امام علی(ع)-مدح


با خطبه اش تسخیر کرده قلب منبر را

دیوانه ی خود کرده سلمان و ابوذر را

یل های نامی عرب پاسخ نمی گویند

دررمعرکه هل من مبارز های حیدر را

دیگر به جنگیدن نیازی نیست، جایی که

چشمش به هم می زد شکوه چند لشکر را

ان ابالقاسم قسیم النار و الجنه

جز او که دارد اختیار روز محشر را

می خواست مادر تا قیامت حیدری  باشم

بر روی چشمم می گذارم حرف مادر را

دنبال مولا راه می افتاد  جبرائیل

از گرد نعلین علی می ساخت قنبر را

هر کس که شد شاگرد رزم حیدر کرار

نامش بلرزاند در و دیوار خیبر را

هر روز نه...هر لحظه صدها بار می میرم

وقتی بنا باشد ببینم روی دلبر را

مصداق عینی اشدا علی الکفار

در قلب میدان کیست؟ غیر از حیدر کرار

 

از فرش تا عرش الهی زیر پایش بود

افلاک سرگرم طواف چشم هایش بود

حتی خدا هم با صدای او  سخن می گفت

حتی خدا هم عاشق   لحن  صدایش بود

در چشم حیدر،  فاطمه افلاک را می دید

معراج زهرا چشم های مرتضی یش بود

وقت رکوعش عالم و آدم گدا می شد

وقت قنوتش کعبه محو ربنایش بود

هر روز تا عرش خدا می رفت و برمی گشت

جبریل هم مبهوت این سعی و صفایش بود

خورشید را دیدم شبی در بین زائرها

مشغول بوسه چینی از ایوان طلایش بود

عباس با چشمش جهان را زیر و رو می کرد

جای تعجب نیست، حیدر مقتدایش بود

از اینکه در کعبه تولد یافت ، فهمیدم

قبل از تولد نیز در قلب خدایش بود

ذکر فلک ذکر ملک تسبیح هر دریا

مولای یا مولای یا مولای یا مولا




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


گفتیم هر زمان همه جا مرتضی علی

ذاکر  شدیم  ذکر تو را مرتضی علی

از مدح تو همیشه قلم شرم می کند

ای قدّ شعر  پیش تو تا مرتضی علی

اخلاص و موُمنون و زمر؛حمد وکافرون

یاسین و عادیات و سبا، مرتضی علی

تفسیر تو به دست کسی پا نداده است

شان وجود "نقطه ی با " مرتضی علی

معراج هم نبی به تماشای تو رسید

یعنی صعود کرده الی... مرتضی علی

اعجاز تو همین که چهل جا به یک زمان

دیده شدی تو چشم خدا- مرتضی علی

ما سائل صفات جمالیّه ی توایم

یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی

گفتی:"فمن یمت یرنی"پس زمان مرگ

فریاد می زنم که بیا !!! مرتضی علی

...

دراین جهان وهرچه در او هست هو بکش

می گردد‌  انعکاس صدا - مرتضی علی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


اگرچه رتبه‌ی او در غدیر معنا شد

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد 

قسم به معنیِ آیاتِ "هَلْ أَتى" با او

همیشه حقِ یتیم و اسیر معنا شد 

همین که دستِ علی در غدیر بالا رفت

برای بارِ نخستین "امیر" معنا شد 

کسی مطابقِ هارون برای موسی بود

برای حضرتِ طه وزیر معنا شد 

کسی که وقتِ رکوعِ نماز می‌بخشد

فقط به دستِ علی دستگیر معنا شد 

همان علی که ابرمردِ فتحِ خیبر بود

همان که وقت نبردش "دلیر" معنا شد 

کتابِ فضلِ علی قرن‌ها نوشته شده

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


آنکه را حُبِّ علی(ع) نیست به دل، از ما نیست

هرکه شد شیفته ی عشق علی(ع)، تنها نیست

سائل و ریزه خور و خادمِ درگاهِ توأیم

جز علی(ع) هیچکسی بر دل ما مولا نیست

مدد از حیدر کرار(ع) فقط می جوییم

أغنیا را غمِ افزون و کمِ دنیا نیست

گشته بازنده ی دنیا و قیامت قطعا

آنکه بر لوح دلش حُبّ علی(ع) پیدا نیست!

ما مسلمان شده ی مکتب آلُ اللّهیم

زندگی بی علی(ع) و آل علی(ع) زیبا نیست 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


فلک پایین پای او کسی بالاتر از او نیست

کسی بالاتر و داناتر و والاتر از او نیست

به ما از راه های آسمان_ از خانه خود گفت_

ولی قدرش چنان مخفی که ناپیداتر از او نیست

چرا دیگر نمی یابد سوالی پاسخ خود را؟

چرا ماتند دانایان؟ ... مگر داناتر از او نیست؟

به "صبر" این مرد با صبرش افق های جدیدی داد

سکوتی کرد آن غرّش که خود گویاتر از او نیست

اگر شهر نبی را یک نفر دید و درش را نه

(فقط سربسته می گویم که نابیناتر از او نیست)

به روی کودکم غیر از  "علی" آخر چه بگذارم

خودم هم مانده ام اسمی چرا زیباتر از او نیست؟

به نخلستان.. به ویرانه... به مسجد رفتم و دیدم

کسی مظلوم‌تر... محروم‌تر... تنهاتر از او نیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در راه جنون تو کسی دل نگران نیست

در بند زمین نیست و در بند زمان نیست

جز دیده وابروی تو رنگین وکمان نیست

بی نام تو در مأذنه ها نور اذان نیست

توصیف کمالات تو در قدرتمان نیست

 

مجذوب تو شد کوخ نشین کاخ نشین هم

بر روی زمین بودی و در خلد برین هم

یک لحظه در آن بودی و یک لحظه درین هم

فهمیده ز تدریس تو جبریل امین هم

این ورطه یقین می طلبد جای گمان نیست

 

روح القدس شعر تو برداشته دف را

شمشیر تو آموخت به ما راز شرف را

ما فوق جنان رفته و دیدیم هدف را

یک شعبه ی زیباو دل انگیز نجف را

ایوان تو در اصل درین کون و مکان نیست

 

دیوانه شد از شعرجنون خیز تو دعبل

عاشق شدن آسان و رسیدن به تو مشکل

شمشیر تو بر جنت و دوزخ شده حائل

ای خالق و ای رازق و ای شافع و عادل

فهمیدن اسرار تو در حد توان نیست

 

انسان شده بی مهر تو محکوم به خسران

دارد هوس سجده به ایوان تو شیطان

سلمان شده از نور نگاه تو مسلمان

در شرح عناوین امینی شده عنوان

اعجاز سخن های تو محدود زمان نیست

 

هشیار جهانیم از آن روز که مستیم

بگذار بگویند که ما باده پرستیم

از بخشش بی حد تو ما توبه شکستیم

تا دل به تو بستیم ز غیر تو گسستیم

این عشق عیان است نیازی به بیان نیست

 

از جام الست تو سیاهیم و سفیدیم

ما در پی دردیم و دوا را نخریدیم

در راه تو یک عمر دویدیم و دویدیم

در وقت رکوع تو به مسجد که رسیدیم

دیدیم به غیر از تو کسی گنج نهان نیست

 

نزدیک شود لحظه به لحظه قدم مرگ

با لطف تو در فکر کسی نیست غم مرگ

خورشید شدی در شب پر پیچ و خم مرگ

فهمیده ام از وعده ی شیرین دم مرگ

جز خط کش میزان شما خط امان نیست

 

از خوشه ی انگور نجف باده بگیریم

معشوق ندیده به غم عشق اسیریم

ما شاعر در باری ایوان امیریم

بگذار به این حال خوش خویش بمیریم

زیرا که اگر جان نشود خرج تو جان نیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح-شب قدر


اصلِ لذّت از مناجاتِ سحرهایم علیست

برترین مضمونِ احیا مدح مولایم علیست

بهترین سوگندِ پیغمبر به درگاه خدا

هر سحر، نامِ شَهَنشاهِ دو دنیایم علیست

حَیِّ سرمد بارها فرمود با ختم رُسل

قالعِ کفر و نفاق و شرکِ اعدایم علیست

از شب معراج چون برگشت احمد، فاش کرد

از ازل نوری که شد هم قدّ و بالایم علیست

لیلةُ القدرِ خدا زهراست، اما فاطمه

گفت: آری لیلةُ القدرم، که همتایم علیست

از حسن پرسید سلمان، سِرّی از مولا بگو

مجتبی فرمود: سِرُّالله بابایم علیست

گفت اربابِ شهیدم وصفِ ثارُالله را

خون‌بهای قطره قطره، خونِ رگهایم علیست

قائم آل محمد اینچنین فرموده است:

ذوالفقارم، یادگارِ جدِّ والایم علیست

یل یلِ اُم البنین، هِیبت ز حیدر برده است

هیبةُ اللّهیِ سالارِ دل آرایم علیست

چون حجاب از چشم ما یک لحظه بَردارد خدا

دیده خواهد دید جَنبُ الله، آقایم علیست

با کسی کاری ندارم، من غلامِ قنبرم

زانکه قنبر بندۀ درگاه مولایم علیست

فاتح بدر و حنین و خیبر و خندق علی

صاحب قلبِ پُر از حُبِّ تَولّایم علیست

زاهدِ شب، مَرد میدان، شیرِ حق، عبدِ خدا

معنیِ زُهد و وَرع، طاعات و تقوایم علیست

در طواف کعبه میگردم به گِردِ روی او

آبروی بیتِ حق، مولای یکتایم علیست

صحن ایوان نجف، دربارِ سلطان من است

کلب این درگاهم و هردَم تمنایم علیست

نام او نقشِ نگین خاتم پیغمبران

قبلۀ راز و نیاز و درد دلهایم علیست

شیر مادر، لقمۀ بابا، حلالم تا ابد

در حقیقت مادرم زهرا و بابایم علیست

سائلم من، سائلم من، سائل روی علی

صاحب دنیا و دین، امروز و فردایم علیست

از علی دم میزنم تا زنده ام، سِرّ و عَلن

گر گنهکارم ولی پنهان و پیدایم علیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


به احترام مناجات نیمه شبهایش

خدا گذشت ز ما شیعیان رسوایش

علی اجازه نداد آبروی ما برود !

چه دین ها که ندارد گدا به مولایش..

چگونه حاکم کوفه نمک غذایش بود؟!

چگونه پی ببرد عقل بر معمایش؟!

برای نوکر خود کفش نو خرید ولی

همیشه کفش پر از وصله داشت بر پایش

علی که قامت یل های شام را خم کرد

شکست گریه اطفال قد طوبایش

طلاق داد خوشی های پوچ دنیارا

خوشی آخرتش بود حزن دنیایش..

کسی که باعلی امروز خویش را گذراند

خوشا به روز قیامت خوشا به فردایش!

خدا گواه به نامرد و مرد رو نزند

هرانکسی که فقط حیدراست اقایش

کریمی پسران از کریمی پدر است

چه خوب ارث گرفته حسن ز بابایش

نشاند قاتل خودرا به سفره کرمش

چه رحمتی است دراین سفره مصفایش

سرش شکسته ولی عاشقانه میخندد

نمانده فاصله ای تا وصال زهرایش




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


فیض بیداری وقت سحرم دست علیست

ای خدا شکر که برروی سرم دست علیست

عزتش مال خودش بود به من هم بخشید

آبرویی که به آن مفتخرم دست علیست

یاعلی گفت و عرق ریخت مرا نوکر کرد

برکت نان حلال پدرم دست علیست!

خوب و بد نان‌خور اوییم بلا استثنا

به کسی کار نداریم کرم دست علیست

ذکر یا فاطمه در روز قیامت دارم..

چون صراطی که ازآن میگذرم دست علیست

روی اعلامیه ام ناد علی بنویسید

کار تلقین تن محتضرم دست علی ست

کربلایم ز علی و نجف من ز حسین

سفرم دست حسین و سفرم دست علی ست

در نجف تولیت صحن و حرم دست حسین

کربلا تولیت صحن و حرم دست علیست

جلوی چشم ترش فاطمه را میکشتند..

بخدا علت چشمان ترم "دست علیست"




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تشنه منم حضرت دریا علی

پست منم عالی و اعلا علی

مست منم ساقی دلها  علی

ذکر هر آنکس که بود با علی

لعن علی عدوک یا علی

 

سینه ما وسعت دریا شده

عشق تو در گوشه دل  جا شد

هرنفسم ذکر تو مولا شده

دم علی و بازدمم با علی

لعن علی عدوک یا علی

 

هر که نشد باعلی آدم نشد

حاتم بی لطف  تو حاتم نشد

جز تو کسی وصی خاتم نشد

سرمگو  از لب طاها علی

لعن علی عدوک یا علی

 

 

بردل ما عشق تو پر شور باد

چشم بد از مجلس تو دور باد

دیده ی منکران تو  کور باد

کار غلامی  تو با ما علی

لعن علی عدوک یا علی

 

لعن به دشمنان اوواجب است

آنچه به دشمنان  او غالب اسنت

عشق علی بن ابیطالب است

دربه در عشقم و لیلا علی

لعن علی عدوک یا علی

 

هرکه محبت تو درسینه کاشت

بر سخن م نقطه صحت گذاشت

نطفه دشمنانت ایراد داشت

دشمن انم که نشد با علی

لعن علی عدوک یا علی

 

صحن تو در دیده ماجنت است

سایه تو بر سر ما رحمت است

لعنت  بر دشمن تو  نعمت است

ذکر لبم  همیشه هرجا علی

لعن علی عدوک یا علی

 

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


او بر امور عالم  ناسوت ناظم است

هرکس که غرق یاد علی نیست نادم است

ما سجده سمت ساقی میخانه می کنیم

زیرا شراب آتش عشقش مداوم است

روح الامین به شوق نجف گریه می کند

جبریل در حوالی آن بقعه خادم است

در ماورای عرش علی سیر می کند

بر راه های عالَم ما نیز عالِم است

وقتی که خال او حجرالاسود دل است

هر مَحرمی که شهر نجف رفته مُحرم است

فرمود ضربه ای زده و ضربه ای زنید

در حیرت از عدالت او ابن ملجم است

جایی که ذوالفقار علی در غلاف نیست

عریان شدن مقابل این تیغ لازم است

تنها به تیغ ابروی او جان نداده ایم

در این قتال وعده ی دیدار مجرم است

زینت گرفت مجلس ما با علی علی

نامش همیشه مایه ی فخر مراسم است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 03:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح –ماه رمضان


درد آمدیم لطف تو ما را دوا کند

شاید غریبه را نگهت آشنا کند

هر روزه‌دار پیش ضریح تو در نجف

با حبه‌های زرد عنب روزه وا کند

گفتند ربّ اهل جهان نیستی و من

گفتم ز روی طعنه به آن‌ها خدا کند!

سرمست چشم توست غروبی که ظهر شد

دستت به نور شمس هم انفاق‌ها کند

هر ذره در عوالم امکان برای وصل

با اسم تو خدای خودش را صدا کند

امید وصل در دل ما موج می‌زند

عاشق سحر مقابل ایوان دعاکند

باران و آیه‌های «ذراعیه بالوَصید»

قلب مرا به عشق شما مبتلا کند

هر کس که با حضور تو خلوت نکرده‌ست

باید برای خویش، دلی دست و پا کند

چون آفتاب لطفِ شما ذره‌پرور است

بی‌شک خرابه‌ی دل ما را بنا کند

قطعا نجات دست مناجات‌های توست

عمری کمیل با کلماتت صفا کند

رندانه خواستیم خدا را و عاقبت

ما را به یک نگاه تو حاجت روا کند 

در روز حشر ، مست شراب الست را

از بین خلق ، فاطمه باید جدا کند




موضوع: مناجات با خـدا،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/02/19 | 06:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


دیوانگی در عشق اصلا دلبخواهی نیست

پس در حقیقت های عالم اشتباهی نیست

از پیچ و تاب گیسوانت خوب فهمیدم

غیر از مسیر مستقیمت هیچ راهی نیست

ما را گدایی ی سَرِ کوی تو آقا کرد

هر تاج داری لایق این پادشاهی نیست

چاهی که با آن درد و دل کردی یقین دارم

حتی کبوترهای آن عرشی ست« چاهی» نیست

در برکه ی روز غدیرت اهل دل دیدند

غیر از جمال دل ربایت هیچ ماهی نیست

آیا به جز حب تو در عالم ثوابی هست؟؟

وقتی به جز بغض تو در عالم گناهی نیست

جایی که ابروی تو خود میزان اعمال است

شیوا تر از لب های تیغت دادخواهی نیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/02/19 | 06:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تا که این شور را شعور کنم

میروم از نجف عبور کنم

لحظه ای از زمین جدا بشوم

آسمان را کمی مرور کنم

از سلیمان اجازه می گیرم

 که خودم را شبیه مور کنم

گریه ها کرده ام برایش تا

 شعر را غرق در سرور کنم

من که از شوق مَنْ یَمُتْ یَرَنی

زندگی با خیال گور کنم

آنقدر میزنم صدایش تا

خلوتم را پر از «حضور» کنم 

گفته‌ام «اوریا» که مدحش را

گاهی اوقات از زبور کنم

حرفی از معجزات او بزنم

یادی از نور کوه طور کنم

شرحی از دردهای او بدهم

تا که ایوب را صبور کنم

دل و جان شستشو دهم با اشک

قلب را شیشه ی بلور کنم

با عنایات او وجودم را

خالی از هرچه غیر نور کنم

که علی دست قادر ازلی ست

 خلقت ما سوا به دست علیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


خوشم با حب حیدر قد کشیدم

دلم را از همه عالم بریدم

به غیر از مرتضی چیزی ندارم

به غیر از مرتضی چیزی ندیدم

چه شوری در دلم افکنده عشقش

پر از عشقم، پر از از خوف و امیدم

خوشم حلقه به گوش این سرایم

به هر محفل ثنایش را شنیدم

حیاتش ساده تر از بندگان بود

عجب شاه و امیری برگزیدم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

صد و ده بار ذکر هو گرفتم

از این دنیا و اهلش رو گرفتم

مگر عقلم کم است از او نخوانم

مگر کم آبرو از او گرفتم

دل من زیر و رو شد از شبی که

به دستم در حرم جارو گرفتم

خراسان و نجف، این آبرو را

هم از این سو، هم از آن سو گرفتم

علی گفتم کمی زهرا بخندد

چه پاداشی از این بانو گرفتم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

خدا رو کرد با او گوهرش را

تجلی صفات و مظهرش را

زمان وحی نور قل هو الله

میان کعبه خوانده مادرش را

نبی هم در شب تاریک فتنه

به حیدر می سپارد بسترش را

میان اوج پرواز نمازش

به سائل می دهد انگشترش را

همه بی تاب بر سجده می افتند

اگر افشا نماید قنبرش را

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

نجاتم داده استغفارهایش

دلم را برده با رفتارهایش

شده سرتاسر نهج البلاغه

نَمی از باطن پندارهایش

ملائک از شعف هو می کشیدند

همیشه لحظه ی پیکارهایش

نبی دلگرم بازوی علی بود

به جای تک تک سردارهایش

چنان از قلعه در را مرتضی کند

ترک برداشت تا تالارهایش

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

رها کردن مرامِ پیر من نیست

به دست دیگران زنجیر من نیست

مرا دیوانه می خوانند مردم

اگر مجنون شدم تقصیر من نیست

اگر از مرتضی کمتر بخوانم

اثر بر ناله ی شبگیر من نیست

بدون گوهر حب ولایت

به غیر از معصیت تکبیر من نیست

گره خورده دلم با حب حیدر

به جز این عشق در تقدیر من نیست

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

ازل از جام خود بر ما چشانده

همین باده دل ما را کشانده

زمان خلقت آب و گل ما

کمی خاک عبایش را تکانده

کسی که روی دوش مصطفی رفت

یتیمان را سر دوشش نشانده

خدا هم از زبان مرتضایش

پیمبر را شب معراج خوانده

به شوق وعده ی " یا حارَ هَمْدان..."

برایم طاقت و صبری نمانده ¹

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

برای مؤمنین یعسوب دین است

خداوند کرم روی زمین است

عبای وصله دار کهنه ی او

تجلی همان حِصن حصین است

نشستن زیر ایوان طلایش

برایم بهتر از خلد برین است

اگرچه منکرانش هم نفهمند

فقط حیدر امیرالمومنین است

به یمن شیر پاک مادر خود

تمام عمر، حرفم این چنین است

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

۱. امیر المومنین علیه السلام فرمودند:

یا حار همدان! من یمت یرنی

بحار الانوار، ج 6، ص 160 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تمام عرش خدا جلوه از نجف دارد

تویی اگر که خدا خلقتش هدف دارد

بهشت اگرچه که خواهانِ صف به صف دارد

بهشتِ بی تو جهنم به آن شرف دارد

 

بهشت ,‌ با گِل کوی شما سرشته شده

و روی سر در آن یا علی نوشته شده

 

قمر جلالتش از نور صورت پسرت

و شمس , زردی اش از دستمال روی سرت

چقدر امام و امام زاده هست دور و برت

و شیعیان همگی راحتند زیر پرت

 

تو روز حشر نشستی کنار همسر خویش

شفاعت همه را میدهی به قنبر خویش

 

خلافت تو دلیلش دم پیمبری ات

و معجزات تو بی شک فتوح خیبری ات

شکوه دین خدا نعره های حیدری ات

فدای نفْسِ ز هرگونه تیرگی بری ات

 

تویی همانکه گِل ما سرشته از گردت

خدا در آینه میدید خلق میکردت

 

لباس رزم به تن میکنی و بعد از آن

نیام خفته علن میکنی و بعد از آن

پیمبرانه سخن میکنی و بعد از آن

اشاره ای به حسن میکنی و بعد از آن

 

عدو خودش به تو تقدیم میکند سر را

چه وارثیست حسن ذوالفقار حیدر را

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در دلِ جنگ نه خوفی ز خطر بر می داشت

نه ز تیغِ دگران..زخم و اثر بر می داشت

اسدالله ِ جهان..تیغِ کجی داشت وبس

غیرِ تیغ اش نه کلاه ونه سپر بر می داشت

یک‌ تنه تا که چنان شیر به هم می پیچید

دشمنِ بی هنرش..اَینَ مَفَر بر می داشت

هرکسی روبرویِ شیرخدا صف می بست

گویی از دوزخِ حق..چاهِ سَقَر بر می داشت

ذوالفقارش که به جولان و به تب می آمد

از همه لشگرِ رسوا زده ..سر بر می داشت

زَهره ی شیر دلان از قدمش می ترکید

«حمزه»از زیر ِ قدم هاش جگر بر می داشت

باچنین شان و مقامش لبِ سلطانِ نجف

بوسه از پای نبی..خیرِبشر بر می داشت




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


عقل در مانده در روایاتش

جهل منکر شدست از بنیاد

در خدایی خویش هم بنده ست

جُمِعَتْ فی صِفاتهٕ اضداد

 

فکر نان شب یتیمان بود

حاتمی که گرسنه می خوابید

گرچه راه جنون به ما آموخت

بیشتر درس عقل را می داد

 

زور و زر را طلاق داد علی

سودِ او را همه ضرر دیدند

پیش قومی که کور و کر بودند

در سکوت ست معنی فریاد

 

قعر زندان علی علی می گفت

بر روی دار هم علی می گفت

میثم اینگونه در دل هر «بند»

با علی بود سر خوش و «آزاد»

 

ابر و باد و مه و درختان را

خاک و خورشید و حور و انسان را

کُلِّ مخلوق های یزدان را

چه کسی غیر او کُند امداد

 

ما اسیران کوی او هستیم

جام قالو بَلا به جان زده ایم

وطن ما اگر نجف باشد

قلب ما می شود علی آباد

 

باده ی ناب کوثری مارا

غرق در موج عشق او کرده

مانده ام در زلالی این جام

از چه رو شیخ می کند ایراد

 

کوه ایمان علی ست از این رو

عاشق او شدن چه «شیرین» است

هر کسی در طواف او باشد

در ره عشق می شود فرهاد

 

دست افتادگان غم را جز

لطف مولا کسی نمی گیرد

پای عشق علی و اولادش

تا دلم شد خراب شد آباد

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


تا که رد از قالب تن می‌شود

مشرق او شام‌شکن می‌شود

نحس و سعیدند در اشیا نهان

سنگ عقیق‌ اهل یمن می‌شود

سر زده از چاک گریبان صبح

من همه او او همه من می‌شود

آدم از آیینه‌ی مردانه‌اش

جلوه‌ی حوّاست که زن می‌شود

خنده‌ی او سبزی دشت مغان

گریه‌ی او رود تجن می‌شود

بس‌که لطیف‌ست به گل‌خنده‌ای

خلع از آفاق بدن می‌شود

دیده‌ی او صلح و دو ابروش طاق

گرچه حسین‌ست، حسن می‌شود




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


از نور ولایتت جهان سرشار است

هر کس که تو را ندید روزش تار است

هر چند که دیر است ولی می‌فهمند

فردای بدون تو چه حسرت‌بار است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


پسرم گفت علی و پدرم گفت علی

مادرم یکسره از پشت سرم گفت علی

حکم کامل شدنم بود که یک نیمه ی من؛

گفت یافاطمه نیم دگرم گفت علی

یاعلی گشت عصای پدرم طوری که؛

وقت برخاستن از جا پسرم گفت علی

نَفْس را ازدرِ تهدید به راه آوردم

دید ازجان خودم می گذرم، گفت علی

شد کریم دوجهان بین خدایان کَرَم

حسن ازبسکه به هنگام کَرَم گفت علی

می توانست که صرف خط وابرو بشود

ای بنازم به خودم چون هنرم گفت علی

مانده بودم چه کسی را به نجف سجده کنم

که خداوند خود ازسمت حرم گفت علی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


دلگرمی است ، دلخوشیِ آنچنانی است

شعر تر است ، کشفِ خوش ناگهانی است

هر سطر آن فصیح و بلیغ است و بی نظیر

نهج البلاغه معجزه ی خطبه خوانی است

دون کلام خالق و فوق کلام خلق

گرچه زمینی است ولی آسمانی است

این منتهای سعی مجدانه ی "رضی"

بی انتهاست هر ورقش کهکشانی است

قرآن ناطق است علی ، پس به این دلیل

نهج البلاغه اش خودِ قرآن ثانی است

آری کلام سرور لولاک مرتضی

کِی هم تراز لقلقه های فلانی است

نام علی است تا ابدالدهر جاودان

هر آنچه غیر نام علی محو و فانی است

هر کس که جمله ی "ارنی" گفته با علی

پاسخ برای این سخنش "لن ترانی" است

"ایمان بیاوریم به آغاز فصل " عشق

فصلی که رنگها همه اش ارغوانی است

می آید آن مفسر و تفسیر میکند

نهج البلاغه را که همان مهربانی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


حُب علی در دل ما جا گرفت

دین مبین از نفسش پا گرفت

تا به لبم ذکر علی بُرده شد

صحن دلم عطر خدا را گرفت




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح

 

مگر نه اینکه نجف شاد می کند ما را

بریز باده که مشتاق ساغرم یارا

به ساحل آمدگانیم و تشنه ، این ساقی

شراب می کند از لطف آب دریا را

طرب کنید و به یک کوزه اکتفا نکنید

به کوزه ای نتوان طی نمود صحرا را

تویی علی که همه سنگریزه ها دُر شد

به عشق فاطمه هر جا گذاشتی پا را

تویی علی که نیاورده وحی را جبریل

جز آنکه فاش نموده است نقطه ی با را

تویی علی که خدا گر به خاطر تو نبود

کنار نیل رها کرده بود موسی را

خدا نبوده ای اما خدا پس از خلقت

چرا گذاشت پس از لا اله ، الا را؟

به ذوالفقار تو اسلام زنده شد ، قرآن

چرا قسم نخورد عادیاتِ ضبحا را

نرفته ام به هوای غزال رعنایی

که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

به یمن آمدنت ای معلم خلقت

خدای داده به افلاک حکم برپا را

دم مسیح اگر زنده میکند ، مرده

دم تو زنده نگه داشته ست عیسی را

ضریح نیست لبالب شراب انگور است

به حق فاطمه تر کن علی لب ما را

بیا و رزق زیارت برایمان بنویس

زیارت نجف و کربلای زیبا را

- عجوزه ای که لباس عروس میپوشد -

چقدر خوب تو دادی جواب دنیا را

علی کجا به پیمبر مثال هارون است!!؟؟

که جز علی نشناسم ، خدای سینا را

به عشق روی علی پیری ام جوانی شد

نخوانده اید مگر قصه ی زلیخا را

به کهف راه ندارم به حضرتش گویید

سگی نهاده بر این در سر تمنا را




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


دلیلی روشن و متقن ندارد

ثوابی قدرِ یک ارزن ندارد

نمازِ بی علی(ع) عصیانِ محض است

اذان ِ بی علی(ع) گفتن ندارد!




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


از روزن صبح تا تو را دیدم

گفتم به خودم تو را چرا دیدم

راضی نشدم که جز تو را بینم

حق را به جمال مرتضی دیدم

پایان مرا به ذوالفقار افکن

جز صولت تو اگر فتی دیدم

اسمای اله را نظر کردم

اوصاف تو را که بارها دیدم

معراج، ورق‌ورق فرو رفتم

در صفحه‌ی عرش، منتها دیدم

بر تاج خداست نام نیکویت

در چهره‌ی دوست دیده‌ام رویت

 

پایان خیال خود دویدم من

آغاز تو را ولی ندیدم من

دست تو به دادِ طاقتم آمد

با شبنم صبح تا چکیدم من

فرماندهِ خیل روسپیدانی

با روسیهی چه روسپیدم من

گیسوی تو را به شانه پیمودم

همراه صبا اگر وزیدم من

گفتند زمان مرگ می‌آیی

این‌گونه به آرزو رسیدم من

باید که بمیرم از تو پُر باشم

باران نجف شوم که دُر باشم

 

وقتی‌که دو زلف پرشکن داری

ما را چه به حال خویشتن‌داری

یک زلف تو با حسین هم‌شانه

یک زلف به قامت حسن داری

از جمعِ مجرّدات بیرونى

برگوی چه کسوتی به تن داری

در ذات خودتت حلول خواهی کرد

وقتی که عروج از بدن داری

ای کلّ مزارها شریف از تو

دل‌خوش شده‌ایم با وطن‌داری

افغان مرا ستانده‌ای از من

رنگ دگری دوانده‌ای از من

 

گفتی که بیا بکوش! کوشیدم

گوشی شدم و تو را نیوشیدم

بر من عرق تنور کافی بود

از چشمه‌ی دیده‌ی تو جوشیدم

سیّدرضى از تو گفت و جان دادم

در نهج تو ناگهان خروشیدم

تا با تو چراغ باده افروزم

شهد از لب کندوی تو نوشیدم

گفتند برافکنم در این چامه

این جامه‌ی کهنه‌ای که پوشیدم

از سمت هرات تا تگرگ آمد

عریانی لفظ کهنه مرگ آمد

 

افتادم و آفتاب را دیدم

تلفیق شراب و آب را دیدم

در کهف حصین تو که خوابیدم

بیداری رخت‌خواب را دیدم

با تو که به خوش‌نشینی افتادم

بی‌خانگی حباب را دیدم

ایوان نجف که دل ز کف دادم

در صحن تو انقلاب را دیدم

در راه تو صاف تا خدا رفتم

در زلف تو پیچ و تاب را دیدم

غیر از تو تو را اگر طلب کردم

از روی جهالت‌ست، تب کردم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تا علی هست با نسب تر نیست

صحبت از جانشین دیگر نیست

هیچ کس با علی برابر نیست

مرد میدان سخت خیبر نیست

دست بالای دست حیدر نیست

 

تکیه ی بر تخت کبریا داده

به جنون درس ابتلا داده

اذن افشایِ راز را داده

در ازل دست با خدا داده

دست بالای دست حیدر نیست

 

تیغِ طوفان سوار می گوید

قبضه ی کهنه کار می گوید

فاتح کارزار می گوید

تا ابد ذوالفقار می گوید

دست بالای دست حیدر نیست

 

نه فقط ذوالفقار می گوید

کعبه با افتخار می گوید

عاشقی روی دار می گوید

قنبر شهریار می گوید

دست بالای دست حیدر نیست

 

خسته از فتنه ها نشد جنگید

فارغ از روح و کالبد جنگید

تا که جان داشت،تاکه شد،جنگید

با نود زخم در اُحُد جنگید

دست بالای دست حیدر نیست

 

این مثل از زبان اغیار است

دست بالایِ دست بسیار است

شرح نقدش، هزار طومار است

شک نکن! عالمی خبر دار است

دست بالای دست حیدر نیست

 

در نجف، گبر و صوفی و هندو

مست از لا اله ألا هو

چه بگویم از آن خَم ابرو

می شود دست دشمنانش رو

دست بالای دست حیدر نیست

 

باغ در چنگ خاروخس افتاد

برق تیغش پیِ هرس افتاد

سر به سر، سر به پیش و پس افتاد

ملک الموت از نفس افتاد

دست بالای دست حیدر نیست

 

فارغ از قیل و قال می گویند

نطفه های حلال می گویند

مستند، با مثال می گویند

از «بحار» و «خصال» می گویند

دست بالای دست حیدر نیست

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


‌‎حق روز ازل کل نِعم را به علی داد

‌‎بین حُکما حُکمِ حَکَم را به علی داد

‌‎معنای یدالله همین است و جز این نیست

‌‎کاتب که خدا بود قلم را به علی داد

‌‎می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود را

‌‎در معرکه شمشیر دو دم را به علی داد

‌‎عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دست

‌‎تا احمد محمود علم را به علی داد

‌‎یاران ولایت به خدا اهل بهشتند

‌‎الله کریم است، کرم را به علی داد

‌‎هر مملکتی تابع فرمان امیری است

‌‎ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد

‌‎از نسل علی یک علی آمد به خراسان

‌‎یعنی که خدا کل عجم را به علی داد

‌‎کوچک‌تر از آن است عجم فخر فروشد

‌‎گو حیدری‌ام، یار دلم را به علی داد

‌‎سبقت بگرفت اُمّ علی ز اُمّ مسیحا

‌‎روزی که خدا حق قدم را به علی داد

‌‎مملوک ببین مالک دین در شب میلاد

‌‎تنظیم سند کرد و حرم را به علی داد

‌‎بودی همه اشراف عرب طالب زهرا

‌‎طه گهر عهد قِدَم را به علی داد

‌‎بگذاشت کف فاطمه را بر کف حیدر

‌‎با فاطمه ششدانگ اِرَم  را به علی داد

از یُمن همین وصلت فرخنده" کلامی"

‌‎حق زینب آزاده‌شیم را به علی داد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در مخزن لایموت دردانه علی است

در كون و مكان امیر فرزانه علی است

در كعبه ظهور كرد تا بر همه كس

معلوم شود كه صاحب خانه علی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت


کیست که در مدحش از ، شعر کمر بشکند

کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند

کیست که بازار او  بزم شکر بشکند

لحظه‌ی تحویل اوست دور قمر بشکند

هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند

آمده خاک نجف قیمتِ زر بشکند

 

حرف غزل را مزن ، بحر مطنطن بخوان

جان رجز را بکش ، شعر مدون بخوان

مدح علی را فقط از لب دشمن بخوان

حیرت مردان ببین وصف تهمتن بخوان

مرکب طفلش بگو  مردِ یَل افکن بخوان

شاه به کوی گداش تاج به سر بشکند

 

بر در حیدرِ بکوب یکسره هِی در بکوب

بر روی این آستان عشق کن و سر بکوب

حلقه‌ی این در بگیر مثل پیمبر  بکوب

نام علی را به دل با قلم زر بکوب

بر روی دُر نجف ، حضرت حیدر بکوب

فاطمه گفته است تا چشم نظر بشکند

 

ضربه‌ی شمشیر کیست بر تن بسیارها

چرخش تیغِ دو دَم  کرده تلنبارها

وقت فرار است وای ، آمده کرارها

لشکری از عمرو عاص لشکر سرداها

رفت و بجا مانده است از همه شلوارها

زیر قدمهای او کوه و کمر بشکند

 

آی جماعت نظر بر درخیبر کنید

ضرب یدالله را خورده و از بر کنید

ضربه‌ی عباس را چند برابر کنید

یا‌که همه خویش را بنده‌ی قنبر کنید

یا‌که همه در روید مقنعه بر سر کنید

قبل رجز خوانی‌اش هرچه سپر بشکند

 

از ازل آوازه‌اش از همه دوران گذشت

بر لب نوح آمد و نوح زِ طوفان گذشت

گفت علی یوسف و از شب زندان گذشت

کرد توسل به او محنت کنعان گذشت

جان پیمبر شد و آمد و از جان گذشت

دوش نبی رفت تا ، بت  به تبر بشکند

 

گاه نشسته است با میثم خرما فروش

گاه شده چاه کَن برزگری سخت کوش

گاه کشد نیمه شب بارِ یتیمان به دوش

بارِ زنی می‌کشد طعنه‌ی او هم به گوش

این که فقط با نمک نان جوین کرده نوش

فاطمه از گریه‌اش وقت سحر بشکند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 13 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.