تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا(س)-مدح


انتها نیست در آن جلوه که با فاطمه است

نقطه‌ی "فا" علی و نقطه‌ی "با "فاطمه است

کیست او حضرت حق یا که نبی یا که علی

کیست او فاطمه یا فاطمه یا فاطمه است

بارها محضر او خورد زمین جبرائیل

بارها گفت محمد به حرا فاطمه است

بیش از کعبه پیمبر به طوافش می‌رفت

یعنی ای قوم فقط قبله نما فاطمه است

من از اَمرش به علی یادِ حدیثی کردم

حجت الله عَلی  حُجَّتنا فاطمه است

گفت سوگند به مظلومی تو کم نشود

یک سرِ موت در این معرکه تا فاطمه است

آنچنان رویِ زمین ریخت چهل تَن را که

همه گفتند مگر شیرخدا فاطمه است

همه گفتند که در شهر دو حیدر باشد

همه گفتند که در شهر دوتا فاطمه است

مرتضی گفت بمان ورنه خودش میفهماند

که اذازُلزلتِ الاَرض و سَما فاطمه است

چادرش را نتکاند   آخ ببینید همه

نام او مردم نامرد  چرا فاطمه است

روز محشر شود ؛ از آمدنش معلوم است

که چرا کارِ خلائق همه با فاطمه است

تا که او هست شفاعت به شفیعی نرسد

تا که او هست فقط ناله‌ی ما فاطمه است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زده ذکر ِ تو بر درِ خانهٔ دل، به خدا که گِلم شده از گِلِ تو

خودِ سورهٔ کوثری و احدی؛ نشود به خدا که معادلِ تو

منم آنکه نشسته به پشت درت، برسان به من از کرَمت نظری

درِ رحمت خود بگشا بشود؛ که نگاهِ تو شامل سائل تو

به تلألوءِ دستِ تو وقت قنوت، شده مُهرِ نماز تو قبلهٔ من

به تو رو زده طالبِ سجده شده، به هوایِ تو کعبه مقابلِ تو

تو که رکن نمازِ پیمبری و، هدف اینکه تو از همه سرتری و

همه لحظه به عشق تو حور و ملَک، شده حافظ ساحتِ منزل تو

پدرت ضربانِ نبوّت حق؛ شده قلبِ ولایتِ حق علی(ع) و

شده بعدِ حسن(ع) شهِ لطف و کرم؛ پسری چو حسین(ع) حاصلِ تو

ز جماد و بشر زِ قضا و قدَر، به تو عرضه شد از پس ِ پردهٔ غیب

بشود همه عالم و عرش برین، به فداییِ مصحف ِ کامل تو

تو به فکر شفاعت امّت حق، نگرانِ قیامتِ شیعه تویی

نرسد به محبّ تو آتش غم، شده فاطمه(س) شکل و شمایلِ تو

تو رضیه و حضرت مرضیه ای، تو زکیه محدّثه انسیه ای

شبِ قدری و مریم و آسیه هم، شده اند خادم ِ محفلِ تو

شده مدح تو ذکر زمین و زمان، شده وصف مقام ِ تو ورد زبان

همه آرزویم شده اینکه شبی، برسم به لیاقتِ مقبلِ تو!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

ای بهشت جاودان، ای ملیکۀ جهان

ای گل محمدی، ای بهار بی‌خزان

بضعة النبوتی، حُجَةٌ علی الحُجَج

اسم آسمانی‌ات، سُبحۀ فرشتگان

طاهره،‌ مطهره، عالمه، معلمه

وافیه، سماویه، حُرّه، حانیه، حَصان

ای حبیبۀ خدا، ای عزیز مصطفی

لایق تو کیست کیست؟ جز امیرمؤمنان

هم بهشت مصطفاست، آن نگاه غرق مهر

هم بهشت مرتضاست، آن نگاه مهربان

وصله‌های چادرت، رشتۀ نجات خلق

بوریای خانه‌ات، سرپناه آسمان

ای سحابِ رحمت و مغفرت دعای تو

سجده‌های روشنت، چلچراغ عرشیان

ای قنوت مستجاب، آفتاب در حجاب

هر طرف نشانه‌ای‌ست، از تو ماه بی‌نشان

ای نماز ناتمام، ای قیام مستدام

خطبۀ تو باشکوه، ندبۀ تو بی‌امان

ای رضایت خدا، بسته بر رضایتت

وصف قهر و مهر تو، وصف دوزخ و جنان

آستان رحمتت، نور، روشنا، امید

وسعت سخاوتت، بی‌کران و بی‌کران

پر شده مشام شهر، از شمیم یاس تو

از بهشت خانه‌ات، عطر «تنفقوا» وزان

دست خالی آمده، سائلی غریب‌وار

آن یتیم بی‌قرار، این اسیر نیمه‌جان

در بهار لطف تو، «یطعمونَ» داده گل

روزۀ سه روزه‌ات، بی‌نیاز از آب و نان

نور و قدر و هل أتی، فجر و کوثر و ضحی

لحظه لحظۀ تو را، آیه آیه ترجمان

بیت‌های ما کجا؟ قدر و هل أتی کجا؟

برتر از گمان ما، ساحت تو همچنان

در مدیح تو هنوز، واژه‌ها چه ابترند

ای فراتر از سخن، ای رساتر از بیان




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


پس صحبت از شفاعت محشر شروع شد

روزی که کار ساقی و ساغر شروع شد

جنت نبود، نار نبود و زمین نبود

دل بود و دلربایی دلبر شروع شد

تا شاهدی نظاره گر ماجرا شود

خلقت ز چشم های پیمبر شروع شد

آیینه ای مقابل رویش گرفت و بعد

 ترسیم روی حضرت حیدر شروع شد

آنگاه در میانه ی آن دو به خط نور

مادر نوشت و قصه ی مادر شروع شد

نور انعکاس کرد و از آیینه ها گذشت

تکثیر نور بین دو گوهر شروع شد

در عرش پنج پیکره ی نور قد کشید

پس خلقت خلائق دیگر شروع شد

گل کرد حب فاطمه و بغض فاطمه(س)

از آن به بعد رحمت و کیفر شروع شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


در مقامی كه عقیق سرخ از زر بهتر است

اشكهایم بال معراج است،از پر بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد كبوتر بهتر است

گرچه بالا می برد سجده مقام بنده را

چند ثانیه نشستن پای منبر بهتر است

منبری را كه دلش با مهر مولا گرم نیست

در همان مسجد بسوزانی برادر...بهتر است

از سر اخلاص حمدش را به جا می آورم

آنكه از آغاز یادم داده كوثر بهتر است

گرچه فرقی نیست بین ساقی وكوثر ولی

بارها فرموده پیغمبر كه مادر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینه معصوم نیست

سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در حرز نام فاطمه

از همه عالم برای مرد خیبر بهتر است

هر كسی بو برده از غیرت شهادت میدهد

در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است

از زمانی كه شنیدم در به پهلویت گرفت

حس من این است، اصلاً خانه بی در بهتر است 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به دنیا آمدی دنیا دلیلش را شناخت

از خودش دنیا به دست آورد یک دنیا شناخت

چون تسلط داشت هی چرخید دورت روز و شب

گر تورا نشناخت دنیا، ماه از بالا شناخت

آسمان نشناخت سر از پا و روی خاک ریخت

خاک اما زیر پات افتاد و سر از پا شناخت

بی گمان در قاب قوسین دو تا ابروی تو

خویش را هر شب رسول الله اَوْ اَدْنیٰ شناخت

سجده بر نامش اگر واجب شود بی ربط نیست

شیعه در واقع خدا را نیز با زهرا شناخت

قدر می دانم مُحِبَّش هستم اما بی‌گمان

قدر زهرا را در این عالم فقط مولا شناخت

بی نگاه لطف تو می ریزد از هم جان من

گاه دارد قطره ای از خویش یک دریا شناخت

توی جنت هم گدایت می شوم زیرا گدا

عرض حاجت کرد صاحبخانه را هرجا شناخت

حتم دارم روز محشر هم تو فرمان می‌دهی

من به تو ایمان کامل دارم اما با شناخت

تو شب قدری و پنهان بوده ای آنقدر که

زینبت حتی تو را در ظهر عاشورا شناخت

زینبت از پای درس کوچه آمد کربلا

آن همه سرهای بر نی را اگر زیبا شناخت

مبحث نشناختن در کربلا موضوع شد؛

عمه جان جسم حسین خویش را از پا شناخت

تا به آنجا که ربابت را میان کاروان

زینب از صوت علیِ اصغرم لالا شناخت

روضه یعنی که رقیه چهره را نشناخت و

تا صدایش زد صدای طفل را بابا شناخت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


اگرچه كاهم از آتش إبا نخواهم كرد

نماز سوختنم را قضا نخواهم كرد

بدون مهر تو خورشید را نمی خواهم

بدون نام تو حتی دعا نخواهم كرد

به كیمیاگری چشم فضه ات سوگند

كه غیر خاك تورا توتیا نخواهم كرد

به جز به دشمن مولا،به جز به دشمن تو

نثار هیچ كسی ناسزا نخواهم كرد

در آن مقام كه مادر گریزد از فرزند

بگو كه نوكر خود را رها نخواهم كرد

بگو چكار كنم تا صدا كنی پسرم

كه من به نوكری ام اكتفا نخواهم كرد

تو مادر منی و اختیار دار منی

بگو بیار سرت را...صدا نخواهم كرد

منی كه كشته عشق حسین تو هستم

به جز رضای تورا خونبها نخواهم كرد

علی كه تكیه عالم به اوست،می فرمود:

كه جز به فاطمه ام إتكا نخواهم كرد

تو رو به قبله ترین كعبه و علی قبله ست

به غیر تو به كسی اقتدا نخواهم كرد

چنین كه خاطرت آزرده است از كوچه

 به حشر كوچه برای تو وا نخواهم كرد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای کتاب ثنای تو قرآن

وی ثنا گسترت خدای جهان

بذل نان تو می کند نازل

سورۀ "هل اتی علی الانسان"

کیستی تو که مصطفی می‌گفت

جان بابا فدات فاطمه جان

کیستی ای تجلّی توحید

کیستی ای حقیقت ایمان

 

برتر از درک و دانش همه‌ای

چه بخوانم ترا که فاطمه ای

 

کیستـی تـو بهشـت بابایی

کوثر و قـدر و نور و طـاهایی

دو جهان ذره و تو خورشیدی

همگان قطـره و تـو دریایی

همصدا با تمامی سادات

شیعه گوید تو مادر مایی

مطلـع الفجر بامداد ازل

لیلــه القــدر حق‌تعـالایی

 

قدری و حق به خواجۀ لولاک

گفتـه در شأن تو "و مـا ادراک"

 

ای مقــامت ز وهم‌هــا برتر

قدر و جاهت ز وصف ما برتر

مدح تـو بـر لب رسول خدا

ذکر نابـی‌سـت از دعـا برتر

رتبۀ توست از زنـان بهشت

بـه خداونــدی خــدا بـرتر

جز محمد که دست‌بوس تو بود

تـویـی از کـل انبیـا بــرتر

حجـره‌ات کعبۀ دل احمد

بیتـت از بیــت کبریـــا بـرتر

 

خانه ای روشن از کلام الله

سر از آن دو آفتاب و دو ماه

 

ای به شخصت خدا رسانده سلام

وی نبی پیش پات کرده قیام

خجل از قصهء غمت تاریخ

سرفراز از شهادتت اسلام

عمر هستی به پیش عمر کَمَت

همچنان آفتاب بر لب بام

می‌رسد از مزار گمشده‌ات

به هر آزاده این خجسته پیام

سرسپردن به پای دوست، حلال

دست دادن به دست غیر، حرام

 

آنکه گیرد ز فاطمه تعلیم

پیش ظالم نمی‌شود تسلیم

 

ای کلام تو آیت محکم

در حریم تو روح، نامحرم

جان فدای تنت نفس به نفس

سر نثار رهت قدم به قدم

قامت عدل از قیام تو راست

کمر ظلم از کلام تو خَم

پیش سیل ستم به حفظ امام

ایستادی چو کوه مستحکم

 

گر دفاع تو از امام نبود

از خدا و رسول نام نبود

 

در دل انبیا امید تویی

بر لب اولیا نوید تویی

مکتب زندهء ولایت را

اولین مادر شهید تویی

آنکه هر روز شرح تاریخش

نهضتی تازه آفرید تویی

آنکه با تیغ احتجاج و بیان

پردۀ کفر را درید تویی

آنکه در راه حفظ جان علی

رنج هستی به جان خرید تویی

آفتابی که با غروبش، رنگ

از رخ مرتضی پرید تویی

 

مهربان یار باوفای علی

بی تو تاریک شد سرای علی

 

ای بهشت خدا گل رویـت

وی رسول خدا ثنـاگویت

سـورۀ نـور، خط پیشانی

لیلـۀ قدر، تار گیسویت

وسعت ملک کبریا حرمت

کعبـۀ روح انبـیـا کـویت

شـرح تفسیر نحـن وجه‌الله

نقـش بسته به مصحف رویت

شب معراج مصطفی می دید

بـاغ جنـت پـر اسـت از بویت

روحِ بیـن دو پهـلـوی احمـد!

به چه جرمی شکست پهلویت؟

گر جسارت نبـود می‌گفتـم

هرم آتش چه کرد با مویت

از علی‌دوستـی نشان مانده ست

هم به رخسـار هم به بازویت

 

چشم بیدار تو به ما آموخت

در ره حق چگونه باید سوخت

 

کاش هفت آسمان شرر می‌شد

کاش عمر جهان به سر می شد

بر سر روز اگر غمت می‌ریخت

از شب تار تیـره‌تر می‌شد

بـه علی هـم نگفتی ای مادر

که چگونه شبت سحر می‌شد

هر کسی با علی عداوت داشت

به تو در کوچه حمله‌ور می‌شد

جسم درهم شکسته ات هردم

هدف ضربه‌ای دگر می‌شد

چشمشان بر علی که می افتاد

ضربه‌هاشان شدیدتر می شد

کـاش از دردهـای پنهـانت

لااقل دخترت خبر می‌شد

 

دل شب تا سحر نمی خفتی

درد خود را به کس نمی گفتی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست

تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس

افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست

در کوچه‌ی مسجد تو زمین خوردی و در ما

جز پینه‌ی چون زانوی اشتر به جبین نیست

انصار هم از خطبه‌ی تو شرم نکردند

کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد

پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده، کو دامن مولا

تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست معاویه چه کاره است

قرآن سر نیزه که قرآن مبین نیست

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش

زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست

المنّة للّه که این است و جز این نیست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


روی کاغذ دل نوشته شد، با مداد تابنده: فاطمه

نامه را فرستنده شاعری، در مدینه گیرنده فاطمه

بسته شد به پای کبوتری، مُهر نامه ام مِهر مادری

باز می کند ذره پروری، در حق نویسنده فاطمه

می نویسم از آنچه دیده شد، روح تا به خلقت دمیده شد

ناگهان بهشت آفریده شد، از بهار لبخند فاطمه

نور ذات الله را ببین، ماه هم به حرف آمد این چنین

اَظهرُ مِن الشمس باشد این، زهره ی درخشنده فاطمه

مریم است و معبد که ناگهان، شد به سجده تا گشت بی امان

عطر یاس چادر نماز تو، در فضا پراکنده فاطمه

گفته حضرت عسکری چنین، "نَحنُ حجةُ الله"... پس یقین

"حجةٌ علینا" نمی شود، جز تو را برازنده فاطمه*۱

ای که از مقامات برتری، کار فضه ات کیمیاگری

پس کنون که خورشید پروری، سایه ی تو پاینده فاطمه

ای قرار حیدر قرار تو، ذوالفقار او ذوالفقار تو

بوده فتح آن قلعه کار تو، با تو در علی کنده فاطمه

خاطرات دلتنگ کوچه را، می نگارم اما بگو چرا

بی هوا به دیوار می خورد، نامه ی سراینده فاطمه

تو برای مظلومیِ علی، شب به شب به هر در زدی ولی

هیچ کس جوابی نمی دهد، غیر از اینکه شرمنده فاطمه

لااقل نپرسید یک نفر، ماجرا چه بوده ست پشت در

بسته شد پس از تو به سادگی، در مدینه پرونده فاطمه

 

۱*  قال امام عسکری علیه السلام: نَحْنُ حُجَةُ اللّه‏ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا

ما حجّت‏ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش میباشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما می‏باشد. تفسیر أطیب البیان/ ج 13/ ص 236




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


هر دلی در پی آنست که ویران بشود

جای شک نیست اگر ملک سلیمان بشود

هر کسی غم شده دارایی عمرش، امروز

لمس لبخند تو کافیست که سلمان بشود...

باز لبخند بزن آب شود سینه ی کوه

باز لبخند بزن سنگ مسلمان بشود

تو که لبخند به لب پا به زمین بگذاری

عشق سرمایه ی هر ذره ی بی جان بشود

کودکان وقت گذر راه تو را می بندند

تا که همبازیِشان حضرت باران بشود

(شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای)

خواستی ثروتشان وسعت ایمان بشود

آمدی مهر تو بالا ببرد "دختر" را...

آمدی معنیِ "زن" واژه ی انسان بشود

آمدی تا برود راه جهنم از یاد

آمدی بنده ی دلتنگ فراوان بشود

سنگ دندان تو را...آه، چه آمد به سرت

تا مگر یک نفر از جهل پشیمان بشود

باز لبخند بزن ای که به یک لبخندت

غم صد ساله ی عالم همه جبران بشود

آنچه گفتیم و نگفتیم و تو خود میدانی

باز لبخند بزن قسمت ما آن بشود 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

 کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

زمانی که همه لال اند در محشر زبان ما

به جز با ذکر زهرا و علی گویا نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


خدا کند که مرا فاطمی حساب کنی

به نوکری شده یک بار انتخاب کنی

شبیه قنبر مولا که نه ولی از لطف

مرا غبار قدوم ابوتراب کنی

هنوز غوره ام و مانده تا شوم انگور

تو می توانی این غوره را شراب کنی

همیشه فاطمه گفتن بهانه ی خوبی است

که در درون من خسته انقلاب کنی

خدا کند که به یمن رفاقت پسرت

مرا میان رفیقان پسر خطاب کنی

پسر خطاب کنی تا پسر فدات شود

به عشق خود پسرت را به خون خضاب کنی

خدا به دست تو داده است محشرش را کاش

زیاد و کم ، عملم را خودت حساب کنی

مدینه ات وطن بچه شیعه های شماست

نخواه با غم غربت مرا عذاب کنی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/4 | 08:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ز صبح ازل شرح غم فاطمه ست

کسی که ندارد عدم فاطمه ست

خدا را فقط یک قسم کافی است

به حق علی، آن قسم فاطمه ست

خدا طالعم را سعید آفرید

نوشته بر آن، مادرم فاطمه ست

نفس های من آسمانی شده

دمم یا علی، باز دم فاطمه ست

فقط یک نفر مثل حیدر شده

به قرآن که ان شخص هم فاطمه ست

زنان بزرگ جهان روز حشر

همه قطره هستند و یم فاطمه ست

حرم در نجف دارد و قلب ما

به ظاهر اگر بی حرم فاطمه ست

کجا سائلی را ز در رانده است

نشان خدا در کرم فاطمه ست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مروه و سعی و صفا مشعر؛ به نام ِ فاطمه ست

احترام ِ کعبه بعد از احترام ِ فاطمه ست

مسجد و گلدسته و محراب میگوید: علی

چون أمیرالمؤمنین تنها امام ِ فاطمه ست

در دفاعِ از ولایت محسنش را میدهد

ذوالفقارِ مرتضی محو قیام ِ فاطمه ست

چرخش دستاس قوّت میدهد بر دست او

روز و شب «نادعلی» ذکر مدام ِ فاطمه ست

جذبۂ منظومۂ شمسی تبسّم های اوست

گرمی خورشید از لحن سلام ِ فاطمه ست

غرق شد آنقدر در عشقش که حس کردم علی...

نیمۂ دیگر که نه! بی شک تمام ِ فاطمه ست

در قیامت؛ هم عنایت هم شفاعت سهم ماست

دوستی با شیعۂ حیدر مرام ِ فاطمه ست!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


قبل از ظهور جاودانش امتحان داد

آن بانویى كه در نهانش امتحان داد

ام الائمه بود و ام الانبیا شد

چون بهتر از پیغمبرانش امتحان داد

در شعله ابراهیم پس زد امتحان را...

زهرا ولى با جسم و جانش امتحان داد

وقتى بلا تقسیم شد او مادرى كرد

مادر به جاى شیعیانش امتحان داد

آیا كسی چون او سه شب هنگام افطار

با بخشش خرما و نانش امتحان داد؟

كورى چشم ..... ، به به خدیجه

این دخترت با خاندانش امتحان داد

با خطبه ى خود اولى را خوب ادب كرد

احقاق حق را با زبانش امتحان داد

وقتى على را یك تنه آورد خانه

شهر مدینه قهرمانش امتحان داد

زهرا سراپا ، پاى حیدر ایستادو

پاى علی قدكمانش امتحان داد

با گریه هاى او مدینه زیر و رو شد

ساكت نشد ، اشك روانش امتحان داد

وقف شلوغى نجف ، وقف على كرد

آرى ، مزار بى نشانش امتحانش داد

اما على در كوچه ها سخت امتحان شد

ناموسش افتاد و توانش امتحان داد

در امتحان داد آه مسمار امتحان داد

حتى مغیره تازیانه ش امتحان داد

میخ در خانه شهادت میدهد كه

هم پهلویش ، هم استخوانش امتحان داد

مادر همانجا سینه اش آسیب دید و

جاى همه سینه زنانش امتحان داد

اما حسینش گوشه گودال ، تشنه

در پیش چشم خواهرانش امتحان داد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/10/29 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

 کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت

آیینه در آیینه شد تکرار لبخندت

جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد

در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت

لبریز بود از مادری لبریز چشمانت

سرشار بود از عاطفه سرشار لبخندت

نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب

تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت

با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید

بر هرچه صحرا هرچه گندم زار لبخندت

از روزه‌ی بی‌نان و بی‌خرما چه شیرین‌تر

وقتی که باشد لحظه‌ی افطار لبخندت

اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی

اما چرا این روزهای تار لبخندت.‌..

مثل گلی توفان زده پژمرد، پرپر شد

بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت

این روزهای آخری یک بار خندیدی

اما چه تلخ است آه تلخ این بار لبخندت

با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی

بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت

**

مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است

قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت…

چادر نماز دخترم از یاس لبریز است

تابیده بر این چادر گلدار لبخندت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


اول نیفتد بی گمان آخر می افتد

دیوار کج همواره راحت تر می افتد

هرکس که زهرا را کند آزرده خاطر

روز جزا از چشم پیغمبر می افتد

جبریل میفهمد بخوبی حرف من را

وقت تماشایش کلاه از سر می افتد

معلوم بود از اولش در کفو زهرا

قرعه به نام ساقی کوثر می افتد

پشتش به این إنسیه ی حوریه گرم است

شیرخدا وقتی به دردسر می افتد

از برکت سربند یازهراست قطعا

با یک اشاره گر در خیبر می افتد

رمز گشایش در قنوت سبز زهراست

هرجا گره در کار هر نوکر می افتد

بالا و بالا میرود تا آن سوی عرش

هرکس به پای فضه و قنبر می افتد

بی شک هر آن که شیعه باشد کاروبارش

فردا به دست بانوی محشر می افتد

من مطمئنم نطفه اش اشکال دارد

هرکس که با این خانواده در می افتد

جان علی با فاطمه پیوند خورده

زهرا بیفتد بی گمان حیدر می افتد

حداقل ای کاش نامحرم نباشد

جایی که زن در محضر شوهر می افتد

از شانه ی دیوار میگیرد نیفتد

با سیلی بعدی ولی دیگر می افتد

تنها نه یک دفعه که نزدیک سه ماه است

در پیش چشم بچه ها مادر می افتد

خیلی تقلا میکند برخیزد از جا

پا میشود اما روی بستر می افتد

مانند خانم سینه اش میسوزد آقا

هربار که چشمش به میخ در می افتد

در زیر لب میخواند از داغ شبیرش

با اینکه هر لحظه تب شبّر می افتد

ای کاش سمت کربلا دیگر نیاید

آنجا که بر حنجر رد خنجر می افتد

مادر می افتد در میان کوچه امروز

فردا میان کوچه ها دختر می افتد

نسل همانکه آمد و غصب فدک کرد

فردا به فکر غارت معجر می افتد 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


تا توان داری گدای حضرت صدیقه باش

بی محابا! مبتلای حضرت صدیقه باش

افضل الأعمال عالم..مدح این بانو بود

تا نفس داری ندای حضرت صدیقه باش

سعی کن تا محرم کاشانه ی زهرا شوی

مثل سلمان.. آشنای حضرت صدیقه باش

بین این خانه اگر کوچک شوی عزت دهند

باصلابت خاک پای حضرت صدیقه باش

مادری ها می کند هر روز و شب بر شیعیان

لااقل از بچه های حضرت صدیقه باش

گریه کن..در روضه های سخت و جانفرسای او

با همین اشکت شفای حضرت صدیقه باش

بر حسینی های عالم لطف بی پایان کند

پس غلام سر جدای حضرت صدیقه باش




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


شکوه آمدن و خلقتت سر آمد بود

میان هرچه که دارد خدا زبانزد بود

همیشه با صفی از آسمانیان جبریل

به گِرد خانه تان گرم رفت و آمد بود

تو دخترِ پدری؛ یا که مادری بر او ؟!

میان دختر و مادر دلش مردّد بود

رسالت پدرت با تو بود پا بر جا

که بودنت همه ی دلخوشی احمد بود

برای عرض ارادت به محضرت بانو

نبی به امر خدا روز و شب مقید بود

ز التماس دو دستم چه زود دل کندی

تویی که آمدنت خوب و رفتنت بد بود 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دل ما نیست غیرِ با زهرا

السلام علیکِ یا زهرا

ای که حیرانِ عصمتت مریم

مظهرِ عفت و حیا زهرا

ما همه در طوافِ چشمانش

برترین جلوه‌ی خدا زهرا

همه اسباب در اشاره‌ی اوست

حاجت ما کند روا زهرا

در قیامت سؤال اگر کردند

من که لالم، جواب با زهرا

روز محشر که خلق حیرانند

بِنِگر می‌کند چه‌ها زهرا

اوست انسیه، عصمتِ کبری

ما کجا، دامنش کجا زهرا

مادرِ آب، دخترِ دریا

آفتابِ خدانما زهرا

هیچ‌کس هم‌تراز زهرا نیست

پس حسابش بود جدا زهرا

اوست معنای آیه‌ی تطهیر

محورِ اصلیِ کسا زهرا

بارالها خودت تفضل کن

دستِ ما را بگیر تا زهرا

اولین عاشقِ ولایت کیست؟

اولین ذوبِ مرتضی زهرا

بینِ آتش امیر خیبر گفت:

تا علی هست پس چرا زهرا؟

نامِ آتش میان شعر آمد

دلِ ما رفت کربلا زهرا

خیمه‌ای سوخت غرق در آتش

دختری گفت بی‌صدا زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


نه تنها مادرِسادات زهراست

که حتی فاطمه ام ابیهاست

من از طرزِ دعاهایی که میکرد،

یقین کردم که زهرا مادرِ ماست

چه مادر، مادرِ سبطینِ طاها

چه بانو، بانویِ عرشِ مُعلاست

فقیهه، عالمه، اِنسیه، حورا

فهیمه، فاطمه، ریحانه، عَذراست

بهشتی که به زیرِ پاش اُفتاد

همانا مُزد ِشیعه صبحِ فرداست

اگر آدم غلامِ مرتضی بود

کنیزِ حضرتِ صدیقه حواست

فقط نَه ماه و خورشید و فَلک، نَه

تمامِ کائنات از آنِ زهراست

اُمیدِ ملتمس بر چادر اوست

همان چادر که خونآلودِ غمهاست

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به این دنیا می آیی آیه نازل می شود

از پدر دل می ربایی آیه نازل می شود

عقل می خواهد بداند کیستی، بیچاره عقل!

عشق می پرسد کجایی، آیه نازل می شود

در شب معراج، احمد بی تو دلتنگ علی است

با صدایی مرتضایی آیه نازل می شود

در دل شب نالۀ الجارُ ثمّ الدّارِ کیست؟

کز حریم کبریایی آیه نازل می شود

در شب قدر خدا، از مرکز اللهُ نور

با تمام روشنایی آیه نازل می شود

سفرۀ افطار پهن است و کسی در می زند

در به رویش می گشایی، آیه نازل می شود...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


از چشم تو عطر ‌زندگی ‌می‌بارد

عطر ملکوت و بندگی می‌بارد

محراب تو معراج ملائک شده است

از سجدهٔ تو پرندگی می‌بارد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


خودت گذاشتی از دست تو، تورا بنویسم 

وگرنه من نتوانستم از شما بنویسم 

حروف ،سمت قلم آمدند تا بتوانم 

به روی سطری ازآیینه آه را بنویسم 

به روی سطر شب آلودم ای نهایت تطهیر 

دوات نور نباشد من از کجا بنویسم 

توسلم به تو دائم توجهم به تو قائم 

بگو بخوانمت ای ذکر گریه یا بنویسم؟ 

دو قطره اشک به من ده که با وضو بتوانم 

دو مصرع از غزلم روی گونه ها بنویسم 

چنین که حل شده ای در خدا - به وقت سرودن - 

پس از «به نامِ خدا» گفتم از خدا بنویسم 

تو قبلِ خَلق شدن امتحان شدی چه بگویم 

چه غیر حیرتم از شرح ماجرا بنویسم

دمی که کرّ و بیان خیره می شوند به نورت 

از آن درخشش بی حدّ و انتها بنویسم 

خودت رسولِ دعاهایِ آسمانیِ خویشی 

تو همکلام خدائیّ  و من خطابه نویسم! 

نوشتن از تو فقط کار حیدر است نه شاعر 

 اگرکه آینه ات اوست ،من چرا بنویسم ؟

غزل رسیده به جایی  که در برابر ِچشمت 

به انتها برسم  باز از ابتدا بنویسم  




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


بَه چه خوب است پدر صاحب دختر بشود

بار دیگر پدری صاحب مادر بشود

قصد کرده است خداوند که با آمدنش

از همین لحظه علی صاحب همسر بشود

هیچ کس کفو علی بن ابیطالب نیست

فاطمه آمده آیینه ی حیدر بشود

معنی خیر کثیر است و تکاثر باید

غرق دریای پر از معنی کوثر بشود

برکت نسل کسی صرف پسرداری نیست

دشمنش گرچه پسر داشته ابتر بشود

سالها وقت نیاز است که هر حافظه ای

سر سوزن قدرش را مگر از بر بشود

شاعر از فاطمه گفته است و از این پس باید

قلم از جوهر اوصاف علی تر بشود

و علی کیست که هر مجتهد از مکتب او

دانش آموخته ، سلمان و ابوذر بشود

"ها علی بشر کیف بشر" ، شاعر ماند

چه بگوید که در این قافیه محشر بشود

که علی فاطمه و فاطمه حیدر ، باید

نور با نور در آیینه برابر بشود




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از وجودش فضا معطر بود شهر حال و هوای گلشن داشت

غنچه روی لبان خود لبخند ؛ چلچله شوق پر کشیدن داشت

خنده اش مژده ی بهاران بود هر دعایش نوید باران بود

تا همیشه سبدسبد گل یاس باغ از برکتش به دامن داشت

جلوه لطف و جود ایزد بود دست او در کرم زبانزد بود

بر لبش در جواب سائل ها "لا جزاء و لا شکورا " داشت

از فراسوی باور مردم آمد و در حجاز غوغا شد

هرکه می دید جایگاهش را یک تلقیّ تازه از زن داشت

نور او از میان روزنه ها رفت تا روی بام ماذنه ها

آری آری همان که زهرا بود شهر را بی چراغ روشن داشت

همه ی خلق مات جلوه ی او؛ آمد از غیب نغمه "فُطِموا"*

خواستم تا ببینمش اما در جوابم به لب فقط "لن" داشت

**

*امام صادق علیه السلام :"انما سمیت فاطمهُ فاطمهَ لانّ الخلق فُطموا عن معرفتها"




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


شروع داستان ما فروعی از نگاه او

ببالد آسمان به خود مدام بر پناه او

به سِتر خویش رو کند همیشه جلوه‌گاه او

ندیده مِهر جلوه‌ای از آستان ماه او

قلم قلم شود اگر قدم نهد به راه او

 

چگونه می‌شوم مگر به نقص خویش آگهش؟

ملائک‌اند صف به صف مصلّیان درگهش

فلک فتاده و ستاره ایستاده بر رهش

مباد و نیست لطمه‌ای به ساحت منزّهش

زمین و تیر و مشتری‌ست مُشتی از سپاه او

 

به آبروی خود دهد قرار ابوتراب را

ابوتراب می‌دهد به مِهر مَهرِ آب را

که شوید از کتاب ما عتاب را ثواب را

کجا کجاوه‌ای کند تحمّل آفتاب را؟

مجال محشرست تازه مُجمَلی ز جاه تو

 

اگرچه در مُحاق رفته غُرّه‌ی حمیده‌ای

بگو بیفکنند سر، کجاست تاب دیده‌ای؟

که می‌رسد رشیده‌ای، که می‌رسد خمیده‌ای

قدم به حشر می‌نهد که با سر بریده‌ای

بپا کنند قدسیان بساط دادگاه او

 

به ذات بی‌نهایتش صفات کیست منجلی؟

که این‌چُنین سپرده دل به حرز جوشنش علی

به صولتش شده‌ست روح ذوالفقار صیقلی

به هُرم مهربانی‌اش مذاب می‌شود بلی

گناه مُعظَم من از نگاه خیرخواه تو

 

چه میوه‌ای‌ست مِهر او که سرزده‌ست از فدک

که ناز شاخسار آن فراترست از فلک

چه احتیاج دارد او به این زمین بی‌نمک

که دل ربوده از علی، که جان گرفته از مَلَک

طنین خطبه‌خوانی و سکوت گاه‌گاه او

 

کسی که در جوانی‌اش، رسیده ناتوانی‌اش

کسی نبرده‌است پِی به لوح آسمانی‌اش

فرشته می‌رود ز خود به ذوق پاسبانی‌اش

خدا محبّت آورد به یُمنِ مهربانی‌اش

چنانکه در غضب رود به قهر او به آه او

 

چگونه این من این تهی رسم به بارنامه‌اش

چه شعر گفتنی شد این، که ماندم از ادامه‌اش

چه گویم از کسی که حق سروده است چامه‌اش؟

دمیده در نماز شب قیامت از اقامه‌اش

طلوع طلعت ازل دمیده در پگاه او




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مثل نزول لحظه‌ی توحید در قطره‌های نازک باران

آن سوی اشک‌های خداوند، «لیله» زنی است روشن و پنهان

با لیله داستان بلندی‌ست در سینه‌ی سترگ خداوند

پیراهنش سپیدتر از نور با چادری سپیدتر از آن

بیش از هزار ماه، درخشان، پیش از هزاره‌های نیایش

روح هزار ساله‌ی مهجور در کوچه‌های شهر رسولان

فانوس در اطاق خدا بود، فانوس را گرفت و کمی بعد

از ناودان عرش الهی جاری شد آیه‌های درخشان

برداشت چادر سفرش را، یک پرده از غم پدرش را

می‌خواست تا نخوانده نماند، آیات بکر روضه‌ی رضوان

وقتش رسیده بود که باران بر خاک‌های مرده ببارد

وقتش رسیده بود که کم کم آدم شود طبیعت بی‌جان

شیرین‌ترین بشارت ایزد، قرآن‌ترین کلام محمّد

بار امانتی که نشسته‌است بر دوش جهلِ حضرت انسان

آنقدر مختصر شد و کوتاه تا قدر آسمان و زمین شد

پیراهنی سیاه به تن داشت با یازده ستاره به دامان

«لیله» زنی که بغض نگاهش، در خنده‌های گاه به گاهش

آواز عارفانه‌ی قوهاست در آفتاب ظهر زمستان

آنگاه چشم‌های ترش را... یا فکر کن که بال و پرش را...

اصلا تمام دور و برش را... ای وای وای وای بر انسان

یا فکر کن که سوخته باشد وقتی که چشم دوخته باشد

در چشم کودکان هراسان در عصر خیمه‌های فروزان

زنهار تا نسوخته باشد وقتی هزار سال کشیده‌ست

چشم انتظاری پسرش را ـ ارواحنا فداه ـ به دندان

با «لیله» داستان بلندی‌ست، اینجا مجال بیشترش نیست

امّا همین قصیده‌ی کوتاه، تاریخ را رسیده به پایان

پاکیزه‌ای که میل وضویش، آغاز آب‌های جهان است

در قامتش تمامِ تمدّن، سجّاده‌اش حقیقت ادیان

*

ای خون‌بهای وحدت مستور، بانوی بی‌نهایتِ رنجور

بودی و آفریده شدی باز در وسعت تجلّی سبحان

توصیف سجده‌های تو... یاحق! تسبیح اشک‌های تو... یاهو!

از بی تو ماندگان به هیاهو جز یاوه چیست در صف عرفان؟

تعظیم اگر به پای تو باشد، مریم شوند خیل ملائک

تقدیر اگر هوای تو باشد، «سلمان» کوچکی است «سلیمان»

از داغ‌های کهنه یکی را در من بریز و تازه‌ترم کن

یا با نگاه خویش نگه دار، یا در پناه خویش بسوزان




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 01:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.