حضرت زهرا(س)-مدح


آسمان ساز، ملک ساز، کبوتر ساز است

دست بر هر ملکى که بزند پر ساز است

مادرى بود که در قالب دختر آمد

چون نمیخواست بفهمند پیمبر ساز است

مولد شیرخدا بود ندادش تغییر

ورنه زهرا نظرش کعبه ى دیگر ساز است

تا ببینیم که زهرا چه تدارک دیده

لیلة القدر خداوند مقدر ساز است

کم ما را که گرفته است زیادش کرده

این کریمه کرمش چند برابر ساز است

سنگ دادیم در خانه طلایش کردند

فاطمه جاى خودش، خادمه اش زر ساز است

جنت از ردشدن فاطمه آباد شده

بسکه رد قدم فاطمه مرمر ساز است

دل بى قیمت و بى ارزش ما ارزش یافت

دل سپردن به غم فاطمه گوهر ساز است

حوض کوثر گه تقسیم مقسم میخواست

کوثر عرش خودش ساقى کوثر ساز است

انبیا آرزوى خادمى اش را دارند

شاه بانوى على فضه و قنبر ساز است

حب زهرا و على لازم و ملزوم همند

حب این دو ست که سلمان و ابوذر ساز است

گر دهان باز کند صبح قیامت بدمد

آه آه جگر سوخته محشر ساز است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 10:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصائب


بهشت جلوۀ نور جلالی زهراست

پَر ملائکه در خانه قالی زهراست

دخیل بسته به نخ های چادرش مریم

همین دلیل مقامات عالی زهراست

مقام خادمه اش آرزوی هر ملک است

خدیجه خادمۀ خردسالی زهراست

ملیکه ای که علی نیز سرورش خوانده

علی که شاه حجاز است و والی زهراست

نگاه فاطمه ازخاک فضه می سازد

طلا غبار ظروف سفالی زهراست

دوشنبه می رسد از راه و باز مژگانم

غبار روی ضریح خیالی زهراست

برای جلوۀ مهتاب روز او شب شد

ظهور نور علی در لیالی زهراست

شکست پهلوی زهرا، شکسته شد حیدر

علی که آینۀ لا یزالی زهراست

هنوز شانۀ دیوار می زند فریاد

که داغدیدۀ قدّ هلالی زهراست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 07:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بصیرت زهرایی


از اولین فرمانده هشیار این میدان

تا آخرین سربازمان که رد شد از قرآن

از سبزها و چشمه های جاری گیلان

تا سرخ خرمشهر و خرماهای نخلستان

در قلبمان آرامگاه فاطمه داریم

یک بارگاه از جنس یاس و لاله و ریحان

زهرا به ایرانی همیشه مرحمت دارد

گهواره جنبان حسینش می شود سلمان

با "فاطمه یا فاطمه" خو کرده این کشور

باید مراقب شد نیافتاد دست نااهلان

باید که خمس حب زهرا را بپردازیم

هر روز میمیریم زیر نعمت باران

باید که بگذاریم اسم کشورمان را

جمهوری اسلامی زهرایی ایران




موضوع: طلیعه فاطمیه،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح - فاطمیه


نور با آینه وقتی متقابل باشد

ذره کوچکتر از آن است که حائل باشد

نور، زهراست و آئینه علی، ذره کجاست

که در این بین فقط عاطل و باطل باشد

برترین خلقت دنیاست،‌عجب نیست اگر

که علی نیز به زهرا متوسل باشد

رو به قبله ست همه عمر، خدایا! غلط است

قبله بایست به سمتش متمایل باشد

اگر این طرز نماز است که او می‌خواند

ترس دارم که نماز همه باطل باشد

دل محال است ولی عقل دلش می‌خواهد

بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد

یک نفر آمده در را به لگد می‌کوبد

پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد

نیمرخ می‌شود، انگار علی آمده است

ماه ، دیگر به دلش نیست که کامل باشد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


گل های عالم را معطر كرده بویت

ای آن كه می گردد زمین در جست و جویت

یادش بخیر آن روزها ریحان به ریحان

می چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت

سیاره ها را در نخی می چیدی آرام

می ساختی تسبیحی از خاک عمویت

برداشتند از سفره ات نان، مردم شهر

جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت

درهای رحمت باز می شد با دعایت

دردا كه می بستند درها را به رویت

تاریخ می داند فدک تنها بهانه است

وقتی بهشت آذین شده در آرزویت

وقتی منزه گشته خاک از سجده هایت

وقتی مطهر می شود آب از وضویت

چادر حمایل می كنی از حق بگویی

حتی اگر یك شهر باشد روبرویت

برخاستی با آن صفت های جلالی

این بار آتش می چكید از خلق و خویت

حتی زمان می ایستد از این تجسم

تو سوی مسجد می روی مسجد به سویت

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

دنیا به آرامش رسید از های و هویت

از بانگ بسم الله رحمن الرحیمت

از آن نهیب الذین آمنویت

تو خطبه می خواندی و می لرزید مسجد

ذرات عالم یک صدا لبیک گویت

خطبه به اوج خود رسید آن جا كه می ریخت

مدح علی حیدر به حیدر از گلویت

گفتم علی... او قطره قطره آب می شد

آن شب كه روشن شد سپیدی های مویت

آن شب كه زخم تو دهان وا كرد آرام

زخم تو آری زخم آن رازِ مگویت

**

هنگام دفن تو علی با خویش می گفت

رفتی ولی پایان نمی یابد شروعت...




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


همه تسبیح بدستند به تسبیحاتش

همه تفسیر بدستند پى آیاتش

باطنش جاى خودش ، ظاهر او هم سِر است

ما تماما همه محویم، تماما ماتش

فاطمه عبد خدا هست ولى رب من است

کافرم گر نتوانم بکنم اثباتش

چه کسى دیده که از عرش کسى برگردد

زانهمه جلوه فقط سیب شود سوغاتش

میرسیدند بهم تا که على و زهرا

روبرو میشد؛ در اصل على با ذاتش

"عابدان سر به بر اندر طمع روضه خلد

عاشقان جان به کف اندر طلب مرضاتش"*

دور تا دور قدش را وسط کوچه ى شهر

می گرفتند ملائک پى تشریفاتش

آن نمازى که در آن صحبتى از فاطمه نیست

صاحبش را برساند به جهنم...آتش

حرم فاطمه با خاک نجف باید ساخت

وقف زهراست نجف با همه ى ذراتش

در زدن یا نزدن فرق ندارد اینجا

نیست وابسته ى سائل کرم بالذاتش

مهر خانوم برایش به دو عالم کافى ست

هر که باشد پى جبران شدن مافاتش

**

آن فلانى و فلانى و فلانى سه بت اند

لعنت شیعه به "عزى" به "هبل" به "لات" ش

 

* از جناب شهریار:

عابدان سر به بر اندر طمع روضه خلد

عاشقان جان به کف اندر طلب مرضاتند 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/12/3 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دنیاست چو قطره ایّ و ، دریا زهرا

کی فرصت جلوه دارد اینجا ، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز

هنگامه کند و لیک فردا ، زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود

عالم چو الفبا شد و معنا ، زهرا

احمد که خدا گفت به مدحش : لولاک

کی می شدی آفریده ، لولا ، زهرا

طاها و علی دو بیکران دریایند

وآن برزخ ما بین دو دریا زهرا

او سرّ خدا و لیلة القدر نبی است

خیر دو سرا ، درخت طوبی ، زهرا

بر تخت جلال ، از همه والاتر

بر مسند افتخار ، یکتا ، زهرا

در آل کسا محور شخصیّتهاست

مابین اَب و بَعل و بنیها ، زهرا

سر سلسله ی نسل پیمبر کوثر

سرچشمه ی نور چشم طاها ، زهرا

تنها نه همین مادر سبطین است او

فرمود نبی : اُمّ ابیها ، زهرا

آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد

امروز نگهداشته بر پا ، زهرا

از احمد و مرتضی چه باقی ماند

از مجمعشان شود چو منها ، زهرا

حرمت بنگر که در صفوف محشر

یک زن نبود سواره الا زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا

کافی است برای شیعه ، تنها ، زهرا

حیف است ( حسانا ) که در آتش سوزد

آن شیعه که ورد اوست : زهرا ، زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/12/2 | 06:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه

نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه

آنكه خاك جانمازش را پرستش مى كنند

اولیا الله عالم ، كیست الا فاطمه

انبیا از بركت دستاس او نان می خورند

رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه

ظاهراً فرموده اند ام الائمه فاطمه

باطناً فهمانده اند ام ابیها فاطمه

جلوه ای شد لیلة القدر رسول الله او

جلوه ای شد لیلة المحیای مولا فاطمه

بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند

آشكارا حجت الله علینا فاطمه

سیزده معصوم هریك نورى از زهراست پس

مى شود سرجمع این ها چهارده تا فاطمه

فاطمه حق و علی حق و مع الحق آینه است

چه علی اندر على چه فاطمه با فاطمه

حك شده بر روی گردنبند زهرا یاعلی

حك شده بر ذوالفقار مرتضی یا فاطمه

بسكه حیدر فاطمه است و بسكه زهرا حیدر است

در نجف چیزى نمیبینیم الا فاطمه

شادی روح خدیجه ، كوری چشم همه

سروری دارد به زنهای دو دنیا فاطمه

با هر اسمی كه بخوانی در نهایت مادر است

راضیه حنانة الحوراء، زهرا فاطمه

مادری بالاتر از این مهربانی بیش از این؟

میرسد محشر به داد شیعه صدجا فاطمه

خانه اش كه سوخت مسمار از خجالت سرخ شد

آن چنان برخورد با سینه كه آنجا فاطمه...




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 12:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بسترشهادت


تفسیر او به دست قلم نا میسر است

در شان او غزل ننویسیم بهتر است

شان نزول یك پری از آسمان به خاك

دامان مادری ست كه در شان كوثر است

هر مصرعم لبی ست كه لبخند می زند

این بیت من شبیه لبان پیمبر است

روح نبی ست  ؟ ام ابی ؟‌یا گل علی ؟

من هر كجاكه می رسم او جای دیگر است

از عرش تا به فرش ملائك خمار او

ذكرش سبو سبو می الله اكبر است

او فاطمه ست معنی این نام را هنوز

از هر زبان كه می شنوم نامكرر است

از زخم او اگر بنویسی قلم ، بدان

نامت از این به بعد قلم نیست  خنجر است

ننویس فتنه پشت دری شعله می كشد

در كوچه شر به پا شده در خانه محشر است

در كوچه بوی آتش و در خانه عطر گل

مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است

با پهلوی شكسته هم از كوه كوهتر

با قامت خمیده هم از آسمان سر است

لبخند می زند كه بخندند بچه ها

مادر اگر كه جان بدهد باز مادر است

مولا هنوز اول بی هم نفس شدن

بانو در انتظار نفسهای آخر است !




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


و قصه خواست ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از آن گنبد کبودش را

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

یکی نبود که جانی به داستان بدهد

و مثل آینه او را به او نشان بدهد

یکی که مثل خودش تا همیشه نور دهد

یکی که نور خودش را از او عبور دهد

یکی که مَطلع پیدایش ازل بشود

و قصه خواست که این مثنوی غزل بشود

نوشت آینه و خواست برملا باشد

نخواست غیر خودش هیچ کس خدا باشد

نوشت آینه و محو او شد آیینه

نخواست آینه اش از خودش جدا باشد

شکفت آینه با یک نگاه؛ کوثر شد

که انعکاس خداوندی خدا باشد

شکفت آینه و شد دوازده چشمه

و خواست تا که در این چشمه ها فنا باشد

و چشمه ها همه رفتند تا به او برسند

به او که خواست خدا چشمه ی بقا باشد

نگاه کرد، و آیینه را به بند کشید

که اصلاً از همه ی قیدها رها باشد

خدا، خدای جلالت خدای غیرت بود

که خواست، آینه ناموس کبریا باشد

نشست؛ بر رخ آیینه اش نقاب انداخت

و نرم سایه ی خود را بر آفتاب انداخت

در این حجاب، جلال و جمال "او" پیداست

"هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست"

نشاند پیش خودش یاس آفرینش را

و داد دسته ی دستاس آفرینش را

به دست او که دو عالم، غبار معجر او

و داد دست خدا را به دست دیگر او

به قصه گفت ببیند یکی نبودش را

بنا کند پس از این گنبد کبودش را...

**

رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود

زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود

چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش

انار تازه بچیند برای او در عرش

کمی بلندتر از گریه های کودکشان

درخت های جهان در حیاط کوچکشان

کنار باغچه، زن داشت ربنا می کاشت

برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت

و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت

غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت

چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد

فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد

صدای پا که می آمد تو پشت در بودی

به یاد در زدن هر شب پدر بودی

فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود

اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود

صدای پا که می آید... علی ست شاید... نه...

همیشه پشت در اما...کسی که باید... نه...

نسیمی از خم کوچه، بهار می آورد

علی برای حبیبش انار می آورد

خبر دهان به دهان شد انار را بردند

و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند

ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند

انار را همه بردند و نار آوردند

قرار بود نرنجی ز خار هم... اما...

به چادرت ننشیند غبار هم... اما...

قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی

نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی

فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟

رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟

**

صدای گریه ی مردی غریب می آید

تو می روی همه جا بوی سیب می آید

تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه

به عزت و شرف لاإله إلاالله

**

خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود

یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود

و قصه رفت بگرید، یکی نبودش را

سیاه پوش کند گنبد کبودش را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/30 | 11:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است

هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است

خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد...

...رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است

صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من

در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید

منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای

شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی

هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:

دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان

پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در

ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را

گر ندیده هیچ چشمی... چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را...

...بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  وصیت و بستر شهادت،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


یقینا در محبت هیچ کس مادر نخواهد شد

و بی شک مادری صدیقه ی اطهر نخواهد شد

کسی را با تو یارای تقابل نیست مادر جان

تمام سوره ها یک آیه از کوثر نخواهد شد

غبار چادرت پیغمبری از جنس آیینه است

هرآنکس با تو ایمان آورد کافر نخواهد شد

قیامت چیست غیر جلوه ی زهرایی زهرا

بدون مادر ما تا ابد محشر نخواهد شد

دعا کن مادرم گاهی برای خود پس از مردم

مگو با من که احوالت از این بهتر نخواهد شد

هم از مسمار معلوم است هم از دوده ی دیوار

یقین دارم در این خانه دیگر در نخواهد شد

هزاران بیت شعر فاطمی گفتیم باور کن

یکیشان هم (مدینه شهر پیغمبر) نخواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود

ارث مادر عاقبت از آنِ دختر می شود

حضرت زهرا اگر انسیة الحورا بود

دختر از این حیث با مادر برابر می شود

عطر یاس و بوی سیب آمیخته با نام او

با حضورش خانه ی حیدر معطر می شود

از دو دریا لؤلؤ و مرجان فقط حاصل نشد

آبشار صبر را سرچشمه کوثر می شود

نام زینب تا گره خوردست با نام حسین

عشق تفسیری از این خواهر برادر می شود

 (شمه ای از داستان عشق شور انگیز)شان

از همه افسانه های عاشقی سر می شود

احسن الحال همه عشاق با امضای اوست

او بخواهد کربلای ما مقدر می شود

ذوالبیان ارثیه ی بابا برای دختر است

با همین ارثیه او در کوفه حیدر میشود

در دفاعِ از حرم عباس درسی داده است

نیزه میگوید فقط این کار با سر می شود

تار و پود چادر مادر اگر خاکی شده

سهم دختر نقش آتش روی معجر می شود

آخر هر روضه و مدحی که از دختر شده

یاد مادر میکنند و صحبت از در می شود




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


هر وقت حرف دیدن یارست لن هم هست

دل کندن از دلبستگیها، از وطن هم هست

گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

"در باغ اگر گل هست, پهلویش چمن هم هست"

وقتى که در باز است حرف باز کردن نیست

وقت گدایى که مجال ناز کردن نیست

پروانه بودن به همین پرواز کردن نیست

"گر خواستى پروانه باشى سوختن هم هست"

لازم نکرده هیچکس ما را نگه دارد

ما را دو عالم بس اگر مولا نگه دارد

سرمایه اى دارى بده زهرا نگه دارد

"زیرا که در این راه حتما راهزن هم هست"

هر وقت دردى هست , یا هر وقت آهى هست

از جانب معشوق ما حتما نگاهى هست

در کوله بار ما اگر بار گناهى هست

" اما خوشم, زیرا دعاى پنج تن هم هست"

داریم ما از دو برادر, هر چه را داریم

پس کربلا را از حسین و مجتبا داریم

گیرم مدینه بسته گردد,کربلا داریم

قبرحسین بن على قبر حسن هم هست

نامى که هر شب با توسل میبرم زهراست

مهر على را دارم و بالاسرم زهراست

من بچه این خانه ام,پس مادرم زهراست

" آرى به فکرم هست زهرا, دائما هم هست"

آتش گرفته گلشنى در پیش همسایه

خاکى شده چه دامنى در پیش همسایه

این را که دارى میزنى در پیش همسایه

" تازه پدر از دست داده, تازه زن هم هست"




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


راضى شده بودیم به املاى محمد

اما نرسیدیم به معناى محمد

هر آنچه که دارند رسولان, همه دارند

از معجزه ى خاک قدمهاى محمد

مولاست همان رحمت امروز پیمبر

زهراست همان رحمت فرداى محمد

تفسیر کمالات جلالى على بود

لاحول و لا قوه الاى محمد

این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست

خوابید اگر شیرخدا جاى محمد

اسلام محمد به جز اسلام على نیست

منهاى على, یعنى: منهاى محمد

در آینه فاطمه دیده است خودش را

بنشسته محمد به تماشاى محمد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)،  مدح و مناجات با اهل بیت(ع)،  مدح و مناجات با امام علی(ع)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/11/24 | 02:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا

و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش

چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

نوشتم آن که حبش شد کلید خانه ی رحمت

و بغضش تا همیشه گشته سوزنده تویی زهرا

مُغیثی که به هر نخ از عبا و چادرش حتی

شده هر مُرسلی آخر پناهنده تویی زهرا

قیامت در قیامت یک تنه بر پا کنی بانو

پناه عاصیان هستی و بخشنده تویی زهرا

کسی که حیدر و احمد به دور زینبش گردند

و زینب تحت تعلیمش شد ارزنده تویی زهرا

ره توحید تنها راه فرزندان تو باشد

کسی که با جهادش شرک را کنده تویی زهرا

شبیر و شبر تو زینت ارض و سما هستند

و آنها مادری دارند زیبنده... تویی زهرا

الا ای کوثر قران تویی معیار هر ایمان

که در این عالم امکان فروزنده تویی زهرا

منم فرزند خاطی رو به تو آورده ام مادر

کسی که گشتم از رویش سرافکنده، تویی زهرا

کسی که دست او بشکسته اند و پهلویش اما

فقط بر روی حیدر  میزند خنده تویی زهرا

کسی که دست بوسش گشته ختم المرسلین اما

علی از دستهایش گشته شرمنده تویی زهرا

صدف چون بشکند دُر بر زمین می افتد و حالا

میان آن در و دیوار تابنده تویی زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/20 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


نشسته ام که به دست آورم نگاهت را

به آسمان بزنم تا غبار راهت را

ز رو سیاهی من شب به شرم می افتد

سپید کن شب تاریک رو سیاهت را

چقدر گریه برایم نموده ای مادر

بمیرم این که نبینم من اشک و آهت را

کدام روضه بخوانیم و باز گریه کنیم

کدام روضه ی محبوب و دل بخواهت را

چقدر غیرت خورشیدیَت شکست آن روز

که ریسمان زده بودند دست ماهت را

میان کوچه تو را می زدند ای مادر

بمیرم اینکه علی دید قتلگاهت را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/18 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


فیض روح القدس عالم معنا زهرا

تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا

مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود

رفت معراج که آخر برسد تا زهرا

به زمین آمدنش آمدن ساده نبود

دست بر سینه نبى گفت: بفرما زهرا

سر آوردن این سوره کوتاه چقدر

گفت جبریل: على ، گفت نبى: یا زهرا

اینکه حق با على است ، اینکه على با حق است

معنى هر دو اش این است: "على با زهرا"

قرب آن است که در سجده به زهرا برسند

سر سجاده رسیده ست به زهرا، زهرا

یک على داشت خدا، فاطمه هم داشت یکى

بخدا نیست کسى فاطمه الا زهرا

مرتضی مثل نبی بوسه به دستش میزد

حجت الله علی، حجت اعلا زهرا

من ز طیف عرفاى نجفى هستم که

ذکرم امروز بود فاطمه، فردا زهرا

کاروبار دل ما پیش خدا میگیرد

سروکار دل ما باشد اگر با زهرا

قبر ما سوخته ها جنت ما خواهد شد

بنویسند اگر بر لحد ما " زهرا "




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/11/10 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


تا قیامت بنویسم اگر از پروانه

ندهم جز خبرى مختصر از پروانه

زندگى کردن عشاق تماما درس است

میشود یاد گرفت آنقدر از پروانه

آبرو را همه از برکت چیزى دارند

عارفان از سحر، اما سحر از پروانه

عالمى را نفس سوخته اى زنده کند

معجزه هیچ ندیدم مگر از پروانه

سوز معشوق به سوز دل عاشق نرسد

شمع هم سوخته، نه بیشتر از پروانه

عاشق آن است که معشوق فروشى نکند

هیچگه دل نبرد سیم و زر از پروانه

آنقدر وصل تو سوزنده تر از هجران است

که نمانده است نه بال و نه پر از پروانه

تا سحر سوختنش را به تماشا بنشین

تو فقط اول شب دل ببر از پروانه

جگر سوخته من خبرش پیچیده

چه بگیرى چه نگیرى خبر از پروانه

تا نفس هست مرا دور سرت میگردم

بیش ازین برنمی آید دگر از پروانه

پروبالى که نمانده ست برایم, اما

آنقدر هست بسازى سپر از پروانه

دل به آتش زدم و سعى خودم را کردم

دست تو باز نشد...درگذر از پروانه

نوبت شستن پروانه رسید و حالا

تازه فهمید چه میخواست در از پروانه

 در همان مرحله ى سوختنش می مانم

تا قیامت بنویسم اگر از پروانه  




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/10/2 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را

تا خلق کند حوری انسانی خود را

ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد

بر خاک قدم های تو پیشانی خود را

هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر

مدیون تو هستند مسلمانی خود را

در بند غمت هر که اسیر است عزیز است

آزاد مکن یوسف زندانی خود را

چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم

یک روز ببینیم سلیمانی خود را

ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم

در روضه تو لحظه پایانی خود را

دل را به منای غم تو ذبح نمودیم

از یاد مبر این همه قربانی خود را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/01/20 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


این زندگی بی عاشقی معنا ندارد

ای وای بر آنکه دل شیدا ندارد

هرکس که اینجا شهرتش عاشق نباشد

روز قیامت نامه اش امضا ندارد

آن که عبادت کرده اما بی محبت

جایی میان عالم بالا ندارد

آن قدر دین آمد که گوید ایها الناس

بیچاره آن که حضرت زهرا ندارد

هر کس نگفته فاطمه، روز قیامت

بر لب نوایی غیر واویلا ندارد

هر جاست حرف فاطمه آنجا بهشت است

والله این دنیا و آن دنیا ندارد

بدبخت آن که نیست زهرا مادر او

باید بسوزد در جهنم پیکر او

ما فاطمیونیم چیزی کم نداریم

ما فاطمیونیم در دل غم نداریم

ما درد خود با هر کس و نا کس نگوییم

غیر از علی و فاطمه مَحرم نداریم

هر کس به زیر سایۀ لطفی نشسته

ما سرپناهی غیر این پرچم نداریم

معنی انسان میشود محتاج زهرا

جز سائلان فاطمه ، آدم نداریم

دنیا اگر با فاطمه مأنوس گردد

اصلا گرفتاری در این عالم نداریم

وقت خوشی یا غصه ها اصلا امیدی

جز دختر پیغمبر اکرم نداریم

ما را همیشه داده این مادر خجالت

بیش از پدر مادر به ما کرده محبت

تو کیستی دنیاست حیران مقامت

بر سیزده معصوم ، واجب احترامت

بین زمین و آسمان ها می درخشد

پیغمبری که روزها داده سلامت

تو ورد لبهای امیرالمومنینی

خیلی تعصب داشت بر نامت امامت

الحق تویی بانوی از ما بهتران و

صاحب نفس های همه عالم غلامت

من مطمئنم ذره را خورشید کردند

آن قوم که با معرفت بردند نامت

در آفرینش مادری دیگر ندارد

اندازه ات فرزندهای با کرامت

بالاتر از درکند کل بچه هایت

مثل تو بی همتا، حسین و مجتبایت

هر روز عمرت بخشش و ایثار کردی

با مهربانی با همه رفتار کردی

بر تو پیمبر زادگی خیلی می آید

تو زندگانی محمد وار کردی

حق بزرگی گردن هر شیعه داری

تاریخ را از فتنه ای هشیار کردی

خسته نباشی قهرمان بی نشانه

خیلی برای عزت ما کار کردی

هر جور میشد پای دینت ایستادی

تو دشمنان مرتضی را خوار کردی

داری چه توفیقی تمام هست خود را

نذر جناب حیدر کرار کردی

ای مرجع تقلید عشاق ولایت

ما را نکن محروم از فیض شهادت

ای بهترین سرچشمه فیض الهی

محکم تر از تو من ندارم تکیه گاهی

آورده ام ناگفته ها را محضر تو

دارم دوباره التماس یک نگاهی

نا واردم من آمدم سوی تو امشب

بلکه برایم از خدا حاجت بخواهی

مادر غریبه نیستی راحت بگویم

جان حسینت خسته ام از روسیاهی

آن قدر گیرم این ضریح چادرت را

تا که بیفتم در مسیر سر به راهی

ای کاش تو قسمت کنی من هم بگردم

یک عمر دور خانه ات مانند آهی*

قربان آنکه پیش تو عمری گدا شد

روح از تنش با اسم فرزندت جدا شد

 

* مرحوم حاج علی آهی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/01/20 | 11:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


من از تو می خواهم بگویم ، واژه ها پر ...

از آسمان سبز ، از فصل کبوتر

من از تو آری ، از تو ای بانوی باران !

باید بهاری سبز بنویسم به دفتر

اما چگونه ؟ از تو گفتن کار سختی ست

با این زبان الکن و این روح ابتر !

من شاعری تاریک تاریکم ، چگونه

در محضر آیینه بنشینم مُنوّر ؟!

گاهی دلم لک می زند قرآن بخوانم

قرآن ، سه رکعت نور ، یعنی : فصل کوثر

گاهی دلم لک می زند شعری بگویم

شعری شبیه نورتان ، سبز و مُعطر

دست و دلم می لرزد اما ... کار من نیست

غمگین ، قلم را می گذارم روی دفتر

من عاجزم از خواندن آیات نورت

طبع مرا در مکتب نورت بپرور

در جان من حکمت بریز ، ای جوهر نور

تا از کراماتت بگویم بار دیگر

باید بخوانم من تو را با لهجه ی نور

باید ببینم من تو را با چشم حیدر

تو بای بسم الله دین ، توحید نابی

ذکر لبان عارف ات : الله اکبر

در تو شکوه بندگی را می توان دید

ای آبروی قبله و محراب و منبر

انسانیت ، حکمت نشین مکتب توست

شاگرد دانشگاه تو ، سلمان و بوذر

نامت بلند است ای دلیل آفرینش

تو کیستی ؟ بانوی دین ، زهرای اطهر




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/01/20 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


دوباره شد وجود من اسیر و مبتلای تو

مثل همیشه این قلم دم زند از وفای تو

عرض ادب به ساحت شما روانه می کند

قافیه های این غزل خلق شده برای تو!

مادر آب، می شود دعا کنی برای من؟

که رفـته تا عـرش خـدا نـوای ربّنای تو!

تـکّـه نـخــی ز چـادرت بـر من بینوا ببخش

حاجت من همین شده هرسحر از خدای تو

خاتم أنبیاء خودش گفت به محضر شما

مادر من تـو هستی و پـدر شود فدای تو

شرح مقامتان فقط آیه ی وحی می شود

سوره ی کوثر هـدفش مدح تو و ثنای تو

خشت به خشت قلب من خورده سند به نامتان

گوشه چشمی بنما، دست من و عطای تو!!

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/01/20 | 01:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-مدح


ای ز تو پیغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضیه و مرضیه و عالمه

سیدة النساء یا فاطمه

آینه ی سیرت ختم رسل

دانش کل عصمت کل عقل کل

دختر دین مادر دین کیست تو

نور سماوات و زمین کیست ؟ تو

مام دو عیسای مسیح آفرین

بر دو مسیحت ز مسیح آفرین

وصف تو و مدح تو خیرالکلام

مادر سادات علیک السلام

مادر روحانی روح الامین

ذریه ات ستارگان زمین

روح علی جان محمد  تویی

سوره ی فرقان محمد تویی

دست خدا دست به دامان توست

مادری ختم رسل شان تو است

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آیة تطهیر گل دامنت

هست خدا پیشتر از بودنت

عمر تو ای مادر ما کم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبی مادر آدم سلام

سیدة النساء عالم سلام

در یم غم ها به علی نوح کیست ؟

بین دو پهلوی نبی روح کیست ؟

روح عبادات سلام علیک

مادر سادات سلام علیک

مصحف مهر تو کتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پیمبر تویی

آرزوی احمد و حیدر تویی

حسن تو نقش قلم ابتداست

سینه ی پاک تو بهشت خداست

پیک خدا فخر کند بر همه

این که منم هم سخن فاطمه

جان نبی  در بدنی فاطمه

محور هر پنج تنی فاطمه

کعبه دهد تکیه به دیوار تو

چشم علی تشنه به دیدار تو

صورت تو سیرت پیغمبر  است

صحبت تو حرف دل حیدر  است

مصحف ناخوانده ی حق صدر تو است

لیله قدری که نهان قدر تو است

ای همه دم ذکر خدا بر لبت

روح علی محو نماز شبت

کعبه ی دل هاست سرایت هنوز

پشت سر ماست دعایت هنوز

کشور ایران حرم پاک تو ست

هر وجبش قبضه ای از خاک تو ست

ای کرمت شامل حال همه

مادر سادات بنی فاطمه

نعمت هستی نمک فاطمه ست

ملک الهی فدک فاطمه ست

ای که به خاک تو فدک گم شده

بین سپاه تو ملک گم شده

یاس کبود از اثر خارها

حیف که کشتند تو را بارها

وصف تو اینگونه به ما رسیده

ایتها الصدیقة الشهیده

اجر رسالت شرر نار شد

یار تو تنها در و دیوار شد

دیو کجا غرفه ی حورا کجا ؟

شعله کجا صورت زهرا کجا ؟

سرو علی گرچه قدت خم شده

پشت ولایت ز تو محکم شده

مادر یازده ولی کیست ؟تو

فدایی راه علی کیست تو

آتش بیت تو دل عالم است

شعله ای از آن نفس میثم است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/19 | 01:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زیباست اگر چشم بصر داشته باشد

جشمی كه بصرداشت خبرداشته باشد

جشمی كه خبر داشت تماشاگه عشق است

باآه وفغان صبح و سحر داشته باشد

 كالای خودش را به دو عالم نفروشد

در روضه كسی دیده ی تر داشته باشد

 درروضه كسی دیده ی ترداشته یعنی

 كنجینه ای از در و گهر داشته باشد

 در روضه كسی دیده ی تر داشته یعنی

 دردیده دوصد كیسه ی زر داشته باشد

بااشك توان رفت به معراج خداوند

با اشك دعا نیز اثر داشته باشد

 گویند كه با اشك دعا اوج بگیرد...
مانند پرنده ست كه پر داشته باشد

ای وای از آن خانه درش سوخته باشد

درآن طرفش قرص قمر داشته باشد

 شرمنده بود شب كه قمر داشته باشد

شرمنده بود خانه كه در داشته باشد

آن خانه كه جبریل غبار در او را

از میمنت فاطمه برداشته باشد

 پهلو بزند بر همه ی عرش خداوند

وقتی چو علی خیر بشر داشته باشد

آن خانه كه بودش صدف لولو و مرجان

 شهد رطب و میوه ی تر داشته باشد

 آن خانه سزا نیست درش سوخته باشد

 وقتی چو ابالفضل " پسر" داشته باشد

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/19 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


وسع کم داشته را لطف فراوان باید

از عطش سوخته را رحمت باران باید

تا به اوج کرم دست کریمان برسیم

سیر در معرفت سوره ی انسان باید

گل اگر میل به گلدان نکند می میرد

سر سودا زده را شوق بیابان باید

لطف این طایفه به خون جگری وابسته ست

شانه تا که برسد زلف پریشان باید

مادری کن که به این مادریت محتاجیم

کودکی گم شد اگر،گرمی دامان باید

گرچه ما لکه ی ننگیم و مضافیم همه

دور سجاده ی تو گرم طوافیم همه

انبیایی که کرامات مکرر دارند

چشم امید به یک جلوه ی کوثر دارند

آسمانی شده ها در تب و تاب اینند

کمی از خاک قدم های تو بردارند

تا بخواهی در این خانه کنیز آوردیم

نذر تو قوم عجم هر چه که دختر دارند

فاطمه جلوه مولاست،علی جلوه ی او

این دو آیینه به هم حسن برابر دارند

ذکر تسبیح تو هر لحظه به روی لب ماست

مست ها دائما انگیزه ی ساغر دارند

آیه با زیر عبا رفتن تو نازل شد

پنج تن با قدم فاطمه محور دارند

دل به دست تو سپردیم طلا پس دادی

باز هم بیشتر از حد گدا پس دادی

مینویسم سر خط یا علی و یا زهرا

قافیه ساختم از نام علی با زهرا

آسمان روی زمین و پدر خاک علی

حضرت کوثر ما، مادر دریا، زهرا

سپر محکم هر غصه ی پیغمبر علی

راحت جان علی،جوشن مولا، زهرا

حشر اسرا و قلم،فاطر و زلزال علی

کهف یس نبأ و واقعه طه،زهرا

نور الانوار علی، مخزن الاسرار علی

سر مستور شده،باطن و معنا،زهرا

پیش عالم همه جا عالمه باید باشد

هرکجا هست علی فاطمه باید باشد

شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست

چون که غوغای تو در وادی محشر بالاست

سوختن،آب شدن،بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست،رهش سربالاست

تا ز تو دور شدم گریه کنان برگشتم

حس وابستگی طفل به مادر بالاست

هر چه دارید به خانه،به گدا میبخشید

خب طبیعیست شلوغی دم این در بالاست

خطبه ی مسجد تو شهد تمام دین است

لطف زهراست فقط،شیعه سرش گر بالاست

همه ی زندگی ات را به امامت دادی

از زمین خوردن تو،پرچم حیدر بالاست

بروی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود

شاهد بندگی تو  ورم پای تو بود

طی شده فاطمیه ، روضه به پا هست هنوز

داغ تشییع تنت بر دل ما هست هنوز

علت خانه نشینی علی معلوم است

رد خون ، بر روی مسمار بجا هست هنوز

بچه ها بعد تو از خواب و خوراک افتادند

بین یک شانه ز مویت ، دو سه تا هست هنوز

زینبت برد ز تو ارث زمین خوردن را

دختری منتظر کرب و بلا هست هنوز

می رسد نوبت آن لحظه که در روز دهم

بدن شاه به گودال رها هست هنوز

دور تا دور تنش پر شده از اهل زنا

اثر تیر جدا ، نیزه جدا هست هنوز

آتش خیمه همان آتش پشت در بود

سر بر نیزه همان زخم سر مادر بود




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/19 | 12:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


اعطای حق به ختم رسل چیست؟ کوثر است

کوثر وجود اقدس زهرای اطهراست

زهرا یگانه لیله قدری که قدر او

مخفی چو علم غیب خداوند اکبر است

زهرا که نقطه نقطه به دست و جبین او

آثار بوسه های مدام پیمبر است

زهرا که کفو نفس رسول خدا علی است

زهرا که حیدر است چو او،او چو حیدر است

زهرا که قدر و عزت و جاه و جلال او

از صد هزار مریم عذرا فراتر است

انسیه ای که از ملک و حور و جنّ و انس

هرکس که نیست خاک درش خاک بر سر است

ممدوحه ای که ذات خداوند ذوالجلال

او را به مصحف نبوی مدح گستر است

زهرا علیمه، طاهره، زهره، محدثه

زهرا همان بتول، بتول مطهر است

بر مادرش سلام که حق گویدش سلام

بر شوهرش درود که ساقی کوثر است

این است آن گلی که گلابش ائمه اند

این است آن سپهر که ساداتش اختر است

این مادر است مادر کل پیمبران

این دختر است، دختر اسلام پرور است

در دامن خدیجه رسول مجسّم است

در بوسه ی رسول بهشت مصور است

بر روی او نگاه علی موج می زند

از بوی او مشام محمد معطر است

آیینه ی تمام نمای خداست این

خود بر هزار نام خداوند مظهر است

در حشر آفتاب شود سایه ی بهشت

بر هر کسی که سایه ی زهراش بر سر است

پرونده گناه شود برگه ی بهشت

زیرا که شخص فاطمه خاتون محشر است

قبرش دل علی و دل شیعه ی علی است

کی گفته در میانه ی محراب و منبر است

دست نبی گرفت شب دفنش از علی

یعنی که این امانت خلّاق داور است

بالله قسم! کبودی آن یاس مصطفی

با سرخی عذار محمد برابر است

آن تازیانه را به رسول خدا ص زدند

کو را روان پاک محمد به پیکر است

با آنکه کوه جرم و گناهش بود به دوش

"میثم" هماره چشم امیدش به این در است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-مدح


کس نداند مقام زهرا را

تا نداند مرام زهرا را

کس نداند در اقتدا به رسول

جز علی اهتمام زهرا را....

حضرت قائم از تبهکاران

می کشد انتقام زهرا را

ملک دوزخی اگر شنود

از نگارنده نام زهرا را

بشنود این خطاب از یزدان

که رها کن غلام زهرا را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 01:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست..

دست این دست به دامن شده محشر بالاست..

سوختن آب شدن بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست رهش سربالاست..

آنچه ساقی ازل داد همان مینوشم..

رتبه مستی ما از تب ساغر بالاست..

چون که خاک قدمت شد شرفش بخشیدند..

تا قیامت به همین مرتبه این سر بالاست

ما فقط زیر پر چادرتان آرامیم..

حس وابستگی طفل به مادر بالاست..

هرچه دارند به خانه به گدا میبخشند..

خب طبیعیست شلوغی دم در بالاست..

قبل تو ننگِ عرب، داشتن دختر بود

بعد تو میل به آوردن دختر بالاست

عالمی گفت که این خطبه تمام دین است

لطف زهراست فقط شیعه سرش گر بالاست..

همه زندگی ات را به امامت دادی..

از زمین خوردن تو پرچم حیدر بالاست..

بر روی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود..

شاهد بندگی تو ورم پای تو بود.




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


سوی معراج کمال توست سمت بال ها

قد به سن تو نخواهد داد،سن و سال ها

شان انسان کمتر از توصیف زهرایی توست

فرق چندان نیست بین با زبان و لال ها

هر نبی آمد کمی "قدر" تو را تبلیغ کرد

"تو شناسی" بود مقصود همه ارسال ها

هر کسی لایق به خدمتکاری این خانه نیست

چشم باید دوخت بر اخلاص ها، اقبال ها

خاک پای خادمت بودن خودِ آقایی است

ختم خواهد شد به خاک پای تو آمال ها

سوختن دارد مقام قرب،دور و زود هم

بستگی دارد تقرب ها به سوز و حال ها

حال و روزِ سوزِ این دل گرچه رو به راه نیست

می رسند آخر به عشق تو! تمام کال ها




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 01:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو