حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام علی(ع)-مدح


ای که خورشید فلک تابه ابد بندۀ توست

آسمان باهمۀ قدر سرافکندۀ توست

درسپهر عظمت مهر فروزنده توئی

نورباران فلک از پرتو تابندۀ توست

نه همین خانۀ خود را به تو بخشید خدای

اختیار دوسرا در کف بخشنده توست

ابر رحمت به سرخلق اگر سایه فکند

بارش فیض حق از مقدم فرخندۀ توست

ای ز گل پاکتر ای عطر دل انگیز بهار

سبز و خرّم چمن از لطف شکر خندۀ توست

فیض بخشا ،نه در امروز که فردای جزا

دیدۀ عالمیان بر کف بخشندۀ توست

رهنوردان ولا را چه غم از رنج سفر

تا دلیل رهشان مهر درخشندۀ توست

پیروان تو اگر بوذر و سلمان بودند

وای برحال «وفائی» که سرافکندۀ توست



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1394/02/11

امام علی(ع)-مدح و ولادت


سلام ای جوابِ سلامِ خدا

ظهورت طلوعِ تمام خدا

تویی آفتابِ بلند زمین

تویی سایه ی مُستدام خدا

تویی که به تعظیم تو ابر کرد

تویی صاحب احترام خدا

تو نهجُ البلاغه تو قرآن تو وحی

کلامی بگو هم کلامِ خدا

صدایت صدایش به معراج بود

حدیثت حدیث مدام خدا

برای توکعبه جگر چاک زد

بیا مرد بیت الحرام خدا

مرا کعبه ی سینه چاکم کنید

فقط پای حیدر هلاکم کنید

علی ابتدا و علی انتهاست

علی مصطفی و علی مرتضی ست

علی اول است و علی آخر است

علی در ظهور ولی در خفاست

علی در معارج علی در بُراق

علی اِنَما و علی وَالضُحی ست

علی با حق است علی بر حق است

علی کعبه است و علی در حَراست

علی نیست آن و علی نیست این

علی نه جدا و علی نه خداست

علی را بگو هرچه گویی کم است

که زهرا علی و علی فاطمه ست

اگر تیغ تو سایه گستر شود

همان ابتدا کارِ یکسر شود

غلط گفتم آقا ندارد نیاز

که تیغ شما خرج لشگر شود

نیازی ندارد که میدان چو خاک

به یک ضربه یِ مالک اشتر شود

محال است جمعِ تمامِ سپاه

که با قنبر تو برابر شود

زمانِ شروعِ رجز خوانی ات

زمین کَر شود آسمان کَر شود

خدا دوست دارد تماشا کند

کمی ذوالفقارِ علی تر شود

ببندد اگر دستمال نبرد

نباشد کسی را خیال نبرد

به کعبه بکو راز تنزیل را

بگو بشکند قلب قندیل را

تو و مادر و مصطفی و خدا

ببین دور خود جمع فامیل را

کمی گَرد نعلینِ خود را بریز

تَفَقُد نما بالِ جبریل را

برای یتیمان کمی کار کُن

بِکَن چاهِ آب و بزن بیل را

بکش طعنه های زن پیر را

ببر روزها بار زنبیل را

تویی صاحب پینه های قدیم

تویی مرکب کودکان یتیم

نگهدار ما را برای خودت

فقط بین مهمان سرای خودت

مرا آینه کُن به دردی خورم

در آغوش ایوان طلای خودت

برای پدر مادرم کافی است

نخی،ریشه ای از عبای خودت

اگر پا گذارم به جاپایِ تو

مرا می بری تا خدای خودت

مرا می برد گوشه ای از بقیع

فقط ردِ پا ردِ پای خودت

سرت مانده بر شانه ی نخل ها

بگو با من از ماجرای خودت

چرا استخوان در گلو مانده ای

که با روضه هایی مگو مانده ای



موضوع : ولادت امام علی(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح و ولادت


مثل تیری که خودش رو به هدف می آید

ناخودآگاه دلم سمت نجف می آید

سمت شهری که پر از توست علی هر وجبش

چند قرن است که بوی تو گرفته رطبش

چند قرن است جهان پنجرۀ کوچک توست

خضر با آن همه فرزانگی اش کودک توست

هرکجا بود نبی یک تنه یارش بودی

با نود زخم چه مردانه کنارش بودی

رد شمشیر تو از روی سپر ها می ریخت

سر در آورد ز هر معرکه سر ها میریخت

با ید حق دهن کافر و ملحد بستی

مثل آن میله که بر گردن خالد بستی

چقدر عرش خدا با تو تعامل دارد

چون که دست تو علی رو به خدا پل دارد

رو به ایوان تو چشمان ملک پشت صف است

صد و ده پنجره در عرش به سمت نجف است

بی خود از خود شدم و رو به شما آوردم

نقطۀ با شدی و دور شما میگردم

فال حافظ زدم و خواجه در این دام افتاد

عکس ایوان تو در آینه ی جام افتاد

تو رسیدی و زمان پشت سرت جا مانده

دهن کعبه از این شوکت تو وا مانده

عالم عرش برای تو علی فرش شده

رد پای تو ولی در همه دنیا مانده

تو تعلق به جهان دگری داشته ای

ماندم از اینکه چرا پس حرمت جا مانده

از شما چیز زیادی که نگفتیم هنوز

گفتنی های تو در سینه زهرا مانده

ذوالفقارتو زمین را به زمان می دوزد

پس چرا فاطمه در معرکه تنها مانده

بگذارید به مولود رجب برگردیم

بگذریم و دو سه کوچه به عقب برگردیم

بر جهاز شتران رفت به منبر آن روز

دست در "دست خدا " بود پیمبر آن روز

روزی مور ز دستان ولی می آید

چقدر خاتم شاهی به علی می آید

سند مستند شیعه غدیر است غدیر

و فقط حیدر کرار امیر است امیر

نگذریم از سخن عشق ندیدم خوشتر

کاش در صحن و سرای تو بمیرم حیدر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1394/02/11

امام علی(ع)-مدح  


من که دائم پای خود دل را به دریا می زنم

پیش تو پایش بیفتد قید خود را می زنم

در وجودم کعبه ای دارم که زایشگاه توست

از شکاف کعبه گاهی پرده بالا می زنم

این غبار روی لبهام از فراق بوسه نیست

در خیالم بوسه بر پای تو مولا می زنم

از در مسجد به جرم کفر هم بیرون شوم

در رکوعت می رسم خود را گدا جا می زنم

اینکه روزی با تو می سنجند اعمال مرا

سخت می ترساندم , لبخند اما می زنم

من زنی را میشناسم در قیامت... بگذریم

حرف هایی هست که روز مبادا می زنم



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1394/02/11

امام علی(ع)-مدح


نزد بیت المال، سهم شاه با مردم یكی ست

در ترازوی كریمان، اول و دوم یكی ست

دل، حریم نور وقتی شد... به نانی قانع است

صحبت از رویش اگر باشد، جو و گندم یكی ست

حین لبخندت أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةًرا...ولی...

خشم تو در جنگ، با ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ یكی ست

دیدم آن بالا یدالهی كه فوق دست هاست

با دوتا دست فشرده در غدیر خم یكی ست

بی تولای تو مستی سر به رسوایی زند

بی تو اصلا مست قرآن و خراب خم یكی ست

....

إنما الأعمال بالنیات، ورنه درعمل...

نامه های كوفه هم با ندبه های قم یكی ست...!!!



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح


نسیم رحمت و رحمان علی علی علی است

شمیم برکت و غفران علی علی علی است

صحیفه را بگشا ، مومنون تلاوت کن

امیر کشور ایمان علی علی علی است

به روز فتنه و مکر و فریب و حیله چه غم

امید قلب پریشان علی علی علی است

گر اسم اعظم حق طالبی تو بسم الله

که اسم اعظم یزدان علی علی علی است

صحاح اهل تسنن پر است از این نکته

نخست فرد مسلمان علی علی علی است

امام عشق و وفایی که دل بر او بسته

ملک ، فرشته و انسان علی علی علی است

هر آیه ای ز علی یک نشانه ای دارد

که اصل و ریشه ی قرآن علی علی علی است

در آن خرابه سر پیرمرد اعما را

کسی که داشت به دامان علی علی علی است

کسی که شیعه به ذکر " فمن یمت یرنی "

به یاد او بدهد جان علی علی علی است

چرا پرستوی دلها سوی نجف نپرد ؟

که آشیانه ی عرفان علی علی علی است

برای آمدنش از علی مدد خواهد

که ذکر یوسف دوران  علی علی علی است



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1394/02/11

امام علی(ع)-مدح


نقش زیبای تو از اوج هنر می آید

آن همه معجزه از دست تو بر می آید

پیش پای تو زمین کم به نظر می آید

دو...سه باریست ز معشوق خبر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قَدَر می آید

شعر چشمان تو از هر چه غزل می ریزد

از پی ات "حی علی خیر عمل" می ریزد

چند صد بار زمین حداقل می ریزد

وقتی از گوشه ی لبهات عسل می ریزد

پشت بند عسلت طعم شکر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

لب خود باز بفرما که هوا می خواهم

دائم العشقم و هر روز تو را می خواهم

هرچه در راه شما هست بلا، می خواهم

شاعری مستحقم...از تو عبـا می خواهم

این چه سرّی است که شعر تو سحر می آید؟!

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

باز در معرکه غوغا شده، ماشاء الله

بند از قلب همه وا شده، ماشاء الله

پشت دشمن چه قَدَر تا شده، ماشاء الله

علی از دور هویدا شده ، ماشاء الله

"ها علی بشر کیف بشر" می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

اسداللهی و شمشیر نمی خواهی که

سپر و جوشن و زنجیر نمی خواهی که

نعره ات می کشد و تیر نمی خواهی که

فاتحی ! این همه تکبیر نمی خواهی که

وقت هوهوی تو شمشیر دو سر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

به رسولان تواریخ ولایت داری

مستقیما ز خدا بر همه حجت داری

تو پیمبر نشده این همه امت داری...!

جمله ای حرف بزن بسکه حلاوت داری

رو مگردان به خدا خم به کمر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

سیزده روز شده حس تکلم دارم

گشته ای ساقی و من میل تبسم دارم

چارده قرن سری گرم از آن خُــم دارم

پدر خاک شدی! شوق تیمم دارم

"مژده ای دل که مسیحا..." ز سفر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح


خرد را یافتم گفتم علی کیست

بگفت آنکس که وصفش حد کس نیست

علی حسینست در آئینه غیب

که وصفش از زبان ما بود عیب

علی ویران نشین عرش پیماست

از این پایین تر از آن نیز بالاست

گه از اوج فلک بر خاک بیینش

گهی از خاک بر افلاک بینیش

نه لوح و نه سپهر و نه قلم بود

علی عبد خدا پیش از عدم بود

همه در هر زمان وصفش شنیدند

نمی دانم ورا کی آفریدند

علی روشنگر پیش از زمان هاست  

علی خورشید آنسوی مکان هاست

علی سری مگو در ذات معبود

علی عبدی که پیش از بود هم بود

علی چشم خدا دست خدا بود

خدا داند که کی بود و کجا بود

چه می گویم که میداند علی کیست ؟

علی اعجوبه ای در ملک هستی است

علی با آن که از هر اوج بالاست

بهر کس بنگری گوید وی از ماست

علی با حق و حق با او چو پرگار

یدور الحق علیه حیثما دار

علی ماهی که در هر دل درخشید

بیک شب در چهل منزل درخشید

علی هم حق بود هم محور حق

گواهی می دهد پیغمبر حق

علی آه دل بشکسته دل هاست

علی فریاد از عصیان خجل هاست

علی شمعی که عمری بی صدا سوخت

چراغ عدل را در عالم افروخت

که غیر از او بقاتل شیر بخشید ؟

که جز او خصم را شمشیر بخشید ؟

شب معراج نشنیدی که احمد

در آن خلوت سرای حی سرمد

بهر جانب که چشم خویش بگشود

علی بود و علی بود و علی بود

گهی بالا نشین بزم دادار

گهی ویرانه را شمع شب تار

چنان با مستمندی می شدی دوست

که میپنداشتند این مقتدا اوست

سراپا اشک بود و خنده می

نشاط کودکی را زنده می کرد

بیابان را چنان از اشک پوشید  

که هر نخلی ز چشمش آب نوشید

علی ای سر نامعلوم هستی

علی ای اولین مظلوم هستی

علی ای ناشناس آفرینش

علی ای انبیاء را از تو بینش

قلم لرزان زبان قاصر سخن پست

تهی دستم تهی دستم تهی دستم

چه گویم تا نریزد آبرویم

تو خود گو کیستی تا من بگویم

تو ابر فیض و ما دشت کویریم

تو فریاد رهائی ما اسیریم

تو شاه هر دو عالم ما گدائیم

تو دست حق و ما بی دست و پائیم

شجاعت تکیه بر تیغ تو داده

جوانمردی به پایت ایستاده

ادب تعظیم برده بوذرت را

شرف بوسیده دست قنبرت را

بزرگی بنده کوچکتر تواست

بلندی خاک مقداد در تو است

بلاغت را سخن های تو

فصاحت تکیه بر تیغ تو  داده

ولایت آب از جوی تو خورده

محبت میوه از باغ تو برده

عبادت بوسه زن بر بوریایت

شهادت خاک محراب دعایت

تو حقی و حقیقت را زعیمی

طریقت را صراط المستقیمی

تو از صبح ازل با حق نشستی

تو تا شام ابد هستی و هستی

تو ممدوح خدا در هل اتائی

تو مصداق نزول انمائی

تو در از قلعه خیبر گرفتی

تو جا بر دوش پیغمبر گرفتی

الا رنج دو عالم را خریده

الا فریادهایت ناشنیده

الا ای از رعیت دیده آزار

سخن با چاه گفته در شب تار

غمت را از شرار آه پرسم

روم در کوفه و از چاه پرسم

الا چاهی که رازت در درون خفت

بگو شبها علی با تو چه میگفت

چرا راز علی در دل نهفتی

چرا خاموش ماندی و نگفتی

کدامین گنج در گنجینه داری

برون ریز آنچه را در سینه داری

بگو تا باز دانش جان بگیرد

بگو تا تیرگی پایان بگیرد

بگو تا نور از عالم برآید

شرار از (سینه) میثم برآید



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین علی (ع)-مظلومیت


این مرد که در جنگ کفن پوش ترین است

دیریست که مظلوم ترین مرد زمین است

دیروز درِ قلعه ی خیبر به کفَــش بود

امروز ز بخت بد ما خانه نشین است

از دادِ نگاهش به سوی ابر شنیدم

بارانی آینده ی یک قطعه زمین است

با هیچ کسی باز نکرده سرِ صحبت

بر قاطبه ی مردم این شهر ظنین است

معصومیت عطر شبانگاهی گـُل بود

این مرد که با سجده همآغوش ترین است



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1394/01/2

امام علی(ع)-مدح


در آن دلی که حبّ تو باشد گناه نیست

اعمال شیعیان تو آقا تباه نیست

ایل و تبار ما همگی بنده ی تواند

هرکس که بنده ی تو نشد سر به راه نیست

هرشب به ذکر و یاد شما مست می شوم

من آن سگم که جز تو مرا پادشاه نیست

هرکس به مقتدا و امامی پناه بُرد

ما را به جز امیر نجف سرپناه نیست

گویم به هر کسی که سراغ بهشت رفت

اینجا بهشتِ ما به جز آن بارِگاه نیست

یکسال می شود حرمت را ندیده ام

حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست

هرکس جوانیش شده وقف حسین تو

فردا به نزد فاطمه ات روسیاه نیست



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/12/17

امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)-مصائب


یک عمر قانعند به کم های مشترک

دارند این دو آینه غم های مشترک

این چادر نمازش و انگشتر آن یکی

اینگونه داشتند کرم های مشترک

پهلو و دست بسته، به این دو بزرگوار

یک عمر کرده اند ستم های مشترک

با یا حسن به خانه و در کوچه های شهر

خوردند با حسین قسم های مشترک

تا پشت در رسیده، پس از آن به چاه رفت

برداشتند هرچه قدم های مشترک

حُبِّ علی و فاطمه با ماست، ساختند

این دو به قدر شیعه حرم های مشترک



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
سه شنبه 1393/12/12

امیرالمومنین(ع)حضرت زهرا(س)-مدح


بهشت جلوه ای از سایه سار این دو نفر

جهنم است نبودن کنار این دو نفر

نماز شفع پیمبر علی و فاطمه اند

نماز شب شده شب زنده دار این دو نفر

طلا غبار قدمهای فضه خادمشان

گرفته فضه عیار از عیار این دو نفر

گره نخورده به دست طناب قصه شان

نبود دست کسی اختیار این دو نفر

وقار کوه احد هم شکست در کوچه

کشیده شد به زمین تا وقار این دو نفر

میان غربت غمبار خانه خورشید

نبود میخ در خانه یار این دو نفر

علاوه بر در خانه زدند زهرا را

نشد رعایت تقسیم کار این دو نفر

به غیر آتش سوزان تب ، به غیر از درد

نبود هیچ کسی غمگسار این دو نفر

بجای میخ در خانه که ندارد شرم

خمیده ام، شده ام سوگوار این دو نفر

***

از سایت بی پلاک



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1393/10/17

پیامبر اکرم(ص)-مدح


آسمان گم گشته سنگی در بیابان شما

دست مهر و مه گره خورده به دامان شما

سفره داران ملاحت با همه شور افکنی

شورها دارند بر سر از نمکدان شما

روح می جوشد زخاک و مرده می آید به رقص

بس که می ریزد مسیح از لعل خندان شما

نی عجب جوشد اگر از دیده ی خورشید آب

گر فتد عکسی در آن از دُرّ دندان شما

گردن فردوس خم در پیش بذل دستتان

خازن جنّت یکی از مستمندان شما

هستی عالم بود شمتی زخاک راهتان

ای تمام عالم هستی به قربان شما

می توان با گوشه ی چشمی مسلمانم کنید

ای سلیمان با همه حشمت مسلمان شما

موسی عمران قدح نوش شراب نیلتان

عیسی مریم شده محتاج درمان شما

پیشتر از بودن خود با همه زیباییش

بوده جنّت عاشق دیدار سلمان شما

از نزول آیه ی برداً سلاماً پیشتر

بوده صحرای وسیع دل گلستان شما

دین به جز مهر شما آل محمّد نیست، نیست

غیر از این کفر است گویم هر چه درشان شما

کیست «میثم» تا که در اوصافتان خواند غزل

ای دو صد جبریل طوطیّ غزلخوان شما



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

پیامبر اعظم(ص)-مدح صلوات


داود سرود سرمدی می خواند

محمود نوای احمدی می خواند

طبع شعرای آسمان گل کرده

عیسی غزل محمدی می خواند



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

تولی و تبری


نیکوست همیشه غرق عزت باشیم

آئینۀ پُر نور بصیرت باشیم

ایام تولا و تبرا با هم

باید که منادیان وحدت باشیم



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1393/10/12

امام علی(ع)-تولی و تبری


امام علی (ع) می فرمایند:

لَیْسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ [النَّاسِ‏] عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (ص) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی أَبْتَغِی بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ كَرَمَ الْمَآبِ.

آگـاه باش، احـدى بـه وحـدت و الفـت امّـت محـمّد (ص) از مـن حـریص‏تر نیست، من در این كار پاداش نیكو و عاقبت شایسته‏ اى را خواهانم.

نهج البلاغه، خطبه78


در حق طلبی همیشه با عزت باش

همواره برای دین خود زینت باش

مانند امام صبر! مانند علی!

ای دوست بیا منادی وحدت باش

***

خورشید سعادت و یقین است علی

خیبر شکن و ناجی دین است علی

هرگز نشود نور حقیقت خاموش

محبوب «تمام مسلمین» است علی

***

در دین خدا راه ندارد تزویر

اسلام ببین چگونه شد عالمگیر

ای تشنه ی راه حق! کجا می‌گردی؟

سرچشمه ی وحدت است همواره غدیر

***

هر کس که تولا و تبرا دارد

در واقعه‌ها نگاه بینا دارد

وقتی که نتیجه اش شود «شیعه کشی»

«لعن علنی» دگر چه معنا دارد؟

***

دیدید چگونه دشمن تکفیری

از کشتن مسلمین ندارد سیری

در وقت مبارزه دگر بی ‌معناست

در خطِّ خودی منازعه، درگیری!

***

در مصر ببین دوباره ناکامی را

سرکوب‌گری و بی‌سرانجامی‌ را

با حربه ی اختلاف دشمن می‌خواست

خاموشیِ بیداری اسلامی را

***

خواهی دلت از غم نشود مالامال؟

خواهی نشود حقیقت آیا پامال؟

در وقت بیان حق، سخن باید گفت

با لهجه ی عقلانیت و استدلال!



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امیرالمومنین(ع)-مدح


ما را نوشته اند به پای تو از ازل

خلقت تمام، بوده برای تو از ازل

ابلیس بوده و ز جنان رانده می شود

هر کس نکرد سجده برای تو از ازل

آدم بهانه بود تو مقصود سجده ای

حق بوده در مدار ولای تو از ازل

مشکل گشای آدم و جبریل و نور، تو

عین اجابت است دعای تو از ازل

پیوند خورده است به هم این دو حادثه

معراج مصطفی و صدای تو از ازل

تنها خلیفه ای که به بت سجده ای نکرد

تو بنده ای و اوست خدای تو از ازل

هر کس که زیر سایه تو بود، بنده شد

کهف هدایت است عبای تو از ازل

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امام علی(ع)-مدح


شدخلق دنیا با صد و ده بار حیدر

بالاتراز بالا صد و ده بار حیدر

طوفان قلبم را نجف آرام کرده

آرامش دریا صد و ده بار حیدر

هر جا که در میدان گره برکار می خورد

ذکر لب طاها صد و ده بار حیدر

باشدگواهم تربت خونین حمزه

تسبیحة الزهرا صد و ده بار حیدر

ای مردم غزه قسم بر نام زهرا

فتاح مشگل ها صد و ده بار حیدر

در کربلا دعوا سر نام علی بود

تکبیر عاشورا صدو ده بار حیدر

وقت اذان شیرین ترین ذکر لبانِ

-شهزادۀ لیلا صدو ده بار حیدر

بر روی سربند ابوفاضل نوشته

حق یار سقا باصدو ده بار حیدر

او کیست بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیرالمومنین حق است حیدر 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


هر صبح که با نام تو آغاز شود

در سینه نزول رحمت احراز شود

ای دل تو گواهی که به یک بسم الله

صد ره به ولایت علی باز شود

***

هرکس به دل از علی محبت دارد

توحید و نبوًت و امامت دارد

بر دست محمد است مولا ، یعنی

بر جمله ی انبیا ولایت دارد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امیرالمومنین(ع)-مدح


هر كجا مجلس مدح تو به پا مى گردد

اشک شوق از قفس دیده رها مى گردد

با شما مى شکفد غنچه اگر مى شکفد

یا که برگى اگر از شاخه جدا مى گردد

روى خورشید اگر از تو درخشان نشده ست

پس زمین دور سر شمس چرا مى گردد؟

"بأبى أنت و أمّى" که سعادتمند است

هرکه در مسلک عشق تو فدا مى گردد

کعبه از عشق تو بى پرده گریبان چاک است

بى سبب نیست اگر قبله ى ما مى گردد

دور باطل زده، سرگرم تسلسل شده است

هرکه بى مهر تو دنبال خدا مى گردد

درد ما درد خمارى ست، که با یک بوسه

روى انگور ضریح تو دوا مى گردد

::

عاقبت مى رسد آن مرد و چون ایوان نجف

گنبد همسرتان نیز طلا مى گردد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امیرالمومنین(ع)-مدح


دوست دارم مثل گــــــــل ، همسایه ی لبخند تـان باشم

مثل آب و آینـــــــــه ، آقــــــــا ! ارادتمندتــــــــان باشم

دوست دارم بگذرم از کوچـــــــه باغ خنده ی نـــــورت

مثل روح شاپــــــــرک ، همصحبت گلخند تــــــان باشم

دوست دارم در شبی روشن بگویم :« دوستت دارم »

تــــــــا قیامت عاشق و دیوانــــــــــــه و پابندتـان باشم

دوست دارم حُـرّ صفت ، من هم بگویم عشق را لبیک

ظهــــر عاشورا کنار ُغـــــــربت فرزندتـــــان بـــــــاشم

نیستــــم قابـــــل اگــــــــــر باشـــــــم شهید اول عشقت

کـــــــــاش مـــــی شد از شهیدان هزار و چندتان باشم

سهم من تا کـــــی جدایی ؟ یک تبسُم وصل می خواهم

باید آقــــــا تـا به کــــــــی در حسرت پیوندتان باشم ؟!



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/07/20

امیرالمومنین(ع)-مدح و غدیر


زمین دچارت شد ، آسمان دچارت شد

گرفت دست تو را و جهان دچارت شد

گرفت دست تو را آفتاب و در چشمش

گدازه های دو آتشفشان دچارت شد

کویر بود ولی عاشقانه از دل خاک

هزار چشمه ی جوی روان دچارت شد

زمینیان به تماشایت ایستادند و

دل تمامی افلاکیان دچارت شد

چقدر اشهد انّ علی ولی الله

چقدر حنجره وقت اذان دچارت شد

فقط نه اینکه عزیز پیمبری مولا

فقط نه اینکه دل کاروان دچارت شد

فرشته های خدا هم تو را که می دیدند

یکی یکی دلشان بی گمان دچارت شد

تو عاشقانه ترین اتفاق تاریخی

جنون مان ، دل مان ، دین مان دچارت شد

«ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد»

به چشم هم زدنی کهکشان دچارت شد

و فکر کن که چه تنهاست شاعری کوچک

که تازه آخر این داستان دچارت شد

***

چه روزها که از آن روز بی نظیر گذشت

نشد که «قدر» بدانم ...نشد...«غدیر» گذشت...



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

غربت امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


داشت طرحی از شب و اندوه و باران می کشید

شهر بی روحی میان طرح بی جان می کشید

در میان شهر یک کوچه دچار پیچ وتاب

در میان کوچه مردی را پریشان می کشید

رد خونی تازه را پهلوی رد پای مرد

عشق را در چشم او با رنگ هجران می کشید

اختیار قصه از دستان او خارج شد و

رفته رفته کار باران هم به طوفان می کشید

زیر سقف کارگاهش ناگهان باران گرفت

بوم نقاشی شکست و نقش هایش جان گرفت

اشک گرم مرد روی صورت سردش چکید

چشم وا کرد و خودش را در میان کوچه دید

دور می شد مرد قصه رد پایش روی خاک

طرحی از یک کوچه و یک مرد و باران می کشید

ناگهان پرده عوض شد...کوچه نخلستان شد و

لحظه ی آرامش ماقبل یک طوفان رسید...

ماه سر بر سجده برد و آسمان بی روح شد

داشت خورشید این شب جانکاه را سر می برید

دشت بود و نخل بود و بغض بود و آه بود

مرد بود و درد بود و راه بود و چاه بود

خیره شد در چشم مرد قصه و فهمید که

می شود در چشم او آن روزها را دید که

دست او را دست حق بالا گرفت و با غرور

از تمام مردم آن سرزمین پرسید که:

((کیست تا بیعت کند؟))یک عده با شوق آمدند

عده ای هم آمدند اما به این امید که...

مرد قصه سر تکان داد و قدم زد...بغض کرد

آسمان از غربتش آنقدر خون بارید که،

خون بند اول آمد دشت را تسخیر کرد

آسمان شق القمر را تا سحر تفسیر کرد

آستین مرگ را با شوق بالا می زند

با خودش...با چاه...حرف از رسم دنیا می زند

مثل اینکه سالها از حق خود جا مانده است

هر که می آید خودش را جای او جا می زند...

سیل اشک مرد را تا دید جاری سوی چاه...

راوی قصه دوباره دل به دریا می زند

فرصت خوبیست...می خواهد بپرسد:من...ولی

پرده می افتد...زمین قید زمان را می زند

چشم وا کرد و خودش را پشت میزش دید و بعد

طرح رد پای مرد قصه را بوسید و بعد...



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
شنبه 1393/04/28

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


به نام حضرت حق ، السلام یا دریا !

بر آن سرم که بنوشم تو را ، ولی ، اما ...

چگونه از تو بنوشم ، منی که مردابم ؟

چگونه از تو بنوشم ؟ مگر شما مولا ...

دوباره آمده ام تا تو را بگویم سبز

و بشکفم ز نسیم ات ، بهار روح افزا

مرا به فطرت آیینه ها سفارش کن

که تا به مدحت نورت ، دلم شود گویا

تو را ز حضرت قرآن همیشه می پرسم

ز آیه های بشارت ، ز سورۀ  « اعلی »

تو را ز صبح و اذان ، سجده ، منبر و محراب

تو را ز بوی خوش « یاکریم » و « یاهو » ها

تو را ز مکه ، مدینه ، ز کربلا ، کوفه

تو را ز فصل زلال غدیر و عاشورا

تو را ز صبر مجسم ، ز حضرت زینب

تو را ز سورۀ مظلوم : حضرت زهرا

تو را ز نان و نمک ، وصله های وارسته

تو را ز سادگی و بی تکلفی ، مولا !

دوباره تنگ غروب است و در شب کوفه

کنار خلوت روحت ، نشسته ای تنها

تو کیستی که جهان در نگاه تو هیچ است ؟!

تو کیستی که جهان در نگاه تو ... آیا ؟

تو تا کجای خدا قد کشیده ای ، ای خوب !

که دست واژه به فهمت نمی رسد ، آقا ؟!

تو را به روی زمین خاکیان نمی فهمند

تو را به عرش خدا ، آسمانیان حتا !

تو در زمان و مکان و بیان نمی گنجی

به رنگ لهجۀ دنیا ، نمی شوی معنا

تو را قسم به خدا ، هیچ کس نمی داند

عجیب ، تشنۀ یک پاسخم تو را دریا !

تو حرف اول عشقی و آخر خوبی

چگونه از تو بگویم ، امام خوبی ها ؟!

زبان لال دلم را به عشق گویا کن

نگفته ام غزلی در خور تو ای مولا !



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


نام حیدر شعرهایم را پر از غم می کند

عاقبت پشت غزل های مرا خم می کند

در شب قدر از علی گفتن میان گریه ها

اندکی بار گناهان مرا کم می کند

نام زیبای امیرالمومنین در ذهن ها

واژه ی عدل و عدالت را مجسم می کند

از علی جز مهربانی نیست کاری ساخته

فکر آب و نان برای ابن ملجم می کند

بس که مظلوم است شهر کوفه را با رفتنش

مبتلا به حس و حالی سرد و مبهم می کند...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

کعبه برای آمدنش بود نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

خیلی گره زدند به اسلام باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

***

از سایت روضه



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


سفره ی احسانتان تا اینکه برپا می شود

لفظ شیعه با کرامات تو معنا می شود

در بساط واژه های ذهن خود دنبال عشق

هرچه می گردم فقط نام تو پیدا می شود

لطف تو با روزهای عمر من همراه شد

از دعای خیر تو امروز، فردا می شود

نام مولایم همیشه ذکر لبهای من است

تا که گویم یا علی این دل چه شیدا می شود

از فضیلت های حیدر هر چه بنویسم کم است

گوشه چشمی گر نماید قطره دریا می شود

از صحابه بهترین باشد برای مصطفی

چون فقط مولای ما هم شأن زهرا می شود

جز امیرالمومنین هرگز در این عالم نبود

پادشاهی که طعامش نان و خرما می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


دیوانه ی تو هــر که شد عاقل نمی شود

یک لحظه هم ز عشق تو غافل نمی شود

مـــولا جـواز نوکریم چــون به دســت تو

امضاء و مهر خورده که باطل نمی شود

باشــد رضـای حــضــرت حـقّ آرزوی دل

امــا بــدون حـبّ تو حـــاصل نمی شود

الطاف بی نـهایت و احسان بی حدّت

کی گفته است روزی قاتل نمی شود؟

حتی هوای دشمن خود را تو داشتی

چیزی میان عدل و تو حائل نمی شود

حالا که این غزل شده مشغول مدح تو

پس ناتـمام مـانده و کامـل نمی شود...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-مدح


باعشق هرآن دلی که خویشاوند است

از شـور محبت و وفا خرسند است

هرکس که به سینه اش تولای علی است    

سوگند به زهرا که سعادتمنداست

***

ماهی که ز خورشید ضیایی دارد

خورشید که آئینه سرایی دارد

با زمزم و کعیه یکصدا می گویند

ایوان نجف عجب صفایی دارد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمؤمنین(ع)- مدح


غیر از این در، خواهش احسان نمی‌آید به کار
التماس از دست این‌ و آن نمی‌آید به کار

اهل تعارف نیستم جان قابل تعارف نبود
محضر معشوق حتی جان نمی‌آید به کار

یا که کشکول گدایی یا وبال گردن است
گر نباشد دست بر دامان نمی‌آید به کار

بی‌ سر و سامان شدن سیر و سلوک عاشق است
طالب دل را  سر و سامان نمی‌آید به کار

خلوت یک کنج یوسف را عزیز مصر کرد
بی‌گناهان را چرا زندان نمی‌آید به کار

کار؛کار پنجه مشگل‌ گشای مرتضاست
این گره طوری ست که دندان نمی‌آید به کار

کوفه هم ویرانه بود اول؛ علی ‌آباد کرد
چه کسی گفته دل ویران نمی‌آید به کار

دوستانت خاک را این‌قدر ارزش داده‌اند
ورنه بی کنعانیان کنعان نمی‌آید به کار


لطف کن قلاده‌ام را گوشه صحنت ببند
در نجف غیر از سگ دربان نمی‌آید به کار
***

در میان بی‌قراری‌ها قرار آمد به دست
روزى راز و نیاز از حال زار آمد به دست

روز هجران می‌کشیم و شب تقاضا می‌شویم
از خروش عاشقان لیل و نهار آمد به دست

نیستم گرچه کلیم‌الله اما در نجف
فرصت گفتار با پروردگار آمد به دست

هرچه را بخشید می‌ریزم به‌پای فاطمه
خرج یارش می‌کنم هر چه ز یار آمد به دست

خار را با مهر تو چیدیم گل برداشت شد
گل بدون مهر تو چیدیم خار آمد به دست

گفت خالق بعدازاین تو خلق کن گفتی به چشم
چشم‌ باز و بسته کردی روزگار آمد به دست

ابرویت مثل کمان خم شد ولی شمشیر شد
بعدازآن لا سیف الا ذوالفقار آمد به دست

کعبه شد شأن نزولت پس تو رب الکعبه­ای
این‌چنین  شد که طواف هفت بار آمد به دست
***

گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را در خدا دیدم خدا را در علی

روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه‌ی دیگر علی

این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی

می‌نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی
می‌نویسم تا ابد اول علی آخر علی

ظاهرش این بود در معراج، الله و رسول
بود اما باطناً، الله، پیغمبر، علی

او خودش جای خودش نامش چنان مشکل‌گشاست
که شفاعت می‌کند فردای محشر هر علی

یا ابا آدم! ابا شبر! ابا زینب! علی!
همسر زهرا على، داماد پیغمبر علی

شهریار و شهسوار و بنده پروردگار
حضرت دُلدُل­سوار و خواجه قنبر علی

انبیا دست توسل بر عبایش داشتند
انبیا هرچند بالایند بالاتر علی
***

گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف

سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف

دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف

آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف

نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف

به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ­جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف

ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف

رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آب کربلا نان نجف

نیمه ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف

***

از سایت روضه 



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء