ از زر بهتر است

اشك هایم بال معراج است از پر بهتر است

بیشتر از بهترین وجه عبادت از نماز

در قیامت اشك هایت را بیاور بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد كبوتر بهتر است

از سر اخلاص حمدش را به جا می آورم

آنكه از آغاز یادم داده كوثر بهتر است

گرچه فرقی نیست بین ساقی و كوثر ولی

بارها فرموده پیغمبر كه مادر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینۀ معصوم نیست

سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در، حرز نام فاطمه

از دو لشگر هم برای مرد خیبر بهتر است

هر كسی بو برده از غیرت شهادت می دهد

در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است

از زمانی كه شنیدم در به پهلویت گرفت

حس من این است اصلاً خانه بی در بهتر است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مادر صدای دل شكنت آتشم زده

اندوه و غصه و محنت آتشم زده

تنها نرو ز پیش پدر، رحم كن، بمان

این گریه های هم سخنت... آتشم زده

مادر شنیده ام كه به مسجد چه كرده ای

لحن كلام بت شكنت آتشم زده

من زینبم، صبورترین دخترم ولی

خون به روی پیرهنت آتشم زده

هربار آمدم به ملاقات محضرت

گل زخم های روی تنت آتشم زده

ماندم كه بر كدام غمت ناله سردهم

حال پدر، فدك، بدنت آتشم زده

وقتی پدر برای تو تابوت ساخته

یعنی خزان شده چمنت آتشم زده

حالا من و دوتا كفن و غصه ها ولی

داغ حسین بی كفنت آتشم زده

گر چه در این جهان شده ام عاشق حسین

اما غریبی حسنت آتشم زده

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/2 | 06:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بی تو انیس گریه ی من قلب چاه شد

كارم فغان و ناله و اندوه و آه شد

رفتی و رفت با تو پناهی كه داشتم

یا فاطمه بدون تو عشقم تباه شد

بعد از تو ای سپاه علی بین كوچه ها...

حیدر میان شهر بدون سپاه شد

روی سرم تمامی دنیا خراب گشت...

وقتی كه قامت تو هلالی چو ماه شد

(حد می زدند جسم تو را تازیانه ها)...

از آن زمان كه پیروی از من گناه شد

آن شب كه جامه و كفن تو سفید شد...

گویا تمام زندگی من سیاه شد

زهرا دعا نما به تو ملحق شوم دگر

آخر پس از تو شیر خدا بی پناه شد

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/1 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رباعی عید نوروز - ایام فاطمیه


عمری است که ما سائل این در هستیم

از روز ازل بیمه ی حیدر هستیم

در سال جدید و لحظه های تحویل

صد شکر سر سفره مادر هستیم

***

با تشکر از شاعر گرامی جهت ارسال این شعر 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/1 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


خرمن آسودگی شرار بگیرد

چادر مادر اگر غبار بگیرد

وای  از آن لحظه ی بدی که ببینی

گوشه ای از دامنش به خار بگیرد

فصل خزانش،  بهار خوشه ی اشک است

فاطمیه باغ گریه بار بگیرد

شام عروسی به فکر سائل خویش است

جامه ی نو داده، وصله دار بگیرد

حُرمت میلش ببین که تا به کجاهاست

رفته برایش خدا انار بگیرد

دست علی گرچه بسته در اُحد امروز

دست ورم کرده ذوالفقار بگیرد

بد لگدی بود...محسن از نفس افتاد

خواست که طفلی ز در فشار بگیرد

گریه ی زهرا به اختیار خودش نیست

از در و همسایه اختیار بگیرد

ماندم از آن بازوی شکسته، چگونه

آمده پای تنور کار بگیرد؟

گودی چشمش مرا کشانده به گودال

تا مژه ام زخم بیشمار بگیرد

با دلِ خون رفت از مدینه، علی هم

مانده برایش کجا مزار بگیرد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/12/26 | 12:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از  شهادت-نبش قبر مبارک


نام زهرا شنید و طوفان شد

رنگ پیشانی اش نمایان شد

اینکه دستار حیدری بسته است

ذوالفقار دلاوری بسته است

به چه کاری آمده چه سر دارد

اینکه شمشیر بر کمر دارد

کس جلودار او نمی گردد

هیچ کس روبرو نمی گردد

غرش حیدر است طوفان است

عرق غیرت است باران نیست

در ظهور آمده وقار علی

قد علم کرده ذوالفقار علی

از ردیف عجائب است این مرد

اسد الله غالب است این مرد

همه در اضطراب و سر درگم

شیر شوریده بود، بر مردم

بیشه درمانده از هیاهویش

فاتح خیبر است ، بازویش

نفس از سینه ها نمی آید

غیرضجه، صدا نمی آید

داد می زد سر تمامی شهر

یر سر بغض بر مرامی شهر

خاک اینجاست قبله گاه خدا

کعبه مخفی من است اینجا

به خداوند بی مثال واحد

آهنی گر بر این زمین برسد

لب تیغ من و دمار شما

وای بر حال و روزگار شما

آنقدر می کشم در اینجا تا

خون بگیرد تمام صحرا را

از من خونجگر چه می خواهید

داغ از این بیشتر چه می خواهید

یار نه سالۀ مرا کشتید

حضرت لالۀ مرا کشتید

فاطمه از شما که خیر ندید

نود و پنج روز درد کشید

تازه از این مدینه راحت شد

تازه از زخم سینه راحت شد

این بقیع است باغ و گلشن من

حق زهراست روی گردن من




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-فاطمیه(س)


شکر خدا تمامی ما سینه زن شدیم

با روضه های آل عبا سینه زن شدیم

اصلاً خدا برای همین آفریدمان

قبل از وجود ارض و سما سینه زن شدیم

با عشق کربلا به حسینیه آمدیم

در فاطمیه های خدا سینه زن شدیم

رفتیم تا کبوتر گنبد طلا شویم

امّا درون صحن رضا سینه زن شدیم

دارالولایه های سماوات مال ماست

از آن زمان که ما رفقا! سینه زن شدیم

از گوشه های سنگر این فاطمیه ها

برخاستیم و با شهدا سینه زن شدیم

گاه از نجف، مدینه گهی سامرا و گاه -

تا خیمه گاه کرُب و بلا سینه زن شدیم

یا صاحب الزمان به تسلّای قلب توست

گر در عزای جد شما سینه زن شدیم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شکوه خلقت تو عرش را تکان داده است

و اشتیاق شگفتی به کهکشان داده است

در ازدحام ملائک، مسیح انفاست

نشاط تازه به روح فرشتگان داده است

چقدر واژه ی زهرا به تو برازنده است

طلوع نور تو جلوه به آسمان داده است

بهشت حُسن! به سیب گلاب می مانی

نسیم ، رایحه ات را به بوستان داده است

بهار سبز کرامت ، فدای دستانت

صله چقدر به دستان این و آن داده است

پدر به شوق تو صدها کبوتر بوسه

به گونه های بهاریت آشیان داده است

شکسته باد تبرها ، هزار نفرین باد

به باغ یاس تنت وعده ی خزان داده است

به احترام تو آتش بگو گلستان شد!

بگو که شعله به پیراهنت امان داده است!

غروب می چکد از آسمان پهلویت

شفق به چادر تو نقش ارغوان داده است

چه ساده جان علی در مقابلش می سوخت

چگونه صبر کند؟ سخت امتحان داده است

شکست مثل همیشه چه بی صدا در خویش

تمام حرف دلش را به ریسمان داده است

نشسته خار به چشمان دل پریشانش

گلوی زخمی او دل به استخوان داده است

بس است زخم زبان ، طعنه های پی در پی

به حال خود بگذاریدش او جوان داده است

هزار بار خدا را سپاس می گویم

توان از تو سرودن به ناتوان داده است

خدا کند که بگویند شاعری یک شب

به پای یک غزل فاطمیش جان داده است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شنیدم که بعد از وفات بتول

گل بوستان بهشت رسول

علی چون چراغ شب غربتش

چه شب ها که می سوخت بر تربتش

شب تیره با دیده ی اشکبار

علی بود و خاموشی و قبر یار

لبش مانده خاموش از زمزمه

دلش پر ز فریاد یا فاطمه

شبی گفت با آن شه عالمین

چراغ دل و دیدۀ او حسین

پدر من فروغ دو عین توام

گل باغ زهرا  حسین  توام

خدا را، کرم کن شبی ای پدر

مرا هم سر قبر مادر ببر

علی سوخت با لاله ی حاصلش

تو گویی که شد تازه داغ دلش

چنان جان او در تب و تاب شد

که شمعی شد و سوخت و آب شد

چو شب بر زمین و زمان چیره شد

جهان همچو بیت علی تیره شد

علی آن که می سوخت چون آفتاب

مه کوچکش را صدا زد ز خواب

که ای شمع جمع شب تار من

چراغ دل و چشم بیدار من

نه قلب تو از غصّه افروخته

که مادر هم از هجر تو سوخته

زجا خیز ای خفته با حال زار

که مادر بود بر تو چشم انتظار

زجا جست آن طایر خسته دل

که جوید گُل خویش را زیر گِل

به آرامی آن مرغ افسرده حال

به دیدار مادر زدی بال بال

چو افتاد از دور چشمش به قبر

زکف داد یکباره آرام و صبر

چو اشکی که از دیده افتد به خاک

بخاک اوفتاد آن بهین جان پاک

سرود از سویدای دل این کلام

غریب وطن جان مادر سلام

حسین تو هستم جوابم بده

سر از خاک بردار و آبم بده


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


با تو پیمان از ازل بستیم ، یا زهرا مدد

عهد خود یک لحظه نشکستیم ، یا زهرا مدد

آیه ی نام تو را هر دم قرائت می کنیم

دل به ختم ذکر تو بستیم ، یا زهرا مدد

گوهر عشقیم ، آنجایی که از یادت پریم

بی تو ما بی ارزش و پستیم ، یا زهرا مدد

آن زمانی که به وصل روضه ات دل می دهیم

از جهان پیوند بگسستیم ، یا زهرا مدد

بانوی مهر آفرین با قدرت امداد تو

بارها از دام ها جستیم ، یا زهرا مدد

تا به دست خسته ی تو دست یاری می دهیم

دل پریشان همان دستیم ، یا زهرا مدد

پا برون از حیطه ی مهرت چسان بگذاشتن

ما به کوی عشق پا بستیم ، یا زهرا مدد

مادرانه بر سر طفلان خود دستی بکش

خوب یا بد ، هر کسی هستیم ، یا زهرا مدد




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/12/25 | 01:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 37 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic