حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


جای آتش، شمع گر سوسو بگیرد بهتر است

شمع اصلا آتش از یک سو بگیرد بهتر است

باعث زحمت شود اصلا اگر شانه زدن

گاه روی صورتی را مو بگیرد بهتر است

اینکه می خواهد بگوید "بهترم" این خوب نیست

اتفاقا دست بر زانو بگیرد بهتر است

بی تعادل درمیان خانه جارو می زند

کشتی بی بادبان پهلو بگیرد بهتر است

گرچه می ارزد به شادی علی این اتفاق

فضه از دستش ولی جارو بگیرد بهتر است

برخلاف آنچه می گویند با این حال و روز

هرچه زهرا از علی اش رو بگیرد بهتر است

از علی رو را بپوشاند ولی پیش حسن

اتفاقا دست بر بازو بگیرد بهتر است




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-تابوت


جایی برای كوثر و زمزم درست كن

اسما برای فاطمه مرحم درست كن

تابوت كوچكی كه بمیرم درون آن

با چند تخته چوب برایم درست كن

تا داغ این شقایق زخمی نهان شود

تابوتی از لطافت شبنم درست كن

مثل شروع زندگی مرتضی و من

بی‌زرق و برق، ساده و محكم درست كن

از جنس هیزمی كه در خانه سوخت، نه

از چند چوب و تختۀ مَحْرَم درست كن

طوری كه هیچ خون نچكد از كناره‌اش

مثل هلال لاله كمی خم درست كن




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


من آن گلم که دگر با خزان گلاویزم

 رسیده از پی هجده بهار  پائیزم

من آن گلم که شکفتن ز خاطرم رفته است

به گریه خوی بگیریم ز خنده بگریزم

بگو  بلال  بیاید  اذان  بگوید  باز

که غم ز دل برد آن نغمه ی دلآویزم

اگر ز جای بخیزم که برنخواهم خواست

تمام عمر از آن کوچه  هست  پرهیزم

تمام  نیروی خود را ذخیره می سازم

که چون علی بزند در زجای برخیزم

دو قطره اشک که در مقدم تو چیزی نیست

اگر اجازه دهی جان به پات می ریزم




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-شب شهادت


گرچه وقت ایستادن دردهایش بیشتر بود

درد اندوه علی  از درد پایش بیشتر بود

عشق یعنی تا علی  از راز او سر در نیارد

هرچه دردش بیشتر، لبخندهایش بیشتر بود

عشق یعنی گرچه می دانست روز آخرین است

بر امور خانه اما اعتنایش بیشتر بود

کوچه های شهر خاکی هست اما این اواخر

رد پای خاک کوچه بر ردایش بیشتر بود

وقت پیری نه، عصای دست مادر در جوانی است

این اواخر بر حسینش اتکایش بیشتر بود

کار با آن کس که اسمش را نمی گویم ندارم

کاش اما شعله ی آتش حیایش بیشتر بود

من که از این رازها سر در نمی آرم ولی باز

سوره ی کوثر الهی نقطه هایش بیشتر بود

از کرم باشد نه از مکنت، اگر در کل کوفه

بر در این خانه از هر جا گدایش بیشتر بود

شاعرم با بیت هایی الکن، اما کاش وسعم

از غزل هایی که می گویم برایش بیشتر بود 




موضوع: شب شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-هجوم به بیت ولایت


منظومه ی عشق و مستی از کار افتاد

گردونه ی حق پرستی از کار افتاد

از بوسه ی تازیانه بر دست بتول

یک لحظه تمام هستی از کار افتاد

***

از  داغ  تو  من  تمام  دردم  زهرا

ای کاش به  خانه بر  نگردم  زهرا

کردی تو نود زخم  مرا  چاره ولی

یک زخم  تو  را  چاره نکردم  زهرا




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


فصل خزان باغ مرا دلگیر کرده

حال و هوای خانه ام تغییر کرده

از کوچه بیزارم خدا... این کوچه ی تنگ

یاس جوانم را کمان و پیر کرده

صبر و سکوت من برای حفظ اسلام

روباهِ یثرب را برایم شیر کرده

ریحانه ام در بستر است و درد دارد

سرتاسرش از ضربه ها تغییر کرده

این که چرا زهرایم از من رو گرفته

این روزها فکر مرا درگیر کرده

پهلو به پهلو کرد... رنگش مثل گچ شد

سرّ درونش را رخش تفسیر کرده

در خواب دیدم فضه با اسماء می گفت:

مرهم به زخم بازویش تأثیر کرده

سجاده اش را نیمه شب انداخت زهرا

دیدم نشست و نیت تکبیر کرده

رفته به سجده دست بر پهلو گرفته

هنگام برگشتش چرا تأخیر کرده؟!

شأن نزول آیه‌ی تطهیر قرآن

با خون خود بیت مرا تطهیر کرده

با گفتن عجل وفاتی در قنوتش

از زندگی کردن مرا هم سیر کرده

فهمیدم از رنگ در و دیوار خانه

مسمار بدجوری به یاسم گیر کرده

قنبر خدا خیرش دهد با چشم گریان

میخ در این خانه را تعمیر کرده

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال حضرت زینب(س)


نشستم كنارت با دلشوره هام

باهمدیگه از هر دری حرف زدیم

بغل كردمت این شب آخری

بازم مادری دختری حرف زدیم

 

تا پلكت میفته دلم میشكنه

روی آرزوهام تو خط میكشی

چرا چند شبه تا میام پیش تو

همش حرف مرگ و وسط می كشی

 

بسه ناله هاتو نریز تو خودت

تو از وضع زخمای كاریت بگو

بجا صحبت از صبح بی مادری

برام از شب خواستگاریت بگو

 

تا از خاطرات عروسیت میگی

منو محو غم پروریت میكنی

میگی نیستی پیشم ولی فضه هست

همش یاد بی مادریت میكنی

 

حالا كه سرم روی پاته بگو

چی شد تو دلت مهر بابا نشست

برام قصۀ هدیه هاشو بگو

همون هدیه ای كه تو كوچه شكست

 

  برام از لباس عروست بگو

بجا اینكه حرف كفن رو بگی

میخوام امشبم باز برام قصه ی

همون تك یل بت شكن رو بگی

 

همون بت شكن كه شكست خیبرو

همون پهلوون كه به عرش پل زده

حالا زانوهاشو بغل كرده و

با حسرت به تابوت تو زل زده

 

نفسهات یك در میون بند میاد

تو بستر تا پهلو به پهلو میشی

برا اینكه بابارو دلخوش كنی

دوباره داری دست به جارو میشی

 

با دست شكستت به زحمت نیفت

غم دست خستت تو دل خونه كرد

فدای سفیدی موهات بشم

بجات فضه موی منو شونه كرد

 

بمیرم شبا وقت دلتنگیات

لباسای محسن رو بو میكنی

تو می بوسی روی حسین و منو

سفارش به زیر گلو میكنی

 

كفن ها رو دادی به زینب ولی

داری دخترت رو كفن میكنی

حسینم بدون كفن مونده و

من و خوش به این پیرهن میكنی

 

همش زیر لب گفتی از تشنگی

همش رفتی از حال و گفتی حسین

بمیرم برات این شب آخری

همش گفتی گودال و گفتی حسین




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-هجوم به بیت ولایت


ز بس كه از بدن خوناب رفته

همه گویند جسمش آب رفته

بریزد اشك راحت تر زمانی

كه بیند زینبش در خواب رفته

***

از پس در صدای زهرا شنید

فكر خبیصانه به ذهنش رسید

با لگدی كه به در خانه زد

مادر سادات شد اُم الشهید




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


طولى نكشد كه عمر من سر برسد

پیراهن كربلا به آخر برسد

دیروز به دخترم وصیت كردم

گهوارۀ محسنم به اصغر برسد




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


با شوق سفر، چشم‌ به ‌راهی زهرا

می‌ماندی اگر چند صباحی... زهرا

ای کاش غم از دل علی می‌بردی

مانند گذشته با نگاهی زهرا




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/20 | 12:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبانحال امیرالمومنین(ع)


نشستم کنارت

 که من رو ببینی

میخوام تا که از جات

 بلند شی بشینی

 

نشستم کنارت

 عزیزم نگام کن

شبیه گذشته

بخند و صدام کن

 

تو اصلا نباید

 تو بستر بمونی

مگه قول ندادی

 با حیدر بمونی

 

عجب روزگار

خوشی پیش رو بود

تو ذهن منو تو

چقد آرزو بود

 

ببین بچه هامون

دارن اشک میریزن

تو رو جون اینها

که خیلی عزیزن؛

 

عزیزم بلند شو

 تو باید بمونی

تو باید غمای

 علی رو بدونی

 

من آروم میگیرم

تو بشکن سکوتو

کی گفته که از من

 بپوشونی روتو؟

 

من افتادم از پا

تو رنگت پریده

چرا زندگیمون

به اینجا کشیده!

 

چرا با اشاره

جوابم رو میدی

دوباره با اشکات

نگو دل بریدی

 

نگات میگه دیگه

نمیخوای بمونی

عزیزم بلند شو

تو خیلی جوونی

 

شده خونه بی تو

شبیه جهنم

شب و روز حیدر

شده غرق ماتم

 

هنوزم لباسات

پر از بوی دوده

چرا زیر چشمات

سیاه و کبوده

 

برا من یه کابوس

همین بود یه روزی

ببینم تو بستر

تو داری میسوزی

 

عزیزم بلند شو

علی رو نگاه کن

پاشو زندگیتو

بازم رو به راه کن

 

دلم روشنه تو

بلند میشی ازجا

منو بچه هارو

نمیزاری تنها

 

لباساتو زهرا

دوباره عوض کن

بلند شو برامون

بازم پخت و پز کن

 

خودم خوب میدونم

که بی جونه دستت

واسه موی زینب

بگیر شونه دستت

 

دره نیمه سوخته

شده آینه ی دق

بهت قول میدم تا

بشه مثل سابق

 

میخوام زندگی رو

باز از نو بسازم

میخوام زندگی رو

برا تو بسازم

 

دیگه از غمامون

نمونده نشونی

عزیزم بلند شو

تو باید بمونی

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/17 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


شبیه کوه آرامی که آتش در دلش بند است

بدان بانوی من مردت به حکم صبر پابند است

خودت که خوب می دانی چرا امروز آرامم

من آن شیرم که در خیبر، در قلعه ز جا کنده است

سلامم را اگر در شهر پاسخ نیست، عیبی نیست

تو لبخندی بزن زهرا، دوای مرد لبخند است

شنیدم در قنوت آخرت "عجل وفاتی" را

نگو جان علی دیگر، برایم ناخوشایند است

بیا و مهربانی کن، دوباره خطبه خوانی کن

که حامیِ علی بودن فقط بر تو برازنده است

جواب این سؤالم را، بده تو لااقل زهرا

چرا این لاله های سرخ در بستر پراکنده است؟

الهی بشکند دستش، همان روباه ترسویی

که جرأت کرد و بالا برد بر روی زنِ من دست

چرا آشفته گیسویت؟ چرا زخم است بازویت؟

چرا خونی است پهلویت؟ علی از روت شرمنده است

زمان غسل فهمیدم، چه بر روز تو آوردند

به روی بازویت ردی شبیه یک کمربند است

ادا شد حق این مطلب، که تشییع تو شد در شب

که شاهد بر غریبیت فقط ذاتِ خداوند است

**

کنارِ علقمه سقا زمین افتاد در حالی_

_که ذکر فاطمه لبیک خونین نقشِ سربند است

امان از دشمن یاغی، بیا برگرد ای ساقی

به دست شمر ذی الجوشن، گمانم یک گلوبند است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/17 | 01:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بین بستر نیمه شب با درد صحبت میكنم

من به این هم صحبتی ها دارم عادت میكنم

دردهایم بسكه بسیارند ، در هم صحبتی

كم می آید وقت هر اندازه قسمت میكنم

بعد بابایم نیامد خواب در چشمم ولی

با قدوم مرگ دیگر خواب راحت میكنم

چهره ازحیدر اگر پوشیده ام، سلمان بدان

جان زینب، حال و روزش را رعایت میكنم

ضربه بر سر عمدتاً سرگیجه آور میشود

زین سبب با حركت پِلكم عبادت میكنم

بعد مرگم خواستم از او كه شب غسلم كند

از شما شرمنده ام اتمام حجت میكنم

زحمتم بر گردنت افتاد ، زهرا را ببخش

من به زودی ازحضورت رفع زحمت میكنم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/17 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


 گریه های شب و روزم به ثمر نزدیک است

کن حلالم که دگر وصلِ سحر نزدیک است

دیده ای گریه ی طوفانیِ زهرایت را

یاعلی رخصتِ دیدارِ پدر نزدیک است

نشدآخر که ببینم پسرم محسن را

الوداع، دیدنِ رُخسار پسر نزدیک است

جای زخمی که ز مسمار به سینه گُل کرد

داده آزار مرا چون به جگر نزدیک است

نتوانم دگر از روی زمین برخیزم

این جراحات علی جان به کمر نزدیک است

این سه ماهه غم تنهایی تو پیرم کرد

عمرِ گُل کوته و گویی که سفر نزدیک است

می روم با دلی آکنده ز غمهای حسن

قصّه ی طشتِ پُر از خونِ جگر نزدیک است

دَمِ گودال ، حسینم به زمین می افتد

ماجرای گلو و نیزه و سر نزدیک است

وای از داغ رباب و لب عطشانِ علی

به گلویش هدفِ ، تیرِ سه پر نزدیک است




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/12/15 | 11:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


محراب بود و ماه و نماز نشسته اش

روی کبود و نیمه ی چشمان بسته اش

سجاده بود و سجده ی طولانی و قنوت

چادر نمازِ خاکی و دست شکسته اش

دیوار کاگلی ز چه شد تکیه گاه سرو

نزدیک صبح و وقت طلوع خجسته اش

بستر پر از شقایق معجر پر از حناست

درد سری است گیسوی از هم گسسته اش

اینها همه دمار علی را در آوَرَد

کز پا فتاده فاطمه ی سَرو جُثّه اش

مَردِ نبرد و خانه نشینی و اشک صبر

مشگل گشا و درد و غم دسته دسته اش

آرام گوشه ای حسنش زار می زند

باید که خون گریست به احوال خسته اش

حالا حسین تازه بهانه گرفته است

خواهر کجاست مرهم قلب شکسته اش

از محسنش مپرس که این شرح کافی است

نشکفته یاس و غنچه ی از باغ رَسته اش

این خانه نیست قتلگه آل مرتضاست

از مرتضی بپرس و دستان بسته اش

فضه بیا که شرح دهی خاص و عام را

مهدی بیا که حکم کنی انتقام را




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/12/15 | 10:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


دستی به پهلو دارد و دستی به دیوار

داده ست تکیه مادر هستی به دیوار

هرلحظه دردی تازه داغی تازه دارد

در چشم خود غم های بی اندازه دارد

مثل شبی تیره ست دنیای مقابل

تنها هلالی مانده از آن ماه کامل

گاهی که بر دیوار و در دارد نگاهی

آهی به لب می آورد از درد آهی

لبریز از دردست اما غرق احساس

دستی به پهلو دارد و دستی به دستاس

آه این نسیم با محبت، مادرانه

دستی کشیده بر سر و بر روی خانه

شرمندۀ احساس او شد خانه داری

با هر نفس آه از در و دیوار جاری

**

شب، نیمه شب خسته شکسته، مات، مبهوت

دستی به سر می گیرد و دستی به تابوت

از خانه بیرون می رود ناباورانه

جان خودش را می برد بر روی شانه

خورده گره با گرد غربت سرنوشتش

در خاک پنهان می شود پنهان بهشتش

نفسی علی ... آه از دل پر درد او آه

یا لیتها... آه از دل پر درد او آه

**

این روزها دستی به سمت ذوالفقار است

....




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


طولى نكشد كه عمر من سر برسد

پیراهن كربلا به آخر برسد

دیروز به دخترم وصیت كردم

گهواره محسنم به اصغر برسد




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 11:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بسترشهادت - زبانحال امیرالمومنین (علیه السلام(


تو بیقراری و من نیز بی قرارترینم

که من غریب ترین مرد در تمام زمینم

کشیده است از آن سو مدینه تیغ به رویم

نشسته است از این سو فراق تو به کمینم

به حال و روز تو گیرم که اشک شرم نبارم

چه سازم این عرقی را که مانده روی جبینم

علی به خاطر بسترنشینی تو بگرید

تو هم به خاطر من گریه کن که خانه نشینم

به چادرت متوسل شدم که باز بمانی

منی که کهف امانم منی که حصن حصینم

برای سنگ مزارم پس از فراق تو بگذار

ز باغ پیرهنت لاله های سرخ بچینم

مرا شکستن پهلو مرا شکستن بازو

چنان شکست که من بعد با شکست عجینم

تو را زدند و خدا خواست من ببینم و دیدم

خدا کند که فراق تو را به چشم نبینم




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 06:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


به درد و غم گرفتارم چه سازم

پس از تو بی کس و یارم چه سازم

زجا برخیز و کاری کن عزیزم

گره افتاده در کارم چه سازم

***

پریشانم پریشانم پریشان

بیا و قلب یارت را مسوزان

به پای هم دوتایی پیر گشتیم

دهد امشب نگاهت بوی هجران

***

خدا داند که من طاقت ندارم

میان قبر جسمت را گذارم

چگونه من لحد چینم به رویت

مرو از دستم ای دار و ندارم

***

علی جان کن نظر آشفته حالم

ببین ای همسفر بشکسته بالم

در این نه ساله هرچه دیدی ای یار

حلالم کن حلالم کن حلالم

***

پس از این بر غم غربت اسیری

علی جان گریه کن آرام گیری

از آن ترسم که غم گیرد به رویت

تو با این حال قبل از من بمیری

***

خدا لعنت کند آنکه مرا زد

اراذل های یثرب را صدا زد

همین که دید سرگرم تو هستم

به جان تو لگد را بی هوا زد

***

نفس های گرفتار من افتاد

به دست خادمه کار من افتاد

بِدان آقا مقصر من نبودم

تکانی خوردم و بار من افتاد




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


گریه در دست گرفته است عنان را زهرا

ناله بُرده است ز کف تاب و توان را زهرا

بسته ای از چه تو بر روی علی دیدۀخویش

باز کن پنجرۀ باغ جنان را زهرا

آسمان برسرم آوار شد از جا برخیز

چون تحمّل کنم این بار گران را زهرا

ای چراغ دل من باز بزن سوسوئی

تا دهی نور دل و دیدۀجان را زهرا

گوشۀ چشم  کبود تو به من می گوید

که نگفتی به علی درد نهان را زهرا

تازه شد با غم تو داغ و غم پیغمبر

گرد غم باز گرفته است جهان را زهرا

گر که آه از جگرم سوخته بر می خیزد

شعلۀداغ تو آتش زده جان را زهرا

با غمت تا به ابد عهد «وفائی» دارم

نذر تو کرده ام این اشک روان را زهرا




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


روی زمین رهاشدنت می کشد مرا

گلزار روی پیرهنت می کشد مرا

از پشت دربْ فضه ی خود را صدا زدی

آن لحظه ی صدا زدنت می کشد مرا

دلشوره های هرشب من جای خود ولی

این گوشه گیریه حسنت می کشد مرا

دلواپسی و گریه ی من بی دلیل نیست

زهرا کبودی بدنت می کشد مرا

جای کفن قواره کنی پیرهن ولی..

داغ شهید بی کفنت می کشد مرا

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر-کلبه احزان


از چشم های بچه ها دنیا بیاُفتد

وقتی که در بستر تنِ بابا بیاُفتد

بابا که بیمار است بیمار است دختر

بابا نباشد از غذا حتیٰ بیاُفتد

دختر که بی بابا شود باید بدانی

پیش از تمام بچه ها از پا بیاُفتد

از دستمالی که سرش بسته است زینب

امید دارد این تبِ بالا بیاُفتد

وقتی که شانه می زند می میرد از درد

وقتی که او پا می شود مولا بیاُفتد

پیداست تا پیشِ بقیع رَدِ مسیرش

از قطره خونی که در این صحرا بیاُفتد

بر شانه یِ دو کودکش می آید اما

یا خم شود از درد پهلو یا بیاُفتد

خاکِ مزارش را به سر می ریزد ای داد

آنقدر می گرید خودش آنجا بیاُفتد

مانند آن در ، سایبانش را شکستند

تا سایبانش بر سرِ آنها بیاُفتد

طوری زمین خورده که پلکش وانگردد

طوری زدندش تا به رویش جا بیاُفتد

در شام هم می گفت دختر بچه بابا

ای کاش راهت یک سحر اینجا بیاُفتد

باید توقع داشت پهلویی نماند

 وقتی که دختر زیر دست و پا بیاُفتد

وقتی که دستش می رود جای دو چشمش

حَق می دهی این طفلِ نابینا بیاُفتد

تا سنگ فرشِ کوچه های شام را دید

دلشوره دارد از سَرِ نِی ها بیاُفتد

با تاب خوردنهایِ نیزه گفت عمه

آنقدر اینجا می زنندش تا بیاُفتد

بابا گذشت از من دعایی کن مبادا

دست کسی بر گیسویی تنها بیاُفتد

هر بار می بیند تنش را عمه جانش

بد جور یادِ مادرش زهرا بیاُفتد 




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  منع گریه و بیت الاحزان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شب شهادت


پیش ماها همیشه میخندی

توی خلوت همیشه  گریونی

مثل موهای من شدی مادر

این روزا بدجوری پریشونی

 

کمکت میکنم رو پا وایسی

دو قدم راه نرفته میشینی

تو تموم وسایل و دیگه

حسشون میکنی، نمی بینی

 

زیر چشمت  یه سایه افتاده

سایه ای که شبیه یک دسته

به خودم هی امید میدم که

دست تو خوب میشه. نشکسته

 

یاد محسن میاد روی گونت

روی سینه که دست میذاری

واسه ی خواهشِ نرو مادر

هی  دلیل  کبود  میاری

 

من دعا میکنم بمون اما

با دعای تو بی اثر میشه

بستری که پر از گل زخمه

این شبا رو به قبله تر میشه

 

چشماتو بستی و داری میری

بین ما یک نفس فقط راهه

رسم دنیا همیشه این بوده

عمرگلها همیشه کوتاهه




موضوع: شب شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شب شهادت


تو در بیت ولایت بعد مادر مادری زینب

تو از طفلی امیرالمؤمنین را یاوری زینب

به دست کوچک خود پاک کن اشک از رخ بابا

عزیزم هرچه باشد تو علی را دختری زینب

مبادا تشنه بر بالش گذارد سر، حسین من

تو از امشب بر او هم مادری هم خواهری زینب

ببخش این روزها گر در بغل نگرفتمت مادر

تو بهتر از همه واقف ز حال مادری زینب

من ار تنها شدم بودی تو تنها یاورم اما

تو بعد از مادرت از مادرت تنهاتری زینب

مدینه سنگر فریاد من گردید و می بینم

تو در دروازۀ کوفه مرا همسنگری زینب

حسینم روز عاشورا شود تنها و می دانم

تو تنها در دل دشمن بر او یک لشکری زینب

اگر من خطبه خواندم چون رسول الله می بینم

تو در روز خطابه ذوالفقار حیدری زینب

مرا دخت نبوت پرور ار گفتند در عالم

تو در کرب و بلا دخت ولایت پروری زینب

اگر با سوز نظمش راه پیدا کرده در دل ها

تو "میثم" را به هنگام سرودن رهبری زینب 




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر-شب شهادت


نیت نمودی خویش را بر یار بسپاری

جان را به جانان با تن تب دار بسپاری

باید که مرهم روی زخم خویش بگذاری

سردرد خود را دست این دستار بسپاری

دستاس،کردن با پر زخمی نمیسازد

دستاس را باید به خدمتکار بسپاری

سجاده و چادر نمازت را به زینب با

توصیه ی "الجار ثم الدار" بسپاری

وقتی لباست رازدار زخمهایت نیست

باید به دختر یک به یک اسرار بسپاری

این رازداری را علاوه بر پرستارت

باید به دیوار و در و مسمار بسپاری

وقتی شکسته شانه ات، زلف حسینت را

باید به دست پنچه بالاجبار بسپاری

حیفت نمی آید گلوی آهوی خود را

در قتلگاهی دست یک کفتار بسپاری

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


زهرای من که غصه تو را پیر کرده است

دردا چه با تو بازی تقدیر کرده است

تو سینه سوز دردی  و من سینه سوزصبر

ما هر دو را زمانه  زمینگیر کرده است

آیات درد بر سر و رویم نشسته است

درمن ز بس ملال تو تاثیر کرده است

ای نخل سربلند ولایت جفای خلق

غم را به خانه ی تو سرازیر کرده است

آن عزت گذشته کجا این ستم کجا

رفتار مردم این همه تغییر کرده است

شیرینی حیات علی ترک من مگو

کمتر بگو که مرگ چرا دیر کرده است

عشق علی،بهشت پیمبر چه روی داد

اینقدر رنگ و روی تو تغییر کرده است

خواب تو را که سوی پدر میکنی سفر

تابوت پیش ساخته تعبیر کرده است

آنجا که میزدند تو را هیچ کس نگفت

این بضعة النبی است چه تقصیر کرده است

فریاد از این گروه که آیات وحی را

برنفع خود،علیه تو تفسیر کرده است




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-زبان حال امام حسین(ع)


ببش از این سوختن نمیخواهم

گریه بر خویشتن نمیخواهم

مده زحمت به بازویت مادر

به خدا پیرهن نمیخواهم

فکر عریانی مرا تو مکن

غرق در خون کفن نمیخواهم

درد داری تو استراحت کن

نیمه شب آب من نمیخواهم

شرح این گوشوار خونی را

من دگر از حسن نمیخواهم

وقت قتلم نیا سوی گودال

وقت کشته شدن نمیخواهم....

...تو ببینی که شمر می آید

از تو بر سر زدن نمیخواهم

روی تو سایه ای کبودین داشت

سر سالم به تن نمیخواهم

وعدۀ ما دوتا، میان تنور

بیش ازاین سوختن نمیخواهم




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بیمارم و به سر زده سودای مرگ را

دارم به هر نماز تمنای مرگ را

لب بست از ترنم آمین که زینبم

در گریه ام شنید تقاضای مرگ را

من میزنم نفس نفس از درد و بشنوم

در هر نفس صدای قدم های مرگ را

سیلی و تازیانه و ضرب لگد، زدند

بر دفتر حیات من امضای مرگ را

سخت است دوری تو برایم ولی علی

خواهم به درد خویش مداوای مرگ را

عشق تو زنده داشت مرا ورنه بارها

کردم در آن میانه تماشای مرگ را

یارب به حق فاطمه در کام شیعیان

شیرین نما تو تلخی غم های مرگ را 




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)- بستر شهادت


او قصد رفتن کرده است و بار بسته است

سردرد دارد بر سرش دستار بسته است

میخواست مولا از غریبی دربیاید

اما به هر در میزند انگار بسته است

خود را به آتش زد نبیند پیش مردم

در بین کوچه دستهای یار بسته است

 او دلخوشی اش،مرتضی و کودکانند

جانش به جان حیدر کرار بسته است

تا یک شب دیگر فقط پیشش بماند

آنچه بلد بوده است مولا کار بسته است

 با چشمهایش خون دل خورده است بسیار

با کاسه ی خونی که یک مقدار بسته است

 این پلک را یک دست سنگین بین کوچه

یا ضربه در یا که.. نه دیوار بسته است

در شام، این مرثیه ها تکرار میشد

این چرخ عهد خویش با تکرار بسته است

آری عبور از بین نامحرم چه سخت است

وقتی که راه کوچه و بازار بسته است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بسترشهادت


تفسیر او به دست قلم نا میسر است

در شان او غزل ننویسیم بهتر است

شان نزول یك پری از آسمان به خاك

دامان مادری ست كه در شان كوثر است

هر مصرعم لبی ست كه لبخند می زند

این بیت من شبیه لبان پیمبر است

روح نبی ست  ؟ ام ابی ؟‌یا گل علی ؟

من هر كجاكه می رسم او جای دیگر است

از عرش تا به فرش ملائك خمار او

ذكرش سبو سبو می الله اكبر است

او فاطمه ست معنی این نام را هنوز

از هر زبان كه می شنوم نامكرر است

از زخم او اگر بنویسی قلم ، بدان

نامت از این به بعد قلم نیست  خنجر است

ننویس فتنه پشت دری شعله می كشد

در كوچه شر به پا شده در خانه محشر است

در كوچه بوی آتش و در خانه عطر گل

مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است

با پهلوی شكسته هم از كوه كوهتر

با قامت خمیده هم از آسمان سر است

لبخند می زند كه بخندند بچه ها

مادر اگر كه جان بدهد باز مادر است

مولا هنوز اول بی هم نفس شدن

بانو در انتظار نفسهای آخر است !




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.