حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


شکستن ات کمرم را شکست فاطمه جان !

علی کنار تو از پا نشست فاطمه جان !

 

تمام ماحصل عمرمان در این نه سال

هر انچه بافته بودم گسست فاطمه جان !

 

هجوم و هیزم و بی حرمتی بعید نبود

از ان جماعت اتش پرست فاطمه جان !

 

رفیق راه عبورم شده است نامردی

که راه را به تو در کوچه بست فاطمه جان !

 

نشسته بر رخ تو جای پنج انگشتش

چه ها ندیدی از آن ضرب دست فاطمه جان !

 

 

کجاست هدیه ی شام زفاف مان بانو؟

بگو به گوش علی هرچه هست فاطمه جان !

 

بگو چکار کنم با خودت مرا ببری ؟

مدینه بی تو عذاب اور است فاطمه جان !




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت، روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 09:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت-شام غریبان-از زبان حضرت زهرا(س)


شب تا به صبح غسل تنم وقت می برد

آماده کردن کفنم وقت می برد

 

مانند دردهای دل تو شمردن

گل های سرخ پیرهنم وقت می برد

 

مرثیه خوان غربت کوثر به گوش چاه!

تفسیر آیه ی محنم وقت می برد

 

دیروز در دلت متولد شدم علی

فردا وداع از وطنم وقت می برد

 

آشفتگی زینب مان را به من ببخش

آسودگی یاسمنم وقت می برد

 

شاید که دخترم شود آرام لحظه ای

پایان گریه ی حسنم وقت می برد

 

با یاد کوچه تا به سحر ضجه میزند

بزم عزای سینه زنم وقت می برد

 

اسما _عصای دستم_ از این درد خسته شد

این روزها قدم زدنم وقت می برد

 

این کندی زبان اثر ضرب سیلی است

دیگر شنیدن سخنم وقت می برد

 

سنگین شده ست گوشم اگر پرس و جو نکن

نگذار حرف در دهنم ؛ وقت می برد

 

مانند قتل صبر حسینم ؛ ببین !که جان

بیرون کشیدن از بدنم وقت می برد




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)، شام غریبان حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 08:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ای باخبر از آه و فغانم...فضه

ای شاهد اشک دیدگانم...فضه

این "جامه" و این کمی"غذا"…من رفتم...

جان تو و جان کودکانم...فضه

 




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 07:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

  برای حضور در دسته های عزاداری روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها...

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


روز شهادت از دل و از جان می آییم

با سر به سوی محضر جانان می آییم

 

هر چند ما  روز غدیر خُم نبودیم

حالا برای بستن پیمان می آییم

 

روز عروج تو عروج هر چه خوبی است

ما در عزای خَیرةُ النِّسوان می آییم

 

سلمان نشد کاری کند در بین کوچه

در کوچه ها با نیّت سلمان می آییم

 

مردم تو را از گریه هایت منع کردند

حالا همه با دیده گریان می آییم

 

ما قطره های کوچک دریای عشقیم

ما دور هم جمعیم و چون باران می آییم

 

طوفان اگر آید همه فرزند نوحیم

سنگ آید از هفت آسمان، آسان می آییم

 

سوگند بر آن خانهء آتش گرفته

ما سوی مادر با دلی سوزان می آییم

 

بیزار هستیم از سقیفه، پس در این راه...

با بغض آن اشرار بی ایمان می آییم

 

احیاء امر فاطمی با نام مولاست

ما یا علی گویان علی گویان می آییم

 

اینجا اگر با گریه مشغول عزاییم

محشر به دنبال شما خندان می آییم

 

ما معتقد هستیم زهرا مادر ماست

تا روز محشر سایه اش روی سر ماست




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)، طلیعه فاطمیه،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


جذبه از یاقوت و گوهر میرود

سورۂ اخلاص و کوثر میرود

 

زجرها دیده ست اما غرق شوق؛

محض ِ دیدار پیمبر(ص) میرود

 

لرزه می افتد به جانِ مرتضی(ع)

هر زمان که جانبِ «در»... میرود

 

گرچه خوانده مجتبی(ع) أمن یُجیب

خوب میداند که آخر میرود...

 

نیمه شب «عجّل وفاتی» خوانده و

دیگر از آغوش بستر میرود

 

با چه حالی حضرت دارالشّفا

مضطر و بشکسته پیکر میرود

 

از دو چشمش اشک جاری میشود

تا که زینب(س) سمتِ معجر میرود

 

روضه بر پا میشود وقتی حسین(ع)؛

تشنه در آغوش ِ مادر میرود!




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زهرا(س)-روز شهادت


فاطمه، دلواپسم ، خیز و پریشانم مکن

دست و پا گُم کرده ام بازی تو با جانم مکن

 

بین مسجد گریه ام را دیده ای ،پس صبر کن

پیش این نامرد مردم باز گریانم مکن

 

یک طرف تابوتِ خالی ، یک طرف تصویرِ تو

بین این دو قاتلِ جان زار وحیرانم مکن

 

هرنفس که میکشی زخم تو سر وا میکند

بیش از این شرمندهٔ دارو و درمانم مکن

 

تو رشیده بودی بودی و شعله تنت را جمع کرد

با بهم پیچیدنت  سر در گریبانم مکن

 

خُب نخند اصلا اگر پهلو اذیت میکند

استراحت کن ازاین خواهش پشیمانم مکن

 

بر حصیر خانه چندین قطرهٔ خون دیده ام

بین خانه زائرِ آیاتِ قرآنم مکن

 

فکرِ اینکه میروی خانه خرابم میکند

یادِ ایام وصالم ،غرقِ هجرانم مکن

 

از چه تو اِنقدر حساسی به گیسویِ حسین

وقتِ بوسه برگلویش دیده گریانم مکن

 

معجرتوسوخت،حرف از معجر زینب نزن

صحبتی از دخترِ پاره گریبانم مکن

 

رویِ ناقه دید باد افتاده در مویِ حسین

گفت چون مویِ پریشانت پریشانم مکن

 

منکه حتی مرد همسایه ندیده سایه ام

در میان کوچه و بازار مهمانم مکن

 

بالبت بازی شد و شخصیت من خورد شد

بیش ازاین شرمنده اشک یتیمانم مکن




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


شب شد و مادرمان گفت: کجایی زینب؟

گفت: سجاده ی من را تو بیانداز امشب

کمکم کن که به محراب نمازم بروم

تا به آرامگه راز و نیازم بروم

گفت خواب دل عشاق حرام است عزیز

من به سجده برسم کار تمام است عزیز

تا به محراب بیاید دل من غوغا شد

چند باری وسط راه نشست و پا شد

تا خود صبح فقط غصه ی مردم را خورد

آن قدر آه کشید و جگرم را آزرد

در کنارش چقدر آیه ی قرآن خواندم

تا کمی خوب شود ذکر فراوان خواندم

وسط معرکه ی خوف و رجا خوابم برد

وسط گریه و ما بین دعا خوابم برد

حق، نگاهی به دعای دل غم بارم کرد

بوی نان آمد و این رایحه بیدارم کرد

بسترش جمع شده مطمئنا خوب شده

فضه جان گریه نکن مادر من خوب شده

شاد بودم که غم و ماتم مان می میرد

مادرم باز مرا در بغلش می گیرد

تشنه ی دیدن او تشنه ی ماه رویش

با چه شور و شعفی باز دویدم سویش

نظرم بر رخ رنجور و صبورش افتاد

بر دل خونی دستاس و تنورش افتاد

خاک غم ریخت سرم تا که نگاهش کردم

دل من ریخت به هم تا که نگاهش کردم

سرفه می کرد ولی باز خودش نان می پخت

شد رخش زرد ولی باز خودش نان می پخت

چقدر در وسط دود  تنش می لرزید

وقت برداشتن نان بدنش می لرزید

تا که جارو بزند پا شد و بازو را بست

به روی دست خودش دسته ی جارو را بست

بین جارو زدنش بازویش از کار افتاد

وسط کار نگاهش سوی مسمار افتاد

گفت: ای دست مدارا کن عزیزم با من

گفت: باید که بشویم حسنینم را من

آب می ریخت حسن، بی کفنش را می شست

آب می ریخت حسین و حسنش را می شست

لاله ها دور و برش ریخت، خدا رحم کند

آب بر بال و پرش ریخت، خدا رحم کند

بار پرواز خودش را به روی دوش گرفت

آخرین بار مرا مادرم آغوش گرفت

بوسه را حضرت حنانه به گیسویم زد

با پر زخمی خود شانه به گیسویم زد

رنگ از چهره ی غمگین شده ی کوثر رفت

با دل غم زده ی خود به سوی بستر رفت

ناگهان ناله ی اسما همه جا را پر کرد

داغ جانسوز عظیمی دل ما را پر کرد

اهل یثرب به خدا حاجت تان گشت روا

بعد از این وای بر احوال دل شیر خدا




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)، شب شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


شب شد و مادرمان گفت: کجایی زینب؟

گفت: سجاده ی من را تو بیانداز امشب

کمکم کن که به محراب نمازم بروم

تا به آرامگه راز و نیازم بروم

گفت خواب دل عشاق حرام است عزیز

من به سجده برسم کار تمام است عزیز

تا به محراب بیاید دل من غوغا شد

چند باری وسط راه نشست و پا شد

تا خود صبح فقط غصه ی مردم را خورد

آن قدر آه کشید و جگرم را آزرد

در کنارش چقدر آیه ی قرآن خواندم

تا کمی خوب شود ذکر فراوان خواندم

وسط معرکه ی خوف و رجا خوابم برد

وسط گریه و ما بین دعا خوابم برد

حق، نگاهی به دعای دل غم بارم کرد

بوی نان آمد و این رایحه بیدارم کرد

بسترش جمع شده مطمئنا خوب شده

فضه جان گریه نکن مادر من خوب شده

شاد بودم که غم و ماتم مان می میرد

مادرم باز مرا در بغلش می گیرد

تشنه ی دیدن او تشنه ی ماه رویش

با چه شور و شعفی باز دویدم سویش

نظرم بر رخ رنجور و صبورش افتاد

بر دل خونی دستاس و تنورش افتاد

خاک غم ریخت سرم تا که نگاهش کردم

دل من ریخت به هم تا که نگاهش کردم

سرفه می کرد ولی باز خودش نان می پخت

شد رخش زرد ولی باز خودش نان می پخت

چقدر در وسط دود  تنش می لرزید

وقت برداشتن نان بدنش می لرزید

تا که جارو بزند پا شد و بازو را بست

به روی دست خودش دسته ی جارو را بست

بین جارو زدنش بازویش از کار افتاد

وسط کار نگاهش سوی مسمار افتاد

گفت: ای دست مدارا کن عزیزم با من

گفت: باید که بشویم حسنینم را من

آب می ریخت حسن، بی کفنش را می شست

آب می ریخت حسین و حسنش را می شست

لاله ها دور و برش ریخت، خدا رحم کند

آب بر بال و پرش ریخت، خدا رحم کند

بار پرواز خودش را به روی دوش گرفت

آخرین بار مرا مادرم آغوش گرفت

بوسه را حضرت حنانه به گیسویم زد

با پر زخمی خود شانه به گیسویم زد

رنگ از چهره ی غمگین شده ی کوثر رفت

با دل غم زده ی خود به سوی بستر رفت

ناگهان ناله ی اسما همه جا را پر کرد

داغ جانسوز عظیمی دل ما را پر کرد

اهل یثرب به خدا حاجت تان گشت روا

بعد از این وای بر احوال دل شیر خدا




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت، روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/7 | 04:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


پا شدی از میان این بستر، نکند اتفاقی افتاده؟!

بسته ای چادرت به دور کمر، نکند اتفاقی افتاده؟!

پاشدی تا کمی قدم بزنی، آب و جارو به این حرم بزنی

بازویت خوب شد مگر مادر؟! نکند اتفاقی افتاده؟!

دست خود را نگیر بر دیوار، کار این خانه را به من بسپار

زینبت که نمرده است آخر، نکند اتفاقی افتاده؟!

نان نپز جان من خطر دارد، سرفه هایت فقط ضرر دارد...

... نان نپز بین دود و خاکستر، نکند اتفاقی افتاده؟!

رحم کن بر دل حسن بس کن، شانه بر موی من نزن بس کن

دست خود را تکان نده دیگر، نکند اتفاقی افتاده؟!

لیلة القدر... باطنِ قرآن، به لبت آمده است الرحمن

چه شده شأن سوره ی کوثر؟ نکند اتفاقی افتاده؟!

دست زخمی خود به آب نزن، تا بشویی خودت حسین و حسن

تو چرا نور خانه ی حیدر؟ نکند اتفاقی افتاده؟!

به تن خود لباس نو کردی، روی لب یاس خنده آوردی

بهتری؟ نه... نمی کنم باور، نکند اتفاقی افتاده؟!

بوی رفتن گرفته کاشانه، پَرشکسته... نَپَر از این لانه

عزم کردی بدون ما به سفر، نکند اتفاقی افتاده؟!

غصه ام را چرا دوتا کردی؟ صحبت از عصر کربلا کردی

روضه خواندی..‌‌ دلم شده مضطر، نکند اتفاقی افتاده؟!

دستبافت به من سپردی و... روضه ها را خودت شمردی و...

...گفتی از داغ بوسه بر حنجر، نکند اتفاقی افتاده؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/23 | 11:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


خانه بود و اشک بود و آه بود

اشک زهرا با علی همراه بود

باب صحبت های پر غم باز شد

درد دل های علی آغاز شد:

"خانه مان را آب و جارو کرده ای

گوئیا با دردها خو کرده ای

داری از این خانه غم را می بری

گویی از روز گذشته بهتری

درد پهلویت گمانم بهتر است

دست و بازویت گمانم بهتر است

فاطمه از بسرت گشتی جدا

این دو روزه بهتری شکر خدا

من شنیدم کار خانه کرده ای

موی زینب را تو شانه کرده ای

در زدم تو پشت در  بودی ولی

باز رویت را گرفتی از علی

فاطمه پشت و پناه من تویی

مانده ام تنها، سپاه من تویی

ای تمام دل خوشی بو تراب

ای سلام روزهای بی جواب

بی تو می میرم من ای یار جوان

قول دادی فاطمه، پیشم بمان

خانه و بی همسری سخت است سخت

ماتم بی مادری سخت است سخت

شمع من هستم - و پروانه تویی

گرمی بازار این خانه تویی

زینبت از دوری ات دق می کند

بی امان در اشک هق هق می کند

باب این غم ها ز کوچه باز شد

که سکوت مجتبی آغاز شد"

درد دل های علی پایان نداشت

فاطمه انگار دیگر جان نداشت

از دل مولای ما آمال رفت

روی پایش فاطمه از حال رفت

در کنار بسترش با آه گفت

با نوای پر غمی جانکاه گفت:

گرچه با غم هم نشینی فاطمه

جان زینب کلّمینی فاطمه"

کم کمک چشمان زهرا باز شد

درد دل ها با علی آغاز شد:

"چند وقتی هست سر بارت شدم

تو حلالم کن، بدهکارت شدم

یا علی از درد و غم آکنده ام

یا علی از روی تو شرمنده ام

""خواستم یاری کنم امّا نشد

بند غم از دست هایت وا نشد""

هر چه را که بوده دیشب گفته ام

حرفهایم را به زینب گفته ام

داده ام یک یک کفن ها را به او

گفته ام از بوسه ی زیر گلو

ای همه جان تو در سوز و گداز

چند روز مانده را با من بساز

با حسن جوری دگر تا کن علی

پیش او کم یاد زهرا کن علی

سایه ی روی سر ایتام باش

فکر حال طفل تشنه کام باش

فکر حال این یتیمان کن علی

قبر من را نیز پنهان کن علی

دور از چشم همه یا مرتضی

مخفیانه، نیمه شب دفنم نما

یا علی چندی کنار من بمان

در کنار قبر من قرآن بخوان ..."




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 11:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


دو آینه که خدا را به ما نشان دادند

دوتا ستاره که زینت به آسمان دادند

دو تا کریم دو تا سبز پوش فاطمه خو

دو مهربان که به ما رزق آب و نان دادند

دوتا حسن که یکی را حسین میخوانند

که هرچه روزیشان شد به این و آن دادند

دو گریه زاده دو تا ابر بغض کرده اشک

به اشکهای روان گریه یادمان دادند

دو گوشواره زهرا ولی شکسته شده

که داغ فاطمه را سخت امتحان دادند

دوتا حرم که در آغوش یکدگر بودند

کنار مادر بی جان خویش جان دادند

برای اینکه دوباره ز خواب برخیزد

چقدر مادر مظلومه را تکان دادند

مسیر خانه به مسجد فقط زمین خوردند

دو قاصدک که خبر را به باغبان دادند

به امر فاطمه با گریه شسته شد بدنش

کنار او دم جانم حسین جان دادند

علی که آب به روی سر مطهر ریخت

عنان گریه به طشت و به خیزران دادند

***

از سایت بی پلاک




✔️ موضوع : روز شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/12 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic