حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


بنده ای که فراتر از بنده است

دختری که چو ماهِ تابنده است

همسری مثل او نبوده و نیست

مادری که پناه فرزند است

ما همه ریزه خوار فاطمه ایم

شاهد حرف من خداوند است

فاطمه ، فاطمه ست پیش خدا

او شفیعه ست ، آبرومند است

هر که با فاطمه ست پیروز است

هر که بی فاطمه ست بازنده ست

فاطمه دختر پیمبر ماست

فاطمه مادر پیمبر ماست

غزل عاشقانه ی حیدر

شعر ناب ترانه ی حیدر

آفتاب نگاه پر مهرش

روشنی بخش خانه ی حیدر

ماهِ تکیه به آسمان زده ، چیست؟

سر زهرا و شانه ی حیدر

نام زهراست دُرِّ بین صدف

در قنوت شبانه ی حیدر

یا الهی به حق زهرا بود

قسم عارفانه ی حیدر

فاطمه در بلا سپر دارد

تا به سر سایه ی پدر دارد

شهر در سیل رفت و آمد بود

همه جا صحبت از محمد بود

همه جا پر شده حدیث غدیر

شرح حال علی زبانزد بود

به سرش شور رهبری دارد

پیر بیچاره ای که مرتد بود

مرتضی فکر کفن و دفن رسول

او پی تاج و تخت و مسند بود

او نفهمید که ولیِّ خدا

مرتضی بود و هست و خواهد بود

مرتضی کیست؟ نفْس پیغمبر

السلام علیک یا حیدر

یادشان رفته لطف حیدر را

یادشان رفته شأن کوثر را

چه قَدَر زود یادشان رفته

حرمت دختر پیمبر را

شاهد حرف من امام حسن

بین کوچه زدند مادر را

آیه ی صبر را تلاوت کرد

تا علی دید شعله ی در را

دست بسته کشان کشان بردند

این علیِ بدون یاور را

آه بانوی خانه را زده اند

ماه بانوی خانه را زده اند

چشم یک شهر در تماشا بود

بدترین لحظه های دنیا بود

مادر خانواده غرق به خون

پدر خانواده تنها بود

ذکر لبهای فاطمه ، حیدر

مرتضی گرم ذکر زهرا بود

بس که حبل المتین حاجت هاست

ریسمان هم دخیل مولا بود

پیش رویش کویر بود و کویر

پشت راهش دو چشم دریا بود

این مدینه به سینه آتش زد

سینه اش را مدینه آتش زد

چه بگویم که خون به راه افتاد

مادرم بین کوچه ، آه افتاد

مادری که پناه عالم بود

پر شکسته چه بی پناه افتاد

چه بگویم که روضه بسیار است

گذر شاه سمت چاه افتاد

عاقبت چشم باغبان در غسل

به همان لاله ی سیاه افتاد

مجتبی تکیه گاه طفلان بود

وسط کار تکیه گاه افتاد

یک علی مانده و یتیمانش

آیه های کبود قرآنش

نیمه ی شب زبان گرفته حسن

منصب روضه خوان گرفته حسن

زانویش را بغل گرفته حسین

آستین در دهان گرفته حسن

بین آغوش ، مادر خود را

با تمام توان گرفته حسن

سر خود را به زخم پهلوی

مادر مهربان گرفته حسن

داشت در بین روضه جان میداد

با همین گریه جان گرفته حسن

بانی روضه های ما حسن است

صاحب مجلس عزا حسن است




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای ذکر مناجات شب و خلوت حیدر

ای شیر ِ زنان ، بانوی با هیبت حیدر

جز حیدر کرار ، که قدر تو شناسد ؟

غیر از تو که داند به جهان قیمت حیدر

یا فاطمه یا فاطمه یا حضرت زهرا

شد اذن دخول حرم حضرت حیدر

مهمان تو گردید شب اول قبرش

هر کس به جهان کرد فقط خدمت حیدر

من باورم این است که حتما تو می آیی

هر جای ز عالم که شود صحبت حیدر

قنفذ عددی نیست که جان تو بگیرد

از پای در آورده تو را غربت حیدر

مثل تو در آن کوچه زمین خورد و زمین خورد

برده خبر رفتن تو طاقت حیدر 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


هر کس به کسی نازد و ما فاطمه داریم

گفتیم همیشه ، همه جا فاطمه داریم

ننگ است بکوبیم درِ خانه هر کس

دنبال سرابیم چرا؟ فاطمه داریم

ما ترس نداریم ز سیلاب حوادث

مانند علی بعد خدا فاطمه داریم

ما چشم طمع تا ابدالدهر نداریم

بر ثروت هر بی سر و پا ، فاطمه داریم

رو کن به مسیر دگری ای غم دنیا

بیهوده به این سمت نیا ، فاطمه داریم

زهراست که داده است به ما جرات طوفان

در دل نبُوَد واهمه تا فاطمه داریم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/30 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل كه میگوییم پس دلدار یعنی فاطمه

نُه فلك را نقطهء پرگار یعنی فاطمه

یار پیغمر شدن ، رفتن شبی در غار نیست

ما كه میگوییم یار غار یعنی فاطمه

در کرم هرکس به مقداری توانش میرسد 

هرکجا گفتند بی مقدار , یعنی فاطمه

آنکه بخشیدست از انگشتر دستش علیست

آنکه بخشیدست از افطار یعنی فاطمه

"تنفقوا ممّا تحبّون" است مصداقش علی

معنی "الجّار ثُمَّ الدّار" یعنی فاطمه

هرچه گفتیم و شنیدیم از کرامات خدا

جلوه اش در عالم اظهار یعنی فاطمه

شیخ را دیدم پس از هفتاد سال اینگونه گفت

نحو و صرف و منطق و اسفار یعنی فاطمه

پِی اگرچه احمد و  هر خشت آن گرچه علی

خانه ی اسلام را معمار یعنی فاطمه

یار گفتم درب خیبر گفت یعنی حیدر و

در مدینه "در" صدا زد یار یعنی فاطمه

بین روضه نام چاه آمد اگر ، یعنی علی

هرکجا نام در و دیوار یعنی فاطمه

هرکجا گفتند دشتی لاله گون یعنی حسین

هرکجا پیراهنی گلدار یعنی فاطمه 




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/11/28 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


حرام گشته به آتش، جدا شده است ز نار

به نام فاطمه، حیران نام فاطمه ام

نگفته حاجتمان را روا كند بانو

همیشه شكر گذار مرام فاطمه ام

تمامی بركات از علی و آل علیست

خوشم كه پیروِ این یك پیام فاطمه ام

سه روز روزه گرفت و غذا به سائل داد

تمام عمر گدای صیام فاطمه ام

چهل نفر همه در جنگ با علی بودند

عجیب در عجب از این قیام فاطمه ام




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 02:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


زهرایی و مدح تو فراتر ز کلام است

عالم همگی خیره بر این شان و مقام است

معصوم ز اوصاف تو باید بزند دم

اظهار نظر بر من بیچاره حرام است

در شادی و در غصه و در شام و سحرگاه

یا فاطمه ذکر لب آیات عظام است

هر روز درِ خانه ی تو معجزه دیدیم

مانند خدا هستی و لطف تو مدام است

هر کس که شده مرد شهادت پسر توست

هر کس که غلام تو شود مرد قیام است

فردای قیامت به تو افتد سر و کارش

هر کس که فقط دغدغه اش حفظ امام است

از هر که بُوَد در طلب فیض شهادت

بر محسن شش ماهه تو عرض سلام است

**

پایان پرستاری زینب شده نزدیک

زن ها همه گفتند که کار تو تمام است 




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل فاطمه است دلبر و دلدار ،  فاطمه است

مشکل گشای هر چه گرفتار ، فاطمه است

مرهون لطف حضرت زهراست کائنات

کانونِ مهربانیِ بسیار ، فاطمه است

تنها نه بوتراب که کل وجود را

خورشیدِ روز و ماه شب تار ، فاطمه است

باید که پای درس مقاماتِ او نشست

بخشش ، وفا ، نجابت و ایثار ، فاطمه است

گوهر شناس تر ز علی باز هم علیست

مولا شناخت دُرِّ گهربار ، فاطمه است

در مشکلات  ، آنکه گرفته است دست ما

یک بار نه ، دو بار نه ، صد بار ، فاطمه است

یک روح در دو تن ، .... تو بگو فاطمه علیست

یا نه ،  بگو که حیدر کرار ، فاطمه است

تحکیم ساختار امامت ازین دو تاست

بانی ابالحسن شد و معمار،  فاطمه است

اینکه بهشت یا که جهنم نصیب کیست

محشر یقین بدان تو که مختار ، فاطمه است

روزی که خلق ، مضطر و حیران و بی کسند

شافع خدای فاطمه ، ابزار ، فاطمه است

ما را به دیدِ لطف خودش می کند نگاه

محشر امیدِ هر چه گنهکار ، فاطمه است

ذکرش شفاست ، یک تنه حل المسائل است

حلّال ، در مواقع دشوار ، فاطمه است

روز ظهور ، شرق و شمال و جنوب و غرب

هم شرح ، هم گزیدهء اخبار ، فاطمه است

جان داده است پای ولایت بدون شرح

در حفظ این مقوله علمدار ، فاطمه است

در فاطمیه خلق ، عزادارِ مادرند

اما برای حیدر عزادار ، فاطمه است

وای از دل امام حسن بین کوچه ها

مجروحِ ضربِ سیلیِ کفار ، فاطمه است

باید خدا به دادِ دلِ مرتضی رسد

حائل میانۀ در و دیوار ، فاطمه است

طوری لگد زدند بر آن در که شک کنی

در پشت دربِ خانه نه انگار ، فاطمه است

سنگینیِ در و غمِ دیوار یکطرف

نزدیک تر از آن  دو به مسمار ، فاطمه است

در عرصۀ ادب همه از او نوشته اند

مضمونِ نابِ اکثرِ اشعار ، فاطمه است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را

که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را

بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است

مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را

اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است

از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را

غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر

خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را

اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او

ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را

دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد

بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را

نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش

درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را

ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد

برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را

الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر

نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


گوش کن نعره‌ی طوفانِ نجف یازهراست

گوش کن شُرشُرِ باران نجف یازهراست

فاطمه نَفسِ علی و نَفَسَش فاطمه است

جانِ زهراست علی جانِ نجف یازهراست

هرکه مشغولِ زیارت بشود می‌بیند

نقشِ آئینه‌یِ ایوانِ نجف یازهراست

از حرم می شنوم :فاطمه را بشناسید

همه‌ی روزی مهمانِ نجف یازهراست

‌مرقد فاطمه یا مضجعِ مولا اینجاست؟

بس که گفتند که درمانِ نجف یازهراست

دستِ زهراست، اگر سمت نجف می‌آیی

بخداوند که سلطانِ نجف یازهراست

گریه بر فاطمه کردیم و زِ جان سیر شدیم

ما چشیدیم ...فقط نانِ نجف یازهراست

گریه کردیم در این صحن و چه آرام شدیم

چاره‌یِ حال پریشان نجف یازهراست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-روز مادر


در ظلمت شب قرص قمر می آید

از جاده ی روشن سحر می آید

بی بی به خدا منتقمت یک جمعه

با سیصد و سیزده نفر می آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 10:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای حُسن مَطلع همه ی عاشقانه ها

حس لطیف پُر شده بین ترانه ها

زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها

از تو شنیده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانه ی همه دختر مقدس است

با جلوه ی تو واژه ی مادر مقدس است

دیگر رسیده است زمان رسیدنت

سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت

گوش خدا نشسته به پای شنیدنت

چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برای نبی مادری کنی

هجده نفس به پای علی حیدری کنی

هر واژه ی رسیده کنار تو کال شد

عاشق شدن بدون تو امری محال شد

تصویر آب با نظر تو زلال شد

قرآن به یمن سوره ی تو لم یزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است

تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است

هر كس كه دم زده ز كلامت كلیم تر

ای از همه به امر ولایت سهیم تر

در بین خانواده ی رحمت رحیم تر

هر نسل دورتر شده از تو عقیم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است

هر کس که بوده دشمن نام تو ابتر است

یك مصحف الهی غرق مطالبی

مثل اصول دینی و ارکان واجبی

تو مظهر العجائب شاه عجائبی

مصداق دیگر اسدالله غالبی

قرآن نوشته است به دریا ملقبی

اصلا علی تویی که به زهرا ملقبی

تو آمدی جهان محقر بزرگ شد

با تو مقام و رتبه ی مادر، بزرگ شد

هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد

اینگونه بود سوره ی کوثر بزرگ شد

هستی شبیه دسته ی دستاس دست توست

عالم فدایی دل حیدرپرست توست

جاری شد از خروش (قنوت تو صد قنات)

ای دختر مباهله، ای همسر زکات

نام تو نقش بر علم کشتی نجات

ای مادر حماسه ی حی علی الصلات

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی

حس غرور مخفی فریاد زینبی

فرزندهای تو همه طوفان غیرتند

در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند

فرزندهای تو همه مست ولایتند

لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهای تو حسنی و حسینی اند

دلداده های نهضت پاک خمینی اند

موج محبتت به دل من نشسته است

با عشق تو طناب تعلق گسسته است

مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است

(بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم)




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای بهشت آرزوهای علی

ای دو چشمت دین و دنیای علی

شام غم را پرتوِ اُمّیدِ من

كوكب من، ماه من، خورشید من!

ای نچیده گل زِ رویت آفتاب

وی ندیده شب، شبِ مویت به خواب

در دل هر ذرّه، نور مِهر تو

مِهر هم، سایه‌نشینِ چهر تو

یك نگاهت بِه ز صد خُلد بَرین

نی، كه یك ایمای تو خُلدآفرین!...

خانۀ ما گرچه از خِشت است و گِل

خشت روی خشت نَه، دل روی دل

آستانش، آسمانِ آسمان

سقف، بالاتر ز بام كهكشان

پایۀ دیوار آن، بر طاق عرش

وز پَرِ خود عرشیان آورده فرش

خاك آن را، شُسته آب سلسبیل

گَرد آن را رُفته، بال جبرئیل

ناودان‌ریزش، بِه از ماءِ مَعین

بوریایش، گیسوانِ حور عین

روشنی زین خانه دارد، نور هم

روزَنَش، بُرده سبق از طور هم

كی به سینا پای، موسی می‌گذاشت

گر سُراغِ خِشتی از این خانه داشت

«لَنْ تَرانی» بوده زین سینا جدای

رفته از این خانه، هر كس تا خدای

هر تنی جان و، ز جان جانانه‌تر

هر گُهر از آن گُهر، دُردانه‌تر

دخترانت بانوان مریم‌اند

هر دو در عِزّت عَلم در عالم‌اند

تا تو هستی قبلۀ كاشانه‌ام

كعبه می‌گردد به گِرد خانه‌ام...

رو بدین سو دارد از هر سو، بهشت

تا بگیرد از تو رنگ و بو بهشت

خانۀ ما گُلبنِ صدق و صفاست

فاش ‌گویم خانۀ عشق خداست

نورها از پرتو روبند توست

آفتاب خانه‌ام لبخند توست...

ای تبسّم، آرزومند لَبَت

ای سحر، مست از مناجات شَبَت

گو بگردانند روی از من همه

دوست تا زهراست، گو دشمن همه!

گو به آن، كز تیغ من در واهمه‌ست

ذوالفقارم جوهرش از فاطمه‌ست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای بهشت جاودان، ای ملیکه‌ی جهان

ای گل محمدی، ای بهار بی‌خزان

بضعة النبوتی، حُجَةٌ علی الحُجَج

اسم آسمانی‌ات، سُبحه‌ی فرشتگان

طاهره،‌ مطهره، عالمه، معلمه

وافیه، سماویه، حُرّه، حانیه، حَصان

ای حبیبه‌ی خدا، ای عزیز مصطفی

لایق تو کیست کیست؟، جز امیر مؤمنان

هم بهشت مصطفی‌ست، آن نگاه غرق مهر

هم بهشت مرتضی‌ست، آن نگاه مهربان

وصله‌های چادرت، رشته‌ی نجات خلق

بوریای خانه‌ات، سرپناه آسمان

ای سحابِ رحمت و مغفرت دعای تو

سجده‌های روشنت، چلچراغ عرشیان

ای قنوت مستجاب، آفتاب در حجاب

هر طرف نشانه‌ای‌ست، از تو ماه بی‌نشان

ای نماز ناتمام، ای قیام مستدام

خطبه‌ی تو با شکوه، ندبه‌ی تو بی‌امان

ای رضایت خدا، بسته بر رضایتت

وصف قهر و مهر تو، وصف دوزخ و جنان

آستان رحمتت، نور، روشنا، امید

وسعت سخاوتت، بی‌کران و بی‌کران

از نسیم مهر تو، گل به گل شکفته است

لحظه لحظه آن به آن، غنچه غنچه باغ جان

پر شده مشام شهر، از شمیم یاس تو

از بهشت خانه‌ات، عطر «تنفقوا» وزان

دست خالی آمده، سائلی غریب‌وار

آن یتیم بی‌قرار، این اسیر نیمه‌جان

در بهار لطف تو، «یطعمونَ» داده گل

روزه‌ی سه روزه‌ات، بی‌نیاز از آب و نان

نور و قدر و هل أتی، فجر و کوثر و ضحی

لحظه لحظه‌ی تو را، آیه آیه ترجمان

بیت‌های ما کجا؟ قدر و هل أتی کجا؟

برتر از گمان ما، ساحت تو همچنان

در مدیح تو هنوز، واژه‌ها چه ابترند

ای فراتر از سخن، ای رساتر از بیان 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


باز به من راه سخن باز شد

طایر اندیشه به پرواز شد

تا که کند سیر، مقامات را

مدح کند،‌ مادر سادات را

گر، نه مدد از نظرِ وی رسد

خامه به طوف حرمش کی رسد؟

اختر تابنده‌ بُرج شرف

گوهر رخشنده‌ دُرج شرف

مایه‌ فخریه‌ خیرالبشر

دوستی و دشمنی‌اش، خیر و شر

ریزه خور سفره او، اولیا

در بَر او بر سَرِ پا، انبیا

روح  نُبی ، جان نبی، ذات دین

کشته شده بر سرِ اثبات دین

در شرف و عفاف، الگو تویی

 به بانوان، بزرگ بانو تویی

به بی‌قرین ، نیست قرین تو کَس

و گر کسی هست، علی هست و بس!

بود به دستور خدای اَحد

که مصطفی به دست تو، بوسه زد

جن و ملک، کمینه خیل توأند

خلق، عوالم به طُفیل توأند

حُب تو، شیرازه‌ اُمّ الکتاب

سایه‌نشینِ مِهر تو، آفتاب

مقدم تو داده به خاک، اعتبار

فرش کند از تو به عرش، افتخار

هم ز سَران، خود پسرانت سَرند

هم، همه مفتخر زِ تو مادرند

در صف محشر، چو رسد گام  تو

محشر دیگر شود از نام  تو

به‌گاه غم ذکر امامان، همه

فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه

دامن تو، حسین، می‌پرورَد

آن‌که دل خدای هم می‌برَد

فضه‌ تو، معلم عالمی

که دارد از یَم کمالت نَمی

خانه‌ تو گلبُن عشق و عفاف

به گِرد آن کعبه بوَد در طواف

صبر تو را  نداشت ایوب، هم

اشک تو را نریخت یعقوب، هم

عبادت و خدمت تو، متصل

دسته‌ دستاس ز دستت خجل

چشم ملَک، محو نماز شبت

گوش فلک، به نغمه‌ یارَبت




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


چون خدا خلقت صدیقه کبری میکرد

صورت عصمت خود را متجلا میکرد

تا علی آیت عظمی نبود بی همتا

ذات حق خلقت صدیقه کبری میکرد

ازدواج علی و فاطمه با آن برکات

چشمه ای بود که پیوند دو دریا میکرد

رازی از اعظم اسماء و صفات خود را

با یکایک  صفت فاطمه معنا میکرد

ذات زهرا به امم نیست کسی مانندش

نور زهرا ز رسل حل معما میکرد

مصحف او که امامان همه را در بر بود

رازهایی است که روح القدس انشاء میکرد

فضۀ خادمه اش مرتبۀ مریم داشت

قنبر خانۀ او کار مسیحا میکرد

در حضورش همه هستی به رکوع آمده اند

فخر از سجدۀ او حی تعالی میکرد

ز چه عالم نشود مجری فرمودۀ او

کآنچه میخواست خدا فاطمه اجرا میکرد

اول خاتمۀ هر سفری پیغمبر

عزم دیدار حرمخانۀ زهرا میکرد

باز میشد درِ جنات خدا بر رویش

تا درِ خانه به روی پدرش وا میکرد

مرتضی چشم خدا بود خدا را می دید

هر زمان بر رخ زهراش تماشا میکرد

***

گر نمیرفت برون حضرت حوا ز بهشت

اندر آن تا به ابد سیر چو حورا میکرد

بیش از این قدر که از همسری آدم داشت

نیست معلوم دگر مرتبه پیدا میکرد

لیک از آن روز که جبریل امین در بر عرش

مدحت فاطمه تقریر به حوا میکرد

گندمی خورده و آمد به جهان چون در دل

خواهش مادری حضرت زهرا میکرد 

ترک اولی اگر این فایده را در بر داشت

کاش آدم همه دم ترک ز اولی میکرد

توبه اش تا که نیامیخت به نام زهرا

بود بی فایده هر چند خدایا میکرد

خوشترین لحظۀ ایام "مؤید" آن بود

که مدیح علی و فاطمه انشاء میکرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دختر خورشید و ماه، زهره زهرا

آن که کرامات او گذشته ز احصا

هم شرفش بگذرد ز عرش الهی

هم نسبش می‌رسد به سید بطحا

زهره مخوانش که گشته زهره کنیزش

دخت مخوانش که گشته اُمّ أبیها

سنگ صبورش نبی راضی مرضی

محرم رازش علی عالی اعلا

تربت پاکش نهان ز دیده مردم

چون شب قدری نهفته در سه شب احیا

گر نود و نه بُود اسامی باری

هست یکی زین میانه اعظم و عظمی

از پی دستاس توست چرخش گردون

زینت نعلین توست گنبد مینا

سوره کوثر به نام توست مزین

آیه تطهیر شد ز نام تو معنا

ره نبَرَد در بهشت روز قیامت

هر که تو بر نامه‌اش نکرده‌ای امضا

حبّ تو جنت شده‌ست و بغض تو دوزخ

ای به قیامت معاندان تو رسوا

سوی تو آید نبی به روز تحدی

سمت تو گردیده قبله لیلة‌الأسرا

کیست به غیر از تو با علی مترادف 

غیر علی کیست با تو همسر و همتا

روزه گرفت و سه بار نان خودش را

داد به درویش مستمند ز تقوا

خیر طلب می‌کند ز فرط محبت

در حق همسایگان ز قادر یکتا

قدر تو همسایگان کجا بشناسند

حیف طلا که کنی‌ش خرج مطلّا

در حد ما نیست مدح نام تو کردن

مدح تو گوید مگر خدای تعالی

ما نتوانیم حق وصف تو گفتن

با همه کرّوبیان عالم بالا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست

ناگهان دیدم کنار خانه‌ ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌ زد یک نفس، روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد ! دشمنت را دوست ابتر می‌ کند

خانه‌ات را عطر ریحانه‌‌ معطر می‌ کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌ کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌ کند

دختران آیات رحمت ، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها ، هر دو با هم ، بعد از این




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دوباره نام شما بر زبان من سبز است

هوای از تو سرودن ، به جان من سبز است

خوشم به زمزمۀ روشن شما امشب

که واژه در ملکوت دهان من سبز است

من از قبیله خاک و شما ز افلاکید

به یمن نور شما ، آسمان من سبز است

حدیث حُسن شما بر زبان من جاری ست

که لهجۀ همۀ واژگان من سبز است

نشسته ام به مرور سه آیه ی نورت

و عطر سوره کوثر به جان من سبز است

از آن زمان که شدم همنشین نور تو

به چشم آینه ، نام و نشان من سبز است

در این دقیقه که سرشارم از حضور عشق

دوباره نام شما بر زبان من سبز است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زمستانی سیاه است و سپیدی سر زد از موها

ز بامم برف پیری را نمی‌روبند پاروها

چه میزانی پی سنجیدن جرمم به جز عفوش

که ترسم بشکند پرهای شاهین ترازوها

کند خامه به گوش چامه نجوا نام زهرا را

مگر دستم بگیرد لطف آن بانوی بانوها

گناهانم فراوان و اگر بانوی محشر اوست

در آن غوغا نیارم کم، نیارم خم به ابروها

نه هر کس فخر دارد گردروب خانه‌ات گردد

مگر از زلف حورالعین کند آماده جاروها

اگر آلوده‌ام «یا طاهر» و «یا طاهره» گویم

در این تسبیح هم‌سنگ‌اند «یا زهرا» و «یاهو»ها

اگر یک فضل از فضه کسی گوید به شوق آن

کنم از لانه هجرت چون پرستوها ارسطوها

نخی از معجرت حبل‌المتین از بهر معصومین

به دستت شربتی داری شفای جان داروها

ز فرط کار روزان و نوافل خواندن شب‌ها

نمی‌ماندی رمق از بهرت ای بانو به زانوها

گهی دستاس دستت بوسه زد گه آبله پایت

عبادت را و همت را در آن سوی فراسوها

به طوفان‌ها مگر موجی خبر از پهلویت برده

که می‌میرند و کشتی‌ها نمی‌گیرند پهلوها




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 12:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مریم از یک نسبت عیسی عزیز

از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمة للعالمین

آن امام اولین و آخرین

آنکه جان در پیکر گیتی دمید

روزگار تازه آئین آفرید

بانوی آن تاجدار «هل اتی»

مرتضی مشکل گشا شیر خدا

پادشاه و کلبه ای ایوان او

یک حسام و یک زره سامان او

مادر آن مرکز پرگار عشق

مادر آن کاروان سالار عشق

آن یکی شمع شبستان حرم

حافظ جمعیت خیرالامم

تا نشیند آتش پیکار و کین

پشت پا زد بر سر تاج و نگین

وان دگر مولای ابرار جهان

قوت بازوی احرار جهان

در نوای زندگی سوز از حسین

اهل حق حریت آموز از حسین

سیرت فرزند ها از امهات

جوهر صدق و صفا از امهات

مزرع تسلیم را حاصل بتول

مادران را اسوهٔ کامل بتول

بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت

با یهودی چادر خود را فروخت

نوری و هم آتشی فرمانبرش

گم رضایش در رضای شوهرش

آن ادب پروردهٔ صبر و رضا

آسیا گردان و لب قرآن سرا

گریه های او ز بالین بی نیاز

گوهر افشاندی به دامان نماز

اشک او بر چید جبریل از زمین

همچو شبنم ریخت بر عرش برین

رشتهٔ آئین حق زنجیر پاست

پاس فرمان جناب مصطفی است

ورنه گرد تربتش گردیدمی

سجده ها بر خاک او پاشیدمی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


من از تو می خواهم بگویم ، واژه ها پر ...

از آسمان سبز ، از فصل کبوتر

من از تو آری ، از تو ای بانوی باران !

باید بهاری سبز بنویسم به دفتر

اما چگونه ؟ از تو گفتن کار سختی ست

با این زبان الکن و این روح ابتر !

من شاعری تاریک تاریکم ، چگونه

در محضر آیینه بنشینم مُنوّر ؟!

گاهی دلم لک می زند قرآن بخوانم

قرآن ، سه رکعت نور ، یعنی : فصل کوثر

گاهی دلم لک می زند شعری بگویم

شعری شبیه نورتان ، سبز و مُعطر

دست و دلم می لرزد اما ... کار من نیست

غمگین ، قلم را می گذارم روی دفتر

من عاجزم از خواندن آیات نورت

طبع مرا در مکتب نورت بپرور

در جان من حکمت بریز ، ای جوهر نور !

تا از کراماتت بگویم بار دیگر

باید بخوانم من تو را با لهجه ی نور

باید ببینم من تو را با چشم حیدر

تو بای بسم الله دین ، توحید نابی

ذکر لبان عارف ات : الله اکبر

در تو شکوه بندگی را می توان دید

ای آبروی قبله و محراب و منبر

انسانیت ، حکمت نشین مکتب توست

شاگرد دانشگاه تو ، سلمان و بوذر

نامت بلند است ای دلیل آفرینش

تو کیستی ؟ بانوی دین ، زهرای اطهر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 12:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


میگن از را میرسی همین روزا

خط رو سرمای زمسّون میزنی

میدونم  دختر دریا که باشی

صبح فروردین و بارون میزنی

 

علتی داره که اسمت تا میاد

خونه هامون و بهاری می کنه

چی تو حسِّ شاعرا ریختی مگه؟!

که صداشون و قناری می کنه

 

خدا از چِشم تو خورشید و گرفت

وسط خنده ی آسمون گذاشت

تا بیان دور و برت ستاره ها

واسه دخترا یه نردبون گذاشت

 

مثل تسبیح تو،  دونه دونه شد

دلِ مثلِ گلْ انار مادرا

چادرت از رو سر هرکی گذشت

دلشو نشوند کنار مادرا

 

مادرم صُبحای زود نمازش و

پای قُلقل سماور میخونه

رکعت اول و توحید اگه خوند

رکعت بعدیش و کوثر میخونه

 

مادرم خیلی خاطرخواته، میگه

بی اجازه اسمی از بانو نبر

یا اگه قراره که صداش کنی

رو زبون اسمشو بی وضو نبر

 

شاعرای شهرمون میگن بهار

شاید اسم مستعار فاطمه س

هرکی تو دلش نسیم و حس کنه

خونه ی دلش مزار فاطمه س...




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 12:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


نای خوبان دو عالم از نوای فاطمه است

خلقت جن و بشر اصلا برای فاطمه است

مدح او از ما نیاید حق سروده وصف او

خط به خط آیات قران در ثنای فاطمه است

افتخار مصطفی شد بوسه بر دستان او

این نشان از شوکت و قدر و بهای فاطمه است

هر چه نعمت گشت نازل از سما سوی زمین

از عنایات علی و از عطای فاطمه است

ما اگر ماندیم در خیل محبان علی

لطف زهرا هست و تاثیر دعای فاطمه است

نام ما را جزو خدامش اگر حک کرده اند

این هم از الطاف مخفی خدای فاطمه است

نسل در نسلیم سائل بر در میخانه اش

چشم ما بر دست های با سخای فاطمه است

همت ما در جهان جلب رضای مادر است

چون رضای حضرت حق در رضای فاطمه است

یک نخی از چادرش فردا قیامت می کند

روز محشر کار ما با بچه های فاطمه است

فاش میگویم قیامت کار ما بیچارگان

دست سالار شهیدان، سر جدای فاطمه است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/8 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


وقتی هوای روضه ما باز مادری است

حال و هوای گریه ما جور دیگری است

وقتی که مادر همه ماست فاطمه

حسی که بین ماست، همانا برادری است

مداح و روضه خوان و سخنران و چای ریز

کارِ تمام ما درِ این خانه نوکری است

شاهان روزگار به ما غبطه می خورند

این نوکری خودش به خدا عین سروری است

این اشک ها نشان دل بی قرار ماست

عالم بداند اینکه دل شیعه مادری است

زهراست آن که وصف شکوهش نگفتنی است

زهراست آنکه شأنِ مقامش پیمبری است

زهراست آن که ام ابیهای احمد است

زهراست مادر همه ما، چه مادری است

زهراست آن که شیعه به او کرده اقتدا

از لطف فاطمه است، اگر شیعه حیدری است

زهراست آنکه در ره حیدر خمیده شد

بگذاشت سر به پای ولایت ... شهیده شد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/6 | 11:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


سلک عشاق ، غیر خلوت نیست

خلوت ماست روضه , جلوت نیست

ما همینجا توجه محضیم

احتیاجى به کنج عزلت نیست

همه هستند ، انبیا حتى

مجلس آفتاب خلوت نیست

لحظه اى اشک , لحظه اى شکریم

نعمتى قد شکر نعمت نیست

ما همه قنبریم ، یک نفریم

جمع ما وحدت است ، کثرت نیست

گریه اى جمع کن که باید رفت

وقت خیلى کم است ، فرصت نیست

دل به صحرا زدن تلاش من است

این جهان جاى استراحت نیست

آه و افسوس میخورد هر شب

آنکه سفره نشین هیئت نیست

علت رحمت خدا گریه ست

هر کجا گریه نیست ، رحمت نیست

هر که ناراحت از فراق نشد

در لیالى قبر راحت نیست

خون دل جاى خون تن دادیم

شان گریه کم از شهادت نیست

گنج نابرده رنجمان بخشید

لطف زهرا به شرط خدمت نیست

در عبادت عبودیت باید

طاعتى بهتر از اطاعت نیست

ما تو را بین خواب هم دیدیم

خواب عشاق خواب غفلت نیست

جنت آنجاست که شما هستید

جنت بى شما که جنت نیست

همه سرمایه دار حب توایم

گنجى اندازه ى محبت نیست

عزت بى تو را نمیخواهیم

عزت بى تو غیر ذلت نیست

حرف تو حجت است و غیر از تو

هیچکس بر ائمه حجت نیست

تو اگر خانه دار این بیتى

خانه دارى کم از نبوت نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/12/5 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


در عالم وحی بی نظیری زهرا

در هر دو جهان تو دستگیری زهرا

هر چند که بود عمرت ای گل کوتاه

با عمر کمت خیر کثیری زهرا

***

ای بر دل و جان خسته ی ما آگاه

بر شیشه ی دل نشسته از حسرت آه

ما را بنواز با نگاهی گهگاه

یافاطمة اشفعی لنا عند الله




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/12/4 | 06:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


فقط نه اینکه تو از انبیاء سری زهرا

که با علی و پیمبر برابری زهرا

تو ام احمد و کلثوم و زینب و حسنین

اصالتاً به امامان تو مادری زهرا

بزرگ لفظ حقیریست در بزرگی تان

ظهور و مظهر الله اکبری زهرا

صحیفه ی تو که شد کاتبش امیر کلام

گواست مثل پیمبر پیمبری زهرا

قسم به لیلة الاسری تو لیلة القدری

قسم به چشمه ی زمزم تو کوثری زهرا

تو کیستی که شبی در قبیله ی کفار

به نور چادرت اسلام پروری زهرا

زمان فتنه که دستان مرتضی بسته است

تو ذوالفقار سخنگوی حیدری زهرا

تو یک تنه، همه ای در مصاف با دشمن

تو کفو شیر خدایی، دلاوری زهرا

درست آخر دنیاست، اول حشر است

اگر که دست به معجر بیاوری زهرا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/1 | 11:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای مقام تو فراتر ز همه باورها

مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر

سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت

نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو

احترامی که گرفتند همه مادرها

برِکت داد به نسل تو خدای عالم

تا شود کور دو چشم همه ی ابترها

قبله ی ام بنینی و رباب و زینب

الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها

خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان

به تو دارند ارادت همه پیغمبرها

من ازین سوختنت پای علی فهمیدم

فاطمه هست فقط یاور بی یاورها

پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی

محسنت شد سپرت جای همه لشکرها

آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند

آب شد تا به ابد قلب علی محورها

نا خود آگاه شود نالۀ ما وا اماه

تا که مسمار ببینیم به روی درها

حرف مسمار شد و باز نفس بند آمد

باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها

آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید

الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها

روضۀ چادر خاکی تو را زینب خواند

کربلا ، نیمۀ شب غارت آن معجرها




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


داده ست نام فاطمه ، داور به زهرا

داده لقب صدیقه ى اطهر به زهرا

جنت همان توصیف اجمالى زهراست

جنت به کوثر وصف شد کوثر به زهرا

ام ابیهایی اش ام الانبیایى ست

باید بگویند انبیا مادر به زهرا

او سربلند امتحان هاى خدا بود

اینگونه شد بخشید تاج سر به زهرا

صبرش زبانزد بود حتى قبل خلقت

صبرى که داده جلوه اى دیگر به زهرا

به رشته هاى چادرش امید دارند

آنانکه محتاجند در محشر به زهرا

ماندم بگویم رفته زهرا به پیمبر

یا که بگویم رفته پیغمبر به زهرا؟!

در سیر معراجى خود در آخر راه

زهرا به حیدر میرسد حیدر به زهرا

خدمت به مولا هم همان خدمت به زهراست

در اصل خدمت میکند قنبر به زهرا

یعنى همه محتاج زهراى بتولیم

وقتى توسل میکند رهبر به زهرا

زهرا براى ما همیشه مادرى کرد

خیلى بدهکار است این کشور به زهرا

تا فیض از دامان معراجش بچیند

سر میزند هر صبح پیغمبر به زهرا

وقتى پیمبر بود در شهر مدینه

عرض ادب میکرد حتى در ، به زهرا

تازه رسول الله را از دست داده

اما چو کوهى روى پایش ایستاده 

زهرا ستاره ، ماه ، زهرا آفتاب است

یک مصطفاى دیگرى زیر نقاب است

جبریل نازل میشود با وحى بر او

او نیست پیغمبر ولى صاحب کتاب است

مهریه اش آب است آب زندگانى

دنیاى لب تشنه فقط دنبال آب است

زهرا حکیمانه ست جنس اعتراضش

زهراى مرضیه سوالش هم جواب است

زهرا به ما آموخته پاى ولایت

از آبروى خود گذشتیم آن حساب است

چه آبرویى!!! گر به کار دین نیاید؟!

این آبروها بیشتر نوعى حجاب است

خانه به خانه در زدم پاسخ ندادند

بیگانه بیدار است اما دوست خواب است

در راه قرآن کندرو بودن چه حاصل

به نص قرآن راه قرآن با شتاب است

نه حرف من ، نه حرف تو ، نه حرف مردم

در دین ما حرف "على" فصل الخطاب است

تضعیف حزب الله جائز نیست , زیرا

هر جا که حزب الله باشد فتح باب است

در سینه اطفال ما عکس خمینى ست

این رویش نسل جدید انقلاب است

ایران ، یمن ، لبنان، فلسطین... در همه جا

پرچم به دست بچه هاى بوتراب است

ما را دعا کن باز با دست شکسته

ما را دعا کن که دعایت مستجاب است

هر که در این خیمه نشسته کار دارد

با مادر پهلو شکسته کار دارد

باید طریقت  هم ابوذر وار باشد

هم بینش مقداد یک مقدار باشد

ما این طرف یا آن طرف در دین نداریم

باید فقط "معیارِ حق" معیار باشد

باید به روى ماذنه حق را بیان کرد

باید بلال شهر هم عمار باشد

فرقى ندارد نخل یا منبر، على دوست

باید زبان میثم تمار باشد

دم میزند هر لحظه از حق و حقیقت

حتى اگر منصور روى دار باشد

انصار بودن یا نبودن اسم و رسم است

آنکس ز انصار است که بیدار باشد

دنیاطلب دین را به دنیا میفروشد

اى واى اگر دیندار دنیادار باشد

گنجش به فردى میرسد رنجش به جمعى

هر وقت اشرافى گرى در کار باشد

دیگر نمیخوابد گرسنه طفل مردم

گر سلک ما " الجار ثم الدار " باشد

از حرف حق خسته نخواهد گشت زهرا

حتى اگر بین در و دیوار باشد

کتمان نخواهد کرد حق مرتضى را

هر چند بین سینه اش مسمار باشد

مردم ! همیشه گل گل است و خار خار است

گیرم دوروزى گل کنار خار باشد

این قافله ترسى ز گمراهى ندارد

وقتى ولایت قافله سالار باشد

مرد و زن ما یک به یک سردار جنگند

دشمن غلط کرده پى سردار باشد

از یاوه گویى هاى دشمن بیم !! هرگز

وقتى شهادت هست پس تسلیم!! هرگز 

مردى یگانه بود و بانویى یگانه

آهسته میرفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو ، پا به پا ، شانه به شانه

سر میزدند انصار را کوچه به کوچه

در میزدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

واى از زمانه ،واى از دست زمانه

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

وقتى عزادار رسول الله بودند

از درب خانه میکشید آتش زبانه

آتش زدند این لانه را حتى نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

در باز شد وقتى که زهرا پشت در بود

دخت نبى افتاد بین آستانه

دستى ورم کرده ست و دستى هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتى نگاهى هم به پهلویش نینداخت

محو على بود عاشقانه ، عارفانه

دامان در میسوخت ، اما داشت میسوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب هاى جمعه فاطمه بالاى گودال

با ناله ، آنهم ناله هاى مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد اى داد بیداد

نور دو عینم کشته شد اى داد بیداد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم سرّ خدایی تو، هم باغ حیایی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات