روز مادر


تو رفتی و من به زیر دِینم ...امروز

جاری شده اشک از دو عینم ...امروز

از برکت شیر پاک تو... ای مادر

گریه کُن روضه ی حسینم...امروز


تقدیم به همه مادرهای از دست رفته





موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 12:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح -حجاب


تو مادری آن را که با داغت عجین باشد

خوشبخت شد آنکس که با تو همنشین باشد

ای مرجعِ تقلیدِ زن های سبک پرواز!

پلکی بزن که جانِ ما در آستین باشد

چادرسیاهت شب به شب پهن است و در هر روز

چادرنمازت آفتابِ سرزمین باشد

باید که دستی زد به این چادر...توسّل جست

چون چادرت تفسیری از حبلُ المتین باشد

ارثیّه ی نابت...حجابت ، سایه پرور شد

تا قامت ریحانه ها پنهان ترین باشد

در بندگی و همسری و مادری و علم

جز تو چه کس "خیرُ النّساء العالمین" باشد؟

دستانِ تو چرخانده دستاسِ دو عالم را

"لولاک..." در مدحِ تو قطعا شرطِ دین باشد

نُه سالِ نوری ، "عشق"  را در خانه جا دادی

تا در فراقت با امیر المومنین باشد

ای مادرِ آیینه و آب و گل و لبخند

ای کاش مانندِ تو یک زن ، اینچنین باشد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 12:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-مدح


دل خوشی یعنی خدا را داشتن

در بهشت لطف او جا داشتن

بین سینه حب مولا داشتن

مادری مانند زهرا داشتن

دل خوشی یعنی دو دنیا مال ماست

روز محشر فاطمه دنبال ماست

بندگی یعنی عبادات شبش

ذکر تسبیحات بر روی لبش

سجده های غرق نور زینبش

آن حجابی که رسید از مکتبش

بندگی یعنی حجاب فاطمه

سجده های ناب ناب فاطمه

عشق یعنی خنده های فاطمه

پر گرفتن در هوای فاطمه

نوکری کردن برای فاطمه

با امید یک دعای فاطمه

عشق یعنی یک نگاه مادری

سر پناهی در پناه مادری

زندگی یعنی سکوتی پر سرور

انعکاس نور در سیمای نور

و بساط عاشقی ها جور جور

دور باد از زندگیشان چشم شور

زندگی یعنی بهشت بندگی

بندگی کردن برای زندگی

سادگی یعنی به کم ها ساختن

در تنور خانه نان را ساختن

و حصیری زیر پا انداختن

نه به دنیا و طلا دل باختن

سادگی یعنی دو لیوان گلی

وصله نعلین مولایم علی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 12:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا آسمانی هست پرواز است بالی هست

در دل امیدی هست تا راه وصالی هست

شکر خداوندی که با تو آشنایم کرد

در سجده می افتم که نورت این حوالی هست

درک مقامات تو و ذهن بشر ، هیهات

دل خوش به این ماندیم که خواب و خیالی هست

سلمان شدن که نیست ساده ، کار می خواهد

سه قرن اول انتظار خاکمالی هست

تو رحمت محضی و فیضت می رسد دائم

تا که نگاه لطف تو بر این اهالی هست

ما از تو ممنونیم ذره پروری کردی

قابل نبودیم و تو بر ما مادری کردی

راز شب قدری و قدرت را خدا داند

تو سرالاسراری و این را مصطفی داند

یعنی خدا شیرازه ی خلقت تو را خوانده

وقتی تو را محور بر آن جمع کسا داند

حیدر نبود ، هم کفو تو پیدا نمی گردید

شان تو را تنها علی مرتضی داند

از انبیا هم عصمت تو هست بالاتر

آری خدا این رتبه ی خیرالنسا داند ؟

اول نمود اقرار ای مادر به فضل تو

هر کس که خود را سائل آل عبا داند

با عشق تو بانو گره خورده حیات ماست

روز قیامت مهر تو برگ نجات ماست

تو آسمان و یازده خورشید دنبالت

وقت سلوکت می رسد پیش خدا بالت

نامی ز حورالعین در آیات انسان نیست

این هم یکی از صد هزاران وصف اجلالت

وحی است گویا ، احترامت واجب عینی است

وقتی که می پرسد نبی هر روز احوالت

شیرین ترین میوه هایت را به ما دادی

جبریل شد جبریل با یک میوه ی کالت

ما فکر دنیا و تو فکر محشر مایی

ما آرزومان چیست و تو چیست آمالت !

"حی علی خیر العمل" یعنی ولای تو

یعنی که نیکی کردن بر بچه های تو

بوی خدا آید ز هر جا بگذری خانم

وقت عبادت از خدا دل می بری خانم

وقتی سفر می رفت پیش تو دلش می ماند

تو باعث دلتنگی پیغمبری خانم

تو ازدواجت با علی امری الهی بود

خوشحال بودی که برای حیدری خانم

مریم زمان خود زنی برتر به عالم بود

تو از زنان هر دو عالم برتری خانم

گویند مردم کاش ما هم فاطمی بودیم

روزی که تو فرمانروای محشری خانم

پیش خدا خوش باش جای تو به دنیا نیست

با آن کمال اینجا برای روح تو جا نیست

نزد خدا دارای عز و اعتباری تو

ام ابیها شاه بیت روزگاری تو

تو حجت الله بر امامان هستی ای مادر

می ماند آدم با مقاماتی که داری تو

تیغ دو دم یا که سپر ، حیدر نمی خواهد

شیر خدا را  هم سپر ، هم ذوالفقاری تو

اما علی را باورش کی بود تا بیند

در هر کجای خانه اش لاله بکاری تو

محشر به هم می ریزد از یک سو حسین بی سر

از یک طرف هم دست عباست می آری تو

بر رشته های چادر تو دست اندازیم

بر این مقام نوکری آن روز می نازیم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/18 | 12:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت-بصیرت


توحید را دردانه مظهر می‌شود زهرا

یکپارچه الله اکبر می‌شود زهرا

اُم ابیهای پیمبر می‌شود زهرا

ساقی اگر مولاست کوثر می‌شود زهرا

شیعه چو فرزند است و مادر می‌شود زهرا

اهل کرم ذاتا کریم‌اند و گدا محتاج

جایی ندارد غیر باغ هل أتی محتاج

زهرا کریمه، ما تماماً بی‌نوا، محتاج

به چادرش هستند حتی انبیاء محتاج

تا وارد صحرای محشر می‌شود زهرا

محو کمال خویش کرده مرتضی را هم

وقتی دعایش سر زده همسایه‌ها را هم

یعنی دعایش آبرو داده دعا را هم

جمله به جمله هل أتی، حتی کساء را هم

هر طور بنویسیم محور می‌شود زهرا

او مادر آب است و باران را به عالم داد

به سائلان شهر نه، نان را به عالم داد

تنها نه قرص نان که ایمان را به عالم داد

در خانه کوچک بزرگان را به عالم داد

معصومه، معصوم‌پرور می‌شود زهرا

ما اهل پایینیم بالا را نمی‌فهمیم

ما «نزّل القرآن فیها» را نمی‌فهمیم

گل را نمی فهمیم حورا را نمی‌فهمیم

سیلی زدن بر روی زهرا را نمی‌فهمیم

با یک نسیمی نیز پرپر می‌شود زهرا

دیوارهای خانه‌اش دیوار اسلام است

دنبال جاری کردن افکار اسلام است

کار شریف خانه‌اش هم کار اسلام است

تنها پی بیداری انصار اسلام است

دیدی اگر از خانه‌اش در می‌شود زهرا

دین در خطر باشد سپر می‌آورد زهرا

مثل علی رو به خطر می‌آورد زهرا

سینه برای میخ در می‌آورد زهرا

این فتنه را از ریشه در می‌آورد زهرا

این بار دیگر مرد خیبر می‌شود زهرا

کشتی طوفان‌دیده را با خطبه ساحل شد

با خطبه او بود که اسلام کامل شد

با خطبه روز غدیر خم مکمل شد

خطبه به شکل دیگری در کوفه نازل شد

زینب میان کوفه دیگر می‌شود زهرا

راه خدا با شمس، با نور جلی باز است

این راه تنها با ولایت،‌ با ولی باز است

دست علی بسته‌ست دست من ولی باز است

تا دست من باز است پس دست علی باز است

حالا در این اوضاع حیدر می‌شود زهرا

این قفل بسته با خلافت وا نخواهد شد

امروز تکلیف است، با فردا نخواهد شد

خسته شدید از دین ولی زهرا نخواهد شد

مولا که تنها نیست و تنها نخواهد شد

بی‌لشکرش کردید، لشکر می‌شود زهرا

مردم همان راه شلمچه باز راه ماست

داعش گرفتار سلیمان سپاه ماست

تنها به امر و نهی این رهبر نگاه ماست

سید علی فاطمی پشت و پناه ماست

پشت و پناه گرم رهبر می‌شود زهرا

دین را فقط از راه زهرا می‌شود فهمید

از استقامت‌های مولا می‌شود فهمید

در فاطمیه کربلا را می‌شود فهمید

از نامه آقا به دنیا می‌شود فهمید

یک روز این دنیا سراسر می‌شود زهرا

این رشته تسبیح دانه دانه شد حالا

شمع آب شد پس نوبت پروانه شد حالا

زانوی من افتاد وقت شانه شد حالا

با رفتن تو خانه‌ام ویرانه شد حالا

این خانه دارد قبر حیدر می‌شود زهرا!

از چشم‌هایم می‌نشینم خار می‌گیرم

من انتقامت را ز این مسمار می‌گیرم

حالا منم که دست بر دیوار می‌گیرم

تا زنده‌ام از چشم‌هایم کار می‌گیرم

حالم فقط با گریه بهتر می‌شود، زهرا!

گل‌ها به جایی‌شان بگیرد خار می‌میرند

مادر نباشد کودکان انگار می‌میرند

یک بار جان دادی ولی صد بار می‌میرند

با دیدن حتی در و دیوار می‌میرند

زینب بدون تو چه لاغر می‌شود زهرا!

خون می شود، قلب حسن، در را که می بوسد

زینب می  افتد خاک مادر را که می بوسد

می گوید" ای مادر" برادر را که می بوسد

خم می شود رگ های حنجر را که می بوسد

این "با برادر "،"بی برادر " می شود زهرا!

مثل حسینت هیچ کس گریان نخواهد شد

مهریه‌ات آب است، پس عطشان نخواهد شد

با این لباس بافته عریان نخواهد شد

هرچند می‌گویم که این و آن نخواهد شد

اما خبر دارم مقدر می‌شود زهرا!

آمد به خیمه ذوالجناح اما سوارش نیست

سر به زمین می‌کوبد و دیگر قرارش نیست

این کیست که یار همه‌ست و هیچ یارش نیست

این کیست که افتاده مادر در کنارش نیست

خواهر برایش مثل مادر می‌شود زهرا!

***

اجرا شده توسط مداح اهل بیت (علیهم السلام)، حاج مصور ارضی در بیت مقام معظم رهبری

برای شنیدن صوت این شعر ، اینجا را کلیک کنید.




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/01/7 | 01:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


ای بهار عطوفت ای زهرا

ای شهید محبت ای زهرا

مشعل عاشقی ز تو روشن

ای چراغ هدایت ای زهرا

رحمت واسعه تو می باشی

بی کران ، بحر رحمت ای زهرا

عشق تو می رهاند انسان را

از حضیض مذلت ای زهرا

ای که همپایه ی نبی باشی

به مقام و به رتبت ای زهرا

کوچک از بهر قامت روحت

خلعتی نبوت ای زهرا

تا خدایی تو راه طی کردی

در مسیر حقیقت ای زهرا

تو خدایی ، پیمبری ؛ نه ، نه

ای امام کرامت ای زهرا

هیجده عالم وجودت را

هیجده دوره فطرت ای زهرا

منشا هر کمال و خیری تو

ای سراپا عنایت ای زهرا

علم کامل صحیفه ات باشد

ای سپهر فقاهت ای زهرا

چون تو در عالم جوانمردی

نیست یک با مروت ای زهرا

موج می زد همیشه در همه جا

در وجودت متانت ای زهرا

اشبه الناس بر نبی بودی

به جمال و جلالت ای زهرا

ای که بودی برای پیغمبر

دختری با درایت ای زهرا

بر نبی مهربان تر از مادر

بودی ام رسالت ای زهرا

مایه ی فخر خالق سبحان

سر بلندی خلقت ای زهرا

بر سر مرد و زن خداگونه

داری آری تو منت ای زهرا

قله های کمال را فاتح

بس که داری تو همت ای زهرا

همه مردان به پیش تو خاموش

ز تو گشته به حیرت ای زهرا

که دفاع از حریم خود کردی

درس آموز غیرت ای زهرا

سردی ابتذال از نامت

گرمی نور عفت ای زهرا

بیتت آن خانه ی گلی باشد

زادگاه امامت ای زهرا

خطبه هایت کلام ربانی

همه لبریز حکمت ای زهرا

بی وضو نام تو نشاید گفت

دارد این آیه حرمت ای زهرا

نام پاکت چو در میان آید

دل شود پر حلاوت ای زهرا

تو همانی که روح ایثاری

ای خدای عطوفت ای زهرا

چشم اهل مدینه بر دستت

جود و احسان ، مرامت ای زهرا

سائلی رد نشد ز درگاهت

بس که کردی اعانت ای زهرا

سائل کوی تو منم ، دارم

طلب استعانت ای زهرا

ای که پیراهن عروسی خود

هبه کردی ز رافت ای زهرا

بارها نان کودکانت را

داده ای با سخاوت ای زهرا

بارها خود گرسنه خوابیدی

بهر سیری امت ای زهرا

هر یتیم و اسیر و مسکینی

بهره مند از عطایت ای زهرا

بس که انفاق مال و جان کردی

آیه آمد به شانت ای زهرا

هیچ کس جز علی تو را نشناخت

ای گل با طراوت ای زهرا

تو و مولا دو جسم و یک روحید

روح تابی نهایت ای زهرا

ای نمازت نیاز بیت الله

کعبه ی آل عصمت ای زهرا

عالم دل ز عشق تو دارد

شور و شوق و ارادت ای زهرا

کاش بودم پرستوی کویت

کن دعایم اجابت ای زهرا

کاش من هم شبیه تو بودم

در کمال شجاعت ای زهرا

داشتم در وجود خود از تو

کاشکی یک علامت ای زهرا

از در خانه ات چنان سلمان

طلبم استقامت ای زهرا

چادر وصله دار مشکی ات

پرچم مهدویت ای زهرا

ز طرب خانه ی دلم بگذر

هله پیر طریقت ای زهرا

به خداوندیت قسم مادر

کن نگاهی به طفلت ای زهرا

دست بشکسته ی تو می باشد

دستگیر قیامت ای زهرا

چشم محشر به نور تو خیره

بس که داری مهابت ای زهرا

شیعه ات از پل صراط آنجا

بگذرد در سلامت ای زهرا

می رهد دل ز آتش عصیان

گر کنی یک اشارت ای زهرا

ای بسیجی شهر پیغمبر

پاسدار ولایت ای زهرا

رزم تو در مدینه ی غربت

شد حدیث شهامت ای زهرا

کرده ای با نثار خون دلت

رهبرت را حمایت ای زهرا

تو گذشتی ز هستی ات آری

بیمه کردی شریعت ای زهرا

ای سکوتت بنای هر فریاد

بانوی با اصالت ای زهرا

مرقد مخفی ات کند رسوا

دشمنت تا قیامت ای زهرا

یاس دین بودی و خزان دیدی

در هجوم عداوت ای زهرا

لال آید به محشر آن کس که

بر تو کرده جسارت ای زهرا

وای حق تو و علی بردند

غاصبان خلافت ای زهرا

خصم رو در رویت ذلیل آری

داشتی بس که هیبت ای زهرا

روز بیعت تمام یثرب دید

خصم را در حقارت ای زهرا

به خدا که تو سیف الاسلامی

بس که کردی رشادت ای زهرا

چه کسی بر رخ تو سیلی زد ؟

که نمود این شرارت ای زهرا ؟

ای شفیعه به یوم وانفسا

شیعه را کن شفاعت ای زهرا

سه صله خواهد از تو این دل خون

یک ، ثبوت سیادت ای زهرا

کوثرا آن دو حاجت دیگر

کربلا و شهادت ای زهرا




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


عشق خدا عشق منی فاطمه

حب شما اجننی فاطمه

تو و مقامی که خدا آگه است

ما و زبان الکنی فاطمه

لیلی پنهان که همه لیلیان

بهر تو مجنون علنی فاطمه

مادر ما کنیز فضۀ تو

فقط تو مادر تنی فاطمه

بی تو نوای کودک دل ما

من الذی ایتمنی فاطمه

میکدۀ عشق علی کوثری

شیر دل شیر زنی فاطمه

نبود تو خلع سلاح علی

تیغ سپر وَ جوشنی فاطمه

پای علی جان تو جان کنده ایم

از دل ما دل نکنی فاطمه

نیم دل ما ز تو شد حسینی

نیمِ دگر هم حسنی فاطمه

به یاد سینۀ شکسته تو

باب شده سینه زنی فاطمه

مشکی ما بافتۀ دست تو

شبیه کهنه پیرهنی فاطمه

ما و غم خون کفنی فاطمه

تو و غم بی کفنی فاطمه




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 03:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز

هرچه هستم بازهم طبع گدا دارم هنوز

سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد

گرچه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز

لطف مادر بهترین تمثیل از لطف خداست

تا به زیر چادرت هستم خدا دارم هنوز

نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است

در تنور خانه ات دارالشفا دارم هنوز

خانه ات جارو کشی میخواست من جارو کشم

کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز

گفته ام در قبر بگذارند روی سینه ام

دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز

درنمازم هم به روی شانه ام شال عزاست

من به یمن شال مشکیتان عبا دارم هنوز

باهمان یک دست من را یاد کن بین قنوت

مستمندم بی کسم عرض دعا دارم هنوز

بازهم درخانه ام عطر فدک پیچیده است

چون که از خرمای باغت چندتا دارم هنوز

هرکجا ذکر تو شد برمن حسین الهام شد

درمیان روضه ات غار حرا دارم هنوز

مادر ارباب اذن کربلایم را بده

در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز

من بدم می آید از درها که بد وا میشوند

نفرت از مسمار و از این چیزها دارم هنوز

بعد تو دیگر علی را هیچکس خندان ندید

طعنه هم میزد کسی میگفت عزادارم هنوز




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 10:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دست دستاس تو نان داد همه دنیا را

کرمش برد پی شغل گدایی ما را

قرص خورشید همان نان سر سفره ت بود

رفت تا پر کند از گندم تو بالا را

پرورش داد در این فاصله ی هجده سال

نظرِ امّ ابیهایی تو بالا را

سایه ات نیز نیفتاد به دیوار محل

سایه ات نیز ندید آدم نابینا را

یک نخ از وصله ی آن چادرتان کافی بود

که مسلمان بکند کل یهودی ها را

خواست روشن بشود عرش ، خدا فرمان داد

بنویسند در اطراف زمین زهرا را

بنویسند تو را زهره ی تابان علی

بنویسند که خورشید تویی جان علی

بنویسند تو را مادر پیغمبر ها

بنویسند تو را عشق همه حیدر ها

بنویسند که از صبح ازل تا امروز

نرسیده ست به پایین قدومت پر ها

ذوالفقار علی و تیغ کلام تو یکیست

خطبه ای خواندی و لرزید همه پیکر ها

بهتر آنکه بنویسند چه شد افتادی

یا چه شد شعله کشیدند ز داغت در ها

بنویسند چه شد فضّه خذینی گفتی

بگذارید بدانند چه شد نوکر ها

تنگیِ کوچه پر و بال تو را اذیت کرد

وای از افتادنِ یکمرتبه ی مادر ها

ردّ خون مرده گیِ بال و پرت خوب نشد

تو زمین خوردی و حالِ پسرت خوب نشد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-فاطمیه


صحبت از دستی که رزق خلق را می داد شد

هر کجا شد حرف از بانو، به نیکی یاد شد

گردش تسبیح او افلاک را تدبیر کرد

از پر سجاده اش روح القدس ایجاد شد

او که جای خود، گلوبندش اسیر آزاد کرد

حُر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد

روضه رضوان، رضای حضرت صدیقه است

از گل سرخ لباس او، فدک آباد شد

معنی نازک برای روضه اش آورده ام

وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد

با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود

دست او روزی رسان خانه صیاد شد

این در آتش گرفته نیز حاجت می دهد

این در آتش گرفته، پنجره فولاد شد

روضه مظلومه، بعد از رفتنش مکشوفه شد

تا مصیبت خوان کوچه صورت مقداد شد

بعد پیغمبر اگرچه با تبسم قهر بود

لحظه ای با دیدن تابوت، زهرا شاد شد

طعنه ها، او را عروس خانه ی تابوت خواند

قاسم او نیز زیر سنگها داماد شد

اشکهایش گاه می‌گوید حسن، گاهی حسین

گریه های آخرش موقوفه اولاد شد

مریم آمد تا شریک گریه ی کوثر شود

روضه او کاف و هاء و یاء و عین و صاد شد

***

از سایت بی پلاک




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


صمیمی است همیشه بیان دست خدا

سرود عاطفه خواند زبان دست خدا

سر تمام خلائق به پای اهل ولا

سر ملائکه بر آستان دست خدا

چرا ز ماذنه ی دل نمی رسد بر گوش ؟

اذان عشق که باشد از آن دست خدا

امان ز دست زمانی که عشق گم گردد

به یادم آمده اینک زمان دست خدا

چه فتنه ها همه در جای جای شهر خدا

چه غصّه ها همه در آشیان دست خدا

بریده بود نفس های سینه ای آنجا

بریده بود به کوچه امان دست خدا

نهفته بود غم غربتی به سینه ی حق

شکفته بود گلی در میان دست خدا

الهه ای که به عالم زبانزد کرم است

نشسته منتظر ارمغان دست خدا

تو ای مدافع قامت کمان دست خدا

تو ای مسافر غربت به جان دست خدا

ببین که ساحل چشمان عشق طوفانی است

ببین که موج زند دیدگان دست خدا

سرشک دیده اش از دست تو تمنّا داشت

شکسته بود مگر استخوان دست خدا

گل قنوت سحرگاه او پر از شبنم

ببارد از غم تو آسمان دست خدا

اگر چه شد ز سرت سایه ی نبی کوتاه

چه غم ، پناه تو شد سایبان دست خدا

توان نمانده علی را ، کند پرستاری

تو را که بوده ای عمری توان دست خدا

نوازش تن مجروح توست مرگ علی

چه سخت می گذرد امتحان دست خدا

تو را شکسته دلان در بقیع چه می جویند ؟

که هست مرقد تو پرنیان دست خدا

به پای محمل سبزت فرشته دست افشان

که دست خویش ندادی نشان دست خدا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دیده آنگاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند

گریه هر کس نکند معرفتش کامل نیست

"گر چه صد مرحله تحصیل اشارات کند"

روز محشر که همه دیده گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند

می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند

یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم

برود توبه کند ترک عبادات کند

این چه سرّی است که در "بضعة منی" جاری است

که جهان حیرت از این کشف وکرامات کند

وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند

آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند

زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند

آن که سیلی به تو زد، هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 07:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


عالم اسیر جزر و مد بی قراری ات

طوفان چه کرده با دل دریا کناری ات

رخ در محاق برده ای ای ماه نیمه جان

نیلی شده ست روی تو از زخم کاری ات

دریای صبر…کوه نجابت…شکوه عشق

حیرت زده ست عاشقی از بردباری ات

در راه عشق صرف نظر کردی از وجود

جان جهان فدای ولایتمداری ات

تشبیه تو به هرچه به جزتو قشنگ نیست

پیش رخ تو نیلی دریا که رنگ نیست

درخانه سادگی و صفا موج می زند

در هر طرف حضور خدا موج می زند

لب بسته ایم و ناله ی دلهایمان بلند

در این سکوت محض، صدا موج می زند

مادر کنار پنجره پهلو گرفته است

بابا میان اشک و دعا موج می زند

سجاده ات دریچه ی بازی ست رو به عرش

درآن عبادت دوسرا موج می زند

گرچه دلش از آنهمه غم در تلاطم است

با این وجود وقت دعا فکر مردم است

کوه از غم تو دست به پهلو گرفته است

با ناله ات زمین و زمان خو گرفته است

از بازوی شکسته نگفتی که نشکند

کرار از تو قوت بازو گرفته است

ای چادر تو اوج حجاب و عفاف زن

از کور، مثل تو چه کسی رو گرفته است؟

در پرده های عصمتی و خانه ی تو نور

امروز شمع عمر تو سوسو گرفته است

از خانه ی تو نور به افلاک می رود

جان ابوتراب سوی خاک می رود

سرمایه ی سلاله ی نور و امامتی

امّید نا امیدی روز قیامتی

مدیون بخشش تو مدینه… نه…عالم است

آغاز بخششی و تمام کرامتی

آتش کجا و دیده ی گریان ماتمت

لبخند سربلندی روز ندامتی

با پهلوی شکسته به دنبال مرتضی

چشم جهان ندیده چنین استقامتی

باید در عاشقی به شما اقتدا کنیم

رخصت گرفته ایم که مادر صداکنیم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 07:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بیداری اسلامی


درسایه ی طوبی اگر عرش، ایستاده ست

یاس و بِه و سیب بهشتی، بار داده ست

با سجده ی زهرا عبادت،جان گرفته

حق، با بتول از انبیا پیمان گرفته

با «هَل اَتی» درهای «بارِ عام» باز است

زهرا که باشد سفره ی ایتام باز است

از نسلِ سلمانیم و یاد اهل بیتیم

ما هم غلامِ خانه زاد اهل بیتیم

از عهده ی مدحش دلِ ما بر نیامد!

«زهرا شدن» از غیرِ زهرا بر نیامد

گرچه ز کارِ خانه، دستش پینه دارد

او مادری بر یازده آئینه دارد

با خون نموده نخلِ دین را آبیاری

او مادرِ نسلِ شهیدان است… آری!

نجمِ شفاعت بود عرشِ مهر و مَه را

پس دومین رکنِ ولایت بود «زهرا»

هفتاد و دو آئینه در دستان زهراست

آری… شهادت، سفره ی احسانِ زهراست

بدمستی آئینه ها، خوشنامی ماست

یک جلوه اش «بیداریِ اسلامی» ماست

بر غیرِ زهرا از ازل گفتیم تا «نه»

ترس از «خدا» داریم و ترس از «کدخدا» ، نه!

در ظلمتی که بارِ اهلِ مکّه، کج بود

منصوره ای آمد که حجّت بر حُجَج بود

بطنِ تکاثر، گور دخترهاست انگار

حق، در ظهورش کوثری می خواست انگار!

محتاج، از انفاق او با تاج می رفت

از دامنِ زن، مرد تا معراج می رفت

گرچه فلَک، در محضر او قدِّ خَم داشت

«حوریه» ، پایش از عبادت ها ورم داشت

آنسان که حیدر در کفَش تیغِ دو دَم داشت،

زهرا هم از «عفّت» ، سلاحی محترم داشت

«چشم خدا» بی فاطمه، آئینه، کم داشت

با این همه… ای کاش زهرا هم «حرم» داشت

ما لال بودیم… او تبِ فریادمان داد

رسم حمایت از ولی را یادمان داد

حالا که صدها سال زان دوران، گذشته ست

عطر خدا در عصرِ ما آکنده گشته است

این سرزمین، آوازه از «روح خدا» یافت

ایران به هر شهری هزاران کربلا یافت

بر سفره ی حُسن تو مهمانیم، مادر!

سرزنده مانند شهیدانیم، مادر!

با پینه های دست، یار اهل بیتیم

ما کارگرهای دیار اهل بیتیم

آهی که داریم از غمِ قتلش، حماسی ست

زیرا سپاهِ اشکِ زهرا هم سیاسی ست

فرزند زهرا گفت: در صدر است ایران!

«شِعب ابی طالب»…نه! در بدر است ایران!

وقتی پسندیدیم راه کربلا را

از جنگ و از تحریم باکی نیست ما را

حیدر، اگر یکّه سوارِ یکّه تاز است

زهرا که باشد، از سِپر هم بی نیاز است!

بغضِ گلو بر چادرِ زهرا، گِره شد

زهرا به خاک افتاد و حیدر، بی زِره شد

اندوه حیدر تا قیامت رفتنی نیست

«گفتن ندارد!» داغ زهرا گفتنی نیست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 06:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چه افتخار بزرگی ، گدای فاطمه ایم

همیشه ملتمسین دعای فاطمه ایم

چه خوب شد که غلام وفای فاطمه ایم

مقلدان ره فضه های فاطمه ایم

تمام عمر نشستیم زیر پرچم او

همیشه روی لب ماست اسم اعظم او

خدا به خاطر او داده است ما را جان

به لطف حضرت زهرا شدیم با ایمان

رسیده خیر کثیرش به جمع ما هر آن

اگر نبود ، نبودیم حیدری الآن

هوای حیدریون را همیشه دارد او

رویم سمت جهنم؟! نمی گذارد او

ندیده ایم زنی را ازو خدایی تر

ندیده ایم ازو شیعه ای ولایی تر

برای حضرت مولا ازو فدایی تر

ز فاطمه احدی نیست مرتضایی تر

به جرم اینکه شعار علی علی سر داد

میان شعله ی یک عده بی وفا افتاد

برای اینکه نگویند علی شده بی یار

کشیده حضرت ریحانه زحمت بسیار

شکست حرمت او بین آن در و دیوار

غریب بود میان چهل نفر اشرار

زبان ز گفتن این ماجرا حیا کرده

برای حضرت مولا پسر فدا کرده

نوشته اند که بد کینه ها زدند او را

به پیش چشم علی بی هوا زدند او را

برای کشتن شیر خدا زدند او را

مغیره های بدون حیا زدند او را

هزار روضه نا گفته آمده سر او

سه ماه گریه ی خون بود کار بستر او

ازین زمانه بی رحم خسته بود سه ماه

عزا گرفته ی آن دست بسته بود سه ماه

برای دیدن مرگش نشسته بود سه ماه

شنیده ایم که پهلو شکسته بود سه ماه

شبی نبود که مرگ از خدا طلب نکن

برای غربت دلدل* سوار تب نکند

 

*نام اسب امیرالمونین علیه السلام




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز

هرچه هستم بازهم طبع گدا دارم هنوز

سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد

گرچه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز

لطف مادر بهترین تمثیل از لطف خداست

تا به زیر چادرت هستم خدا دارم هنوز

نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است

در تنور خانه ات دارالشفا دارم هنوز

خانه ات جارو کشی میخواست من جارو کشم

کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز

گفته ام در قبر بگذارند روی سینه ام

دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز

درنمازم هم به روی شانه ام شال عزاست

من به یمن شال مشکیتان عبا دارم هنوز

باهمان یک دست من را یاد کن بین قنوت

مستمندم بی کسم عرض دعا دارم هنوز

بازهم درخانه ام عطر فدک پیچیده است

چون که از خرمای باغت چندتا دارم هنوز

هرکجا ذکر تو شد برمن حسین الهام شد

درمیان روضه ات غار حرا دارم هنوز

مادر ارباب اذن کربلایم را بده

در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز

من بدم می آید از درها که بد وا میشوند

نفرت از مسمار و از این چیزها دارم هنوز

بعد تو دیگر علی را هیچکس خندان ندید

طعنه هم میزد کسی میگفت عزادارم هنوز




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-گریه بر مادر


افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است

برکت این زندگی از روضه های فاطمه است

درس توحیدم بوَد زهرا شناسی، زین سبب

می پرستم آن خدایی که خدای فاطمه است

منکر این روضه ها! بشنو که گفته رهبرم

روزی یک سالِ کشور در عزای فاطمه است

چشم دل واکردم و دیدم که قرآنِ خدا

آیه هایش یک به یک مدح و ثنای فاطمه است

هیچ کس با پای خود در مجلس روضه نرفت

هرکجا روضه بوَد، مهمانسرای فاطمه است

گرچه باشد قبر او بین قلوب شیعیان

عالم امکان ولی دولتسرای فاطمه است

خلقت جنت برای شیعه ی حیدر بود

نار، جای منکرین بی حیای فاطمه است

بین قبرم دو ملک تا سینه ام را بو کنند

پیش خود گویند:«به به، این گدای فاطمه است»

روز محشر سینه زن هایش شفاعت می کنند

این شفاعت برکتِ شال عزای فاطمه است

نیست ذکری برتر از ذکر شریف فاطمه

افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 01:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دُنبال بهاریم بهاری که نداریم

دریاب زمین را به قراری که نداریم

این چشم بیارا به غباری که نداریم

دنبال مزاریم مزاری که نداریم

عزمی بده تا مرز جهادی تو باشیم

ای کاش بیایی و منادی تو باشیم

عزم من و تو جزم شد و کارگر افتاد

دشمن به عقب رفته و از پشت سر افتاد

تا پای فشردیم از عالم سپر افتاد

با آلِ علی هرکه در افتاد وَر افتاد

ما سخره ی سختیم که از باد نلرزیم

این درس به ما مادر ما داد نلرزیم

هرجا که بلند است به زیر قدم ماست

بر هرچه سه تیغ است شکوه عَلَمِ ماست

هر بیش که دارند در این پهنه کَمِ ماست

موجیم که آسودگی ما عَدَم ماست

ما درس جز از محضر اسلام نگیریم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بت شکن ما

در سایه ی زهراست تمام وطن ما

این خصم زبون است اگر بد دهنی کرد

وین سیره یِ زهراست که دشمن شکنی کرد

بانو چه شگفت است هبوتی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که تو داری

آرامش دریاست سکوتی که تو داری

دریایِ علی،غیرت طوفانی ات عشق است

ای مرد ترین مرد،رجز خوانی ات عشق است

در پایِ علی درد به بال و پرت افتاد

از دست خزان ساقه ی نیلوفرت افتاد

هر شام و سحر بر سَرِ شاخه سرت افتاد

خون بود که از زخمِ تو بر بسترت افتاد

این چوب مرا کُشت که شد نوبت تابوت

گهواره نشد قسمت و شد قسمت تابوت

با تو چقدر رایحه گُلخانه ی من داشت

این نسل کنار تو فقط میل زدن داشت

قبل از زَدَنَت خنده به لب نیز حسن داشت

افسوس که این بُغچه ی کوچک سه کفن داشت

این ساعت آخر بنشین زار بِگرییم

بر غارت پیراهن و دستار بِگرییم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/12/29 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فاطمیه-نوروز


ما خراب خانه زاد خاندان حیدریم

سینه چاكِ سینه چاكِ دودمانِ حیدریم

خاك راهِ خاك راهِ دوستان حیدریم

مستمند مستمند آستان حیدریم

با تولای خدا رویان شرافت یافتیم

خوار بودیم و علی گویان شرافت یافتیم

سائل لطفیم و مسكین عطایای علی

در سر شوریده ما شور و غوغای علی

دستهامان دائما گرم تمنای علی

دیده ای داریم مشتاق تماشای علی

نام ما را در كتاب فاطمه آورده اند

ناله های مستجاب فاطمه آورده اند

سال نو آمد ولیكن سوگوار مادریم

جامه نیلی ، دل پریشان ، داغدار مادریم

اول هرسال بالای مزار مادریم

بینوای فاطمیه بیقرار مادریم

فاطمیه چیست ایام امیر المومنین

موسم اعجاز با نام امیر المومنین

جان علی جانان علی ایمان علی قرآن علی

والی والا علی مولا علی سلطان علی

همدم طفل یتیم و فاتح میدان علی

صورت خندان علی و دیده گریان علی

وه چه حالی میدهد ذكر علی در این بهار

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

هرچه داریم از كرامات دعای فاطمه است

هر كه می گوید علی مست صدای فاطمه است

عشرت امسال ما بزم عزای فاطمه است

گردش روز و شب ما ... در هوای فاطمه است

گریه برداغ مصیبتهای زهرا واجب است

احترام جده‌ی سادات بر ما واجب است

مردم دنیا عموما با خوشیها سرخوشند

عده ای با خنده های شور افزا سرخوشند

عده ای با دیدن یار دل آرا سرخوشند

عاشقان اما به شور عشق مولا سرخوشند

عشق مولایی كه با شد كل دین فاطمه

سفره می چینم ولی با هفت سین فاطمه

سفره های هفت سین فاطمیون دیدنی است

در كنار سفره چشمان پر از خون دیدنی است

در هوای كوی لیلی حال مجنون دیدنی است

جای سبزه پای سفره یاس گلگون دیدنی است

سفره امسال ما را فاطمه انداخته

از خراب آباد دلها فاطمیه ساخته

سینه ای زخمی، سری زخمی ، صدای سوخته

ساق پای خسته و دست دعای سوخته

سوره آتش گرفته آیه های سوخته

سوز ناله ساز رفتن ، ربنای سوخته

سین اصلیِ سر این سفره باشد سوختن

آتش عشق امیر عشق را افروختن




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/12/28 | 09:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


گندم از دسته دستاس تو برکت دارد

دست لطف تو به هرچیز محبت دارد

بی وضو دست به نام تو زدن جایز نیست

نام تو عصمت محض است قداست دارد

سائل آمد در این خانه و حاتم برگشت

در کرم حضرت صدیقه قیامت دارد

تو به نه سالگیت ام ابیها شده ای

حرف ما نیست بگوییم، روایت دارد

ماجرای ورم پای تو در وقت نماز

متواتر شده از بس سندیت دارد

روز محشر همه بر پا و تو بر ناقه سوار

تا بدانند همه فاطمه حرمت دارد

خوش بحالش که کنیزی شما را میکرد

واقعا فضه چه اندازه سعادت دارد

بُرد باماست که مانوس به زهرا شده ایم

خاک بوسی درش حکم عبادت دارد

گریه روز و شبت تاب ز مردم برده

از تو بی بی در و همسایه شکایت دارد

دل از غصه کباب تو مرا آتش زد

بیت الاخزان خراب تو مرا آتش زد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/24 | 12:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


عمری است رهین منت زهراییم

مشهور شده به عزت زهراییم

مردیم اگر به قبر ما بنویسید

ما پیر غلام حضرت زهراییم

***

ما زنده به لطف رحمت زهراییم

مامور برای خدمت زهراییم

روزی که تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهراییم

***

با راز شکسته ی کبوتر چه کنیم

با خاطره ی غریب مادر چه کنیم

دیروز نبودیم فدای تو شویم

امروز بگو بگو که حیدر چه کنیم

***

من بودم و باب هل اتی را بستند

امکان رسیدن به خدا را بستند

ای کاش بمیرم که خجالت زده ام

من بودم دست مرتضی را بستند




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


زهرا ست دختری كه پدر را چو مادر ست

زهراست سوره ای كه مُسمّـا به كوثر ست

زهرا ست بضعه ای كه رضایش رضای حق

از خـشـم او خـدای مـدبِّــر مكـدّر سـت

پیغمبری مگر به دوتا معجز آوری ست؟!

او نیز فضّه اش به خـدا معجـز آور ست 1

هـمتـا نداشـت فـاطـمـه، یـا ایّهـا الأنـام

كفوش به عالمین فقط شخص حیدر ست

***

افسـوس در تهاجم طوفان غم شكست

آن سینه ای كه مخزن اسرار داور ست 2

دیروز جمع سـالم بیـت نبـوّت و ...

امروز جمع سرخ و كبودِ مكسَّر ست

دنیا نداشت حوصـله ی فهـم شأن او

درك مقام واقعی اش روز محشر ست

 


۱- مفتقرا متاب رو،از در او به هیچ سو

چونکه مس وجود را فضّه او طلا کند

 آیت الله غروی اصفهانی

۲- و لست أدری خبر المسماری

سل صدرها خزینة الأسراری




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 10:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س(-مدح و مصیبت


کسى به داشتن آبرو نیاز نداشت

که در نماز به تسبیح او نیاز نداشت

به هیچ جا نرسید آخرش نمازى که

براى سجده به این خاک کو نیاز نداشت

چقدر ساده و افتاده زندگى کردند

وگرنه چادر زهرا رفو نیاز نداشت

به هیچ چیز نیازى نداشت حتى قبر

نگو مزار ندارد، بگو نیاز نداشت

به سلسبیل و به نهر بهشت فکر نکرد

على که پهلوى دریا به جو نیاز نداشت

چرا مقابل حسن اله خم میشد

اگر رسول مکرم به او نیاز نداشت؟!!

ندیده ایم طهارت به آب رو بزند

وضوى فاطمه آب وضو نیاز نداشت

تو رو به قبله نبودى , که قبله رو به تو بود

نماز خواندن تو سمت و سو نیاز نداشت

نفس نفس زدن تو خودش نفس گیر است

على به هیچ طناب گلو نیاز نداشت

مراد شستن دست على ز ماندن بود

وگرنه پیکر تو شست و شو نیاز نداشت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/19 | 09:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)-مصائب


یک عمر قانعند به کم های مشترک

دارند این دو آینه غم های مشترک

این چادر نمازش و انگشتر آن یکی

اینگونه داشتند کرم های مشترک

پهلو و دست بسته، به این دو بزرگوار

یک عمر کرده اند ستم های مشترک

با یا حسن به خانه و در کوچه های شهر

خوردند با حسین قسم های مشترک

تا پشت در رسیده، پس از آن به چاه رفت

برداشتند هرچه قدم های مشترک

حُبِّ علی و فاطمه با ماست، ساختند

این دو به قدر شیعه حرم های مشترک




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/17 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


علی که آینه‌ی روشن خدای تو بود

همیشه آینه‌اش روی حق نمای تو بود

حدیث قدسی «لولاک» معتبر سندی است

که هر چه کرد خدا خلق، از برای تو بود

به خشت خشت سرایت، بهشت بَرد حسد

که توتیای مَلک گَردِ بوریای تو بود

ملک حضور تو را در نماز عاشق شد

ولیک شیفته‌تر از مَلک خدای تو بود

ز پا نشست علی تا تو راه می‌رفتی

که دید دوش حسین و حسن عصای تو بود

نگاه بی‌ رمقت با علی سخن می‌گفت

زبان درد دلت در نگاه‌های تو بود

به خانه‌ی دل او نور داد و دلگرمی

جواب گرم سلامی که با صدای تو بود

ز گریه‌ات همه هستی به گریه می‌افتاد

همین نه شهر مدینه پر از نوای تو برد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


هزار مرحله سائل نشسته بر در تو

مگر که نور بگیرد ز فیض محضر تو

گدا چو من که نه بی بی! شبیه جبرائیل

که مشق شب بنویسد ز روی دفتر تو

ندیده ایم به عالم کسی شبیه علی

که غرق مانده به ژرفای درک باور تو

مسیح و آدم و نوح و کلیم و ابراهیم

نشسته اند دو زانو به پای منبر تو

حیای مریم و سارا و هاجر و حوا

نمی رسد به نخی از حجاب دختر تو

خدا سرشته تو را تا کنیز او باشی

خدا کند که بمانم همیشه قنبر تو

* * *

خبر رسیده که از کوچه ای گذر کردی

نشست خاک کف کوچه روی معجر تو

خبر رسیده که دستت ز کار افتاده

و سخت تر که کسی بسته دست حیدر تو

خبر رسیده که چشمان تو ورم کرده

و سخت تر که مقابل به چشم همسر تو

خبر رسیده نفس میکشیدی اما ... خون

چکید لخته به لخته ز نای و حنجر تو

* * *

چقدر زرد شدی یاس ارغوان علی...!

نمانده غیر کبودی به روی پیکر تو

بمان و رحم کن ای گل! به غنچه هایی که

نشسته اند غریبانه دور بستر تو

برای لحظه‌ی آخر نگاه کن بانو !

ببین شکسته غرور علی برابر تو . . .




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات


تمام عمر ز داغت گریستم زهرا

خدا گواست که با گریه زیستم زهرا

به انزوای غریبانۀ علی شب و روز

چو شمع سوخته جانی گریستم زهرا

توئی که عزّت و نامی مرا عطا کردی

وگرنه بی تو  ندانم که کیستم زهرا

نه عاشقم که بگویم مدینه عشق من است

نه رهروم به طریق تو چیستم زهرا

ز پا فکنده مرا بار معصیت امروز

چگونه پیش تو فردا بایستم زهرا

قبول می کنی اکنون بخوانمت مادر

اگرچه آنچه که خواهی تو نیستم زهرا

بگیر دست «وفائی »خسته را در حشر

که بر حسین تو عمری گریستم زهرا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/12/16 | 10:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)حضرت زهرا(س)-مدح


بهشت جلوه ای از سایه سار این دو نفر

جهنم است نبودن کنار این دو نفر

نماز شفع پیمبر علی و فاطمه اند

نماز شب شده شب زنده دار این دو نفر

طلا غبار قدمهای فضه خادمشان

گرفته فضه عیار از عیار این دو نفر

گره نخورده به دست طناب قصه شان

نبود دست کسی اختیار این دو نفر

وقار کوه احد هم شکست در کوچه

کشیده شد به زمین تا وقار این دو نفر

میان غربت غمبار خانه خورشید

نبود میخ در خانه یار این دو نفر

علاوه بر در خانه زدند زهرا را

نشد رعایت تقسیم کار این دو نفر

به غیر آتش سوزان تب ، به غیر از درد

نبود هیچ کسی غمگسار این دو نفر

بجای میخ در خانه که ندارد شرم

خمیده ام، شده ام سوگوار این دو نفر

***

از سایت بی پلاک




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/12 | 09:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زهرا(س)-مدح فاطمیه


ما را گدای حضرت زهرا نوشته اند

اصلا برای حضرت زهرا نوشته اند

میلی به پادشاهی عالم نمی کنیم

وقتی گدای حضرت زهرا نوشته اند

تقدیر و سرنوشت تمامی شیعه را

با بچه های حضرت زهرا نوشته اند

روز الست با قلم شاه اولیا

ما را فدای حضرت زهرا نوشته اند

حتما زمان مردن ما را بدون شک

در روضه های حضرت زهرا نوشته اند

حتی مکان مردن ما هم مشخص است

در زیر پای حضرت زهرا نوشته اند

شکر خدا که رزق جنون دل مرا

زیر لوای حضرت زهرا نوشته اند

ایام فاطمیه خدا هم کمانی است

این را خدای حضرت زهرا نوشته اند

شکر خدا که بعد محرم دوباره باز

ماه عزای حضرت زهرا نوشته اند

ذات خدای لم یلد بی شریک را

در ابتدای حضرت زهرا نوشته اند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/12 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مرثیه


فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود

نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود

نوری از وجه خدا مستغرق اندر ذات هو

کار او تسبیحِ سبحان،قبلِ هر دستور بود

او برای مادری کردن بر عالم ، زاده شد

یعنی از لطف ربوبی سوی ما مامور بود

بانوی عصمت که یاریِ ولایت شأن اوست

نام او منصوره و در آسمان مشهور بود

تا که پای امتحان آمد ز حکمت در میان

قبل خلقت امتحان داد و بحق مشکور بود

پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد

بسکه بی چون و چرا در طاعت مذکور بود

□□□

لیله القدر علی ، بدرِ تمام مصطفی

آمد آن روزی که زیر دست و پا محشور بود

ای خدا انسیه الحوری کجا و میخ در

حوریه رنجور بود و خصم او مسرور بود

هیزم و آتش ، لگد ، نعره ، صدای استخوان

ای عجب ابلیسِ دون آنجا بساطش جور بود

ثقل کبری بر زمین و ثقل اکبر در طناب

این چنین منصوره کفوِ حضرت منصور بود

□□□

صبر هم صبر علی این صبر هم دستور بود

فاتح خیبر به قتل صبر خود مأمور بود

 "کوچه ای تنگ و دل سنگ و " قتالِ نار و نور

گوشوار و سیلی و وضعیتی ناجور بود

امتحانِ فاطمه تا زیر سمّ اسب رفت

پیش چشم زینبش خون خدا منحور بود

سرّ مکنون خدا در کوفه و شام بلا

بر ملا با معجر پاره ولی در نور بود

□□□

راه را گم می کند هرکس که دور از نور شد

این چنین قرآن ناطق تا کنون مهجور بود

فتنه را مانند زهرا و علی باید شناخت

باید از هستی گذشتن ، آنچه را مقدور بود

در ره زهرا تولا و تبرا توأم است

در قیام او حمایت از علی منظور بود

عبرت از این ره جهاد است و شهادت تا ابد

انقلاب فاطمی تا کربلا تا دور ... بود

***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/10 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      ...   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.