امیرالمومنین(ع)-مدح


علما موقع تدریس علی میگویند

زحل و زهره و بِرجیس علی میگویند

صالح ویوشع وجرجیس علی میگویند

تا نخ و سوزن ادریس علی میگویند

 

دائم از هر طرف عرش خبر می شنوم

«ها علیٌ بشرٌ کیف بشر» می شنوم

 

یوسف از دست زلیخا به علی برد پناه

نوح با دیدن دریا به علی برد پناه

هر نفس حضرت عیسی به علی برد پناه

دل در سوخت و زهرا به علی برد پناه

 

هیچ کس در طلب میکده سر در گم نیست

به خدا میکده ای غیر علی در خم نیست

 

«عین»تو هست به معنای عُلو درجات

«لام»تو هست همان لام سلام وصلوات

«یاء» تو یاء حسین است که بین دو صلات

میکشاند دل غمگین مرا سمت فرات

 

سند غربت تو خون حسین است علی

راز حقانیتت در ثقلین است علی

 

زخم شمشیر غمت بر سر عالم خورده

وای بر آنکه دلش را به علی نسپرده

متواری شده از وحشت و در دم مرده

هر که از تیغ دو دم جان به سلامت برده

 

هر که از شیوه ی جنگاوری ات شد آگاه

گفت:«لا حول ولا قوة الا بالله»

 

در کویری که به دریای کرم نزدیک است

عاشقت هستم وقلبم به حرم نزدیک است

نجف اینجاست!فقط چند قدم...نزدیک است

کفر وایمان من امروز به هم نزدیک است

 

در مقامت دهنم بسته بماند بهتر

عشق آهسته وپیوسته بماند بهتر

 

نخل ها اشک تو را زیر نظر داشته اند

رودها از جریان تو خبر داشته اند

بادها پرده ز اسرار تو برداشته اند

خاکها چشم به دستان پدر داشته اند

 

ابرها با کرمت مایه ی رحمت شده اند

فقرا در حرمت صاحب مُکنت شده اند

 

شمّه ای هست ز اوصاف تو حیدر بودن

لافتایی شدن وساقی کوثر بودن

فاتح یه تنه ی قلعه ی خیبر بودن

با پیمبر همه ی عمر برادر بودن

 

نفست عطر نفسهای محمد دارد

بردن نام تو شیرینی بی حد دارد

 

گذر ماه به تاریکی چاه افتاده

باز از اشک غمت چشمه به راه افتاده

منکر تو که به این روز سیاه افتاده

در نماز شب خود هم به گناه افتاده

 

زندگی بی علی اصلا چه صفایی دارد

«مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد»

 

نیست بودیم ولی در حرمت هست شدیم

متفرق شده بودیم که یکدست شدیم

عاشق هر که به یاران تو پیوست شدیم

تا زپیمانه ی«اکملت لکم» مست شدیم

 

عطر«اتممت علیکم» همه جا را پر کرد

نان بد گوی بد اندیش تو را آجر کرد

 

اولین مرحله ی عشق پریشان شدن است

اجر همراهی تو بوذر و سلمان شدن است

صاحب دائمی ملک سلیمان شدن است

زاهد شهر که در فکر مسلمان شدن است

 

در شب قدر به آوای جلی میگوید

بعلیٍ بعلیٍ بعلی میگوید

 

خواب دیدم که کسی گفت چنین شعر بخوان

بادل سوخته آرام وحزین شعر بخوان

به نمایندگی از اهل زمین شعر بخوان

بر همین پله ی اول بنشین شعر بخوان

 

چه قشنگ است شبی غرق تماشا بودن!

«شهریار» غزل حضرت مولا بودن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

می گذرد روز و شب ، زندگی ام با علی

بنده‌ی یا هو شدم ، بنده‌ی مولا علی

عرش خدا كرده است ، شهر نجف را علی

فاضل و افضل علی ، عالی و اعلی علی

 

جان علی فاطمه ،  هستی زهرا علی‌

 

بنده‌ی بنده نواز ، خاكی بالا نشین

وصله ی نعلین او ، نقطه‌ی ثقلِ زمین

مالک روز جزا ، حاكم فی یوم دین

موقع طوفان كه شد ، گفت خدا اینچنین..

 

نوح ! پریشان نباش ، زود بگو یا علی

 

ای دل اگرعاشقی، درپی دلدارباش

پشت درِ خانه‌ی، حیدرکرار باش

جان بده پای علی، میثم تمار باش

خسته نشو در بزن، عاشق این کار باش

 

دل بکن و دل ببر،  از همه الا علی

 

دست گدا خالی و ، دست كریمان طلاست

بر سر خوان علی ، روزی مهمان طلاست

در نجف مرتضی ، قطره‌ی باران طلاست

شكر خدا بر سرم ، سایه ی ایوانْ طلاست

 

 عزت امروز علی ، عزت فردا علی

 

ساقی كوثر علی ، نَفْسِ پیمبر علی

زینت منبر علی ، فاتح خیبر علی

از همه بهتر علی ، ظاهر و مظهر علی

یا علی حیدر علی ، یا علی حیدر علی

 

شیعه ی حیدر بگو ، یكصد و ده تا علی

 

چشم علی روشن است ، تا قمرش فاطمه است

شكر خدا می‌كند ، دور و برش فاطمه است

پشت نكرده به جنگ ، پشت سرش فاطمه است

كِیْ به زمین می خورد ، تا سپرش فاطمه است

 

فاطمه وقتی كه رفت ، شد تك و تنها علی

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

توان بخشیده ذکرت هر مریض ناتوان را هم

زبان درد دل دادی زبان بی زبان را هم

 

گواهی داده رد الشمس تکوین است در مشتت

برای چهار رکعت میزنی برهم زمان را هم

 

برایت سوختم خاکستر من آبرویم شد

به زیر دین خود آورده ام آتش فشان راهم

 

ضرر اینست که در پای عشقت بی ضرر باشم

سراسر سود خالص کرده ای حتی زیان را هم

 

برای ایلیا انجیل افتادست بر سجده

چگونه بنده خود کرده ای نصرانیان را هم

 

من از سلمان سیصد ساله فهمیدم جوانی را

که پیر عشق میسازد ولایت هر جوان را هم

 

عجب خیریه ای داری به روی شانه ات مولا

شریک کار خیرت کرده ای خرما و نان را هم

 

موذن بی علی تکبیر نه.تکفیر میگوید

همیشه نام تو توحید می‌بخشد اذان را هم

 

نجف آمد به میدان کعبه هم مایل بسویش شد

نشانی داده ای با قبه ات سنگ نشان را هم

 

تو دستت بر سر هرکس که آمد سقف امنی شد

به سلطانی رساندی قنبر بی خانمان راهم

 

صبوری پای صبرت زانوی شاگردی اش را زد

گلویت نرم کرده از خجالت استخوان را هم

 

همینکه رفت زهرا زود پیرت کرد هجرانش

به سوگ این خزان آورده ای عمری خزان را هم

 

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

دنیا چو علی؛ شاهِ نجف، شاه ندارد

زیباییِ او را به خدا، ماه ندارد

 

گفتم به قلم شمّه‌ای از فضلِ علی گو

گفتا: سوی او عقلِ بشر راه ندارد

 

ای شعر! بدان وصفِ علی کارِ کمی نیست

او غیرِ خدا، شاعر و مداح ندارد

 

هرکس که شود، مستِ تمنای نگاهش

دیگر خبر از شام و سحرگاه ندارد

 

گفتند: دراز است سرِ رشته‌ی این عشق

پس رشته‌ی حبّش، سرِ کوتاه ندارد

 

در سینه‌ی این مرد، چه داغی‌ست، خدایا!

هم‌ناله و هم‌راز، به جز چاه، ندارد

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

خدا می‌خواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!

صراط المستقیمش چیست آیا؟ راه یعنی چه؟

بفهماند به مهر و ماه اصلا ماه یعنی چه!

به شاهان جهان گوید مراد از شاه یعنی چه؟

 

 

خدا از خود نوشت و در دلش منظور دیگر بود

که وجه الله و عین الله و بسم الله حیدر بود

 

 

خدا می‌خواست در خلقت علی نقش آفرین باشد

علی یک نسخه از ذات خودش روی زمین باشد

خدا می‌خواست از اول که تا آخر چنین باشد

فقط حیدر فقط حیدر امیرالمومنین باشد

 

 

از اول تا همان آخر همین را گفت پیغمبر

امیر اصلا به جز حیدر ندارد معنی دیگر

 

 

خدا با خلق حیدر جلوه‌ی خود را نشان داده

پس از آن یاعلی گفته به آدم روح و جان داده

طنین یا علی‌هایش عوالم را تکان داده

علی گفته‌است و آرامش به جان این جهان داده

 

 

به آدم گفت برخیزد ز جایش یاعلی گوید

و یادش داد هر شب در دعایش یاعلی گوید

 

 

علی را حاکم ملک سلیمانی خود کرده

دلش را مخزن اسرار پنهانی خود کرده

نجف را تکیه‌گاه عرش رحمانی خود کرده

و این ایوان طلا را وقف مهمانی خود کرده

 

 

هر آن‌کس که نجف رفته‌است مهمان خداوند است

بپرس از من دلیلش را: علی جان خداوند است

 

 

علی دروازه‌ی علم نبی، دروازه‌ی قرآن

علی راز همان اعجاز بی‌اندازه‌ی قرآن

علی متن کلام‌الله در شیرازه‌ی قرآن

کلامش مو نمی‌زد با کلام تازه‌ی قرآن

 

 

من از نهج‌البلاغه شرح قرآن را درآوردم

از ارکان نمازش روح ایمان را درآوردم

 

 

علی معمار این جان و علی معیار ایمان و

علی سالار انسان و علی سردار میدان و

علی اذکار عرفان و علی اسرار قرآن و

علی انوار تابان و علی تکرار یزدان و ...

 

 

همه این‌ها علی هست و علی تنها همین‌ها نیست

علی اندازه‌ی فهم زمان‌ها و زمین‌ها نیست

 

 

خدا از اول ایجاد تا حالا علی گفته

فقط در وصف حیدر "لا فتی الا علی" گفته

"سلونی" را در این عالم فقط مولا علی گفته

ببین هفتاد دفعه دشمنش "لولا علی..." گفته

 

 

دریغا! دشمنانش مرتضی را درک می‌کردند

ولی یاران به هر هنگامه او را ترک می‌کردند

 

 

اگر حیدر به یک سو رفت و عالم سوی دیگر رفت

نجات از آنِ آن فردی است که دنبال حیدر رفت

سعادت‌ را هرآنکس خواست با پا نه که با سر رفت

از آن راهی که سلمان رفت و مالک رفت و قنبر رفت

 

 

صراط المستقیم است و به جز حیدر صراطی نیست

علی راه نجات است و جز او راه نجاتی نیست

 

 

برای پیکر ایمان، امیرالمومنین سر بود

تماشای جمالش از عبادات پیمبر بود

علی معنای قرآن و علی تفسیر کوثر بود

علی ذکر قنوت هر شب زهرای اطهر بود

 

 

نبود از عشق تعریفی، علی معشوق زهرا بود

علی داند که عشق و عاشقی مخلوق زهرا بود

 

 

کسی که بی علی باشد قیامت کور خواهد بود

رفیق مرتضی در غصه هم مسرور خواهد بود

عذاب از جسم و جان شیعیانش دور خواهد بود

و بدخواه علی پیش خدا منفور خواهد بود

 

 

جهنم چیست غیر از اینکه از حیدر جدا باشم؟

بهشتم چیست؟ این که در پناه مرتضی باشم

 

 

گدای مرتضی مُلک دو عالم را نمی‌خواهد

اسیر عشق حیدر غیر ازین غم را نمی‌خواهد

دلم از دست حیدر حاجت کم را نمی‌خواهد

از او غیر از ولی‌الله اعظم را نمی‌خواهد

 

 

مگو یوسف که بعد از این زلیخا را نمی‌خواهی

میان این‌همه عاشق نگو ما را نمی‌خواهی

 

 

برای ماتمی جز ماتم مولا نمی‌سوزم

مرا آتش بزن جانا که جز اینجا نمی‌سوزم

علی شمع است و من گِردش چنان پروانه می‌سوزم

در این دنیا که می‌سوزم در آن دنیا نمی‌سوزم

 

 

دلی که پر شد از عشق علی آتش نمی‌گیرد

دل پروانه می‌سوزد ولی آتش نمی‌گیرد

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف

تمامی سجده گر بر طاق ابرویند بی تعارف

 

همه کروبیان سرمست جام ساقی کوثر

همه لاهوتیان راه علی پویند بی تعارف

 

تمام انبیا را افتخار این بوده و باشد

به مژگان گرد نعلین علی روبند بی تعارف

 

محمد جای خود دارد خدا از شوق او هر دم

به همراه ملائک یا علی گویند بی تعارف

 

تمام کائنات هرروز و شب بهر نشاط خود

گل روی امیر المومنین بویند بی تعارف

 

دلیران،پهلوانان و همه گُردان نام آور

بدون شک غلام قنبر اویند بی تعارف

 

به درگاه خدا ساجد به جبریل امین مرشد

و عالم بنده ی آن خلق نیکویند بی تعارف

 

به مُلک لافتی شاه و به دستش تیغ می رقصد

به ناز شَست او عالم به هو هویند بی تعارف

 

ز لطف و جود و انفاق و عطا و بخشش و احسان

دوصد حاتم گدایان سر کویند بی تعارف

 

عجب نبوَد که پیغمبر و دختش حضرت زهرا

اسیرِ بر سر آن زلف و گیسویند بی تعارف

 

منم بیمار زهرا و علی و یازده نسلش

که آنها بی تعارف اصل دارویند بی تعارف

 

فقط حیدر در این عالم امیرالمومنین باشد

عدو و منکرانش پست و پُررویند بی تعارف

 

به دوشش کیسه ی نان و رطب هر شب به هر سویی

یتیمان عرب او را پدر گویند بی تعارف

 

علی گفتند و دُر سفتند در وصف غدیر خم

امینی ها به کوثر روی خود شویند بی تعارف

 

خداجویان عالم را بگو رندانه در خلوت

خدا را در مناجات علی جویند بی تعارف

 

گهی از لب شکر ریزد سلونی گوید و گاهی

رطب های لبش بر شاخه ها رویند بی تعارف

 

ز انگور ضریح او شراب ناب می نوشند

همان مستان که ساقی را ثنا گویند بی تعارف

 

علی خورشید عالم تاب و ماهی بس جهان آرا

پی نورش همه عالم به هر سویند بی تعارف

 

به دشت شعر آیینی "جواد" امشب به شوق او

دوان این واژه ها هر سو چو آهویند بی تعارف 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تشنه‌کامی که لبِ او رَبَّنا برداشته

آب را از چشمه‌سار مرتضی برداشته

 

از وضوی او حیات جاودانه می چکد

خضر از مَسحِ علی آب بقا برداشته

 

زحمت خَلقِ تشیُّع را خودش گردن گرفت

بار ما را حیدر از دوش خدا برداشته

 

کعبه را بی پرده ی مشکی تصور کرده اند

تا علی از شانه های خود عبا‌ برداشته

 

از زمانی که علی حِین قنوتش اخم کرد

طاق محراب مساجد انحنا برداشته

 

کار دست قابض الارواح داده وقت جنگ

ذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته

 

وصله‌پینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر است

بارها فضّه ز نعلینش طلا برداشته

 

روز محشر دست حسرت بر سر خود می زند

هرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته

 

آمده که شیعه ی حیدر،شفیعش فاطمه است

این مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته

 

می توان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفت

زائری که در نجف قبله‌نما برداشته؟!

 

در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابی اند

جای جای صحن او را محتوا برداشته

 

گنبد و گلدسته را انسان تجسم می کنم...

گوئیا ایوان‌طلا دست دُعا برداشته

 

اذن دیدار پسر را هم پدر امضا کند

در "نجف" زائر براتِ "کربلا" برداشته

 

آن کفن های بهشتی سهم فرزندش نشد

پس برای خود حسینش بوریا برداشته

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


 در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است

نگاهِ قدسیِ حیدر، دلیلِ اعجاز است

 

همیشه و همه‌جا "یا علی" بگو، عاشق!

ببین که عشق پس از نام او، در آغاز است

 

بگو "علی" و دهان را چو شهد، شیرین کن!

بگو "علی" و ببین، نامِ او عسل‌ساز است

 

مسیرِ عرشِ الهی‌ست، سرزمینِ نجف

کبوترِ حرمش، بس، بلندپرواز است

 

منم که زل زده‌ام بر شکوهِ این درگاه

ببخش!، عاشقِ نالایقت، نظرباز است!

 

مردّدم حرمِ حیدر است یا کعبه

چقدر صحنِ علی، اشتباه‌انداز است

 

از آن شکوه سرودم، ولی مقامِ علی

برای اهلِ زمین، تا همیشه در راز است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد

بداند هر که طغیان کرد با عصیان؛ به خود بد کرد

نگاهِ بر فضیلت های مولاناعلی(ع) قطعا

گناهِ بیشمارِ چشم ها را پاک خواهد کرد!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


بسم علی حضرت رحمان علی

باطن نورانی قرآن علی

نفس علی روح علی جان‌ علی

منکر تو نیست‌ مسلمان علی

 

بنده الله شدم‌ با علی

یا علی یا علی‌و یا علی

 

کیست علی آینه دار خدا

جان‌ نبی بود و نگار خدا

بوده به دستش همه کار خدا

در دل ما هست کنار خدا

 

ای نجفت کعبه دلها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

هرکه نشد خار درت خوار شد

حب تو میزان شد و‌معیار شد

خال لبت کعبه ی سیار شد

شیعه تو اصل و نسب دار شد

 

خورده به قنبر نسب ما علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

صدق تویی صادق و اصدق تویی

حیدری و قادر مطلق تویی

فاتح کارزار خندق تویی

حکم رسول است فقط حق تویی

 

پس همه باطلند الا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

گوش بفرمان لبت آفتاب

حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب

باتو حساب بدی ام بی حساب

جای نبی در شب هجرت بخواب

 

گفت نبی بین خطرها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

سنگ تو بر سینه زدن دین ما

نوکریت مذهب و آیین ما

سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما

کاش بیایی دم تلقین‌ ما

 

زود به دادم برس آنجا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

روی جهاز شتران‌ ماه شو

روشنی آخر این راه شو

کوری آن‌ چند نفر شاه شو

رخ‌بنما و ولی الله شو

 

نیست کسی غیر تو مولا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

آه که هنگام‌ عداوت شد و..

بر ولی الله خیانت شدو..

پشت علی خلوت خلوت شدو..

پشت در خانه قیامت شدو..

 

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..

یاعلی و یاعلی و یاعلی..

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


با رحمت و لطف خویش درگیرم کن

از باده ی ناب ازلی سیرم کن

یا رب قَسَمَت به نام حیدر دادم

با عشق و محبت علی(ع) پیرم کن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


یک ذره از نگاه علی آفتاب شد

انگور بوسه زد به ضریح و شراب شد

مارا ز خاک پای علی آفریده اند

پس با همین حساب علی بوتراب شد

سجاده ی نماز شبش بال جبرئیل

گل بود و اشکهای دو چشمش گلاب شد

هر حاجتی که پیش خداوند برده ام

گفتم خدا به حق علی مستجاب شد

باید غلام قنبر او شد که از ازل

هر کس غلام او شده عالیجناب شد

 

گفتیم یاعلی و شعف آفریده شد

با خنده هاش دُرّ نجف آفریده شد

 

ما در تو دیده ایم صفات امیر را

طی کرده ایم با تو تمام مسیر را

با لطف فاطمه ست به عالم علم نمود

علامه ی امینی اگر الغدیر را

باید اضافه کرد به القابت ای علی

جای امیر ، لفظ امیرِ کبیر را

آنکه سروده تو اسدالله غالبی

تشبیه کرده است به چشم تو شیر را

این جذبه ی نگاه تو مارا گرفته است

یعنی اسیر کرده نگاهت ، اسیر را

 

یا قاهر العدو و یا والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

 

جایی که آب هست تیمم مجاز نیست

وقتی امام هست خلیفه نیاز نیست

سوگند میخورم به تمام مقدسات

بی حُبِّ او نماز شما هم نماز نیست

مبهوتم از زیارت ایوان طلای تو

کعبه گمان کنم نجف است و حجاز نیست

بر سردر بهشت نوشتند یاعلی

یعنی به جز لوای تو در اهتزاز نیست

اصلاً قیام کرده قیامت برای تو

آنجا که غیر حُبّ علی چاره ساز نیست

 

حتما علی کنار خدا ایستاده است

حتما علی بخاطر ما ایستاده است

 

هوهوی ذوالفقار علی اسم اعظم است

حیدر خودش تجلی آیات محکم است

حیدر بشر نبود اگر چه خدا نبود

اما برای بنده خدای مجسم است

آیینه ی تمام نمای خدا علیست

هر چه نوشته اند ز اوصاف او کم است

گفتیم‌ یا علی و شنیدیم فاطمه

زهراست جان حیدر و او جان فاطمه ست

ساقی علی ، پیاله علی ، باده هم علی

امشب بساط مستی ما هم فراهم است

 

با یاعلی ، علی و علی مست میشویم

ما می نخورده ایم ولی مست میشویم

 

حیدر اگر نبود صفایی نداشتیم

شبهای جمعه حال دعایی نداشتیم

بیچاره میشدیم اگر روز اربعین

راه نجف به کرببلایی نداشتیم

پابند صحن حضرت زهرا شدیم که

وابستگی به هیچ کجایی نداشتیم

یادش بخیر جز دم لبیک یاحسین

در کاروان خسته صدایی نداشتیم

دلتنگ لحظه های زیارت که میشویم

ای وای اگر امام رضایی نداشتیم

 

عمریست ما گدای همین خانواده ایم

مدیون بچه های همین خانواده ایم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


قسم به حضرت الله ، خالق یکتا

قسم به خالق صحرا و خالق دریا

 

قسم به خالق صبح و قسم به خالق شب

قسم به خالق لوح و قلم ، قسم به خدا

 

قسم به نور و به نام هر آنچه از نور است

قسم به ارض و سماوات و کل ما فیها

 

قسم به نون و قلم ، فجر و تین و والزیتون

قسم به آنکه فرستاده آب و باران را

 

قسم به پاکی دامان انبیا سلف

قسم به حضرت موسی و حضرت عیسی

 

قسم به میم محمد قسم به نون نبی

قسم به نور تجلی جلوه ی طاها

 

که هست روزی عالم به دست شاه نجف

که هست بر همه ی مومنان علی مولا

 

علی خدا که نه اما خدا نماست علی

علی ست آینه دار خدای بی همتا

 

خدا به شکل علی در میان مردم بود

همیشه بوده خدا از رخ علی پیدا

 

خدا به لحن علی با نبی تکلم کرد

در آن میانه ی معراج ، لیله الاسرا

 

علیست آنکه به دوش نبی گرفته مکان

علی ست آنکه غدیر از دمش گرفته بها

 

علی ست آنکه به یمنش گدا ، سلیمان شد

علی ست آنکه بقا می دهد به آب بقا

 

طواف کعبه چه حاصل اگر بدون علیست

علیست کعبه ی کعبه علیست قبله نما

 

علی ست آنکه خدا را به چشم می بیند

علیست محشر محشر به صبح روز جزا

 

به کوری همه ی دشمنان آل الله

بود ز روز ازل پرچم علی بالا

 

هر آنکه حاجت خود از علی طلب کرده

روا شده ست به دستان حضرت زهرا

 

غبار کوی علی باش تا شوی خورشید

غلام کوی علی باش تا شوی آقا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید سعید غدیر


اینکه از دستِ پیمبر دستِ او بالاست کیست

اینکه جمعش با نبی یک شعرِ بی همتاست کیست

اینکه در پایِ تنورِ خانه‌اش زهراست کیست

اینکه در قابِ خدا تصویرِ او تنهاست کیست

 

کیست این و کیست این و کسیت این ، تنها علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

باز تکلیفِ مرا این جام روشن می‌کند

این شرابِ کهنه من را فارغ از من می‌کند

این جنون آواره‌ام در کوی و برزن می‌کند

مدحِ او من را نه ، حافظ را هم اَلکَن می‌کند

 

از ازل تا  تا ابد...حق‌حق و هوهو... یاعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

آسمان اینقدر پُر باران مگر هم می‌شود

ای خدا مانندِ تو انسان مگر هم می‌شود

جمع خشم و عشق و تیغ اینسان مگر هم می‌شود

در دو تَن_زهرا و او_یک جان مگر هم می‌شود

 

مصطفی شد  مرتضی یعنی که شد زهرا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

حضرت اردیبهشت سالها و ماه‌ها

روزها با نخل‌ها و شب انیسِ چاه‌ها

پیشِ تو همسُفره می‌گردد گدا با شاه‌ها

می‌شود پیدا پس از تو چاه‌ها از راه‌ها

 

از علی نازل شدیم و رفتنِ ما تا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

حق علی و او حق و این دو تسلسل می‌شود

حق بده جبریل هم در محضرش هُل می‌شود

او صراط‌ُالله او راهِ تکامل می‌شود

شانی از وَالعادیاتش مدحِ دُل‌دُل می‌شود

 

درکِ ما گُم شد وَ ما‌ اَدراکَ ما مولا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

تا به میدان آمدی لشکر نفهمیدم چه شد

تَن دوتا شد سرجدا شد سر نفهمیدم چه شد

تا گرفتی از درَش خیبر نفهمیدم چه شد

آنچنان کَندی در از جا  در نفهمیدم چه شد

 

آنچنان لرزید خیبر گفت واویلا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

ذوالفقارت آمد و بسیارها جا مانده‌اند

چشمها از ضربِ تندت بارها جا مانده‌اند

زیرِ ضربِ تیغِ تو سردارها جا مانده‌اند

عَمرو عاصان رفته و شلوارها جامانده‌اند

 

 گفت عزائیلِ حیران بینِ این غوغا: علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

تیر بر پایِ تو خورد و از نمازت فیض برد

در رکوع آمد گدا از دستِ بازت فیض برد

آفرینش از قنوتِ چاره سازت فیض برد

عَمرو وَد از نازشصتِ تن نوازت فیض برد

 

شد کُمیل و میثم و سلمان و بوذرها علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

پیرزن چشم انتظارت بارِ نانش را بِبَر

مرکبِ طفلان ، به پشتت کودکانش را بِبَر

با جُزامی نان بخور غم از گریبانش بِبَر

یک تبسم کن به زهرا باز جانش را بِبَر

 

با حسین و با حسن گفتیم ما : بابا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

هرکجا که می‌رسد انگار محشر می‌رسد

زودتر از هر گدا آقا دَمِ در می‌رسد

هرچه دارد سُفره‌اش  نصفش به نوکر می‌رسد

بیش از خود او به حال و روزِ قنبر می‌رسد

 

 کارِ ما با قنبر است و کارِ قنبر باعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

 باده از الله‌اکبر تا علیکم می‌خورَد

حسرتِ نانِ جو‌اَش را سخت گندم می‌خورد

زخمها و زخمها از جهلِ مردم می‌خورد

ناسزاها را بجای  هر تبسم می‌خورد

 

این نماز عشق باشد شد سجودِ ماعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

اینکه بر دوشِ پیمبر از شرافت پا گذاشت

رویِ دوشِ خویش عمری کیسه‌ی خرما گذاشت

اینکه دنیا را خدا آورد پیشش جا گذاشت

لقمه لقمه نان دهانِ مردِ نابینا گذاشت

 

می‌خورَد اما همیشه خونِ دلها را علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

کربلا او آمد و در پیشِ آب‌آور نشست

کربلا او بود و بالایِ سرِ اکبر نشست

کربلا او دید تیری را که بر اصغر نشست

کربلا او ناله زد تا تیر تا خنجر نشست

 

می‌دود دنبالِ زینب عصرِ عاشورا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


چه بنویسم؟ که شعرم باب میلم در نمی‌آید

دلم می‌خواهد اما آه... از من برنمی‌آید

 

مرا بگذار و بگذر ای غزل! دیوانۀ سرکش!

از او گفتن، به این از هرچه کم کمتر نمی‌آید

 

شنیدم با صدای او خدای او سخن می‌گفت

در این ساحت سکوتم من، صدایم در نمی‌آید

 

چه بنویسم؟ که خرما بر نخیل و دست ما کوتاه

که نام او بلند است و به این دفتر نمی‌آید

 

«امیرالمؤمنین» واژه‌ست؟ نه، پیراهنی زیباست

ببین! بر قامتی جز قامت حیدر نمی‌آید

 

به شوق روی پیغمبر سه روز آذین شده یثرب

ولی بیرون دروازه‌ست پیغمبر، نمی‌آید

 

علی باید بیاید تا محمد گام بردارد

که پیغمبر به همراه یکی دیگر نمی‌آید

 

علی باید بیاید تا کنار مصطفی باشد

علی باید بیاید تا محمد، مرتضی باشد

 

که دنیا بی‌علی شهری‌ست بی‌قانون، خبر داری؟

محمد بی‌علی، موساست بی‌هارون، خبر داری؟

 

بدون او در این طوفان چگونه زنده می‌مانی؟

محمد بی‌ علی، نوح است بی‌کشتی، نمی‌دانی!

 

بلاگردان او در بدر و در احزاب و خیبر بود

علی جان محمد یا محمد جان حیدر بود؟

 

محمد با علی وقتی می‌آید، وقت طوفان است

فرار از دستشان کار مسیحی‌های نجران است...

 

علی آری علی... مردی که در افلاک، نامی بود

شنیدم بارها هم‌سفرۀ مردی جذامی بود...

 

چه بنویسم؟ که دیگر کاری از من بر نمی‌آید

از او گفتن به این از هرچه کم کمتر نمی‌آید

 

همین ابیات درهم را تو می‌بینی خبر دارم

همین کم را همین کم را تو می‌بینی خبر دارم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/15 | 09:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


خدا مرا ز ولای علی جدا نکند

من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما

خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد

نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار

دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد

اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی

که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده

که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر

مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت

که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/29 | 12:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


آبشار نور از دستار او سرشار بود

با عبای روی دوشش کعبه ای سیار بود

 

او مکرر دلبری می کرد از اهل بهشت

شیوه اش این بود، زیرا حیدر کرار بود

 

انعکاس نور رویش در رُخِ آیینه ها

خالق سلمان و حجر ومیثم تمار بود

 

کعبه رو می‌کرد بر ایوان آقای نجف

پنج نوبت کعبه مشغول طواف یار بود

 

خط به خط،نهج البلاغه نوحه خوانِ رفتنش

روضه خوانِ روی زردش، زردیِ دستار بود

 

باغبان کهنه کار یاس، هنگام وداع

درگلویش استخوان، دربین چشمش خار بود

 

از نود زخم اُحُد، بدتر در و دیوار شد

از نود زخم اُحُد، کاری تر آن مسمار بود

 

زخم او تکثیر شد تا بی نهایت در حسین

یکصد وده زخم نه، زخم تنش بسیار بود

 

قبل از اینکه زخم، جانش را بگیرد، جان سپرد

چون سخن از کاروانی بر سر بازار بود




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح شب قدر


زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح و شب نوزدهم


باید شب قَدرَت مرا آدم بسازد

حر و زهیر و عابس و اسلم بسازد

 

باید مفاتیح الجنان "شیخ عباس"

دل را که شد ویرانه دست کم بسازد

 

یارب به من اشکی بده سازنده باشد

اشکی بده از بنده ات میثم بسازد

 

چشمی بده تا خوب را بشناسم از بد

تنها نگاهم را بدوزم سمت گنبد

 

دستی بده دست از تهیدستان بگیرم

دستی بده تا راه بر شیطان بگیرم

 

پایی بده جز در ره مولا نکوبم

پا جای پایی چون "ابوموسی" نکوبم

 

دل می کند وابسته از دنیا به سختی

دنیا بده اما نه دیگر تاج و تختی

 

میلی بده از جام همدردی بنوشم

در سیل ماتم نذر هم نوعم بکوشم

 

عزمی بده آماده ی ایثار باشم

وقت ضرورت راهی پیکار باشم

 

نسلی بده عشق شهادت در دل آن

نسلی بده "فهمیده" باشد حاصل آن

 

جانی بده سرشار از نور ولایت

لب تر کند مهدی کنم تقدیم حضرت

 

هر کس به نوعی میکند نجوا شبانه

من هم بخوانم از شهادت عاشقانه

 

زیباترین نثر مناجاتم جهاد است

امروزه وقتی صحبت از "جنگ اراده "ست

 

جزو مجاهدهای در راه خدایم

سجاده ام حکم کفن دارد برایم

 

بر نفس سرکش راه طغیان را ببندم

با معنویت در دو عالم سربلندم

 

بیش از چهل سال گذشته پای کاریم

وقتی که خرمشهر ها در پیش داریم

 

رمز بقا قطعا به دست مردم ماست

این اولین تحلیل گام دوم ماست

 

ما را سفارش می کند آقا به تقوا

لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا

 

درس دبستان امیرالمومنین است

 گوشم به فرمان امیرالمومنین است

 

نص اشداء علی الکفار یعنی

منشور قرآن امیرالمونین است

 

حکم پدر دارد برای خاک یعنی

ایران هم ایران امیرالمونین است

 

دنیا گرفت از هرکسی روزی ولی ما

در سفره مان نان امیرالمونین است

 

هرکس به هر جایی رسید از دار دنیا

مدیون احسان امیرالمومنین است

 

عمری محدث بودن و از غیب گفتن

این کار سلمان امیرالمونین است

 

در کعبه مولایم علی آمد به دنیا

پس صاحب خانه امیرالمومنین است

 

ساعات خوب زندگی ما همیشه

در زیر ایوان امیرالمومنین است

 

حبل المتینم هست و فردای قیامت

دستم به دامان امیرالمومنین است

 

با دست او حق سفره اش را پهن کرده

هر بنده مهمان امیرالمومنین است

 

زهرای مرضیه همیشه دوست دارد

چشمی که گریان امیرالمومنین است

 

شخص پیمبر بانی بزم عزایش

چشمان زهرا نیز می بارد برایش

 

مرغ دلم پر می زند بر بام کوفه

حلوای ختم مرتضی در کام کوفه

 

می ریزد از غم های خود در جان دختر

وقتی که بابا می شود مهمان دختر

 

از غصه دیوار دل دختر ترک خورد

وقتی که بابایش فقط نان و نمک خورد

 

آماده دارد میشود بر قتل حیدر

قومی که هر شب میوه از باغ فدک خورد

 

سی سال پیش از پا در آمد مرد خیبر

وقتی میان کوچه ناموسش کتک خورد

 

دلواپس فردای بابا ام کلثوم

باید بخواند روضه ها را ام کلثوم

 

از خانه که بابای از گل بهترم رفت

گفتم که دیگر سایه ی روی سرم رفت

 

دیدم به چشمم گوییا تا مسجد شهر

پشت سر بابا دوباره مادرم رفت

 

دیدم از این کوچه شروع کربلا را

هجده سر بر روی نیزه از حرم رفت

 

زیر سر سیلی سنگین سنان بود

از بعد غارت سوی چشم خواهرم رفت

 

چشم علی مرتضی را دور دیدند

در راه اگر دستی به سمت معجرم رفت 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 02:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تصوّر می کنم در ذهنِ خود ایوان زرّین را

برای درد ها پیدا نمودم راه تسکین را

 

پرستیدند آتش را اگر آبا و اجدادم

خدا را شکر از چشمان تو آموختم دین را

 

اگر فرهاد قبل از کوه، اوصاف تو را می خواند

رها می کرد از اول غرورِ تلخِ شیرین را

 

دمی پیش فقیرانی و گاهی بر فراز عرش

طراز عشق تو تعیین کُند بالا و پایین را

 

رکوعت حلقه ی انفاق را در گوش عالم کرد

کدامین شاه اینگونه کرامت کرده مسکین را؟؟

 

عصا را اژدها کردی شما… امّا نمی دانم

چرا؟! موسی گرفته در میان خلق تحسین را

 

مرا با جنتِ آب و درخت و حور، کاری نیست

نمی خواهم بدون تو دمی این دام رنگین را

 

برای زاهدان بی علی قرآن چنین فرمود:

فقط پر کرده از مصحف الاغی بار خورجین را

 

«علیٌ حُبه جُنه   قسیم نّار والجنه»

برایت می سرایم باز هم این بیتِ تضمین را

 

شکوه رد شمست را درِ خیبر تداعی کرد

شنیدم در پس پرده تو داری بر تر از این را

 

وقارت داده درسی قنبرت را که یقین دارم

کُند تدریس بر هارون مَکی نیز تمکین را

 

محبت بر تو کار هر کس و ناکس نمی باشد

نهادی بی هوا بر دوش ما این بار سنگین را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


ابتدای خلقت ما از علیست

نیز اصل طینت ما از علیست

 

ما ز کَرَّمنا کرم دریافتیم

در حقیقت عزت ما از علیست

 

از محمد بعثت اسلام شد

آری آری بعثت ما از علیست

 

صنعت دست علی هستیم ما

هستی ما، صُنعتِ ما از علیست

 

ربّ ما، ربّ جلی ربّ علیست

لاجرم تربیّت ما از علیست

 

سوره اخلاص خود باشد گواه

کُنه ذات فطرت ما از علیست

 

معنی ارکان کل شییء چیست

رکنِ رُکنِ مکنت ما از علیست

 

ما که از لطف قدیم احسان شدیم

نسل، نسل قدمتِ ما از علیست

 

کار ما از روز اول عاشقی

شک مکن این عصمت ما از علیست

 

چیست هبنی لاِبتداء نعمتک

بخشش هر نعمت ما از علیست

 

"از علی آموز اخلاص عمل"

بر فقیران خدمت ما از علیست

 

بر جمال ما نوشته یا علی

صورت ما سیرت ما از علیست

 

از ازل تاحشر یک حرف است و بس

هر چه پرسی علت ما از علیست

 

بی علی توحید هم معنا نداشت

با خدا هم وحدت ما از علیست

 

از نبوت تا ولایت بی گمان

خطّ و ربط بیعت ما از علیست

 

فرصت حیدر شناسی مبعث است

عید مبعث، فرصت ما از علیست

 

آیه آیه آنچه از احمد رسید

گفت یا حق آیت ما از علیست

 

بسم ربّک گفت بر احمد، علی

گفت یا رب صحبت ما از علیست

 

فطره الله التی در جان ماست

با خدا سنخیت ما از علیست

 

چارده معصوم یعنی مرتضی

خاندان عترت ما از علیست

 

هم اصول و هم فروع دین ما

هم جنان و جنت ما از علیست

 

در عبادت خشیت ما از علیست

در شهادت حاجت ما از علیست

 

معنی یعلوا و لا یعلی علیه

در حقیقت هیبت ما از علیست

 

جز تولا و تبرا نیست دین

با همین دو،رفعت ما از علیست

 

خصم ما مرعوب اگر از ما شود

در دل او سطوت ما از علیست

 

برقی از تیغ علی شمشیر ماست

اقتدار و قوت ما از علیست

 

رهبر آنجا یک حدیث ناب گفت

گفت کسب قدرت ما از علیست

 

مرد رزم روز تحریمیم ما

روز غربت، نصرت ما از علیست

 

دولتی خواهد کریمه، این دیار

اعتبار دولت ما از علیست

 

همنشین دشمنان کی میشویم

ملت ما، حکمت ما از علیست

 

بعدِ تهدیدش مقاومتر شدیم

همت ما نیت ما از علیست

 

حق مولا را ادا خواهیم کرد

در ولایت طاعت ما از علیست

 

یادگاری از امام است این نظام

پرچم ما رایت ما از علیست

 

یار هر مظلوم و محرومیم ما

این خدایی سنت ما از علیست

 

قلب ما جای علی مرتضی ست

خوی ما و محنت ما از علیست

 

کربلا را از علی داریم ما

روضه ها و هیئت ما از علیست

 

از شب معراج پیغمبر چه گفت

گفت با حق، صحبت ما از علیست

 

نوکر زهرای اطهر گر شدیم

این لباس خلقت ما از علیست

 

با حسین و با حسن خو کرده ایم

حب آل عصمت ما از علیست

 

گر غلامان ابالفضلیم ما

اینهمه شخصیت ما از علیست

 

با رضا دلهای ما دارند انس

میزبان رافت ما از علیست

 

حجه بن العسگری را عاشقیم

رؤیت آن طلعت ما از علیست

 

ذکر یا مهدیست بر لبهای ما

انتظار دولت ما از علیست




✔️ موضوع : عید مبعث، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بعثت پیامبر اعظم(ص) - مدح امیرالمومنین(ع)-اجتماعی سیاسی


بی مهر علی این ، دل در دام نمی آید

جز وِردِ علی ما را ، در کام نمی آید

 

شد حُبّ علی ما را  از روز ازل روزی

ساقی بسوی مستان  بی جام نمی آید

 

آدم که شده مسجود  حق را به علی بشناخت

وَر نَه ز هبوطش این  اکرام نمی آید

 

نوح از کرَم مولا  شد ناجیِ قوم خویش

وَرنَه نظرِ لطفی  مادام نمی آید

 

آتش که گلستان شد  بر حضرت ابراهیم

دانست که بی مولا  فرجام نمی آید

 

عیسی دمِ گرم خود  از ذکر علی دارد

وَر نَه به دعای او  الزام نمی آید

 

موسی دل دریا را  بشکافت بنام او

ورنه مددی در آن  هنگام نمی آید

 

همراهِ پیمبرها  مخفی است علی، اما

همراه نبی جز با  اندام نمی آید

 

در فلسفه ی بعثت  سِرّیست نهان حق را

بی حبِّ علی دینِ  اسلام نمی آید

 

اسلامِ پیمبر جز  ابلاغِ ولایت نیست

جز امر علی امری  اعلام نمی آید

 

رمزیست در این نکته  رازیست در این جمله

جز سِرّ علی در گوش  پیغام نمی آید

 

در قلب محمد حق  تمثالِ علی بنهاد

زین رو به لبش غیر از  این نام نمی آید

 

فرمود: سخن با تو  با صوت علی گویم

چون جانِ تو جز با او  آرام نمی آید

 

آیاتِ خداوندی  با لحنِ علی زیباست

بی صوت علی این کار  انجام نمی آید

 

هر سوره امینِ وحی  با ذکر علی آورد

جبریل که بی اِذنش  اعزام نمی آید

 

چون ختم رسل هر بار  تا غار حرا میرفت

میدید که جز مولا  همگام نمی آید

 

هر جا که رود احمد  آنجاست علی قبله

از هیچ مصلّایی  ناکام نمی آید

 

بی یادِ علی هرگز  قرآن نشده نازل

در ذهنِ نبی هرگز  اوهام نمی آید

 

در منطقِ پیغمبر  شک نیست علی مولاست

در گفتنِ این مطلب  ابهام نمی آید

 

این هست نبی الله  او هست ولی الله

بی همرهیِ مولا  یک گام نمی آید

 

از یک شجرند این دو  یک ریشه و یک ساقه

دین بی شجرِ طوبی  تا بام نمی آید

 

این دین نبوی، اما  ذاتی علوی دارد

بی ذات کسی در هیچ  اِفهام نمی آید

 

او کاشفِ کرب است و  از یار زُداید غم

تا هست علی او را  آلام نمی آید

 

این قصرِ مَشید است و  آن بِئرِ مُعَطَّل شد

بی عدل که اجرای  احکام نمی آید

 

او تیغ دو دم دارد  در پنجه علَم دارد

دین جز به علی تا این  ایام نمی آید

 

شد جانِ نبی حیدر  جانانِ نبی حیدر

جز او شبِ جانبازی  در دام نمی آید

□  □  □

بس دور و برِ احمد  او شد سپرِ احمد

فرمود ترا غیر از  زهرام نمی آید

 

زهرا سپرِ او شد  دفعِ خطرِ او شد

فرمود که یاری بر  مولام نمی آید

 

بانو چه تلافی کرد  در کوچه طوافی کرد

میگفت دگر وقتِ  اقدام نمی آید

 

بهتر که بمیرم در  مظلومیَت ای حیدر

جز این به تلافی از  بابام نمی آید

 

از سینه و از پهلو  خون ریخت و میفرمود:

هرگز به برِ ظالم  آرام نمی آید

□  □  □

با خویش مگو از چه  آقام نمی آید

تا  کس نکند سعیی  اَنعام  نمی آید

 

هر قافله در هر راه  گردید اگر آگاه 

در گوشِ دل از دشمن  پیغام نمی آید

 

ما امتِ زهراییم  ما شیعه ی مولاییم

دشمن نکند تهدید  کس رام نمی آید

 

ایران ز دوصد تحریم  هیهات شود تسلیم

آنروز نخواهد دید  آن شام نمی آید

 

دستِ طمعِ دشمن  کن قطع از این کشور

خیر و برکت از این  برجام نمی آید

 

دستِ طمعِ مفسد کن قطع ز بیت المال

ای شیخ تو را خیر از اقوام نمی آید

 

مسئول قضا باید بر دار کِشد فاسد

فریادِ عدالت بی اعدام نمی آید

 

یاریِ علی باید  تا منتقمَش آید

تا شیعه مهیا نیست  صَمصام نمی آید

 

ما یار علی هستیم  غمخوار علی هستیم

کس در دو جهان چون ما  خوشنام نمی آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید مبعث، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


رسید از عرش، ذکرِ «لافتی» با خلقت حیدر

دعایِ «ربّنا» شد «آتنا» با خلقت حیدر

 

به عشقش بابِ آمرزش به روی عاصیان شد باز

دو چندان شد تبِ «إغفر لَنا» با خلقت حیدر 

 

از آن روزی که انگشتر به سائل داد فهمیدم

سریعاً خلق شد خیلِ گدا با خلقت حیدر

 

به جایِ ذکر یونسیّه، یونس یاعلی(ع) میگفت

به روی نیل؛ موسی زد عصا با خلقت حیدر

 

«قسیم النّار والجنّه»! چه شیرین است این جمله

بهشت از مرزِ دوزخ شد جدا با خلقت حیدر

 

ملائک، عالم و آدم، زمین و آسمان خواندند...

همه «نادعلی» را یکصدا با خلقت حیدر

 

برای دردمندان در نجف تأسیس شد امشب-

پس از ایوان-طلا، دارالشفا با خلقت حیدر

 

أمیرالمؤمنین! قرانِ ناطق! قبلۂ سیّار!

بنا شد مروه و سعی و صفا با خلقت حیدر 

 

پیمبر(ص) محض ِ اثباتِ خودش شقّ القمر کرد و

چه شقّ الکعبه ای کرده خدا با خلقت حیدر!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


نه ز حالا ز خود عالم ذر

نظر انداخته اند اهل نظر

بین خوبان دو عالم یکسر

همه گفتند به دوران دیگر..

 

نیست شخصی ز علی بالاتر.

ها علی بشر کیف بشر

 

صاحب لوح و قلم کیست علی

سردم تیغ‌ دودم کیست علی

عرب و عشق عجم کیست علی

حج و حاجی و حرم کیست علی

 

از کرامات علی فیض ببر

ها علی بشر کیف بشر

 

درنگاهش زر و زیور هیچ است

مکر دنیای مزور هیچ است

پیش این هیمنه لشگر هیچ است

روی انگشت علی در هیچ‌ است

 

خیبر افتاد به پای حیدر

ها علی بشر کیف بشر

 

از خودش اصل و نسب داد به ما

از فدک چند رطب داد به ما

عیدی ماه‌ رجب داد به ما

در نجف جلوه ی رب داد به ما

 

در حرم داد زدم وقت سحر

ها علی بشر کیف بشر

 

جمع شد بین وجودش برکات

خنده و اخم علی حی و ممات

ذولفقارست به کف یا که صراط؟!

آی مردم به جمالش صلوات

 

منکرش کور وَ بدخواهش کر

ها علی بشر کیف بشر

 

در جهان هرچه شود در بسته

کی بماند در دلبر بسته

دل عشاق به حیدر بسته

و خدا گفت خودش سر بسته

 

بی علی نیست ز من هیچ اثر

ها علی بشر کیف بشر

 

بی علی ذکر و دعا بود نبود

کعبه اصلا سر پا بود نبود

دین و  توحید کجا بود؟! نبود

و صدایی ز خدا بود نبود

 

شب معراج علی شد محور

ها علی بشر کیف بشر

 

از حرم ذات احد پیدا شد

نور الله صمد پیدا شد

صدو ده آمد عدد پیدا شد

فاطمه بنت اسد پیدا شد

 

بین آغوش گرفته ست قمر

ها علی بشر کیف بشر

 

زخم غم بر جگر شیر زدند

گریه کرد و همه تکبیر زدند

بی هوا بر گلویش تیر زدند

ضربه ای سخت و نفس گیر زدند

 

روی دستان پدر زد پرپر

ها علی بشر کیف بشر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


امشب دلیل مستی ام از هر جهت تویی

دنیا تویی برای من و آخرت تویی

شایسته مرد هیمنه سلطنت تویی

نور خدا به هیبت انسان فقط تویی

 در جلوه ات خدا شده تكرار ، یاعلى

 

تو بودى و خدا و جهان آفرینى ات

تو بودى و ملائك و خلوت گزینى ات

صدها هزار سال پس از همنشینى ات

حالا رسیده وقت ظهور زمینى ات

حالا رسیده موعد دیدار ، یا على

 

من سینه چاک روی توام، کعبه نیز هم

گرم طواف کوی توام، کعبه نیز هم

من در نماز سوی توام، کعبه نیز هم

مدیون آبروی توام، کعبه نیز هم

ای قبله گاه، کعبه ی سیار،یا على

 

کعبه اگر كه چاک گریبان گشوده است

ثابت نمود،عاشقت از قبل بوده است

صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است

در را به روی بنت اسد وانموده است

مختصِ توست، مُعجزِ بسیار،یا على

 

مِنْ بعد از این علامت توحید، علم شده

ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده

بتخانه ی حجاز ،دگر محترم شده

بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده

شد با شرافت این درو دیوار،یا على

 

دادم زکف به شوق مدیحت ،قرار را

واجب شده است سجده کنم نام یار را

میزان کجاست ،تا که بسنجد عیار را

نشناختیم غیر تو پروردگار را

ماتم از این شباهت رفتار،یا على

 

گاهی علی نشسته به جای خدای خود

گاهی خداست جای شه لافتای خود

در تو نگاه كرده خدا رو نماى خود

هنگام خلقت همه بنده هاى خود...

فرموده است اول گفتار ، یا على

 

در لا اله غیر تو خواندیم ،جا نشد

من هیچكس برای دلم مرتضا نشد

مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد

پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد

من به یقین رسیده ام اینبار،یا على

 

آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم

امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم

با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم

من با ابالحسن،حسنی عشق میکنم

دیوانه ام ،پیاله نگه دار یا على

 

عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست

من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست

خرما فروختن بشود کارم آرزوست

رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست

بالای دار از تو زنم جار،یا علی

 

هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت

نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت

آنقدر غمزه های نگاهت، نظر فروخت

هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت

عشاق را تویی تو خریدار، یا على

 

پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف

كنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف

پر شد قنوت هر شبم از ذكر یا نجف

من سالهاست خواسته ام از خدا نجف

خواندم دعای وصل تو بسیار ،یاعلی

 

سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید

ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید

هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید

دیدار می فروش نجف روزی ام کنید

پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا على

 

در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است

در صحن شاه، ریگ بیابان مقرب است

در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است

زانو زدن مقابل ایوان مقرب است

پس سجده میکنم به تو اینبار، یا علی

 

گر چه برات ،مالک اشتر نمیشویم

مقداد نیستیم ،ابوذر نمیشویم

سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم

اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم

اما تویی همیشه مددکار،یا علی

 

توحید محض، باعث ایجاد حیدر است

بالای عرش افضل اوراد حیدر است

آنکس که جام دست نبی داد حیدر است

زهرا عروس خانه و داماد حیدر است

ای در نگاه عشق،علمدار یا علی

 

مولی الموحدین،نفحات پیمبری

نَفسِ رسول، باب نجات پیمبری

رمز شفاعت عرصات پیمبری

مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری

پیغمبر است بر تو گرفتار ،یا علی

 

حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است

او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است

اسباب شادی لب خندان فاطمه است

این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است

زهرا توراست یار و وفادار،یا على

 

آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست

لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست

بر روی دست دست خداوند دست نیست

این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست

لعنت به هر که میکند انکار،یا علی

 

ای شیر پاک،ای ثمر لقمه ی حلال

خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال

گرما بده شراب شود غوره های کال

ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال

امضا بزن به نامه ام ای یار،یا علی

 

ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن

ای اولین امام مسلمان قبل از آن

آیات مومنون نمایان قبل از آن

ای صاحب ولایت دوران قبل از آن

قرآن بخوان بگو تو ز اسرار،یا علی

 

قاری شدی و تیر و سنانت نریختند

سنگ جسارتی به لبانت نریختند

با خیزران به سمت دهانت نریختند

مشتی حرامزاده به جانت نریختند

وای از حسین و مجلس اغیار،یا علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


علی دین را امام راستین است

علی دست خدا در آستین است

 

علی یعنی چراغ اهل بینش

علی یعنی پناه آفرینش

 

علی آیینۀ آیین اسلام

علی یعنی تمام دین اسلام

 

علی میزان ، علی ایمان ، علی حق

علی سر تا قدم توحید مطلق

 

علی مولود کعبه رکن دین است

علی آئینۀ حق الیقین است

 

علی در ملک هستی ناخدا بود

علی پیش از خلائق با خدا بود

 

علی حمد و علی ذکر و علی دم

علی حجر و حطیم و بیت و زمزم

 

علی حج و صلاۀ است و صیام است

علی رکن و قعود است و قیام است

 

علی در یاری حق ترک جان گفت

علی در بستر ختم رسل خفت

 

علی دین است و قرآن است و احمد

علی یعنی علی یعنی محمد (ص)

 

ولی الله اعظم رکن دین است

اولوالامر تمام مسلمین است

 

که قرآن میکند وصف خضوعش

زخاتم بخشی و حال رکوعش

 

هزاران سلسله آوارۀ اوست

حدیث منزلت در بارۀ اوست

 

گُهر از سِلمُک سلمی فشانم

حدیث لحمُک لحمی بخوانم

 

عدم بود و عدم بود و عدم بود

که حیدر با محمد (ص) هم قدم بود

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


روح الامین! به بام حرم رو، اذان بگو

بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو

اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو

لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو

کامشب شب ولادت صاحب حرم شده

بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده

 

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است

دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است

دست خدا به کعبه روی شانه علی است

امشب دل رسول خدا خانه علی است

باور کنید جان به تن کعبه آمده

باور کنید بت شکن کعبه آمده

 

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است

آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است

بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است

امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است

امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود

امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود

 

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن

مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن

عید ولایت است ولی را نگاه کن

یا فاطمه جمال علی را نگاه کن

آیینه از جمال جمیل خدا بگیر

با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر

 

مادر، تمام هستی پیغمبر است این

از انبیا به غیر محمد سر است این

بر خلق آسمان و زمین رهبر است این

دستش مبند بنت اسد، حیدر است این

ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای

شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

 

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای

بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای

بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای

خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای

نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است

آیینۀ تمام نمای خدا، علی است

 

نقش همیشه زنده لوح و قلم علی است

در بین اولیا به دو عالم علم علی

تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است

سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است

قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود

جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود

 

روز نخست ارض و سما گفت یا علی

روح الامین به وقت دعا گفت یا علی

آدم به موج درد و بلا گفت یا علی

در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی

در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است

بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است

 

ای شهریار کشور جان یا علی مدد

ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد

ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد

ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد

ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس

روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

 

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست

شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست

مُهر حلال زادگی من ولای توست

هر سو که رو نهم حرم با صفای توست

از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم

دینی به جز ولای تو مولا نداشتم

 

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود

دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود

نام تو با کلام خدا برده می‌شود

یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود

تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها

بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

 

بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست

تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست

تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست

ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست

این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است

حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


حالا بگو به گوش زبانها که قاصرند

در این بیان که وصف تو افتاده شاعرند

 

یک بار اشتباه زچشم تو سر نزد

تا حق دهم به جانب آنها که منکرند

 

آنها که در نبرد گریزان شوند و باز

وقتی که نان گرم تو پخته ست حاضرند

 

تو اوّلی ّ و اوّل بسم اللّهی «علی»

سبقت گرفته گان همه نزد ِ تو آخِرند

 

همسایه ی قنوت تو عرش است و شانه هات

با دست بیقرار یتیمان مجاورند

 

آری اگر قیاس مسلمان شدن علی ست

بی شک تمام مردم این شهر کافرند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


ای شیر خدا امیر حیدر فتحی

وی قلعه‌گشای در خیبر فتحی

درهای امید بر رخم بسته شده

ای صاحب ذوالفقار و قنبر فتحی

***

ای حیدر شهسوار٬ وقت مدد است

ای زبده‌ی هشت و چار٬ وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار٬ وقت مدد است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح


به ظالم خم نخواهد گشت قطعا قد وبالایش

کسی که روز و شب با یاعلی برخیزد ازجایش

 

اگر که ذوالفقارش سربرون آرد به قهر خود

منافق را به آنی می کند از جمع منهایش

 

من و امثال من دراین حرم آیا چه می خواهیم

اگر جبریل می سوزد دراین درگاه پرهایش

 

اگر درکربلا نام علی را می بری قطعا؛

برات کربلایت در نجف خورده ست امضایش

 

کسی که دست رد برسینه ی عالم نزد هرگز

یقینا فرق خواهدکرد معنای بفرمایش

 

کجایی عدل پی در پی که در مُلکت یهودی،نه؛

مسلمانی درآمد بارها خلخال از پایش

 

اگر آقایی ام داده درعالم علتش این است

کسی را غیر مولایم نخواندم هرگز آقایش

 

اگر نوکر بسوزد هم درآتش مطمئن هستم

نخواهد سوخت دستش لااقل در بین اعضایش

 

چه شب هایی که این تن شد کبود ازداغ فرزندت

خودت در روز محشر یاعلی نگذار تنهایش




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 06:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic