تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مدح و مناجات با امام علی(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام علی(ع)-مدح


تو ای دل همچنان عاشق ترین باش

اگر شد باز عاشق تر از این باش

برای آن كه شعرت شعر باشد

غزل خوان امیرالمومنین باش



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح و عید غدیر


سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته

می‌سوزم از این عشق چو اسفند برشته

با جوهر اشك و قلم بال فرشته

بر لوح دل خسته ام این جمله نوشته

جز مهر علی در دل من خانه ندارد

"كس جای در این خانهٔ ویرانه ندارد"

ما از می مرد افكن این میكده مستیم

شادیم كه پیمانه و پیمان نشكستم

تا عشق علی هست در این میكده هستیم

پس خورده نگیرید كه ما باده پرستیم

هشدار كه نوشیدن این باده مجاز است

"المنة لله که در میکده باز است"

فهمیدم از این راز كه در كعبه شكاف است

هر جا كه بود نام ید الله مطاف است

این گفته نه بیهوده و این دم نه گزاف است

در روز جزا شیعه‌ات از نار معاف است

چون غیر علی در دو جهان هیچ ندیدند

"مردان خدا پردۀ پندار دریدند"

تا نام تو پیچید در آن شبه جزیره

شد پاك از این خاك گناهان كبیره

زد چنگ به دامان تو هر ایل و عشیره

شد ثابت و سیار در اوصاف تو خیره

جز ساقی كوثر ز كسی جام نگیریم

"ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم"

زان باده كه در روز غدیریه به خم بود

پیدای تو شد هر كه در آن حادثه گم بود

فریاد ملائك بابی انت و ام بود

زان راز كه در آیۀ اكملت لكم بود

بیتی ست امامت در این خانه تویی تو

"امروز امیر در میخانه تویی تو"



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر


شب همان شب که سفر مبداء دوران می شد

خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب

صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها

باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر

بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می رقصید

تیغ عریان شده بالای سرش می رقصید

مرد آن است که تا لحظهٔ آخر مانده

در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی

و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها

باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند

جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد

آیهٔ ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن

جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه ای از معجزه بر سر در دوخت

تاری از رشته ایمان تو محکم تر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر؟!

از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟!

یازده قرن به دل سوخته ام می دانی

مُهر وحدت به لبم دوخته ام می دانی  



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح


هر سرخ و سیاهی كه شقایق نشود

هر كس كه پی اش آمده لایق نشود

مولاست، اگر به سنگ هم زُل بزند

آن سنگ محال است كه عاشق نشود

××× 

من كه دائم پای خود دل را به دریا می زنم

پیش تو پایش بیفتد قید خود را می زنم

كعبه ای در سینه ام دارم كه زایشگاه توست

از شكاف كعبه گاهی پرده بالا می زنم

این غبار روی لب هام از فراق بوسه نیست

در خیالم بوسه بر پای تو مولا می زنم

از در مسجد به جرم كفر هم بیرون شوم

در ركوعت می رسم خود را گدا جا می زنم

اینكه روزی با تو می سنجند اعمال مرا

سخت می ترساندم لبخند اما می‌زنم

من زنی را می شناسم در قیامت بگذریم

حرف‌هایی هست كه روز مبادا می زنم

***

برای شنیدن دکلمه این شعر توسط آقای بهمنی اینجا را کلیک کنید



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح و مصیبت


لات های قبیله می‌رفتند به هبل احترام بگذارند

باز با جسم و جان آلوده پا به بیت الحرام بگذارند

شهر از روشنی گریزان بود، یکه تاز قبیله شیطان بود

و خلایق فقط در این اوهام، که برای که دام بگذارند

همه ی دختران زنده به گور، خواب انگور و نور می دیدند

تا دوباره بتانِ باده پرست، جام بالای جام بگذارند

ناگهان عطر ربنا پیچید، با صدایی که در حرا پیچید

جبرییل آمد و مقرر شد همه سنگ تمام بگذارند

راه او سخت بود و آسان شد، مرد ده ساله ای مسلمان شد

و پس از نام او خدا فرمود که علیه سلام بگذارند

شهر با مردم نظر تنگش، دست در دست یکدگر دادند

که از آیینه دست بردارند، شهر را بی امام بگذارند

مصلحت در سکوت بود و سکوت، و خدا خواست تا در آن برهوت

تم موسیقی غریبش را سال ها بی کلام بگذارند

دست هاشان به آسمان نرسید، راه حلی به ذهنشان نرسید

به جز از این که ابن ملجم را سر راه قطام بگذارند

بعد از آن با حسن غریبه شدند، و سپس از حسین دل کندند

کاروانی شکسته در راه است، آه اگر اهل شام بگذارند

دفتر شعر من که آیینی ست، حاصل داغ های سنگینی ست

تا چه مقبولشان بیوفتد یا دست روی کدام بگذارند

***

برای شنیدن دکلمه این شعر توسط آقای علوی اینجا را کلیک کنید



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/08/10

امام علی(ع)-عید غدیر-سیاسی، اجتماعی


من اسم را بدون تو انشا نمی کنم

ذکری به غیر نام تو مولا نمی کنم

ذکر خدای عزوجل ذکر حیدر است

این یاد را بدون تو معنا نمی کنم

هر کس که خواند نام رفیعت مجاب شد 

پس بی اجابت تو تمنا نمی کنم

وقتی نظر به وسعت ارض و سما کنم

ایجاد را بدون تو پیدا نمی کنم

با هر نفس مُمِدّ حیاتم تویی علی

بی یا علی تنفس بی جا نمی کنم 

انگار که ز قبل تولد تو با منی

بی تو علی تلفظ بابا نمی کنم

با تو بیایم و نروم بی تو از جهان

من بی علی ممات وَ محیا نمی کنم

دل را «فَمَن یَمُت یَرَنی» زنده می کند 

ما را تب علی ارنی زنده می کند

ما امتحان شده به تولای حیدریم

دل می دهد گواه که از نسل کوثریم

وقتی امیر بر روی دست پیمبر است

ما خاک زیر پای علی و پیمبریم

درد آشنای حیدر کرار، جان ماست

در یاریِ رسول، علیِ مکرریم

هرگز به ترک دین علی تن نمی دهیم

ما، ای غدیر خم، ز ازل شیعه پروریم

بیعت کنیم با علی و آل مصطفی

ما آب و گل سرشتۀ این عید اکبریم

راهی به جز مسیر ولایت نمی رویم

ما دولت کریمه و انصار رهبریم

با هر که دشمنی بکند حرب می کنیم 

با هر که دوستی بکند ما برادریم

اسلام آل فاطمه اسلام ناب ماست

لبیک بر ندای ولایت جواب ماست



موضوع : عید غدیر، اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/08/10

امام علی(ع)-مدح و عید غدیر


باید که به مومنین پیامم برسد

 بر جمله ی مسلمین پیامم برسد

 آن روز به حاضرین پیمبر فرمود:

 باید که به غائبین پیامم برسد

 ***

 تو دین مرا اگر چه یاری کردی

 در مکتب عشق جان نثاری کردی

 ابلاغ ولایت علی گر نکنی

 انگار نه انگار که کاری کردی

***

 گر فضل تو را همه بدانند علی

 حیران تو تا ابد بمانند علی

 می ترسم اگر فضائلت را گویم

 یک عده تو را خدا بخوانند علی

 ***

 دل سوز و گدازه از علی می گیرد

 صد نغمه ی تازه از علی می گیرد

 جبریل همیشه اول هر کاری

 می آید اجازه از علی می گیرد

 ***

 خورشید به ظلمت شبت آوردم

 شادی به دل پُر تعبت آوردم

 می دانم از این شعر خوشت می آید

 چون نام علی را به لبت آوردم



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/08/10
امام علی(ع)-مدح


خدا می‌خواست تا تقدیر عالم این چنین باشد

کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد

خدا در ساق عرش خویش جایی را برایش ساخت

که حتّی ماورای دیده‌ی روح الامین باشد

علی را قبل از آدم آفرید و در شب معراج

به پیغمبر نشانش داد تا حقّ الیقین باشد

خدا می‌خواست از رخساره‌ی خود پرده بردارد

خدا می‌خواست تا دست خودش در آستین باشد

علی حبّه جنّه، قسیم النّار و الجنّه

خدا می‌خواست آن باشد ،خدا می‌خواست این باشد

به جز نام علی در پهنه‌ی تاریخ نامی نیست

که بر انگشتر پیغمبران نقش نگین باشد

مرا تا خطبه‌های بی الف راهی کن و بگذار

که بعد از خطبه‌ی بی‌نقطه ی تو نقطه چین باشد

مرا در بیت، بیت شعرهایم دستگیری کن

غزل های تو بی اندازه باید دلنشین باشد

غزل لطف خداوند است، شاعر ها خبر دارند

غزل خوب است در وصف امیرالمؤمنین باشد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/08/10

امام علی(ع)-مدح


ای شیعه امیر را فراموش مکن

خورشید غدیر را  فراموش مکن

مانند یتیمان سوی مولا بشتاب

مسکین و اسیر را فراموش مکن



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/08/8
امیرالمومنین(ع)-مدح-پیکار با عمرو عبدود


خویش را در کام شیر انداخت او با پای خود

تا پرید این سو و جولان داد «عمرو عبدِوُد»

هی رجز می‌خوانَد و هی بی قراری می کنی

وای از آن ساعت که تو قصد شکاری می کنی

«لا فتی»! پیش آمدی «لا سیف» در دستان تو

گفت احمد: نه، ولی نه از هراسِ جانِ تو

گفت نه، تا دیگری با «عمرو» رو در رو شود

گفت نه، تا دست آن پر ادّعاها رو شود

دیدمت شیر جوان! تا ‌آمدی غرّان ز رَه

گفتی: اِنّی فارِسٌ، سَمَّیتُ اُمّی حیدَرَه

گفتی آری این منم حیدر امیر المومنین

می رسم چون عاشقان بی باك و می لرزد زمین

عمرو! آن «هل من مبارز» شد صدای آخرت

خوب می بینم که می چرخد اجل دور سرت

گیرم از جنگاوران بر تو کسی غالب نبود

اسم آن ها که علی ابن ابی طالب نبود

در زمین با هر که جنگیدی تو بردی پهلوان!

دور دور ماست دیگر، ما یلان آسمان



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/08/8

امام علی(ع)-مدح و غدیر


باید به همان سال دهم برگردیم

با بیعت در غدیر خم برگردیم

تا سوز عطش نکشته ما را باید

تا برکۀ اکملت لکم برگردیم

××× 

این بغض هنوز سر به شورش دارد

این چشم هزار چشمه جوشش دارد

این زخمِ هزار و چارصد سالۀ ما

اندازۀ زخم تازه سوزش دارد

××× 

هر جا که غدیر رفته باران رفته

جنگل به کویر و کوهساران رفته

هر جا که امام هست در مکتب او

حیوان هم اگر آمده انسان رفته

××× 

بر جای بماند از تو یک رد کافی ست

از عشق نشانه ای در این حد کافی ست

درک تو فقط حد رسول الله است

یک شیعه اگر تو را بفهمد کافی ست

××× 

دور و بر نور را که خلوت دیدند

انکار تو را چقدر راحت دیدند

این کوردلان تو را ندیدند اگر

یک عمر فقط از تو کرامت دیدند

××× 



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/08/8

امام علی(ع)-مدح و غدیر


طوفان بودیم، ساحلی رام شدیم

ما را خواندیّ و صاحبِ نام شدیم

چون زلف تو، آشفته و در هم بودیم

در سایه ی ابروانت آرام شدیم

××× 

ساقی شده ای جام هدایت داری

ای آنكه به شیعیان عنایت داری

تو بانی شهر عاشقانی مولا

از جانب حق حكم ولایت داری

××× 

امروز اگر چه سیر دیدیم تو را

پیدا بُدی و دیر دیدیم تو را

خورشیدی و چشم عاجز از رؤیت توست

در آیینۀ غدیر دیدیم تو را

××× 

عشق ابدی و ازلی بود آن روز

آغاز ولایت ولی بود آن روز

دستان خدا كه عاشقان را مأواست

در دست محمد و علی بود آن روز

××× 

ما عاشق عدل حیدری‌ات شده‌ایم

مولایی و مست رهبریت شده‌ایم

تو كعبه و ما دور سرت می گردیم

خورشید شدی و مشتری‌ات شده ایم



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/08/8

امام علی(ع)-مدح


ستون محکم احکام دین است

نگین بی بدیل مومنین است

جهان بی نام او معنا ندارد

علی امضای ربُّ العالمین است

***

برگرد زمین و آسمان غم دارد

تاریخ جهان عدل تو را كم دارد

یك مرد همانند علی نیست ولی

این كوفه هنوز ابن ملجم دارد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/08/8

امام علی(ع)-مدح


تو گنج‌های خدا را به زیر پا داری

سر از کرم به تهیدست‌ها فرو داری

شب و ستاره و مه، نخل و چاه می‌گویند

که شب گذشت علی جان هنوز بیداری؟

گهی به تخت خلافت گهی کنار مریض

زمامدار وجودی تو یا پرستاری؟

برای غارت خلخال یک یهودیه

فراز منبر پیغمبر اشک می باری

رعیت تو به جان تو می‌دهد آزار

به جرم اینکه تو یک مور را نیازاری

قیام و عدل و مروت شود تماشایی

دمی که پای به بازار کوفه بگذاری

مقام و مرتبه‌ات را نهاده‌ای به زمین

که مشک آبِ زنی را به دوش برداری

شرافت و شرف و عدل از شرافت توست

چهار سال عدالت فقط خلافت توست

رسول خواست تو تنها برادرش باشی

برادرش نه! که نفس مطهرش باشی

هزار حیف که در پهن‌دشت ظلمت‌ها

بشر نخواست که تو مولا و رهبرش باشی

لوای فتح پیمبر در اهتزاز آید

به غزوه‌ای که تو سردار لشکرش باشی

سلام صبح قیامت، سلام اهل بهشت

به محشری که تو ساقی کوثرش باشی

شکست ره نبرد تا ابد به اردویش

محمدی که تو در جنگ، حیدرش باشی

سزد ملائکه تا صبح حشر سجده برند

به منبری که تو تنها سخنورش باشی

تمام اهل قیامت ندا دهند علی

خوشا کسی که تو امروز محشرش باشی

بهشت و کوثر و رضوان من تویی مولا

صراط و محشر و میزان من تویی مولا



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
یکشنبه 1391/08/7

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر


سلطان سریر در غدیر است علی

هم جان رسول و هم وزیر است علی

تنها نه به کائنات مولاست علی

بر خاتم انبیا امیر است علی

***

آیات خدا سینجلی می گویند

اسرا خدا ذکر جلی می گویند

احمد به شعف آید و زهرا به سرور

وقتی شهدا علی علی می گویند

***

هر صبح که با نام تو آغاز شود

در سینه نزول رحمت احراز شود

یا رب تو گواهی که ز یک بسم الله

صد ره به محمد و علی باز شود 



موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/07/26
مدح حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

شعر فوق با توجه به «حدیث شریف مفاخره» سروده شده است.


در روایات ناب معصومین

در احادیث نغز اهل ولا

شرح نورانی مفاخره ای‌ست

آیه آیه تمام نور هدی

 

روزی از روزها که در صحرا

فاطمه با علی سخن می گفت

از کرامات خالق یکتا

از عنایات ذوالمنن می گفت

 

ناگهان حین خوردن خرما

چید مولا رطب ز باغ جنان

نور حق جاری از لبانش شد

با گل خنده گفت: فاطمه جان

 

هیچ دانی پیامبر من را

دوست دارد چو جان شیرینش

بی گمان او نمی دهد ترجیح

هیچکس را به یار دیرینش

 

گفت زهرا: نمی شود هرگز

که تو باشی عزیز تر از من

میوهٔ قلب او منم زهرا

کی به جز فاطمه‌ست پارهٔ تن

 

هر دو رفتند با لبی خندان

نزد خورشید عشق، پیغمبر

گفت زهرا: پدر بگو امروز

من گرامی ترم و یا حیدر؟

 

گفت پیغمبر امین با او:

تو و حیدر که روح و جان من اید

همهٔ هستی ام شما هستید

به خدا نور دیدگان من اید

 

دوست دارم تو را حبیبهٔ حق

بیشتر از همه در این دنیا

نزدم اما علی عزیزتر است

از تمام جهان و ما فیها

 

گفت مولا به فاطمه: بنگر

که گذشته شکوه من از حد

مادرم هست مظهر تقوا

مادرم فاطمه ست، ‌بنت اسد

 

گفت زهرا به همسرش حیدر:

مادر من خدیجهٔ کبراست

آنکه در جانفشانی و ایثار

بی بدل، بی نظیر، بی همتاست

   



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1391/06/15

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


دیدار زیبا می شود با چشم هایت

غرق تماشا می شود با چشم هایت

لب تشنه ای كه زیر پلكت می نشیند

سیرابِ دریا می شود با چشم هایت

مریم مقدس می شود در سایه ی تو

عیسا مسیحا می شود با چشم هایت

هر دردمندی كه مسیرش بر تو افتاد

حتماً مداوا می شود با چشم هایت

سلمان فرستادیم تا ایمان بیارد

سلمانُ مِنّا می شود با چشم هایت

مستم كُنَد آن خوشه ی چشمی كه داری

ای من فدای گوشه ی چشمی كه داری

از دست تو باید دوایم را بگیرم

بنویس از تو نسخه هایم را بگیرم

از جانِ بیمارم بلا را دور بنویس

من آمدم از تو شفایم را بگیرم

گلدسته می سازم برایت شمع ها را

وقتی كه وام شعرهایم را بگیرم

ای كاش زهرا هم شبیه تو حرم داشت

تا اذن پیش تو بیایم را بگیرم

از پنجره فولاد، اذنت را گرفتم

می خواهم از تو كربلایم را بگیرم

بسیار داری مثل من دورت بگردم

خود را مثال پنج تن دورت بگردم



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
سه شنبه 1391/06/14

امام علی(ع)-مدح


از هر طرف گره زده خود را به نقطه چین

 بی نقطه ای، که برده مرا تا به نقطه چین

حیرت، گشوده بال و به همراه می برد

 آیینه را ز شهر تماشا به نقطه چین

ای خضر ره شناس! مدد کن که می رسد

 این جاده ها سپیده ی فردا به نقطه چین

ایمان و کفر، هر دو به یک نقطه می رسند

 باز است راه باور و حاشا، به نقطه چین

در انتهای راهم و آغاز می شود

 از هر طرف ادامه ی مولا به نقطه چین

هر قدر می رویم به جایی نمی رسیم

 باید سپرد فاصله ها را به نقطه چین

در نام تو، نهفته چه رازی؟ که می برد

 ما را به سیر عالم بالا به نقطه چین

بی انتهاترینی و هرگز نمی رسیم

 در امتداد راه تو الاّ به نقطه چین

ما نیز می رسیم به دنبال قطره ها

 یک روز در ادامه ی دریا به نقطه چین



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/06/13

امام علی(ع) و سلمان-مدح


کنج نخلستان تو تنها بودی و مردی رسید

چاه بود و دردهای تو که همدردی رسید

تا که می آید درِ آغوش تو وا می شود

در برش می گیری و «سلمانُ منّا» می شود

باز لبخندت به او دارد خوش آمد می دهد

به به! این سلمان عجب بوی محمد می دهد

رو به او می گویی ای هم صحبت دیرین ما!

یادگار یاس ما، یادآور یاسین ما!

تا در این غربت به دیدارم می آیی، با وفا!

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی مصطفی

جمع مان برگرد محبوب خدا یادش به خیر

روزهای رزم و شب های دعا یادش به خیر

آمدی مست و شدی با یک نظر دیوانه اش

دیدی آن مهر نبوت تا میان شانه اش

تشنه بودی آنقدر تا از شراب احمدی

روز و شب لاجرعه ساغر پشت ساغر می زدی

از عرب ها طرز قرآن خواندن تو بهتر است

همدلی سلمان ما از همزبانی خوشتر است

سر تراشیده تو هم همراه مقداد آمدی

پیر آرامش چه دیدی تا به فریاد آمدی

پیش چشمت خاتم خورشید را دزدیده اند

ساغر میخانه ی توحید را دزدیده اند



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمؤمنین(ع)-مناجات


فتاده ام به گوشه ای از رهگذارتان

اوجم دهید تا که شوم خاکسارتان

اصل و اصالت من از اول اصیل بود

اصلا خدا سرشته مرا از غبارتان

هرچند دورم از تو ...عجیب است چون دلم

حس می کند نشسته کناری کنارتان

چیزی برای عرضه ندارم به ساحتت

آقا دل شکسته می آید به کارتان؟

خرما فروش کوچه و بازار می شوم

شاید به جرم عشق شوم سر به دارتان

ای ناشناس نیمه شب کوچه های شهر

یک تکه نان به ما بده از کوله بارتان

میلش دگر به هیچ بهشتی نمی کشد

هرکس نشسته کنج بهشت مزارتان

شرمنده ایم بی خبریم ای بزرگوار

از آخرین امانت تان؛ یادگارتان



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
جمعه 1391/05/20

حضرت علی (ع)-مدح و مناجات

 

از کوچه های غربت کوفه یتیم تر

از قرن های تنگ پس از تو عقیم تر

شب های سفره های تهی صبح می شوند

در حسرت سلام دو دست کریم تر

دستی که می گشود گره های کور را

از دست های معجز موسی کلیم تر

شاید تویی که می وزی از پشت سالیان

بر گونه های داغ کویری، نسیم تر

ما را به روزگار رواج خودت ببر

جایی از این تمدن وحشی قدیم تر

راه بهشت از طرف خانۀ علی ست

ای عاشقان! نشانی از این مستقیم تر

×××

با تشکر از خانم مهیجی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1391/05/19

امیرالمومنین(ع)-مدح و مناجات


من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزل خوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/05/18

مناجات با خدای امیرالمومنین(ع)


ندا به حق علی و دعا به حق علی

دوا به حق علی و شفا به حق علی

چه سرفرازم و آقا شدم برای خودم

بلند می شود افتاده پا به حق علی

گدای کوچه ی زهرا شدم عزیز شدم

بزرگ می شود این جا گدا به حق علی

عجیب نیست اگر باز هم دری وا شد

نجات داده مرا بارها به حق علی

مگر نه این که همیشه خجالتم دادی

مگر نه این که تو گفتی بیا به حق علی

چه خوب دست من و دامنت گره خورده

شده است این گره ی بسته وا به حق علی

تمام حاجتم این بود آشتی با تو

شده است حاجت کهنه روا به حق علی

اگر که پرده بیفتد چه آبرو ریزی ست

مریز آبرویم را خدا به حق علی

به من زِ اخم تو آن قدر عرصه تنگ آمد

بگیر تنگی قبر مرا به حق علی

به حق فاطمه که پیش زینبش می گفت...

بلند می کنم این شانه را به حق علی



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1391/05/18

امیرالمومنین(ع)-مدح و مرثیه


من کیستم گدای تو یا مرتضی علی

احیای من ثنای تو یا مرتضی علی

عمری بود ز لطف خداوند زنده ام

در سایه ی لوای تو یا مرتضی علی

ما را خدا شبیه نجف پر بها نمود

در سینه ها ولای تو یا مرتضی علی

باید به دست آتش دوزخ حواله داد

آن دل که نیست جای تو یا مرتضی علی

تا روز حشر تشنه ی جام ولایتم

سرمستم از ولای تو یا مرتضی علی

امشب نه اهل فرش تمامی عرش حق

باشد به اقتدای تو یا مرتضی علی

از حب حیدر است که خاکم حسینی است

ممنونم از عطای تو یا مرتضی علی

عالم همه طفیلی ذات مقدّست

هستی ترابِ پای تو یا مرتضی علی

هستند اولیای اولوالعزم مفتخر

بر خدمت سرای تو یا مرتضی علی

شرط قبولی همه طاعات روز حشر

باشد فقط ولای تو یا مرتضی علی  



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1391/05/18

امیرالمومنین(ع)-مناجات

 

مرا به عالم زر بود با تو این میثاق

كه باشم از همه عالم فقط تو را مشتاق

هنوز خلق نگردیده بود آب و گلم

كه در حریم دلم بر تو ساختند رواق

ز بس به روی تو عاشق شدم نمی دانم 

ز شوق وصل مرا می كشند یا به فراق

به شوق آن كه بیایی به دیدنم دم مرگ

در انتظار اجل سخت طاقتم شده طاق

به نامهٔ گنهم خط قرمزی بكشید

كه برد مهر علی در بهشتم از ارفاق

ز دست دشمنت ار آب سرد بستانم

هماره باد حمیم جهنمم به مذاق

ولایت تو از آن در دلم ولادت یافت

كه مُهر مهر تو را مادرم گرفت صداق

اگر ز مهر تو غفلت كنند اولادم

كنم به ناله و نفرین تمامشان را عاق

تو دست و چشم و زبان خدایی ای مولا! 

خدا گواست كه نبود به گفته ام اغراق

هزار بوسه به شمشیر و دست و بازویت

كه شیر خوانده تو را قادر علی الاطلاق

هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده

به یك تكان تو بگسست رشتهٔ قنداق

شنیده ام كه جهان را طلاق دادی تو

چگونه عقد نكردی و دادی اش سه طلاق

به دشمنان تو این كمترین عذاب بود

كه با حمیم جهنم كنند استنشاق

گدای كوی توام یا علی نگاهم كن

به دست بذل نمودی، ز چشم كن انفاق

از آن تخلص خود را نهاده ام "میثم"

كه اشتیاق توام بوده است سبك و سیاق



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


 نسیم رحمت رحمن علی علی علی ست

 شمیم برکت و غفران علی علی علی ست

 صحیفه را بگشا مؤمنون تلاوت کن

 امیر کشور ایمان علی علی علی ست

 به روز فتنه و مکر و فریب و حیله چه غم

 امید قلب پریشان علی علی علی ست

 گر اسم اعظم حق را طالبی تو بسم الله

 که اسم اعظم یزدان علی علی علی ست

 صحاح اهل تسنن پر است از این نکته

 نخست فرد مسلمان علی علی علی ست

 امام عشق و وفایی که دل بر او بسته

 ملک، فرشته و انسان علی علی علی ست

 هر آیه ای ز علی یک نشانه ای دارد

 که اصل ریشه ی قرآن علی علی علی ست

 در آن خرابه سر پیرمرد اعما را

 کسی که داشت به دامان علی علی علی ست

 کسی که شیعه به ذکر "فمن یمت یرنی"

 به یاد او بدهد جان علی علی علی ست

 چرا پرستوی دل ها سوی نجف نپرد

 که آشیانه ی عرفان علی علی علی ست

 برای آمدنش از علی مدد خواهد

 که ذکر یوسف دوران علی علی علی ست



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/03/15

امام علی(ع)-مدح و ولادت


با ذکرِ یاد و نام علی مست می شوم

هر لحظه با کلام علی مست می شوم

دانه ز دست هر کس و نا کس نمی خورم

چون که به روی بام علی مست می شوم

وقتی که نام ساقی کوثر می آورم

آن جا به احترام علی مست می شوم

جمع اند دور نور علی عاشقان و من

همواره با غلام علی مست می شوم

رو می کنم به سمت نجف نیمه های شب

از دور با سلام علی مست می شوم

بعد از نماز موقع تسبیح گفتنم

هو هو کنان ز جام علی مست می شوم

ذکرم شده علی مددی والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

عطرش ز کعبه آمد و عالم بهار شد

دنیا برای دیدن او بی قرار شد

از سینه چاک بودن کعبه مشخص است

آئینۀ صفات خداوندگار شد

وقتی ز کعبه شمس جمالش طلوع کرد

خورشید از ریاست خود بر کنار شد

هر شب در آسمان، رخ ماه اعتبار داشت

تابید روی حیدر و بی اعتبار شد

کعبه ندیده بود کسی را به این مقام

از برکت علی ست ولایت مدار شد

نیرو گرفت بازوی پیغمبر خدا

از قدرت حمایت و نیروی مرتضی  



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1391/03/15

امام علی(ع)-مدح و ولادت


با شوکت بی نظیرش آمد از راه

می آید از آسمان و در دستش ماه

دیدی که دهان کعبه هم وا مانده

لا حول و لا قوة الا بالله

×××

از جلوه ی نور ازلی می گویم

از ساحت آن صبح جلی می گویم

عمری ست که مشغول عبادت هستم

هر شام و سحر علی علی می گویم

×××

ملک و ملکوت می شود حیرانش

بر پاست حماسه های بی پایانش

لشکر به دمی ز هم فرو می پاشد

می آید و ذوالفقار در دستانش

×××

چشم همه بر شکوه بی همتا بود

آن روز که شور حیدری بر پا بود

وقتی در قلعه را در آورد از جا

ذکر لب او نوای یا زهرا بود

×××

با مهر تو هر دلی شرف می گیرد

عشق تو دل مرا هدف می گیرد

هر کس که به ذکر یا علی دل گرم است

از فاطمه ایوان نجف می گیرد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح  

 

مولای ما نمونۀ دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِییل واژۀ بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)_مدح

 

اوصاف تو از ابتدا تا انتها نور

آیینه ای آیینه ای سر تا به پا نور

آیینه ای و خلق حیران صفاتت

تابیده بر جان تو از ذات خدا نور

چشمی که توفیق تماشای تو را داشت

جسم تو را جان دیده و جان تو را نور

در حلقه ی عشاق تو ای صبح صادق!

بر هر لبی گل کرده «یا قدوس»، «یا نور»

قرآن وصفت سوره سوره با شکوه است

«فرقان»،«نباء»،«یوسف»،«قیامت»،«هل اتی»،«نور»

از کعبه تا مسجد مسیر روشن توست

از آسمان تا آسمان از نور تا نور

خورشیدی و بر شانه ی خورشید رفتی

فریاد می زد آسمان : «نورٌ علی نور»

تو بوتراب و همسر تو مادر آب

اصل شما، وصل شما، نسل شما نور

پایان کار دشمنان توست با نار

آغاز راه دوستان توست با نور

در مدح تو چشم غزل روشن که دیده است

وصف تو را از ابتدا تا انتها نور



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء