حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


بعد تو گشته در پریشانی

آسمانم همیشه بارانی

 

ای ستون دل علی بی تو

رفته این خانه رو به ویرانی

 

باغ هجده بهار زندگی ات

چقدر زود شد زمستانی

 

تو رسیدی به ساحلی آرام

من به این لحظه های طوفانی

 

سوره کوثرم، سرقبرت

کار من گشته فاتحه خوانی

 

ای رهایی دهنده از آتش

دل من را چرا بسوزانی؟

 

این همه می زنم صدات اما

تو مرا لحظه ای نمی خوانی

 

سخت سردرگمم بگو چه کنم

بین این کوچه های حیرانی

 

منم و صدهزار درد نهان

توئی و یک مزار پنهانی




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 10:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!

برخیز و باش، فاطمه جان، غمگسار من

 

رفتی ز دیدۀ من و، از دل نمی‌روی

حس می‌کنم همیشه تویی در کنار من

 

شیرینی حیات من، ای بَضعَةُ الرّسول!

تلخ‌ست با غمت همه لیل و نهار من

 

خیری پس از تو نیست در این زندگیّ و، من

گریَم از این‌که طول کشد روزگار من

 

مردم ز گریه، غصّۀ خود حل کنند، لیک

افتد ز گریه، غصّۀ دیگر به کار من

 

خواهم ز کودکان تو پنهان گریستن

اما غمت ربوده ز کف اختیار من

 

این روزها ز خانه کم آیم برون، مگر

کمتر به قتلگاه تو افتد گذار من




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 10:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


حس می‌کنم هرشب حضورت را کنارم

وقتی به روی خاک تو سر می‌گذارم

 

بگذار دستت را به روی شانه‌ام باز

از دست رفته بعد تو صبرم، قرارم!

 

قرآن که می‌خوانم تو هم می‌خوانی انگار

کوثر بخوان تا رود رود اینجا ببارم

 

وقتی نگاهت از رهایی حرف می‌زد

احساس می‌کردم تو را دیگر ندارم

 

یادت می‌آید موقع رفتن چه گفتی؟

جان عزیزت روز و شب چشم‌انتظارم

 

سر می‌گذارم روی خاکت باز امشب

ای کاش سر از خاک دیگر برندارم




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


در خانه مانده عطر خوش ربنای تو

امروز زنده ام به هوایِ دعای تو

 

همسایه ها به مجلس ختمت نیامدند

من بودم و همین دو سه تا بچه های تو

 

خیلی به مجتبایِ تو برخورد فاطمه!

فامیل کم گذاشت برایِ عزای تو

 

جایِ تمام شهر خودم گریه می کنم

از بسکه خالی ست در این خانه جای تو

 

زهرا مرا ببخش که نگذاشت غربتم

یک ختم باشکوه بگیرم برای تو

 

از دستِ گریه هایِ تو راحت شد این محل

شِکوه نمی کنند به من از صدای تو

 

دیگر به تیغ فتنه ی کوفه نیاز نیست

خونِ مرا نوشته مدینه به پای تو




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)

 

گُفتم که؛ بِمان همیشه... یارَم باشی

هَر لَحظه ی زندگی کِنارم باشی

حیدر وسطِ مَعرِکه تَنها مانده

بَرخیز دوباره ذوالفَقارم باشی




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


نشسته غمت کنج روز و شبم

چقد خونه بی تو شده بی صفا

عزیزدلم! فاطمه(س) رفتی و

علی(ع) مونده و گریۂ بیصدا

 

ندیدم از اونها به جز دردسر

همونها که جز حق ندیدن ازم

عزادار کردن من و یک شبه

تو و محسنم رو گرفتن ازم

 

نخواستی ازم چیزی و هیچوقت

به غیر از یه چیزی که شد قاتلم

نمی خواستی کاش تابوت ازم

به این کار راضی نمیشد دلم

 

همون شب که برگشتم از دفن تو

کشیدم با گریه تویِ کوچه آه

دیگه خونه ای که شده شعله ور

نیازی نداره به پرچم-سیاه

 

تو رفتی شبونه، به جز داغِ تو

فقط از یه چیزی شدم اذیت

نبستم «درِ» خونه مون و ولی

نیومد کسی واسۂ تسلیت

 

غم ِ بچه ها رو کشیدم به دوش

ولیکن یه چیزی عذابِ منه

حسن(ع) خیلی بیتابه! تو گریه هاش

با دستاش تویِ صورتش میزنه

 

گرفتم تو آغوشم اما چجور؟!

بگیرم ازش اضطراب و تب و...

چقدر آرزو داشتی و نشد-

بمونی عروسش کنی زینب(س) و...

 

دلش سوخته! مونده تو خاطرِش

که مابینِ دیوار و «در» سوختی

با دست ورم کرده واسه حسین(ع)

روزِ آخری پیرهن دوختی! 




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


هر گوشه ببین نشانه‌ی دلتنگی‌‌ست

هر لحظه‌ی من بهانه‌ی دلتنگی‌ست

زنده‌‌ست تمام خاطراتت مادر

این خانه پس از تو خانه‌ی دلتنگی‌ست




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


همسایه ها ، مَردُم ، دگر راحت بخوابید

زهرای من رفته سفر راحت بخوابید

 

آن دختری كه باعث آزارتان بود

مهمان شده نزد پدر راحت بخوابید

 

با دست خود هستی خود را دفن كردم

شد پیر خیبر بی سپر راحت بخوابید

 

دیگر نمی آید صدای آه آهش

از درد پهلو تا سحر راحت بخوابید

 

فكر خبر بودید از بیمار بدحال

جان داد زهرا بی خبر راحت بخوابید

 

بانوی من با سینة مجروح رفت و ...

من ماندم و این میخِ در راحت بخوابید

 

حوریة انسیه كه سیلی نمی خواست

كشتند او را در گذر راحت بخوابید

 

باخنده هستیِ مرا آتش كشیدند

دامان زهرا شعله ور راحت بخوابید

 

دل تنگم و دیدار یارم می روم من

هر نیمه شب با چشم تر راحت بخوابید

 




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


سبد سبد "گل نیلوفر" غم آوردم

تمام خاطره ها را مجسم آوردم

 

سكوت خلوت شب،همنشین آهم شد

كنار سنگ مزار دلم ،كم آوردم

 

كجاست سفره رنگین مهر مادریت؟!

كه ماهتاب تو را نقش پرچم آوردم

 

براى آنكه بگیرم كمى هوایت را

گلاب شوق تو را همچو زمزم آوردم

 

كنار بغض نفس گیر خلوت خورشید

غمى به وسعت غم هاى عالم آوردم

 

به یاد ماه تو در آسمان دلتنگى

هلال ماه عزا را كمى خم آوردم

 

ببخش مردم نادان تو را نفهمیدند

عجیب نیست اگر بیت مبهم آوردم

 

به زخم كهنه كه گل كرده در همین ایام

به زخم تازه كه با گریه مرهم آوردم

 

هنوز شعله داغ پدر نشد خاموش

تو رفتى و به سلامت!، ولى كم آوردم

 

پس از تو راز مگو را به چاه باید گفت

كنار قافیه ها،چشم پر نم آوردم




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


قرار من چه کسی بعد تو قرار علیست

پس از تو بانوی خانه! که خانه دار علیست

 

تو جسم و جان منی بین قبر خوابیدی

و این مزار، مزار تو نه مزار علیست

 

دلیل خیسی این خاک، اشک نیست فقط

کمی هم از عرق روی شرمسار علیست

 

تو یاس بودی و در باغ، پرپرت کردند

عجیب نیست اسیر خزان، بهار علیست

 

پس از تو آنچه سپید است گیسوی حسن است

پس از تو آنچه سیاه است روزگار علیست

 

غذای دیشبمان دستپخت زینب بود

چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست

 

دری که سوخته، دارد هنوز می سوزد

چرا که مستمع روضه های یار علیست

 

منم که ماندم و لبخند و طعنه ی یک شهر

وگرنه خانه ی تو نزد کردگار علیست

 

به روی شانه ی تو چند موی سوخته بود

نه موی سوخته بلکه طناب دار علیست




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


خموشم و نَفَسَم در شماره افتاده

که روی خاک مرا ماهپاره افتاده

 

سپهر در دم و قلبم ز غصه پاره شده

که ماه پاره من با ستاره، افتاده

 

کنار قبر تو خاموشم و چنان سوزم

که آتش از جگرم در شراره افتاده

 

اگر چه کرد غم مصطفی زمین گیرش

علی به مرگ تو از پا دوباره، افتاده

 

وصیت تو مرا کرده آنچنان خاموش

که کار حرف زدن با اشاره افتاده

 

بوصف غربتم این قصه بس که با سیلی

ز گوش همسر من گوشواره افتاده

 

به جز تو در دل شب با چه کس توانم گفت

که چاره ساز دو عالم ز چاره افتاده

 

قسم به فاطمه «میثم» لب از سخن بربند

که شعله بر جگر سنگ خاره افتاده




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را

کز آتش دل کرده‌ام روشن چراغ آه را

 

از بسکه دود آه من گردید سدّ راه من

در کوچه‌های شهر خود گم کردم امشب راه را

 

گفتم به شب زاری کنم خون جگر جاری کنم

صبح آمد و دادم ز کف این رشته کوتاه را

 

باید که اسرار درون از سینه‌ام ناید برون

ورنه به آتش می‌کشم با ناله مهر و ماه، را

 

از شدت اندوه و غم ریزد نیستان را بهم

در بند بیند شیر اگر بر جای خود روباه را

 

تا محرم اسرار من با بذل جان شد یار من

بر راز گوئی، کرده‌ام پیدا درون چاه، را

 

رزم آوری آزاده‌ام اما ز پا افتاده‌ام

زیرا که از کف داده‌ام دخت رسول الله را

 

هر گه که با سوز درون از خانه میآیم برون

چشمم شود دریای خون بینم چو آن درگاه را

 

«میثم» اگر روشن دلی خشدار کز راه علی

دشمن به آگاهی برد یاران نا آگاه را




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/11/10 | 09:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان من

زهرای من! حبیبه ی من! مهربان من

 

میبینی از غمت چقدر میخورم زمین؟

دیگر شدم بدون عصا آسمان من!

 

مانده هنوز بستر تو گوشه ی اتاق

با لاله اش چکار کنم باغبان من؟!

 

ماندست چند تار مویت بین شانه ای.

چشمم که خورد تیر کشید استخوان من!

 

راحت بخواب درد کشیدن تمام شد!

راحت بخواب درد کشیده جوان من!

 

کابوس لحظه های علی نقش قبر توست..

فکرش به هم زده ست زمین و زمان من

 

چهل قبر ساختم که نفهمند هیچوقت

آخر کجاست قبر تو راز نهان من..

 

گفتم درِ جدید بسازند بعد تو

تا میخ ها دوباره نگیرند جان من..

 

حالا دگر تمام شده امتحان تو...

حالا دگر شروع شده امتحان من...




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 08:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


زینب! مبـاد شکـوه ز بـی‌مادری کنی

آمـاده بـاش تـا کــه پدرپروری کنی

با مرگ من چو روز علی تیره می‌شود

بایـد بـر او بسـوزی و روشنگری کنی

آنسـان که مادرت به نبی مادری کند

بایـد تــو از بـرای علـی مادری کنی

من دیده‌ام زبان علی در دهان توست

بایـد تـو بـا زبـان علی، حیدری کنی

مـن کوثـر محمّـد و تو کوثر علی!

آری تـو را سـزد کـه بـر او کوثری کنی

مگذار تا حسین روَد تشنه لب به خواب

بیـدار بـاش تـا کـه بر او ساغـری کنی

از قتلگه گرفته الـی مجلس یزیـد

بایــد تــو بـر حسیـن، پیام‌آوری کنی

من پای کرسی سخنت می‌کنم جلوس

وقتی به شهر شام، سخـن‌گستری کنی

فریــادزن، خــروش برآور، سخن بگو!

آنسـان کـه از رسـول خدا دلبری کنی

«میثم» بگیر درس ولایت ز فاطمه"

خواهـی اگــر بـرای علی شاعری کنی 




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


رفتی و در سینه ام دل بی قراری میکند

چشم هایم اشک نه! خونابه جاری میکند

رفتی و بوی تو مانده در تمام خانه ام

یاد تو حتی "خزانم را بهاری" می کند

خاطرات خوبمان یادم نرفته "فاطمه"

حق بده حیدر برایت گریه زاری میکند

بعد تو حال حَسن  بدجور میسوزاندم

گوشه ای کز کرده دائم سوگواری میکند

ظرف آبی میگذارم شب به بالین حسین

نیمه شب پا میشود شب زنده داری میکند

تاکه کمتر حس کنم من جای خالی تورا

دخترم زینب برایم خانه داری می کند




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/11/12 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-بعد از فراق مادر


گاهی بیاد زخم تنت گریه میکند

یا با حسین و با حسنت گریه میکند

یا گوشه ای نشسته و  همراه تک تک

گل های سرخ پیرُهنت گریه میکند

با شب سیاه پوش غمت می شود هنوز

با روضه های دل شکنت گریه می کند

دستی به دستگیره ی در دارد و هنوز

یاد نفس نفس زدنت گریه میکند

با اینکه سوخت از تب بی مادری ولی

دارد به یاد سوختنت گریه میکند

از بس که روضه دار غم سینه ات شده

دختر نگو که سینه زنت گریه میکند

"من نیستم، ببوس، بجایم گلوی او..."

همواره یاد این سخنت گریه می کند




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/12/2 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مراثی امیرالمومنین(ع) بعد از شهادت حضرت زهرا(س)

 

      نَفسِـی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ           یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتِ‏

      لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا       أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی‏

 

جان من با ناله ‏هاى خود حبس شده، اى كاش جان من با ناله‏ هایم خارج مى ‏شد. بعد از تو خیرى در زندگانى نخواهد بود، گریه میکنم از اینکه مبادا بعد از تو زیاد زندگی کنم.

بحارالانوار ج43 ص213

 

      مَالِی وَقَفتُ عَلَى القُبُورِ مُسَلِّماً      قَبرَ الحَبِیبِ فَلَم یَرُدَّ جَوَابِی‏

      أَحَبـِیـبُ مَا لَـكَ لَا تَـرُدُّ جَـوَابَـنَا      أَنَسِیتَ بَعدِی خُلَّةَ الأَحبَاب‏

 

مرا چه شده که بر خاک عزیزان، گریان می گذرم و بر تربت محبوب سلام می دهم اما جوابم نمیگوید؟

ای تربت محبوب چه شده که پاسخ این خواننده را نمیدهی؟ نکند محبت دوستان بر دلت خستگی آورده.

بحارالانوار ج43 ص213

 




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 11:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


همسایه ها به مجلس ختمت نیامدند

من بودم و همین دو سه تا بچه های تو

خیلی به مجتبای تو بر خورد فاطمه

فامیل کم گذاشت برای عزای تو

جای تمام شهر خودم گریه می کنم

از بس که خالیست در این خانه جای تو

زهرا مرا ببخش، که نگذاشت غربتم

یک ختم با شکوه بگیرم برای تو

از دست گریه های تو، راحت شد این محل

شکوه نمی کنند به من از صدای تو




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


منم شمعی که از جان دادن پروانه می لرزد

به روی  گونه هایم  اشک، دانه دانه می لرزد

از آن روزی که دشمن پشت پا بر هستی من زد

دل  ویرانه ام  از  دیدن  بیگانه می لرزد

چرا از من حسن حرف  دلش را می کند پنهان

چه بغضی در گلو دارد که بی تابانه می لرزد

حسینم روضه ی دیوار و در هر لحظه می خواند

زمین و  آسمان همراه این دردانه می لرزد

پریشان است  موی  کودکانم، فاطمه  برگرد

ببین با آه طفلان تو  دارد شانه میلرزد

چه آمد بر سر این خانه بعد از رفتنت بانو

صدای در  که  می آید  تمام  خانه  میلرزد




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


سوختم ز آتش داغ تو ندانم چه کنم

شرر افتاده به غمخانه ی جانم چه کنم

بعد تو بیکس و بی یاور و تنها شده ام

رفته از دست برون تاب و توانم چه کنم

روز بر روز تو می نالم و شب بر شب تو

برده طاقت ز کفم اشک روانم چه کنم

مانده ام با که بگویم که چه آمد بسرم

عقدۀ دل شده این راز نهانم چه کنم

آن نشانی که تو بر سینه زدی از امت

بردی ای دوست ندادی تو نشانم چه کنم

زندگی مشکل و در سینه نفس تنگ شده

عاجز از گفتن آن مانده زبانم چه کنم

آب از دیده ی خونبار به بارم شب و روز

که شدی کشته تو ای تازه جوانم چه کنم

رفتی آخر ز برم یار ستمدیدۀ من

همه شب تا به سحر اشک فشانم چه کنم

"کربلایی " به عزای تو بگفتا به فغان

مانده است از غم تو نطق و بیانم چه کنم




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-از زبان امام حسن مجتبی(ع)


رهایم که نمیسازد همین کابوس و تکرارش

همین خواب پریشان و شب و اندوه و آزارش

پدر ناگفته می داند من این را خواندم امشب از

نگاهِ سر به زیرِ او خجالت های بسیارش

حسین آرام میگرید که می فهمد سکوتم را

ولی زینب مرا کُشته مرا کُشته از اصرارش

به تن پیراهنی دارد که مادر برتنش کرده

لباسی که اناری بود رنگش ، نقشِ گلدارش

لباسی را  که فضه بسکه  شسته رنگ و رو رفته است

ولی پاره شده پهلویِ آن از جای مسمارش

نشسته با همان چادر که خاکِ کوچه را خورده

به یادِ مادرم اُفتاده ام امشب زِ دیدارش

میان کوچه بودم دستِ من در دست مادر بود

مرا می برد تا خانه مرا با حالِ بیمارش

سرِ راهم حرامی بود و راهی تنگ نالیدم

خداوندا نیافتد بر من و مادر سر و کارش

رسید و مادرم تا نامِ بابا بُرد از خشمش

لبِ خود را گزید و مُشت شد دستِ ستمکارش

به رویم چادر خود را کشید و خواست با چشمم

نبینم ضربِ سنگین را نبینم چشمِ خونبارش

یکی با رویِ دستش زد یکی با پشتِ دستش زد

یکی نقشی به رویش زد یکی هم زد به دیوارش

یکی انداخت از خاک و یکی انداخت از پایش

یکی از چشمها زخم و یکی از چشمها تارش

به دوشم مادرم را می کشیدم  گریه ام می گفت

خدایا هیچ طفلی را نساز اینسان گرفتارش




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بی نگاهت... بی نگاهت... مرده بودم بارها...

ای كه چشمانت گره وا می كنند از كارها

مهر تو جاری شده در سینه ی دریا و رود

دور دستاس تو می چرخند گندمــزارها ..

باز هم چیزی به جز نان و نمك در خانه نیست

با تو شیرین است اما سفره ی افطارها..

باغ غمگین است، لبخندی بزن تا بشكفند

یاس ها، آلاله ها، گل پونه ها، گل نارها

برگ های نازكت را مرهمی جز زخم نیست

دورت ای گل ، سر بر آوردند از بس خارها...

بعد تو دارد مدینه غربتی بی حد و مرز

خانه های شهر.. درها .. كوچه ها.. دیوارها..

نخل های بی شماری نیمه شب ها دیده اند

سر به چاه درد برده كـــــوه صبری، بارها ...




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-بعد از شهادت


جز کنار تو نوا این دل شیدا نکند

چه کند گر برِ تو عقدۀ دل وا نکند

نیمه شبها به سر تربت تو می آیم

که کسی قبر تو را فاطمه پیدا نکند

دلبرم جز علی و ماه  ، کنار قبرت

هیچکس نالۀ جانکاه و غم افزا نکند

نشود بسته درِ سوخته و بشکسته

تا به غیر تو کسی در به رویم وا نکند

دخترت فکر نمی کرد که آید روزی

که برت چادر و سجاده مهیا نکند

هر کجا پای نهم قاتل تو می بینم

درد من را به جز از مرگ مداوا نکند

فاطمه امر به صبر است که باعث شده بود

دشمن من ز جسارت به تو پروا نکند

پشت در کاش علی بود به جایت که عدو

سند سقط جنین با لگد امضا نکند

کاش میمرد علی تا که مغیره پیشش

نیلی از ضربت سیلی، رخ زهرا نکند

سر فرو می برم از غصه و غربت در چاه

که نظر اشک مرا زینب کبری نکند

شب به سر آمد و باید سوی خانه بروم

روز را هم بنگر یاریِ مولا نکند

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شب است و ماه و نخلستان و چاه و ناله ای محزون

سکوت و صبر و خاموشی، علی و یک دل پر خون

شب است و بانگ مرغ حق، به گوشش قصه می خواند

به یادش آمده یاسی که پرپر می شود در خون

در و دیوار و شاخ گل، خدایا! یاس و میخ در

شکسته پهلویش خونین، ز سیلی چهره اش گلگون

علی بود و غم و محنت، سکوت و صبر و خاموشی

نشسته خار در چشمان، گذشته آهش از گردون

نمی دانم چرا آن دم، فلک ویران نشد از غم

پس از تو وای بر فردا، پس از تو وای بر اکنون

چه سرد است این جهان بی تو، چه بی نور است این خانه

صدای ناله ی زینب، غمم را می کند افزون

حسین از غم نمی خوابد، حسن خاموش و اشک افشان

به یادش آمده یاسی، که پرپر می شود در خون




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ناگفتنیست درد دل مرتضای تو

در خانه ام ببین كه چه خالیست جای تو

هر شب به جای آب و غذا غصه میخورم

یادش به خیر بر سر سفره غذای تو...

صبر زیاد و عمر كمی میكنم طلب

پایان هر نماز خودم از خدای تو

بی اختیار فاطمه جان گریه میكنم

از گریه های نیمه شب بچه های تو

زهرا درست از شب دفنت به این طرف

هر شب حسن گرفته بهانه برای تو

با گریه اش حسین هم از خواب می پرد

تازه شروع میشود از نو عزای تو

باور نمیكنند كه از خانه رفته ای

احساس میكنند می آید صدای تو

در پیش بچه ها ی تو شرمنده تر شدم

وقتی نشد كه ختم بگیرم برای تو

امروز مدفن تو غریبانه مانده تا

از یاد شیعیان نرود ماجرای تو

***

با تشکر از شاعر گرامی 




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/24 | 10:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مدینه کاش به جز کوچۀ بنی هاشم

به سمت خانۀ ما راه دیگری هم داشت

که ما ز کوچۀ سیلی گذر نمی کردیم

مدینه کاش گذرگاه بهتری هم داشت

چه زود رفت ز  یادِ مهاجر و انصار

که شهر کوچک یثرب پیمبری هم داشت

پیمبری که غم امت خودش را خورد

ز دیدِ شهر نه انگار دختری هم داشت

شکست و سوخت و خاکستریّ و میخی ماند

که باورت نشود خانه اش دری هم داشت

پرش شکست به ضرب غلاف ،آنگونه

که فکر هم نکنی او مگر پری هم داشت

به جز خمیدگیِ قامتش که حیدر دید

دو جا شکستگی و زخم بستری هم داشت

جفا به تک تکِ این خانواده موروثی است

مگر نه اینکه حسینش به تن سری هم داشت

صدای مادر او را شنید در گودال

ولی نگفت که مقتول ، مادری هم داشت

سری به نیزه بلند است ، حامل نیزه

نگفت این سرِ بر نیزه خواهری هم داشت

به کوفه کرد جسارت نگفت این بانو

دو روزِ قبل علمدار لشگری هم داشت

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1394/12/22 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


تمام شمع وجود تو آب شد مادر

دعای نیمه شبت مستجاب شد مادر

گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد

بهشت آرزوی ما خراب شد مادر

بجای شمع که سوزد به قبر پنهانت

علی کنار مزار تو آب شد مادر

میان آن همه دشمن که می زدند تو را

دلم به غربت بابا کباب شد مادر

حمایت از پدرم را گناه دانستند

که کشتن تو در امت ثواب شد مادر

به محفلی که علی بر تو مخفیانه گرفت

سرشک دیده ی زینب گلاب شد مادر

به یاد ناله مظلومیت دلم سوزد

که چون سلام پدر بی جواب شد مادر

نشان غصب فدک ماند تا به ماه رخت

گرفته نیمه ای از آفتاب شد مادر

علی بیاد جوانیت پیر گشت چو دید

خمیده سرو قدت در شباب شد مادر

عنایتی صف یوم الحساب «میثم» را

که خسته از گنه بی حساب  شد مادر




✔️ موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-درب خانه


 علی خبر درست کرد

برای خانه ی خودش دوباره در درست کرد

مدینه بود و کینه بود

در جدید را ز چوب های بیشتر درست کرد

به درد کوچه ها نخورد

اگرچه ذوالفقار را علی دو سر درست کرد

واین تمام فاجعه ست

سه ماه بعد رحلت نبی سپر درست کرد

ورفت کوفه خانه را

به کوچه ای ولی بدون رهگذر درست کرد

سپس برای احتیاط

برای خانه ی خودش علی دو در درست کرد




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


شب دراز است، تو گویی که فقط شب مانده

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده

گفته بودی که خدا جام بلا می دهدش

هرکسی را که در این بزم مقرب مانده

در مدینه همه از مرگ خدا می گویند

فقط از کعبه ی این شهر مکعب مانده

کینه ی بیعت "خم" بوده و سر ریز شده

جام خشمی که از آن روز لبالب مانده

سوز داغ تو چنان است که تا این لحظه

شعله ی داغ تو در حافظه ی تب مانده

جوهر خون تو با ظرف تنت خورد زمین

روی دیوار اگر رد مرکب مانده

شدت ضربه ی شلاق از آنجا پیداست

که روی در اثرش "خط مورب" مانده

شاهکار است که تا لحظه ی آخر حتی

گیسوی دخترکان تو مرتب مانده

روز و شب آنقدر از صبر به دختر گفتی

که خود "صبر" از این واژه معذب مانده

صبر ارثیه ی زهراست به دخترهایش

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چاك شد قلب من از غصه چو پیراهن من

شست هجر تو به خوناب جگر دامن من

تا چراغی به شب تار بقیعت سوزد

شمع سان شعله برآید ز دل روشن من

هیچ دانی ز فراقت چه گذشته به علی

آخر عمر تو بود اول جان كندن من

آمدم این دل شب با تو بگویم ای دوست

كه منم یك تن و این شهر همه دشمن من

هر شمرده نفسی را كه زدی در پس در

كرد صد بار جدا جان مرا از تن من

نفسم حبس شده گریه گلویم بسته

تو دعا كن كه شود خاك سیه مدفن من

آنچنان زار بگریم كه ز چشمم ریزد

سیل اشكی كه شود بعد تو بنیان كن من

 (میثمم) فاطمه با مهر تو آیم به بهشت

جرم كونین بود گر همه بر گردن من




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو