امام علی(ع)-مدح


نقش زیبای تو از اوج هنر می آید

آن همه معجزه از دست تو بر می آید

پیش پای تو زمین کم به نظر می آید

دو...سه باریست ز معشوق خبر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قَدَر می آید

شعر چشمان تو از هر چه غزل می ریزد

از پی ات "حی علی خیر عمل" می ریزد

چند صد بار زمین حداقل می ریزد

وقتی از گوشه ی لبهات عسل می ریزد

پشت بند عسلت طعم شکر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

لب خود باز بفرما که هوا می خواهم

دائم العشقم و هر روز تو را می خواهم

هرچه در راه شما هست بلا، می خواهم

شاعری مستحقم...از تو عبـا می خواهم

این چه سرّی است که شعر تو سحر می آید؟!

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

باز در معرکه غوغا شده، ماشاء الله

بند از قلب همه وا شده، ماشاء الله

پشت دشمن چه قَدَر تا شده، ماشاء الله

علی از دور هویدا شده ، ماشاء الله

"ها علی بشر کیف بشر" می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

اسداللهی و شمشیر نمی خواهی که

سپر و جوشن و زنجیر نمی خواهی که

نعره ات می کشد و تیر نمی خواهی که

فاتحی ! این همه تکبیر نمی خواهی که

وقت هوهوی تو شمشیر دو سر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

به رسولان تواریخ ولایت داری

مستقیما ز خدا بر همه حجت داری

تو پیمبر نشده این همه امت داری...!

جمله ای حرف بزن بسکه حلاوت داری

رو مگردان به خدا خم به کمر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

سیزده روز شده حس تکلم دارم

گشته ای ساقی و من میل تبسم دارم

چارده قرن سری گرم از آن خُــم دارم

پدر خاک شدی! شوق تیمم دارم

"مژده ای دل که مسیحا..." ز سفر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/02/11 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


خرد را یافتم گفتم علی کیست

بگفت آنکس که وصفش حد کس نیست

علی حسینست در آئینه غیب

که وصفش از زبان ما بود عیب

علی ویران نشین عرش پیماست

از این پایین تر از آن نیز بالاست

گه از اوج فلک بر خاک بیینش

گهی از خاک بر افلاک بینیش

نه لوح و نه سپهر و نه قلم بود

علی عبد خدا پیش از عدم بود

همه در هر زمان وصفش شنیدند

نمی دانم ورا کی آفریدند

علی روشنگر پیش از زمان هاست  

علی خورشید آنسوی مکان هاست

علی سری مگو در ذات معبود

علی عبدی که پیش از بود هم بود

علی چشم خدا دست خدا بود

خدا داند که کی بود و کجا بود

چه می گویم که میداند علی کیست ؟

علی اعجوبه ای در ملک هستی است

علی با آن که از هر اوج بالاست

بهر کس بنگری گوید وی از ماست

علی با حق و حق با او چو پرگار

یدور الحق علیه حیثما دار

علی ماهی که در هر دل درخشید

بیک شب در چهل منزل درخشید

علی هم حق بود هم محور حق

گواهی می دهد پیغمبر حق

علی آه دل بشکسته دل هاست

علی فریاد از عصیان خجل هاست

علی شمعی که عمری بی صدا سوخت

چراغ عدل را در عالم افروخت

که غیر از او بقاتل شیر بخشید ؟

که جز او خصم را شمشیر بخشید ؟

شب معراج نشنیدی که احمد

در آن خلوت سرای حی سرمد

بهر جانب که چشم خویش بگشود

علی بود و علی بود و علی بود

گهی بالا نشین بزم دادار

گهی ویرانه را شمع شب تار

چنان با مستمندی می شدی دوست

که میپنداشتند این مقتدا اوست

سراپا اشک بود و خنده می

نشاط کودکی را زنده می کرد

بیابان را چنان از اشک پوشید  

که هر نخلی ز چشمش آب نوشید

علی ای سر نامعلوم هستی

علی ای اولین مظلوم هستی

علی ای ناشناس آفرینش

علی ای انبیاء را از تو بینش

قلم لرزان زبان قاصر سخن پست

تهی دستم تهی دستم تهی دستم

چه گویم تا نریزد آبرویم

تو خود گو کیستی تا من بگویم

تو ابر فیض و ما دشت کویریم

تو فریاد رهائی ما اسیریم

تو شاه هر دو عالم ما گدائیم

تو دست حق و ما بی دست و پائیم

شجاعت تکیه بر تیغ تو داده

جوانمردی به پایت ایستاده

ادب تعظیم برده بوذرت را

شرف بوسیده دست قنبرت را

بزرگی بنده کوچکتر تواست

بلندی خاک مقداد در تو است

بلاغت را سخن های تو

فصاحت تکیه بر تیغ تو  داده

ولایت آب از جوی تو خورده

محبت میوه از باغ تو برده

عبادت بوسه زن بر بوریایت

شهادت خاک محراب دعایت

تو حقی و حقیقت را زعیمی

طریقت را صراط المستقیمی

تو از صبح ازل با حق نشستی

تو تا شام ابد هستی و هستی

تو ممدوح خدا در هل اتائی

تو مصداق نزول انمائی

تو در از قلعه خیبر گرفتی

تو جا بر دوش پیغمبر گرفتی

الا رنج دو عالم را خریده

الا فریادهایت ناشنیده

الا ای از رعیت دیده آزار

سخن با چاه گفته در شب تار

غمت را از شرار آه پرسم

روم در کوفه و از چاه پرسم

الا چاهی که رازت در درون خفت

بگو شبها علی با تو چه میگفت

چرا راز علی در دل نهفتی

چرا خاموش ماندی و نگفتی

کدامین گنج در گنجینه داری

برون ریز آنچه را در سینه داری

بگو تا باز دانش جان بگیرد

بگو تا تیرگی پایان بگیرد

بگو تا نور از عالم برآید

شرار از (سینه) میثم برآید




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/02/5 | 07:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین علی (ع)-مظلومیت


این مرد که در جنگ کفن پوش ترین است

دیریست که مظلوم ترین مرد زمین است

دیروز درِ قلعه ی خیبر به کفَــش بود

امروز ز بخت بد ما خانه نشین است

از دادِ نگاهش به سوی ابر شنیدم

بارانی آینده ی یک قطعه زمین است

با هیچ کسی باز نکرده سرِ صحبت

بر قاطبه ی مردم این شهر ظنین است

معصومیت عطر شبانگاهی گـُل بود

این مرد که با سجده همآغوش ترین است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/01/4 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در آن دلی که حبّ تو باشد گناه نیست

اعمال شیعیان تو آقا تباه نیست

ایل و تبار ما همگی بنده ی تواند

هرکس که بنده ی تو نشد سر به راه نیست

هرشب به ذکر و یاد شما مست می شوم

من آن سگم که جز تو مرا پادشاه نیست

هرکس به مقتدا و امامی پناه بُرد

ما را به جز امیر نجف سرپناه نیست

گویم به هر کسی که سراغ بهشت رفت

اینجا بهشتِ ما به جز آن بارِگاه نیست

یکسال می شود حرمت را ندیده ام

حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست

هرکس جوانیش شده وقف حسین تو

فردا به نزد فاطمه ات روسیاه نیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/01/2 | 01:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)-مصائب


یک عمر قانعند به کم های مشترک

دارند این دو آینه غم های مشترک

این چادر نمازش و انگشتر آن یکی

اینگونه داشتند کرم های مشترک

پهلو و دست بسته، به این دو بزرگوار

یک عمر کرده اند ستم های مشترک

با یا حسن به خانه و در کوچه های شهر

خوردند با حسین قسم های مشترک

تا پشت در رسیده، پس از آن به چاه رفت

برداشتند هرچه قدم های مشترک

حُبِّ علی و فاطمه با ماست، ساختند

این دو به قدر شیعه حرم های مشترک




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/17 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)حضرت زهرا(س)-مدح


بهشت جلوه ای از سایه سار این دو نفر

جهنم است نبودن کنار این دو نفر

نماز شفع پیمبر علی و فاطمه اند

نماز شب شده شب زنده دار این دو نفر

طلا غبار قدمهای فضه خادمشان

گرفته فضه عیار از عیار این دو نفر

گره نخورده به دست طناب قصه شان

نبود دست کسی اختیار این دو نفر

وقار کوه احد هم شکست در کوچه

کشیده شد به زمین تا وقار این دو نفر

میان غربت غمبار خانه خورشید

نبود میخ در خانه یار این دو نفر

علاوه بر در خانه زدند زهرا را

نشد رعایت تقسیم کار این دو نفر

به غیر آتش سوزان تب ، به غیر از درد

نبود هیچ کسی غمگسار این دو نفر

بجای میخ در خانه که ندارد شرم

خمیده ام، شده ام سوگوار این دو نفر

***

از سایت بی پلاک




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/12/12 | 09:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


آسمان گم گشته سنگی در بیابان شما

دست مهر و مه گره خورده به دامان شما

سفره داران ملاحت با همه شور افکنی

شورها دارند بر سر از نمکدان شما

روح می جوشد زخاک و مرده می آید به رقص

بس که می ریزد مسیح از لعل خندان شما

نی عجب جوشد اگر از دیده ی خورشید آب

گر فتد عکسی در آن از دُرّ دندان شما

گردن فردوس خم در پیش بذل دستتان

خازن جنّت یکی از مستمندان شما

هستی عالم بود شمتی زخاک راهتان

ای تمام عالم هستی به قربان شما

می توان با گوشه ی چشمی مسلمانم کنید

ای سلیمان با همه حشمت مسلمان شما

موسی عمران قدح نوش شراب نیلتان

عیسی مریم شده محتاج درمان شما

پیشتر از بودن خود با همه زیباییش

بوده جنّت عاشق دیدار سلمان شما

از نزول آیه ی برداً سلاماً پیشتر

بوده صحرای وسیع دل گلستان شما

دین به جز مهر شما آل محمّد نیست، نیست

غیر از این کفر است گویم هر چه درشان شما

کیست «میثم» تا که در اوصافتان خواند غزل

ای دو صد جبریل طوطیّ غزلخوان شما




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/10/17 | 11:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مدح صلوات


داود سرود سرمدی می خواند

محمود نوای احمدی می خواند

طبع شعرای آسمان گل کرده

عیسی غزل محمدی می خواند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/10/17 | 11:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تولی و تبری


نیکوست همیشه غرق عزت باشیم

آئینۀ پُر نور بصیرت باشیم

ایام تولا و تبرا با هم

باید که منادیان وحدت باشیم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/13 | 07:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-تولی و تبری


امام علی (ع) می فرمایند:

لَیْسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ [النَّاسِ‏] عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (ص) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی أَبْتَغِی بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ كَرَمَ الْمَآبِ.

آگـاه باش، احـدى بـه وحـدت و الفـت امّـت محـمّد (ص) از مـن حـریص‏تر نیست، من در این كار پاداش نیكو و عاقبت شایسته‏ اى را خواهانم.

نهج البلاغه، خطبه78


در حق طلبی همیشه با عزت باش

همواره برای دین خود زینت باش

مانند امام صبر! مانند علی!

ای دوست بیا منادی وحدت باش

***

خورشید سعادت و یقین است علی

خیبر شکن و ناجی دین است علی

هرگز نشود نور حقیقت خاموش

محبوب «تمام مسلمین» است علی

***

در دین خدا راه ندارد تزویر

اسلام ببین چگونه شد عالمگیر

ای تشنه ی راه حق! کجا می‌گردی؟

سرچشمه ی وحدت است همواره غدیر

***

هر کس که تولا و تبرا دارد

در واقعه‌ها نگاه بینا دارد

وقتی که نتیجه اش شود «شیعه کشی»

«لعن علنی» دگر چه معنا دارد؟

***

دیدید چگونه دشمن تکفیری

از کشتن مسلمین ندارد سیری

در وقت مبارزه دگر بی ‌معناست

در خطِّ خودی منازعه، درگیری!

***

در مصر ببین دوباره ناکامی را

سرکوب‌گری و بی‌سرانجامی‌ را

با حربه ی اختلاف دشمن می‌خواست

خاموشیِ بیداری اسلامی را

***

خواهی دلت از غم نشود مالامال؟

خواهی نشود حقیقت آیا پامال؟

در وقت بیان حق، سخن باید گفت

با لهجه ی عقلانیت و استدلال!




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/10/12 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


ما را نوشته اند به پای تو از ازل

خلقت تمام، بوده برای تو از ازل

ابلیس بوده و ز جنان رانده می شود

هر کس نکرد سجده برای تو از ازل

آدم بهانه بود تو مقصود سجده ای

حق بوده در مدار ولای تو از ازل

مشکل گشای آدم و جبریل و نور، تو

عین اجابت است دعای تو از ازل

پیوند خورده است به هم این دو حادثه

معراج مصطفی و صدای تو از ازل

تنها خلیفه ای که به بت سجده ای نکرد

تو بنده ای و اوست خدای تو از ازل

هر کس که زیر سایه تو بود، بنده شد

کهف هدایت است عبای تو از ازل

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 05:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


شدخلق دنیا با صد و ده بار حیدر

بالاتراز بالا صد و ده بار حیدر

طوفان قلبم را نجف آرام کرده

آرامش دریا صد و ده بار حیدر

هر جا که در میدان گره برکار می خورد

ذکر لب طاها صد و ده بار حیدر

باشدگواهم تربت خونین حمزه

تسبیحة الزهرا صد و ده بار حیدر

ای مردم غزه قسم بر نام زهرا

فتاح مشگل ها صد و ده بار حیدر

در کربلا دعوا سر نام علی بود

تکبیر عاشورا صدو ده بار حیدر

وقت اذان شیرین ترین ذکر لبانِ

-شهزادۀ لیلا صدو ده بار حیدر

بر روی سربند ابوفاضل نوشته

حق یار سقا باصدو ده بار حیدر

او کیست بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیرالمومنین حق است حیدر 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


هر صبح که با نام تو آغاز شود

در سینه نزول رحمت احراز شود

ای دل تو گواهی که به یک بسم الله

صد ره به ولایت علی باز شود

***

هرکس به دل از علی محبت دارد

توحید و نبوًت و امامت دارد

بر دست محمد است مولا ، یعنی

بر جمله ی انبیا ولایت دارد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: عید غدیر،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


هر كجا مجلس مدح تو به پا مى گردد

اشک شوق از قفس دیده رها مى گردد

با شما مى شکفد غنچه اگر مى شکفد

یا که برگى اگر از شاخه جدا مى گردد

روى خورشید اگر از تو درخشان نشده ست

پس زمین دور سر شمس چرا مى گردد؟

"بأبى أنت و أمّى" که سعادتمند است

هرکه در مسلک عشق تو فدا مى گردد

کعبه از عشق تو بى پرده گریبان چاک است

بى سبب نیست اگر قبله ى ما مى گردد

دور باطل زده، سرگرم تسلسل شده است

هرکه بى مهر تو دنبال خدا مى گردد

درد ما درد خمارى ست، که با یک بوسه

روى انگور ضریح تو دوا مى گردد

::

عاقبت مى رسد آن مرد و چون ایوان نجف

گنبد همسرتان نیز طلا مى گردد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


دوست دارم مثل گــــــــل ، همسایه ی لبخند تـان باشم

مثل آب و آینـــــــــه ، آقــــــــا ! ارادتمندتــــــــان باشم

دوست دارم بگذرم از کوچـــــــه باغ خنده ی نـــــورت

مثل روح شاپــــــــرک ، همصحبت گلخند تــــــان باشم

دوست دارم در شبی روشن بگویم :« دوستت دارم »

تــــــــا قیامت عاشق و دیوانــــــــــــه و پابندتـان باشم

دوست دارم حُـرّ صفت ، من هم بگویم عشق را لبیک

ظهــــر عاشورا کنار ُغـــــــربت فرزندتـــــان بـــــــاشم

نیستــــم قابـــــل اگــــــــــر باشـــــــم شهید اول عشقت

کـــــــــاش مـــــی شد از شهیدان هزار و چندتان باشم

سهم من تا کـــــی جدایی ؟ یک تبسُم وصل می خواهم

باید آقــــــا تـا به کــــــــی در حسرت پیوندتان باشم ؟!




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و غدیر


زمین دچارت شد ، آسمان دچارت شد

گرفت دست تو را و جهان دچارت شد

گرفت دست تو را آفتاب و در چشمش

گدازه های دو آتشفشان دچارت شد

کویر بود ولی عاشقانه از دل خاک

هزار چشمه ی جوی روان دچارت شد

زمینیان به تماشایت ایستادند و

دل تمامی افلاکیان دچارت شد

چقدر اشهد انّ علی ولی الله

چقدر حنجره وقت اذان دچارت شد

فقط نه اینکه عزیز پیمبری مولا

فقط نه اینکه دل کاروان دچارت شد

فرشته های خدا هم تو را که می دیدند

یکی یکی دلشان بی گمان دچارت شد

تو عاشقانه ترین اتفاق تاریخی

جنون مان ، دل مان ، دین مان دچارت شد

«ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد»

به چشم هم زدنی کهکشان دچارت شد

و فکر کن که چه تنهاست شاعری کوچک

که تازه آخر این داستان دچارت شد

***

چه روزها که از آن روز بی نظیر گذشت

نشد که «قدر» بدانم ...نشد...«غدیر» گذشت...




موضوع: عید غدیر،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 12:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غربت امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


داشت طرحی از شب و اندوه و باران می کشید

شهر بی روحی میان طرح بی جان می کشید

در میان شهر یک کوچه دچار پیچ وتاب

در میان کوچه مردی را پریشان می کشید

رد خونی تازه را پهلوی رد پای مرد

عشق را در چشم او با رنگ هجران می کشید

اختیار قصه از دستان او خارج شد و

رفته رفته کار باران هم به طوفان می کشید

زیر سقف کارگاهش ناگهان باران گرفت

بوم نقاشی شکست و نقش هایش جان گرفت

اشک گرم مرد روی صورت سردش چکید

چشم وا کرد و خودش را در میان کوچه دید

دور می شد مرد قصه رد پایش روی خاک

طرحی از یک کوچه و یک مرد و باران می کشید

ناگهان پرده عوض شد...کوچه نخلستان شد و

لحظه ی آرامش ماقبل یک طوفان رسید...

ماه سر بر سجده برد و آسمان بی روح شد

داشت خورشید این شب جانکاه را سر می برید

دشت بود و نخل بود و بغض بود و آه بود

مرد بود و درد بود و راه بود و چاه بود

خیره شد در چشم مرد قصه و فهمید که

می شود در چشم او آن روزها را دید که

دست او را دست حق بالا گرفت و با غرور

از تمام مردم آن سرزمین پرسید که:

((کیست تا بیعت کند؟))یک عده با شوق آمدند

عده ای هم آمدند اما به این امید که...

مرد قصه سر تکان داد و قدم زد...بغض کرد

آسمان از غربتش آنقدر خون بارید که،

خون بند اول آمد دشت را تسخیر کرد

آسمان شق القمر را تا سحر تفسیر کرد

آستین مرگ را با شوق بالا می زند

با خودش...با چاه...حرف از رسم دنیا می زند

مثل اینکه سالها از حق خود جا مانده است

هر که می آید خودش را جای او جا می زند...

سیل اشک مرد را تا دید جاری سوی چاه...

راوی قصه دوباره دل به دریا می زند

فرصت خوبیست...می خواهد بپرسد:من...ولی

پرده می افتد...زمین قید زمان را می زند

چشم وا کرد و خودش را پشت میزش دید و بعد

طرح رد پای مرد قصه را بوسید و بعد...




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/20 | 12:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


به نام حضرت حق ، السلام یا دریا !

بر آن سرم که بنوشم تو را ، ولی ، اما ...

چگونه از تو بنوشم ، منی که مردابم ؟

چگونه از تو بنوشم ؟ مگر شما مولا ...

دوباره آمده ام تا تو را بگویم سبز

و بشکفم ز نسیم ات ، بهار روح افزا

مرا به فطرت آیینه ها سفارش کن

که تا به مدحت نورت ، دلم شود گویا

تو را ز حضرت قرآن همیشه می پرسم

ز آیه های بشارت ، ز سورۀ  « اعلی »

تو را ز صبح و اذان ، سجده ، منبر و محراب

تو را ز بوی خوش « یاکریم » و « یاهو » ها

تو را ز مکه ، مدینه ، ز کربلا ، کوفه

تو را ز فصل زلال غدیر و عاشورا

تو را ز صبر مجسم ، ز حضرت زینب

تو را ز سورۀ مظلوم : حضرت زهرا

تو را ز نان و نمک ، وصله های وارسته

تو را ز سادگی و بی تکلفی ، مولا !

دوباره تنگ غروب است و در شب کوفه

کنار خلوت روحت ، نشسته ای تنها

تو کیستی که جهان در نگاه تو هیچ است ؟!

تو کیستی که جهان در نگاه تو ... آیا ؟

تو تا کجای خدا قد کشیده ای ، ای خوب !

که دست واژه به فهمت نمی رسد ، آقا ؟!

تو را به روی زمین خاکیان نمی فهمند

تو را به عرش خدا ، آسمانیان حتا !

تو در زمان و مکان و بیان نمی گنجی

به رنگ لهجۀ دنیا ، نمی شوی معنا

تو را قسم به خدا ، هیچ کس نمی داند

عجیب ، تشنۀ یک پاسخم تو را دریا !

تو حرف اول عشقی و آخر خوبی

چگونه از تو بگویم ، امام خوبی ها ؟!

زبان لال دلم را به عشق گویا کن

نگفته ام غزلی در خور تو ای مولا !




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 01:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


نام حیدر شعرهایم را پر از غم می کند

عاقبت پشت غزل های مرا خم می کند

در شب قدر از علی گفتن میان گریه ها

اندکی بار گناهان مرا کم می کند

نام زیبای امیرالمومنین در ذهن ها

واژه ی عدل و عدالت را مجسم می کند

از علی جز مهربانی نیست کاری ساخته

فکر آب و نان برای ابن ملجم می کند

بس که مظلوم است شهر کوفه را با رفتنش

مبتلا به حس و حالی سرد و مبهم می کند...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 01:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

کعبه برای آمدنش بود نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

خیلی گره زدند به اسلام باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

***

از سایت روضه




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 11:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


سفره ی احسانتان تا اینکه برپا می شود

لفظ شیعه با کرامات تو معنا می شود

در بساط واژه های ذهن خود دنبال عشق

هرچه می گردم فقط نام تو پیدا می شود

لطف تو با روزهای عمر من همراه شد

از دعای خیر تو امروز، فردا می شود

نام مولایم همیشه ذکر لبهای من است

تا که گویم یا علی این دل چه شیدا می شود

از فضیلت های حیدر هر چه بنویسم کم است

گوشه چشمی گر نماید قطره دریا می شود

از صحابه بهترین باشد برای مصطفی

چون فقط مولای ما هم شأن زهرا می شود

جز امیرالمومنین هرگز در این عالم نبود

پادشاهی که طعامش نان و خرما می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


دیوانه ی تو هــر که شد عاقل نمی شود

یک لحظه هم ز عشق تو غافل نمی شود

مـــولا جـواز نوکریم چــون به دســت تو

امضاء و مهر خورده که باطل نمی شود

باشــد رضـای حــضــرت حـقّ آرزوی دل

امــا بــدون حـبّ تو حـــاصل نمی شود

الطاف بی نـهایت و احسان بی حدّت

کی گفته است روزی قاتل نمی شود؟

حتی هوای دشمن خود را تو داشتی

چیزی میان عدل و تو حائل نمی شود

حالا که این غزل شده مشغول مدح تو

پس ناتـمام مـانده و کامـل نمی شود...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/27 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


باعشق هرآن دلی که خویشاوند است

از شـور محبت و وفا خرسند است

هرکس که به سینه اش تولای علی است    

سوگند به زهرا که سعادتمنداست

***

ماهی که ز خورشید ضیایی دارد

خورشید که آئینه سرایی دارد

با زمزم و کعیه یکصدا می گویند

ایوان نجف عجب صفایی دارد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 03:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)- مدح


غیر از این در، خواهش احسان نمی‌آید به کار
التماس از دست این‌ و آن نمی‌آید به کار

اهل تعارف نیستم جان قابل تعارف نبود
محضر معشوق حتی جان نمی‌آید به کار

یا که کشکول گدایی یا وبال گردن است
گر نباشد دست بر دامان نمی‌آید به کار

بی‌ سر و سامان شدن سیر و سلوک عاشق است
طالب دل را  سر و سامان نمی‌آید به کار

خلوت یک کنج یوسف را عزیز مصر کرد
بی‌گناهان را چرا زندان نمی‌آید به کار

کار؛کار پنجه مشگل‌ گشای مرتضاست
این گره طوری ست که دندان نمی‌آید به کار

کوفه هم ویرانه بود اول؛ علی ‌آباد کرد
چه کسی گفته دل ویران نمی‌آید به کار

دوستانت خاک را این‌قدر ارزش داده‌اند
ورنه بی کنعانیان کنعان نمی‌آید به کار


لطف کن قلاده‌ام را گوشه صحنت ببند
در نجف غیر از سگ دربان نمی‌آید به کار
***

در میان بی‌قراری‌ها قرار آمد به دست
روزى راز و نیاز از حال زار آمد به دست

روز هجران می‌کشیم و شب تقاضا می‌شویم
از خروش عاشقان لیل و نهار آمد به دست

نیستم گرچه کلیم‌الله اما در نجف
فرصت گفتار با پروردگار آمد به دست

هرچه را بخشید می‌ریزم به‌پای فاطمه
خرج یارش می‌کنم هر چه ز یار آمد به دست

خار را با مهر تو چیدیم گل برداشت شد
گل بدون مهر تو چیدیم خار آمد به دست

گفت خالق بعدازاین تو خلق کن گفتی به چشم
چشم‌ باز و بسته کردی روزگار آمد به دست

ابرویت مثل کمان خم شد ولی شمشیر شد
بعدازآن لا سیف الا ذوالفقار آمد به دست

کعبه شد شأن نزولت پس تو رب الکعبه­ای
این‌چنین  شد که طواف هفت بار آمد به دست
***

گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را در خدا دیدم خدا را در علی

روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه‌ی دیگر علی

این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی

می‌نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی
می‌نویسم تا ابد اول علی آخر علی

ظاهرش این بود در معراج، الله و رسول
بود اما باطناً، الله، پیغمبر، علی

او خودش جای خودش نامش چنان مشکل‌گشاست
که شفاعت می‌کند فردای محشر هر علی

یا ابا آدم! ابا شبر! ابا زینب! علی!
همسر زهرا على، داماد پیغمبر علی

شهریار و شهسوار و بنده پروردگار
حضرت دُلدُل­سوار و خواجه قنبر علی

انبیا دست توسل بر عبایش داشتند
انبیا هرچند بالایند بالاتر علی
***

گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف

سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف

دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف

آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف

نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف

به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ­جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف

ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف

رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آب کربلا نان نجف

نیمه ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف

***

از سایت روضه 




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/02/23 | 06:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تاب و تب مان علی شده ... شکرخدا

نان شب مان علی شده... شکرخدا

دیگر چه سعادتی ازین بالا تر

ذکر لب مان علی شده... شکرخدا

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/02/23 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تا ذکر علی به روی لب قاب شده
انگار که قند در دلم آب شده!
این قلب که حک گشته به رویش نامت
عمری ست که از عشق تو بی تاب شده

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/02/23 | 12:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


از جلوۀ جمال تو باران درست شد

از خشم تو، جلال تو، طوفان درست شد

ته مانده گِل تو شده ابتدای من ...

از خاک تو حقیقتِ انسان درست شد

ما جمله نیست ها و عدم ها و سایه ها ...

روح تو تا دمید به تن، جان درست شد

وقتی نقاب از رخ تو بر کنار شد ...

صد ها هزار واله و حیران درست شد

حتی رسالت نبوی بی تو ناقص است

روز غدیر معنی ایمان درست شد

عشق تو آتش است، من آتش پرست عشق

از شعله های عشق تو سلمان درست شد

تو مهربان ترین پدر امتی و با ...

نان پختن تو وضع یتیمان درست شد

تاریخ شاهد است وقت گرفتاری رسول

کار نشد به ذکر علی جان درست شد

یک قطره از وضوی تو تا بر زمین چکید

مُشک و گلاب قمصر کاشان درست شد

عرش خدا که روی زمین جلوه ای نداشت

تا در نجف برای تو ایوان درست شد

با حب و عشق و مهر به اولاد بوتراب

خاک تمام مردم ایران درست شد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/02/22 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


ماه، در گردش مدار علی

کهکشان بوده وامدار علی

خلقت آسمان و انسان از...

روز اول شده است کار علی

نه فقط کعبه پیرهن چاکش

صاحب کعبه بی قرار علی

ریشه کفر را درآورده

ذکر هوهوی ذوالفقار علی

فتبارک به خود خدا می گفت

لحظۀ جنگ و کارزار علی

تا به میدان رزم می آمد

نعره می زد عدو: فرار...، علی

مایه ی آبروی خلقت شد

(شجره نامه ی تبار علی)

جز خدا و رسول و زهرا نیست

احدی جلوه گر کنار علی

یاعلی ذکر هر شب زهرا

ذکر یا فاطمه  شعار علی

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/02/22 | 06:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تا زیر بار منّت عظمای داوریم

سرمایه دار عزّت آل پیمبریم

از لطف مادر و پدرِ نوری است که

ما ریزه خوار خوان تولّای حیدریم

تا در بهشتِ آل علی زندگی کنیم

دل زنده از حیات نفس های مادریم

ما را که از اَلَست حسینی نوشته اند

در پرتُو نگاه حسن عبد این دریم

ما عبد حیدریم و عبید محمدیم

یعنی تمام عمر مسلمان کوثریم

هر کس علی شناس شود فاطمی شود

ما با علی ز خلق جهان آشنا تریم

هرکس ترا شناخت علی! از سحر شناخت

شب زنده دار کوی تو تا صبح محشریم

گاهی اگر ز کوی سحر رانده می شویم

با اشکِ صبح منتظر شام دیگریم

ما را مران ز کوی خودت یا اباالحسن

رد کن حجاب روی خودت یا اباالحسن

کو گوشِ دل که دل بدهد بوتراب را

کو چشمِ دل که خوب بگیرد حجاب را

وصف امام را ز خودش می توان شنید

وقتی علی حدیث کند عشق ناب را

کعبه شکافت قبله برون آمد از حرم

بنگر به روی دست نبی آفتاب را

فرمود شیعیانِ من آقای عالمند

من کرده ام حرام به آنها عذاب را

حبّ من است کوهِ گنه را فرو بَرَد

مانند آتشی که بریزند آب را

هر کس که خَردَلی به دلش داشت حبّ من

بی شک شفاعتم برسد آن مُتاب را

اصلاً خدا به کوریِ چشم ستمگران

از شیعیان من ببرد اضطراب را

هر جا کسی فضایل من را بیان کند

تکثیر می کنند ملائک ثواب را

آری هر آنکه خواند مرا سَرورِ خودش

باید دعا کند پدر و مادر خودش


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/02/22 | 06:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


کبوتر دل من بی قرار می چرخد

به دور گنبد آن شهریار می چرخد

کسی کنار من انگار یا علی دم داد

دوباره روی لبم نام یار می چرخد

همیشه سینه به سینه حکایت مِهرش

میان مردم این روزگار می چرخد

حکایت لب تیغ و فرار یک لشگر

همین که در کف او ذوالفقار می چرخد

شروع می شود این شعر و لکنتم، تو ببخش

زبان به مدح تو بی اختیار می چرخد

که مشق نام علی کار این زمینی نیست

حریف مدح تو علامه ی امینی نیست

هر آنکه گم شده مولا به راه محتاج است

چنان که شام سیاهی، به ماه محتاج است

به ذکر نادعلی من همیشه محتاجم

همیشه سینه ی زخمی به آه محتاج است

ز باز کردن چشم تو صبح معنا شد

که تیره ی دل شب بر پگاه محتاج است

گرفته دست فلک گوشه ی عبای تو را

چو کودکی که به یک سرپناه محتاج است

مرا به یک ثمن بخس هم شده تو بخر

که شاه هم به غلام سیاه محتاج است

ببخش! پادشه بی نیاز یعنی تو

رکوع و بخشش بین نماز یعنی تو

ملک ز خاک نجف دُرّ ناب حاضر کن

ذبیح بر قدم بوتراب حاضر کن

دخیل باده ی ساقی نما دو دست مرا

برای مستی دائم شراب حاضر کن

برای دیدن چشمش چقدر دلتنگم

برام عکسی از او بین قاب حاضر کن

دوباره سوی نجف میروم خدا را شکر

برای بدرقه یک کاسه آب حاضر کن

شدیم میثم تمار، حضرت مولا!

برای این سر ما هم طناب حاضر کن

که سر فِدای لب تیغ و رزم صفینش

و عالمی به فدای تراب نعلینش...

***

برگرفته از سایت بی پلاک




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/02/22 | 06:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 13 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.