حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

حضرت زهرا(س)-مدح


دختر خورشید و ماه، زهره زهرا

آن که کرامات او گذشته ز احصا

هم شرفش بگذرد ز عرش الهی

هم نسبش می‌رسد به سید بطحا

زهره مخوانش که گشته زهره کنیزش

دخت مخوانش که گشته اُمّ أبیها

سنگ صبورش نبی راضی مرضی

محرم رازش علی عالی اعلا

تربت پاکش نهان ز دیده مردم

چون شب قدری نهفته در سه شب احیا

گر نود و نه بُود اسامی باری

هست یکی زین میانه اعظم و عظمی

از پی دستاس توست چرخش گردون

زینت نعلین توست گنبد مینا

سوره کوثر به نام توست مزین

آیه تطهیر شد ز نام تو معنا

ره نبَرَد در بهشت روز قیامت

هر که تو بر نامه‌اش نکرده‌ای امضا

حبّ تو جنت شده‌ست و بغض تو دوزخ

ای به قیامت معاندان تو رسوا

سوی تو آید نبی به روز تحدی

سمت تو گردیده قبله لیلة‌الأسرا

کیست به غیر از تو با علی مترادف 

غیر علی کیست با تو همسر و همتا

روزه گرفت و سه بار نان خودش را

داد به درویش مستمند ز تقوا

خیر طلب می‌کند ز فرط محبت

در حق همسایگان ز قادر یکتا

قدر تو همسایگان کجا بشناسند

حیف طلا که کنی‌ش خرج مطلّا

در حد ما نیست مدح نام تو کردن

مدح تو گوید مگر خدای تعالی

ما نتوانیم حق وصف تو گفتن

با همه کرّوبیان عالم بالا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست

ناگهان دیدم کنار خانه‌ ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌ زد یک نفس، روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد ! دشمنت را دوست ابتر می‌ کند

خانه‌ات را عطر ریحانه‌‌ معطر می‌ کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌ کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌ کند

دختران آیات رحمت ، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها ، هر دو با هم ، بعد از این



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح


دوباره نام شما بر زبان من سبز است

هوای از تو سرودن ، به جان من سبز است

خوشم به زمزمۀ روشن شما امشب

که واژه در ملکوت دهان من سبز است

من از قبیله خاک و شما ز افلاکید

به یمن نور شما ، آسمان من سبز است

حدیث حُسن شما بر زبان من جاری ست

که لهجۀ همۀ واژگان من سبز است

نشسته ام به مرور سه آیه ی نورت

و عطر سوره کوثر به جان من سبز است

از آن زمان که شدم همنشین نور تو

به چشم آینه ، نام و نشان من سبز است

در این دقیقه که سرشارم از حضور عشق

دوباره نام شما بر زبان من سبز است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح


زمستانی سیاه است و سپیدی سر زد از موها

ز بامم برف پیری را نمی‌روبند پاروها

چه میزانی پی سنجیدن جرمم به جز عفوش

که ترسم بشکند پرهای شاهین ترازوها

کند خامه به گوش چامه نجوا نام زهرا را

مگر دستم بگیرد لطف آن بانوی بانوها

گناهانم فراوان و اگر بانوی محشر اوست

در آن غوغا نیارم کم، نیارم خم به ابروها

نه هر کس فخر دارد گردروب خانه‌ات گردد

مگر از زلف حورالعین کند آماده جاروها

اگر آلوده‌ام «یا طاهر» و «یا طاهره» گویم

در این تسبیح هم‌سنگ‌اند «یا زهرا» و «یاهو»ها

اگر یک فضل از فضه کسی گوید به شوق آن

کنم از لانه هجرت چون پرستوها ارسطوها

نخی از معجرت حبل‌المتین از بهر معصومین

به دستت شربتی داری شفای جان داروها

ز فرط کار روزان و نوافل خواندن شب‌ها

نمی‌ماندی رمق از بهرت ای بانو به زانوها

گهی دستاس دستت بوسه زد گه آبله پایت

عبادت را و همت را در آن سوی فراسوها

به طوفان‌ها مگر موجی خبر از پهلویت برده

که می‌میرند و کشتی‌ها نمی‌گیرند پهلوها



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح


مریم از یک نسبت عیسی عزیز

از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمة للعالمین

آن امام اولین و آخرین

آنکه جان در پیکر گیتی دمید

روزگار تازه آئین آفرید

بانوی آن تاجدار «هل اتی»

مرتضی مشکل گشا شیر خدا

پادشاه و کلبه ای ایوان او

یک حسام و یک زره سامان او

مادر آن مرکز پرگار عشق

مادر آن کاروان سالار عشق

آن یکی شمع شبستان حرم

حافظ جمعیت خیرالامم

تا نشیند آتش پیکار و کین

پشت پا زد بر سر تاج و نگین

وان دگر مولای ابرار جهان

قوت بازوی احرار جهان

در نوای زندگی سوز از حسین

اهل حق حریت آموز از حسین

سیرت فرزند ها از امهات

جوهر صدق و صفا از امهات

مزرع تسلیم را حاصل بتول

مادران را اسوهٔ کامل بتول

بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت

با یهودی چادر خود را فروخت

نوری و هم آتشی فرمانبرش

گم رضایش در رضای شوهرش

آن ادب پروردهٔ صبر و رضا

آسیا گردان و لب قرآن سرا

گریه های او ز بالین بی نیاز

گوهر افشاندی به دامان نماز

اشک او بر چید جبریل از زمین

همچو شبنم ریخت بر عرش برین

رشتهٔ آئین حق زنجیر پاست

پاس فرمان جناب مصطفی است

ورنه گرد تربتش گردیدمی

سجده ها بر خاک او پاشیدمی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح


من از تو می خواهم بگویم ، واژه ها پر ...

از آسمان سبز ، از فصل کبوتر

من از تو آری ، از تو ای بانوی باران !

باید بهاری سبز بنویسم به دفتر

اما چگونه ؟ از تو گفتن کار سختی ست

با این زبان الکن و این روح ابتر !

من شاعری تاریک تاریکم ، چگونه

در محضر آیینه بنشینم مُنوّر ؟!

گاهی دلم لک می زند قرآن بخوانم

قرآن ، سه رکعت نور ، یعنی : فصل کوثر

گاهی دلم لک می زند شعری بگویم

شعری شبیه نورتان ، سبز و مُعطر

دست و دلم می لرزد اما ... کار من نیست

غمگین ، قلم را می گذارم روی دفتر

من عاجزم از خواندن آیات نورت

طبع مرا در مکتب نورت بپرور

در جان من حکمت بریز ، ای جوهر نور !

تا از کراماتت بگویم بار دیگر

باید بخوانم من تو را با لهجه ی نور

باید ببینم من تو را با چشم حیدر

تو بای بسم الله دین ، توحید نابی

ذکر لبان عارف ات : الله اکبر

در تو شکوه بندگی را می توان دید

ای آبروی قبله و محراب و منبر

انسانیت ، حکمت نشین مکتب توست

شاگرد دانشگاه تو ، سلمان و بوذر

نامت بلند است ای دلیل آفرینش

تو کیستی ؟ بانوی دین ، زهرای اطهر



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


میگن از را میرسی همین روزا

خط رو سرمای زمسّون میزنی

میدونم  دختر دریا که باشی

صبح فروردین و بارون میزنی

 

علتی داره که اسمت تا میاد

خونه هامون و بهاری می کنه

چی تو حسِّ شاعرا ریختی مگه؟!

که صداشون و قناری می کنه

 

خدا از چِشم تو خورشید و گرفت

وسط خنده ی آسمون گذاشت

تا بیان دور و برت ستاره ها

واسه دخترا یه نردبون گذاشت

 

مثل تسبیح تو،  دونه دونه شد

دلِ مثلِ گلْ انار مادرا

چادرت از رو سر هرکی گذشت

دلشو نشوند کنار مادرا

 

مادرم صُبحای زود نمازش و

پای قُلقل سماور میخونه

رکعت اول و توحید اگه خوند

رکعت بعدیش و کوثر میخونه

 

مادرم خیلی خاطرخواته، میگه

بی اجازه اسمی از بانو نبر

یا اگه قراره که صداش کنی

رو زبون اسمشو بی وضو نبر

 

شاعرای شهرمون میگن بهار

شاید اسم مستعار فاطمه س

هرکی تو دلش نسیم و حس کنه

خونه ی دلش مزار فاطمه س...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
یکشنبه 1395/12/8

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


نای خوبان دو عالم از نوای فاطمه است

خلقت جن و بشر اصلا برای فاطمه است

مدح او از ما نیاید حق سروده وصف او

خط به خط آیات قران در ثنای فاطمه است

افتخار مصطفی شد بوسه بر دستان او

این نشان از شوکت و قدر و بهای فاطمه است

هر چه نعمت گشت نازل از سما سوی زمین

از عنایات علی و از عطای فاطمه است

ما اگر ماندیم در خیل محبان علی

لطف زهرا هست و تاثیر دعای فاطمه است

نام ما را جزو خدامش اگر حک کرده اند

این هم از الطاف مخفی خدای فاطمه است

نسل در نسلیم سائل بر در میخانه اش

چشم ما بر دست های با سخای فاطمه است

همت ما در جهان جلب رضای مادر است

چون رضای حضرت حق در رضای فاطمه است

یک نخی از چادرش فردا قیامت می کند

روز محشر کار ما با بچه های فاطمه است

فاش میگویم قیامت کار ما بیچارگان

دست سالار شهیدان، سر جدای فاطمه است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1395/12/6

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


وقتی هوای روضه ما باز مادری است

حال و هوای گریه ما جور دیگری است

وقتی که مادر همه ماست فاطمه

حسی که بین ماست، همانا برادری است

مداح و روضه خوان و سخنران و چای ریز

کارِ تمام ما درِ این خانه نوکری است

شاهان روزگار به ما غبطه می خورند

این نوکری خودش به خدا عین سروری است

این اشک ها نشان دل بی قرار ماست

عالم بداند اینکه دل شیعه مادری است

زهراست آن که وصف شکوهش نگفتنی است

زهراست آنکه شأنِ مقامش پیمبری است

زهراست آن که ام ابیهای احمد است

زهراست مادر همه ما، چه مادری است

زهراست آن که شیعه به او کرده اقتدا

از لطف فاطمه است، اگر شیعه حیدری است

زهراست آنکه در ره حیدر خمیده شد

بگذاشت سر به پای ولایت ... شهیده شد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


سلک عشاق ، غیر خلوت نیست

خلوت ماست روضه , جلوت نیست

ما همینجا توجه محضیم

احتیاجى به کنج عزلت نیست

همه هستند ، انبیا حتى

مجلس آفتاب خلوت نیست

لحظه اى اشک , لحظه اى شکریم

نعمتى قد شکر نعمت نیست

ما همه قنبریم ، یک نفریم

جمع ما وحدت است ، کثرت نیست

گریه اى جمع کن که باید رفت

وقت خیلى کم است ، فرصت نیست

دل به صحرا زدن تلاش من است

این جهان جاى استراحت نیست

آه و افسوس میخورد هر شب

آنکه سفره نشین هیئت نیست

علت رحمت خدا گریه ست

هر کجا گریه نیست ، رحمت نیست

هر که ناراحت از فراق نشد

در لیالى قبر راحت نیست

خون دل جاى خون تن دادیم

شان گریه کم از شهادت نیست

گنج نابرده رنجمان بخشید

لطف زهرا به شرط خدمت نیست

در عبادت عبودیت باید

طاعتى بهتر از اطاعت نیست

ما تو را بین خواب هم دیدیم

خواب عشاق خواب غفلت نیست

جنت آنجاست که شما هستید

جنت بى شما که جنت نیست

همه سرمایه دار حب توایم

گنجى اندازه ى محبت نیست

عزت بى تو را نمیخواهیم

عزت بى تو غیر ذلت نیست

حرف تو حجت است و غیر از تو

هیچکس بر ائمه حجت نیست

تو اگر خانه دار این بیتى

خانه دارى کم از نبوت نیست



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/12/4

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


در عالم وحی بی نظیری زهرا

در هر دو جهان تو دستگیری زهرا

هر چند که بود عمرت ای گل کوتاه

با عمر کمت خیر کثیری زهرا

***

ای بر دل و جان خسته ی ما آگاه

بر شیشه ی دل نشسته از حسرت آه

ما را بنواز با نگاهی گهگاه

یافاطمة اشفعی لنا عند الله



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
یکشنبه 1395/12/1

حضرت زهرا(س)-مدح


فقط نه اینکه تو از انبیاء سری زهرا

که با علی و پیمبر برابری زهرا

تو ام احمد و کلثوم و زینب و حسنین

اصالتاً به امامان تو مادری زهرا

بزرگ لفظ حقیریست در بزرگی تان

ظهور و مظهر الله اکبری زهرا

صحیفه ی تو که شد کاتبش امیر کلام

گواست مثل پیمبر پیمبری زهرا

قسم به لیلة الاسری تو لیلة القدری

قسم به چشمه ی زمزم تو کوثری زهرا

تو کیستی که شبی در قبیله ی کفار

به نور چادرت اسلام پروری زهرا

زمان فتنه که دستان مرتضی بسته است

تو ذوالفقار سخنگوی حیدری زهرا

تو یک تنه، همه ای در مصاف با دشمن

تو کفو شیر خدایی، دلاوری زهرا

درست آخر دنیاست، اول حشر است

اگر که دست به معجر بیاوری زهرا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای مقام تو فراتر ز همه باورها

مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر

سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت

نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو

احترامی که گرفتند همه مادرها

برِکت داد به نسل تو خدای عالم

تا شود کور دو چشم همه ی ابترها

قبله ی ام بنینی و رباب و زینب

الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها

خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان

به تو دارند ارادت همه پیغمبرها

من ازین سوختنت پای علی فهمیدم

فاطمه هست فقط یاور بی یاورها

پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی

محسنت شد سپرت جای همه لشکرها

آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند

آب شد تا به ابد قلب علی محورها

نا خود آگاه شود نالۀ ما وا اماه

تا که مسمار ببینیم به روی درها

حرف مسمار شد و باز نفس بند آمد

باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها

آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید

الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها

روضۀ چادر خاکی تو را زینب خواند

کربلا ، نیمۀ شب غارت آن معجرها



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


داده ست نام فاطمه ، داور به زهرا

داده لقب صدیقه ى اطهر به زهرا

جنت همان توصیف اجمالى زهراست

جنت به کوثر وصف شد کوثر به زهرا

ام ابیهایی اش ام الانبیایى ست

باید بگویند انبیا مادر به زهرا

او سربلند امتحان هاى خدا بود

اینگونه شد بخشید تاج سر به زهرا

صبرش زبانزد بود حتى قبل خلقت

صبرى که داده جلوه اى دیگر به زهرا

به رشته هاى چادرش امید دارند

آنانکه محتاجند در محشر به زهرا

ماندم بگویم رفته زهرا به پیمبر

یا که بگویم رفته پیغمبر به زهرا؟!

در سیر معراجى خود در آخر راه

زهرا به حیدر میرسد حیدر به زهرا

خدمت به مولا هم همان خدمت به زهراست

در اصل خدمت میکند قنبر به زهرا

یعنى همه محتاج زهراى بتولیم

وقتى توسل میکند رهبر به زهرا

زهرا براى ما همیشه مادرى کرد

خیلى بدهکار است این کشور به زهرا

تا فیض از دامان معراجش بچیند

سر میزند هر صبح پیغمبر به زهرا

وقتى پیمبر بود در شهر مدینه

عرض ادب میکرد حتى در ، به زهرا

تازه رسول الله را از دست داده

اما چو کوهى روى پایش ایستاده 

زهرا ستاره ، ماه ، زهرا آفتاب است

یک مصطفاى دیگرى زیر نقاب است

جبریل نازل میشود با وحى بر او

او نیست پیغمبر ولى صاحب کتاب است

مهریه اش آب است آب زندگانى

دنیاى لب تشنه فقط دنبال آب است

زهرا حکیمانه ست جنس اعتراضش

زهراى مرضیه سوالش هم جواب است

زهرا به ما آموخته پاى ولایت

از آبروى خود گذشتیم آن حساب است

چه آبرویى!!! گر به کار دین نیاید؟!

این آبروها بیشتر نوعى حجاب است

خانه به خانه در زدم پاسخ ندادند

بیگانه بیدار است اما دوست خواب است

در راه قرآن کندرو بودن چه حاصل

به نص قرآن راه قرآن با شتاب است

نه حرف من ، نه حرف تو ، نه حرف مردم

در دین ما حرف "على" فصل الخطاب است

تضعیف حزب الله جائز نیست , زیرا

هر جا که حزب الله باشد فتح باب است

در سینه اطفال ما عکس خمینى ست

این رویش نسل جدید انقلاب است

ایران ، یمن ، لبنان، فلسطین... در همه جا

پرچم به دست بچه هاى بوتراب است

ما را دعا کن باز با دست شکسته

ما را دعا کن که دعایت مستجاب است

هر که در این خیمه نشسته کار دارد

با مادر پهلو شکسته کار دارد

باید طریقت  هم ابوذر وار باشد

هم بینش مقداد یک مقدار باشد

ما این طرف یا آن طرف در دین نداریم

باید فقط "معیارِ حق" معیار باشد

باید به روى ماذنه حق را بیان کرد

باید بلال شهر هم عمار باشد

فرقى ندارد نخل یا منبر، على دوست

باید زبان میثم تمار باشد

دم میزند هر لحظه از حق و حقیقت

حتى اگر منصور روى دار باشد

انصار بودن یا نبودن اسم و رسم است

آنکس ز انصار است که بیدار باشد

دنیاطلب دین را به دنیا میفروشد

اى واى اگر دیندار دنیادار باشد

گنجش به فردى میرسد رنجش به جمعى

هر وقت اشرافى گرى در کار باشد

دیگر نمیخوابد گرسنه طفل مردم

گر سلک ما " الجار ثم الدار " باشد

از حرف حق خسته نخواهد گشت زهرا

حتى اگر بین در و دیوار باشد

کتمان نخواهد کرد حق مرتضى را

هر چند بین سینه اش مسمار باشد

مردم ! همیشه گل گل است و خار خار است

گیرم دوروزى گل کنار خار باشد

این قافله ترسى ز گمراهى ندارد

وقتى ولایت قافله سالار باشد

مرد و زن ما یک به یک سردار جنگند

دشمن غلط کرده پى سردار باشد

از یاوه گویى هاى دشمن بیم !! هرگز

وقتى شهادت هست پس تسلیم!! هرگز 

مردى یگانه بود و بانویى یگانه

آهسته میرفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو ، پا به پا ، شانه به شانه

سر میزدند انصار را کوچه به کوچه

در میزدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

واى از زمانه ،واى از دست زمانه

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

وقتى عزادار رسول الله بودند

از درب خانه میکشید آتش زبانه

آتش زدند این لانه را حتى نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

در باز شد وقتى که زهرا پشت در بود

دخت نبى افتاد بین آستانه

دستى ورم کرده ست و دستى هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتى نگاهى هم به پهلویش نینداخت

محو على بود عاشقانه ، عارفانه

دامان در میسوخت ، اما داشت میسوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب هاى جمعه فاطمه بالاى گودال

با ناله ، آنهم ناله هاى مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد اى داد بیداد

نور دو عینم کشته شد اى داد بیداد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم سرّ خدایی تو، هم باغ حیایی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح


هر کوچه ی ما پیام زهرا دارد

راهی به فراز بام زهرا دارد

برطاق فلگ نشیند از قدر و شرف

هر منطقه یی که نام زهرا دارد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


وقتی مرا در روضه دعوت میکند زهرا

یعنی کریمانه کرامت میکند زهرا

بیش از پدر ، مادر محبت میکند زهرا

از نان شب خرج رعیت میکند زهرا

 

تفسیر ناب آیه های هل اتی یعنی...

لطف بدون منت و بی انتها یعنی...

پیراهنش در دست خالی گدا یعنی ...

شام زفافش هم عنایت میکند زهرا

 

غم می زداید از دل سائل به یک لبخند

با دست و دل بازی گدا را میکند خرسند

یک روز نان سفره و یک روز گردن بند

همواره لطف بی نهایت میکند زهرا

 

هرکس مقیم خانه اش شد اهل ایمان شد

مقداد شد میثم شد و عمار و سلمان شد

از برکتش حتی یهودی هم مسلمان شد

چادر نمازش هم هدایت میکند زهرا

 

زهرا تر از زهرا ندارد عالم ایجاد

 آیات قرآن از مقاماتش خبر میداد

جانم به این عفت که نزد کور مادرزاد

حجب و حجابش را رعایت میکند زهرا

 

توحید دارد میچکد از سقف ایوانش

اعجاز بیرون میزند از مطبخ نانش

زهرا که جای خود بگویم از کنیزانش ...

فضه ش پیمبر گونه صحبت میکند زهرا

 

چیزی نمیخواهد در این دنیا برای خود

فیضی دهد همسایه را با ربنای خود

پهلویش آزرده ست اما با خدای خود

هرشب سر سجاده خلوت میکند زهرا

 

یک عمر در کنج دلش یاد علی دارد

تصمیم بر یاری و امداد علی دارد

لحظه به لحظه بر لبش ناد علی دارد

با ذکر مولایش عبادت میکند زهرا

 

با اینکه خلقت را برای او بنا کردند

از عالم هستی حسابش را جدا کردند

هر سیزده معصوم بر او اقتدا کردند

پس بر امامان هم امامت میکند زهرا

 

از خون که رنگین شد زمین دیگر زمان فهمید

از شور و شوق فاطمیون بی گمان فهمید

از حلقه ی دار "نمر" ها میتوان فهمید

دارد که بر دلها حکومت میکند زهرا

 

دنیا اسیر عشق پاکش بیشتر ایران

محبوب زهرا میشود از هر نظر ایران

دیروز در شهر نبی امروز در ایران

سید علی ها را حمایت میکند زهرا

 

یا قهر و آتش یا دگر تسلیم یعنی چه ؟

در پای طاغوت زمان تعظیم یعنی چه؟

در ریسمان ذلت و تحریم یعنی چه ؟

تفسیر صبر و استقامت میکند زهرا

 

از هرم آتش صورت پروانه میسوزد

در پیش چشم کودکان کاشانه میسوزد

چون شمع ذره ذره مرد خانه میسوزد

اما صبوری در مصیبت میکند زهرا

 

وقتی که دل را میدهد در دست دلبر هم...

در پای عهدش میگذارد تا ابد سر هم...

با صاحب و مولای خود یکبار دیگر هم...

بین در و دیوار بیعت میکند زهرا

 

پا را که داخل میگذارد از در مسجد

از ترس میلرزد به خود سرتاسر مسجد

محو کلام آتشین اش منبر مسجد

با خطبه ای غرا قیامت میکند زهرا

 

بوی شهادت میرسد از لحن سوگندش

"لبیک یا حیدر" نوشته روی سربندش

جان علی را میخرد با جان فرزندش

از هستی اش خرج ولایت میکند زهرا

 

با صورت نیلی و با چشمان کم سویش

با سینه ی آزرده و با زخم بازویش

با لاله های بسترش با درد پهلویش

از غربت مولا روایت میکند زهرا

 

هرشب سراغ از مهبط مسمار میگیرد

از پا می افتد , پهلویش هر بار میگیرد

وقتی کمک از شانه ی دیوار میگیرد

یعنی که به سختی حرکت میکند زهرا

 

از تندی شلاق بی احساس بی دین نه

از بی حیایی غلاف تیغ بدبین نه

از چشم شور و پای شوم و دست سنگین نه

از درد تنهایی شکایت میکند زهرا

 

اشک مرا پای شب مهتاب بگذارید

تابوت را در گوشه ی سرداب بگذارید

نزد حسینم نیمه شبها آب بگذارید

این روزها دارد وصیت میکند زهرا

 

همچون پرستویی که بالش گشته آزرده

مانند سرو سیلی از باد خزان خورده

مثل گلی پرپر شبیه یاس پژمرده

در عرش بابا را زیارت میکند زهرا

 

 فردای محشر باز محشر میشود قطعا

مادر می آید دیدنی تر میشود قطعا

با لطف او یک طور دیگر میشود قطعا

از ما گنهکاران شفاعت میکند زهرا

 

خسران زده در کوله بارش در ندارد که

در روز رستاخیز دست پُر ندارد که

هرچه بگوید فاطمه رد خور ندارد که

نزد خدا از ما ضمانت میکند زهرا

 

 هم سینه زن هم گریه کن هم روضه خوانش را

هم چای ریز بی ریا و بی نشانش را

تا دوستان دوستان دوستانش را

با دست خود راهی جنت میکند زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مناجات


تا اوج مستی ی علوی پر کشیده ایم

از بس که جام باده ی هو سر کشیده ایم

حرف از شراب و ساقی و بزم و پیاله را

از میکده به پله ی منبر کشیده ایم

"ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم "

آن را به روی صفحه ی دفتر کشیده ایم

از ذوالفقار حیدر کرار گفته ایم

فریاد یا علی مکرر کشیده ایم

وقت رجز برای حرامی و داعشی

خط و نشان خندق و خیبر کشیده ایم

اینجا که کوفه نیست علی را رها کنند

ما صف کنار مالک اشتر کشیده ایم

حتی برای آنکه غلام علی شویم

عمری دراز منت قنبر کشیده ایم

حب علی و آل علی در سرشت ماست

ازاین جهت به سمت پیمبر کشیده ایم

جای محب فاطمه آغوش مرتضی است

روزی که صف به وادی محشر کشیده ایم

گفتیم فاطمه دلمان فاطمیه شد

آهی ز داغ حضرت کوثر کشیده ایم

مانند مرتضی غم بسیار خورده ایم

هر چه کشیده ایم از آن "در" کشیده ایم

سرخی روی شیعه از آثار سیلی است

داغ از شرار پر طپش هر کشیده ایم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مناجات


در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است

گدای فاطمه بودن برایم بهترین کار است

صدایم را، دعایم را، نوای ربنایم را

همیشه گریه هایم را فقط مادر خریدار است

اگرچه بنده ای پستم، غلام فاطمه هستم

گرفته دست او دستم، مرا زهرا هوادار است

پر از غم شد سراپایم، مصیبت خوان زهرایم

برای معصیت هایم همیشه روضه کفاره است

الا یا ایها العالم، عزای بضعه ی خاتم

به قلب مرتضی مرهم به چشم منکرش خار است

کسی که فاطمه دارد، غم او خاتمه دارد

همیشه واهمه دارد کسی که بند اغیار است

شروع روضه شد با در، زمانی کوچه حالا در

نود روز است یک مادر میان خانه بیمار است

شده چون یاسِ پژمرده، مسیر سنگ دل مرده

به بار شیشه اش خورده... گواهم خون و مسمار است

ادا کن حق این مطلب، برای مادر زینب

چنان ناله بزن امشب که گویا آخرین بار است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/10/29

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دوای درد دل خسته ی همه زهراست

هماره بر لب عشّاق؛زمزمه...زهراست

امید شیعه ی بی تاب حضرت حیدر

میان معرکه ی روز محکمه زهراست

اگر دوباره بپرسند: " سرپناه تو کیست؟؟"

جواب آخر من بی مقدّمه "زهراست"

شهیده،صابره،مظلومه،سیّده،کوثر

زکیّه،طاهره،صدّیقه،فاطمه،زهراست

همیشه رزق محرم به دست فاطمیه ست

جواز روضه ی آقای علقمه زهراست

دوباره روضه ی تشییع ه مادر سادات

دوباره بر سر هر شانه پرچم زهراست

سلام ای گل هجده بهار ؛ بانو جان

تویی ستاره ی دنباله دار بانو جان



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1395/10/12

حضرت زهرا(س)-مناجات


ای نگاهت عشق عالمگیر از دل غم بگیر

حضرت کوثر برایم جرعه ای مرهم بگیر

تا نلغزد هر دوپایم از صراط ٱلمستقیم؛

مادری کن دستهایم را خودت محکم بگیر!

*** 

با تشکر از شاعره گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


گر علی دل، قرار او زهراست

ور علی گل، بهار او زهراست

او که خود فخر خلقت است به حق

مایۀ افتخار او زهراست

جلوه‌گاه خداست خود، اما

جلوۀ کردگار او زهراست

ذوالفقارش اگر عدوکُش شد

جوهرِ ذوالفقار او زهراست

در علی می‌توان خدا را دید

زآنکه آیینه‌دار او زهراست

او ندارد به دار دنیا مِهر

تا که دار و ندارِ او زهراست

سیر، از سِیْرِ باغ و گلزارست

گل و باغ و بهار او زهراست

خود میان بهشت می‌بیند

تا به خانه کنار او زهراست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


زبان چگونه گشایم به مدح تو مادر

که بی وضو نتوان خواند سورۀ کوثر

زبان وحی، تو را پارۀ تن خود خواند

زبان ما چه بگوید به مدحتان دیگر؟

چه شاعرانه خداوند آفریده تو را

تو را به کوری چشمان آن «هو الأبتر»

خدا به خواجۀ لولاک داده بود ای کاش

هزار مرتبه دختر اگر تویی دختر

چه عاشقانه، چه زیبا، چه دلنشین وقتی

تو را به دست خدا می‌سپرد پیغمبر

علی‌ست دست خدا و علی‌ست نفس نبی

علی قیام و قیامت، علی علی حیدر

عروسی پدر خاک بود و مادر آب

نشسته‌اند دو دریا کنار یکدیگر

شکوه عاطفه‌ات پیرهن به سائل داد

چنان که همسر تو در رکوع انگشتر

همیشه فقر برای تو فخر بوده و هست

چنان که وصلۀ چادر برای تو زیور

یهودیان مسلمان ندیده‌اند آری

از این سیاهی چادر دلیل روشن‌تر

حجاب، روی زمین طفل بی‌پناهی بود

تو مادرانه گرفتی‌ش تا ابد در بر

میان کوچه که افتاد دشمنت از پا

در آن جهاد نیفتاد چادرت از سر

کنون به تیرگی ابرها خبر برسد

که زیر سایه آن چادر است این کشور

به هوش باش و از این  دست دوستی بگذر

به هوش باش که از پشت می‌زند خنجر

به این خیال که مرصاد تیغ آخر بود

مباد این که نشینیم گوشۀ سنگر

بدا به من که اگر ذوالفقار برگردد

در آن رکاب نباشم سیاهی لشگر

بدا به حال من و خوش به حال آن که شده‌ست

شهید امر به معروف و نهی از منکر

خدا گواه که چون فاطمه نمی‌خواهیم

حکومتی که نباشد در آن علی رهبر

رسیده است قصیده به بیت حسن ختام

امید فاطمه از راه می‌رسد آخر



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

اهل بیت(علیهم السلام)-مناجات


مخلوق خدا قیمت اگر میگیرد

از آه شب و اشک سحر میگیرد

در آتش عشق، ما گلستان دیدیم

از بین شرر خدا شجر میگیرد

در مسلک ما سوختگان هجران

پروانه چو سوخت تازه پر میگیرد

شیرینى عشق آن چنان است که نخل

از میثم تمار اثر می گیرد

در وقت شهادت بغلش میگیرند

آنکه غم یار را به بر میگیرد

بر سر نگذاشت هر کسى تربت دوست

فردا که شود، خاک به سر میگیرد

در اصل به معشوق خیانت کرده

دستى که ز دست غیر زر میگیرد

مرغ ملکوت خاکدان شانش نیست

از خاک فقط زاد سفر میگیرد

دنیا بخدا مزرعه آخرت است

زین مزرعه هر کسى ثمر میگیرد

گر سختى آخرت به باور برسد

دنیاطلبى را ز بشر میگیرد

آن آخرتى که آنچنان ملتهب است -

- فرزند تقاص از پدر میگیرد

روزى که به فاطمه همه محتاجند

- حتما همه را مد نظر میگیرد -

همسایه من ! حال مرا نیز بپرس

همسایه ز همسایه خبر میگیرد

ما زنده از آنیم که فرزند خلیل

میاید و بر دست تبر میگیرد

میاید و انتقام مظلومان را

با سیصد و سیزده نفر میگیرد



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


ای گوهر کلام محمد ثنای تو

تا حشر افتخار ولایت ولای تو

هم کوثر خدایی و هم دخت مصطفی

هم آمده است امّ ابیها ثنای تو

پیغمبری که جان همه انبیا فداش

فرمود با تو جان محمد فدای تو

با آنکه نیست روی خداوند دیدنی

پیداست در جمال تو، وجه خدای تو

پیغمبران، ملائکه، حوریّه، جنّ و انس

دارند احتیاج به ذکر دعای تو

تا صبح حشر حسرت بیماری اش بود

آید اگر مسیح به دارالشفای تو

هرگز نگه به وادی سینا نمی کند

گر بنگرد کلیم به دارالولای تو

امواج نور سر زده از خانه ی گلین

بوی بهشت می دمد از خاک پای تو

بیت الحرام خواجه ی اسراست حجره ات

آرد ملک طواف، به دور سرای تو

گلبوسه های پشت هم ختم انبیا

پیداست روی آبله دست های تو

در حیرتم که روی تو را دید در بهشت

آدم نداد جان ز چه بر رو نمای تو؟

سوگند می خورم به خدا تا خدا خداست

بیگانه با خدا نشود، آشنای تو

حوّا امید داشت شود فضه درت

آدم شد از بهشت برون در هوای تو

تصویر توست، خنده گلخانه ی بهشت

بوی خداست، در نفس دلربای تو

پیغمبر و خدا و رسول و ائمه اند

با حُسن اتفاق، مدیحت سرای تو

آن روزها که صحبتی از ماسوا نبود

کوثر نداشت، ذات الهی سوای تو

پیش از ظهور عالم خلقت، هماره بود

آغوشِ غیبِ ذاتِ خداوند، جای تو

والله بهترینِ کسانند در زمین

ابنا و شوی و امّ و بنات و نیای تو

مُلک وجود در حرمت گشته ناپدید

کی گفته گم شده حرم با صفای تو؟

محدود نیست بحر عنایات رحمتت

وصل است بر عطای الهی، عطای تو

آگاه نیست کس به جز از ذات ذوالجلال

از بدو ابتدای تو و انتهای تو

گر جنّ و انس، حاتم طایی شوند باز

باید زنند بوسه به خاک گدای تو

حقّا که شد گشوده ز بازوش ریسمان

مشکل گشا به پنجه ی مشکل گشای تو

تاریخ شاهد است که آید هنوز هم

از مسجد مدینه صدای رسای تو

گویی فقط رسول خدا حرف می زند

وقت خطابه با دو لب جانفزای تو

با آنکه از صدای تو هفت آسمان گریست

انگار هیچ کسی نشنیده صدای تو

حتی یکی نگفت به زهرا س ستم شده

حتی نکرد گریه کسی از برای تو

هرگز نگشت چون تو کسی در وطن غریب

بالله نبود این همه غربت، سزای تو

اجر رسالت پدرت خوب شد ادا

گردید تازیانه ی امّت، جزای تو

ای یاس نیلی نبوی! کاش خورده بود

آن تازیانه ها به تن ما به جای تو

تا روز حشر کاسه ی خون جگر شود

چشمی که تر نگشت ز اشک عزای تو

باید به "میثمت" دُر مضمون عطا کنی

تا گوهر قصیده بریزد به پای تو



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


هر دختری که اُمّ أبیها نمی‌شود

هر مادری که مادر دنیا نمی‌شود

نور تمام عالم امکان به روی هم

یک جلوه نور چادر زهرا نمی‌شود

وقتی که اختیار دو عالم به دست اوست

محشر بدون فاطمه بر پا نمی‌شود

یعنی که بی‌ولایت او هیچ طاعتی

اذن ورودِ جنت الاعلی نمی‌شود

فردا به قله‌های سعادت نمی‌رسد

هر کس دخیل چادر زهرا نمی‌شود

حبل‌المتین شیعه نخ جانماز اوست

بی او گره ز کار کسی وا نمی‌شود

می‌افتد از نگاه پر از مهر فاطمه

هر کس فدائیِ ره مولا نمی‌شود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


گفتم چگونه از همه برتر بخوانمت

آمد ندا حبیبه داور بخوانمت

دیدم رسول اُمّ أبیهات خوانده است

گفتم کم است دخت پیمبر بخوانمت

دیدم تویی هر آینه، آیینه علی

گفتم عجب به جاست که حیدر بخوانمت

دیدم قیامت است درِ خانه شما

گفتم رواست بانوی محشر بخوانمت

گفتم مفصل است سخن، مجملش کنم

جبریل گفت سوره کوثر بخوانمت

ای مادر حسین و حسن! مام زینبین!

من هم اجازه هست که مادر بخوانمت؟



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كو آن كه طی كند شب عرفانی تو را

شاعر شود حقیقت نورانی تو را

این رودها كه همسفر بی‌قراری‌اند

تحسین نموده‌اند خروشانی تو را

با صد هزار شاخه گل یاس هم بهار

هم‌پای نیست عطر گلستانی تو را

وقت عبادت آیه‌ای از نور می‌شوی

تا عرش می‌برند چراغانی تو را

تسبیح كرده‌اند خدا را فرشتگان

تا دیده‌اند جلوه سبحانی تو را

باید فرشتگان پی درك فصاحتت

از بر كنند متن سخنرانی تو را

اندوه رنج‌های تو با آن مساحتش

پُرچین نكرد صفحه پیشانی تو را

هجده گل از حیات جهان چید دست تو

ای باغ‌های خرم توحید، مست تو

این چشمه‌ها بدون تو آب روان نداشت

این دشت‌ها بدون تو طبع جوان نداشت

بهتر ز یاس‌های تو نُه‌چرخ گل ندید

بهتر ز دودمان تو هفت‌آسمان نداشت

ای مهربان‌تر از همه شهر با علی

ای آن كه چون تو شهر علی مهربان نداشت

نُه سال با تو چشم علی روی غم ندید

نُه سال جز تو قلب علی همزبان نداشت

نُه سال جز تو مادر گل‌ها كسی نبود

نُه سال جز تو باغ علی باغبان نداشت

نُه سال سفره‌های فقیران شهرتان

جز با تنور بخشش این خانه نان نداشت

بانو! مدینه عطر شما را گرفته بود

اما چرا كسی خبر از قبرتان نداشت

باشد ولی ز خاك بهار تو باقی است

در باغ یاس عطر مزار تو باقی است

عزم شما مبارزه از سر گرفته بود

تصمیم بر جهاد مكرر گرفته بود

لشكر شد اشك‌های شما در مصاف خصم

وقتی شرار فتنه‌گری در گرفته بود

آن روز تیغ خطبه تو آبدیده بود

حال و هوای حمله به خیبر گرفته بود

آن روز واژه‌های شجاع تو در نبرد

جان از جوان و دل ز دلاور گرفته بود

زینب كه خطبه‌های سراسر حماسه خواند

این درس را، ز مكتب مادر گرفته بود

ای مادر شلمچه! امید شهادتم

در پشت روضه‌های تو سنگر گرفته بود

دلخسته‌ام، طراوت كارونم آرزوست

لیلای جان! جزیره مجنونم آرزوست

برداشت دست حق ز رخ شب نقاب را

حس كرد باز پنجره‌ها آفتاب را

بیدار گشته‌ایم و دل‌آشفته دشمنان

دیگر مگر به خواب ببینند خواب را

باید امید داشت به فردای پرغرور

باید فزون نمود در این ره شتاب را

گفتا به حق تجلی نور خمینی است

هر كس كه دید رهبر این انقلاب را

فریاد می‌زنیم در این شور بی‌كران

«عجّل علی ظهوركَ یا صاحب الزمان»



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح  


چکیده گل رخسار مصطفی زهراست

عصاره نفحات خوش خدا زهراست

سلاله خلف ختم مرسلین یعنی

خلاصه همه آیات انبیا زهراست

کسی که شیشه عطر گل محمدی است

که منتشر شده چون ذره در هوا زهراست

زلال نور رسالت در او نمایان است

چرا که آینه مصطفی نما زهراست

کسی که ذکر دعایش میان هر دو نماز

شده است ورد زبان فرشته ها زهراست

گلی که باغ شهادت از او به بار نشست

چراغدار شهیدان کربلا زهراست

دو دل مباش دلا و بگو پس از قرآن

شکوهمند ترین هدیه خدا زهراست

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

امیدوار که باشی گره گشا زهراست

اگر که کوه غم افتاده روی شانه تو

علاج کار تو یک یاعلی و یازهراست

اگرچه کشتی پهلو گرفته می ماند

تو را چه باک ز توفان که ناخدا زهراست

مگو که راه رسیدن به عشق دشوار است

چرا که فاصله اش از حسین تا زهراست

مراقبت کن از آن مضجع شریف ای عشق

به هوش باش که دار و ندار ما زهراست

چنین غریب اگر در بقیع پنهان است

مسلم است که گنجی گرانبها زهراست

مدینه ! گوهر ما آرمیده در دل تو

گواه باش که گنجینه حیا زهراست

اگر در آتش کین سوخته است خانه او

تو دردمند بیا خانه شفا زهراست

گلی که خاک در آغوش خویش می کشدش

شبانه بی کس و تنها و بی صدا زهراست

دلا سراغ مگیر از مزار پنهانش

نگاه کن ز کجا تا به ناکجا زهراست...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


سجده های فاطمه شب زنده دارم می کند

مِهر او زیباتر از فصل بهارم می کند

هرچه دارم از دعای مادرم دارم که او

با دعایش لطف زهرا را نثارم می کند

من همانم که نبودم شی ء مذکوری ولی

فیضِ حُبُّ الفاطمه کوثر تبارم می کند

اوست تنها مادری که در مسیر بندگی

با قیام خویش یار ذوالفقارم می کند

مادرِ طاووسِ جنّت کیست غیر از فاطمه

اوست ، همچون دانه در محشر شکارم می کند

تا قیامت هست کار انبیا تقدیس او

مصطفی فرمود : زهرا با وقارم می کند

خطبه ی مردانه اش درس تولّا می دهد

با حمایت از ولایت حق مَدارم می کند

گفت رهبر : احترام مادر ما واجب است

احترام اوست صاحب اقتدارم می کند

دولت دلدار می آید به فصل انتقام

انتظارِ یار پُر صبر و قرارم می کند

کعبه را یک روزه می پیماید او تا کربلا

عاقبت روزی به کامم روزگارم می کند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء