حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

حضرت زهرا(س)-مدح


فاطمه اى همسر شیر خدا

دُخت نبى، شافع روز جزا

اى كه تو بر آلِ كسا محورى

بر سر زنهاى جهان افسرى‏

جان جهان نفس مسیحاى توست

نون و قلم نطق شكرخاى توست‏

مبدأ قانون شریعت تویى

نیّر مشكات حقیقت تویى‏

سرّ تو شیرازه قالوا بلى است

قائمه عرش، ز نامت بپاست‏

بضعه پاك تن احمد تویى

طور لقا، جلوه سرمد تویى‏

شأن تو این بس كه تو را داده آب

امّ ابیها لقب اى منتخب‏

نخل نبوّت ز تو شد بارور

باغ امامت ز تو شد پر شجر

مهر تو رخشان ز بلنداى عرش

سفره تو گستره عرش و فرش‏

علّت غائى به دو عالم توئى

جوهره عالم و آدم توئى‏

خلق، تو را، امر تو را جان تراست

جلوه‏گه صورت جانان تراست‏

انس پیمبر به وجود تو بود

سینه او طور شهود تو بود

شمعى و خوبان همه پروانه ‏ات

كعبه دلها، رخ جانانه ‏ات‏

پردگیان حرم كبریا

بسته كمر خدمت امر تو را

سیر رسل اوج به معراج توست

كعبه دلدار ز منهاج توست‏

كوثرى و چشمه فیض خدا

از تو زند جوش زلال بقا

دور فلك تابع فرمان تو

خیل ملائك همه دربان تو

هستى‏ات آیینه "اللّه نور"

مهر درخشنده "یومُ النشور"

جام حیا مست ز صهباى توست

واژه‏اى از دفتر معناى توست‏

زهره و انسیّه حورا تویى

نور دل سیّد بطحا تویى‏

صبر و رضا طفل دبستان توست

ریزه خور سفره احسان توست‏

هر چه بدیده است تو زان بهترى‏

گلشن رضوان طرب افزا ز توست

چهره مهتاب دل‏آرا ز توست‏

گر تو نمى‏آمدى اندر وجود

كى اثر از عالم ایجاد بود

گشت نهان بر همه كس تربتت

تا بشناسند غم غربتت‏



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


محمد جان جان عالم و زهرا  بود جانش

از آن می گفت ای جان پدر بادا به قربانش

زمین و آسمان مهمان سرا و میزبان زهرا

ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش

چگونه، کی، کجا از خلق آید وصف بانویی

که ذات حق ثناگو باشد و احمد ثنا خوانش

به قرآن می خورم سوگند بی جا نیست گر گویم

محمد خاتم پیغمبران زهراست قرآنش

اگر بی مهر او سلمان گذارد پای در محشر

مسلمان نیستم بالله اگر خوانم مسلمانش

مناز اینقدر بر عیسای خود ای مادر عیسی

دو عیسی آفرین پرورده این مادر به دامانش

نه جن و انس و حوری و ملک گشتند مبهوتش

که علمِ کل، امیر المومنین گردیده حیرانش

ثناها گفته و خواندند در امکان بسی او را

به جز آنکس که خلقش کرده نشناسد کسی او 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح


شب روزی که سر آمد شب و شب غالب بود

صبح میلاد تو در شعب‌ابی‌طالب بود

در دل خشک‌ترین خاک خدا دریا زاد

شادی شمس و قمر آینه‌شان زهرا زاد

خود تو دانی که ضمیر است "ک"‌ اعطیناک

با که در گفت و خطاب است خدای لولاک

روی در عین رسول است و یا عین رسول

روی در اهل بتول است و یا بعل بتول

تن نبی جانش وصی واسطشان کوثر پاک

چیست کوثر به نظر روشن روشنگر خاک

آبها در شط و دریاچه و در بحر سترگ

بیشه و مرتع سبزند و کش از نهر بزرگ

سبزپوشان همه از برکت زهرا سبزند

سبزد ارزد نشنیدید چرا می‌ارزند

به فرو چشمه آبند و به فرا چشمه نور

برِ ما سور و سرور‌اند و برِ غیر تنور

تن چو هیمه اگر نور شود نار شود

این اگر گوهر دین گُستی و زُنّار شود

ای تو هم عهد محمد ز علی روی متاب

آفتاب تو به روز است و به شب در مهتاب

حضرت ربط تن و جان گل مولا زهرا

همچو حق خدمت تو بر همه اولا زهرا

همچو نکبا که زغم خاک کند بر سر گاه

خاک بوسان بقیعیم و نجف بر درگاه

نور جاری تویی از مهر تو گیتی شاداب

ای تو چون آب روان تشنه حق را دریاب

وجه حقی تو و بابای تو شویت با تو

مع حقید و ملک رهرو کویت با تو

سبز و سرخند دو فرزند تو و زر زینب

سر و بی برگ و بر از سوگ برادر زینب

سبزه باغ تو را سوخته داغ تو را

سوگ هر لاله که روییده در این باغ تو را

مادر آبی و مامای زمینی زهرا

دختر و مادر آبای امینی زهرا

رؤیت طلعت خورشید به این دیده کور

مهر من چشم بد کفر از آیینت دور

حالیا حرفی از این گنگ مُرَمَّد بشنو

از علی بن علی بن محمد بشنو



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


مدح زهرا را همین جمله کفایت می کند

چادرش حتی یهودی را هدایت می کند

ظاهرا روی زمین آمد و الا بین عرش

تکیه بر کرسی زده بر ما حکومت می کند

نور زهرا ابتدائا خلق عالم کرده است

عاقبت هم نور او روزی قیامت می کند

انبیا هر یک گروهی را شفاعت می کنند

انبیا را یک به یک زهرا شفاعت می کند

گفت پیغمبر که زهرا پاره‌ی جان من است

این روایت بر همه اتمام حجت می کند

محو نورانیت او می شود هفت آسمان

ساعتی که بین محرابش عبادت می کند

روزه می گیرد سه روز اما طعام خانه را

بین مسکین و یتیم و بنده قسمت می کند

ظاهرا نان می دهد دست گدا و باطنا

سائلش را فاطمه صاحبْ کرامت می کند

چشم هایش نه... همین خاک به روی چادرش

خلقِ صدها مجتهد مانند بهجت می کند

پای حیدر که وسط باشد هزینه می دهد

هرچه دارد فاطمه خرج ولایت می کند

ماجرای کوچه و مادر بیانش مشکل است

بغض پنهانِ حسن آن را روایت می کند

درد زهرا را کمی مقداد می فهمد فقط

رو گرفتن هایش از چیزی حکایت می کند

ضربه ای خورد و سرش بدجور بر دیوار خورد

تنگیِ کوچه بر این صحبت دلالت می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


ای همه عالم امکان بفدایت ، مادر

عالمی ریزه خور خوان عطایت ، مادر

کیستی تو که خداوند جهان آورده

سوره ی کوثر خود را ز برایت ، مادر

تو که هستی که نبی با همه ی قرب مقام

بارها گفته که جانم بفدایت ، مادر

ای که از فهم فراتر بود اوصاف شما

عقل مانده ست به توصیف و ثنایت ، مادر

پایش از عرش فراتر برسد آنکس که

نوکری کرده و افتاده به پایت ، مادر

هر کسی مهر علی داشت و اولاد علی

گشته او شامل آیات دعایت ، مادر

بی حرم خواندن تو ظاهر امر است ولی

هست عالم همه جا صحن و سرایت ، مادر

از نوک میخ در سوخته ی خانه ی وحی

می چکد خون تو در راه ولایت ، مادر

با دعای تو همه خلق حسینی شده اند

جان به قربان غم کرببلایت ، مادر

همه ی ارض و سماوات بهم میریزد

تا ز گودال رسد  سوز صدایت ، مادر

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح


هستی بنا شد از ازل تنها برای فاطمه

جان تمام شیعیان گردد فدای فاطمه

زهرا بماند فضه اش حاجات ما را می دهد

باب شفاعت شد به پا اصلا برای فاطمه

چرخ فلک در چرخش از چرخیدن تسبیح او

انس و ملک محتاج بر خاک عبای فاطمه

در مجلسش شور و نوا تا عرش اعلی می رود

دارُالشفای ما بود بیتُ العزای فاطمه

روز تولد نذر او کرده مرا چون مادرم

در هر مکان با هر زبان گویم ثنای فاطمه

در بین قبرم تا ملک این سینه را بو می کند

گوید که صاحب دارد و باشد گدای فاطمه

سِلمٌ لِمن سالَمَکم، حَربٌ لِمن حارَبَکم

مبنای حب وبغض من باشد ولای فاطمه

از چرخش دستاس او روزی به ما هم می رسد

رزق زمین و آسمان هست از عطای فاطمه

صحرای محشر هر کسی تحت لوایی می رود

مأمن برای انبیا باشد لوای فاطمه



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح-مصائب


تویی که وصف کمالت جمیع آیاتند

شهود منزلتت جمله ی روایاتند

پیمبران اولوالعزم با تمام وجود

به نوکری درت غرق در مباهاتند

فرشتگان حریم مقدس بالا

به نام توست که همواره در مناجاتند

تو کیستی که غلامان و خادمان تو هم

شبیه فضّه ی تو صاحب کراماتند

به زیر سخت ترین ضربه " یا علی " گفتی

ز عشق حیدری ات اهل آسمان ماتند

قبیله ای که به سمت کبودی تو نشست

به زخم های وجود تو مثل مرآتند

از آن شبی که خسوف رخ تو کامل شد

ملائکه همگی در نماز آیاتند

فقط نه این که دل ما به یاد تو سوزد

به غم نشسته ی رویت تمام ذراتند

به یاد پهلوی بشکسته ات دل دو جهان

حریم سوخته چون قلب های ساداتند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح-شب شهادت


شأنش ز حدِّ فکر و گمان ها فراتر است

وز هرچه گفته اند و شنیدیم، برتر است

عالَم اگر همه ز سبوی علیست، مست

امّا ز یک تجلّی او، ماتْ حیدر است

وقتی بیان معنی او کار لفظ نیست

باید خلاصه مثل خدا گفت، کوثر است

گر او نبود، خلقت هستی یقین نبود

از نور اوست مِهر فروزان منوّر است

مرضیّه و محدٌثه و طاهره..؛ بتول؛

صدّیقه و زکیّه و زهرای اطهر است

تا بر علی عیان نشود آن رُخ کبود

صدّیقه گفت:دفنِ شب از روز،بهتر است

دیوار و در که جای خودش قاتل علیست

تیرِ خلاص جان علی، میخِ آن در است

دارد وصی‍ّت این دم آخر به زینبش

روضه ز دشت کربُبَلا، حرف مادر است

روزی ز تَل تو راهی گودال میشوی

وقتی که میرسی، بدنِ شاهْ بی سر است

از بس که سینه اش شده پامال اسب ها

برهر طرف که رو کنی آن پاره پیکر است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1394/12/21

حضرت زهرا(س)-مدح


شروع نامه ام نامی کریم است

که بسم الله الرحمن الرحیم است

به آن نامی که شد زآن اسم اعظم

  قبول  توبه  حوا  و  آدم

به آن نامی که موسی خوانددرطور

وز آن دریافت از حق لوحی از نور

به آن نامی که چون شمع حرا شد

محمد  خواند  و  ختم الانبیا  شد

ظهورآن نام تا از ماء وطین کرد

 نبی  را  رحمة للعالمین  کرد

علی زآن نام او را جانشین شد

 امام  اولین  و  آخرین  شد

به آن نامی که بر ما روح بخشید

ز نورش  زهرۀ زهرا  درخشید

چه زهرایی که معنی بخش اسماست

 همانا  اسم  اعظم  اسم  زهراست

به غیر از او که وحیش پروریده

زن و یک آسمان مردی که دیده؟

خدا گر مدح او نازل نمی کرد

کتاب خویش را کامل نمی کرد

حساب  نام  یازهرا به  ابجد:

  برآید   یا علی  و  یا محمد

کسی که کفو آن نور جلی بود

علی بود و علی بود و علی بود

رسیدش در شب جشن عروسی

عروس  آسمان  بر خاک  بوسی

سفالین کوزه ای و مشکی از پوست

  اثاث چشمگیر خانۀ اوست

سپهر  آئینه دار  هستیش  بود

رهین  آسیای  دستیش  بود

حصیری گرچه فرش زیر پا داشت

به روی سر همه نور خدا داشت

الا ای چرخ دین را زهره زهرا

به حسن خانه داری شهره زهرا

زنان را با عمل ارشاد کردی

"جهاد المراة " را فریاد کردی

تو در شعب ابوطالب شکفتی

که در شبهای خوف انگیز خفتی

به طفلی داغ مادر شد نصیبت

سرشک چشم و خون دل طبیبت

حمایت از پدر با جان نمودی

انیس او به عام الحزن بودی

خدا را بنده ای یکدانه بودی

پدر را دلخوشی در خانه بودی

دو تن بودید او را پشتوانه

تو در خانه،علی بیرون زخانه

به وحدت داده هر مویت شهادت

ورم کرده است پایت از عبادت

تویی یاسین تویی طاهای قرآن

تویی رمز اشارتهای قرآن

زمین و آسمان در اختیارت

تمام کهکشان ها بیقرارت

الا ای کرده روحت سیر قرآن

کتابت مصحف است و غیر قرآن

کتابی را که با آیات والا

علی با گفته تو کرده املا

کتابی اینچنین والاست امروز

بدست مهدی زهراست امروز



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س(-مدح و مصائب


دیده آن گاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند

گریه هرکس نکند معرفتش کامل نیست

"گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کند"

روز محشر که همه دیدۀ گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند

می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند

یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم:

برود توبه کند ترک عبادات کند

این چه سری است که در بضعة منّی جاری است

که جهان حیرت از این کشف و کرامات کند

وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند

آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند

زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند

آنکه سیلی به تو زد هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س)-مدح


آسمان ساز، ملک ساز، کبوتر ساز است

دست بر هر ملکى که بزند پر ساز است

مادرى بود که در قالب دختر آمد

چون نمیخواست بفهمند پیمبر ساز است

مولد شیرخدا بود ندادش تغییر

ورنه زهرا نظرش کعبه ى دیگر ساز است

تا ببینیم که زهرا چه تدارک دیده

لیلة القدر خداوند مقدر ساز است

کم ما را که گرفته است زیادش کرده

این کریمه کرمش چند برابر ساز است

سنگ دادیم در خانه طلایش کردند

فاطمه جاى خودش، خادمه اش زر ساز است

جنت از ردشدن فاطمه آباد شده

بسکه رد قدم فاطمه مرمر ساز است

دل بى قیمت و بى ارزش ما ارزش یافت

دل سپردن به غم فاطمه گوهر ساز است

حوض کوثر گه تقسیم مقسم میخواست

کوثر عرش خودش ساقى کوثر ساز است

انبیا آرزوى خادمى اش را دارند

شاه بانوى على فضه و قنبر ساز است

حب زهرا و على لازم و ملزوم همند

حب این دو ست که سلمان و ابوذر ساز است

گر دهان باز کند صبح قیامت بدمد

آه آه جگر سوخته محشر ساز است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


بهشت جلوۀ نور جلالی زهراست

پَر ملائکه در خانه قالی زهراست

دخیل بسته به نخ های چادرش مریم

همین دلیل مقامات عالی زهراست

مقام خادمه اش آرزوی هر ملک است

خدیجه خادمۀ خردسالی زهراست

ملیکه ای که علی نیز سرورش خوانده

علی که شاه حجاز است و والی زهراست

نگاه فاطمه ازخاک فضه می سازد

طلا غبار ظروف سفالی زهراست

دوشنبه می رسد از راه و باز مژگانم

غبار روی ضریح خیالی زهراست

برای جلوۀ مهتاب روز او شب شد

ظهور نور علی در لیالی زهراست

شکست پهلوی زهرا، شکسته شد حیدر

علی که آینۀ لا یزالی زهراست

هنوز شانۀ دیوار می زند فریاد

که داغدیدۀ قدّ هلالی زهراست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س)-بصیرت زهرایی


از اولین فرمانده هشیار این میدان

تا آخرین سربازمان که رد شد از قرآن

از سبزها و چشمه های جاری گیلان

تا سرخ خرمشهر و خرماهای نخلستان

در قلبمان آرامگاه فاطمه داریم

یک بارگاه از جنس یاس و لاله و ریحان

زهرا به ایرانی همیشه مرحمت دارد

گهواره جنبان حسینش می شود سلمان

با "فاطمه یا فاطمه" خو کرده این کشور

باید مراقب شد نیافتاد دست نااهلان

باید که خمس حب زهرا را بپردازیم

هر روز میمیریم زیر نعمت باران

باید که بگذاریم اسم کشورمان را

جمهوری اسلامی زهرایی ایران



موضوع : طلیعه فاطمیه، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1394/12/13

حضرت زهرا(س)-مدح - فاطمیه


نور با آینه وقتی متقابل باشد

ذره کوچکتر از آن است که حائل باشد

نور، زهراست و آئینه علی، ذره کجاست

که در این بین فقط عاطل و باطل باشد

برترین خلقت دنیاست،‌عجب نیست اگر

که علی نیز به زهرا متوسل باشد

رو به قبله ست همه عمر، خدایا! غلط است

قبله بایست به سمتش متمایل باشد

اگر این طرز نماز است که او می‌خواند

ترس دارم که نماز همه باطل باشد

دل محال است ولی عقل دلش می‌خواهد

بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد

یک نفر آمده در را به لگد می‌کوبد

پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد

نیمرخ می‌شود، انگار علی آمده است

ماه ، دیگر به دلش نیست که کامل باشد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


گل های عالم را معطر كرده بویت

ای آن كه می گردد زمین در جست و جویت

یادش بخیر آن روزها ریحان به ریحان

می چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت

سیاره ها را در نخی می چیدی آرام

می ساختی تسبیحی از خاک عمویت

برداشتند از سفره ات نان، مردم شهر

جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت

درهای رحمت باز می شد با دعایت

دردا كه می بستند درها را به رویت

تاریخ می داند فدک تنها بهانه است

وقتی بهشت آذین شده در آرزویت

وقتی منزه گشته خاک از سجده هایت

وقتی مطهر می شود آب از وضویت

چادر حمایل می كنی از حق بگویی

حتی اگر یك شهر باشد روبرویت

برخاستی با آن صفت های جلالی

این بار آتش می چكید از خلق و خویت

حتی زمان می ایستد از این تجسم

تو سوی مسجد می روی مسجد به سویت

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

دنیا به آرامش رسید از های و هویت

از بانگ بسم الله رحمن الرحیمت

از آن نهیب الذین آمنویت

تو خطبه می خواندی و می لرزید مسجد

ذرات عالم یک صدا لبیک گویت

خطبه به اوج خود رسید آن جا كه می ریخت

مدح علی حیدر به حیدر از گلویت

گفتم علی... او قطره قطره آب می شد

آن شب كه روشن شد سپیدی های مویت

آن شب كه زخم تو دهان وا كرد آرام

زخم تو آری زخم آن رازِ مگویت

**

هنگام دفن تو علی با خویش می گفت

رفتی ولی پایان نمی یابد شروعت...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


همه تسبیح بدستند به تسبیحاتش

همه تفسیر بدستند پى آیاتش

باطنش جاى خودش ، ظاهر او هم سِر است

ما تماما همه محویم، تماما ماتش

فاطمه عبد خدا هست ولى رب من است

کافرم گر نتوانم بکنم اثباتش

چه کسى دیده که از عرش کسى برگردد

زانهمه جلوه فقط سیب شود سوغاتش

میرسیدند بهم تا که على و زهرا

روبرو میشد؛ در اصل على با ذاتش

"عابدان سر به بر اندر طمع روضه خلد

عاشقان جان به کف اندر طلب مرضاتش"*

دور تا دور قدش را وسط کوچه ى شهر

می گرفتند ملائک پى تشریفاتش

آن نمازى که در آن صحبتى از فاطمه نیست

صاحبش را برساند به جهنم...آتش

حرم فاطمه با خاک نجف باید ساخت

وقف زهراست نجف با همه ى ذراتش

در زدن یا نزدن فرق ندارد اینجا

نیست وابسته ى سائل کرم بالذاتش

مهر خانوم برایش به دو عالم کافى ست

هر که باشد پى جبران شدن مافاتش

**

آن فلانى و فلانى و فلانى سه بت اند

لعنت شیعه به "عزى" به "هبل" به "لات" ش

 

* از جناب شهریار:

عابدان سر به بر اندر طمع روضه خلد

عاشقان جان به کف اندر طلب مرضاتند 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


دنیاست چو قطره ایّ و ، دریا زهرا

کی فرصت جلوه دارد اینجا ، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز

هنگامه کند و لیک فردا ، زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود

عالم چو الفبا شد و معنا ، زهرا

احمد که خدا گفت به مدحش : لولاک

کی می شدی آفریده ، لولا ، زهرا

طاها و علی دو بیکران دریایند

وآن برزخ ما بین دو دریا زهرا

او سرّ خدا و لیلة القدر نبی است

خیر دو سرا ، درخت طوبی ، زهرا

بر تخت جلال ، از همه والاتر

بر مسند افتخار ، یکتا ، زهرا

در آل کسا محور شخصیّتهاست

مابین اَب و بَعل و بنیها ، زهرا

سر سلسله ی نسل پیمبر کوثر

سرچشمه ی نور چشم طاها ، زهرا

تنها نه همین مادر سبطین است او

فرمود نبی : اُمّ ابیها ، زهرا

آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد

امروز نگهداشته بر پا ، زهرا

از احمد و مرتضی چه باقی ماند

از مجمعشان شود چو منها ، زهرا

حرمت بنگر که در صفوف محشر

یک زن نبود سواره الا زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا

کافی است برای شیعه ، تنها ، زهرا

حیف است ( حسانا ) که در آتش سوزد

آن شیعه که ورد اوست : زهرا ، زهرا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه

نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه

آنكه خاك جانمازش را پرستش مى كنند

اولیا الله عالم ، كیست الا فاطمه

انبیا از بركت دستاس او نان می خورند

رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه

ظاهراً فرموده اند ام الائمه فاطمه

باطناً فهمانده اند ام ابیها فاطمه

جلوه ای شد لیلة القدر رسول الله او

جلوه ای شد لیلة المحیای مولا فاطمه

بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند

آشكارا حجت الله علینا فاطمه

سیزده معصوم هریك نورى از زهراست پس

مى شود سرجمع این ها چهارده تا فاطمه

فاطمه حق و علی حق و مع الحق آینه است

چه علی اندر على چه فاطمه با فاطمه

حك شده بر روی گردنبند زهرا یاعلی

حك شده بر ذوالفقار مرتضی یا فاطمه

بسكه حیدر فاطمه است و بسكه زهرا حیدر است

در نجف چیزى نمیبینیم الا فاطمه

شادی روح خدیجه ، كوری چشم همه

سروری دارد به زنهای دو دنیا فاطمه

با هر اسمی كه بخوانی در نهایت مادر است

راضیه حنانة الحوراء، زهرا فاطمه

مادری بالاتر از این مهربانی بیش از این؟

میرسد محشر به داد شیعه صدجا فاطمه

خانه اش كه سوخت مسمار از خجالت سرخ شد

آن چنان برخورد با سینه كه آنجا فاطمه...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
جمعه 1394/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و بسترشهادت


تفسیر او به دست قلم نا میسر است

در شان او غزل ننویسیم بهتر است

شان نزول یك پری از آسمان به خاك

دامان مادری ست كه در شان كوثر است

هر مصرعم لبی ست كه لبخند می زند

این بیت من شبیه لبان پیمبر است

روح نبی ست  ؟ ام ابی ؟‌یا گل علی ؟

من هر كجاكه می رسم او جای دیگر است

از عرش تا به فرش ملائك خمار او

ذكرش سبو سبو می الله اكبر است

او فاطمه ست معنی این نام را هنوز

از هر زبان كه می شنوم نامكرر است

از زخم او اگر بنویسی قلم ، بدان

نامت از این به بعد قلم نیست  خنجر است

ننویس فتنه پشت دری شعله می كشد

در كوچه شر به پا شده در خانه محشر است

در كوچه بوی آتش و در خانه عطر گل

مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است

با پهلوی شكسته هم از كوه كوهتر

با قامت خمیده هم از آسمان سر است

لبخند می زند كه بخندند بچه ها

مادر اگر كه جان بدهد باز مادر است

مولا هنوز اول بی هم نفس شدن

بانو در انتظار نفسهای آخر است !



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


و قصه خواست ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از آن گنبد کبودش را

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

یکی نبود که جانی به داستان بدهد

و مثل آینه او را به او نشان بدهد

یکی که مثل خودش تا همیشه نور دهد

یکی که نور خودش را از او عبور دهد

یکی که مَطلع پیدایش ازل بشود

و قصه خواست که این مثنوی غزل بشود

نوشت آینه و خواست برملا باشد

نخواست غیر خودش هیچ کس خدا باشد

نوشت آینه و محو او شد آیینه

نخواست آینه اش از خودش جدا باشد

شکفت آینه با یک نگاه؛ کوثر شد

که انعکاس خداوندی خدا باشد

شکفت آینه و شد دوازده چشمه

و خواست تا که در این چشمه ها فنا باشد

و چشمه ها همه رفتند تا به او برسند

به او که خواست خدا چشمه ی بقا باشد

نگاه کرد، و آیینه را به بند کشید

که اصلاً از همه ی قیدها رها باشد

خدا، خدای جلالت خدای غیرت بود

که خواست، آینه ناموس کبریا باشد

نشست؛ بر رخ آیینه اش نقاب انداخت

و نرم سایه ی خود را بر آفتاب انداخت

در این حجاب، جلال و جمال "او" پیداست

"هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست"

نشاند پیش خودش یاس آفرینش را

و داد دسته ی دستاس آفرینش را

به دست او که دو عالم، غبار معجر او

و داد دست خدا را به دست دیگر او

به قصه گفت ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از این گنبد کبودش را...

**

رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود

زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود

چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش

انار تازه بچیند برای او در عرش

کمی بلندتر از گریه های کودکشان

درخت های جهان در حیاط کوچکشان

کنار باغچه، زن داشت ربنا می کاشت

برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت

و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت

غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت

چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد

فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد

صدای پا که می آمد تو پشت در بودی

به یاد در زدن هر شب پدر بودی

فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود

اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود

صدای پا که می آید... علی ست شاید... نه...

همیشه پشت در اما...کسی که باید... نه...

نسیمی از خم کوچه، بهار می آورد

علی برای حبیبش انار می آورد

خبر دهان به دهان شد انار را بردند

و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند

ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند

انار را همه بردند و نار آوردند

قرار بود نرنجی ز خار هم... اما...

به چادرت ننشیند غبار هم... اما...

قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی

نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی

فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟

رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟

**

صدای گریه ی مردی غریب می آید

تو می روی همه جا بوی سیب می آید

تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه

به عزت و شرف لاإله إلاالله

**

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

و قصه رفت بگرید، یکی نبودش را

سیاه پوش کند گنبد کبودش را



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/11/28

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، وصیت و بستر شهادت، شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/11/28

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


یقینا در محبت هیچ کس مادر نخواهد شد

و بی شک مادری صدیقه ی اطهر نخواهد شد

کسی را با تو یارای تقابل نیست مادر جان

تمام سوره ها یک آیه از کوثر نخواهد شد

غبار چادرت پیغمبری از جنس آیینه است

هرآنکس با تو ایمان آورد کافر نخواهد شد

قیامت چیست غیر جلوه ی زهرایی زهرا

بدون مادر ما تا ابد محشر نخواهد شد

دعا کن مادرم گاهی برای خود پس از مردم

مگو با من که احوالت از این بهتر نخواهد شد

هم از مسمار معلوم است هم از دوده ی دیوار

یقین دارم در این خانه دیگر در نخواهد شد

هزاران بیت شعر فاطمی گفتیم باور کن

یکیشان هم (مدینه شهر پیغمبر) نخواهد شد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، 
چهارشنبه 1394/11/28

حضرت زهرا(س)-مدح


اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود

ارث مادر عاقبت از آنِ دختر می شود

حضرت زهرا اگر انسیة الحورا بود

دختر از این حیث با مادر برابر می شود

عطر یاس و بوی سیب آمیخته با نام او

با حضورش خانه ی حیدر معطر می شود

از دو دریا لؤلؤ و مرجان فقط حاصل نشد

آبشار صبر را سرچشمه کوثر می شود

نام زینب تا گره خوردست با نام حسین

عشق تفسیری از این خواهر برادر می شود

 (شمه ای از داستان عشق شور انگیز)شان

از همه افسانه های عاشقی سر می شود

احسن الحال همه عشاق با امضای اوست

او بخواهد کربلای ما مقدر می شود

ذوالبیان ارثیه ی بابا برای دختر است

با همین ارثیه او در کوفه حیدر میشود

در دفاعِ از حرم عباس درسی داده است

نیزه میگوید فقط این کار با سر می شود

تار و پود چادر مادر اگر خاکی شده

سهم دختر نقش آتش روی معجر می شود

آخر هر روضه و مدحی که از دختر شده

یاد مادر میکنند و صحبت از در می شود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1394/11/28

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر وقت حرف دیدن یارست لن هم هست

دل کندن از دلبستگیها، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

"در باغ اگر گل هست, پهلویش چمن هم هست"

وقتى که در باز است حرف باز کردن نیست

وقت گدایى که مجال ناز کردن نیست

پروانه بودن به همین پرواز کردن نیست

"گر خواستى پروانه باشى سوختن هم هست"

لازم نکرده هیچکس ما را نگه دارد

ما را دو عالم بس اگر مولا نگه دارد

سرمایه اى دارى بده زهرا نگه دارد

"زیرا که در این راه حتما راهزن هم هست"

هر وقت دردى هست , یا هر وقت آهى هست

از جانب معشوق ما حتما نگاهى هست

در کوله بار ما اگر بار گناهى هست

" اما خوشم, زیرا دعاى پنج تن هم هست"

داریم ما از دو برادر, هر چه را داریم

پس کربلا را از حسین و مجتبا داریم

گیرم مدینه بسته گردد,کربلا داریم

قبرحسین بن على قبر حسن هم هست

نامى که هر شب با توسل میبرم زهراست

مهر على را دارم و بالاسرم زهراست

من بچه این خانه ام,پس مادرم زهراست

" آرى به فکرم هست زهرا, دائما هم هست"

آتش گرفته گلشنى در پیش همسایه

خاکى شده چه دامنى در پیش همسایه

این را که دارى میزنى در پیش همسایه

" تازه پدر از دست داده, تازه زن هم هست"



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


راضى شده بودیم به املاى محمد

اما نرسیدیم به معناى محمد

هر آنچه که دارند رسولان, همه دارند

از معجزه ى خاک قدمهاى محمد

مولاست همان رحمت امروز پیمبر

زهراست همان رحمت فرداى محمد

تفسیر کمالات جلالى على بود

لاحول و لا قوه الاى محمد

این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست

خوابید اگر شیرخدا جاى محمد

اسلام محمد به جز اسلام على نیست

منهاى على, یعنى: منهاى محمد

در آینه فاطمه دیده است خودش را

بنشسته محمد به تماشاى محمد



موضوع : مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1394/11/20

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا

و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش

چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

نوشتم آن که حبش شد کلید خانه ی رحمت

و بغضش تا همیشه گشته سوزنده تویی زهرا

مُغیثی که به هر نخ از عبا و چادرش حتی

شده هر مُرسلی آخر پناهنده تویی زهرا

قیامت در قیامت یک تنه بر پا کنی بانو

پناه عاصیان هستی و بخشنده تویی زهرا

کسی که حیدر و احمد به دور زینبش گردند

و زینب تحت تعلیمش شد ارزنده تویی زهرا

ره توحید تنها راه فرزندان تو باشد

کسی که با جهادش شرک را کنده تویی زهرا

شبیر و شبر تو زینت ارض و سما هستند

و آنها مادری دارند زیبنده... تویی زهرا

الا ای کوثر قران تویی معیار هر ایمان

که در این عالم امکان فروزنده تویی زهرا

منم فرزند خاطی رو به تو آورده ام مادر

کسی که گشتم از رویش سرافکنده، تویی زهرا

کسی که دست او بشکسته اند و پهلویش اما

فقط بر روی حیدر  میزند خنده تویی زهرا

کسی که دست بوسش گشته ختم المرسلین اما

علی از دستهایش گشته شرمنده تویی زهرا

صدف چون بشکند دُر بر زمین می افتد و حالا

میان آن در و دیوار تابنده تویی زهرا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1394/11/18

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


نشسته ام که به دست آورم نگاهت را

به آسمان بزنم تا غبار راهت را

ز رو سیاهی من شب به شرم می افتد

سپید کن شب تاریک رو سیاهت را

چقدر گریه برایم نموده ای مادر

بمیرم این که نبینم من اشک و آهت را

کدام روضه بخوانیم و باز گریه کنیم

کدام روضه ی محبوب و دل بخواهت را

چقدر غیرت خورشیدیَت شکست آن روز

که ریسمان زده بودند دست ماهت را

میان کوچه تو را می زدند ای مادر

بمیرم اینکه علی دید قتلگاهت را



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مدح


فیض روح القدس عالم معنا زهرا

تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا

مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود

رفت معراج که آخر برسد تا زهرا

به زمین آمدنش آمدن ساده نبود

دست بر سینه نبى گفت: بفرما زهرا

سر آوردن این سوره کوتاه چقدر

گفت جبریل: على ، گفت نبى: یا زهرا

اینکه حق با على است ، اینکه على با حق است

معنى هر دو اش این است: "على با زهرا"

قرب آن است که در سجده به زهرا برسند

سر سجاده رسیده ست به زهرا، زهرا

یک على داشت خدا، فاطمه هم داشت یکى

بخدا نیست کسى فاطمه الا زهرا

مرتضی مثل نبی بوسه به دستش میزد

حجت الله علی، حجت اعلا زهرا

من ز طیف عرفاى نجفى هستم که

ذکرم امروز بود فاطمه، فردا زهرا

کاروبار دل ما پیش خدا میگیرد

سروکار دل ما باشد اگر با زهرا

قبر ما سوخته ها جنت ما خواهد شد

بنویسند اگر بر لحد ما " زهرا "



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1394/10/2

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


تا قیامت بنویسم اگر از پروانه

ندهم جز خبرى مختصر از پروانه

زندگى کردن عشاق تماما درس است

میشود یاد گرفت آنقدر از پروانه

آبرو را همه از برکت چیزى دارند

عارفان از سحر، اما سحر از پروانه

عالمى را نفس سوخته اى زنده کند

معجزه هیچ ندیدم مگر از پروانه

سوز معشوق به سوز دل عاشق نرسد

شمع هم سوخته، نه بیشتر از پروانه

عاشق آن است که معشوق فروشى نکند

هیچگه دل نبرد سیم و زر از پروانه

آنقدر وصل تو سوزنده تر از هجران است

که نمانده است نه بال و نه پر از پروانه

تا سحر سوختنش را به تماشا بنشین

تو فقط اول شب دل ببر از پروانه

جگر سوخته من خبرش پیچیده

چه بگیرى چه نگیرى خبر از پروانه

تا نفس هست مرا دور سرت میگردم

بیش ازین برنمی آید دگر از پروانه

پروبالى که نمانده ست برایم, اما

آنقدر هست بسازى سپر از پروانه

دل به آتش زدم و سعى خودم را کردم

دست تو باز نشد...درگذر از پروانه

نوبت شستن پروانه رسید و حالا

تازه فهمید چه میخواست در از پروانه

 در همان مرحله ى سوختنش می مانم

تا قیامت بنویسم اگر از پروانه  



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح


رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را

تا خلق کند حوری انسانی خود را

ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد

بر خاک قدم های تو پیشانی خود را

هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر

مدیون تو هستند مسلمانی خود را

در بند غمت هر که اسیر است عزیز است

آزاد مکن یوسف زندانی خود را

چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم

یک روز ببینیم سلیمانی خود را

ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم

در روضه تو لحظه پایانی خود را

دل را به منای غم تو ذبح نمودیم

از یاد مبر این همه قربانی خود را



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء