حضرت زهرا(س)-مدح


محمد آسمان وحی و زهرا مهر رخشانش

امامان ماه و ساداتند اخترهای تابانش

 

وجودش جان جان عالم است و باز می گوید

که زهرا هست جانان من و جانم به قربانش

 

ندانم کیست این بانو ولی آنقدر می دانم

که فردا دست هر پیغمبری باشد به دامانش

 

فلک بیت الولای فاطمه، خیل ملک خادم

زمین مهریه ی او، کلّ جنّ و انس مهمانش

 

امیرالمؤمنین شیر خدا، او دست و شمشیرش

محمد خاتم پیغمبران این است قرآنش

 

گل لبخند او چون بشکفد بر گلشن حُسنش

دل احمد صدف گردد به شوق دُرّ دندانش

 

شگفتا باز رخ پوشد ز چشم کور، بانویی

که چشم نور بینا می شود از نور ایمانش

 

شهادت، عشق بازی می کند با عزم مقدادش

مسلمانی، جبین ساید به خاک پای سلمانش

 

هم از انسان بود برتر هم از حوریه بالاتر

که هم ماتش بود حوریه هم محو است انسانش

 

گهی خوانند در قدر و شرافت کوثر و قدرش

گهی گویند در تفسیر قرآن نور و فرقانش

 

چو در بیت ولایت از کمالش پرده بالا زد

علی با آن جلال و مرتبت گردید حیرانش

 

به ذات خالق یکتا، قسم زهراست مخلوقی

که در خلقت نه آغازش بود پیدا، نه پایانش

 

اگر موسی رود در طور، دست اوست همراهش

اگر عیسی شود بیمار، مهر اوست درمانش

 

گره خوردند با هم چون نگاه احمد و حیدر

شب و بیداری و ذکر و نماز و چشم گریانش

 

سلام الله بر مردی که این بانوست، بانویش

درود خلق برآن زن که این زهراست میزانش

 

به محشر می شود معلوم قدر و عزت زهرا

که محشر روز وانفسا بود در تحت فرمانش

 

اگر نازی کند، جنت بیافتد در دل دوزخ

وگر چشم افکند، دوزخ شود رشک گلستانش

 

امیرالمؤمنین روحی فداها گفته در وصفش

بزرگ انبیا امّ ابیها خوانده در شأنش

 

نبی را روح مابین دو پهلو باشد، این دختر

سلام الله بر جسمش، سلام الله بر جانش

 

به جوش آید بحار رحمت از یک قطره ی اشکش

به وجد آید رسول الله از لب های خندانش

 

نمی گویم خدا باشد، ولی آنقدر می گویم

که چون لطف خدا حدّی ندارد بحر احسانش

 

هزاران دیده ی فردوس، جای پای زوّارش

هزاران حور و غلمان، خادم خدّام ایوانش

 

به باغ خلد روح تازه می بخشد ملائک را

اگر روح الامین با خود برد برگی ز ریحانش

 

سلام انبیا تا روز محشر بر حسین او

که مریم قابله، جبریل شد گهواره جنبانش

 

زبان قاصر، قلم عاجز، خدایا کیست این بانو؟

که پیشانی نهد، مردانگی بر خاک میدانش

 

مکرّر بوسه زد پیغمبری بر دست و بازویش

که می خواندند خیل انبیا، بر خویش سلطانش

 

چنان بر او ستم کردند بعد از مصطفی امت

که دنیا با تمام وسعتش، گردید زندانش

 

چنان شهر مدینه تنگ شد بر دخت پیغمبر 

که جای گریه تنها گشت صحرا و بیابانش

 

گهی می سوخت چون شمعی کنار تربت حمزه

گهی گل شد ز اشک دیده، خاک بیت الاحزانش

 

خدا داند، خدا داند که از شب تیره تر می شد

اگر بر روز روشن ریختی رنج فراوانش

 

بهشت وحی و سیلی و رخ انسیة الحورا

نمی دانم که امت روز محشر چیست برهانش

 

همای بوستان وحی را کشتند در خانه

خدا داند که همچون جوجه لرزیدند طفلانش

 

بیابان بود و زهرا بود و غربت بود و خون دل

غبار چهره می شد شستشو با اشک هجرانش

 

شرار ناله زهراست، سوز سینه ی "میثم"

سزد در شعله های دل بسوزد کل دیوانش




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/17 | 11:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)_مدح


باشد علی خدا نه، ولی ناخدا که هست

بعد از خدا بزرگ همه ماسوا که هست


بعد از خدا و بعد رسول خدا، علی 

ساقی است گر شراب نداری بیا که هست


گیرم که با علی دل ما نیست آشنا 

اما دل علی به غریب آشنا که هست


مشکل گشا علی است و لشکرگشا علی

فرمانروا که بود و شه لافتی که هست


ما سائل رکوع علی نیستیم اگر

او إنّما ولیّکم الله ما که هست


محشر صفی به وسعت آغوش مرتضاست

ای عاشقان هجوم نیارید، جا که هست!


عاشق گناهکار اگر شد در آتش است

اما حسابش از همه عالم جدا که هست


فرق علی شکافت، به خون خفت مجتبی

عباس من صبور بمان کربلا که هست


آن بی نشانه ای که نشان داشت از علی 

دل بی قرار یافتنش، هرکجا که هست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/31 | 03:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


غصه بی انتهاست مادرجان

آه ! قبرت کجاست مادرجان؟

 

شرح این درد را توانی نیست

از مزارت چرا نشانی نیست؟

 

حقت این نیست بی حرم باشی!

حسرتِ دیده ی ترم باشی

 

حقت این ست محترم باشی

صاحب بهترین حرم باشی

 

گنبدی پُر فروغ می خواهی

صحن های شلوغ می خواهی

 

کاش قانونِ عشق حاکم بود

جایِ هر شُرطه، چند خادم بود

 

شُرطه های مدینه بدبین اند

دلشان سنگ و دست سنگین اند

 

کارشان بی گناه را زدن است

زائر بی پناه را زدن است

 

حرف زخم ست و استخوان مادر

بشکند دستهایشان مادر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 10:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


آن رتبه را که هیچ کسی از ازل نداشت

زهرا هماره داشت که چون خود مَثل نداشت

 

از این جهت شبیه به پروردگار بود

که اصلِ اصل بوده و اصلاً بدل نداشت

 

حتی اذانِ حیّ عَلیَ الغُربت علی

بی ذکر نام فاطمه خیر العمل نداشت

 

شیعه دلش چنین ز غمِ در نمی شکست

مانند مرتضی اگر این خانه یل نداشت

 

هرچند سومین پسرش را بدون شک

در اوج عرش داشت ولی در بغل نداشت

 

سوگند می خورم به خود نام فاطمه

زهرا اگر شهید نمی شد اجل نداشت 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 03:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ظاهرا زهرا به احمد، جان به جانان می رود

پشت پرده باطنا قرآن به قرآن می رود

 

دختر خیرُ البشر اُم ابیها می شود

رحمت موصوله ی باران به باران می رود

 

بین محرابش که مشغول عبادت می شود

نور زهرایی او تا عرش رحمن می رود

 

جود و ایثار و کرم یک گوشه از اوصاف اوست

شرح این اوصاف تا آیات انسان می رود

 

خادمان خانه اش خیل ملائک می شوند

این کرامت ها مگر از یاد سلمان می رود؟!

 

گرچه شأن فاطمه همواره معراج است و بس

در کنار مرتضی بالاتر از آن می رود

 

حرف حیدر که وسط باشد هزینه می دهد

با تمام هستی اش زهرا به میدان می رود

 

ننگ بر دنیا و بر اهلش که ناموس خدا

وقت گریه کردنش تا بیت الاحزان می رود

 

نهی از منکر اگر که ترک شد در مردمی

ذره ذره از دل آن مردم ایمان می رود

 

مردمی که رو به طاغوت زمانه می زنند

عزت این قوم همچون برکت از نان می رود

 

آبرویش را وسط آورد زهرا ای دریغ

حرف حق اصلا مگر در گوش اینان می رود؟!

 

دست در دست پسرهایش به سختی فاطمه

بر مزار همزه با چشمان گریان می رود

 

بانویی که قامتش مثل رسول الله بود

در میان چادرش حالا چه پنهان می رود

 

از فضای خانه مولا مشخص می شود

دارد عمر یاس حیدر رو به پایان می رود

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ازل برای ابد مُلك لایزالش بود

چه فرق می‌كند آخر كه چند سالش بود

 

حریم عرش خدا بود سطح پروازش

تمام وسعت عالم به زیر بالَش بود

 

وجود خون خدا را به شیر خود پرورد

بزرگِ كرب‌و‌بلا طفل خردسالش بود

 

پس از غروب كه خورشید راه خانه گرفت

چراغ كوچه‌ی شب قامتِ هلالش بود

 

به درد و داغ رضا داد زآنكه می‌دانست

سه گریه بعدِ پدر نوبت وصالش بود

 

زمین شب‌زده را رشكِ آسمان می كرد

اگر فـزون‌تر از آن خطبه‌ها مجالش بود

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند

همیشه خدمتگزار مادر باش زیرا بهشت زیر پای مادران است.عوالم العلوم.ص ۹۱۰

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات

 

ما سرورمان تویی بفرماچه کنیم؟

تاج سرمان تویی بفرماچه کنیم؟

گفتی که همیشه خدمت مادر کن..

ما مادرمان تویی بفرماچه کنیم؟ 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هیچ شوقی جز پریدن در سر مشتاق ها نیست

هیچ صدقی جز صداقت در دل مصداق ها نیست

 

« لَن تَنالُوا الْبِرَّ حتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون »

همچو زهرا هیچکس مصداق این انفاق ها نیست

 

مادری در حد اعلا، همسری از جان گذشته

در میان خلق، والاتر از این اخلاق ها نیست

 

حق خود را خواست تا یاری کند دین خدا را

گرنه او محتاج یک خرما هم از این باغ ها نیست

 

باغبان از حال گل بهتر خبر دارد همیشه

ساقه ی گل را توان خوردن شلاق ها نیست

 

غنچه را با مادرش کشتند، بین دود و آتش

هیچ داغی در جهان بالاتر از این داغ ها نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت محسن بن علی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


وقتی خدا دو لوح و قلم را درست کرد

نوری میان عرش معلی درست کرد

با نور فاطمه به جهان جان دمید و بعد

مارا گدای "اُم اَبیها" درست کرد

ما را شبیه خلقت بی انتهای خود

از خاک پای حضرت زهرا درست کرد

از اشک های مادر ما آب آفرید

با گریه های فاطمه دریا درست کرد

از تار و پود چادر مادر نخی گرفت

حَبلُ المَتین برای گداها درست کرد

اصلاً دلیل خلقت دنیاست ، فاطمه

نور خدا و زهره ی زهراست ، فاطمه

 

بانوی آب و آینه ، بانوی آفتاب

ای قطره های اشکِ نمازِ شبت گلاب

لبخند میزنی و نبی فکر میکند

این خنده ی خداست نشسته میان قاب

هم کوثر خدایی و هم بَضعَةُ الرَّسول

هم ذوالفقار و ذکر قیام ابوتراب

رزق تمام عالم از این خانه می رسد

حاجات اهل عالم از این خانه مستجاب

من هر نفس که بی تو کشیدم گناه بود

هر لحظه که به یاد تو بودم شده ثواب

ای چادر تو ، سایه ی روی سر همه

یا فاطمه ، فقط تو شدی مادر همه

 

حق را کنار سفره ی مولا شناختیم

از وصله های چادر زهرا شناختیم

با قطره های اشک به کوثر رسیده ایم

مادر تورا شبیه به دریا شناختیم

در روضه ی تو ، "مَنْ عَرَفَ نَفْسَه" دیده ایم

خود را شناختیم ، تورا تا شناختیم

ما بنده ی "فَقَدْ عَرَفَ رَبَه" نیستیم

با مهرِ مادریِ تو اما شناختیم

زهرا چقدر زحمت مارا کشیده است

تا اینکه بین روضه خدا را شناختیم

مارا نوشته اند مسلمان فاطمه

ایمان ماست ، بسته به ایمان فاطمه

 

حق را علم علیست ، علمدار فاطمه ست

بانوی استقامت و ایثار فاطمه ست

در خانه ای که واژه ی برخواستن علیست

ذکر قیام حیدر کرار فاطمه ست

تسبیح فاطمه صد و ده بار یا علی ست

تسبیح مرتضی صد و ده بار فاطمه ست

اصلاً علی ست فاطمه و فاطمه علی ست

در پشت در علی ست ، نه! انگار فاطمه است

آن بانوی رشیده که از حال می رود

در سجده هاش ، با تن تب دار فاطمه ست

مقتل نوشته بود تورا بی هوا زدند

مقتل بگو که مادر ما را چرا زدند؟

 

آتش به روی قامت در بود و یک نفر

آری هجوم چند نفر بود و یك نفر

قرآن به روی نیزه که نه ، زیر دست و پاست

کوچه پر از اراذلِ شر بود و یک نفر

سینه سپر نموده فدای ولی شود

این هجمه ها به سمت سپر بود و یک نفر

فرصت نکرده است علی را صدا کند

موج بلا و اوج خطر بود و یک نفر

زهرا نشسته بود به دامان خویشتن

فضه گواه داغ پسر بود و یک نفر

پروانه سوخت و وسط شعله ها نشست

آیینه ی تمام نمای خدا شکست




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


هر کجا درمانده گردیدی بگو یا فاطمه

از زمانه گر که رنجیدی بگو یا فاطمه

 

دینِ پیغمبر خلاصه می شود در اهل بیت

گر که در این راه چرخیدی بگو یا فاطمه

 

فاطمه آموخته انفاق با دستِ تهی ..

هر کجا اینگونه بخشیدی بگو یا فاطمه

 

شیعیان را مثلِ اولادش محّبت می کند

کینه را از سینه بر چیدی بگو یا فاطمه

 

زیرِ پایِ مادران.. جنّت تداعی می شود

سر به پایش گر که سائیدی بگو یا فاطمه

 

روضه هایِ مادری باید پُر از غوغا شود

اشک را بر گونه پاشیدی بگو یا فاطمه

 

هرچه می خواهی بخواه از مادرِعالم نه غیر

تا درِ این خانه بگزیدی بگو یا فاطمه

 

خوف را راهی نده در قلبِ خود ای سینه چاک

هر کجا یک ذرّه ترسیدی بگو یا فاطمه

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده

ای وای از آن شروع به آخر نیامده

ای وای از آن یقین به باور نیامده

ای وای از آن مزار کبوتر نیامده

ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده

 

 

ای دل حدیث دختر طاها شنیده ای؟

یَرضی شنیده ای لِرضاها شنیده ای؟

هنگامۀ نماز دعاها شنیده ای؟

حتی توَرّمت قدَماها شنیده ای؟

أمّن یُجیب، اینهمه مضطر نیامده

 

 

یاللعجب، فصلّ لربّک ولادتش

واحیرتا لِیذهبَ عنکم شرافتش

طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش

جبریل با تمام بزرگی و رتبتش

از عهدۀ ستایش او برنیامده

 

 

اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد

یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد

در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد

نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد

فصل غریبی تو چرا سر نیامده؟

 

 

زهرا هنوز گریه ی بی گاه می کند

مولا هنوز سر به دل چاه می کند

پاییز ادعای أنا الله می کند

صبح بهار از آمدن اکراه می کند

آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


آن زمینهایی که به لطف تو واجد میشوند

در طهارت داشتن مانند مسجد میشوند

 

کیمیای دست فضه مزد کار خانه بود

پس کنیزان تو دارای عواید میشوند

 

به گرو رفته و ولی صد دل گرو می آورد

از قبال چادرت یک قوم عابد میشوند

 

خاک خاک انداز صحن خانه را بیرون نریز!

رحم کن بی بی به آنهایی که زاید میشوند!

 

در عبودیت به تسبیح تو محتاجیم ما

نامساعدها به اذکارت مساعد میشوند

 

در مقام عشق از اصل و نسب گفتن خطاست

پس تمامی محبان تو سید میشوند!

 

 از مصادیق جهاد احیای امر فاطمست

گریه کن های تو هم شأن مجاهد میشوند

 

پاکی ناموس ما مدیون ناموس علی ست

زیر این پرچم همه دور از مفاسد میشوند

 

روز محشر در جواب منکران فاجعه

لکه های خون برمسمار شاهد میشوند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س) مدح-اجتماعی سیاسی


عاشق شده است دانه به دانه هزار بار

دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

 

فریاد بی صداست ترک های پیکرش

از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

 

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان

بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

 

در سرزمین گرم،انار آتشین شود

یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

 

با دست خود به حوصله پنهان نموده است

یک دانه از بهشت در او آفریدگار

 

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش

شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار

 

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود

چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

 

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است

در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

 

نامی که داده است به زن قیمتی دگر

نامی که داده است به مردان هم اعتبار

 

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو

دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

 

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست

برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

 

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل

گویی محمد است به معراج رهسپار

 

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در

چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

 

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد

چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

 

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او

آنها که نام فاطمه را میزنند جار

 

من از کدام یک بنویسم که بوده اند

حجاج ها به ورطه ی تاریخ بی شمار

 

آنها که با غرور نوشتند ساختیم

دریاچه های احمری از خونِ این تبار

 

از کربلا به واقعهٔ فَخ رسیده ایم

از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

 

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت

از استخوان فاطمیان چوبه های دار

 

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم

محکوم می کند حسنک را به سنگسار

 

در لمعة الدمشقیه جاریست همچنان

خون شهید اول و ثانی چون آبشار

 

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه

نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

 

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است

از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار:

 

 جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار

تا صد هزار بار بمیرم برای یار

 

فرق است ، فرق فاحشی از حرف تا عمل

راه است ، راه بی حدی از شعر تا شعار

 

اینک مدافعان حرم شعله پرورند

تا در بیاورند از آن دودمان دمار

 

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد

با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

 

زهراست مادر من و من بی قرار او

آن نام را می آورم آری به افتخار

 

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز

پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

 

فریاد می زنند که سر خم کنید، هان

تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

 

هرجا نگاه می کنم آنجا مزار اوست

پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

 

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار

اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


فاطمه ای ڪه بر رُخَش،ماه سجود میڪند

یاڪه ثناومدح او,، رَب ودود میڪند

 

همان حبیبه ی خدا، ڪه حق به یڪ اشارتش

زیرو زبَر زخشم او، بودونبود میڪند

 

پشت نماز او زند، صف سپه ملائڪه

فاطمه چون قیام ڪرد، عرش قعود میڪند

 

ڪارتمام انبیاء،جلوه ی نوراولیا

ازگُل روی فاطمه،جمله نمود میڪند

 

زان دم روح پرورش ،زنده مسیح از دمَش

وز نفسش فرشته بو، عطر وجود میڪند

 

دردوغم ارفزون. شود،خواه مدد زفاطمه

درد ز سینه میپرد،غصه فرود میڪند

 

خیل فرشته ومَلَڪ، به عشق صاحب فدڪ

جان بفدای گُلرخ، یاس ڪبود میڪند

 

هرڪه به دل ولای او،داشت واز برای او

جان بدهد به قله ی، عشق صعود میڪند

 

اوست ڪه جبرئیل شد، خادم آستانه اش

بعدنبی به فاطمه، گفت وشنود میڪند

 

حال رواست ناڪَسی،به پای درب خانه ای

ڪه جبرئیل خادم است،آتش و دود میڪند

 

فاطمه جان به هرنفس،مدح تو میڪند جواد

گه دمِ نوحه سردهد،گاه سرود میڪند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


آیات قرآن یک به یک آیات زهراست

آیینه دنیا تماما مات زهراست


از پای تا سر فاطمه تنها علی بود

اثبات مولا در غدیر اثبات زهراست


دستاس عالم را به دستش داده بودند

هستی سراسر مملو از ذرات زهراست


ما که به جای خود پیمبر هم وجودش

از برکت مولا و از برکات زهراست


تا پای جان پای علی باشید آری

این از سفارش ها و تاکیدات زهراست


می سوخت پای بسترش مولا که چون شمع

می دید دیگر آخرین ساعات زهراست


نان پخت روز آخری با حال زارش

اینها فقط یک گوشه از حالات زهراست

**

چیزی که کامل می کند دین را نماز است

آن هم که اکمالش به تسبیحات زهراست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت و هجوم به بیت ولایت


ذکر تسبیح ملائک ذکر نام فاطمه

او امام مرتضی ، حیدر امام فاطمه

ذکر یا حیدر دمادم شد کلام فاطمه

هست تا آخر - غدیر خم - پیام فاطمه

 

می دهد با چادری خاکی پیامی این چنین

نیست جز حیدر در این عالم امیرالمومنین

 

کیست او آنکس که ظلمت را چراغان می کند

سائل بی آب و نان را صاحب نان می کند

نه یهودی عالمی را او مسلمان می کند

تار و پود چادرش هم کار قرآن می کند

 

مِهر او مُهر قبولی عبادات همه ست

حجت حق بر امامان دو عالم فاطمه است

 

فاطمه آیه به آیه ، آیه های داور است

حُسن اسماء خدا ، آیات نور و کوثر است

هم نبی را دختر است و هم نبی را مادر است

چادرش در یاری دین ذوالفقار حیدر است

 

دیده ی دنیا ندیده تا ابد مانند او

می برد غم از دل حیدر گل لبخند او

 

غصه او نه غم دست و نه بازو بود نه

غصه ی او نه در و نه درد پهلو بود نه

غصه ی زهرا گرفتن از علی رو بود؟ نه

ضرب سیلی و جراحتهای ابرو بود؟ نه

 

غصه اش شب تا سحرها غصه ی پیغمبر است

غصه ی او غصه ی بی یاوری حیدر است

 

نیست چون زهرا به عشق مرتضی دلداده ای

پای مولا با شکسته دست و بازو ، مانده ای

نیست جز او در ره مولا ، ز پا افتاده ای

در غم مولای خود ، عجل وفاتی خوانده ای

 

 پشت در آمد ، نمانَد رهبرش بی یار و کس

از نفس افتاد تا مولا نیفتد از نفس

 

دست بر پهلو به پیش دیده طفلان خود

ریسمان تا دید بر دست و سر قرآن خود

سوی مسجد شد روانه در پی جانان خود

آورد تا از دل اهل سقیفه جان خود

 

می زدند او را میان کوچه ها با هر چه بود

می زدند او را به پیش مرتضا با هر چه بود

 

دختر پیغمبر است بر دست و بازویش نزن

پیش چشم شوهرش سیلی تو بر رویش نزن

با غلاف تیغ بر بازوی بانویش نزن

پا به ماه است او لگد را سمت پهلویش نزن

 

مغرب روز دوشنبه فاطمه از حال رفت

از دوشنبه روضه ها تا جمعه ی گودال رفت

 

از دل گودال می آید صدای مادری

می زند بوسه به رگهای بریده خواهری

روی خاک افتاده بی سر غرق در خون پیکری

رفته از دست حسین انگشت با انگشتری

 

فتنه ای که پشت در پهلوی زهرا را شکست

کربلا هم آمد و پهلوی مولا را شکست

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


دور و بر خانه اش ملک میریزد

 جود و کرمش روی فلک می ریزد

او صاحب عرش است زمین چیزی نیست

 چادر که تکان دهد فدک میریزد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 06:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زبان الکنم از وصف زهرا ناتوان باشد

که زهرا تا قیامت قبله ی  هفت آسمان باشد

 

خدا نامیده زهرایش،پر از عشق است دنیایش

دعای نیمه شب هایش برای دیگران باشد

 

به ذکر"فاطمه یا فاطمه"گرم است جبرائیل

که با این ذکر از هول قیامت در امان باشد

 

خودش را...محسنش را...هر چه دارد می دهد زهرا

فقط کافی ست پای مرتضی یش در میان باشد

 

به چشم خود نخواهد دید این دنیا زمانی را

که زهرا باشد و بر دست حیدر ریسمان باشد

 

بنا بوده که دشمن با فدک رسوا شود،ورنه

کجا زهرا در این دنیا به فکر آب و نان باشد؟

 

تمام دردهایش،عشق بازی با خداوند است

برای فاطمه کِی صحبتی از امتحان باشد... 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 05:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


بچه ها را دور هم عشق به مادر جمع کرد

تک تک ما را خود زهرای اطهر جمع کرد

فاطمه به شیعیان درس ولایت داده است

شیعه را عشق به حیدر پای منبر جمع کرد

افتخارات زیادی با دعای فاطمه

شیر حق در نهروان و بدر و خیبر جمع کرد

هیچ جا شأن و مقامی این چنین پیدا نشد

آبرو و اعتباری را که قنبر جمع کرد

هرکه عمرش را به پای اهل این خانه گذاشت

در مسیر زندگی اش دُرُّ و گوهر جمع کرد

بی گمان از برکت این سفره غافل بوده است

هرکه رزق خویش را از راه دیگر جمع کرد

هرکسی که درهمی را خرج آل الله کرد

شک ندارم بعد از ان چندین برابر جمع کرد

رزق و روزی همه را بین روضه ریخته

خوش به حال هرکسی آمد و بهتر جمع کرد

فاطمه یعنی به تنهایی سپاه مرتضی

پس دلیلی داشت شیطان نیز لشگر جمع کرد

نه غرور طلحه و نه خشم شمشیر زبیر

فتنه را "امر "علی ، "چشم" ابوذر جمع کرد

باغبانِ باغ هم صد بار مرد و زنده شد

یاس خوشبوی خودش را تا که پرپر جمع کرد

از پرستویی که بین کوچه بر دیوار خورد

آخرش یک مشت پر بچه کبوتر جمع کرد

با نفس هایش تمام خانه عطراگین که شد

لاله ها را فضه از دامان بستر جمع کرد

تا نگه دارد برای مرهم بازوی خود

اشک چشم همسری را دست همسر جمع کرد

درد دل میکرد هرشب که حلالم کن علی

سفره ی دل را دگر در روز آخر جمع کرد

دست سنگینی که روی گونه ی خورشید خورد

در غروب کربلا خلخال و معجر جمع کرد 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


قیام سرخی اگر هست از قیام فاطمه داریم

که ما هرآنچه که داریم از مرام فاطمه داریم

 

نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، هان چه نشستید؟

مگر نه زندگی خویش از دوام فاطمه داریم

 

نه، انقلاب نکردیم تا درون کوفه بپوسیم

که هست کرببلایی اگر، به نام فاطمه داریم

 

به فکر خانه ی همسایه ایم، آه مختصری عشق

اگر به سفره ی ما هست از کلام فاطمه داریم

 

یقین که صبح ازل ما سلام داده ایم به نورش

که شام روز ابد چشم بر سلام فاطمه داریم

 

غلام فاطمه در حشر غصّه ای به سینه ندارد

که ما امید شفاعت هم از غلام فاطمه داریم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


تو هستی و من به بیش و کم خواهم ساخت

شعری به بیان محتشم خواهم ساخت

آرامش من به خون دل آغشته ست

یک روز برایتان حرم خواهم ساخت




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)مدح-تغسیل-حاج قاسم سلیمانی


فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بیتی است

روضه هایش رحمت سرشارِ اهل بیتی است

 

آن قدر نامش بها دارد میان شاعران

نام زهرا، زینتِ اشعار اهل بیتی است

 

هر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شود

حب زهرا، برترین کردار اهل بیتی است

 

مهر زهرا را علی در سینه ی ما ریخته

دل نگو این سینه ها، بازار اهل بیتی است

 

این که بر همسایه می بخشید نان خانه را

گوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بیتی است

 

حاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهبرش

فاطمه، الگوی این سردارِ اهل بیتی است

 

گریه بر زهرای مرضیه عمومی نیست، نه

کار چشمان تر ما، کارِ اهل بیتی است

 

روضه را مستوره باید خواند، دستم بسته است

روضه ی صدیقه از اسرار اهل بیتی است

 

ماجرای غسل زهرا... ماجرای بازویش...

ماجرای روضه ی دشوارِ اهل بیتی است

 

روی نیلی و کبود فاطمه، تا روز حشر

بغض هر دلداه و غم خوارِ اهل بیتی است

 




✔️ موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)-مدح و بستر شهادت


بسم رب العشق، یعنی بسم رب الفاطمه

نور دیده، ذکر بر لب، مهر در دل فاطمه

در شب غم های حیدر، ماه کامل فاطمه

آیه ی تشخیص بین حق و باطل، فاطمه

رهروِ عشق است و راه عشق را رهبر شده

مرجع تقلید فرزندان پیغمبر شده

 

آفرینش از شعاع نور او نشأت گرفت

آفتاب از گوشه چشمان او طلعت گرفت

در ولای او خدا از انبیا بیعت گرفت

شأن انسان از وجود فاطمه عزت گرفت

آدمی جان دارد اصلاً  تا فدای او شود

آسمان ایجاد شد تا خاک پای او شود

 

او که در ایجاد با احمد برابر گشته است

بر زنان نه، بر تمام خلق سرور گشته است

حجت هر سیزده معصوم دیگر گشته است

مثل یک پروانه دائم دور حیدر گشته است

هم گل یاس علی زهراست، هم پروانه اش

هم انیس خلوت او، هم چراغ خانه اش

 

چشم اهل آسمان روشن به زهرا بودنش

جلوه ذات خداوندی ست یکتا بودنش

مادری تمثیلی از امّ ابیها بودنش

لؤلؤ و مرجان شده محصول دریا بودنش

چشمه ی کوثر همین که سوی دریا رفته است

جایگاه زن هزاران بار بالا رفته است

 

پیش نابینا حجابش را رعایت می کند

چادرش قومی یهودی را هدایت می کند

در نمازش گاه، خود را هم تلاوت می کند

از علی، تا پای جان دادن حمایت می کند

خواست تا یاری آن مظلوم بی یاور کند

رفت پشت در که پشتیبانی حیدر کند

 

عده ای بی معرفت آتش به دریا می‌زدند

جای دستان نبی را با کف پا می زدند

پشت در، از عمد  هی در را به زهرا می‌زدند

دست قرآن بسته بود و کوثرش را می‌زدند

پشت هر مردی ز داغ همسرش خم می‌شود

مرد میخواهد که غم های علی را بشنود:

 

با لگد بر درب خانه، عقده ها ابراز شد

پشت در ماندی و ماتم با دلم دمساز شد

دست من تا بسته شد روی مغیره باز شد

با غلافی مرگ تدریجی من آغاز شد

نام مهدی را که آوردی دلم آتش گرفت

فضه را وقتی صدا کردی دلم آتش گرفت

 

در میان بستر افتادی نگاهت می‌کنم

بغض دارم، پیش تو اما رعایت می‌کنم

گاه شبها می‌روم با چاه خلوت می‌کنم

در میان شهر خیلی حس غربت می کنم

هی به هم با گوشه ابرو نشانم میدهند

بعضی از نامردها بازو نشانم میدهند

 

دست بر پهلو نگیر و قامتم را خم نکن

رو نگیر و خاک عالم بر سر عالم نکن

سایه ات را از سر حیدر بیا و کم نکن

بعد تو تنهای تنها می‌شوم، ترکم نکن

خوب می دانم بخواهی میتوانی فاطمه

می شود یک روز دیگر هم بمانی فاطمه؟!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقع سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پای کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم ز خیر فاطمه ست

خیرهای عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

 چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشه ی یاس پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرت صدیقه را از بغض، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرسادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


گل یاسی که بر خاشاک هم جود و تفضل داشت

به دامانش گل نرگس، گل مریم، توسل داشت

 

همان که سوره ی کوثر به شان او شده نازل

که هنگام نزولش عرش هم حال تغزل داشت

 

دخیل ریشه های چادرش شد پرده ی کعبه

حجر بر استلام سنگ دستاسش تمایل داشت

 

کسی که حوریه از خاک پایش سرمه بردارد

به خشت خانه ی او آسمان حس تذلل داشت

 

همان بانو که از القاب او "ام ابیها" بود

نبوت در کنار نام او قطعا تکامل داشت

 

همان فانوس که آیات نور از او تلالو کرد

همان آیینه که نور علی در او تمثل داشت

 

هجوم آورد ابر تیره بر خورشید عالم تاب

میان کوچه ای که نور با ظلمت تقابل داشت

 

پر حوریه سهم شعله های سرخ آتش شد

بگو ای عرش که: زهرا در این عالم تنازل داشت

 

میان حادثه مادر زمین خورد و علی افتاد

میان شعله ها ای کاش قدری در تحمل داشت ...

 

کسی جز فضه، ما بین در و دیوار محرم نیست

فقط فضه خبر از حال و روز غنچه گل داشت




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/10/25 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


انتها نیست در آن جلوه که با فاطمه است

نقطه‌ی "فا" علی و نقطه‌ی "با "فاطمه است

کیست او حضرت حق یا که نبی یا که علی

کیست او فاطمه یا فاطمه یا فاطمه است

بارها محضر او خورد زمین جبرائیل

بارها گفت محمد به حرا فاطمه است

بیش از کعبه پیمبر به طوافش می‌رفت

یعنی ای قوم فقط قبله نما فاطمه است

من از اَمرش به علی یادِ حدیثی کردم

حجت الله عَلی  حُجَّتنا فاطمه است

گفت سوگند به مظلومی تو کم نشود

یک سرِ موت در این معرکه تا فاطمه است

آنچنان رویِ زمین ریخت چهل تَن را که

همه گفتند مگر شیرخدا فاطمه است

همه گفتند که در شهر دو حیدر باشد

همه گفتند که در شهر دوتا فاطمه است

مرتضی گفت بمان ورنه خودش میفهماند

که اذازُلزلتِ الاَرض و سَما فاطمه است

چادرش را نتکاند   آخ ببینید همه

نام او مردم نامرد  چرا فاطمه است

روز محشر شود ؛ از آمدنش معلوم است

که چرا کارِ خلائق همه با فاطمه است

تا که او هست شفاعت به شفیعی نرسد

تا که او هست فقط ناله‌ی ما فاطمه است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زده ذکر ِ تو بر درِ خانهٔ دل، به خدا که گِلم شده از گِلِ تو

خودِ سورهٔ کوثری و احدی؛ نشود به خدا که معادلِ تو

منم آنکه نشسته به پشت درت، برسان به من از کرَمت نظری

درِ رحمت خود بگشا بشود؛ که نگاهِ تو شامل سائل تو

به تلألوءِ دستِ تو وقت قنوت، شده مُهرِ نماز تو قبلهٔ من

به تو رو زده طالبِ سجده شده، به هوایِ تو کعبه مقابلِ تو

تو که رکن نمازِ پیمبری و، هدف اینکه تو از همه سرتری و

همه لحظه به عشق تو حور و ملَک، شده حافظ ساحتِ منزل تو

پدرت ضربانِ نبوّت حق؛ شده قلبِ ولایتِ حق علی(ع) و

شده بعدِ حسن(ع) شهِ لطف و کرم؛ پسری چو حسین(ع) حاصلِ تو

ز جماد و بشر زِ قضا و قدَر، به تو عرضه شد از پس ِ پردهٔ غیب

بشود همه عالم و عرش برین، به فداییِ مصحف ِ کامل تو

تو به فکر شفاعت امّت حق، نگرانِ قیامتِ شیعه تویی

نرسد به محبّ تو آتش غم، شده فاطمه(س) شکل و شمایلِ تو

تو رضیه و حضرت مرضیه ای، تو زکیه محدّثه انسیه ای

شبِ قدری و مریم و آسیه هم، شده اند خادم ِ محفلِ تو

شده مدح تو ذکر زمین و زمان، شده وصف مقام ِ تو ورد زبان

همه آرزویم شده اینکه شبی، برسم به لیاقتِ مقبلِ تو!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

ای بهشت جاودان، ای ملیکۀ جهان

ای گل محمدی، ای بهار بی‌خزان

بضعة النبوتی، حُجَةٌ علی الحُجَج

اسم آسمانی‌ات، سُبحۀ فرشتگان

طاهره،‌ مطهره، عالمه، معلمه

وافیه، سماویه، حُرّه، حانیه، حَصان

ای حبیبۀ خدا، ای عزیز مصطفی

لایق تو کیست کیست؟ جز امیرمؤمنان

هم بهشت مصطفاست، آن نگاه غرق مهر

هم بهشت مرتضاست، آن نگاه مهربان

وصله‌های چادرت، رشتۀ نجات خلق

بوریای خانه‌ات، سرپناه آسمان

ای سحابِ رحمت و مغفرت دعای تو

سجده‌های روشنت، چلچراغ عرشیان

ای قنوت مستجاب، آفتاب در حجاب

هر طرف نشانه‌ای‌ست، از تو ماه بی‌نشان

ای نماز ناتمام، ای قیام مستدام

خطبۀ تو باشکوه، ندبۀ تو بی‌امان

ای رضایت خدا، بسته بر رضایتت

وصف قهر و مهر تو، وصف دوزخ و جنان

آستان رحمتت، نور، روشنا، امید

وسعت سخاوتت، بی‌کران و بی‌کران

پر شده مشام شهر، از شمیم یاس تو

از بهشت خانه‌ات، عطر «تنفقوا» وزان

دست خالی آمده، سائلی غریب‌وار

آن یتیم بی‌قرار، این اسیر نیمه‌جان

در بهار لطف تو، «یطعمونَ» داده گل

روزۀ سه روزه‌ات، بی‌نیاز از آب و نان

نور و قدر و هل أتی، فجر و کوثر و ضحی

لحظه لحظۀ تو را، آیه آیه ترجمان

بیت‌های ما کجا؟ قدر و هل أتی کجا؟

برتر از گمان ما، ساحت تو همچنان

در مدیح تو هنوز، واژه‌ها چه ابترند

ای فراتر از سخن، ای رساتر از بیان




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


پس صحبت از شفاعت محشر شروع شد

روزی که کار ساقی و ساغر شروع شد

جنت نبود، نار نبود و زمین نبود

دل بود و دلربایی دلبر شروع شد

تا شاهدی نظاره گر ماجرا شود

خلقت ز چشم های پیمبر شروع شد

آیینه ای مقابل رویش گرفت و بعد

 ترسیم روی حضرت حیدر شروع شد

آنگاه در میانه ی آن دو به خط نور

مادر نوشت و قصه ی مادر شروع شد

نور انعکاس کرد و از آیینه ها گذشت

تکثیر نور بین دو گوهر شروع شد

در عرش پنج پیکره ی نور قد کشید

پس خلقت خلائق دیگر شروع شد

گل کرد حب فاطمه و بغض فاطمه(س)

از آن به بعد رحمت و کیفر شروع شد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


در مقامی كه عقیق سرخ از زر بهتر است

اشكهایم بال معراج است،از پر بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد كبوتر بهتر است

گرچه بالا می برد سجده مقام بنده را

چند ثانیه نشستن پای منبر بهتر است

منبری را كه دلش با مهر مولا گرم نیست

در همان مسجد بسوزانی برادر...بهتر است

از سر اخلاص حمدش را به جا می آورم

آنكه از آغاز یادم داده كوثر بهتر است

گرچه فرقی نیست بین ساقی وكوثر ولی

بارها فرموده پیغمبر كه مادر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینه معصوم نیست

سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در حرز نام فاطمه

از همه عالم برای مرد خیبر بهتر است

هر كسی بو برده از غیرت شهادت میدهد

در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است

از زمانی كه شنیدم در به پهلویت گرفت

حس من این است، اصلاً خانه بی در بهتر است 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات