امیر المومنین(ع)-مدح


خدا مرا ز ولای علی جدا نکند

من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما

خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد

نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار

دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد

اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی

که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده

که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر

مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت

که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/29 | 12:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


آبشار نور از دستار او سرشار بود

با عبای روی دوشش کعبه ای سیار بود

 

او مکرر دلبری می کرد از اهل بهشت

شیوه اش این بود، زیرا حیدر کرار بود

 

انعکاس نور رویش در رُخِ آیینه ها

خالق سلمان و حجر ومیثم تمار بود

 

کعبه رو می‌کرد بر ایوان آقای نجف

پنج نوبت کعبه مشغول طواف یار بود

 

خط به خط،نهج البلاغه نوحه خوانِ رفتنش

روضه خوانِ روی زردش، زردیِ دستار بود

 

باغبان کهنه کار یاس، هنگام وداع

درگلویش استخوان، دربین چشمش خار بود

 

از نود زخم اُحُد، بدتر در و دیوار شد

از نود زخم اُحُد، کاری تر آن مسمار بود

 

زخم او تکثیر شد تا بی نهایت در حسین

یکصد وده زخم نه، زخم تنش بسیار بود

 

قبل از اینکه زخم، جانش را بگیرد، جان سپرد

چون سخن از کاروانی بر سر بازار بود




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح شب قدر


زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شب نوزدهم


باید شب قَدرَت مرا آدم بسازد

حر و زهیر و عابس و اسلم بسازد

 

باید مفاتیح الجنان "شیخ عباس"

دل را که شد ویرانه دست کم بسازد

 

یارب به من اشکی بده سازنده باشد

اشکی بده از بنده ات میثم بسازد

 

چشمی بده تا خوب را بشناسم از بد

تنها نگاهم را بدوزم سمت گنبد

 

دستی بده دست از تهیدستان بگیرم

دستی بده تا راه بر شیطان بگیرم

 

پایی بده جز در ره مولا نکوبم

پا جای پایی چون "ابوموسی" نکوبم

 

دل می کند وابسته از دنیا به سختی

دنیا بده اما نه دیگر تاج و تختی

 

میلی بده از جام همدردی بنوشم

در سیل ماتم نذر هم نوعم بکوشم

 

عزمی بده آماده ی ایثار باشم

وقت ضرورت راهی پیکار باشم

 

نسلی بده عشق شهادت در دل آن

نسلی بده "فهمیده" باشد حاصل آن

 

جانی بده سرشار از نور ولایت

لب تر کند مهدی کنم تقدیم حضرت

 

هر کس به نوعی میکند نجوا شبانه

من هم بخوانم از شهادت عاشقانه

 

زیباترین نثر مناجاتم جهاد است

امروزه وقتی صحبت از "جنگ اراده "ست

 

جزو مجاهدهای در راه خدایم

سجاده ام حکم کفن دارد برایم

 

بر نفس سرکش راه طغیان را ببندم

با معنویت در دو عالم سربلندم

 

بیش از چهل سال گذشته پای کاریم

وقتی که خرمشهر ها در پیش داریم

 

رمز بقا قطعا به دست مردم ماست

این اولین تحلیل گام دوم ماست

 

ما را سفارش می کند آقا به تقوا

لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا

 

درس دبستان امیرالمومنین است

 گوشم به فرمان امیرالمومنین است

 

نص اشداء علی الکفار یعنی

منشور قرآن امیرالمونین است

 

حکم پدر دارد برای خاک یعنی

ایران هم ایران امیرالمونین است

 

دنیا گرفت از هرکسی روزی ولی ما

در سفره مان نان امیرالمونین است

 

هرکس به هر جایی رسید از دار دنیا

مدیون احسان امیرالمومنین است

 

عمری محدث بودن و از غیب گفتن

این کار سلمان امیرالمونین است

 

در کعبه مولایم علی آمد به دنیا

پس صاحب خانه امیرالمومنین است

 

ساعات خوب زندگی ما همیشه

در زیر ایوان امیرالمومنین است

 

حبل المتینم هست و فردای قیامت

دستم به دامان امیرالمومنین است

 

با دست او حق سفره اش را پهن کرده

هر بنده مهمان امیرالمومنین است

 

زهرای مرضیه همیشه دوست دارد

چشمی که گریان امیرالمومنین است

 

شخص پیمبر بانی بزم عزایش

چشمان زهرا نیز می بارد برایش

 

مرغ دلم پر می زند بر بام کوفه

حلوای ختم مرتضی در کام کوفه

 

می ریزد از غم های خود در جان دختر

وقتی که بابا می شود مهمان دختر

 

از غصه دیوار دل دختر ترک خورد

وقتی که بابایش فقط نان و نمک خورد

 

آماده دارد میشود بر قتل حیدر

قومی که هر شب میوه از باغ فدک خورد

 

سی سال پیش از پا در آمد مرد خیبر

وقتی میان کوچه ناموسش کتک خورد

 

دلواپس فردای بابا ام کلثوم

باید بخواند روضه ها را ام کلثوم

 

از خانه که بابای از گل بهترم رفت

گفتم که دیگر سایه ی روی سرم رفت

 

دیدم به چشمم گوییا تا مسجد شهر

پشت سر بابا دوباره مادرم رفت

 

دیدم از این کوچه شروع کربلا را

هجده سر بر روی نیزه از حرم رفت

 

زیر سر سیلی سنگین سنان بود

از بعد غارت سوی چشم خواهرم رفت

 

چشم علی مرتضی را دور دیدند

در راه اگر دستی به سمت معجرم رفت 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 02:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تصوّر می کنم در ذهنِ خود ایوان زرّین را

برای درد ها پیدا نمودم راه تسکین را

 

پرستیدند آتش را اگر آبا و اجدادم

خدا را شکر از چشمان تو آموختم دین را

 

اگر فرهاد قبل از کوه، اوصاف تو را می خواند

رها می کرد از اول غرورِ تلخِ شیرین را

 

دمی پیش فقیرانی و گاهی بر فراز عرش

طراز عشق تو تعیین کُند بالا و پایین را

 

رکوعت حلقه ی انفاق را در گوش عالم کرد

کدامین شاه اینگونه کرامت کرده مسکین را؟؟

 

عصا را اژدها کردی شما… امّا نمی دانم

چرا؟! موسی گرفته در میان خلق تحسین را

 

مرا با جنتِ آب و درخت و حور، کاری نیست

نمی خواهم بدون تو دمی این دام رنگین را

 

برای زاهدان بی علی قرآن چنین فرمود:

فقط پر کرده از مصحف الاغی بار خورجین را

 

«علیٌ حُبه جُنه   قسیم نّار والجنه»

برایت می سرایم باز هم این بیتِ تضمین را

 

شکوه رد شمست را درِ خیبر تداعی کرد

شنیدم در پس پرده تو داری بر تر از این را

 

وقارت داده درسی قنبرت را که یقین دارم

کُند تدریس بر هارون مَکی نیز تمکین را

 

محبت بر تو کار هر کس و ناکس نمی باشد

نهادی بی هوا بر دوش ما این بار سنگین را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


ابتدای خلقت ما از علیست

نیز اصل طینت ما از علیست

 

ما ز کَرَّمنا کرم دریافتیم

در حقیقت عزت ما از علیست

 

از محمد بعثت اسلام شد

آری آری بعثت ما از علیست

 

صنعت دست علی هستیم ما

هستی ما، صُنعتِ ما از علیست

 

ربّ ما، ربّ جلی ربّ علیست

لاجرم تربیّت ما از علیست

 

سوره اخلاص خود باشد گواه

کُنه ذات فطرت ما از علیست

 

معنی ارکان کل شییء چیست

رکنِ رُکنِ مکنت ما از علیست

 

ما که از لطف قدیم احسان شدیم

نسل، نسل قدمتِ ما از علیست

 

کار ما از روز اول عاشقی

شک مکن این عصمت ما از علیست

 

چیست هبنی لاِبتداء نعمتک

بخشش هر نعمت ما از علیست

 

"از علی آموز اخلاص عمل"

بر فقیران خدمت ما از علیست

 

بر جمال ما نوشته یا علی

صورت ما سیرت ما از علیست

 

از ازل تاحشر یک حرف است و بس

هر چه پرسی علت ما از علیست

 

بی علی توحید هم معنا نداشت

با خدا هم وحدت ما از علیست

 

از نبوت تا ولایت بی گمان

خطّ و ربط بیعت ما از علیست

 

فرصت حیدر شناسی مبعث است

عید مبعث، فرصت ما از علیست

 

آیه آیه آنچه از احمد رسید

گفت یا حق آیت ما از علیست

 

بسم ربّک گفت بر احمد، علی

گفت یا رب صحبت ما از علیست

 

فطره الله التی در جان ماست

با خدا سنخیت ما از علیست

 

چارده معصوم یعنی مرتضی

خاندان عترت ما از علیست

 

هم اصول و هم فروع دین ما

هم جنان و جنت ما از علیست

 

در عبادت خشیت ما از علیست

در شهادت حاجت ما از علیست

 

معنی یعلوا و لا یعلی علیه

در حقیقت هیبت ما از علیست

 

جز تولا و تبرا نیست دین

با همین دو،رفعت ما از علیست

 

خصم ما مرعوب اگر از ما شود

در دل او سطوت ما از علیست

 

برقی از تیغ علی شمشیر ماست

اقتدار و قوت ما از علیست

 

رهبر آنجا یک حدیث ناب گفت

گفت کسب قدرت ما از علیست

 

مرد رزم روز تحریمیم ما

روز غربت، نصرت ما از علیست

 

دولتی خواهد کریمه، این دیار

اعتبار دولت ما از علیست

 

همنشین دشمنان کی میشویم

ملت ما، حکمت ما از علیست

 

بعدِ تهدیدش مقاومتر شدیم

همت ما نیت ما از علیست

 

حق مولا را ادا خواهیم کرد

در ولایت طاعت ما از علیست

 

یادگاری از امام است این نظام

پرچم ما رایت ما از علیست

 

یار هر مظلوم و محرومیم ما

این خدایی سنت ما از علیست

 

قلب ما جای علی مرتضی ست

خوی ما و محنت ما از علیست

 

کربلا را از علی داریم ما

روضه ها و هیئت ما از علیست

 

از شب معراج پیغمبر چه گفت

گفت با حق، صحبت ما از علیست

 

نوکر زهرای اطهر گر شدیم

این لباس خلقت ما از علیست

 

با حسین و با حسن خو کرده ایم

حب آل عصمت ما از علیست

 

گر غلامان ابالفضلیم ما

اینهمه شخصیت ما از علیست

 

با رضا دلهای ما دارند انس

میزبان رافت ما از علیست

 

حجه بن العسگری را عاشقیم

رؤیت آن طلعت ما از علیست

 

ذکر یا مهدیست بر لبهای ما

انتظار دولت ما از علیست




✔️ موضوع : عید مبعث، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بعثت پیامبر اعظم(ص) - مدح امیرالمومنین(ع)-اجتماعی سیاسی


بی مهر علی این ، دل در دام نمی آید

جز وِردِ علی ما را ، در کام نمی آید

 

شد حُبّ علی ما را  از روز ازل روزی

ساقی بسوی مستان  بی جام نمی آید

 

آدم که شده مسجود  حق را به علی بشناخت

وَر نَه ز هبوطش این  اکرام نمی آید

 

نوح از کرَم مولا  شد ناجیِ قوم خویش

وَرنَه نظرِ لطفی  مادام نمی آید

 

آتش که گلستان شد  بر حضرت ابراهیم

دانست که بی مولا  فرجام نمی آید

 

عیسی دمِ گرم خود  از ذکر علی دارد

وَر نَه به دعای او  الزام نمی آید

 

موسی دل دریا را  بشکافت بنام او

ورنه مددی در آن  هنگام نمی آید

 

همراهِ پیمبرها  مخفی است علی، اما

همراه نبی جز با  اندام نمی آید

 

در فلسفه ی بعثت  سِرّیست نهان حق را

بی حبِّ علی دینِ  اسلام نمی آید

 

اسلامِ پیمبر جز  ابلاغِ ولایت نیست

جز امر علی امری  اعلام نمی آید

 

رمزیست در این نکته  رازیست در این جمله

جز سِرّ علی در گوش  پیغام نمی آید

 

در قلب محمد حق  تمثالِ علی بنهاد

زین رو به لبش غیر از  این نام نمی آید

 

فرمود: سخن با تو  با صوت علی گویم

چون جانِ تو جز با او  آرام نمی آید

 

آیاتِ خداوندی  با لحنِ علی زیباست

بی صوت علی این کار  انجام نمی آید

 

هر سوره امینِ وحی  با ذکر علی آورد

جبریل که بی اِذنش  اعزام نمی آید

 

چون ختم رسل هر بار  تا غار حرا میرفت

میدید که جز مولا  همگام نمی آید

 

هر جا که رود احمد  آنجاست علی قبله

از هیچ مصلّایی  ناکام نمی آید

 

بی یادِ علی هرگز  قرآن نشده نازل

در ذهنِ نبی هرگز  اوهام نمی آید

 

در منطقِ پیغمبر  شک نیست علی مولاست

در گفتنِ این مطلب  ابهام نمی آید

 

این هست نبی الله  او هست ولی الله

بی همرهیِ مولا  یک گام نمی آید

 

از یک شجرند این دو  یک ریشه و یک ساقه

دین بی شجرِ طوبی  تا بام نمی آید

 

این دین نبوی، اما  ذاتی علوی دارد

بی ذات کسی در هیچ  اِفهام نمی آید

 

او کاشفِ کرب است و  از یار زُداید غم

تا هست علی او را  آلام نمی آید

 

این قصرِ مَشید است و  آن بِئرِ مُعَطَّل شد

بی عدل که اجرای  احکام نمی آید

 

او تیغ دو دم دارد  در پنجه علَم دارد

دین جز به علی تا این  ایام نمی آید

 

شد جانِ نبی حیدر  جانانِ نبی حیدر

جز او شبِ جانبازی  در دام نمی آید

□  □  □

بس دور و برِ احمد  او شد سپرِ احمد

فرمود ترا غیر از  زهرام نمی آید

 

زهرا سپرِ او شد  دفعِ خطرِ او شد

فرمود که یاری بر  مولام نمی آید

 

بانو چه تلافی کرد  در کوچه طوافی کرد

میگفت دگر وقتِ  اقدام نمی آید

 

بهتر که بمیرم در  مظلومیَت ای حیدر

جز این به تلافی از  بابام نمی آید

 

از سینه و از پهلو  خون ریخت و میفرمود:

هرگز به برِ ظالم  آرام نمی آید

□  □  □

با خویش مگو از چه  آقام نمی آید

تا  کس نکند سعیی  اَنعام  نمی آید

 

هر قافله در هر راه  گردید اگر آگاه 

در گوشِ دل از دشمن  پیغام نمی آید

 

ما امتِ زهراییم  ما شیعه ی مولاییم

دشمن نکند تهدید  کس رام نمی آید

 

ایران ز دوصد تحریم  هیهات شود تسلیم

آنروز نخواهد دید  آن شام نمی آید

 

دستِ طمعِ دشمن  کن قطع از این کشور

خیر و برکت از این  برجام نمی آید

 

دستِ طمعِ مفسد کن قطع ز بیت المال

ای شیخ تو را خیر از اقوام نمی آید

 

مسئول قضا باید بر دار کِشد فاسد

فریادِ عدالت بی اعدام نمی آید

 

یاریِ علی باید  تا منتقمَش آید

تا شیعه مهیا نیست  صَمصام نمی آید

 

ما یار علی هستیم  غمخوار علی هستیم

کس در دو جهان چون ما  خوشنام نمی آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید مبعث، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


رسید از عرش، ذکرِ «لافتی» با خلقت حیدر

دعایِ «ربّنا» شد «آتنا» با خلقت حیدر

 

به عشقش بابِ آمرزش به روی عاصیان شد باز

دو چندان شد تبِ «إغفر لَنا» با خلقت حیدر 

 

از آن روزی که انگشتر به سائل داد فهمیدم

سریعاً خلق شد خیلِ گدا با خلقت حیدر

 

به جایِ ذکر یونسیّه، یونس یاعلی(ع) میگفت

به روی نیل؛ موسی زد عصا با خلقت حیدر

 

«قسیم النّار والجنّه»! چه شیرین است این جمله

بهشت از مرزِ دوزخ شد جدا با خلقت حیدر

 

ملائک، عالم و آدم، زمین و آسمان خواندند...

همه «نادعلی» را یکصدا با خلقت حیدر

 

برای دردمندان در نجف تأسیس شد امشب-

پس از ایوان-طلا، دارالشفا با خلقت حیدر

 

أمیرالمؤمنین! قرانِ ناطق! قبلۂ سیّار!

بنا شد مروه و سعی و صفا با خلقت حیدر 

 

پیمبر(ص) محض ِ اثباتِ خودش شقّ القمر کرد و

چه شقّ الکعبه ای کرده خدا با خلقت حیدر!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 03:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


نه ز حالا ز خود عالم ذر

نظر انداخته اند اهل نظر

بین خوبان دو عالم یکسر

همه گفتند به دوران دیگر..

 

نیست شخصی ز علی بالاتر.

ها علی بشر کیف بشر

 

صاحب لوح و قلم کیست علی

سردم تیغ‌ دودم کیست علی

عرب و عشق عجم کیست علی

حج و حاجی و حرم کیست علی

 

از کرامات علی فیض ببر

ها علی بشر کیف بشر

 

درنگاهش زر و زیور هیچ است

مکر دنیای مزور هیچ است

پیش این هیمنه لشگر هیچ است

روی انگشت علی در هیچ‌ است

 

خیبر افتاد به پای حیدر

ها علی بشر کیف بشر

 

از خودش اصل و نسب داد به ما

از فدک چند رطب داد به ما

عیدی ماه‌ رجب داد به ما

در نجف جلوه ی رب داد به ما

 

در حرم داد زدم وقت سحر

ها علی بشر کیف بشر

 

جمع شد بین وجودش برکات

خنده و اخم علی حی و ممات

ذولفقارست به کف یا که صراط؟!

آی مردم به جمالش صلوات

 

منکرش کور وَ بدخواهش کر

ها علی بشر کیف بشر

 

در جهان هرچه شود در بسته

کی بماند در دلبر بسته

دل عشاق به حیدر بسته

و خدا گفت خودش سر بسته

 

بی علی نیست ز من هیچ اثر

ها علی بشر کیف بشر

 

بی علی ذکر و دعا بود نبود

کعبه اصلا سر پا بود نبود

دین و  توحید کجا بود؟! نبود

و صدایی ز خدا بود نبود

 

شب معراج علی شد محور

ها علی بشر کیف بشر

 

از حرم ذات احد پیدا شد

نور الله صمد پیدا شد

صدو ده آمد عدد پیدا شد

فاطمه بنت اسد پیدا شد

 

بین آغوش گرفته ست قمر

ها علی بشر کیف بشر

 

زخم غم بر جگر شیر زدند

گریه کرد و همه تکبیر زدند

بی هوا بر گلویش تیر زدند

ضربه ای سخت و نفس گیر زدند

 

روی دستان پدر زد پرپر

ها علی بشر کیف بشر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 03:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


امشب دلیل مستی ام از هر جهت تویی

دنیا تویی برای من و آخرت تویی

شایسته مرد هیمنه سلطنت تویی

نور خدا به هیبت انسان فقط تویی

 در جلوه ات خدا شده تكرار ، یاعلى

 

تو بودى و خدا و جهان آفرینى ات

تو بودى و ملائك و خلوت گزینى ات

صدها هزار سال پس از همنشینى ات

حالا رسیده وقت ظهور زمینى ات

حالا رسیده موعد دیدار ، یا على

 

من سینه چاک روی توام، کعبه نیز هم

گرم طواف کوی توام، کعبه نیز هم

من در نماز سوی توام، کعبه نیز هم

مدیون آبروی توام، کعبه نیز هم

ای قبله گاه، کعبه ی سیار،یا على

 

کعبه اگر كه چاک گریبان گشوده است

ثابت نمود،عاشقت از قبل بوده است

صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است

در را به روی بنت اسد وانموده است

مختصِ توست، مُعجزِ بسیار،یا على

 

مِنْ بعد از این علامت توحید، علم شده

ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده

بتخانه ی حجاز ،دگر محترم شده

بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده

شد با شرافت این درو دیوار،یا على

 

دادم زکف به شوق مدیحت ،قرار را

واجب شده است سجده کنم نام یار را

میزان کجاست ،تا که بسنجد عیار را

نشناختیم غیر تو پروردگار را

ماتم از این شباهت رفتار،یا على

 

گاهی علی نشسته به جای خدای خود

گاهی خداست جای شه لافتای خود

در تو نگاه كرده خدا رو نماى خود

هنگام خلقت همه بنده هاى خود...

فرموده است اول گفتار ، یا على

 

در لا اله غیر تو خواندیم ،جا نشد

من هیچكس برای دلم مرتضا نشد

مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد

پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد

من به یقین رسیده ام اینبار،یا على

 

آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم

امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم

با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم

من با ابالحسن،حسنی عشق میکنم

دیوانه ام ،پیاله نگه دار یا على

 

عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست

من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست

خرما فروختن بشود کارم آرزوست

رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست

بالای دار از تو زنم جار،یا علی

 

هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت

نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت

آنقدر غمزه های نگاهت، نظر فروخت

هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت

عشاق را تویی تو خریدار، یا على

 

پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف

كنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف

پر شد قنوت هر شبم از ذكر یا نجف

من سالهاست خواسته ام از خدا نجف

خواندم دعای وصل تو بسیار ،یاعلی

 

سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید

ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید

هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید

دیدار می فروش نجف روزی ام کنید

پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا على

 

در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است

در صحن شاه، ریگ بیابان مقرب است

در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است

زانو زدن مقابل ایوان مقرب است

پس سجده میکنم به تو اینبار، یا علی

 

گر چه برات ،مالک اشتر نمیشویم

مقداد نیستیم ،ابوذر نمیشویم

سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم

اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم

اما تویی همیشه مددکار،یا علی

 

توحید محض، باعث ایجاد حیدر است

بالای عرش افضل اوراد حیدر است

آنکس که جام دست نبی داد حیدر است

زهرا عروس خانه و داماد حیدر است

ای در نگاه عشق،علمدار یا علی

 

مولی الموحدین،نفحات پیمبری

نَفسِ رسول، باب نجات پیمبری

رمز شفاعت عرصات پیمبری

مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری

پیغمبر است بر تو گرفتار ،یا علی

 

حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است

او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است

اسباب شادی لب خندان فاطمه است

این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است

زهرا توراست یار و وفادار،یا على

 

آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست

لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست

بر روی دست دست خداوند دست نیست

این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست

لعنت به هر که میکند انکار،یا علی

 

ای شیر پاک،ای ثمر لقمه ی حلال

خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال

گرما بده شراب شود غوره های کال

ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال

امضا بزن به نامه ام ای یار،یا علی

 

ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن

ای اولین امام مسلمان قبل از آن

آیات مومنون نمایان قبل از آن

ای صاحب ولایت دوران قبل از آن

قرآن بخوان بگو تو ز اسرار،یا علی

 

قاری شدی و تیر و سنانت نریختند

سنگ جسارتی به لبانت نریختند

با خیزران به سمت دهانت نریختند

مشتی حرامزاده به جانت نریختند

وای از حسین و مجلس اغیار،یا علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


علی دین را امام راستین است

علی دست خدا در آستین است

 

علی یعنی چراغ اهل بینش

علی یعنی پناه آفرینش

 

علی آیینۀ آیین اسلام

علی یعنی تمام دین اسلام

 

علی میزان ، علی ایمان ، علی حق

علی سر تا قدم توحید مطلق

 

علی مولود کعبه رکن دین است

علی آئینۀ حق الیقین است

 

علی در ملک هستی ناخدا بود

علی پیش از خلائق با خدا بود

 

علی حمد و علی ذکر و علی دم

علی حجر و حطیم و بیت و زمزم

 

علی حج و صلاۀ است و صیام است

علی رکن و قعود است و قیام است

 

علی در یاری حق ترک جان گفت

علی در بستر ختم رسل خفت

 

علی دین است و قرآن است و احمد

علی یعنی علی یعنی محمد (ص)

 

ولی الله اعظم رکن دین است

اولوالامر تمام مسلمین است

 

که قرآن میکند وصف خضوعش

زخاتم بخشی و حال رکوعش

 

هزاران سلسله آوارۀ اوست

حدیث منزلت در بارۀ اوست

 

گُهر از سِلمُک سلمی فشانم

حدیث لحمُک لحمی بخوانم

 

عدم بود و عدم بود و عدم بود

که حیدر با محمد (ص) هم قدم بود

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 08:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


روح الامین! به بام حرم رو، اذان بگو

بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو

اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو

لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو

کامشب شب ولادت صاحب حرم شده

بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده

 

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است

دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است

دست خدا به کعبه روی شانه علی است

امشب دل رسول خدا خانه علی است

باور کنید جان به تن کعبه آمده

باور کنید بت شکن کعبه آمده

 

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است

آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است

بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است

امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است

امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود

امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود

 

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن

مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن

عید ولایت است ولی را نگاه کن

یا فاطمه جمال علی را نگاه کن

آیینه از جمال جمیل خدا بگیر

با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر

 

مادر، تمام هستی پیغمبر است این

از انبیا به غیر محمد سر است این

بر خلق آسمان و زمین رهبر است این

دستش مبند بنت اسد، حیدر است این

ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای

شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

 

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای

بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای

بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای

خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای

نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است

آیینۀ تمام نمای خدا، علی است

 

نقش همیشه زنده لوح و قلم علی است

در بین اولیا به دو عالم علم علی

تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است

سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است

قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود

جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود

 

روز نخست ارض و سما گفت یا علی

روح الامین به وقت دعا گفت یا علی

آدم به موج درد و بلا گفت یا علی

در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی

در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است

بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است

 

ای شهریار کشور جان یا علی مدد

ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد

ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد

ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد

ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس

روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

 

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست

شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست

مُهر حلال زادگی من ولای توست

هر سو که رو نهم حرم با صفای توست

از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم

دینی به جز ولای تو مولا نداشتم

 

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود

دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود

نام تو با کلام خدا برده می‌شود

یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود

تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها

بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

 

بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست

تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست

تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست

ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست

این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است

حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 08:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


حالا بگو به گوش زبانها که قاصرند

در این بیان که وصف تو افتاده شاعرند

 

یک بار اشتباه زچشم تو سر نزد

تا حق دهم به جانب آنها که منکرند

 

آنها که در نبرد گریزان شوند و باز

وقتی که نان گرم تو پخته ست حاضرند

 

تو اوّلی ّ و اوّل بسم اللّهی «علی»

سبقت گرفته گان همه نزد ِ تو آخِرند

 

همسایه ی قنوت تو عرش است و شانه هات

با دست بیقرار یتیمان مجاورند

 

آری اگر قیاس مسلمان شدن علی ست

بی شک تمام مردم این شهر کافرند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 08:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


ای شیر خدا امیر حیدر فتحی

وی قلعه‌گشای در خیبر فتحی

درهای امید بر رخم بسته شده

ای صاحب ذوالفقار و قنبر فتحی

***

ای حیدر شهسوار٬ وقت مدد است

ای زبده‌ی هشت و چار٬ وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار٬ وقت مدد است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 08:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


به ظالم خم نخواهد گشت قطعا قد وبالایش

کسی که روز و شب با یاعلی برخیزد ازجایش

 

اگر که ذوالفقارش سربرون آرد به قهر خود

منافق را به آنی می کند از جمع منهایش

 

من و امثال من دراین حرم آیا چه می خواهیم

اگر جبریل می سوزد دراین درگاه پرهایش

 

اگر درکربلا نام علی را می بری قطعا؛

برات کربلایت در نجف خورده ست امضایش

 

کسی که دست رد برسینه ی عالم نزد هرگز

یقینا فرق خواهدکرد معنای بفرمایش

 

کجایی عدل پی در پی که در مُلکت یهودی،نه؛

مسلمانی درآمد بارها خلخال از پایش

 

اگر آقایی ام داده درعالم علتش این است

کسی را غیر مولایم نخواندم هرگز آقایش

 

اگر نوکر بسوزد هم درآتش مطمئن هستم

نخواهد سوخت دستش لااقل در بین اعضایش

 

چه شب هایی که این تن شد کبود ازداغ فرزندت

خودت در روز محشر یاعلی نگذار تنهایش




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


مرغ دل بی تو پر نمی گیرد

ازشکارش شرر نمی گیرد

 

رعیتی هستم از دیار علی

شاه از ما خبر نمی گیرد?

 

تن به کارش اگر نمی آید

عجبا تحفه سر نمی گیرد

 

همه ی هستیم فدای علی

چه کنم؟بیشتر نمی گیرد

 

لعل لبها وتاک های ضریح

بی نگاهش ثمر نمی گیرد

 

گریه های به زیر ایوانش

بی دعایش اثر نمی گیرد

 

بی حساب وکتاب بخشیده

لطف اومختصرنمی گیرد

 

کعبه شدکعبه با قدوم علی

قبله گاهت حجر نمی گیرد؟

 

روزهرکس که بی علی شب شد

پرتویی از قمر نمی گیرد

 

عاشقت خاک پای زهرا را

به خدا جای زر نمی گیرد

 

مردجنگی خیبر واحزاب

بعد زهرا سپر نمی گیرد

 

چه کسی گفته,شیعه رزقش را

از محرم,صفر نمی گیرد

 

پدری روی دستش عاشورا

جز حسین اش پسر نمی گیرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


خود را قلم حافظ اگر فرض کنیم

صد واژه ی ناب از این و آن قرض کنیم

هرگز نتوانیم که حتی یک بیت

از طول کرامات علی عرض کنیم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


ای قطره در حوالی دریا قدم مزن

ای ذره از ستایش خورشید دم مزن

حرف وجود را به زبان عدم مزن

کار تو نیست؛ مدح علی را قلم مزن

 

هرچند آرزوی من از او سرودن است

کی در توان بنده خدا را ستودن است

 

روزی اگر که خلق به وصفت زنند دم

یا شاعران شوند به مدح تو هم قسم

دریا شود مرکب و اشجار هم قلم

صدها هزار حافظ و سعدی و محتشم

 

لالند در بیان تو یا مرتضی علی

وقتی که هست وصف تو کار خدا علی

 

باید غزل نوشت گدای در تو را

باید سرود هر نفس قنبر تو را

من کیستم که وصف کنم بوذر تو را

باید که واژه واژه ی هر منبر تو را

 

دریایی از بحار، و یا الغدیر کرد

خود را چنان سخن، به کمندت اسیر کرد

 

پر کرد تا صدای خدا گوش کعبه را

روشن نمود خانه ی خاموش کعبه را

دیدار تو ربود ز سر هوش کعبه را

دیدند باز بودن آغوش کعبه را

 

یعنی که باده ریخت ز پیمانه ی خدا

دیدند حق درآمده از خانه ی خدا

 

راهی اگر به سمت خدا هست راه توست

غیر از خدا زمین و زمان در پناه توست

خوشبخت کیست؟! انکه هلاک نگاه توست

کعبه کجاست؟! کعبه همان زادگاه توست

 

کعبه همانکه در طلبت سینه میدرد

هر شب بر آستان نجف سجده می برد

 

گفتم نجف دوباره به غم مبتلا شدم

بی اختیار راهی ایوان طلا شدم

هر بار که مسافر کرب و بلا شدم

در آسمان شهر تو اول رها شدم

 

ای کوه! باز اذن به این کاه می دهی؟

ما را به خانه ی پدری راه می دهی؟

 

ای خانه ی تو خانه ی ما از قدیم ها

بابای مهربان تمام یتیم ها

هستند در پناه تو حتی رجیم ها

محشر نجاتمان بده از چنگ بیم ها

 

ای کاش روز حشر من اهل رجب شوم

با دست های فاطمه ات منتخب شوم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


شگفتا کرامات ماهی تمام

چه ماهی که لبخند بیت الحرام

 

چه ماهی که خورشید حِجر و حَجَر

چه ماهی که مهتاب رکن و مقام

 

چه ماهی چه مردی سلامٌ علیه

چه مردی چه ماهی علیه السلام

 

چه حسن شروعی‌ست ماه رجب

چه حسن ختامی‌ست ماه صیام

 

همه عمر او یک نماز است و بس

سکوتش قعود و خروشش قیام

 

دم از حق زده دم به دم تیغ او

دمی در مصاف و دمی در نیام

 

چه ژرف است آری چه ژرف و شگرف

کلامُ الامیرِ امیرُ الکلام

 

علی نور مطلق علی خیر محض

علی لطف کامل علی فیض تام

 

علی مرد رزم و علی کوه عزم

علی شور بزم و علی نور جام

 

علی؛ نه بگو جان خیر النسا

علی؛ نه بگو نفس خیر الانام

 

علی؛ نه محمد به نفس و نفَس

علی؛ نه محمد به خلق و مرام

 

در اوصاف آن حسن بی‌خاتمه

رسید این چکامه به حُسن ختام

 

به لب دارم این نغمه را دم به دم

به سر دارم این سایه را مستدام

 

امیری حسینٌ و نعم الامیر

امامی علیٌ و نعم الامام

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


باشد علی خدا نه، ولی ناخدا که هست

بعد از خدا بزرگ همه ماسوا که هست

 

بعد از خدا و بعدِ رسول خدا، علی

ساقی است گر شراب نداری بیا که هست

 

گیرم که با علی دل ما نیست آشنا

اما دل علی به غریب آشنا که هست

 

مشکل گشا علی است و لشکرگشا علی

فرمانروا که بود و شه لافتی که هست

 

ما سائل رکوع علی نیستیم اگر

او إنّما ولیّکم اللهِ ما که هست

 

محشر صفی به وسعت آغوش مرتضاست

ای عاشقان هجوم نیارید، جا که هست!

 

عاشق گناهکار اگر شد در آتش است

اما حسابش از همه عالم جدا که هست...

 

آن بی نشانه ای که نشان داشت از علی

دل بی قرار یافتنش، هرکجا که هست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد

که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد

 

کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست

دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست

 

نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی

نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی...

 

نوشتم شمس... دیدم گنبدش زیباتر از آن است

نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است

 

به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است

نوشتم عرش...دیدم مرتضی اعلی تر از آن است

 

شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم

صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم

 

من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد

همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد

 

سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند

علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند

 

چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را

کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

 

کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی...

گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی....

 

...به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز

کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز

 

نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت

زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت

 

نفس ها حبس شد...، در سینه ها خوف و رجا افتاد

بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد

 

زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود

همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟!

 

نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو!

گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو

 

دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری

ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری

 

تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟

بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟

 

نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!

نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم!

 

نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد

خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد

 

نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد

علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد

 

برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست

شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست

 

شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟

طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))

 

الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها

الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها

 

پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر

ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر

 

وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم

بداند این علی هارون و من موسای او هستم

 

که عقبی بی علی  فانی و دنیا باعلی باقی

غدیر خم به جوش آمد...الا یا ایها الساقی!

 

امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر

عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر

 

علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر

علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر

 

((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب... یعنی...

جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی...

...خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد

خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد

 

پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟

علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت

 

برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است

دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است

 

میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست

 اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی ست

 

ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت

هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت

 

عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته

که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته...

 

علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را

کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


ای زندۀ نماز و شهید دعا علی

ای جلوۀ جمال تو نور خدا علی

 

نقشی نشسته در نفس پاک همدلی‌ست

نام تو این همیشه‌ترین آشنا علی

 

گل کرد با طراوت دست تو ذوالفقار

در مردخیز حادثه «لافتی»، علی

 

غیر از نبی، تو را به که پیوند جان و تن؟

غیر از خدا، تو را به چه کس اعتنا، علی؟!

 

قهر تو پشت فتنه شکست و سر نفاق

تیغ تو کرد حق عدالت، ادا علی

 

شیعه، چهارفصل وجودش بهار توست

در امتداد سبزترین لحظه‌ها علی

 

گلخانه‌ای که در نفس جان شیعه است

بوی غدیر می‌دهد و کربلا، علی

 

شاید بهانه‌ای‌ست به دیدار تو، بهشت!

ورنه کم است مهر تو را این‌بها، علی!

 

صد کوفه دست عاطفه بر سفره تو بود

وین راز سر به مهر نشد بر ملا، علی

 

چرخ بخیل، دست کریمت ستود و دید

نان تو را به سفره هر بی‌نوا، علی

 

«آشفته» دل به تار خیال تو بسته‌ام

با مرگ هم نمی‌کنم این رشته، وا علی...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


علی آن صبح صادق، آن شب قدر

علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»

 

علی، آن مظهر یکتا پرستی

علی، روح حیات و جان هستی

 

علی آیینۀ وحی نبوّت

فروغ دیدۀ عدل و مروّت

 

زنی را دید روزی در گذرگاه

نهان در پرده‌ای از حسرت و آه

 

به دوش خود فکنده مشک آبی

نگاه او سؤال بی‌جوابی

 

چو دریا موج زن، چون چشمه در جوش

چو نی با ناله همدست و هماغوش

 

حدیث از ماجرای خویش می‌کرد

شکایت با خدای خویش می‌کرد

 

که یارب! من روانی خسته دارم

ولی پیوندِ با غم بسته دارم

 

غم و اندوهم از اندازه بیش است

دلم خلوت نشینِ داغ خویش است

 

بهارم رویش درد است، یا رب!

گلم پاییز پرورد است، یارب!

 

شکسته سنگ غربت شیشه‌ام را

صبوری سوخت برگ و ریشه‌ام را

 

چرا صد داغ بر این دل بماند؟

علی از حال ما غافل بماند؟

 

تو روشن کن غم آبادِ دلم را

تو بِستان از علی داد دلم را!

 

 

زن غمدیده با خود عالمی داشت

نهان در سینه اش بذر غمی کاشت

 

علی چون موج از این توفان بر آشفت

به او نزدیک شد آهسته و گفت:

 

که بگذر از علی، لطف و کرم کن

به درگاه الهی شکوه کم کن

 

علی، گیرم نشد همداستانت!

به جای او منم بر آستانت

 

مده آزارِ خود زین بیش، مادر!

به من ده ظرف آبِ خویش مادر!

 

که من چون سایه همراه تو هستم

بود سررشتۀ آهت به دستم

 

چو با او از سر رأفت سخن گفت

به سقّایی خود او را پذیرفت

 

علی همراه او بی‌تاب می‌رفت

به دوش افکنده مشک آب می‌رفت

 

زنِ دل خسته چون مهر و وفا دید

ز مرد رهگذر صدق و صفا دید

 

روان شد سوی منزل با همان حال

سبک‌سِیْر و سبکبار و سبکبال

 

دعا می‌کرد مرد رهگذر را

همان صاحبدل صاحب نظر را

 

 

قدم در ره چو با آن مرد حق زد

کتاب خاطراتش را ورق زد:

 

که بر روی خوشی در بسته‌ام من

پرستویم، ولی پربسته‌ام من

 

شکوهِ شادی‌ام از یاد رفته‌ست

سر و سامان من بر باد رفته‌ست

 

«در آن مدّت که ما را وقت خوش بود»

فلک کی این همه مظلوم کُش بود؟

 

مرا تا سایۀ همسر به سر بود

بساط زندگانی مختصر بود

 

دریغ! از کف، گرامی گوهرم رفت

به استقبال دشمن، شوهرم رفت

 

جوانمرد و مجاهد، آهنین عزم

به فرمان علی شد عازم رزم

 

کمربند جهادش را گره زد

شرار از دل گرفت و بر زره زد

 

به میدان رو نهاد و ترک سر گفت

به رنگِ ارغوان در دشت خون خفت

 

به خون رنگین چو دیدم جامه اش را

سحر خواندم شهادت‌نامه اش را

 

من اکنون بی‌نوایی دل به دستم

تهیدستی بدون سرپرستم

 

خبردار از خزانِ من نسیم است

نصیبِ این صدف دُرّ یتیم است

 

نه شب دارم از این اندیشه نه روز

غم جانکاه دارم، آهِ جان سوز

 

مرا چون شعله، در هم پیچ کردند

امید شادی‌ام را هیچ کردند

 

فلک را چیست رسم عهد بستن؟

نمک خوردن نمکدان را شکستن!

 

به دست و بال ما پیچید ایّام

گل امّید ما را چید ایّام

 

گره زد گرچه دست غم به کارم

به یارب‌های خود امّیدوارم

 

علی را پاسِ حرمت گرچه بر ماست

خدا بین من و او حکم‌فرماست

 

در این گفت و شنودِ حسرت آلود

که در روح علی توفان به پا بود

 

نمایان شد سواد خانه از دور

چه خانه، کلبه‌ای بی‌رونق و نور

 

امیر مؤمنان مولی الموالی

رها در هالۀ آشفته حالی

 

امانت را به آن آزرده جان داد

که آهش آسمانها را تکان داد

 

چو کم کم آشنای راز گردید

شکسته دل به منزل باز گردید

 

 

چنان آن روز غم در او اثر کرد

که شب را با پریشانی سحر کرد

 

سپیده آرزوی سر زدن داشت

علی را دل، هوای پر زدن داشت

 

مهیّا ظرفی از خرما و نان کرد

توکّل بر خدای مهربان کرد

 

گرفت آن بارِ سنگین را به شانه

روان در کوی و برزن تا نشانه

 

رسید و حلقه بر در کوفت چندی

به گوش آمد نوای مستمندی

 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


تا روی نمازست به سوی تو پری‌رو

سجّاده‌ام این کاغذ و محراب من ابرو

گفتم که بدوزند مرا سبحه ز گیسو

تا رشته کنم سبحه‌ی خود را به نخی مو

اوراد بیاموز به ترسا و به ترسو

 

شمس آمد و بر میوه‌ی نارس ترک افتاد

بر سینه‌ی هر ‌آن‌چه یقین‌ست شک افتاد

بر زخم تو چون نان تو عمری نمک افتاد

چون حلقه‌ی «لا سیف» به گوش فلک افتاد

با تیغ تو کتمان نشود حرف دوپهلو

 

بر قامت تو بسته خدا جامه‌ی وحدت

تا اینکه به دستت بدهد خامه‌ی وحدت

با دست خدا ثبت کنی نامه‌ی وحدت

بعد از رقمت مست شوم با می وحدت

بنشینم و با خضر کنم زمزمه هوهو

 

نرم‌ست و لطیف‌ست به تو خاره و خارا

با دوست مروّت‌ کن و‌ با خصم مدارا

مست‌اند به دور تو وَ‌ ما هُم بِسُکاری

بر هشتی قلبت بنشان هفت سما را

این عالم شش روزه و آن قلعه‌ی نه تو

 

بر منبر توصیف تو شایسته سکوت‌ست

زیرا که مقام تو جلال و جبروت‌ست

مضمون تو جاری به سلام‌ست و قنوت‌ست

تو‌ چشم خدایی که به ملک و ملکوت‌ست

از آن‌چه که دیدی دو سه تا واقعه برگو

 

هر دم، دل خونین تو با خون جگر خست

هر بازدمت، قلب مرا طرز دگر خست

هر قطره‌ی اشک تو دوصد دجله و ‌کرخه‌ست

خورشید که تابنده‌ترین اختر چرخ‌ست

شمعی‌ست که در پیش جمالت زده سوسو

 

ای خیر عمل! هر عملی بی تو پریشان

ای مهر! سپهر ازلی بی تو پریشان

منظومه‌ی افلاک ، علی! بی تو پریشان

ما نیز اگر هرزه ولی بی تو پریشان

چون آب که وابسته به او شد علف جو

 

دست تو همان‌ست که بالاتر هر دست

ذکر تو همان‌ست که کرده‌ست مرا مست

"تا بوده علی بوده تا هست علی هست"

تو‌ سرزدی از آینه‌ی عصمت و رفته‌ست

هر فخر پس از فضل تو از ترس به پستو

 

شریان زمین از تو گرفته‌ست تسلّی

بالقوه مصلایی و بالفعل مصلّی

تو مظهر اسما و صفاتی به تجلّی

هر آینه یک جلوه و هر لحظه محلّی

ممسوس خدا در نظر مؤمن و هندو

 

آن لب که فروبسته شد از مدح تو لال‌ست

آن‌سر که نیفتاد به پای تو وبال‌ست

آن خون که نریزد به قدوم تو‌ حلال‌ست

آن‌کس که نپویید مسیرت به ضلال‌ست

هرچند زند پینه به پیشانی و زانو

 

موی تو شب تارم و روی تو سحرگاه

تو وجه خدایی که به یاد آمده هرگاه

آن‌قدر رفیعی که نگنجی به نظرگاه

ما گرد و‌ غباریم ‌که افتاده به درگاه

برگوی به قنبر نبرد دست به جارو

 

از تو نسرودیم به غیر از قد و‌ قامت

جوهر چکد از خامه‌ام از فرط ندامت

زیرا ننوشته‌ست تو را حد مقامت

بالا رود اعمال رسولان به قیامت

آن‌دم که ثوابی ز تو افتد به ترازو  




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت

بداهه گروه حرف دل"شاعران محفل آئینی انگور" در شب میلاد امیرالمومنین علی علیه السلام


شب شعر است و واژه تبدار است

شاعر تو دوباره بیدار است

 

هر چه شاعر قلم زده است برات

باز هم او به تو بدهکار است

 

شاعر آستان مولایم

تا بگویند اهل دربار است

 

یاعلی گو كه بوسه ای بزنم

به همان لب كه بر رطب دار است

 

شاعرت بر لبش رطب دارد

یا علی گو شبیه تمار است

 

جنگجوی تمام میدانهاست

عِلم دار است و هم عَلمدار است

 

کوه عمری به احترام علی

سرپا مانده و خبردار است

 

از لب مادرم شنیده ام و

مطئنم علی نگهدار است

 

یاور صرف بر یتیمان بود

آنکه دین را حقیقتا یار است

 

گفت آرش که یا علی گفتن

قوت بازوی کماندار است

 

من که در مانده ام به مدح علی

تو بگو مدحتش چه مقدار است

 

چه بگویم به مدح شاه نجف

که خدایی در او پدیدار است

 

هرکسی غیر حیدری شده است

روز محشر غریب و بیچاره ست

 

آن نظر را که مات روی علی ست

مات روی دگر شدن عار است

 

عشقش از سینه میزند بیرون

عطر کی پایبند عطار است؟

 

جرعه جرعه شراب می ریزد

قدحی را که مست دیدار است

 

دو علی در اذان ماست ولی

گوش عالم مگر بدهکار است؟

 

و اذان بارها به من گفته:

صد علی از خودش طلبکار است

 

میدهد عیدی مرا هر روز

شعر من را اگر خریدار است

 

و فقیر و اسیر میدانند

وقت حاجت گرفتن، افطار است

 

حرف مولاست حرف حق به خدا

سر میثم اگر بر این دار است

 

هر که دیوانه گشت از این عشق

به خدا خواندن تو مختار است

 

جمعی او را خدای خود خواندند

بس که کار خدا علی وار است

 

مادرم از همان نخستین روز

عشقشقان را عجیب بیمار است

 

یا خدایی که گفته اند، دو تاست

یا خدا مرتضای کرار است

 

جان زهرا نگاه کن مارا

شاعرت بیشتر گرفتار است

 

بوسه باران نموده جبرائیل

ترکی را که روی دیوار است

 

از بزرگی تو توهم شد

که خدا در مقام تکرار است

 

هر که نهج البلاغه می داند

روز محشر انیس عمار است

 

این مقامی که مینویسندت

نسبت خار و یک سپیدار است

 

اشک حیدر به چاه  را قطعاً

یوسف مصر هم خریدار است

 

نقطه تحت با بسم الله

نقطه ای در میان پرگار است

 

می نویسم علی علی و قلم

سرخوش از یا و عین دوار است

 

صله ای مرحمت کن از کرمت

یا علی شاعرت بدهکار است

 

به بلندات اگر نگاه کنیم

آنچه افتد به خاک دستار است

 

بین کرّار و او که فرّار است

نکته به نکته فرق بسیار است

 

هر که ویرانِ توست آباد است

مست از باده ی تو هشیار است

 

نگهی از سر ترحم کن

به گدایی ک باز سرباراست

 

به خداوندی خدا سوگند

به خدایی علی سزاوار است

 

تو همانی که دُرِّ در نجفی

و نجف از شما چه سرشار است

 

به یقین شهر علم را حیدر

هم در است و هم اینکه معمار است

 

کاردنیا به دست قدرت اوست

جزعلی هرکه هست بیکاراست

 

این قصیده به انتها نزدیک

ترک مدح تو لیک دشوار است

 

دست بالای دست ، دست علی است

زیر دستش چقدر بسیار است

 

گفت زهرا علی ، علی زهراست

مصرع قبل پر ز اسرار است

 

ما گنه کار و تو قسیم بهشت

دستمان گیرحالمان زاراست

 

غیر حیدر ندیده ام به خدا

چه کسی دردمند مسمار است

 

ماه آل علی! نمایان شو

برکه‌ای بی‌قرار دیدار است

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


به روی دوش خودش بی جهت عَلَم نگذاشت

که جز به راه خداوند خود قدم نَگْذاشت

 

سکوت کرد بلی بیست و چند سال علی

به وقت ظلم ولی دم به روی دم نگذاشت

 

چنان که ظلم به موری اگر که شد تحمیل

خروش کرد علی، چشم روی هم نگذاشت

 

میان این همه سلطان به عشق رعیت خویش

به جز علی احدی سنگ بر شکم نگذاشت

 

سه روز زائر شهر نجف شدم مولا

سه روز در دل من هیچگونه غم نگذاشت

 

قرار بود ملائک به عرش برگردند

ولی فضایل ایوان این حرم نگذاشت

 

قرار بود فقط سجده بر خدا بکنم

همین که خیره به ایوان شدم سرم نگذاشت

 

کرم ببین که به سختی خودش بزرگش کرد

برای قاتل خود نیز هیچ کم نگذاشت

 

رسیده دست که در مدح، شعر بنویسد

نوشت کوچه و این دفعه هم قلم نگذاشت

 

به وقت شستن بازوی فاطمه میخواست

که اشک هاش نریزد ولی ورم نگذاشت




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


خدا می‌خواست چشمِ او فقط عین‌الیقین باشد

خدا می‌خواست دستِ او فقط حَبل‌المَتین باشد

خدا می‌خواست تیغِ او میانِ کُفر و دین باشد

خدا می‌خواست نامِ او به نامِ خود قَرین باشد

 

خدا خود را که مومن خواند *منظورش همین باشد

که می‌خواهد علی تنها امیرالمومنین باشد

 

 

خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت

خدا را شُکر ما را هم به پایِ بوتراب انداخت

"صبا خاکِ وجودِ ما به آن عالیجناب" انداخت

رُطب‌های نجف وقتی دهان‌ها را به آب انداخت

ضریح غرقِ انگورش مرا شَطِ شراب انداخت

 

صُراحی می‌کشم وقتی  شرابش اینچنین باشد

دلم مست است تا ساقی  امیرالمومنین باشد

 

 

علی منظور از مِی‌ها از این هوهو و هِی‌هِی ها

علی می‌جوشد از هر لب  لبِ ما یا لبِ نِی ها

علی موسیقیِ باران که می‌بارد پیاپی ها

فدای شاه راهش که به مژگان می‌کنم طی ها

سمرقند و بخارا و حجاز و کعبه و رِی ها

 

علی حق و علی حی و پس از این نقطه چین باشد

فقط وصفِ خدا وصفِ امیرالمومنین باشد

 

 

خدا وقتی بهشتی رویِ دامانِ نجف دارد

بهشت از دور رویایِ بیابانِ نجف دارد

چه غم دارد کسی که خُرده‌ای نانِ نجف دارد

که زهرا هم دو چشمش را به ایوانِ نجف دارد

چه کم دارد خدا وقتی که سلطان نجف دارد

 

خدا را می‌توان بینی اگر آئینه این باشد

خدا را شُکر مولایم امیرالمومنین باشد

 

 

به حیرت  کعبه  می‌بیند شکوهی آسمانی را

ظهورِ نقطه‌ی بسم‌الله سَبْع‌الْمَثانِى را

نبی می‌بوسدش از لب همین جامِ دهانی را

به میدان می‌رود بیند زمین خانه تکانی را

به تیغ آبدارا و به هر سو سر پَرانی را

 

همیشه مرکبش دُل‌دُل برایِ فتح  زین باشد

رمیدنهای لشکر از امیرالمومنین باشد

 

 

نه تنها وقت رزمش زَهره هاشان از جگر ریزد

نه تنها وقتِ مِیدان‌داریَش کوه از کمر ریزد

که از جبریل و عزرائیل حتی کُرک و پَر ریزد

نه تنها پیشِ او صحرایی از تیغ و سپر ریزد

که از تیغ و سپرشلوارهاشان بیشتر ریزد

 

نمی‌اُفتیم از پا تا علی حِصنِ حَصین باشد

نمی‌اُفتیم از پا تا   امیرالمومنین باشد

 

 

اگر توفیق باشد سر به پای قنبر اندازیم

"فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

بُوَدکان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم"

که از خاکِ نجف خود را به حوضِ کوثر اندازیم

 

به نامش  بشکند هر سَد اگر دیوارِ چین باشد

ولیِ رهبرم وقتی  امیرالمومنین باشد

 

*آیه ۲۳ سوره مبارکه حشر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 06:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


خواندن از محبوب خود منبر ندارد احتیاج

عشق بازی شعرهای تر ندارد احتیاج

می نخورده عاشقانش امشب ازخود بی خود اند

مست مستان ساقی و ساغر ندارد احتیاج

میکده لحظه به لحظه پر شده  ازعطر یار

بزم امشب نافه و عنبر ندارد احتیاج

تا به دام افتد مگر یک عمر پرپرمی زند

یاکریم جلد اینجا پر ندارد احتیاج

فقر را از صاحبش هرشب گدایی میکند

عبد مولا کیسه های زر ندارد احتیاج

تا سری پیدا کند در بین سرها روز حشر

میثم این خانواده سر ندارد احتیاج

هرکه دارد سایه ی لطف علی را بر سرش

مطمئنم به کسی دیگر ندارد احتیاج

مثل پیغمبر که تا دارد علی را نزد خود

در میان معرکه لشگر ندارد احتیاج

به گل رویش خدا هرچه بخواهم میدهد

با وجودش بعد از این نوکر ندارد احتیاج

 

نیمه ی ماه رجب شد اعتکافش واجب است

زادگاه مرتضی قطعا طوافش واجب است

 

عید میلاد علی عید سعیدکعبه است

ان که به پابوسی اش اول رسیده کعبه است

کعبه را از لات و عزی و هبل خالی کند

مرتضای بت شکن تنها امید کعبه است

خشت خشت اش از علی گوید سخن بیت الحرام

کودک بنت أسد تنها نوید کعبه است

اینکه از دیوار بشکافد برای مرتضی

اولین و بهترین کار مفید کعبه است

از جلال و از شکوه اش مکه میلرزد به خود

شاهد حرفم تکان های شدید کعبه است

هم زمین هم آسمان روشن شد از نور رخ اش

حضرت خورشید طفل رو سپید کعبه ست

سنگر شیر خدا بودن به امر ذات حق

بی گمان از افتخارات جدید کعبه است

میتوان فهمید از سمتنی امی حیدره

حیدر کرار سردار رشید کعبه است

خانه کعبه مرید حضرت اقای ماست

یا علی بن ابیطالب مرید کعبه است

جز به روی او برای هیچ کس در وا نشد

پس علی بن ابیطالب کلید کعبه است

نه فقط من که جمادات است مداح علی

ان که میگوید برای او قصیده کعبه است

میشود فهمید از فزت برب الکعبه اش

هم شهید مسجد است و هم شهید کعبه است

 

در میان کعبه ای که قبله ی جان همه ست

مرد خانه مرتضی بانوی خانه فاطمه ست

 

جبرئیل از مقدم پاکش بشارت می دهد

عالمی را مژده ی جشن ولادت می دهد

از لیذهب عنکم الرجس اینچنین پیداست که

با نگاه خود دل ما را طهارت می دهد

 نور قرآن در دلش قدافلح روی لبش

به رسول اللهی احمد شهادت می دهد

هم امیرالمومنین با حق و هم حق با علی ست

مرتضی سر تا به پا بوی عدالت می دهد

گر علی روزی به کرسی قضاوت رو کند

به خطاکاران به یک اندازه فرصت می دهد

هادی شهر است و دنبال هدایت کردن است

چادر زهرای خود را گر امانت می دهد

قصه وارونه ست در واقع خلیل بت شکن

به علی بن ابیطالب شباهت می دهد

چاه های آب خود را وقف عامش کرده است

او تمام شهر را درس دیانت می دهد

بهر امرار معاش خویش زحمت می کشد

پینه ی دستش خبر از استقامت می دهد

در رکوع خود به سائل بذل و بخشش می کند

اهل بیت اش را به این الطاف عادت می دهد

نان و خرما میبرد بر روی شانه شب به شب

شام خود را به یتیم بی بضاعت می دهد

من صد و ده تا گره وا میکنم با نام او

بی گمان نادعلی همواره حاجت می دهد

محشر آن وقتی تماشایی ست که آقای من

دوستان خویش را اذن شفاعت می دهد

آخرش یک روز خواهم رفت ایوان نجف

ِآخرش یک روز توفیق زیارت می دهد

هدیه ی روز پدر جان را کنم تقدیم او

هر چه دارد شیعه در راه ولایت می دهد

علتی دارد اگر کل میکشم کف می زنم

گرمی ذکر علی بر من حرارت می دهد

 

در میان قلب هر جنبنده ای یاد علی ست

آفرینش در میان مشت مقداد علی ست

 

دسته دسته راهبان هم بی قرار ایلیا

با رسولان اولوالعزم اند یار ایلیا

یوسف و الیاس و ابراهیم و اسماعیل و نوح

هود و ادریس نبی میراث دار ایلیا

ابر و باد و ماه و خورشید و فلک در گردش اند

از همان روز نخستین بر مدار ایلیا

خط به خط هر خطبه ی نهج البلاغه خواندنی ست

در عجب اندیشه ها از شاهکار ایلیا

جمله جمله در میان هر کتابی رخنه کرد

واژه در واژه کلام استوار ایلیا

مرده ای را زنده کردن که نمی آید به چشم

در میان معجزات بی شمار ایلیا

حضرت موسی کلیم الله ارادتمند او

حضرت عیسی بن مریم دوستدار ایلیا

صد هزار انجیل امشب رونمایی میکنیم

از حواریون مجنون دچار ایلیا

مثل فردای فرج فردای رجعت دیدنی ست

انبیا و اولیا چشم انتظار ایلیا

مسیا ، طیطه و شبر و شبیر و سوشیانس

عالمی ریزه خور ایل و تبار ایلیا

 

مرد و زن پیر و جوان هر شب گدایش میشوند

انبیا در حشر محتاج عطایش میشوند

 

واژه واژه واژه ام را شعر نابش می کنم

با علی حل میکنم جام شرابش می کنم

خانه ی مولای من دروازه ی خوشبختی است

با علی کوه گناهم را ثوابش می کنم

میزنم بر سینه ام سنگ علی را روز و شب

سینه را اینگونه خوش  رنگ و لعابش می کنم

بی گمان بویی نبرد از آدمیت منکرش

هرکه شد کلب علی آدم حسابش می کنم

از شما پنهان نباشد از خدایم هم که نیست

در میان سجده گاهی رب خطابش میکنم

میبرد شبهای دلتنگی مرا سوی نجف

عکس ایوان طلایی را که قابش میکنم

از علی بن ابیطالب مدد میگیرم و...

نقشه های شوم را نقش بر آبش میکنم

ذوالفقار امروز در دست محبان علی ست

دشمن اسلام را خانه خرابش میکنم

از منادی های وحدت هستم اما ناگزیر

هرکسی که دشمنی ورزد جوابش میکنم

 

مثل ابراهیم از نمرود عالم خسته ام

به علی و بچه های فاطمه وابسته ام

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 06:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امیرالمومنین(ع)-مدح


رو زدم باز چون گــدا به علی

تا شــود حاجتم روا به علی

 

چون سپرده ست اختیار مرا

حضرت "واهبُ العَطا"به علی

 

می رسد فصل مُقـتــدا شدنم

می كنم تا كه اقتدا به علی

 

همچنان كز علی شدم آغــاز

می رسم من در انتها به علی

 

می توانم پدر صداش كنم

دارم از بس كه اتّكا به علی

 

مادرم هم خیالش آسوده ست

داده ، دستِ دل مرا به علی

 

آرزوی بزرگ من این است

همه باشــند مُبتلا به علی

 

قصّه ی زندگی خوشایند است

گـر شود ختم ماجرا به علی

 

ای بنازم به آن طبیبی كه

درد را می كنــد دوا به علی

 

می زنند عاشقانه میثم ها

خنده بالایِ دارها به علی

 

محض كوری چشم دشمن اوست

فخر اگر می كند خدا به علی

 

ظـفـر و صبر توأمند كه بـاز

---می سپارد نبی لوا به علی

.

كوثرش را نه دخترش را نه

جان خود داد مصطفی به علی

.

باش بی اعتنا به خود"سائل"

باش در بنـد اعتنا به علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


تا دست خدا آینه را داد به کعبه

ازشدت شهدش ترک افتاد به کعبه

 

پیش قدمش سینه درید و همه دیدند

این کار چه قدر وشرفی داد به کعبه

 

تاریکی بت خانه فرو ریخت به یُمن

نوری که خداوند فرستاد به کعبه

 

وقتی عدد عشق در عالم صد و ده تاست

حرفی نزن از باقی اعداد به کعبه

 

آمیخته شد جاذبه و دافعه با هم

باآمدن جامع الاضداد! به کعبه

 

پرمیشود از عطر وجودش همه عالم

هربار می افتد گذر باد به کعبه

 

برسینه نگه داشته نقش شرفش را

ای عشق بگو دست مریزاد به کعبه




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic