حضرت زهرا(س)-مدح  


قیام سرخی اگر هست از قیام فاطمه داریم

که ما هرآنچه که داریم از مرام فاطمه داریم

 

نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، هان چه نشستید؟

مگر نه زندگی خویش از دوام فاطمه داریم

 

نه، انقلاب نکردیم تا درون کوفه بپوسیم

که هست کرببلایی اگر، به نام فاطمه داریم

 

به فکر خانه ی همسایه ایم، آه مختصری عشق

اگر به سفره ی ما هست از کلام فاطمه داریم

 

یقین که صبح ازل ما سلام داده ایم به نورش

که شام روز ابد چشم بر سلام فاطمه داریم

 

غلام فاطمه در حشر غصّه ای به سینه ندارد

که ما امید شفاعت هم از غلام فاطمه داریم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


تو هستی و من به بیش و کم خواهم ساخت

شعری به بیان محتشم خواهم ساخت

آرامش من به خون دل آغشته ست

یک روز برایتان حرم خواهم ساخت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)مدح-تغسیل-حاج قاسم سلیمانی


فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بیتی است

روضه هایش رحمت سرشارِ اهل بیتی است

 

آن قدر نامش بها دارد میان شاعران

نام زهرا، زینتِ اشعار اهل بیتی است

 

هر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شود

حب زهرا، برترین کردار اهل بیتی است

 

مهر زهرا را علی در سینه ی ما ریخته

دل نگو این سینه ها، بازار اهل بیتی است

 

این که بر همسایه می بخشید نان خانه را

گوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بیتی است

 

حاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهبرش

فاطمه، الگوی این سردارِ اهل بیتی است

 

گریه بر زهرای مرضیه عمومی نیست، نه

کار چشمان تر ما، کارِ اهل بیتی است

 

روضه را مستوره باید خواند، دستم بسته است

روضه ی صدیقه از اسرار اهل بیتی است

 

ماجرای غسل زهرا... ماجرای بازویش...

ماجرای روضه ی دشوارِ اهل بیتی است

 

روی نیلی و کبود فاطمه، تا روز حشر

بغض هر دلداه و غم خوارِ اهل بیتی است

 




موضوع: شام غریبان حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)-مدح و بستر شهادت


بسم رب العشق، یعنی بسم رب الفاطمه

نور دیده، ذکر بر لب، مهر در دل فاطمه

در شب غم های حیدر، ماه کامل فاطمه

آیه ی تشخیص بین حق و باطل، فاطمه

رهروِ عشق است و راه عشق را رهبر شده

مرجع تقلید فرزندان پیغمبر شده

 

آفرینش از شعاع نور او نشأت گرفت

آفتاب از گوشه چشمان او طلعت گرفت

در ولای او خدا از انبیا بیعت گرفت

شأن انسان از وجود فاطمه عزت گرفت

آدمی جان دارد اصلاً  تا فدای او شود

آسمان ایجاد شد تا خاک پای او شود

 

او که در ایجاد با احمد برابر گشته است

بر زنان نه، بر تمام خلق سرور گشته است

حجت هر سیزده معصوم دیگر گشته است

مثل یک پروانه دائم دور حیدر گشته است

هم گل یاس علی زهراست، هم پروانه اش

هم انیس خلوت او، هم چراغ خانه اش

 

چشم اهل آسمان روشن به زهرا بودنش

جلوه ذات خداوندی ست یکتا بودنش

مادری تمثیلی از امّ ابیها بودنش

لؤلؤ و مرجان شده محصول دریا بودنش

چشمه ی کوثر همین که سوی دریا رفته است

جایگاه زن هزاران بار بالا رفته است

 

پیش نابینا حجابش را رعایت می کند

چادرش قومی یهودی را هدایت می کند

در نمازش گاه، خود را هم تلاوت می کند

از علی، تا پای جان دادن حمایت می کند

خواست تا یاری آن مظلوم بی یاور کند

رفت پشت در که پشتیبانی حیدر کند

 

عده ای بی معرفت آتش به دریا می‌زدند

جای دستان نبی را با کف پا می زدند

پشت در، از عمد  هی در را به زهرا می‌زدند

دست قرآن بسته بود و کوثرش را می‌زدند

پشت هر مردی ز داغ همسرش خم می‌شود

مرد میخواهد که غم های علی را بشنود:

 

با لگد بر درب خانه، عقده ها ابراز شد

پشت در ماندی و ماتم با دلم دمساز شد

دست من تا بسته شد روی مغیره باز شد

با غلافی مرگ تدریجی من آغاز شد

نام مهدی را که آوردی دلم آتش گرفت

فضه را وقتی صدا کردی دلم آتش گرفت

 

در میان بستر افتادی نگاهت می‌کنم

بغض دارم، پیش تو اما رعایت می‌کنم

گاه شبها می‌روم با چاه خلوت می‌کنم

در میان شهر خیلی حس غربت می کنم

هی به هم با گوشه ابرو نشانم میدهند

بعضی از نامردها بازو نشانم میدهند

 

دست بر پهلو نگیر و قامتم را خم نکن

رو نگیر و خاک عالم بر سر عالم نکن

سایه ات را از سر حیدر بیا و کم نکن

بعد تو تنهای تنها می‌شوم، ترکم نکن

خوب می دانم بخواهی میتوانی فاطمه

می شود یک روز دیگر هم بمانی فاطمه؟!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقع سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پای کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم ز خیر فاطمه ست

خیرهای عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

 چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشه ی یاس پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرت صدیقه را از بغض، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرسادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


گل یاسی که بر خاشاک هم جود و تفضل داشت

به دامانش گل نرگس، گل مریم، توسل داشت

 

همان که سوره ی کوثر به شان او شده نازل

که هنگام نزولش عرش هم حال تغزل داشت

 

دخیل ریشه های چادرش شد پرده ی کعبه

حجر بر استلام سنگ دستاسش تمایل داشت

 

کسی که حوریه از خاک پایش سرمه بردارد

به خشت خانه ی او آسمان حس تذلل داشت

 

همان بانو که از القاب او "ام ابیها" بود

نبوت در کنار نام او قطعا تکامل داشت

 

همان فانوس که آیات نور از او تلالو کرد

همان آیینه که نور علی در او تمثل داشت

 

هجوم آورد ابر تیره بر خورشید عالم تاب

میان کوچه ای که نور با ظلمت تقابل داشت

 

پر حوریه سهم شعله های سرخ آتش شد

بگو ای عرش که: زهرا در این عالم تنازل داشت

 

میان حادثه مادر زمین خورد و علی افتاد

میان شعله ها ای کاش قدری در تحمل داشت ...

 

کسی جز فضه، ما بین در و دیوار محرم نیست

فقط فضه خبر از حال و روز غنچه گل داشت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


انتها نیست در آن جلوه که با فاطمه است

نقطه‌ی "فا" علی و نقطه‌ی "با "فاطمه است

کیست او حضرت حق یا که نبی یا که علی

کیست او فاطمه یا فاطمه یا فاطمه است

بارها محضر او خورد زمین جبرائیل

بارها گفت محمد به حرا فاطمه است

بیش از کعبه پیمبر به طوافش می‌رفت

یعنی ای قوم فقط قبله نما فاطمه است

من از اَمرش به علی یادِ حدیثی کردم

حجت الله عَلی  حُجَّتنا فاطمه است

گفت سوگند به مظلومی تو کم نشود

یک سرِ موت در این معرکه تا فاطمه است

آنچنان رویِ زمین ریخت چهل تَن را که

همه گفتند مگر شیرخدا فاطمه است

همه گفتند که در شهر دو حیدر باشد

همه گفتند که در شهر دوتا فاطمه است

مرتضی گفت بمان ورنه خودش میفهماند

که اذازُلزلتِ الاَرض و سَما فاطمه است

چادرش را نتکاند   آخ ببینید همه

نام او مردم نامرد  چرا فاطمه است

روز محشر شود ؛ از آمدنش معلوم است

که چرا کارِ خلائق همه با فاطمه است

تا که او هست شفاعت به شفیعی نرسد

تا که او هست فقط ناله‌ی ما فاطمه است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زده ذکر ِ تو بر درِ خانهٔ دل، به خدا که گِلم شده از گِلِ تو

خودِ سورهٔ کوثری و احدی؛ نشود به خدا که معادلِ تو

منم آنکه نشسته به پشت درت، برسان به من از کرَمت نظری

درِ رحمت خود بگشا بشود؛ که نگاهِ تو شامل سائل تو

به تلألوءِ دستِ تو وقت قنوت، شده مُهرِ نماز تو قبلهٔ من

به تو رو زده طالبِ سجده شده، به هوایِ تو کعبه مقابلِ تو

تو که رکن نمازِ پیمبری و، هدف اینکه تو از همه سرتری و

همه لحظه به عشق تو حور و ملَک، شده حافظ ساحتِ منزل تو

پدرت ضربانِ نبوّت حق؛ شده قلبِ ولایتِ حق علی(ع) و

شده بعدِ حسن(ع) شهِ لطف و کرم؛ پسری چو حسین(ع) حاصلِ تو

ز جماد و بشر زِ قضا و قدَر، به تو عرضه شد از پس ِ پردهٔ غیب

بشود همه عالم و عرش برین، به فداییِ مصحف ِ کامل تو

تو به فکر شفاعت امّت حق، نگرانِ قیامتِ شیعه تویی

نرسد به محبّ تو آتش غم، شده فاطمه(س) شکل و شمایلِ تو

تو رضیه و حضرت مرضیه ای، تو زکیه محدّثه انسیه ای

شبِ قدری و مریم و آسیه هم، شده اند خادم ِ محفلِ تو

شده مدح تو ذکر زمین و زمان، شده وصف مقام ِ تو ورد زبان

همه آرزویم شده اینکه شبی، برسم به لیاقتِ مقبلِ تو!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

ای بهشت جاودان، ای ملیکۀ جهان

ای گل محمدی، ای بهار بی‌خزان

بضعة النبوتی، حُجَةٌ علی الحُجَج

اسم آسمانی‌ات، سُبحۀ فرشتگان

طاهره،‌ مطهره، عالمه، معلمه

وافیه، سماویه، حُرّه، حانیه، حَصان

ای حبیبۀ خدا، ای عزیز مصطفی

لایق تو کیست کیست؟ جز امیرمؤمنان

هم بهشت مصطفاست، آن نگاه غرق مهر

هم بهشت مرتضاست، آن نگاه مهربان

وصله‌های چادرت، رشتۀ نجات خلق

بوریای خانه‌ات، سرپناه آسمان

ای سحابِ رحمت و مغفرت دعای تو

سجده‌های روشنت، چلچراغ عرشیان

ای قنوت مستجاب، آفتاب در حجاب

هر طرف نشانه‌ای‌ست، از تو ماه بی‌نشان

ای نماز ناتمام، ای قیام مستدام

خطبۀ تو باشکوه، ندبۀ تو بی‌امان

ای رضایت خدا، بسته بر رضایتت

وصف قهر و مهر تو، وصف دوزخ و جنان

آستان رحمتت، نور، روشنا، امید

وسعت سخاوتت، بی‌کران و بی‌کران

پر شده مشام شهر، از شمیم یاس تو

از بهشت خانه‌ات، عطر «تنفقوا» وزان

دست خالی آمده، سائلی غریب‌وار

آن یتیم بی‌قرار، این اسیر نیمه‌جان

در بهار لطف تو، «یطعمونَ» داده گل

روزۀ سه روزه‌ات، بی‌نیاز از آب و نان

نور و قدر و هل أتی، فجر و کوثر و ضحی

لحظه لحظۀ تو را، آیه آیه ترجمان

بیت‌های ما کجا؟ قدر و هل أتی کجا؟

برتر از گمان ما، ساحت تو همچنان

در مدیح تو هنوز، واژه‌ها چه ابترند

ای فراتر از سخن، ای رساتر از بیان




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


پس صحبت از شفاعت محشر شروع شد

روزی که کار ساقی و ساغر شروع شد

جنت نبود، نار نبود و زمین نبود

دل بود و دلربایی دلبر شروع شد

تا شاهدی نظاره گر ماجرا شود

خلقت ز چشم های پیمبر شروع شد

آیینه ای مقابل رویش گرفت و بعد

 ترسیم روی حضرت حیدر شروع شد

آنگاه در میانه ی آن دو به خط نور

مادر نوشت و قصه ی مادر شروع شد

نور انعکاس کرد و از آیینه ها گذشت

تکثیر نور بین دو گوهر شروع شد

در عرش پنج پیکره ی نور قد کشید

پس خلقت خلائق دیگر شروع شد

گل کرد حب فاطمه و بغض فاطمه(س)

از آن به بعد رحمت و کیفر شروع شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


در مقامی كه عقیق سرخ از زر بهتر است

اشكهایم بال معراج است،از پر بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد كبوتر بهتر است

گرچه بالا می برد سجده مقام بنده را

چند ثانیه نشستن پای منبر بهتر است

منبری را كه دلش با مهر مولا گرم نیست

در همان مسجد بسوزانی برادر...بهتر است

از سر اخلاص حمدش را به جا می آورم

آنكه از آغاز یادم داده كوثر بهتر است

گرچه فرقی نیست بین ساقی وكوثر ولی

بارها فرموده پیغمبر كه مادر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینه معصوم نیست

سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در حرز نام فاطمه

از همه عالم برای مرد خیبر بهتر است

هر كسی بو برده از غیرت شهادت میدهد

در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است

از زمانی كه شنیدم در به پهلویت گرفت

حس من این است، اصلاً خانه بی در بهتر است 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به دنیا آمدی دنیا دلیلش را شناخت

از خودش دنیا به دست آورد یک دنیا شناخت

چون تسلط داشت هی چرخید دورت روز و شب

گر تورا نشناخت دنیا، ماه از بالا شناخت

آسمان نشناخت سر از پا و روی خاک ریخت

خاک اما زیر پات افتاد و سر از پا شناخت

بی گمان در قاب قوسین دو تا ابروی تو

خویش را هر شب رسول الله اَوْ اَدْنیٰ شناخت

سجده بر نامش اگر واجب شود بی ربط نیست

شیعه در واقع خدا را نیز با زهرا شناخت

قدر می دانم مُحِبَّش هستم اما بی‌گمان

قدر زهرا را در این عالم فقط مولا شناخت

بی نگاه لطف تو می ریزد از هم جان من

گاه دارد قطره ای از خویش یک دریا شناخت

توی جنت هم گدایت می شوم زیرا گدا

عرض حاجت کرد صاحبخانه را هرجا شناخت

حتم دارم روز محشر هم تو فرمان می‌دهی

من به تو ایمان کامل دارم اما با شناخت

تو شب قدری و پنهان بوده ای آنقدر که

زینبت حتی تو را در ظهر عاشورا شناخت

زینبت از پای درس کوچه آمد کربلا

آن همه سرهای بر نی را اگر زیبا شناخت

مبحث نشناختن در کربلا موضوع شد؛

عمه جان جسم حسین خویش را از پا شناخت

تا به آنجا که ربابت را میان کاروان

زینب از صوت علیِ اصغرم لالا شناخت

روضه یعنی که رقیه چهره را نشناخت و

تا صدایش زد صدای طفل را بابا شناخت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


اگرچه كاهم از آتش إبا نخواهم كرد

نماز سوختنم را قضا نخواهم كرد

بدون مهر تو خورشید را نمی خواهم

بدون نام تو حتی دعا نخواهم كرد

به كیمیاگری چشم فضه ات سوگند

كه غیر خاك تورا توتیا نخواهم كرد

به جز به دشمن مولا،به جز به دشمن تو

نثار هیچ كسی ناسزا نخواهم كرد

در آن مقام كه مادر گریزد از فرزند

بگو كه نوكر خود را رها نخواهم كرد

بگو چكار كنم تا صدا كنی پسرم

كه من به نوكری ام اكتفا نخواهم كرد

تو مادر منی و اختیار دار منی

بگو بیار سرت را...صدا نخواهم كرد

منی كه كشته عشق حسین تو هستم

به جز رضای تورا خونبها نخواهم كرد

علی كه تكیه عالم به اوست،می فرمود:

كه جز به فاطمه ام إتكا نخواهم كرد

تو رو به قبله ترین كعبه و علی قبله ست

به غیر تو به كسی اقتدا نخواهم كرد

چنین كه خاطرت آزرده است از كوچه

 به حشر كوچه برای تو وا نخواهم كرد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای کتاب ثنای تو قرآن

وی ثنا گسترت خدای جهان

بذل نان تو می کند نازل

سورۀ "هل اتی علی الانسان"

کیستی تو که مصطفی می‌گفت

جان بابا فدات فاطمه جان

کیستی ای تجلّی توحید

کیستی ای حقیقت ایمان

 

برتر از درک و دانش همه‌ای

چه بخوانم ترا که فاطمه ای

 

کیستـی تـو بهشـت بابایی

کوثر و قـدر و نور و طـاهایی

دو جهان ذره و تو خورشیدی

همگان قطـره و تـو دریایی

همصدا با تمامی سادات

شیعه گوید تو مادر مایی

مطلـع الفجر بامداد ازل

لیلــه القــدر حق‌تعـالایی

 

قدری و حق به خواجۀ لولاک

گفتـه در شأن تو "و مـا ادراک"

 

ای مقــامت ز وهم‌هــا برتر

قدر و جاهت ز وصف ما برتر

مدح تـو بـر لب رسول خدا

ذکر نابـی‌سـت از دعـا برتر

رتبۀ توست از زنـان بهشت

بـه خداونــدی خــدا بـرتر

جز محمد که دست‌بوس تو بود

تـویـی از کـل انبیـا بــرتر

حجـره‌ات کعبۀ دل احمد

بیتـت از بیــت کبریـــا بـرتر

 

خانه ای روشن از کلام الله

سر از آن دو آفتاب و دو ماه

 

ای به شخصت خدا رسانده سلام

وی نبی پیش پات کرده قیام

خجل از قصهء غمت تاریخ

سرفراز از شهادتت اسلام

عمر هستی به پیش عمر کَمَت

همچنان آفتاب بر لب بام

می‌رسد از مزار گمشده‌ات

به هر آزاده این خجسته پیام

سرسپردن به پای دوست، حلال

دست دادن به دست غیر، حرام

 

آنکه گیرد ز فاطمه تعلیم

پیش ظالم نمی‌شود تسلیم

 

ای کلام تو آیت محکم

در حریم تو روح، نامحرم

جان فدای تنت نفس به نفس

سر نثار رهت قدم به قدم

قامت عدل از قیام تو راست

کمر ظلم از کلام تو خَم

پیش سیل ستم به حفظ امام

ایستادی چو کوه مستحکم

 

گر دفاع تو از امام نبود

از خدا و رسول نام نبود

 

در دل انبیا امید تویی

بر لب اولیا نوید تویی

مکتب زندهء ولایت را

اولین مادر شهید تویی

آنکه هر روز شرح تاریخش

نهضتی تازه آفرید تویی

آنکه با تیغ احتجاج و بیان

پردۀ کفر را درید تویی

آنکه در راه حفظ جان علی

رنج هستی به جان خرید تویی

آفتابی که با غروبش، رنگ

از رخ مرتضی پرید تویی

 

مهربان یار باوفای علی

بی تو تاریک شد سرای علی

 

ای بهشت خدا گل رویـت

وی رسول خدا ثنـاگویت

سـورۀ نـور، خط پیشانی

لیلـۀ قدر، تار گیسویت

وسعت ملک کبریا حرمت

کعبـۀ روح انبـیـا کـویت

شـرح تفسیر نحـن وجه‌الله

نقـش بسته به مصحف رویت

شب معراج مصطفی می دید

بـاغ جنـت پـر اسـت از بویت

روحِ بیـن دو پهـلـوی احمـد!

به چه جرمی شکست پهلویت؟

گر جسارت نبـود می‌گفتـم

هرم آتش چه کرد با مویت

از علی‌دوستـی نشان مانده ست

هم به رخسـار هم به بازویت

 

چشم بیدار تو به ما آموخت

در ره حق چگونه باید سوخت

 

کاش هفت آسمان شرر می‌شد

کاش عمر جهان به سر می شد

بر سر روز اگر غمت می‌ریخت

از شب تار تیـره‌تر می‌شد

بـه علی هـم نگفتی ای مادر

که چگونه شبت سحر می‌شد

هر کسی با علی عداوت داشت

به تو در کوچه حمله‌ور می‌شد

جسم درهم شکسته ات هردم

هدف ضربه‌ای دگر می‌شد

چشمشان بر علی که می افتاد

ضربه‌هاشان شدیدتر می شد

کـاش از دردهـای پنهـانت

لااقل دخترت خبر می‌شد

 

دل شب تا سحر نمی خفتی

درد خود را به کس نمی گفتی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست

تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس

افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست

در کوچه‌ی مسجد تو زمین خوردی و در ما

جز پینه‌ی چون زانوی اشتر به جبین نیست

انصار هم از خطبه‌ی تو شرم نکردند

کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد

پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده، کو دامن مولا

تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست معاویه چه کاره است

قرآن سر نیزه که قرآن مبین نیست

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش

زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست

المنّة للّه که این است و جز این نیست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


روی کاغذ دل نوشته شد، با مداد تابنده: فاطمه

نامه را فرستنده شاعری، در مدینه گیرنده فاطمه

بسته شد به پای کبوتری، مُهر نامه ام مِهر مادری

باز می کند ذره پروری، در حق نویسنده فاطمه

می نویسم از آنچه دیده شد، روح تا به خلقت دمیده شد

ناگهان بهشت آفریده شد، از بهار لبخند فاطمه

نور ذات الله را ببین، ماه هم به حرف آمد این چنین

اَظهرُ مِن الشمس باشد این، زهره ی درخشنده فاطمه

مریم است و معبد که ناگهان، شد به سجده تا گشت بی امان

عطر یاس چادر نماز تو، در فضا پراکنده فاطمه

گفته حضرت عسکری چنین، "نَحنُ حجةُ الله"... پس یقین

"حجةٌ علینا" نمی شود، جز تو را برازنده فاطمه*۱

ای که از مقامات برتری، کار فضه ات کیمیاگری

پس کنون که خورشید پروری، سایه ی تو پاینده فاطمه

ای قرار حیدر قرار تو، ذوالفقار او ذوالفقار تو

بوده فتح آن قلعه کار تو، با تو در علی کنده فاطمه

خاطرات دلتنگ کوچه را، می نگارم اما بگو چرا

بی هوا به دیوار می خورد، نامه ی سراینده فاطمه

تو برای مظلومیِ علی، شب به شب به هر در زدی ولی

هیچ کس جوابی نمی دهد، غیر از اینکه شرمنده فاطمه

لااقل نپرسید یک نفر، ماجرا چه بوده ست پشت در

بسته شد پس از تو به سادگی، در مدینه پرونده فاطمه

 

۱*  قال امام عسکری علیه السلام: نَحْنُ حُجَةُ اللّه‏ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا

ما حجّت‏ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش میباشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما می‏باشد. تفسیر أطیب البیان/ ج 13/ ص 236




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


هر دلی در پی آنست که ویران بشود

جای شک نیست اگر ملک سلیمان بشود

هر کسی غم شده دارایی عمرش، امروز

لمس لبخند تو کافیست که سلمان بشود...

باز لبخند بزن آب شود سینه ی کوه

باز لبخند بزن سنگ مسلمان بشود

تو که لبخند به لب پا به زمین بگذاری

عشق سرمایه ی هر ذره ی بی جان بشود

کودکان وقت گذر راه تو را می بندند

تا که همبازیِشان حضرت باران بشود

(شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای)

خواستی ثروتشان وسعت ایمان بشود

آمدی مهر تو بالا ببرد "دختر" را...

آمدی معنیِ "زن" واژه ی انسان بشود

آمدی تا برود راه جهنم از یاد

آمدی بنده ی دلتنگ فراوان بشود

سنگ دندان تو را...آه، چه آمد به سرت

تا مگر یک نفر از جهل پشیمان بشود

باز لبخند بزن ای که به یک لبخندت

غم صد ساله ی عالم همه جبران بشود

آنچه گفتیم و نگفتیم و تو خود میدانی

باز لبخند بزن قسمت ما آن بشود 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

 کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

زمانی که همه لال اند در محشر زبان ما

به جز با ذکر زهرا و علی گویا نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


خدا کند که مرا فاطمی حساب کنی

به نوکری شده یک بار انتخاب کنی

شبیه قنبر مولا که نه ولی از لطف

مرا غبار قدوم ابوتراب کنی

هنوز غوره ام و مانده تا شوم انگور

تو می توانی این غوره را شراب کنی

همیشه فاطمه گفتن بهانه ی خوبی است

که در درون من خسته انقلاب کنی

خدا کند که به یمن رفاقت پسرت

مرا میان رفیقان پسر خطاب کنی

پسر خطاب کنی تا پسر فدات شود

به عشق خود پسرت را به خون خضاب کنی

خدا به دست تو داده است محشرش را کاش

زیاد و کم ، عملم را خودت حساب کنی

مدینه ات وطن بچه شیعه های شماست

نخواه با غم غربت مرا عذاب کنی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/4 | 08:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ز صبح ازل شرح غم فاطمه ست

کسی که ندارد عدم فاطمه ست

خدا را فقط یک قسم کافی است

به حق علی، آن قسم فاطمه ست

خدا طالعم را سعید آفرید

نوشته بر آن، مادرم فاطمه ست

نفس های من آسمانی شده

دمم یا علی، باز دم فاطمه ست

فقط یک نفر مثل حیدر شده

به قرآن که ان شخص هم فاطمه ست

زنان بزرگ جهان روز حشر

همه قطره هستند و یم فاطمه ست

حرم در نجف دارد و قلب ما

به ظاهر اگر بی حرم فاطمه ست

کجا سائلی را ز در رانده است

نشان خدا در کرم فاطمه ست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مروه و سعی و صفا مشعر؛ به نام ِ فاطمه ست

احترام ِ کعبه بعد از احترام ِ فاطمه ست

مسجد و گلدسته و محراب میگوید: علی

چون أمیرالمؤمنین تنها امام ِ فاطمه ست

در دفاعِ از ولایت محسنش را میدهد

ذوالفقارِ مرتضی محو قیام ِ فاطمه ست

چرخش دستاس قوّت میدهد بر دست او

روز و شب «نادعلی» ذکر مدام ِ فاطمه ست

جذبۂ منظومۂ شمسی تبسّم های اوست

گرمی خورشید از لحن سلام ِ فاطمه ست

غرق شد آنقدر در عشقش که حس کردم علی...

نیمۂ دیگر که نه! بی شک تمام ِ فاطمه ست

در قیامت؛ هم عنایت هم شفاعت سهم ماست

دوستی با شیعۂ حیدر مرام ِ فاطمه ست!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


قبل از ظهور جاودانش امتحان داد

آن بانویى كه در نهانش امتحان داد

ام الائمه بود و ام الانبیا شد

چون بهتر از پیغمبرانش امتحان داد

در شعله ابراهیم پس زد امتحان را...

زهرا ولى با جسم و جانش امتحان داد

وقتى بلا تقسیم شد او مادرى كرد

مادر به جاى شیعیانش امتحان داد

آیا كسی چون او سه شب هنگام افطار

با بخشش خرما و نانش امتحان داد؟

كورى چشم ..... ، به به خدیجه

این دخترت با خاندانش امتحان داد

با خطبه ى خود اولى را خوب ادب كرد

احقاق حق را با زبانش امتحان داد

وقتى على را یك تنه آورد خانه

شهر مدینه قهرمانش امتحان داد

زهرا سراپا ، پاى حیدر ایستادو

پاى علی قدكمانش امتحان داد

با گریه هاى او مدینه زیر و رو شد

ساكت نشد ، اشك روانش امتحان داد

وقف شلوغى نجف ، وقف على كرد

آرى ، مزار بى نشانش امتحانش داد

اما على در كوچه ها سخت امتحان شد

ناموسش افتاد و توانش امتحان داد

در امتحان داد آه مسمار امتحان داد

حتى مغیره تازیانه ش امتحان داد

میخ در خانه شهادت میدهد كه

هم پهلویش ، هم استخوانش امتحان داد

مادر همانجا سینه اش آسیب دید و

جاى همه سینه زنانش امتحان داد

اما حسینش گوشه گودال ، تشنه

در پیش چشم خواهرانش امتحان داد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

 کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت

آیینه در آیینه شد تکرار لبخندت

جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد

در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت

لبریز بود از مادری لبریز چشمانت

سرشار بود از عاطفه سرشار لبخندت

نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب

تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت

با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید

بر هرچه صحرا هرچه گندم زار لبخندت

از روزه‌ی بی‌نان و بی‌خرما چه شیرین‌تر

وقتی که باشد لحظه‌ی افطار لبخندت

اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی

اما چرا این روزهای تار لبخندت.‌..

مثل گلی توفان زده پژمرد، پرپر شد

بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت

این روزهای آخری یک بار خندیدی

اما چه تلخ است آه تلخ این بار لبخندت

با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی

بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت

**

مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است

قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت…

چادر نماز دخترم از یاس لبریز است

تابیده بر این چادر گلدار لبخندت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


اول نیفتد بی گمان آخر می افتد

دیوار کج همواره راحت تر می افتد

هرکس که زهرا را کند آزرده خاطر

روز جزا از چشم پیغمبر می افتد

جبریل میفهمد بخوبی حرف من را

وقت تماشایش کلاه از سر می افتد

معلوم بود از اولش در کفو زهرا

قرعه به نام ساقی کوثر می افتد

پشتش به این إنسیه ی حوریه گرم است

شیرخدا وقتی به دردسر می افتد

از برکت سربند یازهراست قطعا

با یک اشاره گر در خیبر می افتد

رمز گشایش در قنوت سبز زهراست

هرجا گره در کار هر نوکر می افتد

بالا و بالا میرود تا آن سوی عرش

هرکس به پای فضه و قنبر می افتد

بی شک هر آن که شیعه باشد کاروبارش

فردا به دست بانوی محشر می افتد

من مطمئنم نطفه اش اشکال دارد

هرکس که با این خانواده در می افتد

جان علی با فاطمه پیوند خورده

زهرا بیفتد بی گمان حیدر می افتد

حداقل ای کاش نامحرم نباشد

جایی که زن در محضر شوهر می افتد

از شانه ی دیوار میگیرد نیفتد

با سیلی بعدی ولی دیگر می افتد

تنها نه یک دفعه که نزدیک سه ماه است

در پیش چشم بچه ها مادر می افتد

خیلی تقلا میکند برخیزد از جا

پا میشود اما روی بستر می افتد

مانند خانم سینه اش میسوزد آقا

هربار که چشمش به میخ در می افتد

در زیر لب میخواند از داغ شبیرش

با اینکه هر لحظه تب شبّر می افتد

ای کاش سمت کربلا دیگر نیاید

آنجا که بر حنجر رد خنجر می افتد

مادر می افتد در میان کوچه امروز

فردا میان کوچه ها دختر می افتد

نسل همانکه آمد و غصب فدک کرد

فردا به فکر غارت معجر می افتد 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


تا توان داری گدای حضرت صدیقه باش

بی محابا! مبتلای حضرت صدیقه باش

افضل الأعمال عالم..مدح این بانو بود

تا نفس داری ندای حضرت صدیقه باش

سعی کن تا محرم کاشانه ی زهرا شوی

مثل سلمان.. آشنای حضرت صدیقه باش

بین این خانه اگر کوچک شوی عزت دهند

باصلابت خاک پای حضرت صدیقه باش

مادری ها می کند هر روز و شب بر شیعیان

لااقل از بچه های حضرت صدیقه باش

گریه کن..در روضه های سخت و جانفرسای او

با همین اشکت شفای حضرت صدیقه باش

بر حسینی های عالم لطف بی پایان کند

پس غلام سر جدای حضرت صدیقه باش




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


شکوه آمدن و خلقتت سر آمد بود

میان هرچه که دارد خدا زبانزد بود

همیشه با صفی از آسمانیان جبریل

به گِرد خانه تان گرم رفت و آمد بود

تو دخترِ پدری؛ یا که مادری بر او ؟!

میان دختر و مادر دلش مردّد بود

رسالت پدرت با تو بود پا بر جا

که بودنت همه ی دلخوشی احمد بود

برای عرض ارادت به محضرت بانو

نبی به امر خدا روز و شب مقید بود

ز التماس دو دستم چه زود دل کندی

تویی که آمدنت خوب و رفتنت بد بود 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دل ما نیست غیرِ با زهرا

السلام علیکِ یا زهرا

ای که حیرانِ عصمتت مریم

مظهرِ عفت و حیا زهرا

ما همه در طوافِ چشمانش

برترین جلوه‌ی خدا زهرا

همه اسباب در اشاره‌ی اوست

حاجت ما کند روا زهرا

در قیامت سؤال اگر کردند

من که لالم، جواب با زهرا

روز محشر که خلق حیرانند

بِنِگر می‌کند چه‌ها زهرا

اوست انسیه، عصمتِ کبری

ما کجا، دامنش کجا زهرا

مادرِ آب، دخترِ دریا

آفتابِ خدانما زهرا

هیچ‌کس هم‌تراز زهرا نیست

پس حسابش بود جدا زهرا

اوست معنای آیه‌ی تطهیر

محورِ اصلیِ کسا زهرا

بارالها خودت تفضل کن

دستِ ما را بگیر تا زهرا

اولین عاشقِ ولایت کیست؟

اولین ذوبِ مرتضی زهرا

بینِ آتش امیر خیبر گفت:

تا علی هست پس چرا زهرا؟

نامِ آتش میان شعر آمد

دلِ ما رفت کربلا زهرا

خیمه‌ای سوخت غرق در آتش

دختری گفت بی‌صدا زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


نه تنها مادرِسادات زهراست

که حتی فاطمه ام ابیهاست

من از طرزِ دعاهایی که میکرد،

یقین کردم که زهرا مادرِ ماست

چه مادر، مادرِ سبطینِ طاها

چه بانو، بانویِ عرشِ مُعلاست

فقیهه، عالمه، اِنسیه، حورا

فهیمه، فاطمه، ریحانه، عَذراست

بهشتی که به زیرِ پاش اُفتاد

همانا مُزد ِشیعه صبحِ فرداست

اگر آدم غلامِ مرتضی بود

کنیزِ حضرتِ صدیقه حواست

فقط نَه ماه و خورشید و فَلک، نَه

تمامِ کائنات از آنِ زهراست

اُمیدِ ملتمس بر چادر اوست

همان چادر که خونآلودِ غمهاست

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به این دنیا می آیی آیه نازل می شود

از پدر دل می ربایی آیه نازل می شود

عقل می خواهد بداند کیستی، بیچاره عقل!

عشق می پرسد کجایی، آیه نازل می شود

در شب معراج، احمد بی تو دلتنگ علی است

با صدایی مرتضایی آیه نازل می شود

در دل شب نالۀ الجارُ ثمّ الدّارِ کیست؟

کز حریم کبریایی آیه نازل می شود

در شب قدر خدا، از مرکز اللهُ نور

با تمام روشنایی آیه نازل می شود

سفرۀ افطار پهن است و کسی در می زند

در به رویش می گشایی، آیه نازل می شود...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو