تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ضربت خوردن امام علی(ع)

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای تیغ مرا لبالب از یارب کن

ای تیغ بیا و راحتم امشب کن

بشتاب و سر مرا شکاف اما باز

رحمی به دل سوخته ی زینب کن

***

ای تیغ زمان زمانه ی نیرنگ است

بشکاف سرم که سینه ام خون رنگ است

یک بار نشد که سیر رویش بینم

بشتاب دلم برای محسن تنگ است

***

ای تیغ پر پرزدنش را بزنند

آن مرغ که قید ماندنش را بزنند

ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد

مردی که به پیش او زنش را بزنند

***

امروز نه آن دم علی از پا افتاد

تا خانم من زیر قدم ها افتاد

یک شهر برای بردنم رد میشد

از روی دری که روی زهرا افتاد

***

ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز

او خورد زمین و من بریدم آن روز

از پهلوی میخ کوب زهرا آن روز

با دست خودم میخ کشیدم آن روز




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


با کوله بار نان , شبِ آخر قیام کرد

مردی  که هرچه داشت به کف وقف عام کرد

یک در میان جواب سلامش نمی رسید

آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید

او باز هم مقابلشان احترام کرد

از غربتش به قول خودش بس، که روزگار

با مرتضی معاویه را هم مقام کرد

بر دوش اوست چرخش دنیا  ولی بر آن

طفلی نشست و حس نشستن به بام کرد

بعد از نماز نافلۀ شب بلند شد

سمت مدینه فاطمه اش را سلام کرد

با این سلام روضه آخر شروع  شد

با خاک های چادر زهرا تمام کرد

غمگین  ترین امیر، الهی که بشکند

دستی که خنده را به لب تو حرام کرد

هفت آسمان به جوش خروش آمده مرو

آن را علی به گوشه ای از چشم رام کرد

جای  صلات ماذنه  با صوت مرتضی

حی العزای علی را پیام کرد

بیدار کرد قاتل خود را  که حاضرم...

با شوق خویش خون خودش را به جام کرد

تا ضربه خورد عالم آدم  به سر زدند

در عرش و فرش گریه خواص و عوام کرد

تا ضربه خورد خنده به لب های او نشست

گویا به زهر تیغ عسل را به کام کرد

دستی به روی دوش حسن تا به خانه اش

هر کوچه را  به خون سرش سرخ فام کرد

درخانه زینب است رهایم دگر کنید

آری رعایت دل او را امام کرد

زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس

روی جبین دختر خود استلام کرد

آری رعایت دل زینب سفارش است

وای از دمی  که بنت علی رو به شام کرد

ان دختری که سایه او هم ندیدنی است

چشمان بد  به دور و برش ازدحام کرد

یک بی حیا که دید کنیزی نمی برد

از آل مرتضی طلب یک غلام کرد




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 05:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


نه اینكه بالا برده ست  تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند  خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دوتا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود والا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود : لا فتی الا...

كه تا حساب تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

انگار که با فاطمه دیدار می کرد

هی شیر را از پیش خود می زد کنار و

هی دخترش با چشم تر اصرار می کرد

در آسمان انگار چیزی تازه می دید

با اشک دیده چشم را خونبار می کرد

در خاطرش پیراهنی پر ماجرا داشت

که این جهان را بر سرش آوار می کرد

امشب ز شب های دگر مظلوم تر بود

این را اذان، وقت سحر اقرار می کرد

دنیا برایش صحنه های پر زغم داشت

که هر سحر را مثل شام تار می کرد

این پیر مردی که غرورش را شکستند

انا الیه راجعون تکرار می کرد

دلتنگ محسن بود این شب های آخر

گریه به پهلو و در و دیوار می کرد

قلابِ در وقتی که بوسه زد به شالش

یاد غلاف و زخم دست یار می کرد

از بسکه دلتنگ نگاه همسرش بود

او ابن ملجم را خودش بیدار می کرد

همراه زینب دخترش محراب کوفه

گریه برای حیدر کرار می کرد




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


غم ، از غم صدای شما گریه می کند

سر روی شانه های شما گریه می کند

شب که پناه می بری از بی کسی به چاه

مهتاب پا به پای شما گریه می کند

کوفه مدینه نیست ! ولی کوچه ، کوچه است

هر وصله ی عبای شما گریه می کند

یک کیسه ی قدیمی نان و رطب مدام

دنبال ردّ پای شما گریه می کند

مهمانی آمدی، کمی از شیر هم بخور

ظرف نمک برای شما گریه می کند

دستم به دامنت، نرو بدبخت می شوم

پشت سرت گدای شما گریه می کند

ازداغ موی سوخته ی پشت در، هنوز

گیسوی بی حنای شما گریه می کند




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


خون دل های علی گل کرد برفرق سرش

می برد این دستۀ گل را برای همسرش

آنکه عمری کرد دلجوئی ز پا افتاده را

حال می ریزد گل از خون در میان بسترش

مسجد و محراب و منبر در فروغی از خلوص

محشری دیدند در حال نماز آخرش

بعد زهرا با همان عشق و محبت بارها

دید زهرا را ولیکن در نگاه دخترش

کم کم از پا می فتاد این شمع و از غم زینبش

بال و پر میزد چنان پروانه در دور و برش

گفت عباسم علمدار حسین من تو باش

این وصیت نامه را بنوشت با چشم ترش

گفت با پروانه های خویشتن پنهان کنند

همچو زهرا نیمه شب در خاک غم خاکسترش

پر شد از شهد شهادت تا که جامش عشق گفت

ساقی کوثر رود امشب به سوی کوثرش

از سخن گفتن «وفائی» گر که کم کم شد خموش

قطره قطره اشک می افتاد روی دفترش




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 04:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت


نامش به لب اهل نیاز است علی

 بر خلوتیان محرم راز است علی

 در مسجد کوفه چون شهیدش کردند

 گفتند: مگر اهل نماز است علی؟!




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/05/6 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا

 ای خندۀ غنچه ای که نشکفت بیا

 دیوار و در کوفه زبان شد که مرو

 امّا چه کنم فاطمه می گفت بیا




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


از سر شانه ی در حال نماز سحرش

چقدر بال ملک ریخته تا دور و برش

او بزرگ است و در این خاک نمی گیرد جا

آسمان است و رسیده است زمان سفرش

همه ی شصت و سه سالش به غریبی طی شد

می رود تا که خدایش نکند بیشترش

یاد شرمندگی از فاطمه می اندازد

به خداوند قسم دیدن چشمان ترش

ایستاده است کسی پشت در خانه ی او

جبرئیل آمده انگار به مسجد به برش

سحر نوزدهم خانه ی دختر برود

آنکه دلسوز ترین است برای پدرش

دخترش نیز یقین داشت شب آخر اوست

کاسه ی آب نپاشید اگر پشت سرش

همه مبهوت و همه محو نمازش بودند

کاش این منبر و محراب نمی زد نظرش

این طرف دست توسل به عبایش که بمان

آن طرف حضرت صدیقه بود منتظرش

***

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 06:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


در شب بهت چشم عرش خدا

پدری مهمان دختر بود

مثل هر شب دوباره نان و نمك

وقت افطار سهم حیدر بود

 

در گلویی كه استخوان مانده

 بغض دلتنگیش ترك برداشت

با تماشای اشك و آه پدر

چقدر اضطراب دختر داشت

 

اضطراب زمان كودكیش

متولد شد از دو چشم ترش

در نگاهش تجسم مادر

 خیره مانده به رفتن پدرش

 

مرد بی فاطمه به روی لبش

 آیه های وداع می خواند

آسمان را نگاه می كند و

 درد او را كسی نمی داند

 

دلش از دست زندگی پر بود

 سمت مسجد روانه شد بابا

عزم خود جزم كرد و راه افتاد

زیر لب گفت آه یا زهرا

 

ناگهان آسمان به خود لرزید

 به سرش ضربه ای فرود آمد

صورتش روی جانماز افتاد

 مرتضی باز به سجود آمد

 

عاقبت همنشین دلتنگی

راحت از بغض بی كسی ها شد

استخوان سرش شكافی خورد

 زخم سربسته ی علی وا شد


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


امشب علی می بیند اشک دخترش را

در کوفه می گوید اذان آخرش را

مرغابیان خانه دامن را نگیرید

خالی کنید ای عرشیان دور و برش را

روی لبش انّا الیه راجعون است

بر آسمان ها دوخته چشم ترش را

با رفتن بابا خدا می داند و بس

در خانه بی تابی قلب دخترش را

ای ابن ملجم زودتر از جای برخیز

او قصد دارد که ببیند همسرش را

دلتنگ مانده تا ببیند بار دیگر

رنگ کبود صورت نیلوفرش را

حالا علی را سوی خانه می برندش

جبریل می گیرد کمی زیر پرش را




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


فلک امشب نسیمی سرد دارد

زمین از غصه رنگ زرد دارد

بیا ای دل بنالیم و بگرییم

هوای کوفه بوی درد دارد

***

خدایا این جماعت خودپرستند

به روی دین و قرآن دیده بستند

پس از بشکستن پهلوی زهرا

سر مظلوم عالم را شکستند

***

ز خون محراب را گلپوش کردند

جهان را با غمی همدوش کردند

چه تاریک است دل ها ای دریغا

چراغ عشق را خاموش کردند




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


رمضان بود و شب نوزدهم

ام كلثوم كنار پدرش

سفره گسترده به افطار على

شیر و نان و نمك آورد برش

میهمان، مظهر عدل و تقوى

میزبان، دختر نیكو سیرش

على آن مرد مناجات و نماز

چونكه افتاد به آن ها نظرش

چشمه هاى غم او جوشان شد

ریخت زان منظره اشك از بصرش

گفت: در سفره من كى دیدى

دو خورش، یا كه از آن بیشترش

نمك و شیر، یكى را برگیر

بنه از بهر پدر، آن دگرش

شیر حق، عاقبت از شیر گذشت

كه بشد نان و نمك، ماحضرش

حیدر از شوق شهادت، بیدار

در نظر وعدۀ پیغامبرش

كه شب نوزدهم، از رمضان

رسد از باغ شهادت، ثمرش

بى قرار و نگران بود على

چون مسافر كه به آخر سفرش

گاه از خانه برون می آمد

تا كى از راه رسد منتظرش

گه به صد شوق، نظر می فرمود

به سما و به نجوم و قمرش

گاه در جذبۀ معراج نماز

بیخود از خویش و جهان زیر پرش

چه خبر داشت خدایا آن شب

كه على در هیجان از خبرش

ام كلثوم غمین و نگران

كاین شب تار چه دارد سحرش ؟

گشت آمادۀ رفتن حیدر

مضطرب دختر خونین جگرش


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


به خون شستند نامردان رخ مرد دو عالم را

به پا کردند در ماه خدا شور محرّم را

سیه کردند از دود ستم رخسارۀ گردون

در افکندند از پا قامت عدل مجسّم را

ندا برخاست کز ختم رسل کشتند در سجده

وصیّ و جانشین و یاور و داماد و بن عم را

به مزد آن همه احسان و لطف و مهربانی ها

به محراب دعا کشتند آن مظلوم عالم را

مروّت بین فتوّت بین عنایت بین کرامت بین

تفقّد می کند با روی خونین ابن ملجم را

بپوش ای آسمان بر پیکر خود جامۀ ماتم

که زینب در بغل بگرفته امشب زانوی غم را

ز اشک سرخ و رنگ زرد و رخت نیلگون از غم

چه رنگین کرده اند امشب یتیمان سفرۀّ هم را

به خرما نیست حاجت محفل اطفال را دیگر

که نقل مجلس خود کرده اند اشک دمادم را

بغیر از یا علی ذکری ندارد بر زبان هرگز

سر دار غمش گر دست و پا بُرند میثم را




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


ای شب امشب چه صفایی داری

تا سحر حال و هوایی داری

دامنت فیض حضور است همه

سینه‌ات محفل نور است همه

اخترانت همه مصباح هدا

نفست زمزمۀ انس خدا

روزها را به شبستان تو رشک

دامنت آمده لبریز ز اشک

خون دل میوۀ نخلستانت

زخم دل گشته گل بستانت

نخل‌ها را به فلک دست دعا

اخترانت همه سرمست دعا

همگان محو جمال ازلی

همه مشتاق مناجات علی

علی آن شعله که در تاب شده

همه شب سوخته و آب شده

آه یک عمر نهان در سینه

شسته از خون جگر آیینه

شهریاری دل شب خانه به دوش

چهره پوشیده و در کوچه خموش

لحظه لحظه غم عالم خورده

تا سحر شام یتیمان برده

رهبر و سید و مولا و امیر

کند از لطف، تواضع به فقیر

ساکن خاک، ولی عرش عظیم

لرزه بر قامتش از اشک یتیم

در سماوات و زمین کارآگاه

همدم کودک و هم صحبت چاه


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


چه می شد آه اگر کوفه آفریده نمی شد

که هیچ نقشۀ شومی در آن کشیده نمی شد

چه می شد، آه خدایا، حصار حوصله ی شهر

به گرد این همه بی غیرتی تنیده نمی شد

نفاق خیمه نمی زد به دشت عادت مردم

و روح جاری نفرین در آن دمیده نمی شد

چه می شد، آه که طغیان کینه ورزی این شهر

برای فرق علی، تیغ زهر دیده نمی شد

درخت سبز عدالت، در آن سکوت مکدّر

برای صاعقه این گونه برگزیده نمی شد

و در مساحت آن اتفاق سرخ و مه آلود

صدای پای علی نیمه شب شنیده نمی شد

و آفریده شد این شهر، غرق یک غم مرموز

به جز فریب در این شهر اگرچه دیده نمی شد

ورق ورق همه تقویم شرم و بدنامی است

چه می شد آه اگر کوفه آفریده نمی شد!




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


کعبه دل پهناورت را می شناسد

این خانه عطر مادرت را می شناسد

شق القمر یعنی تو و ابروی خونین

محراب عمق باورت را می شناسد

هرچند نیلی مانده سیلی بر تن گل

کوچه غرور همسرت را می شناسد

سنگ وکفن، تابوت و تیر، آه از دلت آه

تاریخ زخم حنجرت را می شناسد

از سنگ های نینوا خون می تراود

شش گوشه های پیکرت را می شناسد

خورشید هر مغرب طلوعی سرخ دارد

یعنی حسین بی سرت را می شناسد

در خود فرات از تشنگی لبریز مانده است

تا حسرت ِ آب آورت را می شناسد

این ابرهای تا ابد آبستن از اشک

خون گریه های دخترت را می شناسد

پرواز کن کوفه پر از چنگال گرگ است

این آسمان بال و پرت را می شناسد

خاک از قدم های تو امشب می گریزد

مسجد نماز آخرت را می شناسد

میعادگاه عاشقان دلشکسته است

چاهی که چشمان ترت را می شناسد




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/5 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شب ضربت خوردن


گفتم بیا که با من دل خسته سر کنی

حقش نبود دختر خود خون جگر کنی

شرمنده ام ز طرز پذیرایی ام مکن

افطار خویش را ز چه رو مختصر کنی؟

اصرار من به ماندن تو فایده نداشت

تو می روی که قصد نماز سحر کنی

این قدر با نگاه خودت آتشم مزن

قصد تو چیست؟ این که مرا شعله ور کنی؟

ابرو شکسته! زائر پهلو شکسته ای

دیدار با شهیده دیوار و در کنی

بعد از تو کوفه حرمت ما را نگه نداشت

از اهل خویش بلکه تو دفع خطر کنی




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-رباعیات شهادت-شب قدر


شد چاه شبیه مدی از آه، علی

با آه شبانۀ تو همراه، علی

عمق غم تو که چاه دید، آه کشید

مثل تو کشید آه و شد چاه، علی

×××

مشتاق تو ماند آسمان، چشم به راه

مبهوت زمین است و زمان، چشم به راه

این است بهشت، با ملک، حورالعین

وآن: فاطمۀ تو، هم چنان چشم به راه

×××

منشق شده ماه از جبین در شب قدر

خورشید به خون نشسته بین در شب قدر

زخم است به سر گرفته، جای قرآن

تقدیر علی است این چنین در شب قدر...

×××

خم کرد ز غصه، پشت دنیا را تیغ

بر خاک نشاند فرق دنیا را تیغ

جبریل ز غم کوفت به هم دست دریغ

آن دم که شکافت فرق مولا را تیغ

×××

ای صبح به سجدۀ صلاتم برسان

مشتاق لقایم و براتم برسان

خضر رهم و تشنه میان ظلمات

ای تیغ، به چشمۀ حیاتم برسان

×××

شد او همه «هو» فزت و رب الکعبه

گلگون شده رو، فزت و رب الکعبه

با بغض گلوگیر «وفی الحلق شجی»

شد نغمۀ او: فزت و رب الکعبه




موضوع: شهادت امام علی(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/19 | 10:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


زمین چه جای غریبی ست وقتی از دنیا

فقط تمام نگاهت به آسمان باشد

خودت بزرگترین علت زمان باشی

ولی تواضعت اندازه ی جهان باشد

خودت غریب ترین بنده ی خدا باشی

به درد بی کسی و عشق مبتلا باشی

نگاه گرم و دل آسمانیت اما

امید خاطر رنجور این و آن باشد

تمام آینه هایِ کنار تو یک بار

درست لحظه ی تنهائیت شکسته شوند

همیشه بغض زمین، ابر آسمان بشوی

همیشه اشکِ تو در چاه ها روان باشد

شبانه نور بپوشی به شهر سر بزنی

شبیه یک پدر ناشناس در بزنی

در انتظار بمانند سفره های سحر

و دست های تو سرشار از عطر نان باشد

به نخل ها بنویسی همیشه دردت را

به آسمان بدهی دست های گرمت را

و بار غصه ی شهری به دوش بگذاری

که باز خنده ی تو سهم دیگران باشد

و عاقبت سحری، آخرین وضویت را

بسازی و بزنی فالِ آرزویت را

طنین مأذنه ها تا رسد به اشهد تو

صدای گریه ی خورشید در اذان باشد

صلات نور به قد قامتِ سفر برسد

رکوع عشق و سجود وداع سر برسد

سحر به قافله ی شیعیان خبر برسد

خبر، شروع غم انگیز یک خزان باشد

نشسته اند تمامی دیوها به کمین

جهان، اسیر شده بین مردم بی دین

به تاج و تخت بنازند ناکسان زمین

ولی خلیفه ی محراب قهرمان باشد

×××

با تشکر از سرکار خانم باختر برای ارسال این شعر




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/16 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

تیغی فرود آمد و فرقت شكست آه

فرقت شكست و موی تو در خون نشست آه

خون قطره قطره از تب پیشانی ات گذشت

چشم تو را در آن سحر تیره بست آه

دوران ناب ساغر عمرت به سر رسید

دیگر خمار مرگ شد آن چشم مست آه

زخم سرت عمیق شد اما تو را نكشت

آری تو را كه طاقت این درد هست، آه

از آن دمی كه ماه تو در خاك و خون نشست

در بین كوچه آینه ی تو شكست آه

زخم دل تو سر زد و جان تو را گرفت

زخمی كه بر نداشت دمی از تو دست  آه

حالا دوباره همدم زهرای خود شدی

دیگر بس است ناله و دیگر بس است آه




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


آن که امشب در تب وصل خداست

سفره دار مردمان بی نواست

آن که گوید راز دل را با زمین

نیست مردی جز امیر المومنین

پُر شده گوشِ تمامی فلک

از صدای لطمه ی خیلِ مَلک

مرد می آید به سوی سجده گاه

ماه می گوید که بر بندید راه

در میان کوچه، بالِ جبرئیل

بسته راه رفتنِ پیرِ دلیر

کی خدای بیت! راه بیت گیر

دست ما بر دامن پاکت امیر

عالمی را غرقه در ماتم نکن

سایه ات را از سرِ ما کم نکن

یا به تنهایی مرو مولای من

یا کسی بفرست دنبال حسن

دستِ هستی شد گره بر دامنش

بادها بستند راهِ رفتنش

نوح آمد با تمام انبیا

مرتضی در ازدحام انبیا

هر یک از خیل رسل تا می رسید

آستینش یا عبایش می کشید  


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


ترتیل بیا به گریه خوانیم

سیل از رخ هر دو دیده رانیم

امشب شب گریه است و ناله

داغ است به دل به سان لاله

اى واى شکسته کاسۀ جم

از ضربتِ تیغ ابن ملجم

گویا که چو فرق فجر بشکفت

آن ضارب تیغ یا على گفت

با نیل رقابتى مگر داشت

فرقى که شکاف تیغ برداشت

آن روز على نبود در خاک

افلاک فتاده بود بر خاک

آهنگ حزین فُزْتُ یا رب

پیچید در آسمان در آن شب

خندید به تیغ فرق دریا

بشکفت دریغ فرق دریا

هستى همه هستى اش ز کف داد

روزى که على به خاک افتاد

ترتیل بیا به گریه خوانیم

خون از دل هر دو دیده رانیم

خون گریۀ ماست زاد توشه

از گوشۀ چشم، خوشه خوشه  


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

ادا کردنـد هنگـام عبــادت حـق مـولا را

ز خـونش آبـرو دادنـد بیـت حـق ‌تعالی را

از آن فزت برب الکعبه گفت و چشم خود را بست

که بعد از فاطمه زندان خود می‌دید دنیا را

میـان دوستـان هـم انفـرادی بود زندانش

چو شمع انجمن کشتنـد آن تنهای تنها را

ز جبریل امین برخواست این فریاد بر گردون

الا یا اهـل عالـم تسلیت، کشتند مـولا را

علی بی‌هوش در محراب خون افتاده بود اما

به زخم خویش حس می‌کرد اشک چشم زهرا را

دوباره از درون زخم او فـواره مـی‌زد خون

ز رویش هر چه یاران پاک می‌کردند خون‌ها را

الهی تا قیـامت خـون بگرید چشم زیبایی

که از خون لاله‌گون کردند آن رخسار زیبا را

حسن جان! فرق مولا را بپوشان پاسداری کن

کـه چشـم دختـر زهـرا نبینـد زخم بابا را

سلام سجـده تـا صبح جزا تقدیم مظلومی

که بخشید آبرو با خون خود شب‌های احیا را

گنه کردی مشو مأیوس از عفو خدا «میثم!»

علی با چهرۀ خونین شفاعت می‌کند ما را




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/15 | 04:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

که دیده در دل محراب پیکری خونین؟

میان شور و شرر سجده با سری خونین

برای وسعت هفت آسمان تداعی شد

دوباره قصه ی پرواز با پری خونین

و رفت باغ به تاراج نهروانی ها

نشست زخم تبر بر صنوبری خونین

زبان روزه نماز پر از جراحت را

سلام داد از اعماق حنجری خونین

بدون شک متولد شده ست این فتنه

از آتشی که زد ابلیس بر دری خونین




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/31 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

 

در خـانه مـولا نـیست، یـك خــاطر شــــاد امشب

آن قـــامــت هم چون ســرو، از پـاى فـتاد امشب

بر فـــرق ســر عـــالم، خـــاك غـم و ماتم ریخت

از ضـــــربـت ‏شـــمشــیر فرزنــد مراد امشـــــب

در كــوفـــه زخــــم آلـود، هر جـــا كه یتیــــــمى بود

بــــارى ز غـم و حســرت، بر دوش نــهاد امشـــــب

دل ها همـه مـحزون اسـت، هر دیـده پـر از خون است

ایـن محــــنت عظــــــمى را بـر كوفـه كه داد امشب؟

محــراب عـلى از خـون، رنگـین شـده، واویـلا

در سوگ على چشمى، بى اشـك مـباد امشــب




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/05/29 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت

 

چشم هایش پر از تبسم بود

چشم نه آسمان هفتم بود

آسمان نه، شکوه این خلقت

در طلوع نگاه او گم بود

جبرئیل نگاه او هر شب

با خداوند در تکلم بود

تا سحر گونه های نمناکش

روی سجاده در تیمم بود

واژه هایم حکایت مردی ست

که دلش بی قرار مردم بود

نان جو خورد و سفره‌ی دستش

وقت اطعام دشت گندم بود

پدر مهربان این عالم

ریزه خوارش هزارها حاتم

چشم هایی پر از سحر دارد

آسمان آسمان سفر دارد

در کنار خرابه ها هر شب

مشت خاکی به زیر سر دارد

نان و خرما به روی دوشش تا

باری از دوش خلق بردارد

در دیارش غریب بی معناست

او ز حال همه خبر دارد

دیده‌ی روشنش گواهی داد

که به دلخسته ها نظر دارد

نگران سعادت خلق است

که چنین چشم های تر دارد

از همه از تمام خسته دلان

قلبی اما شکسته تر دارد

گوشه‌ی‌ خلوت غریبستان

در نگاهش غمی اگر دارد

خاطرات قدیمی شهریست

داغ هایی که بر جگر دارد

با غم و اشک و آه همراه است

آه سی سال هم دمش چاه است  


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 10:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

کوچه های ساکت کوفه به نام نخل هاست
ابن ملجم در کمین پشت تمام نخل هاست!
ماه تنها ماه باقی مانده از شب های قدر
همچنان تنها چراغ پشت بام نخل هاست
یک نفر در چشم هایش آسمان در جزر و مد
می رسد پژواک هر گامش سلام نخل هاست
*******
می رسد در چشم هایش آسمان در جزر و مد
در صدایش لحن زیبای اذان در جزر و مد
موج در موج نگاهش عارفان و عاشقان
بی زمان و بی مکان و بی نشان در جزر و مد
ناگهان شمشیر بالا رفت و پیغامی رسید
سجده کن فزت و رب... قرآن بخوان در جزر و مد
*******
ناگهان شمشیر بر فرق زمین آمد فرود
ماه در محراب کوفه غرق خون محو سجود
لحظه دیدار نزدیک است یا بنت نبی
لحظه دیدار نزدیک است ای یاس کبود
می رود آهسته آهسته یه سوی نخل ها
آن که مانندش نخواهد آمد و هرگز نبود
ماه زخمی چلچراغ پشت بام نخل هاست
  شهر خرما می دهد سوگ امام نخل هاست




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع) و حضرت زینب(س)-شهادت

 

از چه مهمان محاسن پیر من بابای من

هر کجا که حرف هجران است با من می زنی

یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان می کنم

بعد عمری آمدی و حرف رفتن می زنی

*

بعد عمری من فقط یک بار بر تو رو زدم

کم بگو، دست از سرم بردار زینب جان برو

می روی، باشد برو در خانه ی من هم نمان

خب به جای رفتن مسجد به نخلستان برو

*

حیف جای مادرم خالی است ور نه ای پدر

شک ندارم راه مسجد رفتنت را می گرفت

چادرش را بر کمر می بست و بین کوچه ها

پا برهنه می دوید و دامنت را می گرفت

*


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/05/28 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

می رود سمت مسجد کوفه

با دلی خسته از زمانه‌ی خود

خسته از کوفیان و بی دردی

غرق اندوه بی کرانه‌ی خود

 

می رسد با دل پر آشوبش

مرد غربت، انیس سجاده

هم دم چشم های بارانیش

می شود چشم خیس سجاده

 

رنگ دلتنگی شفق دارد

سال ها آفتاب چشمهانش

مصحفِ غربت و غم و درد است

صفحه صفحه کتاب چشمانش

 

گریه های شبانه‌ی او را

گونه‌ی خیس ماه می داند

شرح سی سال بی کسی اش را

دل بی تاب چاه می داند

 

سر خود را شب پریشانی

می گذارد به دوش نخلستان

می شود سوگوار چشمانش

دیده‌ی گریه پوش نخلستان  


ادامه این شعر

موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/27 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.