امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


باز هم خانه و یک بستر خون آلوده

زنده شد خاطره‌ مادر خون آلوده

شیر مرد اُحد افتاده کجایی زهرا

تا ببندی سر این حیدر خون آلوده

این سروصورت خونین شده هم ارثی شد

بعد از آن کوچه و نیلوفر خون آلوده

ریشۀ هرچه بلا آن در و دیوار شده

سینۀ مادر و میخ در خون آلوده

مثل پهلو سر پاشیده زهم خوب نشد

چه کند زینب و این پیکر خون آلوده

دور زینب همه هستند همه مَحرم ها

وای از کرببلا و پر خون آلوده

با لبانی که ترک خورده به گودال آمد

بوسه زد با قد خم حنجر خون آلوده

درسرازیری تل روبروی شمر رسید

چشمش افتاد به موی سرخون آلوده

خوب شد خورد به تاریکی شب غارت ها

جمع شد قافله ای دختر خون آلوده

می فروشند در این کوفه سر بازارش

گوشوار و سپر و معجر خون آلوده




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 02:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای دل صدپاره گل باغ تو

تا ابدیت به جگر داغ تو

ظلم‌کُش از همه مظلوم‌تر! 

رهبر از فاطمه مظلوم‌تر!

پادشه وسعت ملک خدا!

صدرنشین حرم ابتدا!

محفل انس تو دل سوخته

عدل به نوع بشر آموخته

ساخته و سوخته با آه خود!

رانده جهان را ز سر راه خود!

سینه‌ات از لوح و قلم پاک‌تر

از گل پرپر شده صدچاک‌تر

باغ جنان شیفتۀ قنبرت

روح‌الامین مستمع منبرت

خانۀ تو کعبۀ عالم شده

خاک قدم‌های تو آدم شده

ماه، ‌طلوعش به تو آغاز گشت

مهر به دست تو ز ره بازگشت

ای همه جا طور مناجات تو

چشم اجابت پی حاجات تو

در دل شب هم‌سخن‌ چاه‌ها!

سوخته با نالۀ تو آه‌ها

جام طهورای خدا مست تو

وسعت گردون به کف دست تو

قنبر کوی تو سراج‌الهدی‌ست

صوت بلال تو صدای خداست

لالۀ زخمی شده از خارها!

جهل بشر کشته تو را بارها

خون دل و اشک بصر داشتی

زخم رعیت به جگر داشتی

زخم به دل شعلۀ آتش به جان

خار به دیده به گلو استخوان

نالۀ تو نالۀ بی‌زمزمه

خانۀ تو خانۀ بی‌فاطمه

چشم به دیوار و به در دوختی

سوختی و سوختی و سوختی

ای به مقام از همه بالاترین

رهبر در جامعه تنهاترین

دوست تو، دشمن تو ناسپاس

تا صف محشر همه‌جا ناشناس

با چه گنه پور مرادی شتافت

فرق تو را چون جگر ما شکافت

سوز درونت به فلک تاب داد

خون سرت آب به محراب داد

کشتۀ توحید و عدالت شدی

فزت برب گفتی و راحت شدی

تا که شود نخل و گل و باغ، سبز

در نفس ما بود این داغ، سبز

دل به عزایت حرم ماتم است

زخم سرت بر جگر «میثم» است




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


بابا خوش آمدی چه عجب مال من شدی

شبهای قبل وقف حسین و حسن شدی

چیزی بمن نگفتی از این راز سر به مُهر

اصلاً چه شد که سر زده مهمان من شدی

از ابتدای ماه نگاهم به این در است

لاغر شدی نهیف شدی دل شکن شدی

با من سکوتِ محض نمی کردی ای دریغ

ای ناطق خدا چقدر کم سخن شدی

بابا بجان تو دل من شور می زند

با بانوی بهشت مگر هم سخن شدی

این حالَتَت شبیه به حالات مادر است

حالا چه شد که این همه فکر کفن شدی

اینقدر ذکر آیة ((انّا اِلَیه)) چیست؟

گویا که حاملِ خبرِ پَر زدن شدی

افطار تا سحر سخن از وصل می کنی

آمادة ارادة کشته شدن شدی

مرغان خانه هم دم از این داغ می زنند

انگار خویش باعث این خواستن شدی

بابا نگفتم از حرمِ زینبت مرو؟

رفتی ز پیش زینب و خونین بدن شدی

گفتی بمن که زینبِ ام المصائبم

باید کنم نظاره که چه خونین دهن شدی

ضربت به فرق شاه ولایت روا نبود

آیا همین مقدمه کربلا نبود




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شب نوزدهم


ساقی بریز باده که تازه گلو کنی

شرمنده آمدم که مرا زیر و رو کنی

پیمان شکن شدم سرِ این نفس، حق توست

من را مؤاخذه سرِ این خُلق و خو کنی

هر بار جای من، تو حیا کرده ای ولی

دستِ مرا نشد که تو یک بار رو کنی

هر شب به این بهانه صدایت زدم فقط

تا با دلِ شکسته ی من گفت و گو کنی

امشب نمی شود به نماز شب علی

فکری به حال سائل بی آبرو کنی؟

مثل عبای کهنه ی حیدر، دل مرا

آیا شود به دست کریمش رفو کنی؟

با روسیاهی آمده ام محضرت که تو

با اشک روضه باز مرا شست و شو کنی

ای روزگار... رحم به زینب نمی کنی؟!

هر چه مصیبت است فقط سهم او کنی

دیروز داغ مادر و امروز هم پدر

بر این صبورِ غمزده، بغضِ گلو کنی

فرقِ علی شکافته، حالا عقیله را

نامردی است با پدرش رو به رو کنی

**

بوسه بزن به رأس پدر چون که کربلا

باید وصال رأس حسین آرزو کنی

جز حنجر بریده که پیدا نمی کنی

هرچه میان خونِ تنش جست و جو کنی




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شب نوزدهم


به کوی رحمتِ حیدر مقیم یعنی ما

گدای شاه نجف از قدیم یعنی ما

فقیر محض شدن اوج لذت دل ماست

کریم... اوست، فقیر کریم یعنی ما

تمام خاک نجف نعمت است سرتاسر

همیشه سائلِ دارُالنّعیم یعنی ما

نوای یاعلی و یا عظیم یعنی او

دخیلِ یا علی و یا عظیم یعنی ما

دل شکسته ی ما تا که ظرف مِهر علی است

خطاب آیه ی "قلبٍ سَلیم" یعنی ما (۱)

علی است شاه عظیمی که مانده در بستر

سیاه پوشِ به پشت حریم یعنی ما

از آن زمان که شکستند فرقِ حیدر را

دل شکسته و قلب دو نیم یعنی ما

ازین به بعد نجویید خنده ی ما را

شبیه کودک کوفه یتیم یعنی ما

 

 

۱. یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۸ و ۸۹ شعراء)




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کردی هماره مرگ طلب از خدا علی

تا مستجاب شد به نمازت دعا علی

شب را به شوق مرگ نخفتی که صبحدم

فرقت شود بطاعت یکتا ، دو تا ، علی

اطفال در خرابه و مرغان به لانه ها

با هم گرفته اند برایت عزا ، علی

ای مهربان پدر به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود بر امشب غذا ، علی

ای مهربان در به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود ببر امشب غذا ، علی

آن شب قدر ز سوز درون داشت با تو راز

کامشب کمین گرفته براهت قضا علی

محراب لب گشوده و فریاد می کشید

یک امشبی بجانب مسجد میا ، علی

پیغمبر  در بناله در امد مرو  مرو

ای با خبر ز نقشه خصم دغا علی

هستی ز بیم ، جان خود از دست داده بود

بگذاشتی بجانب مسجد چو ، پا علی

گفتی اذان آخر خود را بشوق مرگ

کردی ز خواب قاتل خود را صدا علی

تا تیغ کین رسید بفرق منیر تو

زهرا به خلد ناله زد و گفت یا علی

"میثم" که گشته مشتری درد عشق تو

عاشق بود ولای تو را با بلا علی




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم- بحرطویل

 

کوچه‌ها خلوت و خاموش شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا، خانه سیه‌پوش، تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش، نه مانده شبحی پیش دو چشمی، نه صدایی رسد از کوچه خلوت زده بر گوش، چرا، می‌شنوم تک تک پا و، شبحی را نگرم می‌رسد از دور، یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور، به هر کوچۀ تاریک دهد نور، گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظور؟ چه آرام وخموش است، دلش بحر خروش است، ببینید که انبان پر از نان و پر از دانۀ خرماش به دوش است به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی که بگیری دل شب باز سراغ فقرا را؟ 
عجبا عرش خداوند مکان کرده به ویرانه سرایی بگرفته است به دامن سر یک پیر فقیری که ندارد به جز از دیدۀ اعما و تن خسته و دست تهی‌اش برگ و نوایی، به لبش ذکر دعایی، به دلش حال و هوایی، نه طبیبی نه دوایی نه غذایی، همگان چشم بصیرت بگشایید و ببینید که در دامن ویرانه امیری شده هم صحبت و دلباختۀ پیر فقیری، اگر آن پیر بپرسد تو که هستی؟ گل لبخند ز جان بخش لبش روید و در پاسخ آن پیر بگوید که فقیری شده در این دل شب یار فقیری، عجبا باز به دوشش یکی انبان و گرفته است ره کوچه و پوید سوی ویرانۀ دیگر که به ایتام زند سر، ببرد بر همه از لطف و کرم باز غذا را. 
کیستی؟ ای همه جا روی تو پیدا که ندیدند و نگفتند که هستی؟ تو همان شیر خدایی، تو چراغ شب تنهاییِ خیل فقرایی، تو به احزاب و اُحد یار رسول دو سرایی، تو به ایتام، پدر در دل ویرانه سرایی، تو گهی هم سخن چاه و گهی پهلوی نخلی، به زمین چهره گذاری، ز بصر اشک بباری و گهی می‌چکد از قبضۀ تیغت به زمین خون عدو در صف پیکار، گهی مرحب خیبرکشی و عمرو به شمشیر شرربار، گهی دست تو در سلسلۀ خصم ستمکار، گهی وصله زنی کفش خود ای حجت دادار، گهی قلۀ عرشی و گهی حفر قناتت بوَد ای دست خدا کار، گهی عرش مکانی و گهی خانه نشینی، گهی استاد به جبرییل امینی و گهی یاور آن پیرزن مشک به دوشی، نتوان گفت که هستی تو، که هستی، تو بگو تا بشناسیم به توفیق بیان تو خدا را. 
ناسپاسان که به جز مهر و وفا از تو ندیدند، چه شد کز تو بریدند؟ خدا را به چه تقصیر به محراب دعا تیغ کشیدند؟ چرا فرق تو را از ره بیداد دریدند؟ عجب حق تو گردید ادا، پیک خدا داد ندا، آه که شد منهدم ارکان هدا، خفت به خون شیر خدا، گشت به محراب فدا، روح مناجات و دعا، مسجدیان یکسره این نالۀ جانسوز شنیده همه از پنجه غم جای گریبان، جگر خویش دریدند، ز دل ناله کشیدند، ز هر سو، سوی محراب دویدند و بدیدند همه دین خدا در یم خون خفته و از لعل لب خویش گهر سفته و با صورت خونین سخن از فزت و رب گفته، گهی می‌رود از هوش گه از اشک حسن آمده بر هوش، زند خون دل خسته‌اش از زخم جبین جوش، ز سوز جگر سوخته با قاتل خود گفت خدا را به چه جرمی به رویم تیغ کشیدی؟ تو که دیدی ز علی آن همه احسان و وفا را. 
همه تن اشک فشان دست گشودند که آرند علی را به سوی خانه که ناگاه در آن سوز و غم و درد نگاهی به افق کرد و ندا داد که ای صبح! نشد در همه ایام تو از جیب افق سرزنی و چشم علی پیشتر از سرزدن روی تو بیدار نباشد، عجبا گشت فدا در دل محراب دعا، جان پیمبر، علی آن ساقی کوثر، علی آن فاتح خیبر، علی آن میر مظفر، علی آن روح مکرم، علی آن عدل مجسم، علی آن دادرس امت و مظلوم‌ترین رهبر عالم، به خداوند، به پیغمبر و زهرا که علی کشتۀ عدلی است که خود حاکم آن بوده و خود مجری آن بود، خدا را نشنیدید مگر داد دوا پیش‌تر از کشتن خود قاتل خود را؟ نشنیدید که بخشید ز اکرام و جوانمردی خود تیغ به دشمن؟ نتوان یافت دگر مثل علی گو که بپویند زمین را و سما را.

 




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 04:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای چراغ سحر خسته دلان

ای دعای دل بشکسته دلان

ماهِ تابیده به هر ویرانه

آشنا با همه، خود بیگانه

مونس و همدم دیرینه ی ما

چاهِ آه سحرت سینه ی ما

تا صف حشر چراغِ دل جمع

بی صدا سوخته یک عمر چو شمع

داستان غم تو فوق غم است

نام مظلوم برای تو کم است

بشریّت سویت آورده رجا

تو کجا وسعت تاریخ کجا

ای همه عمر شده آب، علی

قتلگاهت شده محراب علی

مسجد از شوق نمازت مدهوش

کوفه از بانگ اذانت به خروش

شعله بر سوزِ دلت باد زده

سجده از داغ تو فریاد زده

خون جاری شده بر صورت تو

تا قیامت سند غربت تو

خصم از فرق تو قرآن وا کرد

شب احیای تو را احیا کرد

تا شود زخمِ فراقت چاره

خون زد از فرق سرت فوّاره

خاک با خون جبین تو سرشت

خون پاک تو به محراب نوشت

که علی گشت دگر آسوده

لیک با تیغِ به زهر آلوده

ای کرامت همه پاینده به تو

قاتلت گشته پناهنده به تو

ای علی جان تو بگو کاسه ی شیر

بوده کی پاسخ زخم شمشیر

ای به خون خفته بگو یارب کو

مالک اشتر و عمّارت کو

باغبان! بود و نبود تو چه شد؟

غنچه و یاس کبود تو چه شد؟

ای دو عالم حرمِ ماتم تو

تا صف حشر نثار غم تو

اشگ ما هدیه ی ناقابل ماست

خانه ی سوخته ی تو دل ماست

چاه ها آه گذشت از سرشان

نخلها ریخته برگ و برشان

شب به سوز تو برد رشک، علی

سفره ها پر شده از اشگ، علی

ای سحر مست صدای پایت

سفره ها منتظرِ خرمایت

سرخی یاس تو ما را کشته

اشک عبّاس تو ما را کشته

ای غمت گشته هم آغوش حسین

چوب تابوت تو بر دوش حسین

عاشقانِ شب خود را دریاب

یا علی زینب خود را دریاب

زنده شد خاطره ی همسر تو

دفن شد در دل شب پیکر تو

شب روی شانه تو را می بردند

چه غریبانه تو را می بردند

گر چه دفن تو نهان از همه بود

آنکه می برد تو را فاطمه بود

ای حسین حسین و حسنت دنبالت

محسنت آمده استقبالت

تیغ قاتل که جبین تو شکست

کمر امّ بنین تو شکست

خیز و چشم ترِ عبّاس ببین

گریه ی مادر عبّاس ببین




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 04:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم-بستر شهادت


دوباره سهم زینب کرده غم، بیمار داری را

دل خون را، نگاه مضطرب را، بی قراری را

کسی از خانه بیرون رفته، گویا دیر هم کرده

دوباره خانه دارد می چشد چشم انتظاری را 

صدایی می رسد از سجده گاه مسجد کوفه

که "نوشیدم به رب کعبه جام رستگاری را"

پدر می آید و در دست یاران دستهای او

کجا سد می کند لبخند او خون های جاری را؟!

پدر پوشانده با عمامه و دست و عبا سر را

مبادا دخترش یک دم ببیند زخم کاری را

مگو با گریه ی فرزندها: آهسته...آهسته...

که می دانند اهل خانه رسم سوگواری را

...

شب قدر است، با من ذکر یا الله و یا حیدر...

ببین آورده ام با خود هر آنچه دوست داری را




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/03/14 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


دشمنان این روزها حرف دو پهلو می زنند

دوستانت یک به یک دارند زانو می زنند

از نگاه انداختن در چهره ات شرمنده اند

علتش اینست کمتر خنجر از رو می زنند

تو پی تقسیم نانی، عده ای در خوابشان

خاک بیت المال را دارند جارو می زنند

یک نفر باید بگوید زخمت از شمشیر نیست

بر سر تو بی جهت دارند دارو می زنند 

خوب شد رفتی ندیدی شرطه ها دور بقیع

روبرومان دست هاشان را به پهلو می زنند! 




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/03/14 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


در خون شناور شد پَرَش محراب

گلگون شد از خون سرش محراب

جان نماز آن روز جان می داد

حتی نمی شد باورش محراب

در خون مولا روضه خوانی کرد

رفته به روی منبرش محراب

بغض علی یعنی که «قتلگاه »

بودست نام دیگرش «محراب»

وقت تولد خانه ی کعبه

وقت شهادت سنگرش محراب

درس شهادت را از او تنها

آموخت با چشم ترش محراب

آن کاسه های شیر می گفتند:

از چه نبودی! یاورش محراب

کاری نمی آمد ز دستش پس

بی چاره شد در محضرش محراب

شمشیر بر اسلام می آورد

از این جهت شد کافرش محراب

ضربت اگر روز«قیامت» بود

می دید روز «محشرش»محراب

اول علی سجده نمود اما

سجده کنان شد آخرش محراب

فزت به رب الکعبه ... قبل از او

جان می سپارد در برش محراب .‌‌..

«معلول» اگر در کربلا گودال

«علت»یقینا مظهرش محراب

با اهل خیمه او وداعی داشت

شاید نیاید خواهرش گودال

سکه اگر جایش نمی دادند

دعوا نمی شد بر سرش گودال

چکمه ، نگیر از جسم او بوسه

دارد میاید مادرش گودال

حتی برای ظلمِ اینگونه

راضی نمی شد خنجرش گودال

قولِ عروسک داشت از بابا

باور ندارد، دخترش گودال...

بابای خوبش از سفر بر گشت

ماندست اما پیکرش گودال  




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


اذان شیر حق در کوفه با خود یک خبر دارد

که مولا با دلی خون در جهان عزم سفر دارد

دو دستش بر دو گوش است و دو چشمش بر سما آری

به هر الله اکبر در گلو بغضی دگر دارد

به شوق وصل جانان می کند بیدار قاتل را

برای تیغ پیشانی خود را سپر دارد

چه با تعجیل آید سوی محراب دعا امشب

یقین دارم که از صبح وصال خود خبر دارد

نه تنها او دلش گردیده تنگ همسرش زهرا

که زهرا هم دو چشمش در ره و بر او نظر دارد

گرفته دست خود را بر محاسن ذکر می گوید

تو گویی انتظار صبح در وقت سحر دارد

عدو بر خواسته از خواب و مولا رفته در سجده

لبی خندان دلی آرام در موج خطر دارد

ندای قد قتل را بشنوید ای مردم کوفه

عدالت شد یتیم و گریه از داغ پدر دارد

شب قدر است هر کس روی سر بگرفته قرآن را

علی از فرق از هم وا شده قرآن به سر دارد

علی افتاده محرابی دعا دریای خون گشته

حسن کو تا پدر را از روی سجّاده بر دارد

رفیق نخل های کوفه را کشتند در مسجد

که هر نخلی به جای میوه از داغی ثمر دارد

به «میثم» سوز دل دادند از داغ علی امشب

که سوز شعر او بر سنگ خارا هم اثر دارد




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امشب چه سینه‌سوز است بانگ اذان مولا

خیزد صدای تکبیر از عمق جان مولا

از لحظه‌های افطار در شوق وصل دلدار

بر چهره می‌درخشید اشک روان مولا

مولا گشوده آغوش بهر وصال جانان

قاتل به مسجد آید بر قصد جان مولا

زهرا کنار محراب با ذکرِ وا علیّا

یا فاطمه است امشب ورد زبان مولا

زخم سرعلی را دیدند اهل مسجد

دردا که نیست پیدا زخم نهان مولا

ای نخل‌ها بگریید ای چاه‌ها بنالید

دیگر علی ندارید ای دوستان مولا

حق علی ادا شد فرق علی دو تا شد

سرهایتان سلامت ای خاندان مولا

ای دوستان بیایید با من به شهر کوفه

تا سر نهیم امشب بر آستان مولا

ریزید ای یتیمان در سفره‌های خالی

خون جگر به جای خرما و نان مولا

«میثم» دگر امیدی در ماندن علی نیست

از دست رفته دیگر تاب و توان مولا 




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


ای که از صورت خونین تو غم ریخته است

با تماشای تو یکباره دلم ریخته است

چه به روز سر تو آمده آخر بابا

سرت از ضربۀ شمشیر به هم ریخته است

دل محراب شكست از سر بشكستۀ تو

از همه بام و بر شهر اَلَم ریخته است

رنگ رخساره ات اینگونه حكایت كرده

تیغ بر جام سرت زهر ستم ریخته است

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگز

خون فرق تو قدم پشت قدم ریخته است

مادرم آمده بالای سرت با زحمت

اشک بر زخم تو با قامت خم ریخته است

من در این فرق دو تا دیده ام آن دم را كه

خون هجده گل من در پی هم ریخته است

کربلا زنده شده در نظرم می بینم

ترس دشمن که پس از صاحب علم ریخته است-

-تا که تاراج کند خیمه ی طفلانت را

قبل آتش زدنِ آن به حرم ریخته است




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای نخل ها چرا همه امشب خمیده اید

افسرده، سینه سوخته و داغ دیده اید

ای چاه های خسته ی کوفه علی کجاست؟

آیا صدای ناله ی او را شنیده اید؟

در مسجد ای نماز گذارانِ داغدار

بنشسته سر به جیب خموشی کشیده اید

افسرده، دل شکسته، پریشان و نا امید

گویا تمامتان زعلی دل بریده اید

ای داغدیدگان علی ناله سر کنید

ساکت نسشته اید و خموش آرمیده اید

ای دشمنان دین خدا با کدام جرم

هنگام سجده فرق علی را دریده اید

مرغابیان! شما که گرفتید عبای او

در لانه ها چرا همه ساکت خزیده اید

عمّامه زرد و چهره زعمّامه زردتر

ای رنگ ها زصورت مولا پریده اید

ای ناله ها زداغ علی بس که سوختید

آتش درون سینه ی ما آفریده اید

ای اهل بیت جان به فداتان که از کرم

سوز درون «میثمتان» را خریده اید




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


بگیر ای مرگ عالم را در آغوش

که از فرق علی خون میزند جوش

متاب ای مه متاب ای مه که امشب

چراغ عمر مولا گشته خاموش

به جز سجّاده و محراب خونین

به هر جا بنگرم باشد سیه پوش

در و دیوار مسجد را مشوئید

مبادا تا شود این خون فراموش

چه سان باور کنم مرگ علی را

گمانم باز مولا رفته از هوش

سزای آن همه خوبی همین بود

که خون در سجده ریزد از سر و روش

کجا رفت آن که رنج عالمی را

چو قوت مستمندان برد بر دوش

صدای واعلیا واعلیا

رسد امشب زهر ویرانه بر گوش

چو اطفال یتیم کوفه (میثم(

گرفته زانوی ماتم در آغوش




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


خوب شد تیغ تو بشکافت سرم را دشمن

هم تو بر آرزوی خویش رسیدی هم من

آمدی دیر چرا چشم براهت بودم

از همان شب که تن فاطمه ام گشت کفن

شادی ام بود همان دم که توام تیغ زدی

عمر من بود سراسر همه اندوه و محن

ریختی خون کسی را به روی خاک زمین

که دوا ریخت تو را روزِ مریضی به دهن

در همان لحظه که شمشیر تو بالا میرفت

نشنیدی به جنان فاطمه (س) میگفت نزن

رنگت از بیم پریده است چرا میلرزی؟

تا منم زنده تو هستی به پناهم اِیمَن

گر تو با دوست خود دشمنیت بود مدام

دوستی کرده همه عمر علی با دشمن

میفرستم به برت سهم غذای خود را

میکنم بر تو سفارش به حسین و به حسن

مسجد و منبر و ویرانه و چاه و صحرا

هر کجا بود سخن بود زمظلومی من

مسجد کوفه خموش است چراغش (میثم(

کو علی تا که کند بیت خدا را روشن




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


در چشم تو اشک حلقه بسته ست علی

شمشیر به فرق تو نشسته ست علی

در كوفه سر تو را شكستند ولی

در كوچه غرور تو شكسته ست علی




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


شمشیر بر فرقم بزن از خویش بی تابم

دل سمت بالا می کند هر روز پرتابم

از چاه لبریز است دنیایی که زهرا نیست

فزت و رب العاشقی ای عشق دریابم




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


علی دست تو را خوانده است دنیا

تو را از خویشتن رانده است دنیا

برایش سفرۀ رنگین مچینی

علی مهمان ناخوانده است دنیا




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کشتی عالم ایجاد به موج  خطر است

چرخ را توطئه ای باز مگر زیر سر است

کوفه از نقشه شوم دگری باخبر است

دل شب جانب مسجد شبحی رهسپر است

تیغ در جامه نهان جانب مسجد پوید

گام گاهش سخن از فاجعه ای می گوید

شرر از فاجعه برق نگاهش ریزد

تیره گی از دل تاریک و سیاهش ریزد

خشم دادار ز تصمیم گناهش ریزد

آسمان خون بنگر بر سر راهش ریزد

با شتاب از همه جا روی به مسجد آرد

نقشه ریختن خون علی را دارد

کاش گردد ز سماء صاعقه نازل امشب

کاش از پنجه غم پاره شود دل امشب

یا سر راه بگیرید به قاتل امشب

یا علی را بنشانید به منزل امشب

چه به تعجیل زره مهر جفا نتاب آید

نگذارید که مولا سوی محراب اید

آسمان ناله خدارا ز دل تنک بزن

شیشه عمر قدر را ز قضا سنگ بزن

کوف اتش بخود از بردن این ننگ بزن

حلقه در به کمربند علی چنگ بزن

مرغکان سخت بمنقار عبایش گیرید

ورنه فردا همگی نوحه برایش گیرید

مظهر صبر خدا داده ز کف تاب امشب

چه به تعجیل رود جانب محراب امشب

چشم خود پور مرادی زده بر خواب امشب

تا به تیغش دهد از خون علی آب امشب

امشب از اشک رود هستی عالم بر اب

مسجد کوفه بخود ای و علی را دریاب

شده نزدیک که طوفان همه جا را گیرد

زلزله قامت ارکان هدی را گیرد

موج خون دامن محراب دعا را گیرد

یک نفر نیست ره شیر خدا را گیرد

منبر و مسجد و محراب بر آرید خروش

آخر ای مسجدیان از چه نشستید خموش

آه مولا بسوی بیت خدا گام نهاد

پای در قتلگه خویش سر انجام نهاد

داغ هجران بدل امت اسلام نهاد

دست بر گوش قدم بر زبر بام نهاد

گویی آخر سخنش را بجهان می گوید

نه چه جانسوز و دل انگیز اذان می گوید

عاشق این است که از شوق وصال یارش

خصم را خواند و از خواب کند بیدارش

خبر از سر ضمیرش دهد و از کارش

تا به تاخیر نیفتد شرف دیدارش

زودتر از همه بشتابد و قامت بندد

نشود قامت او دست قیامت بندد

اوست آرام ولی ارض و سماء می لرزد

جز دل او عالم همه جا می لرزد

مسجد و منبر ومحراب و دعا می لرزد

دست و تیغی است که در موج فضا می لرزد

جان حق د رخطر افتاده خدا می داند

یک نفر نیست که تیغ از کف او بستاند

آسمان شعله ، فضا دود ، زیمن زلزله شد

عالم نا متناهی همه جا ولوله شد

کوفه تنها نه که در عرش بپا غلغله شد

حامل وحی بفریاد در ان مرحله شد

شاهد حسن خدای ازلی را کشتاد

آه ای مسجدیان آه علی را کشتند

این نظام است که یکباره بهم افتاد

یا وجود است که در بیم عدم افتاده

لوح آغشته به خون گشته قلم افتاده

علی از پای به شمشیر ستم افتاده

رفته از هوش و همه دیده بسویش دارند

شاید از اشک حسن باز بهوشش  آرند




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


مهمانِ دختر است علی ، جز نمک نخورد

یک ظرف شیر بود ولی جز نمک نخورد

دختر به گریه گفت که مهمانِ من مرو

شالش گرفت حلقه‌ی در : جانِ من مرو

پیش یتیمها پدری سر به زیر رفت

این بارِ آخر است که با ظرف شیر رفت

مسجد رسید روضه‌ی خود را به پا کُنَد

مسجد رسید قاتل خود را صدا کند

تا ضربه خورد بغض پریشانی‌اش شکست

تا ضربه خورد صفحه‌ی پیشانی‌اش شکست

جبریل پیشِ ضربه‌ی او شهپرش گرفت

از بس شدید بود که زهرا سرش گرفت

اُفتاده است بر رویِ سجاده پیکرش

اُفتاده مثلِ فاطمه‌اش وای با سرش

محراب غرق آتش و سیلی و دود شد

سر ضربه خورد گوشه‌ی چشمش کبود شد

خم شد گمان کنم که به دیوار خورده است

شاید به پهلویش نوکِ مسمار خورده است

خون می‌چکید از سر و روی و محاسنش

زهرا رسیده بود ، در آغوش محسنش

رویِ عبای سرخ ولی خانه میرود

چشم انتظار دارد علی خانه میرود

آهسته گفت آه عبا را رها کنید

زینب دَمِ در است مرا روی پا کنید

ماندم حسن که زیر بغلهاش را گرفت

یا باز چشم زینب کبراش را گرفت

اینبار شُکر که زینب عبا ندید

اینبار شکر که او بوریا ندید




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


مهمان من! حال خوشی امشب نداری

بابای زینب! از چه دائم اشکباری

عمری کنار سفره ات آرام بودم

حالا کنار سفرۀ من بیقراری؟

بابا بجان مادرم آرامتر باش

هِی لقمه بر میداری و هِی میگذاری

پیش منی، اما حواست جای دیگر

انگار چشم از چشم زهرا بر نداری

بر آسمان، خیره شوی با چشم گریان

گویا که هردم مرگ را در انتظاری

کاش این نمازِ صبح را با هم بخوانیم

مسجد مرو با این هوای اضطراری

عمّامه را محکم اگر بر سر نَبندی

بر معجرم دیگر نمانَد اعتباری

امشب سرت یک ضربه خواهد خورد، اما

هجده سرِ بر نیزه در راه است، آری

محراب اگر در خون شود امشب شناور

گودال را دریای خون سازند، جاری

زخمت هزار و نهصد و پنجاه، زخم است

آیا پس از تو با حسینَت، نیست کاری؟

کوفه ز یک تیغَش هزاران نیزه بارد

تا نیزه بارانش نمانده، روزگاری

ما بار میبندیم از این شهر، اما

بر ناقۀ عریان رسد روزِ سواری

ما را چهل منزل اسیری می کشانند

بی آنکه بگذارند جای سوگواری




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


ندارد قلبش آرام و شکیبی

به لب دارد عجب أمن یجیبی

چه کردی با دل پر درد مولا

غریبی، ای غریبی، ای غریبی

***

غمش هر دیده را خونبار می‌کرد

اگر یاد از در و دیوار می‌کرد

براى خاطر زخم دلش بود

که با نان و نمک افطار می‌کرد

***

اسیر رنج و غربت بود یک عمر

دلش لبریز حسرت بود یک عمر

على حاجت‌روا شد امشب ای تیغ

که بی‌تاب شهادت بود یک عمر

***

دل عالم از اندوهت لبالب

نگاهی کن به بی‌تابی زینب

تمام شهر دلتنگ است مولا!

بخوان مولای یا مولای امشب




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


هزار سال اگر اعتکاف بردارد

نیامده است دل از اختلاف بردارد

به مسجد آمد و شمشیر در عبا پنهان

نداشت وقت که حتی غلاف بردارد

برای یوسف شبهای قدر تیغ آورد

نیامده است که با خود کلاف بردارد

مگر بگیرد از او انتقام در محراب

که حیدر است و نمی شد مصاف بردارد

علی شناس نبودند با وجود علی

بنا نبود که دین انحراف بردارد

علی است اینکه به محراب ایستاده به عشق

سزاست قبله بیاید طواف بردارد

علی است اینکه حریفش نمی شود هرگز

تمام کفر اگر ائتلاف بردارد

شکافت کعبه برای علی همین کافی است

ز کینه فرق علی هم شکاف بردارد 




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-شب نوزدهم


یک عمر از غم روزگاری نیلگون داشت

بر مژه هایش رشته های اشک و خون داشت 

دیگر گلی روی لبش هرگز نرویید

برگونه اما لاله های واژگون داشت

دلتنگ زهرا بود و میزد دست بر هم

روی لبش انا الیه راجعون داشت

بر دوش او هفت آسمان آوار غم بود

تا بود زهرا خانۀ حیدر ستون داشت 

پشت سرش زینب به گریه آب می ریخت

پشت مسافر آب پاشیدن شگون داشت

خاکی که می بوسید رد پای او را

گریه ز نون والقلم ، مایسطرون داشت

از فرق سر باید برون ریزد غمش را

از غصه ها آتفشانی در درون داشت 

خود ره نشان تیغ قاتل داد انگار

سر گشته ای را سوی مقصد رهنمون داشت 

رنگش عوض می شد ناگه صیحه میزد

گویا فلک از رفتن حیدر جنون داشت 

در راه مسجد تا به خانه گریه می کرد

از خاطراتش چشمهایی لالگون داشت

یاد زمانی که زنی پهلو شکسته

در جای جای خاک کوچه رد خون داشت




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/03/13 | 02:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت- دودمه


آن قلافی که به کوچه بازوی زهرا شکست

وا مصیبت زین عزا

تیغ آن محراب کوفه فرق حیدر را شکست

وا مصیبت زین عزا

***

درد پنهان علی امشب مداوا می شود

ناله برپا می شود

با رُخی غرق به خون مهمان زهرا می شود

ناله برپا می شود

 




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم-مصیبت حضرت زینب(س)


چه درهم کرده قاتل مصحف قرآن زینب را

به خانه برده اند از سوی مسجد جان زینب را

همه با چشم گریان می روند از خانه ی مولا

چه می فهمد کسی حال دل ویران زینب را

تمام دختران بابایی اند و خوب می فهمند

چگونه این غم عظمی شکست ارکان زینب را

دل بی رحمِ شهر کوفه بنگر خوب، شاهد باش

که این داغ و بلا هم کم نکرد ایمان زینب را

اگر خواهی ببینی روح زهرایی زینب را

ببین پای ولی، قربانیِ طفلان زینب را

الهی بگذرد این غصه و یک لحظه هم دیگر

نبیند شهر کوفه دیده ی گریان زینب را

الهی این برادرها همیشه محضرش باشند

کسی خاکی نبیند لحظه ای دامان زینب را

الهی تا نبیند آسمان کربلا بر نی

سرِ از تن جدای دلبر عطشان زینب را




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 06:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح در ماه مبارک


قلّۀ ماه مبارک،لَیلةُ القَدرِ نبی است

فاتحِ قلّه یقیناً،لَیلةُ البَدرِ علی است

روح و جانِ لیلةُ القدرِ نبی هم،فاطمه ست

علت پیروزیِ بدرِ علی هم،فاطمه ست

این شب بدرِ علی،این باده،جام کوثر است

ذکر زهرا،یاامیرَالمؤمنین یا حیدر است

چیست طوفانی که آمد در شب بدرِ علی

این همان ذکری که شد ذکرِ شب قدر علی

ذکر یازهرا و یاحیدر به لبهای مَلک

چون نسیمی می وَزد از اهلِ جنت بر فلک

اَصلُها ثابت حکایت کرد، ریشه با علیست

بدر ثابت کرد،نصرت چون همیشه با علیست

چون علی را دید،پیغمبر به دوشش،مَشکها

همچو باران ریخت،از شوقش،به رویَش،اشکها

یادم آمد روضه ای،از اشکِ ساقیِ حسین

مشکِ ساقیِ پیمبر،مشکِ ساقیِ حسین

نصرت حیدر کجا و نینوا، عباس،آه

بَدریون سیراب اما کربلا، عباس،آه

کودکان در خیمه میگویند ساقی! اَلعطش

بهر اصغر آب میجویند، ساقی! اَلعطش

تشنه لب طفل رباب و وای از قحطیِ آب

آب، نایاب و عتاب و وای از قحطیِ آب

چشمِ سالار حرم را دور دیدند،کوفیان

پس بساط بغضِ خود را جور دیدند،کوفیان

بغضِ روز بدر آمد،دستها سیلی شدند

کینۀ دیرینه آمد،چهره ها نیلی شدند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)،  بعد از شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/23 | 03:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


به سجده گاه سر بندگی چنان بگذارد

که عشق را همه انگشت بر دهان بگذارد

تمام شب پی نام و نشان فقر بگردد

که بی نشان در هر خانه آب و نان بگذارد

غمی که محرم آن نیست گوش خلق جهان را

عجیب نیست که با چاه در میان بگذارد

صدای شیون گلدسته های شهر بلند است

علی به خانه نشسته، اگر اذان بگذارد

به انتقام عدالت، زمانه تیر عداوت

کمین نشسته که ناگاه در کمان بگذارد

به نعره بر سر فرقش نشاند تیغ و ندانست

که داغ بر دل شمشیر بی زبان بگذارد

دویده زهر چنان در تنش که شیر محال است-

افاقه ای بکند، هر قدر توان بگذارد

به وصل یار چنان دارد اشتیاق که حاشا

که شیرخواره به پستان چنان دهان بگذارد

اگرچه عرش بلند است، پیش پای کمالش

به خاک هم نرسد، هرچه نردبان بگذارد

مباد اینکه شود کوفه رو سپید تر از ما

اگر که غیرت ما را به امتحان بگذارد...




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/23 | 01:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.