حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1395/12/2

حضرت زینب(س)-بعد از فراق مادر


گاهی بیاد زخم تنت گریه میکند

یا با حسین و با حسنت گریه میکند

یا گوشه ای نشسته و  همراه تک تک

گل های سرخ پیرُهنت گریه میکند

با شب سیاه پوش غمت می شود هنوز

با روضه های دل شکنت گریه می کند

دستی به دستگیره ی در دارد و هنوز

یاد نفس نفس زدنت گریه میکند

با اینکه سوخت از تب بی مادری ولی

دارد به یاد سوختنت گریه میکند

از بس که روضه دار غم سینه ات شده

دختر نگو که سینه زنت گریه میکند

"من نیستم، ببوس، بجایم گلوی او..."

همواره یاد این سخنت گریه می کند



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 

مراثی امیرالمومنین(ع) بعد از شهادت حضرت زهرا(س)

 

      نَفسِـی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ           یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتِ‏

      لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا       أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی‏

 

جان من با ناله ‏هاى خود حبس شده، اى كاش جان من با ناله‏ هایم خارج مى ‏شد. بعد از تو خیرى در زندگانى نخواهد بود، گریه میکنم از اینکه مبادا بعد از تو زیاد زندگی کنم.

بحارالانوار ج43 ص213

 

      مَالِی وَقَفتُ عَلَى القُبُورِ مُسَلِّماً      قَبرَ الحَبِیبِ فَلَم یَرُدَّ جَوَابِی‏

      أَحَبـِیـبُ مَا لَـكَ لَا تَـرُدُّ جَـوَابَـنَا      أَنَسِیتَ بَعدِی خُلَّةَ الأَحبَاب‏

 

مرا چه شده که بر خاک عزیزان، گریان می گذرم و بر تربت محبوب سلام می دهم اما جوابم نمیگوید؟

ای تربت محبوب چه شده که پاسخ این خواننده را نمیدهی؟ نکند محبت دوستان بر دلت خستگی آورده.

بحارالانوار ج43 ص213

 



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


همسایه ها به مجلس ختمت نیامدند

من بودم و همین دو سه تا بچه های تو

خیلی به مجتبای تو بر خورد فاطمه

فامیل کم گذاشت برای عزای تو

جای تمام شهر خودم گریه می کنم

از بس که خالیست در این خانه جای تو

زهرا مرا ببخش، که نگذاشت غربتم

یک ختم با شکوه بگیرم برای تو

از دست گریه های تو، راحت شد این محل

شکوه نمی کنند به من از صدای تو



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


منم شمعی که از جان دادن پروانه می لرزد

به روی  گونه هایم  اشک، دانه دانه می لرزد

از آن روزی که دشمن پشت پا بر هستی من زد

دل  ویرانه ام  از  دیدن  بیگانه می لرزد

چرا از من حسن حرف  دلش را می کند پنهان

چه بغضی در گلو دارد که بی تابانه می لرزد

حسینم روضه ی دیوار و در هر لحظه می خواند

زمین و  آسمان همراه این دردانه می لرزد

پریشان است  موی  کودکانم، فاطمه  برگرد

ببین با آه طفلان تو  دارد شانه میلرزد

چه آمد بر سر این خانه بعد از رفتنت بانو

صدای در  که  می آید  تمام  خانه  میلرزد



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


سوختم ز آتش داغ تو ندانم چه کنم

شرر افتاده به غمخانه ی جانم چه کنم

بعد تو بیکس و بی یاور و تنها شده ام

رفته از دست برون تاب و توانم چه کنم

روز بر روز تو می نالم و شب بر شب تو

برده طاقت ز کفم اشک روانم چه کنم

مانده ام با که بگویم که چه آمد بسرم

عقدۀ دل شده این راز نهانم چه کنم

آن نشانی که تو بر سینه زدی از امت

بردی ای دوست ندادی تو نشانم چه کنم

زندگی مشکل و در سینه نفس تنگ شده

عاجز از گفتن آن مانده زبانم چه کنم

آب از دیده ی خونبار به بارم شب و روز

که شدی کشته تو ای تازه جوانم چه کنم

رفتی آخر ز برم یار ستمدیدۀ من

همه شب تا به سحر اشک فشانم چه کنم

"کربلایی " به عزای تو بگفتا به فغان

مانده است از غم تو نطق و بیانم چه کنم



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-از زبان امام حسن مجتبی(ع)


رهایم که نمیسازد همین کابوس و تکرارش

همین خواب پریشان و شب و اندوه و آزارش

پدر ناگفته می داند من این را خواندم امشب از

نگاهِ سر به زیرِ او خجالت های بسیارش

حسین آرام میگرید که می فهمد سکوتم را

ولی زینب مرا کُشته مرا کُشته از اصرارش

به تن پیراهنی دارد که مادر برتنش کرده

لباسی که اناری بود رنگش ، نقشِ گلدارش

لباسی را  که فضه بسکه  شسته رنگ و رو رفته است

ولی پاره شده پهلویِ آن از جای مسمارش

نشسته با همان چادر که خاکِ کوچه را خورده

به یادِ مادرم اُفتاده ام امشب زِ دیدارش

میان کوچه بودم دستِ من در دست مادر بود

مرا می برد تا خانه مرا با حالِ بیمارش

سرِ راهم حرامی بود و راهی تنگ نالیدم

خداوندا نیافتد بر من و مادر سر و کارش

رسید و مادرم تا نامِ بابا بُرد از خشمش

لبِ خود را گزید و مُشت شد دستِ ستمکارش

به رویم چادر خود را کشید و خواست با چشمم

نبینم ضربِ سنگین را نبینم چشمِ خونبارش

یکی با رویِ دستش زد یکی با پشتِ دستش زد

یکی نقشی به رویش زد یکی هم زد به دیوارش

یکی انداخت از خاک و یکی انداخت از پایش

یکی از چشمها زخم و یکی از چشمها تارش

به دوشم مادرم را می کشیدم  گریه ام می گفت

خدایا هیچ طفلی را نساز اینسان گرفتارش



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بی نگاهت... بی نگاهت... مرده بودم بارها...

ای كه چشمانت گره وا می كنند از كارها

مهر تو جاری شده در سینه ی دریا و رود

دور دستاس تو می چرخند گندمــزارها ..

باز هم چیزی به جز نان و نمك در خانه نیست

با تو شیرین است اما سفره ی افطارها..

باغ غمگین است، لبخندی بزن تا بشكفند

یاس ها، آلاله ها، گل پونه ها، گل نارها

برگ های نازكت را مرهمی جز زخم نیست

دورت ای گل ، سر بر آوردند از بس خارها...

بعد تو دارد مدینه غربتی بی حد و مرز

خانه های شهر.. درها .. كوچه ها.. دیوارها..

نخل های بی شماری نیمه شب ها دیده اند

سر به چاه درد برده كـــــوه صبری، بارها ...



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س(-بعد از شهادت


جز کنار تو نوا این دل شیدا نکند

چه کند گر برِ تو عقدۀ دل وا نکند

نیمه شبها به سر تربت تو می آیم

که کسی قبر تو را فاطمه پیدا نکند

دلبرم جز علی و ماه  ، کنار قبرت

هیچکس نالۀ جانکاه و غم افزا نکند

نشود بسته درِ سوخته و بشکسته

تا به غیر تو کسی در به رویم وا نکند

دخترت فکر نمی کرد که آید روزی

که برت چادر و سجاده مهیا نکند

هر کجا پای نهم قاتل تو می بینم

درد من را به جز از مرگ مداوا نکند

فاطمه امر به صبر است که باعث شده بود

دشمن من ز جسارت به تو پروا نکند

پشت در کاش علی بود به جایت که عدو

سند سقط جنین با لگد امضا نکند

کاش میمرد علی تا که مغیره پیشش

نیلی از ضربت سیلی، رخ زهرا نکند

سر فرو می برم از غصه و غربت در چاه

که نظر اشک مرا زینب کبری نکند

شب به سر آمد و باید سوی خانه بروم

روز را هم بنگر یاریِ مولا نکند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شب است و ماه و نخلستان و چاه و ناله ای محزون

سکوت و صبر و خاموشی، علی و یک دل پر خون

شب است و بانگ مرغ حق، به گوشش قصه می خواند

به یادش آمده یاسی که پرپر می شود در خون

در و دیوار و شاخ گل، خدایا! یاس و میخ در

شکسته پهلویش خونین، ز سیلی چهره اش گلگون

علی بود و غم و محنت، سکوت و صبر و خاموشی

نشسته خار در چشمان، گذشته آهش از گردون

نمی دانم چرا آن دم، فلک ویران نشد از غم

پس از تو وای بر فردا، پس از تو وای بر اکنون

چه سرد است این جهان بی تو، چه بی نور است این خانه

صدای ناله ی زینب، غمم را می کند افزون

حسین از غم نمی خوابد، حسن خاموش و اشک افشان

به یادش آمده یاسی، که پرپر می شود در خون



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ناگفتنیست درد دل مرتضای تو

در خانه ام ببین كه چه خالیست جای تو

هر شب به جای آب و غذا غصه میخورم

یادش به خیر بر سر سفره غذای تو...

صبر زیاد و عمر كمی میكنم طلب

پایان هر نماز خودم از خدای تو

بی اختیار فاطمه جان گریه میكنم

از گریه های نیمه شب بچه های تو

زهرا درست از شب دفنت به این طرف

هر شب حسن گرفته بهانه برای تو

با گریه اش حسین هم از خواب می پرد

تازه شروع میشود از نو عزای تو

باور نمیكنند كه از خانه رفته ای

احساس میكنند می آید صدای تو

در پیش بچه ها ی تو شرمنده تر شدم

وقتی نشد كه ختم بگیرم برای تو

امروز مدفن تو غریبانه مانده تا

از یاد شیعیان نرود ماجرای تو

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1394/12/22

حضرت زهرا(س)-شهادت


مدینه کاش به جز کوچۀ بنی هاشم

به سمت خانۀ ما راه دیگری هم داشت

که ما ز کوچۀ سیلی گذر نمی کردیم

مدینه کاش گذرگاه بهتری هم داشت

چه زود رفت ز  یادِ مهاجر و انصار

که شهر کوچک یثرب پیمبری هم داشت

پیمبری که غم امت خودش را خورد

ز دیدِ شهر نه انگار دختری هم داشت

شکست و سوخت و خاکستریّ و میخی ماند

که باورت نشود خانه اش دری هم داشت

پرش شکست به ضرب غلاف ،آنگونه

که فکر هم نکنی او مگر پری هم داشت

به جز خمیدگیِ قامتش که حیدر دید

دو جا شکستگی و زخم بستری هم داشت

جفا به تک تکِ این خانواده موروثی است

مگر نه اینکه حسینش به تن سری هم داشت

صدای مادر او را شنید در گودال

ولی نگفت که مقتول ، مادری هم داشت

سری به نیزه بلند است ، حامل نیزه

نگفت این سرِ بر نیزه خواهری هم داشت

به کوفه کرد جسارت نگفت این بانو

دو روزِ قبل علمدار لشگری هم داشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/12/3

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


تمام شمع وجود تو آب شد مادر

دعای نیمه شبت مستجاب شد مادر

گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد

بهشت آرزوی ما خراب شد مادر

بجای شمع که سوزد به قبر پنهانت

علی کنار مزار تو آب شد مادر

میان آن همه دشمن که می زدند تو را

دلم به غربت بابا کباب شد مادر

حمایت از پدرم را گناه دانستند

که کشتن تو در امت ثواب شد مادر

به محفلی که علی بر تو مخفیانه گرفت

سرشک دیده ی زینب گلاب شد مادر

به یاد ناله مظلومیت دلم سوزد

که چون سلام پدر بی جواب شد مادر

نشان غصب فدک ماند تا به ماه رخت

گرفته نیمه ای از آفتاب شد مادر

علی بیاد جوانیت پیر گشت چو دید

خمیده سرو قدت در شباب شد مادر

عنایتی صف یوم الحساب «میثم» را

که خسته از گنه بی حساب  شد مادر



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/11/28

حضرت زهرا(س)-درب خانه


 علی خبر درست کرد

برای خانه ی خودش دوباره در درست کرد

مدینه بود و کینه بود

در جدید را ز چوب های بیشتر درست کرد

به درد کوچه ها نخورد

اگرچه ذوالفقار را علی دو سر درست کرد

واین تمام فاجعه ست

سه ماه بعد رحلت نبی سپر درست کرد

ورفت کوفه خانه را

به کوچه ای ولی بدون رهگذر درست کرد

سپس برای احتیاط

برای خانه ی خودش علی دو در درست کرد



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شب دراز است، تو گویی که فقط شب مانده

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده

گفته بودی که خدا جام بلا می دهدش

هرکسی را که در این بزم مقرب مانده

در مدینه همه از مرگ خدا می گویند

فقط از کعبه ی این شهر مکعب مانده

کینه ی بیعت "خم" بوده و سر ریز شده

جام خشمی که از آن روز لبالب مانده

سوز داغ تو چنان است که تا این لحظه

شعله ی داغ تو در حافظه ی تب مانده

جوهر خون تو با ظرف تنت خورد زمین

روی دیوار اگر رد مرکب مانده

شدت ضربه ی شلاق از آنجا پیداست

که روی در اثرش "خط مورب" مانده

شاهکار است که تا لحظه ی آخر حتی

گیسوی دخترکان تو مرتب مانده

روز و شب آنقدر از صبر به دختر گفتی

که خود "صبر" از این واژه معذب مانده

صبر ارثیه ی زهراست به دخترهایش

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چاك شد قلب من از غصه چو پیراهن من

شست هجر تو به خوناب جگر دامن من

تا چراغی به شب تار بقیعت سوزد

شمع سان شعله برآید ز دل روشن من

هیچ دانی ز فراقت چه گذشته به علی

آخر عمر تو بود اول جان كندن من

آمدم این دل شب با تو بگویم ای دوست

كه منم یك تن و این شهر همه دشمن من

هر شمرده نفسی را كه زدی در پس در

كرد صد بار جدا جان مرا از تن من

نفسم حبس شده گریه گلویم بسته

تو دعا كن كه شود خاك سیه مدفن من

آنچنان زار بگریم كه ز چشمم ریزد

سیل اشكی كه شود بعد تو بنیان كن من

 (میثمم) فاطمه با مهر تو آیم به بهشت

جرم كونین بود گر همه بر گردن من



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چه زود گشت فراموش حکم داورشان

چه زود عهد شکستند با پیمبرشان

چه زود اجر رسالت به مصطفی ص دادند

چه زود رفت کلام خدا ز خاطرشان

جواب حق نمک، داده شد به غصب فدک

جزای ختم رسل شد شرار آذرشان

دو گوشوارۀ عرش خدای می لرزید

چو گوشواره به گلزار وحی پیکرشان

گهی به همره بابا فتاده اشک فشان

گهی به گریه دویدند دور مادرشان

همینکه مادرشان بر روی زمین افتاد

دو دست کوچک خود را زدند بر سرشان

ز ضربه ای که به مادر رسید فهمیدند

که شد شهید همان پشت در برادرشان

هزار سال فزون بعد دفن این دو شهید

ندیده کس اثر از تربت مطهرشان

علی به فاطمه  می سوخت فاطمه به علی

شرارۀ دلشان بود اشک دخترشان

مغیره فاطمه را می زد و علی می دید

هزار حیف که یک تن نبود یاورشان

خدا گواست که زهرا س شهیده رفت به خاک

اگر چه نیست گروهی هنوز باورشان 



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


دشمن میان کوچه چو بگرفت بر تو راه

رویش سیاه باد کز او شد جهان سیاه

دستش بلند گشت نگویم دگر چه شد

ترسم که جان شود به تن انس و جان تباه

دستش بلند گشت ولی از درون خاک

از دل کشید ناله پیمبر که آه آه

خورشید مات شد که چرا نیمه‌های روز

در کوچه‌های شهر مدینه گرفته ماه

گفتی که شب بخاک سپارد تو را علی

تا بعد مرگ هم نکند بر رخت نگاه

بر طفل دل شکستۀ تو ناله سرکنم

یا بر تو بارَم اشک غم، ای عصمت اله

او صبحدم شفای تو را خواست از خدا

تو مرگ خویش را طلبی وقت شامگاه

مظلومتر ندیده جهان از تو و، علی

تاریخ هست بر سخنم بهترین گواه

تو رنج خویش در دل شب می‌بری بگور

او، راز خود بوقت سحر می‌برد بچاه

بردار سر ز خاک و شبی همرهش بیا

بنگر که بی تو شب بکجا می‌برد پناه

بردار سر زخاک ز ششماهه‌ات بگو

برگو کجاست تربت آن طفل بیگناه؟

روزی عیان بخلق شود دردهای تو

کان روز مهدی تو شود بر تو دادخواه

«میثم» رخ نیاز بر این آستان بیار

ای مستمند، حاجتت از این خاندان بخواه



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


کعبه بودم در کنار تربتت زمزم شدم

گل شدی یک عمر روی گونه ات شبنم شدم

هرکه می پرسد ز حالم مختصر می گویمش

سرو بودم، داغ دیدم، غصه خوردم، خم شدم

ماه می داند، بپرس از او که هر شب دیده است

همدمم رفته است و من با چاه ها همدم شدم

تو نبودی پیر اما از غمم کم کم شدی

من نبودم پیر اما از غمت کم کم شدم

ریختم تا خاک روی پیکرت، بانوی آب

در غریبی اولین مرد همه عالم شدم



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بی تو ای هستیِ حیدر چه عذابی بكشم

زار و سرگشته و مُضطر چه عذابی بكشم

هر نفس ، هر دلِ شب آرزوی مرگ كنم

سرِ این قبرِ مُطَّهر چه عذابی بكشم

چقدر عمرِ تو در خانه ی من زود گذشت

آه ای سوره ی كوثر چه عذابی بكشم

بعدِ نُه سال از این شرم، كه خم گشته و پیر

دادمت دستِ پیمبر چه عذابی بكشم

موقعِ رفت و شد از خانه كه می گردد باز

لنگۀ سوختۀ در چه عذابی بكشم

نیمی از صورتِ تو پردۀ اِبهام گرفت

از غمِ سیلی و معجر چه عذابی بكشم

هر شب از روضۀ تكراری كابوسِ حسن

مادرم را نزن آخر چه عذابی بكشم

زینبت بر سرِ سجاده زبان می گیرد

من از این نوحۀ مادر چه عذابی بكشم

از خدا در غمِ تو صبرِ مرا می خواهد

چادر انداخته بر سر چه عذابی بكشم

بچه های تو سرِ سفره تحمّل نكنند

جایِ خالیِ تو دیگر چه عذابی بكشم

هیچ كس از خبرِ مرگِ تو افسوس نخورد

بعدِ  تو گشته مُقدر چه عذابی بكشم

بینِ مسجد همه برگشته به من خیره شدند

قاتلت رفت به منبر چه عذابی بكشم

از چهل مرد نمائی كه تو را سخت زدند

شده تقدیر مكرر چه عذابی بكشم

خارِ چشمم شده خندیدنِ قنفذ هر روز

بی تو ای لالۀ پرپر چه عذابی بكشم 



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چنان هوای تو ای آشنا به سر افتاد

که اعتبار دلم بی تو در خطر افتاد

به هر کجا نگرم باز در مقابلمی

خیال غیر تو دیگر  ز دل ، ز سر افتاد

نشسته ام برسد شب از آن زمانی که

جمال روی چو ماه تو در قمر افتاد

شبی که نور وجود تو در جهان پیچید

و مهجتی  که به قلب و دل پدر افتاد

به یاد چشم تو با چشم خیس میخوانم

حدیث آل عبایی که روی سر افتاد

کرامت پسرانی که از تو زاده شوند

شفاعت ملکی که ، ز بال و پر افتاد

تو نور چشم پدر بوده ای ولی روزی

میان کوچه چرا  نور از بصر افتاد؟

پریده مرغ دلم در مدینه،  کوچه ی عشق

که ناگهان نگهم روی...روی در افتاد

دری شکسته و مشکین ز دود و آتش بود

که ذهن سوخته ام یاد "انکسر" افتاد

رسانده ای تن بی جان خود کنار علی

و دستهای تو چنگی ایست بر کمر افتاد

چنان گره زده ای،....ریسمان گره نزده

غلاف جای سرانگشت ،کارگر افتاد

مرو به حالت نفرین ، مدینه می لرزد

عجیب نیست که عرش خدا ...اگر افتاد



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


از پیش تو مویه کنان می آمدم من

از آن مزارِ بی نشان می آمدم من

چشمی به قبر و همچنان می آمدم من

چشمی دگر بر کودکان می آمدم من

این سو کنارِ من حسین، آن سو حسن بود

چشم دو فرزندت غریبانه به من بود

من همچنان سر در هوای خویش بودم

در خاطراتِ روزهای پیش بودم

‏ من رفته بودم از خودم با یک اشاره

تکرار می شد پیشِ چشمانم دوباره ...‏

من همچنان سر در تنورِ غم نهاده

تو همچنان در بینِ آتش ایستاده

پر از شمیم یاس می شد صحن خانه

هربار می آمد فرود آن تازیانه

ای کاش دستورِ خدا دستم نمی بست

تا بشکنم از ضاربِ زهرا، سر و دست

از ضربتِ سیلی گلم نقشِ زمین بود

در سرنوشتِ من «شبِ ضربت» همین بود

تو در جهاد از مرد و زن سبقت گرفتی

درکارزار از تیغمن سبقت گرفتی

گیرد مدد از نام من هر پهلوانی

آموزگار من تویی در پهلوانی

نزدیکتر بودی به حق از من تو زهرا

این شد که قدری زودتر رفتی از اینجا

جایی برای من در این دنیا، وطن نیست

یا فاطمه! دنیای بی تو جای من نیست

دنیا برای مردمِ دنیا بماند

تنها برای مرتضی زهرا بماند ...‏

خاموش، خواب آلوده و خاکسترآلود

شهرِ مدینه مثلِ گور ساکتی بود

از مدفنِ تو باز می گشتم به خانه

از مدفنِ تو باز می گشتم، شبانه

جایی دگر، وقتی دگر، مردی دگر،باز

می آید از بالا سرِ نعش پسر باز

داغی دگر، دردی دگر، یک مرد دیگر

می آید از بالای نعشِ پاکِ اکبر



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد

دلم برای تو با هر بهانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی ست

که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟

چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار

به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست

که در جواب، زمین و زمانه می لرزد

ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم

همین که نام تو آرند شانه می لرزد



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ببین موندم میون شهر تنها

ببین گل های قدّ و نیم قدت رو

می بینم تا کبودِ آسمون و

می بینم داخل کوچه رَدت رو

 

آخه رسمش نبود تنها بری و

علی تنها میون شهر باشه

یه بار دیگه صدام کن:"کلّمینی"

بذار این دنیا با من قهر باشه

 

هنوزم بوی تو در بین خونه ست

در و دستاس و ظرفای سفالی

چگونه بچه هات آروم بگیرن

مرور خاطرات و جای خالی

 

درسته عمر گل کوتاهه بانو!

ولی پرپر شدن معنا نداره

بذار پای همون قولی که دادم...

بمونم،تا که یک روزی دوباره...



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


دشمن من آنقدر بر تو جفا بسیار کرد

تا که با داغ تو روزم را چو شام تار کرد

ای تو تنها محرم حیدر ز بعد رفتنت

شوهرت با چاه تنها درد خود اظهار کرد

آری ای تنها طرفدارم ز بعد تو عدو

هرچه بودش در توان با حیدر کرار کرد

زینبت چون جمع میکرد بستر خونین تو

بی امام گریه به حال مادر بیمار کرد

از جگر آهی کشید و گفت ای وای مادرم

تا حسین تو تماشای در و دیوار کرد

بین قبر تا خون چکید از کفنت آگه شدم

که چها با  سینه ات آن ضربه مسمار کرد

دوریت آنقدر سخت است بر علی یا فاطمه

که مرا از زندگی در این جهان بیزار کرد

ترسم از بعد تو طولانی شود عمر علی

زانکه بر من زندگی را داغ تو دشوار کرد



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم

کاش من زودتر از فاطمه جان می دادم

از زمانی كه شریك غمم از دستم رفت

هر دم آید غمی از نو به مبارك بادم

تا قیامت نه پس از واقعه ی محشر هم

ناله ی یا ابتایش نرود از یادم

مرگ در خانه ی بی توست مرا در شب تار

بِهْ از آن روز كه در كعبه ز مادر زادم

کاش روزی که زدی ناله کنار دیوار

چون در سوخته می سوخت همه بنیادم

كس نداند كه در آن دم به تو و من چه گذشت

تو نفس می زدی و من ز نفس افتادم

خصم خوشحال كه بال و پر من بشكسته

رفتی و از غم خود كرده ای دشمن شادم



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


اتاقِ كاهگلی بود و مَرد و یك گل زرد

كه باد ، عطرِ غم انگیزِ مرگ را آورد

اُتاقِ كاهگلی ماند و مرد و یك تابوت

وَ لحظه های پُر از اضطراب و ماتم و درد

ستاره ها همه از عمقِ آسمان دیدند

كه یك ستاره ی پُر نور ، در زمین شد سرد

اُتاقِ كاهگلی ناگهان به خود لرزید

وَ سقف ، در وسطِ خود دریچه ای وا كرد

دریچه پُر شده بود از مِهِ غلیظ و غبار

وَ یك فرشته كه می گفت : (( پیشِ ما بر گرد((!

وَ از دریچه ی غمگین ، گُلی به بالا رفت

به روی دوشِ هزاران فرشته ی شبگرد

دریچه بسته شد و سقفْ جای خود برگشت

وَ خانه ماند و فضای گرفته ای از گَرد

وَ بعدِ آن شبِ غمگین ، كسی نمی داند :

كجاست قبر تو بانو ، كجا ست آن گل زرد



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


خبر توطئه ی نبشِ قبور آمده است

آری عمار، چو پیکی، به حضور آمده است

یا علی خیز و نگر،باز عدو مستِ غرور

بر حرمخانه ی زهرا به عبور آمده است

پشتِ دیوارِ بقیع ، صف زده، شیطان صفتان

در پیِ قبرِ غریبِ شه و بانویِ زنان

ناگهان، کوهِ غضب، از دلِ دریا جوشید

از میان پاشد و با هیمنه، جوشن پوشید

به جبین بست،به رزمِ علوی اش ، سربند

جرعه ای، از میِ قهّاریَّتِ رب نوشید

ذوالفقارش، به کف و نعره کشان، همچو اسد

آمد آن مظهرِ اسماءِ جلالیِّ احد

روبهان تاکه علی را، به تجلّی دیدند

کرده قالب تهی، از شیرِ خدا ترسیدند

قدرت الله رسیده، دمِ دیوارِ بقیع

نُه فلک نیز، به همراهِ زمین لرزیدند

گفت حاشا که شوید، آگه از این سرِّ خدا

پُر نمایم، همه ی دشت ز خونهای شما

ذوالفقارم ز غلاف آمده بیرون. بیرون

عقده های دو سه ماهه زده بیرون، بیرون

گردنش می شکنم، هر که بماند به بقیع

بی وضو آمده در میکده، بیرون، بیرون

که دگر صبرِ علی بر لبِ پیمانه رسید

خُمِ مِی، با دوسه پیمانه ، به میخانه رسید

همه رفتند. علی یکّه وتنها مانده

در کنارِ حرمِ مخفیِ زهرا مانده

گفت: با همسرِ مظلومه ی غمدیده ی خود

که تو رفتی و مرا غصّه و غمها مانده

فاطمه بعد تو بی یار و حبیب است علی

در مدینه ، تک و تنها و غریب است علی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1393/12/19

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شب است و بر دلم آتش دوباره افتاده

به سینه ام نفسم در شماره افتاده

شب است و باز علی همچو قطره اشکی

به روی تربت زهرا دوباره افتاده

دلم کتاب غم است وشراره ای برآن

زداغ ماتم آن ماهپاره افتاده

زچشم ماه به گردون ستاره می ریزد

کز آسمان ولایت ستاره افتاده

زکوچه ای نتوانم گذشت کاندر آن

زگوش فاطمه ام گوشواره افتاده

به یاد مادر مظلومه اش «وفائی»را

به سر هوای مدینه هماره افتاده



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1393/12/19

حضرت زهرا(س(-مصائب از زبان امیرالمومنین(ع)


رفتی و پژمردنم و ندیدی

رفتی زمین خوردنم و ندیدی

تو كوچه ها راه من و میبندن

همه دارن به شوهرت میخندن

یه فكری هم به حال بچه ها كن

یه سر بیا زندگیم و نیگا كن

اگه بیای منم قرار میگیرم

میرم برات چند تا انار میگیرم

اگه بیای بادل بی غم میریم

اصلا از این مدینه باهم بریم

بازم بمون و دست به پهلو بگیر

عیبى نداره از على رو بگیر

كارم شده یه گوشه ای ببارم

بچه هات و سر خاكت بیارم

دل من ازهمه كنار میگیره

حالا علی دست به دیوار میگیره

میشه بیای دو قطره زمزم بدی

یه ظرف آب بیاری دستم بدی

چه مادری ز دخترم گرفتند

خواب و زچشمای ترم گرفتند

این چادر پاره منو میكشه

این خون گوشواره منو میكشه

بلند شو دستات و حنا بذارم

تابوتتو بگو كجا بذارم؟!!

تو خونه یاد اون روزا می افتم

برم بیرون تو كوچه ها می افتم

بی مادری نصیب دخترم شد

خبر داری چه خاكی بر سرم شد

خیرنبینه اون كه به ما جفا كرد

ما دو تا رو از همدیگه جدا كرد

تو چشم تو زد چشم و پرآب كرد

خونش خراب كه خونه مو خراب كرد

نقشه كشیدن مبتلا مون كنن

كی فكر میكرد یه روز جدامون كنن

***

از سایت روضه



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1393/12/17

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-از زبان امیرالمومنین(ع)


همینکه نیستی اصلا برای من مرگ است

ز داغ تو پر زخمم دوای من مرگ است

غریب بودم؛ از این پس غریب تر شده ام

پس از تو همنفس آشنای من مرگ است

کدام زندگی؟! این سقف، بر سرم لحد است

حیات، بر من و بر بچه های من مرگ است

تو ذره ذره شدی آب و من نفهمیدم

که در سکوت تو ای همصدای من مرگ است

شبیه چشم کبود تو کار من گریه

شبیه دست شکسته دعای من مرگ است

شبی که بند کفن را گره زدم گفتم

پس از تو فاطمه عقده گشای من مرگ است

پس از شکستن پهلوی تو کنار علی

چگونه زنده بمانم سزای من مرگ است

در آن لگد که به در خورد، فاش می دیدم

کسی که خیمه زده بر سرای من مرگ است

به جای خالی تو بین خانه می نگرم...

همین که نیستی اصلا برای من مرگ است



موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء